﻿1
00:00:17,980 --> 00:00:32,980
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:48,440 --> 00:01:51,360
<i>‫ جاده خالیه </i>
<i>‫ سرعتتون رو حفظ کنید، تمام </i>

3
00:01:51,360 --> 00:01:52,880
<i>‫ دریافت شد </i>

4
00:01:55,600 --> 00:01:57,760
‫خانوم انستیس بیچاره‌ست؟

5
00:01:57,760 --> 00:01:59,120
‫مزخرف نگو

6
00:01:59,120 --> 00:02:00,720
‫مثل من دیگه گیرش نمیاد

7
00:02:07,840 --> 00:02:10,360
‫خیلی دوست دارم زودتر برگردم خونه
‫و واسه اولین بار پسرم رو بغل کنم

8
00:02:10,360 --> 00:02:12,360
<i>‫ آماده باشید </i>
<i>‫ راه مسدود شده </i>

9
00:02:16,840 --> 00:02:19,640
<i>‫ یک مرد افغان درحال تعویض تایر </i>
<i>‫ تمام </i>

10
00:02:19,640 --> 00:02:21,760
‫هی

11
00:02:21,760 --> 00:02:23,280
‫ماشین رو جابه‌جا کن
‫برو

12
00:02:23,280 --> 00:02:25,200
‫سوار شو و برو کنار

13
00:02:25,200 --> 00:02:26,680
‫هوی

14
00:02:26,680 --> 00:02:28,360
<i>‫ وایسید، وایسید </i>

15
00:02:32,600 --> 00:02:34,080
‫هی، سوار ماشین شو

16
00:02:34,080 --> 00:02:36,120
‫دو بچه‌ی افغان توی جاده هستن

17
00:02:46,160 --> 00:02:48,760
‫سوار ماشین شو و تکونش بده
‫یالا

18
00:02:50,480 --> 00:02:54,040
‫مراقب باشید، مرد افغان در حال نزدیک شدن
‫به جلوی ماشین

19
00:02:56,120 --> 00:02:57,920
‫دریافت شد

20
00:02:57,920 --> 00:03:00,200
‫- ادامه بدید، راه بیفتید
‫- اطاعت

21
00:03:02,040 --> 00:03:03,440
‫نه، وایسا، وایسا!

22
00:03:03,440 --> 00:03:04,920
‫ترمز کن
‫نگه دار

23
00:04:07,320 --> 00:04:08,680
‫گروهبان استرایک؟

24
00:04:08,680 --> 00:04:09,920
‫استرایک، صدام رو می‌شنوی؟

25
00:04:11,360 --> 00:04:13,160
‫گروهبان استرایک، صدام رو می‌شنوید؟

26
00:05:52,330 --> 00:05:54,330
<i>من بیرون وشتی منتظرم
کجایی؟</i>

27
00:05:54,460 --> 00:05:56,460
<i>نزدیکم</i>

28
00:06:28,360 --> 00:06:29,800
‫ممنون

29
00:06:40,480 --> 00:06:42,080
‫چه امری داشتید؟

30
00:06:42,080 --> 00:06:43,800
‫ام...

31
00:06:43,800 --> 00:06:45,240
‫بله

32
00:06:45,240 --> 00:06:47,000
‫دوست دارم چندتا لباس امتحان کنم

33
00:06:48,880 --> 00:06:51,440
‫وای، خیلی بهتون میاد

34
00:06:53,720 --> 00:06:55,760
‫منتظر موندم تا برادرم برسه و ببینه

35
00:06:55,760 --> 00:06:57,080
‫واسه زنش می‌خوایم بخریم

36
00:06:57,080 --> 00:06:59,600
‫سبزه رو امتحان کن
‫فکر می‌کنم به رنگ پوستت بیشتر بیاد

37
00:06:59,600 --> 00:07:00,800
‫اونم...؟

38
00:07:00,800 --> 00:07:02,800
‫- سبزه...راستش خیلی خوشگله
‫- خیلی‌خب

39
00:07:05,520 --> 00:07:07,310
‫اون آدم معروفی بود که داشت می‌رفت؟

40
00:07:07,310 --> 00:07:08,320
‫نمی‌دونم

41
00:07:08,320 --> 00:07:10,360
‫کیارا پورتر که نبود، نه؟

42
00:07:10,360 --> 00:07:11,520
‫نه، اونو ندیدمش

43
00:07:11,520 --> 00:07:13,720
‫گرچه کیارا هر از گاهی میاد اینجا

44
00:07:13,720 --> 00:07:15,680
‫لولا لاندری هم زیاد می‌اومد اینجا، نه؟

45
00:07:15,680 --> 00:07:17,560
‫وشتی همیشه توی لیست خریدش بود

46
00:07:17,560 --> 00:07:19,840
‫یکی از ده تا کاری که توی لندن می‌کرد

47
00:07:21,340 --> 00:07:22,860
‫روزی که مُرد...

48
00:07:22,860 --> 00:07:24,300
‫اومد به همین اتاق

49
00:07:25,900 --> 00:07:27,660
‫نه بابا!

50
00:07:27,660 --> 00:07:30,300
‫مو به تنم سیخ شد!

51
00:07:33,580 --> 00:07:35,980
‫می‌دونی، میگن شبی که مُرده

52
00:07:35,980 --> 00:07:37,180
‫با دیبی مک قرار داده، اما...

53
00:07:37,180 --> 00:07:39,020
‫فکر نمی‌کنم لولا به ایوان خیانت می‌کرد

54
00:07:41,100 --> 00:07:42,260
‫چیه؟

55
00:07:42,260 --> 00:07:45,180
‫اتفاقا می‌خواست بکنه
‫باور کن

56
00:07:45,180 --> 00:07:46,820
‫اما اونکه عاشق ایوان بود!

57
00:07:46,820 --> 00:07:49,100
‫عکسای مراسم نامزدیشونو مگه ندیدی؟

58
00:07:49,100 --> 00:07:49,860
‫چرا

59
00:07:51,360 --> 00:07:54,080
‫خب من حرفاشون رو شنیدم

60
00:07:54,080 --> 00:07:55,480
‫حرفای کیو؟
‫لولا و ایوان؟

61
00:07:55,480 --> 00:07:58,200
‫نه نه، اون گاو بی‌ادب که همراهش آورده بود

62
00:07:58,200 --> 00:08:00,120
‫اما مل، صداشون رو روی گوشیش ضبط کرد

63
00:08:00,120 --> 00:08:01,760
‫- نه بابا!
‫- چرا

64
00:08:01,760 --> 00:08:04,680
‫یکم شیطونیه، ماها نمی‌دونستیم
‫کار درستیه یا نه

65
00:08:04,680 --> 00:08:06,640
‫اما قسم خورد که نمی‌خواد
‫بدتش دست رسانه‌ها

66
00:08:06,640 --> 00:08:08,240
‫فقط واسه دوستاش پخش می‌کنه

67
00:08:09,800 --> 00:08:13,080
‫- وایسا، مل کیه؟
‫- امروز نیومده، مرخصیه

68
00:08:13,080 --> 00:08:16,480
‫اما باور کن
‫لولا لاندری پشت ایوان یه کارایی می‌کرد

69
00:08:16,480 --> 00:08:18,600
‫و به جز دیبی مک، دیگه پای کی می‌تونه وسط باشه؟

70
00:08:19,880 --> 00:08:21,320
‫برو بیرون و ببین چطوره

71
00:09:01,120 --> 00:09:02,640
‫نظرت چیه؟

72
00:09:04,160 --> 00:09:05,440
‫بد نیست

73
00:09:06,600 --> 00:09:07,840
‫بد نیست؟

74
00:09:07,840 --> 00:09:09,560
‫خیلی خوشگل شده

75
00:09:09,560 --> 00:09:13,880
‫اما بخوایم منصف باشیم، فک کنم برادر منم
‫هیچوقت نمیگه که خیلی خوشگل شدم

76
00:09:35,380 --> 00:09:36,900
‫خوب بود

77
00:09:36,900 --> 00:09:38,700
‫بعدا خودم میام سراغ مل

78
00:09:39,860 --> 00:09:42,460
‫امروز صبح یکم سرم درد می‌کرد

79
00:09:42,460 --> 00:09:44,530
‫- من که...؟
‫- چیز بدی نگفتی

80
00:09:44,540 --> 00:09:45,770
‫اوهوم

81
00:09:46,380 --> 00:09:48,500
‫- راستش خیلی هم بامزه بودی
‫- خوبه

82
00:09:49,940 --> 00:09:52,020
‫- اونقد بده؟
‫- بدتر از اینا رو داشتم

83
00:09:53,380 --> 00:09:54,620
‫اما نه اخیرا

84
00:10:06,040 --> 00:10:07,240
‫بیا اینو ببین

85
00:10:14,280 --> 00:10:16,840
‫این کسی بود که بریستو
‫دربه‌در دنبالش می‌گشت

86
00:10:18,400 --> 00:10:20,320
‫میره سمت آپارتمان و برمی‌گرده

87
00:10:20,320 --> 00:10:22,760
‫یکم مضطربه، اما ممکنه یکی از طرفدارای
‫دیبی مک باشه

88
00:10:22,760 --> 00:10:24,760
‫که منتظره قهرمانش رو از نزدیک ببینه

89
00:10:24,760 --> 00:10:26,840
‫این 10 دقیقه قبل از افتادن لولاست

90
00:10:28,640 --> 00:10:30,000
‫و دوربین بعدی

91
00:10:31,440 --> 00:10:33,480
‫- این بعد از افتادن لولاست‌؟
‫- آره

92
00:10:33,480 --> 00:10:37,480
‫همون آدم، سریع داره میره
‫اضطرابش کم شده و با هدف قدم می‌زنه

93
00:10:37,480 --> 00:10:39,960
‫- همون آدم نیست
‫- چرا همچین حرفی می‌زنی؟

94
00:10:41,460 --> 00:10:43,620
‫چون لباسش یه علامت روش داره

95
00:10:43,620 --> 00:10:44,460
‫دقیقا، آره

96
00:10:44,460 --> 00:10:46,060
‫اینا دوتا آدم مختلفن

97
00:10:46,060 --> 00:10:48,700
‫نمی‌تونیم صورتش رو ببینیم
‫اما دستاش رو ببین

98
00:10:48,700 --> 00:10:50,180
‫دستکش چرمی

99
00:10:50,180 --> 00:10:52,780
‫گی سومه یه لباس و یه جفت دستکش
‫تحویل آپارتمان دیبی مک داده بود

100
00:10:52,780 --> 00:10:54,610
‫پس می‌تونسته از لباس‌ها
‫واسه تغییر قیافه استفاده کنه

101
00:10:54,610 --> 00:10:55,220
‫آره

102
00:10:55,220 --> 00:10:57,100
‫باید با گی سومه حرف بزنم

103
00:10:57,100 --> 00:10:59,380
‫ببینم این دومیه واقعا لباسای اونو پوشیده یا نه

104
00:10:59,380 --> 00:11:01,020
‫موفق باشی

105
00:11:01,020 --> 00:11:02,140
‫تو هم باهام میای

106
00:11:03,100 --> 00:11:04,340
‫آهان

107
00:11:13,520 --> 00:11:16,560
‫حس ماموت پشمالویی رو دارم که
وارد قفس آهویی زیبا شده

108
00:11:17,840 --> 00:11:19,040
‫آره

109
00:11:19,040 --> 00:11:21,600
‫من 5 دقیقه‌ی پیش
‫از این کیفم خیلی خوشم می‌اومد

110
00:11:21,600 --> 00:11:22,920
‫بیا بریم

111
00:11:24,960 --> 00:11:26,680
‫نه، همینجاست

112
00:11:28,400 --> 00:11:30,600
‫- ببخشید...
‫- لباس پردار رو بیارید

113
00:11:30,600 --> 00:11:32,520
‫عکس‌برداری میلان با ماست

114
00:11:32,520 --> 00:11:34,000
‫ببخشید

115
00:11:50,000 --> 00:11:51,600
‫شما که وقت قبلی ندارید

116
00:11:54,740 --> 00:11:57,380
تو که نیومدی یه سر بهمون بزنی
بنابراین ما باید می‌اومدیم

117
00:11:57,380 --> 00:11:59,260
‫اسم اصلیت کوینه، مگه نه؟

118
00:11:59,260 --> 00:12:01,940
‫فقط می‌خوام چندتا لباس رو تایید کنی

119
00:12:01,940 --> 00:12:04,180
‫از استودیوی من برو بیرون

120
00:12:04,180 --> 00:12:05,460
‫فکر می‌کنم لباس‌ها مال تو باشن

121
00:12:05,460 --> 00:12:07,460
‫و شاید یه سرنخ از مرگ لولا
‫بدست آورده باشم

122
00:12:09,100 --> 00:12:10,980
‫به این که علاقه داری، نه؟

123
00:12:12,700 --> 00:12:14,100
‫بیا

124
00:12:15,380 --> 00:12:16,820
‫فک کنم از تو خوشش اومده

125
00:12:22,600 --> 00:12:24,080
‫اون لباسای توئه، نه؟

126
00:12:26,040 --> 00:12:27,840
‫از کجا آوردتش؟

127
00:12:27,840 --> 00:12:29,920
‫اونا که هنوز توی بازار پخش نشدن

128
00:12:29,920 --> 00:12:31,360
‫مطمئنی که طراحی خودته؟

129
00:12:31,360 --> 00:12:32,840
‫مطمئی که اون دماغته؟

130
00:12:32,840 --> 00:12:34,120
‫دربان آپارتمان لولا

131
00:12:34,120 --> 00:12:36,400
‫گفت چندتا لباس از طرف تو
‫واسه دیبی مک دریافت کرده

132
00:12:36,400 --> 00:12:37,840
‫چی براش فرستادی؟

133
00:12:37,840 --> 00:12:39,000
‫تریشا

134
00:12:39,000 --> 00:12:40,320
‫بله گی؟

135
00:12:40,320 --> 00:12:42,800
‫یه لباس دیبی مک
‫با یه جفت دستکشای جدید رو بیار

136
00:12:54,960 --> 00:12:56,960
‫نظر لولا درمورد دیبی مک چی بود؟

137
00:12:56,960 --> 00:12:59,080
‫هیچ نظری نداشت

138
00:12:59,080 --> 00:13:02,240
‫مدام بهش می‌گفتم
‫«عزیزم اگه یکی 3 تا آهنگ واسه من ساخته بود

139
00:13:02,240 --> 00:13:05,360
‫لخت پشت در می‌نشستم منتظرش»

140
00:13:06,860 --> 00:13:09,900
‫نمی‌فهمم که چرا دافیلد رو انتخاب کرد

141
00:13:09,900 --> 00:13:12,260
‫یه بچه سوسول سفید پوست بزله‌گو

142
00:13:12,260 --> 00:13:14,820
‫به جای اینکه دنبال یه سیاه‌پوست باشه

143
00:13:14,820 --> 00:13:16,380
‫تا کجا پیش رفت؟

144
00:13:16,380 --> 00:13:18,780
‫دنبال باباش می‌گشت چون آفریقایی بود

145
00:13:18,780 --> 00:13:21,340
‫مادرش یه سفیدپوست از کانینگ تاون بود

146
00:13:21,340 --> 00:13:24,260
‫صداش می‌کردیم خانوم مفیدورن

147
00:13:24,260 --> 00:13:27,100
‫یه مدتی بود که کوکو توی کتابخونه بود

148
00:13:27,100 --> 00:13:28,540
‫حسابی ذوق زده شده بود

149
00:13:28,540 --> 00:13:30,940
‫چون ظاهرا پدرش استادی چیزی بوده

150
00:13:30,940 --> 00:13:32,060
‫کدوم کتابخونه؟

151
00:13:32,060 --> 00:13:33,980
‫نمی‌دونم
‫یه‌جایی توی میدون راسل؟

152
00:13:35,180 --> 00:13:37,740
‫راستش زیاد توجه نمی‌کردم
‫همه گوش کری می‌دادن

153
00:13:37,740 --> 00:13:40,500
‫- بجز راشل
‫- آره، اون خوب می‌دونست چجوری لولا رو بازی بده

154
00:13:50,840 --> 00:13:54,000
‫فک کنم واسه دستای گنده و پشمالوی تو
‫یکم کوچیک باشن

155
00:13:55,200 --> 00:13:58,200
‫گرچه کیارا اصلا بدش نیومده بود

156
00:13:58,200 --> 00:14:01,080
‫نه عزیزم، 5 ستاره رو بهت داد

157
00:14:02,440 --> 00:14:04,240
‫تازه اون خیلیا رو داره که باهاشون مقایسه‌ت کنه

158
00:15:05,880 --> 00:15:07,800
‫و رفتند داخل

159
00:15:08,880 --> 00:15:10,960
‫دعوا شروع میشه
‫صداها میره بالا

160
00:15:10,960 --> 00:15:12,640
‫چجوری رفتند توی بالکن؟

161
00:15:12,640 --> 00:15:14,250
‫شاید در از قبل باز بوده

162
00:15:14,250 --> 00:15:15,320
‫آره، اما برف میاد

163
00:15:15,320 --> 00:15:17,960
‫لولا اکثرا حس می‌کرده که زندانیه
‫واسه همین بازشون می‌کرده

164
00:15:17,960 --> 00:15:21,120
‫یا، با اوج گرفتن بحثشون
‫پشتش رو به طرف کرده

165
00:15:21,120 --> 00:15:23,800
‫دقیقا کاری که هر کسی می‌کنه
‫اگه بخوای که از خونه برن بیرون

166
00:15:23,800 --> 00:15:26,840
‫بدون اینکه بفهمه تنسی بستیگویی
‫اون پایین داشته می‌لرزیده

167
00:15:26,840 --> 00:15:27,730
‫اوهوم

168
00:15:31,880 --> 00:15:34,160
‫فکر می‌کنم خیلی ناگهانی و وحشیانه بوده

169
00:15:34,160 --> 00:15:36,360
‫تنسی که صدای کمک نشنیده

170
00:15:36,360 --> 00:15:39,000
‫امیدوارم...که حداقل سریع بوده باشه

171
00:15:43,900 --> 00:15:46,500
‫حالا من زمان خیلی کمی دارم
‫بنابراین یه اشتباه بزرگ می‌کنم

172
00:15:46,500 --> 00:15:48,500
‫گل‌ها رو اینجا جا می‌ذارم

173
00:15:48,500 --> 00:15:51,460
‫بنابراین بعد از سقوط
‫فورا توی عکس‌های پلیس دیده شدند

174
00:15:55,340 --> 00:15:57,540
‫اینا رو اینجا جا نمی‌ذارم حیفن

175
00:16:05,160 --> 00:16:06,760
‫از این مسیر راه میرم

176
00:16:08,320 --> 00:16:09,360
‫سرش رو می‌گیرم پایین

177
00:16:11,360 --> 00:16:13,680
‫و همینطوری که داشتم می‌رفتم
‫کلاه رو سرم و دستکش به دستام

178
00:16:13,680 --> 00:16:15,600
‫راحت می‌تونستم قسر در برم

179
00:16:17,120 --> 00:16:18,920
‫درضمن اینو هم پیدا کردم

180
00:16:18,920 --> 00:16:20,790
‫- کارت کتابخونه واسه...
‫- سواس

181
00:16:20,800 --> 00:16:21,760
‫اوهوم

182
00:16:21,760 --> 00:16:23,600
‫میدون راسل

183
00:16:23,600 --> 00:16:26,120
‫می‌تونیم فردا بریم اونجا
‫ببینیم دنبال چی می‌گشته

184
00:16:26,120 --> 00:16:29,160
‫آره، اما صبح باید برم دیدن بریستو

185
00:16:29,160 --> 00:16:31,240
‫من می‌تونم تنها برم

186
00:16:31,240 --> 00:16:32,640
‫باشه

187
00:16:34,440 --> 00:16:35,640
‫امروز کارت خوب بود

188
00:16:35,640 --> 00:16:36,720
‫ممنون

189
00:16:51,020 --> 00:16:52,700
‫اینا چین؟

190
00:16:52,700 --> 00:16:54,100
‫اسکیت‌بورد

191
00:16:54,100 --> 00:16:55,540
‫منظورم اینه که...

192
00:16:55,540 --> 00:16:57,500
‫امروز توی بازسازی صحنه‌ی حادثه
‫ازشون استفاده کردیم

193
00:17:01,580 --> 00:17:03,860
‫گوش کن، شرمنده که دیشب دیر کردم

194
00:17:05,780 --> 00:17:08,420
‫- باید بهت زنگ می‌زدم
‫- حرف منم همین بود

195
00:17:08,420 --> 00:17:10,920
‫من نمی‌خوام کنترلت دست من باشه
‫فقط نگرانت میشم

196
00:17:10,920 --> 00:17:11,940
‫می‌دونم

197
00:17:11,940 --> 00:17:14,220
‫تو اینجوری نیستی

198
00:17:14,220 --> 00:17:15,620
‫آشتی؟

199
00:17:25,000 --> 00:17:28,800
‫- امروز با یه مشاور حرف زدم
‫- خب؟

200
00:17:28,800 --> 00:17:31,440
‫اگه بخوایم یه محل مناسب
‫نزدیک مترو و مدرسه‌ها بگیریم

201
00:17:31,440 --> 00:17:35,040
‫باید حقوقمون رو بذاریم رو هم

202
00:17:39,160 --> 00:17:41,360
‫بهشون گفتی که کارو قبول می‌کنی؟

203
00:17:41,360 --> 00:17:43,320
‫نه هنوز

204
00:17:52,860 --> 00:17:54,460
‫ویسکی بزرگ

205
00:17:59,060 --> 00:18:00,860
‫و یه آبجو

206
00:18:39,960 --> 00:18:42,360
‫این چارلیه قبل از مرگش

207
00:18:42,360 --> 00:18:46,120
‫- کریکت بازی می‌کرد، بازیکن خوبی بود
‫- یادمه

208
00:18:46,120 --> 00:18:49,080
‫الک می‌گفت که روزی واسه تیم ملی
‫بازی می‌کنه

209
00:18:51,080 --> 00:18:54,520
‫و اینم لولاست
‫روزی که اومد پیش ما

210
00:18:56,020 --> 00:18:58,940
‫عاشق اون دستکشای قرمز بود

211
00:19:01,620 --> 00:19:03,820
‫هنوزم دارمشون

212
00:19:03,820 --> 00:19:06,500
‫جان گفت که یه سری اقلام رو
‫از آپارتمانش برداشتید

213
00:19:06,500 --> 00:19:08,300
‫واسه یادبود

214
00:19:08,300 --> 00:19:11,580
‫- مثلا چی؟
‫- چندتا خرت و پرت

215
00:19:11,580 --> 00:19:14,060
‫می‌خواید واستون فیلم بذارم بانو بی؟

216
00:19:14,060 --> 00:19:15,420
‫اوهوم

217
00:19:18,380 --> 00:19:22,580
‫- میشه رمزش رو بخونید؟
‫- حتما، لئوپارد

218
00:19:22,580 --> 00:19:26,100
‫لئوپارد، زبون بسته

219
00:19:26,100 --> 00:19:28,420
‫خط تیره، 1942

220
00:19:28,420 --> 00:19:30,940
‫1942
‫سال تولدم

221
00:19:36,260 --> 00:19:37,740
‫صبح بخیر

222
00:19:37,740 --> 00:19:40,740
‫کیک؟

223
00:19:43,480 --> 00:19:45,560
‫واقعا خوش شانسی

224
00:19:45,560 --> 00:19:48,360
‫- آقای بون برام آوردن
‫- واقعا؟

225
00:19:48,360 --> 00:19:51,880
‫ممنون خیلی...خیلی لطف کردید

226
00:19:51,880 --> 00:19:53,600
‫فقط چندتا سوال کوچیک دارم

227
00:19:53,600 --> 00:19:57,320
‫می‌دونستی لولا دنبال خونواده‌ی اصلیش می‌گشت؟

228
00:19:57,320 --> 00:20:00,560
‫آره، یه‌چیزایی می‌دونستم

229
00:20:01,800 --> 00:20:04,080
‫سعی کردم کاری به کارش نداشته باشم

230
00:20:04,080 --> 00:20:05,640
‫دلایلشم که واضحه

231
00:20:06,680 --> 00:20:08,880
‫نمی‌دونی پدرش کی بود؟

232
00:20:08,880 --> 00:20:10,120
‫راستش دوست دارم فکر کنم

233
00:20:10,120 --> 00:20:12,200
‫پدرش مردی بود که بزرگش کرد اما...

234
00:20:15,040 --> 00:20:18,360
‫- متاسفم، نه
‫- اون یه دانش‌آموز آفریقایی بود

235
00:20:18,360 --> 00:20:20,320
‫نیجریه‌ای بود فکر کنم

236
00:20:21,960 --> 00:20:23,480
‫الک بهم گفت

237
00:20:26,700 --> 00:20:29,220
‫مجبور شد یه وکیل دیگه بگیره
‫واسه کارای اداریش

238
00:20:29,220 --> 00:20:31,840
‫- چون تونی زیر بار نرفت
‫- واسه چی؟

239
00:20:32,630 --> 00:20:34,840
‫- نمی‌خواست لولا رو به فرزندخوندگی بگیریم
‫- چرا؟

240
00:20:34,860 --> 00:20:35,940
‫به‌خاطر چارلی

241
00:20:37,100 --> 00:20:40,180
‫تونی یه چیزی به الک گفت که
‫شوهرم رو خیلی عصبانی کرد

242
00:20:40,180 --> 00:20:42,060
‫و شروع کردند به سرزنش کردن همدیگه

243
00:20:42,060 --> 00:20:45,060
‫و الک گفت که تونی دیگه حق نداره
‫بیاد توی این خونه

244
00:20:45,060 --> 00:20:48,540
‫اما اون برادرم بود...
‫هیس، اینجاش قشنگه

245
00:20:50,420 --> 00:20:52,780
<i>‫ خب قراره حسابی غافلگیر بشن </i>

246
00:20:53,780 --> 00:20:57,260
‫دفعه‌ی قبلی که همو دیدیم
‫گفتی شب مرگ لولا، تونی اینجا بود

247
00:20:57,260 --> 00:21:01,660
‫حافظه‌ی خوبی دارید
‫ببخشید، بله

248
00:21:01,660 --> 00:21:06,100
‫من طبقه‌ی بالا بودم و
‫اونم پایین پیش مامان بود

249
00:21:06,100 --> 00:21:08,540
‫اما توی راه‌پله دیدمش

250
00:21:08,540 --> 00:21:11,140
‫- اون فیلم رو با تو ندید؟
‫- نه، قبل از فیلم از اینجا رفت

251
00:21:11,140 --> 00:21:12,660
‫- رفت به آکسفورد
‫- آره

252
00:21:16,020 --> 00:21:19,940
‫ببینم از اسناد حزانت
‫چی می‌تونم پیدا کنم

253
00:21:19,940 --> 00:21:21,820
‫خیلی خوب میشه

254
00:21:21,820 --> 00:21:23,540
‫عاشق اون دستکش‌ها بود

255
00:22:27,940 --> 00:22:30,500
‫سلام
‫واسه لباسه برگشتید؟

256
00:22:30,500 --> 00:22:33,020
‫نه، مل هستش؟

257
00:22:33,020 --> 00:22:34,420
‫توی اتاق پروئه

258
00:22:40,220 --> 00:22:42,220
‫مل شمایید؟

259
00:22:42,220 --> 00:22:45,380
‫بنده کورمورن استرایک هستم
‫واسه خونواده‌ی لولا لاندری کار می‌کنم

260
00:22:45,380 --> 00:22:47,860
‫اومدم براتون توضیح بدم که

261
00:22:47,860 --> 00:22:50,500
‫ضبط یک مکالمه‌ی خصوصی و اشتراک گذاشتنش

262
00:22:50,500 --> 00:22:51,860
‫با دیگر اعضا بدون رضایت طرفین چه عواقبی داره

263
00:22:51,860 --> 00:22:53,620
‫اما قبلش باید صدایی که

264
00:22:53,620 --> 00:22:55,700
‫روی گوشیت ضبط کردی رو بهم بدی

265
00:23:06,760 --> 00:23:10,120
<i>‫ - اینجا رو امضا کن </i>
<i>‫ - مطمئنی؟ </i>

266
00:23:10,120 --> 00:23:13,400
<i>‫- تا حالا اینقد مطمئن نبودم عزیزم</i>
<i>‫- لازمش که ندارن، نه؟</i>

267
00:23:13,400 --> 00:23:16,240
<i>‫باورم نمیشه، امشب می‌خوام ببینمش راش</i>

268
00:23:16,240 --> 00:23:17,640
<i>‫بعد از این همه وقت</i>

269
00:23:17,640 --> 00:23:20,480
‫همون موقع برگشته ببینه کسی گوش می‌کرده یا نه

270
00:23:20,480 --> 00:23:22,440
‫این سلبرتی‌ها خیلی پارانویدند

271
00:23:24,040 --> 00:23:26,200
‫«امشب می‌خوام ببینمش»

272
00:23:26,200 --> 00:23:30,640
‫- منظورش دیبی مکه؟
‫- نتیجه‌ی واضح همینه

273
00:23:30,640 --> 00:23:33,360
‫- توی ساوس چه خبر؟
‫- هیچی

274
00:23:33,360 --> 00:23:36,120
‫خب سابقه‌ی کتاب‌های لولا

275
00:23:36,120 --> 00:23:38,880
‫نشون میداد که دنبال کتاب‌هایی
‫از تاریخ غنا می‌گشته

276
00:23:38,880 --> 00:23:41,960
‫بخوام دقیقتر بگم
‫چندین بار یه مقاله‌ی دکتری

277
00:23:41,960 --> 00:23:44,920
‫که توسط جاسویا آجیمن نوشته شده رو گرفته

278
00:23:44,920 --> 00:23:46,440
‫که اونجا دانشجو بوده

279
00:23:48,440 --> 00:23:49,480
‫آجیمن

280
00:23:50,560 --> 00:23:53,040
‫- نیجریه‌ای نیست؟
‫- نه، غناییه

281
00:23:53,040 --> 00:23:55,760
‫گرچه تقدیم کردن مقاله‌ش به نظر جالبه

282
00:23:59,720 --> 00:24:02,640
‫«تقدیم به همسر دوست داشتنی‌ام امی
‫و فرزندمان جونا

283
00:24:02,640 --> 00:24:04,920
‫و تشکر فراوان از کشیش خورخه دوران

284
00:24:04,920 --> 00:24:06,320
‫«از کلیسای نور مقدس

285
00:24:06,320 --> 00:24:09,160
‫برای آموختن فروتنی و ایمان
‫به فردی که بی‌وفا بود»

286
00:24:10,960 --> 00:24:12,960
‫«فردی که بی‌وفا بود»

287
00:24:12,960 --> 00:24:16,960
‫حدس می‌زنم که اون پدر اصلی لولا باشه

288
00:24:16,960 --> 00:24:19,680
‫آره

289
00:24:19,680 --> 00:24:22,080
‫من باید برم دیدن پروفسور اینرایت

290
00:24:22,080 --> 00:24:24,120
‫استاد راهنمای دکتراش

291
00:24:24,120 --> 00:24:27,480
‫هنوز توی سواسه
‫اما امروز صبح کلاس داشت، فعلا

292
00:24:32,500 --> 00:24:34,380
‫اقتصاد سیاسی غنا

293
00:24:34,380 --> 00:24:36,180
‫خصوصا در دوره‌ی نکرومه

294
00:24:36,180 --> 00:24:39,860
‫راستش دوست داشتم با جوسایا آجیمن حرف بزنم

295
00:24:39,860 --> 00:24:42,940
‫متاسفانه دکتر آجیمن
‫دیگه همراه ما نیستند

296
00:24:42,940 --> 00:24:44,540
‫خب میشه لطفا بهم بگید

297
00:24:44,540 --> 00:24:46,820
‫کجا می‌تونم پیداشون کنم؟

298
00:24:46,820 --> 00:24:49,100
‫نزدیک یه سال پیش فوت کرد

299
00:24:51,060 --> 00:24:52,100
‫آهان

300
00:24:53,620 --> 00:24:56,300
‫شما اولین کسی نیستید که
‫اومده دنبالشون می‌گرده

301
00:24:59,820 --> 00:25:02,710
‫پس لولا هم باید دقیقا
‫همین‌چیزا رو فهمیده باشه

302
00:25:02,710 --> 00:25:03,450
‫اوهوم

303
00:25:04,940 --> 00:25:07,140
‫پروفسور اینرایت گفت که
‫دختره خیلی ناراحت بوده

304
00:25:07,140 --> 00:25:09,100
‫یعنی لولا رو نمی‌شناخته؟

305
00:25:09,100 --> 00:25:11,860
‫اون یه متخصص در تقسیمات کشوری
‫دوره‌ی پس از استعمار

306
00:25:11,860 --> 00:25:13,500
‫در جنوب صحرای آفریقاست

307
00:25:13,500 --> 00:25:16,340
‫فکر کنم دیگه دنبال کردن سلبرتی‌ها
‫از دستش در رفته

308
00:25:16,340 --> 00:25:18,380
‫پس آجیمن هم بن‌بسته

309
00:25:18,380 --> 00:25:21,180
‫نه، چون تونستم پاستور دوران رو پیدا کنم

310
00:25:21,180 --> 00:25:24,780
‫پنطیکاستیسمی که توی مقدمه‌ی دکتراش
‫بهش اشاره کرده بود

311
00:25:24,780 --> 00:25:26,460
‫کلیسا توی توتینگه

312
00:25:26,460 --> 00:25:29,900
‫و عکسای زیادی هم از خونواده‌ی آجیمن داره
‫من‌جمله...

313
00:25:32,420 --> 00:25:33,740
‫نه این یکی

314
00:25:37,680 --> 00:25:39,480
‫عجب

315
00:25:39,480 --> 00:25:41,120
‫آجیمنه با پسر جونا

316
00:25:42,320 --> 00:25:44,660
‫حالا مشخص شد که لولا به کی رفته

317
00:25:44,660 --> 00:25:45,440
‫اوهوم

318
00:25:45,440 --> 00:25:47,480
‫آبی، قرمز، آبی

319
00:25:47,480 --> 00:25:49,400
‫پرچم ارتشه

320
00:25:49,400 --> 00:25:50,560
‫سرباز پیاده

321
00:25:54,320 --> 00:25:57,240
‫لولا گفت که
‫«باورم نمیشه امشب می‌خوام ببینمش»

322
00:25:58,720 --> 00:26:00,240
‫و توی اتاق پروی وشتی:

323
00:26:00,240 --> 00:26:02,200
‫«بعد از این همه وقت، امشب قراره ببینمش»

324
00:26:02,200 --> 00:26:03,400
‫منتظر اون بوده

325
00:26:04,900 --> 00:26:06,460
‫نه دیبی مک

326
00:26:06,460 --> 00:26:09,020
‫فکر کرده که قراره برادرش رو
‫واسه اولین بار ببینه

327
00:26:10,380 --> 00:26:13,180
‫- فکر نمی‌کنی که...
‫- میرم چندتا زنگ بزنم

328
00:26:27,100 --> 00:26:29,020
‫ناراحت کننده‌ست

329
00:26:29,020 --> 00:26:31,100
‫خیلی واسه پیدا کردنش ذوق‌زده بودم
‫اما...

330
00:26:34,580 --> 00:26:37,380
‫همیشه یه چیز ناراحت‌کننده‌ای
‫پشت همه‌ی قضایا هست

331
00:26:39,260 --> 00:26:40,740
‫کجا میری؟

332
00:26:40,740 --> 00:26:42,500
‫که به جان درمورد برادر لولا بگم

333
00:26:52,640 --> 00:26:53,840
‫برادر؟

334
00:26:55,920 --> 00:26:58,680
‫می‌دونی، باعث شدی
حس عجیبی بهم دست بده

335
00:26:58,680 --> 00:27:00,600
‫بایدم همینطور باشه

336
00:27:00,600 --> 00:27:03,680
‫از اصطلاح «برادر واقعی» متنفرم

337
00:27:03,680 --> 00:27:05,520
‫«والدین واقعی» هم همینطور

338
00:27:05,520 --> 00:27:07,720
‫والدین واقعی من کسایی بودند که
‫منو بزرگ کردند

339
00:27:07,720 --> 00:27:10,520
‫- منم کاملا موافقم
‫- پدر...پدر خودت چی؟

340
00:27:10,520 --> 00:27:12,200
‫تا جایی که به جانی روگبی مربوط بود

341
00:27:12,200 --> 00:27:13,840
‫من واسش یه لرزش توی کمر بودم

342
00:27:15,040 --> 00:27:17,720
‫خب این برادره

343
00:27:19,220 --> 00:27:21,900
‫این سربازه همونیه که
‫توی فیلم دیدیم؟

344
00:27:21,900 --> 00:27:23,580
‫فعلا تصمیمی نگرفتم

345
00:27:23,580 --> 00:27:25,900
‫فکر می‌کنی باید درمورد آجیمن
‫به پلیس بگیم؟

346
00:27:29,980 --> 00:27:32,540
‫شرمنده جان، باید فورا برم
‫دیدن کسی

347
00:27:32,540 --> 00:27:33,980
‫نه، نگران نباش

348
00:27:55,520 --> 00:27:58,120
‫صبح بخیر قربان
‫لطفا همراهم بیاید

349
00:28:16,600 --> 00:28:18,280
‫بهم گفتن که تو هم نظامی بودی

350
00:28:21,000 --> 00:28:22,280
‫عملیات هلمند؟

351
00:28:37,500 --> 00:28:39,220
‫تقصیر منه که خودش رو کشت

352
00:28:40,780 --> 00:28:43,020
‫همش تقصیر منه

353
00:28:44,500 --> 00:28:46,060
‫واسه چی؟

354
00:28:46,060 --> 00:28:48,060
‫شبی که مُرد می‌خواست منو ببینه

355
00:28:50,380 --> 00:28:52,860
‫آخرش کم آوردم

356
00:28:57,860 --> 00:28:59,140
‫این توئی، مگه نه؟

357
00:29:01,980 --> 00:29:03,220
‫بگو چی شد

358
00:29:04,420 --> 00:29:07,060
‫بابا وقتی داشت می‌مرد
‫بهم گفته بود

359
00:29:08,560 --> 00:29:10,720
‫می‌گفت نمی‌دونست مادرش نگهش داشته یا نه

360
00:29:10,720 --> 00:29:12,800
‫زنی که باها پدرت توی لندن زندگی می‌کرد؟

361
00:29:13,880 --> 00:29:16,680
‫پدرم اون موقع یه دانشجو بود
‫و مامان توی آکرا بود
‫(آکرا: پایتخت غنا)

362
00:29:16,680 --> 00:29:18,320
‫بعد یه دفعه لولا بهت زنگ می‌زنه

363
00:29:18,320 --> 00:29:21,560
‫- نمی‌خواست رسانه‌ها خبردار بشن
‫- از گوشی دوستش استفاده کرده

364
00:29:21,560 --> 00:29:23,320
‫آره، یکی به اسم راشل

365
00:29:23,320 --> 00:29:25,760
‫یه دفعه فهمیدی یه خواهر ناتنی داری

366
00:29:25,760 --> 00:29:26,920
‫که یه سوپرمدل معروفه

367
00:29:28,560 --> 00:29:32,000
‫خیلی واسم زیاد بود
‫بدجوری گیج شده بودم

368
00:29:32,000 --> 00:29:35,600
‫لولا اون همه ماشین لوکس و آپارتمان داشت

369
00:29:35,600 --> 00:29:38,280
‫- و مامان
‫- متوجهم

370
00:29:40,040 --> 00:29:41,280
‫واقعا؟

371
00:29:45,160 --> 00:29:46,880
‫قلب مادرم رو می‌شکست

372
00:29:50,540 --> 00:29:52,020
‫حالش زیاد خوب نیست

373
00:29:53,940 --> 00:29:56,860
‫اول به لولا جواب رد دادم
‫اما مدام زنگ میزد

374
00:29:56,860 --> 00:29:59,060
‫هی دنبال می‌کرد

375
00:29:59,060 --> 00:30:01,460
‫- می‌شناختیش؟
‫- نه

376
00:30:01,460 --> 00:30:05,540
‫اون خیلی...اون از همه‌چی مایه می‌ذاشت
‫می‌دونی؟

377
00:30:05,540 --> 00:30:09,420
‫به جایی رسیدیم که گفت
‫«همه‌ی پولهام مال تو»

378
00:30:09,420 --> 00:30:12,460
‫و منم گفتم
‫«پولت واسم مهم نیست»

379
00:30:12,460 --> 00:30:15,580
‫اما همیشه هم می‌گفت که
‫توی وصیت‌نامه‌ش همه‌چیز رو

380
00:30:15,580 --> 00:30:17,580
‫به من واگذار می‌کنه تا عموش رو عصبانی کنه

381
00:30:21,640 --> 00:30:23,200
‫بعدش خیلی احساس گناه کردم

382
00:30:26,840 --> 00:30:30,680
‫اگه رفته بودم
‫هنوز زنده بود

383
00:30:30,680 --> 00:30:33,400
‫اینکه خواستی از مادرت حمایت کنی
‫کار خوبی بوده

384
00:30:35,480 --> 00:30:37,600
‫گفت درک می‌کنه که مادرم چه فکری می‌کنه

385
00:30:37,600 --> 00:30:39,200
‫نمی‌خواد دل کسی رو بشکنه

386
00:30:41,560 --> 00:30:42,640
‫همین

387
00:30:44,680 --> 00:30:47,120
‫انگار دنبال یه‌چیزی می‌گشت، می‌دونی؟

388
00:30:52,500 --> 00:30:53,660
‫به‌نظر دختر خوبی بود

389
00:30:57,940 --> 00:30:59,300
‫منم همین فکرو می‌کنم

390
00:31:46,040 --> 00:31:47,680
‫- بهتون زنگ می‌زنم
‫- باشه

391
00:31:49,520 --> 00:31:52,340
‫فکر کنم باید زاغ سیا چوب زدن رو هم
‫به لیست کارات اضافه کنم

392
00:31:53,440 --> 00:31:56,440
‫خواهرزادت گفت شب مرگ لولا

393
00:31:56,440 --> 00:31:59,400
‫توی چلسی پیش خواهرت بودی
‫درسته؟

394
00:31:59,400 --> 00:32:00,800
‫عذرت اینه

395
00:32:00,800 --> 00:32:02,890
‫من عذر می‌خوام چیکار؟

396
00:32:02,890 --> 00:32:03,760
‫خودت بگو

397
00:32:03,760 --> 00:32:05,560
‫می‌تونی ثابت کنی که اونجا نبودم؟

398
00:32:05,560 --> 00:32:08,400
‫همون موقعی که قرار بوده پیش خواهر مریضت باشی

399
00:32:08,400 --> 00:32:10,800
‫توی هتل مورد علاقه‌ی با کارت اعتباریت

400
00:32:10,800 --> 00:32:12,600
‫پول مشروب حساب کردی

401
00:32:14,100 --> 00:32:16,500
‫چرا نمی‌خواستی خونواده‌ی بریستو
‫لولا رو به فرزندخوندگی بگیره؟

402
00:32:18,620 --> 00:32:19,660
‫اینکه...

403
00:32:22,540 --> 00:32:24,540
‫اصلا...

404
00:32:24,540 --> 00:32:28,180
‫یوت بهم گفت که اصلا نمی‌خواستی
‫لولا رو به فرزندخوندگی بگیرن

405
00:32:28,180 --> 00:32:31,380
‫گرچه خوب که از اموال لولا حفاظت کردی

406
00:32:32,620 --> 00:32:36,620
‫من همیشه خوبی لولا رو می‌خواستم
‫همیشه

407
00:32:36,620 --> 00:32:38,060
‫از همون روز اول

408
00:32:41,380 --> 00:32:42,420
‫چلسی

409
00:33:35,680 --> 00:33:37,280
‫بانسن

410
00:33:37,280 --> 00:33:38,760
‫چه خبرا شنکر؟

411
00:33:44,720 --> 00:33:47,160
‫چند روز پیش گل گذاشتم رو قبر مادرت

412
00:33:47,160 --> 00:33:49,560
‫لطف کردی

413
00:33:49,560 --> 00:33:50,960
‫کاری داری؟

414
00:33:54,140 --> 00:33:56,780
‫مشخصات یه ماشینه
توی محل همیشگیش

415
00:33:56,780 --> 00:33:58,500
‫- خیلی‌خب، می‌خوای دو دره‌ش کنیم؟
‫- نه

416
00:34:00,250 --> 00:34:01,280
‫بیخیال

417
00:34:01,290 --> 00:34:03,940
‫ماشین همونجایی که هست باشه
‫نمی‌خواد بدزدیش

418
00:34:03,940 --> 00:34:06,580
‫اما اگه بتونی بری داخلش و
‫یه سر و گوشی آب بدی...

419
00:34:06,580 --> 00:34:08,300
‫- چه سر و گوشی؟
‫- هدایت‌کننده

420
00:34:08,300 --> 00:34:09,860
‫می‌خوام این آدرس رو وارد کنی

421
00:34:09,860 --> 00:34:12,020
‫ببینی قبلا رفته اونجا یا نه

422
00:34:16,800 --> 00:34:19,200
‫سلام، رابین الکات هستم
‫قبلا...

423
00:34:19,200 --> 00:34:21,320
‫بله، منابع انسانی

424
00:34:21,320 --> 00:34:24,520
‫تماس گرفتم تا بگم شرایطم عوض شده

425
00:34:24,520 --> 00:34:26,600
‫بنابراین نمی‌تونم کار رو قبول کنم

426
00:34:26,600 --> 00:34:28,960
‫اما اگه میشه قدردانی من رو
‫اطلاع بدید

427
00:34:30,160 --> 00:34:32,480
‫بله، تشکر
‫خیلی ممنون

428
00:34:46,220 --> 00:34:48,820
‫- درموردش اصلا حرف نزدیم
‫- درموردش حرف زدیم

429
00:34:48,820 --> 00:34:51,020
‫باشه، اما تصمیمی که نگرفتیم

430
00:34:51,020 --> 00:34:53,300
‫- این روی جفتمون تاثیر داره
‫- آره، اما بیشتر من

431
00:34:53,300 --> 00:34:55,380
‫گوش کن من...

432
00:34:55,380 --> 00:34:57,260
‫من...

433
00:34:57,260 --> 00:34:59,260
‫من از کاری که حالا می‌کنم خوشم میاد

434
00:35:00,700 --> 00:35:03,140
‫همیشه دوست داشتم چنین کاری داشته باشم

435
00:35:03,140 --> 00:35:04,180
‫چنین کاری؟

436
00:35:06,720 --> 00:35:08,680
‫تا جایی که یادمه
‫دنبال روان‌شناسی بودی

437
00:35:08,680 --> 00:35:11,760
‫نه بایگانی کردن واسه یه
‫کاراگاه یه پا توی سوهو

438
00:35:13,440 --> 00:35:16,920
‫خوشم اومد که همه‌چی رو
مسخره جلوه دادی

439
00:35:16,920 --> 00:35:19,760
‫می‌دونی، توی یه جنگ
‫پاش رو از دست داده

440
00:35:19,760 --> 00:35:22,360
‫که فقط مایه‌ی تلف کردن
‫زمان و پول بوده

441
00:35:22,360 --> 00:35:25,760
‫این دیگه حرف بدیه

442
00:35:25,760 --> 00:35:26,920
‫خب...

443
00:35:28,920 --> 00:35:30,560
‫شاید بهتره ببینیش

444
00:35:32,040 --> 00:35:33,960
‫- ببینمش؟
‫- آره

445
00:35:33,960 --> 00:35:37,040
‫می‌تونیم...بعد از کار با هم
‫بریم یه‌چیزی بخوریم یا یه کاری بکنیم

446
00:35:37,040 --> 00:35:39,960
‫و وقتی که تو میری بخوابونیش
‫من باید تنها برگردم خونه؟

447
00:35:42,960 --> 00:35:45,080
‫- پس ولش کن
‫- شوخی کردم

448
00:35:45,080 --> 00:35:46,440
‫شوخی کردم بابا

449
00:36:04,900 --> 00:36:06,880
‫فکر می‌کنی به خاطر نوشتن یه وصیت‌نامه
‫کشته شده؟

450
00:36:06,880 --> 00:36:07,540
‫نه

451
00:36:07,540 --> 00:36:10,380
‫من نه، اما راشل همچین فکری می‌کرد

452
00:36:10,380 --> 00:36:11,480
‫من که نمی‌فهمم

453
00:36:11,480 --> 00:36:12,940
‫فکر می‌کنم راشل از قاتل باج می‌گرفته

454
00:36:12,940 --> 00:36:15,460
‫چون تنها کسی بوده که
‫از وصیت‌نامه خبر داشته

455
00:36:15,460 --> 00:36:17,260
‫- خب وصیت‌نامه کجاست؟
‫- نمی‌دونم

456
00:36:21,340 --> 00:36:22,820
‫اگه لازم باشه
‫دوباره هم آدم می‌کشه

457
00:36:47,960 --> 00:36:50,360
‫- دفتر کورمورن استرایک
‫- تماس گرفتی؟

458
00:36:50,360 --> 00:36:52,160
شکایت از وصیت‌نامه از ریچموند

459
00:36:52,160 --> 00:36:53,530
‫- خودشه
‫- هماهنگ شده

460
00:36:53,630 --> 00:36:54,670
‫عالیه

461
00:36:56,620 --> 00:36:59,660
‫راستش...یه چیز دیگه هست که
‫می‌خواستم بهت بگم

462
00:37:01,100 --> 00:37:02,500
‫ااا...

463
00:37:05,460 --> 00:37:09,380
<i>‫ من هیچوقت قبول نمی‌کنم که با اون </i>
<i>‫ به یه جزیره‌ی متروکه برم </i>

464
00:37:10,380 --> 00:37:13,020
‫شبی که لولا مُرد
‫یادتون هست که تونی اینجا بود یا نه؟

465
00:37:15,180 --> 00:37:19,420
‫درست خاطرم نیست

466
00:37:19,420 --> 00:37:22,060
‫حافظه‌ی بلند مدتم خوب کار می‌کنه

467
00:37:22,060 --> 00:37:26,020
‫اما داروها همه‌چیز رو بهم می‌ریزه

468
00:37:26,020 --> 00:37:28,220
‫متوجهم

469
00:37:28,220 --> 00:37:30,780
‫البته تو و چارلی رو یادمه

470
00:37:30,780 --> 00:37:32,780
‫خیلی جور بودید

471
00:37:33,860 --> 00:37:37,380
‫مادرت مدلی چیزی بود

472
00:37:37,380 --> 00:37:38,860
‫درسته

473
00:37:38,860 --> 00:37:41,260
‫خیلی خوشگل بود

474
00:37:42,380 --> 00:37:44,100
‫تو اصلا بهش نرفتی

475
00:37:45,260 --> 00:37:47,860
‫جانی هم زیاد قیافه‌ای نداره

476
00:37:47,860 --> 00:37:53,300
‫شوهرم الک، دوست همجنس‌باز زیاد داشت

477
00:37:53,300 --> 00:37:54,980
‫مجلس اعیان

478
00:37:56,480 --> 00:37:59,040
‫و می‌گفت که براش مهم نیست

479
00:37:59,040 --> 00:38:01,120
‫اگه دور و بر جانی کوچولو باشن

480
00:38:01,120 --> 00:38:03,920
‫«فقط به‌خاطر اینکه همجنس‌بازن یوت

481
00:38:03,920 --> 00:38:07,760
‫دلیل نمیشه که بگی سلیقه ندارن»

482
00:38:14,180 --> 00:38:16,020
‫موقع ناهاره بانو بی

483
00:38:16,020 --> 00:38:17,820
‫اشکالی نداره برم دستشویی؟

484
00:38:17,820 --> 00:38:18,940
‫اوهوم

485
00:38:21,060 --> 00:38:22,100
‫بفرمایید

486
00:40:13,100 --> 00:40:14,420
‫بالاست

487
00:41:03,760 --> 00:41:05,560
‫من جات بودم نمی‌رفتم تو

488
00:41:21,000 --> 00:41:23,200
‫هدایت‌کننده آدرس رو داشت

489
00:41:27,000 --> 00:41:28,840
‫- صحیح
‫- اینو هم پیدا کردیم

490
00:41:28,840 --> 00:41:30,240
‫بهت گفتم که دست...

491
00:41:42,340 --> 00:41:43,780
‫این یکی مهمون ما

492
00:41:45,500 --> 00:41:47,820
‫اما رفیقم وقتی سوار ماشین شد
‫و می‌دونست نباید بدزدتش

493
00:41:47,820 --> 00:41:49,940
‫حسابی دلش شکست

494
00:41:49,940 --> 00:41:51,900
‫امیدوارم با این دلش آروم بگیره

495
00:42:05,900 --> 00:42:07,380
‫گرفتمش واردل

496
00:42:19,520 --> 00:42:22,160
‫خبری نشده؟
‫بازداشتش کردند؟

497
00:42:24,200 --> 00:42:26,120
‫برو خونه

498
00:42:26,120 --> 00:42:29,560
‫راستش حالا منتظر کسی نیستم
‫برو

499
00:42:30,720 --> 00:42:32,560
‫امشب خبری نمیشه

500
00:42:47,940 --> 00:42:49,820
‫من...

501
00:42:49,820 --> 00:42:52,180
‫من کار منابع انسانی رو قبول نکردم

502
00:42:53,180 --> 00:42:54,220
‫عجب

503
00:42:55,660 --> 00:42:58,740
‫من دیگه نمی‌تونم حقوقت رو بدم
‫وقتی که این کار...

504
00:42:59,740 --> 00:43:00,980
‫می‌دونم

505
00:43:03,260 --> 00:43:04,340
‫شب بخیر

506
00:43:33,120 --> 00:43:34,920
‫امشب یکم دیر میام

507
00:43:59,460 --> 00:44:02,660
‫یارویی که توی دوربین امنیتی دیده شده
‫اما نرفتند دنبالش

508
00:44:02,660 --> 00:44:04,140
‫توئی، مگه نه؟

509
00:44:17,140 --> 00:44:19,780
‫گفت که ازش می‌ترسه

510
00:44:26,780 --> 00:44:28,340
‫از جلو چشمم گمشو

511
00:45:13,200 --> 00:45:14,720
‫آهای؟

512
00:45:19,800 --> 00:45:20,880
‫آهای؟

513
00:45:23,320 --> 00:45:25,680
‫پس تویی جان

514
00:45:25,680 --> 00:45:27,560
‫منتظر کس دیگه‌ای بودی؟

515
00:45:27,560 --> 00:45:29,960
‫شاید آره
‫اما خوشحالم

516
00:45:29,960 --> 00:45:32,160
‫پیتزا می‌خوای؟
‫یه تیکه مونده

517
00:45:32,160 --> 00:45:33,760
‫گرچه پپرونیش رو برداشتم

518
00:45:35,260 --> 00:45:36,860
‫نه ممنون

519
00:45:38,340 --> 00:45:39,460
‫بشین

520
00:45:44,700 --> 00:45:46,300
‫به‌خاطر تموم زحماتت

521
00:45:46,300 --> 00:45:48,780
‫پیدا کردن جونا آجیمن نتیجه‌ی خیلی خوبی بود

522
00:45:49,940 --> 00:45:51,780
‫خیلی سخاوت‌مندانه‌س

523
00:45:54,380 --> 00:45:55,980
‫ام...

524
00:45:55,980 --> 00:45:58,180
‫مارشا گفت امروز رفتی اونجا

525
00:45:58,180 --> 00:46:00,180
‫راستش یکم غافلگیر شدم

526
00:46:01,680 --> 00:46:03,440
‫- سیگار؟
‫- نه ممنون

527
00:46:04,440 --> 00:46:08,360
‫بهم زنگ زدند تا برم پیش یه موکل احتمالی
‫توی ریچموند

528
00:46:08,360 --> 00:46:10,800
‫اما مشخص شد که چنین کسی وجود نداشته

529
00:46:13,200 --> 00:46:14,800
‫آره

530
00:46:14,800 --> 00:46:17,280
‫به منشیم گفتم بزنه

531
00:46:17,280 --> 00:46:19,760
‫متاسفم جان، می‌خواستم یکم
‫از سر راهم بری کنار

532
00:46:21,600 --> 00:46:24,760
‫در ارتباط با تونی لاندری
‫یه سری اخبار ناراحت‌کننده دارم

533
00:46:28,200 --> 00:46:30,080
‫می‌دونه که تو لولا رو کشتی

534
00:46:31,560 --> 00:46:34,440
‫- ببخشید؟
‫- می‌دونه که تو لولا رو کشتی

535
00:46:36,480 --> 00:46:39,560
‫شاید اقرار نکنه، اما...

536
00:46:39,560 --> 00:46:41,680
‫ته قلبش می‌دونه

537
00:46:41,680 --> 00:46:44,520
‫غیرممکنه آدم از چیزی خبر داشته باشه
‫که واقعیت نداره

538
00:46:47,360 --> 00:46:49,360
‫روزی که لولا مُرد

539
00:46:51,280 --> 00:46:53,000
‫تو رفتی به خونه‌ش

540
00:46:54,120 --> 00:46:56,640
‫از اینکه جونا رو پیدا کرده بود
‫خیلی عصبانی بودی

541
00:47:00,240 --> 00:47:02,440
‫اونجا رو ترک کردی

542
00:47:02,440 --> 00:47:04,680
‫رفتی طبقه‌ی پایین

543
00:47:04,680 --> 00:47:06,680
‫اما از ساختمون بیرون نرفتی

544
00:47:18,680 --> 00:47:21,480
‫طبقه‌ی پایین رو واسه استقبال از
‫دیبی مک آماده کرده بودند

545
00:47:27,380 --> 00:47:29,220
‫اونجا چند قلم چیز پیدا کردی

546
00:47:50,140 --> 00:47:52,900
‫گل‌ها و لباس‌ها واسه فرار کردنت

547
00:48:00,500 --> 00:48:03,580
‫نمی‌دونم کی تصمیم گرفتی خواهرت رو بکشی

548
00:48:03,580 --> 00:48:06,220
‫همونطوری که نمی‌دونم چه لحظه‌ای تصمیم گرفتی

549
00:48:06,220 --> 00:48:10,020
‫برادرت رو از لب صخره بندازی پایین

550
00:48:10,020 --> 00:48:11,580
‫اما تصمیم گرفتی

551
00:48:11,580 --> 00:48:13,300
‫و بعد برگشتی

552
00:48:30,820 --> 00:48:32,300
‫خیلی متاسفم

553
00:48:32,300 --> 00:48:35,500
‫من زیاد بلد نیستم انکار کنم

554
00:48:35,500 --> 00:48:38,420
‫که ظاهرا باید حالا بکنم
‫من فقط...

555
00:48:40,420 --> 00:48:43,340
‫من واقعا ناامید شدم

556
00:48:43,340 --> 00:48:44,460
‫بازش کن

557
00:48:47,860 --> 00:48:50,420
‫دنبال همین می‌گشتی، مگه نه؟

558
00:48:50,420 --> 00:48:53,620
‫توی کیف سومه بود که
‫مادرت از آپارتمان لولا برداشته بود

559
00:48:56,160 --> 00:49:00,160
‫درمورد آستر جداشدنی نمی‌دونستی
‫مگه نه؟

560
00:49:00,160 --> 00:49:02,160
‫کل این مدت جلوی چشمت بوده

561
00:49:03,400 --> 00:49:06,520
‫ظاهرا راشل ازش خبر داشته

562
00:49:06,520 --> 00:49:08,880
‫- واسه همین کشتیش
‫- من اصلا ندیدمش!

563
00:49:08,880 --> 00:49:12,200
‫پس چرا هدایت‌کننده‌ی ماشینت
‫آدرسش رو ذخیره کرده بود؟

564
00:49:15,000 --> 00:49:17,800
‫راشل دوست خوبی واسه لولا نبود

565
00:49:17,800 --> 00:49:19,640
‫می‌خواست به‌خاطر وصیت‌نامه
‫ازت اخاذی کنه

566
00:49:19,640 --> 00:49:22,160
‫البته خبر نداشت که
‫تو چجور آدمی هستی

567
00:49:22,160 --> 00:49:23,920
‫که قبلا چیکار کردی

568
00:49:30,660 --> 00:49:34,620
‫توی دومین دعواتون
‫لولا درمورد وصیت‌نامه بهت گفت

569
00:49:34,620 --> 00:49:36,180
‫و اینجوری سرنوشتش رقم خورد

570
00:49:42,420 --> 00:49:44,740
‫همش رسید به مامان

571
00:49:44,740 --> 00:49:47,460
‫لولا بدون وصیت‌نامه فوت کرد
‫به من چیزی ارث نرسید

572
00:49:47,460 --> 00:49:50,500
‫آره، اما بعد از اینکه مادرت بمیره
‫که زیاد هم طول نمی‌کشه، به تو می‌رسه

573
00:49:52,060 --> 00:49:54,780
‫اما من فکر می‌کنم پول
‫دومین محرکت بوده

574
00:49:54,780 --> 00:49:56,100
‫حسادت

575
00:50:00,260 --> 00:50:03,020
‫این زنگ دوچرخه‌ی چارلیه
‫مگه نه؟

576
00:50:03,020 --> 00:50:05,820
‫همونی که وقتی افتاد توی دره
‫زیر پاش بود

577
00:50:07,020 --> 00:50:09,460
‫اول برادرت چارلی

578
00:50:09,460 --> 00:50:10,900
‫بعد لولا

579
00:50:11,900 --> 00:50:14,340
‫اونوقت منو استخدام کردی
‫تا واسه جونا پاپوش بدوزی

580
00:50:14,340 --> 00:50:16,140
‫من باهات همدردی می‌کنم

581
00:50:16,140 --> 00:50:19,140
‫با فرق گذاشتن مادرت...بین بچه‌هاش

582
00:50:19,140 --> 00:50:21,580
‫بچه خوشگله، بچه باهوشه
‫بچه بامزه‌هه

583
00:50:23,180 --> 00:50:25,060
‫تو همیشه دومی بودی

584
00:50:25,060 --> 00:50:26,540
‫ولمون کن

585
00:50:26,540 --> 00:50:28,860
‫نمی‌خواد بگی عصبانیتم انباشته شده

586
00:50:28,860 --> 00:50:31,580
‫نه؟ خیلی‌خب باشه
‫من خودمم زیاد طرفدار این نظریه نیستم

587
00:50:31,580 --> 00:50:33,780
‫گرچه هیئت‌منصفه خیلی دوستش داره

588
00:50:33,780 --> 00:50:36,420
‫بذار بچسبیم به چیزایی که می‌دونیم

589
00:50:36,420 --> 00:50:39,180
‫تونی همیشه شک داشت که
‫تو توی مرگ چارلی دست داشتی

590
00:50:39,180 --> 00:50:41,620
‫و سعی کرد جلوی والدینت رو
‫از گرفتن یه بچه‌ی دیگه بگیره

591
00:50:41,620 --> 00:50:44,300
‫- چون واسه لولا می‌ترسید
‫- خودش اینا رو بهت گفته، مگه نه؟

592
00:50:45,800 --> 00:50:48,440
‫اون شب اصلا نزدیک خونه‌تون نبوده

593
00:50:48,440 --> 00:50:50,000
‫اول این حرفت مشکوکم کرد

594
00:50:50,000 --> 00:50:52,520
‫اما بعد فهمیدم اینکه تو
‫واسش عذر ساختی

595
00:50:52,520 --> 00:50:55,160
‫این معنی رو داشته که
‫واسه خودت هم جور کردی

596
00:50:55,160 --> 00:50:57,640
‫توی لاندری یه بزدل بی جراته

597
00:50:59,440 --> 00:51:01,760
‫اما یه قاتل نیست

598
00:51:01,760 --> 00:51:03,000
‫تو هستی

599
00:51:11,900 --> 00:51:13,500
‫دیگه کافیه

600
00:51:18,700 --> 00:51:21,140
‫مادرت یه معتاد بود

601
00:51:21,140 --> 00:51:24,020
‫پدرت اصلا نمی‌خواد بدونه که وجود داری

602
00:51:24,020 --> 00:51:26,460
‫تا خرخره توی قرض و بدهی رفتی

603
00:51:26,460 --> 00:51:28,980
‫و توی دفترت زندگی می‌کنی
‫و آت و آشغال می‌خوری

604
00:51:31,620 --> 00:51:34,460
‫- برو پیش پلیس ببین بهت چی میگن
‫- رفتم

605
00:51:36,460 --> 00:51:39,700
‫درضمن باید بدونی که چرم، ‫متخلخله

606
00:51:39,700 --> 00:51:42,460
‫از انتقال مدارک قانونی جلوگیری نمی‌کنه

607
00:51:42,460 --> 00:51:44,180
‫یه اشتباه رایجه

608
00:51:44,180 --> 00:51:47,300
‫اما باعث میشه که مجرم شروع کنه به عرق کردن

609
00:51:47,300 --> 00:51:50,940
‫مخصوصا وقتی که حسابی هیجان زده باشن
‫مثل اون شب تو

610
00:51:50,940 --> 00:51:53,660
‫واسه دوتا قتل میری زندان جان

611
00:51:53,660 --> 00:51:55,420
‫البته باید 3 تا باشه

612
00:52:01,980 --> 00:52:05,060
‫حان، می‌دونی که دیگه تموم شده

613
00:52:39,320 --> 00:52:40,600
‫کورمورن؟

614
00:52:43,960 --> 00:52:46,680
‫- کورمورن؟
‫- برو بیرون!

615
00:53:02,560 --> 00:53:04,560
‫کورمورن؟

616
00:53:04,560 --> 00:53:07,000
‫کورمورن، بس کن
‫بسه، بس کن، بسه...

617
00:53:10,080 --> 00:53:12,440
‫لعنتی

618
00:53:12,440 --> 00:53:15,240
‫خونریزی شدید داری
‫یه آمبولانس خبر می‌کنم

619
00:53:16,880 --> 00:53:18,200
‫و یه تاکسی

620
00:53:20,360 --> 00:53:22,320
‫من با اون حرومزاده جایی نمیرم

621
00:54:13,040 --> 00:54:15,440
‫ناراحت شدم که درمورد بانو بریستو شنیدم

622
00:54:15,440 --> 00:54:17,680
‫دیگه وقتش بود

623
00:54:17,680 --> 00:54:19,440
‫در آرامش رفت

624
00:54:21,520 --> 00:54:23,000
‫چرا منو خبر کردی؟

625
00:54:24,360 --> 00:54:27,520
‫من و خواهرم قبل از مرگش
‫توافق کردیم که به خواسته‌ی لولا

626
00:54:27,520 --> 00:54:30,130
‫برای دادن اموالش به جونا آجیمن احترام بذاریم...

627
00:54:30,130 --> 00:54:31,000
‫خیلی‌خب

628
00:54:31,000 --> 00:54:34,800
‫و اینکه مبلغی زیاد رو برای
‫تلاش‌های شما بهتون بدیم

629
00:54:34,800 --> 00:54:35,920
‫تشکر

630
00:54:37,760 --> 00:54:40,600
‫حس می‌کنم فکر بدی درمورد من می‌کنید
‫آقای استرایک

631
00:54:45,060 --> 00:54:49,140
‫هیچوقت اطمینان نداشتم
‫وقتی جان و چارلی توی دره بودند

632
00:54:49,140 --> 00:54:51,020
‫چه اتفاقی بینشون افتاد

633
00:54:51,020 --> 00:54:53,860
‫اونقدری بودی که نخوای بذاری
‫لولا رو به فرزندی بگیرن

634
00:54:53,860 --> 00:54:56,500
‫بنابراین تصور کن چی میشد
‫اگه به یوت می‌گفتم

635
00:54:56,500 --> 00:54:58,260
‫لولا رو هم کشته

636
00:54:58,260 --> 00:55:00,140
‫تصور کن چه بلایی سرش می‌اومد

637
00:55:01,420 --> 00:55:04,380
‫هیچوقت با مرگ چارلی هم نتونست کنار بیاد و...

638
00:55:04,380 --> 00:55:05,980
مرگ خودش هم نزدیک بود

639
00:55:15,820 --> 00:55:17,180
‫خونواده

640
00:55:17,180 --> 00:55:18,700
‫- آره
‫- آره

641
00:55:33,400 --> 00:55:35,400
‫بله حتما
‫بهشون اطلاع میدم

642
00:55:35,400 --> 00:55:37,560
‫خیلی ممنون
‫خدافظ

643
00:55:37,560 --> 00:55:40,040
‫تلفن مدام داره زنگ می‌خوره

644
00:55:44,920 --> 00:55:46,160
‫ممنون

645
00:56:12,700 --> 00:56:14,940
‫می‌دونم قیمتش چقدره
‫یادت که نرفته؟

646
00:56:14,940 --> 00:56:16,620
‫به‌عنوان پاداش بهش نگاه کن

647
00:56:21,300 --> 00:56:23,700
‫من بهت نگفتم

648
00:56:23,700 --> 00:56:25,660
‫چی رو؟

649
00:56:26,660 --> 00:56:28,980
‫چیزی که می‌خواستم بگم

650
00:56:28,980 --> 00:56:31,380
‫شبی که جان بریستو بهت حمله کرد

651
00:56:37,660 --> 00:56:40,700
‫از مصاحبه‌های کاری بی‌هدف
‫خسته شدم

652
00:56:40,700 --> 00:56:42,380
‫از اینجا خوشم میاد

653
00:56:44,260 --> 00:56:47,100
‫تونی لاندری سر حرفش موند
‫و پولش رو داد

654
00:56:47,100 --> 00:56:48,420
‫بدهی‌هام رو دادم

655
00:56:49,940 --> 00:56:50,980
‫خب...

656
00:56:58,140 --> 00:57:01,460
‫- میشه کار من دائمی باشه؟
‫- آره

657
00:57:01,460 --> 00:57:04,820
‫البته یکم واسه افزایش حقوقت زوده

658
00:57:04,820 --> 00:57:06,140
‫اشکالی نداره

659
00:57:07,340 --> 00:57:08,780
‫خیلی‌خب پس

660
00:57:11,460 --> 00:57:12,900
‫اوه

661
00:57:13,160 --> 00:57:15,080
‫دفتر کورمورن استرایک

662
00:57:17,500 --> 00:57:19,580
‫در حال حاضر سرمون خیلی شلوغه

663
00:57:19,580 --> 00:57:22,380
‫اما اگه بهم اطلاعات تماستون رو بدید من...

664
00:57:29,020 --> 00:57:30,180
‫آهان

665
00:57:31,380 --> 00:57:32,780
‫خیلی‌خب، تشکر

666
00:57:33,780 --> 00:57:53,780
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

