﻿1
00:00:32,291 --> 00:00:34,125
‫هوم

2
00:00:34,208 --> 00:00:37,083
‫- اینو که نمیخوری، نه؟
‫- دارم از گشنگی می‌میرم.

3
00:00:37,166 --> 00:00:38,291
‫ولی نه تا این حد گشنه.

4
00:00:38,375 --> 00:00:41,083
‫خوبه،
‫چون این خیلی چندشه.

5
00:00:41,166 --> 00:00:43,000
‫دنبال بوی هیولا می‌گردم.

6
00:00:43,083 --> 00:00:45,791
‫من فقط تو کتاب‌ها آلاموراکس دیدم.

7
00:00:45,875 --> 00:00:48,708
‫و این کفشا
‫برای سنگ‌نوردی ساخته نشده‌ان.

8
00:00:48,791 --> 00:00:49,791
‫روی ساحل صبر کن.

9
00:00:50,875 --> 00:00:54,750
‫اممم، باید وسط ماجرا باشم
‫تا یه شعر درست حسابی بسازم.

10
00:00:54,833 --> 00:00:57,541
‫به علاوه، من از اون چیزی که فکر می‌کنی چابک‌ترم.

11
00:01:02,333 --> 00:01:04,875
‫برو!

12
00:01:09,000 --> 00:01:12,250
‫گفتم بهت. من...

13
00:01:12,274 --> 00:01:22,274
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

14
00:01:22,298 --> 00:01:27,298
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

15
00:03:49,958 --> 00:03:53,208
‫وای خدا! این چه کوفتیه؟

16
00:03:58,750 --> 00:03:59,833
‫هیچ حس شخصی نیست، رفیق.

17
00:04:03,166 --> 00:04:04,541
‫خودتو نشون بده!

18
00:04:05,541 --> 00:04:08,166
‫رحم کن.

19
00:04:09,583 --> 00:04:16,541
‫این موجود قصد بدی نسبت به تو نداره.

20
00:04:16,625 --> 00:04:19,958
‫غواصای مروارید که منو واسه کشتنش استخدام کردن اینو نمیگن.

21
00:04:20,041 --> 00:04:22,125
‫این اولین حمله تو این منطقه نیست.

22
00:04:22,208 --> 00:04:23,833
‫به زور میتونه دهنشو باز کنه.

23
00:04:23,916 --> 00:04:28,416
‫داره صدف می‌خوره
‫و چیزهای قیمتی غواصا رو که توشه.

24
00:04:28,500 --> 00:04:30,791
‫تنها گناهش گرسنگیشه.

25
00:04:33,666 --> 00:04:35,250
‫رحم کن.

26
00:04:41,708 --> 00:04:44,083
‫ولی یه سواری لازم دارم.

27
00:06:14,250 --> 00:06:17,541
‫بچه‌های من نمی‌تونن بخورن
‫بخاطر اون آدم‌ها!

28
00:06:17,625 --> 00:06:20,666
‫هیچ صدفی پیدا نمیشه!

29
00:06:20,750 --> 00:06:24,958
‫میدونم ناراحتی،
‫ولی این راه حل نیست.

30
00:06:29,666 --> 00:06:30,875
‫ساکت!

31
00:06:32,916 --> 00:06:36,375
‫ما خیلی وقته که صلح داشتیم
‫تا اینجای کار که نباید الان تمومش کنیم.

32
00:06:36,458 --> 00:06:39,916
‫بزار اون کینه‌های سیاه توی گذشته بمونن.

33
00:06:40,000 --> 00:06:44,333
‫این شورا هر کاری از دستش برمی‌آد می‌کنه تا از جنگ با برمروورد جلوگیری کنه.

34
00:06:44,416 --> 00:06:48,625
‫تو کاری نمی‌کنی چون دخترت عاشق شاهزاده ست.

35
00:06:48,708 --> 00:06:51,416
‫آدم‌ها می‌دونن و دارن ازش سوءاستفاده می‌کنن.

36
00:06:51,500 --> 00:06:54,208
‫آدم‌ها از غارت مروارید گذشته‌ان.

37
00:06:54,291 --> 00:06:56,666
‫یه ویچر استخدام کردن تا آلاموراکس رو بکشن.

38
00:06:56,750 --> 00:06:57,583
‫ویچر؟

39
00:06:57,666 --> 00:07:00,791
‫اگه یه موجود دریایی تو خطر باشه، همه ما تو خطر هستیم.

40
00:07:00,875 --> 00:07:02,875
‫- راست میگه.
‫- باید جلوشون رو بگیریم!

41
00:07:02,958 --> 00:07:04,041
‫بله، باید بجنگیم!

42
00:07:06,125 --> 00:07:07,750
‫چه جور پادشاهی هستی تو؟

43
00:07:08,416 --> 00:07:10,791
‫پیشنهادتون رو بررسی می‌کنیم.

44
00:07:10,875 --> 00:07:13,500
‫مامان، جدی نیستی که!

45
00:07:13,583 --> 00:07:16,958
‫شیناز جون، تو خیلی جوونی و ساده‌لوحی.

46
00:07:17,041 --> 00:07:19,166
‫اگه دهن آدم باز بشه،

47
00:07:19,250 --> 00:07:21,458
‫حتما یه دروغ ازش بیرون میاد.

48
00:07:21,541 --> 00:07:24,416
‫شاید وقتشه که یه کم جدی‌تر برخورد کنیم.

49
00:07:24,500 --> 00:07:27,916
‫ازدواج من با آگلووال می‌تونه صلح بیاره، نه جنگ.

50
00:07:28,000 --> 00:07:29,916
‫با خواهرزادم موافقم.

51
00:07:35,000 --> 00:07:38,666
‫شاید جنگ راه حل نباشه. ولی یه عروسی...

52
00:07:38,750 --> 00:07:40,875
‫برو از اینجا گم شو، ملوسینا.

53
00:07:40,958 --> 00:07:43,958
‫دختر ما هیچوقت نمی‌تونه با یه انسان ازدواج کنه.

54
00:07:44,041 --> 00:07:45,750
‫نه که تو بتونی بفهمی

55
00:07:45,833 --> 00:07:48,083
‫عمق
‫عشق یه مادر به بچه‌ش رو.

56
00:07:48,166 --> 00:07:50,083
‫اون تازه گفت که اون عقیمه؟

57
00:07:50,166 --> 00:07:52,000
‫خواهر، تو از گذشته حرف می‌زنی،

58
00:07:52,083 --> 00:07:55,000
‫اما این در مورد آینده
‫مردم ماست.

59
00:07:55,500 --> 00:07:57,041
‫بله، ما.

60
00:07:57,791 --> 00:08:02,041
‫من هنوز عضو
‫این خانواده و دربار سلطنتی هستم، داهوت.

61
00:08:02,916 --> 00:08:06,375
‫بی‌اعتنایی تو این واقعیت رو تغییر نمی‌ده.

62
00:08:06,458 --> 00:08:08,500
‫تنها دلیل اینکه اجازه داری زنده بمونی

63
00:08:08,583 --> 00:08:11,791
‫چون خیلی خوب از این موضوع باخبرم، خواهر.

64
00:08:12,291 --> 00:08:14,291
‫برو. همین الان.

65
00:08:16,916 --> 00:08:18,750
‫می‌رم. با میل و رغبت.

66
00:08:18,833 --> 00:08:19,875
‫نگران نباش.

67
00:08:20,583 --> 00:08:23,166
‫ولی هر دوتامون می‌دونیم اول عاشق کی بود.

68
00:08:37,208 --> 00:08:40,416
‫بذار درست متوجه بشم.
‫اون هیولا دم دستت بود،

69
00:08:40,500 --> 00:08:42,625
‫و ولش کردی؟

70
00:08:42,708 --> 00:08:44,625
‫آلاموراکس کسی رو نکشته.

71
00:08:44,708 --> 00:08:45,791
‫پس آدم‌ها دروغ می‌گن؟

72
00:08:45,875 --> 00:08:48,291
‫- ممکنه.
‫- پس پری‌های دریایی قربانی هستن؟

73
00:08:48,375 --> 00:08:50,333
‫- لزوماً نه.
‫- اوه.

74
00:08:50,416 --> 00:08:53,000
‫- پس اونا هم یه چیزی رو مخفی میکنن؟
‫- شاید.

75
00:08:53,083 --> 00:08:56,916
‫نه، نه، نه.  هیچ شایدی وجود نداره.  هیچ شایدی وجود نداره.
‫خوب و بد وجود داره.

76
00:08:57,000 --> 00:08:58,000
‫همینقدر ساده است.

77
00:08:58,083 --> 00:09:01,333
‫فقط تصمیم بگیر و یه چیزی رو بکش.

78
00:09:01,416 --> 00:09:03,250
‫این بهترین چیزیه که داریم.

79
00:09:07,250 --> 00:09:08,166
‫مم.

80
00:09:08,250 --> 00:09:09,958
‫مم.

81
00:09:11,750 --> 00:09:12,708
‫آه...

82
00:09:12,791 --> 00:09:15,208
‫خیلی بده که نمیتونی از پسش بربیای.

83
00:09:20,666 --> 00:09:23,250
‫این دقیقا مثل همون موقعس که با اون عوضی هوسباز

84
00:09:23,333 --> 00:09:24,625
‫کنارِ دنیا بودیم.

85
00:09:24,708 --> 00:09:27,541
‫تو شکارچی هیولایی،
‫ولی ظاهراً فقط گاهی اوقات.

86
00:09:27,625 --> 00:09:29,083
‫و با شرایط خاص.

87
00:09:29,166 --> 00:09:30,500
‫یه کد اخلاقی.

88
00:09:30,583 --> 00:09:33,750
‫از یه راه دیگه پول درمیاریم.
‫جایی غیر از برمِروُرد.

89
00:09:33,833 --> 00:09:36,541
‫آرامشی برای قلبم، اگه نه برای شکمم.

90
00:09:36,625 --> 00:09:41,333
‫ما فقط برای اینکه دوباره با اون یکی که میدونی کیه برخورد نکنیم، به این شهرِ کثیف اومدیم.

91
00:09:42,666 --> 00:09:44,375
‫نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم.

92
00:09:44,458 --> 00:09:48,291
‫اون جادوگر چشم بنفش
‫مشخص میکنه کجا میتونیم بریم و کجا نه.

93
00:09:48,375 --> 00:09:49,750
‫چه اخلاق بدی داری!

94
00:09:49,833 --> 00:09:51,708
‫دیگه نه یانفر.

95
00:10:03,333 --> 00:10:05,833
‫چیه؟ آب به مزاجت خوش نیومد؟

96
00:10:06,333 --> 00:10:09,000
‫آب گرمه یانفر، اما کدره.

97
00:10:29,875 --> 00:10:32,583
‫شبیه امشب، درست نیست که تورو بیرون بفرستم.

98
00:10:34,375 --> 00:10:36,833
‫تو مشروب رو حساب کن، من تخت رو.

99
00:10:39,875 --> 00:10:42,375
‫فقط گفتم بازار سیاه تِرِتوگور

100
00:10:42,458 --> 00:10:45,000
‫برای احمقاییه که دنبال معجزه میگردن،

101
00:10:45,083 --> 00:10:47,833
‫که فکر نمیکردم هیچ کدومش به تو مربوط باشه.

102
00:10:47,916 --> 00:10:50,666
‫یه یادآوری خوب که تو هیچ ایده ای نداری
‫چی داری میگی.

103
00:10:50,750 --> 00:10:51,833
‫یا اینکه با کی طرفی

104
00:10:51,916 --> 00:10:54,375
‫امشب امیدوار بودم این مشکل رو حل کنم

105
00:10:55,000 --> 00:10:57,250
‫یه چیز دیگه هم که اشتباه می‌گی

106
00:10:57,333 --> 00:10:59,541
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

107
00:11:31,000 --> 00:11:31,958
‫بزن بریم!
‫ دست به کار شو!

108
00:11:32,833 --> 00:11:37,916
‫ببین، فقط می‌گم، این اخلاق و اصول تو داره جلوی شکم من رو می‌گیره

109
00:11:39,708 --> 00:11:42,000
‫این نون افتضاحه!

110
00:11:42,750 --> 00:11:43,875
‫چطوره نصف نصف کنیم؟

111
00:11:43,958 --> 00:11:46,083
‫اونوقت سکه‌ای رو که به دست آوردی بده این طرف

112
00:11:46,166 --> 00:11:47,791
‫سخت بود. سخت اما منصفانه.

113
00:11:47,875 --> 00:11:49,708
‫پس یه معامله‌ای باهات می‌کنم.

114
00:11:49,791 --> 00:11:54,291
‫اولین کاری که گیرم بیاد رو قبول می‌کنم
‫اگه تو هم همین کارو بکنی.

115
00:11:54,375 --> 00:11:56,875
‫رمز و راز واسه هیچکس.
‫سکه برای همه. نظرت چیه؟

116
00:11:57,375 --> 00:11:58,333
‫اِی!

117
00:11:59,166 --> 00:12:01,250
‫تو همونی هستی که راجع بهش حرف می‌زنن؟  جادوگر؟

118
00:12:01,333 --> 00:12:02,875
‫چی باعث شد هیولا رو آزاد کنی؟

119
00:12:02,958 --> 00:12:03,875
‫اشتباه می‌کنی...

120
00:12:03,958 --> 00:12:06,041
‫- آره، خودم هستم.
‫- عوضی!

121
00:12:06,125 --> 00:12:10,625
‫یه جادوگر که هیولا نمی‌کشه؟
‫کی تا حالا همچین چیزی شنیده؟

122
00:12:10,708 --> 00:12:13,083
‫اِی! خوش اومدی به میخانه‌ی من!

123
00:12:13,166 --> 00:12:15,750
‫ولی من آبجو نمی‌فروشم!

124
00:12:23,166 --> 00:12:25,416
‫گمشو بیرون، شما تنبل‌های بی‌عرضه!

125
00:12:26,000 --> 00:12:27,833
‫بیرون!

126
00:12:28,833 --> 00:12:32,958
‫ببخشید،
‫ولی شما یاسکیر شاعرید؟

127
00:12:33,041 --> 00:12:37,208
‫آهنگ‌ساز اکسن‌فورت؟
‫خواننده‌ی قاره؟

128
00:12:37,291 --> 00:12:40,750
‫اووه،
‫قبلاً اینا رو نشنیده بودم، ولی آره، خودم هستم!

129
00:12:40,833 --> 00:12:45,125
‫انگار نشونه‌هایی از فرهنگ بین این همه کود دیده میشه!

130
00:12:45,208 --> 00:12:48,166
‫چی می‌خوای؟
‫یه امضا؟ یه آهنگ سفارشی؟

131
00:12:48,250 --> 00:12:52,166
‫یه تصنیف اختصاصی برای عشقت؟
‫عشقا؟ عشقِ عشق؟

132
00:12:52,250 --> 00:12:55,416
‫من مسئول
‫جشنواره‌ی ایمبالک فردام.

133
00:12:55,500 --> 00:12:58,416
‫داشتن یه شاعر باکلاس مثل شما، معجزه می‌کنه.

134
00:12:58,500 --> 00:13:03,333
‫شاه هم اونجا خواهد بود، پس باید یه نمایش خوب اجرا کنیم.

135
00:13:03,416 --> 00:13:05,416
‫و دستمزد خوبی هم میدم.

136
00:13:10,041 --> 00:13:13,541
‫حالا، می‌تونم بهت اعتماد کنم که تو اجرای من عاقل باشی؟

137
00:13:13,625 --> 00:13:18,000
‫آخرین باری که تو یه ضیافت تنها گذاشتمت، با یه بچه برگشتی!

138
00:13:18,083 --> 00:13:22,166
‫یه بچه‌ی غافلگیر کننده، و این اشتباهی بود که دیگه تکرارش نمی‌کنم.

139
00:13:22,250 --> 00:13:23,083
‫آهان.

140
00:13:24,250 --> 00:13:28,375
‫دنبال کردن من کار سختیه.  خوشبختانه این گروه اول اجرا می‌کنن.

141
00:13:28,458 --> 00:13:29,791
‫هممم.

142
00:13:34,500 --> 00:13:36,458
‫خب، صبر کن. اگه اینجوری دوست داری،

143
00:13:36,541 --> 00:13:39,875
‫صبر کن تا سولوی من رو با چنگ ببیني!

144
00:13:43,291 --> 00:13:45,833
‫چنگ یه چیزی مثل چنگه، فقط خیلی کوچیک‌تره.

145
00:13:45,916 --> 00:13:48,083
‫اگه از من بپرسی خیلی کاربردی‌تره.

146
00:13:48,166 --> 00:13:51,416
‫دهنتو ببند!
‫دارم برنامه رو نگاه می‌کنم!

147
00:13:51,500 --> 00:13:54,583
‫خب، اینجوری با کسی که برنامه‌ش رو اجرا می‌کنه حرف نمی‌زنن!

148
00:13:54,666 --> 00:13:56,291
‫کسی که برنامه‌ش رو اجرا می‌کنه؟

149
00:13:56,375 --> 00:13:59,041
‫- چه جالب!
‫- یعنی همون معنی‌ای که فکر می‌کنم؟

150
00:13:59,125 --> 00:14:01,958
‫چون می‌ترسم فقط بتونم جایگاه اول رو قبول کنم.

151
00:14:02,458 --> 00:14:03,500
‫قرارمون قراره!

152
00:14:03,583 --> 00:14:07,416
‫می‌دونم قرارمون چی بود، گِرالت، ولی برای برند من خوب نیست.

153
00:14:07,500 --> 00:14:10,083
‫خب، یه کم تواضع کن.

154
00:14:12,208 --> 00:14:14,833
‫تقریباً از دروارد التماس کردم که این کارو بهت بده.

155
00:14:15,958 --> 00:14:16,916
‫چشم کوچولو!

156
00:14:17,000 --> 00:14:19,041
‫خوشحالم که می‌بینمت، جولین.

157
00:14:19,125 --> 00:14:20,125
‫جولین؟

158
00:14:20,958 --> 00:14:22,958
‫اوه، ببخشید، رفیقم یه کم ... دهن‌لق هست.

159
00:14:23,041 --> 00:14:25,791
‫اسی دیون، جرارت از ریویا رو ملاقات کن.

160
00:14:30,833 --> 00:14:32,541
‫شما دو تا همدیگه رو می‌شناسید؟

161
00:14:32,625 --> 00:14:34,916
‫با هم بزرگ شدیم.
‫همینجا تو برمِروُرد.

162
00:14:35,000 --> 00:14:36,791
‫گفتی از اکسِن‌فورت اومدی.

163
00:14:36,875 --> 00:14:40,083
‫ولش کن
‫این شلوارای شیک گولِت نزنن.

164
00:14:40,166 --> 00:14:43,083
‫این یکی هم یه دهن لقِ بی خاصیتِ،
‫مثل بقیه‌ی ما.

165
00:14:43,166 --> 00:14:46,958
‫یه کم تو شرح حال شخصیم شاعرانه نوشتم، خب مگه چی شده؟

166
00:14:48,500 --> 00:14:49,458
‫کی میتونه سرزنشم کنه؟

167
00:14:50,250 --> 00:14:51,875
‫با این بزرگ شدن تو همچین جایی.

168
00:14:53,625 --> 00:14:54,458
‫بپر!

169
00:14:55,000 --> 00:14:57,041
‫- او، بیا دیگه! بپر!
‫- بجنب دیگه، عجله کن!

170
00:14:57,625 --> 00:14:59,041
‫یا خیلی ترسویی؟

171
00:14:59,125 --> 00:15:03,291
‫مثلِ همون چیزی که گفتم. اگه بپری،
‫اسباب بازی‌ات رو پس میدم.

172
00:15:03,875 --> 00:15:07,666
‫- داره خودشو خیس میکنه از ترس.
‫- اصلاً نمیپره.

173
00:15:07,750 --> 00:15:09,750
‫پانکراتز!

174
00:15:10,375 --> 00:15:12,000
‫بذار من اول برم، پانکراتز.

175
00:15:12,083 --> 00:15:13,708
‫بهت نشون میدم چجوری باید انجامش داد.

176
00:15:24,791 --> 00:15:26,125
‫وایسا، اون صدا رو شنیدی؟

177
00:15:26,208 --> 00:15:28,416
‫اوه!

178
00:15:30,291 --> 00:15:33,250
‫اون نپرید، افتاد!

179
00:15:33,791 --> 00:15:35,125
‫بگیرش زلست!

180
00:15:35,208 --> 00:15:38,250
‫بس کن! نمیتونه نفس بکشه! ولش کن!

181
00:15:38,333 --> 00:15:41,458
‫بیا دیگه، اِسی. حالا تو مامانشی، نه؟

182
00:15:46,583 --> 00:15:50,666
‫- یکی باید این کارو با تو بکنه، زلست.
‫- ما فقط داریم یه کم خوش می‌گذرونیم!

183
00:15:50,750 --> 00:15:53,416
‫- حالت خوبه؟
‫- فقط یه بازیه.

184
00:15:55,250 --> 00:15:58,916
‫می‌گفتم حرومزاده‌ای، ولی همه اینجا می‌دونن که هستی.

185
00:16:07,166 --> 00:16:10,500
‫- از هیچ‌جا پیداش شد.
‫- بهش نشون داد!

186
00:16:10,583 --> 00:16:12,541
‫اونو دیدی؟

187
00:16:18,000 --> 00:16:20,333
‫ها. چه بلایی سر اون عوضی کوچولو اومد؟

188
00:16:20,833 --> 00:16:21,750
‫چی، زلست؟

189
00:16:21,833 --> 00:16:25,041
‫اون بچه‌ی حرام‌زاده‌ی شاه بود و یه عوضی تمام‌عیار هم بود.

190
00:16:25,541 --> 00:16:28,458
‫احتمالا تو زندان بدهکارا از سیفلیس مرد.

191
00:16:28,541 --> 00:16:30,750
‫نیمه‌کور، دیوونه، و آب از دهنش راه افتاده بود.

192
00:16:30,833 --> 00:16:33,291
‫زیاد راجع بهش فکر نکردم.

193
00:16:33,375 --> 00:16:37,500
‫اوه.

194
00:16:38,125 --> 00:16:41,666
‫شاه اوسولدت. شاهزاده آگلووال.

195
00:16:43,166 --> 00:16:44,583
‫- شاه!
‫- شاه!

196
00:16:46,791 --> 00:16:49,708
‫وای، شوخی میکنی؟

197
00:16:49,791 --> 00:16:52,125
‫و فرمانده زِلاست.

198
00:16:52,208 --> 00:16:55,125
‫همیشه یه آدم چاپلوس و حقیر بود، نه؟

199
00:16:55,208 --> 00:16:58,833
‫شاهزاده آگلووال اونو به عنوان مشاور نظامی منصوب کرد.

200
00:17:01,541 --> 00:17:04,458
‫- چه پررویی!
‫- این بده.

201
00:17:06,250 --> 00:17:09,666
‫- حرفای پرخطری برای رعیت‌های شاه.
‫- دیگه تحملشون تموم شده.

202
00:17:09,750 --> 00:17:11,708
‫پنج حمله به غواص‌ها تو چند ماه گذشته،

203
00:17:11,791 --> 00:17:13,083
‫و هیچکس پاسخگو نیست.

204
00:17:13,166 --> 00:17:15,000
‫جز آلاموراکس.

205
00:17:15,083 --> 00:17:17,833
‫بیشتر مردم می‌دونن که اون موجود بیچاره فقط یه بزغاله قربونی بود.

206
00:17:17,916 --> 00:17:22,041
‫مردم دریایی خیلی ارضی‌طلب هستن، و شاهزادگان ما تلافی نمی‌کنن

207
00:17:22,125 --> 00:17:24,416
‫چون شاهزاده آگلووال عاشق یه پری دریایی شده.

208
00:17:24,500 --> 00:17:26,500
‫وای. چه آشفته‌بازاری!

209
00:17:26,583 --> 00:17:29,666
‫این مثل همه‌ی دعواهای خونین از زمان پیوند بزرگ هست.

210
00:17:40,583 --> 00:17:44,375
‫سنّت منتظره! اگه نیای، مامان یه جوری تقصیر رو می‌ندازه گردن من.

211
00:17:44,458 --> 00:17:48,416
‫- نمی‌خوای مرگ من پای تو باشه.
‫- اوه. آه، برادرزاده‌ی من.

212
00:17:48,500 --> 00:17:50,041
‫اجازه می‌دی برم؟

213
00:19:12,458 --> 00:19:13,541
‫کیه اونجا؟

214
00:19:13,625 --> 00:19:14,791
‫خودتو نشون بده!

215
00:19:42,250 --> 00:19:44,375
‫فکر کردم می‌خوای
‫با خانواده‌ت باشی.

216
00:19:44,458 --> 00:19:47,708
‫خیلی دوستشون دارم،
‫ولی خب گاهی همه مون نیاز به یه نفس تازه داریم.

217
00:19:47,791 --> 00:19:50,666
‫- معلومه که درک می‌کنی.
‫- معلومه.

218
00:19:50,750 --> 00:19:53,416
‫هر طور که هست، می‌خواستم وقت بگذرونم
‫با مرد مرموزی

219
00:19:53,500 --> 00:19:55,791
‫که الهام‌بخش خیلی از تصنیف‌های یاسکیر بوده.

220
00:19:55,875 --> 00:19:57,291
‫بیشتر شبیه چرنده.

221
00:19:57,375 --> 00:20:00,166
‫مطمئنم می‌دونی
‫یاسکیر اهل اغراق کردنِ.

222
00:20:00,250 --> 00:20:01,958
‫خب بیا دیگه. داری خودتو کوچیک می‌کنی؟

223
00:20:02,041 --> 00:20:05,583
‫اون آهنگي که توش با یه گرگینه کشتی گرفتی،
‫با دستای خالی تو جنگل مولدر وود،

224
00:20:05,666 --> 00:20:07,000
‫زیر نور ماه کامل؟

225
00:20:07,083 --> 00:20:10,250
‫اون گرگینه رو با گیاه جادویی شوکران درمان کردم.

226
00:20:10,333 --> 00:20:12,458
‫و اون یکی که توش یه لشکر خون‌آشام رو شکست دادی

227
00:20:12,541 --> 00:20:14,875
‫با سه تا میخ تو هر دست و یکی تو دهنت؟

228
00:20:14,958 --> 00:20:16,958
‫یه خون‌آشام. یه میخ.

229
00:20:17,041 --> 00:20:18,875
‫و اون یکی که توش یه دیو پیدا کردی،

230
00:20:18,958 --> 00:20:23,041
‫جان یه جادوگر خوشگل رو نجات دادی و به خاطر جادو بهش وابسته شدی؟

231
00:20:27,750 --> 00:20:31,250
‫فقط میگم،
‫بیشتر آدما از این اغراق‌ها استفاده میکنن.

232
00:20:31,333 --> 00:20:33,041
‫از این شخصیت بزرگ لذت میبرن.

233
00:20:33,125 --> 00:20:36,666
‫مثل یاسکیر، یا بهتره بگم جولیان؟

234
00:20:37,375 --> 00:20:39,000
‫می‌فهمم چرا رفت.

235
00:20:39,583 --> 00:20:40,666
‫بیرون از کاخ،

236
00:20:40,750 --> 00:20:43,958
‫از مردای برمِروُرد انتظار می‌ره که یه شغل دریایی رو انتخاب کنن.

237
00:20:44,041 --> 00:20:45,875
‫ولی جولیان همیشه خلاق بود.

238
00:20:46,375 --> 00:20:47,375
‫متفاوت.

239
00:20:47,458 --> 00:20:49,375
‫و به خاطر همین خیلی بد باهاش رفتار می‌کردن.

240
00:20:49,458 --> 00:20:53,916
‫به جز تو، همه.
‫جرات زیادی می‌خواد که جلوی همه وایسی و مخالفت کنی.

241
00:20:55,625 --> 00:20:58,666
‫هیچ‌وقت فکر نکردی که از برمِروُرد فراتر بری؟

242
00:20:58,750 --> 00:21:01,791
‫اوضاع برای من فرق داشت.
‫هیچ‌وقت ناراحت نبودم.

243
00:21:01,875 --> 00:21:04,833
‫گاهی وقتا فکر می‌کنم اگه میرفتم، زندگیم چی میشد.

244
00:21:04,916 --> 00:21:08,333
‫ولی دریا رو، خانواده‌مو و دوستامو دوست دارم.

245
00:21:08,958 --> 00:21:11,333
‫این قاره دیگه چی میتونه به من بده؟

246
00:21:13,541 --> 00:21:16,791
‫خب، چرا بهت میگن چشم کوچولو

247
00:21:16,875 --> 00:21:19,041
‫در حالی که دو تا چشم خیلی بزرگ داری؟

248
00:21:28,416 --> 00:21:30,416
‫ن-نه بزرگ نیست. منظورم اینه که...

249
00:21:31,250 --> 00:21:35,291
‫اندازه معمولی. یه چشمای کاملا معمولی و بی‌حاشیه‌ی انسانی.

250
00:21:36,541 --> 00:21:39,875
‫ظاهراً لاس زدن خیلی بهت نمیاد، نه جادوگر؟

251
00:21:43,041 --> 00:21:45,500
‫اجرایم بی‌نظیر بود.

252
00:21:45,583 --> 00:21:48,916
‫حتی این روستایی‌های بی‌فرهنگم برایم ایستاده تشویق کردند.

253
00:21:49,000 --> 00:21:52,041
‫ها! حیف اون خبرنگار محلی بدبخت که باید دنبالم بیاد!

254
00:21:53,375 --> 00:21:54,458
‫برام آرزوی موفقیت کن.

255
00:21:55,958 --> 00:21:59,958
‫تو... تو همون شاعر محلی هستی که همه ازش تعریف میکنن؟

256
00:22:01,250 --> 00:22:03,125
‫خب، این فوق العادست، اِسی!

257
00:22:03,208 --> 00:22:07,750
‫اوه، من... مطمئنم که فوق العاده خواهی بود.

258
00:22:08,333 --> 00:22:09,791
‫موفق باشی! عالیه!

259
00:22:10,750 --> 00:22:13,166
‫آدم‌ها قبلاً صدای خوندنشو با صدای جفت گیری گربه‌ها اشتباه می‌گرفتن،

260
00:22:13,250 --> 00:22:15,333
‫پس هر چی شد، فقط لبخند بزن و دست بزن.

261
00:22:18,500 --> 00:22:22,791
‫♪ اولین پیش‌نویس داستانم بهترین نسخه نبود ♪

262
00:22:25,458 --> 00:22:28,500
‫گوش موسیقی من خیلی خوب نیست، اما...

263
00:22:28,583 --> 00:22:30,916
‫آره، خیلی خوبه. فوق العادست!

264
00:22:31,000 --> 00:22:32,750
‫صبر کن، داره آهنگ منو میخونه!

265
00:22:32,833 --> 00:22:36,333
‫داره به سبک خودش میخونتش!
‫اوه، این درست نیست!

266
00:23:29,208 --> 00:23:31,208
‫با این قیمتای مروارید،

267
00:23:31,291 --> 00:23:34,750
‫باید هر کدوم از اون آدمای دریایی فضول رو

268
00:23:34,833 --> 00:23:36,875
‫به قبر آبیشون بفرستیم.

269
00:23:36,958 --> 00:23:41,166
‫تا وقتی شاهزاده دنبال اون دم براق می‌گرده، دستام بسته‌س.

270
00:23:41,250 --> 00:23:45,541
‫بدون شک پری دریایی طلسمش کرده.  معروفن به شعبده بازیاشون.

271
00:23:45,625 --> 00:23:47,750
‫از آدم‌ها دروغگوتر نیستن.

272
00:23:49,000 --> 00:23:52,000
‫یادم نمیاد ازت نظرخواهی کرده باشم، ویچر.

273
00:23:52,083 --> 00:23:54,500
‫درسته. می‌دونم کی هستی.

274
00:23:55,458 --> 00:23:57,291
‫گرگ سفید.

275
00:23:58,125 --> 00:23:59,958
‫اگه اسممو می‌دونی،

276
00:24:00,041 --> 00:24:02,416
‫چون آهنگاشو می‌شناسی.

277
00:24:05,000 --> 00:24:07,666
‫هوی! چی شده؟

278
00:24:11,791 --> 00:24:14,500
‫چه زیباست!
‫شاهزاده ست!

279
00:24:14,583 --> 00:24:17,666
‫خدای من! این کیه؟

280
00:24:17,750 --> 00:24:19,750
‫شاهزاده نیسپن از ماریبور.

281
00:24:19,833 --> 00:24:22,750
‫دعوت کمی دیر رسید،
‫ولی پادشاه عاقلانه عمل کرد.

282
00:24:22,833 --> 00:24:27,041
‫یادآوری خوبی بود که پرنسس‌های انسانی زیادی برای ازدواج وجود دارن.

283
00:24:27,125 --> 00:24:30,958
‫حتی از خونه، خوراکی و میوه هم آورده بود!

284
00:24:31,041 --> 00:24:33,125
‫اینجوری پرنسس دوست داشتنیه.

285
00:24:33,208 --> 00:24:34,916
‫امیدوارم آگلووال هم همینطور باشه.

286
00:24:53,958 --> 00:24:55,125
‫چی شده؟

287
00:24:55,208 --> 00:24:57,208
‫- یه آرایشگر بیارین!
‫- راه رو باز کنین.

288
00:24:57,291 --> 00:24:58,666
‫این کارِ کیه؟

289
00:24:58,750 --> 00:25:01,958
‫اون عوضیا‌ی ماهی‌صفت منو با نیزه زدن.

290
00:25:02,041 --> 00:25:03,041
‫وُدْنیک‌ها.

291
00:25:04,541 --> 00:25:05,416
‫گیر افتادم.

292
00:25:05,916 --> 00:25:06,750
‫برای همیشه.

293
00:25:10,916 --> 00:25:15,208
‫اگه کوویر یا سینترا بود،
‫یه نیروی دریایی انسانی بهمون حمله کرده بود،

294
00:25:15,291 --> 00:25:17,041
‫تا حالا جنگ شروع شده بود.

295
00:25:17,541 --> 00:25:19,666
‫ما یه پادشاهی هستیم یا یه مشت ترسو؟

296
00:25:21,500 --> 00:25:24,166
‫ببخش پسر، اما وقتش رسیده.

297
00:25:24,875 --> 00:25:26,375
‫دیگه هیچ راهی نداریم.

298
00:25:27,041 --> 00:25:28,250
‫جناب پادشاه، اگر اجازه بفرمایید.

299
00:25:28,333 --> 00:25:29,833
‫همه ی راه‌ها نه.

300
00:25:30,333 --> 00:25:32,833
‫یه مشکل هیولا داریم نزدیک ساحل،

301
00:25:32,916 --> 00:25:35,458
‫و یه شکارچی هیولا هم تو جمع ماست.

302
00:25:35,541 --> 00:25:38,375
‫ویچر، به کمک تو نیاز داریم.

303
00:25:38,916 --> 00:25:41,666
‫اون ودنیکی رو که این کارو کرده پیدا کن و بکشش.

304
00:25:41,750 --> 00:25:44,666
‫موفق باشی. از هر کسی تو شهر بپرس.

305
00:25:44,750 --> 00:25:47,458
‫اون قبلاً تو کشتن آلاموراکس شکست خورده بود.

306
00:25:47,541 --> 00:25:50,208
‫چون اون هیولایی نبود که دنبالش بودی.

307
00:25:50,291 --> 00:25:54,041
‫ولی خب، واضحِ که این ودنیکیا هستند. اونا واسه مردمان دریایی کار می‌کنند.

308
00:25:54,125 --> 00:25:57,125
‫اگه ویچر تأیید کنه که اونا هستند که به غواصا حمله می‌کنند،

309
00:25:57,208 --> 00:25:59,750
‫چاره ای جز اعلام جنگ نخواهی داشت.

310
00:25:59,833 --> 00:26:01,625
‫- همشونو پیدا کن!
‫- بکششون!

311
00:26:41,166 --> 00:26:42,833
‫خب، فقط این نیست...

312
00:26:44,000 --> 00:26:45,791
‫مجبور شدم این‌جا رو کاملا پشت سرم بذارم

313
00:26:45,875 --> 00:26:47,916
‫تا بتونم اون کسی بشم که می‌خواستم باشم.

314
00:26:48,000 --> 00:26:51,416
‫اگه متوجه نشده باشی، این شهر پر از آدمای کوته فکر و احمقه.

315
00:26:51,500 --> 00:26:54,208
‫دوستت، اِسی، اینجوری نیست.

316
00:26:55,541 --> 00:26:56,375
‫آره.

317
00:26:57,291 --> 00:26:58,916
‫آره، اون مثل خواهرمه.

318
00:27:01,791 --> 00:27:06,791
‫اها! می‌دونستم! می‌دونستم! حس می‌کردم بین شما دوتا یه چیزی هست.

319
00:27:06,875 --> 00:27:09,666
‫اگه منظورت از «یه چیزی» هوا و فضا باشه، آره.

320
00:27:09,750 --> 00:27:11,458
‫زن خوبیه.

321
00:27:11,541 --> 00:27:15,541
‫برخلاف اون شیطان مو مشکی، چشم گود رفته، زبون دراز.

322
00:27:15,625 --> 00:27:17,416
‫به یه نفر مثل اِسی نیاز داری.

323
00:27:17,500 --> 00:27:20,291
‫من به پول، آرامش و سکوت نیاز دارم.

324
00:27:20,375 --> 00:27:22,500
‫نگاه کن، شاید به نظر برسی به اندازه این گوشت وحشتناک پخته شده ای که درست کردی سفت و سخت باشی، اما من حقیقت رو میدونم.

325
00:27:22,583 --> 00:27:26,875
‫اینکه زیر زره و اسلحه ها و موهات،

326
00:27:27,583 --> 00:27:30,416
‫اون موهای مسخره، مسخره،

327
00:27:30,500 --> 00:27:33,583
‫تو چیزی جز یه آدم مهربون نیستی.

328
00:27:33,666 --> 00:27:35,125
‫یه آدم مهربون، نرم،
‫مهربون، نرم، نرم، مهربون، نرم...

329
00:27:35,208 --> 00:27:38,458
‫- اِی.
‫- این چطوره واسه نرم؟

330
00:27:41,083 --> 00:27:45,250
‫یه خواب راحت شب بخواب.
‫یه سفر طولانی پیش رو داریم.

331
00:27:45,333 --> 00:27:47,625
‫و پیشنهاد می‌کنم دلت رو باز کنی.

332
00:27:47,708 --> 00:27:51,166
‫ارتباط با یه آدم دیگه، اونقدرها هم که تو می‌گی وحشتناک نیست.

333
00:28:17,166 --> 00:28:19,583
‫- آه، ببخشید.
‫- عیبی نداره.

334
00:28:19,666 --> 00:28:21,375
‫کاریش کن.

335
00:28:21,458 --> 00:28:24,083
‫- نمی‌تونستم بفهمم که تو هم همین حس رو داری یا نه.
‫- دارم.

336
00:28:24,166 --> 00:28:27,791
‫فقط... همه چی خیلی ساده است.

337
00:28:27,875 --> 00:28:31,750
‫- بهترین چیزای زندگی معمولا همینطورین.
‫- این تجربه‌ی من نبوده.

338
00:28:31,833 --> 00:28:36,166
‫انگار از تراژدی لذت می‌بری.
‫از انتخاب سخت‌ترین راه.

339
00:28:36,250 --> 00:28:39,625
‫ولی می‌تونی آرامش رو انتخاب کنی.
‫می‌تونی منو انتخاب کنی.

340
00:28:40,583 --> 00:28:43,958
‫واقعاً باید تو خیال‌پردازیات خلاق‌تر باشی.

341
00:28:44,041 --> 00:28:45,750
‫اصلاً کلیشه‌ای شده.

342
00:28:51,000 --> 00:28:54,958
‫حتی تو خوابتم نمیتونی باهام هم‌قدم شی.

343
00:28:56,041 --> 00:28:58,250
‫لازم نیست اینجوری باشه.

344
00:28:58,833 --> 00:29:00,625
‫میتونیم از نو شروع کنیم. یه شروع تازه.

345
00:29:01,125 --> 00:29:04,166
‫انگار داری مثل اون دوست دختر ادا اصول دارت حرف میزنی،

346
00:29:04,250 --> 00:29:06,291
‫و این تعریف و تمجید نیست.

347
00:29:06,375 --> 00:29:09,541
‫چرا وقتی سعی میکنم بهت نزدیک بشم، هل میدی کنار؟

348
00:29:09,625 --> 00:29:12,083
‫خواهش میکنم، گِرالت. بیدار شو.

349
00:29:12,166 --> 00:29:13,583
‫-ین، من...
‫- بیدار شو!

350
00:30:47,375 --> 00:30:48,333
‫چیو از دست دادم؟

351
00:30:53,125 --> 00:30:55,708
‫میدونم که دوست نداری
‫به‌خاطر هیچ چیز موجودات رو بکشی،

352
00:30:55,791 --> 00:30:57,625
‫ولی اون یکی تقریباً کشته بودت،

353
00:30:57,708 --> 00:30:59,250
‫و بازم ولش کردی.

354
00:30:59,333 --> 00:31:02,750
‫ولش کردم چون زنده بودنش بیشتر از مردنش به درد من میخوره.

355
00:31:02,833 --> 00:31:06,250
‫یه وودنیکه.
‫مثل همونی که غواص مروارید رو کشت.

356
00:31:06,833 --> 00:31:10,125
‫و خون وودنیک رنگین‌کمونیه.

357
00:31:10,208 --> 00:31:13,208
‫اگه بتونم رد خونشو تا لونه‌ش دنبال کنم،
‫بقیه رو هم پیدا می‌کنیم.

358
00:31:13,291 --> 00:31:14,625
‫خیلی معذرت میخوام. بقیه؟

359
00:31:14,708 --> 00:31:18,708
‫اون وودنیک میتونه بجنگه، ولی نمیتونست
‫تنها یه قایق پر از آدم رو از بین ببره.

360
00:31:18,791 --> 00:31:23,041
‫گروه گروه سفر می‌کنن، اما یه موجود دریایی چطور فهمید کجا پیدامون کنه؟

361
00:31:23,125 --> 00:31:27,166
‫حالا که با یه شاعر معروف همراه شدی، همه می‌دونن کجا هستیم!

362
00:31:27,250 --> 00:31:29,083
‫فن‌ها خیلی می‌تونن دیوونه وار باشن.

363
00:31:29,166 --> 00:31:32,791
‫یا اینکه آلاموراکس و پری دریایی‌هایی که ازشون چشم پوشی کردم، قضیه رو پخش کردن.

364
00:31:32,875 --> 00:31:34,916
‫نه، من هستم. مطمئناً من هستم.

365
00:31:41,750 --> 00:31:42,833
‫اسی؟

366
00:31:42,916 --> 00:31:44,583
‫چرا دنبالمون می‌ای؟

367
00:31:44,666 --> 00:31:47,375
‫حرفای پادشاه رو شنیدی. ما لب مرز جنگیم!

368
00:31:47,458 --> 00:31:50,166
‫باید بدونم تو شهرم چه خبره. می‌خوام کمک کنم.

369
00:31:50,250 --> 00:31:52,208
‫از تمایل شما سپاسگزارم.

370
00:31:52,291 --> 00:31:55,791
‫الان یه قایق لازم دارم که دنبال اون ودونیک بره.

371
00:31:56,375 --> 00:31:58,875
‫نه، لازم نداری.
‫جزر و مد بیشتر از ده ذراع تغییر می‌کنه،

372
00:31:58,958 --> 00:32:00,625
‫و تقریباً به جزر کامل رسیدیم.

373
00:32:02,875 --> 00:32:03,708
‫نگاه کن.

374
00:32:11,791 --> 00:32:14,500
‫موقع جزر،
‫میتونی تا دندان‌های اژدها پیاده بری.

375
00:32:20,958 --> 00:32:24,708
‫یادمه تو سن تو بودم.
‫با همه ی تیپ‌ها شیفته میشدم.

376
00:32:25,541 --> 00:32:28,375
‫دلبستگی رو با عشق اشتباه می‌گرفتم.

377
00:32:28,458 --> 00:32:31,208
‫تا اینکه... مادرت رو پیدا کردم.

378
00:32:32,250 --> 00:32:33,750
‫اون خیلی درخشان بود.

379
00:32:33,833 --> 00:32:34,875
‫مهربون.

380
00:32:34,958 --> 00:32:38,333
‫یه جور عجیبی فقط خوبیای آدما رو میدید.

381
00:32:38,916 --> 00:32:42,750
‫خدا میدونه که حتما به خاطر همین بود که جوابم مثبت بود.

382
00:32:42,833 --> 00:32:43,750
‫منم دلم براش تنگ شده.

383
00:32:44,625 --> 00:32:48,291
‫و به یادش، مثل تو، برای عشق ازدواج خواهم کرد.

384
00:32:49,375 --> 00:32:50,666
‫میخوام با شیرین ازدواج کنم.

385
00:32:51,791 --> 00:32:54,208
‫می‌دونم پسرجان، ادعا می‌کنی که نسبت به اون پری دریایی چه احساسی داری،

386
00:32:54,291 --> 00:32:58,041
‫اما برای کسانی در جایگاه ما،
‫ازدواج فقط عشق نیست.

387
00:32:58,125 --> 00:32:59,750
‫مسئولیت هم هست.

388
00:33:00,250 --> 00:33:03,125
‫زندگیت فقط مال خودت نیست.

389
00:33:03,208 --> 00:33:05,083
‫مال پادشاهیت هم هست.

390
00:33:05,166 --> 00:33:07,000
‫دارم به مملکت فکر می‌کنم.

391
00:33:07,083 --> 00:33:10,583
‫اتحاد ما پتانسیل اینو داره که صلح رو به خشکی و دریا بیاره.

392
00:33:10,666 --> 00:33:12,916
‫چطور آگلووال؟ کجا زندگی می‌کنی؟

393
00:33:13,000 --> 00:33:16,958
‫چه فرزندی می‌تونی تولید کنی؟
‫غیرممکنه.

394
00:33:21,666 --> 00:33:25,875
‫- ببخشید که مزاحمت شدم.
‫- اشکالی نداره. داشتم می‌رفتم.

395
00:33:28,041 --> 00:33:31,875
‫هرچی باشه، سعی کردم بهش بگم که رابطه‌شو با اون دختر ماهی‌گیر تموم کنه.

396
00:33:31,958 --> 00:33:34,916
‫ازت ممنونم. اون به نصیحت‌های تو ارزش می‌ذاره.

397
00:33:35,000 --> 00:33:37,833
‫هر چی لازم باشه.
‫من اینجا هستم تا به مملکت خدمت کنم.

398
00:33:37,916 --> 00:33:39,791
‫و شما هم پدر.

399
00:33:40,375 --> 00:33:41,750
‫ممنون زلست.

400
00:33:41,833 --> 00:33:45,500
‫بعضی وقتا، کاش
‫پسر خون خودم بودی.

401
00:33:45,583 --> 00:33:48,458
‫خیلی دوست داشتم ببینم
‫چه رهبری میشدی.

402
00:34:04,708 --> 00:34:07,250
‫از دور که نگاه می‌کنی، همه چی آرومه.

403
00:34:07,333 --> 00:34:09,541
‫کی می‌دونه
‫چه آشوبی زیر این آرامش در حال جوش و خروشه؟

404
00:34:10,041 --> 00:34:13,750
‫کاش پدر و مادرم،
‫همه ی مردمم،

405
00:34:13,833 --> 00:34:17,333
‫می‌دیدن که تو عین خودمون هستی.

406
00:34:17,416 --> 00:34:21,166
‫حتی اگه زبونت
‫وحشتناک گوش خراشه.

407
00:34:21,250 --> 00:34:24,375
‫هوم.
‫از آسمون تا زمین و دریا،

408
00:34:24,458 --> 00:34:26,833
‫تا حالا موجودی زیباتر از تو ندیدم.

409
00:34:26,916 --> 00:34:28,250
‫این عشقه.

410
00:34:28,750 --> 00:34:30,625
‫این عشقه.

411
00:34:30,708 --> 00:34:33,083
‫بالاخره با همیم.

412
00:34:33,166 --> 00:34:37,208
‫کاش میتونستم بقیه‌ی روزامو همینجا، کنارت بگذرونم.

414
00:34:46,791 --> 00:34:49,750
‫ویچر این آدما رو کجا میبره؟

415
00:34:49,833 --> 00:34:51,250
‫عزیزم، چی شده؟

416
00:34:51,333 --> 00:34:54,208
‫باید به بقیه هشدار بدم.

417
00:35:11,583 --> 00:35:15,250
‫دندان اژدها.
‫وقتی بچه بودم، کابوس میدیدن بهم.

418
00:35:15,333 --> 00:35:18,625
‫جولیان، فقط یه چندتا سنگن.
‫هیچ چیز ترسناکی نیستن.

419
00:35:18,708 --> 00:35:21,083
‫به جز اون روزِ ودِنیک.

420
00:35:25,458 --> 00:35:27,083
‫چی...

421
00:35:38,708 --> 00:35:40,458
‫کی فرستادت دنبالم؟

422
00:35:40,541 --> 00:35:44,041
‫اگه بگم، اون منو می‌کشه.

423
00:35:44,125 --> 00:35:46,625
‫و اگه نگی، خودم می‌کشمت.

424
00:35:46,708 --> 00:35:49,291
‫اون همونیه که
‫بهت دستور داد غواصای مروارید رو بکشی؟

425
00:35:49,375 --> 00:35:51,541
‫من هیچ غواصی رو نکشتم،

426
00:35:51,625 --> 00:35:53,166
‫ولی خوشحالم که یکی این کارو کرده.

427
00:35:53,250 --> 00:35:56,041
‫فکر می‌کنی داری از اربابات محافظت می‌کنی.
‫اشتباه می‌کنی.

428
00:35:56,125 --> 00:36:00,875
‫چون هر کی که هست، حاضرِ
‫برای جنگاش بذاره تو بمیری.

429
00:36:00,958 --> 00:36:03,583
‫آدما فکر می‌کنن من تو کشتن هیولاها
‫نرم شدم.

430
00:36:03,666 --> 00:36:07,500
‫بهشون ثابت می‌کنم اشتباه می‌کنن،
‫مگر اینکه اسمشو بهم بگی.

431
00:36:07,583 --> 00:36:08,583
‫این بود که...

432
00:36:21,791 --> 00:36:22,875
‫چه غلطی کردی؟

433
00:36:23,458 --> 00:36:24,958
‫کار توئه، ویچر!

434
00:36:25,041 --> 00:36:28,833
‫تو همونقدر که تو تشکر کردن بی‌عرضه‌ای، تو کشتن هیولاها هم بی‌عرضه‌ای.

435
00:36:28,916 --> 00:36:31,666
‫می‌بینم هنوزم داری از بقیه می‌خوای بجای تو بجنگن، جولیان.

436
00:36:31,750 --> 00:36:36,333
‫دارم سعی می‌کنم جلوی یه جنگ رو بگیرم. چرا انگار داری خودت دنبال جنگ می‌گردی؟

437
00:36:36,416 --> 00:36:40,208
‫چرندیات! من فقط می‌فهمم رهبری یعنی چی.

438
00:37:39,125 --> 00:37:40,625
‫جولیان!

439
00:37:45,541 --> 00:37:46,541
‫ایسی!

440
00:38:38,375 --> 00:38:42,083
‫برو، وگرنه تنها هیولای واقعی‌ای که می‌بینم رو می‌کشم.

441
00:38:57,291 --> 00:39:00,333
‫بابام از این موضوع باخبر میشه!

442
00:39:05,708 --> 00:39:07,500
‫آب خیلی سریع داره بالا میاد!

443
00:39:08,083 --> 00:39:12,250
‫اِسی، اگه دریا رو می‌شناسی،
‫حالا وقتشه که ثابت کنی.

444
00:39:12,333 --> 00:39:13,375
‫دنبالم بیا.

445
00:39:15,291 --> 00:39:16,500
‫پرش کن!

446
00:39:16,583 --> 00:39:18,416
‫این خیلی... وحشتناکه!

447
00:39:29,375 --> 00:39:32,125
‫چه اتفاقی افتاده؟

448
00:39:32,708 --> 00:39:35,458
‫اون برادر نامشروع شاهزاده بود!

449
00:39:35,541 --> 00:39:39,750
‫حتماً داره به تنهایی عمل می‌کنه.
‫اگلُوال هرگز همچین چیزی رو اجازه نمی‌داد.

450
00:39:39,833 --> 00:39:43,291
‫یا اینکه خیلی زیرکانه داره نقشه‌هاش رو از تو مخفی می‌کنه.

451
00:39:43,375 --> 00:39:47,291
‫اون آدم تو رو از وظیفت برای محافظت از دریاها منحرف کرده.

452
00:39:47,875 --> 00:39:50,250
‫وقتی ویچر رو دیدم بهت هشدار دادم.

453
00:39:50,333 --> 00:39:53,333
‫فعلاً، فقط هیستری‌های تو حواس منو پرت می‌کنه.

454
00:39:53,875 --> 00:39:56,000
‫من درمانگرم، نه جنگجو.

455
00:39:56,625 --> 00:39:58,541
‫پس بذار به پسرعمومون کمک کنم.

456
00:39:58,625 --> 00:40:00,500
‫از نظر ما،

457
00:40:01,125 --> 00:40:02,625
‫جنگ از قبل شروع شده.

458
00:40:02,708 --> 00:40:05,166
‫صبر کن دروآ. نفس عمیق بکش.

459
00:40:33,833 --> 00:40:35,875
‫ممنون بابت کمکت امروز، اِسی.

460
00:40:35,958 --> 00:40:37,583
‫و کمک من چی؟

461
00:40:38,208 --> 00:40:39,291
‫آبجو دیگه ای داری؟

462
00:40:39,958 --> 00:40:42,541
‫همه تقصیر رو میندازن گردن شاهزاده و دختر پری دریایی.

463
00:40:42,625 --> 00:40:45,875
‫این دوتا همونایی هستن که باید باهاشون حرف بزنیم.
‫حقیقت رو مستقیم از منبع بگیریم.

464
00:40:45,958 --> 00:40:49,125
‫هر روز صبح دمِ طلوع روی صخره‌ی بنیان‌گذاران ملاقات می‌کنن.
‫از پنجره‌ی خونم می‌بینمشون.

465
00:40:49,208 --> 00:40:50,208
‫صبح می‌تونیم بریم.

466
00:40:50,291 --> 00:40:53,083
‫نگرانم که آدما دنبال حقیقت نباشن.

467
00:40:53,166 --> 00:40:56,291
‫اونا فقط دنبال یه بهانه‌ان که موجودات دریایی رو نابود کنن.

468
00:40:56,375 --> 00:40:58,875
‫ما از زندگی دریایی ارتزاق می‌کنیم. چرا باید اونا رو از بین ببرن؟

469
00:40:58,958 --> 00:41:02,041
‫آدم‌ها یه استعداد عجیبی دارن برای دنبال کردن منافع کوتاه‌مدت

470
00:41:02,125 --> 00:41:04,958
‫و عوض کردن داستان به شکلی که تقصیر از خودشون نباشه.

471
00:41:05,041 --> 00:41:10,083
‫با شاخ‌های سیلوان، پولک‌های بازیلیک و حالا مروارید دیدم که این اتفاق می‌افته.

472
00:41:10,166 --> 00:41:13,291
‫دیگه بحث سیر کردن شکم نیست.
‫حریصیه.

473
00:41:13,375 --> 00:41:16,083
‫وودنیک گفت یه اونو استخدام کرده.

474
00:41:16,166 --> 00:41:17,500
‫این کار ملکه‌ست؟

475
00:41:18,250 --> 00:41:21,958
‫راجب ملکه پری دریایی خیلی مطمئنی،
‫ولی انگیزه‌ش چیه؟

476
00:41:22,041 --> 00:41:24,750
‫یه پدر و مادر هر کاری برای محافظت از بچه‌شون می‌کنن.

477
00:41:24,833 --> 00:41:26,916
‫اون شاهزاده آگلووال رو یه تهدید می‌دونه.

478
00:41:29,500 --> 00:41:33,458
‫با توجه به رفتاری که ما تو گذشته با پری‌های دریایی داشتیم، نمیشه سرزنشش کرد.

479
00:41:34,833 --> 00:41:39,708
‫چیزی که تو بچگی من به اسم عشق می‌شناختم، یه تکه کاه سرد روی زمین کثیف بود

480
00:41:39,791 --> 00:41:42,625
‫و یه مقدار غذای ناچیز برای زنده موندن یه روز دیگه.

481
00:41:42,708 --> 00:41:45,583
‫جنس شما هیچوقت اینقدر اعتماد بهم نداده.

482
00:41:48,166 --> 00:41:50,500
‫انگار تو گذشته گیر کردی.

483
00:41:54,333 --> 00:41:56,833
‫شاید وقتی میخوای رازهای بزرگ زندگی رو حل کنی،

484
00:41:58,166 --> 00:42:00,125
‫از جلوی چشمات شروع کنی بهتر باشه.

485
00:42:00,791 --> 00:42:01,625
‫همم.

486
00:42:12,375 --> 00:42:15,833
‫یاسکیر، بیشتر از اون زمانی که برای کنتس دو استال خوندی، بگو.

487
00:42:15,916 --> 00:42:18,875
‫این داستان رو سه بار دیگه هم برات تعریف کردم.

488
00:42:18,958 --> 00:42:23,000
‫نمی‌خوام مزاحم بشم. داستان‌هات یه هیجان غیرمستقیم بهم میدن، ولی دیگه ادامه نمیدم.

489
00:42:23,083 --> 00:42:26,666
‫خدا رو شکر. بهتره آگلوال و پرنسس زودتر بیان.

490
00:42:26,750 --> 00:42:30,333
‫نمیتونم درخواست دوست عزیزم رو رد کنم.

491
00:42:30,416 --> 00:42:34,958
‫شب گرم تابستونی تو ماریبور بود که دوباره با کنتس ملاقات کردم.

492
00:42:35,041 --> 00:42:39,250
‫افسوس، بیست سال بود که از هم دور بودیم!

493
00:42:39,333 --> 00:42:41,416
‫- بیست سال.
‫- بیست سال!

494
00:42:41,500 --> 00:42:45,708
‫پس به جای عشق بازی زیر ستاره‌ها تو باغ هلوهاش،

495
00:42:45,791 --> 00:42:49,458
‫با اون رایحه ی خوش گل‌ها که از درختا میومد،

496
00:42:49,541 --> 00:42:54,125
‫بوی قارچ‌های گندیده زیر شاخه‌های خشکیده

497
00:42:54,208 --> 00:42:56,416
‫دماغامونو پر کرده بود و...

498
00:42:56,500 --> 00:42:58,583
‫ما نمیخوایم بدونیم چی رو پر کرده بود.

499
00:42:58,666 --> 00:43:03,208
‫باشه، اما افسوس، هیچ چیز نمیتونست جلوی عشق شیرینمونو بگیره.

500
00:43:03,291 --> 00:43:07,875
‫حتی سقوط اقتصادی یه قلمرو به عنوان پایتخت میوه قاره.

501
00:43:07,958 --> 00:43:10,708
‫ و از اون موقع تا حالا خودشونو پیدا نکردن.

502
00:43:10,791 --> 00:43:14,666
‫این راست میگه، یاسکیر؟

503
00:43:15,208 --> 00:43:18,166
‫خب، از همه بیشتر تو
‫شک داری به عشقم به کنتس دو استال؟

504
00:43:24,375 --> 00:43:28,166
‫اونجان.

505
00:43:28,250 --> 00:43:31,666
‫ هم‌نوعان شما
‫دیشب یه وودنیک فرستادن که منو بکشن؟

506
00:43:31,750 --> 00:43:34,958
‫اول یه "صبح بخیر" میگفتم. اوف.

507
00:43:35,041 --> 00:43:36,750
‫لطفاً عذرخواهی کنین.
‫شاید ادبش مثل گراز باشه،

508
00:43:36,833 --> 00:43:38,583
‫ولی قلبش مثل شیره.

509
00:43:38,666 --> 00:43:43,041
‫یا تو مورد تو، شیر دریایی.

510
00:43:43,125 --> 00:43:47,875
‫خیلی قشنگ حرف می‌زنی. تحت تأثیر قرار گرفتم.

511
00:43:47,958 --> 00:43:50,458
‫عاشق؟ من که هنوز اونو درست نمیشناسم!

512
00:43:51,166 --> 00:43:53,375
‫بانوی شاعر... اِه، اِسی.

513
00:43:53,458 --> 00:43:54,583
‫بیا برام ترجمه کن.

514
00:43:55,583 --> 00:43:58,166
‫به شیناز بگو که دوست دارم با هم ازدواج کنیم،

515
00:43:58,250 --> 00:44:01,166
‫البته ممکنه یه کم طول بکشه تا بابامو راضی کنم.

516
00:44:01,250 --> 00:44:06,208
‫می‌خواد باهات ازدواج کنه. حالا باید باباشو راضی کنه.

517
00:44:06,291 --> 00:44:11,875
‫من دم دارم و تو پا. چطوری می‌تونیم این خیال‌پردازی رو به واقعیت تبدیل کنیم؟

518
00:44:11,958 --> 00:44:15,500
‫می‌پرسه چطوری می‌شه این خیال‌پردازی رو به واقعیت تبدیل کرد.

519
00:44:15,583 --> 00:44:19,833
‫- اون دم داره و تو پا.
‫- این هیچ چیزی در برابر عشق نیست.

520
00:44:19,916 --> 00:44:23,000
‫ولی عشق یعنی با هم بودن.

521
00:44:23,583 --> 00:44:26,708
‫اون نمیتونه با این کثافتا زندگی کنه.

522
00:44:28,875 --> 00:44:30,458
‫حرفای اون بود، نه من.

523
00:44:30,541 --> 00:44:32,458
‫شاید بتونم یه تانک براش بسازم.

524
00:44:32,958 --> 00:44:37,208
‫اون یه شاهزاده‌ست، نه یه حیوون خونگی.  حتی فکر کردن به همچین چیزی هم فوق‌العاده توهین آمیزه.

525
00:44:37,291 --> 00:44:38,583
‫دارم سعی می‌کنم راه حلی پیدا کنم.

526
00:44:38,666 --> 00:44:42,500
‫و همه راه حلای تو باعث ضرر اون میشه و تو هیچ از دست نمیدی.

527
00:44:42,583 --> 00:44:44,625
‫حتی یه کوچولو هم فداکاری نمیکنی.

528
00:44:44,708 --> 00:44:45,541
‫حرفای اون بود،

529
00:44:46,208 --> 00:44:47,083
‫یا حرفای تو؟

530
00:44:47,166 --> 00:44:49,916
‫بعدا میتونیم به این دعوای عاشقونه برگردیم.

531
00:44:50,000 --> 00:44:52,500
‫الان باید جلوی یه جنگ رو بگیرم.

532
00:44:52,583 --> 00:44:54,083
‫ازش درباره ی ود نیک بپرس.

533
00:44:54,750 --> 00:44:59,166
‫ویچر دوباره ازت درباره حمله ی دیروز پرسید.

534
00:44:59,250 --> 00:45:01,541
‫به ویچرت بگو که دفعه اول شنیدم.

535
00:45:01,625 --> 00:45:04,583
‫من از حمله ی ود نیک چیزی نمی‌دونم،

536
00:45:04,666 --> 00:45:06,666
‫جز اون چیزی که سربازای شاه گفتن.

537
00:45:07,583 --> 00:45:10,791
‫- می‌گی مورد حمله قرار گرفتی.
‫- یکم بعد از اینکه پدرت منو استخدام کرد.

538
00:45:10,875 --> 00:45:15,041
‫انگار یه نفر نمی‌خواست بفهمم کی اون غواصای مروارید رو کشته.

539
00:45:15,125 --> 00:45:17,291
‫اون صبح تو نزدیکی دندان اژدها دیدیمت.

540
00:45:18,083 --> 00:45:19,708
‫می‌شد فهمید که شیناز عصبانیه.

541
00:45:20,291 --> 00:45:23,791
‫رفتی شنا کردی
‫حتی یه بوسه‌ی خداحافظی هم نکردی! چرا؟

542
00:45:26,250 --> 00:45:30,000
‫دیروز وقتی اونو ول کردی عصبانی بودی؟

543
00:45:30,083 --> 00:45:35,875
‫البته که عصبانی بودم. رفتم تا مردممو از دست شمشیر برادرت نجات بدم!

544
00:45:35,958 --> 00:45:37,791
‫مطمئنم زلست و مرداش

545
00:45:37,875 --> 00:45:40,541
‫برای پیدا کردن قاتلای غواص مروارید، خیلی خوب جنگیدن.

546
00:45:40,625 --> 00:45:43,125
‫شاید پدر و مادرم
‫در مورد شما انسان‌ها حق داشتن،

547
00:45:43,208 --> 00:45:47,041
‫اگه قراره از قاتلی که پسرعمومو کشته دفاع کنی!

548
00:45:47,125 --> 00:45:49,750
‫شاید زلست در مورد مسحور کردنت حق داشت.

549
00:45:49,833 --> 00:45:52,166
‫باورم نمیشه که من عاشق این شدم! عاشق تو!

550
00:45:57,916 --> 00:46:01,333
‫وقتی فقط با هم حال می‌کردیم و حرف نمی‌زدیم، بیشتر دوستت داشتم.

551
00:46:57,333 --> 00:46:58,583
‫یا دار یا چوبه دار.

552
00:47:58,416 --> 00:48:01,500
‫آدم‌ها. طاقت دیدن‌شون رو ندارم.

553
00:48:01,583 --> 00:48:03,541
‫آروم باش عزیزم.

554
00:48:03,625 --> 00:48:07,125
‫یه رابطه که گاهی اوقات  حتما  به مشکل برمی‌خوره.

555
00:48:07,208 --> 00:48:09,500
‫مامانم داره آماده‌ی جنگ میشه.

556
00:48:10,208 --> 00:48:12,875
‫شاید نظرم نسبت به آگلووال عوض شده باشه،

557
00:48:12,958 --> 00:48:15,750
‫ولی دیگه نمی‌خوام کسی جونش رو از دست بده.

558
00:48:15,833 --> 00:48:17,916
‫موجود دریایی یا انسان.

559
00:48:18,000 --> 00:48:19,541
‫بله، می‌دونم.

560
00:48:20,041 --> 00:48:24,041
‫همچنین می‌دونم عاشق شدن به مردی که نمیتونی باهاش باشی چه حسی داره.

561
00:48:25,583 --> 00:48:28,958
‫دارم روي يه چيزي کار ميکردم از آخرين جلسه شورا.

562
00:48:29,041 --> 00:48:31,916
‫از دست آگلووال خيلي ناراحت بودي.

563
00:48:36,541 --> 00:48:37,583
‫يه معجون.

564
00:48:38,250 --> 00:48:41,000
‫اين بهت اجازه ميده که به شکل معشوقت دربياي.

565
00:48:41,583 --> 00:48:44,666
‫يعني... انسان ميشم؟

566
00:48:44,750 --> 00:48:47,916
‫اگه کاري بکني که وفاداريت رو ثابت کنه،

567
00:48:48,000 --> 00:48:49,500
‫اون قانع ميشه.

568
00:48:49,583 --> 00:48:51,958
‫اين دليلي نيست که من بخوام!

569
00:48:52,041 --> 00:48:53,666
‫بايد از همه چيزم دست بکشم.

570
00:49:32,250 --> 00:49:35,333
‫- درد داره؟
‫- خیلی زیاد.

571
00:49:35,416 --> 00:49:38,666
‫- جای زخم می مونه؟
‫- مطمئناً.

572
00:49:47,791 --> 00:49:49,541
‫ولی همه دوستام...

573
00:49:49,625 --> 00:49:52,125
‫- یه لقمه نون!
‫- و مادرم؟

574
00:49:52,208 --> 00:49:53,625
‫از شرش راحت شدیم.

575
00:49:58,125 --> 00:50:01,875
‫اگه پیش آدم‌ها بودم، میتونستم قانعشون کنم که جنگ‌طلبی رو ول کنن.

576
00:50:08,708 --> 00:50:11,083
‫ولی نمیدونم
‫میتونم اینو تحمل کنم یا نه، خاله.

577
00:50:12,041 --> 00:50:15,958
‫اینو نگه دار.
‫هیچوقت نمیدونی چی پیش میاد، عزیزم.

578
00:50:16,458 --> 00:50:18,541
‫یه دختر همیشه به گزینه‌های مختلف نیاز داره.

579
00:50:35,500 --> 00:50:38,750
‫اصلاً نمیدونم چرا اینجا با شما دوتا هستم.  به من نیازی ندارید.

580
00:50:38,833 --> 00:50:40,166
‫این درست نیست.

581
00:50:40,250 --> 00:50:42,500
‫جرالت زور بازوئه، شما مغز متفکرید.

582
00:50:42,583 --> 00:50:43,958
‫خب معلومه که من زیباییِ جمع هستم!

583
00:50:44,041 --> 00:50:46,875
‫ولی تو این شرایط، این خیلی به درد نمیخوره.

584
00:50:47,458 --> 00:50:49,208
‫شما برای حمایت روحی اینجا هستین.

585
00:50:49,750 --> 00:50:52,458
‫چیزی که الان خیلی کم داریم.

586
00:50:52,541 --> 00:50:55,541
‫از همه کمکتون تا اینجا ممنونم.

587
00:50:55,625 --> 00:50:57,916
‫نمیدونستم که تو زبان "مرز" مسلطی!

588
00:50:58,000 --> 00:50:59,000
‫چطور ممکن بود بفهمی؟!

589
00:50:59,083 --> 00:51:00,666
‫آخه تو که تقریبا منو نمیشناسی.

590
00:51:02,208 --> 00:51:04,791
‫- اِسی، این... اینطور نیست...
‫- من برای برادر زاده‌ام اومدم.

591
00:51:04,875 --> 00:51:08,208
‫اون رو به خاطر حمله‌ها به غواصای مروارید، فرستادن جنگ.

592
00:51:08,291 --> 00:51:10,791
‫اگه راست میگی و کار پری دریاییا نیست،

593
00:51:10,875 --> 00:51:12,250
‫اگه تقصیر خود آدماست،

594
00:51:13,041 --> 00:51:14,375
‫شاید بشه نجاتش داد.

595
00:51:14,376 --> 00:51:17,665


596
00:51:22,666 --> 00:51:25,041
‫پس اینجوری حل شد. کار وودنیک بوده.

597
00:51:25,125 --> 00:51:27,125
‫عالیه. حالا میتونیم بریم؟

598
00:51:27,208 --> 00:51:32,291
‫مطمئن نیستم. همه نیزه‌های وودنیک با یه زاویه فرو رفتن. از پایین.

599
00:51:32,375 --> 00:51:33,916
‫خب؟

600
00:51:34,000 --> 00:51:37,916
‫وودنیک‌ها پا دارن، اما
‫هیچ کدومشون سوار کشتی نشدن؟

601
00:51:39,125 --> 00:51:42,333
‫هر کی غواصا رو کشته،
‫فقط از تو آب حمله کرده.

602
00:51:54,958 --> 00:51:57,958
‫اون گردنبند رو فقط
‫خانواده‌ی سلطنتی پری دریایی‌ها می‌پوشن.

603
00:51:58,041 --> 00:52:00,958
‫نظریه‌ت درسته.
‫ملکه داهوت پشت این ماجراست.

604
00:52:01,541 --> 00:52:04,666
‫بهت گفتم.
‫یه پدر و مادر برای بچه‌شون از هیچ کاری دریغ نمی‌کنن.

605
00:52:05,333 --> 00:52:07,041
‫شاه دیگه هیچ وقت عقب‌نشینی نمی‌کنه.

606
00:52:08,791 --> 00:52:10,666
‫باید فوری بریم قلعه.

607
00:52:26,166 --> 00:52:28,791
‫زود از شیناز گذشتی، نه؟

608
00:52:28,875 --> 00:52:34,291
‫- معلوم شد عشقم بهش اشتباه بوده.
‫- خب، ویچر، چی برای ما داری؟

609
00:52:34,375 --> 00:52:37,625
‫دست خالی و یه عالمه بهونه،
‫مطمئناً.

610
00:52:37,708 --> 00:52:38,541
‫دستگیرش کن!

611
00:52:38,625 --> 00:52:41,750
‫می‌دونم کی غواصای مرواریدتو کشت.

612
00:52:41,833 --> 00:52:45,041
‫- می‌خوام اینو بشنوم.
‫- ما از قبل می‌دونستیم کار "وودنیک" بوده.

613
00:52:45,125 --> 00:52:46,708
‫کارای کثیف پری دریایی‌ها رو انجام می‌داد.

614
00:52:46,791 --> 00:52:50,458
‫کار "وودنیک" نبود، اما اون موجود می‌خواست شما فکر کنید که کار اونه.

615
00:52:50,541 --> 00:52:52,458
‫موجود؟

616
00:52:52,541 --> 00:52:57,000
‫به شکل کراکن در اومد تا بتونه کار ده تا وودنیک رو انجام بده.

617
00:53:07,208 --> 00:53:10,541
‫کراکن‌ها وحشتناکن، اینو قبول دارم،

618
00:53:10,625 --> 00:53:13,791
‫اما همه و همه می‌دونن که خیلی احمقن.

619
00:53:13,875 --> 00:53:17,708
‫- یه کراکن نمی‌تونست یه همچین حمله‌ای رو انجام بده...
‫- من نگفتم کراکن.

620
00:53:17,791 --> 00:53:21,708
‫گفتم شکل یه هیولای دریایی بود.
‫یه پری دریایی بود.

621
00:53:21,791 --> 00:53:22,916
‫می‌دونستم.

622
00:53:23,000 --> 00:53:25,500
‫آره، اونم یه پری دریایی اشرافی.

623
00:53:30,416 --> 00:53:34,541
‫<i>این گردنبند رو
‫روی سکان قایق غواص مروارید پیدا کردم.</i>

624
00:53:35,125 --> 00:53:38,416
‫فقط پری‌های دریایی اشرافی
‫اجازه دارن از پری‌دُت استفاده کنن.

625
00:53:38,500 --> 00:53:42,000
‫بهت گفتم
‫اون دختر پولک‌دار قابل اعتماد نیست.

626
00:53:42,083 --> 00:53:46,041
‫ولی اون شیناز نبود.
‫شک دارم اون چیزی از این موضوع بدون.

627
00:53:46,125 --> 00:53:48,958
‫گفتی پری‌های دریایی
‫فریبکار و حقه‌بازن.

628
00:53:49,041 --> 00:53:52,458
‫فقط یکی از پری‌های دریایی اشرافی
‫میتونه معجون درست کنه و تغییر شکل بده.

629
00:53:52,541 --> 00:53:53,791
‫جادوگر دریا.

630
00:53:53,875 --> 00:53:58,375
‫ملوسینا؟ می‌دونم جادو می‌کنه،
‫اما از کجا می‌دونی که تغییر شکل می‌ده؟

631
00:53:58,458 --> 00:54:02,166
‫چون قبلاً دیدمش که این کارو کرده.
‫همه ما دیدیم.

632
00:54:11,541 --> 00:54:16,791
‫من هیولایی رو که به قایق‌هاتون حمله کرد نکشتم، چون اون الان اینجاست.

633
00:54:16,875 --> 00:54:19,250
‫نه جادوگر دریایی؟

634
00:54:23,500 --> 00:54:24,791
‫فرار کن ملوسینا!

635
00:54:46,833 --> 00:54:48,791
‫گُنده‌های بی‌فایده!

636
00:54:56,083 --> 00:55:00,416
‫وای، گِرالت. تو واقعاً بلدی این جادوگرهای مو مشکی رو پیدا کنی.

637
00:55:00,500 --> 00:55:03,583
‫- از کجا فهمیدی که واقعی نبود؟
‫- به‌خاطر یه چیزی که گفتی.

638
00:55:03,666 --> 00:55:06,708
‫ماریبور 20 سال بود که آفت تو باغ‌هاش داشت.

639
00:55:06,791 --> 00:55:08,791
‫امم، بیست سال.

640
00:55:08,875 --> 00:55:13,458
‫پس اون اهل ماریبور نیست.

641
00:55:13,541 --> 00:55:15,333
‫اون اون میوه رو جادو کرد و به وجود آورد!

642
00:55:15,416 --> 00:55:18,250
‫ها! پرونده رو حل کردم!

643
00:55:18,750 --> 00:55:20,708
‫تو همه این مدت با اون جادوگر دریایی همدست بودی!

644
00:55:20,791 --> 00:55:23,833
‫- پسر.
‫- همه این حمله‌ها.

645
00:55:23,916 --> 00:55:25,958
‫همه غواصای مروارید و ماهیگیرهایی که مردن.

646
00:55:26,041 --> 00:55:29,416
‫کار تو و ملوسینا بود!

647
00:55:29,500 --> 00:55:32,375
‫یه حمله باید باعث می‌شد همه چیز خراب بشه،

648
00:55:32,458 --> 00:55:35,708
‫ولی تو انقدر لجباز بودی که مجبور شدم ادامه بدم.

649
00:55:35,791 --> 00:55:38,291
‫اگه اصرار نداشتی که این لوله کش رو استخدام کنی،

650
00:56:44,041 --> 00:56:46,083
‫باور کرده‌ی تعصبات قدیمی رو.

651
00:56:46,166 --> 00:56:48,833
‫- ولی خودت بودی.
‫- مواظب خودت باش پسرم.

652
00:56:48,916 --> 00:56:50,333
‫اینطوری صدام نکن!

653
00:56:51,958 --> 00:56:54,333
‫یه عمر حس کمبود داشتم،

654
00:56:54,416 --> 00:56:56,250
‫و حالا میخوای منو تصاحب کنی؟

655
00:56:56,333 --> 00:57:01,000
‫نه! قرار نیست به خونریزی بیشتر دامن بزنم
‫تا یه پادشاه دروغگو رو سرپا نگه دارم!

656
00:57:01,541 --> 00:57:06,333
‫باید از آگلووال محافظت کنم،
‫هر چقدر هم که ناامیدم کرده باشه،

657
00:57:06,416 --> 00:57:10,416
‫ولی تو هیچوقت چیزی جز
‫یه اشتباه نبودی که میخواستم پاکش کنم.

658
00:57:10,916 --> 00:57:13,625
‫و حالا، دقیقا همین کارو میکنم.

659
00:57:13,708 --> 00:57:15,541
‫جسدش رو هم بنداز دور.

660
00:57:55,083 --> 00:57:58,166
‫والاحضرت، هیچ‌کس جواب صریح بهم نمیده.

661
00:57:58,250 --> 00:57:59,708
‫تو اسکله چه خبره؟

662
00:57:59,791 --> 00:58:02,250
‫ناوگان سلطنتی داره به سمت دندان اژدها حرکت می‌کنه.

663
00:58:02,833 --> 00:58:04,416
‫می‌ترسم داریم به جنگ می‌ریم.

664
00:58:04,958 --> 00:58:07,083
‫جرارت و یاسکیر کجان؟

665
00:58:07,166 --> 00:58:09,458
‫با پدرم درگیر شدن. اون...

666
00:58:11,500 --> 00:58:14,625
‫دیگه اونا رو نمی‌بینی، اِسی. متاسفم.

667
00:58:15,791 --> 00:58:19,041
‫و می‌خوای بذاری این اتفاق بیفته؟
‫پس از اون بهتر نیستی!

668
00:58:19,125 --> 00:58:21,000
‫زبونت رو نگه دار، شاعر!

669
00:58:21,083 --> 00:58:23,166
‫حواست باشه با کی داری حرف می‌زنی.

670
00:58:23,250 --> 00:58:27,666
‫آره، می‌دونم. دارم با یه آدمی حرف می‌زنم که شانسی تاج و تخت گیرش اومده.

671
00:58:27,750 --> 00:58:31,750
‫جاسکیر درست می‌گفت که این گندابِ پادشاهی رو ترک کنه. من از این جا دفاع کردم.

672
00:58:31,833 --> 00:58:34,083
‫فکر می‌کردم هر مشکلی رو میشه حل کرد،

673
00:58:34,166 --> 00:58:36,583
‫اما این دیگه به من یا خانواده‌م ربطی نداره.

674
00:58:36,666 --> 00:58:39,708
‫ما فقط مردم فقیر بیرون دیوارهای کاخیم.

675
00:58:39,791 --> 00:58:40,958
‫این دیگه به شما مربوطه.

676
00:58:43,750 --> 00:58:45,958
‫خیلی بده که هیچ کدومتون برای بقیه‌ی ما ذره‌ای ارزش قائل نیستید.

677
00:58:46,041 --> 00:58:48,541
‫- این درست نیست.
‫- پس ثابت کن!

678
00:58:48,625 --> 00:58:52,666
‫اگه یه ذره از شجاعت ویچر رو داشتی، می‌تونستی جلوی این رو بگیري!

679
00:58:52,750 --> 00:58:55,083
‫اون داشت سعی می‌کرد جلوی این جنگ رو بگیره.

680
00:58:55,166 --> 00:58:56,500
‫مردمون رو زنده نگه دار.

681
00:58:57,000 --> 00:58:59,750
‫جرات می‌خواد که جلوی یه جمعیت وایسی.

682
00:58:59,833 --> 00:59:03,208
‫اون ویچر به اندازه هر کسی تو این پادشاهی، شریفه.

683
00:59:04,333 --> 00:59:06,000
‫اگه اون بیرون شیناز بود،

684
00:59:06,666 --> 00:59:08,000
‫چه کار می‌کردی؟

685
00:59:32,041 --> 00:59:35,291
‫- حالت خوبه عمه؟
‫- خیلی زود خوب می‌شم.

686
00:59:35,375 --> 00:59:37,791
‫قایق‌ها اون بالان، دارن میان سمتمون!

687
00:59:37,875 --> 00:59:39,083
‫چی داره اتفاق می‌افته؟

688
00:59:41,166 --> 00:59:43,833
‫حکومت پدر و مادرت تموم شد.

689
01:00:03,541 --> 01:00:04,833
‫همین کافیه.

690
01:00:04,916 --> 01:00:07,250
‫اول باید تو رو می‌کُشتم، ویچر،

691
01:00:07,333 --> 01:00:10,000
‫ولی حس می‌کنم
‫نه از درد می‌ترسی نه از مرگ.

692
01:00:10,625 --> 01:00:14,333
‫با این همه حرفایی که می‌زنن
‫که ویچرها احساسی ندارن،

693
01:00:14,416 --> 01:00:16,250
‫می‌دونم چطوری بهت آسیب بزنم.

694
01:00:16,750 --> 01:00:19,041
‫بذار دوستاشو جلوی چشمش ببینه‌ چطور می‌میرن.

695
01:00:19,125 --> 01:00:20,583
‫و سریع تمومش کن.

696
01:00:20,666 --> 01:00:22,500
‫من یه جنگ دارم که باید ببرم.

697
01:00:23,291 --> 01:00:27,750
‫دو تا آدم بی‌مصرف که هیچ‌کس نبودنشون رو حس نمی‌کنه.

698
01:00:29,458 --> 01:00:30,291
‫گرالت.

699
01:00:30,875 --> 01:00:33,750
‫متاسفم. متاسفم که مجبورت کردم اون معامله رو بکنی.

700
01:00:33,833 --> 01:00:36,791
‫لعنتی، میدونستم نباید برمی‌گشتم به برمِروُرد.

701
01:00:37,416 --> 01:00:39,833
‫حق با تو بود که رفتی، یاسکیر.

702
01:00:40,375 --> 01:00:41,583
‫بذار من اول برم.

703
01:01:50,333 --> 01:01:51,916
‫یه شاعر چی‌کار می‌تونه بکنه؟

704
01:01:52,000 --> 01:01:54,916
‫از من پیروی کن، و زنده بمون.

705
01:01:55,750 --> 01:01:57,500
‫وای، ما خیلی گند زدیم.

706
01:01:58,208 --> 01:01:59,583
‫شاید نه.

707
01:02:13,791 --> 01:02:15,041
‫شیناز.

708
01:02:40,375 --> 01:02:44,041
‫پادشاه با عمه‌ات همدست شده. جادوگر دریا.

709
01:02:44,125 --> 01:02:46,291
‫ولی شاهزاده‌ی من؟ کجاست؟

710
01:02:46,375 --> 01:02:47,458
‫نیومد.

711
01:02:47,541 --> 01:02:52,416
‫حتی برای جلوگیری از جنگم نیومد؟
‫حتی یه کوچولو هم فداکاری نکرد...

712
01:02:52,500 --> 01:02:55,541
‫خبر نداشت. و خیلی هم دوستت داره.

713
01:02:55,625 --> 01:02:57,291
‫عشق خودش رو نشون میده.

714
01:02:59,166 --> 01:03:00,041
‫حواست باشه!

715
01:03:24,333 --> 01:03:26,250
‫حمله!

716
01:03:40,916 --> 01:03:41,750
‫آقا!

717
01:04:39,291 --> 01:04:41,041
‫هنوزم شانس موفقیتمون خوبه.

718
01:04:56,625 --> 01:04:58,000
‫اینو خط بزن.

719
01:05:09,208 --> 01:05:13,083
‫نه!

720
01:05:49,208 --> 01:05:51,166
‫تو خودت ویچر رو راه بنداز.

721
01:05:51,250 --> 01:05:52,833
‫خواهرزادمو به من بسپار.

722
01:07:30,666 --> 01:07:32,708
‫چرا این کارو می‌کنی؟

723
01:07:32,791 --> 01:07:34,333
‫من ازت دفاع کردم!

724
01:07:34,416 --> 01:07:36,708
‫باسیم مال من بود.

725
01:07:36,791 --> 01:07:38,708
‫من و اون یه عشق واقعی داشتیم.

726
01:07:39,541 --> 01:07:42,375
‫ولی خواهرم
‫اون چیزی رو که من نمی‌تونستم بهش بدم، بهش داد.

727
01:07:43,083 --> 01:07:45,250
‫یه بچه. تو.

728
01:07:45,875 --> 01:07:50,250
‫باید با باسیم روی تخت می‌نشستم، ولی داهوت اونو ازم گرفت.

729
01:07:50,333 --> 01:07:51,416
‫اونو ازم دزدید!

730
01:07:51,916 --> 01:07:53,958
‫دردی که کشیدم،

731
01:07:54,041 --> 01:07:56,291
‫از دست دادن کسی که بیشتر از همه دوستش داشتم.

732
01:07:58,375 --> 01:08:00,083
‫حالا نوبت اونه.

733
01:08:00,166 --> 01:08:02,916
‫حقشونه که همه چیزشونو از دست بدن،

734
01:08:03,000 --> 01:08:04,750
‫و از دست خواهند داد.

735
01:08:05,791 --> 01:08:09,958
‫اگه اون موقع که فرصت داشتی، اون پاهای زشت و انتخاب می‌کردی، بهتر بود.

736
01:08:10,041 --> 01:08:11,250
‫البته،

737
01:08:11,833 --> 01:08:15,250
‫انسانِ تو حتی به اندازه‌ی کافی اهمیت نداد که بیاد.

738
01:08:22,416 --> 01:08:23,375
‫شیناز!

739
01:08:30,666 --> 01:08:31,916
‫اگلُوال.

740
01:09:53,875 --> 01:09:55,375
‫من درستش می‌کنم، برو!

741
01:10:05,875 --> 01:10:06,750
‫.خب

742
01:10:39,458 --> 01:10:40,750
‫.وای

743
01:11:05,250 --> 01:11:09,375
‫.من و عمه‌ات تو خیلی چیزا با هم موافقیم

744
01:11:09,458 --> 01:11:14,125
‫.بزرگ‌ترین مشکلایی که داشتیم، همه از تو شروع شد

745
01:11:29,000 --> 01:11:29,875
‫.اِسی!

746
01:11:44,666 --> 01:11:47,333
‫.حالا ببین چجوری شنا می‌کنی

747
01:13:07,750 --> 01:13:10,000
‫.گرالت!

748
01:13:29,250 --> 01:13:30,083
‫.گرالت

749
01:15:14,625 --> 01:15:17,958
‫.شیناز! شیناز!

750
01:15:18,666 --> 01:15:19,625
‫شیناز!

751
01:15:38,125 --> 01:15:41,250
‫- فکر کردم یه لقمه چپت می‌شی.
‫- اولین بارش نیست که.

752
01:15:41,333 --> 01:15:43,500
‫بعد از اون ماجرای سلکی‌ماو باید بوی بدش رو حس می‌کردی.

753
01:15:43,583 --> 01:15:46,625
‫- حداقل این دفعه یه حموم کرد.
‫- شیناز کجاست؟

754
01:15:53,125 --> 01:15:56,250
‫اگه ولش کنی اینجا، هیچکس سرزنشت نمی‌کنه.

755
01:15:57,166 --> 01:15:58,375
‫اون هنوز خون منه.

756
01:16:05,416 --> 01:16:08,083
‫باهاش چه کار کردی؟

757
01:16:21,500 --> 01:16:25,041
‫- ممنونم مادر.
‫- تو تنها درمانگر خانواده نیستی.

758
01:16:33,833 --> 01:16:35,833
‫این موجودات دشمن ما نیستن!

759
01:16:40,291 --> 01:16:41,791
‫و ما هم دشمن شما نیستیم.

760
01:16:42,291 --> 01:16:43,583
‫گول خوردیم!

761
01:16:44,416 --> 01:16:46,416
‫اونایی که بهشون اعتماد کردیم گولمون زدن!

762
01:16:47,916 --> 01:16:49,750
‫ولی دیگه جنگ تمومه!

763
01:16:50,250 --> 01:16:52,791
‫راهی پیدا می‌کنیم که دوباره با آرامش زندگی کنیم.

764
01:16:53,500 --> 01:16:54,500
‫بهتون قول میدم.

765
01:16:55,875 --> 01:16:57,916
‫حالا بریم خونه!

766
01:17:20,375 --> 01:17:23,500
‫ببخشید پسرم.

767
01:17:24,125 --> 01:17:25,125
‫برای همه چی.

768
01:17:25,791 --> 01:17:28,125
‫جادوگر دریایی از یه نظر به درد خورد.

769
01:17:28,750 --> 01:17:33,000
‫یه معجون وجود داره که به کاربرش اجازه میده شکل واقعی عشقش رو ببینه.

770
01:17:33,791 --> 01:17:35,750
‫میخوام با شیناز ازدواج کنم،

771
01:17:35,833 --> 01:17:38,208
‫و دوست دارم تو هم اونجا باشی.

772
01:17:38,833 --> 01:17:41,083
‫راهی هست که اون انسان بشه؟

773
01:17:41,791 --> 01:17:45,291
‫همم. شاید راهی باشه
‫که دلم رو باز کنم.

774
01:17:45,958 --> 01:17:50,083
‫البته، همه ی بدی‌ها رو پشت سر می‌گذاریم.

775
01:17:50,875 --> 01:17:52,916
‫هویت جدیدی برای خودش انتخاب می‌کنه،

776
01:17:53,666 --> 01:17:56,583
‫و هیچکس در برمروورد چیزی نمی‌فهمه.

777
01:17:57,541 --> 01:18:00,500
‫نگران نباش. من از پسش برمیام، پسرم.

778
01:18:01,291 --> 01:18:02,541
‫مطمئنم که برمی‌آیی،

779
01:18:03,583 --> 01:18:04,416
‫پدر.

780
01:18:06,791 --> 01:18:07,791
‫شاه مات.

781
01:18:32,708 --> 01:18:35,708
‫کوچک‌ترین عروسی سلطنتیه که تا حالا توش شرکت کردم.

782
01:18:35,791 --> 01:18:38,083
‫معمولا شاهزاده‌ها به خاطر کنترل خودشون معروف نیستن.

783
01:18:39,416 --> 01:18:42,083
‫هر چی شاهد کمتری برای این نمایش باشه بهتره.

784
01:18:42,916 --> 01:18:46,500
‫فکر کنم از یه جهت، کارتو خوب انجام دادی، ویچر.

785
01:18:47,625 --> 01:18:51,125
‫وقتی ماهی تبدیل به انسان بشه، نسل من ادامه پیدا می‌کنه.

786
01:18:51,791 --> 01:18:54,958
‫صرف نظر از حس اخلاقی اشتباهت.

787
01:19:47,458 --> 01:19:51,625
‫از همون لحظه که تو رو دیدم، قلبم مال تو شد، شیناز.

788
01:19:51,708 --> 01:19:55,625
‫تو یه نسخه‌ای از خودم رو آزاد کردی که نمی‌دونستم وجود داره.

789
01:20:16,250 --> 01:20:17,875
‫داری چه کار می‌کنی؟  بس کن!

790
01:20:21,083 --> 01:20:22,791
‫خیلی دیره، پدر!

791
01:20:22,875 --> 01:20:26,875
‫می‌خواستی عشقم رو مخفی کنم،
‫به پادشاهیم و خودم دروغ بگم.

792
01:20:26,958 --> 01:20:28,666
‫همه اینا فقط برای ارضای غرور خودت بود.

793
01:20:29,166 --> 01:20:32,916
‫حالا برام روشن شده.
‫دیگه اینجا جایی برای من نیست.

794
01:21:40,416 --> 01:21:42,416
‫این تقصیر توئه، ویچر!

795
01:21:42,500 --> 01:21:44,583
‫پادشاهیم... میراثم...

796
01:21:45,083 --> 01:21:47,166
‫با من از بین می‌ره.

797
01:21:47,958 --> 01:21:49,833
‫اگه از اون غرورت فراتر می‌رفتی،

798
01:21:50,416 --> 01:21:52,083
‫می‌شد از جون خیلی‌ها محافظت کرد.

799
01:21:52,166 --> 01:21:55,250
‫دو تا پسر داشتی. حالا هیچکدوم رو نداری.

800
01:21:55,333 --> 01:21:57,750
‫این میراثیِ که شایسته‌ی توئه.

801
01:22:04,041 --> 01:22:07,958
‫آگلُوال آماده‌ست که از کل زندگیش و همه چیزایی که می‌دونه، دست بکشه.

802
01:22:08,041 --> 01:22:12,125
‫- امیدوارم تصمیم درستی گرفته باشه.
‫- تو هم همین کارو کردی، جولیان.

803
01:22:12,625 --> 01:22:14,333
‫مطمئنم که شاهزاده خوب میشه.

804
01:22:38,708 --> 01:22:42,083
‫پس بالاخره آگلُوال به آرزوش رسید و شاهزادش رو گرفت.

805
01:22:42,166 --> 01:22:45,125
‫امیدوارم این ازدواج صلح و آرامشی رو به ارمغان بیاره که آرزوشون بود.

806
01:22:45,208 --> 01:22:47,500
‫بدون تو هیچوقت نمی‌تونستم به حقیقت پی ببرم.

807
01:22:47,583 --> 01:22:49,958
‫این چیزی نیست که عادت داشته باشم بگم.

808
01:22:51,375 --> 01:22:53,125
‫تو لجبازی و به راه خودت عادت کردی،

809
01:22:53,208 --> 01:22:56,166
‫ولی هیچ اشکالی نداره که یه عضو از یه تیم باشی.

810
01:22:57,083 --> 01:22:59,166
‫تكيه کردن به یه نفر دیگه.

811
01:22:59,750 --> 01:23:02,083
‫- شريك زندگي.
‫- بهت گفتم.

812
01:23:02,166 --> 01:23:05,083
‫ديدم بهتره به بقيه اعتماد نکنم.

813
01:23:05,166 --> 01:23:07,375
‫کی گفته عشق باید عاقلانه باشه؟

814
01:23:38,750 --> 01:23:39,583
‫ميدونم.

815
01:23:40,291 --> 01:23:41,875
‫لازم نیست چیزی بگی.

816
01:23:43,166 --> 01:23:45,625
‫اسی، معذرت میخوام.

817
01:23:45,708 --> 01:23:47,375
‫لازم نیست معذرت بخوای.

818
01:23:47,458 --> 01:23:50,875
‫این چند روزه انقدر ماجرا داشتم که واسه یه عمر کافیه،

819
01:23:50,958 --> 01:23:53,375
‫ولی عمر یه نفر دیگه.

820
01:23:53,458 --> 01:23:56,625
‫همیشه فکر می‌کردم اگه برمِروُرد رو ترک می‌کردم، زندگی چطوری می‌شد.

821
01:23:58,875 --> 01:24:01,208
‫ولی همون چیزایی که تو رو برام جذاب می‌کنن،

822
01:24:02,666 --> 01:24:04,666
‫همون چیزایی هستن که باعث می‌شن نتونیم با هم باشیم.

823
01:24:06,916 --> 01:24:10,250
‫هیچوقت نمی‌تونستم قلب ویچرِ تو رو رام کنم.
‫اصلاً دلمم نمی‌خواست.

824
01:24:10,333 --> 01:24:11,458
‫من یه خانواده می‌خوام.

825
01:24:12,083 --> 01:24:14,500
‫آرامش. ثبات.

826
01:24:14,583 --> 01:24:18,500
‫اون رویا بیشتر از ازدواج یه مرد با پری دریایی، دور از دسترسه.

827
01:24:18,583 --> 01:24:20,375
‫تو یه سرنوشت بزرگتری داری.

828
01:24:21,166 --> 01:24:24,333
‫تو به بقیه اهمیت میدی،
‫هر چقدر هم که سعی کنی پنهانش کنی.

829
01:24:24,416 --> 01:24:27,333
‫من هیولاها رو تعقیب می‌کنم و پول جمع می‌کنم.

830
01:24:27,416 --> 01:24:29,500
‫همین‌جوریش کردن که ویچر بشن.

831
01:24:29,583 --> 01:24:31,583
‫آدم‌ها به سرنوشت اعتقاد دارن.

832
01:24:31,666 --> 01:24:34,250
‫ولی وقتی تا این حد عمر کنی،

833
01:24:34,333 --> 01:24:37,208
‫می‌فهمی که این زندگی هیچ قافیه و ردیفی نداره.

834
01:24:37,791 --> 01:24:39,875
‫فقط رقصیدی و رد می‌شی.

835
01:24:39,958 --> 01:24:41,416
‫من مثل تو نیستم، اِسی.

836
01:24:41,916 --> 01:24:44,458
‫تو خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنی شبیه منی.

837
01:24:45,041 --> 01:24:48,333
‫کاش می‌دیدی. شاید یه روزی ببینی.

838
01:24:48,416 --> 01:24:51,666
‫ولی فعلاً،
‫انگار مجبوریم با یاسکیر کنار بیایم.

839
01:25:38,625 --> 01:25:41,250
‫اوخ، ببین این دوتا رو!

840
01:25:41,333 --> 01:25:43,583
‫نمیشه فهمید دارن عشق بازی می‌کنن یا دعوا!

841
01:25:43,666 --> 01:25:46,708
‫فقط به خاطر اینکه تو و عشقتون لعنت شده فقط دو حالت دارین

842
01:25:46,791 --> 01:25:48,041
‫مگه همه مثل منن؟

843
01:25:48,625 --> 01:25:52,541
‫خیلی امیدوارم بهشون.
‫عشق جوونیه، ولی خب عشقِ دیگه.

844
01:25:52,625 --> 01:25:54,416
‫شک ندارم،

845
01:25:54,500 --> 01:25:57,625
‫ولی هنوزم مروارید هست،
‫طمع هست، و غرورهای آسیب‌دیده.

846
01:25:57,708 --> 01:26:01,000
‫شاید شاه‌ها و ملکه‌ها ادعا کنن
‫که به فکر وارثاشون هستن،

847
01:26:01,083 --> 01:26:04,916
‫ولی من هنوز یه نفر از این اشراف‌زادگان رو ندیدم
‫که بیشتر از بچه‌شون به فکر خودخواهیاش نباشه

848
01:26:05,000 --> 01:26:06,083
‫کاش اشتباه می‌کردم.

849
01:26:06,166 --> 01:26:07,416
‫حالا فهمیدم چرا انقدر بی‌عشق و رمانتیکی!

850
01:26:08,083 --> 01:26:10,916
‫اینجوری نیست.

851
01:26:12,375 --> 01:26:15,541
‫آدماي معمولي عمرشون كوتاهه،

852
01:26:15,625 --> 01:26:17,458
‫حافظه‌شون هم كه کوتاه‌تر!

853
01:26:17,541 --> 01:26:19,000
‫اِسي عاليه،

854
01:26:19,083 --> 01:26:22,791
‫ولي مثل كسي كه به اندازه من عمر كرده، منو نميفهمه.

855
01:26:22,875 --> 01:26:25,875
‫- مثل...
‫- اسم ينفر رو نيار.

856
01:26:25,958 --> 01:26:30,625
‫هر جا كه بعدش ميريم، مواظب باشيم كه اون شيطانِ زن رو نبينيم!

857
01:26:31,458 --> 01:26:32,375
‫اوه.

858
01:26:32,958 --> 01:26:34,500
‫- پيداش كردم!
‫- كجا؟

859
01:26:34,583 --> 01:26:38,125
‫دورترين نقطه قاره. هيچ فرهنگي، هيچ آسايشي.

860
01:26:38,208 --> 01:26:41,125
‫هيچ دليلي نداره كه اون جادوگر لوس اونجا باشه.

861
01:26:41,208 --> 01:26:43,458
‫جایی به اسم کینگورن.

862
01:26:44,041 --> 01:26:45,708
‫تو کوه‌های اژدها.

863
01:26:46,375 --> 01:26:51,208
‫جایی که ماجراجویی منتظره!
‫و البته این وسط، یِنِفِر نیست.

864
01:26:51,232 --> 01:27:01,232
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

