﻿1
00:00:17,940 --> 00:00:28,940
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:07,000 --> 00:01:09,360
‫کورمورن استرایکم

3
00:01:09,360 --> 00:01:11,170
‫هنوز علت مرگ رو پیدا نکردی؟

4
00:01:11,180 --> 00:01:14,180
‫هرچی خواستی در نظر بگیر
‫مواد مخدر، غرق شدن...

5
00:01:14,180 --> 00:01:16,780
‫ببین، وقتی از وان کشیدمش بیرون

6
00:01:16,780 --> 00:01:17,980
‫آبش داغ بود

7
00:01:17,980 --> 00:01:20,500
‫مخزن آبگرمکن هنوز خالی نشده بود
‫که یعنی بازه‌ی زمانی رو که

8
00:01:20,500 --> 00:01:22,850
‫- داخل وان بوده مشخص می‌کنه
‫- وقتش که رسید

9
00:01:22,850 --> 00:01:24,490
‫یکی رو می‌فرستم
‫اظهاراتت رو ثبت کنه

10
00:01:24,520 --> 00:01:26,940
‫و گزارش تماس‌هاش رو هم چک کن
‫وقتی می‌خواستم باهاش حرف بزنم

11
00:01:26,950 --> 00:01:29,420
‫- زنگ زد به یه نفر و بهش هشدار داد
‫- منظورت ساقی مواده؟

12
00:01:29,430 --> 00:01:31,110
‫اونم با یه شماره‌ی بی‌هویت؟
‫گوش کن من دستم

13
00:01:31,120 --> 00:01:33,880
‫به پرونده‌های درست حسابی بنده
‫بنابراین خدافظ

14
00:01:43,760 --> 00:01:46,520
‫صبح بخیر

15
00:01:53,120 --> 00:01:54,680
‫دستات چطورن؟

16
00:01:54,680 --> 00:01:55,990
‫هنوز یکم بی‌حس

17
00:01:57,280 --> 00:01:58,440
‫حالت خوبه؟

18
00:01:58,440 --> 00:02:01,040
‫اولین جسدی نیست که دیدم

19
00:02:02,040 --> 00:02:04,720
‫فقط منظورم این بود که...
‫دفعه‌ی اول خیلی بدتره

20
00:02:11,240 --> 00:02:13,640
‫خب به نظرت تصادفی بوده

21
00:02:13,640 --> 00:02:15,720
‫که راشل بعد از لولا فوت کرده؟

22
00:02:15,720 --> 00:02:18,160
‫با اینکه هرکسی از وجودش با‌ خبر نیست

23
00:02:18,160 --> 00:02:20,920
‫اما خیلی پول واسه لباسای مارک و مواد داشته

24
00:02:22,420 --> 00:02:24,100
‫از کجا؟

25
00:02:24,100 --> 00:02:25,140
‫لولا؟

26
00:02:25,140 --> 00:02:26,820
‫لولا سه ماهه که مُرده

27
00:02:26,830 --> 00:02:28,780
‫وصیت‌نامه‌ای هم نداشته

28
00:02:28,820 --> 00:02:31,100
‫تازه، چرا راشل از دیدن من
‫اینقد وحشت کرد؟

29
00:02:31,100 --> 00:02:32,820
‫و به کی زنگ زد؟

30
00:02:32,820 --> 00:02:34,580
‫یه‌چیزی رو مخفی می‌کرد...

31
00:02:34,580 --> 00:02:36,420
‫حتما پلیس تحقیق می‌کنه

32
00:02:36,420 --> 00:02:37,620
‫شاید

33
00:02:39,850 --> 00:02:42,250
‫وقتشه ببینیم دوستای لولا
‫چه واکنشی به این خبر نشون میدن

34
00:03:01,220 --> 00:03:04,700
‫صبح بخیر، بنده مایک داندی هستم
‫از سازمان ایمنی، بهداشت و محیط زیست

35
00:03:04,700 --> 00:03:06,860
‫اومدم اینجا تا طبق لایحه‌ی

36
00:03:06,860 --> 00:03:08,780
‫تصویبی در 1974 مبنی بر حفظ سلامت تمامی کارمندان

37
00:03:08,780 --> 00:03:11,440
‫ماده‌ی 20، اینجا رو بازبینی کنم

38
00:03:15,140 --> 00:03:17,500
‫چندتا دیگه

39
00:03:23,680 --> 00:03:24,800
‫اون طرف

40
00:03:27,920 --> 00:03:30,160
‫یالا، تمرکز کن

41
00:03:30,160 --> 00:03:33,120
‫نور

42
00:03:33,120 --> 00:03:36,640
‫کیارا، شب درازی داشتی
‫نه عزیزم؟

43
00:03:42,520 --> 00:03:44,160
‫گی سومه؟

44
00:03:44,160 --> 00:03:45,240
‫تو کی هستی؟

45
00:03:45,240 --> 00:03:47,560
‫کورمورن استرایک هستم
‫یک کاراگاه خصوصی

46
00:03:47,560 --> 00:03:49,720
‫فعلا سرم شلوغه
‫بگو تریشا برات یه وقت بگیره

47
00:03:49,720 --> 00:03:52,360
‫- راشل اونیفاده مُرده
‫- خدای من...چطوری؟

48
00:03:52,360 --> 00:03:54,600
‫- مواد زیاد و وان داغ
‫- اشتباه تازه‌کارا

49
00:03:54,600 --> 00:03:57,050
‫دقیقا
‫اما اونکه تازه کار نبود، مگه نه؟

50
00:03:58,650 --> 00:04:02,050
‫وایسا، کورمورن استرایک
‫اسم عجیبی داری

51
00:04:02,050 --> 00:04:03,530
‫تا حالا کسی همچین چیزی بهم نگفته بود

52
00:04:03,530 --> 00:04:06,250
‫- تو برادر ال‌روگبی نیستی؟
‫- برادر ناتنی

53
00:04:06,250 --> 00:04:09,370
‫درمورد برادرش کورمورن که
‫یه قهرمان جنگه زیاد حرف می‌زد

54
00:04:09,370 --> 00:04:11,090
‫پدرت رو هم چندباری دیدم

55
00:04:11,090 --> 00:04:12,130
‫خوش به حالت!

56
00:04:12,130 --> 00:04:15,450
‫اونوقت چرا پسر جانی روگبی
‫به عنوان کاراگاه خصوصی کار می‌کنه؟

57
00:04:15,450 --> 00:04:16,970
‫چون کارشه

58
00:04:17,970 --> 00:04:20,170
‫اگه مشکلی نداره می‌خواستم چندتا سوال ازتون بپرسم

59
00:04:25,410 --> 00:04:27,410
‫من کیارام

60
00:04:27,410 --> 00:04:28,530
‫می‌دونم

61
00:04:30,410 --> 00:04:33,450
‫آهان درسته، اونوقت کی آقای بستیگویی از...؟

62
00:04:35,560 --> 00:04:38,590
‫باشه پس، اون موقع تماس می‌گیرم
‫خیلی ممنون، لطف کردید

63
00:04:39,310 --> 00:04:40,430
‫بفرمایید؟

64
00:04:41,280 --> 00:04:43,120
‫ببخشید

65
00:04:43,540 --> 00:04:45,320
‫ببخشید، امری داشتید؟

66
00:04:48,170 --> 00:04:50,170
‫- کجاست؟
‫- کی؟

67
00:04:50,170 --> 00:04:51,410
‫برادرم

68
00:04:58,400 --> 00:04:59,490
‫ممنون

69
00:05:00,020 --> 00:05:02,940
‫برادرم حالا افتاده دنبال کی؟

70
00:05:02,940 --> 00:05:05,220
‫راستش...

71
00:05:07,580 --> 00:05:09,260
‫یه نفره که

72
00:05:09,500 --> 00:05:11,320
‫خودش رو کشته
‫فقط...

73
00:05:11,570 --> 00:05:13,500
‫یکی از اقوامش فکر می‌کنه که
‫خودش رو نکشته

74
00:05:13,500 --> 00:05:14,980
‫کورمورن چه نظری داره؟

75
00:05:14,980 --> 00:05:17,540
‫فکر می‌کنم هنوز تصمیمی نگرفته

76
00:05:17,550 --> 00:05:19,820
‫بهت گفته مادرمون کی بوده؟

77
00:05:19,820 --> 00:05:20,970
‫نه

78
00:05:21,740 --> 00:05:22,780
‫می‌دونی؟

79
00:05:24,210 --> 00:05:25,250
‫بله

80
00:05:26,260 --> 00:05:27,910
‫نظر پلیس خودکشی بود

81
00:05:27,910 --> 00:05:30,490
‫اما کورمورن همیشه فکر می‌کرد که
‫مرگش مشکوکه

82
00:05:30,490 --> 00:05:32,520
‫مرگ مادرم براش خیلی سخت بود

83
00:05:32,560 --> 00:05:34,340
‫آکسفورد رو ول کرد و رفت توی ارتش

84
00:05:34,340 --> 00:05:36,700
‫- توی آکسفورد درس می‌خونده؟
‫- می‌دونم

85
00:05:36,700 --> 00:05:38,610
‫یکی از استادای مصاحبه کننده‌ی دانشگاه

86
00:05:38,640 --> 00:05:41,360
‫پشت اون رفتار زشت و زننده‌ش رو دیده

87
00:05:45,180 --> 00:05:47,580
‫چند وقته که توی دفترش می‌خوابه؟

88
00:05:51,200 --> 00:05:53,240
‫دقیقا درمورد چی تحقیق می‌کنی؟

89
00:05:53,240 --> 00:05:56,140
‫برادر لولا لاندری ازم خواسته تا تحقیقات پلیس

90
00:05:56,150 --> 00:05:58,540
‫درمورد مرگش رو بررسی کنم و
‫مطمئن بشم که مشکلی نبوده

91
00:05:58,550 --> 00:06:00,530
‫- حسابداره؟
‫- نه، وکیله

92
00:06:00,540 --> 00:06:02,650
‫همیشه جان رو می‌گفتیم حسابدار

93
00:06:02,660 --> 00:06:04,700
‫- چرا؟
‫- اسم مستعاره

94
00:06:05,710 --> 00:06:08,360
‫عشق مامانی چی؟
‫اونو دیدیش؟

95
00:06:08,360 --> 00:06:09,680
‫نه اخیرا

96
00:06:09,680 --> 00:06:11,840
‫واسه همین گی صداش می‌کرد فاخته
‫(فاخته، همچنین دیوانه)

97
00:06:11,840 --> 00:06:14,000
‫خونواده‌ی دیوونه‌ای دارن

98
00:06:14,000 --> 00:06:15,520
‫لولا توی لونه‌ی بدی بود

99
00:06:15,520 --> 00:06:17,420
‫گی انگار به‌خاطر راشل ناراحت نشد

100
00:06:17,430 --> 00:06:20,120
‫وقتی کار می‌کنه، فقط یه چیز واسش مهمه

101
00:06:20,120 --> 00:06:21,240
‫راشل بیچاره...

102
00:06:21,240 --> 00:06:23,480
‫می‌تونی یکم درمورد رابطه‌ش با لولا برام بگی؟

103
00:06:23,480 --> 00:06:25,680
‫اون توی مشکلاتش کمکش می‌کرد

104
00:06:25,680 --> 00:06:28,760
‫هویتی، اعتبار، از این قبیل

105
00:06:29,760 --> 00:06:32,770
‫لولا بدجوری می‌خواست
‫با خونواده‌ی اصلیش باشه

106
00:06:32,770 --> 00:06:35,560
‫که منظورش سیاه‌پوستا بودن
‫از سمت پدریش

107
00:06:35,560 --> 00:06:37,750
‫کیارا عزیزم، بهت نیاز داریم

108
00:06:38,600 --> 00:06:41,770
‫لولا روزی که مُرد
‫مدت زیادی رو پیش راشل بود

109
00:06:41,780 --> 00:06:44,080
‫آره، وقتی راشل قاطی نمی‌کرد

110
00:06:44,080 --> 00:06:46,520
‫خیلی با هم صمیمی بودند

111
00:06:46,520 --> 00:06:48,160
‫لولا بهش پول هم می‌داد

112
00:06:48,160 --> 00:06:50,160
‫لولا به هرکسی که می‌رسید پول میداد

113
00:06:50,160 --> 00:06:53,160
‫اما آره، راشل خیلی ازش کشید

114
00:06:54,160 --> 00:06:56,600
‫هی عشقم، گی داره عصبانی میشه

115
00:06:56,600 --> 00:06:58,800
‫من خیلی دوست دارم مکالمه‌مون رو ادامه بدم

116
00:06:58,800 --> 00:07:01,550
‫تا دیروقت باید اینجا کار کنم
‫بعدش هم میرم کلاب اوزی...

117
00:07:01,560 --> 00:07:03,760
‫- خیلی‌خب فردا...
‫- باهام میای؟

118
00:07:03,850 --> 00:07:07,180
‫سوار قطار خط جینجر به سمت دالستون شو

119
00:07:07,190 --> 00:07:09,470
ساعت 10:30 جلوی ایستگاه منتظرتم

120
00:07:13,520 --> 00:07:15,680
‫اونوقت هرباری که چادر می‌افته

121
00:07:15,680 --> 00:07:19,070
‫مت حسابی سرخ می‌شه و می‌ندازه گردن من
‫تازه بعد شروع کرد به بارون اومدن...

122
00:07:19,080 --> 00:07:20,510
‫همین کم بود!

123
00:07:21,090 --> 00:07:22,200
‫چه عجب

124
00:07:23,210 --> 00:07:24,990
‫رابین همه‌چی رو برام گفت

125
00:07:25,000 --> 00:07:27,960
‫بنابراین وسایلت رو جمع کن
‫ماشینم توی پارکینگ جان‌لوئیسه

126
00:07:27,960 --> 00:07:29,480
‫و تو میای پیشمون بمونی

127
00:07:29,480 --> 00:07:30,600
‫نخیر

128
00:07:30,600 --> 00:07:32,360
‫نمیشه که اینجا توی تخت‌خواب مسافرتی بخوابی

129
00:07:32,360 --> 00:07:34,760
‫تا دارم فکرام رو می‌کنم، همینجا می‌مونم

130
00:07:34,760 --> 00:07:35,920
‫بهش بگو رابین

131
00:07:35,920 --> 00:07:37,440
‫ربطی به رابین نداره

132
00:07:37,440 --> 00:07:39,880
‫به علاوه نیومدم بمونم
‫اومدم یه‌چیزی بردارم

133
00:07:40,880 --> 00:07:43,040
‫- کجا میری؟
‫- چلسی

134
00:07:43,050 --> 00:07:45,160
‫خب بذار برسونمت

135
00:07:45,160 --> 00:07:47,920
‫بذار برم ماشین رو بیارم و
‫خودم برسونمت

136
00:07:48,020 --> 00:07:49,860
‫10 دقیقه‌ی دیگه پایین می‌بینمت

137
00:07:52,840 --> 00:07:55,000
‫خدافظ رابین
‫واقعا از آشناییت خوشحال شدم

138
00:07:55,000 --> 00:07:56,480
‫منم همینطور

139
00:08:11,980 --> 00:08:13,260
‫باید اینو امضا کنی

140
00:08:32,720 --> 00:08:33,760
‫دختر خوبیه

141
00:08:33,760 --> 00:08:34,800
‫کی؟

142
00:08:34,800 --> 00:08:36,840
‫مسخره‌ست که یه دختر به اون خوش‌اندامی
‫رژیم بگیره

143
00:08:36,840 --> 00:08:38,320
‫حالا چه عروسیش باشه چه نباشه

144
00:08:38,320 --> 00:08:39,960
‫راستش به من ربطی نداره

145
00:08:39,970 --> 00:08:41,920
<i>‫ یک سگ کوچک </i>

146
00:08:42,920 --> 00:08:45,080
‫وقتی بچه بودم، عاشق این کتاب بودم

147
00:08:46,080 --> 00:08:48,480
‫خواهش می‌کنم بهم بگو که
‫دیگه با شارلوت تمومش کردی

148
00:08:48,490 --> 00:08:51,360
‫- دیگه تمومش کردم
‫- البته متاسفم که اینجوری شد

149
00:08:51,360 --> 00:08:53,600
‫اما اگه اون نباشه
‫تو خیلی راحتتری

150
00:08:53,600 --> 00:08:54,920
‫من ترکش کردم

151
00:08:57,720 --> 00:08:58,880
‫خوبه

152
00:09:01,000 --> 00:09:03,000
‫بهتره سریعتر برم
‫چون جک بازی داره

153
00:09:03,000 --> 00:09:04,560
‫همین دور و برا خوبه

154
00:09:04,560 --> 00:09:06,560
‫زبون بسته نتونست وارد تیم اصلی بشه

155
00:09:06,560 --> 00:09:08,200
‫بهش گفتم
‫«تو توی تیم اصلی منی عزیزم»

156
00:09:08,200 --> 00:09:11,000
‫- اما فکر نکنم زیاد به‌حالش فرقی...
‫- تو مادر خوبی هستی

157
00:09:11,000 --> 00:09:12,760
‫ممنون چوبی

158
00:09:16,080 --> 00:09:18,410
‫- می‌خوام که بچه‌هام همیشه...
‫- می‌دونم

159
00:09:27,950 --> 00:09:30,070
‫هرچی که لازم داشتی
‫بیا پیش خودم

160
00:10:27,220 --> 00:10:29,260
‫به آقای بریستو میگم که رسیدید

161
00:10:36,380 --> 00:10:37,740
‫بفرمایید

162
00:10:38,740 --> 00:10:41,900
‫شرمنده، داشتم مامان رو...

163
00:10:45,090 --> 00:10:47,530
‫نباید زیاد طول بکشه

164
00:10:47,540 --> 00:10:50,140
‫دارو‌ها یکم حواسش رو بهم می‌ریزن

165
00:10:58,940 --> 00:11:00,140
‫تونی؟

166
00:11:00,150 --> 00:11:02,600
‫نه، دایی تونی نیست مامانی

167
00:11:02,640 --> 00:11:04,220
‫آقای استرایکه

168
00:11:05,400 --> 00:11:07,760
‫ما همدیگه رو خیلی وقت پیش دیدیم

169
00:11:07,760 --> 00:11:09,480
‫من دوست پسرتون چارلی بودم

170
00:11:10,440 --> 00:11:11,850
‫چارلی مُرده

171
00:11:13,030 --> 00:11:15,670
‫با دوچرخه رفت توی درّه

172
00:11:17,260 --> 00:11:18,460
‫بله

173
00:11:18,460 --> 00:11:21,260
‫حالا لولا هم همینطور

174
00:11:21,640 --> 00:11:23,370
‫اینکه همه‌ی بچه‌هات

175
00:11:23,860 --> 00:11:26,800
‫قبل خودت بمیرن
‫خیلی وحشتناکه

176
00:11:26,860 --> 00:11:28,090
‫البته

177
00:11:28,590 --> 00:11:29,630
‫اما نه...

178
00:11:31,940 --> 00:11:35,060
‫همه همیشه می‌گفتن که
‫لولا خیلی خوشگله

179
00:11:35,060 --> 00:11:37,900
‫اما من اینجوری فکر نمی‌کردم

180
00:11:37,900 --> 00:11:39,520
‫چارلی

181
00:11:39,930 --> 00:11:41,980
‫خوشگله بود

182
00:11:43,300 --> 00:11:45,620
‫لولا باهوشه بود

183
00:11:46,080 --> 00:11:49,040
‫و همیشه واسه هرچیزی
‫یه جواب داشت

184
00:11:50,370 --> 00:11:52,270
‫خیلی حیف شد

185
00:11:52,720 --> 00:11:56,510
‫که سر اون پسر دوست‌داشتنی

186
00:11:56,510 --> 00:11:58,350
‫اینقد با تونی دعوا می‌کرد

187
00:12:00,140 --> 00:12:03,350
‫ایوان دافیلد اومد عیادتش

188
00:12:03,790 --> 00:12:05,020
‫بعد از مرگ لولا

189
00:12:05,300 --> 00:12:07,870
‫می‌گفت کاش اونجا بود

190
00:12:08,470 --> 00:12:11,300
‫تا می‌تونست جلوی لولا رو بگیره

191
00:12:11,310 --> 00:12:12,620
‫هه

192
00:12:12,620 --> 00:12:15,590
‫نه، منم همین فکرو می‌کنم

193
00:12:15,840 --> 00:12:17,060
‫جانی

194
00:12:17,060 --> 00:12:18,350
‫لولا

195
00:12:20,220 --> 00:12:22,870
‫اون شب

196
00:12:23,110 --> 00:12:24,510
توی آپارتمانش بوده

197
00:12:25,080 --> 00:12:27,570
‫توی یه وضعیت وحشتناک

198
00:12:28,300 --> 00:12:31,280
تک و تنها
‫درحالی که ما اینجا بودیم

199
00:12:32,100 --> 00:12:35,040
‫چندتا فیلم مسخره‌ی قدیمی می‌دیدیم

200
00:12:35,040 --> 00:12:38,480
‫مامان یکی از طرفدارای بزرگ کری گرانته

201
00:12:38,660 --> 00:12:41,300
‫شبی که لولا مُرد
‫داشتیم فیلم «پرورش بیبی» رو می‌دیدیم

202
00:12:41,300 --> 00:12:42,980
‫وقت داروهاتونه

203
00:12:46,120 --> 00:12:47,320
‫ممنون مارشا

204
00:12:59,340 --> 00:13:00,860
‫مورفینه، بنابراین...

205
00:13:07,900 --> 00:13:09,250
‫گفت که

206
00:13:09,680 --> 00:13:12,240
‫ازش می‌ترسه

207
00:13:14,100 --> 00:13:15,140
‫از کی؟

208
00:13:16,110 --> 00:13:17,400
‫از کی می‌ترسید؟

209
00:13:23,660 --> 00:13:26,340
‫چی بهت گفته مادر؟
‫از ایوان می‌ترسید؟

210
00:13:31,000 --> 00:13:33,310
‫دفعه‌ی بعدی که میاید

211
00:13:33,470 --> 00:13:36,200
‫یکم کیک برام بیارید، آقای بون

212
00:13:36,280 --> 00:13:37,660
ذات آدم

213
00:13:37,790 --> 00:13:40,710
هیچوقت عوض نمیشه

214
00:13:50,840 --> 00:13:53,800
‫می‌خوام بدونم تنسی بستیگویی
‫چی رو درمورد اون شب نمیگه

215
00:13:53,800 --> 00:13:55,840
‫و اون کسی که توی دوربین بود چی؟

216
00:13:55,840 --> 00:13:57,480
‫اون یکم وقت می‌گیره

217
00:13:57,490 --> 00:13:59,960
‫مطمئنم تمامی جواب‌ها همونجاست

218
00:13:59,970 --> 00:14:02,560
‫چقدر از کارهای داییت
‫در اون روز خبر داری؟

219
00:14:02,560 --> 00:14:06,120
‫کل روز رو توی دفترش بوده
‫بعد واسه یه کنفرانس

220
00:14:06,120 --> 00:14:08,270
‫رفته به آکسفورد

221
00:14:08,310 --> 00:14:10,670
‫سر راه اومد اینجا دیدن مامان

222
00:14:11,800 --> 00:14:12,840
‫واسه چی پرسیدی؟

223
00:14:12,840 --> 00:14:15,340
‫فقط باید کاملا مطمئن بشم
‫لولا روز مرگش

224
00:14:15,350 --> 00:14:17,780
‫- با چه کسایی ملاقات کرده
‫- تونی نرفته بود دیدنش

225
00:14:18,120 --> 00:14:21,200
‫اون روز نرفته بود به کنتیگرن گاردنز
‫مطمئنم

226
00:14:22,960 --> 00:14:24,440
‫خیلی‌خب

227
00:14:24,440 --> 00:14:26,160
‫پس...؟

228
00:14:44,900 --> 00:14:46,810
‫نه وایسا
‫دوربین رو نگه دار

229
00:14:46,820 --> 00:14:48,500
‫دوربین رو نگه دار
‫نگهش دار

230
00:14:48,500 --> 00:14:50,270
‫وای نه
‫سگه رو بگیرش

231
00:14:50,280 --> 00:14:52,460
‫گرفتمش، گرفتمش...

232
00:14:52,460 --> 00:14:53,530
‫وای...

233
00:14:53,540 --> 00:14:55,940
‫وای نه، یه‌چیزی چسبیده به لبم

234
00:14:56,220 --> 00:14:58,100
‫راش کوچولوی من

235
00:14:58,100 --> 00:15:00,180
‫این راش کوچولوی منه

236
00:15:00,180 --> 00:15:03,920
‫راش کوچولوی من خیلی بیشتر از
‫همه‌ی شماها درموردم می‌دونه

237
00:15:06,420 --> 00:15:09,070
‫وای، انگار...انگار...

238
00:15:33,040 --> 00:15:34,800
<i>‫ درصورتی که مورد مشکوکی مشاهده نمودید... </i>

239
00:15:53,360 --> 00:15:56,440
‫اینجا، اینجا عزیزم

240
00:15:56,440 --> 00:15:57,680
‫اینجا

241
00:16:31,080 --> 00:16:33,040
‫وای خدا، درمورد راشل بیچاره شنیدی؟

242
00:16:33,040 --> 00:16:34,080
‫معلومه که شنیدم

243
00:16:34,080 --> 00:16:37,600
‫هربار که کسی می‌میره
‫پلیسا میان سروقت من

244
00:16:37,600 --> 00:16:39,960
‫- تو کی هستی؟
‫- ایوان، ایشون کورمورن استرایکه

245
00:16:39,960 --> 00:16:41,720
‫پسر جانی روگبیه

246
00:16:41,720 --> 00:16:43,760
‫من بابات رو کم و زیاد می‌شناسم

247
00:16:43,760 --> 00:16:44,800
‫هنوزم کارش درسته، نه؟

248
00:16:44,800 --> 00:16:48,160
‫آره، عالی
‫فکر نکنم تغییری هم بکنه

249
00:16:52,040 --> 00:16:55,240
‫هی، اونجا نمیشه
‫برو بیرون!

250
00:16:57,880 --> 00:17:00,520
‫کورمورن یه کاراگاه خصوصیه

251
00:17:00,520 --> 00:17:02,240
‫فکر کردم گفتی پسر روگبیه

252
00:17:02,240 --> 00:17:04,240
‫همدیگه رو نقض نمی‌کنن

253
00:17:04,240 --> 00:17:05,480
‫درمورد چی تحقیق می‌کنی؟

254
00:17:05,480 --> 00:17:07,780
‫من توسط خونواده‌ی لولا لاندری استخدام شدم

255
00:17:07,780 --> 00:17:09,540
‫تا درمورد مرگش تحقیق کنم

256
00:17:11,770 --> 00:17:13,720
‫چون خیلی لاغر بود
‫برام کاری نداشت تا

257
00:17:13,720 --> 00:17:15,400
‫- از پنجره بندازمش بیرون
‫- تمومش کن ایوان

258
00:17:15,400 --> 00:17:16,800
‫وقتی اینجوری می‌کنی اصلا...

259
00:17:16,800 --> 00:17:19,640
‫توی اینترنت که همینو میگن، مگه نه؟

260
00:17:19,640 --> 00:17:21,040
‫«حتما کار ایوان بوده»

261
00:17:22,840 --> 00:17:25,820
‫این حرفا بدجوری حالمو گرفته

262
00:17:25,830 --> 00:17:28,680
‫- من نمی‌خوام حالت رو بگیرم ایوان
‫- گرچه گرفتی

263
00:17:28,680 --> 00:17:30,990
‫واسم کمین کردی
‫درمورد لولا ازم سوال می‌کنی...

264
00:17:31,000 --> 00:17:32,240
‫من که هنوز چیزی نپرسیدم

265
00:17:32,240 --> 00:17:34,440
‫اون اصلا نمی‌دونست که تو اینجایی

266
00:17:34,450 --> 00:17:37,810
‫ازم دورش کن
‫بندازیدش بیرون

267
00:17:37,810 --> 00:17:40,170
‫می‌خوام اینو بیرونش کنید
‫بندازیدش بیرون

268
00:17:40,360 --> 00:17:41,560
‫مزاحمم شده

269
00:18:12,240 --> 00:18:14,640
‫کیارا بهم زنگ زد
‫داره میاد بیرون

270
00:18:23,030 --> 00:18:25,590
‫کیارا، هی کیارا
‫اینجا رو نگاه کن

271
00:18:25,590 --> 00:18:27,590
‫کیارا، اون یارو جدیده کی بود؟

272
00:18:27,590 --> 00:18:30,030
‫اینجا عزیزم، خواهش می‌کنم
‫یکم نگاه کن

273
00:18:32,730 --> 00:18:35,490
‫خیلی متاسفم

274
00:18:35,500 --> 00:18:37,430
‫ایوان وقتی چیزی نمی‌کشه

275
00:18:37,430 --> 00:18:39,670
‫بدجوری قاطی می‌کنه

276
00:18:40,150 --> 00:18:41,870
‫حالا کجا بریم؟

277
00:18:41,870 --> 00:18:43,910
‫اشکالی نداره بریم خونه‌ی من؟

278
00:18:43,910 --> 00:18:45,510
‫فردا باید زود برم سرکار

279
00:19:06,910 --> 00:19:09,150
‫واقعا کتابای پروست رو خوندی؟

280
00:19:09,160 --> 00:19:11,160
‫تازه به زبون فرانسوی

281
00:19:11,270 --> 00:19:13,550
‫اکثرا چیزای بامزه‌ای میگه

282
00:19:13,550 --> 00:19:16,350
وقتی ‫از کمبریج واسه رشته‌ی زبان‌های مدرن
‫بهم بورسیه دادن

283
00:19:16,350 --> 00:19:17,870
خبرت می‌کنم

284
00:19:20,630 --> 00:19:22,390
‫مامانت هم هست

285
00:19:22,390 --> 00:19:26,030
‫فوق‌العاده‌ترین لباس شیری
‫اوسی کلارک رو پوشیده

286
00:19:29,430 --> 00:19:31,240
‫تصور زندگی یه سوپرمدل
‫توی چنین جایی

287
00:19:31,240 --> 00:19:32,670
‫خیلی آسونتره

288
00:19:33,230 --> 00:19:34,510
‫نسبت به کنتیگرن گاردنز

289
00:19:34,510 --> 00:19:37,230
‫آره، یه زندان لوکس بود

290
00:19:37,230 --> 00:19:38,600
‫بفرمایید

291
00:19:40,550 --> 00:19:43,670
‫اما لولا اونجا خودش رو
‫از چشم همه مخفی می‌کرد

292
00:19:43,670 --> 00:19:46,120
‫بعضی وقتا پنجره رو باز می‌کرد
‫و بهم زنگ می‌زد...

293
00:19:47,350 --> 00:19:49,720
‫مثل فیلم 101 سگ خالدار
‫تظاهر می‌کردیم که از اون طرف شهر

294
00:19:49,730 --> 00:19:51,910
‫واسه هم پارس می‌کنیم

295
00:19:51,910 --> 00:19:54,630
‫باید بودی که جالبیش رو می‌فهمیدی

296
00:19:54,630 --> 00:19:58,030
‫شبی که لولا مُرد
‫ایوان اومد اینجا

297
00:19:59,030 --> 00:20:00,670
‫شایعه شده که اون شب اومد اینجا

298
00:20:00,680 --> 00:20:02,670
‫- واسه انتقام از لولا باهام بخوابه
‫- همینطور بود؟

299
00:20:02,680 --> 00:20:04,430
‫به چندتا از دموهای آلبومش گوش کردیم

300
00:20:04,430 --> 00:20:06,190
‫یکم علف کشیدیم و خوابیدیم

301
00:20:06,190 --> 00:20:08,110
‫لولا دوستم بود

302
00:20:08,110 --> 00:20:10,070
‫آره...ببخشید

303
00:20:19,310 --> 00:20:21,980
آستر جداشدنی زیبای گی

304
00:20:23,190 --> 00:20:26,910
‫واسه مدل‌هایی که توی کلابن
‫خیلی بدرد می‌خوره

305
00:20:33,670 --> 00:20:34,950
‫نه ممنون

306
00:20:43,930 --> 00:20:45,270
‫درضمن

307
00:20:45,570 --> 00:20:47,470
‫ایوان به من نمی‌خوره

308
00:20:47,930 --> 00:20:49,320
‫جدی؟

309
00:20:50,290 --> 00:20:52,850
‫من معمولا دنبال بچه‌خوشگلا نمیرم

310
00:20:52,850 --> 00:20:55,450
‫چه بد
‫فکر می‌کردم یه شانسی دارم

311
00:20:58,210 --> 00:21:00,890
‫فقط جهت اطلاع
‫اون یکی پامه که حس داره

312
00:21:03,220 --> 00:21:05,340
‫درمورد پات می‌دونم

313
00:21:05,570 --> 00:21:08,850
‫راستش کنجکاوم که ببینمش

314
00:21:08,850 --> 00:21:10,690
‫پس حسابی تو ذوقت می‌خوره

315
00:21:10,690 --> 00:21:12,570
‫واقعا هیچی واسه دیدن ندارم

316
00:21:19,030 --> 00:21:22,660
‫می‌دونی، گفتی که برادرم و
...‫پدرم رو می‌شناسی

317
00:21:22,670 --> 00:21:23,990
باهاشون نخوابیدم

318
00:22:23,050 --> 00:22:24,250
‫صبح بخیر

319
00:22:56,740 --> 00:22:59,590
<i>‫  باید به عکس‌برداری برسم </i>
<i>‫  خوش گذشت، خودت برو بیرون </i>

320
00:23:01,710 --> 00:23:02,950
چته؟

321
00:23:27,010 --> 00:23:29,010
<i>لیدا استرایک</i>

322
00:23:42,730 --> 00:23:45,970
‫دیشب رفتم سر قبر ویلیام بلیک

323
00:23:46,080 --> 00:23:47,220
‫باشه

324
00:23:49,340 --> 00:23:51,740
‫دلیل خاصی داشت؟

325
00:23:52,270 --> 00:23:55,080
‫دوست دارم هر از گاهی بهش سر بزنم

326
00:23:55,790 --> 00:23:58,300
‫می‌دونی، بلیک طرفدار جنبش عشق آزاد بود

327
00:23:58,310 --> 00:24:00,030
‫که میگه شهوتت رو محدود نکن

328
00:24:02,190 --> 00:24:03,230
‫جدی؟

329
00:24:06,670 --> 00:24:09,270
‫تا حالا کسی بهت گفته که
‫خیلی خیلی خوشگلی؟

330
00:24:14,670 --> 00:24:16,140
‫اومدش

331
00:24:16,150 --> 00:24:18,820
‫با کیارا خوش گذشت؟

332
00:24:18,830 --> 00:24:20,110
‫دختره بد هرزه‌ایه

333
00:24:22,230 --> 00:24:23,790
‫بیا توی دفترم

334
00:24:31,050 --> 00:24:32,900
‫خونوادش فکر می‌کنن کار من بوده؟

335
00:24:32,900 --> 00:24:34,860
‫- نه، فکر نکنم
‫- تو چی؟

336
00:24:34,870 --> 00:24:37,420
‫خیلی زود عصبانی میشی
‫اما عذرت موجهه

337
00:24:37,430 --> 00:24:39,140
‫خیلی خوش‌شانسم که یه نفر

338
00:24:39,150 --> 00:24:40,820
‫بدون سر گرگ دیدم، چون...

339
00:24:40,830 --> 00:24:43,300
‫پلیس خیلی دوست داشت زندانیم کنه

340
00:24:43,310 --> 00:24:45,460
‫در اینکه شکی نیست

341
00:24:45,470 --> 00:24:47,700
‫می‌دونی، دلم خیلی واسه لولا تنگ شده

342
00:24:47,710 --> 00:24:49,710
‫با هم دعوامون میشد اما...

343
00:24:49,850 --> 00:24:51,620
‫با هم خوشبخت بودیم

344
00:24:52,030 --> 00:24:54,500
‫اومدی که یه چیز مهم برام بگی

345
00:24:54,510 --> 00:24:56,760
‫- فردی بستیگویی...
‫- خب چی؟

346
00:24:57,770 --> 00:24:59,780
‫همیشه آویزون لولا بود تا
‫توی فیلمش بازی کنه

347
00:24:59,790 --> 00:25:01,020
‫لولا بازی می‌کرد؟

348
00:25:01,030 --> 00:25:03,940
‫بذار اینجوری بگیم که استعداد
‫یه لازمه‌ی مهم نیست

349
00:25:03,950 --> 00:25:06,670
‫اما لولا، فروش فیلم رو بالا می‌برد

350
00:25:08,630 --> 00:25:10,020
‫قبول نکرد؟

351
00:25:10,030 --> 00:25:11,880
‫از یارو متنفر بود

352
00:25:12,270 --> 00:25:14,380
‫بعد می‌خواست یه فیلم بیوگرافی بسازه
‫که منم داخلش باشم

353
00:25:14,390 --> 00:25:15,980
‫اما خب به‌جایی نرسیدیم

354
00:25:15,990 --> 00:25:19,260
‫چون از خونواده‌ی بریستو شکایت شد
و به صورت کامل متوقف شدند

355
00:25:19,270 --> 00:25:21,820
‫یه ناهار با هم بودیم و
من ‫با یکی از دستیارهاش صمیمی شدم

356
00:25:21,830 --> 00:25:23,230
‫که حدس می‌زنم دختر بوده

357
00:25:24,940 --> 00:25:26,320
‫می‌دونی این دختره جورجیا

358
00:25:26,380 --> 00:25:28,900
‫بهم گفت که بستیگویی بدجوری
‫وسواس کنترل کردن بقیه رو داره

359
00:25:28,910 --> 00:25:30,860
‫خیلی درگیر اعتیاد زنش به مواده

360
00:25:31,870 --> 00:25:33,860
‫انگار به‌خاطر اونه که مواد می‌زنه

361
00:25:33,870 --> 00:25:36,910
‫توی رستوران اگه تنسی
‫سه دست غذا با پنیر سفارش نده

362
00:25:36,910 --> 00:25:39,360
‫کیفش رو می‌گیره تا مطمئن بشه
‫موادی مصرف نکرده

363
00:25:40,050 --> 00:25:42,280
‫بگذریم
‫یه دفعه

364
00:25:42,600 --> 00:25:45,220
‫جورجا گفت که تنسی زیر بار نرفته

365
00:25:45,230 --> 00:25:47,060
‫خیلی به تنسی فشار اومده

366
00:25:47,060 --> 00:25:49,260
‫و بهش گفته
‫«دیگه بسه فردی

367
00:25:49,270 --> 00:25:51,700
‫«دستم رو ول کن
‫وگرنه زنگ می‌زنم به پلیس

368
00:25:51,710 --> 00:25:54,070
‫و می‌گم شب مرگ لولا
‫چه اتفاقی افتاد»

369
00:26:01,490 --> 00:26:03,760
‫خدافظ رابین
‫شرمنده که ترسوندمت

370
00:26:03,770 --> 00:26:06,280
‫- اشکالی نداره
‫- ماه دیگه یه برنامه‌ی خصوصی دارم

371
00:26:06,290 --> 00:26:08,080
‫اگه خواستی می‌تونی تنهایی بیای

372
00:26:08,210 --> 00:26:09,530
‫خیلی ممنون

373
00:26:09,540 --> 00:26:11,180
‫دستکشای طراحی گی سومِه‌‌ان؟

374
00:26:12,850 --> 00:26:14,400
‫خدا، آره

375
00:26:14,520 --> 00:26:16,430
‫حتما از یه‌جایی برشون داشتم

376
00:26:28,010 --> 00:26:30,280
‫میشه ببینی قطار ایور هیث
کی راه می‌افته؟

377
00:26:31,430 --> 00:26:34,040
‫می‌خوای بری دفتر فردی توی پاینوود؟

378
00:26:34,050 --> 00:26:36,640
‫آره، می‌خوام یه جوری برم داخل

379
00:26:36,650 --> 00:26:38,120
‫فایده‌ای نداره

380
00:26:38,130 --> 00:26:39,960
‫بلاخره تونستم منشیش رو گیر بیارم

381
00:26:39,970 --> 00:26:42,480
‫امروز صبح رفته میامی واسه فستیوال فیلم

382
00:26:42,490 --> 00:26:44,520
‫و از اونجا هم چند روزی میره لس‌آنجلس

383
00:26:44,530 --> 00:26:46,320
‫به‌هرحال باید برم

384
00:26:46,330 --> 00:26:48,240
‫امیدوارم تنسی بستیگویی رو پیدا کنم

385
00:26:48,250 --> 00:26:50,320
‫بنابراین بقیه‌ی روز رو نیستم

386
00:26:50,330 --> 00:26:53,640
‫منم اصلا امروز عصر اینجا نیستم

387
00:26:54,530 --> 00:26:55,610
‫واسه چی؟

388
00:26:58,670 --> 00:27:00,250
‫مصاحبه‌ی کاری

389
00:27:01,030 --> 00:27:03,470
‫برات یادداشت گذاشتم

390
00:27:03,950 --> 00:27:05,030
‫باشه

391
00:27:16,750 --> 00:27:18,830
‫بله، من رابطه‌ی خوبی با بقیه دارم

392
00:27:37,830 --> 00:27:41,230
‫- شگفت‌انگیز بود
‫- آره، چه عجب

393
00:27:47,190 --> 00:27:50,150
‫خدا می‌دونه چند وقته درموردش حرف می‌زدم

394
00:28:11,230 --> 00:28:14,590
‫همین
‫همین و...

395
00:28:24,130 --> 00:28:26,360
‫خیلی ممنون
‫واقعا لطف کردی

396
00:28:26,370 --> 00:28:28,840
‫دوباره هم باید بریم
‫روز خوبی داشته باشی

397
00:30:07,190 --> 00:30:09,180
‫پس درستون رو کامل نکردید؟

398
00:30:09,190 --> 00:30:10,370
‫نخیر

399
00:30:10,950 --> 00:30:12,740
‫و داشتید روانشناسی می‌خوندید؟

400
00:30:12,750 --> 00:30:14,220
‫درسته

401
00:30:14,230 --> 00:30:15,350
‫چرا ترک تحصیل کردید؟

402
00:30:16,590 --> 00:30:17,660
‫ببخشید؟

403
00:30:17,670 --> 00:30:20,490
‫چرا قبل از امتحانات پایان ترم
‫دانشگاه رو ترک کردید؟

404
00:30:22,410 --> 00:30:23,770
‫باید...

405
00:30:24,690 --> 00:30:26,480
‫دلیلش شخصی بود

406
00:30:26,490 --> 00:30:29,040
‫اشکالی نداره، اشکالی نداره
‫لازم نیست که...

407
00:30:29,050 --> 00:30:30,280
‫گرچه مشکلتون سختی درس که نبوده؟

408
00:30:30,290 --> 00:30:31,800
‫نخیر، ربطی نداشت
‫نخیر

409
00:30:31,810 --> 00:30:33,470
‫نه، من عاشق رشته‌م بودم

410
00:30:33,480 --> 00:30:35,060
‫امیدوار بودم که رتبه‌ی اول بشم

411
00:30:35,570 --> 00:30:38,370
‫روانشناسی در بخش منابع انسانی
‫نقش زیادی رو بازی می‌کنه

412
00:30:40,930 --> 00:30:43,200
‫خب رابین واسه شروع

413
00:30:43,210 --> 00:30:46,450
‫میشه سه نفر رو نام ببری
‫که الهام‌بخشت بودند؟

414
00:31:28,910 --> 00:31:31,300
‫باورم نمیشه که نمی‌خوای کار رو بگیری

415
00:31:31,310 --> 00:31:34,900
‫زیادی شرکتی و خشک بود

416
00:31:34,910 --> 00:31:36,580
‫منظورت مثل کار منه؟

417
00:31:36,590 --> 00:31:38,710
‫نه، منظورم اون نبود

418
00:31:39,040 --> 00:31:40,830
‫تو عاشق کارتی

419
00:31:40,950 --> 00:31:44,380
‫وقتی که بچه بودم دوست داشتم
‫فضانورد بشم، اما می‌دونی

420
00:31:45,210 --> 00:31:46,500
‫رابین

421
00:31:46,840 --> 00:31:49,180
‫مسلما نمی‌تونم مجبورت کنم
‫بری سر کاری که دوست نداری

422
00:31:50,190 --> 00:31:51,750
‫خوب شد گفتی

423
00:31:54,030 --> 00:31:55,820
‫درضمن من کدو نمی‌خورم

424
00:31:55,900 --> 00:31:58,180
‫باشه، می‌تونی پاستا بخوری

425
00:31:59,710 --> 00:32:00,790
‫باشه

426
00:32:09,410 --> 00:32:12,940
‫بله، خیلی ممنون
‫واقعا لطف دارید

427
00:32:12,950 --> 00:32:15,140
‫بله، حتما همین کارو می‌کنم

428
00:32:15,150 --> 00:32:16,920
‫تشکر، خدافظ

429
00:32:20,510 --> 00:32:23,540
‫خب، مصاحبه چطور بود؟

430
00:32:23,550 --> 00:32:26,820
‫داشتم با همونا حرف می‌زدم و
‫گفتند که کار رو گرفتم

431
00:32:26,830 --> 00:32:29,340
‫چه سریع
‫حتما خیلی شگفت زده‌شون کردی

432
00:32:29,350 --> 00:32:32,580
‫اوهوم
‫گفتم آدما خیلی برام مهمن!

433
00:32:34,070 --> 00:32:35,810
‫خب باید هر از گاهی هم

434
00:32:35,820 --> 00:32:37,480
‫چیزایی رو بگیم که دوست نداریم

435
00:32:38,790 --> 00:32:40,270
‫خیلی خوش‌شانسن که تو رو گیر آوردن

436
00:32:42,830 --> 00:32:44,500
‫من غیبت نمی‌کنم

437
00:32:44,510 --> 00:32:46,420
‫خواهرت که اومد توی دفتر

438
00:32:46,430 --> 00:32:48,060
‫گفت همه‌چیزو واسش گفتم

439
00:32:48,070 --> 00:32:50,200
‫ناخواهری
‫نگران نباش

440
00:32:50,240 --> 00:32:51,740
‫می‌دونم لوسی چجوریه

441
00:32:51,750 --> 00:32:53,880
‫من رازداری حالیم میشه

442
00:32:54,510 --> 00:32:56,140
‫خصوصا توی این کار

443
00:32:56,150 --> 00:32:58,780
‫درمورد لولا لاندری یه کوچولو واسه مت گفتم اما...

444
00:32:58,790 --> 00:33:01,900
‫رابین اصلا نگرانش نباش
‫تو رازداری، خودم می‌دونم

445
00:33:04,870 --> 00:33:06,420
‫کی میری سر کار؟

446
00:33:06,950 --> 00:33:08,150
‫هفته‌ی دیگه

447
00:33:10,870 --> 00:33:13,180
‫می‌خوای یه چیز جالب ببینی؟

448
00:33:13,190 --> 00:33:14,350
‫اوهوم

449
00:33:22,970 --> 00:33:24,530
‫وای خدا اون...؟

450
00:33:24,530 --> 00:33:27,440
‫دایی جان بریستو که دستش رو
‫گذاشته روی کون تنسی بستیگویی

451
00:33:27,450 --> 00:33:30,520
‫بدم میاد از اینکه مردا وسط خیابون
‫همچین کاری بکنن

452
00:33:30,530 --> 00:33:32,320
‫خب حالا یعنی واسه پرونده...

453
00:33:32,330 --> 00:33:33,920
‫هنوز نمی‌دونم

454
00:33:33,930 --> 00:33:35,420
‫می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

455
00:33:35,430 --> 00:33:37,390
‫می‌خوام واسه ایجاد ترس
‫ازش استفاده کنم

456
00:34:09,130 --> 00:34:10,320
‫برو پی کارت وگرنه زنگ می‌زنم...

457
00:34:10,330 --> 00:34:12,920
‫به تونی لاندری؟
‫که بیاد توی رستوران دیدنم؟

458
00:34:12,930 --> 00:34:14,280
‫من حرفی ندارم بهت بزنم

459
00:34:14,290 --> 00:34:16,770
‫یا شایدم بیاد هتل؟

460
00:34:20,890 --> 00:34:22,050
‫پات رو بردار

461
00:34:24,730 --> 00:34:27,600
‫تضمین می‌کنم اگه بهت پولی بدم

462
00:34:27,610 --> 00:34:29,760
‫شوهرم خبردار میشه و میاد سراغت
‫بنابراین...

463
00:34:29,770 --> 00:34:32,640
‫من دنبال پول نیستم
‫اطلاعات می‌خوام

464
00:34:33,650 --> 00:34:36,350
‫- و اگه بهت ندم...
‫- نه، فقط مشتری‌هایی که بهم پول میدن

465
00:34:36,360 --> 00:34:38,480
‫مدارک همسر خیانتکارشون رو دریافت می‌کنن

466
00:34:38,490 --> 00:34:41,180
‫- چقدر که با وجدانی
‫- راستش تموم کاراگاه‌های خصوصی

467
00:34:41,180 --> 00:34:43,050
‫که اینقدر محتاط نیستند تنسی

468
00:34:43,060 --> 00:34:46,000
‫خصوصا وقتی یکی شبیه تو
‫مانع از اجرای عدالت میشه

469
00:34:46,490 --> 00:34:48,880
‫روحتم خبر نداره...

470
00:34:49,530 --> 00:34:50,990
‫درمورد چی؟

471
00:34:51,410 --> 00:34:52,730
‫همه‌چی

472
00:34:58,930 --> 00:35:01,720
‫شبی که لولا مُرد، کجا بودی؟

473
00:35:01,730 --> 00:35:03,080
‫همینجا

474
00:35:03,150 --> 00:35:04,980
‫پیش همسرم بودم

475
00:35:05,050 --> 00:35:06,370
‫حقیقت رو گفتم

476
00:35:08,590 --> 00:35:09,830
‫باور می‌کنم که اینجا بودی

477
00:35:09,830 --> 00:35:12,260
‫باور می‌کنم که پیش همسرت بودی
‫اما می‌خوام بدونم

478
00:35:12,270 --> 00:35:15,120
‫وقتی رفتی توی لابی
‫چرا از سرما می‌لرزیدی

479
00:35:16,130 --> 00:35:19,080
‫دیدم که لولا افتاد پایین

480
00:35:19,090 --> 00:35:20,400
‫دریک داشت می‌دوید

481
00:35:20,410 --> 00:35:22,560
‫شکه شدم

482
00:35:22,570 --> 00:35:25,320
‫فردی چیزی توی کیفت پیدا کرده بود؟

483
00:35:25,330 --> 00:35:27,880
‫وقتی داشتی توی دستشویی خط می‌زدی
‫مچت رو گرفت؟

484
00:35:27,890 --> 00:35:31,240
‫یا وقتی می‌خواستی بخوابی
‫نبضت رو گرفت؟

485
00:35:31,250 --> 00:35:34,810
‫فردی با لباس زیر
‫توی بالکن حسبت کرد

486
00:35:34,820 --> 00:35:37,060
‫اونم توی یه شب سرد

487
00:35:38,030 --> 00:35:40,110
‫وقتی لولا افتاد، اونجا بودی

488
00:35:40,110 --> 00:35:42,640
‫- نه
‫- چرا، چون چیزی شنیدی

489
00:35:42,650 --> 00:35:45,510
‫و اون تنها جاییه که می‌تونستی بشنوی

490
00:35:46,250 --> 00:35:48,720
‫از تنبیه کردن لذت می‌بره، نه؟

491
00:35:49,730 --> 00:35:52,280
‫محبوس کردن در یه مکان کوچیک و بسته

492
00:35:52,290 --> 00:35:55,040
‫اولین سلاح برای شکنجه کردنه

493
00:35:55,140 --> 00:35:57,540
‫شوهر من شکنجه‌گر نیست

494
00:36:14,170 --> 00:36:15,810
‫بچه داری؟

495
00:36:21,530 --> 00:36:23,000
‫نه

496
00:36:23,890 --> 00:36:25,440
‫تا حالا خواستی بچه‌دار بشی؟

497
00:36:25,450 --> 00:36:27,560
‫حقیقتش نه

498
00:36:27,570 --> 00:36:29,010
‫من خواستم

499
00:36:29,810 --> 00:36:31,220
‫یه دختر...

500
00:36:31,600 --> 00:36:34,360
‫کوچولو که هرشب براش آواز بخونم

501
00:36:35,280 --> 00:36:37,040
‫موهاش رو شونه کنم

502
00:36:39,430 --> 00:36:41,330
‫و بعدا

503
00:36:42,760 --> 00:36:44,230
‫وقتی که پیر شدم

504
00:36:46,270 --> 00:36:49,710
‫با همدیگه چایی بخوریم و
‫درمورد زندگیمون حرف بزنیم

505
00:36:59,270 --> 00:37:01,110
‫اون نمی‌خواست که من

506
00:37:01,990 --> 00:37:03,610
‫کار کنم

507
00:37:03,790 --> 00:37:06,420
‫نمی‌خواست که بچه‌دار بشیم

508
00:37:08,030 --> 00:37:09,450
‫بنابراین

509
00:37:10,710 --> 00:37:12,910
‫این تنها چیزیه که دارم

510
00:37:17,630 --> 00:37:19,110
‫تونی...

511
00:37:27,080 --> 00:37:30,090
‫وجهه‌ی خونوادگی همه‌چیز اونه

512
00:37:31,430 --> 00:37:33,150
‫هرگز رهاشون نمی‌کنه

513
00:37:40,250 --> 00:37:43,500
‫فقط بهم بگو اون شب چی شنیدی تنسی

514
00:37:44,390 --> 00:37:46,310
‫بهم بگو
‫چون با محافظت کردن

515
00:37:46,320 --> 00:37:49,050
‫از یه سادیسمی
‫ممکنه بذاری یه قاتل آزاد باشه

516
00:37:53,990 --> 00:37:55,150
‫باهام حرف بزن تنسی

517
00:37:59,080 --> 00:38:00,770
‫دو صدا فریاد می‌کشیدند

518
00:38:00,780 --> 00:38:02,860
‫تنها چیزی که یادشه دقیقا شنیده
‫این بوده که

519
00:38:02,870 --> 00:38:05,700
‫«دیگه دیر شده
‫کار از کار گذشته»

520
00:38:06,710 --> 00:38:08,030
‫لولا؟

521
00:38:09,350 --> 00:38:10,500
‫کدوم کار؟

522
00:38:10,510 --> 00:38:12,050
‫هنوز نمی‌دونم

523
00:38:12,670 --> 00:38:14,660
‫صدای اون یه نفر رو نشناخته؟

524
00:38:14,670 --> 00:38:15,870
‫نه

525
00:38:17,630 --> 00:38:19,780
‫غیرممکنه که فردی بوده باشه

526
00:38:19,790 --> 00:38:22,780
‫آدم که زنش رو توی بالکن زندانی نمی‌کنه
‫و بره طبقه‌ی بالا

527
00:38:22,790 --> 00:38:25,140
‫و یه زن دیگه رو از بالای سر زنش
‫بندازه پایین

528
00:38:25,150 --> 00:38:26,610
‫موافقم

529
00:38:26,960 --> 00:38:27,980
‫یعنی ایوان داشته...

530
00:38:27,990 --> 00:38:31,060
‫داشته یکی رو مقصر نشون می‌داده
‫نمی‌دونم چرا

531
00:38:32,830 --> 00:38:34,740
‫وای خدا، خیلی زندگیش وحشتناکه

532
00:38:34,750 --> 00:38:37,420
‫آره، باید فردی رو ترک کنه

533
00:38:37,430 --> 00:38:38,670
‫فکر می‌کنی ترکش کنه؟

534
00:38:40,210 --> 00:38:41,370
‫نه

535
00:38:56,640 --> 00:39:00,640
<i>شارلوت</i>

536
00:39:06,170 --> 00:39:07,370
‫منم

537
00:39:09,410 --> 00:39:10,700
‫شارلوت

538
00:39:12,350 --> 00:39:14,000
‫چیکار داری؟

539
00:39:14,010 --> 00:39:16,810
‫همین حالا برگرد
‫وگرنه واسه همیشه از دستم میدی

540
00:39:35,510 --> 00:39:36,540
‫ساعت چنده؟

541
00:39:36,550 --> 00:39:37,710
‫سر صبحه

542
00:39:41,030 --> 00:39:42,990
‫می‌دونی منم اتاق خصوصی خودمو دارم

543
00:39:43,160 --> 00:39:45,070
‫اما چسبیده به خونه‌م

544
00:39:45,830 --> 00:39:47,190
‫بیا یکم صبحونه بخوریم

545
00:39:52,690 --> 00:39:53,870
‫به طرز آزار دهنده‌ای

546
00:39:54,040 --> 00:39:56,380
‫چندتا از سوالات درمورد راشل اونیفاده

547
00:39:57,390 --> 00:39:59,750
‫- از ذهنم بیرون نمیرن
‫- فکرش رو می‌کردم

548
00:40:00,310 --> 00:40:03,040
‫اون مورد که درباره‌ی اندازه‌ی
‫مخزن آبگرمکن گفتی

549
00:40:03,590 --> 00:40:04,660
‫حق با تو بود

550
00:40:04,670 --> 00:40:06,220
‫نکته‌ی خوبی بود
‫خیلی هوشمندانه

551
00:40:06,230 --> 00:40:07,660
‫آب هنوز داغ بود

552
00:40:07,670 --> 00:40:09,780
‫نه، اصلا با تجزیه‌ی مواد توی بدنش

553
00:40:09,790 --> 00:40:11,620
‫جور در نمیاد

554
00:40:11,630 --> 00:40:13,810
‫- به قتل رسیده
‫- پس...؟

555
00:40:13,830 --> 00:40:16,580
‫ربطی به لولا لاندری نداره

556
00:40:18,790 --> 00:40:21,820
‫ممکنه یه ساقی بوده باشه
‫که راشل عصبانیش کرده

557
00:40:21,830 --> 00:40:23,820
‫می‌تونه، گرچه وقتی با یه چاقو
‫میشه تمومش کرد

558
00:40:23,830 --> 00:40:25,660
‫چرا این همه سختی بکشه؟

559
00:40:26,670 --> 00:40:27,910
‫آره

560
00:40:31,670 --> 00:40:33,100
‫انستیس گفت که پلیس خوبی بودی

561
00:40:33,110 --> 00:40:35,450
‫جدی؟
‫به من گفته تو جونش رو نجات دادی

562
00:40:35,740 --> 00:40:37,220
‫و طرفدار آرسنالی

563
00:40:37,230 --> 00:40:39,460
‫نمی‌دونم کدومش اشتباه بزرگتریه

564
00:40:39,470 --> 00:40:42,020
‫درمورد اولی یکم اغراق می‌کنه

565
00:40:44,630 --> 00:40:46,600
‫نمی‌خوام که کسی رو

566
00:40:47,170 --> 00:40:48,640
بد جلوه بدم اما

567
00:40:49,270 --> 00:40:51,260
‫درمورد تنسی بستیگویی اشتباه کردی

568
00:40:52,760 --> 00:40:54,960
‫چون توی بالکن بوده

569
00:40:54,970 --> 00:40:57,800
‫و صدای یه نفر دیگه رو هم شنیده

570
00:40:57,810 --> 00:41:00,800
‫می‌خوام فیلم تمام دوربین‌های امنیتی
‫اطراف کنتیگرن گاردنز رو ببینم

571
00:41:01,810 --> 00:41:03,320
‫جدی؟

572
00:41:03,320 --> 00:41:05,100
‫خب چی گیر من میاد؟

573
00:41:05,650 --> 00:41:08,070
قدردانی
‫به اشتراک گذاری اطلاعات

574
00:41:08,120 --> 00:41:10,130
‫من کارایی می‌تونم بکنم که تو نمی‌تونی

575
00:41:10,490 --> 00:41:13,050
‫هنوز دیر نشده که سمت عدالت رو بگیری

576
00:41:55,450 --> 00:41:56,640
‫صبح بخیر

577
00:41:56,650 --> 00:41:59,000
‫می‌خوام برم کنتیگرن گاردنز

578
00:41:59,010 --> 00:42:00,040
‫باشه

579
00:42:00,050 --> 00:42:01,780
‫و فردا هم می‌خوایم بریم به وشتی

580
00:42:01,790 --> 00:42:03,630
‫لباس‌فروشی مورد علاقه‌ی لولا

581
00:42:04,890 --> 00:42:06,360
‫قراره چند دست لباس امتحان کنی

582
00:42:06,370 --> 00:42:08,480
‫منم میشم برادرت که می‌خوام
‫واسه سالگرد عروسیم

583
00:42:08,490 --> 00:42:10,600
‫یه هدیه‌ی قشنگ بخرم

584
00:42:10,610 --> 00:42:11,960
‫واسه چی؟

585
00:42:11,970 --> 00:42:14,840
‫یکی از آدمای اونجا
‫درمورد لولا با رسانه‌ها حرف زده

586
00:42:14,850 --> 00:42:17,770
‫می‌خوام بدونم کیه، چی می‌دونه
‫و از کجا خبردار شده

587
00:42:21,790 --> 00:42:23,290
<i>اظهارات جدیدی درمورد
آخرین روز زندگی لولا</i>

588
00:42:23,310 --> 00:42:25,310
<i>لولا لاندری آخرین ساعات زندگیش را در بوتیک
وشتی سپری کرده است، اما همراه چه کسی؟</i>

589
00:42:27,810 --> 00:42:29,330
‫دفتر کورمورن استرایک
‫بفرمایید

590
00:42:31,490 --> 00:42:34,600
‫نخیر، متاسفم
‫دیگه اینجا کار نمی‌کنن

591
00:42:34,610 --> 00:42:36,150
‫نه، نمی‌دونم
‫شرمندم

592
00:42:37,860 --> 00:42:39,000
‫اسم من؟

593
00:42:39,080 --> 00:42:41,320
‫اشلی جونز هستم
‫منشی جدیدشون

594
00:42:41,330 --> 00:42:43,680
‫با الف و ز زنبور

595
00:42:43,690 --> 00:42:45,130
‫خواهش می‌کنم

596
00:42:48,210 --> 00:42:50,000
‫کاریابی افتاده دنبالم

597
00:42:50,010 --> 00:42:51,800
‫فکر نکنم حرفم رو باور کرده باشن

598
00:42:51,810 --> 00:42:53,840
‫حالا که کار دائمی پیدا کردی

599
00:42:53,850 --> 00:42:55,800
‫فکر نکنم اگه اخراجت هم کردن
‫مسئله‌ای باشه

600
00:42:55,810 --> 00:42:59,080
‫موقع برگشت ناهار می‌خرم
‫چیزی می‌خوای؟

601
00:42:59,090 --> 00:43:01,040
‫امروز روز سوپ ژاپنیه

602
00:43:01,050 --> 00:43:02,210
‫چه بد

603
00:43:23,370 --> 00:43:26,200
‫می‌خوای در آپارتمان لولا رو باز کنم؟

604
00:43:26,210 --> 00:43:28,090
‫می‌خوام دوباره برم کنار استخر

605
00:43:35,450 --> 00:43:39,300
‫اون شب به تنسی یه حوله دادی
‫چون سردش بود

606
00:43:39,810 --> 00:43:42,890
‫بدرد می‌خوره که یه حوله
‫کنار میزت نگه داری

607
00:43:48,530 --> 00:43:52,080
‫من هرروز از کوریدون شرقی میام اینجا

608
00:43:52,100 --> 00:43:54,670
‫بعضی وقتا به‌خاطر ساعت کاریم و

609
00:43:54,910 --> 00:43:57,450
‫چیزایی که توی سرم می‌گذره
‫خوابم نمی‌بره و...

610
00:43:58,810 --> 00:44:01,770
‫اما شنا کردن

611
00:44:02,650 --> 00:44:04,930
‫واقعا آرومم می‌کنه، می‌دونی؟

612
00:44:04,970 --> 00:44:06,250
‫البته

613
00:44:08,610 --> 00:44:10,570
‫میزت رو ترک کردی، مگه نه؟

614
00:44:12,570 --> 00:44:15,290
‫من نباید کارم رو از دست بدم

615
00:44:16,330 --> 00:44:19,480
‫چندتا وام دارم و بچه‌هام

616
00:44:19,490 --> 00:44:21,240
‫هرروز تولد دارن

617
00:44:22,750 --> 00:44:24,870
‫گوش کن

618
00:44:26,660 --> 00:44:28,100
‫چند دقیقه اینجا بودی؟

619
00:44:28,110 --> 00:44:29,750
‫20 دقیقه؟
‫نیم ساعت؟

620
00:44:31,070 --> 00:44:32,310
‫همین حدودا

621
00:44:32,650 --> 00:44:34,300
‫50 دور

622
00:44:34,310 --> 00:44:37,460
‫من به کسی نمیگم
‫قول میدم

623
00:44:37,470 --> 00:44:38,500
‫ممنون

624
00:44:38,510 --> 00:44:41,350
‫حالا کسی توی آپارتمان دیبی مکه؟

625
00:44:42,870 --> 00:44:45,310
‫بیا بریم

626
00:44:53,870 --> 00:44:55,910
‫دفتر کورمورن استرایک
‫بفرمایید

627
00:44:57,030 --> 00:45:00,140
‫متاسفم، فعلا حضور ندارن
‫امرتون رو بفرمایید

628
00:45:01,150 --> 00:45:03,710
‫بهش بگو شارلوت کمپبل تماس گرفت

629
00:45:07,150 --> 00:45:08,910
‫بهشون اطلاع میدم

630
00:45:08,920 --> 00:45:10,860
‫حتما اینکارو بکن

631
00:45:10,870 --> 00:45:12,660
‫خیلی مهمه

632
00:45:54,580 --> 00:45:57,700
‫اونوقت این آپارتمان
‫سه ماهه که خالیه؟

633
00:45:58,020 --> 00:46:00,940
‫این خونه‌های لوکس اجاره‌ای
‫معمولا خالی می‌مونن

634
00:46:01,090 --> 00:46:03,640
‫فکر می‌کنم یه زوج از سنگاپور
‫می‌خوان اجاره‌ش کنن

635
00:46:11,630 --> 00:46:13,780
‫اون روز بسته‌ای نرسید؟

636
00:46:13,790 --> 00:46:15,270
‫چرا

637
00:46:15,310 --> 00:46:18,280
‫فردی بستیگویی واسه دیبی
‫یه دسته گل فرستاد

638
00:46:19,070 --> 00:46:21,490
‫واسه لولا هم گل فرستاد؟

639
00:46:22,390 --> 00:46:24,250
‫فکر نکنم

640
00:46:25,310 --> 00:46:27,220
‫تو که اون روز هیچ گل رزی

641
00:46:27,240 --> 00:46:28,770
‫به آپارتمانش تحویل ندادی؟

642
00:46:29,230 --> 00:46:30,380
‫نه

643
00:46:33,470 --> 00:46:35,260
‫چیز دیگه‌ای اینجا تحویل داده نشد؟

644
00:46:35,270 --> 00:46:37,700
‫چرا، یه خروار شامپاین
‫یه لباس

645
00:46:37,710 --> 00:46:39,970
‫دستکش چرمی
‫یه طراح مد...

646
00:46:39,980 --> 00:46:41,810
‫- کدوم یکی؟
‫- نمی‌دونم

647
00:46:42,750 --> 00:46:44,640
‫چرا، یادم اومد

648
00:46:44,870 --> 00:46:46,740
‫چون من صداش کردم گای سام

649
00:46:46,750 --> 00:46:49,260
‫و همشون بهم خندیدن و گفتن که
‫تلفظش اونجوری نیست

650
00:46:49,270 --> 00:46:51,660
‫گی سومه

651
00:46:51,670 --> 00:46:52,980
‫- آره
‫- خیلی‌خب

652
00:46:52,990 --> 00:46:54,970
‫راستی یکی دیگه

653
00:46:54,970 --> 00:46:57,900
‫از شرکت امنیتی شبگرد اومدن
‫تا کنترل دزدگیر رو درست کنن

654
00:46:57,910 --> 00:47:01,340
‫و لشینکا، نظافتچی هم یه مدتی اینجا بود

655
00:47:01,350 --> 00:47:03,300
‫پس رفت و آمد زیاد بوده

656
00:47:03,310 --> 00:47:04,950
‫آره، تا سر شب

657
00:47:04,980 --> 00:47:07,020
‫بعد دیگه همشون غیبشون زد

658
00:47:07,510 --> 00:47:09,530
‫خوبه
‫خب فعلا همینقدر کافیه

659
00:47:11,520 --> 00:47:14,920
‫توهین نباشه اما امیدوارم «فعلا»
‫بشه «هیچوقت»

660
00:47:23,310 --> 00:47:25,350
‫اینو واسه‌ت فرستادن

661
00:47:51,480 --> 00:47:53,590
<i>‫ چیزی پیدا نمی‌کنی، طرفدار آرسنال </i>

662
00:48:08,910 --> 00:48:11,740
‫فکر می‌کنم واقعا لولا لاندری به قتل رسیده رابین

663
00:48:11,750 --> 00:48:14,740
‫اینجا
‫رز سفید، مثل همونایی که فردی

664
00:48:16,250 --> 00:48:17,480
‫واسه دیبی مک فرستاده بود

665
00:48:17,490 --> 00:48:19,320
‫اما این عکس از آپارتمان لولا گرفته شده

666
00:48:19,330 --> 00:48:20,960
‫چجوری رسیدن اون بالا؟

667
00:48:20,970 --> 00:48:23,520
‫حدس من اینه که قاتل
‫از طبقه‌ی پایین برشون داشته

668
00:48:23,530 --> 00:48:24,600
‫چجوری وارد شده؟

669
00:48:24,610 --> 00:48:26,840
‫نمی‌دونم، اما می‌تونسته به سادگی

670
00:48:26,850 --> 00:48:29,840
‫بین اون همه تحویل و نظافت و رفت و آمد وارد بشه

671
00:48:29,850 --> 00:48:31,700
‫اشتباهی که کرده این بوده که
‫وقتی با سرعت می‌خواسته فرار کنه

672
00:48:31,700 --> 00:48:34,170
‫گل‌ها رو توی آپارتمان لولا جا گذاشته

673
00:48:34,180 --> 00:48:36,030
‫بعد شانسش گفته
‫دریک سر میزش نبوده

674
00:48:36,040 --> 00:48:37,940
‫- به خاطر همون دلیلی که حدس زدم...
‫- شنا

675
00:48:37,940 --> 00:48:39,680
‫دقیقا، بنابراین قاتل فرار کرده

676
00:48:39,690 --> 00:48:42,720
‫فردی گذاشته تنسی برگرده توی خونه
‫تا جیغ نکشه

677
00:48:42,730 --> 00:48:44,920
‫قبل از اینکه تنسی برسه به لابی
‫قاتل فرار کرده

678
00:48:45,930 --> 00:48:48,360
‫و دریک هم از استخر برمی‌گرده

679
00:48:48,850 --> 00:48:50,560
‫خب فکر می‌کنی کار کیه؟

680
00:48:50,570 --> 00:48:52,800
‫هنوز دارم روش کار می‌کنم

681
00:48:52,810 --> 00:48:54,840
‫اما همون کسیه که راشل رو کشته

682
00:48:54,950 --> 00:48:56,430
‫فقط باید دلیلش رو پیدا کنم

683
00:48:58,050 --> 00:48:59,750
‫امروز روز اردک سخاری

684
00:48:59,760 --> 00:49:01,770
‫با پنکیک اضافه‌ست
‫مطمئنی نمی‌خوری؟

685
00:49:03,980 --> 00:49:05,200
‫چی شده؟

686
00:49:08,070 --> 00:49:09,940
‫شارلوت کمپبل زنگ زد

687
00:49:09,950 --> 00:49:11,570
‫چی گفت؟

688
00:49:12,430 --> 00:49:15,580
‫فقط گفت
‫«بش بگو شارلوت کمپبل تماس گرفت»

689
00:49:15,590 --> 00:49:17,950
‫«که البته به زودی قراره بشه همسر جیگو راس»

690
00:49:20,070 --> 00:49:21,910
‫باشه، ممنون

691
00:49:43,710 --> 00:49:46,190
‫احتمالا تا شب برنمی‌گردم

692
00:50:46,190 --> 00:50:47,380
‫سلام

693
00:50:47,560 --> 00:50:49,780
‫رابین

694
00:50:50,720 --> 00:50:52,470
‫دیروقته
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

695
00:50:52,870 --> 00:50:55,420
‫دنبال تو می‌گشتم

696
00:50:55,430 --> 00:50:57,420
‫تو آدم خیلی خوبی هستی

697
00:50:57,430 --> 00:50:59,460
‫جایی نرو
‫میرم واسه خودم یه لیوان بگیرم

698
00:50:59,470 --> 00:51:01,420
‫جایی نمیرم
‫قول میدم!

699
00:51:01,430 --> 00:51:03,700
‫راستش رابین
‫یکم عصبانیم

700
00:51:03,710 --> 00:51:05,220
‫شراب سفید لطفا

701
00:51:06,230 --> 00:51:07,260
‫کوچیک یا بزرگ؟

702
00:51:07,270 --> 00:51:08,620
‫خیلی بزرگ!

703
00:51:08,630 --> 00:51:10,020
‫کوچیک لطفا

704
00:51:10,030 --> 00:51:11,460
‫سبک‌وزن

705
00:51:11,590 --> 00:51:13,430
‫بزنش به حساب

706
00:51:15,910 --> 00:51:16,940
‫ممنون

707
00:51:16,950 --> 00:51:18,950
‫می‌دونی از چیت خوشم میاد رابین؟

708
00:51:20,390 --> 00:51:22,560
‫آدم خیلی محترمی هستی

709
00:51:23,150 --> 00:51:24,900
‫و مهارت خوبی هم داری

710
00:51:24,910 --> 00:51:26,310
‫مهارت‌های زیادی

711
00:51:27,350 --> 00:51:28,940
‫ممنون

712
00:51:28,950 --> 00:51:30,700
‫فکر می‌کنم...

713
00:51:31,790 --> 00:51:34,880
‫آدم باید بدونه چه زمانی سوالی رو بپرسه

714
00:51:35,350 --> 00:51:37,540
‫و چه زمانی نپرسه

715
00:51:38,550 --> 00:51:40,140
‫باید به بقیه زمان بدی

716
00:51:40,150 --> 00:51:41,590
‫آره

717
00:51:42,270 --> 00:51:43,540
‫چیزی خوردی؟

718
00:51:43,550 --> 00:51:44,740
‫نه، گرسنه نیستم

719
00:51:44,750 --> 00:51:47,900
‫بیخیال، نباید اونقدرام بد باشه

720
00:51:51,790 --> 00:51:53,380
‫فندک داری؟

721
00:51:53,390 --> 00:51:54,580
‫اینجا که نمیشه سیگار کشید

722
00:51:54,590 --> 00:51:58,260
‫لذت میخونه رو هم ازمون گرفتن

723
00:51:58,270 --> 00:52:00,020
‫میخونه‌ها قبلا فوق‌العاده بود

724
00:52:00,030 --> 00:52:03,500
‫یادمه که اینجا همش میخونه بود

725
00:52:03,510 --> 00:52:04,540
‫چیزی جز میخونه پیدا نمیشد

726
00:52:06,050 --> 00:52:09,040
‫حتی اتوبوس‌ها هم رابین
‫میخونه‌ی سیار داشتن

727
00:52:09,040 --> 00:52:10,910
‫- روزای شادی بوده
‫- خیلی شاد

728
00:52:11,030 --> 00:52:13,220
‫اما می‌دونی چی همش رو نابود کرد؟

729
00:52:13,230 --> 00:52:15,280
‫عصر دیجیتال

730
00:52:15,290 --> 00:52:16,700
‫نامه

731
00:52:16,700 --> 00:52:19,600
‫- از دور خارج شده، چه بلایی سر نامه‌های عاشقانه اومد؟
‫- عصر دیجیتال

732
00:52:19,610 --> 00:52:22,640
‫حرف منم همینه
‫آخه نمیشه ایمیل عاشقانه نوشت که، میشه؟

733
00:52:22,650 --> 00:52:25,320
‫- خب میشه...
‫- نه نمیشه، آفرین

734
00:52:25,330 --> 00:52:27,370
‫خرید اینترنتی...

735
00:52:29,700 --> 00:52:32,360
‫چی؟!
‫مگه چقد سخته

736
00:52:32,370 --> 00:52:35,440
‫پاشی بری توی بازار خرید کنی
‫عوضی تنبل؟

737
00:52:35,450 --> 00:52:38,240
‫و حالا دیگه نه می‌تونیم توی میخونه
‫سیگار بکشیم

738
00:52:38,250 --> 00:52:39,840
‫و نه مسکن عمومی داریم

739
00:52:39,850 --> 00:52:41,720
‫و نه نامه‌ی عاشقانه

740
00:52:41,730 --> 00:52:44,520
‫داری به چی می‌خندی؟

741
00:52:44,530 --> 00:52:46,800
‫فکر کردی خنده‌داره که کسی پول نداره

742
00:52:46,810 --> 00:52:48,740
‫نزدیک محل کارش زندگی کنه

743
00:52:48,750 --> 00:52:50,160
‫- کورمورن بیا بریم
‫- ریشی؟

744
00:52:51,810 --> 00:52:53,680
‫شرمنده

745
00:52:53,690 --> 00:52:55,410
‫حالت خوبه؟
‫بیا بریم

746
00:52:58,250 --> 00:53:00,360
‫من یکم ناراحتم رابین

747
00:53:00,370 --> 00:53:01,490
‫می‌دونم

748
00:54:00,070 --> 00:54:01,780
‫به اینا نیاز ندارم

749
00:54:01,790 --> 00:54:03,100
‫محض احتیاطه

750
00:54:04,830 --> 00:54:06,940
‫صبح که واسه رفتن به وشتی
مشکلی نداری؟

751
00:54:06,950 --> 00:54:08,760
‫معلومه که نه

752
00:54:09,150 --> 00:54:12,060
‫من آدم خیلی خوش‌شانسیم رابین

753
00:54:12,070 --> 00:54:13,190
‫اولا

754
00:54:13,370 --> 00:54:16,500
‫متابولیسم بدنم طوریه که
‫هرچی می‌خوام می‌خورم

755
00:54:16,510 --> 00:54:18,460
‫و بدنم چاق نمیشه

756
00:54:18,470 --> 00:54:20,380
‫و ثانیا، من...

757
00:54:20,390 --> 00:54:22,100
‫من هیچوقت خمار نمیشم

758
00:54:22,110 --> 00:54:23,780
‫خیلی خوش‌شانسی

759
00:54:26,990 --> 00:54:30,020
‫این پای حرومزاده داره می‌کشتم

760
00:54:38,430 --> 00:54:41,830
‫ظلمه یا ترحم؟

761
00:54:42,050 --> 00:54:43,090
‫هوم؟

762
00:54:44,690 --> 00:54:46,160
‫یه بچه‌ی اسلحه بدست

763
00:54:46,170 --> 00:54:49,180
‫بعد از انفجار می‌تونست بهم شلیک کنه

764
00:54:50,850 --> 00:54:52,970
‫اما یه نگاه به پام انداخت...

765
00:54:54,210 --> 00:54:56,490
‫و بهم چشمک زد

766
00:55:03,010 --> 00:55:04,450
‫شاید یکم از هر دوش

767
00:55:07,090 --> 00:55:08,210
‫شاید

768
00:55:13,010 --> 00:55:14,290
‫برو خونه

769
00:55:21,130 --> 00:55:23,330
‫- من ردیفم
‫- صحیح

770
00:55:40,690 --> 00:55:42,090
‫چراغا رو خاموش می‌کنم

771
00:55:44,230 --> 00:55:45,540
‫باشه

772
00:57:03,830 --> 00:57:05,350
‫لعنتی

773
00:57:07,430 --> 00:57:08,990
‫بی‌پدر

774
00:57:34,910 --> 00:57:36,550
‫لعنتی

775
00:57:58,450 --> 00:58:00,290
‫کار تو بوده

776
00:58:01,090 --> 00:58:02,970
‫تو لولا رو کشتی

777
00:58:39,910 --> 00:58:41,900
‫لولا لاندری زیاد می‌اومد اینجا
‫مگه نه؟

778
00:58:41,910 --> 00:58:44,540
‫روزی که مُرد
‫توی این رختکن بود

779
00:58:44,550 --> 00:58:46,980
‫تو اولین دختری نیستی که
‫درمورد اون می‌پرسه

780
00:58:46,990 --> 00:58:48,580
‫بگو موضوع چیه؟

781
00:58:48,590 --> 00:58:50,470
‫فکر می‌کنم خیلی ناگهانی و وحشیانه بوده

782
00:58:52,310 --> 00:58:55,100
‫تونی نمی‌خواست اونو داشته باشیم

783
00:58:55,110 --> 00:58:58,940
‫من همیشه خوبی لولا رو می‌خواستم
‫همیشه

784
00:58:58,950 --> 00:59:01,460
‫از استودیوم برو بیرون

785
00:59:01,470 --> 00:59:04,620
‫فکر می‌کنی به‌خاطر اینکه
‫وصیت‌نامه نوشته بود کشتنش؟

786
00:59:04,630 --> 00:59:06,110
‫اگه مجبور باشه، بازم آدم می‌کشه

787
00:59:07,110 --> 00:59:27,110
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

