﻿1
00:00:02,035 --> 00:00:09,035
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:09,559 --> 00:00:16,559
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:28,059 --> 00:00:31,659
‫« 15 سال قبل »

4
00:00:48,166 --> 00:00:49,333
‫الو ؟

5
00:00:49,416 --> 00:00:51,791
‫خیلی خب
‫تاییدیه «اِم‌آی‌6» رو گرفتیم.

6
00:00:51,875 --> 00:00:53,125
‫هدف وارد شده.

7
00:00:53,208 --> 00:00:54,916
‫- نوبت شماهاست.
‫- باشه.

8
00:01:02,125 --> 00:01:04,291
‫خب عزیزم، زنگ زدن اوکی رو دادن
‫آماده ای تو ؟

9
00:01:04,833 --> 00:01:07,708
‫- جدی میگم، داره دیرمون میشه، پاشو بریم !
‫- باشه الآن میام.

10
00:01:07,791 --> 00:01:09,458
‫پنج دقیقه پیشم همینو گفتی.

11
00:01:09,541 --> 00:01:10,750
‫بابا یه دقیقه.

12
00:01:10,833 --> 00:01:13,208
‫بابا من تورو می‌شناسم.
‫هروقت میگی 5 دقیقه، یه 20 دقیقه بعدش میریم.

13
00:01:13,291 --> 00:01:14,875
‫خب ببین، من میرم ماشین رو میارم.

14
00:01:37,083 --> 00:01:37,916
‫عه، نه وایسا.

15
00:01:38,000 --> 00:01:39,416
‫- هوم ؟
‫- جشن پر از بچه‌ـَست.

16
00:01:40,500 --> 00:01:42,041
‫یعنی میگی...

17
00:01:44,875 --> 00:01:46,291
‫- اون یکیو هم بذار.
‫- واقعاً ؟

18
00:01:50,000 --> 00:01:52,541
‫اینم بگیر.

19
00:01:57,833 --> 00:01:59,250
‫بابا «مَت»، دسخوش ماشین.

20
00:01:59,333 --> 00:02:02,208
‫راستی خبر داری موجودی حساب خرج‌کردمون
‫بی نهایت نیست ؟

21
00:02:02,291 --> 00:02:04,416
‫دیگه وقتی دارم اَدایِ یه شخصیت رو در میارم
‫باید تا تهِش برم، «چاک».

22
00:02:04,500 --> 00:02:06,666
‫- خودت یادمون دادی اینجوری کار کنیم.
‫- «مکائو» رو یادت رفته ؟

23
00:02:06,750 --> 00:02:09,833
‫یادت رفته نیم میلیون دلار رو به باد دادی
‫که فقط وارد مثلث خلافکارا بشی.

24
00:02:09,916 --> 00:02:11,041
‫اصلاً سگ تو ضرر...

25
00:02:11,125 --> 00:02:13,750
‫شما این یه مأموریت رو انجامش بدین
‫ماشینه برا خودتون.

26
00:02:13,833 --> 00:02:15,000
‫واقعاً ؟

27
00:02:15,083 --> 00:02:16,583
‫- نخیرم.
‫- حدس میزدم.

28
00:02:16,666 --> 00:02:18,708
‫خیلی خب، امروز شماها نقش
‫دوتا دلال اسلحه فرانسوی رو بازی میکنین.

29
00:02:18,791 --> 00:02:21,916
‫خانم و آقایِ «لِمیو» واقعی،
‫ترتیبشون داده شده.

30
00:02:22,000 --> 00:02:23,416
‫حواساتون جمع باشه.

31
00:02:23,500 --> 00:02:27,208
‫«بالتازار گور»، قبلاً مأمور «کِی‌جی‌بی» بوده
‫الآنم رئیس «وُلکا» هست.

32
00:02:27,291 --> 00:02:30,166
‫ایشون یکی از خطرناک ترین
‫تروریست‌هایِ اروپایِ شرقی محسوب میشه.

33
00:02:30,250 --> 00:02:33,416
‫درسته الآن رفتین جشن تولد بچه‌ـَش.
‫ولی دست کم نگیرینش.

34
00:02:33,916 --> 00:02:36,166
‫خودتونو قاتی جمع کنین و پیداش کنین.

35
00:02:36,250 --> 00:02:37,750
‫تویِ دوربین‌هامون ندیدیمش.

36
00:02:37,833 --> 00:02:41,125
‫اینجارو.
‫این همه تدارک واسه یه بچه 8 ساله ؟

37
00:02:41,208 --> 00:02:43,208
‫قطعاً این بچه بزرگ بشه
‫از اون لاشیاش میشه.

38
00:02:43,291 --> 00:02:45,875
‫راه‌هایِ ریدن تویِ تربیت بچه زیاده.

39
00:02:45,958 --> 00:02:47,875
‫زوم کن اینجارو ببینم.

40
00:02:49,166 --> 00:02:50,833
‫ناموساً شوخیتون گرفته ؟

41
00:02:50,916 --> 00:02:51,833
‫- چیه ؟
‫- چی شده ؟

42
00:02:51,916 --> 00:02:54,791
‫می‌دونستم نباید شما دوتارو با هم آشنا کنم.
‫شماها با همدیگه خوابیدین، نه ؟

43
00:02:54,875 --> 00:02:57,333
‫داریم نقشمون رو واسه مأموریت بازی میکنیم دیگه !

44
00:02:57,416 --> 00:02:59,333
‫بیخیال چاک، دیگه باید تویِ نقشمون فرو بریم !

45
00:02:59,416 --> 00:03:01,625
‫اگه امروز شمارو گرفتن
‫تروخدا بهتر از اینا بهشون دروغ بگین.

46
00:03:01,708 --> 00:03:03,500
‫بابا از پسش بر میایم.
‫مگه نمی‌شناسی مارو ؟

47
00:03:07,375 --> 00:03:09,791
‫- گور رو دیدیمش.
‫- خودتون دیگه میدونین چیکار کنین. برین سراغش.

48
00:03:15,083 --> 00:03:16,166
‫یه ماسکال با مرغ لطفاً.

49
00:03:16,916 --> 00:03:19,250
‫سلام.
‫من «ملودی لمیو» هستم.

50
00:03:19,333 --> 00:03:21,666
‫فقط خواستم بهتون بگم چقدر خونه‌ـَتون زیباست !

51
00:03:21,750 --> 00:03:23,166
‫بنده گور هستم.

52
00:03:24,875 --> 00:03:26,916
‫بالتازار گور.
‫از دیدنتون به شدت خوشبختم.

53
00:03:27,000 --> 00:03:28,166
‫منم از دیدن شما خوشبختم.

54
00:03:28,250 --> 00:03:30,291
‫آخ...

55
00:03:30,375 --> 00:03:32,666
‫- خیلی خب، از جشن لذت ببرید.
‫- ممنونم.

56
00:03:33,791 --> 00:03:35,416
‫هم صداشو گرفتیم هم اثر انگشتشو.

57
00:03:35,500 --> 00:03:38,833
‫حالا نوبت گاوصندوقه.
‫طبقه بالا، تویِ دفتر گور هست.

58
00:03:51,416 --> 00:03:53,333
‫خیلی خب، امیدوارم اثر انگشت کامل باشه.

59
00:04:00,000 --> 00:04:01,083
‫بالتازار گور.

60
00:04:03,458 --> 00:04:05,166
‫- دستگاه رو گرفتیم.
‫- عالیه.

61
00:04:05,250 --> 00:04:07,375
‫- حالا این چیچیه ؟
‫- کلید «آی‌سی‌اِس» میدونی چیه ؟

62
00:04:07,458 --> 00:04:09,541
‫- کلید چیچی ؟
‫- سیستم‌هایِ کنترل صنعتی.

63
00:04:09,625 --> 00:04:10,875
‫این یه شاه کلید...

64
00:04:10,958 --> 00:04:13,583
‫واسه دسترسی به یه سری از حساس ترین
‫سازمان‌هایِ دنیا هست.

65
00:04:13,666 --> 00:04:15,708
‫کارخونه‌هایِ تولید برق، سد‌ها، راکتور‌هایِ هسته ای...

66
00:04:15,791 --> 00:04:18,041
‫این دستِ گور بمونه
‫یه چرنوبیل دیگه رو دستمونه.

67
00:04:18,125 --> 00:04:20,125
‫باشه فهمیدیم.
‫خطرناکه.

68
00:04:31,125 --> 00:04:32,416
‫از پله‌هایِ شرقی استفاده کنین.

69
00:04:32,500 --> 00:04:33,666
‫بجنبین !

70
00:04:46,000 --> 00:04:47,958
‫کارتون عالی بود.
‫حالا برین سمت نقطه مذکور.

71
00:04:48,041 --> 00:04:50,208
‫«بارون اندروز» از اِم‌آی‌6 اونجا منتظرتونه.

72
00:04:50,291 --> 00:04:53,416
‫فقط «امیلی» اگه میشه جلویِ بارون
‫اسمِ کلیده رو نیار.

73
00:04:53,500 --> 00:04:57,791
‫میدونم شما دوتا قبلاً همدیگه رو می‌شناختین.
‫ولی نباید به کسی اعتماد کنیم، خب ؟

74
00:05:16,625 --> 00:05:18,291
‫- امیلی !
‫- بارون.

75
00:05:18,375 --> 00:05:20,666
‫خداروشکر حالت خوبه.
‫خیلی نگرانت بودم.

76
00:05:20,750 --> 00:05:23,083
‫- چقدرم که نگران بودی، آره رنگتم پریده !
‫- «مَت»...

77
00:05:24,125 --> 00:05:26,416
‫خب، امیلی قصد نداری برگردی انگلیس...

78
00:05:26,500 --> 00:05:28,583
‫و واسه یه سرویس اطلاعات درست حسابی کار کنی ؟

79
00:05:28,666 --> 00:05:31,625
‫هروقت یه مشت مأمور درست حسابی استخدام کردن میام.

80
00:05:31,708 --> 00:05:34,458
‫آره، شما هم مأمور جابجایی و سفر‌هایی، نه ؟

81
00:05:34,541 --> 00:05:36,166
‫زدی ترکوندی کارتو‌ها !

82
00:05:36,250 --> 00:05:38,291
‫آره، به لطف اِم‌آی6 اینو در اختیارتون گذاشتیم.
‫خط نندازین روش.

83
00:05:38,375 --> 00:05:40,000
‫آخه شما آمریکایی‌ها از ظرافت چیزی حالیتون نیست.

84
00:05:40,083 --> 00:05:41,208
‫من که خیلی به خودم نمیگیرم.

85
00:05:41,291 --> 00:05:43,416
‫چیه ؟ عصبی شدی انگار ؟
‫نکنه حسودیت شده ؟

86
00:05:43,500 --> 00:05:46,041
‫- دقیقاً به چیچیت حسودیم بشه ؟
‫- چمیدونم، یکم حسادت حس کردم این وسط.

87
00:05:46,125 --> 00:05:47,791
‫- شاید بخواطر لحجه‌ـَمه...
‫- برو بابا چیکار لحجه‌ـَت دارم.

88
00:05:47,875 --> 00:05:50,333
‫راستش با کل شخصیتت مشکل دارم.
‫ولی خب، لحجه‌ـَتم خیلی بی تاثیر نیست.

89
00:05:50,416 --> 00:05:52,791
‫شما دوتا هم از اون زوج‌هایِ نگفتنی می‌شین !

90
00:05:53,666 --> 00:05:54,666
‫سفر بخیر امیلی.

91
00:05:54,750 --> 00:05:56,833
‫- خوشحال شدم دیدمت.
‫- اوهوم.

92
00:05:57,833 --> 00:05:58,666
‫بیا کلیدت.

93
00:06:00,000 --> 00:06:02,375
‫خط نندازی روش !
‫به سلامت !
‫(مسخره کردن لحجه و کلمات انگلیسی‌ها)

94
00:06:02,458 --> 00:06:06,208
‫- بسیار خب فرماندار، واقعاً عذر می‌خواهم ذغال‌اخته !
‫- اَدا درآوردنت افتضاحه !

95
00:06:10,333 --> 00:06:12,875
‫سلام خوشومدین. من «دیلان» هستم.
‫می‌خواین کیف‌هاتونو براتون جا بدم ؟

96
00:06:12,958 --> 00:06:15,875
‫نه دستت درد نکنه.
‫ولی اگه شامپاین دارین، بیارین برامون.

97
00:06:15,958 --> 00:06:17,291
‫- البته.
‫- عالی شد !

98
00:06:17,791 --> 00:06:20,750
‫راستش واسه من نوشیدنی نیارین، من نمیخوام.

99
00:06:20,833 --> 00:06:21,791
‫شامپاین نمی‌خوری ؟

100
00:06:22,833 --> 00:06:23,916
‫- نه.
‫- واقعاً ؟

101
00:06:24,000 --> 00:06:26,041
‫مأمولاً بعد از مأموریت‌هامون یه نوشیدنی میزدیم با هم.

102
00:06:26,125 --> 00:06:29,125
‫اره، ولی خب میدونی ؟
‫ارتفاع زیاده، تشنمم شده...

103
00:06:29,208 --> 00:06:32,708
‫زیاد تو فاز شامپاین خوردن نبودم، میدونی ؟

104
00:06:33,916 --> 00:06:36,291
‫خیلی خب، قطعاً یه خبرایی شده.

105
00:06:39,458 --> 00:06:40,875
‫- عه ؟
‫- معلومه !

106
00:06:40,958 --> 00:06:43,500
‫دقیقاً نمیدونم چِت شده
‫ولی یه خبرایی شده.

107
00:06:43,583 --> 00:06:44,458
‫حامله‌ـَم.

108
00:06:44,541 --> 00:06:46,000
‫ببخشید چی شد ؟

109
00:06:46,708 --> 00:06:47,875
‫باباشم تویی.

110
00:06:47,958 --> 00:06:51,333
‫خب، اینکه باباش من باشم که منطقیه...

111
00:06:51,416 --> 00:06:54,291
‫- مگه با کسی غیر از منم هستی ؟
‫- نه ! مگه تو با کس دیگه ای هستی ؟

112
00:06:54,375 --> 00:06:57,625
‫نه، من که با کس دیگه ای نیستم، ولی میگم...

113
00:06:57,708 --> 00:06:59,000
‫حالا مطمئنی بارداری ؟

114
00:07:02,625 --> 00:07:03,708
‫کاملاً مطمئنم.

115
00:07:03,791 --> 00:07:08,583
‫رویال فلاش آوردی، نه ؟
‫(یه اصطلاح تویِ پوکر)

116
00:07:08,666 --> 00:07:10,625
‫رو تک تکشون جیش کردم.

117
00:07:15,041 --> 00:07:17,458
‫ببین، نمیدونم تو برنامه‌ـَت چی بوده...

118
00:07:18,041 --> 00:07:19,750
‫ول خب...

119
00:07:21,916 --> 00:07:24,166
‫میدونم خیلی مدت زیادی با همدیگه نبودیم...

120
00:07:25,583 --> 00:07:26,416
‫من هستم.

121
00:07:27,166 --> 00:07:28,125
‫جان ؟

122
00:07:28,208 --> 00:07:29,708
‫گفتم من هستم.

123
00:07:29,791 --> 00:07:31,125
‫تا تهِش هستم.

124
00:07:31,625 --> 00:07:35,458
‫فرد مورد علاقه‌ـَم قراره یکیو بیاره برام
‫که بیشتر موردعلاقه‌ـَم باشه !

125
00:07:36,625 --> 00:07:37,541
‫من پایه‌ـَم.

126
00:07:38,625 --> 00:07:41,541
‫- همیشه دقیق میدونی چی باید بگی.
‫- خب حقیقت رو میگم دیگه.

127
00:07:41,625 --> 00:07:45,333
‫اصلاً گور باباش، کل بطری شامپاین رو بیار
‫میخوام جایِ دو نفر شامپاین بخورم !

128
00:07:49,458 --> 00:07:50,500
‫قراره بچه دار شیم !

129
00:07:50,583 --> 00:07:52,750
‫به جفتتون تبریک میگم.
‫خیلی خبر خوبیه !

130
00:07:56,666 --> 00:07:58,458
‫مطمئنی با این موضوع مشکلی نداری ؟

131
00:07:59,166 --> 00:08:01,250
‫آخه من خودم تجربشو دارم، میدونم.

132
00:08:01,333 --> 00:08:04,958
‫تویِ حرفه کاریِ ما، جای بچه نیست.

133
00:08:05,041 --> 00:08:09,666
‫خب، منم از رویِ تجربه،
‫میدونم خونواده نداشتن چه حسی داره.

134
00:08:11,500 --> 00:08:12,791
‫من خودم همیشه دنبال همین بودم.

135
00:08:12,875 --> 00:08:14,000
‫منم همینطور.

136
00:08:17,083 --> 00:08:18,500
‫چیشد ؟؟

137
00:08:19,625 --> 00:08:21,375
‫چیشد ؟
‫دهنم بو میداد ؟

138
00:08:21,458 --> 00:08:23,666
‫- خوبی تو ؟
‫- آره، فقط...

139
00:08:23,750 --> 00:08:26,250
‫باید یکم آب بزنم صورتم.

140
00:08:27,375 --> 00:08:30,166
‫شرمنده، دستشویی خرابه.

141
00:08:30,250 --> 00:08:31,500
‫قراره 11 ساعت تویِ این هواپیما باشیم !

142
00:08:31,583 --> 00:08:32,708
‫واقعاً شرمنده.

143
00:08:36,250 --> 00:08:39,125
‫مت، دستشویی خرابه...

144
00:08:45,208 --> 00:08:46,625
‫- نخیر...
‫- ولش کن !

145
00:08:46,708 --> 00:08:47,541
‫کلید رو رد کن بیاد.

146
00:08:48,583 --> 00:08:49,625
‫باشه.

147
00:08:54,041 --> 00:08:55,875
‫اینم کلید،
‫ولش کن.

148
00:09:26,000 --> 00:09:28,041
‫امیلی !

149
00:11:43,625 --> 00:11:45,416
‫- داری چیکار میکنی ؟
‫- فقط یدونه چتر داشتیم !

150
00:11:45,500 --> 00:11:47,416
‫- نه !
‫- امیلی، وقت نداریم !

151
00:11:55,291 --> 00:11:57,208
‫حواست به بچه باشه !

152
00:11:57,791 --> 00:11:59,291
‫امیلی، چیکار داری میکنی ؟

153
00:12:13,750 --> 00:12:15,000
‫ولم نکن !

154
00:12:15,541 --> 00:12:16,875
‫خودت ولم نکن !

155
00:12:16,958 --> 00:12:18,000
‫باشه ول نمیکنم !

156
00:12:24,666 --> 00:12:26,416
‫اون تیکه خالی رو می‌بینی ؟

157
00:12:26,500 --> 00:12:28,500
‫- باشه، سفت بچسب.
‫- چسبیدم !

158
00:12:38,208 --> 00:12:40,125
‫وای خدا ! زنده موندیم !
‫بجنب زود باش !

159
00:12:42,250 --> 00:12:44,125
‫چیشده ؟
‫تو خوبی ؟

160
00:12:44,208 --> 00:12:46,583
‫یه چندتا از دنده‌‌هام شکسته
‫ولی مشکل چیز دیگست.

161
00:12:46,666 --> 00:12:50,375
‫ولی ببین امیلی.
‫وقتی بچمون تو راهه، نمیتونیم همینطوری به کارمون ادامه بدیم.

162
00:12:50,458 --> 00:12:53,500
‫یعنی چی ؟
‫بکشیم بیرون، بریم عادی زندگی کنیم ؟

163
00:12:54,291 --> 00:12:55,875
‫اینا خبر داشتن ما تویِ این هواپیماییم.

164
00:12:56,500 --> 00:12:58,083
‫هویتمون لو رفته.

165
00:12:58,166 --> 00:13:00,250
‫یعنی چیکار کنیم ؟
‫قایم بشیم ؟

166
00:13:01,041 --> 00:13:04,208
‫خب، همه فکر میکنن تویِ سقوطه مُردیم، نه ؟

167
00:13:04,291 --> 00:13:06,708
‫- آره.
‫- همین خودش یه فرصته که غیب شیم بریم.

168
00:13:06,791 --> 00:13:11,000
‫آره، از نو شروع میکنیم.
‫باید ارتباطمون رو با هرکی داریم، قطع کنیم.

169
00:13:11,083 --> 00:13:12,583
‫برا من که فرقی نداره
‫کلاً کسیو نداشتم.

170
00:13:12,666 --> 00:13:14,625
‫البته تو مامانتو داری.

171
00:13:14,708 --> 00:13:16,375
‫- باید مامانتو هم بذاری کنار.
‫- آره.

172
00:13:17,041 --> 00:13:18,125
‫نترس، چیز زیادیو از دست نمیدم.

173
00:13:20,458 --> 00:13:21,541
‫چاک چی میشه ؟

174
00:13:21,625 --> 00:13:24,541
‫چاک چی بشه ؟
‫چاک دوستمونه، این خانوادمونه !

175
00:13:24,625 --> 00:13:25,500
‫مطمئنم درکمون میکنه.

176
00:13:25,583 --> 00:13:28,000
‫یعنی هرچی تا الآن ساختیم و کار کردیم رو
‫بذاریم کنار ؟

177
00:13:28,083 --> 00:13:30,541
‫زندگیمون، شغلمون ؟
‫هرچی داریم رو بذاریم کنار ؟

178
00:13:30,625 --> 00:13:33,166
‫آره، درسته.
‫آخه همه چی الآن عوض شده.

179
00:13:33,250 --> 00:13:35,916
‫میدونی که اگه ماهیچه داخلی ران‌ـَم اینقدر قوی نبود...

180
00:13:36,000 --> 00:13:37,166
‫تا الآن مُرده بودی، نه ؟

181
00:13:39,291 --> 00:13:41,416
‫آره، ران‌هات جونِ منو نجات دادن.

182
00:13:42,041 --> 00:13:43,333
‫خب نمردیم دیگه !

183
00:13:43,416 --> 00:13:45,875
‫- یعنی جدی جدی قراره همینکارو بکنیم ؟
‫- معلومه که انجامش میدیم !

184
00:13:45,958 --> 00:13:49,291
‫ببین، درسته، نمیدونم قراره کجا بریم
‫یا چیکار کنیم، ولی...

185
00:13:49,375 --> 00:13:50,500
‫یکاریش میکنیم.

186
00:13:51,083 --> 00:13:51,958
‫اگه تو پایه‌ای، منم هستم.

187
00:13:52,041 --> 00:13:53,583
‫تا تهِش هستم.

188
00:13:54,750 --> 00:13:56,541
‫- بیا باید از اینجا بریم.
‫- بریم.

189
00:14:05,742 --> 00:14:10,542
‫«بازگشت به عملیات»

190
00:14:15,566 --> 00:14:17,566
«زمان حال»

191
00:14:24,458 --> 00:14:28,083
‫عشقم، اگه گفتی امروز چه روزیه ؟

192
00:14:28,166 --> 00:14:31,458
‫روزی که مردِ من بازی رو تموم میکنه !

193
00:14:31,541 --> 00:14:33,666
‫روز بازیه ! ایول !

194
00:14:33,750 --> 00:14:35,125
‫- ببین...
‫- چیه ؟

195
00:14:35,208 --> 00:14:37,958
‫اگه این بازی رو بردیم...

196
00:14:38,041 --> 00:14:41,166
‫نمیخوام بگم بخواطر مربی‌گری من هست که بُردیما...

197
00:14:41,250 --> 00:14:44,125
‫- ولی فکر کنم...
‫- همش بخواطر مربی‌گری توئه، نه ؟

198
00:14:44,208 --> 00:14:46,666
‫مگه ندیدی چقدر سکسی مربی‌گری میکنم ؟
‫مگه نشنیدی درباره فوتبال من چیچی میگن ؟

199
00:14:46,750 --> 00:14:48,208
‫- چی میگن ؟
‫- بهم میگن «مسی» !

200
00:14:48,291 --> 00:14:50,000
‫نه بابا ؟

201
00:14:50,583 --> 00:14:52,583
‫وای لعنتی.

202
00:14:52,666 --> 00:14:54,250
‫دوباره دیرشون میشه.

203
00:14:54,333 --> 00:14:56,333
‫«آلیس»، «لیو» !
‫بیاین صبحونه !

204
00:14:56,416 --> 00:14:59,083
‫همین الآن بازی رو تمومش کن !

205
00:14:59,166 --> 00:15:00,583
‫آخه از کجا فهمید ؟

206
00:15:01,083 --> 00:15:03,125
‫آلیس، بجنب !

207
00:15:03,208 --> 00:15:05,541
‫- زودباشین، بیاین دیگه !
‫- هنوز دارم مسواک میزنم.

208
00:15:05,625 --> 00:15:08,791
‫یعنی بیست دقیقه‌ـَست داره مسواک میزنه ؟
‫سرش تو گوشیشه.

209
00:15:08,875 --> 00:15:12,250
‫خب گفتم که، اگه از گوشیشون خسته شدی
‫بگیرش ازشون.

210
00:15:12,333 --> 00:15:14,458
‫- خودت بگیر ازش !
‫- نخیر، من می‌ترسم ازش.

211
00:15:14,541 --> 00:15:16,541
‫میدونم، ترسناکه، نه ؟

212
00:15:16,625 --> 00:15:18,541
‫وای، دیدی چطوری نگاهمون میکنه ؟!

213
00:15:18,625 --> 00:15:21,416
‫- آلیس، دندونات تمیز شدن دیگه !
‫- اومدم.

214
00:15:21,500 --> 00:15:23,041
‫یادته یه زمانی دوستمون داشت ؟

215
00:15:23,125 --> 00:15:25,333
‫من که یادم نمیاد.
‫خیلی وقته دیگه دوستمون نداره.

216
00:15:25,416 --> 00:15:28,375
‫چطوره رسمِ «فیلم دیدن دوشنبه شب‌ها با مامان»
‫رو دوباره راه بندازم ؟

217
00:15:28,458 --> 00:15:31,291
‫به نظرم فکر خوبیه، نه ؟

218
00:15:31,375 --> 00:15:33,916
‫میتونیم «کرید» رو ببینیم، یا مثلاً «کرید 2» رو.

219
00:15:34,000 --> 00:15:36,000
‫- یکم زیادی روغن بچه تویِ این فیلمه، مطمئنی میخوای...
‫- واقعاً زیاده ؟
(بخواطر براق به نظر اومدن بدن بازیگر‌ها در کرید)

220
00:15:36,083 --> 00:15:38,958
‫وقتی خودت 14 سالت بود، چیکارا میکردی با مامانت ؟

221
00:15:39,041 --> 00:15:40,875
‫14 سالم که بود، یا خدا !

222
00:15:40,958 --> 00:15:44,083
‫مامانم که اعزام شده بود «بیروت»
‫به منم نگفته بود.

223
00:15:44,166 --> 00:15:45,250
‫آره، این نمونه بدیه.

224
00:15:45,333 --> 00:15:47,833
‫واقعاً بچگی سختی داشتم.

225
00:15:47,916 --> 00:15:50,166
‫چطوری رفیق ؟ خوبی ؟

226
00:15:50,250 --> 00:15:51,375
‫آره.

227
00:15:51,458 --> 00:15:55,375
‫خب، دیشب هم بعد خاموشی
‫داشتی بازی میکردی، نه ؟

228
00:15:55,458 --> 00:15:56,583
‫نه بابا.

229
00:15:59,833 --> 00:16:02,500
‫باشه بابا، آره، ببخشید.

230
00:16:02,583 --> 00:16:04,875
‫بابا خیلی زود جا خالی کردی و لو دادی.
‫داشتم گولتو می‌خوردم !

231
00:16:04,958 --> 00:16:08,041
‫اینقدر زود لو نده همه چیو.
‫یکم تمرین کن !

232
00:16:08,125 --> 00:16:10,166
‫میگم، الآن از چیچی ناراحت شدی دقیقاً ؟

233
00:16:10,250 --> 00:16:13,083
‫نه، به دروغ گفتن تشویقش نکن !

234
00:16:13,166 --> 00:16:15,000
‫چرا دروغ نگه ؟
‫شماها که همیشه دروغ میگین.

235
00:16:15,083 --> 00:16:16,833
‫- ببخشید چی ؟
‫- چی گفتی خانمِ جوان ؟

236
00:16:16,916 --> 00:16:20,083
‫مثلاً اون روز بابا رو دیدم که داشت به روسی
‫با یارو تعمیرکاره حرف میزد.

237
00:16:20,166 --> 00:16:22,333
‫- دقیقاً داستان از چه قراره ؟
‫- بابا اون که «بابی براون» بود.

238
00:16:22,416 --> 00:16:24,166
‫یارو رو خیلی وقته می‌شناسم.
‫رفیقم باهاش.

239
00:16:24,250 --> 00:16:26,875
‫- روسی بلدی ؟
‫- نه بابا، یه چندتا کلمه بلدم.

240
00:16:26,958 --> 00:16:30,458
‫مثلاً «دازودانیا» یا «اسپوتنیک» یا مثلاً «گورباچِو»، همین کلمه‌هارو بلدم.
‫(چندتا کلمه روسی مثال زده)

241
00:16:30,541 --> 00:16:32,666
‫داشتی باهاش سر سیستم تهویه هوا بحث میکردی.

242
00:16:32,750 --> 00:16:34,250
‫خب میدونی، من و بابات...

243
00:16:34,333 --> 00:16:37,125
‫یکم روسی یاد گرفتیم.
‫مال زمانی هست که واسه گروهِ صلح رفته بودیم اونجا.

244
00:16:37,208 --> 00:16:39,166
‫مگه واسه گروه صلح رو تویِ کلمبیا نبودین ؟

245
00:16:39,250 --> 00:16:40,708
‫- اونجا با هم آشنا شدین دیگه ؟
‫- اونجا با هم آشنا شدیم ؟

246
00:16:40,791 --> 00:16:42,708
‫- آره.
‫- آره، همونجایی که گفتی با هم آشنا شدیم.

247
00:16:42,791 --> 00:16:44,166
‫- اوهوم کلمبیا.
‫- اوهوم.

248
00:16:44,250 --> 00:16:47,000
‫- از کلمبیا رفتیم روسیه.
‫- از کلمبیا رفتیم «بلیز».

249
00:16:47,083 --> 00:16:49,375
‫- آره.
‫- بلیز بغل دست کلمبیا هست.

250
00:16:49,458 --> 00:16:50,916
‫آره دقیقاً.

251
00:16:51,000 --> 00:16:53,583
‫- کلمبیا، بلیز، روسیه...
‫- آره.

252
00:16:53,666 --> 00:16:56,166
‫اره، زیاد اینطرف و اونطرف میرفتیم.
‫صلح به این راحتی بدست نمیاد.

253
00:16:56,250 --> 00:16:57,666
‫آره، یه کلمه دیگه هم بلدم !

254
00:16:57,750 --> 00:16:59,416
‫- «کوشای زاوتراک».
‫- جان ؟

255
00:16:59,500 --> 00:17:01,083
‫- اینی که گفتی یعنی چی ؟
‫- یعنی...

256
00:17:01,166 --> 00:17:02,333
‫- صبحونتونو بخورین !
‫- صبحونتونو بخورین !

257
00:17:06,750 --> 00:17:09,208
‫امروز عصر چندتا قرار دارم...

258
00:17:09,291 --> 00:17:11,625
‫- میشه لباسارو از خشک شویی بگیری ؟
‫- باشه.

259
00:17:11,708 --> 00:17:14,958
‫باید یه سر هم بریم «کاستکو»
‫خیلی چیزا تموم کردیم.

260
00:17:15,041 --> 00:17:15,916
‫باشه.

261
00:17:16,000 --> 00:17:18,666
‫داداش، نوشابه رژیمی اونم این موقع صبح ؟

262
00:17:18,750 --> 00:17:20,750
‫نوشابه رژیمی جلویِ سرطان رو میگیره دیگه.

263
00:17:20,833 --> 00:17:23,125
‫- اینو از کجا شنیدی دیگه ؟
‫- بده من اینو.

264
00:17:23,208 --> 00:17:25,166
‫فعلاً اینو نداریش.

265
00:17:25,875 --> 00:17:27,666
‫هی، میشه اینارو در بیاری ؟

266
00:17:29,416 --> 00:17:30,500
‫- چی ؟
‫- من بودم نمیگفتم بهش.

267
00:17:30,583 --> 00:17:32,833
‫هوم...

268
00:17:32,916 --> 00:17:33,958
‫چی گوش میدی ؟

269
00:17:34,041 --> 00:17:35,541
‫تو نمی‌شناسیشون.

270
00:17:35,625 --> 00:17:37,541
‫راست میگی، احتمالاً نمی‌شناسم.

271
00:17:37,625 --> 00:17:41,500
‫راستش می‌خواستم بدونم برنامه‌ـَت واسه بعد بازی
‫چیه امشب ؟

272
00:17:41,583 --> 00:17:42,666
‫واسه چی می‌پرسی ؟

273
00:17:42,750 --> 00:17:45,625
‫گفتم شاید بخوای چندتا از دوستاتو دعوت کنی...

274
00:17:45,708 --> 00:17:47,916
‫بشینیم دور هم ماکتل درست کنیم...
‫(نوشیدنی بدون الکل)

275
00:17:48,000 --> 00:17:50,583
‫بعدشم بشینیم یکم با هم غیبت کنیم !

276
00:17:50,666 --> 00:17:52,958
‫امشب قراره خونه «آنالیس» درس بخونم.

277
00:17:53,041 --> 00:17:55,166
‫- تا الآن دو بار رفتی تو دیوار.
‫- آها راست میگی.

278
00:17:55,250 --> 00:17:57,041
‫تو هم همیشه، داری درس میخونی.

279
00:17:58,041 --> 00:18:01,291
‫خب، دوشنبه هم وقتم آزاده من.

280
00:18:01,375 --> 00:18:03,583
‫گفتم با همدیگه بشینیم فیلم ببینیم.

281
00:18:03,666 --> 00:18:05,125
‫- نمیخوام.
‫- واقعاً ؟

282
00:18:05,208 --> 00:18:07,291
‫مطمئنی نمیخوای ؟

283
00:18:07,375 --> 00:18:08,541
‫خیلی خب.

284
00:18:10,458 --> 00:18:11,833
‫خودم باهات فیلم میبینم.

285
00:18:11,916 --> 00:18:13,041
‫- واقعاً ؟
‫- آره بابا.

286
00:18:13,125 --> 00:18:15,833
‫- حاظری «کرید 3» رو هم ببینی ؟
‫- اصلاً روغن بچه می‌مالم به خودم برق بزنم موقع نگاه کردن...

287
00:18:15,916 --> 00:18:17,958
‫می‌خوام شبیه مایکل بی بشم، میدونی چی میگم ؟

288
00:18:18,041 --> 00:18:20,291
‫خیلی خب، رسیدیم.

289
00:18:21,041 --> 00:18:24,000
‫خب عزیزم، مدرسه خوش بگذره.

290
00:18:25,708 --> 00:18:27,250
‫نه من بیشتر دوست دارم !

291
00:18:28,666 --> 00:18:32,208
‫راستی لیو.
‫یادت نره، امروز دیر میایم دنبالت.

292
00:18:32,291 --> 00:18:34,791
‫بابا این چیه دوباره پوشیدی ؟

293
00:18:34,875 --> 00:18:36,458
‫خیلی چیز خوبیه !

294
00:18:36,541 --> 00:18:39,541
‫هم روندِ خواب رو دنبال میکنه، هم مقدار اکسیژن دریافتی
‫هم فشار خون رو میگیره برام.

295
00:18:39,625 --> 00:18:41,500
‫تو فقط 12 سالته.
‫فشار خون که نداری !

296
00:18:41,583 --> 00:18:43,791
‫یکم زیادی واسه انگشتات گشاد نیست ؟

297
00:18:43,875 --> 00:18:45,666
‫واسه همین رو شستم می‌پوشمش دیگه !

298
00:18:45,750 --> 00:18:48,500
‫اصلاً چطوره فردا یه سر بریم بیرون
‫یکم فوتبال بازی کنیم ؟!

299
00:18:48,583 --> 00:18:49,791
‫بابا مگه نمیدونی «سی‌تی‌ای» چیه ؟
‫(بیماری مغزی به دلیل ضربات متعدد به سر)

300
00:18:49,875 --> 00:18:52,375
‫بابا توپ بازی میکنیم، میندازیم و میگیریم.
‫قبلاً بازیش میکردم.

301
00:18:52,458 --> 00:18:54,750
‫آره، واسه همین میگم.
‫شاید تا الآن «سی‌تی‌ای» گرفته باشی !

302
00:18:54,833 --> 00:18:57,541
‫اوخ، بد خرابت کرد !

303
00:18:58,875 --> 00:19:01,333
‫«سی‌تی‌ای» چه زهر ماریه.
‫حالا «سی‌تی‌ای» رو نشونش میدم.

304
00:19:01,916 --> 00:19:03,541
‫- دیدی تو هم ؟
‫- چیو دیدم ؟

305
00:19:03,625 --> 00:19:05,250
‫دوباره داره دور اون پسره می‌گرده.

306
00:19:05,875 --> 00:19:07,583
‫- اینو از کجا آوردی ؟
‫- از آمازون خریدم.

307
00:19:07,666 --> 00:19:09,333
‫بهش یکم فضا بده عزیزم.

308
00:19:09,416 --> 00:19:12,208
‫دوباره رفته پیشش.
‫دستایِ همدیگه رو هم گرفتن !

309
00:19:15,375 --> 00:19:16,625
‫- لب گرفتن !
‫- چی ؟!

310
00:19:16,708 --> 00:19:17,541
‫لب گرفتن ؟!

311
00:19:18,750 --> 00:19:21,416
‫آخه کدوم 14 ساله ای سیبیل داره ؟!

312
00:19:21,500 --> 00:19:23,416
‫اسمش جیمز هست.
‫16 سالشم هست.

313
00:19:23,500 --> 00:19:25,791
‫- این یکی دیگه راه نداره !
‫- تاحالا ندیده بودم ماچ کنن همدیگه رو.

314
00:19:25,875 --> 00:19:27,916
‫- این یکی دیگه کجا بود ؟
‫- چی میگی بابا اینم از آمازون خریدم.

315
00:19:28,000 --> 00:19:30,250
‫بعد خودت به من گیر دادی
‫که چرا برگ جمع کن خریدم ؟!

316
00:19:30,333 --> 00:19:31,666
‫باورم نمیشه...

317
00:19:31,750 --> 00:19:33,583
‫لعنتی ! چیکار کنیم ؟
‫خودشه !

318
00:19:33,666 --> 00:19:35,208
‫- جوابشو بده خب.
‫- دیدتمون !

319
00:19:35,291 --> 00:19:38,125
‫- انکار کن، از کجا می‌فهمه ؟
‫- اینارو قایم کن.

320
00:19:38,208 --> 00:19:39,375
‫لعنتی، جوابش بده دیگه.

321
00:19:40,541 --> 00:19:41,375
‫سلام عزیزم.

322
00:19:41,458 --> 00:19:43,041
‫- مامان ؟
‫- چیزیو جا گذاشتی ؟

323
00:19:43,125 --> 00:19:44,750
‫دارین چیکار میکنین شماها ؟

324
00:19:44,833 --> 00:19:47,000
‫خیلی چندشه کارتون !
‫دوربین گرفتین دستتون ؟

325
00:19:47,625 --> 00:19:49,541
‫خب، راستش مامانت حرکتو شروع کرد.

326
00:19:49,625 --> 00:19:51,666
‫جدی جدی باید برین
‫یه کار و زندگیی واسه خودتون درست کنین.

327
00:19:51,750 --> 00:19:54,250
‫وقتی درسامو خونه آنالیس خوندم، میام خونه.

328
00:19:54,333 --> 00:19:55,541
‫باشه.

329
00:19:55,625 --> 00:19:57,583
‫دیدی گفتم باید گوشی رو ازش بگیری ؟

330
00:19:59,125 --> 00:20:00,333
‫باید مخفیانه تر عمل کنیم.

331
00:20:03,291 --> 00:20:05,000
‫واقعاً بهمون گفت کار و زندگی بهم بزنیم ؟

332
00:20:05,083 --> 00:20:06,333
‫من زندگیم همینه !

333
00:20:06,416 --> 00:20:09,458
‫اصلاً یعنی چی ؟
‫خودشم میدونه کار و زندگی بهم زدن یعنی چی ؟

334
00:20:09,541 --> 00:20:11,500
‫کل روز زندگیم شده به شماها رسیدن !

335
00:20:11,583 --> 00:20:14,000
‫اصلاً اگه کار و زندگی داشتم، میدونی چیکار میکرد ؟

336
00:20:14,083 --> 00:20:15,291
‫دم و دقه اینطوری بود که «مامان کجایی ؟».

337
00:20:15,375 --> 00:20:17,416
‫«مامان من میخوام برم اینجا !»
‫«مامان من میخوام برم اونجا !»

338
00:20:17,500 --> 00:20:20,791
‫« نگام نکن ! از اتاقم برو بیرون ! برام غذا بیار ! »

339
00:20:20,875 --> 00:20:24,041
‫جَوونا همشون همینن.
‫یه روز اینشکلی هستن، یه روز یه شکل دیگه !

340
00:20:24,125 --> 00:20:27,375
‫همه میگن بچه آدمو خورد میکنه.
‫ولی عمراً بذارم منو خورد کنه !

341
00:20:27,458 --> 00:20:28,708
‫وای خدا...

342
00:20:28,791 --> 00:20:31,083
‫فرمان شما دریافت نشد.
‫لطفاً دوباره تکرار کنید.

343
00:20:31,166 --> 00:20:34,791
‫الکسا، خیلی زشته فال گوش وایمسی !
‫سرت تو کار خودت باشه !

344
00:20:34,875 --> 00:20:36,791
‫میخواهید یک برنامه برایِ «مدیتیشن» بهتون پیشنهاد بدهم ؟

345
00:21:22,500 --> 00:21:23,375
‫خیلی خب.

346
00:21:25,250 --> 00:21:26,791
‫یه بار دیگه امتحان میکنم، بار آخر...

347
00:21:29,500 --> 00:21:32,083
‫بیخیال، نخواستم.

348
00:21:38,166 --> 00:21:40,333
‫- چیکار میکنی ؟
‫- هی، تو چی میگی ؟!

349
00:21:40,833 --> 00:21:41,666
‫هوم ؟

350
00:21:42,291 --> 00:21:44,958
‫- هیچی.
‫- بهش نمیخوره هیچی باشه.

351
00:21:45,625 --> 00:21:47,000
‫-بخواطر آلیسه.
‫- آلیس ؟

352
00:21:47,083 --> 00:21:49,750
‫داره دروغ میگه بهمون
‫نرفته خونه آنالیس درس بخونه...

353
00:21:49,833 --> 00:21:52,916
‫واسه همینه که میگم همیشه باید
‫حواسمون به بچه‌هامون باشه.

354
00:21:53,000 --> 00:21:54,958
‫مثل کاری که بقیه مادر پدرا میکنن !

355
00:21:55,041 --> 00:21:58,458
‫قبلاً درباره این موضوع بحث کردیم.
‫ما که مثل بقیه خانواده‌ها نیستیم !

356
00:21:58,541 --> 00:22:02,458
‫بابا عملاً ما جاسوس بودیم !
‫کارمون همین بود !

357
00:22:02,541 --> 00:22:03,666
‫کارمون این بود...

358
00:22:04,625 --> 00:22:08,166
‫بعدم جاسوسیِ تروریست‌ها و جنگ‌آور‌هارو میکردیم
‫نه بچه‌هایِ خودمونو.

359
00:22:08,250 --> 00:22:10,750
‫- آره، ولی تو اینو ببین، به نظر خودت...
‫- نمیخوام ببینم.

360
00:22:10,833 --> 00:22:13,500
‫مثلاً همین پشت رو ببین، این چیه ؟

361
00:22:13,583 --> 00:22:14,916
‫چی ؟
‫نوشته مامان افتضاحه ؟

362
00:22:15,000 --> 00:22:16,750
‫غلط املایی هم داره تازه.

363
00:22:17,291 --> 00:22:18,791
‫خب همین کارا رو کردی که اینو نوشته !

364
00:22:18,875 --> 00:22:20,041
‫نمیخوام ببینمش.

365
00:22:21,083 --> 00:22:22,708
‫بذار یه بار دیگه امتحان کنم...

366
00:22:24,875 --> 00:22:26,500
‫همینطوری هی کنجکاو بازی در بیاری
‫بد تموم میشه.

367
00:22:26,583 --> 00:22:28,333
‫میخوام که بد تموم بشه.

368
00:22:28,958 --> 00:22:30,583
‫- بالاخره باز شد.
‫- اینم از این.

369
00:22:30,666 --> 00:22:31,583
‫بابا فوضولی نکن.

370
00:22:31,666 --> 00:22:34,208
‫کلاً این روزا کارش شده همین.

371
00:22:34,708 --> 00:22:37,166
‫این چیه ؟
‫اینجارو ببین.

372
00:22:39,250 --> 00:22:43,833
‫این چیه ؟
‫« اخرالزمان شیمیایی راه میندازیم ! وقتشه کارو تموم کنیم ! »

373
00:22:43,208 --> 00:22:45,291
‫- اخرالزمان شیمیایی ؟
‫- اخرالزمان شیمیایی ؟

374
00:22:45,875 --> 00:22:47,750
‫الآن گفتین اخرالزمان شیمیایی ؟

375
00:22:48,958 --> 00:22:51,458
‫فکر نمیکردم بعد از اتفاقی که پارسال افتاد
‫بازم از این حرکتا بزنن.

376
00:22:51,541 --> 00:22:52,750
‫- پارسال دقیقاً چی شد ؟
‫- پارسال دقیقاً چی شد ؟

377
00:22:52,833 --> 00:22:53,666
‫چمیدونم.

378
00:22:53,750 --> 00:22:56,500
‫فکر کنم مربوط به یه دختری به اسمِ «مالی» میشد.
‫(مواد مخدر مالی منظورشه)

379
00:22:59,791 --> 00:23:03,916
‫ناموساً شوخیتون گرفته ؟
‫الآن رفته وسط شهر، تویِ تقاطع «آدامز» و «پیدمونت» !

380
00:23:04,000 --> 00:23:05,750
‫اصلاً چرا لوکیشنش روشنه ؟
‫باید خاموشش میکرد.

381
00:23:05,833 --> 00:23:06,791
‫انگار داریم رمز تقلب میزنیم.

382
00:23:08,291 --> 00:23:09,125
‫رفته کلاب !

383
00:23:09,208 --> 00:23:10,166
‫- کلاب ؟!
‫- آره !

384
00:23:18,833 --> 00:23:20,041
‫برو بریم.

385
00:23:20,125 --> 00:23:23,083
‫- چقدر پر انرژی هستن اینا !
‫- داری بدترش میکنیا !

386
00:23:23,166 --> 00:23:27,416
‫- بابا خیلی وقته نیومدیم اینجور جاها.
‫- آره، ما نیومدیم، دخترمون اومده !

387
00:23:27,500 --> 00:23:31,583
‫بابا یکمم خودمون خوش بگذرونیم بد نیست.
‫میگیری منظورو ؟

388
00:23:40,375 --> 00:23:42,250
‫- بجنبین !
‫- ایول !

389
00:23:42,333 --> 00:23:44,750
‫- ببخشید، داریم رد میشیم.
‫- ببخشید.

390
00:23:45,875 --> 00:23:46,750
‫وای خدایِ من !

391
00:24:00,291 --> 00:24:02,125
‫یه «هاروی والبنگر» بده بیاد.

392
00:24:18,000 --> 00:24:19,083
‫اون بالاست.

393
00:24:20,708 --> 00:24:23,500
‫آلیس اِمیلیا رینولدز !
‫پاشو بریم.

394
00:24:23,583 --> 00:24:24,541
‫فوراً !

395
00:24:27,250 --> 00:24:29,375
‫- ولی من کاری...
‫- یه کلمه هم نداشته باشیم !

396
00:24:30,125 --> 00:24:32,333
‫تو هم صدات در نیاد
‫با اون سبزی مسخره پشت لبات.

397
00:24:32,416 --> 00:24:34,250
‫بیا بریم.

398
00:24:34,333 --> 00:24:37,041
‫آخه چرا اینجا نمونم ؟
‫مامان بابایِ اینا که براشون مهم نیست !

399
00:24:37,625 --> 00:24:39,458
‫شاید اصلاً مامان باباشون دوستشون نداشته باشه !

400
00:24:39,541 --> 00:24:41,375
‫چمیدونم !
‫بیا بریم !

401
00:24:41,458 --> 00:24:43,916
‫به این زودی داری میری ؟
‫جشن تازه شروع شده !

402
00:24:44,000 --> 00:24:46,041
‫وسایلتو بردار و بیا بریم !

403
00:24:46,916 --> 00:24:47,750
‫بیا بریم.

404
00:24:47,833 --> 00:24:51,416
‫نکنه تلویزیونتون قطع شده ؟
‫واسه همینه اینقدر دیر موقع از خونه اومدین بیرون ؟

405
00:24:51,500 --> 00:24:53,625
‫سلام کنین «بومر»ها !
‫(یه تیکه کلامه که دارن مسخرشون میکنن و میگن شماها قدیمی هستین)

406
00:24:54,750 --> 00:24:55,750
‫بومر ؟!

407
00:24:55,833 --> 00:24:57,791
‫آره «کارن»، بومر !

408
00:24:58,833 --> 00:24:59,708
‫کارن ؟

409
00:25:00,541 --> 00:25:05,083
‫بچه‌ها، یکم به ما فضا بدین، ما رفتیم.
‫همین و بَس.

410
00:25:05,166 --> 00:25:07,250
‫آره، مثلاً میخوای چیکار کنی ؟

411
00:25:07,833 --> 00:25:10,750
‫فکر کنم نشنیدین.
‫گفتم یکم فضا بهمون بدین...

412
00:25:10,833 --> 00:25:13,500
‫تا دخترم که زیر سن قانونیه رو
‫از کلاب بردارم ببرم !

413
00:25:13,583 --> 00:25:16,000
‫- بابا !
‫- به نظرم به اندازه کافی بزرگ شده.

414
00:25:16,083 --> 00:25:18,750
‫باشه بابا، آروم بگیر.
‫بیا بریم.

415
00:25:18,833 --> 00:25:19,666
‫تموم شد رفت.

416
00:25:20,500 --> 00:25:21,833
‫کجا با این عجله ؟

417
00:25:45,250 --> 00:25:46,458
‫بهش دست نزنین !

418
00:25:49,416 --> 00:25:51,833
‫- لعنتی !
‫- نفسم بالا نمیاد !

419
00:25:51,916 --> 00:25:54,416
‫چرا یهویی اینطوری شد ؟

420
00:25:55,000 --> 00:25:56,458
‫اونقدرا هم گند نزدیم، زدیم ؟

421
00:26:02,166 --> 00:26:04,666
‫اصلاً ما بومر نیستیم.
‫نسل «اِکس» حساب میشیم فقط.

422
00:26:04,750 --> 00:26:07,333
‫ما یجورایی وسط دوتا نسل گیر کردیم.

423
00:26:07,416 --> 00:26:08,958
‫بیا، بیا فلنگو ببندیم !

424
00:26:26,375 --> 00:26:27,666
‫خیلی خب، چطوری رفتین تو اصلاً ؟

425
00:26:27,750 --> 00:26:29,375
‫- کارت شناسایی جعلی دادی ؟
‫- نه.

426
00:26:29,458 --> 00:26:32,416
‫یعنی همینطوری 14 ساله‌هارو
‫راحت راه میدن این تو ؟

427
00:26:32,500 --> 00:26:35,791
‫باشه بابا، آره، یه کارت شناسایی جعلی دارم.
‫ولی فقط باهاش میرم رقص.

428
00:26:35,875 --> 00:26:37,625
‫کی تورو وارد این مسخره بازیا کرده ؟
‫این هلو خان ؟

429
00:26:37,708 --> 00:26:40,458
‫اسمش جیمزه.
‫بعدشم تو فقط واسه این ازش خوشت نمیاد چون سفید پوسته !

430
00:26:40,541 --> 00:26:42,791
‫- بابا مامانتم سفید پوسته !
‫- چی میگی ؟

431
00:26:42,875 --> 00:26:45,333
‫بعدشم، موضوع که جیمز نیست !

432
00:26:45,416 --> 00:26:47,458
‫- موضوع خودتی !
‫- آره.

433
00:26:47,541 --> 00:26:50,458
‫شما فقط واسه این ناراحتین
‫چون مثل شماها زندگی نمیکنم، زندگی خودمو میکنم !

434
00:26:50,541 --> 00:26:52,083
‫- چی ؟
‫- بیخیال بابا.

435
00:26:52,166 --> 00:26:53,500
‫اصلاً چطوری پیدام کردین ؟

436
00:26:55,500 --> 00:26:56,500
‫الو ؟

437
00:26:56,583 --> 00:26:58,541
‫- مامان افتضاهه ؟ با این نوشتنایِ مسخرتون !
‫- اوهوم.

438
00:26:58,625 --> 00:27:00,541
‫اونقدرم رمز سختی نذاشتی رو لپتاپت.

439
00:27:00,625 --> 00:27:03,458
‫رفتی سراغ لپتاپم و پیام‌هامو خوندی ؟!

440
00:27:03,541 --> 00:27:05,125
‫پیامای تو ؟
‫اینا پیام‌هایِ هممونه !

441
00:27:05,208 --> 00:27:07,833
‫- اونم گوشیِ تو نیست، گوشیِ هممونه !
‫- درسته.

442
00:27:07,916 --> 00:27:10,333
‫وقتی هم برسیم خونه، تویِ خونه ما قراره جریمه بشی.

443
00:27:10,416 --> 00:27:14,166
‫- واسه همینه که میخوام مدرک «جی‌ای‌دی»ـمو بگیرم !
‫- مدرک چیچیتو ؟

444
00:27:14,250 --> 00:27:16,875
‫میخوام زودتر فارق تحصیل بشم
‫برم یجایِ دور درس بخونم !

445
00:27:16,958 --> 00:27:19,250
‫شما کور خوندی.
‫ما عمراً پولشو بدیم !

446
00:27:19,333 --> 00:27:21,250
‫اصلاً قرار نیست درباره کلاب صحبت کنیم، نه ؟

447
00:27:21,333 --> 00:27:23,583
‫شما الآن زدین دهنِ بچه‌هارو سرویس کردین !

448
00:27:23,666 --> 00:27:24,958
‫تازه یکیشونم خیلی ناز بود !

449
00:27:25,041 --> 00:27:26,000
‫- درست حرف بزن !
‫- درست حرف بزن !

450
00:27:26,083 --> 00:27:28,750
‫یعنی واقعاً الآن بحث ما سر طرز حرف زدنِ منه ؟!

451
00:27:28,833 --> 00:27:30,750
‫اصلاً از کجا یاد گرفتین این کارا رو بکنین ؟

452
00:27:30,833 --> 00:27:33,458
‫من و بابات یه چندتا کلاس تکواندو هم رفتیم.

453
00:27:33,541 --> 00:27:35,500
‫«چندتا کلاسِ به اصطلاح تکواندو» ؟

454
00:27:35,583 --> 00:27:37,666
‫کِی ؟ همون موقع که تویِ ژاپن بعنوان گروهِ صلح رفته بودین ؟

455
00:27:37,750 --> 00:27:38,875
‫ما که نگفتیم ژاپن بودیم !

456
00:27:38,958 --> 00:27:41,833
‫بعدشم تکواندو یه هنر رزمی کره‌ای هست.

457
00:27:41,916 --> 00:27:43,083
‫بعدشم، باورت نمیشه...

458
00:27:43,166 --> 00:27:45,166
‫با همین یکی دو جلسه چقدر میشه یاد گرفت !

459
00:27:45,250 --> 00:27:49,166
‫واقعاً توقع دارین باورتون کنم ؟
‫خیلی دیگه دارین اَدا در میارین !

460
00:27:49,250 --> 00:27:51,250
‫- اَدا ؟
‫- ما داریم اَدا در میاریم ؟

461
00:27:51,333 --> 00:27:52,666
‫شما خودت کارت شناسایی تقلبی داشتی !

462
00:27:52,750 --> 00:27:54,541
‫اصلاً نمیتونم باهاتون حرف بزنم !

463
00:27:54,625 --> 00:27:56,166
‫عه ؟ واقعاً اینطوریه ؟

464
00:27:56,250 --> 00:27:59,625
‫شما قراره جریمه تو خونه باشین کلا.
‫فعلاً با این کنار بیا.

465
00:27:59,708 --> 00:28:02,208
‫آره، حالا میدونم اینی که گفت خیلی معنی نداشت...

466
00:28:02,291 --> 00:28:05,083
‫ولی بعد از اون کاری که جلو خودت با رفیقات کرد
‫واقعاً میخوای سر به سرش بذاری ؟

467
00:28:05,166 --> 00:28:06,875
‫واقعاً نمیتونم تحملتون کنم !

468
00:28:07,666 --> 00:28:08,916
‫خیلی دیوونه وار بود، نه ؟!

469
00:28:09,000 --> 00:28:10,333
‫آره بابا، اصلاً شگفت انگیز، دیوانه وار بود !

470
00:28:10,416 --> 00:28:12,750
‫ولی از اون دیوانه‌‎وار‌هایی بود که بده
‫و نباید انجامش میدادیم...

471
00:28:12,833 --> 00:28:14,041
‫از اون دیوانه‌‎وار‌هایِ خوب بود...

472
00:28:14,125 --> 00:28:16,416
‫که یعنی تویِ یه مدت طولانی،
‫برایِ اولین بار احساس سرزندگی کردیم ؟!

473
00:28:16,500 --> 00:28:17,875
‫- از بد‌هاش بود.
‫- بد.

474
00:28:17,958 --> 00:28:19,875
‫- آره.
‫- خواستم مطمئن بشم.

475
00:28:21,583 --> 00:28:23,083
‫چی ذهنتو مشغول کرده اِمیلی ؟

476
00:28:24,708 --> 00:28:27,583
‫ببین، خودتم میدونی عاشق زندگیمونم.

477
00:28:27,666 --> 00:28:28,666
‫- میدونی دیگه ؟
‫- ولی...

478
00:28:28,750 --> 00:28:32,666
‫نمیدونم. حس میکنم امروز یه چیزیو یهو حس کردم.

479
00:28:32,750 --> 00:28:35,916
‫انگار مثلاً برایِ اولین بار، بعد از کلی وقت...

480
00:28:36,000 --> 00:28:37,458
‫حس کردم واقعاً اهمیت دارم !

481
00:28:37,541 --> 00:28:39,250
‫اهمیت که داری.
‫فقط نوعش متفاوته.

482
00:28:39,333 --> 00:28:42,166
‫هوی، حیف نون.
‫تو به مامان و بابا گفتی کجام ؟

483
00:28:42,250 --> 00:28:44,750
‫- فکر کردی روابط اجتماعیت برام مهمه اصن ؟
‫- حداقل من یه زندگی اجتماعی دارم.

484
00:28:44,833 --> 00:28:45,791
‫الآن که دیگه نداری.

485
00:28:45,875 --> 00:28:48,708
‫قراره اینقدر تو خونه تنبیه بشی
‫که احتمالاً من زودتر از تو به جشن فارق‌تحصیلیم برسم.

486
00:28:49,291 --> 00:28:52,250
‫تاحالا تو ذهنت تصورش کردی که مثلاً
‫یهو بریم آمریکایِ جنوبی...

487
00:28:52,333 --> 00:28:53,625
‫- نخیرم.
‫- و جلویِ یه کودتا رو بگیریم ؟

488
00:28:53,708 --> 00:28:55,041
‫- یا مثلاً یه کودتا رو راه بندازیم ؟!
‫- نخیر.

489
00:28:55,125 --> 00:28:58,458
‫چمیدونم، مثل قدیما کودتا بازی کنیم !

490
00:28:58,541 --> 00:28:59,791
‫من که نمیخوام دیگه کودتا بازی کنم !

491
00:29:00,833 --> 00:29:03,125
‫دلیل داشت که از بازی کشیدیم بیرون. نداشت ؟

492
00:29:03,208 --> 00:29:06,000
‫- می‌خواستیم از بچه‌هامون محافظت کنیم.
‫- راست میگی.

493
00:29:06,083 --> 00:29:08,333
‫رمزتو صاف رویِ کامپیوترت پیدا کرد.

494
00:29:08,416 --> 00:29:10,708
‫- قایمش کرده بودم !
‫- ظاهراً درست قایم نکرده بودی !

495
00:29:10,791 --> 00:29:12,791
‫اگه جاسوسی منو کردن
‫یعنی جاسوسیِ تورو هم کردن !

496
00:29:12,875 --> 00:29:16,333
‫بیا ببینم چطوری میخوان جاسوسی کنن !
‫واسه همه چیم تأییدیه دو مرحله ای گذاشتم !

497
00:29:16,416 --> 00:29:17,958
‫خیلی خرخونی !

498
00:29:18,041 --> 00:29:20,041
‫همین خرخونی باعث شده
‫نتونن جاسوسیمو بکنن !

499
00:29:20,125 --> 00:29:23,416
‫ولی میدونی چی میخوام ؟
‫میخوام دوباره احساس سرزندگی کنم !

500
00:29:23,500 --> 00:29:25,416
‫- میخوام تپش قلبمو حس کنم !
‫- عزیزم...

501
00:29:25,500 --> 00:29:26,916
‫میخوام دوباره «جنده بازی» در بیارم !

502
00:29:27,000 --> 00:29:29,291
‫- میدونی منظورم چیه ؟
‫- عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم...

503
00:29:31,833 --> 00:29:33,166
‫میدونم چی میخوای.

504
00:29:34,375 --> 00:29:36,625
‫- همش جمع شده تو دلت، نه ؟
‫- آره، خیلی جمع شده.

505
00:29:36,708 --> 00:29:39,625
‫میدونم جفتمون چیچی میخوایم !

506
00:29:43,791 --> 00:29:46,583
‫وای خدا، این دیگه زیادیه !

507
00:29:46,666 --> 00:29:47,500
‫وَی !

508
00:29:48,458 --> 00:29:49,375
‫حال بهم زن !

509
00:29:50,458 --> 00:29:52,291
‫بیا ! بجنب !

510
00:29:55,875 --> 00:29:56,916
‫بجنب !

511
00:29:57,000 --> 00:29:58,708
‫یکی دیگه !

512
00:29:58,791 --> 00:29:59,625
‫یکی دیگه !

513
00:30:06,083 --> 00:30:07,500
‫- حالا بهتر شد ؟
‫- آره.

514
00:30:08,250 --> 00:30:09,208
‫یکمی...

515
00:30:12,250 --> 00:30:15,208
‫ولی بد حموم لازمم !

516
00:30:15,708 --> 00:30:16,791
‫تو هم میای ؟

517
00:30:17,708 --> 00:30:18,541
‫من که خیلی کثیف شدم !

518
00:30:25,916 --> 00:30:28,416
‫- بچه‌هارو راحت رسوندی مدرسه ؟
‫- آره.

519
00:30:28,500 --> 00:30:30,958
‫- منتظر کسی بودی ؟
‫- من که نه.

520
00:30:31,916 --> 00:30:34,041
‫چاک ؟!

521
00:30:34,125 --> 00:30:35,833
‫چه خبرا جیگر ؟
‫تو کجا اینجا کجا ؟

522
00:30:35,916 --> 00:30:37,125
‫چه خبرا مت ؟

523
00:30:37,208 --> 00:30:38,500
‫خوبم، چاکرم...

524
00:30:39,208 --> 00:30:40,250
‫چطوری پیدامون کردی ؟

525
00:30:42,708 --> 00:30:44,250
‫آها، اینو میگی.

526
00:30:44,333 --> 00:30:47,083
‫«بومر‌ها گند میزنن به جشن رقص».

527
00:30:47,166 --> 00:30:48,875
‫واقعاً بومر حساب نمیشیم، میشیم ؟

528
00:30:48,958 --> 00:30:49,833
‫چاکه اومده ؟

529
00:30:49,916 --> 00:30:52,416
‫- آره، باورت میشه ؟
‫- سلام اِمیلی.

530
00:30:52,500 --> 00:30:53,583
‫آم...

531
00:30:53,666 --> 00:30:56,500
‫خیلی خوب به نظر میاین.
‫جفتتون همینطورین.

532
00:30:57,000 --> 00:30:57,916
‫بیا تو.

533
00:30:58,000 --> 00:31:00,625
‫- نه واسه این کارا وقت نداریم.
‫- یعنی چی ؟

534
00:31:00,708 --> 00:31:03,333
‫اگه من اینقدر راحت پیداتون کردم
‫دشمناتون هم راحت پیداتون میکنن.

535
00:31:03,416 --> 00:31:05,375
‫بیخیال چاک.
‫15 سال گذشته از اون زمانا.

536
00:31:05,458 --> 00:31:08,791
‫دشمنمون کجا بود ؟
‫من که تویِ «اِتسی» پازل دست ساز می‌فروشم.
‫(یجا مثل دیواره)

537
00:31:08,875 --> 00:31:11,250
‫- پازل کلمه ای می‌سازیم.
‫- اصلاً چرا باید بیان سراغ ما ؟

538
00:31:11,333 --> 00:31:12,458
‫کلیدِ آی‌سی‌اِس رو یادتون رفته ؟

539
00:31:13,041 --> 00:31:15,250
‫اون که تویِ سقوط هواپیما گم شد.

540
00:31:15,333 --> 00:31:17,708
‫ما منطقه سقوط رو زیر و رو کردیم
‫ولی پیداش نکردم.

541
00:31:17,791 --> 00:31:20,791
‫جعبه‌ـَشو با یه مشت تروریست بلاروسی رو پیدا کردیم...

542
00:31:20,875 --> 00:31:21,708
‫ولی خود کلیده نبود.

543
00:31:21,791 --> 00:31:22,916
‫این که مسخرست.

544
00:31:23,000 --> 00:31:25,083
‫بارون اندروز رو که از اِم‌آی6 یادتونه ؟

545
00:31:25,166 --> 00:31:26,875
‫- آره یادمونه.
‫- آره، یارو سفیده...

546
00:31:26,958 --> 00:31:28,416
‫همون که بدنشم اصلاً رو فرم نیست.

547
00:31:28,500 --> 00:31:29,750
‫آره، حالا چی شده ؟

548
00:31:29,833 --> 00:31:31,166
‫اون بود که واسه هواپیماتون پاپوش گذاشته بود.

549
00:31:31,250 --> 00:31:33,208
‫اون بود که شمارو به بلاروسی‌ها فروخته بود.

550
00:31:33,291 --> 00:31:35,375
‫- به نظر درست میاد.
‫- واقعاً ؟ بارون ؟

551
00:31:35,458 --> 00:31:36,875
‫اطلاعاتم موثقه.

552
00:31:37,416 --> 00:31:40,875
‫الآنم داره با گور کار میکنه.
‫میان سراغِ خودتون و اون کلیده.

553
00:31:40,958 --> 00:31:43,958
‫- آره، ولی ما که کلیده رو نداریمش.
‫- آره بابا، نداریمش.

554
00:31:44,041 --> 00:31:44,916
‫اینش مهم نیست.

555
00:31:45,000 --> 00:31:47,791
‫همین که سی‌آی‌اِی بفهمه شماها زنده این
‫میاد و دستگیرتون میکنه.

556
00:31:47,875 --> 00:31:49,958
‫باید شما و خونوادتون رو از اینجا ببریـ...

557
00:31:51,083 --> 00:31:51,916
‫چاک !

558
00:31:55,791 --> 00:31:58,375
‫برو برو برو !

559
00:32:11,708 --> 00:32:15,041
‫لعنتی !
‫اگه اینا اینقدر زود پیدامون کردن، میدونی یعنی چی ؟

560
00:32:15,125 --> 00:32:16,458
‫- بچه‌ها !
‫- آره !

561
00:32:18,375 --> 00:32:19,458
‫- بجنب !
‫- بیا بریم !

562
00:32:28,125 --> 00:32:29,000
‫بخواب زمین.

563
00:32:33,333 --> 00:32:35,000
‫- برید جلو !
‫- برین سراغ گاراژ !

564
00:32:50,958 --> 00:32:52,500
‫حالا وقتشه !

565
00:32:57,666 --> 00:32:58,583
‫برو !

566
00:33:03,166 --> 00:33:04,458
‫برو همینطوری برو فقط !

567
00:33:14,333 --> 00:33:15,875
‫چاک !
‫من ریدم تو این زندگی !

568
00:33:15,958 --> 00:33:18,666
‫باید یه راهی پیدا کنیم
‫که بشه بهشون ثابت کرد کلید دست ما نیست !

569
00:33:18,750 --> 00:33:20,333
‫- ولی عزیزم باید یه اعترافی بکنم.
‫- چیه ؟

570
00:33:20,416 --> 00:33:22,458
‫- قول میدی عصبانی نشی ؟
‫- قول هیچیو نمیدم !

571
00:33:22,541 --> 00:33:24,041
‫- کلیدو من برداشتم.
‫- چی ؟

572
00:33:26,708 --> 00:33:28,875
‫نمیخواستم دست آدمایِ اشتباهی بیفته.

573
00:33:31,000 --> 00:33:32,708
‫برو چپ !

574
00:33:41,375 --> 00:33:42,375
‫ایول !

575
00:33:47,375 --> 00:33:50,208
‫مشکلت با وسایل تو حیاط چیه ؟
‫چرا هرچی میبینی زیر میگیری ؟!

576
00:33:50,291 --> 00:33:51,625
‫خیلی وقته از این کارا نکردم آخه !

577
00:33:51,708 --> 00:33:54,458
‫شایدم حواست پرت این شده که
‫دوست پسر سابقت میخواد بکشتمون !

578
00:33:54,541 --> 00:33:56,458
‫بابا یه بار من با این بشر رفتم بیرون
‫بیخیال !

579
00:33:56,541 --> 00:33:58,833
‫تمام مدت هم داشت تعریفِ «منچستر یونایتد» رو میکرد.

580
00:33:58,916 --> 00:34:01,625
‫الآن خودت اعتراف کردی، پس قرار عاشقانه بوده !
‫برو چپ، چپ چپ !

581
00:34:07,375 --> 00:34:08,750
‫چی فکر کردی با خودت آخه ؟

582
00:34:08,833 --> 00:34:11,833
‫بابا باید یه جور تضمین دستمون میموند.
‫اگه یه زمانی پوششمون لو میرفت...

583
00:34:11,916 --> 00:34:13,916
‫الآن که لو رفته !

584
00:34:16,666 --> 00:34:18,333
‫- حالا کجا گذاشتیش ؟
‫- انگلیس.

585
00:34:18,416 --> 00:34:19,750
‫- خب...
‫- تویِ «فاکس‌هاوند»ـِه.

586
00:34:19,833 --> 00:34:22,041
‫- گذاشتیش خونه مامانِ من ؟
‫- خونه مامانت همیشه ازش حفاظت میشه.

587
00:34:22,125 --> 00:34:24,250
‫دلیلشم اینه که خیلیا میخوان مامانمو بکشن !

588
00:34:24,333 --> 00:34:26,625
‫الآن که دیگه نمیتونم بریم قایم بشیم
‫بچه داریم !

589
00:34:26,708 --> 00:34:28,291
‫خب میریم پیش سی‌آی‌اِی.
‫اونا ازمون محافظت میکنن.

590
00:34:28,375 --> 00:34:30,958
‫بدون کلید نمیشه. اول کلید رو گیر میاریم،
‫بعدش باهاش مصونیت قضایی میگریم.

591
00:34:31,041 --> 00:34:33,875
‫بعدشم سازمان رو مجبور میکنیم ازمون محافظت کنن.
‫راحته.

592
00:34:33,958 --> 00:34:35,250
‫راحته ؟!

593
00:34:35,875 --> 00:34:38,166
‫تو یه اسلحه سایبر تروریستی رو دزدیدی...

594
00:34:38,250 --> 00:34:43,541
‫بعدشم تویِ خونه مادرِ دیوانه من قایمش کردی
‫بعدشم 15 سال دربارش بهم دروغ گفتی ؟

595
00:34:43,625 --> 00:34:46,291
‫البته آره، اینطوری که بیانش کنی
‫خیلی بد به نظر میاد. برو راست !

596
00:35:03,375 --> 00:35:04,958
‫- داره خشاب پر میکنه.
‫- وایسا ببینم.

597
00:35:06,500 --> 00:35:08,041
‫اسلحه‌ـَش جام کرده.

598
00:35:40,041 --> 00:35:41,625
‫اوه پسر !

599
00:35:43,916 --> 00:35:44,750
‫یوهو !

600
00:35:44,833 --> 00:35:45,708
‫ایول !

601
00:35:53,416 --> 00:35:55,333
‫سلام بچه‌ها.

602
00:35:55,416 --> 00:35:58,458
‫- نوشیدنی رو تست کن آلیس.
‫- فکر نکنم ازش خوشم بیاد آخه.

603
00:35:58,541 --> 00:36:00,083
‫به نظر حال بهم زن میاد.

604
00:36:02,333 --> 00:36:03,541
‫داداش !

605
00:36:03,625 --> 00:36:05,125
‫ناموساً شوخیتون گرفته ؟

606
00:36:07,375 --> 00:36:09,500
‫- بجنب !
‫- باید این ماشینه رو یجا سربه نیست کنیم.

607
00:36:10,000 --> 00:36:13,458
‫فکر اونجاشو کردم.
‫شِین هست، یه پریوس خاکستری هم داره.

608
00:36:13,541 --> 00:36:15,500
‫- میم بیاد خروجی شمالی همدیگه رو ببینیم.
‫- باشه.

609
00:36:15,583 --> 00:36:17,125
‫بچه‌ها امروز زودتر قراره بریم !

610
00:36:17,208 --> 00:36:18,500
‫- چی ؟
‫- شما دوتا پاشین بیاین !

611
00:36:18,583 --> 00:36:19,416
‫چه خبر شده ؟

612
00:36:19,500 --> 00:36:21,416
‫چرا غذاتو نخوردی کلاً ؟
‫چته تو ؟

613
00:36:21,500 --> 00:36:23,833
‫ساندویچتو بردار بذار جیبت
‫بیا بریم !

614
00:36:23,916 --> 00:36:26,083
‫- غذاتو باید بخوری پسر جون !
‫- چرا اینقدر ریختین بهم شماها ؟

615
00:36:26,166 --> 00:36:27,750
‫من که نریختم بهم، خودت ریختی بهم !

616
00:36:27,833 --> 00:36:30,458
‫- ماشینمون چش شده ؟
‫- خلاصه بگم، ماشینو دست کسی نباید داد !

617
00:36:30,541 --> 00:36:32,666
‫- کجا داریم میریم اصلاً ؟
‫- میریم سفر.

618
00:36:32,750 --> 00:36:34,958
‫نپرس کجا داریم میریم
‫فقط برو !

619
00:36:37,833 --> 00:36:40,375
‫- داریم میریم انگلیس ؟
‫- آره، همون انگلیس دوست داشتنی.

620
00:36:40,458 --> 00:36:41,541
‫مدرسه چی میشه ؟

621
00:36:41,625 --> 00:36:43,708
‫بعدشم فوتبال چی ؟
‫بازی مقدماتیمونه !

622
00:36:43,791 --> 00:36:46,375
‫مدرسه و فوتبال، راستش...

623
00:36:46,458 --> 00:36:48,416
‫به نظرم همش لغو شده باشه.

624
00:36:48,500 --> 00:36:49,666
‫چیچی ؟

625
00:36:49,750 --> 00:36:53,250
‫به نظرم وقتشه قبول کنیم که
‫دوره بازی‌هامون دیگه تموم شده.

626
00:36:53,333 --> 00:36:55,041
‫آره عزیزم، واقعاً متأسفم.

627
00:36:55,125 --> 00:36:57,458
‫مامان، واسه چی داریم میریم انگلیس ؟

628
00:36:57,541 --> 00:36:59,291
‫سوال خوبه، میدونی...

629
00:36:59,375 --> 00:37:02,166
‫قراره بریم یه سر پیش مامان‌بزرگتون.

630
00:37:02,250 --> 00:37:03,083
‫جان ؟

631
00:37:03,166 --> 00:37:04,375
‫مگه ما مامان‌بزرگ داریم ؟

632
00:37:04,458 --> 00:37:06,208
‫آره، غافلگیری باحالی بود، نه ؟

633
00:37:06,291 --> 00:37:09,541
‫ببینین، میدونم درکش براتون سخته...

634
00:37:09,625 --> 00:37:10,625
‫منم واقعاً شرمندتونم.

635
00:37:10,708 --> 00:37:14,291
‫ولی مادرم آدمی نبود که بخوام
‫تویِ زندگی‌هاتون حضور داشته باشه.

636
00:37:14,375 --> 00:37:15,666
‫تو زندگی خودمم حضور نداشت کلاً.

637
00:37:15,750 --> 00:37:17,458
‫گفتی مامان‌بزرگم مُرده !

638
00:37:17,541 --> 00:37:20,208
‫- نگفتم که مُرده بابا.
‫- چرا گفتی مُرده.

639
00:37:20,291 --> 00:37:22,208
‫خب، راستش مرگ رو به معانیِ متفاوتی
‫میشه برداشت کرد.

640
00:37:22,291 --> 00:37:23,875
‫راستش برا من مُرده حساب میشد.

641
00:37:23,958 --> 00:37:26,416
‫چی بگم، مامانم خیلی بی احساس بود
‫همیشه تو خودش بود...

642
00:37:26,500 --> 00:37:29,416
‫تا تونست هم منو فرستاد یه مدرسه بیرون شهر...

643
00:37:29,500 --> 00:37:30,791
‫به نظر من که مامانِ خوبی بوده.

644
00:37:30,875 --> 00:37:32,625
‫ببینین، حالا ما به این نتیجه رسیدیم که اشتباه کردیم...

645
00:37:32,708 --> 00:37:35,583
‫- و وقتشه با مامان‌بزرگ آشناتون کنیم.
‫- آره

646
00:37:35,666 --> 00:37:37,750
‫- مگه داره میمیره ؟
‫- نه نه...

647
00:37:37,833 --> 00:37:40,083
‫البته تهش که هممون قراره بمیریم.

648
00:37:40,166 --> 00:37:41,625
‫اصلاً ممکنه هممون تویِ همین پرواز کشته بشیم.

649
00:37:41,708 --> 00:37:42,958
‫- چی ؟
‫- مَت...

650
00:37:43,041 --> 00:37:45,625
‫یکم حرفم بی جا بود، ولی در کل نه
‫قرار نیست بمیره.

651
00:37:45,708 --> 00:37:48,041
‫اگه حس کردین رفتار ما عجیب یا استرسی شده...

652
00:37:48,125 --> 00:37:50,250
‫بدونین که کلاً اسمِ مامانم میاد ما اینطوری میشیم.

653
00:37:52,791 --> 00:37:55,625
‫کلاً من با مامانم مشکل دارم،
‫میفهمین چی میگم ؟

654
00:37:55,708 --> 00:37:56,583
‫- آره.
‫- آره.

655
00:37:56,666 --> 00:37:58,333
‫- عه ؟خوبه باشه.
‫- الآن فهمیدیم یعنی ؟

656
00:37:58,416 --> 00:38:00,500
‫معلومه که نفهمیدیم چی میگی !

657
00:38:00,583 --> 00:38:02,833
‫من یه کلاب رفتم دروغ گفتم،
‫تو منو تنبیهم کردی.

658
00:38:02,916 --> 00:38:04,875
‫بعد خودت درباره مادرت دروغ گفتی !

659
00:38:04,958 --> 00:38:08,583
‫- اینا هیچکدومش با عقل جور در نمیاد !
‫- خانم جوان، طرز صحبت و صداتو حواست باشه.

660
00:38:08,666 --> 00:38:11,750
‫باشه بابا قبوله.
‫حق دارین، باید بهتون یه توضیحی بدم.

661
00:38:11,833 --> 00:38:14,291
‫ولی اینجا نمیشه.
‫خب ؟

662
00:38:14,791 --> 00:38:15,916
‫- مامان ؟
‫- بله ؟

663
00:38:16,000 --> 00:38:18,208
‫- حالم خوب نیست...
‫- چیشده عزیزم ؟

664
00:38:18,291 --> 00:38:20,000
‫فکر کنم بخواطر پروازه.

665
00:38:21,458 --> 00:38:23,041
‫هنوز که پرواز نکردیم.

666
00:38:23,125 --> 00:38:24,250
‫- بعدی.
‫- خب...

667
00:38:24,333 --> 00:38:26,208
‫بذار فعلاً بخش بازرسی پرواز رو رد کنیم.

668
00:38:28,250 --> 00:38:32,250
‫کاپیتان پرواز، علامت بستن کمربند رو روشن کرده است.
‫لطفاً...

669
00:38:32,333 --> 00:38:33,708
‫- میگما.
‫- جان.

670
00:38:33,791 --> 00:38:35,333
‫پرواز رو بررسیش کردم.
‫همه چی روبراهه.

671
00:38:35,416 --> 00:38:36,833
‫کسی تعقیبمون نکرده.

672
00:38:37,541 --> 00:38:38,375
‫چیشده ؟

673
00:38:38,458 --> 00:38:41,250
‫به نظرت وقتشه ؟
‫بهشون بگیم ؟

674
00:38:41,333 --> 00:38:44,083
‫الآن دقیقاً همون وقتیه که نباید بهشون بگیم.

675
00:38:44,166 --> 00:38:46,833
‫اِمیلی، ما 15 ساله که اینو
‫بعنوان یه راز نگه داشتیم.

676
00:38:46,916 --> 00:38:48,208
‫- آره.
‫- دو روز دیگه هم روش.

677
00:38:48,291 --> 00:38:51,583
‫آره راست میگی، همین دروغ هست
‫که امن نگهشون داشته.

678
00:38:51,666 --> 00:38:54,916
‫آره بابا، مامان باباهایِ خوب همیشه دروغ میگن. مثل :
‫«آره، اِجرات عالی بود !»

679
00:38:56,458 --> 00:38:57,625
‫آره راست میگی.

680
00:38:57,708 --> 00:39:00,583
‫«این ماه نمیشه رفت «دیسنی لَند» آخه بسته‌ـَست.»

681
00:39:00,666 --> 00:39:01,500
‫این یه دروغ خیلی خوب بود.

682
00:39:01,583 --> 00:39:03,583
‫«مامان و باباتون که تتو ندارن»

683
00:39:03,666 --> 00:39:06,208
‫«اگه ماریجوانا بکشی، اسهال میشی»

684
00:39:06,291 --> 00:39:08,666
‫- «ریاضی که خوبه، هر روز به کارمون میاد !»
‫- «هر روز به کارمون میاد !»

685
00:39:08,750 --> 00:39:11,916
‫«پی میشه اِم سی کسشعر»

686
00:39:12,000 --> 00:39:13,833
‫کارمون تا اینجا خوب بوده.

687
00:39:13,916 --> 00:39:17,541
‫آدم همینجوری بچه بزرگ باید بکنه !

688
00:39:17,625 --> 00:39:19,333
‫- آره.
‫- باید تویِ صورتشون بهشون دروغ گفت !

689
00:39:19,416 --> 00:39:21,041
‫مرسی که خیالمو راحت کردی.

690
00:39:22,416 --> 00:39:25,166
‫تا دقایقی دیگر، مهماندار‌ها...

691
00:39:25,250 --> 00:39:28,375
‫صبح بخیر، صبح بخیر.
‫خوبه تونستین استراحت کنین.

692
00:39:28,458 --> 00:39:31,500
‫دیدی گفتم بالشتک گردنی‌ها چیز خوبین ؟

693
00:39:42,125 --> 00:39:44,041
‫- پاسپورت لطفاً.
‫- خدمت شما.

694
00:39:44,125 --> 00:39:45,541
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام.

695
00:39:46,208 --> 00:39:47,750
‫خانواده بیکِر...

696
00:39:57,416 --> 00:39:59,166
‫- ممنون خانم بیکر.
‫- دست شما درد نکنه.

697
00:39:59,958 --> 00:40:02,041
‫خب بچه‌ها، اونوری برین.
‫برین سمت خروجی.

698
00:40:02,625 --> 00:40:03,583
‫همینطوری برین.

699
00:40:08,833 --> 00:40:12,208
‫بیاین بیاین.
‫سوار همین اتوبوسه میشیم.

700
00:40:17,291 --> 00:40:19,791
‫ایستگاه بعدی، پارکینگ بلند مدت.

701
00:40:48,041 --> 00:40:51,833
‫خب، مثل اینکه اینجا باید پیاده شیم.

702
00:40:57,333 --> 00:40:59,458
‫چرا قبول نمیکنین کاراتون عجیب غریبه ؟

703
00:40:59,541 --> 00:41:01,041
‫بعضی از چیزایِ عجیب غریب خوبن دیگه.

704
00:41:01,125 --> 00:41:03,125
‫مثلاً اینکه هنوز میشه آهنگایِ «مایکل جکسون» رو گوش داد !
‫(بخواطر حکم بچه باز بودنش)

705
00:41:03,208 --> 00:41:05,750
‫خیلی خب، کنار همدیگه بمونین.

706
00:41:14,041 --> 00:41:16,000
‫- گور هستم.
‫- اومدنشون.

707
00:41:16,083 --> 00:41:17,041
‫تویِ «هیترو» انبار «جی».

708
00:41:17,125 --> 00:41:18,000
‫باشه.

709
00:41:18,083 --> 00:41:19,333
‫هر خبری شد بهم بگو.

710
00:41:22,708 --> 00:41:24,708
‫معذرت میخوام !

711
00:41:24,791 --> 00:41:25,666
‫خیلی ببخشید.

712
00:41:26,666 --> 00:41:28,166
‫خیلی خب، رسیدیم.

713
00:41:29,833 --> 00:41:30,916
‫نظرتون چیه ؟

714
00:41:32,666 --> 00:41:33,791
‫پارکینگه دیگه.

715
00:41:35,291 --> 00:41:36,416
‫آره.

716
00:41:36,500 --> 00:41:39,125
‫- کجا رفت ؟
‫- داره میره ماشین اجاره‌ایمونو بیاره.

717
00:41:42,291 --> 00:41:43,583
‫ماشین اجاره‌ایمون اینه ؟!

718
00:41:43,666 --> 00:41:45,000
‫اره، سوار شید !

719
00:41:47,250 --> 00:41:51,250
‫آره یادمه اینارو.
‫خانواده خوبی بودن. باباهه خوب رو فرم بود !

720
00:41:51,333 --> 00:41:54,083
‫نیازی نیست جزئیات رو بگید دیگه خانم.
‫ممنون.

721
00:41:56,041 --> 00:41:58,041
‫حالا میفهمم چرا 15 ساله دنبال این دختره ای.

722
00:41:58,125 --> 00:41:59,958
‫من که این 15 سال دنبال دختره نبودم.

723
00:42:00,041 --> 00:42:01,291
‫دنبال کلیدِ آی‌سی‌اِس بودم !

724
00:42:02,875 --> 00:42:04,291
‫میشه رویِ کار تمرکز کنیم ؟

725
00:42:05,875 --> 00:42:08,208
‫الکی که از لونه‌ـَشون نیومدن بیرون !

726
00:42:08,291 --> 00:42:10,375
‫اینا بلدن چطوری خودشونو قایم کنن !

727
00:42:10,458 --> 00:42:11,291
‫آره.

728
00:42:11,375 --> 00:42:12,333
‫ولی بچه‌ها...

729
00:42:14,083 --> 00:42:14,916
‫رویِ بچه‌هاشون تمرکز کنین.

730
00:42:15,000 --> 00:42:16,250
‫- واقعاً ؟
‫- آره.

731
00:42:18,875 --> 00:42:21,500
‫یه بررسی کامل رویِ فیلم دوربین‌هایِ
‫فرودگاه باید داشته باشیم.

732
00:42:21,583 --> 00:42:23,333
‫هر گوشی و چیز دیجیتالیی هست
‫باید بررسی بشه.

733
00:42:23,416 --> 00:42:25,166
‫زیاد نمیتونن قایم بشن.

734
00:42:32,708 --> 00:42:33,541
‫حال بهم زنه !

735
00:42:33,625 --> 00:42:34,500
‫وَی.

736
00:42:35,125 --> 00:42:38,375
‫- خیلی حال بهم زنه !
‫- این چه مارک سیگاریه ؟

737
00:42:38,458 --> 00:42:39,625
‫هوم ؟

738
00:42:39,708 --> 00:42:40,541
‫این فندکه ؟

739
00:42:40,625 --> 00:42:41,458
‫اینو بده من ببینم.

740
00:42:41,541 --> 00:42:44,333
‫دیگه تویِ اروپاییم بچه‌ها.
‫اینجا یکم اوضاع متفاوته.

741
00:42:45,875 --> 00:42:47,666
‫به نظرت ماشینه وای‌فای داره یا نه ؟

742
00:42:48,750 --> 00:42:51,625
‫نه نداره.
‫تویِ این سفر، اینترنت تعطیله.

743
00:42:51,708 --> 00:42:55,208
‫راستش اصلاً به نظرم وقتشه گوشی‌هاتونو بدین مامانتون.

744
00:42:55,291 --> 00:42:57,083
‫- چی ؟
‫- یکم از اینترنت بیاین بیرون !

745
00:42:57,166 --> 00:43:00,625
‫اینطوری هزینه اینترنت خارج کشور و اینا هم
‫برام نمیفته.

746
00:43:00,708 --> 00:43:02,666
‫شاید بهتر باشه یه سیم کارت از همینجا براتون بگیریم.

747
00:43:02,750 --> 00:43:04,791
‫- شوخی میکنین ؟
‫- کاملاً جدیم !

748
00:43:04,875 --> 00:43:06,708
‫دستم خسته شد بچه‌ها.

749
00:43:06,791 --> 00:43:08,166
‫بجنبین.

750
00:43:08,250 --> 00:43:09,166
‫ممنون.

751
00:43:09,833 --> 00:43:10,791
‫لیو !

752
00:43:12,666 --> 00:43:13,583
‫یکم جدا بشین از گوشی !

753
00:43:13,666 --> 00:43:15,791
‫- خب الآن چیکار کنیم ؟
‫- منظورت چیه ؟

754
00:43:15,875 --> 00:43:18,125
‫با خواهرت حرف بزن دیگه.

755
00:43:18,208 --> 00:43:21,041
‫یکم بهتر همدیگه رو بشناسین بالاخره.
‫«چطوری ؟ چه خبر ؟»

756
00:43:21,125 --> 00:43:23,791
‫«انگلیس چطوره ؟»
‫اومدیم یه قاره دیگه !

757
00:43:23,875 --> 00:43:25,250
‫این مغازه «کاستکو» رو تو خونه هم داشتیم.

758
00:43:25,333 --> 00:43:29,041
‫کاستکو که خوبه، خیلی مغازه خوبیه.

759
00:43:30,791 --> 00:43:32,750
‫بذارین یکم...

760
00:43:32,833 --> 00:43:34,333
‫- موسیقی گوشی بدیم.
‫- موسیقی !

761
00:43:34,416 --> 00:43:36,541
‫- اینم موسیقی خوبیه !
‫- نخیر.

762
00:43:44,666 --> 00:43:46,000
‫شوخیتون گرفته ؟

763
00:43:53,875 --> 00:43:54,916
‫ایول !

764
00:44:04,208 --> 00:44:05,291
‫بنزین میخوایم.

765
00:44:05,375 --> 00:44:07,458
‫میشه یچی هم بگیریم بخوریم ؟

766
00:44:07,541 --> 00:44:09,083
‫شانس خوبت همینجا همه چی گیر میاد.

767
00:44:25,083 --> 00:44:27,416
‫- خیلی خب بچه‌ها.
‫- یکم پول میدی بهمون ؟

768
00:44:27,500 --> 00:44:28,583
‫آره، کیفمو بده.

769
00:44:30,541 --> 00:44:32,666
‫- زودباش دیگه.
‫- باشه ببخشید.

770
00:44:32,750 --> 00:44:36,416
‫من بنزین میزنم
‫شماها هم برین یه سر داخل، چندتا چیز میز بخرین و بیاین.

771
00:44:37,958 --> 00:44:39,875
‫بقیشو هم بیار.

772
00:44:39,958 --> 00:44:41,666
‫- یکم شکلاتِ «اِم اند اِم» هم بخر برام.
‫- باشه.

773
00:44:49,416 --> 00:44:50,625
‫چی میخواین ؟

774
00:44:50,708 --> 00:44:52,083
‫صبحونه.

775
00:44:52,166 --> 00:44:54,458
‫- صبحونه انگلیسی کامل ؟
‫- آره.

776
00:44:55,791 --> 00:44:58,041
‫بفرما.
‫نوش جان.

777
00:44:59,583 --> 00:45:02,916
‫چیزی هم دارین که کلسترول نداشته باشه ؟

778
00:45:04,375 --> 00:45:05,833
‫نخیر.
‫پودینگ خونی !

779
00:45:05,916 --> 00:45:07,416
‫- خونی ؟
‫- آره !

780
00:45:08,541 --> 00:45:09,875
‫وای خدا...

781
00:45:09,958 --> 00:45:11,000
‫مسخرست، نه ؟

782
00:45:11,083 --> 00:45:12,500
‫اونو بیخیال.
‫اینجارو ببین !

783
00:45:12,583 --> 00:45:14,541
‫چرا اسمِ من جفری بیکِر‌ـه ؟

784
00:45:15,458 --> 00:45:17,833
‫چرا اینجا نوشته ما اهل «آلاباما» هستیم ؟

785
00:45:17,916 --> 00:45:19,125
‫باورم نمیشه !

786
00:45:19,208 --> 00:45:20,833
‫به من گیر دادن چرا کارت شناسایی جعلی دارم...

787
00:45:20,916 --> 00:45:23,791
‫بعد خودشون هم اسم جعلی دارن
‫هم پاسپورت جعلی، همه چی جعلیه !

788
00:45:23,875 --> 00:45:25,208
‫نقد میدین یا کارت میکشین ؟

789
00:45:25,875 --> 00:45:26,958
‫نقد.

790
00:45:31,041 --> 00:45:32,125
‫خدمت شما.

791
00:45:34,333 --> 00:45:36,708
‫وایسا ببینم.
‫این دستگاهت آنلاینم میشه ؟

792
00:45:36,791 --> 00:45:39,166
‫آره، ولی مامان و بابا گفتن از اینترنت خبری نیست.

793
00:45:39,250 --> 00:45:41,041
‫منظورت آقا و خانم بیکر‌ـِه ؟

794
00:45:41,125 --> 00:45:42,333
‫تو وصل شو کاریت نباشه.

795
00:45:43,791 --> 00:45:46,125
‫- صبحانه نوش جان.
‫- ممنون.

796
00:45:47,041 --> 00:45:50,250
‫وایسا ببینم. اگه مامان و بابا خلافکار باشن
‫و ما هم الآن از کشور فرار کرده باشیم چی ؟

797
00:45:50,333 --> 00:45:54,916
‫چی میگی ؟ بابا خلافکار کجا بود ؟
‫اینا مال این حرفا نیستن، بابا مربی فوتباله !

798
00:45:55,000 --> 00:45:57,875
‫- اینکه نشد دلیل.
‫- بابا اینا می‌شینن تلویزیون نگاه میکنن.

799
00:45:57,958 --> 00:45:58,916
‫لیو...

800
00:45:59,000 --> 00:46:00,708
‫خب نون هم درست میکنن !

801
00:46:00,791 --> 00:46:01,958
‫وَی...

802
00:46:02,041 --> 00:46:03,416
‫به نظرت چقدر وقت داریم ؟

803
00:46:03,500 --> 00:46:07,208
‫یه 45 دقیقه دیگه صورتامون شناسایی شده و...

804
00:46:07,291 --> 00:46:08,250
‫سازمان مهاجرت گرفتتمون.

805
00:46:08,333 --> 00:46:09,708
‫یه یک ساعت، یک ساعت و نیم دیگه هم...

806
00:46:09,791 --> 00:46:11,750
‫دوربین‌هایِ بیرون «هیترو» رو بررسی میکنن.

807
00:46:11,833 --> 00:46:16,333
‫بعدشم اگه سواز ماشین بشن و بیان سراغمون
‫تهِش نیم ساعت وقت داشته باشیم.

808
00:46:17,000 --> 00:46:19,666
‫پس یعنی وقت واسه سلام و علیک
‫با مامانِ من نیست، نه ؟

809
00:46:19,750 --> 00:46:22,000
‫واسه سلام و علیک هم وقت زیاده.

810
00:46:22,083 --> 00:46:22,916
‫باشه، دو دقیقه میریم پیشش.

811
00:46:23,000 --> 00:46:25,000
‫همین دو دقیقه مامان منو ببینن
‫واسه یه عمر بسشونه.

812
00:46:25,083 --> 00:46:27,708
‫ولی حواست باشه
‫فقط بارون نیست که دنبال ما هست.

813
00:46:27,791 --> 00:46:29,458
‫ببین، بذار کلید رو پیداش کنیم...

814
00:46:29,958 --> 00:46:32,541
‫بعدش میبریمش پهلو سی‌آی‌اِی و زندگیمون رو پس میگیریم.

815
00:46:32,625 --> 00:46:33,708
‫به همین راحتی.

816
00:46:33,791 --> 00:46:35,875
‫باورم نمیشه بچه‌هارو
‫تویِ همچین موقعیتی آوردیم.

817
00:46:35,958 --> 00:46:37,250
‫حس میکنم خیلی مادر بدیم.

818
00:46:37,333 --> 00:46:39,833
‫یه جور میگی انگار من پدر نمونه سال‌ـَم !

819
00:46:39,916 --> 00:46:43,416
‫- بعدشم تو مادر عالیی هستی.
‫- فکر نکنم مادر عالیی باشم.

820
00:46:43,500 --> 00:46:46,291
‫خودتم میدونی تا آخر عمرشون
‫این سفر رو میزنن تو صورتمون !

821
00:46:47,791 --> 00:46:50,625
‫چه خبر شده ؟ حرف بزن !

822
00:46:50,708 --> 00:46:52,166
‫زدن کنار.

823
00:46:52,250 --> 00:46:54,166
‫- داریم همون دور و اطراف میگردیم.
‫- موقعیتشون رو برام بفرست.

824
00:46:54,250 --> 00:46:55,958
‫پشتیبانی لازممون میشه.

825
00:46:56,041 --> 00:46:59,416
‫باشه، پشتیبانی رو هم براتون می‌فرستم.

826
00:47:07,541 --> 00:47:09,833
‫از کجا مطمئنی اومدن اینجا بفروشنش ؟

827
00:47:09,916 --> 00:47:12,250
‫می‌شناسمشون.
‫خوبم می‌شناسمشون !

828
00:47:16,916 --> 00:47:18,958
‫عه ؟ خوبه ممنون.

829
00:47:19,833 --> 00:47:21,708
‫پمپ بزنین وایسادن.
‫یه پنج کیلومتر سمت شمال اینجا.

830
00:47:21,791 --> 00:47:24,000
‫چی پیدا کردی ؟

831
00:47:24,083 --> 00:47:26,750
‫یه «جفری بیکر» پیدا کردم.
‫ولی اون تویِ «هانتزویل» بدنیا اومده.

832
00:47:26,833 --> 00:47:28,333
‫سال 1952 هم مُرده !

833
00:47:28,416 --> 00:47:30,666
‫- می‌دونستم !
‫- ولی این که دلیل نمیشه...

834
00:47:30,750 --> 00:47:35,833
‫ببین، فقط امیدوار باش
‫اینا چیزی متوجه نشن.

835
00:47:35,916 --> 00:47:39,666
‫اینا که کلاً توجهی به من یا کارام ندارن.

836
00:48:15,750 --> 00:48:18,291
‫این چیچی...

837
00:48:45,625 --> 00:48:47,125
‫یا خدا !

838
00:48:47,208 --> 00:48:49,750
‫- ما چیکار کنیم ؟
‫- مثلاً تو چیکار میتونی بکنی ؟

839
00:48:49,833 --> 00:48:51,291
‫تو هم که کلاً فاز منفی داری !

840
00:49:01,125 --> 00:49:03,333
‫- یکی زنگ بزنه 911 !
‫- شماره پلیس اینجا فرق داره.

841
00:49:17,958 --> 00:49:20,375
‫- مامان !
‫- چیزیش نشده، خبری نیست !

842
00:49:41,083 --> 00:49:42,000
‫بچه‌ها...

843
00:49:47,583 --> 00:49:49,375
‫- بابا !
‫- الآن چه خبر شد ؟

844
00:49:49,458 --> 00:49:51,583
‫- بیا بریم. بقیه پولمو آوردی ؟
‫- نه. بقیه پول ؟

845
00:49:51,666 --> 00:49:53,708
‫- شکلات‌هامو نخریدی ؟
‫- چرا دارین با اینجا می‌جنگین ؟

846
00:49:53,791 --> 00:49:55,958
‫نگرانش نباش آلیس.
‫بیا بریم بجنب !

847
00:49:56,041 --> 00:49:59,083
‫برو برو برو !
‫برین برین !

848
00:49:59,166 --> 00:50:02,000
‫- سوار شین، زودباشین !
‫- مگه الآن خودت ندیدی چیکار کردی ؟

849
00:50:02,083 --> 00:50:03,375
‫شماها که دیدین چیکار کردیم ؟

850
00:50:03,458 --> 00:50:05,541
‫ببین آلیس، میدونم بهت یاد دادم هیچوقت
‫زیر بار حرف زور نری...

851
00:50:05,625 --> 00:50:07,375
‫خیلیم عالیه، ولی الآن وقتشه سوار ماشین تخمی بشی !

852
00:50:07,458 --> 00:50:09,291
‫فحش هم داری میدی ؟
‫بیا دیگه...

853
00:50:10,791 --> 00:50:13,083
‫- بجنبین، کمربندا بسته !
‫- سوار شید دیگه !

854
00:50:21,333 --> 00:50:24,916
‫- اون یارو کی بود ؟ چرا زدی بهش ؟
‫- چرا داشت بهمون شلیک میکرد ؟

855
00:50:27,250 --> 00:50:30,250
‫- شماها بگیرین بشینین، همه چی درست میشه.
‫- الآن ما شریک جرم شدیم ؟!

856
00:50:43,375 --> 00:50:44,583
‫این که بارون بودِش.

857
00:50:48,916 --> 00:50:50,083
‫خودشونن !

858
00:50:50,166 --> 00:50:51,166
‫دور بزن !

859
00:50:54,416 --> 00:50:55,458
‫این تفنگ بود ؟

860
00:50:55,541 --> 00:50:57,791
‫بابا داری چیکار میکنی ؟

861
00:51:01,708 --> 00:51:05,083
‫- مامان داری لاین اشتباهی میرونی !
‫- خودم میدونم دارم چیکار میکنم آلیس !

862
00:51:19,107 --> 00:51:26,107


863
00:51:38,208 --> 00:51:41,083
‫چه خبر شده ؟
‫چرا میخواین اینارو بکشین ؟!

864
00:51:41,166 --> 00:51:43,083
‫ما که نمی‌خواستیم کسی رو بکشیم.

865
00:51:43,166 --> 00:51:44,916
‫اگه می‌خواستیم بکشیمشون
‫که تا الآن کارشون تموم شده بود !

866
00:51:45,000 --> 00:51:47,500
‫- امیلی...
‫- ببین، همه چی درست میشه، خب ؟

867
00:51:47,583 --> 00:51:49,208
‫- همه چی درست میشه ؟
‫- آره.

868
00:51:49,291 --> 00:51:51,833
‫بابا الآن به یه کامیون تیر زد
‫یه شعله افکن هم که اونجا درست کرد...

869
00:51:51,916 --> 00:51:54,041
‫تو هم اون ضعیفه رو دست خالی زدی کشتی !

870
00:51:54,125 --> 00:51:57,375
‫تکرار میکنم، من کسی رو نکشتم، صرفاً بیهوشش کردم.

871
00:51:57,458 --> 00:52:00,166
‫بعدشم ضعیفه چیه، اونی که مامانتون تقریباً کُشتش
‫یه خانم بود برا خودش !

872
00:52:00,250 --> 00:52:01,541
‫شما هم درس صداش کنین !

873
00:52:01,625 --> 00:52:04,208
‫- بابا فقط بگین کی هستین شماها !
‫- باشه بابا، آروم بگیر.

874
00:52:08,083 --> 00:52:09,083
‫خب، گوش کنین...

875
00:52:09,958 --> 00:52:14,208
‫- من و مادرت، «ن ع غ » هستیم، یعنی یه زمانی بودیم.
‫- چی ؟

876
00:52:14,291 --> 00:52:17,916
‫«نیروهایِ عملیات ویژه غیر رسمی.»
‫واسه سی‌آی‌اِی کار میکردیم.

877
00:52:19,416 --> 00:52:20,375
‫جاسوس حساب میشدیم در واقع.

878
00:52:20,458 --> 00:52:22,166
‫- شماها جاسوس بودین ؟
‫- آره.

879
00:52:22,250 --> 00:52:23,208
‫مثل «جیسون بورن» ؟

880
00:52:23,291 --> 00:52:25,041
‫- آره، فقط مثل جیسون بورن فراموشی نگرفتیم.
‫- آره

881
00:52:25,125 --> 00:52:27,958
‫میدونستم همیشه دارین درباره یه چیزی دروغ میگین...

882
00:52:28,041 --> 00:52:31,000
‫ولی فکر نمیکردم اونقدری باحال باشین
‫که جاسوس باشین !

883
00:52:31,708 --> 00:52:34,625
‫- دلیل باحالیمون یه چیز دیگست !
‫- آره یه چیز دیگست !

884
00:52:34,708 --> 00:52:37,208
‫- میتونی بابایِ «کانِر» رو هم بزنی ؟
‫- بابا اون یارو که گیاه‌خواره !

885
00:52:37,291 --> 00:52:40,083
‫- بابایِ «سیدنی» چی ؟
‫- اصلاً بابایِ سیدنی رو دیدی ؟

886
00:52:40,166 --> 00:52:41,750
‫میتونی بابایِ همه بچه‌هارو بزنی ؟

887
00:52:41,833 --> 00:52:44,041
‫همشونو میتونم بزنم
‫ولی همزمان نه.

888
00:52:44,125 --> 00:52:47,166
‫ولی ما دیگه کسی رو نمیزنیم، خب ؟
‫بازنشسته شدیم.

889
00:52:47,250 --> 00:52:49,666
‫اونجا که به نظر نمیومد بازنشسته شده باشین.
‫اونا هم جاسوس بودن ؟

890
00:52:49,750 --> 00:52:52,916
‫اینا همشون یا تروریست بودن
‫یا یه مشت مزدور.

891
00:52:53,000 --> 00:52:53,875
‫مگه فرقی هم داره ؟

892
00:52:53,958 --> 00:52:55,791
‫تروریست‌ها یه عقیده سیاسی محور دارن.

893
00:52:55,875 --> 00:52:58,208
‫مزدور که فقط پول میدی استخدامش میکنی.

894
00:52:58,291 --> 00:53:03,458
‫ببینین، میدونم ترسناک به نظر میاد
‫ولی ما ازتون محافظت میکنیم، کارمون همینه.

895
00:53:03,541 --> 00:53:04,958
‫تا اینجا که شگفت انگیز عمل کردین !

896
00:53:05,041 --> 00:53:07,916
‫اگه یه نفر موقعیت ما رو لو نداده بود
‫کارمون به اینجا نمی‌کشید !

897
00:53:08,000 --> 00:53:11,500
‫یعنی یک ساعت نمی‌تونین بدون اینترنت زندگی کنین ؟
‫مگه چی توشه ؟

898
00:53:11,583 --> 00:53:13,833
‫داشتیم تو گوگل میزدیم ببینیم شماها کی هستین فقط.

899
00:53:13,916 --> 00:53:14,875
‫چی ؟

900
00:53:15,791 --> 00:53:18,833
‫ما مادر و پدرتون هستیم.
‫همین.

901
00:53:18,916 --> 00:53:20,041
‫آره.

902
00:53:20,125 --> 00:53:22,833
‫وایسا ببینم، این دستگاهت
‫به اینترنتم وصل میشه ؟

903
00:53:22,916 --> 00:53:25,166
‫- آره.
‫- وای پسر...

904
00:53:25,250 --> 00:53:26,958
‫چه هوشمندانه !
‫بده ببینمش.

905
00:53:27,041 --> 00:53:28,041
‫عجب !

906
00:53:28,125 --> 00:53:29,041
‫اوهوم.

907
00:53:34,416 --> 00:53:35,708
‫چرا...

908
00:53:35,791 --> 00:53:39,041
‫- بعدشم بازی‌هایِ ویدیویی خشونت زا هستن.
‫- الآن شما به اونا میگی خشونت زا ؟

909
00:53:42,833 --> 00:53:44,458
‫تیراندازیش حرف نداشت !

910
00:53:44,541 --> 00:53:47,083
‫فقط شایس آورد «وِندی».
‫همین، گنده‌ـَش نکن.

911
00:53:47,166 --> 00:53:49,625
‫شنیده بودم کارش درسته.
‫نمی‌دونستم تا این حد خوبه !

912
00:53:49,708 --> 00:53:50,583
‫دست شما درد نکنه.

913
00:53:53,166 --> 00:53:54,458
‫تتویِ زندانی‌هایِ چِچِنی هست.

914
00:53:55,208 --> 00:53:56,125
‫وولکایی‌ها هم اومدن ؟

915
00:53:56,708 --> 00:53:57,666
‫اوهوم.

916
00:53:59,166 --> 00:54:01,375
‫از کجا خبردار شدی که تویِ پمپ بنزینن ؟

917
00:54:01,458 --> 00:54:02,958
‫ردِ گوشی بچه‌هاشونو که نزده بودیم.

918
00:54:03,833 --> 00:54:05,916
‫تماس‌هایِ وولکا رو میتونم شنود کنم.

919
00:54:06,000 --> 00:54:07,833
‫15 سال پیش کلید دست وولکا بوده.

920
00:54:07,916 --> 00:54:09,208
‫گفتم شاید دوباره بخوان برن سمت کلید.

921
00:54:09,291 --> 00:54:11,791
‫- چه هوشمندانه !
‫- ممنون که متوجه شدی !

922
00:54:11,875 --> 00:54:14,125
‫فضایِ اجتماعی و فضایِ مجازیِ بازی‌هایِ
‫بچه‌هارو دنبال کردیم.

923
00:54:14,208 --> 00:54:16,000
‫دستگاه بازیِ پسرشون جاش مشخص شده.

924
00:54:18,500 --> 00:54:20,291
‫همونطور که گفتی
‫بچه‌هاشون راه خوبی بودن.

925
00:54:20,375 --> 00:54:21,291
‫هوم.

926
00:54:22,500 --> 00:54:24,625
‫البته الآن مارو دیدن.
‫دیگه فایده ای نداره.

927
00:54:24,708 --> 00:54:27,250
‫دوربین‌هارو بررسی کن.
‫اگه ماشین «لندرووِر»‌ـِشون رو جایی دیدی خبرم کن.

928
00:54:27,916 --> 00:54:29,375
‫دختره زیاد نمیتونه دور شده باشه.

929
00:54:29,958 --> 00:54:31,666
‫منظورت همشونه دیگه ؟

930
00:54:32,250 --> 00:54:33,666
‫همشون با هم دارن حرکت میکنن.

931
00:54:35,916 --> 00:54:36,750
‫همون.

932
00:54:47,416 --> 00:54:50,625
‫به زودی کامیون رو پیدا میکنن و ازش رد میشن.
‫زیاد وقت نداریم.

933
00:54:50,708 --> 00:54:54,250
‫راستش، می‌خواستم اگه بشه
‫من برم جلو و صحبت کنم باهاشون...

934
00:54:54,333 --> 00:54:57,125
‫که اینطوری شماها خیلی
‫درگیر نشین.

935
00:54:57,208 --> 00:54:59,875
‫- میدونی چی میگم ؟
‫- آره، به نظرم فکر خوبیه.

936
00:54:59,958 --> 00:55:02,375
‫اینطوری هم میتونی بهش خبر بدی
‫که یه سری قاتل دارن میرن سمتش...

937
00:55:02,458 --> 00:55:04,333
‫و بهش توضیح بدی چرا دارن میان سمتش.

938
00:55:04,416 --> 00:55:05,250
‫چی ؟

939
00:55:11,274 --> 00:55:14,274
«عمارت فاکس‌هاوند»

940
00:55:15,833 --> 00:55:18,291
‫خیلی خب بچه‌ها، بیدار شید.

941
00:55:18,375 --> 00:55:20,375
‫لیو، آلیس.
‫رسیدیم.

942
00:55:24,916 --> 00:55:27,375
‫وایسا ببینم، این خونه مامان‌بزرگمونه ؟

943
00:55:28,250 --> 00:55:30,291
‫آره، من اینجا بزرگ شدم.

944
00:55:31,250 --> 00:55:33,416
‫همیشه هم از اینجا فراری بودم.

945
00:55:33,500 --> 00:55:35,791
‫وایسا ببینم.
‫مگه خوانواده سلطنتیی چیزی هستی ؟

946
00:55:35,875 --> 00:55:37,666
‫- ما هم سلطنتی هستیم ؟
‫- نه بابا.

947
00:55:37,750 --> 00:55:38,791
‫نه.

948
00:55:38,875 --> 00:55:40,375
‫مامان‌بزرگتون یکم راه‌هایِ جالبی...

949
00:55:40,458 --> 00:55:44,166
‫واسه پول درآوردن تویِ دهه 1970 داشت.

950
00:55:45,208 --> 00:55:46,041
‫امیلی.

951
00:55:47,666 --> 00:55:50,375
‫- چیه ؟
‫- بجنب، رمز رو بزن دیگه.

952
00:56:05,208 --> 00:56:06,666
‫خیلی خب بچه‌ها، بریم پیش ننه بزرگ !

953
00:56:18,041 --> 00:56:20,166
‫چه خونه خفنی داره مامان‌بزرگ !

954
00:56:22,500 --> 00:56:24,333
‫چرا همیشه از اینجا فراری بودی ؟

955
00:56:26,958 --> 00:56:28,541
‫بیخیال دیگه !

956
00:56:29,333 --> 00:56:30,166
‫اینم دلیلش.

957
00:56:32,375 --> 00:56:33,708
‫سلام عرض شد.

958
00:56:34,291 --> 00:56:35,125
‫شماهایین ؟

959
00:56:35,208 --> 00:56:37,416
‫سلام مامان.
‫هنوزم درگیر کُشت و کُشتاری، نه ؟

960
00:56:37,500 --> 00:56:40,333
‫سر به سَرم نذار
‫که هنوز نشونه‌گیریم دقیقه !

961
00:56:41,000 --> 00:56:43,375
‫اینا نوه‌هات هستن.
‫با تیر نزنیشون ممنون میشم.

962
00:56:45,125 --> 00:56:48,958
‫خیلی بزرگتر از اونی هستن
‫که تویِ عکساشون به نظر میاد.

963
00:56:49,041 --> 00:56:50,375
‫عکساشون ؟

964
00:56:50,458 --> 00:56:53,208
‫آره، متیو برام عکساشونو فرستاده.

965
00:56:53,750 --> 00:56:56,000
‫- که اینطور ؟
‫- سلام عزیزم.

966
00:56:56,083 --> 00:56:57,000
‫خوبی شما ؟

967
00:56:57,083 --> 00:56:59,500
‫از طریق کشور‌هایِ مختلف
‫یه چندتا عکس براش فرستادم...

968
00:56:59,583 --> 00:57:01,000
‫که ردیابی هم نشیم.

969
00:57:01,083 --> 00:57:03,708
‫اینطوری مامان‌بزرگ،
‫بزرگ شدن نوه‌هاشو هم میبینه دیگه.

970
00:57:03,791 --> 00:57:06,125
‫آخه تویِ عکس میشه بزرگ شدنشون رو نشون داد.

971
00:57:06,208 --> 00:57:08,166
‫میدونی ؟
‫جایی پخش نشده عکسا.

972
00:57:08,250 --> 00:57:10,875
‫خب، الآن بغل کنیم همدیگه رو ؟

973
00:57:10,958 --> 00:57:12,375
‫نخیر ! نه !

974
00:57:12,458 --> 00:57:14,833
‫من که انگلیسیم.
‫ما انگلیسیا بغل نمی‌کنیم.

975
00:57:16,458 --> 00:57:19,708
‫- ولی جسد پرندهه رو می‌تونی برداری بیاری.
‫- بردار بیار. اسلحه دستِ خانمه.

976
00:57:19,791 --> 00:57:23,000
‫نمیدونم چرا افتخار دادین اومدین.

977
00:57:24,166 --> 00:57:25,083
‫ولی بیان تو.

978
00:57:26,250 --> 00:57:27,125
‫عه...

979
00:57:27,208 --> 00:57:28,750
‫عیبی نداره...

980
00:57:28,833 --> 00:57:29,666
‫عه...

981
00:57:30,291 --> 00:57:31,416
‫- بندازش.
‫- باشه.

982
00:57:32,208 --> 00:57:34,833
‫امیلی، خونه رو که یادته ؟

983
00:57:34,916 --> 00:57:37,666
‫- مگه میشه یادم بره ؟
‫- حرف نداره اینجا !

984
00:57:39,125 --> 00:57:40,666
‫نرو اون تو...

985
00:57:43,541 --> 00:57:45,458
‫به چیزی هم دست نزن.

986
00:57:45,541 --> 00:57:48,125
‫اینجا انگار «فورت ناکس»ـِه.
‫(منطقه نظامی تویِ کنتاکی)

987
00:57:48,208 --> 00:57:51,375
‫بچه‌هات همیشه اینطوری فوضولی میکنن ؟

988
00:57:51,458 --> 00:57:54,583
‫- فقط کنجکاون، همین.
‫- مگه خوکچه هندی‌ـَن ؟

989
00:57:55,250 --> 00:57:57,750
‫خیلی خب، چی می‌خورین ؟

990
00:57:57,833 --> 00:57:59,416
‫میدونی «جینی»، خیلی داری لطف میکنی بهمون...

991
00:57:59,500 --> 00:58:01,958
‫ولی ما فقط اومدیم یچیو برداریم و بریم.

992
00:58:02,041 --> 00:58:04,541
‫شاید بعداً بتونیم یه موقع جمع بشیم
‫و همدیگه رو ببینیم.

993
00:58:04,625 --> 00:58:06,833
‫چرت و پرت نگین دیگه، تا اینجا که اومدین...

994
00:58:06,916 --> 00:58:11,625
‫- واسه نوشیدنی الکلی یکم زوده جینی، بیخیال.
‫- دوباره این خانمِ حق به جانب شروع کرد.

995
00:58:11,708 --> 00:58:14,000
‫از همون اولش هم اخلاقت مثل آمریکایی‌ها بود.

996
00:58:14,083 --> 00:58:16,375
‫یه جوری دربارم حرف میزنه انگار خودم اینجا نیستم !

997
00:58:16,458 --> 00:58:20,083
‫راستشو بخوای به اینطوری حرف زدن عادت کردم عزیزم
‫آخه هیچوقت نمیای اینجا !

998
00:58:21,375 --> 00:58:23,750
‫- اینم واسه شما، ماسکال با یکم پرتقال.
‫- هوم...

999
00:58:23,833 --> 00:58:27,083
‫- همینو می‌خوردی دیگه ؟
‫- این... اصلاً نمیدونم از کجا نوشیدنی مورد علاقه منو فهمیده !

1000
00:58:28,458 --> 00:58:30,375
‫تو چی می‌خوری عزیزم ؟

1001
00:58:30,458 --> 00:58:32,833
‫- «جین» میخوری یا نه ؟
‫- آم...

1002
00:58:32,916 --> 00:58:34,666
‫شوخیه، داره شوخی میکنه.

1003
00:58:34,750 --> 00:58:36,833
‫هیولایِ شیرینی خور داره میاد !

1004
00:58:36,916 --> 00:58:38,625
‫- جینی پیگ، عزیزم ؟!
‫- «جینی پیگ» ؟
‫(گینی پیگ میشه خوکچه هندی، بخواطر شباهت تلفظ مسخره میکنه)

1005
00:58:43,500 --> 00:58:46,083
‫اوه، چهارتا آدم جدید.

1006
00:58:46,166 --> 00:58:47,833
‫سلام. دوستید یا دشمن؟

1007
00:58:50,250 --> 00:58:51,625
‫نایجل خودمه.

1008
00:58:51,708 --> 00:58:52,791
‫- سلام.
‫- سلام عزیزم.

1009
00:58:52,875 --> 00:58:54,000
‫- دلم برات تنگ شد.
‫- خدایا.

1010
00:58:57,000 --> 00:58:59,250
‫وای. خدای بزرگ.

1011
00:58:59,333 --> 00:59:01,541
‫خدایا. حالم به هم خورد.

1012
00:59:02,375 --> 00:59:04,541
‫وای.

1013
00:59:04,625 --> 00:59:08,541
‫عذر می‌خوام. بابت این مسئله هم عذر می‌خوام،
‫انتظار نداشتم مهمون داشته باشیم.

1014
00:59:08,625 --> 00:59:09,750
‫من هم انتظار این رو نداشتم.

1015
00:59:09,833 --> 00:59:13,000
‫- داشتم تمرین می‌کردم، وسط تمرینم.
‫- واسه چی؟

1016
00:59:13,083 --> 00:59:15,708
‫که هروقت ایشون من رو
‫واسه ام‌آی‌6 لازم داشت آماده باشم.

1017
00:59:15,791 --> 00:59:18,000
‫یه جورهایی پروژه‌ی مخصوصشم.

1018
00:59:19,791 --> 00:59:21,250
‫- اِن گنده‌بک.
‫- هوم؟

1019
00:59:21,333 --> 00:59:24,375
‫- ایشون دخترم امیلیه.
‫- نه، نه، نیست.

1020
00:59:24,458 --> 00:59:25,500
‫چرا، امیلی.

1021
00:59:25,583 --> 00:59:26,500
‫امزو.

1022
00:59:26,583 --> 00:59:28,375
‫و شوهرش،

1023
00:59:28,458 --> 00:59:29,875
‫این آقای خیلی خوشتیپ متیوئه.

1024
00:59:29,958 --> 00:59:32,833
‫- متی. آره. خودم متوجه شده بودم بابا.
‫- آره، اینا هم بچه‌هاشونن.

1025
00:59:32,916 --> 00:59:34,208
‫اینا آلیس و لیو هستن.

1026
00:59:34,291 --> 00:59:36,750
‫- وای. من عاشق بچه‌هام.
‫- آره، همینطوره.

1027
00:59:36,833 --> 00:59:39,666
‫به خاطر معصومیت و ذوقیه که دارید.

1028
00:59:39,750 --> 00:59:42,875
‫خب، بذارید با وجود غیرمنتظره بودنش
‫حرف دلم رو بزنم.

1029
00:59:42,958 --> 00:59:45,291
‫دل‌تون می‌خواد بابابزرگ صدام کنید؟

1030
00:59:45,375 --> 00:59:47,125
‫چی؟ نه.

1031
00:59:47,208 --> 00:59:50,416
‫آره. خب... باشه، پیچیده‌ست، درسته؟

1032
00:59:50,500 --> 00:59:54,041
‫ببینید، من... امیدوارم که
‫خیلی به من مثل پدرتون نگاه نکنید.

1033
00:59:54,125 --> 00:59:56,291
‫- چی شد؟
‫- چون واقعاً می‌خوام که...

1034
00:59:57,125 --> 00:59:58,708
‫متی، امزو...

1035
00:59:59,541 --> 01:00:01,208
‫براتون مثل یه دوست باشم.

1036
01:00:03,333 --> 01:00:04,208
‫بعید می‌دونم.

1037
01:00:04,291 --> 01:00:06,708
‫خب جین می‌خورن یا نه؟

1038
01:00:06,791 --> 01:00:07,708
‫نه نمی‌خورن.

1039
01:00:08,333 --> 01:00:10,041
‫اونا 14 و 12 سال‌شونه.

1040
01:00:10,125 --> 01:00:12,833
‫- اونا آب و آب پرتقال می‌خورن.
‫- آره...

1041
01:00:12,916 --> 01:00:16,791
‫ببینید. چطوره بریم سر اصل مطلب؟
‫خیلی کارها داریم که باید انجام بدیم. نایجل.

1042
01:00:16,875 --> 01:00:17,708
‫ها؟

1043
01:00:17,791 --> 01:00:19,416
‫می‌تونی اطراف رو به بچه‌ها نشون بدی؟

1044
01:00:19,500 --> 01:00:21,750
‫به نوه‌ها؟
‫اوه، کمک‌شون کنم. آره، حتماً.

1045
01:00:21,833 --> 01:00:23,625
‫مسئولیت‌های یه پدربزرگ، جینی پی.

1046
01:00:24,208 --> 01:00:27,458
‫خب، شما احیاناً به چیزهای فوق‌العاده
‫علاقمند هستید؟

1047
01:00:27,541 --> 01:00:29,041
‫می‌خواید بیاید دفتر باحال من؟

1048
01:00:29,125 --> 01:00:29,958
‫- آره.
‫- زود باشید.

1049
01:00:39,208 --> 01:00:41,958
‫- خب، بریم سراغش.
‫- بفرمایید قربان.

1050
01:00:43,875 --> 01:00:46,666
‫به خاطر لهجه‌ات نیست، به خاطر شخصیتته.

1051
01:00:47,166 --> 01:00:50,041
‫مت، خیلی قابل پیشبینی‌ای.

1052
01:00:50,125 --> 01:00:51,958
‫خدایا، حتماً حسابی حوصله‌اش سر رفته بوده.

1053
01:00:52,041 --> 01:00:53,083
‫ممنونم.

1054
01:00:55,250 --> 01:00:56,958
‫- چی؟
‫- قضیه‌ی کلیده.

1055
01:00:57,041 --> 01:00:59,791
‫داریم یه خبرهایی از کانال‌های مختلف می‌گیریم
‫که قطعاً وارد عمل شده.

1056
01:00:59,875 --> 01:01:00,750
‫ماشین چطور؟

1057
01:01:00,833 --> 01:01:03,291
‫ماهواره‌ها تونستن رد لندرور رو تا اینجا بزنن.

1058
01:01:03,375 --> 01:01:05,166
‫ولی ده دقیقه پیش زیر ابرها گم‌شون کردیم.

1059
01:01:05,250 --> 01:01:06,083
‫عالیه.

1060
01:01:06,166 --> 01:01:08,833
‫به احتمال زیاد یه جایی توی شعاع
‫هفت کیلومتری این منطقه‌ان.

1061
01:01:08,916 --> 01:01:11,500
‫این یه کارخونه‌ی گلوله‌سازی قدیمیه.
‫این یه مزرعه اسبه.

1062
01:01:11,583 --> 01:01:13,458
‫- اینجا یه پیست مسابقه‌ست.
‫- این چیه؟

1063
01:01:15,750 --> 01:01:17,333
‫نمی‌دونم.

1064
01:01:21,500 --> 01:01:23,375
‫زمینش به نام یه موسسه‌ی غیرانتفاعی خارجیه،

1065
01:01:23,458 --> 01:01:24,833
‫که دفترش توی «جزیره من»ئه.

1066
01:01:24,916 --> 01:01:27,083
‫- شرکت بامسئولیت محدود فاکس‌هانتر.
‫- فاکس‌هانتر؟

1067
01:01:28,458 --> 01:01:29,791
‫چرا این اسم برام آشناست؟

1068
01:01:30,375 --> 01:01:31,500
‫جینی کورتیس.

1069
01:01:32,291 --> 01:01:34,708
‫خب، اون زن توی ام‌آی‌6 یه اسطوره‌ست.

1070
01:01:39,583 --> 01:01:40,708
‫گوش کن جینی.

1071
01:01:40,791 --> 01:01:45,250
‫وقتی من و امیلی رفتیم قایم بشیم،
‫من یه چیز خیلی باارزش رو برداشتم.

1072
01:01:45,333 --> 01:01:48,125
‫اگه اهرم فشار نداری، یه دونه بساز. زنده باد.

1073
01:01:48,208 --> 01:01:50,458
‫می‌دونستم ازش خوشم میاد.

1074
01:01:50,541 --> 01:01:52,375
‫واسا تا قسمت بعدش رو بشنوی.

1075
01:01:52,875 --> 01:01:55,541
‫همونطور که می‌تونید ببینید،
‫اینجا هیچ چیز باحالی وجود نداره.

1076
01:01:55,625 --> 01:01:58,541
‫اینجا دفتر توئه؟ چیکار می‌کنی؟

1077
01:01:58,625 --> 01:02:00,666
‫چیکار نمی‌کنم؟ بهتره این رو بپرسی.

1078
01:02:00,750 --> 01:02:03,208
‫ولی آخه به عنوان شغل چیکار می‌کنی؟

1079
01:02:03,291 --> 01:02:04,708
‫یعنی کارت چیه؟

1080
01:02:06,000 --> 01:02:09,583
‫خب، من تجهیزاتم رو اینجا نگه می‌دارم،
‫اگه بخواید اینطوری بگیم.

1081
01:02:09,666 --> 01:02:13,291
‫هرچی بگی رو استادشم.
‫سای داریم. نانچیکو داریم.

1082
01:02:13,375 --> 01:02:16,083
‫باتون داریم. این صدای کمرم بود.

1083
01:02:16,166 --> 01:02:18,916
‫شوریکن هم داریم که کارم داره توش
‫خیلی خوب میشه.

1084
01:02:20,083 --> 01:02:23,000
‫اون خورد به دیوار.
‫به خیلی چیزها می‌زنم.

1085
01:02:23,083 --> 01:02:25,291
‫- بذار من امتحان کنم.
‫- باشه، آره، مراقب باش. خیلی تیزن.

1086
01:02:25,375 --> 01:02:27,916
‫حتماً، امتحانش کن، ولی فکر نمی‌کنم
‫زیاد نتیجه‌ای داشته باشه.

1087
01:02:28,000 --> 01:02:29,041
‫مراقب ستاره‌ام باش.

1088
01:02:31,791 --> 01:02:33,375
‫به نظرم... آره.

1089
01:02:33,458 --> 01:02:36,458
‫من هنوز نتونستم این کار رو بکنم.
‫عجب پرتابی.

1090
01:02:36,541 --> 01:02:39,041
‫خدایا. تو می‌خوای امتحان کنی؟

1091
01:02:39,125 --> 01:02:41,875
‫من راستش می‌خوام برم... دستشویی رو پیدا کنم.

1092
01:02:41,958 --> 01:02:44,125
‫معلومه. یه ستاره که ستاره لازم نداره.

1093
01:02:44,208 --> 01:02:45,583
‫تو خودت یه ستاره‌ای.

1094
01:02:45,666 --> 01:02:47,500
‫واسه این که بحث رو ببندیم،
‫سیگارهای بلک‌لایت داریم،

1095
01:02:47,583 --> 01:02:49,750
‫ساعت لیزری داریم و یه چتر ضد گلوله.

1096
01:02:49,833 --> 01:02:51,000
‫یه چتر ضد گلوله؟

1097
01:02:51,083 --> 01:02:52,875
‫اگه می‌خوای جاسوس بشی، باید...

1098
01:02:52,958 --> 01:02:55,458
‫واقعاً باید واسه هرچیزی آماده باشی.

1099
01:02:55,541 --> 01:02:57,708
‫این ساعت ردیاب سلامت واسه همینه؟

1100
01:02:57,791 --> 01:03:00,250
‫نه، این برنامه‌ی خوابم رو رصد می‌کنه.

1101
01:03:00,333 --> 01:03:04,208
‫مادربزرگت معمولاً شب‌ها بیدار نگهم می‌داره،
‫به خاطر خر و پف کردنش.

1102
01:03:06,250 --> 01:03:08,791
‫اوه، نگاه کن. تو هم یه دونه داری. دوقلوییم.

1103
01:03:08,875 --> 01:03:10,166
‫مسئله اینه جینی.

1104
01:03:11,958 --> 01:03:13,083
‫من...

1105
01:03:14,416 --> 01:03:15,250
‫اینجا قایمش کردم.

1106
01:03:18,291 --> 01:03:21,416
‫پس حتماً بقیه دارن دنبالش می‌گردن.

1107
01:03:22,583 --> 01:03:23,708
‫آره.

1108
01:03:23,791 --> 01:03:26,500
‫پس بعد از همه وقت،

1109
01:03:26,583 --> 01:03:29,375
‫مشکلات‌تون رو آوردید خونه‌ی من.

1110
01:03:29,458 --> 01:03:31,666
‫مسئله همیشه تو نیستی.

1111
01:03:31,750 --> 01:03:34,625
‫به خاطر اینه که طبق تجربه‌ی من
‫مسئله همیشه تو بودی.

1112
01:03:34,708 --> 01:03:38,208
‫من کل عمرم تلاش کردم که مثل تو نباشم.

1113
01:03:38,291 --> 01:03:40,083
‫که مادری باشم که تو هرگز نبودی.

1114
01:03:40,666 --> 01:03:43,875
‫محبت کنم، پایدار باشم، تربیت کنم.

1115
01:03:43,958 --> 01:03:46,208
‫- که از خود راضی باشی.
‫- نه! خدایا!

1116
01:03:47,541 --> 01:03:48,666
‫که حضور داشته باشم.

1117
01:03:48,750 --> 01:03:50,958
‫که توی زندگی بچه‌ام حضور داشته باشم.

1118
01:03:51,041 --> 01:03:54,041
‫- حالا چطور داره پیش میره؟
‫- راستش داره خیلی خوب پیش میره.

1119
01:03:54,125 --> 01:03:56,458
‫خب، خوشحالم که این مسئله حل شد، چون ما...

1120
01:03:56,541 --> 01:03:58,416
‫فکر می‌کردم اینطور باشه.

1121
01:03:58,500 --> 01:04:00,208
‫دخترت ازت متنفره.

1122
01:04:00,291 --> 01:04:04,041
‫تو به خاطر اون از همه چیزت گذشتی
‫و همچنان ازت متنفره.

1123
01:04:04,125 --> 01:04:08,458
‫باشه. می‌دونی چیه؟ من...
‫می‌تونم با دلیل تنفر آلیس از خودم کنار بیام.

1124
01:04:08,541 --> 01:04:11,541
‫می‌تونم. ولی تو می‌تونی با دلیل تنفر من
‫نسبت به خودت کنار بیای؟

1125
01:04:11,625 --> 01:04:13,458
‫تنفر خیلی واژه‌ی سنگینیه.

1126
01:04:13,541 --> 01:04:15,458
‫- شاید بتونیم یه واژه‌ی...
‫- حالا هرچی.

1127
01:04:15,541 --> 01:04:18,166
‫من یه کاری رو کردم تو هیچوقت نتونستی بکنی.

1128
01:04:18,833 --> 01:04:20,833
‫من خانواده‌ام رو به شغلم ترجیح دادم.

1129
01:04:20,916 --> 01:04:22,791
‫ولی در نهایت آخر و عاقبت‌مون یکی شد، مگه نه؟

1130
01:04:23,458 --> 01:04:25,375
‫مهم نیست چطور مادری هستی.

1131
01:04:25,458 --> 01:04:28,166
‫دخترهای نوجوون ناراضی‌ان.
‫من از مادرم ناراضی بودم.

1132
01:04:28,250 --> 01:04:30,875
‫تو از من ناراضی بودی. دخترت از تو ناراضیه.

1133
01:04:30,958 --> 01:04:34,041
‫تو فقط می‌تونی امیدوار باشی که
‫انقدری خوب بزرگ‌شون کرده باشی،

1134
01:04:34,125 --> 01:04:38,583
‫که بتونن از پس خودشون بربیان
‫بعد یه روز، برمی‌گردن.

1135
01:04:39,500 --> 01:04:42,041
‫واسه چی من باید بخوام برگردم؟

1136
01:04:44,458 --> 01:04:48,166
‫تو خودت رو قانع کردی که من با بی‌رحمی
‫فرستادمت بری،

1137
01:04:48,250 --> 01:04:51,916
‫یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی توی آمریکا
‫که زندگیم راحت‌تر باشه.

1138
01:04:52,500 --> 01:04:56,291
‫خب به راحتی فراموش کردی که
‫التماسم کردی که بری.

1139
01:04:56,375 --> 01:05:02,083
‫خب... من می‌خوام چند لحظه
‫کنار نوه‌هام باشم.

1140
01:05:02,750 --> 01:05:06,833
‫به نظرم بعد از این زیاد
‫فرصتش رو نخواهم داشت، مگه نه؟

1141
01:05:19,750 --> 01:05:22,458
‫هی پسر. متوجه نمیشم.
‫ ارتباط‌شون با هم چیه؟

1142
01:05:29,041 --> 01:05:32,583
‫مطمئن نیستم. به سه تیم تقسیم بشید
‫و اون منطقه رو بگردید.

1143
01:05:32,666 --> 01:05:35,375
‫من وقتی با اس‌آی‌اس هماهنگ کردم
‫یه سری به خانم کورتیس می‌زنم.

1144
01:05:35,458 --> 01:05:37,166
‫واقعاً باید منتظر مجوز بمونیم؟

1145
01:05:37,250 --> 01:05:41,541
‫آره وندی. من همینطوری به خونه‌شون حمله نمی‌کنم
‫و شغلم رو بدون مجوز به خطر نمی‌اندازم.

1146
01:05:57,000 --> 01:05:58,708
‫آره، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

1147
01:05:59,625 --> 01:06:00,916
‫همین الان برات می‌فرستمش.

1148
01:06:02,416 --> 01:06:05,916
‫حرف‌های اون زنه رو باورت میشه؟
‫که چون می‌خواستم برم مقصر می‌دونتم؟

1149
01:06:06,000 --> 01:06:09,291
‫آره. آره، مادرت خیلی روی مخه،
‫ولی باز هم مادرته.

1150
01:06:10,791 --> 01:06:11,875
‫اینجا؟

1151
01:06:11,958 --> 01:06:12,833
‫بیا.

1152
01:06:30,791 --> 01:06:34,750
‫این رو دقیقاً قبل از رفتنش
‫به مدرسه‌ی شبانه‌روزی آمریکا گرفتیم.

1153
01:06:36,125 --> 01:06:37,750
‫عاشق اینطوری لبخند زدنشم.

1154
01:06:37,833 --> 01:06:43,125
‫البته الان می‌فهمم که واقعاً به خاطر این
‫خوشحال بود که قرار بود تنها باشه.

1155
01:06:43,208 --> 01:06:45,208
‫ولی می‌دونی، به عنوان یه نوجوون...

1156
01:06:45,291 --> 01:06:49,500
‫اون انگار هیچوقت نمی‌خواست توی زندگیم باشه.

1157
01:06:50,083 --> 01:06:51,041
‫ولی...

1158
01:06:51,666 --> 01:06:54,625
‫من هم توی زندگی اون نبودم، مگه نه؟

1159
01:06:55,250 --> 01:06:57,291
‫من زندگیم رو وقف خدمت کردن کردم.

1160
01:06:57,375 --> 01:07:01,791
‫خیلی واسه اون وقتی باقی نموند، مگه نه؟

1161
01:07:03,166 --> 01:07:05,416
‫من... از مادرم متنفر نیستم.

1162
01:07:05,500 --> 01:07:07,125
‫اوه، می‌دونم متنفر نیستی عزیزم.

1163
01:07:07,875 --> 01:07:10,416
‫فکر هم نمی‌کنم واقعاً
‫از من متنفر بوده باشه.

1164
01:07:10,500 --> 01:07:12,416
‫گفت شما مُردید.

1165
01:07:12,500 --> 01:07:16,416
‫خب... من اصلاً بی‌ایراد نبودم.

1166
01:07:19,500 --> 01:07:21,708
‫چای می‌خوری عزیزم؟

1167
01:07:21,791 --> 01:07:22,708
‫مثلاً بوبا؟

1168
01:07:22,791 --> 01:07:23,666
‫چی؟

1169
01:07:23,750 --> 01:07:25,791
‫ببخشید، من چای نمی‌خورم.

1170
01:07:25,875 --> 01:07:28,250
‫چای نمی‌خوری؟ جین هم نمی‌خوری؟

1171
01:07:29,500 --> 01:07:32,166
‫بعد امیلی فکر می‌کنه من مادر بدی‌ام؟

1172
01:07:32,791 --> 01:07:34,458
‫خب، همه‌ی اینا رو درست می‌کنیم.

1173
01:07:34,541 --> 01:07:35,416
‫بیا.

1174
01:08:03,208 --> 01:08:05,083
‫- راه بیفتید!
‫- برو، برو، برو!

1175
01:08:10,333 --> 01:08:12,000
‫- تو کدنویسی می‌کنی؟
‫- کدنویسی؟

1176
01:08:12,083 --> 01:08:14,833
‫آره، کدنویسی می‌کنم.
‫آره، عاشق این چیزهام.

1177
01:08:14,916 --> 01:08:18,583
‫ای‌آر، وی‌آر، آراندآر، کدهای کیو‌آر. آره.

1178
01:08:18,666 --> 01:08:21,750
‫این روزها اگه بخوای وارد ام‌آی6 بشی
‫باید اطلاعات فنیت خیلی بالا باشن.

1179
01:08:21,833 --> 01:08:25,375
‫باید همزمان هم جیمز باند باشی هم کیو.

1180
01:08:25,458 --> 01:08:28,458
‫تو به راحتی می‌تونه واردش بشی،
‫جزو گزینه‌های اصلی‌شون میشی.

1181
01:08:28,541 --> 01:08:29,375
‫منظورت چیه؟

1182
01:08:29,458 --> 01:08:32,000
‫پدر و مادرت جاسوسن. توی خونته.

1183
01:08:32,083 --> 01:08:33,958
‫ولی من اصلا شبیه اونا نیستم.

1184
01:08:34,041 --> 01:08:36,041
‫بیا یه چیزی رو امتحان کنیم. من می‌دوم سمتت.

1185
01:08:36,125 --> 01:08:38,000
‫- چی؟
‫- من می‌دوم سمتت، باشه؟

1186
01:08:38,083 --> 01:08:40,041
‫تو اولین کاری رو بکن که به ذهنت میاد.

1187
01:08:40,125 --> 01:08:41,875
‫بهت صدمه نمی‌زنم.

1188
01:08:41,958 --> 01:08:44,541
‫من همیشه این کارها رو می‌کنم.
‫تمرینات استاندارد سازمانن.

1189
01:08:44,625 --> 01:08:47,250
‫باشه؟ سه، دو، یک.

1190
01:08:47,333 --> 01:08:49,000
‫نه، نه، لطفاً.

1191
01:08:51,458 --> 01:08:52,708
‫خدایا.

1192
01:08:52,791 --> 01:08:53,916
‫خیلی عذر می‌خوام.

1193
01:08:54,000 --> 01:08:56,125
‫- نمی‌دونستم می‌تونم این کار رو بکنم.
‫- مشکلی نیست.

1194
01:08:56,208 --> 01:08:59,041
‫مشت‌های کوچیکی داری.
‫من به مشت‌های بزرگ عادت دارم.

1195
01:08:59,125 --> 01:09:02,625
‫- یه جورهایی از بین دنده‌هام رد شد.
‫- من خیلی... منظوری نداشتم.

1196
01:09:03,875 --> 01:09:06,041
‫نه، نه، نه...
‫من تمرین دیدم که مشت بخورم. آروم باش.

1197
01:09:07,166 --> 01:09:08,625
‫چندتا شنا می‌تونی بزنی؟

1198
01:09:08,708 --> 01:09:10,583
‫آم... 15تا؟

1199
01:09:11,333 --> 01:09:12,291
‫15تا؟

1200
01:09:13,416 --> 01:09:14,708
‫باشه. هرکی زودتر چهارتا زد.

1201
01:09:23,041 --> 01:09:24,666
‫از این طرفه. بیا.

1202
01:09:40,458 --> 01:09:41,333
‫زود باش.

1203
01:09:53,250 --> 01:09:54,208
‫اونجاست؟

1204
01:10:03,791 --> 01:10:04,791
‫این چیه؟

1205
01:10:04,875 --> 01:10:06,625
‫این مال منه، اینم مال توئه.

1206
01:10:10,958 --> 01:10:13,125
‫امیلی عزیز، اگه داری این رو می‌خونی،

1207
01:10:13,208 --> 01:10:16,250
‫یعنی یه جورهایی توی خطر افتادیم
‫و احتمال زیاد تقصیر من بوده.

1208
01:10:18,000 --> 01:10:19,041
‫عذر می‌خوام.

1209
01:10:19,125 --> 01:10:21,500
‫من فقط می‌خواستم از تو و...

1210
01:10:22,333 --> 01:10:26,291
‫اون فرشته‌ای که داره توی شکمت بزرگ میشه
‫محافظت کنم.

1211
01:10:26,916 --> 01:10:30,416
‫لطفاً هیچوقت تنهام نذار
‫چون بدون تو به هیچ دردی نمی‌خورم.

1212
01:10:31,250 --> 01:10:32,666
‫یعنی غمگین میشه.

1213
01:10:34,625 --> 01:10:36,291
‫تو همیشه می‌دونی چی بگی.

1214
01:10:42,333 --> 01:10:43,708
‫واقعاً چرا اینجا قایمش کردی؟

1215
01:10:44,416 --> 01:10:46,708
‫می‌دونستم در خطریم و می‌دونستم بارداری.

1216
01:10:48,041 --> 01:10:50,041
‫و می‌دونستم که اگه به این نیاز داشتیم،

1217
01:10:50,666 --> 01:10:51,916
‫پس به جینی هم نیاز داشتیم.

1218
01:10:53,916 --> 01:10:55,083
‫آره.

1219
01:10:56,583 --> 01:10:58,291
‫زود باش.

1220
01:11:06,208 --> 01:11:07,083
‫از این طرف.

1221
01:11:09,833 --> 01:11:11,250
‫در کنار آشپزخونه.

1222
01:11:23,750 --> 01:11:24,791
‫مشکلی نیست.

1223
01:11:31,291 --> 01:11:33,000
‫از اون طرف. زود باش.

1224
01:11:44,458 --> 01:11:47,333
‫- ایست! دست‌ها بالا!
‫- تکون نخورید! ایست!

1225
01:11:48,041 --> 01:11:50,083
‫- بچه‌هامون کجان؟
‫- پذیرایی. راه بیفتید!

1226
01:11:57,500 --> 01:11:58,625
‫برو عقب.

1227
01:11:58,708 --> 01:11:59,958
‫خودت برو عقب.

1228
01:12:01,250 --> 01:12:02,791
‫حال‌تون خوبه؟

1229
01:12:05,125 --> 01:12:07,375
‫ببینید. چیزی که دنبالشید پیش ماست.

1230
01:12:09,875 --> 01:12:11,083
‫آره. این کلیده.

1231
01:12:11,166 --> 01:12:12,875
‫باشه؟ همینجاست.

1232
01:12:12,958 --> 01:12:15,375
‫بذارید بچه‌ها برن اونوقت می‌تونیم
‫یه فکری بکنیم.

1233
01:12:16,041 --> 01:12:17,666
‫بارون! از اینجا برو!

1234
01:12:18,791 --> 01:12:19,791
‫اوه، بچه‌ها.

1235
01:12:20,750 --> 01:12:21,583
‫چاک.

1236
01:12:23,333 --> 01:12:24,875
‫ببخشید ناامیدتون می‌کنم.

1237
01:12:24,958 --> 01:12:27,458
‫یه جورهایی امیدوار بودم بهتر از اینا
‫بهتون آموزش داده باشم.

1238
01:12:30,916 --> 01:12:32,583
‫سلام بچه‌ها. موش زبون‌تون رو خورده؟

1239
01:12:34,375 --> 01:12:35,333
‫امیلی، مت.

1240
01:12:35,416 --> 01:12:36,458
‫قضیه چیه؟

1241
01:12:37,625 --> 01:12:41,000
‫- خب، خوشحالم می‌بینم‌تون.
‫- ولی چاک، ما دیدیم که تیر خوردی. اونجا...

1242
01:12:41,083 --> 01:12:44,916
‫همه‌اش زیر سر خودم بود. به نظرم اومد
‫یه جورهایی انگیزه می‌خواید که ببریدم پیشش.

1243
01:12:45,000 --> 01:12:46,625
‫پس تو و بارون با هم همدستید، ها؟

1244
01:12:46,708 --> 01:12:48,250
‫نه، نه. اون هیچ کاره‌ست.

1245
01:12:48,333 --> 01:12:51,458
‫فقط باید مطمئن می‌شدیم که
‫نمیری پیش واحد قبلیت غر بزنی،

1246
01:12:51,541 --> 01:12:52,583
‫واسه همین یه مقدار کثیفش کردیم.

1247
01:12:52,666 --> 01:12:55,791
‫بارون داشت رد گور و ولکا رو می‌زد،
‫نه که باهاشون همکاری کنه،

1248
01:12:55,875 --> 01:12:58,083
‫بعد... اون مردی هم بود که بهم شلیک کرد؟

1249
01:12:58,916 --> 01:12:59,875
‫سلام کنید رفقا.

1250
01:12:59,958 --> 01:13:03,291
‫می‌دونی، این روزها چه کارهایی که
‫با تیرهای مشقی نمی‌کنن.

1251
01:13:05,250 --> 01:13:06,541
‫چاک!

1252
01:13:14,166 --> 01:13:15,250
‫راستی...

1253
01:13:17,458 --> 01:13:18,666
‫من کلید رو تحویل می‌گیرم.

1254
01:13:19,458 --> 01:13:20,583
‫خواهش می‌کنم.

1255
01:13:21,250 --> 01:13:23,625
‫داری با بچه‌هامون بازی می‌کنی چاک.

1256
01:13:26,208 --> 01:13:27,750
‫وقتشه ولش کنی مت.

1257
01:13:42,291 --> 01:13:43,291
‫امنه.

1258
01:14:16,875 --> 01:14:18,041
‫چی به سر تو اومده؟

1259
01:14:18,125 --> 01:14:19,333
‫چه به سر من اومده؟

1260
01:14:20,250 --> 01:14:21,625
‫شما دوتا به سرم اومدید.

1261
01:14:21,708 --> 01:14:22,750
‫این یعنی چی؟

1262
01:14:23,416 --> 01:14:25,583
‫این چطور تقصیر ماست؟

1263
01:14:36,958 --> 01:14:37,791
‫خب، بذار ببینیم مت.

1264
01:14:37,875 --> 01:14:40,666
‫دوتا از بهترین مامورهام توی
‫پرواز خروج‌شون دزدیده میشن.

1265
01:14:40,750 --> 01:14:43,958
‫احتمالاً مُردن. اون کلید، احتمالاً گم شده.

1266
01:14:44,041 --> 01:14:47,416
‫سازمان من رو مقصر می‌دونست.
‫من تعلیق شده بودم.

1267
01:14:47,500 --> 01:14:49,666
‫در طی یک سال، کارم رو از دست دادم.

1268
01:14:49,750 --> 01:14:53,625
‫حقوقم، خونم، ازدواجم، سگم رو هم از دست دادم!

1269
01:14:55,958 --> 01:14:57,000
‫فقط به خاطر شما دوتا.

1270
01:15:18,541 --> 01:15:20,416
‫پس قضیه انتقامه؟

1271
01:15:20,500 --> 01:15:22,333
‫نه، نه. قضیه پوله.

1272
01:15:22,416 --> 01:15:24,625
‫بخش انتقامش آب نطلبیده‌ست.

1273
01:15:29,750 --> 01:15:31,166
‫وای!

1274
01:15:52,875 --> 01:15:55,208
‫- بچه‌هامون رو بهمون بده چاک!
‫- قضیه اینطوری پیش میره.

1275
01:15:55,291 --> 01:15:57,375
‫- ما از اینجا عقب‌نشینی می‌کنیم.
‫- از این قضیه قسر در نمی‌رید.

1276
01:15:57,458 --> 01:15:59,541
‫- مطمئنی الان می‌خوای بپری وسط حرفم؟
‫- بذار برن!

1277
01:15:59,625 --> 01:16:01,458
‫به شرطی که شما مداخله نکنید،
‫فردا همین موقع...

1278
01:16:01,541 --> 01:16:03,208
‫این دوتا صحیح و سالم برمی‌گردن.

1279
01:16:03,291 --> 01:16:04,333
‫چیزی نیست عزیزم.

1280
01:16:04,416 --> 01:16:05,833
‫لطفاً با پلیس تماس نگیرید.

1281
01:16:05,916 --> 01:16:08,208
‫گروگان‌گیری‌ها معمولاً خوب پیش نمیرن.

1282
01:16:08,291 --> 01:16:09,541
‫چاک!

1283
01:16:40,625 --> 01:16:42,583
‫آروم. زود باش.

1284
01:16:49,291 --> 01:16:50,125
‫آهان، برگشتی.

1285
01:16:51,916 --> 01:16:53,708
‫آلیس! لیو!

1286
01:16:53,791 --> 01:16:55,750
‫باید رد اون هلیکوپتر رو بزنیم.

1287
01:16:55,833 --> 01:16:58,083
‫- کسی شماره‌ی روی دُمش رو دید؟
‫- نه، خیلی فاصله داشت.

1288
01:17:00,166 --> 01:17:02,625
‫- دوربین‌های امنیتی.
‫- احسنت. اینجا.

1289
01:17:04,541 --> 01:17:06,833
‫برگرد جایی که هلیکوپتر فرود میاد.
‫ببین اونجا چی هست.

1290
01:17:10,875 --> 01:17:12,000
‫آخ.

1291
01:17:13,000 --> 01:17:14,000
‫حالش خوبه؟

1292
01:17:14,083 --> 01:17:15,500
‫- خوبم. آره.
‫- یه لحظه وایسا.

1293
01:17:17,625 --> 01:17:19,750
‫- برگرد روی بچه‌ها.
‫- باشه.

1294
01:17:22,666 --> 01:17:24,291
‫وایسا. همینجا. زوم کن.

1295
01:17:24,916 --> 01:17:27,333
‫- می‌بینی؟
‫- وایسا. داره یه چیزی رو نشون‌مون میده.

1296
01:17:27,416 --> 01:17:29,458
‫حلقه‌ی انگشت شستش.
‫حلقه‌ی انگشت شستش رو پوشیده.

1297
01:17:29,541 --> 01:17:30,833
‫- دقیقاً.
‫- چیش رو؟

1298
01:17:30,916 --> 01:17:33,833
‫- یه ردیاب سلامته که روی انگشت شستش می‌پوشه.
‫- اون جی‌پی‌اس داره.

1299
01:17:33,916 --> 01:17:35,250
‫کامپیوترت کجاست؟

1300
01:17:35,833 --> 01:17:37,291
‫خب، وارد اکانتش شدم.

1301
01:17:37,375 --> 01:17:40,000
‫تایید دو مرحله‌ای؟ بیخیال.

1302
01:17:40,083 --> 01:17:41,000
‫طول و عرض؟

1303
01:17:41,083 --> 01:17:46,416
‫به سمت شمال 51.5076 درجه،
‫به سمت جنوب 0.0994 درجه.

1304
01:17:51,208 --> 01:17:53,083
‫- تیت مدرن.
‫- لندن.

1305
01:17:55,500 --> 01:17:58,416
‫اینجا نوشته که امشب
‫واسه یه مراسم رسمی بسته‌ست.

1306
01:17:58,500 --> 01:18:00,583
‫نایجل، کت‌وشلوار نداری، داری؟

1307
01:18:00,666 --> 01:18:02,541
‫معلومه. هر مامور خوبی داره.

1308
01:18:23,041 --> 01:18:25,208
‫نمی‌تونید اینجا پارک کنید.
‫اسم‌تون توی لیست نیست.

1309
01:18:25,291 --> 01:18:27,291
‫اوه نه، اسم‌مون توی لیست هست.

1310
01:18:27,375 --> 01:18:29,083
‫من این رو برمی‌دارم.

1311
01:18:35,333 --> 01:18:37,125
‫باید فکرش رو می‌کردم. چاک باهوشه.

1312
01:18:37,208 --> 01:18:38,833
‫خیلی امنیتیه.

1313
01:18:38,916 --> 01:18:42,333
‫- فلزیاب دارن، مراسم مهمیه.
‫- هیچکس از صف خارج نمیشه.

1314
01:18:48,458 --> 01:18:50,041
‫پیداشون می‌کنیم، باشه؟

1315
01:18:51,208 --> 01:18:52,833
‫- بیا بریم سراغ‌شون.
‫- بسیار خب. بیا.

1316
01:19:14,500 --> 01:19:17,250
‫نه، گور، نمی‌تونم منتظر بمونم.
‫برام مهم نیست اگه فقط دو ساعت وقت داری.

1317
01:19:17,333 --> 01:19:19,291
‫بهت گفتم که میاد لندن و امشب میاد.

1318
01:19:19,375 --> 01:19:22,666
‫بعدش هم در ضمن، چهار نفر از رقیب‌هات
‫همه چیز رو ول کردن که بیان اینجا.

1319
01:19:22,750 --> 01:19:24,750
‫پس واضحه که به اندازه‌ی کافی دلت نمی‌خوادش.

1320
01:19:25,916 --> 01:19:27,333
‫اون حرومزاده.

1321
01:19:29,541 --> 01:19:32,083
‫داره امشب می‌فروشتش.

1322
01:19:32,166 --> 01:19:33,708
‫برو اونجا... همین الان!

1323
01:19:38,750 --> 01:19:42,708
‫ممنونم که توی این فرصت کم تشریف آوردید،
‫ولی بهم اعتماد کنید،

1324
01:19:43,958 --> 01:19:45,666
‫از این که اومدید پشیمون نمی‌شید.

1325
01:19:45,750 --> 01:19:46,750
‫از اون طرف.

1326
01:19:55,500 --> 01:19:57,958
‫- چی میگه؟
‫- باید همینجا باشن.

1327
01:20:09,291 --> 01:20:11,000
‫دافنی، اوضاع چطوره؟

1328
01:20:11,083 --> 01:20:12,000
‫همه چیز مرتبه.

1329
01:20:13,333 --> 01:20:15,166
‫خانم‌ها و آقایون، بهتون قول یه نمایش رو دادم،

1330
01:20:15,250 --> 01:20:17,250
‫و دلم می‌خواد منظورم رو تا حد امکان
‫خلاصه برسونم.

1331
01:20:17,333 --> 01:20:19,875
‫اگه ممکنه به شهر نگاه کنید لطفاً.

1332
01:20:19,958 --> 01:20:23,375
‫می‌خوام بهتون نشون بدم که چه چیزهایی ممکنن.
‫حالا، دافنی.

1333
01:20:23,458 --> 01:20:24,333
‫دریافت شد.

1334
01:20:34,125 --> 01:20:35,166
‫مرحله‌ی دوم دافنه.

1335
01:20:47,375 --> 01:20:48,208
‫مال ما هم همینطور.

1336
01:21:03,666 --> 01:21:07,083
‫- داره نمونه‌کار کلید رو نشون میده.
‫- پس دنبال بهترین منظره‌ست.

1337
01:21:07,166 --> 01:21:08,625
‫دافنی، همه‌شون رو لطفاً دوباره روشن کن.

1338
01:21:14,750 --> 01:21:15,916
‫باید همینجا باشن.

1339
01:21:16,000 --> 01:21:20,083
‫اگه اینجا نیستن، یعنی یا زیرمونن
‫یا بالا سرمون.

1340
01:21:21,750 --> 01:21:23,500
‫- یه لحظه وایسا.
‫- چیه؟

1341
01:21:23,583 --> 01:21:25,250
‫اونا آدم‌های چاکن. زود باش.

1342
01:21:33,583 --> 01:21:36,083
‫درب در حال بسته شدن است.

1343
01:21:37,000 --> 01:21:39,333
‫ولی حرف من فقط یه نمایش نورانی نیست.

1344
01:21:40,791 --> 01:21:43,166
‫سد رودخانه‌ی تامس دافنی.
‫کنترلش رو به دست بگیر.

1345
01:21:55,125 --> 01:21:58,583
‫اونی که اونجاست جلوی اقیانوس اطلس رو می‌گیره
‫که شهر رو غرق نکنه.

1346
01:21:59,083 --> 01:22:02,500
‫و ما حالا قدرت این رو داریم که
‫فعال یا غیرفعالش کنیم.

1347
01:22:03,416 --> 01:22:04,583
‫هروقت که دل‌مون بخواد.

1348
01:22:06,000 --> 01:22:07,791
‫چطوره سد رو باز کنیم دافنی؟

1349
01:22:19,916 --> 01:22:21,041
‫قربان، باید این رو ببینید.

1350
01:22:23,416 --> 01:22:26,208
‫درب‌ها در حال باز شدن هستند.

1351
01:22:32,583 --> 01:22:35,333
‫- باید بذارید بریم داخل.
‫- اگه نذاریم چی میشه؟

1352
01:22:44,500 --> 01:22:46,041
‫چیزی که امشب خدمت‌تون گفتم،

1353
01:22:46,125 --> 01:22:48,958
‫فقط یه هارد پر از صفر و یک نیست.

1354
01:22:49,791 --> 01:22:51,833
‫چیزی که دارم می‌فروشم قدرته.

1355
01:22:52,750 --> 01:22:54,375
‫و اگر به این مسئله علاقمندید...

1356
01:22:55,416 --> 01:22:57,083
‫کلید همه‌چیزش همینه.

1357
01:23:09,916 --> 01:23:12,500
‫ام!

1358
01:23:15,750 --> 01:23:17,583
‫من قیمت مزایده رو از...

1359
01:23:17,666 --> 01:23:21,041
‫خب، به نظرم خیلی رقم منطقی‌ایه.

1360
01:23:21,125 --> 01:23:22,500
‫صد و پنجاه میلیون شروع می‌کنم.

1361
01:23:45,791 --> 01:23:48,125
‫گفتید 200 میلیون؟

1362
01:23:48,208 --> 01:23:50,541
‫دویست و... پنجاه میلیون.

1363
01:23:50,625 --> 01:23:53,250
‫- دویست و پنجاه میلیون؟
‫- بله.

1364
01:23:55,500 --> 01:23:58,916
‫خب، برنده‌مون مشخص شد. 250 میلیون دلار
‫برای آقای ایوانوف.

1365
01:23:59,000 --> 01:24:02,666
‫بعد این رو بهتون بگم، با شناختی که
‫از این آقا دارم، اگه فامیلی توی پاریس دارید،

1366
01:24:02,750 --> 01:24:04,875
‫بهشون بگید سریع وسایل‌شون رو جمع کنن.

1367
01:24:05,791 --> 01:24:07,916
‫به نظرتون دارید کجا می‌رید؟

1368
01:24:08,916 --> 01:24:11,041
‫بارون.

1369
01:24:11,125 --> 01:24:12,041
‫چطور پیدامون کردید؟

1370
01:24:12,125 --> 01:24:14,583
‫ما ام‌آی‌6 هستیم مت.
‫شما دوتا فراری بین‌المللی‌اید.

1371
01:24:15,166 --> 01:24:17,500
‫- کارم همینه.
‫- پس می‌دونی بچه‌هامون پیش‌شونن درسته؟

1372
01:24:17,583 --> 01:24:20,333
‫این رو هم می‌دونم که فکر می‌کردی
‫من یه مامور نفوذی‌ام امیلی.

1373
01:24:22,291 --> 01:24:26,291
‫گوش کن، می‌تونید بعداً دستگیرمون کنید.
‫فقط بذار خانواده‌مون رو پیدا کنیم.

1374
01:24:28,166 --> 01:24:32,166
‫حالا که می‌دونم نیومدید اینجا
‫که کلید رو بفروشید دستگیرتون نمی‌کنم.

1375
01:24:35,333 --> 01:24:36,500
‫همراهم بیاید.

1376
01:24:40,208 --> 01:24:41,291
‫دست‌ها بالا!

1377
01:24:41,375 --> 01:24:43,208
‫تو، همونجا بمون!

1378
01:24:46,291 --> 01:24:48,166
‫- چاک!
‫- اون در رو پوشش بدید!

1379
01:24:48,250 --> 01:24:50,250
‫- چاک، بچه‌هامون کجا رفتن؟
‫- بخوابید روی زمین!

1380
01:25:04,833 --> 01:25:06,583
‫- کارت خوب بود.
‫- ممنون که متوجه شدی.

1381
01:25:06,666 --> 01:25:08,625
‫خب، نذار ذهنت رو درگیر کنه. کلید رو پیدا کن.

1382
01:25:10,958 --> 01:25:11,916
‫چاک!

1383
01:25:17,583 --> 01:25:19,750
‫تیم دو، بچه‌ها رو همین الان ببر توی قایق.

1384
01:25:19,833 --> 01:25:20,875
‫زود باش.

1385
01:25:29,708 --> 01:25:30,958
‫ولم کن!

1386
01:25:31,041 --> 01:25:32,833
‫ولم کن! ول کن!

1387
01:25:36,083 --> 01:25:37,000
‫هی!

1388
01:25:46,708 --> 01:25:49,250
‫داریم کجا می‌ریم؟

1389
01:25:50,375 --> 01:25:53,500
‫زود باش، بریم. بگید عجله کنن!

1390
01:25:53,583 --> 01:25:55,125
‫بشین.

1391
01:25:56,000 --> 01:25:56,875
‫گور کلید رو می‌خواد.

1392
01:25:56,958 --> 01:25:58,291
‫پیش ما نیست.

1393
01:26:10,000 --> 01:26:12,875
‫اگه جای تو بودم از جام تکون نمی‌خوردم.
‫هنوز تیراندازیش خیلی خوبه.

1394
01:26:22,875 --> 01:26:27,000
‫موتورهامون رو بردن.
‫دارن به سمت شرق میرن.

1395
01:26:39,333 --> 01:26:40,750
‫دارن به سمت شمال رودخونه میرن.

1396
01:26:40,833 --> 01:26:41,708
‫من از اون طرف میرم.

1397
01:26:47,375 --> 01:26:49,125
‫مراقب باشید! دارم رد میشم!

1398
01:26:52,416 --> 01:26:54,083
‫زود باشید!

1399
01:27:31,375 --> 01:27:34,250
‫دافنی، توی سر قرارمون می‌بینمت،
‫کلید رو هم بیار.

1400
01:27:34,333 --> 01:27:35,250
‫همین الان.

1401
01:27:55,375 --> 01:27:57,458
‫مراقب باش! مراقب باش!

1402
01:27:57,541 --> 01:27:59,041
‫چاک سد رو باز کرده.

1403
01:27:59,125 --> 01:28:02,750
‫همین که وارد آب‌های آزاد بشه، دیگه رفته،
‫بچه‌ها هم به کارش نمیان!

1404
01:28:02,833 --> 01:28:05,083
‫باید به اون قایق برسیم!

1405
01:28:14,875 --> 01:28:17,083
‫اتاق خالیه. اثری از کلید نیست.

1406
01:28:17,166 --> 01:28:19,250
‫چاک هم توی تامسه،
‫داره به سمت شرق میره.

1407
01:28:20,833 --> 01:28:22,583
‫- اوه نه.
‫- چیه؟

1408
01:28:22,666 --> 01:28:24,291
‫سد باز شده.

1409
01:28:24,375 --> 01:28:28,291
‫من با پلیس دریایی تماس می‌گیرم، قایق‌ها رو
‫اعزام می‌کنم. تو وندی، اون سد رو ببند.

1410
01:28:47,541 --> 01:28:49,958
‫بیا. می‌خواید بهمون ملحق بشید برای...

1411
01:28:50,041 --> 01:28:51,916
‫هی بچه‌ها، میشه این رو نگه دارید؟

1412
01:28:53,125 --> 01:28:54,250
‫هی! صبر کن!

1413
01:28:59,750 --> 01:29:01,625
‫باشه، یه قایق پیدا کردم. تو کجایی؟

1414
01:29:01,708 --> 01:29:02,666
‫ساعت یازدهتم.

1415
01:29:02,750 --> 01:29:03,666
‫به سمت جنوب.

1416
01:29:04,166 --> 01:29:05,750
‫بیا پایین. می‌گیرمت.

1417
01:29:28,666 --> 01:29:31,000
‫نمی‌تونن سد رو ببندن.

1418
01:29:31,083 --> 01:29:32,541
‫یه جوری کنترل سیستم رو به دست گرفتن.

1419
01:29:32,625 --> 01:29:35,583
‫این کلید لعنتی کجاست وندی؟

1420
01:29:38,958 --> 01:29:39,875
‫اوه!

1421
01:29:41,250 --> 01:29:42,125
‫اه!

1422
01:29:47,625 --> 01:29:49,125
‫- سلام جینی پیگ.
‫- سلام.

1423
01:29:49,208 --> 01:29:51,458
‫آره، فقط می‌خواستم ببینم
‫می‌خواستی کجا باشم.

1424
01:29:51,541 --> 01:29:53,833
‫چون من... من آماده‌ام.
‫واسه هرچیزی آماده‌ام.

1425
01:29:53,916 --> 01:29:56,041
‫نایج، همونجا بمون فعلاً.

1426
01:29:56,125 --> 01:29:56,958
‫ولی... نه، ولی من...

1427
01:29:57,041 --> 01:29:58,375
‫اوه.

1428
01:30:23,625 --> 01:30:24,458
‫وای!

1429
01:30:40,875 --> 01:30:42,875
‫باورم نمیشه این اتفاق افتاد.

1430
01:30:50,083 --> 01:30:52,083
‫اوه پسر!

1431
01:30:52,583 --> 01:30:54,291
‫این وحشتناکه!

1432
01:30:55,041 --> 01:30:56,375
‫خیلی باحاله.

1433
01:30:57,375 --> 01:30:59,875
‫کل قضیه واقعاً خیلی باحال بود.

1434
01:31:00,458 --> 01:31:01,458
‫خیلی متاسفم.

1435
01:31:02,250 --> 01:31:03,875
‫خدایا. حالت خوبه؟

1436
01:31:03,958 --> 01:31:05,791
‫از هیچیش فیلم نگرفتی؟
‫نه، معلومه که ازش فیلم نگرفتی.

1437
01:31:05,875 --> 01:31:07,500
‫اوه، بی‌هوش شده.

1438
01:31:09,083 --> 01:31:10,875
‫خدایا، آره!

1439
01:31:10,958 --> 01:31:13,041
‫اوه!

1440
01:31:24,833 --> 01:31:27,041
‫بسیار خب.

1441
01:31:27,125 --> 01:31:28,791
‫جینی پیگ.

1442
01:31:28,875 --> 01:31:32,208
‫- کلید پیش منه.
‫- نایج، داری می‌ترکونی.

1443
01:31:35,333 --> 01:31:36,833
‫کلید پیش نایجله.

1444
01:31:36,916 --> 01:31:39,125
‫تکرار می‌کنم، کلید پیش نایجله.

1445
01:31:39,208 --> 01:31:41,916
‫به نایجل بگو همین الان سد رو ببنده.

1446
01:31:46,875 --> 01:31:48,541
‫نایج، سد رو ببند.

1447
01:31:48,625 --> 01:31:49,666
‫آره! خیالت راحت.

1448
01:31:49,750 --> 01:31:51,416
‫این کار رو می‌تونم بکنم.
‫این کار رو می‌کنم بکنم.

1449
01:31:51,500 --> 01:31:53,750
‫عالیه. همون چیزیه که داشتی
‫در موردش مطالعه می‌کردی.

1450
01:31:53,833 --> 01:31:57,916
‫فکر نمی‌کنم به این فصلش رسیده باشم.
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی. ببخشید سرم خورد بهت.

1451
01:31:58,000 --> 01:31:59,416
‫باشه، خب...

1452
01:31:59,500 --> 01:32:02,666
‫- مامور خوبی باش نایج.
‫- درسته، پاک شو، پاک شو، پاک شو، پاک شو.

1453
01:32:04,250 --> 01:32:08,791
‫آره، این هیچ کاری نمی‌کنه.
‫کنترل، همینه. کنترل زد.

1454
01:32:08,875 --> 01:32:11,083
‫بازم هیچی. یه لحظه.

1455
01:32:12,125 --> 01:32:13,166
‫ببخشید. سلام، ببخشید.

1456
01:32:13,250 --> 01:32:15,625
‫میشه یه لحظه بیدار شی و یه کمی
‫توی این بهم بکنی؟

1457
01:32:15,708 --> 01:32:18,000
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.
‫معلومه که نمی‌تونی این کار رو بکنی.

1458
01:32:34,750 --> 01:32:35,875
‫مامان!

1459
01:32:36,875 --> 01:32:38,250
‫همینطوری اونجا واینسید!

1460
01:32:41,083 --> 01:32:42,250
‫خدایا.

1461
01:32:46,750 --> 01:32:48,791
‫میشه لطفاً به همدیگه کمک کنید؟

1462
01:32:48,875 --> 01:32:50,166
‫باشه؟

1463
01:32:52,541 --> 01:32:53,541
‫هی!

1464
01:32:54,583 --> 01:32:55,916
‫بیا اینجا!

1465
01:33:01,083 --> 01:33:03,125
‫ولم کن! ول کن!

1466
01:33:16,500 --> 01:33:17,583
‫جلیقه‌های نجات!

1467
01:33:22,333 --> 01:33:23,791
‫اه!

1468
01:33:28,166 --> 01:33:30,666
‫به نایجل بگو همین الان سد رو ببنده!

1469
01:33:30,750 --> 01:33:33,000
‫نایجل، سد رو ببند.

1470
01:33:33,583 --> 01:33:36,083
‫هی، سیری، میشه بهم بگی چطور...

1471
01:33:36,166 --> 01:33:38,125
‫نه، نایجل، همین الان انجامش بده!

1472
01:33:38,208 --> 01:33:40,583
‫بله جینی پیگ. خیلی عذر می‌خوام.

1473
01:33:40,666 --> 01:33:42,458
‫من فقط... یکی یکی بگو.

1474
01:33:42,541 --> 01:33:44,708
‫دارم تلاشم رو می‌کنم. دارم تلاشم رو می‌کنم!

1475
01:33:45,291 --> 01:33:46,166
‫چطور؟

1476
01:33:47,291 --> 01:33:49,250
‫لطفاً. لطفاً.

1477
01:33:51,833 --> 01:33:53,416
‫اوه! چی؟

1478
01:33:54,250 --> 01:33:56,791
‫اوه، راستش عالیه.

1479
01:33:57,833 --> 01:33:59,833
‫لعنتی، داره اتفاق میفته.

1480
01:34:00,333 --> 01:34:01,291
‫باشه.

1481
01:34:02,375 --> 01:34:04,083
‫اوه...

1482
01:34:04,166 --> 01:34:06,458
‫امیدوارم با این دکمه لندن رو سیل نبره.

1483
01:34:29,875 --> 01:34:31,583
‫انجامش دادم؟

1484
01:34:34,958 --> 01:34:35,958
‫زود باشید، بزنید بریم!

1485
01:34:36,041 --> 01:34:37,666
‫برید، برید، برید! برید، برید، برید!

1486
01:34:41,583 --> 01:34:43,458
‫- مامان.
‫- بهم اعتماد داری؟

1487
01:34:43,541 --> 01:34:44,958
‫بهت اعتماد دارم.

1488
01:34:45,041 --> 01:34:46,125
‫مامان!

1489
01:34:49,541 --> 01:34:51,250
‫نیازی نیست مامان. خودم می‌تونم.

1490
01:34:56,666 --> 01:34:58,791
‫لیو! لیو!

1491
01:34:58,875 --> 01:34:59,750
‫بله؟

1492
01:34:59,833 --> 01:35:01,166
‫حالت خوبه؟

1493
01:35:01,250 --> 01:35:02,958
‫- اومدم اینجا تو رو نجات بدم.
‫- چی؟

1494
01:35:06,416 --> 01:35:07,333
‫مت!

1495
01:35:10,833 --> 01:35:12,416
‫پاره‌اش کن!

1496
01:35:12,500 --> 01:35:14,916
‫درست میگی چاک.
‫گروگان‌گیری‌ها خوب پیش نمیرن.

1497
01:35:41,958 --> 01:35:43,041
‫موفق شدم.

1498
01:35:43,916 --> 01:35:45,958
‫موفق شدم!

1499
01:35:46,041 --> 01:35:47,041
‫من موفق شدم!

1500
01:35:47,125 --> 01:35:50,500
‫دیدی چیکار کردم؟
‫هیچکس اینجا نیست باهاش جشن بگیرم!

1501
01:35:50,583 --> 01:35:51,916
‫ولی اهمیتی نداره!

1502
01:35:52,000 --> 01:35:57,250
‫توی ام‌آی‌6 اینطوری کار می‌کنیم...
‫توی برنامه‌ی تمرینیش.

1503
01:36:14,125 --> 01:36:16,958
‫اوه، من خیلی خوشحالم.

1504
01:36:17,041 --> 01:36:19,750
‫گوش کن، امروز کارت باورنکردنی بود.

1505
01:36:19,833 --> 01:36:20,958
‫- واقعاً؟
‫- آره!

1506
01:36:21,041 --> 01:36:23,250
‫کپسول آتش‌نشانی، انگشت شستت.

1507
01:36:23,333 --> 01:36:25,041
‫یعنی، خیلی هوشمندانه بود.

1508
01:36:25,125 --> 01:36:27,375
‫باورم نمیشه. فکر می‌کردم شوکه بشی.

1509
01:36:27,916 --> 01:36:28,750
‫چی؟

1510
01:36:28,833 --> 01:36:31,333
‫- فکر می‌کردی شوکه میشم؟
‫- نه. هرگز.

1511
01:36:31,416 --> 01:36:32,375
‫هرگز. هرگز این فکر رو نکردم.

1512
01:36:32,458 --> 01:36:33,958
‫اتفاقا وقتی برگردیم،

1513
01:36:34,041 --> 01:36:36,333
‫قراره کل روز رو بشینیم بازی کامپیوتری کنیم.

1514
01:36:36,416 --> 01:36:39,583
‫- از خونه هم نمی‌ذارم بری بیرون.
‫- ولی می‌تونم واسه کانر تعریف کنم، درسته؟

1515
01:36:39,666 --> 01:36:41,041
‫هیچی نمی‌تونی به کانر بگی.

1516
01:36:41,125 --> 01:36:44,041
‫بهشون می‌گیم که تب غده‌ای گرفته بودی.

1517
01:36:49,375 --> 01:36:52,791
‫خدایا. ببخشید انقدر فشارت میدم.

1518
01:36:52,875 --> 01:36:55,125
‫فقط خیلی خوشحالم که جات امنه.

1519
01:36:55,208 --> 01:36:56,958
‫اشکال نداره. خوشم میاد.

1520
01:36:58,791 --> 01:37:00,666
‫- خوشحالم این دوتا هم میونه‌ـَشون درست شد.
‫- آره.

1521
01:37:02,666 --> 01:37:05,416
‫چه خبره این همه بغل ؟

1522
01:37:06,708 --> 01:37:09,250
‫یکم زیادی تویِ آمریکا بودی.

1523
01:37:14,458 --> 01:37:15,416
‫هوم...

1524
01:37:21,041 --> 01:37:22,166
‫بجنب بیا.

1525
01:37:22,250 --> 01:37:25,625
‫اگه متوجه نشدین، بگم که من دروازه رو بستم !

1526
01:37:25,708 --> 01:37:26,833
‫دسخوش داداش.

1527
01:37:33,458 --> 01:37:36,916
‫فقط قول بده دیگه از این کارا نکنیم، خب ؟

1528
01:37:37,000 --> 01:37:39,541
‫قول میدم دیگه از این کارا نکنیم !

1529
01:37:39,625 --> 01:37:42,416
‫آره، عمراً دیگه از این کارا بکنیم.

1530
01:37:42,500 --> 01:37:45,333
‫نمیخوام استرس بهتون بدم ولی فکر کنم به بازی بتونیم برسیم.

1531
01:38:12,083 --> 01:38:15,291
‫خیلی خب، اگه بتونه اینو گل کنه، بُردیم !

1532
01:38:15,375 --> 01:38:17,333
‫بسه ! داری وضع رو بدتر میکنی !

1533
01:38:17,416 --> 01:38:20,208
‫شرمنده مربی، اصلاً نمیتونم نگاش کنم.
‫نمیشه !

1534
01:38:20,291 --> 01:38:21,291
‫نفس عمیق...

1535
01:38:21,375 --> 01:38:23,416
‫- نفس عمیق اژدهایی بکش !
‫- نفس عمیق اژدهایی میکشم !

1536
01:38:27,250 --> 01:38:28,416
‫نگران نباش عزیزم.

1537
01:38:28,916 --> 01:38:31,291
‫تویِ خونواده ما، خانم‌ها هیچوقت
‫شلیک‌هاشون خطا نمیره.

1538
01:38:31,375 --> 01:38:34,416
‫اونم درست مثل مامان‌بزرگش شجاعه !

1539
01:38:42,541 --> 01:38:44,250
‫ایول !

1540
01:38:44,333 --> 01:38:46,666
‫- وای ! ایول !
‫- عه...

1541
01:38:48,083 --> 01:38:49,416
‫یوهو !

1542
01:38:51,541 --> 01:38:54,875
‫آره، ایول ! اینه !

1543
01:38:54,958 --> 01:38:56,625
‫من هنوزم انگلیسیم عزیزم !

1544
01:38:56,708 --> 01:38:58,833
‫دختر من اینو گل کرد !

1545
01:38:58,916 --> 01:39:00,666
‫ایول !

1546
01:39:04,000 --> 01:39:05,458
‫- تو موفق شدی !
‫- آره، تونستم !

1547
01:39:05,541 --> 01:39:07,458
‫یوهو !

1548
01:39:10,208 --> 01:39:12,083
‫هوی سیبیل فابریک، گمشو عقب.

1549
01:39:12,166 --> 01:39:13,083
‫همینقدر خوبه.

1550
01:39:13,166 --> 01:39:14,791
‫برو عقب میگمت، برو اون پشت !

1551
01:39:17,750 --> 01:39:20,416
‫خب، خیلی خوش گذشت شما هم بودین.

1552
01:39:20,500 --> 01:39:23,583
‫- راستی گفتی کی قراره برگردی خونه ؟
‫- کی گفته قراره برگردم خونه ؟

1553
01:39:23,666 --> 01:39:25,208
‫- راستی مامان...
‫- جونم عزیزم ؟

1554
01:39:25,291 --> 01:39:28,208
‫به نظرت میشه یکم برم پیش آنالیس
‫درس بخونم ؟

1555
01:39:28,291 --> 01:39:29,791
‫نمیخواد بهم دروغ بگی عزیزم.

1556
01:39:29,875 --> 01:39:32,833
‫اگه میخوای بری با دوستات جشن بگیری
‫برو جشن بگیر، اشکالی نداره.

1557
01:39:32,916 --> 01:39:36,375
‫نه جدی باید درس بخونم.
‫من و لیو کلی از مدرسه عقبیم.

1558
01:39:37,083 --> 01:39:38,458
‫باشه، حله.

1559
01:39:38,541 --> 01:39:43,125
‫راستی اگه دوشنبه وقتت آزاده
‫میتونیم باهم فیلم ببینیم اگه میخوای.

1560
01:39:45,916 --> 01:39:46,750
‫آم...

1561
01:39:47,708 --> 01:39:49,500
‫آره، چرا که نه.

1562
01:39:49,583 --> 01:39:52,541
‫اگه تو دوست داشته باشی، من هستم.

1563
01:39:52,625 --> 01:39:54,375
‫باشه خوبه.

1564
01:39:54,458 --> 01:39:55,750
‫- آماده این ؟ بریم ؟
‫- آره.

1565
01:39:55,833 --> 01:39:56,916
‫- باشه.
‫- خوش بگذره بچه‌ها.

1566
01:39:57,000 --> 01:39:58,083
‫خدافظ.

1567
01:40:06,208 --> 01:40:08,625
‫- الآن میتونی گریه کنی، رفتتش.
‫- من که گریه نمیکنم.

1568
01:40:09,208 --> 01:40:10,750
‫داری گریه میکنی عزیزم.

1569
01:40:10,833 --> 01:40:11,833
‫چقدر زیباست !

1570
01:40:13,500 --> 01:40:14,416
‫خب...

1571
01:40:15,708 --> 01:40:19,291
‫راستی یه پرونده واسه این یارو آنالیس درست کردم...

1572
01:40:19,375 --> 01:40:21,250
‫- خوبه.
‫- البته اگه آنالیس اسم واقعیش باشه.

1573
01:40:21,333 --> 01:40:22,166
‫- خوبه.
‫- نخیر.

1574
01:40:22,250 --> 01:40:23,125
‫- نه !
‫- مثل اینکه نه !

1575
01:40:23,208 --> 01:40:25,333
‫- ما از این کارا نمیکنیم.
‫- ظاهراً از این کارا نمیکنیم.

1576
01:40:25,416 --> 01:40:28,458
‫اگه میخوای آمار خودش و این سیبیل فابریکه رو در بیاریم...

1577
01:40:28,541 --> 01:40:29,750
‫مدل مأمور مخفی‌ها...

1578
01:40:29,833 --> 01:40:31,500
‫بالاخره باید یجوری از نوه‌ـَم محافظت کنم !

1579
01:40:31,583 --> 01:40:32,958
‫اون نوه تو نیستش !

1580
01:40:33,041 --> 01:40:34,000
‫- گرفتی ؟
‫- آره.

1581
01:40:34,083 --> 01:40:36,666
‫آره بهش اعتماد داریم خودمون.
‫نمیخواد دوستاشو بررسی کنیم.

1582
01:40:37,666 --> 01:40:38,916
‫آم...

1583
01:40:39,000 --> 01:40:41,291
‫چطوره شما دوتا برین، یکم با همدیگه وقت بگذرونین ؟

1584
01:40:41,375 --> 01:40:42,916
‫- واقعاً ؟
‫- اوهوم.

1585
01:40:43,000 --> 01:40:44,625
‫من حواسم به لیو هست.

1586
01:40:44,708 --> 01:40:47,875
‫یکم با هم تمرین کنیم.
‫منم ریز و پیز اِس‌آی‌اِس رو بهش یاد بدم !

1587
01:40:47,958 --> 01:40:49,375
‫- تو فقط تو بخش اطلاعات و تکنولوژی هستی.
‫- خب راستش...

1588
01:40:49,458 --> 01:40:50,625
‫امشب رو راحت باشین !

1589
01:40:50,708 --> 01:40:51,958
‫ممنون.

1590
01:40:52,041 --> 01:40:54,375
‫بعد از کلی وقت، یه شب رو بدون بچه‌هاییم !

1591
01:40:54,458 --> 01:40:56,750
‫خودت میدونی که قراره چیکار کنیم ؟

1592
01:40:56,833 --> 01:40:58,041
‫- بخوابیم !
‫- بگیریم بخوابیم !

1593
01:40:58,125 --> 01:41:01,750
‫- لحظه شماری میکنم واسه یکم خواب !
‫- ولی دخترمون هم ترکوند !

1594
01:41:01,833 --> 01:41:04,375
‫- خب...
‫- یعنی یه بُرد بدست آوردیم، از اون بُرد گُنده‌هاش !

1595
01:41:04,458 --> 01:41:06,208
‫چه بُرد بزرگی !

1596
01:41:06,291 --> 01:41:08,125
‫- خیلی بهت افتخار میکنم.
‫- بیا اینجا عشقم...

1597
01:41:08,208 --> 01:41:09,458
‫تروخدا نکنین !

1598
01:41:09,541 --> 01:41:11,750
‫بارون ؟
‫ناموساً ؟!

1599
01:41:11,833 --> 01:41:13,958
‫چیه خب ؟
‫یعنی نمیتونم بیام به یه رفیق قدیمی سلام کنم ؟

1600
01:41:14,041 --> 01:41:15,000
‫- نخیر !
‫- نخیر !

1601
01:41:16,625 --> 01:41:17,791
‫حواست که بهش هست مَت ؟

1602
01:41:17,875 --> 01:41:20,041
‫البته که هست.
‫15 ساله زن و شوهریم.

1603
01:41:20,125 --> 01:41:23,083
‫- منظورم این نبود.
‫- ما دوتا بچه داریم بارون !

1604
01:41:23,916 --> 01:41:26,333
‫- دوتا بچه داریم داداش.
‫- امیلی چی ؟ تو خوشحالی ؟

1605
01:41:26,416 --> 01:41:28,583
‫- آره بابا اوکیم.
‫- بیخیال داداش.

1606
01:41:28,666 --> 01:41:31,375
‫بابا داشتم شوخی میکردم
‫شماها هم که کلاً جنبه ندارین !

1607
01:41:31,458 --> 01:41:32,750
‫- درست.
‫- بعله.

1608
01:41:32,833 --> 01:41:35,041
‫- واسه کار اومدم.
‫- ما قرار نیست برگردیم سر کار بارون.

1609
01:41:35,125 --> 01:41:38,291
‫- این یه دفعه هم اجباری و ناخواسته بود.
‫- اگه شرایط حساس نبود نمیومدم سراغتون.

1610
01:41:38,375 --> 01:41:40,583
‫مرسی که حالا حضوری اومدی
‫ولی ایمیل هم میدادی اوکی بود.

1611
01:41:40,666 --> 01:41:42,625
‫مشکل اینه که جسد چاک پیدا نشد.

1612
01:41:44,208 --> 01:41:45,583
‫جفتتون رو لازم داریم.

1613
01:41:45,666 --> 01:41:48,333
‫حالا شاید مَت رو خیلی لازم نداشته باشیم...

1614
01:41:48,416 --> 01:41:52,375
‫ولی امیلی، تو باید یکی از اعضایِ خونوادتو بیاری تو کار.

1615
01:41:52,458 --> 01:41:54,666
‫مطمئنم مامانم خوشحال میشه
‫تویِ مأموریتتون شرکت کنه.

1616
01:41:54,750 --> 01:41:57,041
‫- فقط بری باهاش یه صحبتی داشته باشی...
‫- منظورم مامانت نبود.

1617
01:41:58,500 --> 01:41:59,375
‫عه...

1618
01:42:00,000 --> 01:42:01,166
‫منظورم بابات بود.

1619
01:42:01,750 --> 01:42:02,791
‫بابات ؟!

1620
01:42:02,875 --> 01:42:06,208
‫آره، مگه درباره بابام چیزی بهت نگفته بودم ؟

1621
01:42:06,732 --> 01:42:10,732
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1622
01:42:11,256 --> 01:42:18,256
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1623
01:42:18,780 --> 01:42:25,780
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

