1
00:00:05,070 --> 00:00:16,070
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:50,333 --> 00:00:52,041
‫- چطور بود؟
‫- بی‌تجربه

3
00:00:52,125 --> 00:00:54,291
‫- رسوندیش خونه؟
‫- نه، موند

4
00:00:54,958 --> 00:00:56,375
‫به‌به، باریکلا

5
00:00:56,458 --> 00:00:58,333
‫امری نیست، من مرخص شم

6
00:00:58,416 --> 00:01:02,083
‫لنی لاینز بهم زنگ زد،
‫گفت اصرار داشتی براش کار کنی

7
00:01:02,166 --> 00:01:04,447
‫می‌خوای آدمکش بشی، سم؟

8
00:01:04,958 --> 00:01:08,000
‫به نظرم توانایی‌هام
‫بیشتر از این حرف‌هاست، آره

9
00:01:08,083 --> 00:01:10,625
‫میگه یه مأموریتی هست که راستِ کار خودتـه

10
00:01:10,708 --> 00:01:13,348
‫- ازم پرسید قابل اعتماد هستی یا نه
‫- چی گفتی بهش حالا؟

11
00:01:13,416 --> 00:01:14,500
‫می‌خوام همینو بگم

12
00:01:14,583 --> 00:01:17,333
‫هیچکس تا وقتی دست به کار نشه
‫نمی‌فهمه از پس یه کاری برمیاد یا نه،

13
00:01:17,416 --> 00:01:18,958
‫اونوقتـه که چم و خم کار میاد دستش

14
00:01:19,708 --> 00:01:20,833
‫یعنی می‌خواد استخدامم کنه؟

15
00:01:21,750 --> 00:01:24,250
‫اگه واردش بشی، کار کردنت واسه من منتفیـه.
‫دیگه خودتی و خودت.

16
00:01:24,833 --> 00:01:27,458
‫من آدمکش جماعت نمی‌خوام.
‫کار من این نیست.

17
00:01:30,208 --> 00:01:32,000
‫از تصمیمت مطمئنی، سم؟

18
00:01:36,750 --> 00:01:37,750
‫خیلی‌خب، برو

19
00:01:40,875 --> 00:01:42,416
‫<i>بازیکن‌های عزیز، آماده باشید</i>

20
00:01:42,916 --> 00:01:46,708
‫<i>به اطلاع‌تون می‌رسونیم که تا
‫پنج دقیقه‌ی دیگه اولین مسابقه شروع میشه</i>

21
00:01:46,791 --> 00:01:48,041
‫<i>بریم بازی بینگو رو شروع کنیم</i>

22
00:02:03,958 --> 00:02:04,958
‫بفرمایید

23
00:02:07,875 --> 00:02:10,583
‫در رو ببند دیگه،
‫سوسک‌ها رو فراری دادی

24
00:02:19,041 --> 00:02:20,041
‫بفرما بشین

25
00:02:22,541 --> 00:02:24,291
‫یکمی نی‌قلیونی، نه؟

26
00:02:25,291 --> 00:02:27,791
‫از رید شنیدم میشه بهت اعتماد کرد

27
00:02:28,708 --> 00:02:31,083
‫خب، گمونم توی خونِتـه، درست میگم؟

28
00:02:32,833 --> 00:02:35,208
‫خب... بریم سراغ هدف

29
00:02:35,291 --> 00:02:36,291
‫یه بابایی هست

30
00:02:37,125 --> 00:02:39,083
‫به چند نفری نارو زده

31
00:02:40,083 --> 00:02:42,500
‫اصطلاحاً یه سری اصول رو زیر پا گذاشته

32
00:02:44,125 --> 00:02:46,083
‫کارمون صِرف همین اصول‌ها می‌چرخه، متوجهی؟

33
00:02:47,708 --> 00:02:50,333
‫متوجه نیستی، اما متوجه میشی. احتمالاً

34
00:02:50,416 --> 00:02:53,625
‫بگذریم، این بابا یه خط قرمزی رو رد کرده

35
00:02:53,708 --> 00:02:56,166
‫الان هم باید بمیره، بی‌بروبرگرد

36
00:02:57,166 --> 00:03:00,458
‫سه‌شنبه ساعت ۸ شب میره یه رستوران چینی

37
00:03:00,541 --> 00:03:01,750
‫میز گوشه‌ی رستوران می‌شینه

38
00:03:01,833 --> 00:03:02,833
‫تنها

39
00:03:05,791 --> 00:03:08,875
‫تابحال تجربه‌ی همچین کاری رو نداشتی، نه؟

40
00:03:08,958 --> 00:03:10,250
‫نه

41
00:03:10,833 --> 00:03:13,083
‫خب، همین‌قدر می‌تونم بگم که
‫تجربه‌ی متفاوتیـه

42
00:03:13,750 --> 00:03:15,458
‫از پسش برمیام

43
00:03:16,458 --> 00:03:17,458
‫ببینیم و تعریف کنیم

44
00:04:22,250 --> 00:04:23,250
‫انجام شد؟

45
00:04:26,708 --> 00:04:27,708
‫انجام شد

46
00:04:28,458 --> 00:04:30,916
‫مرحله‌ی سختش رو پشت‌سر گذاشتی

47
00:05:01,833 --> 00:05:04,166
‫ازم خواستن اصول اولیه رو بهت یاد بدم

48
00:05:05,500 --> 00:05:09,750
‫می‌خوان یاد بگیری چطوری
‫به کسی آسیب برسونی یا بُکشیش
‫(شش ماه بعد)

49
00:05:09,833 --> 00:05:13,333
‫می‌خوان بدونی چطوری
‫شرایط تهدیدآمیز رو ارزیابی کنی

50
00:05:13,416 --> 00:05:15,458
‫چطوری بفهمی کسی قراره بهت حمله کنه

51
00:05:15,541 --> 00:05:17,875
‫چطوری بفهمی می‌تونی کسی رو کله‌پا کنی
‫یا که باید ازش فرار کنی

52
00:05:17,958 --> 00:05:20,166
‫می‌خوان یاد بگیری چطوری
‫با استفاده از پیرامونت بتونی

53
00:05:20,250 --> 00:05:23,666
‫آدمی رو بکُشی، مصدومش کنی، گیرش بندازی
‫یا که آشوب به پا کنی

54
00:05:23,750 --> 00:05:26,416
‫- اونوقت تو همه‌ی این کارها رو بلدی؟
‫- بله

55
00:05:27,125 --> 00:05:28,125
‫آچارفرانسه‌ای؟

56
00:05:28,166 --> 00:05:30,291
‫راستش دیگه آچارفرانسه نیستم

57
00:05:30,375 --> 00:05:31,375
‫خوش به حالت

58
00:05:32,375 --> 00:05:36,625
‫پس قراره بهم یاد بدی چطوری
‫در کمال خونسردی آدم بکُشم؟

59
00:05:36,708 --> 00:05:39,166
‫عزیزم، تا جایی‌که بتونم
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم

60
00:05:46,916 --> 00:05:49,041
‫- نمی‌فهمم چطوری این کار رو می‌کنی
‫- چیکار؟

61
00:05:49,958 --> 00:05:53,166
‫عینهو ناخداهای زیردریایی روس مشروب می‌خوری،
‫انگار که روح و روانت به هم ریخته

62
00:05:54,750 --> 00:05:57,208
‫دست بردار، کل هفته رو
‫با زن‌های اعضای حزب محافظه‌کار گذروندم

63
00:05:57,291 --> 00:05:58,583
‫بذار تو حال خودم باشم

64
00:05:59,125 --> 00:06:01,365
‫ببین اگه دلت با این کار نیست،
‫اجباری توش نیست ها

65
00:06:03,666 --> 00:06:06,375
‫چطوری به اینجا...
‫چی میگی به خودت؟

66
00:06:06,958 --> 00:06:07,791
‫آدمکش

67
00:06:07,875 --> 00:06:10,583
‫آها، آره، آدمکش. چطوری به اینجا رسیدی؟

68
00:06:10,666 --> 00:06:12,541
‫مشاور شغلیت آدم درست و حسابی نبود، نه؟

69
00:06:12,625 --> 00:06:14,875
‫شغل خونوادگیمونـه. بابام هم همین کار رو می‌کرد

70
00:06:16,833 --> 00:06:18,791
‫بگی‌نگی اسطوره‌ای بود واسه خودش

71
00:06:18,875 --> 00:06:20,250
‫به‌به

72
00:06:20,333 --> 00:06:21,833
‫پس می‌خوای تأییدت کنه

73
00:06:24,458 --> 00:06:27,208
‫- من که بابام رو نمی‌شناختم
‫- من هم نمی‌شناختمش

74
00:06:28,458 --> 00:06:30,666
‫کلاً نبود

75
00:06:32,750 --> 00:06:35,708
‫اما... بوی روغن اسلحه،

76
00:06:36,958 --> 00:06:38,541
‫چرم، نیکوتین،

77
00:06:39,625 --> 00:06:41,125
‫زنگ‌زدگی...

78
00:06:42,750 --> 00:06:43,583
‫خاطراتش رو برام تداعی‌ می‌کنه

79
00:06:49,333 --> 00:06:50,333
‫که اینطور

80
00:06:51,125 --> 00:06:52,250
‫با اینا یادش میفتی

81
00:06:56,041 --> 00:06:57,500
‫هیچوقت نمی‌تونم
‫کسی رو واسه پول بکُشم

82
00:06:59,125 --> 00:07:00,541
‫اینطوری‌هام نیست

83
00:07:01,125 --> 00:07:04,375
‫خب، قتلـه دیگه، نیست؟
‫پس فرقی نداره

84
00:07:04,458 --> 00:07:06,898
‫خودم همیشه ماشه رو فقط
‫بخاطر بهتر کردن دنیامون می‌کِشم

85
00:07:13,708 --> 00:07:15,791
‫من میرم. تو هم میای؟

86
00:07:15,875 --> 00:07:18,083
‫- نه، من می‌مونم. تمومش کنم
‫- باشه

87
00:08:14,166 --> 00:08:15,333
‫خوشحال...

88
00:08:15,416 --> 00:08:18,250
‫خوشحال شدم پیام دادی.
‫فکرشم نمی‌کردم خبری ازت بشه.

89
00:08:18,333 --> 00:08:20,041
‫آره خب

90
00:08:20,125 --> 00:08:21,916
‫نمی‌خواستم، اما بعدش...

91
00:08:22,000 --> 00:08:23,083
‫شب بخیر، آقا

92
00:08:23,625 --> 00:08:25,208
‫- سلام
‫- خوشحالم دوباره می‌بینم‌تون

93
00:08:25,291 --> 00:08:26,333
‫همچنین

94
00:08:28,208 --> 00:08:29,625
‫پس زیاد میای اینجا؟

95
00:08:29,708 --> 00:08:31,250
‫آره

96
00:08:31,333 --> 00:08:32,333
‫آره،

97
00:08:33,250 --> 00:08:34,083
‫خوشم میاد از اینجا

98
00:08:34,166 --> 00:08:35,750
‫آره

99
00:08:35,833 --> 00:08:38,250
‫میشه همین اول یه اعترافی بکنم؟

100
00:08:38,333 --> 00:08:39,208
‫حتماً

101
00:08:39,291 --> 00:08:41,833
‫قصد بی‌ادبی یا بی‌احترامی هم ندارم،

102
00:08:41,916 --> 00:08:46,708
‫اما شماره‌ات رو «سکسیِ موقشنگِ توی کافه» ذخیره کردم

103
00:08:46,791 --> 00:08:51,083
‫خب، من هم تو رو
‫«خوش‌هیکلِ اتاق سیگار با علامت سوال» سِیو کردم

104
00:08:53,250 --> 00:08:54,250
‫آم...

105
00:08:55,125 --> 00:08:56,458
‫- سم؟
‫- درستـه

106
00:08:58,000 --> 00:08:59,250
‫مایکل؟

107
00:08:59,833 --> 00:09:00,666
‫آره

108
00:09:03,250 --> 00:09:05,041
‫خدای من، اون شب بدجور
‫مَست کرده بودیم ها، نه؟

109
00:09:06,083 --> 00:09:07,625
‫سوپ ونتون

110
00:09:08,125 --> 00:09:10,325
‫- ممنونم
‫- سوپ نودل مرغ

111
00:09:12,125 --> 00:09:13,125
‫نوش جان

112
00:09:13,166 --> 00:09:14,166
‫ممنونم

113
00:09:15,458 --> 00:09:18,000
‫- به چه کاری مشغولی؟
‫- بیمه

114
00:09:18,083 --> 00:09:19,083
‫آها، باحالـه

115
00:09:19,875 --> 00:09:22,166
‫- خب...
‫- نه، نه، صرفاً...

116
00:09:22,250 --> 00:09:24,833
‫- دارم سربه‌سرت می‌ذارم، ببخشید
‫- نه، منظورم اینـه که...

117
00:09:25,333 --> 00:09:27,833
‫ببین، من شغلم رو دوست دارم.
‫باعث میشه زیاد برم سفر.

118
00:09:27,916 --> 00:09:28,916
‫اوهوم

119
00:09:30,708 --> 00:09:35,208
‫خب، من که گفتم خیال می‌کردم بهم پیام ندی،

120
00:09:35,291 --> 00:09:37,541
‫برگشتی گفتی نمی‌خواستی،

121
00:09:37,625 --> 00:09:39,425
‫اما حرفت نیمه‌تموم موند

122
00:09:40,000 --> 00:09:41,083
‫حالا بگو

123
00:09:50,458 --> 00:09:51,458
‫چشمات

124
00:09:54,458 --> 00:09:55,475
‫چشمام؟

125
00:10:00,583 --> 00:10:01,666
‫همش جلو چشمم بود

126
00:10:03,250 --> 00:10:06,208
‫هربار که چشمام رو می‌بستم،
‫چشمای تو رو می‌دیدم

127
00:10:08,541 --> 00:10:09,541
‫خیلی...

128
00:10:10,666 --> 00:10:11,666
‫حس خوبی داشت

129
00:10:13,291 --> 00:10:15,333
‫کلاً چشمام رو می‌بندم، چیزی...

130
00:10:15,416 --> 00:10:17,625
‫همیشه چیزهای...

131
00:10:19,458 --> 00:10:22,000
‫چیزهای قشنگی نمی‌بینم،
‫بخاطر همین دوست داشتم دوباره ببینم‌شون

132
00:10:24,791 --> 00:10:27,541
‫که مطمئن شم تصوراتم نیستن

133
00:10:31,375 --> 00:10:32,375
‫آم...

134
00:10:33,458 --> 00:10:34,916
‫تصوراتت بودن حالا؟

135
00:11:14,208 --> 00:11:15,625
‫- آفرین
‫- آره

136
00:11:17,250 --> 00:11:19,166
‫بگو ببینم

137
00:11:19,791 --> 00:11:21,671
‫پسره کیـه؟ اسمش چیـه؟
‫چیکاره‌ست؟

138
00:11:21,708 --> 00:11:22,750
‫مایکل

139
00:11:24,208 --> 00:11:25,208
‫هنرمنده

140
00:11:26,541 --> 00:11:27,541
‫چجور هنری؟

141
00:11:28,291 --> 00:11:31,458
‫عرضم به حضورت، انتزاعی.
‫تو کار نقاشی و این چیزمیزهاست.

142
00:11:31,541 --> 00:11:33,750
‫- نقاشی و این چیزمیزها؟
‫- آره

143
00:11:34,291 --> 00:11:38,000
‫با عقل جور درمیاد واقعاً.
‫همین که دوست‌پسرت هنرمنده.

144
00:11:38,083 --> 00:11:40,416
‫- جدی؟
‫- آره، به دردت می‌خوره

145
00:11:40,500 --> 00:11:43,041
‫- چهارتا چیز یاد می‌گیری
‫- گمشو ببینم، خودم خیلی چیزها بلدم

146
00:11:43,125 --> 00:11:44,500
‫آخرین کتابی که خوندی چی بود؟

147
00:11:44,583 --> 00:11:47,791
‫زیدی اسمیت بود، چی بود؟ کتاب تالار گرگ؟

148
00:11:48,291 --> 00:11:51,166
‫ده سالـه که لای یه کتاب رو هم باز نکردی.
‫گفتی چیکاره‌ای؟

149
00:11:51,250 --> 00:11:52,375
‫تو کار بیمه

150
00:11:53,208 --> 00:11:54,750
‫چیزی هم از بیمه سر در میاری؟

151
00:11:54,833 --> 00:11:57,875
‫می‌دونم یه هنرمند هیچوقت
‫راجع‌بهش چیزی نمی‌پرسه

152
00:11:57,958 --> 00:11:59,125
‫بابا بچه‌زرنگ

153
00:11:59,875 --> 00:12:03,291
‫- فردا همین موقع؟
‫- راستش من نمی‌تونم بیام

154
00:12:04,291 --> 00:12:05,916
‫آخرهفته نیستم

155
00:12:06,708 --> 00:12:07,791
‫کجا داره می‌بردت؟

156
00:12:07,875 --> 00:12:11,625
‫خونواده‌ی والاس توی جزیره‌ی اسکای
‫یه خونه باغ دارن

157
00:12:11,708 --> 00:12:12,875
‫رابطه‌تون داره جدی میشه

158
00:12:14,375 --> 00:12:16,166
‫خب، لباس گرم یادت نره پس

159
00:12:18,208 --> 00:12:20,500
‫- هفته‌ی بعد چطوره؟
‫- نه، اون‌موقع هم نیستم

160
00:12:21,000 --> 00:12:23,333
‫ترفیع گرفته و باید بریم واشینگتن

161
00:12:23,416 --> 00:12:25,208
‫پیشنهاد داد باهاش برم

162
00:12:27,500 --> 00:12:28,541
‫خیلی‌خب، پس...

163
00:12:30,250 --> 00:12:32,416
‫- هرموقع وقت آزاد داشتی بهم بگو
‫- باشه

164
00:12:33,625 --> 00:12:35,916
‫- مراقب خودت باش، عزیز
‫- می‌بینمت، سم

165
00:12:36,541 --> 00:12:41,541
‫<font color="#ff۵b۲۱">♪ Renegades - X Ambassadors ♪</font>

166
00:12:52,875 --> 00:12:54,333
‫خونه‌ی جدید مبارک!

167
00:12:54,416 --> 00:12:56,958
‫- ممنونم
‫- چه خونه‌ی قشنگی

168
00:12:58,000 --> 00:12:59,000
‫حرف نداره

169
00:12:59,833 --> 00:13:03,375
‫- یه هدیه‌ی ناقابل هم برات آوردم
‫- دست گلت درد نکنه

170
00:13:03,458 --> 00:13:06,291
‫- اول بازش کن، بعد تشکر کن
‫-  فیلتر آب بریتاست

171
00:13:06,375 --> 00:13:07,875
‫یه برندِ قابل اطمینان

172
00:13:07,958 --> 00:13:09,625
‫فیلتر آبـه

173
00:13:09,708 --> 00:13:12,083
‫خب، این منطقه غلظت آبش بالاست، ساموئل

174
00:13:12,166 --> 00:13:14,875
‫ای کاش قبل اثاث‌کشی،
‫باهام درمیون می‌ذاشتی

175
00:13:14,958 --> 00:13:16,000
‫پشمام. آرنچینی دارین!

176
00:13:16,083 --> 00:13:18,041
‫مردکو ببین! بهش توجه نکنید

177
00:13:18,125 --> 00:13:20,333
‫اینجا معرکه‌ست. خدمت شما

178
00:13:20,416 --> 00:13:21,291
‫عه

179
00:13:21,375 --> 00:13:23,250
‫چیز قابل‌داری نیست،
‫برای جفت‌تونـه

180
00:13:24,833 --> 00:13:25,708
‫ممنونم

181
00:13:25,791 --> 00:13:27,791
‫برم یه وقت خودش رو  با آرنچینی خفه نکنه

182
00:13:28,333 --> 00:13:30,916
‫- اینا رو می‌گیری؟
‫- آره، آره

183
00:13:38,541 --> 00:13:40,625
‫...هنوز هم جای خالی مونده،

184
00:13:40,708 --> 00:13:43,666
‫اما احزاب محافظه‌کار برنده شدن و

185
00:13:43,750 --> 00:13:46,916
‫رسماً پیروز این انتخابات شدن

186
00:13:47,541 --> 00:13:51,375
‫عملاً دیگه جمعیت‌شون بیشتر میشه

187
00:13:51,458 --> 00:13:54,083
‫اما میشه گفت، با توجه به نتایج...

188
00:13:55,541 --> 00:13:58,791
‫- سم، در رو باز کن
‫- باشه، اومدم

189
00:14:13,125 --> 00:14:15,142
‫- الان با این چیکار کنم؟
‫- نمی‌دونم

190
00:14:15,166 --> 00:14:16,916
‫باعث میشه آب لوله‌کشی‌تون طعم بهتری داشته باشه

191
00:14:17,000 --> 00:14:18,708
‫همینجوریش هم طعمش خوبـه

192
00:14:18,791 --> 00:14:20,416
‫آره، من هم همینطور

193
00:14:21,250 --> 00:14:22,583
‫خب اینا کی‌ان؟

194
00:14:24,291 --> 00:14:26,125
‫برادرهای نیومن

195
00:14:26,208 --> 00:14:27,250
‫دارودسته‌ی جدیدن

196
00:14:28,083 --> 00:14:30,375
‫جنوب رودخونه
‫جاپاشون رو محکم کردن

197
00:14:30,458 --> 00:14:32,291
‫یکی هست که می‌خواد بزندشون کنار

198
00:14:32,375 --> 00:14:33,833
‫همچین هم کار سختی نیست

199
00:14:33,916 --> 00:14:37,625
‫هر آخرهفته با ماشین از خونه‌ی مادرشون
‫توی کرویدون برمی‌گردن

200
00:14:37,708 --> 00:14:38,916
‫جزئیات رو به دستت می‌رسونم

201
00:14:39,583 --> 00:14:42,125
‫یه برادر چهارمی هم دارن، به اسم هکتور

202
00:14:42,625 --> 00:14:44,458
‫اما عکسی ازش ندارم

203
00:14:45,666 --> 00:14:46,708
‫اون هم بکُش

204
00:14:50,833 --> 00:14:52,125
‫این هم نمی‌خوام

205
00:14:52,666 --> 00:14:53,833
‫هدیه‌ست

206
00:14:53,916 --> 00:14:55,208
‫آها

207
00:15:14,583 --> 00:15:17,750
‫آهای، خیلی شرمنده‌ام. ماشینم خراب شده

208
00:15:17,833 --> 00:15:20,583
‫واقعاً نمی‌دونم چه مرگشـه،
‫اما نمی‌تونم...

209
00:15:34,875 --> 00:15:37,375
‫هر شغلی توی دنیا
‫طبق یه اصولی پیش میره، سم

210
00:15:39,583 --> 00:15:42,458
‫شغلت هرچی که باشه،
‫هم راه و روش درستش هست

211
00:15:43,791 --> 00:15:45,041
‫هم اشتباهش

212
00:15:50,750 --> 00:15:53,458
‫آسیب رسوندن به بقیه
‫حس بدی نداره؟

213
00:15:53,541 --> 00:15:56,250
‫خب، تا حالا کسی رو نکُشتم که
‫لایق مُردن نباشه

214
00:15:57,125 --> 00:16:00,125
‫همیشه هم ماشه رو فقط
‫به نیت بهتر کردن دنیامون می‌کِشم

215
00:16:26,500 --> 00:16:27,500
‫انجام شد؟

216
00:16:29,250 --> 00:16:30,250
‫آره

217
00:16:31,166 --> 00:16:32,208
‫انجام شد

218
00:16:32,291 --> 00:16:34,500
‫احسنت، سم قابل‌اعتماد

219
00:16:51,208 --> 00:16:52,208
‫سلام

220
00:16:52,750 --> 00:16:53,750
‫سلام

221
00:16:58,625 --> 00:17:00,305
‫کجا غیبت زد یهو؟

222
00:17:02,833 --> 00:17:03,833
‫وای

223
00:17:04,291 --> 00:17:05,291
‫اینو مزه می‌کنی؟

224
00:17:07,375 --> 00:17:08,375
‫یکمی داغـه

225
00:17:10,541 --> 00:17:13,958
‫انگار یه چیزی کم داره.
‫مثل عصاره‌ی گوشتی چیزی، نه؟ نمی‌دونم

226
00:17:14,041 --> 00:17:15,666
‫نمک؟ نمک زدی؟

227
00:17:15,750 --> 00:17:17,791
‫ای وای! نه، یادم رفت

228
00:17:23,666 --> 00:17:27,166
‫امروز رفتم دیدن ورونیکا و نی‌نی‌اش

229
00:17:28,166 --> 00:17:30,500
‫خدای من، باید انگشت‌هاش رو می‌دیدی.
‫چاره داشتم می‌خوردم‌شون.

230
00:17:31,791 --> 00:17:34,375
‫- یادت نره نمک بزنی قبل خوردن
‫- هِر هِر

231
00:17:36,500 --> 00:17:37,500
‫خوبی تو؟

232
00:17:41,125 --> 00:17:42,125
‫آره

233
00:17:43,708 --> 00:17:45,333
‫می‌خوای یه بطری شراب باز کنم؟

234
00:17:46,458 --> 00:17:47,875
‫- این شد حرف حساب
‫- آره؟

235
00:17:49,500 --> 00:17:52,083
‫- اگه بخوای، دیرتر انگشت‌های تو رو می‌خورم
‫- حالم به هم خورد

236
00:17:52,166 --> 00:17:53,583
‫گمشو ببینم!

237
00:20:11,086 --> 00:20:15,100
‫« کبوتران سیاه »
‫« فصل اول، قسمت سوم »

238
00:20:17,916 --> 00:20:20,125
‫خب... مُرده؟

239
00:20:20,916 --> 00:20:24,291
‫- هکتور نبود
‫- بد شد که

240
00:20:24,375 --> 00:20:26,791
‫شاید دور از چشم تو دَر رفته

241
00:20:26,875 --> 00:20:29,166
‫نه، قبل اینکه من برسم
‫حمله کرده بودن اونجا

242
00:20:29,250 --> 00:20:32,416
‫فیلم فرار کردنش بود. کجا رو داره بره؟

243
00:20:33,083 --> 00:20:36,958
‫اگه ترسیده باشه، الان توی
‫مخفیگاهش توی پکامـه

244
00:20:37,708 --> 00:20:41,125
‫همه‌ی آدم‌هاش رو جمع می‌کنه،
‫همه‌جا رو مُهروموم می‌کنه، میشه سنگر

245
00:20:41,208 --> 00:20:42,125
‫منظورت چیه؟

246
00:20:42,208 --> 00:20:45,666
‫منظورم اینـه که اگه می‌خوای مایکل زنده بمونه،
‫باید یه چندتا بزن‌بهادر دست و پا کنی

247
00:20:47,291 --> 00:20:50,166
‫راستش دلشوره داشتم،
‫منظورم اولین روز آشنایی‌مونـه

248
00:20:50,250 --> 00:20:52,666
‫یه صدایی توی سرم هِی می‌گفت:

249
00:20:52,750 --> 00:20:54,708
‫«کارش خوبـه ها، اما ممکنه لنگ بزنه»

250
00:20:55,333 --> 00:20:57,041
‫بعدش باعث شدی
‫انگشت به دهن بمونیم،

251
00:20:57,125 --> 00:21:00,208
‫از آزمون سربلند بیرون اومدی و
‫همه هیجان داشتیم

252
00:21:00,291 --> 00:21:02,291
‫اما باید به اون صدای توی سرم گوش می‌دادم،

253
00:21:02,375 --> 00:21:05,458
‫چون الان که دارم می‌بینمت،
‫مشخصـه قلب رئوفی داری

254
00:21:05,541 --> 00:21:08,041
‫قلب رئوف داری اما دستت به خون آلوده‌ست،

255
00:21:08,125 --> 00:21:10,125
‫این دوتا آب‌شون توی یه جوب نمیره

256
00:21:11,416 --> 00:21:12,708
‫کارم رو تموم کن، سم

257
00:21:13,583 --> 00:21:14,583
‫هکتور رو بکُش

258
00:21:16,291 --> 00:21:20,125
‫بعدش با همدیگه بی‌حساب می‌شیم و
‫همه‌چی ختم به خیر میشه

259
00:21:20,750 --> 00:21:22,291
‫اینجوری بهتر نیست؟

260
00:22:20,208 --> 00:22:21,833
‫من اونی نیستم که فکرشو می‌کنی

261
00:22:24,333 --> 00:22:25,875
‫مهم نیست کی هستی

262
00:22:29,583 --> 00:22:30,791
‫یا چیکار کردی

263
00:22:35,458 --> 00:22:37,083
‫می‌خوام همراهم بیای

264
00:22:39,833 --> 00:22:41,000
‫تو و بچه‌ها

265
00:22:44,000 --> 00:22:45,125
‫می‌تونیم از صفر شروع کنیم

266
00:22:46,458 --> 00:22:47,666
‫واقعی زندگی کنیم

267
00:22:53,708 --> 00:22:56,041
‫« دیزی بردشاو، شهروند بریتانیا »

268
00:23:16,125 --> 00:23:18,875
‫- خیال می‌کردم چوپان‌ان
‫- نقش جدیدشونـه

269
00:23:19,375 --> 00:23:20,375
‫خیلی‌خب

270
00:23:20,750 --> 00:23:24,291
‫خب، بهتر هم هست، چون حکیم
‫نقش مهم‌تریـه، مگه نه؟

271
00:23:24,375 --> 00:23:26,695
‫به نظرم جزو همون نقش‌های فرعیـه

272
00:23:26,750 --> 00:23:29,083
‫- جدی؟
‫- مراسم یادبود دیروز چطور بود؟

273
00:23:29,166 --> 00:23:30,406
‫خوب بود

274
00:23:31,208 --> 00:23:34,041
‫گویا اخیراً جیسون خیلی خوددار شده

275
00:23:34,125 --> 00:23:36,625
‫گمونم همچین هم خیلی باهامون همکاری نداشته

276
00:23:36,708 --> 00:23:38,541
‫واسه همین هم کسی
‫اونقدر نسبت بهش شناخت نداشت

277
00:23:40,541 --> 00:23:43,083
‫- خب، در هر صورت وحشتناکـه
‫- آره، همینطوره

278
00:23:43,583 --> 00:23:46,750
‫آم، نمایش ساعت یک شروع میشه.
‫دم ورودی ببینمت؟

279
00:23:46,833 --> 00:23:48,750
‫نه

280
00:23:48,833 --> 00:23:52,875
‫تو برو برامون جا بگیر.
‫احتمالاً پنج دقیقه‌ای دیر برسم.

281
00:23:53,375 --> 00:23:55,375
‫شروع که بشه درها رو می‌بندن

282
00:23:55,458 --> 00:23:58,958
‫واسه چی؟ نمایش اکوئوس که نیست، هلز

283
00:23:59,041 --> 00:24:01,375
‫- فکر کنم بذارن بیام تو
‫- جا نمونی ها

284
00:24:01,458 --> 00:24:03,000
‫- چشم
‫- خب؟

285
00:24:03,666 --> 00:24:05,333
‫- خوشگل شدی
‫- ممنونم

286
00:24:05,416 --> 00:24:06,416
‫- می‌بینمت
‫- خداحافظ

287
00:24:14,791 --> 00:24:16,916
‫- به کمک‌مون نیاز داری؟
‫- بله

288
00:24:17,000 --> 00:24:19,666
‫می‌خوای کمکت کنیم
‫هکتور نیومن رو بکُشی؟

289
00:24:20,375 --> 00:24:22,291
‫- آره
‫- چرا باید همچین کاری کنیم؟

290
00:24:22,375 --> 00:24:26,208
‫چون کارمون صِرف یه سری اصول می‌چرخـه و
‫کمکم کنید یه کار خیر انجام بدم

291
00:24:27,583 --> 00:24:28,791
‫هیچکس دیگه‌ای رو هم ندارم که ازش بخوام

292
00:24:28,875 --> 00:24:30,755
‫رک و راست بگو
‫ممکنه چقدر کار بیخ پیدا کنه؟

293
00:24:30,791 --> 00:24:34,875
‫حسابی. یه مُشت خلافکار مسلح اونجان که
‫منتظرن بریم سر وقت‌شون

294
00:24:34,958 --> 00:24:37,333
‫می‌خواید بدونید چند درصد
‫ممکنه موفق بشیم؟

295
00:24:37,416 --> 00:24:39,708
‫- میشه گفت ۸۰-۲۰ به نفع اونا
‫- ۲۰‏ درصد!

296
00:24:39,791 --> 00:24:43,166
‫- عملاً کسره
‫- نسبتـه و اصلاً هم خوب نیست

297
00:24:43,791 --> 00:24:45,583
‫نه؟ نسبت؟

298
00:24:45,666 --> 00:24:47,500
‫- نمی‌دونم
‫- فقط خدا می‌دونه

299
00:24:47,583 --> 00:24:49,208
‫رسماً قراره به گا بریم

300
00:24:49,291 --> 00:24:52,125
‫چرا بمب نندازیم بالاسرشون؟
‫من موشک‌انداز دارم

301
00:24:52,208 --> 00:24:54,291
‫از کِی تا حالا موشک‌انداز داری تو؟

302
00:24:54,375 --> 00:24:55,809
‫- کریسمس پارسال دیگه
‫- خیلی‌خب

303
00:24:55,833 --> 00:25:00,166
‫اولاً که قرار نیست آرنولدبازی دربیاری
‫از اینجا به پکام آرپی‌جی بزنی

304
00:25:00,250 --> 00:25:03,375
‫دوماً، فکر بمب رو از سرتون بندازید بیرون.
‫یکی اونجاست که باید آزادش کنیم.

305
00:25:03,458 --> 00:25:04,375
‫- کی؟
‫- یه دختر

306
00:25:04,458 --> 00:25:05,500
‫- چه دختری؟
‫- بدنش رو فرمـه؟

307
00:25:05,583 --> 00:25:08,000
‫چی چی؟ نمی...

308
00:25:08,083 --> 00:25:10,142
‫- اصلاً چه فرقی داره؟
‫- می‌خوام تصورش کنم...

309
00:25:10,166 --> 00:25:12,541
‫نمی‌تونم بگم کیـه
‫یا اطلاعاتی درموردش بدم

310
00:25:13,625 --> 00:25:16,583
‫اما به کمک‌تون نیاز دارم،
‫چون تنهایی از پسش برنمیام و...

311
00:25:16,666 --> 00:25:20,333
‫- چون این کار صِرف یه سری اصول می‌چرخـه
‫- همچنین شهرت

312
00:25:20,416 --> 00:25:23,500
‫کمکم کنید هکتور نیومن رو بکُشم،
‫اسم‌تون میفته رو زبون‌ها

313
00:25:23,583 --> 00:25:24,666
‫زبونزد خاص و عام

314
00:25:25,958 --> 00:25:27,625
‫واقعیتش نکته‌ی خوبیـه

315
00:25:33,000 --> 00:25:34,083
‫نرخ‌مون اینـه

316
00:25:34,166 --> 00:25:35,500
‫می‌تونم نصفش رو بدم

317
00:25:35,583 --> 00:25:36,791
‫می‌تونی کُلش رو بدی

318
00:25:38,083 --> 00:25:39,083
‫باشه

319
00:25:41,000 --> 00:25:42,000
‫خیلی‌خب

320
00:25:42,833 --> 00:25:46,208
‫ولی رفاقتی بین‌مون نیست.
‫هنوز هم کینه و کدورت‌مون سرجاشـه. فهمیدی؟

321
00:25:46,291 --> 00:25:47,291
‫تموم و کمال

322
00:25:47,666 --> 00:25:50,208
‫خیلی‌خب، یه کوکتل جین و تونیک دوبل بزنیم و

323
00:25:50,291 --> 00:25:52,251
‫بریم تیکه‌پاره‌شون کنیم، موافقید؟

324
00:25:53,275 --> 00:26:00,275


325
00:26:02,250 --> 00:26:04,125
‫باید درمورد یاریک صحبت کنیم

326
00:26:04,208 --> 00:26:06,625
‫والاس بهم گفت که
‫تابحال اسم فیلیپ بری رو نشنیده

327
00:26:06,708 --> 00:26:07,708
‫اما دروغ می‌گفت

328
00:26:08,500 --> 00:26:10,725
‫فیلیپ اومده بود پیشش تا
‫درمورد صحت و سقم خبری که

329
00:26:10,750 --> 00:26:14,958
‫درمورد صدای ضبط‌شده‌ی یاریک داشت بپرسه که
‫ظاهراً یه ربطی هم به چین داره

330
00:26:15,041 --> 00:26:18,916
‫شک ندارم همون صدای ضبط‌شده‌ایـه که
‫المور فیچ دربه‌در دنبالش بود

331
00:26:20,208 --> 00:26:21,083
‫بعد دیشب،

332
00:26:21,166 --> 00:26:24,916
‫اتفاقی شنیدم والاس داشته یاریک رو به اینکـه
‫توی مرگ فیلیپ دست داشته، متهم می‎‌کرده

333
00:26:25,000 --> 00:26:28,208
‫فیلیپ بری اومده پیشم و
‫میگه صدات رو ضبط کرده

334
00:26:28,291 --> 00:26:31,083
‫این که یه ربطی هم به چین داشته،
‫بعد الان رفته سینه‌ی قبرستون

335
00:26:31,166 --> 00:26:33,541
‫دستی توی مرگش داشتی یا نه؟

336
00:26:33,625 --> 00:26:35,416
‫داری چیزی رو مخفی می‌کنی؟

337
00:26:36,000 --> 00:26:38,333
‫خیلی‌خب، تا وقتی‌‌که دستم به کای‌مینگ نرسه،

338
00:26:38,416 --> 00:26:41,208
‫نفر بعدی‌ای که باید باهاش صحبت کنم
‫استیون یاریکـه

339
00:26:41,791 --> 00:26:46,041
‫موافقم. گمونم بتونه کمک‌مون کنه
‫قاتل جیسون رو پیدا کنیم

340
00:26:48,208 --> 00:26:50,458
‫ولی سم، بهش آسیبی نرسون

341
00:26:51,833 --> 00:26:53,500
‫مگر اینکه چاره‌ی دیگه‌ای نداشته باشی

342
00:26:54,333 --> 00:26:57,125
‫توی تموم جشن تولدهای بچه‌هام بوده

343
00:26:57,750 --> 00:26:59,541
‫تعطیلات رو با هم گذروندیم

344
00:27:00,166 --> 00:27:02,625
‫توی خوشی و ناخوشی
‫کنار والاس بوده

345
00:27:02,708 --> 00:27:04,666
‫نگرانی بهش شلیک کنم یا نه؟

346
00:27:08,708 --> 00:27:10,458
‫بچه‌هامون هم‌مدرسه‌ای‌ان

347
00:27:10,958 --> 00:27:14,125
‫امروز بعدازظهر میره تئاتر تولد مسیح

348
00:27:14,208 --> 00:27:15,208
‫می‌تونم بهش دسترسی پیدا کنم؟

349
00:27:15,958 --> 00:27:19,041
‫خب، گمون کنم آره.
‫ببین می‌تونی از زیر زبونش چیزی بکشی بیرون یا نه.

350
00:27:19,125 --> 00:27:21,375
‫-گوشیش رو هم برام بیار
‫- باشه

351
00:27:23,541 --> 00:27:24,541
‫اینو نگاه کن

352
00:27:25,125 --> 00:27:27,625
‫- کای‌مینگ رو پیدا کردم
‫- باید از اینجا بریم! برید!

353
00:27:28,333 --> 00:27:31,500
‫مطمئنم توی مخفیگاه خلافکارهایی
‫توی پکام محبوس شده

354
00:27:32,333 --> 00:27:33,413
‫خب، بریم سراغش

355
00:27:33,458 --> 00:27:35,458
‫- خیلی خطرناکـه
‫- از پسش برمیایم

356
00:27:35,541 --> 00:27:36,583
‫نه

357
00:27:36,666 --> 00:27:37,750
‫- سم...
‫- هلن

358
00:27:39,083 --> 00:27:40,500
‫من رو فرستادن زنده نگهت دارم،

359
00:27:40,583 --> 00:27:43,458
‫نه اینکه پاتو به درگیری مسلحانه باز کنم، خب؟

360
00:27:44,250 --> 00:27:47,000
‫یه نقشه‌ای دارم. یه راه برای ورود هم پیدا کردم.
‫خودم حل و فصلش می‌کنم.

361
00:27:47,083 --> 00:27:49,250
‫ولی به روش من پیش میریم، خب؟

362
00:27:54,625 --> 00:27:56,166
‫وال!

363
00:27:56,250 --> 00:27:59,250
‫- امشب چی می‌پوشی؟
‫- چی می‌پوشم؟ هیچی

364
00:27:59,333 --> 00:28:02,125
‫منظورم لباس‌ راحتیـه.
‫منظورت چیـه؟

365
00:28:02,208 --> 00:28:04,168
‫مهمونی کریسمسِ وزارت کار و بازنشستگی

366
00:28:04,250 --> 00:28:06,208
‫آره، خوشبختانه دعوت نیستم

367
00:28:06,291 --> 00:28:08,958
‫سهل‌انگاری فاحشی بود که رفع شد، دعوتی

368
00:28:09,625 --> 00:28:11,385
‫می‌دونی که من وزیر دفاعم؟ درستـه؟

369
00:28:11,458 --> 00:28:13,000
‫چینی‌ها بهمون پیغام دادن

370
00:28:13,083 --> 00:28:15,583
‫- درخواست ملاقات دادن
‫- با من؟

371
00:28:15,666 --> 00:28:17,851
‫آره، اما گفتن هیچکس نباید بفهمه که
‫درخواست ملاقات دادن

372
00:28:17,875 --> 00:28:20,833
‫بنابراین باید زمینه رو جوری بچینیم که
‫وزیر دفاع به طور اتفاقی

373
00:28:20,916 --> 00:28:23,166
‫با نماینده‌های دولت چین دیدار کنه

374
00:28:23,250 --> 00:28:26,250
‫مهمونی کریسمس وزارت کار و بانشستگی
‫اولین چیزی بود که به ذهنت خطور کرد؟

375
00:28:26,333 --> 00:28:29,017
‫- توی این فرصت کوتاه، بهترین ایده بود
‫- همینطوره قطعاً

376
00:28:29,041 --> 00:28:31,309
‫کل اداره رو مجبور کردم بیان.
‫خانمت رو بیار، نمایش راه بنداز.

377
00:28:31,333 --> 00:28:34,125
‫پنج دقیقه تو اتاق بغلی سُک‌سُک کنی،
‫بعدش می‌تونی بری

378
00:28:35,125 --> 00:28:36,750
‫چیکارمون دارن؟

379
00:28:37,750 --> 00:28:41,541
‫خب، گمونم مسئله سفیر مرحوم‌شونـه

380
00:28:42,041 --> 00:28:45,208
‫اونوقت اگه موضوع واجد شرایط بودن
‫آرسنال برای لیگ قهرمانان اروپا باشه،

381
00:28:45,291 --> 00:28:47,083
‫پس حتماً همه‌مون قراره غافلگیر بشیم

382
00:28:48,000 --> 00:28:49,291
‫ماشین می‌فرستم دنبالت

383
00:28:50,375 --> 00:28:51,375
‫خب؟

384
00:28:52,666 --> 00:28:55,041
‫« اتاق نداریم »

385
00:28:59,833 --> 00:29:01,291
‫استیون، نه، وقت نداریم

386
00:29:01,375 --> 00:29:04,958
‫شماره‌ی دولتیـه. باید جواب بدم.
‫دو دقیقه بیشتر طول نمی‌کِشه.

387
00:29:05,041 --> 00:29:07,333
‫بیا بابا، بیا تندتر از این حرومزاده‌ها بریم

388
00:29:07,416 --> 00:29:08,791
‫ردیف جلو بشینیم

389
00:29:08,875 --> 00:29:09,958
‫الو؟ یاریک

390
00:29:12,750 --> 00:29:13,750
‫الو؟

391
00:29:16,625 --> 00:29:18,291
‫الو؟ الو؟

392
00:29:18,791 --> 00:29:19,791
‫نه؟

393
00:29:20,333 --> 00:29:21,250
‫خیلی‌خب

394
00:29:21,333 --> 00:29:22,541
‫برنگرد

395
00:29:23,375 --> 00:29:24,583
‫برو جلو

396
00:29:30,166 --> 00:29:31,166
‫برو اون تو

397
00:29:32,208 --> 00:29:33,041
‫برو

398
00:29:34,333 --> 00:29:35,333
‫بشین

399
00:29:36,708 --> 00:29:37,541
‫بشین

400
00:29:37,625 --> 00:29:39,500
‫نرسیدیم هنوز؟

401
00:29:39,583 --> 00:29:42,416
‫نخیر، راه دور و درازی رو در پیش داریم

402
00:29:42,500 --> 00:29:45,791
‫دقیقاً مثل پنج دقیقه پیش که پرسیدی

403
00:29:45,875 --> 00:29:48,375
‫یه کاری نکنید از همین راهی که اومدم برگردم

404
00:29:48,458 --> 00:29:50,375
‫صبوری کنید، لطفاً

405
00:29:50,458 --> 00:29:53,916
‫به محض اینکه چشم‌مون به جمال مسیح نوزاد باز بشه،
‫ارزشش رو درک می‌کنیم

406
00:29:54,416 --> 00:29:57,750
‫حکما به مسیر خود ادامه دادند،
‫مشتاق دیدار بودند...

407
00:29:57,833 --> 00:29:59,793
‫وقتی فیلیپ بری صدات رو ضبط کرد،
‫درمورد چی حرف می‌زدی؟

408
00:29:59,875 --> 00:30:02,017
‫- نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی
‫- خیلی خوب هم می‌دونی

409
00:30:02,041 --> 00:30:04,322
‫ازت آتو داشت،
‫تو هم خبردار شدی و الان یارو مُرده

410
00:30:04,375 --> 00:30:05,625
‫من دخلی به این جریان ندارم

411
00:30:05,708 --> 00:30:07,583
‫- ربطش به چینـه
‫- نه

412
00:30:07,666 --> 00:30:11,708
‫حواست رو جمع کن، ببین چطوری
‫جمله‌ام رو اَدا کردم

413
00:30:11,791 --> 00:30:14,431
‫سوال نپرسیدم، بخاطر کاری که کردی
‫دنبالت بود

414
00:30:14,458 --> 00:30:16,375
‫یه ربطی هم به سفیر داشت که به کشتن دادش

415
00:30:16,458 --> 00:30:20,500
‫صدای ضبط‌شده‌ات چی بود، استیون؟
‫چیـه که همه افتادن دنبالش؟

416
00:30:20,583 --> 00:30:22,383
‫دنبال جا هستیم که شب رو...

417
00:30:22,416 --> 00:30:26,708
‫راستی امشب باید تا یه جایی بریم،
‫مهمونی کریسمسـه

418
00:30:26,791 --> 00:30:28,333
‫- امشب؟
‫- آره

419
00:30:29,291 --> 00:30:31,333
‫یه مهمونی مزخرفـه، بخاطر چینی‌ها

420
00:30:31,416 --> 00:30:33,541
‫یه جلسه‌ی مخفیانه‌ست،
‫اما سریع جمع میشه

421
00:30:35,041 --> 00:30:37,750
‫- اتاق خالی نداریم!
‫- قفل گوشیت رو باز کن بده من

422
00:30:39,583 --> 00:30:40,458
‫بجنب

423
00:30:42,208 --> 00:30:44,041
‫برنگرد

424
00:30:44,125 --> 00:30:49,125
‫نصفه‌شب چندین بار به شماره‌ای زنگ زدی که
‫توی گوشی «تعمیراتی» ذخیره کردی

425
00:30:50,458 --> 00:30:55,041
‫عه، اینجارو! ۱۳اُم سپتامبر ساعت ۵ صبح
‫بهشون پیام دادی

426
00:30:55,125 --> 00:30:57,625
‫همون شبی که سفیر چن رو کشتن، درست میگم؟

427
00:30:57,708 --> 00:30:59,166
‫بذار ببینم چی پیام دادی

428
00:30:59,750 --> 00:31:01,916
‫- به محض اینکه انجام شد، خبرم کن
‫- انجام شد

429
00:31:02,000 --> 00:31:03,500
‫«انجام شد». چی انجام شد، استیون؟

430
00:31:03,583 --> 00:31:05,416
‫چن؟ روحم هم خبر نداره
‫از چی حرف می‌زنی

431
00:31:05,500 --> 00:31:07,625
‫دارم از کُشت و کشتار حرف می‌زنم

432
00:31:07,708 --> 00:31:09,750
‫قتل‌های حرفه‌ای و گرون‌قیمت

433
00:31:09,833 --> 00:31:12,833
‫سفیر چن، فیلیپ بری،
‫مگی جونز، جیسون دیویس

434
00:31:12,916 --> 00:31:16,000
‫خیلی خوب هم می‌دونی کی کُشت‌شون.
‫الکی ادا درنیار.

435
00:31:17,500 --> 00:31:20,625
‫چرا از خودِ تعمیراتیه نپرسم؟
‫زنگ بزنم الان؟

436
00:31:20,708 --> 00:31:22,791
‫نه، نه، نزن

437
00:31:22,875 --> 00:31:25,833
‫تک به تکِ شماره‌ها، مخاطبین و پیام‌های
‫توی این گوشی رو زیر و رو می‌کنم

438
00:31:25,916 --> 00:31:29,666
‫سَر از تموم پنهون‌کاری‌هات درمیارم و
‫نمی‌ذارم دیگه از کسی پنهون بمونن

439
00:31:29,750 --> 00:31:31,791
‫صبر کن. فقط دست نگه دار

440
00:31:31,875 --> 00:31:32,875
‫خب؟

441
00:31:34,791 --> 00:31:37,666
‫برو پی زندگیت، روحت هم خبر نداره
‫درگیر چه بازی‌ای شدی

442
00:31:37,750 --> 00:31:40,750
‫پس خودت برام توضیح بده.
‫درگیر چی شدی؟

443
00:31:41,958 --> 00:31:44,041
‫خود به خود حل نمیشه ها، استیون

444
00:31:44,916 --> 00:31:47,625
‫کمکی از دستم برنمیاد اگه بهم نگی
‫برای کی کار می‌کنی

445
00:31:55,083 --> 00:31:56,375
‫کاری از دستت ساخته نیست

446
00:32:01,958 --> 00:32:03,666
‫می‌خوای توی این کلاس
‫بهم شلیک کنی؟

447
00:32:14,208 --> 00:32:15,333
‫اگه زرنگ بودی،

448
00:32:16,500 --> 00:32:17,666
‫دو پای دیگه قرض می‌کردی دَر می‌رفتی

449
00:32:28,291 --> 00:32:35,291
‫♪ حضرت عیسی سر به بالین گذاشت ♪

450
00:32:35,875 --> 00:32:40,500
‫♪ ستاره‌های توی آسمون ♪

451
00:32:40,583 --> 00:32:44,458
‫♪ بهش نگاه می‌کردن ♪

452
00:32:45,125 --> 00:32:49,583
‫♪ حضرت عیسی کوچولو ♪

453
00:32:49,666 --> 00:32:55,541
‫♪ چشم‌هاشو بسته بود ♪

454
00:33:22,458 --> 00:33:24,541
‫« تعمیراتی »

455
00:33:24,625 --> 00:33:27,041
‫- به محض اینکه انجام شد، خبرم کن
‫- انجام شد

456
00:33:32,750 --> 00:33:38,041
‫« گوشی اریک دست ماست و پیدات می‌کنیم »

457
00:34:03,552 --> 00:34:12,216
‫« گوشی اریک دست ماست و پیدات می‌کنیم »

458
00:34:13,041 --> 00:34:16,916
‫« مگه اینکه اول ما شما رو پیدات کنیم »

459
00:34:24,166 --> 00:34:26,916
‫یعنی این یارو، هکتور نیومن که
‫صاحب اونجاست رو می‌شناسی؟

460
00:34:27,500 --> 00:34:29,333
‫آره؟ آره؟

461
00:34:29,916 --> 00:34:33,583
‫اونوقت هفت سال پیش فرصت اینو داشتی که
‫سر به نیستش کنی اما کاری نکردی؟

462
00:34:33,666 --> 00:34:34,500
‫درستـه

463
00:34:34,583 --> 00:34:37,000
‫- خب، منصفانه‌ست
‫- شک ندارم الان پشیمونی

464
00:34:37,083 --> 00:34:38,333
‫من به اصول کاریم پایبندم

465
00:34:39,000 --> 00:34:41,375
‫خدای من، از دست تو و اصولت

466
00:34:42,125 --> 00:34:44,267
‫اگه توی این کار به اصلی پایبند نباشی،
‫یعنی هیچی نداری

467
00:34:44,291 --> 00:34:48,833
‫خیلی‌خب، پس گذاشتی زنده بمونه... تا بتونه
‫هفت سال بعدش بیاد خِرت رو بگیره؟

468
00:34:50,333 --> 00:34:53,226
‫می‌خوام بکشمش، صرفاً بخاطر اینکه
‫اگه این کار رو نکنم، دوست‌پسر سابقم رو می‌کُشه

469
00:34:53,250 --> 00:34:56,083
‫ما هم می‌خوایم دوست‌پسر سابقت رو بکُشیم
‫چون همکار من رو کُشتی

470
00:34:56,166 --> 00:34:58,684
‫من همکارت رو کشتم
‫بخاطر اینکه می‌خواست دوستم رو بکشه

471
00:34:58,708 --> 00:35:00,250
‫- خب، من...
‫- ای داد بیداد! ریدم تو این زندگی!

472
00:35:00,333 --> 00:35:02,541
‫خفه‌خون بگیرید بابا!

473
00:35:02,625 --> 00:35:03,625
‫سرم درد گرفت

474
00:35:03,708 --> 00:35:06,508
‫عملاً سه‌تا قاتلِ جانی اینجا نشستیم
‫داریم حرف از اصول اخلاقی می‌زنیم

475
00:35:10,291 --> 00:35:13,166
‫می‌دونید چیـه؟ من توی ۱۷ سالگی
‫اولین مأموریتم رو اجرا کردم

476
00:35:13,250 --> 00:35:16,250
‫۲۰۰‏ پوند گرفتم تا ترمز ماشینِ
‫دوست‌پسر دخترعموم رو دستکاری کنم

477
00:35:16,750 --> 00:35:19,791
‫رفت توی پمپ‌بنزین، صدای انفجارش تا بریجند اومد

478
00:35:19,875 --> 00:35:22,115
‫چند سالی میشه که تو این کارم و
‫کارم هم حرف نداره

479
00:35:22,166 --> 00:35:25,833
‫هی سم، گفتی یه دختری هست که
‫امشب اونجا به کمک‌مون نیاز داره،

480
00:35:25,916 --> 00:35:28,541
‫یه درصدی هم شانس زنده‌موندن داریم، درسته؟

481
00:35:29,125 --> 00:35:30,125
‫آره... چیـه؟

482
00:35:30,916 --> 00:35:32,250
‫خب، از احتمالش خوشم میاد

483
00:35:33,458 --> 00:35:35,250
‫خوشحالم که می‌تونیم
‫یه قدم مثبت برداریم

484
00:35:35,333 --> 00:35:38,208
‫بعدش وقت هست به جون هم بیفتیم

485
00:35:39,041 --> 00:35:41,541
‫اون هم اگه تا فردا زنده موندیم

486
00:35:51,625 --> 00:35:53,750
‫خوش گذشت، نه؟

487
00:35:55,333 --> 00:35:57,250
‫که نمایش بچه‌ها رو دیدیم

488
00:35:57,333 --> 00:35:59,458
‫فکر کنم اینجای کریسمس رو
‫بیشتر از همه دوست داشتم

489
00:35:59,541 --> 00:36:00,875
‫آره، من هم همینطور

490
00:36:03,125 --> 00:36:04,500
‫- باید بریم
‫- باشه

491
00:36:05,625 --> 00:36:07,583
‫<font color="#ff۵b۲۱">♪ Free Yourself - Jessie Ware ♪</font>

492
00:36:21,333 --> 00:36:24,000
‫نیروهای من‌ان که مجبورشون کردن بیان

493
00:36:24,083 --> 00:36:27,125
‫نظرت چیه برم
‫یه نوشیدنی بیارم برای جفت‌مون و

494
00:36:27,208 --> 00:36:28,958
‫تو یه دوری بزنی؟

495
00:36:29,041 --> 00:36:30,041
‫به نظرم خوبـه

496
00:36:51,791 --> 00:36:54,791
‫دوتا گیلاس شراب قرمز، لطفاً. تشکر

497
00:37:01,375 --> 00:37:03,041
‫- ممنونم
‫- بفرمایید

498
00:37:07,833 --> 00:37:09,541
‫- چقدر...
‫- نباید اینجوری خرناس بکشم

499
00:37:09,625 --> 00:37:11,666
‫- خیلی هم بلند بود
‫- ببخشید!

500
00:37:11,750 --> 00:37:14,208
‫- نوشیدنی می‌خوری؟
‫- نه، مرسی

501
00:37:14,291 --> 00:37:15,416
‫- سلام!
‫- سلام

502
00:37:15,500 --> 00:37:18,041
‫هلز، ایشون دنیـه.
‫نمی‌دونم تا حالا همدیگه رو دیدید یا نه.

503
00:37:18,541 --> 00:37:19,750
‫« چه بامزه »

504
00:37:21,291 --> 00:37:23,625
‫- نه، فکر نکنم. سلام
‫- خوشحالم از دیدنت

505
00:37:23,708 --> 00:37:26,166
‫- اسمت از دهن والاس نمیفته
‫- خدای من، چه رو مُخ!

506
00:37:26,250 --> 00:37:28,291
‫ببخشید. والاس، میشه یه لحظه بیای؟

507
00:37:28,375 --> 00:37:30,666
‫آره، یه لحظه منو ببخشید

508
00:37:36,458 --> 00:37:37,458
‫چه پیراهن خوشگلی

509
00:37:37,500 --> 00:37:39,625
‫ممنونم، چه جوراب قشنگی

510
00:37:39,708 --> 00:37:42,250
‫شوخی بین بچه‌های اداره‌ست

511
00:37:47,666 --> 00:37:49,166
‫گوشی شماست؟

512
00:37:49,250 --> 00:37:50,958
‫وای، ببخشید. شرمنده

513
00:37:51,041 --> 00:37:52,041
‫خواهش می‌کنم

514
00:37:53,791 --> 00:37:55,125
‫ببخشید، ممنون

515
00:37:56,083 --> 00:37:57,791
‫« تعمیراتی »

516
00:38:02,291 --> 00:38:05,250
‫هر کسی که این گوشی دستشـه
‫توی بد مخمصه‌ای پا گذاشته

517
00:38:05,750 --> 00:38:07,250
‫دنبال یه چیزی هستی

518
00:38:07,333 --> 00:38:09,791
‫اما سنگی رو برداشتی که زیرش مار خوابیده

519
00:38:10,291 --> 00:38:11,875
‫یه مار افعی

520
00:38:12,375 --> 00:38:16,875
‫افعی‌ای که اگه عقب نکِشی،
‫بدجور بهت حمله می‌کنه

521
00:38:17,500 --> 00:38:19,958
‫خب، قطعاً واسه سر هم کردن
‫همچین استعاره‌ای خیلی زحمت کشیدی

522
00:38:20,041 --> 00:38:23,583
‫گوش بده، نظرت چیـه بهم بگی
‫کی هستی و کجا می‌تونم پیدات کنم که

523
00:38:23,666 --> 00:38:26,375
‫بتونیم رو در رو درموردش صحبت کنیم؟

524
00:38:26,458 --> 00:38:28,208
‫نه، از این خبرها نیست

525
00:38:28,291 --> 00:38:30,875
‫شاید اگه ببینی با چی طرفی،
‫راحت‌تر بتونی تصمیم بگیری

526
00:38:36,916 --> 00:38:38,583
‫پاشو، استیون

527
00:38:44,791 --> 00:38:47,916
‫- حال و هوای جلسه چطوره؟
‫- سرد

528
00:38:50,541 --> 00:38:51,583
‫هی، برو بیرون

529
00:38:53,166 --> 00:38:54,791
‫چانگ هائو، نماینده‌ی چین

530
00:38:54,875 --> 00:38:55,875
‫آقای وب

531
00:38:56,375 --> 00:38:58,083
‫- حالتون خوبه؟
‫- ایشون وو لینـه

532
00:38:58,166 --> 00:38:59,041
‫بسیارخب

533
00:38:59,125 --> 00:39:02,083
‫آقای وو درخصوص قتل سفیر چن
‫تحقیقاتی انجام دادن

534
00:39:02,791 --> 00:39:04,833
‫تحقیقات غیرقانونی؟

535
00:39:04,916 --> 00:39:07,791
‫بدون اجازه یا همکاری پلیس متروپولین

536
00:39:07,875 --> 00:39:11,333
‫متأسفانه توی این یه مورد، امکان همکاری
‫با نیروی انتظامی شما وجود نداره

537
00:39:11,416 --> 00:39:12,416
‫چرا اونوقت؟

538
00:39:12,458 --> 00:39:15,458
‫چون بر این باوریم که
‫توی این جنایت دست داشتن

539
00:39:15,541 --> 00:39:16,791
‫جدی؟ دست داشتن؟

540
00:39:17,708 --> 00:39:19,000
‫متأسفانه توی این کشور،

541
00:39:19,083 --> 00:39:21,243
‫هم روی پلیس‌هامون اِشراف داریم و
‫هم حد و مرزی براشون تعریف شده

542
00:39:21,291 --> 00:39:24,083
‫دقیقاً برعکس وضعیتی که توی کشورتون
‫بهش عادت دارید، آقایون

543
00:39:25,500 --> 00:39:26,333
‫این چیـه؟

544
00:39:26,416 --> 00:39:28,083
‫دوربین خونه‌ی کای‌مینگ،

545
00:39:28,166 --> 00:39:31,500
‫یک ساعت قبل از اینکه جسدِ
‫سفیرمون رو اونجا پیدا کنیم

546
00:39:31,583 --> 00:39:34,291
‫آقایی که می‌بینید داره فرار می‌کنه کول آَتووده

547
00:39:34,375 --> 00:39:35,750
‫دوست‌پسر کای‌مینگ و

548
00:39:35,833 --> 00:39:37,791
‫مأمور سیا

549
00:39:37,875 --> 00:39:39,416
‫با بررسی دوربین‌های مداربسته،

550
00:39:39,500 --> 00:39:41,458
‫تونستیم ردِ کول اتوود رو

551
00:39:41,541 --> 00:39:44,583
‫از صحنه‌ی جرم تا خودِ سفارت آمریکا بزنیم

552
00:39:44,666 --> 00:39:46,625
‫هنوز ندیدیم که از اونجا بیرون بیاد

553
00:39:46,650 --> 00:39:47,525
‫« گزارش سالانه‌ی کارمندان »

554
00:39:48,208 --> 00:39:50,291
‫کُلی فیلم دوربین مداربسته هست

555
00:39:50,375 --> 00:39:53,083
‫بجز وقتی‌که آقای لین
‫سعی داشت فیلم‌های

556
00:39:53,166 --> 00:39:56,250
‫شب قتل کای‌مینگ توی آپارتمانش رو پیدا کنه

557
00:39:56,833 --> 00:39:58,208
‫چیزی پیدا نکرد

558
00:39:58,291 --> 00:40:03,416
‫انگار یکی تموم شواهدِ اتفاقی که
‫اون شب رخ داده رو نیست و نابود کرده

559
00:40:12,541 --> 00:40:16,291
‫آقای وب، سفیر ما رو کشتن و
‫دخترش هم مفقود شده

560
00:40:16,375 --> 00:40:19,166
‫نزدیک‌ترین متحدین شما علیهِ ما اعلان جنگ کردن

561
00:40:19,250 --> 00:40:21,333
‫دولت هم توی لاپوشونی کردنِ این مسئله
‫باهاشون هم‌دست شده

562
00:40:21,416 --> 00:40:23,708
‫متأسفانه این فیلم چیزی رو اثبات نمی‌کنه، آقایون

563
00:40:24,333 --> 00:40:28,875
‫مدرکش جور میشه.
‫از آمریکایی‌ها بپرس کول اتوود مأمور سیاست یا نه.

564
00:40:28,958 --> 00:40:31,958
‫بعدش بیا بهم بگو انکار کردنشون
‫حکم دروغ رو داره یا نه

565
00:40:32,041 --> 00:40:33,321
‫چرا این مسئله رو با من در میون گذاشتید؟

566
00:40:33,375 --> 00:40:35,583
‫پیشنهادهایی از سمت دولت چین

567
00:40:35,666 --> 00:40:40,291
‫برای شرکت‌های متعدد بریتانیایی هست که
‫برای قراردادهای نظامی رده یک ارائه شده

568
00:40:40,375 --> 00:40:44,791
‫تا حالا، این پیشنهادها رو رد کردن.
‫مایلیم که مجدد ارزیابی‌شون کنیم.

569
00:40:45,375 --> 00:40:47,791
‫ما با شما وارد همچین کسب و کاری نمی‌شیم،
‫خودتون هم خوب می‌دونید

570
00:40:47,875 --> 00:40:49,916
‫داریم فرصتی رو بهتون پیشنهاد می‌کنیم که

571
00:40:50,000 --> 00:40:52,375
‫از تشدید خشونت سهمگینی
‫جلوگیری می‌کنه

572
00:40:52,875 --> 00:40:55,000
‫توصیه می‌کنیم هم این مورد رو
‫در نظر داشته باشید و

573
00:40:55,083 --> 00:40:56,750
‫هم راه دیگه‌اش رو

574
00:41:09,791 --> 00:41:12,041
‫گندش بزنن

575
00:41:22,875 --> 00:41:23,708
‫ودکا

576
00:41:27,916 --> 00:41:29,875
‫اوضاع روبراهـه؟

577
00:41:31,125 --> 00:41:33,208
‫ودکا بود؟ عاشقشم

578
00:41:34,375 --> 00:41:35,708
‫هی، باید بریم

579
00:41:35,791 --> 00:41:38,458
‫- به این زودی؟
‫- آره، یه جلسه‌ی یهویی پیش اومد

580
00:41:38,541 --> 00:41:41,666
‫دردسر تمومی نداره.
‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم، هلن.

581
00:41:41,750 --> 00:41:45,208
‫ناراحت شدم واسه جاهای خوبش نیستید.
‫انگار تازه داشتید گرم می‌شدید.

582
00:41:45,291 --> 00:41:47,091
‫ناراحت نباش. خیلی شانس بیارم،
‫تو ترافیک گیر نمی‌کنم و

583
00:41:47,166 --> 00:41:49,086
‫تا یه ساعت دیگه، لباس خواب به تن،
‫می‌شینم تلویزیونم رو تماشا می‌کنم

584
00:41:49,166 --> 00:41:51,375
‫گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری‌

585
00:41:55,333 --> 00:41:56,333
‫آره گمونم

586
00:42:25,333 --> 00:42:26,375
‫می‌خوام بکِشم کنار

587
00:42:26,458 --> 00:42:27,333
‫وای، هلن

588
00:42:27,416 --> 00:42:30,750
‫توروخدا سعی نکن متقاعدم کنی که بمونم.
‫شدنی نیست.

589
00:42:31,250 --> 00:42:34,541
‫فقط وقت‌مون هدر میره و
‫من هم که باید هر یه ربع برم دستشویی

590
00:42:34,625 --> 00:42:36,958
‫پس جفت‌مون خیلی وقت نداریم

591
00:42:37,500 --> 00:42:39,541
‫- چرا الان؟
‫- بخاطر بچه‌هام

592
00:42:41,583 --> 00:42:44,375
‫- نمی‌تونم اجازه بدم قاتی همچین قضایایی بشن
‫- والاس چی؟

593
00:42:44,458 --> 00:42:47,418
‫- دلم نمی‌خواد اذیتش کنم
‫- برای چی می‌خوای ولش کنی بری؟

594
00:42:47,500 --> 00:42:49,580
‫نمی‌خوام اونو ولش کنم،
‫می‌خوام تو رو ول کنم

595
00:42:50,166 --> 00:42:51,291
‫خب، باید بری یه جای دور

596
00:42:51,375 --> 00:42:53,875
‫نمی‌تونی این دور و بر بچرخی

597
00:42:53,958 --> 00:42:54,833
‫یه جایی دارم برم

598
00:42:54,916 --> 00:42:56,500
‫- دوره؟
‫- دست تو بهمون نمی‌رسه

599
00:42:56,583 --> 00:42:58,416
‫اگه نخوام بگردم، آره

600
00:43:00,291 --> 00:43:01,731
‫خب البته که تصمیم با خودتـه

601
00:43:01,791 --> 00:43:04,000
‫احتمالاً خیلی راحت بتونیم
‫جایگزینت کنیم

602
00:43:04,083 --> 00:43:06,125
‫بعد از اینکه ولش کنی بری،
‫نزدیک شدن بهش راحت‌تر میشه

603
00:43:06,208 --> 00:43:07,625
‫یکی دیگه رو جام بیارید؟

604
00:43:07,708 --> 00:43:10,750
‫چیه، خیال کردی اگه بذاری بری
‫با کس دیگه‌ای آشنا نمیشه؟

605
00:43:11,375 --> 00:43:15,708
‫قرار نیست نقش «دوشیزه هاویشام» وامونده رو بازی کنه، هلن.
‫بالأخره با یه دختر جدید آشنا میشه و میره توی رابطه.

606
00:43:15,791 --> 00:43:19,083
‫والاس گزینه‌ی خوبیـه برای ما که بتونیم
‫در درازمدت ازش سوءاستفاده کنیم

607
00:43:19,166 --> 00:43:21,416
‫پس بله، یکی دیگه رو می‌فرستیم جات

608
00:43:21,500 --> 00:43:25,541
‫همونطوری که همیشه میگم: «گر خدا ز حکمت ببندد دری،
‫یه رحمت گشاید در دیگری»

609
00:43:51,708 --> 00:43:52,541
‫سلام!

610
00:43:52,625 --> 00:43:53,625
‫هلن

611
00:43:54,000 --> 00:43:56,833
‫- خیلی خوشحالم زنگ زدی
‫- چند وقتتـه؟

612
00:43:58,458 --> 00:43:59,791
‫سم، چی شده؟

613
00:43:59,875 --> 00:44:01,083
‫تو دردسر افتادم

614
00:44:01,791 --> 00:44:03,958
‫خب... منظورم اینـه که بگایی بالا آوردم

615
00:44:04,625 --> 00:44:07,416
‫اومدن سراغم، مایکل هم اینجاست.
‫ازت می‌خوام بیای نجاتش بدی.

616
00:44:08,125 --> 00:44:09,541
‫دارم میام. طاقت بیار

617
00:44:09,625 --> 00:44:11,291
‫هلن، اوضاع قاراشمیشـه

618
00:44:13,708 --> 00:44:14,625
‫میام

619
00:44:24,333 --> 00:44:26,573
‫- سم، جریان چیـه؟
‫- باید لباس بپوشی

620
00:44:26,625 --> 00:44:28,416
‫- چه کوفتی شده؟
‫- لباس بپوش

621
00:44:28,500 --> 00:44:29,916
‫- نه، سم
‫- بگیر بپوش ببینم!

622
00:44:30,000 --> 00:44:31,083
‫باهام صحبت کن

623
00:44:31,166 --> 00:44:33,083
‫اینا کی بودن؟ چرا اومدن سراغ ما؟

624
00:44:33,166 --> 00:44:34,458
‫- نیومدن سراغ ما
‫- نه

625
00:44:34,541 --> 00:44:35,541
‫اومدن سراغ من

626
00:44:36,041 --> 00:44:38,208
‫حالا گوش بده. به من گوش کن

627
00:44:38,291 --> 00:44:40,583
‫چیزی نیست، چیزیت نمیشه.
‫اما باید لباس تنت کنی.

628
00:44:40,666 --> 00:44:42,416
‫دیگه هیچی مهم نیست. بپوش تنت

629
00:44:44,083 --> 00:44:45,083
‫بجنب

630
00:44:45,166 --> 00:44:47,666
‫حالا میریم بیرون و
‫تو هم پشت‌سرم بمون، خب؟

631
00:44:47,750 --> 00:44:49,375
‫- متوجهی؟
‫- سم...

632
00:44:49,458 --> 00:44:51,625
‫حالا چشمات رو ببند. منو بگیر

633
00:44:51,708 --> 00:44:54,267
‫هروقت گفتم راه بیفت، راه میفتی.
‫هرجا گفتم صبر کن هم صبر می‌کنی، خب؟

634
00:44:56,000 --> 00:44:57,000
‫چشمات رو ببند

635
00:45:06,083 --> 00:45:07,083
‫بیا

636
00:45:08,041 --> 00:45:09,958
‫بلند نشو، اینجا پله‌ست

637
00:45:10,791 --> 00:45:11,791
‫حالا، بیا پایین

638
00:45:12,708 --> 00:45:13,708
‫یکی دیگه

639
00:45:16,916 --> 00:45:17,916
‫بلند نشو

640
00:45:19,250 --> 00:45:20,458
‫- محکم منو بگیر
‫- باشه

641
00:45:21,916 --> 00:45:23,750
‫عقب، عقب

642
00:45:52,458 --> 00:45:53,625
‫بیا اینجا

643
00:45:57,375 --> 00:45:59,541
‫آفرین

644
00:46:00,375 --> 00:46:03,750
‫آفرین، پشت‌سرم باش. تقریباً رسیدیم

645
00:46:07,291 --> 00:46:09,291
‫- باز هم پله، محکم منو بگیر
‫- باش

646
00:46:09,375 --> 00:46:10,375
‫باز هم پله

647
00:46:12,875 --> 00:46:15,583
‫خیلی‌خب، بلند نشو. سَر پایین

648
00:46:16,208 --> 00:46:17,208
‫پا نشو

649
00:46:40,416 --> 00:46:41,666
‫یا خدا!

650
00:46:50,875 --> 00:46:52,000
‫برو، برو، برو!

651
00:46:56,541 --> 00:46:59,208
‫ای بر پدرت

652
00:46:59,291 --> 00:47:01,208
‫سم... سم

653
00:47:03,666 --> 00:47:04,666
‫مایکل، من...

654
00:47:05,708 --> 00:47:07,666
‫- سم، خوبی تو؟
‫- خیلی متأسفم

655
00:47:24,083 --> 00:47:25,125
‫درستش می‌کنم

656
00:47:25,208 --> 00:47:26,791
‫تو باید فرار کنی، فرار کن

657
00:48:17,791 --> 00:48:18,625
‫الو؟

658
00:48:18,708 --> 00:48:19,708
‫منم

659
00:48:19,750 --> 00:48:21,041
‫یه جسد وسط خیابونِ

660
00:48:21,125 --> 00:48:23,541
‫پرستون ان۱ افتاده و
‫چندتا جسد هم توی آپارتمان‌ان

661
00:48:23,625 --> 00:48:24,750
‫که اینطور

662
00:48:24,833 --> 00:48:29,000
‫برای سم استراتژی خروج می‌خوام،
‫برای دوست‌پسرش هم امنیت جانی

663
00:48:30,083 --> 00:48:32,958
‫خب، هلن‌خانم، همچین درخواستی
‫خرج برمی‌داره

664
00:48:33,708 --> 00:48:34,875
‫کلی دنگ و فنگ داره

665
00:48:36,000 --> 00:48:38,458
‫همچین خدماتی رو نمی‌تونم
‫برای هرکسی اعمال کنم

666
00:48:39,583 --> 00:48:42,208
‫می‌مونم، نمیرم. حرف‌هام رو فراموش کن

667
00:48:44,750 --> 00:48:47,500
‫باید بدونم قابل اعتمادی و
‫می‌تونم روت حساب کنم

668
00:48:48,750 --> 00:48:50,708
‫می‌تونی، قول میدم

669
00:48:51,333 --> 00:48:53,291
‫خوشحالم همچین حرفی می‌زنی

670
00:48:54,416 --> 00:48:56,500
‫با چند نفر تماس می‌گیرم و
‫دوشنبه با هم حرف می‌زنیم

671
00:48:57,083 --> 00:48:59,083
‫سم خوش‌شانسـه که دوستی مثل تو داره

672
00:49:04,958 --> 00:49:07,250
‫به رفقات بگو ضربه‌ی روحی خورده و
‫باید می‌رفت

673
00:49:07,333 --> 00:49:10,625
‫بگو دلت شکسته و چند وقتی گذاشتی رفتی

674
00:49:10,708 --> 00:49:13,500
‫پیش مادر و پدرت می‌مونی.
‫خانمی به اسم رید باهات تماس می‌گیره.

675
00:49:13,583 --> 00:49:17,208
‫هرچی گفت انجام بده.
‫امروز رو فراموش کن. متوجه شدی؟

676
00:49:17,291 --> 00:49:21,166
‫هیچوقت به هیچ احدی درمورد امروز چیزی نگو.
‫اگه این کار رو نکنی، نمی‌تونم امنیتت رو تضمین کنم.

677
00:49:25,375 --> 00:49:26,375
‫بچه‌ات چیـه؟

678
00:49:28,333 --> 00:49:29,333
‫یه دختر و یه پسر

679
00:49:48,750 --> 00:49:51,958
‫« برای استیون، اِما و بچه‌ها »

680
00:50:11,708 --> 00:50:13,908
‫این حرفا رو به خانم بنده بگو

681
00:50:13,958 --> 00:50:15,375
‫اصلاً تو کَتش نمیره

682
00:50:15,458 --> 00:50:17,583
‫دوستش داره، نه؟ اون هم چه‌جورم!

683
00:50:18,250 --> 00:50:20,666
‫یا خدا، باید موشک‌اندازم رو می‌آوردم

684
00:50:21,291 --> 00:50:23,375
‫این دختری که اون توئـه،
‫چقدر مهمـه؟

685
00:50:26,250 --> 00:50:28,000
‫به دوستم قول دادم پیداش می‌کنم

686
00:50:29,708 --> 00:50:31,125
‫پس خیلی مهمـه

687
00:50:57,208 --> 00:50:58,416
‫هنوز وقت هست برگردیم ها

688
00:51:01,333 --> 00:51:02,458
‫یه بابایی هست

689
00:51:03,250 --> 00:51:05,250
‫به چند نفری نارو زده

690
00:51:08,458 --> 00:51:10,916
‫اصطلاحاً یه سری اصول رو زیر پا گذاشته

691
00:51:19,291 --> 00:51:21,666
‫ کارمون صِرف همین اصول‌ها می‌چرخه

692
00:51:22,708 --> 00:51:23,791
‫متوجهی؟

693
00:51:26,000 --> 00:51:28,125
‫ متوجه نیستی، اما متوجه میشی

694
00:51:28,208 --> 00:51:29,333
‫احتمالاً

695
00:51:29,416 --> 00:51:32,166
‫ بگذریم، این بابا یه خط قرمزی رو رد کرده

696
00:51:33,375 --> 00:51:34,500
‫ الان هم باید بمیره

697
00:51:35,333 --> 00:51:36,250
‫بی‌بروبرگرد

698
00:52:00,333 --> 00:52:02,041
‫وقتی کسی رو می‌کُشی،

699
00:52:02,666 --> 00:52:03,958
‫توی چشم‌هاشون نگاه کن،

700
00:52:04,833 --> 00:52:08,416
‫چون اینطوری می‌تونی
‫تا عمق وجودش نفوذ کنی

701
00:52:09,583 --> 00:52:11,083
‫تو غروب خورشیدی

702
00:52:14,333 --> 00:52:16,083
‫تو شبِ پیش‌روشونی

703
00:52:18,416 --> 00:52:21,083
‫تو آخرین کلمه‌ی داستان‌ زندگی‌شون رو می‌نویسی

704
00:52:30,625 --> 00:52:32,166
‫پس زُل می‌زنی تو چشم‌هاشون،

705
00:52:34,541 --> 00:52:36,000
‫چون اینو بهشون مدیونی

706
00:52:39,541 --> 00:52:40,541
‫همین و بس

707
00:52:53,500 --> 00:52:54,791
‫بعدش تموم میشه

708
00:53:11,375 --> 00:53:12,375
‫سم

709
00:53:14,208 --> 00:53:15,375
‫هنوز هم وقت هست برگردیم

710
00:53:17,708 --> 00:53:18,708
‫نه

711
00:53:19,333 --> 00:53:20,333
‫نمی‌تونم

712
00:53:21,357 --> 00:53:41,357
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

