﻿1
00:00:01,600 --> 00:00:12,600
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:13,681 --> 00:00:15,557
‫نه نفر از شما یه شرط بستین.

3
00:00:15,558 --> 00:00:20,895
‫یه شرط رو خودتون که این جزیره
‫خصوصی ۱.۸ میلیون دلاری رو ببرین.

4
00:00:20,896 --> 00:00:23,064
‫شماها از بقیه جدا شدین.

5
00:00:23,065 --> 00:00:27,819
‫و حالا، اگه تو هر کدوم از بازیایی
‫که تو این جزیره برگزار میشه ببازین،

6
00:00:27,820 --> 00:00:31,740
‫سفرتون تو این برنامه تموم میشه.

7
00:00:31,741 --> 00:00:37,579
‫{\an8}اولین بازیمون ساده‌اس ولی
‫ترسناکه. قراره قایم باشک بازی کنیم.

8
00:00:37,580 --> 00:00:39,372
‫- اوه!
‫- باشه! بریم.

9
00:00:39,373 --> 00:00:44,085
‫ولی قبل از اینکه بذارم شماها قایم شین،
‫باید یه سری مهمون ویژه رو معرفی کنم.

10
00:00:47,465 --> 00:00:51,968
‫از همین حالا، اون تیم سیل‌های
‫نیروی دریایی دارن دنبال شما می‌گردن،

11
00:00:51,969 --> 00:00:54,888
‫و هر کدوم از شما رو که
‫اول بگیرن، شانسش رو برای

12
00:00:54,889 --> 00:00:57,390
‫بردن این جزیره ۱.۸ میلیون دلاری از دست میده.

13
00:00:57,391 --> 00:01:00,351
‫و کلا از «بیست گیمز» حذف میشین،

14
00:01:00,352 --> 00:01:04,022
‫پس اگه گیر بیفتین، با اون ۵ میلیون دلار
خداحافظی کنین.

15
00:01:08,194 --> 00:01:11,654
‫برای همه‌تون آرزوی موفقیت می‌کنم.
‫نمی‌دونم چرا اینجایین. برین! برین!

16
00:01:11,655 --> 00:01:14,616
‫- اونا قراره دنبالتون بگردن!
‫- وای خدای من. وای خدای من.

17
00:01:24,084 --> 00:01:27,629
‫این سیل‌های نیروی دریایی
‫احتمالا بدترین آدمای روی زمینن،

18
00:01:27,630 --> 00:01:30,882
‫و تا وقتی یکی از بازیکنا رو
‫پیدا نکنن، دست بردار نیستن.

19
00:01:30,883 --> 00:01:31,841
‫وای خدا!

20
00:01:31,842 --> 00:01:35,471
‫حتی اگه لازم باشه کل این
‫جزیره ۶۰ هکتاری رو بگردن.

21
00:01:37,348 --> 00:01:39,808
‫جیمی، فکر کنم وقتشه
‫سگ‌های جنگ رو ول بدیم، نه؟

22
00:01:39,809 --> 00:01:40,934
‫آره! ولشون کن!

23
00:01:40,935 --> 00:01:42,352
‫- بزن بریم، بچه‌ها.
‫- بزن بریم.

24
00:01:42,353 --> 00:01:46,606
‫بزن بریم. بزن بریم. بزن بریم. من
‫واقعا می‌خوام تا جایی که می‌تونم برم،

25
00:01:46,607 --> 00:01:49,901
‫که پیدا کردنم بیشتر طول بکشه.

26
00:01:52,112 --> 00:01:53,613
‫اوه، پرنده هست. حیوون هست.

27
00:01:53,614 --> 00:01:57,617
‫این بازیکنا ممکنه ترسیده به نظر برسن،
‫ولی یادتون باشه، خودشون اینو انتخاب کردن.

28
00:01:57,618 --> 00:02:00,578
‫از بین ۶۰ نفری که از
‫قسمت چهارم بالا اومدن،

29
00:02:00,579 --> 00:02:03,039
‫اکثرا به این چالش
‫اضافی «نه» گفتن.

30
00:02:03,040 --> 00:02:06,417
‫- این جزیره رو بدین به یکی دیگه.
‫- عیسی راه رو نشون میده.

31
00:02:06,418 --> 00:02:08,336
‫خب، این یه «نه» از جرمی بود.

32
00:02:08,337 --> 00:02:09,712
‫{\an8}و اگه باور کنین،

33
00:02:09,713 --> 00:02:13,091
‫{\an8}این نه بازیکن تصمیم گرفتن
‫این رقابت اضافی رو قبول کنن.

34
00:02:13,092 --> 00:02:14,551
‫{\an8}- من می‌رم براش.
‫- بزن بریم!

35
00:02:14,552 --> 00:02:15,927
‫{\an8}- بزن بریم.
‫- بزن بریم.

36
00:02:15,928 --> 00:02:18,513
‫{\an8}جاشون رو تو «بیست گیمز» به
‫خطر انداختن برای یه شانس بردن

37
00:02:18,514 --> 00:02:21,140
‫{\an8}این جزیره ۱.۸ میلیون دلاری.

38
00:02:21,141 --> 00:02:24,060
‫از این مسیر که می‌آن،
‫دنبال نشانه‌های زندگی باشین.

39
00:02:24,061 --> 00:02:26,813
‫جای پا. رد شدن آدما.

40
00:02:26,814 --> 00:02:29,315
‫خب ما تازه شروع کردیم.
‫همین الان تا زانو تو جنگلیم.

41
00:02:29,316 --> 00:02:30,775
‫- تو برو جلو، من دنبالت میام.
‫- خوبه.

42
00:02:30,776 --> 00:02:32,944
‫فکر کنم کاری که می‌خوایم
‫بکنیم اینه که یه کم فاصله بگیریم

43
00:02:32,945 --> 00:02:34,904
‫- به سمت اون طرف جزیره.
‫- باشه.

44
00:02:34,905 --> 00:02:37,156
‫می‌دونم اگه من جای شرکت‌کننده
‫بودم، همین کارو می‌کردم.

45
00:02:37,157 --> 00:02:40,285
‫- رفتن تو ذهن شرکت‌کننده.
‫- باید مثل دشمن فکر کنی.

46
00:02:40,286 --> 00:02:42,745
‫اونا دشمن شما نیستن.
‫اونا غیرنظامی‌ان.

47
00:02:42,746 --> 00:02:46,249
‫می‌تونم بگم بهترین استراتژیشون، وقتی دارن
‫شکار می‌شن، اینه که از نقطه شروع دور شن.

48
00:02:46,250 --> 00:02:48,501
‫منطقه خطر دقیقا همونجاییه
‫که ما با هلیکوپتر اومدیم.

49
00:02:48,502 --> 00:02:51,921
‫هرچی از هلیکوپتر دورتر باشن،
‫شانس بیشتری برای قایم شدن از ما دارن.

50
00:02:51,922 --> 00:02:55,091
‫{\an8}ولی بازیکن ۹۵۲
‫تصمیم گرفت ریسک کنه

51
00:02:55,092 --> 00:02:57,427
‫{\an8}و درست وسط منطقه خطر قایم شه.

52
00:02:57,428 --> 00:02:59,178
‫{\an8} من نزدیک اردوگاه اصلیم.

53
00:02:59,179 --> 00:03:01,848
‫{\an8}به این امید که سیل‌ها
‫از کنارش رد شن.

54
00:03:01,849 --> 00:03:03,057
‫هوی!

55
00:03:05,060 --> 00:03:07,437
‫بوی پیراهن آبی میاد.

56
00:03:07,438 --> 00:03:09,898
‫می‌خوام برم اون بالا، ببینم
‫می‌تونیم یه حرکتی بزنیم.

57
00:03:09,899 --> 00:03:11,774
‫- باشه.
‫- ببین، اینو می‌بینی؟

58
00:03:11,775 --> 00:03:15,987
‫یه نفر قطعا از اینجا رد شده.
‫یه رد پا هست. چیزی می‌شنوی؟

59
00:03:15,988 --> 00:03:18,072
‫می‌تونیم یه لحظه ساکت باشیم.

60
00:03:21,702 --> 00:03:25,163
‫یه رد پای دیگه اینجا.
‫پس از این طرف بریم.

61
00:03:25,164 --> 00:03:28,750
‫دنبال نشانه‌های زندگی
‫باشین. جای پا، رد شدن آدما.

62
00:03:28,751 --> 00:03:30,835
‫راستشو بگو، من اصلا
‫به دردت می‌خورم؟

63
00:03:30,836 --> 00:03:33,046
‫- نه، نه.
‫- باشه. خیلی خب. همین فکرو می‌کردم.

64
00:03:33,047 --> 00:03:36,799
‫استراتژی ۹۵۲ برای قایم
‫شدن تو منطقه خطر جواب داد.

65
00:03:36,800 --> 00:03:39,677
‫ولی حالا چندلر و سیل نیروی
‫دریاییش دارن مستقیم به سمت

66
00:03:39,678 --> 00:03:42,055
‫دو بازیکنی می‌رن که
‫هنوز جایی رو پیدا نکردن.

67
00:03:42,056 --> 00:03:45,767
‫{\an8}محاله که از اینا رد شن.

68
00:03:45,768 --> 00:03:47,602
‫{\an8}فکر کنم یه غار می‌بینم.

69
00:03:47,603 --> 00:03:50,688
‫یه جای کوچیک اون پشت هست.
‫اصلا نمی‌دونم اون پشت چیه.

70
00:03:50,689 --> 00:03:53,274
‫ممکنه عنکبوت باشه، مار باشه.

71
00:03:53,275 --> 00:03:56,486
‫ببینیم انگیزه یکی
‫چقدره که بره تو جنگل.

72
00:03:56,487 --> 00:03:58,863
‫{\an8}- فکر می‌کنی از اینجا رد شدن؟
‫- هنوز چیزی آبی ندیدم، پس...

73
00:03:58,864 --> 00:04:01,741
‫{\an8}وقتشه تا جایی که می‌شه
‫خودمو با برگ و بوته بپوشونم.

74
00:04:01,742 --> 00:04:04,994
‫{\an8}کجا، اوه کجا، ممکنه باشی؟

75
00:04:08,123 --> 00:04:10,417
‫فقط می‌خوام مطمئن شم...

76
00:04:15,297 --> 00:04:17,840
‫خواهش می‌کنم منو پیدا نکنین. خواهش می‌کنم
‫منو پیدا نکنین. خواهش می‌کنم منو پیدا نکنین.

77
00:04:17,841 --> 00:04:19,969
‫چیزی می‌بینی؟

78
00:04:21,261 --> 00:04:22,845
‫نه، هیچی اینجا نیست.

79
00:04:22,846 --> 00:04:25,640
‫ای بابا.

80
00:04:25,641 --> 00:04:28,101
‫لعنتی، اینجا هم جای
‫خیلی خوبی می‌شد.

81
00:04:28,102 --> 00:04:31,521
‫ولی حتی با چند تا خطر نزدیک، این بازیکنا کار رو

82
00:04:31,522 --> 00:04:33,147
‫برای این سیل‌های
نیروی دریایی آسون نکرده بودن.

83
00:04:33,148 --> 00:04:36,484
‫{\an8}رفتن تو گل و لای، و
‫می‌دونم این چندش‌آوره،

84
00:04:36,485 --> 00:04:39,570
‫{\an8}ولی فکر کنم اگه بتونم تا جایی
‫که می‌شه خودمو با گل بپوشونم،

85
00:04:39,571 --> 00:04:45,618
‫{\an8}یه جورایی قاطی محیط می‌شم.
‫- نقشه من اینه که یه گودال بکنم. خودمو چال کنم.

86
00:04:45,619 --> 00:04:47,662
‫{\an8}باید مراقب جای پاهام باشم.

87
00:04:47,663 --> 00:04:52,208
‫{\an8}اینجا گلیه، واسه همین دنبال درختی
‫می‌گردم که بتونم ازش بالا برم.

88
00:04:52,209 --> 00:04:53,836
‫{\an8}بیا اینجا.

89
00:04:55,004 --> 00:04:58,047
‫{\an8}خیلی دوست دارم بدونم
‫کسی رفته بالا یا نه.

90
00:04:58,048 --> 00:04:59,966
‫احتمالا می‌تونم
‫یه چیز آبی ببینم.

91
00:04:59,967 --> 00:05:04,679
‫من ۹ متر بالام. از یه درخت
‫رفتم بالا. از چندتا رفتم بالا.

92
00:05:04,680 --> 00:05:06,806
‫من نمی‌رم خونه. من نمی‌رم خونه.

93
00:05:06,807 --> 00:05:10,477
‫بوی پیراهن آبی میاد.
‫بابا، یکی اینجاست.

94
00:05:11,895 --> 00:05:14,522
‫صدای حرف میاد.

95
00:05:14,523 --> 00:05:16,733
‫- اگه کسی انقدر جرات داشت که بره…
‫- هی، شانلی.

96
00:05:16,734 --> 00:05:18,067
‫- بله قربان.
‫- تویی؟

97
00:05:18,068 --> 00:05:18,985
‫بله قربان.

98
00:05:18,986 --> 00:05:21,487
‫من الان خیلی استرس
‫دارم. نمی‌خوام پیدا شم.

99
00:05:21,488 --> 00:05:23,239
‫- شماها می‌خواین یه…
‫- بازرسی FOD انجام بدین؟

100
00:05:23,240 --> 00:05:26,451
‫بازرسی FOD، آره. ما جف رو
‫۲۵ متر به سمت ساحل اینجا داریم.

101
00:05:26,452 --> 00:05:29,787
‫{\an8}- اگه می‌خواین یه دونه اینجا انجام بدین.
‫- خوشبختانه برای ۴۵۷،

102
00:05:29,788 --> 00:05:32,248
‫{\an8}سیل‌ها تصمیم گرفتن
‫تو درختا رو نگردن.

103
00:05:32,249 --> 00:05:33,624
‫{\an8}قلبم خیلی تند می‌زنه.

104
00:05:33,625 --> 00:05:36,419
‫{\an8}ولی به جاش دور هم جمع
‫شدن برای یه استراتژی جدید.

105
00:05:36,420 --> 00:05:38,296
‫{\an8}می‌خوایم یه کاری کنیم، اسمش
‫چی بود؟ بازرسی FOD؟

106
00:05:38,297 --> 00:05:39,881
‫{\an8}بازرسی FOD، تشخیص جسم خارجی.

107
00:05:39,882 --> 00:05:43,092
‫{\an8}آره. خب اساسا، این به ما
‫اجازه می‌ده بیشترین فضا رو

108
00:05:43,093 --> 00:05:44,844
‫{\an8}و فاصله‌ای که چشمامون می‌تونه به صورت
‫جمعی پوشش بده رو به حداکثر برسونیم.

109
00:05:44,845 --> 00:05:47,346
‫خب اساسا، ما خطوط
‫دیدمون رو ترکیب می‌کنیم،

110
00:05:47,347 --> 00:05:50,475
‫با هم حرکت می‌کنیم تا منطقه
‫رو به موثرترین شکل اسکن کنیم.

111
00:05:50,476 --> 00:05:53,770
‫ما داریم یه بازرسی FOD
‫انجام می‌دیم، تشخیص چهار نفره،

112
00:05:53,771 --> 00:05:58,066
‫با فاصله ۷.۵ متر
‫از هم، راه می‌ریم.

113
00:05:58,067 --> 00:06:01,402
‫{\an8}حالا، می‌تونم یه کم از اینا رو
‫روی خودم بذارم. یه کمش معلومه.

114
00:06:01,403 --> 00:06:04,197
‫{\an8}خب ما همه‌مون تقریبا ۷.۵ متر
‫از هم فاصله خواهیم داشت، و بعد…

115
00:06:04,198 --> 00:06:06,949
‫- بله قربان.
‫- …مستقیم می‌ریم، از بین بوته‌ها رد می‌شیم.

116
00:06:06,950 --> 00:06:10,661
‫- بله قربان!
‫- ما یه بازرسی FOD تو کل این منطقه انجام می‌دیم.

117
00:06:10,662 --> 00:06:12,663
‫- باشه. همینجا؟
‫- آره. منو می‌بینی.

118
00:06:12,664 --> 00:06:15,208
‫ایان، می‌خوای یه کم به
‫اون طرف فشار بیاری؟

119
00:06:15,209 --> 00:06:16,918
‫- جواب می‌ده؟
‫- اوه، آره.

120
00:06:16,919 --> 00:06:18,795
‫{\an8}من یه کم بیشتر
‫فضا رو پوشش می‌دم.

121
00:06:18,796 --> 00:06:20,755
‫{\an8}فکر کنم فقط به بالا
‫رفتن ادامه بده، ایان.

122
00:06:20,756 --> 00:06:21,839
‫{\an8}باشه.

123
00:06:21,840 --> 00:06:27,470
‫اونا همه دور و بر منن. اونا
‫کل مدت دور و بر من بودن.

124
00:06:27,471 --> 00:06:30,807
‫و در حالی که ما درست پشت
‫سر بعضی از شرکت‌کننده‌ها بودیم،

125
00:06:30,808 --> 00:06:33,684
‫کارل و سیلش داشتن برای
‫کنار اومدن با هم، تقلا می‌کردن،

126
00:06:33,685 --> 00:06:37,355
‫- پیتر پن، بیا اینجا.
‫- اوه، اسم من کارله.

127
00:06:37,356 --> 00:06:40,483
‫- سرتو بکن اون تو. یه نگاه بنداز.
‫- فکر می‌کنی؟

128
00:06:40,484 --> 00:06:43,611
‫- هی. پیدات کردیم.
‫- فقط برو اون زیر و نگاه کن

129
00:06:43,612 --> 00:06:45,696
‫تو از اون بچه‌های «آرزو کن» هستی؟
‫(اشاره به موسسه Make-A-Wish)

130
00:06:45,697 --> 00:06:49,200
‫قول می‌دم این آرزوی من نباشه.

131
00:06:49,201 --> 00:06:52,829
‫بهتره برگردیم. احتمالا، شاید
‫دوستات کسی رو پیدا کردن.

132
00:06:52,830 --> 00:06:54,038
‫نه، هیچکس کسی رو پیدا نکرده.

133
00:06:54,039 --> 00:06:56,791
‫ما قراره اینجا محیط رو چک
‫کنیم. دوباره برمی‌گردیم تو.

134
00:06:56,792 --> 00:06:58,417
‫و غافلگیرشون می‌کنیم.

135
00:06:58,418 --> 00:07:01,087
‫شبیه کسی نیستی که تو
‫زندگیش ورزش کرده باشه.

136
00:07:03,423 --> 00:07:05,591
‫{\an8}ولی اون طرف جزیره،

137
00:07:05,592 --> 00:07:09,345
‫چندلر و سیلش داشتن به
‫موقعیت ۷۹۷ نزدیک می‌شدن.

138
00:07:09,346 --> 00:07:12,390
‫اگه من می‌خواستم یه جزیره رو ببرم،
‫یه جای خیلی دور اینجا قایم می‌شدم.

139
00:07:12,391 --> 00:07:15,268
‫{\an8}و وقتی صدای اومدنشون
‫رو شنید، دوربینش افتاد.

140
00:07:15,269 --> 00:07:16,811
‫{\an8}آخ، لعنتی!

141
00:07:16,812 --> 00:07:20,731
‫{\an8}و می‌دونه اگه تکون بخوره
‫که برش داره، پیداش می‌کنن.

142
00:07:20,732 --> 00:07:23,484
‫- یه نفر اینجا بوده.
‫- حس می‌کنم یه نفر می‌خواد اینجا باشه.

143
00:07:25,779 --> 00:07:29,532
‫{\an8}- ما داریم میایم پیدات کنیم.
‫- می‌دونیم اونجایی.

144
00:07:29,533 --> 00:07:31,659
‫می‌دونیم اونجایی.

145
00:07:31,660 --> 00:07:35,121
‫{\an8}شوخی نمی‌کنم، اگه می‌خواستی
‫این کارو بکنی، من تو این قایم می‌شدم.

146
00:07:35,122 --> 00:07:38,124
‫بهش دست بزن. شاید یه نفره.

147
00:07:43,922 --> 00:07:45,382
‫اوه، یه پیراهن آبی هست.

148
00:07:46,258 --> 00:07:48,926
‫یه پیراهن آبی می‌بینی؟
‫من تو رو می‌بینم.

149
00:07:48,927 --> 00:07:51,596
‫آخ، این همه قایم شدن واسه هیچی.

150
00:07:51,597 --> 00:07:56,267
‫هدف ساقط شد. شماره
‫۷۹۷. تکرار می‌کنم، ۷۹۷.

151
00:07:56,268 --> 00:07:59,353
‫حالا بذارین به بقیه
‫بازیکنا بگیم که اونا امنن.

152
00:08:00,814 --> 00:08:03,983
‫این صدای آژیره. این صدای
‫رد شدن ما به مرحله بعده.

153
00:08:03,984 --> 00:08:07,695
‫اونا آدم پیدا کردن. من بردم.
‫من اولین چالش رو شکست دادم.

154
00:08:07,696 --> 00:08:09,238
‫آره! آره!

155
00:08:09,239 --> 00:08:12,450
‫آخ، خیلی عالیه! آفرین دختر.

156
00:08:12,451 --> 00:08:18,664
‫۹۵۲، می‌دونی ما چطور کار می‌کنیم. نه نفر دارن
‫میان برای اون ۵ میلیون دلار و می‌گن خداحافظ.

157
00:08:18,665 --> 00:08:20,917
‫با اولین حذفمون از جزیره،

158
00:08:20,918 --> 00:08:24,545
‫۷۹۷ رسما داره با «بیست
‫گیمز» خداحافظی می‌کنه.

159
00:08:24,546 --> 00:08:27,173
‫این تجربه جالبی بود، من حتی
‫برای یه لحظه هم پشیمون نیستم

160
00:08:27,174 --> 00:08:28,841
‫که وارد این چالش شدم.

161
00:08:28,842 --> 00:08:32,637
‫۷۹۷، من پرچمت رو اینجا
‫دارم. از اونجایی که حذف شدی…

162
00:08:37,434 --> 00:08:38,684
‫حالا که پرچمت رفته،

163
00:08:38,685 --> 00:08:40,895
‫باید بری سمت قایق.

164
00:08:40,896 --> 00:08:43,940
‫و با این، حالا هشت
‫نفر از شما باقی موندین.

165
00:08:43,941 --> 00:08:46,609
‫آره!

166
00:08:46,610 --> 00:08:48,236
‫همه‌تون یه کم کثیفین،
‫خودتون رو تمیز کنین،

167
00:08:48,237 --> 00:08:50,696
‫و صبح، یه چالش
‫جالب براتون آماده کردیم.

168
00:08:50,697 --> 00:08:53,115
‫- ای بابا.
‫- یه کم بخوابین.

169
00:08:53,116 --> 00:08:55,535
‫باشه. هوو!

170
00:08:56,119 --> 00:08:59,622
‫- خداحافظ، ۷۹۷!
‫- به امید دیدار، ۷۹۷!

171
00:09:11,927 --> 00:09:14,720
‫رقابت برای این جزیره
‫خصوصی بی‌رحمانه‌اس.

172
00:09:14,721 --> 00:09:16,889
‫و اوضاع فقط قراره سخت‌تر بشه.

173
00:09:16,890 --> 00:09:19,684
‫در همین حال، تو یه جزیره
‫نزدیک، به لطف تی-موبایل،

174
00:09:19,685 --> 00:09:23,729
‫شرکت‌کننده‌ها از یه تجربه
‫تعطیلات جزیره‌ای عالی لذت بردن.

175
00:09:23,730 --> 00:09:25,731
‫ما دقیقا تو بهشتیم.

176
00:09:25,732 --> 00:09:28,567
‫به کلبه ساحلی ما خوش اومدین!

177
00:09:28,568 --> 00:09:31,821
‫بودن اینجا تو جزیره،
‫بالاخره می‌تونم ریلکس کنم.

178
00:09:31,822 --> 00:09:34,991
‫می‌تونم همین بیرون بشینم و فقط
‫به صدای برخورد موج‌ها گوش کنم.

179
00:09:34,992 --> 00:09:37,868
‫چند بار تو زندگیم پیش
‫میاد که دوباره تو یه جزیره

180
00:09:37,869 --> 00:09:40,663
‫وسط ناکجا با این
‫آدمای باحال باشم؟

181
00:09:40,664 --> 00:09:42,915
‫به اندازه‌اش نگاه کن.

182
00:09:42,916 --> 00:09:46,836
‫تا الان، بیشتر از ۹۰۰ نفر
‫از «بیست گیمز» حذف شدن،

183
00:09:46,837 --> 00:09:49,380
‫و این بازیکنا از همه
‫اونا بیشتر دووم آوردن.

184
00:09:49,381 --> 00:09:51,048
‫{\an8}و از اونجایی که
‫تی-موبایل با مشتری‌هاش

185
00:09:51,049 --> 00:09:55,052
‫{\an8}مثل آدمای خیلی مهم با «وضعیت ماژنتا» رفتار
‫می‌کنه، همین کارو با این شرکت‌کننده‌ها هم کرد.

186
00:09:55,053 --> 00:09:58,723
‫ما می‌تونیم از ساحل لذت ببریم. می‌تونیم از
‫ماساژهای فوق‌العاده‌ای که می‌گیریم لذت ببریم.

187
00:09:58,724 --> 00:10:01,392
‫فقط خوش گذرونی بوده. قطعا
‫خوشحالم که اینو انتخاب کردم

188
00:10:01,393 --> 00:10:03,602
‫و نه رقابت برای اون جزیره.

189
00:10:03,603 --> 00:10:06,147
‫من امروز خوش می‌گذرونم،
‫ولی خیلی راحت نمی‌گیرم

190
00:10:06,148 --> 00:10:08,941
‫چون می‌دونم جیمی همیشه
‫یه چیزی تو سرش داره.

191
00:10:08,942 --> 00:10:12,236
‫و بلافاصله بعد از این، ممکنه یه
‫سری حذف دسته‌جمعی داشته باشیم.

192
00:10:12,237 --> 00:10:15,114
‫در حالی که بعضی از بازیکنا از
‫این وقت استراحت لذت می‌بردن،

193
00:10:15,115 --> 00:10:17,575
‫بقیه نگران سرنوشتشون
‫تو «بیست گیمز» بودن.

194
00:10:17,576 --> 00:10:21,495
‫{\an8}این چند روز اخیر مثل یه
‫ترن هوایی احساسی بوده.

195
00:10:21,496 --> 00:10:24,915
‫من از اوج جایی که آدما
‫سکه‌هاشون رو به من هدیه می‌دادن

196
00:10:24,916 --> 00:10:27,543
‫تا منو به اینجا برسونن،
‫به یه آدم منفور تبدیل شدم.

197
00:10:27,544 --> 00:10:30,963
‫واعظ، از عیسی و مذهب

198
00:10:30,964 --> 00:10:33,049
‫برای یه جورایی دستکاری
‫کردن آدما استفاده می‌کنه.

199
00:10:33,050 --> 00:10:36,802
‫و یه هدف خیلی خیلی
‫بزرگ رو پشتم دارم.

200
00:10:36,803 --> 00:10:40,765
‫{\an8}حس و حال از شهر تا این
‫جزیره، زمین تا آسمون فرق داره.

201
00:10:40,766 --> 00:10:43,434
‫نزدیک اونجا، یه اتحاد
‫داشت درباره شایعات

202
00:10:43,435 --> 00:10:45,311
‫درباره یه زوج دیگه از
‫بازیکنا صحبت می‌کرد.

203
00:10:45,312 --> 00:10:49,398
‫{\an8}شنیدم که «حبیبی‌ها»، برادرها
‫کریم و حازم، دعوا کردن…

204
00:10:49,399 --> 00:10:52,568
‫{\an8}مثل یه دعوای الکی، مثل بازی
‫کردن، برای قانع کردن نفر سوم

205
00:10:52,569 --> 00:10:55,363
‫{\an8}که تو مکعب زیاد نمی‌شناختنش
‫که اونا با هم دعوا دارن.

206
00:10:55,364 --> 00:10:59,825
‫{\an8}دو برادر حبیبی رسما به این
‫آدم دروغ گفتن تا گولش بزنن،

207
00:10:59,826 --> 00:11:01,243
‫تا باعث بشن خودش رو دستبند بزنه.

208
00:11:01,244 --> 00:11:02,995
‫- وای.
‫- اونا خندیدن.

209
00:11:02,996 --> 00:11:05,581
‫لعنتی.

210
00:11:05,582 --> 00:11:07,333
‫و گفتن، «باورم نمی‌شه از پسش بر اومدیم.»

211
00:11:07,334 --> 00:11:09,126
‫اون قطعا یه تهدیده.

212
00:11:09,127 --> 00:11:10,795
‫در همین حال، تو اون یکی جزیره،

213
00:11:10,796 --> 00:11:13,839
‫هشت بازیکن باقی مونده یه
‫شب طولانی رو در پیش دارن.

214
00:11:19,930 --> 00:11:22,890
‫ولی برای اینکه واضح باشه، من هیچ
‫دخالتی تو این نداشتم. فقط طبیعت مادره.

215
00:11:22,891 --> 00:11:26,685
‫این دیوونه‌کننده‌ترین طوفانیه
‫که تا حالا تجربه کردم.

216
00:11:34,069 --> 00:11:36,862
‫هشت نفر از شما برای
‫این جزیره رقابت می‌کنین.

217
00:11:36,863 --> 00:11:39,240
‫{\an8}نظرتون درباره رقابت چیه؟
‫کسی اونجا شما رو می‌ترسونه؟

218
00:11:39,241 --> 00:11:40,699
‫{\an8}یا فکر می‌کنین این یه کار
‫خیلی آسون خواهد بود؟

219
00:11:40,700 --> 00:11:43,494
‫{\an8}- احتمالا جمال.
‫- فقط از ۵۱۴ می‌ترسی؟

220
00:11:43,495 --> 00:11:45,162
‫{\an8}- آره.
‫- راستش، فکر نمی‌کنم هیچکس اینجا

221
00:11:45,163 --> 00:11:48,165
‫{\an8}- رقیب خیلی جدی‌ای برای من باشه.
‫- حس می‌کنم اونا همه از تو می‌ترسن.

222
00:11:48,166 --> 00:11:50,543
‫{\an8}نه، منظورم اینه، شاید
‫تو دلشون واقعا بترسن.

223
00:11:50,544 --> 00:11:53,129
‫{\an8}فکر می‌کنی سرسخت‌ترین رقیب کیه؟

224
00:11:53,130 --> 00:11:55,631
‫{\an8}- ۵۱۴. اون رسما تو پاناما به دنیا اومده.
‫- اوه. واقعا؟

225
00:11:55,632 --> 00:11:57,675
‫{\an8}آره. اون مزیت زمین خودی رو داره.

226
00:11:57,676 --> 00:11:59,760
‫{\an8}چه حسی داره که تنها
‫زن تو جزیره باشی؟

227
00:11:59,761 --> 00:12:02,096
‫{\an8}این یه وظیفه بزرگه چون باید این
‫کارو برای خانومای دیگه انجام بدم.

228
00:12:02,097 --> 00:12:04,682
‫{\an8}- باید شکستشون بدی.
‫- گوش کن، مجبورم.

229
00:12:04,683 --> 00:12:06,351
‫{\an8}فکر می‌کنم این مسئولیت منه.

230
00:12:07,602 --> 00:12:09,270
‫برای بازی بعدی آماده‌ای؟

231
00:12:09,271 --> 00:12:11,105
‫- آره!
‫- بزن بریم!

232
00:12:11,106 --> 00:12:15,068
‫داخل اینجا یه نارگیل برای هر کدوم از
‫شما هست. هر کدوم رو که می‌خواین بردارین.

233
00:12:16,695 --> 00:12:18,988
‫- بفرمایید.
‫- ممنون (Gracias). اوه! سنگینه.

234
00:12:18,989 --> 00:12:22,158
‫دنبال من بیاین. به
‫بازی بعدی خوش اومدین.

235
00:12:22,159 --> 00:12:24,368
‫وای خدای من.

236
00:12:24,369 --> 00:12:28,080
‫روی رنگی که با
‫نارگیلتون هماهنگه وایسین.

237
00:12:28,081 --> 00:12:31,500
‫از چپ شروع می‌کنیم و به راست
‫می‌ریم. نارگیلتون رو بالا بگیرین.

238
00:12:31,501 --> 00:12:34,753
‫شماها به نوبت نارگیلتون رو
‫قل می‌دین یا پرتاب می‌کنین.

239
00:12:34,754 --> 00:12:37,673
‫سعی می‌کنین تا جایی که
‫می‌شه به خط قرمز نزدیک بشین.

240
00:12:37,674 --> 00:12:42,136
‫ولی اگه نارگیلتون به خط قرمز بخوره،
‫یا اگه اون رو از خط قرمز رد کنین،

241
00:12:42,137 --> 00:12:44,054
‫شما از «بیست گیمز» حذف می‌شین.

242
00:12:44,055 --> 00:12:46,182
‫- اوه، رفیق.
‫- وای خدای من.

243
00:12:46,183 --> 00:12:48,142
‫به جای حذف فقط یکی از شما،

244
00:12:48,143 --> 00:12:50,269
‫اگه دو تا نارگیل از
‫خط قرمز رد نشن،

245
00:12:50,270 --> 00:12:53,606
‫هر کدوم از دو تا نارگیل که از
‫خط قرمز دورتر باشن حذف می‌شن.

246
00:12:53,607 --> 00:12:55,691
‫بازی وقتی تموم
‫می‌شه که دو نفر برن.

247
00:12:55,692 --> 00:12:57,026
‫- بزن بریم.
‫- نه!

248
00:12:57,027 --> 00:12:58,360
‫باشه. خیلی خب.

249
00:12:58,361 --> 00:13:00,112
‫- این خیلی استرس‌آوره.
‫- آره.

250
00:13:00,113 --> 00:13:02,239
‫خیلی خب، ۸۹۵، نوبت توئه.

251
00:13:02,240 --> 00:13:04,366
‫باید یه پرتاب خوب داشته باشم.
‫باید یه پرتاب محکم داشته باشم

252
00:13:04,367 --> 00:13:05,826
‫و به بقیه این آدما فشار بیارم.

253
00:13:05,827 --> 00:13:08,162
‫این گرون‌ترین پرتاب
‫بولینگ تو زندگیته.

254
00:13:08,163 --> 00:13:09,371
‫اوه، خدای من.

255
00:13:09,372 --> 00:13:13,042
‫۸۹۵، ۱.۸ میلیون دلار رو خطه.

256
00:13:16,755 --> 00:13:19,965
‫اون رفت.

257
00:13:19,966 --> 00:13:22,593
‫- واو!
‫- بد نبود. اصلا بد نبود.

258
00:13:22,594 --> 00:13:24,803
‫- خوب بود.
‫- من از این خیلی راضیم.

259
00:13:24,804 --> 00:13:27,723
‫این احتمالا یه پرتاب به اندازه کافی
‫خوبه که یه جایگاه بالا رو تضمین کنه.

260
00:13:27,724 --> 00:13:28,891
‫- امیدوارم همینطور باشه.
‫- واو.

261
00:13:28,892 --> 00:13:30,184
‫وای خدای من.

262
00:13:30,185 --> 00:13:33,103
‫فکر کنم ما اینجا وضعیت
‫خوبی داریم چون آخری هستیم.

263
00:13:33,104 --> 00:13:35,481
‫شاید اصلا نوبت به ما نرسه اگه
‫اون نارگیل از خط قرمز رد شه،

264
00:13:35,482 --> 00:13:36,649
‫اونوقت ما اصلا
‫مجبور نیستیم بریم.

265
00:13:36,650 --> 00:13:39,777
‫خیلی خب، ۸۹۵، باید
‫تو این دایره قرمز وایسی.

266
00:13:39,778 --> 00:13:41,612
‫از اونجایی که تو تنها
‫کسی هستی که پرتاب کرده،

267
00:13:41,613 --> 00:13:44,657
‫از نظر فنی، نارگیل
‫تو از خط قرمز دورتره،

268
00:13:44,658 --> 00:13:47,159
‫پس از نظر فنی تو
‫در معرض حذف شدنی.

269
00:13:47,160 --> 00:13:49,203
‫خیلی خب، ۶۷۲، نوبت توئه.

270
00:13:49,204 --> 00:13:51,622
‫هر وقت آماده بودی.
‫شکست دادن اون سخته.

271
00:13:51,623 --> 00:13:54,251
‫آره.

272
00:14:06,263 --> 00:14:08,598
‫اوه، نه!

273
00:14:10,475 --> 00:14:12,977
‫اوه! برادر.

274
00:14:12,978 --> 00:14:16,439
‫- اوه، نه. اوه…
‫- اوه!

275
00:14:17,440 --> 00:14:19,900
‫- نه!
‫- فقط دومین پرتابمونه.

276
00:14:19,901 --> 00:14:22,319
‫- لعنتی!
‫- و ما همین الان یه حذف داریم.

277
00:14:22,320 --> 00:14:23,362
‫تو منو نزدیک‌تر کردی، پس…

278
00:14:23,363 --> 00:14:25,990
‫وای. باید بری تو دایره قرمز.

279
00:14:25,991 --> 00:14:28,325
‫- ۶۷۲، تو حذف شدی.
‫- من رسما بیرونم.

280
00:14:28,326 --> 00:14:29,994
‫اینجاست که استراتژی وارد می‌شه.

281
00:14:29,995 --> 00:14:32,329
‫ما همین الان یکی
‫از دو حذف رو داریم.

282
00:14:32,330 --> 00:14:35,291
‫یه احتمالی هست که یکی از اونا زیاد
‫پرتاب کنه، و تو فورا می‌ری مرحله بعد.

283
00:14:35,292 --> 00:14:38,961
‫ولی اگه تو تصادفی زیاد پرتاب کنی،
‫بازی تمومه، و اونا همه می‌رن مرحله بعد.

284
00:14:38,962 --> 00:14:41,005
‫تنها کاری که باید
‫بکنم اینه که آخر نباشم.

285
00:14:41,006 --> 00:14:45,135
‫می‌خوام به اندازه کافی نزدیک بشم، ولی
‫نه خیلی نزدیک. رد نمی‌شه، نگران نباش.

286
00:14:48,263 --> 00:14:50,431
‫باشه. خیلی خب. فکر
‫می‌کنی کافی باشه؟

287
00:14:50,432 --> 00:14:51,640
‫امیدوارم کافی باشه.

288
00:14:51,641 --> 00:14:55,936
‫پس تو الان تضمین شده به مرحله بعد
‫می‌ری مگر اینکه کسی نارگیلت رو بندازه.

289
00:14:55,937 --> 00:14:57,146
‫این کارو نکن.

290
00:14:57,147 --> 00:14:59,982
‫۵۱۴، باید بیای اینجا. تو
‫در معرض حذف شدنی.

291
00:14:59,983 --> 00:15:03,527
‫- شاید این برای من یه اشتباه باشه.
‫- ۸۹۵، چه حسی داره که به مرحله بعد می‌ری؟

292
00:15:03,528 --> 00:15:06,030
‫- اوه، حس خیلی خوبیه.
‫- تنها راهی که تو به مرحله بعد نمی‌ری

293
00:15:06,031 --> 00:15:08,574
‫اینه که اون نارگیلت رو
‫مثل تام بردی از اونجا رد کنه.

294
00:15:08,575 --> 00:15:10,159
‫اوه، پسر.

295
00:15:10,160 --> 00:15:12,244
‫هی، ۷۱۱، من فقط
‫می‌گم زیاد پرتابش نکن.

296
00:15:12,245 --> 00:15:16,624
‫وای خدای من. باشه. برای
‫برد، این دفعه می‌خوام قلش بدم.

297
00:15:22,547 --> 00:15:25,090
‫آره! آره! بزن بریم!

298
00:15:25,091 --> 00:15:28,802
‫باید بری روی سکوی سبز.
‫تو یه جا رو تضمین کردی.

299
00:15:28,803 --> 00:15:32,222
‫۵۱۴ همچنان در معرض حذف شدنه.

300
00:15:32,223 --> 00:15:34,600
‫و ۹۵۲، نفر بعدی تویی.

301
00:15:34,601 --> 00:15:38,270
‫فقط باید نارگیلت رو به خط
‫قرمز از بنفش نزدیک‌تر کنی.

302
00:15:38,271 --> 00:15:41,106
‫فکر کنم می‌خوام یه
‫چرخش کتل‌بل انجام بدم.

303
00:15:41,107 --> 00:15:42,191
‫معروف به پرتاب مادربزرگی.

304
00:15:42,192 --> 00:15:44,318
‫- بزن بریم.
‫- اوه، اوه، اوه!

305
00:15:44,319 --> 00:15:46,779
‫- وای خدای من.
‫- اوه، اوه.

306
00:15:46,780 --> 00:15:50,616
‫آره! تبریک می‌گم!
‫برو سمت سکوی سبز.

307
00:15:50,617 --> 00:15:53,243
‫تو این لحظه، پنج تا از
‫هشت شرکت‌کننده رفته بودن،

308
00:15:53,244 --> 00:15:56,288
‫و حالا نوبت ۴۱۳ بود
‫که شانسی داشته باشه.

309
00:15:56,289 --> 00:15:57,331
‫هر وقت آماده بودی، رفیق.

310
00:15:57,332 --> 00:15:59,416
‫زیاد پرتابش نکن.

311
00:16:03,254 --> 00:16:06,882
‫- اوه، وای، وای، وای!
‫- وای!

312
00:16:06,883 --> 00:16:09,386
‫امکان نداره. امکان
‫نداره. امکان نداره!

313
00:16:11,304 --> 00:16:13,722
‫- توشه!
‫- هوو!

314
00:16:13,723 --> 00:16:18,018
‫و با امن شدن ۴۱۳، یعنی
‫فقط دو شرکت‌کننده باقی موندن.

315
00:16:18,019 --> 00:16:22,398
‫خیلی خب، ۴۴۱، نفر بعدی تویی.
‫جزیره ۱.۸ میلیون دلاری رو خطه.

316
00:16:22,399 --> 00:16:23,441
‫باشه. خیلی خب.

317
00:16:27,237 --> 00:16:29,239
‫اوه! اوه!

318
00:16:32,951 --> 00:16:38,914
‫۴۴۱ الان امنه. یا ۵۱۴
‫می‌ره خونه یا ۴۵۷.

319
00:16:38,915 --> 00:16:41,626
‫- این پرتاب تصمیم می‌گیره.
‫- بزن بریم.

320
00:16:46,089 --> 00:16:47,589
‫- وایسا، وایسا.
‫- چی، وایسا، وایسا.

321
00:16:47,590 --> 00:16:48,967
‫- وایسا.
‫- از مال من دور شو! اوه!

322
00:16:52,971 --> 00:16:54,513
‫- هوو!
‫- تبریک می‌گم.

323
00:16:54,514 --> 00:16:57,015
‫- بزن بریم!
‫- تو می‌ری مرحله بعد.

324
00:16:57,016 --> 00:16:59,017
‫این خیلی ناامیدکننده‌اس. فقط…

325
00:16:59,018 --> 00:17:00,519
‫می‌دونم که می‌تونستم
‫خیلی بهتر عمل کنم

326
00:17:00,520 --> 00:17:02,563
‫اگه فقط یه کم تلاش
‫می‌کردم که نزدیک بشه.

327
00:17:02,564 --> 00:17:05,899
‫- خودتو سرزنش نکن.
‫- می‌کنم.

328
00:17:05,900 --> 00:17:10,654
‫شماها رقبای واقعی هستین. همه‌تون
‫به این «آره» گفتین. دوستتون دارم.

329
00:17:15,285 --> 00:17:20,164
‫۵۱۴ و ۶۷۲ دو تا از
‫ترسناک‌ترین رقبای جزیره بودن.

330
00:17:20,165 --> 00:17:23,250
‫و در حالی که اونا الان باید با
‫«بیست گیمز» خداحافظی کنن،

331
00:17:23,251 --> 00:17:26,379
‫نبرد برای این جزیره
‫همچنان ادامه داره.

332
00:17:34,179 --> 00:17:35,262
‫خیلی بی‌رحمانه.

333
00:17:46,399 --> 00:17:51,737
‫حالا که ۶۷۲ و ۵۱۴ حذف شدن،
‫می‌گم مستقیم بریم سراغ بازی بعدی.

334
00:17:51,738 --> 00:17:54,114
‫- آره.
‫- بزن بریم. بذار تمومش کنیم.

335
00:17:54,115 --> 00:17:56,867
‫شاید فکر می‌کردین از
‫رقبای خودتون در امان هستین،

336
00:17:56,868 --> 00:17:58,619
‫ولی من دارم اونا رو
‫وارد این نبرد می‌کنم.

337
00:17:58,620 --> 00:18:01,371
‫می‌بینین، بیرون تو آب یه
‫سوپر یاخت خیلی بزرگ هست.

338
00:18:01,372 --> 00:18:03,791
‫روش ۵۱ شرکت‌کننده دیگه هستن،

339
00:18:03,792 --> 00:18:06,084
‫و اونا یه روز عالی داشتن،
‫از اقیانوس لذت می‌بردن.

340
00:18:06,085 --> 00:18:09,296
‫ولی کارل قراره حالشون رو بگیره.

341
00:18:09,297 --> 00:18:12,132
‫سلام به همه!

342
00:18:12,133 --> 00:18:14,635
‫حذف بعدی تو جزیره
‫یه رای‌گیری خواهد بود

343
00:18:14,636 --> 00:18:17,721
‫تا مشخص بشه کی از جزیره می‌ره.

344
00:18:17,722 --> 00:18:21,683
‫- ولی این یه رای‌گیری از طرف شماها خواهد بود.
‫- نه!

345
00:18:21,684 --> 00:18:24,311
‫درسته. سرنوشت شما
‫الان تو دست اوناست،

346
00:18:24,312 --> 00:18:26,814
‫چون هر کدوم از اونا رای
‫می‌دن که دوست دارن کی رو

347
00:18:26,815 --> 00:18:28,732
‫حذف شده ببینن.

348
00:18:28,733 --> 00:18:31,527
‫و اون شخص شانس
‫جزیره رو از دست می‌ده،

349
00:18:31,528 --> 00:18:33,654
‫همینطور ۵ میلیون دلار رو.

350
00:18:33,655 --> 00:18:35,197
‫- خدا.
‫- وای خدای من.

351
00:18:35,198 --> 00:18:36,740
‫بازیکن‌های دیگه قراره رای بدن

352
00:18:36,741 --> 00:18:38,826
‫بر اساس اینکه آیا با اونا
‫ارتباط برقرار کردین یا نه.

353
00:18:38,827 --> 00:18:43,330
‫خودخواه بودین یا یه بازیکن تیمی؟
‫با اونا بی‌ادب بودین، یا مهربون؟

354
00:18:43,331 --> 00:18:45,916
‫تک‌رو بودین، یا دوست پیدا کردین؟

355
00:18:45,917 --> 00:18:49,086
‫هر تصمیمی که تو
‫این برنامه گرفتین مهمه.

356
00:18:49,087 --> 00:18:50,587
‫- لعنت.
‫- وایسا، گفتی «لعنت»؟

357
00:18:50,588 --> 00:18:54,299
‫{\an8}- آره.
‫- شماها، شماها خیلی بدجنسین. خیلی بدجنس.

358
00:18:54,300 --> 00:18:58,011
‫سخت‌ترین بخش اینه که، ما همه از
‫همه اونجا خوشمون میاد. این بی‌رحمانه‌اس.

359
00:18:58,012 --> 00:18:59,012
‫آره، خیلی بده.

360
00:18:59,013 --> 00:19:01,473
‫{\an8}- طرفدار کی هستی؟
‫- میشا. اون منو تو هلیکوپتر نجات داد.

361
00:19:01,474 --> 00:19:04,184
‫{\an8}- خیلی عالیه.
‫- من دوستای زیادی پیدا کردم.

362
00:19:04,185 --> 00:19:05,811
‫اونا قطعا بهم رای نمی‌دن.

363
00:19:05,812 --> 00:19:08,188
‫کاش مثل بقیه باهات
‫آشنا می‌شدم، ولی نشد.

364
00:19:08,189 --> 00:19:10,941
‫- به خاطر همینه که بهت رای دادم.
‫- من با همه یه جورایی خوبم،

365
00:19:10,942 --> 00:19:12,776
‫{\an8}ولی لزوما تو هیچ
‫دسته‌ای نیستم یا چیز دیگه.

366
00:19:12,777 --> 00:19:15,195
‫میا تنها دختره، پس
‫من اونو بیرون نمی‌کنم.

367
00:19:15,196 --> 00:19:17,406
‫{\an8}من و این شخص یه گذشته‌ای داریم.

368
00:19:17,407 --> 00:19:20,409
‫{\an8}ممکنه اونا بخوان منو گیر بندازن،
‫پس امیدوارم من بتونم اونا رو بیرون کنم.

369
00:19:20,410 --> 00:19:22,870
‫فکر کنم یا کمترین
‫رای رو می‌گیرم،

370
00:19:22,871 --> 00:19:25,163
‫{\an8}یا یه جوری بیشترین رای رو.

371
00:19:25,164 --> 00:19:27,708
‫{\an8}این شاید آسون‌ترین شانس برای
‫خلاص شدن از یه تهدید واقعیه.

372
00:19:27,709 --> 00:19:30,878
‫فکر می‌کنی ۹۳۰ الان تو اون
‫یاخت باشه و ازت طرفداری کنه؟

373
00:19:30,879 --> 00:19:32,921
‫۹۳۰، لطفا!

374
00:19:32,922 --> 00:19:34,674
‫برنان، تو باید موفق بشی، برنان.

375
00:19:35,508 --> 00:19:38,468
‫{\an8}متاسفم، رفیق. تو یه رقیب قوی
‫هستی. فکر می‌کنم ممکنه ببری،

376
00:19:38,469 --> 00:19:39,553
‫{\an8}پس باید بری.

377
00:19:39,554 --> 00:19:41,930
‫{\an8}خیلی از آدمای اینجا خیلی محبوبن.

378
00:19:41,931 --> 00:19:43,974
‫{\an8}حس می‌کنم من زیر رادار بودم.

379
00:19:43,975 --> 00:19:46,435
‫- من حتی اسمش رو نمی‌دونم.
‫- اسکوبان؟ اسکوبار؟

380
00:19:46,436 --> 00:19:48,687
‫ممکنه بگن، «اوه، ۴۵۷.
‫من حتی نمی‌شناسمش.»

381
00:19:48,688 --> 00:19:51,315
‫{\an8}استبان، مسئله شخصی نیست.
‫فقط زیاد خوب نمی‌شناسمت.

382
00:19:51,316 --> 00:19:54,651
‫{\an8}نه، من با کسی بد نبودم، ولی
‫بیشتر دوستام رو از دست دادم.

383
00:19:54,652 --> 00:19:57,279
‫یه گروه خوب دارم که فکر می‌کنم
‫اونجا از من طرفداری می‌کنن.

384
00:19:57,280 --> 00:20:00,073
‫می‌دونی شماره لاریک چنده؟
‫نمی‌خوام به لاریک رای بدم.

385
00:20:00,074 --> 00:20:03,702
‫{\an8}۸۹۵، فکر می‌کنم تو
‫بزرگترین تهدید فیزیکی هستی.

386
00:20:03,703 --> 00:20:07,915
‫{\an8}حس خیلی خوبی درباره
‫دوستام، و شبکه دوستاشون دارم.

387
00:20:07,916 --> 00:20:08,832
‫اون بامزه‌اس. ازش خوشم میاد.

388
00:20:08,833 --> 00:20:09,750
‫واقعا؟

389
00:20:09,751 --> 00:20:10,959
‫ولی من همه آدمای
‫دیگه رو می‌شناسم.

390
00:20:10,960 --> 00:20:11,877
‫درسته.

391
00:20:11,878 --> 00:20:14,338
‫{\an8}در نهایت، مهم نیست چی
‫بشه دردناک خواهد بود.

392
00:20:14,339 --> 00:20:16,633
‫{\an8}مثل کندن یه چسب
‫زخمه. یه نفر باید بره.

393
00:20:17,258 --> 00:20:20,469
‫رای‌ها داده شده، و ما الان
‫چشم همه شما رو می‌بندیم

394
00:20:20,470 --> 00:20:23,639
‫و بهتون یه شانس می‌دیم که
‫خودتون رو از رای آوردن نجات بدین.

395
00:20:23,640 --> 00:20:27,476
‫شما می‌تونین همین الان از این رقابت
‫انصراف بدین و برین تو یاخت پارتی بگیرین،

396
00:20:27,477 --> 00:20:32,314
‫ولی شانس بردن این جزیره خصوصی
‫۱.۸ میلیون دلاری رو از دست می‌دین.

397
00:20:32,315 --> 00:20:34,691
‫پس اگه فکر می‌کنین شما کسی
‫هستین که بیشترین رای رو آورده،

398
00:20:34,692 --> 00:20:37,152
‫اگه جای شما بودم
‫دستم رو بالا می‌بردم.

399
00:20:37,153 --> 00:20:38,904
‫اوه! نگران‌کننده.

400
00:20:38,905 --> 00:20:42,532
‫کارل الان رای‌ها رو داره، و شما تا
‫رسیدن اون فرصت دارین تصمیم بگیرین.

401
00:20:42,533 --> 00:20:49,248
‫سه. دو. یک. برو!

402
00:20:53,628 --> 00:20:57,881
‫من به استرسی که شما
‫الان دارین حسادت نمی‌کنم.

403
00:20:57,882 --> 00:21:00,635
‫این خیلی سخت خواهد بود.

404
00:21:02,095 --> 00:21:03,721
‫کارل داره با تصمیمشون می‌رسه.

405
00:21:04,222 --> 00:21:07,725
‫این آخرین شانس شما برای رفتنه اگه
‫فکر می‌کنین بیشترین رای رو آوردین.

406
00:21:11,062 --> 00:21:12,396
‫- وای خدای من!
‫- هیچکس دستش رو بالا نبرد.

407
00:21:12,397 --> 00:21:14,231
‫- رفیق!
‫- هیچکس دستش رو بالا نبرد. باشه.

408
00:21:14,232 --> 00:21:16,274
‫بچه‌ها، این دیوونه‌کننده بود.

409
00:21:16,275 --> 00:21:20,153
‫- یعنی چی - کارل! بدو.
‫- کارل!

410
00:21:20,154 --> 00:21:21,780
‫ممنون، کارل.

411
00:21:21,781 --> 00:21:24,074
‫- بفرمایید.
‫- هر ۵۱ شرکت‌کننده رای دادن؟

412
00:21:24,075 --> 00:21:26,284
‫- بله.
‫- وای خدای من.

413
00:21:26,285 --> 00:21:27,661
‫دارم می‌لرزم.

414
00:21:27,662 --> 00:21:30,247
‫اولین شرکت‌کننده‌ای که
‫از حذف نجات پیدا کرد

415
00:21:30,248 --> 00:21:34,835
‫- با کمترین میزان رای ۴۱۳ هست.
‫- هوو!

416
00:21:34,836 --> 00:21:38,880
‫۹۵۲ و ۴۵۷.

417
00:21:43,886 --> 00:21:49,725
‫- نفر بعدی که امنه ۷۱۱ هست.
‫- آره! بزن بریم.

418
00:21:49,726 --> 00:21:52,894
‫تو زنده می‌مونی تا یه روز دیگه
‫بجنگی. تو ذهن شماها چی می‌گذره؟

419
00:21:52,895 --> 00:21:54,646
‫- این یه راه مزخرف برای رفتن می‌شد.
‫- آره.

420
00:21:54,647 --> 00:21:58,066
‫آره. هیچکدوم از شما از
‫برنگشتن به یاخت پشیمون نیستین؟

421
00:21:58,067 --> 00:22:01,403
‫- بهت خبر می‌دم.
‫- نه، پشیمون نیستم.

422
00:22:01,404 --> 00:22:05,240
‫من پرچم هر دوشون رو اینجا دارم.
‫فقط می‌خوام بهتون نشون بدم کی باخت.

423
00:22:05,241 --> 00:22:09,036
‫بازنده‌ی این جزیره خصوصی
‫و کسی که به خونه برمی‌گرده…

424
00:22:22,550 --> 00:22:24,676
‫- واو.
‫- تو امنی، ۴۴۱.

425
00:22:24,677 --> 00:22:26,803
‫- اوه، واو، واو، واو.
‫- تو ده رای آوردی.

426
00:22:26,804 --> 00:22:30,098
‫- ۸۹۵ هفده رای آورد.
‫- ای بابا.

427
00:22:30,099 --> 00:22:32,809
‫۸۹۵، تو حذف شدی.

428
00:22:32,810 --> 00:22:35,145
‫- این خیلی بده.
‫- واقعا بده.

429
00:22:35,146 --> 00:22:38,940
‫فکر می‌کردم چند نفر بیشتر از من طرفداری
‫کنن، ولی من یه جورایی با خودم بودم.

430
00:22:38,941 --> 00:22:42,110
‫- باید بری سمت بارج.
‫- زنم منو می‌کشه.

431
00:22:42,111 --> 00:22:44,488
‫- چرا؟
‫- چون با هیچی برنگشتم خونه.

432
00:22:44,489 --> 00:22:45,781
‫- نه، بابا.
‫- آره.

433
00:22:45,782 --> 00:22:48,116
‫و اگرچه اونا دارن
‫با هم رقابت می‌کنن،

434
00:22:48,117 --> 00:22:50,619
‫یه چیزی درباره
‫این حذف متفاوت بود.

435
00:22:50,620 --> 00:22:52,913
‫من اون رو ندیدم که
‫بیاد. اون رو ندیدم که بیاد.

436
00:22:52,914 --> 00:22:55,582
‫لاریک. اون هیچ کار اشتباهی
‫نکرد. اون آدم خیلی خوبی بود.

437
00:22:55,583 --> 00:22:58,251
‫اون فقط خیلی اجتماعی نبود. و
‫این یه راه وحشتناک برای رفتنه.

438
00:23:03,257 --> 00:23:04,800
‫- لاریک!
‫- دوستت داریم، لاریک.

439
00:23:04,801 --> 00:23:07,761
‫{\an8}من به، اوم، لاریک رای دادم.
‫حس و حال اطراف اردوگاه

440
00:23:07,762 --> 00:23:09,888
‫{\an8}اینه که خیلی از آدما
‫نمی‌خواستن لاریک بره.

441
00:23:09,889 --> 00:23:11,349
‫{\an8}پس باید رایم رو یه
‫کم مخفی نگه دارم.

442
00:23:20,525 --> 00:23:25,028
‫و حالا، شماها تو
‫پنج نفر برتر هستین.

443
00:23:25,029 --> 00:23:26,781
‫بریم سراغ بازی بعدی.

444
00:23:32,453 --> 00:23:35,872
‫به بازی بعدیمون خوش
‫اومدین. شرکت‌کننده‌ها رو بیارین.

445
00:23:35,873 --> 00:23:40,127
‫این بعدی شاید مورد علاقه
‫من باشه. بیاین تو. بیاین تو.

446
00:23:40,128 --> 00:23:41,628
‫اوه، مرد.

447
00:23:46,467 --> 00:23:48,302
‫باید شماها روی یه
‫رهبر توافق کنین.

448
00:23:53,641 --> 00:23:55,225
‫همین، این تمام چیزیه
‫که به ما می‌گی؟

449
00:23:55,226 --> 00:23:58,103
‫تا وقتی یه رهبر انتخاب نکنین،
‫نمی‌تونم چیز دیگه‌ای بهتون بگم.

450
00:23:58,104 --> 00:24:01,940
‫- وای خدای من.
‫- من خوشحال می‌شم رهبری کنم.

451
00:24:01,941 --> 00:24:03,775
‫منم خوشحال می‌شم رهبری کنم.

452
00:24:03,776 --> 00:24:06,528
‫فکر می‌کنم من بیشترین
‫تجربه زندگی رو دارم، پس…

453
00:24:06,529 --> 00:24:10,073
‫پس تو هم می‌خوای خودت رو به عنوان
‫کاپیتان معرفی کنی، این چیزیه که می‌گی؟

454
00:24:10,074 --> 00:24:11,992
‫- آره.
‫- باشه، پس ما سه نفر داریم که…

455
00:24:11,993 --> 00:24:13,910
‫منم می‌خوام کاپیتان باشم.

456
00:24:13,911 --> 00:24:16,538
‫ما چهار نفر داریم. ولی
‫تو نمی‌خوای کاپیتان باشی.

457
00:24:16,539 --> 00:24:18,456
‫پس شاید باید انتخاب کنی
‫که می‌خوای کی کاپیتان باشه.

458
00:24:18,457 --> 00:24:21,459
‫- فکر می‌کنم این منصفانه‌ترینه.
‫- به نظر میاد اونا می‌خوان تو انتخاب کنی.

459
00:24:21,460 --> 00:24:25,422
‫من… ۴۴۱ رو انتخاب می‌کنم.

460
00:24:25,423 --> 00:24:28,341
‫خیلی خب، ۴۴۱، بیا اینجا.

461
00:24:28,342 --> 00:24:32,304
‫کاری که می‌خوایم انجام بدیم اینه، یه
‫لحظه دیگه هر چهار نفرتون می‌رین.

462
00:24:32,305 --> 00:24:34,973
‫وقتی می‌رین، کاپیتان
‫تیمی که انتخاب کردین

463
00:24:34,974 --> 00:24:38,768
‫یا یه تیک یا یه «ضربدر»
‫داخل اون جعبه‌ها می‌ذاره.

464
00:24:38,769 --> 00:24:43,356
‫اون بعد شما رو یکی یکی
‫برمی‌گردونه، به هر ترتیبی که بخواد.

465
00:24:43,357 --> 00:24:46,067
‫شما بعد یه جعبه انتخاب می‌کنین.
‫اگه یه تیک بگیرین، می‌رین مرحله بعد،

466
00:24:46,068 --> 00:24:48,570
‫و اگه اون یه «ضربدر»
‫رو بگیرین، حذف می‌شین.

467
00:24:48,571 --> 00:24:51,406
‫و در آخر، ما نشون می‌دیم
‫که تو جعبه همه چی هست.

468
00:24:51,407 --> 00:24:54,075
‫اگه ازت متنفر باشه، می‌تونه
‫دروغ بگه و بگه «ضربدر» رو

469
00:24:54,076 --> 00:24:57,746
‫تو اون جعبه گذاشته یا می‌تونه حقیقت
‫رو بهت بگه و کمکت کنه یه تیک بگیری.

470
00:24:57,747 --> 00:24:58,914
‫واو.

471
00:24:58,915 --> 00:25:01,250
‫امیدوارم شماها از انتخاب
‫کاپیتانتون راضی باشین.

472
00:25:02,376 --> 00:25:05,295
‫میا، خیلی قانع به نظر نمی‌رسی.

473
00:25:05,296 --> 00:25:08,590
‫- نظرت چیه؟
‫- هیچی. این نظر منه.

474
00:25:08,591 --> 00:25:11,259
‫باشه. نمی‌دونم چطور اونو بخونم.

475
00:25:11,260 --> 00:25:13,845
‫فکر می‌کنی من باید کار متفاوتی
‫به عنوان یه رهبر انجام بدم؟

476
00:25:13,846 --> 00:25:16,974
‫تو رهبری، پس این انتخاب
‫توئه که می‌خوای چیکار کنی.

477
00:25:18,768 --> 00:25:20,310
‫خیلی خب. همه‌تون برین بیرون.

478
00:25:20,311 --> 00:25:23,480
‫یه کم دیگه می‌بینمتون در حالی که
‫اون سرنوشتتون رو تعیین می‌کنه.

479
00:25:23,481 --> 00:25:25,065
‫این یه بازی مریضه.

480
00:25:25,066 --> 00:25:27,609
‫اگه منظورت از
‫مریض، عالیه، پس موافقم.

481
00:25:27,610 --> 00:25:30,320
‫مرد، پس سوال واقعی
‫اینه، وقتی ما می‌ریم اونجا،

482
00:25:30,321 --> 00:25:33,365
‫- به چیزی که کاپیتانمون می‌گه اعتماد می‌کنیم؟
‫- مطلقا، مطلقا نه.

483
00:25:33,366 --> 00:25:35,533
‫من اونو نمی‌شناسم. چرا باید به
‫کسی که نمی‌شناسم اعتماد کنم؟

484
00:25:35,534 --> 00:25:37,619
‫ما با جعبه شماره
‫یک شروع می‌کنیم.

485
00:25:43,084 --> 00:25:45,293
‫می‌خوای چی تو جعبه اول بذاری؟

486
00:25:45,294 --> 00:25:47,712
‫فکر کردم از بین همه
‫اون قراره کسی باشه

487
00:25:47,713 --> 00:25:49,465
‫که انتخاب نمی‌شه.

488
00:25:49,966 --> 00:25:53,386
‫می‌خوای چی تو جعبه
‫دوم بذاری؟ خیلی خب.

489
00:25:54,929 --> 00:25:57,347
‫ما اونو نمی‌شناسیم. نمی‌دونم شماها
‫چطور این رهبر رو انتخاب کردین.

490
00:25:57,348 --> 00:25:59,641
‫اون تقریبا با رای‌گیری
‫حذف شده بود.

491
00:25:59,642 --> 00:26:01,851
‫متاسفانه، من نتونستم
‫اونو خوب بشناسم، پس…

492
00:26:01,852 --> 00:26:02,811
‫خیلی متاسفم.

493
00:26:02,812 --> 00:26:04,312
‫- متاسفم.
‫- یه نفر باید بره.

494
00:26:04,313 --> 00:26:06,106
‫من واقعا از رقابت
‫با تو متنفر خواهم بود.

495
00:26:06,107 --> 00:26:09,651
‫آره. از همین الان رسما
‫منفورترین آدم اینجام.

496
00:26:09,652 --> 00:26:12,779
‫خوشحالم که کاپیتانم. حس
‫می‌کنم کنترل رو دستم دارم.

497
00:26:12,780 --> 00:26:18,577
‫سعی می‌کنم آدما رو طوری دستکاری کنم
‫که از این بازی برن. خیلی متاسفم، مامان.

498
00:26:19,120 --> 00:26:21,246
‫خیلی خب.

499
00:26:21,247 --> 00:26:25,834
‫جعبه‌ها الان مهر و موم شدن.
‫کدوم شرکت‌کننده رو اول می‌خوای؟

500
00:26:25,835 --> 00:26:28,670
‫- ۴۵۷.
‫- ۴۵۷ رو بیارین!

501
00:26:28,671 --> 00:26:30,547
‫۴۵۷، تو اول می‌ری، پسر بزرگ.

502
00:26:30,548 --> 00:26:33,049
‫وقتشه. بذار بازی‌ها شروع بشه.

503
00:26:33,050 --> 00:26:34,676
‫- چخبر؟
‫- چطوری؟

504
00:26:34,677 --> 00:26:39,139
‫۴۵۷ دلیلیه که تو کاپیتان
‫شدی. می‌خوای جبران کنی؟

505
00:26:39,140 --> 00:26:41,474
‫قطعا جبران خواهم کرد.

506
00:26:41,475 --> 00:26:45,478
‫- می‌خوام ۴۱۳ رو هدف قرار بدم.
‫- باشه.

507
00:26:45,479 --> 00:26:50,108
‫و همینطور ۷۱۱. دوست دارم هر کدوم
‫از اونا رو ببینم که دارن می‌رن خونه.

508
00:26:50,109 --> 00:26:55,071
‫اوم، من جعبه شماره یک رو انتخاب
‫می‌کنم. فقط می‌خوام بدونم که امنم یا نه.

509
00:26:55,072 --> 00:26:57,198
‫- تو امنی.
‫- باشه.

510
00:26:57,199 --> 00:26:59,868
‫- فکر می‌کنی داره راستش رو بهت می‌گه؟
‫- آره، فکر می‌کنم.

511
00:26:59,869 --> 00:27:01,411
‫به خاطر همینه که اونو به
‫عنوان کاپیتان انتخاب کردم.

512
00:27:01,412 --> 00:27:05,915
‫خیلی خب. اون جعبه شماره یک رو انتخاب کرده.
‫چقدر دیوونه‌کننده می‌شه اگه دروغ گفته باشه؟

513
00:27:05,916 --> 00:27:09,044
‫- ممکنه تو ذهنش جشن گرفته باشه.
‫- فکر کنم فقط زمان مشخص می‌کنه.

514
00:27:09,045 --> 00:27:11,880
‫و برای اینکه این رو حتی بیشتر
‫نگران‌کننده و سرگرم‌کننده کنیم،

515
00:27:11,881 --> 00:27:13,882
‫من یه مهمون ویژه دارم.

516
00:27:13,883 --> 00:27:18,470
‫یه استاد فریب و بازی‌های ذهنی، که
‫به غیرقابل پیش‌بینی بودنش معروفه.

517
00:27:18,471 --> 00:27:21,139
‫و امروز، اون اینجاست
‫تا ریسک رو بالا ببره.

518
00:27:21,140 --> 00:27:25,310
‫شما اونو می‌شناسین، ازش
‫می‌ترسین. بیارینش بیرون!

519
00:27:25,311 --> 00:27:28,271
‫{\an8}

520
00:27:28,272 --> 00:27:30,231
‫{\an8}- خوبی؟
‫- لیل یاختی.

521
00:27:30,232 --> 00:27:31,192
‫{\an8}خیلی خب.

522
00:27:32,234 --> 00:27:34,152
‫- اون نمی‌دونه کدوم «ضربدر» داره.
‫- خیلی خب.

523
00:27:34,153 --> 00:27:36,364
‫- پس…
‫- یا اینکه چی داره می‌گذره.

524
00:27:41,077 --> 00:27:43,953
‫شرکت‌کننده بعدی
‫رو بیارین. بیا تو.

525
00:27:43,954 --> 00:27:45,705
‫هی، هی. چخبر؟

526
00:27:45,706 --> 00:27:47,540
‫- اوه، هی. هی. چطوری؟
‫- سلام. خوبم.

527
00:27:47,541 --> 00:27:49,751
‫- خوب، خوب، خوب.
‫- اوم، لیل یاختیه.

528
00:27:49,752 --> 00:27:51,503
‫نمی‌دونم تا حالا
‫آهنگاش رو شنیدی یا نه.

529
00:27:51,504 --> 00:27:53,963
‫- هی. چطوری؟
‫- سلام. زنده‌ام.

530
00:27:53,964 --> 00:27:57,217
‫خیلی خب. اون تو رو بعدی
‫انتخاب کرد. خوش بگذره.

531
00:27:57,218 --> 00:27:58,802
‫می‌خوای اول چیزی بگی؟

532
00:27:59,804 --> 00:28:00,804
‫- چون…
‫- تو رهبری.

533
00:28:00,805 --> 00:28:04,432
‫باشه. وقتی من به عنوان رهبر
‫انتخاب شدم، تو زیاد بهم اعتماد نداشتی،

534
00:28:04,433 --> 00:28:07,769
‫- برای همین فقط می‌خواستم یه جورایی حرفات رو بشنوم.
‫- شروع سختیه.

535
00:28:07,770 --> 00:28:11,189
‫من فقط تعجب کردم که
‫تو به من به عنوان یه…

536
00:28:11,190 --> 00:28:13,858
‫- چرا باید اعتماد می‌کردم؟
‫- باشه، این منصفانه‌اس.

537
00:28:13,859 --> 00:28:16,277
‫- یکی تیک داره؟
‫- یکی تیک داره؟

538
00:28:16,278 --> 00:28:17,196
‫بله.

539
00:28:18,906 --> 00:28:21,199
‫من این اطلاعات رو
‫پیش خودم نگه می‌دارم.

540
00:28:21,200 --> 00:28:23,076
‫چرا حاضر نبودی فقط بهم بگی؟

541
00:28:23,077 --> 00:28:24,577
‫نمی‌دونم. من نگرانم.

542
00:28:24,578 --> 00:28:26,079
‫وقتی صادق باشی،
‫لازم نیست نگران باشی.

543
00:28:26,080 --> 00:28:27,956
‫- خیلی خب حالا.
‫- من باور دارم که تو باید اینجا باشی.

544
00:28:27,957 --> 00:28:31,084
‫پس می‌خوام تو رو به جعبه
‫بدون «ضربدر» هدایت کنم.

545
00:28:31,085 --> 00:28:34,003
‫من به خدا و خودم اعتماد می‌کنم،
‫و برات آرزوی موفقیت دارم.

546
00:28:34,004 --> 00:28:35,964
‫پس تو فقط می‌خوای
‫نادیده‌اش بگیری و انتخاب کنی.

547
00:28:35,965 --> 00:28:39,092
‫- باشه.
‫- خیلی خب. اون رو پنج قفل کرده.

548
00:28:39,093 --> 00:28:40,468
‫چه حسی داری؟

549
00:28:40,469 --> 00:28:45,598
‫الان حس می‌کنم واقعا بهم
‫حمله شده و حالم خیلی بده.

550
00:28:45,599 --> 00:28:47,559
‫- داره خیلی جدی می‌شه.
‫- یاختی، تو نصیحتی براش داری؟

551
00:28:47,560 --> 00:28:49,687
‫- آره. منظورم اینه، به نظر خیلی سخت میاد.
‫- آره.

552
00:28:52,523 --> 00:28:57,193
‫- تو نصیحتی داری؟ یاختی؟
‫- اوه، نصیحت؟ نه، من هیچ نصیحتی ندارم.

553
00:28:57,194 --> 00:28:58,903
‫نه، نه، ندارم.

554
00:28:58,904 --> 00:29:00,238
‫اگه آماده‌ای می‌تونیم
‫نفر بعدی رو بیاریم.

555
00:29:00,239 --> 00:29:04,242
‫- می‌خوام ۴۱۳ رو بیارم.
‫- با من بیا، پسرم.

556
00:29:04,243 --> 00:29:06,494
‫وای خدای من.

557
00:29:06,495 --> 00:29:09,080
‫- اوه.
‫- خیلی خب.

558
00:29:09,081 --> 00:29:11,374
‫- چه حسی داری؟ خوبی؟
‫- خوبم. آره.

559
00:29:11,375 --> 00:29:13,793
‫- می‌خوای چیزی بگی؟
‫- نه. تو می‌خوای چیزی بگی؟

560
00:29:13,794 --> 00:29:15,211
‫- آره، حتما.
‫- یه کم تنش اونجاست.

561
00:29:15,212 --> 00:29:16,671
‫خب، شماها یه کم با همدیگه سردین.

562
00:29:16,672 --> 00:29:18,631
‫- اون جواب‌ها رو می‌دونه.
‫- باشه.

563
00:29:18,632 --> 00:29:21,092
‫من جواب‌ها رو می‌دونم. پس…

564
00:29:21,093 --> 00:29:25,847
‫من نمی‌خوام تو رو
‫مستقیما به یه تیک هدایت کنم.

565
00:29:25,848 --> 00:29:28,266
‫- پس کدوم رو انتخاب می‌کنی؟
‫- من کدوم رو انتخاب می‌کنم؟

566
00:29:28,267 --> 00:29:29,976
‫- بله.
‫- من پایین رو نگاه می‌کنم.

567
00:29:29,977 --> 00:29:33,730
‫چون من بهت نمی‌دم - من نمی‌خوام
‫راهنماییت کنم. راهنمایی نمی‌کنم.

568
00:29:33,731 --> 00:29:35,190
‫به کی بیشتر از همه
‫اونجا اعتماد داری؟

569
00:29:35,191 --> 00:29:40,236
‫من به همون اندازه به همه
‫بیشتر از کاپیتان اعتماد داشتم.

570
00:29:40,237 --> 00:29:41,529
‫- واقعا؟
‫- آره.

571
00:29:41,530 --> 00:29:43,740
‫اوه، اون داره سعی
‫می‌کنه واکنش تو رو ببینه

572
00:29:43,741 --> 00:29:46,075
‫وقتی جلوی یه جعبه می‌ره.

573
00:29:49,622 --> 00:29:52,540
‫- حتی یه پلک هم نزد.
‫- وای خدای من. دارم بالا میارم.

574
00:29:52,541 --> 00:29:55,668
‫- جعبه شماره دو رو انتخاب می‌کنم.
‫- شماره دو.

575
00:29:55,669 --> 00:29:58,214
‫آخری. و بعد چیزی
‫که مونده رو می‌گیری.

576
00:30:00,925 --> 00:30:04,052
‫۷۱۱، تو دو تا جعبه
‫برای انتخاب داری.

577
00:30:04,053 --> 00:30:05,345
‫چرا لیل یاختی اینجاست؟

578
00:30:05,346 --> 00:30:07,388
‫{\an8}اوه، راستی، من
‫لیل یاختی رو آوردم.

579
00:30:07,389 --> 00:30:11,476
‫باید چیکار کنم؟ اوه، واو. سه و چهار.
‫آیا «ضربدر» تا حالا انتخاب شده؟

580
00:30:11,477 --> 00:30:13,062
‫«ضربدر» انتخاب شده.

581
00:30:14,772 --> 00:30:17,690
‫- شماها حرفش رو باور می‌کنین؟
‫- راستش، نمی‌دونم.

582
00:30:17,691 --> 00:30:21,110
‫نمی‌دونی؟
‫سه یا چار.

583
00:30:21,111 --> 00:30:23,154
‫تو سه بود.

584
00:30:23,155 --> 00:30:25,615
‫یه احتمالی هس که اصلاً تکونش نداده باشی،

585
00:30:25,616 --> 00:30:28,577
‫واسه همین فک کنم شماره سه رو بردارم.

586
00:30:29,537 --> 00:30:31,371
‫خیله خب، جلوش وایسا و قفلش کن.

587
00:30:31,372 --> 00:30:35,458
‫- من سه رو قفل می‌کنم.
‫- یعنی تو جعبه شماره چهار رو می‌گیری.

588
00:30:35,459 --> 00:30:40,380
‫خیلی خب، بذار ببینیم تو یک
‫چیه. ۴۵۷، بهت دروغ گفت؟

589
00:30:40,381 --> 00:30:42,799
‫نه، فکر نمی‌کنم بهم دروغ
‫گفته باشه. بهش اعتماد دارم.

590
00:30:42,800 --> 00:30:44,592
‫خیلی خب، اون اهرم رو بکش.

591
00:30:53,143 --> 00:30:58,356
‫تو امنی. خیلی خب، بذار جعبه
‫شماره پنج رو باز کنیم. برو جلو.

592
00:31:05,364 --> 00:31:07,407
‫تو هم امنی.

593
00:31:07,408 --> 00:31:09,325
‫- تبریک می‌گم.
‫- چه حسی داری؟

594
00:31:09,326 --> 00:31:11,077
‫- حس خوبی دارم.
‫- این آروم‌ترین…

595
00:31:11,078 --> 00:31:13,871
‫- آروم.
‫- اون همین الان به چهار نفر برتر برای یه جزیره رسید.

596
00:31:13,872 --> 00:31:17,792
‫- و اون می‌گه، «حس خوبی دارم.»
‫- متاسفم! باشه، حس خوبی دارم!

597
00:31:17,793 --> 00:31:21,379
‫خیلی خب. جعبه شماره چهار.
‫داخل اینجا چیه؟ تو اونجا گذاشتیش.

598
00:31:21,380 --> 00:31:22,922
‫اون یه تیک خواهد بود.

599
00:31:22,923 --> 00:31:25,091
‫- باشه. تصور کن اگه یه «ضربدر» بود.
‫- هوو!

600
00:31:25,092 --> 00:31:26,426
‫باشه.

601
00:31:26,427 --> 00:31:30,722
‫باعث دردمه که بگم یکی از
‫شما دو نفر داره می‌ره خونه.

602
00:31:30,723 --> 00:31:33,224
‫ما می‌خوایم هر دوشون
‫رو همزمان باز کنیم.

603
00:31:35,311 --> 00:31:36,519
‫سرنوشتشون رو آشکار کن!

604
00:31:37,543 --> 00:31:44,543
آوا‌مــووی

605
00:31:45,613 --> 00:31:49,491
‫- وای خدای من!
‫- اینم از این.

606
00:31:51,452 --> 00:31:54,078
‫تو هنوز تو بازی هستی،
‫رفیق. تبریک می‌گم، برادر.

607
00:31:54,079 --> 00:31:56,539
‫- متاسفم. بی‌رحمانه.
‫- واو.

608
00:32:00,294 --> 00:32:02,503
‫- خوبی؟
‫- نه.

609
00:32:02,504 --> 00:32:03,589
‫لعنتی.

610
00:32:07,426 --> 00:32:08,969
‫می‌خوای اینجا بشینی؟

611
00:32:12,973 --> 00:32:15,058
‫آره، بیا اینجا.

612
00:32:15,059 --> 00:32:18,936
‫نمی‌دونم. می‌خواستم
‫چهار رو انتخاب کنم.

613
00:32:18,937 --> 00:32:22,566
‫لعنتی، رفیق. خیلی دیوونه‌کننده‌اس چون
‫انگار تو تقریبا حتی دو رو هم انتخاب نکردی.

614
00:32:25,194 --> 00:32:26,195
‫لعنتی.

615
00:32:35,829 --> 00:32:38,498
‫خیلی خب، شماها قضیه رو می‌دونین.

616
00:32:38,499 --> 00:32:42,251
‫هر بار یه نفر می‌بازه، ما پرچمش رو آتیش
‫می‌زنیم، پس اگه می‌تونی این افتخار رو انجام بدی.

617
00:32:42,252 --> 00:32:43,378
‫لعنتی، رفیق.

618
00:32:43,379 --> 00:32:47,215
‫پرچم رو آتیش بزن.
‫۴۱۳، تو حذف شدی.

619
00:32:47,216 --> 00:32:48,341
‫- متاسفم، میشا.
‫- خداحافظ، میشا.

620
00:32:48,342 --> 00:32:50,593
‫- ممنون.
‫- بازی کردن با تو عالی بود، مرد.

621
00:32:50,594 --> 00:32:54,055
‫هی مرد، بعدا می‌بینمت.
‫احتمالا بعدا نمی‌بینمش.

622
00:32:54,056 --> 00:32:56,557
‫- نمی‌دونم چرا اینو گفتم.
‫- و حالا، یکی از شما چهار نفر قراره برنده بشه.

623
00:32:56,558 --> 00:32:59,269
‫همه یه کم استراحت کنین تا
‫من بازی بعدی رو آماده کنم.

624
00:33:10,239 --> 00:33:16,577
‫این یه درد روانی بود.

625
00:33:16,578 --> 00:33:21,499
‫این هم خیلی عجیب بود که لیل
‫یاختی درست کنار من وایساده بود

626
00:33:21,500 --> 00:33:23,876
‫در حالی که من اساسا
‫یه فروپاشی روانی داشتم.

627
00:33:23,877 --> 00:33:26,212
‫زندگی عجیبه، ولی، هی،
‫من دارم خوش می‌گذرونم.

628
00:33:26,213 --> 00:33:28,256
‫خیلی خب، همه، دنبالم بیاین.

629
00:33:28,257 --> 00:33:31,300
‫برای این بازی بعدی، من یه چیز
‫خیلی ویژه برای نشون دادن بهتون دارم.

630
00:33:31,301 --> 00:33:32,593
‫ما داریم میریم به
‫کشتی دزدان دریایی.

631
00:33:32,594 --> 00:33:33,970
‫- اوه!
‫- وای خدای من!

632
00:33:33,971 --> 00:33:36,305
‫همچنین، ما لیل یاختی
‫رو تو جزیره می‌ذاریم.

633
00:33:36,306 --> 00:33:38,224
‫من به خوبی ازش مراقبت می‌کنم.

634
00:33:38,225 --> 00:33:40,101
‫هیچکدوم از شما تا حالا تو
‫کشتی دزدان دریایی بودین؟

635
00:33:40,102 --> 00:33:41,644
‫نه!

636
00:33:41,645 --> 00:33:43,563
‫خیلی خب، خب، این
‫همین الان تغییر می‌کنه.

637
00:33:43,564 --> 00:33:46,232
‫- بله!
‫- به کشتی دزدان دریایی خوش اومدین.

638
00:33:46,233 --> 00:33:48,192
‫آره!

639
00:33:48,193 --> 00:33:49,777
‫خب شما چهار نفر هستین.

640
00:33:49,778 --> 00:33:53,906
‫یعنی شماها همگی ۲۵٪ شانس
‫بردن اون جزیره رو دارین.

641
00:33:53,907 --> 00:33:55,908
‫- بله!
‫- و اگه درست اینجا رو نگاه کنین،

642
00:33:55,909 --> 00:34:00,455
‫توپ‌های واقعی رو می‌بینین که
‫می‌خواین به کشتی‌های همدیگه شلیک کنین.

643
00:34:00,456 --> 00:34:03,207
‫اگه کشتیتون غرق
‫بشه، شما حذف می‌شین.

644
00:34:03,208 --> 00:34:05,668
‫- اوه، مرد.
‫- اوه، این عالیه.

645
00:34:05,669 --> 00:34:07,879
‫و قبل از اینکه شروع به
‫شلیک کنیم، من یه پیشنهاد دارم.

646
00:34:07,880 --> 00:34:11,507
‫- نه…
‫- دنبالم بیاین به صندوق گنج.

647
00:34:11,508 --> 00:34:14,302
‫این احتمالا بزرگترین تصمیم
‫زندگی‌هاتون خواهد بود.

648
00:34:14,303 --> 00:34:16,012
‫- وای.
‫- از اونجایی که شماها تا حالا توپ شلیک نکردین

649
00:34:16,013 --> 00:34:18,514
‫و ممکنه به توانایی خودتون
‫تو انجامش مطمئن نباشین،

650
00:34:18,515 --> 00:34:20,099
‫می‌خواستم به هر کدوم
‫از شما یه راه خروج بدم.

651
00:34:20,100 --> 00:34:25,021
‫{\an8}داخل این صندوق گنج
‫۴۵۰ هزار دلار طلا هست،

652
00:34:25,022 --> 00:34:28,775
‫{\an8}یعنی ۲۵٪ ارزش اون جزیره.

653
00:34:28,776 --> 00:34:30,276
‫{\an8}- رفیق.
‫- به چی فکر می‌کنی؟

654
00:34:30,277 --> 00:34:31,360
‫{\an8}این دیوونه‌کننده‌اس.

655
00:34:31,361 --> 00:34:36,115
‫{\an8}فکر می‌کنی چرا من ۴۵۰ هزار
‫دلار دارم، دقیقا ۲۵٪ ارزش جزیره،

656
00:34:36,116 --> 00:34:38,284
‫یعنی، شانس شما برای بردن
‫جزیره درست جلوی من؟

657
00:34:38,285 --> 00:34:40,119
‫برای رشوه دادن
‫به یه نفر برای رفتن.

658
00:34:40,120 --> 00:34:42,038
‫{\an8}واو. من انقدر قابل پیش‌بینی‌ام؟

659
00:34:42,039 --> 00:34:43,456
‫{\an8}آره.

660
00:34:43,457 --> 00:34:48,628
‫{\an8}من می‌خوام به هر کدوم از شما ۴۵۰ هزار
‫دلار پیشنهاد بدم تا خودتون رو حذف کنین.

661
00:34:48,629 --> 00:34:51,881
‫ولی هر کی زودتر
‫بیاد، زودتر می‌بره.

662
00:34:51,882 --> 00:34:53,674
‫{\an8}من می‌خوام اول پیشنهاد رو بدم

663
00:34:53,675 --> 00:34:56,512
‫{\an8}به کسی که اولین مکعب رو
‫تو چالش قبلی انتخاب کرد.

664
00:34:57,012 --> 00:34:59,222
‫- ۴۵۷.
‫- وای خدای من.

665
00:34:59,223 --> 00:35:01,766
‫تو آخرین چالش، اولین
‫مکعب رو انتخاب کردی.

666
00:35:01,767 --> 00:35:05,728
‫میخوای خودتو حذف کنی؟
‫همین الان میخوای بری خونه؟

667
00:35:05,729 --> 00:35:10,817
‫۵ میلیون دلار رو از دست میدی،
‫ولی ۴۵۰ هزار دلار طلا میگیری.

668
00:35:10,818 --> 00:35:12,985
‫- وای خدای من.
‫- اگه بگی نه،

669
00:35:12,986 --> 00:35:16,865
‫تصمیم رو به اون میدم.
‫بعد به اون و بعد به اون.

670
00:35:17,366 --> 00:35:20,660
‫فکر کنم اگه اینو قبول نکنم،
‫خانوادم و دوست دخترم منو میکشن.

671
00:35:20,661 --> 00:35:22,703
‫۴۵۰ هزار دلار میخوای؟

672
00:35:22,704 --> 00:35:27,208
‫یا میخوای برای یه جزیره
‫شخصی ۱.۸ میلیون دلاری،

673
00:35:27,209 --> 00:35:30,628
‫به علاوه یه شانس برای بردن
‫جایزه ۵ میلیون دلاری، ریسک کنی؟

674
00:35:33,257 --> 00:35:34,423
‫وای خدا.

675
00:35:34,424 --> 00:35:38,219
‫فکر کنم همه انتخاب‌هایی که تا
‫حالا کردم منو به اینجا رسونده.

676
00:35:38,220 --> 00:35:40,013
‫فکر کنم یه دلیلی داشت که
‫جعبه یک رو انتخاب کردم.

677
00:35:41,181 --> 00:35:43,350
‫اوه. آه.

678
00:35:45,477 --> 00:35:48,647
‫- اگه اون بگه نه، من برش میدارم.
‫- واقعا؟

679
00:35:49,314 --> 00:35:50,148
‫آره.

680
00:35:51,984 --> 00:35:54,652
‫مسئله اینجاست. شاید بهتر
‫باشه به سرنوشت واگذار بشه.

681
00:35:54,653 --> 00:35:56,904
‫میخوای برای ۴۵۰ هزار
‫دلار شیر یا خط بندازی؟

682
00:35:56,905 --> 00:35:59,991
‫اصلا. من پول رو برمیدارم.

683
00:35:59,992 --> 00:36:01,325
‫برش میداری؟

684
00:36:01,326 --> 00:36:02,618
‫۴۵۰ هزار دلار رو برمیداری؟

685
00:36:02,619 --> 00:36:05,413
‫- آره.
‫- باشه. مال تو.

686
00:36:05,414 --> 00:36:09,750
‫تبریک میگم داداش.
‫خیلی عالیه! کارت درسته!

687
00:36:09,751 --> 00:36:12,712
‫- خیلی عجیبه. خیلی عجیبه.
‫- تصمیم درستی گرفتی.

688
00:36:12,713 --> 00:36:15,506
‫- وای خدا.
‫- قایق قرمز رو بیارید.

689
00:36:15,507 --> 00:36:18,843
‫شاید از قسمت‌های قبلی بدونید،

690
00:36:18,844 --> 00:36:20,511
‫این برنامه توسط
‫مانی‌لاین حمایت میشه!

691
00:36:20,512 --> 00:36:24,348
‫و برای بهتر کردن اوضاع، ۴۵۰
‫هزار دلار دیگه هم جایزه میدیم

692
00:36:24,349 --> 00:36:25,975
‫به کسایی که دارن
‫تو خونه تماشا میکنن.

693
00:36:25,976 --> 00:36:29,937
‫تنها کاری که برای برنده شدن باید بکنید اینه که برید به سایت
‫moneylion.com/beastgames [نشانی وب نامعتبر برداشته شد]،

694
00:36:29,938 --> 00:36:33,482
‫یا همین الان کد QR روی صورت ۷۱۱
‫رو اسکن کنید تا شانس برنده شدن داشته باشید.

695
00:36:33,483 --> 00:36:35,818
‫- میتونم اسکنش کنم؟
‫- نه، چون تو اینجایی.

696
00:36:35,819 --> 00:36:38,905
‫ممنون از مانی‌لاین که به ما
‫کمک کرد و از پولت لذت ببر، مرد.

697
00:36:38,906 --> 00:36:41,532
‫آره!

698
00:36:41,533 --> 00:36:43,117
‫از همون لحظه‌ای که
‫فهمیدم نفر اول میشم،

699
00:36:43,118 --> 00:36:44,827
‫مطمئن بودم که پول رو
‫برمیدارم، صد در صد.

700
00:36:44,828 --> 00:36:47,330
‫این پول خیلی زیاده که
‫بخوام روش ریسک کنم.

701
00:36:47,331 --> 00:36:48,748
‫بهترین تجربه زندگیم بود.

702
00:36:48,749 --> 00:36:50,708
‫باورم نمیشه، هنوز تو شوکم.

703
00:36:50,709 --> 00:36:54,754
‫حس میکنم الان غش
‫میکنم، خیلی دیوونه‌کننده‌ست.

704
00:36:54,755 --> 00:36:57,757
‫- ۷۱۱، تو فقط یه انتخاب با ۴۵۰ هزار دلار فاصله داشتی.
‫- میدونم.

705
00:36:57,758 --> 00:37:01,260
‫با فرصت ۴۵۰ هزار
‫دلاری. چه حسی داری؟

706
00:37:01,261 --> 00:37:03,888
‫اگه ۴۵۷ این کارو نمیکرد،
‫من صد در صد برش میداشتم.

707
00:37:03,889 --> 00:37:06,307
‫بازم پشیمون نیستم، هر
‫اتفاقی یه دلیلی داشته،

708
00:37:06,308 --> 00:37:07,643
‫پس من خیلی براش خوشحالم.

709
00:37:17,402 --> 00:37:19,195
‫و چون ۴۵۷ رشوه رو گرفت

710
00:37:19,196 --> 00:37:21,656
‫و در نهایت توپ‌ها رو شلیک نکردن،

711
00:37:21,657 --> 00:37:23,115
‫من این کارو براشون انجام میدم.

712
00:37:23,116 --> 00:37:24,533
‫آتش!

713
00:37:39,800 --> 00:37:42,593
‫نمیدونم. تدوین‌گرهام فکر کردن
‫منفجر کردن ماه خنده‌دار میشه.

714
00:37:42,594 --> 00:37:46,806
‫ولی اگه هنوز شوکه نشدی،
‫باورت نمیشه که بعدش چی میشه.

715
00:37:46,807 --> 00:37:50,059
‫یه بازی اعتماد و فریب.

716
00:37:50,060 --> 00:37:54,063
‫برنده اون نارگیل
‫طلایی مصونیت رو میبره

717
00:37:54,064 --> 00:37:57,024
‫که میتونه به یه نفر دیگه بده
‫تا باهاش به مرحله بعد بره.

718
00:37:57,025 --> 00:38:00,111
‫به عبارت دیگه، اونا انتخاب
‫میکنن که کی حذف بشه.

719
00:38:00,112 --> 00:38:01,362
‫- وای!
‫- عجب!

720
00:38:01,363 --> 00:38:03,239
‫قوانین ساده‌ست.

721
00:38:03,240 --> 00:38:05,950
‫هر کدوم از شما یه
‫ظرف مثل این میگیرین.

722
00:38:05,951 --> 00:38:07,785
‫در شروع هر دور،

723
00:38:07,786 --> 00:38:12,081
‫هر کدوم مخفیانه انتخاب میکنید که
‫یه کاشی یک، سه یا پنج رو بازی کنید.

724
00:38:12,082 --> 00:38:15,501
‫این عدد نشون میده که چند
‫قدم به سمت خط پایان برمیدارید.

725
00:38:15,502 --> 00:38:16,627
‫اما یه شرط داره.

726
00:38:16,628 --> 00:38:19,171
‫اگه بیشتر از یه نفرتون یه
‫عدد یکسان رو انتخاب کنه،

727
00:38:19,172 --> 00:38:21,841
‫اون اعداد حذف
‫میشن و اون بازیکنا باید

728
00:38:21,842 --> 00:38:24,260
‫همون جایی که هستن بمونن.

729
00:38:24,261 --> 00:38:27,471
‫شما فرصت دارید که با هم صحبت کنید
‫و حرکاتتون رو با هم برنامه ریزی کنید.

730
00:38:27,472 --> 00:38:29,890
‫میتونید از صداقت
‫یا فریب استفاده کنید.

731
00:38:29,891 --> 00:38:33,644
‫هر استراتژی‌ای که استفاده کنید،
‫یادتون باشه که برنده انتخاب میکنه

732
00:38:33,645 --> 00:38:39,025
‫که کی باهاش به بازی نهایی بره
‫و کی دست خالی به خونه برگرده.

733
00:38:39,026 --> 00:38:41,569
‫این بازی کلا در مورد اعتماده.

734
00:38:41,570 --> 00:38:46,532
‫دو نفر از شما به مرحله بعد میرن، و بعد
‫شماها تصمیم میگیرید که اون دو نفر کی باشن.

735
00:38:46,533 --> 00:38:49,244
‫ببینیم چی میشه. دور
‫اول رو شروع کنیم.

736
00:38:49,745 --> 00:38:53,497
‫عددی که میخواید بازی کنید رو انتخاب کنید
‫و نذارید شرکت‌کننده دیگه ای اون رو ببینه.

737
00:38:53,498 --> 00:38:56,250
‫خب، همه از عددشون راضی هستن؟

738
00:38:56,251 --> 00:38:58,127
‫- آره.
‫- شما ۱۵ قدم

739
00:38:58,128 --> 00:39:01,881
‫بین خودتون و پیروزی دارید.
‫ببینیم کی اول به اونجا میرسه.

740
00:39:01,882 --> 00:39:05,634
‫سه. دو. یک. نشون بدید!

741
00:39:05,635 --> 00:39:09,805
‫پنج. سه. یک. وای خدای من!

742
00:39:09,806 --> 00:39:12,975
‫هیچکس عدد یکسان انتخاب
‫نکرده، پس میتونید یه قدم بردارید.

743
00:39:12,976 --> 00:39:16,313
‫شما میتونید سه قدم بردارید.
‫۷۱۱، شما میتونید پنج قدم بردارید.

744
00:39:17,606 --> 00:39:19,899
‫همه به جلو میرن.
‫- چهار، پنج.

745
00:39:19,900 --> 00:39:21,609
‫- هی، چطوری؟
‫- خوش اومدی، خوش اومدی، خوش اومدی.

746
00:39:21,610 --> 00:39:23,652
‫- سلام!
‫- چرا هر دفعه پنج رو انتخاب نمیکنی؟

747
00:39:23,653 --> 00:39:24,612
‫من فقط همین کارو میکنم. آره.

748
00:39:24,613 --> 00:39:26,238
‫حس میکنم باید تو
‫این ماجرا شرکت کنی.

749
00:39:26,239 --> 00:39:28,449
‫میتونی هر دفعه یه دونه بگیری،
‫ولی اون هیچ فایده‌ای نداره.

750
00:39:28,450 --> 00:39:32,620
‫- میدونم، این یه رویکرد کُنده.
‫- منظورت از رویکرد کُند، آخرین نفره؟

751
00:39:32,621 --> 00:39:35,915
‫میدونم که اون رویکرد بدیه.
‫باید تو استراتژیم تجدید نظر کنم.

752
00:39:35,916 --> 00:39:38,125
‫میخوای دوباره برای دور
‫بعدی پنج رو انتخاب کنی؟

753
00:39:38,126 --> 00:39:40,253
‫بگو میخوای چیکار کنم.

754
00:39:42,005 --> 00:39:44,006
‫من میخوام پنج رو انتخاب کنم.

755
00:39:44,007 --> 00:39:47,051
‫معلومه، یکی از شماها هم میتونه
‫پنج رو انتخاب کنه تا منو متوقف کنه،

756
00:39:47,052 --> 00:39:48,677
‫ولی اون شما رو هم متوقف میکنه.

757
00:39:48,678 --> 00:39:51,347
‫این یه بازی اعتماده، و
‫من بهتون میگم، پنج میشه.

758
00:39:51,348 --> 00:39:53,140
‫این یارو داره بازی رو میچرخونه.

759
00:39:55,185 --> 00:39:59,647
‫۹۵۲، من میخوام با تو کار کنم.
‫- اوم، بذار ببینم.

760
00:39:59,648 --> 00:40:06,153
‫ولی نمیخوام اون خیلی جلو
‫بیفته. نمیخوایم با هم کار کنیم؟

761
00:40:06,154 --> 00:40:08,697
‫اون میخواد پنج رو انتخاب کنه.
‫تنها گزینه‌ای که من دارم سه هست.

762
00:40:08,698 --> 00:40:11,951
‫من پنج رو انتخاب میکنم
‫چون میخوام جلوشو بگیرم.

763
00:40:11,952 --> 00:40:13,119
‫تو برو برای سه.

764
00:40:13,120 --> 00:40:15,538
‫پس اگه میخوایم با هم
‫کار کنیم تا به آخر برسیم

765
00:40:15,539 --> 00:40:17,665
‫و با هم تو چالش نهایی
‫رقابت کنیم و سعی کنیم...

766
00:40:17,666 --> 00:40:20,918
‫یکی از ما برنده میشه،
‫و من تو رو انتخاب میکنم.

767
00:40:20,919 --> 00:40:25,756
‫من و ۹۵۲، با هم
‫تو یه هلیکوپتر بودیم.

768
00:40:25,757 --> 00:40:29,093
‫- اوه!
‫- اون به من اعتماد کرد که اون توپ رو نگه دارم،

769
00:40:29,094 --> 00:40:32,388
‫و ما با هم به اونجا رسیدیم.

770
00:40:32,389 --> 00:40:36,350
‫من اعتماد دارم که تو میتونی
‫لطفی که بهم کردی رو جبران کنی

771
00:40:36,351 --> 00:40:40,020
‫و اون بلیط طلایی رو به
‫جزیره شخصی برسونی.

772
00:40:40,021 --> 00:40:42,356
‫خب بچه ها، وقت شروع دور بعدیه.

773
00:40:42,357 --> 00:40:46,735
‫یه عدد رو انتخاب کنید و عاقلانه
‫انتخابش کنید. ببینیم چی دارید.

774
00:40:46,736 --> 00:40:49,989
‫سه. دو. یک. نشون بدید.

775
00:40:49,990 --> 00:40:54,160
‫پنج. پنج. سه. وای...

776
00:40:54,161 --> 00:40:57,746
‫اونا حذف میشن، و
‫اون سه قدم به جلو میره.

777
00:40:57,747 --> 00:41:00,958
‫یک. دو. سه.

778
00:41:00,959 --> 00:41:03,252
‫۹۵۲ الان پیشتازه.

779
00:41:03,253 --> 00:41:06,797
‫من مشکلی ندارم که همدیگه رو حذف
‫کنیم اگه اون بخواد کار درست رو انجام بده.

780
00:41:06,798 --> 00:41:10,759
‫اون لطفی که به تیممون برای رسیدن
‫به این جزیره کرد رو جبران میکنه.

781
00:41:10,760 --> 00:41:16,015
‫۹۵۲ با اتکا به حس و
‫باور خودش به اینجا رسیده.

782
00:41:16,016 --> 00:41:18,350
‫اون به من هیچ بدهی‌ای نداره،

783
00:41:18,351 --> 00:41:21,687
‫و من شخصا باور دارم که
‫اون به تو هم هیچ بدهی‌ای نداره.

784
00:41:21,688 --> 00:41:23,772
‫- اون اصلا به من بدهی نداره.
‫- اوه!

785
00:41:23,773 --> 00:41:27,318
‫عالیه. از این بابت ممنونم. من
‫به هر دوتون احترام میذارم، واقعا.

786
00:41:27,319 --> 00:41:30,446
‫همه داشتن فشار رو حس
‫میکردن که یه اتحاد تشکیل بدن

787
00:41:30,447 --> 00:41:32,448
‫چون ته ذهنشون،

788
00:41:32,449 --> 00:41:37,620
‫میدونستن که این جزیره شخصی
‫۱.۸ میلیون دلاری میتونه مال اونا باشه.

789
00:41:37,621 --> 00:41:42,416
‫و الان، ۹۵۲ کاملا
‫کنترل اوضاع رو دستشه.

790
00:41:42,417 --> 00:41:45,753
‫هردو دارن بهش کمک میکنن که
‫برنده بشه. به انتخاب اون حساب کردن.

791
00:41:45,754 --> 00:41:47,421
‫- آره.
‫- اون فقط میتونه یه نفر رو انتخاب کنه.

792
00:41:47,422 --> 00:41:49,215
‫اون اساسا داره الان با
‫هردوشون بازی میکنه.

793
00:41:49,216 --> 00:41:52,426
‫- من دوباره پنج رو انتخاب میکنم.
‫- منم با پنج میرم.

794
00:41:52,427 --> 00:41:56,472
‫- ۹۵۲، کدوم رو بیشتر دوست داری؟
‫- اینو ازش نپرس. اینو ازش نپرس.

795
00:41:56,473 --> 00:41:58,265
‫- من نمیخوام جواب بدم چون...
‫- مجبور نیستی جواب بدی.

796
00:41:58,266 --> 00:41:59,475
‫- جرئت نکن اینو بپرسی.
‫- آره، من نمیخوام جواب بدم.

797
00:41:59,476 --> 00:42:01,685
‫خیلی خب، همه،
‫تخته‌هاتون رو بالا بیارید.

798
00:42:01,686 --> 00:42:05,356
‫سه. دو. یک. نشون بدید.

799
00:42:05,357 --> 00:42:10,444
‫پنج، پنج، و سه. ۹۵۲
‫سه قدم دیگه به جلو میره.

800
00:42:10,445 --> 00:42:13,197
‫اون داره به تضمین
‫برد نزدیک میشه.

801
00:42:13,198 --> 00:42:17,534
‫آقایون، لجبازیتون شما رو
‫تو همون جاها نگه داشته.

802
00:42:17,535 --> 00:42:22,623
‫بچه ها، اگه اون پنج بیاره،
‫یه قدم با برد فاصله داره.

803
00:42:22,624 --> 00:42:24,875
‫- میخواستم پنج بیارم.
‫- میخوای پنج بیاری؟

804
00:42:24,876 --> 00:42:26,627
‫- باشه، من سه میارم.
‫- من سه میارم.

805
00:42:26,628 --> 00:42:28,420
‫شماها فقط میخواید
‫تصمیم رو به اون بسپارید؟

806
00:42:28,421 --> 00:42:29,505
‫این خیلی دیوونه‌کننده میشه.

807
00:42:29,506 --> 00:42:32,424
‫اگه اون واقعا پنج بیاره،
‫یه قدم با برد فاصله داره.

808
00:42:32,425 --> 00:42:36,011
‫یعنی، بذار ببینیم کی
‫بلوف میزنه. بالا بیاریدشون.

809
00:42:36,012 --> 00:42:38,806
‫سه. دو. یک. نشون بدید.

810
00:42:38,807 --> 00:42:40,849
‫- وای خدای من.
‫- آره!

811
00:42:40,850 --> 00:42:43,686
‫- یه نفر داره اینو میبره!
‫- بزن بریم!

812
00:42:43,687 --> 00:42:46,021
‫- من بهت دست نمیزنم، مرد.
‫- ۹۵۲، تو میتونی پنج قدم دیگه برداری.

813
00:42:46,022 --> 00:42:50,985
‫یک. دو. سه. چهار. پنج.

814
00:42:50,986 --> 00:42:52,444
‫بچه ها، دیگه مرگ و زندگیه.

815
00:42:52,445 --> 00:42:54,698
‫یعنی، ممکنه واقعا
‫دور آخرمون باشه.

816
00:42:55,073 --> 00:42:56,949
‫ممنون از هر دوی شما.

817
00:42:56,950 --> 00:42:58,659
‫من کار درست رو انجام میدم.
‫بهم اعتماد کنید، انجامش میدم.

818
00:42:58,660 --> 00:43:00,411
‫- بهت اعتماد دارم.
‫- بهش اعتماد دارم.

819
00:43:00,412 --> 00:43:01,829
‫این دیوونه‌کننده‌ست.

820
00:43:01,830 --> 00:43:03,914
‫شما نمیتونید هردو بهش اعتماد
‫کنید که کار درست رو انجام بده.

821
00:43:03,915 --> 00:43:05,958
‫- کار درست چیه؟
‫- کار درست چیه؟

822
00:43:05,959 --> 00:43:07,960
‫- کار درست چیه. میتونی بهم بگی؟
‫- من کار درست رو انجام میدم.

823
00:43:07,961 --> 00:43:09,295
‫کار درست چیه؟ یکی
‫بگه کار درست چیه.

824
00:43:09,296 --> 00:43:10,379
‫باید بدونم کار درست چیه.

825
00:43:10,380 --> 00:43:12,006
‫وقتی تو موقعیتی قرار بگیرم که بهت بگم
‫میخوام چیکار کنم، کار درست رو بهت میگم.

826
00:43:12,007 --> 00:43:13,507
‫چون اون فکر میکنه کار
‫درست اینه که اونو انتخاب کنه.

827
00:43:13,508 --> 00:43:15,384
‫اون فکر میکنه کار درست
‫اینه که اونو انتخاب کنه.

828
00:43:15,385 --> 00:43:16,552
‫اون فکر میکنه کار درست
‫اینه که اونو انتخاب کنه.

829
00:43:16,553 --> 00:43:18,429
‫به خاطر خدا، بهم
‫بگید کار درست چیه.

830
00:43:18,430 --> 00:43:20,347
‫اون مجبور نیست نارگیل
‫طلایی رو به من بده.

831
00:43:20,348 --> 00:43:23,100
‫ولی ما با هم تو هلیکوپتر بودیم.

832
00:43:23,101 --> 00:43:26,520
‫تو مطمئنی که اون تو رو
‫انتخاب میکنه. ولی اونم همینطوره.

833
00:43:26,521 --> 00:43:29,231
‫من فقط به صحبت‌هایی
‫که داشتم مطمئنم.

834
00:43:29,232 --> 00:43:30,733
‫من فقط میدونم که اون آدم منصفیه.

835
00:43:30,734 --> 00:43:33,277
‫هیچ دلیل دیگه‌ای برای نبودنش
‫ندارم. من منصف خواهم بود.

836
00:43:33,278 --> 00:43:36,530
‫همه با اعدادشون اوکی هستن؟
‫- آره.

837
00:43:36,531 --> 00:43:37,990
‫- آره.
‫- من اوکی‌ام.

838
00:43:37,991 --> 00:43:41,618
‫سه. دو. یک. نشون بدید!

839
00:43:41,619 --> 00:43:44,747
‫پنج. پنج. یک.

840
00:43:44,748 --> 00:43:46,540
‫- اون برد!
‫- تبریک میگم، میا.

841
00:43:46,541 --> 00:43:49,084
‫- ممنون.
‫- خب، قبل از اینکه قدم نهایی‌ات رو برداری

842
00:43:49,085 --> 00:43:52,713
‫و انتخاب کنی که کی به رقابت
‫ادامه میده و کی به خونه برمیگرده،

843
00:43:52,714 --> 00:43:55,299
‫میخوام به هر کدومشون یه
‫فرصت بدم که باهات صحبت کنن.

844
00:43:55,300 --> 00:43:58,261
‫اگه اشکالی نداره،
‫میخوام از ۴۴۱ بشنوم.

845
00:43:58,845 --> 00:44:01,513
‫میدونم که فقط چند روز
‫پیش همدیگه رو دیدیم،

846
00:44:01,514 --> 00:44:06,894
‫و لحظه ما تو بازی دیروز،
‫انگار قضاوتی از شخصیت من بود.

847
00:44:06,895 --> 00:44:09,688
‫میخوام تو رو به سمت
‫جعبه بدون "ایکس" هدایت کنم،

848
00:44:09,689 --> 00:44:13,192
‫ولی در عوض، امیدوارم
‫که تو هم با من کار کنی تا...

849
00:44:13,193 --> 00:44:15,527
‫از کجا بدونم که اون منو قال
‫نمیذاره و منو متقاعد نمیکنه

850
00:44:15,528 --> 00:44:18,113
‫که "ایکس" تو جعبه‌ای
‫که من توش هستم، هست.

851
00:44:18,114 --> 00:44:22,159
‫ولی بیشتر این بود که تو به خدا
‫اعتماد کردی. ازت ممنونم برای اون.

852
00:44:22,160 --> 00:44:23,786
‫این سفر منه. این سفر شفای منه.

853
00:44:23,787 --> 00:44:27,499
‫و خوشحالم که تو بخشی
‫از اون بودی. پس ممنون.

854
00:44:29,000 --> 00:44:35,923
‫۹۵۲، تو به من تو نگه داشتن اون توپ
‫اعتماد کردی. ما اون لحظه همدیگه رو دیدیم،

855
00:44:35,924 --> 00:44:39,635
‫و تو به یه غریبه کامل
‫اعتماد کردی که سرنوشتت رو

856
00:44:39,636 --> 00:44:43,013
‫به معنای واقعی کلمه تو
‫دستای من نگه داره، و جواب داد.

857
00:44:43,014 --> 00:44:45,349
‫پس امیدوارم که همین
‫اتفاق برای من بیفته

858
00:44:45,350 --> 00:44:48,018
‫جایی که تو میخوای سرنوشت
‫منو تو دستات نگه داری.

859
00:44:48,019 --> 00:44:51,188
‫از این بابت ممنونم، و بهت احترام میذارم،
‫۷۱۱، ما خیلی چیزها رو پشت سر گذاشتیم.

860
00:44:51,189 --> 00:44:53,440
‫میتونستیم این بازی رو به یه
‫شکل کاملا متفاوت انجام بدیم،

861
00:44:53,441 --> 00:44:56,151
‫و حس میکنم این راه
‫درست بازی کردنه.

862
00:44:56,152 --> 00:44:59,446
‫نه به خاطر اینکه من پیشتازم،
‫بلکه به خاطر اینکه ما منصف هستیم.

863
00:44:59,447 --> 00:45:06,495
‫۹۵۲، قدم نهایی‌ات رو
‫بردار، تو رسما برنده شدی.

864
00:45:08,540 --> 00:45:15,421
‫۹۵۲، نارگیل مصونیتت رو بردار. تو
‫فقط میتونی اون رو به یکی از اونا بدی.

865
00:45:15,422 --> 00:45:19,134
‫این یه تصمیم بزرگه.
‫این باید روت سنگینی کنه.

866
00:45:21,261 --> 00:45:25,722
‫اگه میتونستم این نارگیل رو نصف
‫کنم، این کارو میکردم، ولی نمیتونم.

867
00:45:25,723 --> 00:45:28,935
‫پس تصمیم من اینه...

868
00:45:35,442 --> 00:45:39,696
‫اوه، وای--

869
00:45:53,168 --> 00:45:54,335
‫یکی چک داره؟

870
00:45:55,253 --> 00:45:57,505
‫- یکی چک داره؟
‫- بله.

871
00:46:01,634 --> 00:46:04,386
‫من این اطلاعات رو
‫برای خودم نگه میدارم.

872
00:46:04,387 --> 00:46:06,638
‫چرا حاضر نبودی فقط بهم بگی؟

873
00:46:06,639 --> 00:46:08,432
‫نمیدونم، من عصبی‌ام.

874
00:46:08,433 --> 00:46:10,852
‫وقتی صادق باشی،
‫لازم نیست عصبی باشی.

875
00:46:13,897 --> 00:46:14,938
‫۷۱۱.

876
00:46:14,939 --> 00:46:17,065
‫- وای خدای من.
‫- وای خدای من.

877
00:46:17,066 --> 00:46:22,070
‫این یعنی که ۷۱۱ و ۹۵۲
‫به رقابت رو در رو میرن

878
00:46:22,071 --> 00:46:26,700
‫برای سند این جزیره
‫شخصی ۱.۸ میلیون دلاری.

879
00:46:26,701 --> 00:46:31,788
‫این یه سفر شفابخش برای من بود.
‫من خیلی بیشتر شبیه خودم حس میکنم،

880
00:46:31,789 --> 00:46:36,168
‫- و من از این بابت سپاسگزارم، پس...
‫- خوشحالم که تجربه خوبی بود.

881
00:46:36,169 --> 00:46:39,923
‫ولی من از باختن ناراحت نیستم،
‫فقط از تموم شدن این سفر ناامید شدم.

882
00:46:49,432 --> 00:46:52,601
‫رقابت برای این جزیره
‫شخصی ۱.۸ میلیون دلاری

883
00:46:52,602 --> 00:46:55,229
‫حالا فقط به دو بازیکن رسیده.

884
00:46:55,230 --> 00:47:00,068
‫اونا توسط نیروهای ویژه دریایی شکار شدن،
‫توسط بازی‌های مهارت و شانس امتحان شدن،

885
00:47:01,361 --> 00:47:06,990
‫و تقریبا توسط بازی‌های فکری
‫پیچیده لیل یاختی شکسته شدن.

886
00:47:06,991 --> 00:47:10,786
‫و بعد از این بازی بعدی،
‫یه نفر میلیونر میشه.

887
00:47:12,539 --> 00:47:16,542
‫به بازی نهایی خوش اومدید.
‫شرکت کنندگان، بیاید بالا!

888
00:47:16,543 --> 00:47:19,379
‫۷۱۱ و ۹۵۲.

889
00:47:21,089 --> 00:47:23,340
‫- وای!
‫- نظرتون چیه؟

890
00:47:23,341 --> 00:47:25,593
‫- میتونم لمسش کنم؟
‫- بله.

891
00:47:29,097 --> 00:47:30,722
‫سفر پر فراز و نشیبی بود.

892
00:47:30,723 --> 00:47:34,101
‫آیا چیزی هست که شما دو
‫نفر بخواید قبل از شروع بگید؟

893
00:47:34,102 --> 00:47:36,980
‫فقط میخوام بگم موفق
‫باشید و کم نذارید.

894
00:47:37,939 --> 00:47:40,691
‫من به تلاشت احترام میذارم،
‫و به این احترام میذارم که ما رو

895
00:47:40,692 --> 00:47:42,859
‫به جایی که باید باشیم رسوندی
‫و بهترین‌ها رو برات آرزو میکنم.

896
00:47:42,860 --> 00:47:45,612
‫این دیوونه‌کننده‌ست. تو اونو
‫تو یه چالش همراهی کردی.

897
00:47:47,574 --> 00:47:49,867
‫و اون هم تو رو تو
‫یه چالش همراهی کرد.

898
00:47:50,743 --> 00:47:52,160
‫- ۷۱۱.
‫- وای خدای من.

899
00:47:52,161 --> 00:47:53,495
‫وای خدای من.

900
00:47:53,496 --> 00:47:58,375
‫شما هردو نقش بزرگی تو رسیدن همدیگه به اینجا
‫داشتید، و حالا فقط یکی میتونه برنده بشه.

901
00:47:59,586 --> 00:48:03,505
‫قوانین بازی نهایی
‫ساده، ولی بی‌رحمانه‌ست.

902
00:48:03,506 --> 00:48:07,134
‫این میخواد استراتژی،
‫چهره پوکرتون،

903
00:48:07,135 --> 00:48:11,305
‫و اینکه چقدر میتونید دروغ‌ها رو تشخیص بدید
‫رو امتحان کنه. نگهبان‌ها! سندها رو بیارید.

904
00:48:11,306 --> 00:48:13,890
‫وای خدای من!

905
00:48:13,891 --> 00:48:17,728
‫ازتون میخوام که خودکارها رو
‫بردارید و اسمتون رو امضا کنید.

906
00:48:17,729 --> 00:48:19,730
‫چیزی که هردوتون
‫متوجه میشید اینه،

907
00:48:19,731 --> 00:48:22,524
‫امضای من از هردوی
‫این سندها غایبه.

908
00:48:22,525 --> 00:48:24,067
‫پس از همین الان،
‫اونا بی‌ارزش هستن.

909
00:48:24,068 --> 00:48:29,239
‫ولی اگه شما این بازی نهایی رو ببرید،
‫من سند شما رو امضا میکنم که تصمیم میگیره

910
00:48:29,240 --> 00:48:32,200
‫کدوم یکی از شما این جزیره
‫۱.۸ میلیون دلاری رو میبره،

911
00:48:32,201 --> 00:48:33,910
‫دوباره وارد بازی
‫Beast Games میشه،

912
00:48:33,911 --> 00:48:37,372
‫به رقابت برای ۵
‫میلیون دلار ادامه میده،

913
00:48:37,373 --> 00:48:39,833
‫و کدوم یکی از شما
‫امشب به خونه برمیگرده.

914
00:48:41,169 --> 00:48:43,378
‫همه چیز به این بستگی داره.

915
00:48:43,379 --> 00:48:46,340
‫یه لحظه دیگه، شما
‫کیف‌هاتون رو باز میکنید

916
00:48:46,341 --> 00:48:48,133
‫و سند رو تو یکی
‫از اونا قرار میدید.

917
00:48:48,134 --> 00:48:52,012
‫من ازتون میخوام که کیفهاتون رو قاطی
‫کنید در حالی که نفر دیگه چشم بسته است.

918
00:48:52,013 --> 00:48:54,723
‫بعد از اینکه هردوتون
‫کیفهاتون رو قاطی کردید،

919
00:48:54,724 --> 00:48:59,269
‫نفر مقابل میتونه انتخاب کنه
‫که یکی از دو کیف شما رو بدزده

920
00:48:59,270 --> 00:49:01,021
‫و برعکس.

921
00:49:01,022 --> 00:49:04,441
‫بعد از اینکه اون اتفاق افتاد،
‫اگه شما فقط یه سند داشته باشید،

922
00:49:04,442 --> 00:49:07,486
‫و شما فقط یه سند داشته
‫باشید، ما یه دور دیگه انجام میدیم.

923
00:49:07,487 --> 00:49:12,032
‫ولی اگه یکی از شما هردو سند
‫رو داشته باشه، جزیره رو میبره

924
00:49:12,033 --> 00:49:14,368
‫و اون یکی که هیچکدوم
‫از سندها رو نداره

925
00:49:14,369 --> 00:49:17,037
‫کلا از بازی Beast
‫Games حذف میشه.

926
00:49:17,038 --> 00:49:20,749
‫وای خدای من! شانس ۵۰-۵۰
‫تو این هست. این دیوونه‌کننده‌ست.

927
00:49:20,750 --> 00:49:22,876
‫اگه درست بهش دروغ بگی،
‫شانسِت میتونه بیشتر باشه.

928
00:49:22,877 --> 00:49:27,422
‫همه چیز به چیزی که میگی و همینطور به
‫اینکه چطور اونو تفسیر میکنی بستگی داره.

929
00:49:27,423 --> 00:49:29,634
‫تو ده دقیقه آینده، یکی
‫از شما میلیونر میشه.

930
00:49:31,010 --> 00:49:35,139
‫- وای.
‫- ۹۵۲، میشه لطفا روت رو برگردونی؟

931
00:49:35,932 --> 00:49:40,727
‫۷۱۱، سندت رو تو
‫یکی از این کیف‌ها بذار.

932
00:49:40,728 --> 00:49:42,187
‫نمیخوام بدونم.

933
00:49:58,121 --> 00:50:01,164
‫- میتونم برگردم؟
‫- بله، میتونی.

934
00:50:01,165 --> 00:50:03,333
‫مطمئنی؟ با این اوکی هستی؟

935
00:50:03,334 --> 00:50:05,252
‫آره، هستم.

936
00:50:05,253 --> 00:50:10,549
‫باشه. خیلی خب، ۹۵۲، میتونی برگردی.
‫۷۱۱، ازت میخوام به اون طرف نگاه کنی.

937
00:50:10,550 --> 00:50:12,760
‫همون کار. هر کدوم رو که میخوای.

938
00:50:25,189 --> 00:50:27,858
‫اوه، داره قاطیشون
‫میکنه. زیاد تکونشون ندادی.

939
00:50:27,859 --> 00:50:31,988
‫- این چه حسی بهت میده، ۷۱۱؟
‫- خوبه.

940
00:50:33,448 --> 00:50:34,866
‫چه خبره؟

941
00:50:40,204 --> 00:50:43,081
‫- خب، اوکی هستی؟
‫- بله.

942
00:50:43,082 --> 00:50:45,168
‫خیلی خب، ۷۱۱، میتونی برگردی.

943
00:50:49,338 --> 00:50:52,258
‫بیاید یکم خوش بگذرونیم.
‫کی میخواد اول انتخاب کنه؟

944
00:50:53,718 --> 00:50:57,388
‫- من میتونم اول برم.
‫- میخوای اون اول بره؟

945
00:50:58,181 --> 00:50:59,431
‫میتونه.

946
00:50:59,432 --> 00:51:03,101
‫تو اول انتخاب میکنی، ولی قبلش،
‫باید چند تا سوال ازش بپرسی.

947
00:51:03,102 --> 00:51:04,352
‫یه سری اطلاعات به دست بیار.

948
00:51:04,353 --> 00:51:10,859
‫منطقی‌ترین چیزی که باید بپرسی
‫اینه که، سند رو تو کدوم کیف گذاشتی؟

949
00:51:10,860 --> 00:51:14,571
‫و تو یا حقیقت رو
‫میگی یا دروغ میگی.

950
00:51:14,572 --> 00:51:17,657
‫و ما خیلی در مورد
‫شخصیت خوب صحبت کردیم،

951
00:51:17,658 --> 00:51:20,911
‫و فکر نمیکنم تو دروغ بگی.

952
00:51:20,912 --> 00:51:22,370
‫پس چرا ازش نمیپرسی؟ ضرری نداره.

953
00:51:22,371 --> 00:51:23,914
‫نمیخوام تو رو تو
‫موقعیتی قرار بدم

954
00:51:23,915 --> 00:51:26,500
‫که حس کنی مجبوری دروغ بگی.

955
00:51:26,501 --> 00:51:29,878
‫- پس من تصمیم رو به سرنوشت میسپارم.
‫- هیچی ازش نمیپرسی؟

956
00:51:29,879 --> 00:51:33,298
‫- هیچی ازش نمیپرسم.
‫- من میدونم کدوم کیف رو انتخاب میکنم.

957
00:51:33,299 --> 00:51:35,801
‫میخوای بهش بگی سند تو کدوم کیفه؟

958
00:51:35,802 --> 00:51:37,428
‫نمیخوام.

959
00:51:38,221 --> 00:51:43,016
‫این به یه شکل
‫پیچیده‌ای خیلی جالبه.

960
00:51:43,017 --> 00:51:46,645
‫هی، موافقم. بالاخره یکی از
‫بازی‌های ما قدردانی میکنه.

961
00:51:46,646 --> 00:51:47,938
‫من نه.

962
00:51:47,939 --> 00:51:50,607
‫فکر میکنم این تصمیم

963
00:51:50,608 --> 00:51:55,779
‫از قبل گرفته شده، و فرد
‫درست اون رو دریافت خواهد کرد.

964
00:51:55,780 --> 00:51:57,782
‫فکر میکنم برنده شدن
‫هر کدوم از شما عالیه.

965
00:51:59,951 --> 00:52:03,495
‫این کیف رو میخوای یا اون کیف رو؟

966
00:52:03,496 --> 00:52:06,833
‫یکی از اونا یه سند داره.
‫اون یکی یه "ایکس" داره.

967
00:52:08,626 --> 00:52:12,128
‫مهم نیست چی میشه، این برای
‫من تغییر بزرگی تو زندگیم بوده.

968
00:52:12,129 --> 00:52:15,423
‫از خیلی جهات، من
‫از قبل برنده شدم،

969
00:52:15,424 --> 00:52:19,553
‫ولی قلبم بهم میگه که
‫راست رو انتخاب کنم.

970
00:52:19,554 --> 00:52:24,015
‫من میخوام سمت راستم رو
‫انتخاب کنم. که اون کیف میشه.

971
00:52:24,016 --> 00:52:28,770
‫این قفل رسمی هست.
‫کدوم کیف رو قفل میکنی؟

972
00:52:28,771 --> 00:52:31,273
‫من اون کیف رو قفل میکنم.

973
00:52:31,274 --> 00:52:36,570
‫خیلی خب. اون بعد از اینکه اون یکی از
‫کیف‌های تو رو انتخاب کنه به سمت تو میاد.

974
00:52:36,571 --> 00:52:38,114
‫تو ذهنت چی میگذره؟

975
00:52:40,491 --> 00:52:43,159
‫- یه حس آرامش.
‫- واقعا؟

976
00:52:43,160 --> 00:52:45,705
‫اکثر مردم تو موقعیت
‫تو عصبی میشن.

977
00:52:47,498 --> 00:52:51,502
‫من اصلا عصبی نیستم.

978
00:52:56,090 --> 00:52:58,842
‫من اصلا عصبی نیستم،
‫برای این دعا کردم.

979
00:53:01,637 --> 00:53:05,015
‫من آماده دریافت چیزی
‫هستم که میدونم مال منه.

980
00:53:05,016 --> 00:53:06,766
‫انقدر مطمئنی که میخوای
‫درست رو انتخاب کنی؟

981
00:53:06,767 --> 00:53:08,602
‫بله.

982
00:53:08,603 --> 00:53:15,400
‫من نمیدونم الان
‫چی فکر کنم. یعنی...

983
00:53:15,401 --> 00:53:18,403
‫حس میکنم ما هردو لایق این هستیم.

984
00:53:18,404 --> 00:53:20,989
‫من یه کم در مورد اینکه از پول
‫برای چی استفاده میکنم صحبت کردم

985
00:53:20,990 --> 00:53:22,574
‫تو چالش قبلی.

986
00:53:22,575 --> 00:53:26,620
‫من از پول برای بازنشسته
‫کردن پدر و مادرم استفاده میکنم.

987
00:53:26,621 --> 00:53:29,247
‫نمیدونم فرصت اینو پیدا کردی
‫که در مورد اینکه اگه بخوای

988
00:53:29,248 --> 00:53:32,667
‫جزیره رو بفروشی، از پولش برای چی
‫استفاده کنی صحبت کنی، پس میخوام بدونم.

989
00:53:32,668 --> 00:53:35,337
‫میخوام از این فرصت قبل از اینکه
‫تصمیم نهایی گرفته بشه استفاده کنم.

990
00:53:35,338 --> 00:53:37,882
‫با پول چیکار میکنی؟

991
00:53:39,759 --> 00:53:41,551
‫من زندگی آسونی نداشتم،

992
00:53:41,552 --> 00:53:45,014
‫و میدونم خیلی از مردم
‫زندگی آسونی نداشتن.

993
00:53:46,307 --> 00:53:50,977
‫من تمام عمرم سخت کار کردم و
‫سعی کردم تصمیم‌های درست بگیرم.

994
00:53:50,978 --> 00:53:56,441
‫ولی من خونمو از دست دادم. من
‫دوستای زیادی رو از دست دادم.

995
00:53:56,442 --> 00:54:02,531
‫من همه چیز رو از دست
‫دادم. پس من میدونم که...

996
00:54:04,533 --> 00:54:07,452
‫که خدا منو مورد رحمت قرار
‫میده. میدونم، ته قلبم حسش میکنم.

997
00:54:07,453 --> 00:54:11,456
‫میدونم این فرصت منه
‫که زندگیم رو تغییر بدم.

998
00:54:11,457 --> 00:54:15,502
‫من از اون برای پس گرفتن خونه‌ام که
‫وقتی ۲۳ سالم بود از دست دادم استفاده میکنم.

999
00:54:15,503 --> 00:54:17,587
‫- وای.
‫- من خونمو پس میگیرم،

1000
00:54:17,588 --> 00:54:19,840
‫تا جایی برای زندگی
‫کردن داشته باشم.

1001
00:54:22,551 --> 00:54:26,097
‫خیلی عالیه. خیلی
‫تاثیرگذار بود. وای.

1002
00:54:27,014 --> 00:54:31,226
‫تو تصمیم خیلی خوبی
‫اونجا تو بازی قبلی گرفتی.

1003
00:54:31,227 --> 00:54:34,938
‫اون یه نمایش واقعی از شخصیت
‫بود که همه الان میخوان ببینن.

1004
00:54:34,939 --> 00:54:38,692
‫پس صرف نظر از اینکه
‫این جزیره رو میبری یا نه،

1005
00:54:38,693 --> 00:54:44,155
‫من قطعا میدونم که تو برای گرفتن اون
‫تصمیم‌های درست، مورد رحمت قرار میگیری،

1006
00:54:44,156 --> 00:54:50,578
‫و... [آه میکشد] من فقط میخوام تو این
‫لحظه همه چیز رو به دست خدا بسپارم،

1007
00:54:50,579 --> 00:54:55,166
‫و میخوام به تو اجازه بدم تصمیم
‫بگیری کدوم کیف رو انتخاب کنی.

1008
00:54:55,167 --> 00:54:57,627
‫این عادلانه‌ست. من میخوام
‫این کیف رو انتخاب کنم.

1009
00:54:57,628 --> 00:55:01,423
‫- من رسما با این کیف قفل میکنم.
‫- باشه.

1010
00:55:01,424 --> 00:55:03,967
‫اون رسما اون کیف رو انتخاب کرد.
‫تو رسما اون یکی رو انتخاب کردی.

1011
00:55:03,968 --> 00:55:05,343
‫مال خودت رو بده به من.

1012
00:55:08,389 --> 00:55:12,308
‫شما هردو تصمیم گرفتید
‫اطلاعات خیلی کمی به همدیگه بدید،

1013
00:55:12,309 --> 00:55:15,938
‫اساسا همه چیز رو به شانس سپردید.
‫میخوایم ببینیم که نتیجه میده یا نه.

1014
00:55:16,605 --> 00:55:20,817
‫اونا رسما جابجا کردن. هیچکدوم
‫از ما به جز این دو نفر نمیدونه.

1015
00:55:20,818 --> 00:55:23,779
‫من ممکنه غش کنم، نمیتونم تصور
‫کنم شما دو نفر چه حسی دارید.

1016
00:55:25,614 --> 00:55:27,615
‫۱.۸ میلیون دلار.

1017
00:55:27,616 --> 00:55:30,577
‫اگه یکی از شما دو تا سند
‫داشته باشه، برنده میشید.

1018
00:55:30,578 --> 00:55:33,955
‫اگه هیچکدوم از شما دو تا سند
‫نداشته باشید، یه دور دیگه انجام میدیم.

1019
00:55:33,956 --> 00:55:36,708
‫اگه شما میتونید هر کدوم یه دست
‫روی هر کدوم از کیفهاتون بذارید

1020
00:55:36,709 --> 00:55:38,377
‫و با شمارش من بازشون کنید.

1021
00:55:39,503 --> 00:55:45,342
‫وقتی میگم برو. سه.
‫دو. یک. نشون بدید.

1022
00:55:46,503 --> 00:56:06,503
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

