﻿1
00:00:18,048 --> 00:00:21,048
‫[سال ۲۰۱۴]

2
00:00:22,072 --> 00:00:33,072
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:01:03,583 --> 00:01:06,583
‫خب، چرا می‌خوای برای شرکتی مثل شرکت ما کار کنی، دیزی؟

4
00:01:06,666 --> 00:01:10,166
‫خب، آگهی‌تون رو توی روزنامه دیدم،

5
00:01:10,250 --> 00:01:13,583
‫و دیدم که دنبال مترجم می‌گردین و...

6
00:01:14,625 --> 00:01:17,958
‫منم می‌تونم ترجمه کنم، پس...

7
00:01:18,541 --> 00:01:21,000
‫رزومه‌ات یکم ناقصه.
‫چندتا جای خالی بزرگ داره.

8
00:01:21,083 --> 00:01:24,416
‫آره، اکثر ده سال گذشته رو
‫خارج از کشور بودم.

9
00:01:24,500 --> 00:01:26,291
‫از ۱۸ سالگیت.
‫به خاطر همین چندتا زبان بلدی.

10
00:01:26,375 --> 00:01:28,500
‫فرانسوی، آلمانی و روسی.
‫تحسین‌آمیزه.

11
00:01:29,000 --> 00:01:32,625
‫گرچه معمولاً کاندیدهایی
‫که مدرک دانشگاهی دارن رو طلب می‌کنیم.

12
00:01:32,708 --> 00:01:35,375
‫البته، دقت کردم که از دانشگاه کمبریج
‫پیشنهاد داشتی.

13
00:01:37,125 --> 00:01:38,541
‫چه... شما چطوری...

14
00:01:38,625 --> 00:01:40,750
‫همیشه مدارک این چیزها وجود داره،

15
00:01:40,833 --> 00:01:42,750
‫هر چقدر آدم بخواد مخفی‌شون کنه.

16
00:01:42,833 --> 00:01:44,916
‫تو یه دانشجوی استثنائی بودی.

17
00:01:45,000 --> 00:01:47,708
‫گمونم به همین خاطره
‫که بهت پیشنهاد بورسیه دادن.

18
00:01:47,791 --> 00:01:50,208
‫ولی... تو ردش کردی

19
00:01:50,708 --> 00:01:53,458
‫برای اینکه ده سال از کشور بری.

20
00:01:55,250 --> 00:01:56,666
‫ولی از اون کارت خوشم میاد.

21
00:01:57,458 --> 00:01:58,666
‫نشونه‌ی شجاعته.

22
00:01:59,708 --> 00:02:02,291
‫مادرت فوت کرده. مکان پدرت نامشخصه.

23
00:02:02,375 --> 00:02:04,095
‫وقتی ازت پرسیدن
‫خواهر یا برادری داری،

24
00:02:04,166 --> 00:02:05,750
‫نوشتی که نداری.

25
00:02:05,833 --> 00:02:08,250
‫از زنی به نام بانی ویر
‫چی می‌تونی بهمون بگی؟

26
00:02:11,083 --> 00:02:12,083
‫اه...

27
00:02:12,916 --> 00:02:15,458
‫اون، خواهر ناتنیم بود

28
00:02:15,541 --> 00:02:18,583
‫به مدت... سه سال وقتی نوجوان بودیم.

29
00:02:19,166 --> 00:02:21,708
‫مادرم با پدرش ازدواج کرد، ولی خب...

30
00:02:21,791 --> 00:02:24,125
‫- دوامی نداشت. مامانم...
‫- مُرد.

31
00:02:26,750 --> 00:02:29,500
‫پس... بان...

32
00:02:32,166 --> 00:02:35,583
‫خب، بانی دیگه خواهر ناتنیم نبود.
‫فقط...

33
00:02:36,625 --> 00:02:38,416
‫یعنی، نمی‌دونم اسمش چی می‌شه،

34
00:02:38,500 --> 00:02:40,000
‫که اصلاً اسمی داره یا نه.

35
00:02:40,083 --> 00:02:43,375
‫اینکه خواهر ناتنی داشته باشی،
‫مادرت فوت کنه،

36
00:02:43,458 --> 00:02:45,875
‫دیگه زن‌بابای خواهر ناتنیت نباشه؟

37
00:02:45,958 --> 00:02:47,125
‫آره.

38
00:02:47,208 --> 00:02:49,125
‫بازم اسمش خواهر ناتنی داشتنه.

39
00:02:51,916 --> 00:02:52,916
‫درسته.

40
00:02:53,541 --> 00:02:55,916
‫باشه خب، من... اون رو نمی‌دونستم وقتی...

41
00:02:56,000 --> 00:02:57,458
‫می‌دونی بانی الان کجاست؟

42
00:03:00,083 --> 00:03:01,458
‫زندان برونزفیلد.

43
00:03:01,541 --> 00:03:06,500
‫به جرم قتل پدر بیولوژیکیش،
‫یعنی ناپدریت، داره حبس ابد می‌گذرونه.

44
00:03:07,791 --> 00:03:09,875
‫راستش شاید دیگه واقعاً خواهر ناتنی نباشید.

45
00:03:10,458 --> 00:03:13,541
‫حدود نُه و نیم سال از حکمش می‌گذره، نه؟

46
00:03:13,625 --> 00:03:17,333
‫درست قبل از اینکه با عجله‌ی زیاد
‫از کشور خارج شدی، روانه‌ی زندان شد.

47
00:03:22,541 --> 00:03:24,583
‫دیزی، ما یه سیاست شرکتی داریم.

48
00:03:25,083 --> 00:03:28,666
‫کسی که اینجور مسائل خانوادگی داره رو
‫استخدام نمی‌کنیم.

49
00:03:31,000 --> 00:03:32,000
‫باشه.

50
00:03:32,375 --> 00:03:36,041
‫بابت موقعیتی که بهم دادین ممنون،
‫و متأسفم که وقت‌تون رو هدر کردم.

51
00:03:36,125 --> 00:03:36,958
‫هدر نکردی.

52
00:03:48,083 --> 00:03:50,375
‫وقتی رفتی خونه، به این شماره زنگ بزن.

53
00:03:51,333 --> 00:03:53,833
‫به زنی به نام رید وصل می‌شی.

54
00:03:53,916 --> 00:03:55,541
‫بهش بگو من گفتم بهش زنگ بزنی

55
00:03:56,500 --> 00:03:58,833
‫بهش بگو که گفتم فکر کنم یکی پیدا کردم

56
00:03:59,750 --> 00:04:00,750
‫یه چی پیدا کردی؟

57
00:04:01,791 --> 00:04:03,125
‫یه کبوتر کوچولوی سیاه.

58
00:04:29,375 --> 00:04:31,500
‫یه کبوتر کوچولوی سیاه.

59
00:04:50,666 --> 00:04:52,500
‫- شب بخیر.
‫- سلام.

60
00:04:54,875 --> 00:04:56,291
‫دیزی، درست حدس می‌زنم؟

61
00:04:57,333 --> 00:04:58,333
‫بله.

62
00:04:58,708 --> 00:05:02,083
‫برای شغل دستیار همه‌کاره‌ی یه شرکت بین‌المللی
‫ارائه‌دهنده راه‌حل‌های شرکتی درخواست دادی.

63
00:05:02,166 --> 00:05:03,646
‫برای مترجم شدن درخواست دادم.

64
00:05:03,708 --> 00:05:05,125
‫و بهت اجازه ندادن

65
00:05:05,208 --> 00:05:07,083
‫به خاطر روابط نزدیک خانواده‌ی تو

66
00:05:07,166 --> 00:05:08,958
‫با سرویس زندان ملکه.

67
00:05:09,041 --> 00:05:10,750
‫- بله.
‫- خب، چقدر خوش شانسی.

68
00:05:10,833 --> 00:05:13,666
‫من همیشه میگم
‫وقتی یه در بسته می‌شه، یه پنجره باز می‌شه.

69
00:05:13,750 --> 00:05:16,416
‫- پس فرانسوی، آلمانی و روسی بلدی؟
‫- آره.

70
00:05:16,500 --> 00:05:19,333
‫- توی همه‌شون سلیس هستی؟
‫- آلمانیم یکم محاوره‌ای‌تره.

71
00:05:19,416 --> 00:05:22,458
‫آره، آلمانی‌هایی که به محاوره‌ای بودن معروفن.

72
00:05:22,541 --> 00:05:24,916
‫تا حالا سعی کردی
‫زبان دیگه‌ای یاد بگیری؟

73
00:05:25,000 --> 00:05:27,500
‫- مثل چی؟
‫- مندرین، کره‌ای، فارسی؟

74
00:05:27,583 --> 00:05:28,750
‫- نه.
‫- چرا؟

75
00:05:29,583 --> 00:05:30,783
‫توی ایران کارهای مربوط به بار
‫خیلی رایج نیست.

76
00:05:30,833 --> 00:05:33,166
‫من یه سری از بهترین شب‌های عمرم رو اونجا گذروندم.

77
00:05:33,250 --> 00:05:34,958
‫چه حس و حالیه که بتونم جوونی رو
‫دوباره توی تهران تجربه کنم...

78
00:05:35,041 --> 00:05:37,166
‫شما... دنبال مترجم می‌گردی؟

79
00:05:37,250 --> 00:05:38,250
‫نه.

80
00:05:39,916 --> 00:05:40,750
‫دوشیزه رید.

81
00:05:40,833 --> 00:05:41,833
‫خانم رید.

82
00:05:43,916 --> 00:05:44,916
‫خانم رید.

83
00:05:46,750 --> 00:05:49,916
‫من شما یا نوع کارتون
‫یا حتی محل کارتون رو نمی‌شناسم،

84
00:05:50,416 --> 00:05:53,208
‫ولی اگه نمی‌خواید کسی رو استخدام کنید...

85
00:05:53,291 --> 00:05:54,916
‫می‌خوام کسی رو استخدام کنم.

86
00:05:56,083 --> 00:05:58,625
‫فقط نه برای شغلی که براش درخواست دادی.

87
00:06:00,041 --> 00:06:02,375
‫باشه، پس کار چیه؟
‫کبوتران سیاه کی هستن؟

88
00:06:03,875 --> 00:06:06,000
‫ما فراهم‌کننده‌ایم. برداشت‌کننده‌ایم.

89
00:06:06,083 --> 00:06:09,583
‫کارمون اطلاعاته. جمعش می‌کنیم،
‫و می‌فروشیمش.

90
00:06:09,666 --> 00:06:10,500
‫شما جاسوس هستید؟

91
00:06:10,583 --> 00:06:11,791
‫بله.

92
00:06:13,708 --> 00:06:14,833
‫برای ما؟ برای بریتانیا؟

93
00:06:14,916 --> 00:06:17,958
‫ما سازمان کاپیتالیستی هستیم،
‫نه یه سازمان ایدئولوژیکی.

94
00:06:18,041 --> 00:06:20,125
‫خب، کاپیتالیسم یه ایدئولوژیه.

95
00:06:20,208 --> 00:06:23,875
‫خب، همون مدرک آکسبریجت اینجا می‌تونست به کارت بیاد.

96
00:06:26,375 --> 00:06:30,791
‫پس شما... اطلاعات جمع می‌کنید
‫و به کی می‌فروشیدش؟

97
00:06:30,875 --> 00:06:32,041
‫گرون‌ترین خریدار.

98
00:06:32,125 --> 00:06:33,958
‫چین؟ روسیه؟ ایران؟

99
00:06:34,041 --> 00:06:35,208
‫گرون‌ترین خریدار.

100
00:06:38,625 --> 00:06:40,708
‫- این کارم قانون‌شکنیه؟
‫- بله.

101
00:06:40,791 --> 00:06:42,541
‫- در خطر خواهم بود؟
‫- بله.

102
00:06:44,541 --> 00:06:46,250
‫به کشورم خیانت می‌کنم؟

103
00:06:46,333 --> 00:06:47,893
‫گاهی، بهش کمک می‌کنی.

104
00:06:47,958 --> 00:06:48,958
‫بقیه‌ی مواقع؟

105
00:06:49,000 --> 00:06:52,875
‫فقط می‌شی یه دست دیگه روی فلکه،
‫که باعث چرخیدنش می‌شه.

106
00:07:01,458 --> 00:07:03,916
‫چی باعث شده فکر کنی
‫می‌خوام همچنین کاری بکنم؟

107
00:07:04,000 --> 00:07:06,750
‫چون یه ریسک‌پذیر به شدت باهوشی.

108
00:07:06,833 --> 00:07:08,208
‫چون یه بازمانده‌ای.

109
00:07:08,291 --> 00:07:10,131
‫چون یه اتفاقی با پدرناتنیت افتاد

110
00:07:10,166 --> 00:07:11,875
‫و تونستی ده سال غیب بشی.

111
00:07:11,958 --> 00:07:14,708
‫و چون وقتی اکثر مردم نگاهت می‌کنن،
‫یه زن خوشگل رو می‌بینن.

112
00:07:14,791 --> 00:07:15,791
‫ولی من،

113
00:07:16,250 --> 00:07:17,625
‫من یه فنرِ جمع‌شده رو می‌بینم.

114
00:07:17,708 --> 00:07:18,750
‫یه سلاح می‌بینم.

115
00:07:20,875 --> 00:07:22,958
‫به محضی که اومدم پیشت ارزیابیم کردی.

116
00:07:23,041 --> 00:07:24,791
‫توی سرت یه استراتژی فرار داری.

117
00:07:24,875 --> 00:07:26,041
‫می‌دونی خروجی‌ها کجاست.

118
00:07:26,125 --> 00:07:28,208
‫می‌دونی کفش‌هام مدلی نیست
‫که بتونم باهاشون فرار کنم.

119
00:07:28,291 --> 00:07:30,541
‫شرط می‌بندم شماره پلاک ماشینم رو حفظ کردی.

120
00:07:30,625 --> 00:07:33,333
‫جی۱۷۴ اِس‌اِی‌پی.

121
00:07:35,833 --> 00:07:38,473
‫فکر نکن نمی‌دونم که دستت رو توی جیبت

122
00:07:38,541 --> 00:07:40,583
‫مشت کردی و آماده‌ای که پرتابش کنی، خانم جوان.

123
00:07:41,083 --> 00:07:42,791
‫اسم واقعیت دیزی نیست، درسته؟

124
00:07:44,291 --> 00:07:45,750
‫می‌خوای یه اسم جدید داشته باشی؟

125
00:07:56,000 --> 00:07:58,000
‫[هلن داوسون]

126
00:08:03,375 --> 00:08:05,250
‫پتانسیل ملی ما وسیعه.

127
00:08:05,750 --> 00:08:09,708
‫و بر ما واجبه که عاقلانه مهارش کنیم.

128
00:08:10,458 --> 00:08:14,250
‫پس بیاید برای مصلحت‌گرایی، توانایی رسیدن به تفاهم،

129
00:08:14,333 --> 00:08:20,041
‫و از خود گذشتگی برای ساختن یک
‫جامعه‌ی قوی‌تر و به‌هم‌پیوسته‌تر شناخته بشیم.

130
00:08:22,750 --> 00:08:23,750
‫اه...

131
00:08:25,583 --> 00:08:26,875
‫ببخشید، فقط...

132
00:08:27,416 --> 00:08:31,208
‫بله. وقتش رسیده که ما نیرویی
‫برای تغییر مثبت باشیم.

133
00:08:31,291 --> 00:08:34,708
‫که اراده‌ی رسیدن به قله‌های مرتفع‌تر
‫و دوردست‌تر رو داشته باشیم.

134
00:08:34,791 --> 00:08:38,708
‫و اون چیزیه که من برای رأی‌دهندگانم
‫فراهم خواهم کرد، خانم‌ها و آقایون.

135
00:08:38,791 --> 00:08:42,875
‫و می‌دونم چیزیه که مردم توی خونه،
‫مردم معمولی، رأی‌دهنده‌هامون،

136
00:08:43,541 --> 00:08:45,250
‫بیشتر بهش اهمیت میدن.

137
00:08:58,250 --> 00:09:00,333
‫سلام. تکیلا با یخ لطفاً.

138
00:09:01,375 --> 00:09:02,625
‫روز سختی بوده.

139
00:09:02,708 --> 00:09:04,083
‫بله. نه؟

140
00:09:06,458 --> 00:09:07,708
‫سخنرانیت رو دیدم.

141
00:09:08,583 --> 00:09:09,833
‫جدی؟ نظرت چی بود؟

142
00:09:11,583 --> 00:09:13,166
‫به نظرم باید بهتر باشی.

143
00:09:14,625 --> 00:09:15,625
‫آخ.

144
00:09:15,958 --> 00:09:16,875
‫خب، فقط...

145
00:09:16,958 --> 00:09:18,684
‫ببخشید. منظورم ارائه بود.

146
00:09:18,708 --> 00:09:21,333
‫با ارتباط چشمی برقرار کردن.
‫درگیر شدن با مردم.

147
00:09:21,416 --> 00:09:22,708
‫کت و شلوار درست و حسابی گرفتن.

148
00:09:23,958 --> 00:09:25,666
‫مشکل... کت و شلوارم چیه؟

149
00:09:25,750 --> 00:09:28,500
‫به جز اندازه، رنگ و جنسش؟
‫نه، مشکلی نداره.

150
00:09:28,583 --> 00:09:30,000
‫- باشه.
‫- تکیلا.

151
00:09:30,083 --> 00:09:31,125
‫- ممنون.
‫- باشه.

152
00:09:31,208 --> 00:09:34,583
‫نظری درباره‌ی... محتویات سخنرانی نداری؟

153
00:09:34,666 --> 00:09:36,708
‫خودِ حرف‌هایی که زدم؟

154
00:09:36,791 --> 00:09:40,333
‫خب... فکر کنم هیچکس
‫به حرف‌های قشنگت گوش نمیده

155
00:09:40,416 --> 00:09:42,333
‫اگه روی ارائه کار نکنی.

156
00:09:42,416 --> 00:09:44,375
‫- تو یه آدم شکاکی. باشه.
‫- درست حدس زدی.

157
00:09:44,458 --> 00:09:45,875
‫- منصفانه است.
‫- آها.

158
00:09:45,958 --> 00:09:47,625
‫ولی نکته اینه. رازش اینه.

159
00:09:47,708 --> 00:09:50,125
‫راستش حرف‌هام رو از ته دلم زدم. جدی.

160
00:09:50,208 --> 00:09:51,541
‫- واقعاً؟
‫- آره، درسته.

161
00:09:52,333 --> 00:09:53,166
‫تو یه آرمان‌گرایی.

162
00:09:53,250 --> 00:09:56,750
‫خب، اگه آرزویی نداشته باشی،
‫چطوری می‌خوای به واقعیت تبدیلش کنی؟

163
00:09:57,416 --> 00:09:59,000
‫طرفدار راجرز و همرستاین هم هستی.

164
00:10:00,291 --> 00:10:01,500
‫متأسفانه درست گفتی.

165
00:10:03,875 --> 00:10:04,875
‫اسمت چیه؟

166
00:10:08,208 --> 00:10:10,791
‫هلن داوسون. خوشبختم، هلن داوسون.

167
00:10:11,291 --> 00:10:12,708
‫خوشبختم، والاس وب.

168
00:10:48,000 --> 00:10:49,500
‫[در حال کپی کردن فایل‌ها]

169
00:10:56,000 --> 00:10:58,000
‫[کپی کردن فایل‌ها کامل شد]

170
00:11:09,875 --> 00:11:10,750
‫بگیر.

171
00:11:10,833 --> 00:11:11,833
‫شب بخیر.

172
00:11:12,291 --> 00:11:13,791
‫- چی؟
‫- شب بخیر.

173
00:11:15,541 --> 00:11:18,375
‫«حالت چطوره؟ اسمت چیه؟
‫خیلی ممنون که منتظر بودی.»

174
00:11:18,458 --> 00:11:20,750
‫فقط یه سری خوش و بش‌های مکالمه‌ای مرسومه

175
00:11:20,833 --> 00:11:23,500
‫که بگی‌شون... وقتی واسه‌ی اولین بار
‫با کسی آشنا می‌شی.

176
00:11:23,583 --> 00:11:25,083
‫الان داری جدی حرف می‌زنی؟

177
00:11:25,166 --> 00:11:26,500
‫الان دارم مؤدبانه حرف می‌زنم.

178
00:11:27,625 --> 00:11:28,708
‫من سم هستم.

179
00:11:28,791 --> 00:11:30,125
‫دیز... هلن.

180
00:11:30,208 --> 00:11:34,500
‫آره، سعی کن قبل از معرفی کردن خودت
‫نصف اسم قدیمیت رو نگی.

181
00:11:34,583 --> 00:11:36,541
‫احتمالاً اصول اولیه‌ی جاسوسی باشه، نه؟

182
00:11:36,625 --> 00:11:38,958
‫تو کی هستی؟ یه کبوتر سیاهی؟

183
00:11:39,041 --> 00:11:40,041
‫نه.

184
00:11:40,750 --> 00:11:41,750
‫نه، من جاسوس نیستم.

185
00:11:41,833 --> 00:11:44,083
‫گاهی خارج از چارچوب
‫برای رید یکم کار می‌کنم.

186
00:11:44,166 --> 00:11:46,416
‫عالیه. پس تو پادو هستی؟

187
00:11:47,750 --> 00:11:49,875
‫خودم اینجوری تعریفش نمی‌کنم.

188
00:11:49,958 --> 00:11:53,000
‫خب نه... احتمالاً یه جوری میگی
‫که مهم‌تر به نظر بیاد، نه؟

189
00:11:59,833 --> 00:12:01,208
‫خب کار امشبت چطوری بود؟

190
00:12:03,416 --> 00:12:05,958
‫- ببخشید، به من مربوط نیست.
‫- نه، نیست.

191
00:12:07,375 --> 00:12:08,625
‫واقعاً چندش بود؟

192
00:12:09,708 --> 00:12:10,708
‫نه، اون...

193
00:12:12,208 --> 00:12:13,541
‫جنتلمن بود.

194
00:12:13,625 --> 00:12:15,166
‫- جنتلمن؟
‫- آها.

195
00:12:15,708 --> 00:12:17,375
‫باشه.

196
00:12:17,458 --> 00:12:20,416
‫- خب کجا ببرمت؟
‫- فقط برسونم ایستگاه.

197
00:12:21,166 --> 00:12:22,416
‫پشمام.

198
00:12:22,500 --> 00:12:24,500
‫- چیه؟
‫- یه چیزی اون بالا جا گذاشتم.

199
00:12:24,583 --> 00:12:25,958
‫- چی؟
‫- یه فندک.

200
00:12:26,041 --> 00:12:28,291
‫- یکی دیگه بخر.
‫- نه، نمی‌شه. مال مادرم بود.

201
00:12:28,833 --> 00:12:32,166
‫می‌شه یه نصیحت کوچیکی بهت بکنم، دیز... هلن؟

202
00:12:32,750 --> 00:12:34,958
‫احساساتی نشو.

203
00:12:35,666 --> 00:12:37,466
‫آره خب، خیلی عمیق بود. ممنون.

204
00:12:37,500 --> 00:12:40,666
‫یه مثلی درباره‌ی برگشتن
‫به صحنه‌ی جرم هست.

205
00:12:40,750 --> 00:12:43,375
‫سعی دارم یادش بیارم، کار خوبیه یا نه؟

206
00:12:43,458 --> 00:12:45,666
‫می‌دونی، ساعت ۳ صبحی
‫خیلی داری نمک می‌ریزی.

207
00:12:45,750 --> 00:12:47,875
‫می‌خوام نذارم یه کار احمقانه بکنی.

208
00:12:47,958 --> 00:12:50,142
‫- واسه‌ی اون کار دیگه خیلی دیر شده، نه؟
‫- باشه، گوش کن.

209
00:12:50,166 --> 00:12:53,166
‫کاری که قراره بکنیم اینه. من اینجا صبر می‌کنم.

210
00:12:53,250 --> 00:12:54,750
‫می‌تونم اتاقت رو ببینم.

211
00:12:54,833 --> 00:12:56,833
‫اگه لازمم نداشتی،
‫پس پرده رو بکش.

212
00:12:56,916 --> 00:13:00,000
‫اگه پرده بسته نشه، تا یه ربع بعدش میام بالا.

213
00:13:00,083 --> 00:13:02,250
‫و تند و تیز میام بالا و از اونجا درت میارم.

214
00:13:03,500 --> 00:13:04,500
‫اولین کارته؟

215
00:13:05,416 --> 00:13:06,416
‫آره.

216
00:13:08,208 --> 00:13:09,208
‫کارت خوب بود.

217
00:13:11,791 --> 00:13:12,791
‫ممنون.

218
00:13:14,625 --> 00:13:16,333
‫اینجا منتظر می‌مونم.

219
00:13:17,208 --> 00:13:18,208
‫باشه؟

220
00:13:29,833 --> 00:13:30,833
‫رفتی.

221
00:13:32,083 --> 00:13:34,083
‫- آره.
‫- باشه.

222
00:13:35,833 --> 00:13:37,250
‫ولی حالا برگشتی؟

223
00:13:40,541 --> 00:13:41,541
‫آره.

224
00:13:53,500 --> 00:13:55,500
‫چی‌کار می‌کنی؟

225
00:13:56,583 --> 00:13:57,583
‫کار.

226
00:13:58,583 --> 00:14:00,541
‫- ۳ صبح؟
‫- آها.

227
00:14:00,625 --> 00:14:02,708
‫خب، کلی کار دارم.

228
00:14:04,791 --> 00:14:06,000
‫روی چی کار می‌کنی؟

229
00:14:08,166 --> 00:14:09,166
‫آینده.

230
00:14:11,250 --> 00:14:13,333
‫چرا برگشتی؟

231
00:15:15,433 --> 00:15:17,433
‫[کبوتران سیاه]

232
00:15:17,458 --> 00:15:18,583
‫خودشه.

233
00:15:20,000 --> 00:15:22,583
‫المور فیچ.
‫به نظر نمیاد یه اسم واقعی باشه.

234
00:15:23,291 --> 00:15:24,791
‫تیرانداز ماهر سابق سرویس هوایی ویژه بوده.

235
00:15:24,875 --> 00:15:27,125
‫۴۵ قتل تأیید شده در افغانستان.

236
00:15:27,208 --> 00:15:30,250
‫سال ۲۰۱۵ به زندگی شهروندی بر می‌گرده
‫و دیگه فریلنس کار می‌کنه.

237
00:15:31,375 --> 00:15:34,875
‫- تا حالا باهاش برخورد داشتی؟
‫- نه، ولی یه چیزهایی شنیدم.

238
00:15:34,958 --> 00:15:35,833
‫مثلاً چی؟

239
00:15:35,916 --> 00:15:39,166
‫مثلاً تیرانداز ماهر سابق سرویس هوایی ویژه بوده
‫با ۴۵ قتل تأیید شده در افغانستان.

240
00:15:39,250 --> 00:15:40,125
‫از اینجور چیزها.

241
00:15:40,208 --> 00:15:43,625
‫جیسون چرا با دختر سفیر چین تماس گرفته؟

242
00:15:44,125 --> 00:15:45,125
‫نمی‌دونم.

243
00:15:45,666 --> 00:15:47,666
‫ولی اون دوتا زن قاتل توی فلتش،

244
00:15:47,750 --> 00:15:50,166
‫گفتن دنبال یه زن جوان می‌گردن.

245
00:15:51,125 --> 00:15:54,041
‫هنوزم گم شده؟
‫یعنی نمی‌تونن پیداش کنن؟

246
00:15:54,125 --> 00:15:55,125
‫درسته.

247
00:15:55,166 --> 00:15:57,750
‫باباش هم با اُوردوز مواد مُرده؟

248
00:15:57,833 --> 00:16:00,708
‫خب راستش، چینی‌ها فکر می‌کنن
‫به خاطر اُوردوز مواد نمُرده.

249
00:16:00,791 --> 00:16:02,208
‫فکر می‌کنن به قتل رسیده.

250
00:16:02,708 --> 00:16:06,500
‫سفیر چین که احتمالاً مُرده
‫و دخترش گم شده

251
00:16:06,583 --> 00:16:08,916
‫که یه خادم‌العموم
‫توی روزی که با دو نفر دیگه کشته می‌شه

252
00:16:09,000 --> 00:16:11,583
‫باهاش تماس می‌گرفته.

253
00:16:16,416 --> 00:16:19,250
‫قضیه پیچیده است، نه؟

254
00:16:19,333 --> 00:16:21,125
‫- مشروب خوردی؟
‫- چی؟

255
00:16:21,875 --> 00:16:23,583
‫دهنت بوی شراب میده.

256
00:16:23,666 --> 00:16:25,083
‫رفته بودم شام.

257
00:16:26,000 --> 00:16:27,166
‫مستی؟

258
00:16:27,250 --> 00:16:31,041
‫فکر کنم بتونم سه لیوان شراب ساوینون بلانک بخورم

259
00:16:32,166 --> 00:16:33,458
‫و بازم کارم رو انجام بدم.

260
00:16:33,541 --> 00:16:35,833
‫- ممنون.
‫- ولی واقعاً سه لیوان بوده؟

261
00:16:36,875 --> 00:16:37,875
‫چهارتا.

262
00:16:39,791 --> 00:16:41,291
‫پنج‌تا.

263
00:16:41,375 --> 00:16:43,375
‫با یه خط چیزی که فکر کردم کوکائینه،

264
00:16:43,458 --> 00:16:46,916
‫ولی کم‌کم دارم شک می‌کنم
‫که ممکنه... کتامین بوده باشه.

265
00:16:47,000 --> 00:16:50,625
‫عالی شد. حله. پس یه بطری شراب
‫و مسکن اسب.

266
00:16:50,708 --> 00:16:53,833
‫دیگه چی؟ اومدنی زیر یه پل هروئین تزریق کردی؟

267
00:16:53,916 --> 00:16:55,416
‫گوش کن، الان یه شب خیلی دلپذیر

268
00:16:55,500 --> 00:16:57,625
‫با چندتا از دوستان قدیمیم رو ول کردم

269
00:16:57,708 --> 00:16:59,916
‫که بیام و برات یه قاتل مزدور رو بکشم.

270
00:17:00,791 --> 00:17:03,208
‫پس یکم کمتر قضاوتم کن، باشه؟

271
00:17:12,750 --> 00:17:13,750
‫باشه.

272
00:17:14,833 --> 00:17:16,875
‫مردمک‌هات گشاد شدن.

273
00:17:16,958 --> 00:17:18,666
‫- حالم خوبه.
‫- به گا رفتی.

274
00:17:19,541 --> 00:17:21,041
‫همه‌مون به گا رفتیم، عزیزم.

275
00:18:11,333 --> 00:18:12,333
‫کیر توش.

276
00:18:13,500 --> 00:18:14,416
‫خب، اینجا نیستش.

277
00:18:14,500 --> 00:18:15,500
‫نه.

278
00:18:15,833 --> 00:18:17,708
‫محض رضای سگ.

279
00:18:25,625 --> 00:18:27,125
‫خب اصلاً چطوری پیداش کردی؟

280
00:18:28,000 --> 00:18:30,291
‫اثرانگشتش رو از یه پوکه‌ی گلوله برداشتم.

281
00:18:30,375 --> 00:18:32,458
‫مقابل جایی که جیسون تیر خورده بود.

282
00:18:35,625 --> 00:18:36,625
‫درسته.

283
00:18:40,583 --> 00:18:41,583
‫چیه؟

284
00:18:41,625 --> 00:18:43,791
‫نه، هیچی نیست. فقط...

285
00:18:45,625 --> 00:18:47,500
‫خب، انگار یکم سهل‌انگاریه، نه؟

286
00:18:48,125 --> 00:18:50,458
‫که یه قاتل حرفه‌ای
‫که در سرویس هوایی ویژه بوده

287
00:18:51,916 --> 00:18:56,000
‫یه پوکه‌ی گلوله با اثرانگشتش رو جا بذاره

288
00:18:56,083 --> 00:18:58,833
‫که ما رو مستقیماً به خونه‌اش برسونه؟

289
00:19:07,041 --> 00:19:08,500
‫پشمام. فرار کن! فرار کن!

290
00:19:31,166 --> 00:19:32,958
‫خدای من!

291
00:19:33,791 --> 00:19:34,791
‫کیر توش.

292
00:19:35,375 --> 00:19:36,708
‫زودباش. بریم.

293
00:19:43,000 --> 00:19:44,958
‫تقصیر من بود.

294
00:19:45,041 --> 00:19:45,958
‫نه، نبود.

295
00:19:46,041 --> 00:19:49,625
‫چرا بود. مشخص بود تله است.
‫با خودم چی فکر می‌کردم؟

296
00:19:49,708 --> 00:19:51,583
‫- چیزی نیست.
‫- چیزی هست!

297
00:19:51,666 --> 00:19:53,166
‫کیر توش. چقدر احمقم.

298
00:19:53,250 --> 00:19:54,851
‫- می‌شه یه لحظه وایسیم؟
‫- چرا؟

299
00:19:54,875 --> 00:19:58,041
‫چون وقتی از اون بالکن پرتم کردی
‫شونه‌ام رو از جا در آوردی.

300
00:19:59,208 --> 00:20:00,125
‫ریدم.

301
00:20:00,208 --> 00:20:02,000
‫کار خفنی بود.

302
00:20:02,916 --> 00:20:05,684
‫باید وقتی می‌دیدیم که دوتا انسان رو
‫توی یه روز بعد از ظهر

303
00:20:05,708 --> 00:20:06,708
‫از واژنم دادم بیرون.

304
00:20:06,750 --> 00:20:09,750
‫- برات فقط یه چهارشنبه‌ی معمولی بود، درسته؟
‫- گم شو.

305
00:20:17,666 --> 00:20:19,333
‫تمام اتاق‌ها رو بگرد.

306
00:20:19,416 --> 00:20:20,625
‫و وقتی امن بود بهم پیامک بده.

307
00:20:22,041 --> 00:20:23,041
‫باشه.

308
00:20:27,416 --> 00:20:28,666
‫خوب بخوابی، عزیزم.

309
00:22:37,166 --> 00:22:39,541
‫هیس، هیس، هیس.

310
00:22:40,125 --> 00:22:41,791
‫خانواده‌ات طبقه‌ی بالا خوابه.

311
00:22:44,250 --> 00:22:45,250
‫زنده‌ان.

312
00:22:46,125 --> 00:22:48,333
‫می‌تونن زنده بمونن. گمونم همین رو بخوای.

313
00:22:49,708 --> 00:22:52,000
‫باشه، پس بیا در این جهت کار کنیم، باشه؟

314
00:22:52,083 --> 00:22:54,583
‫من اینجام چون افرادی که براشون کار می‌کنم

315
00:22:54,666 --> 00:22:57,750
‫باور دارن ممکنه یه چیزی داشته باشی که اون‌ها می‌خوانش.

316
00:22:58,583 --> 00:23:01,041
‫همچنین باور دارن ممکنه مکان

317
00:23:01,125 --> 00:23:03,083
‫یه شخصی که دنبالشن رو بدونی.

318
00:23:03,166 --> 00:23:04,375
‫متوجهی؟

319
00:23:09,291 --> 00:23:12,833
‫وسیله‌ای که دنبالشن
‫یه دستگاه ضبط دیجیتالیه.

320
00:23:12,916 --> 00:23:15,750
‫یه دوربین فیلمبرداری کوچیک سیاهه.

321
00:23:16,333 --> 00:23:17,833
‫این دستگاه رو داری؟

322
00:23:19,916 --> 00:23:21,166
‫می‌دونی کجاست؟

323
00:23:24,291 --> 00:23:26,051
‫شاید اخیراً دست زن جوانی

324
00:23:26,125 --> 00:23:28,291
‫به نام کای‌مینگ چن بوده باشه.

325
00:23:29,000 --> 00:23:30,125
‫این زن رو می‌شناسی؟

326
00:23:34,500 --> 00:23:36,666
‫متوجهی فرق بین یه مرگ سریع و طولانی برای تو

327
00:23:36,750 --> 00:23:39,666
‫و زندگی و مرگ خانواده‌ات،

328
00:23:40,291 --> 00:23:41,851
‫اینه که چیزی که می‌خوام رو بهم بدی؟

329
00:23:42,750 --> 00:23:46,833
‫تا حالا دو بار خانواده‌ام رو تهدید به خشونت کردی.

330
00:23:48,125 --> 00:23:50,333
‫به خاطر رفاه حال خودت،

331
00:23:50,416 --> 00:23:51,750
‫واقعاً جات بودم دیگه تهدید نمی‌کردم.

332
00:23:55,166 --> 00:23:56,666
‫تو المور فیچ هستی، نه؟

333
00:23:59,666 --> 00:24:00,708
‫آره

334
00:24:02,333 --> 00:24:06,166
‫دو شب پیش توی ساوث بنک
‫یه نفر رو با تیر زدی.

335
00:24:07,500 --> 00:24:08,500
‫کشتیش.

336
00:24:09,041 --> 00:24:09,916
‫آره.

337
00:24:10,000 --> 00:24:11,708
‫قراره پشیمون بشی.

338
00:24:11,791 --> 00:24:14,875
‫- من از کشتن هر کسی پشیمون می‌شم.
‫- پس چرا انجامش میدی؟

339
00:24:15,458 --> 00:24:17,416
‫مرغ نغمه‌خوان چرا آواز می‌خونه؟

340
00:24:17,500 --> 00:24:19,083
‫حالا شاعر شدی؟

341
00:24:24,416 --> 00:24:25,458
‫از من چی می‌دونی؟

342
00:24:26,041 --> 00:24:28,833
‫هلن وب، زن سیاستمدار،
‫خودش رو توی دردسر انداخته.

343
00:24:28,916 --> 00:24:30,356
‫نگفتن می‌تونه مبارزه کنه.

344
00:24:31,708 --> 00:24:32,916
‫شاید نمی‌دونستن.

345
00:24:37,940 --> 00:24:44,940


346
00:24:56,416 --> 00:24:59,791
‫هیس...

347
00:25:03,375 --> 00:25:04,666
‫کیر توش.

348
00:25:07,916 --> 00:25:09,583
‫چرا جیسون رو کشتی؟

349
00:25:13,666 --> 00:25:14,583
‫اون فقط یه کار بود.

350
00:25:14,666 --> 00:25:16,833
‫فقط یه کار تخمی نبود. یه آدم بود.

351
00:25:16,916 --> 00:25:19,500
‫مهم بود و تو کشتیش.

352
00:25:19,583 --> 00:25:20,875
‫از من گرفتیش.

353
00:25:21,500 --> 00:25:23,860
‫- و حقش رو نداشتی.
‫- ربطی به حق نداره.

354
00:25:23,916 --> 00:25:25,791
‫- خودت می‌دونی.
‫- کی اجیرت کرده؟

355
00:25:27,375 --> 00:25:28,500
‫اوه.

356
00:25:28,583 --> 00:25:31,000
‫توی ماشین ظرف‌شویی رنده‌ی پنیر دارم.

357
00:25:32,291 --> 00:25:34,541
‫پوست‌کَن دارم. سیخ دارم. کتری دارم.

358
00:25:34,625 --> 00:25:36,000
‫مخلوط‌کن دارم.

359
00:25:36,583 --> 00:25:39,666
‫پس به خدا قسم، اگه حرف نزنی

360
00:25:39,750 --> 00:25:44,916
‫تمام تیکه‌هات رو می‌ریزم داخلش
‫و باهات اسموتی درست می‌کنم.

361
00:25:46,416 --> 00:25:49,166
‫نمی‌دونم کی اجیرم کرد که جیسون رو بکشم.

362
00:25:49,250 --> 00:25:52,708
‫فقط می‌دونم یه عکس و اسم برام فرستادن

363
00:25:52,791 --> 00:25:54,791
‫و ۲۴ ساعت زمان برای انجام دادن کار.

364
00:25:56,083 --> 00:25:57,916
‫بهم گفتن می‌تونن قیمتش رو خودم بگم.

365
00:25:59,833 --> 00:26:01,583
‫جونش چقدر برات ارزش داشت؟

366
00:26:04,250 --> 00:26:06,000
‫صد هزار پوند.

367
00:26:07,583 --> 00:26:11,041
‫قراره به خاطر جیسون
‫و تهدید کردن بچه‌هام بمیری.

368
00:26:11,583 --> 00:26:14,125
‫بعدش می‌فهمم کی اجیرت کرده،

369
00:26:14,875 --> 00:26:16,250
‫و می‌کشمش.

370
00:26:17,458 --> 00:26:19,416
‫خب، اونش به خودت مربوطه، نه؟

371
00:26:21,583 --> 00:26:22,583
‫حالا چی؟

372
00:26:24,000 --> 00:26:25,000
‫میریم توی باغچه.

373
00:26:34,791 --> 00:26:35,791
‫بازش کن.

374
00:26:45,041 --> 00:26:48,666
‫حتماً دوستت خیلی آدم خاصی بوده،
‫اگه من رو اجیر کردن.

375
00:26:50,291 --> 00:26:51,791
‫انتظارش رو نداشته.

376
00:26:53,291 --> 00:26:55,208
‫اصلاً نمی‌دونسته اتفاق افتاده.

377
00:26:58,291 --> 00:26:59,291
‫سریع انجامش بده.

378
00:28:07,458 --> 00:28:09,208
‫می‌تونم یه رازی بهت بگم؟

379
00:28:10,416 --> 00:28:11,666
‫می‌تونی هر چیزی بهم بگی.

380
00:28:13,166 --> 00:28:14,958
‫شاید بعدش دیگه مثل قبل ازم خوشت نیاد.

381
00:28:15,708 --> 00:28:16,875
‫هر چیزی.

382
00:28:32,458 --> 00:28:33,458
‫صبح بخیر ماری.

383
00:28:33,541 --> 00:28:35,166
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

384
00:28:35,250 --> 00:28:36,970
‫دیشب چی‌کار کردی؟

385
00:28:37,000 --> 00:28:38,833
‫خدای من. اون قرار نوشیدنی رو داشتم، یادته؟

386
00:28:38,916 --> 00:28:40,956
‫آره. صبح بخیر بچه‌ها. چطورید؟

387
00:28:41,000 --> 00:28:42,041
‫من رودالف گیرم اومد.

388
00:28:42,125 --> 00:28:44,685
‫می‌دونستی رودالف
‫در واقع یه گوزن رسمی نیست؟

389
00:28:44,750 --> 00:28:47,416
‫- یه شرکت اسباب‌بازی درستش کرده.
‫- چی؟

390
00:28:47,500 --> 00:28:49,916
‫- خیلی خوبه.
‫- من یه دونه‌ی برف گیرم اومد.

391
00:28:50,000 --> 00:28:52,166
‫اون یه گوزن واقعیه!

392
00:28:52,250 --> 00:28:54,958
‫هیچکدوم‌شون گوزن واقعی نیستن، عزیزدلم.

393
00:28:55,041 --> 00:28:56,458
‫فراموش کن این رو گفتم.

394
00:28:56,541 --> 00:28:58,500
‫بله. ما همه عاشق رودالف هستیم، نه؟

395
00:28:58,583 --> 00:29:00,351
‫- آره.
‫- می‌شه لطفاً صبحونه‌ات رو بخوری؟

396
00:29:00,375 --> 00:29:01,625
‫امروز چی‌کار داری؟

397
00:29:01,708 --> 00:29:04,500
‫بعداً یه مراسم یادبود باید برم.
‫خادم‌العمومی که کشته شد.

398
00:29:04,583 --> 00:29:05,708
‫- جیمز.
‫- جیسون.

399
00:29:06,416 --> 00:29:08,708
‫خدای من، آره. باید درست بگمش، درسته؟

400
00:29:08,791 --> 00:29:11,041
‫بگذریم، توی یه می‌خونه در وست‌مینستره.

401
00:29:11,125 --> 00:29:14,791
‫آدم‌های مهمی میان.
‫حتی تونستن استیون رو بیارن.

402
00:29:15,625 --> 00:29:16,833
‫- آم...
‫- بله؟

403
00:29:16,916 --> 00:29:19,875
‫یادته گفتیم که امنیت خونه رو بیشتر کنیم؟

404
00:29:19,958 --> 00:29:21,708
‫آره. با... یه نفر صحبت می‌کنم.

405
00:29:21,791 --> 00:29:23,000
‫ایده‌ی خوبیه.

406
00:29:23,083 --> 00:29:26,041
‫- خیلی کارم طول نمی‌کشه، باشه؟
‫- باشه.

407
00:29:26,125 --> 00:29:27,875
‫خداحافظ بچه‌ها. خداحافظ.

408
00:29:27,958 --> 00:29:29,625
‫- هی!
‫- ببین، گوزن شکلاتی.

409
00:29:29,708 --> 00:29:31,333
‫دیدی واقعیه. خیلی خوبه.

410
00:29:31,416 --> 00:29:33,000
‫- بهت که گفتم.
‫- دوستت دارم.

411
00:29:44,750 --> 00:29:45,583
‫الو.

412
00:29:45,666 --> 00:29:48,375
‫ساموئل، باید فوراً تو و هلن رو ببینم.

413
00:29:48,458 --> 00:29:49,458
‫دارم میام.

414
00:29:54,000 --> 00:29:55,375
‫سلام، لنی.

415
00:29:55,458 --> 00:29:56,791
‫و ویلیامز.

416
00:29:57,416 --> 00:30:00,333
‫تعجب کن چقدر غافل‌گیر شدم
‫وقتی اخبار رو شنیدم.

417
00:30:00,416 --> 00:30:02,541
‫«سم برگشته.»

418
00:30:03,125 --> 00:30:04,750
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

419
00:30:04,833 --> 00:30:07,208
‫- اینقدر بهم کره بزنی که بمیرم؟
‫- زیر میز یه اسلحه دستشه.

420
00:30:07,291 --> 00:30:08,708
‫- تو هم همینطور.
‫- منم همینطور.

421
00:30:08,791 --> 00:30:13,250
‫باشه حالا، قرار نیست وسط روز روشن
‫توی سوهو تیراندازی راه بندازیم.

422
00:30:13,333 --> 00:30:15,833
‫اومدم برانچ بزنم، محض رضای خدا!

423
00:30:17,291 --> 00:30:18,291
‫این کیه؟

424
00:30:18,375 --> 00:30:19,684
‫- النور.
‫- همکار جدیدمه.

425
00:30:19,708 --> 00:30:22,791
‫خدای من. زیاد طول نکشید.
‫مگه لیست انتظار داری؟

426
00:30:22,875 --> 00:30:26,791
‫گوش کن، هر سفر کاری شبونه‌ای بود،
‫اصرار کن اتاق هتل‌تون جدا باشه، خب؟

427
00:30:26,875 --> 00:30:29,208
‫ظاهراً خانم دست‌هاش مثل اختاپوسه.

428
00:30:29,291 --> 00:30:31,083
‫- خب چی می‌خوای؟
‫- نمی‌دونم سم.

429
00:30:31,166 --> 00:30:34,958
‫از مردی که هفت سال پیش یهو ولم کرد چی می‌خوام؟

430
00:30:35,625 --> 00:30:38,458
‫می‌تونی با یه عذرخواهی شروع کنی،
‫به یک توضیح برسی،

431
00:30:38,541 --> 00:30:40,750
‫در نهایت به تلافی کردن برسی.

432
00:30:43,958 --> 00:30:46,000
‫همکارت فقط بحث کار بود. می‌دونی دیگه.

433
00:30:46,083 --> 00:30:47,541
‫به این معنی نیست
‫که قرار نیست بکشمت.

434
00:30:47,625 --> 00:30:50,791
‫آره، ولی قتل داریم و کشتار هم داریم. می‌دونی؟

435
00:30:51,375 --> 00:30:53,708
‫اگه قصد جونم رو کنی
‫و مغزم رو بریزی بیرون، درک می‌کنم.

436
00:30:53,791 --> 00:30:56,166
‫می‌خوام مطمئن بشم که نظرت

437
00:30:56,250 --> 00:30:57,333
‫یه تسویه حساب درازمدت‌تر نباشه.

438
00:30:57,416 --> 00:31:00,333
‫وقتی بحث نظر من باشه،
‫ترجیح میدم خودم براش فکر کنم،

439
00:31:00,416 --> 00:31:01,750
‫اگه شما اذیت نمی‌شی.

440
00:31:01,833 --> 00:31:03,875
‫- می‌خوای کیرم رو قطع کنی؟
‫- فوراً نه.

441
00:31:05,791 --> 00:31:06,916
‫کی بهت گفت برگشتم؟

442
00:31:07,000 --> 00:31:09,875
‫کل این شهر توی دستمه. خودت می‌دونی، سم.

443
00:31:09,958 --> 00:31:12,333
‫فکر کردی بی‌خبر می‌مونم
‫که یکی از قاتل‌های سابقم

444
00:31:12,416 --> 00:31:14,833
‫داره توی دبلیو۱ کیری
‫صبحونه سفارش میده؟

445
00:31:15,333 --> 00:31:17,693
‫- کی برت گردوند داخل؟
‫- هیچی بهت نمیگم.

446
00:31:17,750 --> 00:31:19,041
‫واسه‌ی هیچی عذرخواهی نمی‌کنم،

447
00:31:19,125 --> 00:31:21,250
‫هیچی رو هم برات جبران نمی‌کنم.

448
00:31:21,333 --> 00:31:23,708
‫من تو دیگه ارتباطی به همدیگه نداریم.

449
00:31:23,791 --> 00:31:26,250
‫در مورد ماجرای خودمون،
‫یه لحظه بذارش کنار.

450
00:31:26,333 --> 00:31:28,208
‫باید بدونم اون شب کی اجیرتون کرد.

451
00:31:28,291 --> 00:31:30,125
‫ناشناس بود. کار فوری.

452
00:31:30,208 --> 00:31:32,541
‫- پول آسونی بود تا وقتی تو اومدی.
‫- واسه‌ی چی اونجا بودین؟

453
00:31:32,625 --> 00:31:34,958
‫- به تو مربوط نمی‌شه. تو چی؟
‫- به تو مربطو نمی‌شه.

454
00:31:35,041 --> 00:31:38,208
‫گوش کن، هر کار دیگه‌ای که داری،
‫بیخیالش شو.

455
00:31:38,291 --> 00:31:42,708
‫نباید واسه‌ی کسی دیگه کار کنی.
‫نه در لندن. نه وقتی هنوز بهم مدیونی.

456
00:31:42,791 --> 00:31:45,458
‫- چه دینی بهت دارم؟
‫- خودت می‌دونی، پسرک!

457
00:31:46,125 --> 00:31:47,208
‫هکتور نیومن.

458
00:31:54,916 --> 00:31:57,583
‫نیومدم با... هکتور نیومن سر و کله بزنم.

459
00:31:57,666 --> 00:32:00,916
‫نه، ولی ببین، دقیقاً اومدی اینجا
‫که با همین سر و کله بزنی.

460
00:32:01,000 --> 00:32:03,416
‫چون وقتی ازت خواستم
‫بهش رسیدگی نکردی.

461
00:32:03,500 --> 00:32:06,208
‫و حالا دردسر شده.
‫واسه‌ی همه دردسر شده.

462
00:32:06,291 --> 00:32:09,291
‫و همه می‌دونن من لاشی‌ای هستم
‫که یه لاشی رو فرستاد تا اون لاشی رو بکشه،

463
00:32:09,375 --> 00:32:10,375
‫و نکشتیش.

464
00:32:11,500 --> 00:32:14,750
‫اون هم یه ضربه‌ی شدید
‫به اعتبار حرفه‌ایم وارد کرد.

465
00:32:14,833 --> 00:32:17,958
‫پس حالا قراره تخصصت رو در اختیارم قرار بذاری

466
00:32:18,041 --> 00:32:20,625
‫تا وقتی حس کنم که ریدمان سابقت رو

467
00:32:20,708 --> 00:32:22,625
‫به قدر کافی جبران کردی.

468
00:32:24,125 --> 00:32:26,750
‫وگرنه این دو نفری که اینجا هستن رو میارم وسط.

469
00:32:29,208 --> 00:32:31,309
‫اون می‌خواد بکشتم
‫چه این کار رو برات بکنم یا نه.

470
00:32:31,333 --> 00:32:32,333
‫آره،

471
00:32:32,416 --> 00:32:34,833
‫ولی اجیرش نمی‌کنم که تو رو بکشه.

472
00:32:34,916 --> 00:32:38,291
‫اجیرش می‌کنم بره سراغ رفیقت مایکل.

473
00:32:38,375 --> 00:32:41,000
‫پیدا کردنش خیلی آسون بود.

474
00:32:41,083 --> 00:32:42,500
‫اون و دخترش.

475
00:32:44,666 --> 00:32:45,666
‫چی، اکسم رو میگی؟

476
00:32:46,708 --> 00:32:47,791
‫اهرم فشارت اینه؟

477
00:32:50,583 --> 00:32:52,943
‫چند ساله که ندیدمش. به یه ورمم نیست.

478
00:32:53,458 --> 00:32:54,767
‫- دروغ میگه.
‫- دروغ نمیگم.

479
00:32:54,791 --> 00:32:57,226
‫- چشم‌هات چرا می‌پره؟
‫- دهنت چرا می‌جُنبه؟

480
00:32:57,250 --> 00:33:01,208
‫کارم رو برام تموم کن
‫وگرنه این دوتا مایکل رو می‌کشن.

481
00:33:01,291 --> 00:33:02,958
‫قرار اینه.

482
00:33:03,041 --> 00:33:04,458
‫اوه.

483
00:33:06,041 --> 00:33:07,666
‫الان این شکلی شده.

484
00:33:08,500 --> 00:33:11,250
‫توی بریکستون
‫یه انباری مواد کوچیک جمع کرده.

485
00:33:11,916 --> 00:33:14,291
‫تحت محافظته. از بین ببرش.

486
00:33:14,791 --> 00:33:15,791
‫لنی، نمی‌تونم.

487
00:33:15,875 --> 00:33:16,791
‫گوش کن.

488
00:33:16,875 --> 00:33:19,125
‫چاره‌ای نداری عزیز جان.

489
00:33:20,041 --> 00:33:22,125
‫با اون فکر به خودت آرامش بده.

490
00:33:32,125 --> 00:33:36,375
‫می‌دونی، کار مؤدبانه اینه که
‫به خاطر کشتن همکارم عذرخواهی کنی.

491
00:33:36,458 --> 00:33:38,378
‫ببخشید که همکارت رو کشتم.

492
00:33:38,416 --> 00:33:40,083
‫با هم دوستیم؟

493
00:33:40,166 --> 00:33:43,333
‫نه. بازم قراره بزنم بکشمت.

494
00:33:43,416 --> 00:33:44,416
‫باشه.

495
00:34:02,750 --> 00:34:04,166
‫تف توش.

496
00:34:10,833 --> 00:34:13,916
‫...هر اطلاعاتی که بتونه در جستجو برای

497
00:34:14,000 --> 00:34:16,458
‫دختر سفیر چین مرحوم کمک کنه.

498
00:34:16,958 --> 00:34:18,666
‫کای‌مینگ چن، ۲۱ ساله،

499
00:34:18,750 --> 00:34:21,916
‫آخرین بار در ساعات اولیه‌ی صبح چهارشنبه رؤیت شده.

500
00:34:22,000 --> 00:34:25,500
‫بعد از اینکه جسد پدرش رو
‫در فلتش کشف شد.

501
00:34:26,041 --> 00:34:28,625
‫چن، که در حلقه‌های پارتی شبانه‌ی لندن معروفه،

502
00:34:28,708 --> 00:34:31,875
‫به خاطر روابط سیاسیش

503
00:34:31,958 --> 00:34:34,083
‫مورد توجه دائمی رسانه‌ها بوده...

504
00:34:34,166 --> 00:34:36,208
‫- سلام رئیس.
‫- اون دختر اون شبی.

505
00:34:36,291 --> 00:34:37,375
‫هنوز اونجاست؟

506
00:34:37,458 --> 00:34:39,333
‫آره، توی دفتر کلی‌ـه.

507
00:34:39,416 --> 00:34:41,336
‫تصویر اتاق رو برامون وصل می‌کنی؟

508
00:34:41,375 --> 00:34:42,583
‫باشه، حتماً.

509
00:34:42,666 --> 00:34:44,833
‫متخصصین نگرانن که کای‌مینگ...

510
00:34:44,916 --> 00:34:47,083
‫ببرش طبقه‌ی بالا. نذار بره.

511
00:34:47,166 --> 00:34:48,846
‫...در خطر شدید قرارش بده.

512
00:34:48,916 --> 00:34:50,416
‫- دارم میام.
‫- مشکلی نیست.

513
00:34:50,500 --> 00:34:53,833
‫...یاریک از افزایش خشونت
‫در هفته‌ی کریسمس در اطراف شهر نظر داد،

514
00:34:53,916 --> 00:34:58,083
‫و گفت به شدت نگرانه.

515
00:34:58,166 --> 00:34:59,166
‫وی افزود،

516
00:34:59,208 --> 00:35:02,875
‫«این وقت از سال باید دوران شادی و جشن باشه،

517
00:35:02,958 --> 00:35:06,291
‫ولی شاهد افزایش نگران‌کننده‌ی فعالیت‌های مجرمانه هستیم.»

518
00:35:06,916 --> 00:35:09,541
‫خب... چقدر ما خوش شانسیم؟

519
00:35:13,625 --> 00:35:15,875
‫- بگیر، رفیق.
‫- ممنون.

520
00:35:17,916 --> 00:35:20,500
‫چینی‌ها دارن درباره‌ی گزارش کالبدشکافی
‫پیگیری می‌کنن.

521
00:35:20,583 --> 00:35:22,375
‫ولی الان مشکل اصلی اون نیست.

522
00:35:22,458 --> 00:35:24,898
‫مشکل کسیه که چینی‌ها
‫به نقش داشتن متهم کردن.

523
00:35:24,958 --> 00:35:26,517
‫- متهم؟ مظنون دارن؟
‫- آره.

524
00:35:26,541 --> 00:35:28,861
‫- نمیگن کار ما بوده؟
‫- میگن کار آمریکایی‌ها بوده.

525
00:35:29,291 --> 00:35:31,916
‫- کیر توش. اون بدتره.
‫- و میگن ما لاپوشونیش کردیم.

526
00:35:32,000 --> 00:35:33,916
‫- اون که کیری بدتره.
‫- آره.

527
00:35:34,000 --> 00:35:35,291
‫آمریکایی‌ها چی میگن؟

528
00:35:35,375 --> 00:35:37,166
‫قاعدتاً با نهایت شدت انکار می‌کنن.

529
00:35:37,250 --> 00:35:40,583
‫می‌دونیم پکن قراره مدرک واقعی از چیزی ارائه کنه یا نه؟

530
00:35:40,666 --> 00:35:41,791
‫با نفسِ حبس‌شده منتظریم.

531
00:35:41,875 --> 00:35:44,250
‫خب، من عاشق اینم که نفسِ حبس‌شده منتظر بمونم.

532
00:35:44,833 --> 00:35:47,291
‫- دختره، کای‌مینگ چطور؟
‫- هنوز گم شده.

533
00:35:48,125 --> 00:35:50,458
‫گمونم باید سؤاله رو بپرسم.

534
00:35:51,708 --> 00:35:53,916
‫اگه دارن راستش رو میگن چی، بیل؟

535
00:35:55,291 --> 00:35:57,416
‫اگه آمریکایی‌ها سفیر رو کشته باشن؟

536
00:35:57,500 --> 00:35:58,500
‫اوهوم.

537
00:36:00,791 --> 00:36:02,208
‫باید یه پناهگاه بمب حفر کنیم.

538
00:36:04,708 --> 00:36:06,416
‫کریسمس کنسل می‌شه، نه؟

539
00:36:14,875 --> 00:36:16,041
‫قضیه چیه؟

540
00:36:16,125 --> 00:36:18,666
‫المور فیچ دیشب توی خونه‌ام بود.

541
00:36:18,750 --> 00:36:21,166
‫چی؟ چی‌شد؟ حال بچه‌ها خوبه؟

542
00:36:21,250 --> 00:36:23,333
‫اون مُرده. با تیر زدمش. توی کلبه‌امه.

543
00:36:24,041 --> 00:36:25,041
‫مُرده؟

544
00:36:27,083 --> 00:36:28,083
‫توی کلبه‌ات؟

545
00:36:30,208 --> 00:36:31,958
‫پس چی؟ کارمون تمومه؟

546
00:36:32,041 --> 00:36:33,416
‫نه، کارمون تموم نشده.

547
00:36:33,500 --> 00:36:36,583
‫باید افرادی که اون و بقیه‌ی آدمکش‌ها رو فرستادن رو پیدا کنیم.

548
00:36:36,666 --> 00:36:38,500
‫اگه یه نفر فرستادن، بازم می‌فرستن.

549
00:36:38,583 --> 00:36:41,791
‫خب، یه کار ناشناس بوده. یعنی فرضم اینه.

550
00:36:41,875 --> 00:36:43,541
‫پس فیچ دنبال یه دوربین بود؟

551
00:36:43,625 --> 00:36:45,166
‫آره، کنت و ویلیامز هم همینطور.

552
00:36:45,250 --> 00:36:49,166
‫پس یه فیلمی وجود داره
‫که مردم می‌خوان گیرش بیارن؟

553
00:36:49,250 --> 00:36:50,625
‫این روزها همیشه یه فیلمی هست.

554
00:36:50,708 --> 00:36:52,708
‫فیچ دنبال کای‌مینگ هم می‌گشت.

555
00:36:52,791 --> 00:36:54,500
‫راز کل این ماجرا پیش اونه.

556
00:36:54,583 --> 00:36:56,625
‫از سه نفری که اون شب به قتل رسیدن،

557
00:36:56,708 --> 00:36:59,291
‫مگی با کای‌مینگ چن دانشگاه می‌رفته.

558
00:36:59,375 --> 00:37:02,791
‫فیلیپ، در طور یه دوره‌ی دو ساله،
‫دوازده مقاله‌ی نسبتاً مزخرف

559
00:37:02,875 --> 00:37:05,750
‫درباره‌ی سبک زندگی عیاشیش برای روزنامه‌ی ویکدی نوشته.

560
00:37:05,833 --> 00:37:07,250
‫جیسون هم که خب...

561
00:37:08,125 --> 00:37:11,708
‫به جز این واقعیت که جیسون
‫قبل از مرگش پنج بار بهش زنگ زده،

562
00:37:11,791 --> 00:37:16,000
‫نمی‌تونیم هیچ ارتباط یا علتی پیدا کنیم
‫که چرا جیسون کای‌مینگ

563
00:37:16,083 --> 00:37:17,416
‫یا هر کدوم از مُرده‌ها رو می‌شناخته.

564
00:37:18,875 --> 00:37:20,416
‫پس دوباره ازت می‌پرسم، هلن.

565
00:37:21,666 --> 00:37:24,000
‫تو چیزی به جیسون گفتی که نباید می‌گفتی؟

566
00:37:24,083 --> 00:37:26,875
‫- نه.
‫- هیچوقت هم چیزی ازت نپرسید؟

567
00:37:26,958 --> 00:37:30,666
‫مثلاً چی؟ تو جاسوسی؟
‫نه به طرز عجیبی، نپرسید.

568
00:37:30,750 --> 00:37:32,916
‫ولی می‌دونی چیه؟ به جای بازجویی از من،

569
00:37:33,000 --> 00:37:35,833
‫چطوره یه کار مفید بکنی،
‫مثلاً کای‌مینگ رو پیدا کنی؟

570
00:37:42,125 --> 00:37:44,083
‫پس حالا می‌دونیم اون یه هدفه.

571
00:37:44,666 --> 00:37:47,833
‫می‌دونی که اگه کسی اون رو بکشه،
‫انعکاس خیلی ضعیفی روی تو داره.

572
00:37:47,916 --> 00:37:50,125
‫پس امیدوارم تمام توجهت روش باشه.

573
00:37:50,208 --> 00:37:53,625
‫درباره‌ی کای‌مینگ راست میگه.
‫باید پیداش کنیم و بفهمیم چی می‌دونه.

574
00:37:53,708 --> 00:37:55,708
‫آره، ولی بیا مراقب باشیم، خب؟

575
00:37:56,416 --> 00:37:58,208
‫دخترهای سفیرها من رو نگران می‌کنن.

576
00:37:58,291 --> 00:38:00,625
‫دوست دارم حادثه‌ی دیپلماتیک رخ نده.

577
00:38:00,708 --> 00:38:02,666
‫خصوصاً چون بهمون پول نمیدن.

578
00:38:02,750 --> 00:38:03,875
‫مراقب باشیم. فهمیدم.

579
00:38:04,583 --> 00:38:06,375
‫گزارش پیشرفت رو می‌فرستم.

580
00:38:07,083 --> 00:38:09,208
‫جسدی که توی کلبه‌ی هلن هست چی می‌شه؟

581
00:38:10,000 --> 00:38:12,500
‫تمیزش می‌کنم دیگه، نه؟

582
00:38:17,166 --> 00:38:18,166
‫مثل همیشه.

583
00:38:38,000 --> 00:38:40,000
‫[کای‌مینگ چن]

584
00:38:55,000 --> 00:38:58,000
‫[استیون یاریک: سؤالات محققان چینی رو
‫بسیار جدی گرفتیم]

585
00:39:15,333 --> 00:39:16,773
‫باید برم مراسم یادبود.

586
00:39:17,333 --> 00:39:19,625
‫ظاهراً حتی تونستن استیون رو بیارن.

587
00:39:27,208 --> 00:39:29,875
‫می‌دونم. خیلی غم‌انگیزه، نه؟

588
00:40:06,166 --> 00:40:07,366
‫- استیون.
‫- والاس.

589
00:40:13,416 --> 00:40:16,216
‫- واسه‌ی کریسمس آماده‌ای؟
‫- همه‌اش رو به هلن سپردم.

590
00:40:16,250 --> 00:40:18,666
‫- کاملاً هم حق داری. حالش چطوره؟
‫- آره، خوبه.

591
00:40:18,750 --> 00:40:20,226
‫- بچه‌ها چطور؟ -
‫- خوبن.

592
00:40:31,375 --> 00:40:33,375
‫تالارهای رفیع وست‌مینستر چطوره؟

593
00:40:33,916 --> 00:40:35,500
‫پُر استرس، استیون.

594
00:40:41,333 --> 00:40:43,791
‫من بالدردش بازی می‌کنم. خیلی خوبه.

595
00:40:44,750 --> 00:40:46,791
‫مال چند سال پیشه.

596
00:40:46,875 --> 00:40:50,708
‫...ماجرای سفیر ممکنه از کنترل خارج بشه.

597
00:40:50,791 --> 00:40:53,666
‫چیزی نمونده چینی‌ها به همه بگن
‫که آمریکایی‌ها توی ماجرا نقش داشتن.

598
00:40:53,750 --> 00:40:55,375
‫مدرکی ندارن.

599
00:40:55,458 --> 00:40:57,458
‫نمی‌دونیم چی دست‌شونه، درسته؟

600
00:40:57,541 --> 00:41:00,375
‫من پیگیر اون پرونده هستم و اصلاً همچنین مدرکی ندارن.

601
00:41:00,458 --> 00:41:01,333
‫حال نخست‌وزیر چطوره؟

602
00:41:01,416 --> 00:41:03,125
‫خب، اون... نگرانه.

603
00:41:03,208 --> 00:41:06,541
‫- قرار نیست وارد جنگ بشن.
‫- شاید بشن. واقعاً ممکنه.

604
00:41:06,625 --> 00:41:09,585
‫اگه واقعاً فکر کنن آمریکایی‌ها
‫سفیرشون رو کشتن، دهن‌مون سرویسه.

605
00:41:10,791 --> 00:41:12,541
‫باید از فیلیپ بری حرف بزنیم،

606
00:41:12,625 --> 00:41:14,333
‫چون باهام تماس گرفت

607
00:41:14,416 --> 00:41:17,083
‫و گفت یه گزارشی داره و یه فیلمی از تو داره.

608
00:41:17,666 --> 00:41:21,083
‫- کاش بهم می‌گفت.
‫- آره، ولی حالا مُرده، استیون.

609
00:41:22,916 --> 00:41:27,083
‫فیلیپ بری یه نویسنده‌ی دوزاری رسانه‌ای کیریه، والاس.

610
00:41:27,166 --> 00:41:30,416
‫نمی‌دونم چی داره میگه
‫یا فیلمش ممکنه چی باشه.

611
00:41:30,500 --> 00:41:34,000
‫ولی چینی‌ها میگن
‫یه جرم تخمی رو لاپوشونی کردیم.

612
00:41:34,083 --> 00:41:35,916
‫- جرمی رخ نداده.
‫- استیون.

613
00:41:36,000 --> 00:41:37,166
‫داری ازم چی می‌پرسی؟

614
00:41:37,250 --> 00:41:38,625
‫دارم چی...

615
00:41:39,583 --> 00:41:42,833
‫فیلیپ بری اومد پیشم. گفت یه گزارشی ازت داره.

616
00:41:42,916 --> 00:41:46,333
‫گفت به چین وصله و حالا افتاده مُرده.

617
00:41:47,000 --> 00:41:50,208
‫تو ربطی به مرگش داشتی؟

618
00:41:50,291 --> 00:41:54,083
‫- چیزی رو مخفی کردی؟
‫- خدای من، والاس.

619
00:41:54,166 --> 00:41:56,541
‫می‌خوام بفهمم قضیه از چه قراره.

620
00:41:56,625 --> 00:41:58,916
‫و همین و بس، والاس. داری فرض اشتباه می‌کنی.

621
00:41:59,666 --> 00:42:01,291
‫- استیون.
‫- ببین.

622
00:42:01,375 --> 00:42:03,958
‫چینی‌ها می‌تونن بابتش هر چقدر می‌خوان
‫سر و صدا کنن،

623
00:42:04,041 --> 00:42:07,125
‫ولی افسرهای من درباره‌ی مرگ سفیر چن تحقیق کردن.

624
00:42:07,625 --> 00:42:08,875
‫جرمی رخ نداده.

625
00:42:09,541 --> 00:42:12,125
‫نمی‌دونم فیلیپ بری چی می‌گفته،

626
00:42:12,208 --> 00:42:14,291
‫و از فیلمی مطلع نیستم.

627
00:42:14,833 --> 00:42:17,041
‫باید یکم استراحت کنی، والی.

628
00:42:17,708 --> 00:42:18,708
‫انگار خسته‌ای.

629
00:42:46,458 --> 00:42:48,541
‫هوم.

630
00:43:28,916 --> 00:43:30,500
‫می‌شه یه رازی رو بهت بگم؟

631
00:43:31,000 --> 00:43:32,458
‫می‌تونی هر چیزی بهم بگی.

632
00:43:32,958 --> 00:43:35,125
‫شاید بعدش مثل قبل ازم خوشت نیاد.

633
00:43:35,708 --> 00:43:36,708
‫هر چیزی که باشه.

634
00:43:38,083 --> 00:43:39,541
‫من کسی نیستم که فکر می‌کنم.

635
00:43:45,083 --> 00:43:46,083
‫پس کی هستی؟

636
00:43:50,666 --> 00:43:52,833
‫می‌دونی کبوتر سیاه چیه؟

637
00:44:11,250 --> 00:44:13,208
‫من یه داستانی‌ام که به مردم میگم.

638
00:44:33,458 --> 00:44:35,000
‫چه صحنه‌ی قشنگیه.

639
00:44:36,833 --> 00:44:38,250
‫واقعاً دل آدم رو آب می‌کنه.

640
00:44:39,125 --> 00:44:40,333
‫نصیحتت بکنم؟

641
00:44:40,958 --> 00:44:42,083
‫احساساتی نشو.

642
00:44:48,000 --> 00:44:50,458
‫فکر می‌کنی تو ممکنه یه روانی باشی، ویلیامز؟

643
00:44:50,958 --> 00:44:52,375
‫آره، گمونم ممکنه.

644
00:44:52,958 --> 00:44:54,625
‫گاهی من نگرانم که شاید باشم.

645
00:44:54,708 --> 00:44:57,583
‫روانی‌ها بیرون فلت دوست‌پسر سابق‌شون نمی‌ایستن،

646
00:44:57,666 --> 00:44:59,208
‫و مثل یه سگی که سیلی خورده
‫غم و اندوه نمی‌خورن.

647
00:45:01,333 --> 00:45:03,583
‫می‌خوام کار لنی رو انجام بدم،
‫پس می‌تونید برید خونه.

648
00:45:03,666 --> 00:45:06,708
‫نمی‌دونم والا. شاید یکم این بیرون بمونیم.

649
00:45:06,791 --> 00:45:08,541
‫آره، شب قشنگیه. آره.

650
00:45:08,625 --> 00:45:11,250
‫آره. ولی توی کار موفق باشی.

651
00:45:12,375 --> 00:45:15,291
‫آخرین باری که تو و هکتور نیومن
‫با همدیگه برخورد داشتین، برات خوب نبود،

652
00:45:15,375 --> 00:45:18,875
‫پس فقط... سعی کن نذاری درگیرت کنه.

653
00:45:40,750 --> 00:45:43,500
‫لنی، الان دارم میرم اونجا.

654
00:45:44,125 --> 00:45:46,541
‫هکتور کار قاچاق موادش رو

655
00:45:46,625 --> 00:45:48,791
‫از طبقه‌ی دوم انباریش انجام میده.

656
00:45:50,541 --> 00:45:52,000
‫محافظت داره.

657
00:45:53,458 --> 00:45:54,583
‫آماده باش.

658
00:45:57,000 --> 00:45:58,000
‫گوش کن

659
00:46:00,166 --> 00:46:02,541
‫اگه می‌خوای از عزیزانت محافظت کنی...

660
00:46:05,708 --> 00:46:09,083
‫...این کار رو برام بکن... تا بی‌حساب بشیم.

661
00:46:10,375 --> 00:46:11,750
‫وقتی تموم شد بهم زنگ بزن.

662
00:46:13,666 --> 00:46:14,666
‫و سم،

663
00:46:15,458 --> 00:46:17,916
‫این دفعه هیچ‌جوره بهم دروغ نگو.

664
00:47:25,375 --> 00:47:30,291
‫♪ تمام مردهایی که نبوسیدم ♪

665
00:47:31,291 --> 00:47:35,958
‫♪ سال آینده، فکر کنم دوبرابر بهتر باشم ♪

666
00:47:36,041 --> 00:47:41,416
‫♪ اگه لیست کریسمسم رو فراهم کنی ♪

667
00:47:42,833 --> 00:47:45,375
‫♪ بابانوئل عزیز، من... ♪

668
00:47:47,375 --> 00:47:49,375
‫♪ ...چیز زیادی نمی‌خوام ♪

669
00:47:50,958 --> 00:47:53,750
‫♪ کل سال مؤدب بودم ♪

670
00:47:53,833 --> 00:47:55,166
‫♪ بابانوئل، عزیزم ♪

671
00:47:55,250 --> 00:47:59,166
‫♪ پس امشب زودباش از شومینه بیا پایین ♪

672
00:48:04,875 --> 00:48:06,333
‫♪ بابانوئل، عزیزم ♪

673
00:48:06,875 --> 00:48:10,500
‫♪ یه چیز کوچیکی که واقعاً می‌خوامش ♪

674
00:48:10,583 --> 00:48:11,958
‫♪ سند ♪

675
00:48:13,291 --> 00:48:16,041
‫♪ یه معدن پلاتینیومه ♪

676
00:48:16,125 --> 00:48:21,458
‫♪ بابانوئل عزیزم، پس امشب سریع از شومینه بیا پایین ♪

677
00:49:19,375 --> 00:49:22,375
‫کای‌مینگ، سرنوشت تو رو به اینجا کشونده.

678
00:49:23,375 --> 00:49:24,416
‫پس حرف بزن.

679
00:49:25,166 --> 00:49:26,166
‫الان.

680
00:49:28,375 --> 00:49:30,017
‫- هکتور!
‫- دارن میان!

681
00:49:30,041 --> 00:49:31,833
‫دارن میان! اومدن!

682
00:49:31,916 --> 00:49:33,375
‫همین الان ببرش بیرون!

683
00:49:33,458 --> 00:49:36,375
‫کیر توش، کلارک‌ها اومدن!
‫باید از اینجا بریم. برو، برو، برو!

684
00:49:36,458 --> 00:49:39,000
‫برید کلاب! برید!

685
00:49:40,024 --> 00:49:56,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

686
00:49:57,791 --> 00:49:58,833
‫گه توش.

687
00:50:06,500 --> 00:50:09,166
‫♪ من پنج سالم بود و اون شش سالش ♪

688
00:50:10,500 --> 00:50:14,166
‫♪ سوار اسب‌های چوبی بودیم ♪

689
00:50:14,666 --> 00:50:18,333
‫♪ اون مشکی پوشیده بود، من سفید ♪

690
00:50:19,166 --> 00:50:22,083
‫♪ همیشه مبارزه رو می‌بُرد ♪

691
00:50:22,166 --> 00:50:24,541
‫♪ بنگ، بنگ ♪

692
00:50:26,500 --> 00:50:28,666
‫♪ بنگ، بنگ ♪

693
00:50:30,583 --> 00:50:32,583
‫♪ بنگ، بنگ ♪

694
00:50:34,416 --> 00:50:36,333
‫♪ بنگ، بنگ ♪

695
00:50:36,416 --> 00:50:41,041
‫♪ عزیزم من رو با تیر زد ♪

696
00:50:43,125 --> 00:50:45,583
‫♪ بنگ، بنگ ♪

697
00:50:47,000 --> 00:50:50,291
‫♪ بنگ، بنگ ♪

698
00:50:51,083 --> 00:50:52,333
‫♪ بنگ، بنگ ♪

699
00:50:52,416 --> 00:50:57,166
‫♪ عزیزم، عزیزم، عزیزم با تیر من رو زد ♪

