﻿1
00:00:50,000 --> 00:00:58,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:58,000 --> 00:01:02,999
‫[سه دوست]

3
00:01:06,792 --> 00:01:09,791
‫لیون مکان اصلی این داستان است.

4
00:01:11,228 --> 00:01:13,791
‫وقایع در اینجا رخ می‌دهند.

5
00:01:13,792 --> 00:01:15,791
‫یه سری وقایع

6
00:01:16,792 --> 00:01:17,791
‫و اینجا.

7
00:01:19,792 --> 00:01:20,791
‫همچنین اینجا.

8
00:01:21,792 --> 00:01:23,791
‫اینجا هم رخ می‌دهند.

9
00:01:23,792 --> 00:01:24,791
‫همچنین اینجا.

10
00:01:24,792 --> 00:01:25,791
‫همچنین اینجا.

11
00:01:25,792 --> 00:01:27,791
‫همچنین اینجا.

12
00:01:32,150 --> 00:01:33,791
‫این آقا رو می‌بینید؟

13
00:01:33,792 --> 00:01:36,791
‫اون من نیستم.

14
00:01:36,792 --> 00:01:38,791
‫اصلا من نیستم.

15
00:01:39,792 --> 00:01:40,791
‫اسمش توماسه.

16
00:01:40,792 --> 00:01:42,791
‫خبر نداره که...

17
00:01:42,792 --> 00:01:45,791
‫در این داستان شخص مهمیه.
‫البته شخصیت اصلی نیست.

18
00:01:45,792 --> 00:01:48,791
‫درواقع شخصیت اصلی همین نزدیکیه.

19
00:01:48,792 --> 00:01:49,791
‫یه لحظه صبر کنید.

20
00:01:50,792 --> 00:01:51,791
‫ایناهاش.

21
00:01:51,792 --> 00:01:52,791
‫یعنی...

22
00:01:52,792 --> 00:01:54,791
‫ایشونه.

23
00:01:54,792 --> 00:01:56,791
‫ببینید چطور خودشون رو معرفی می‌کنن.

24
00:01:56,792 --> 00:01:57,791
‫اسمش رو بهش می‌گه.

25
00:01:57,792 --> 00:01:59,791
‫جوآن بلیر.

26
00:01:59,792 --> 00:02:01,791
‫اون هم می‌گه توماس دوال.

27
00:02:02,792 --> 00:02:04,791
‫می‌گه که انگلیسی درس می‌ده.

28
00:02:05,792 --> 00:02:06,791
‫می‌تونم همین‌جا...

29
00:02:07,792 --> 00:02:10,791
‫وایستم و به صورتش خیره بمونم.

30
00:02:10,792 --> 00:02:14,791
‫ولی به زودی کلاس‌ها شروع می‌شن.
‫باز هم ایشون رو می‌بینیم.

31
00:02:15,792 --> 00:02:16,791
‫این هم...

32
00:02:16,792 --> 00:02:18,791
‫یکی از دوستان صمیمی جوآنه.

33
00:02:18,792 --> 00:02:21,791
‫تاریخ و جغرافیا درس می‌ده.

34
00:02:21,792 --> 00:02:23,791
‫اسمش آلیسه.

35
00:02:24,792 --> 00:02:27,791
‫امروز توماس با خیلی‌ها آشنا
‫می‌شه چون که جدیده.

36
00:02:27,792 --> 00:02:29,791
‫اومده که جایگزین من بشه.

37
00:02:29,792 --> 00:02:32,791
‫ممکنه متوجه شده باشید که یه سری
‫ از ملاقات باهاش خیلی خوشحالن...

38
00:02:32,792 --> 00:02:37,791
‫مثلا این معلم فرانسوی که کتاب
‫ تحسین‌برانگیزی نوشته.

39
00:02:38,792 --> 00:02:39,791
‫داره وارد کلاس من می‌شه.

40
00:02:41,792 --> 00:02:43,791
‫یعنی کلاس سابقم.

41
00:02:44,792 --> 00:02:46,791
‫پشت میز سابقم می‌شینه.

42
00:02:49,792 --> 00:02:51,791
‫چه خاطراتی زنده شد!

43
00:02:51,792 --> 00:02:53,791
‫باید اعتراف کنم که دلم واسه
‫شاگردهام تنگ شده.

44
00:02:54,792 --> 00:02:57,791
‫واقعا عاشق شغلم بودم و بچه‌ها
‫هم من رو دوست داشتن.

45
00:02:58,792 --> 00:03:01,791
‫البته اون داستانش جداست.
‫یعنی واسه شما جداست.

46
00:03:02,792 --> 00:03:05,791
‫از نظر من این داستان قبل‌تر شروع شد.

47
00:03:05,792 --> 00:03:07,791
‫حدود یه سال قبل.

48
00:03:07,792 --> 00:03:09,791
‫کمی بیشتر از یه سال.

49
00:03:09,792 --> 00:03:14,791
‫گاهی‌اوقات تشخیص شروع یه داستان سخته.

50
00:03:15,792 --> 00:03:17,791
‫اصلا شروع وقایع کجاست؟

51
00:03:18,792 --> 00:03:20,791
‫فکر نمی‌کنم بهترین انتخاب این باشه.

52
00:03:20,792 --> 00:03:22,791
‫ولی همین لحظه رو انتخاب می‌کنم.

53
00:03:22,792 --> 00:03:23,791
‫سلام!

54
00:03:24,792 --> 00:03:25,791
‫شرمنده، من عجله دارم.

55
00:03:25,792 --> 00:03:27,791
‫وقتی میام می‌ری؟

56
00:03:27,792 --> 00:03:29,791
‫ملاقات مهمی دارم.

57
00:03:29,792 --> 00:03:30,791
‫کاریه؟

58
00:03:30,792 --> 00:03:32,791
‫- نه.
‫- با آقای ایکس.

59
00:03:32,792 --> 00:03:35,791
‫- آقای ایکس؟
‫- لقبش شده.

60
00:03:35,792 --> 00:03:36,791
‫اسمش آدرینه.

61
00:03:36,792 --> 00:03:40,791
‫- فردا قراره شام بخوریم دیگه؟
‫- فردا نمی‌تونم!

62
00:03:40,792 --> 00:03:42,791
‫- اصلا دیگه وقتت خالی نیست.
‫- ببخشید، من...

63
00:03:42,792 --> 00:03:43,791
‫دوباره آقای ایکسه؟

64
00:03:43,792 --> 00:03:46,791
‫دوباره؟ انقدر زیاد که نمی‌بینمش.

65
00:03:46,792 --> 00:03:49,791
‫تازه اصلا تصمیمش با من نیست.

66
00:03:49,792 --> 00:03:51,791
‫ممکنه یه مدتی نبینمش، واسه همین...

67
00:03:52,792 --> 00:03:53,791
‫من می‌رم دیگه. می‌بینمتون!

68
00:03:54,792 --> 00:03:55,791
‫- می‌بوسمتون.
‫- خوش بگذره!

69
00:03:55,792 --> 00:03:56,791
‫ممنون.

70
00:04:01,792 --> 00:04:04,791
‫در مورد اون یارو متاهله خیلی
‫ بااحتیاط رفتار می‌کنه، نه؟

71
00:04:04,792 --> 00:04:07,791
‫سعی می‌کنم قضاوت نکنم.

72
00:04:09,792 --> 00:04:11,791
‫تو هم این روزها عجیبی.

73
00:04:11,792 --> 00:04:12,791
‫واقعا؟

74
00:04:13,792 --> 00:04:14,791
‫به نظر خسته میای.

75
00:04:14,792 --> 00:04:16,791
‫انگار حواست پرته.

76
00:04:16,792 --> 00:04:18,791
‫ویکتور گفت خصوصی تدریس می‌کنی.
‫درسته؟

77
00:04:19,792 --> 00:04:21,791
‫راجع به این‌جور چیزها حرف می‌زنین؟

78
00:04:21,792 --> 00:04:24,791
‫پیدا کردن داوطلب سخت شده.

79
00:04:25,792 --> 00:04:26,791
‫چطور از پسش برمیای؟

80
00:04:26,792 --> 00:04:30,791
‫همین که کل روز دانش‌آموزها
‫ رو می‌بینی خسته نمی‌شی؟

81
00:04:30,792 --> 00:04:34,791
‫مسئله تدریس نیست. اخیرا نخوابیدم.

82
00:04:34,792 --> 00:04:36,791
‫یه مدتی می‌شه بی‌خوابی دارم.

83
00:04:37,792 --> 00:04:39,791
‫سرت زیادی شلوغ نیست؟

84
00:04:42,792 --> 00:04:43,791
‫جوآن...

85
00:04:44,792 --> 00:04:45,791
‫چی شده؟

86
00:04:45,792 --> 00:04:47,791
‫می‌تونی به من بگی.

87
00:04:48,792 --> 00:04:49,791
‫قضیه جدیه؟

88
00:04:50,792 --> 00:04:53,791
‫می‌ترسم در موردم فکر بد کنی.

89
00:04:54,792 --> 00:04:57,791
‫و حس می‌کنم اگه بگمش دیگه جدی می‌شه.

90
00:04:58,792 --> 00:04:59,791
‫تصمیمش با خودته.

91
00:05:01,792 --> 00:05:04,791
‫شاید اگه حرف بزنی حالت بهتر بشه.

92
00:05:07,792 --> 00:05:09,791
‫دیگه عاشق نیستم.

93
00:05:09,792 --> 00:05:11,791
‫عاشق ویکتور؟

94
00:05:12,792 --> 00:05:14,791
‫چی شده؟ کاری کرده؟

95
00:05:14,792 --> 00:05:17,791
‫نه، اصلا. خیلی خوبه.

96
00:05:17,792 --> 00:05:19,791
‫با کسی آشنا شدی؟

97
00:05:19,792 --> 00:05:21,791
‫نه. اگه اینطوری بود آسون بود.

98
00:05:21,792 --> 00:05:24,791
‫دلیل خوبی واسه کارم داشتم.

99
00:05:25,792 --> 00:05:27,791
‫شاید واسه همین خیلی سخته.

100
00:05:27,792 --> 00:05:29,791
‫نمی‌دونم چی شده.

101
00:05:30,792 --> 00:05:32,791
‫تغییرات رو درک نمی‌کنم.

102
00:05:32,792 --> 00:05:35,791
‫انگار که یهویی یه چیزی...

103
00:05:36,792 --> 00:05:37,791
‫درونم ناپدید شده.

104
00:05:38,792 --> 00:05:40,791
‫احساس شرم دارم.

105
00:05:40,792 --> 00:05:42,791
‫ما با هم بچه داریم.
‫نباید چنین حسی داشته باشم.

106
00:05:43,792 --> 00:05:44,791
‫باید راضی باشم.

107
00:05:45,768 --> 00:05:46,767
‫ولی نیستم.

108
00:05:46,792 --> 00:05:48,791
‫آره خب، عشق بالا و پایین داره.

109
00:05:48,792 --> 00:05:52,791
‫به مرور زمان اشتیاق زوج‌ها کم می‌شه.
‫طبیعیه.

110
00:05:52,792 --> 00:05:55,791
‫بعد تبدیل به یه چیز دیگه می‌شه.

111
00:05:55,792 --> 00:05:58,791
‫اون دائما بهم می‌گه که عاشقمه.
‫مشخصه که راست می‌گه.

112
00:05:59,792 --> 00:06:02,791
‫شاید چون زیاد می‌گه تو به شک می‌افتی.

113
00:06:03,792 --> 00:06:04,791
‫اصلا حسی نسبت بهش داری؟

114
00:06:05,792 --> 00:06:07,791
‫معلومه که دارم.
‫خیلی بهش علاقه دارم.

115
00:06:07,792 --> 00:06:08,791
‫آره، خیلی.

116
00:06:09,792 --> 00:06:10,791
‫واسه همین خوابم نمی‌بره.

117
00:06:11,792 --> 00:06:15,791
‫احساس حیله‌گر بودن دارم.
‫انگار باید دائما تظاهر کنم.

118
00:06:15,792 --> 00:06:16,791
‫حالا مگه این مشکله؟

119
00:06:17,792 --> 00:06:19,791
‫معلومه هست. نمی‌تونم دائما دروغ بگم.

120
00:06:19,792 --> 00:06:23,791
‫ولی اگه دروغ نگم اون اذیت می‌شه...

121
00:06:24,792 --> 00:06:25,791
‫و باید ترکش کنم.

122
00:06:25,792 --> 00:06:27,791
‫نینا خیلی سنش واسه این چیزها کمه.

123
00:06:28,792 --> 00:06:30,791
‫و واسه ویکتور هم منصفانه نیست.

124
00:06:30,792 --> 00:06:31,791
‫جوآن...

125
00:06:31,792 --> 00:06:34,791
‫نمی‌تونی بخاطر کمبود علاقه
‫کسی رو ترک کنی که.

126
00:06:35,792 --> 00:06:36,791
‫خب چرا!

127
00:06:37,792 --> 00:06:40,791
‫راستش من هم اصلا عاشق اریک نبودم.

128
00:06:40,792 --> 00:06:42,791
‫منظورت چیه؟

129
00:06:42,792 --> 00:06:43,791
‫واضحه دیگه.

130
00:06:43,792 --> 00:06:47,791
‫واسم عزیز هست، ولی نمی‌شه
‫ اسمش رو عشق گذاشت.

131
00:06:47,792 --> 00:06:50,791
‫قبل اریک دو بار عمیقا عاشق بودم.

132
00:06:51,792 --> 00:06:52,791
‫ولی عاشق اریک نیستم.

133
00:06:53,792 --> 00:06:55,791
‫و عاشق بودن زیبا بود.

134
00:06:55,792 --> 00:06:56,791
‫ولی اکثرا وحشتناک بود.

135
00:06:56,792 --> 00:06:59,791
‫وای، خیلی وحشتناک بود!

136
00:06:59,792 --> 00:07:01,791
‫دائما می‌ترسیدم که بهم عشق ورزیده نشه.

137
00:07:01,792 --> 00:07:03,791
‫خیلی برام شدید بود.

138
00:07:04,792 --> 00:07:06,791
‫مستقل بودم.

139
00:07:07,792 --> 00:07:10,791
‫دائما حسادت می‌کردم،
‫ گوشیم رو می‌گرفتم دستم.

140
00:07:10,792 --> 00:07:12,791
‫دائما جدا می‌شدیم و
‫دوباره برمی‌گشتیم به هم.

141
00:07:13,792 --> 00:07:14,791
‫مثل شکنجه بود!

142
00:07:17,792 --> 00:07:18,791
‫دیگه خسته شدم.

143
00:07:18,792 --> 00:07:21,791
‫حس می‌کردم سرنوشتم اینه
‫که این الگو رو تا ابد تکرار کنم...

144
00:07:21,792 --> 00:07:23,791
‫تا این‌که با اریک آشنا شدم.

145
00:07:24,792 --> 00:07:26,791
‫و یه گونه جدید از رابطه رو کشف کردم.

146
00:07:26,792 --> 00:07:28,791
‫خیلی خیالم راحت شد.

147
00:07:28,792 --> 00:07:31,791
‫اریک هم چنین احساسی داره؟

148
00:07:31,792 --> 00:07:33,791
‫شما خیلی بی‌نقص به نظر می‌رسید.

149
00:07:33,792 --> 00:07:36,791
‫نه، اریک خیلی عاشق منه.

150
00:07:36,792 --> 00:07:38,791
‫دائما بهم می‌گه.

151
00:07:38,792 --> 00:07:41,791
‫فکر می‌کنه من هم به همون اندازه عاشقشم.

152
00:07:41,792 --> 00:07:43,791
‫آبجو می‌خوری؟

153
00:07:43,792 --> 00:07:44,791
‫آره.

154
00:07:44,792 --> 00:07:48,791
‫نمی‌ترسید که اختلاف نظر داشته باشید؟
‫با ویکتور خیلی رابطه سالم به نظر نمی‌رسه.

155
00:07:49,792 --> 00:07:50,791
‫سالم به نظر نمی‌رسه؟

156
00:07:52,792 --> 00:07:53,791
‫احیانا زیاده‌روی نمی‌کنی؟

157
00:07:54,792 --> 00:07:58,791
‫عشق هماهنگ کم پیش میاد.
‫البته به جز اوایل رابطه.

158
00:07:58,792 --> 00:08:02,791
‫من دوست دارم ملایم باشه و تظاهر کنم.

159
00:08:02,792 --> 00:08:03,791
‫ناسالم نیست!

160
00:08:04,792 --> 00:08:06,791
‫دائما واسه شخص مقابل تلاش می‌کنی.

161
00:08:06,792 --> 00:08:09,791
‫شلوار کوچولوی من، دوستت دارم

162
00:08:09,792 --> 00:08:11,791
‫تو بامزه‌ترین شلوارم هستی

163
00:08:11,792 --> 00:08:13,791
‫وقتی بسته‌بندیت کردم که بریم...

164
00:08:13,792 --> 00:08:15,791
‫تبدیل به سوغاتی شدی...

165
00:08:16,792 --> 00:08:19,791
‫وقتی پیر بشم و موهام مثل برف سفید بشه.

166
00:08:19,792 --> 00:08:23,791
‫آقایی که می‌بینید که به
‫ جوآن نگاه می‌کنه، ویکتوره.

167
00:08:24,792 --> 00:08:26,791
‫و ویکتور من هستم.

168
00:08:29,792 --> 00:08:32,791
‫یعنی چند وقت پیش من بودم.

169
00:08:33,792 --> 00:08:37,791
‫البته خیلی به من توجه نکنید.
‫شخصی که اهمیت داره...

170
00:08:38,792 --> 00:08:39,791
‫یعنی واقعا خیلی مهمه...

171
00:08:40,792 --> 00:08:41,791
‫اونه.

172
00:08:42,792 --> 00:08:45,791
‫اونه که باید تماشا بشه.

173
00:08:47,792 --> 00:08:49,791
‫کاش از اولش بلد بودم.

174
00:08:49,792 --> 00:08:51,791
‫می‌دیدم که چقدر سخت تلاش می‌کنه.

175
00:08:52,792 --> 00:08:54,791
‫کاش کمتر حماقت می‌کردم.

176
00:08:55,792 --> 00:08:56,791
‫ولی دیگه وقت سکوته.

177
00:08:57,792 --> 00:08:58,791
‫ساکت می‌شم.

178
00:09:00,792 --> 00:09:01,791
‫بیا...

179
00:09:01,792 --> 00:09:03,791
‫این مال توئه.

180
00:09:03,792 --> 00:09:04,791
‫چطوری؟

181
00:09:04,792 --> 00:09:05,791
‫مادرجون!

182
00:09:13,792 --> 00:09:15,791
‫- خوبی؟
‫- آره، ببخشید دیر کردم.

183
00:09:15,792 --> 00:09:16,791
‫ببخشید.

184
00:09:17,792 --> 00:09:18,791
‫چه بوی خوبی می‌دی!

185
00:09:18,792 --> 00:09:19,791
‫عطریه که واسم خریدی.

186
00:09:20,792 --> 00:09:21,791
‫- خوشم اومد.
‫- من هم.

187
00:09:22,792 --> 00:09:24,791
‫- سفارش ندادید که ما بیاییم؟
‫- معلومه.

188
00:09:24,792 --> 00:09:25,791
‫چه قشنگ.

189
00:09:26,792 --> 00:09:27,791
‫ربکا نمیاد؟

190
00:09:27,792 --> 00:09:29,791
‫نه، رفته پیش آقای ایکس.

191
00:09:29,792 --> 00:09:30,791
‫آقای ایکس؟

192
00:09:30,792 --> 00:09:32,791
‫آره، طرف زن داره.

193
00:09:32,792 --> 00:09:35,791
‫می‌خواد رابطه مخفی بمونه.

194
00:09:35,792 --> 00:09:37,791
‫ما هم کنجکاو و مخفی هستیم!

195
00:09:37,792 --> 00:09:40,791
‫ظاهرا طرف سرش شلوغه.

196
00:09:40,792 --> 00:09:44,791
‫و حس می‌کنم دختره هم راحت نیست.
‫یا حتی خجالت می‌کشه.

197
00:09:44,792 --> 00:09:45,791
‫- از چی؟
‫- نمی‌دونم.

198
00:09:45,792 --> 00:09:48,791
‫اصلا دیگه حرفی نمی‌زنه.
‫یه خبرهایی هست.

199
00:09:48,792 --> 00:09:51,791
‫شاید طرف خیلی زشته.

200
00:09:51,792 --> 00:09:52,791
‫یا خیلی خنگه.

201
00:09:52,792 --> 00:09:54,791
‫یا هر دوش. خیلی زشت و خنگ.

202
00:09:55,792 --> 00:09:58,791
‫مثل یه گوجه فرنگی زشت که پا داره.

203
00:10:00,792 --> 00:10:02,791
‫چی می‌خوری؟

204
00:10:02,792 --> 00:10:04,791
‫ژامبون ژاپنی و پنیر خوبه.

205
00:10:06,150 --> 00:10:11,150
«مترجم: «تارخ علی‌خانی

206
00:10:33,792 --> 00:10:35,791
‫آلیس؟

207
00:10:36,252 --> 00:10:38,334
‫من...

208
00:10:39,792 --> 00:10:41,791
‫چیه؟ چیزی می‌خوای بگی؟

209
00:10:43,792 --> 00:10:45,791
‫یه لیوان آب می‌خوای بذارم کنار تختت؟

210
00:10:45,792 --> 00:10:48,791
‫آره، حتما. ممنون عزیزم.

211
00:11:04,792 --> 00:11:06,791
‫وای، چقدر خوشگلی!

212
00:11:07,792 --> 00:11:09,791
‫کل شب داشتم نگاهت می‌کردم.

213
00:11:10,792 --> 00:11:11,791
‫به نظر حواست پرت بود.

214
00:11:12,792 --> 00:11:14,791
‫بوی خوبی می‌دی.

215
00:11:25,792 --> 00:11:27,791
‫ببخشید. خسته‌ام.

216
00:11:30,792 --> 00:11:32,791
‫باشه...

217
00:11:32,792 --> 00:11:35,791
‫هر بار که لمست می‌کنم همین رو می‌گی.

218
00:11:36,792 --> 00:11:38,791
‫نمی‌دونم چه فکری باید بکنم، ولی...

219
00:11:39,792 --> 00:11:42,791
‫می‌دونم، شرمنده.
‫ولی واقعا خسته‌ام.

220
00:11:44,792 --> 00:11:46,791
‫بهت می‌گم دیگه جوآن...

221
00:11:47,792 --> 00:11:48,791
‫خیلی از خودت کار می‌کشی.

222
00:11:50,792 --> 00:11:55,791
‫تازه عشق‌بازی مزایایی داره که اثبات شدن.

223
00:11:55,792 --> 00:11:57,791
‫آرومت می‌کنه، خوابت رو بهتر می‌کنه.

224
00:11:57,792 --> 00:12:00,791
‫بهت لذت می‌ده، لذت هم انرژیت
‫ رو بیشتر می‌کنه.

225
00:12:00,792 --> 00:12:02,791
‫من هم دارم کم‌کم نگران می‌شم.

226
00:12:08,792 --> 00:12:10,791
‫باید نگران بشم؟

227
00:12:10,792 --> 00:12:12,791
‫دیگه...

228
00:12:12,792 --> 00:12:14,791
‫- نه.
‫- دیگه من رو نمی‌خوای؟

229
00:12:14,792 --> 00:12:18,791
‫خسته‌ام. اخیرا خوب نخوابیدم.

230
00:12:18,792 --> 00:12:20,791
‫واقعا باید بخوابم.

231
00:12:21,792 --> 00:12:23,791
‫به نظر حواست پرته.

232
00:12:23,792 --> 00:12:24,791
‫حتی انگار یکم ازم دوری می‌کنی.

233
00:12:25,792 --> 00:12:26,791
‫چند ماهی شده.

234
00:12:27,792 --> 00:12:28,791
‫- واقعا؟
‫- آره.

235
00:12:28,792 --> 00:12:30,791
‫چند ماه شده و الان داری بهم می‌گی؟

236
00:12:30,792 --> 00:12:33,791
‫سعی می‌کنم باهات حرف بزنم.

237
00:12:33,792 --> 00:12:34,791
‫ولی دائما سرت شلوغه.

238
00:12:34,792 --> 00:12:36,791
‫در دسترس نیستی.

239
00:12:36,792 --> 00:12:40,791
‫به نظرم خوبه که حرف بزنیم.

240
00:12:40,792 --> 00:12:42,791
‫مطمئن نیستم.

241
00:12:42,792 --> 00:12:45,791
‫چرا که نه؟ ما که همیشه در کنار هم بودیم.

242
00:12:45,792 --> 00:12:47,791
‫حتی وقتی شرایط خوب نبوده.

243
00:12:47,792 --> 00:12:50,791
‫باید حرف‌هات رو بزنی.

244
00:12:50,792 --> 00:12:53,791
‫گمون نمی‌کنم خوشت بیاد بشنوی.

245
00:12:53,792 --> 00:12:54,791
‫اشتباه می‌کنی.

246
00:12:54,792 --> 00:12:57,791
‫خوشم نمیاد که حرف‌هات رو نزنی.

247
00:12:58,792 --> 00:13:01,791
‫جوآن، چی می‌خوای دقیقا؟

248
00:13:02,792 --> 00:13:05,791
‫تا کی می‌تونی تظاهر کنی؟

249
00:13:06,792 --> 00:13:08,791
‫باید بشنوم!

250
00:13:08,792 --> 00:13:11,791
‫نمی‌شه همین‌طوری ولم کنی که.

251
00:13:12,792 --> 00:13:13,791
‫لطفا.

252
00:13:13,792 --> 00:13:14,791
‫گوش کن جوآن...

253
00:13:19,792 --> 00:13:21,791
‫من دیگه عاشق نیستم.

254
00:13:32,792 --> 00:13:34,791
‫از کِی؟

255
00:13:35,792 --> 00:13:37,791
‫نمی‌دونم. یادآوریش سخته.

256
00:13:38,792 --> 00:13:40,791
‫قبلا اطمینان نداشتم.

257
00:13:42,792 --> 00:13:44,791
‫و الان داری؟

258
00:13:46,792 --> 00:13:48,791
‫با کسی آشنا شدی؟ بخاطر اینه؟

259
00:13:48,792 --> 00:13:51,791
‫این‌جور اتفاقات پیش میان.
‫درک می‌‌کنم.

260
00:13:52,792 --> 00:13:53,791
‫نه، با کسی آشنا نشدم.

261
00:13:54,792 --> 00:13:55,791
‫من ناامیدت کردم؟

262
00:13:55,792 --> 00:13:57,791
‫نه.

263
00:13:58,792 --> 00:13:59,791
‫از نظرم تو بی‌نقصی.

264
00:14:00,792 --> 00:14:03,791
‫امکان نداره. حتما یه کاری کردم دیگه.

265
00:14:03,792 --> 00:14:05,791
‫نمی‌شه یهویی عشقت تموم بشه که.

266
00:14:05,792 --> 00:14:07,791
‫تو کاری نکردی.

267
00:14:09,792 --> 00:14:10,791
‫شرمنده، من...

268
00:14:10,792 --> 00:14:12,791
‫انقدر عذرخواهی نکن.

269
00:14:17,792 --> 00:14:18,791
‫بیا اینجا.

270
00:14:19,792 --> 00:14:20,791
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

271
00:14:20,792 --> 00:14:22,791
‫نمی‌دونم!

272
00:14:24,792 --> 00:14:25,791
‫می‌دونی جوآن...

273
00:14:26,792 --> 00:14:30,791
‫عشق و اشتیاق چیزیه که
‫ زوج‌ها باید روش کار کنن.

274
00:14:32,792 --> 00:14:33,791
‫جدی می‌گم.

275
00:14:34,792 --> 00:14:36,791
‫باید یه راهی پیدا کنیم...

276
00:14:36,792 --> 00:14:37,791
‫که تازگی رو دوباره به وجود بیاریم.

277
00:14:39,792 --> 00:14:41,791
‫داری دوره سختی رو می‌گذرونی جوآن.

278
00:14:42,792 --> 00:14:45,791
‫نینا هنوز کم‌سنه،
‫همین رابطه ما رو عوض کرده.

279
00:14:45,792 --> 00:14:46,791
‫مهمه دیگه!

280
00:14:46,792 --> 00:14:48,791
‫و تدریس هم طاقت‌فرساست.

281
00:14:48,792 --> 00:14:51,791
‫من هم انتظارم ازت بالاست.
‫مشخصه.

282
00:14:51,792 --> 00:14:52,791
‫مطمئن نیستم ویکتور.

283
00:14:52,792 --> 00:14:54,791
‫هست دیگه.

284
00:14:54,792 --> 00:14:58,791
‫دائما بهت می‌گم دوستت دارم،
‫چون حقیقته، واقعا دارم!

285
00:14:58,792 --> 00:15:00,791
‫حتما همین...

286
00:15:03,792 --> 00:15:05,791
‫تو رو به شک می‌اندازه.

287
00:15:07,792 --> 00:15:08,791
‫می‌اندازه دیگه؟

288
00:15:08,792 --> 00:15:11,791
‫آره، درسته. شاید.

289
00:15:11,792 --> 00:15:14,791
‫احساس گناه دارم که به
‫ اندازه تو احساسات ندارم.

290
00:15:15,792 --> 00:15:16,791
‫طبیعیه دیگه.

291
00:15:17,792 --> 00:15:21,791
‫سعی می‌کنم یکم فاصله بگیرم.

292
00:15:21,792 --> 00:15:24,791
‫کمتر آویزونت باشم.

293
00:15:26,792 --> 00:15:29,791
‫سعیم رو می‌کنم. ولی مطمئن نیستم که بتونم.

294
00:15:29,792 --> 00:15:31,791
‫ولی قول می‌دم سعی کنم.
‫واقعا می‌گم.

295
00:15:32,792 --> 00:15:34,791
‫درسته. شاید من اغراق می‌کنم.

296
00:15:34,792 --> 00:15:38,791
‫من الان حالت طبیعی ندارم.
‫خیلی کم‌خوابی دارم.

297
00:15:38,792 --> 00:15:41,791
‫می‌رم یه مدت توی هال بخوابم.

298
00:15:43,792 --> 00:15:44,791
‫توی هال؟

299
00:15:48,792 --> 00:15:50,791
‫به نینا چی بگیم؟

300
00:15:51,792 --> 00:15:54,791
‫که باید تنها بخوابم چون که...

301
00:15:55,792 --> 00:15:56,791
‫چون...

302
00:15:57,792 --> 00:15:59,791
‫می‌گیم که بابایی خروپف می‌کنه.

303
00:16:55,792 --> 00:16:56,791
‫ممنون!

304
00:16:56,792 --> 00:16:57,791
‫مصاحبه چطور پیش رفت؟

305
00:16:58,792 --> 00:16:59,791
‫بد. ولی گمونم عیبی نداره.

306
00:17:00,792 --> 00:17:02,791
‫راستش خوشحالم. شغل جالبی نبود.

307
00:17:03,792 --> 00:17:06,791
‫هفته دیگه یه مصاحبه بهتر دارم.

308
00:17:07,792 --> 00:17:11,791
‫توی راه داشتم فکر می‌کردم که توی
‫جامعه دائما چقدر مصاحبه می‌شیم.

309
00:17:11,792 --> 00:17:14,791
‫دائما ارزیابی می‌شیم. درجه بندی می‌کنیم
‫ و یا درجه‌ بندی می‌شیم.

310
00:17:14,792 --> 00:17:15,791
‫حتی وقتی با کسی آشنا می‌شیم.

311
00:17:16,792 --> 00:17:19,791
‫از سر کنجکاوی توی یه
‫برنامه دوست‌یابی ثبت نام کردم.

312
00:17:19,792 --> 00:17:21,791
‫و انگار داشتم دنبال کار می‌گشتم.

313
00:17:22,792 --> 00:17:24,791
‫سوال‌هاشون یکی بود!

314
00:17:24,792 --> 00:17:28,791
‫- برنامه دوست‌یابی ثبت‌نام کردی؟
‫- آره، که ببینم چطوریه.

315
00:17:28,792 --> 00:17:31,791
‫خسته شدم انقدر منتظر تو موندم.
‫واسه همین امتحانش کردم.

316
00:17:33,792 --> 00:17:35,791
‫و با یه آقای خوبی آشنا شدم.

317
00:17:35,792 --> 00:17:39,791
‫از یکی از عکس‌هاش خوشم اومد.
‫قرار ملاقات گذاشتیم.

318
00:17:39,792 --> 00:17:41,791
‫و کی بود دقیقا؟

319
00:17:42,792 --> 00:17:43,791
‫دیشب.

320
00:17:53,792 --> 00:17:54,791
‫ربکا؟

321
00:17:55,792 --> 00:17:56,791
‫آنتونان؟

322
00:17:56,792 --> 00:17:58,791
‫آره، خودمم.

323
00:18:00,792 --> 00:18:01,791
‫ببخشید.

324
00:18:02,792 --> 00:18:04,791
‫اصلا نشناختمت.

325
00:18:04,792 --> 00:18:06,791
‫امروز موهام رو کوتاه کردم.
‫شاید دلیلش اینه.

326
00:18:07,792 --> 00:18:10,791
‫توی حسابت نوشته بودی که از سفر خوشت میاد.

327
00:18:10,792 --> 00:18:13,791
‫من هم همین‌طور. خوشحالم که اتفاق نظر داریم.

328
00:18:13,792 --> 00:18:17,791
‫درواقع تازه از ایسلند برگشتم. حرف نداشت.

329
00:18:17,792 --> 00:18:19,791
‫راستش هول‌هولکی پرش کردم.

330
00:18:19,792 --> 00:18:22,791
‫دیدم همه نوشتن که از سفر خوششون میاد،
‫واسه همین من هم نوشتم.

331
00:18:22,792 --> 00:18:25,791
‫مشخصا کسی دوست نداره خونه بمونه.

332
00:18:25,792 --> 00:18:27,791
‫- تا حالا ایسلند رفتی؟
‫- نه.

333
00:18:27,792 --> 00:18:29,791
‫گمونم ازش خوشت بیاد.

334
00:18:29,792 --> 00:18:31,791
‫گمون نکنم. از پرواز خوشم نمیاد.

335
00:18:32,792 --> 00:18:35,791
‫دوست ندارم خیلی دور بشم.
‫به نظرم اطرافمون زیبایی هست.

336
00:18:35,792 --> 00:18:39,791
‫- اینجا هم آتشفشان غیرفعال داریم!
‫- در این مورد موافق نیستم.

337
00:18:40,792 --> 00:18:43,791
‫سفر خوبی بود، آتشفشان‌ها
‫ هم همشون غیرفعال نبودن.

338
00:18:43,792 --> 00:18:45,791
‫دوست داشتم برم یه جای دور.

339
00:18:46,792 --> 00:18:49,791
‫آدم با دور شدن هم می‌تونه فرار کنه دیگه؟

340
00:18:49,792 --> 00:18:51,791
‫اسمش رو گذاشتم سیر و سیاهت.

341
00:18:52,792 --> 00:18:54,791
‫می‌خواستی باهاش بخوابی؟

342
00:18:54,792 --> 00:18:57,791
‫اصلا ازش خوشم نیومد.
‫بهت اطمینان می‌دم.

343
00:18:57,792 --> 00:18:58,791
‫از هیچیش هوشم نیومد...

344
00:18:58,792 --> 00:19:00,791
‫نه صورتش، نه موهاش.

345
00:19:01,792 --> 00:19:02,791
‫اصلا!

346
00:19:02,792 --> 00:19:06,791
‫باورم نمی‌شه یه برنامه
‫انقدر گول‌زننده باشه.

347
00:19:06,792 --> 00:19:09,791
‫انگار قرارمون بخاطر تکنولوژی بود.

348
00:19:09,792 --> 00:19:11,791
‫ممکن بود با کسی آشنا بشی که ازش خوشت میاد.

349
00:19:11,792 --> 00:19:13,791
‫نمی‌دونم.

350
00:19:13,792 --> 00:19:15,791
‫فرض کنیم ازش خوشت می‌اومد.

351
00:19:15,792 --> 00:19:17,791
‫باهاش می‌خوابیدی؟

352
00:19:17,792 --> 00:19:18,791
‫احتمالا. که چی؟

353
00:19:18,792 --> 00:19:20,791
‫که چی؟

354
00:19:20,792 --> 00:19:22,791
‫تو هم با آلیس می‌خوابی.

355
00:19:22,792 --> 00:19:23,791
‫اون فرق داره.

356
00:19:24,792 --> 00:19:26,791
‫کسی که بعد من بیاد خیانت‌کردنه.

357
00:19:27,792 --> 00:19:29,791
‫موضوع نظم و ظواهره.

358
00:19:29,792 --> 00:19:31,791
‫اگه کسی جز آلیس باشه خیانته.

359
00:19:32,792 --> 00:19:34,791
‫می‌بینم که حسادت می‌کنی!

360
00:19:34,792 --> 00:19:37,791
‫دوست دارم همین الان بهت خیانت کنم.

361
00:19:37,792 --> 00:19:40,791
‫که اهمیت بدی و حسادت کنی.

362
00:19:41,792 --> 00:19:42,791
‫خوب می‌شه!

363
00:19:43,792 --> 00:19:46,791
‫می‌دونی، اگه می‌تونستم
‫فورا آلیس رو ترک می‌کردم...

364
00:19:47,792 --> 00:19:50,791
‫ولی ظاهرا نمی‌تونم.

365
00:19:50,792 --> 00:19:52,791
‫بهش وابسته‌ام.

366
00:19:52,792 --> 00:19:54,791
‫جلوم رو می‌گیره.

367
00:19:54,792 --> 00:19:56,791
‫نمی‌تونم بهش بگم که می‌خوام ترکش کنم.

368
00:19:57,792 --> 00:19:58,791
‫چاره‌ای ندارم. ببخشید.

369
00:19:58,792 --> 00:20:00,791
‫درک می‌کنم.

370
00:20:00,792 --> 00:20:02,791
‫من هم نمی‌خوام که ناراحتش کنی.

371
00:20:46,792 --> 00:20:48,791
‫خب چطوری بود؟

372
00:20:49,792 --> 00:20:54,791
‫چهره‌اش رو یادم نیست.
‫موهاش قهوه‌ای یا روشن بود.

373
00:20:54,792 --> 00:20:57,791
‫فقط کشش دوطرفه بینمون رو یادمه.

374
00:20:58,792 --> 00:21:00,791
‫آروم و جادویی بود.

375
00:21:01,792 --> 00:21:04,791
‫هم رو بوسیدیم و شماره‌اش رو بهم داد.

376
00:21:05,792 --> 00:21:06,791
‫یادته؟

377
00:21:07,792 --> 00:21:08,791
‫یادداشتش کردم.

378
00:21:08,792 --> 00:21:09,791
‫عمرا!

379
00:21:09,792 --> 00:21:11,791
‫باورم نمی‌شه!

380
00:21:11,792 --> 00:21:13,791
‫شاید شماره یه آشنا باشه.

381
00:21:14,792 --> 00:21:16,791
‫نه، مخاطبینم رو بررسی کردم.

382
00:21:16,792 --> 00:21:17,791
‫بهش زنگ بزن!

383
00:21:17,792 --> 00:21:19,791
‫واسه چی؟ مزاحم تلفنی بشیم؟

384
00:21:19,792 --> 00:21:21,791
‫دیگه نوجوان نیستیم که.

385
00:21:21,792 --> 00:21:22,791
‫بهشون تدریس می‌کنی!

386
00:21:23,792 --> 00:21:24,791
‫دستت رو بکش آقا!

387
00:21:24,792 --> 00:21:26,791
‫خجالت بکش.

388
00:21:26,792 --> 00:21:29,791
‫ممکنه شماره یه مرد باشه.

389
00:21:29,792 --> 00:21:33,791
‫اگه شماره واقعی باشه از لحاظ آماری
‫ پنجاه درصد احتمال داره که مرد باشه.

390
00:21:33,792 --> 00:21:37,791
‫تا زنگ نزنی مطمئن نمی‌شی.
‫فکر کن مرد رویاهات باشه.

391
00:21:37,792 --> 00:21:40,791
‫رویایی ندارم و نمی‌خوام هم خیانت کنم.

392
00:21:40,792 --> 00:21:43,791
‫اصلا کنجکاو نیستی؟ امتحان کن!

393
00:21:43,792 --> 00:21:46,791
‫با این و اون بودم و بهش علاقه‌ای ندارم.

394
00:21:47,792 --> 00:21:48,791
‫حتی برعکسش.

395
00:21:48,792 --> 00:21:50,791
‫چطوری توضیح بدم؟

396
00:21:51,792 --> 00:21:54,791
‫یکم شبیه صخره‌نوردیه.

397
00:21:54,792 --> 00:21:58,791
‫یه سری دوستش دارن.
‫من سرگیجه می‌گیرم.

398
00:21:58,792 --> 00:22:00,791
‫ترسش من رو روانی می‌کنه.

399
00:22:00,792 --> 00:22:02,791
‫حرفم اینه که...

400
00:22:03,792 --> 00:22:07,791
‫اخلاقی نیست. درکشون می‌کنم.

401
00:22:07,792 --> 00:22:09,791
‫ولی مناسب من نیست.
‫من خودم رو می‌شناسم.

402
00:22:11,792 --> 00:22:13,791
‫تو چی جوآن؟ نظر تو چیه؟

403
00:22:13,792 --> 00:22:15,791
‫من؟ نمی‌دونم.

404
00:22:16,792 --> 00:22:19,791
‫در مورد رابطه و صخره‌نوردی و سرگیجه...

405
00:22:19,792 --> 00:22:21,791
‫ملایمت و آرامش حرف می‌زنین...

406
00:22:22,792 --> 00:22:23,791
‫در مورد عشق نیست.

407
00:22:24,792 --> 00:22:27,791
‫یه رابطه که به قصد سرگرمی شروع شه
‫ هم ممکنه منجر به عشق بشه.

408
00:22:27,792 --> 00:22:29,791
‫تو دنبال عشق می‌گردی.

409
00:22:31,792 --> 00:22:34,791
‫از نظر من عشق یه چیز بدیهیه.

410
00:22:35,792 --> 00:22:38,791
‫یه چیزیه که آشکاره.

411
00:22:38,792 --> 00:22:39,791
‫آره.

412
00:22:39,792 --> 00:22:42,791
‫چیزی که در مقابلش چاره‌ای نداری.

413
00:22:42,792 --> 00:22:43,791
‫احساس این که...

414
00:22:44,792 --> 00:22:46,791
‫سرنوشت داره وارد عمل می‌شه.

415
00:22:48,792 --> 00:22:50,791
‫می‌دونم، یه سری کار داره.

416
00:22:50,792 --> 00:22:55,791
‫پدرم می‌تونه بهم پول قرض بده،
‫مامانت هم گفت کمکمون می‌کنه.

417
00:22:55,792 --> 00:22:59,791
‫و به عنوان کارمند دولتی راحت
‫ می‌تونیم وام بگیریم.

418
00:23:01,792 --> 00:23:03,791
‫خوب نیست؟

419
00:23:03,792 --> 00:23:07,791
‫- نمی‌دونم.
‫- آینده رو نمی‌بینی.

420
00:23:07,792 --> 00:23:10,791
‫ولی وقتی درست بشه می‌بینی راحت بود.

421
00:23:10,792 --> 00:23:12,791
‫واسه من ترسناک نیست.

422
00:23:12,792 --> 00:23:13,791
‫و یه پروژه‌ست دیگه.

423
00:23:13,792 --> 00:23:16,791
‫جای نینا اینجا خیلی بهتره.

424
00:23:17,792 --> 00:23:19,791
‫دیدی اتاقش چقدره؟

425
00:23:20,792 --> 00:23:23,791
‫بیا ببین جوآن! باغ داره.

426
00:23:23,792 --> 00:23:26,791
‫شانس آوردیم اینجا رو پیدا کردیم.

427
00:23:26,792 --> 00:23:28,791
‫ما اولین نفری هستیم ازش بازدید کرده.

428
00:23:29,792 --> 00:23:31,791
‫کسی قبل ما ندیدتش.

429
00:23:31,792 --> 00:23:33,791
‫و این...

430
00:23:33,792 --> 00:23:36,791
‫این هم اتاق ما می‌شه.

431
00:23:36,792 --> 00:23:39,791
‫البته تو دفتر خودت رو داری.

432
00:23:42,792 --> 00:23:44,791
‫گربه زبونت رو خورده؟

433
00:23:44,792 --> 00:23:45,791
‫یکم شوکه شدم.

434
00:23:46,792 --> 00:23:50,791
‫همینه دیگه. غافلگیری همینه.

435
00:23:52,792 --> 00:23:54,791
‫خوشت اومد یا نه؟

436
00:23:57,792 --> 00:23:59,791
‫نمی‌دونم چی بگم.

437
00:23:59,792 --> 00:24:02,791
‫- غافلگیرت کردم؟
‫- آره.

438
00:24:02,792 --> 00:24:04,791
‫باید زود تصمیم بگیریم.

439
00:24:04,792 --> 00:24:07,791
‫احتمالا می‌تونم دو یا سه روز
‫دیگه وقت بگیرم.

440
00:24:07,792 --> 00:24:09,791
‫خیلی یهویی نیست.

441
00:24:09,792 --> 00:24:11,791
‫نظرت چیه؟ بگو.

442
00:24:13,792 --> 00:24:15,791
‫می‌دونم زمان خیلی خوبی نیست.

443
00:24:15,792 --> 00:24:19,791
‫هنوز نیاز به استراحت داری،
‫ولی خب...

444
00:24:19,792 --> 00:24:21,791
‫خوبه که آینده‌نگری کنیم.

445
00:24:23,792 --> 00:24:27,791
‫شیوه‌ای واسه شروع مجدده.
‫از اول.

446
00:24:31,792 --> 00:24:33,791
‫نمی‌دونم چی بگم.

447
00:24:35,792 --> 00:24:38,791
‫مطمئن نیستم فکر خوبی باشه.

448
00:24:39,792 --> 00:24:42,791
‫خونه رو دوست نداری؟

449
00:24:42,792 --> 00:24:43,791
‫یا...

450
00:24:44,792 --> 00:24:46,791
‫چنین کاری رو دوست نداری؟

451
00:24:47,792 --> 00:24:49,791
‫لازم نیست الان جواب بدی.

452
00:24:50,792 --> 00:24:52,791
‫اگه می‌خوای فکر کنی.

453
00:24:52,792 --> 00:24:55,791
‫روش فکر کن. نمی‌خوام روت فشار بیارم.

454
00:24:55,792 --> 00:24:58,791
‫گمون نکنم چنین چیزی بخوام.

455
00:25:02,792 --> 00:25:05,791
‫همون‌‌طور که گفتم، قبل جواب دادن فکر کن.

456
00:25:06,792 --> 00:25:09,791
‫و اگه چنین چیزی نخواستی.

457
00:25:09,792 --> 00:25:11,791
‫شاید بخاطر اینه که...

458
00:25:12,792 --> 00:25:14,791
‫شاید اطمینان نداری.

459
00:25:14,792 --> 00:25:16,791
‫و نمی‌دونم، شاید یه روزی.

460
00:25:16,792 --> 00:25:18,791
‫شاید یه روزی خواستی. از کجا معلوم؟

461
00:25:18,792 --> 00:25:19,791
‫ویکتور؟

462
00:25:19,792 --> 00:25:22,791
‫نمی‌خوام امیدوار باشی.

463
00:25:23,792 --> 00:25:25,791
‫من با امید مشکلی ندارم.

464
00:25:25,792 --> 00:25:28,791
‫راحت نیستم که بهت امید الکی بدم.

465
00:25:33,792 --> 00:25:35,791
‫- نکن.
‫- متاسفم.

466
00:25:35,792 --> 00:25:39,791
‫کاری که خواستی رو کردم.
‫سه ماه جدا خوابیدیم.

467
00:25:39,792 --> 00:25:41,791
‫روت فشاری نیاوردم.

468
00:25:41,792 --> 00:25:46,791
‫حتی جلوی خودم رو گرفتم
‫ و بهت ابراز علاقه نکردم...

469
00:25:46,792 --> 00:25:49,791
‫با وجود این‌که مایل بودم بکنم.

470
00:25:49,792 --> 00:25:53,791
‫همش بخاطر این‌که تو احساس
‫سرکوب شدن نداشته باشی...

471
00:25:54,792 --> 00:25:56,791
‫که راحت‌ باشی و دوباره به خودت بیای.

472
00:25:56,792 --> 00:26:00,791
‫و حالا می‌گی همه اون شب‌هایی که
‫ بی‌خوابی کشیدم فایده نداشته؟

473
00:26:00,792 --> 00:26:02,791
‫می‌دونم که تلاشت رو کردی.

474
00:26:02,792 --> 00:26:05,791
‫البته که متوجه شدم. من هم تلاش کردم.

475
00:26:05,792 --> 00:26:09,791
‫سعی کردم خودم رو قانع کنم
‫که گذراست. که می‌گذره.

476
00:26:09,792 --> 00:26:11,791
‫ولی می‌بینم که دارم تو رو اذیت می‌کنم.

477
00:26:14,792 --> 00:26:17,791
‫هر چی بیشتر از احساسم بهت می‌گم
‫ بیشتر تو اذیت می‌شی.

478
00:26:18,792 --> 00:26:22,791
‫کاش اوضاع درست می‌شد،
‫ولی نمی‌تونم تظاهر کنم که شده.

479
00:26:23,792 --> 00:26:27,791
‫ولی تو داری بخاطر من تظاهر می‌کنی
‫و اذیت می‌شی.

480
00:26:27,792 --> 00:26:31,791
‫- بدون من خیلی حالت بهتره.
‫- نه، درست نیست! اصلا.

481
00:26:34,792 --> 00:26:36,791
‫من نمی‌تونم زندگیم رو بدون تو تصور کنم.

482
00:26:36,792 --> 00:26:40,791
‫بدون تو زندگی با عقل جور در نمیاد.
‫اصلا زندگی نیست.

483
00:26:40,792 --> 00:26:42,791
‫نینا رو داری.

484
00:26:42,792 --> 00:26:45,791
‫زن‌های دیگه هم هستن.
‫ممکنه زود یه نفر دیگه رو پیدا کنی.

485
00:26:46,792 --> 00:26:48,791
‫یا اصلا کسی رو پیدا نکنم!

486
00:26:48,792 --> 00:26:50,791
‫یه سری بعد جدا شدن اصلا
‫دیگه میلی به زندگی ندارن.

487
00:26:53,792 --> 00:26:55,791
‫جدی می‌گی جوآن؟

488
00:26:56,792 --> 00:26:58,791
‫واقعا می‌خوای ترکم کنی؟

489
00:27:05,792 --> 00:27:06,791
‫ویکتور!

490
00:27:06,792 --> 00:27:08,791
‫ولم کن!

491
00:27:09,792 --> 00:27:11,791
‫ولم کن! نه، الان نمی‌تونم.

492
00:27:11,792 --> 00:27:12,791
‫خیلی فشار رومه!

493
00:27:12,792 --> 00:27:15,791
‫نزدیکم نیا. برو!

494
00:27:21,792 --> 00:27:23,791
‫آخرین فرصت رو بهت می‌دم.
‫همین الان، همین‌جا.

495
00:27:24,792 --> 00:27:27,791
‫بگو می‌خوای اوضاع رو درست کنیم،
‫ وگرنه من می‌رم.

496
00:27:27,792 --> 00:27:31,791
‫می‌تونیم حرف بزنیم ویکتور.
‫لازم نیست انقدر سخت بگیری.

497
00:27:31,792 --> 00:27:33,791
‫تعجبی نداره. حتما شک کردی.

498
00:27:34,792 --> 00:27:36,791
‫کجا می‌ری؟

499
00:27:36,792 --> 00:27:38,791
‫نمی‌دونم. بعدا تصمیم می‌گیرم.

500
00:27:42,792 --> 00:27:44,791
‫چند ثانیه وقت داری...

501
00:27:44,792 --> 00:27:46,791
‫که تصمیمت رو بگیری.

502
00:27:56,792 --> 00:27:58,791
‫وقتت تموم شد.

503
00:28:04,792 --> 00:28:05,791
‫باشه.

504
00:28:09,792 --> 00:28:10,791
‫جوآن...

505
00:28:12,792 --> 00:28:15,791
‫حداقل می‌تونی سعی کنی جلوم رو بگیری.

506
00:28:16,792 --> 00:28:18,791
‫سعیت رو بکن.

507
00:29:48,792 --> 00:29:51,791
‫نباید این حرف رو بزنم، ولی من آماده‌ام.

508
00:29:51,792 --> 00:29:52,791
‫آماده‌ای؟

509
00:29:53,792 --> 00:29:56,791
‫آره. تصمیم گرفتم امشب باهاش حرف بزنم.

510
00:29:57,792 --> 00:29:59,791
‫امشب؟ مطمئنی؟

511
00:29:59,792 --> 00:30:01,791
‫آره، به نظر نگرانی.

512
00:30:01,792 --> 00:30:03,791
‫نه صرفا...

513
00:30:05,792 --> 00:30:06,791
‫دارم به اون فکر می‌کنم.

514
00:30:07,792 --> 00:30:08,791
‫آره، من هم می‌‌کنم.

515
00:30:09,792 --> 00:30:10,791
‫و فکر می‌کنم که...

516
00:30:10,792 --> 00:30:13,791
‫هر چی بیشتر صبر کنم، سخت‌تر می‌شه.

517
00:30:13,792 --> 00:30:15,791
‫باید خودخواهی رو کنار بذارم...

518
00:30:16,792 --> 00:30:19,791
‫و قبول کنم که ازم متنفر می‌شه.

519
00:30:19,792 --> 00:30:20,791
‫همینه دیگه.

520
00:30:21,792 --> 00:30:23,791
‫باید شهامت داشته باشم.

521
00:30:23,792 --> 00:30:27,791
‫ولی اریک اون شب با آلیس حرف نزد.

522
00:30:27,792 --> 00:30:31,791
‫بخاطر من. چیزی نگفت.

523
00:30:34,792 --> 00:30:38,791
‫کلاس نهمی‌ها بیست دقیقه‌ست
‫ که منتظر ویکتورن.

524
00:30:38,792 --> 00:30:39,791
‫توی راهه؟

525
00:30:40,792 --> 00:30:41,791
‫حتما هست دیگه.

526
00:30:41,792 --> 00:30:45,791
‫- با هم نیومدین؟
‫- امروز نه.

527
00:30:45,792 --> 00:30:47,791
‫مریضه؟

528
00:30:47,792 --> 00:30:49,791
‫فکر نکنم. بهش زنگ زدی؟

529
00:30:49,792 --> 00:30:53,791
‫جواب نمی‌ده. گفتم شاید تو خبر داشته باشی.

530
00:30:53,792 --> 00:30:57,791
‫آقای آرزویان نیستن.
‫برید اتاق مطالعه شماره 204.

531
00:30:57,792 --> 00:30:59,791
‫ویکتور نیومده؟

532
00:30:59,792 --> 00:31:00,791
‫هنوز خبری نشده؟

533
00:31:01,792 --> 00:31:03,791
‫چندین بار باهاش تماس گرفتم.

534
00:31:06,792 --> 00:31:08,791
‫سلام. جوآن. آلیس.

535
00:31:08,792 --> 00:31:09,791
‫جوآن، همراهم میای؟

536
00:31:10,792 --> 00:31:12,791
‫- جوآن بلیر؟
‫- خودم هستم.

537
00:31:12,792 --> 00:31:15,791
‫شما شریک زندگی آقای ویکتور آرزویان هستید؟

538
00:31:15,792 --> 00:31:16,791
‫بله.

539
00:31:19,792 --> 00:31:21,791
‫بشینید لطفا.

540
00:31:22,792 --> 00:31:24,791
‫بله. گمونم مشخصه.

541
00:31:25,792 --> 00:31:28,791
‫این آقای پلیس اومده که بگه من فوت کردم.

542
00:31:30,792 --> 00:31:32,791
‫البته به این شکل بیانش نمی‌کنه.

543
00:31:32,792 --> 00:31:36,791
‫اول بهش می‌گه که من شب تصادف کردم.

544
00:31:37,792 --> 00:31:38,791
‫یه تصادف شدید.

545
00:31:38,792 --> 00:31:43,791
‫که نتونستن من رو احیا کنن.
‫و کالبدشکافی داره انجام می‌شه.

546
00:31:44,792 --> 00:31:45,791
‫و این که متاسف هستند.

547
00:31:50,792 --> 00:31:52,791
‫من هم متاسفم.

548
00:31:55,792 --> 00:31:56,791
‫عجب احمقی بودم.

549
00:31:59,792 --> 00:32:01,791
‫خوشحال می‌شدم که به جوآن بگم...

550
00:32:01,792 --> 00:32:03,791
‫چقدر متاسف هستم.

551
00:32:37,792 --> 00:32:40,791
‫باید بگم که تصورم از مرگم یه چیز دیگه بود.

552
00:32:41,792 --> 00:32:45,791
‫البته فرض می‌کردم که ناراحت بشن
‫ و دلشون برام تنگ بشه.

553
00:32:46,792 --> 00:32:48,791
‫و واقعا هم همین شد.

554
00:32:49,792 --> 00:32:52,791
‫البته اون‌طوری که فکر می‌کردم
‫ هم رضایت‌بخش نبود.

555
00:32:53,792 --> 00:32:55,791
‫نه، خوشم نیومد.

556
00:32:56,792 --> 00:32:59,791
‫یعنی مورد عشق قرار گرفتن حس خوبی داشت.

557
00:32:59,792 --> 00:33:03,791
‫و مهمه که آدم واسه عزیزانش سوگواری کنه.

558
00:33:03,792 --> 00:33:06,791
‫ولی می‌خواستم بهشون بگم که گریه نکنن.

559
00:33:06,792 --> 00:33:08,791
‫که دیگه حالم خوبه.

560
00:33:44,792 --> 00:33:45,791
‫برخلاف تصور همه...

561
00:33:46,792 --> 00:33:48,791
‫جوآن خیلی زود برگشت سرکارش.

562
00:33:50,792 --> 00:33:51,791
‫سلام جوآن.

563
00:33:52,792 --> 00:33:53,791
‫خوبی؟ قوی باش.

564
00:33:53,792 --> 00:33:54,791
‫ممنون.

565
00:33:54,792 --> 00:33:57,791
‫فکر می‌کرد مقصر مرگ من اونه...

566
00:33:57,792 --> 00:34:02,791
‫و احتمالا فکر می‌کرد که لیاقت این محبتی
‫که دیگران بهش می‌کنند رو نداره.

567
00:34:04,792 --> 00:34:06,791
‫دلسوزی مردم براش یا
‫ دلسوزی خودش واسه خودش...

568
00:34:07,792 --> 00:34:09,791
‫احساس بی‌صداقتی و بی‌احترامی نسبت
‫به من رو واسش داشت.

569
00:34:09,792 --> 00:34:12,791
‫- خوشحال شدم دیدمت. چیزی خواستی بگو.
‫- ممنون.

570
00:34:12,792 --> 00:34:14,791
‫سلام.

571
00:34:15,792 --> 00:34:16,791
‫سلام خانم.

572
00:34:23,792 --> 00:34:27,791
‫احساس می‌کرد لیاقت این
‫رفتارهای خوب رو نداره.

573
00:34:41,792 --> 00:34:44,791
‫چون احساس می‌کرد نینا رو
‫ از پدرش محروم کرده...

574
00:34:44,792 --> 00:34:48,791
‫سعی کرد توجه‌ای که من
‫بهش می‌کردم رو جایگزین کنه.

575
00:34:49,792 --> 00:34:52,791
‫من و نینا اکثرا با هم سینما می‌رفتیم.

576
00:34:52,792 --> 00:34:54,791
‫جوآن خیلی اهل فیلم دیدن نبود.

577
00:34:55,792 --> 00:34:56,791
‫ولی شروع کرد به سینما رفتن...

578
00:34:57,792 --> 00:34:58,791
‫و ازش خوشش اومد.

579
00:35:03,792 --> 00:35:06,791
‫ نمی‌خواست
‫ کسی براش دلسوزی کنه.

580
00:35:06,792 --> 00:35:09,791
‫اما برخلاف این تحسین دوستانش رو جلب کرد.

581
00:35:12,792 --> 00:35:15,791
‫تحسینی که به آلیس و ربکا
‫ اطمینان خاطر می‌داد...

582
00:35:16,792 --> 00:35:17,791
‫و در این حال باعث ناراحتیشون می‌شد.

583
00:35:18,792 --> 00:35:21,791
‫چون که زندگی خودشون در مقابل
‫زندگی جوآن تحسین‌برانگیز نبود.

584
00:35:25,792 --> 00:35:30,791
‫بله. مرگ من سلسله عواقبی به
‫همراه داشت که تصور نمی‌کردم.

585
00:35:49,792 --> 00:35:50,791
‫الو؟

586
00:36:08,792 --> 00:36:09,791
‫بله؟

587
00:36:09,792 --> 00:36:11,791
‫شما به من زنگ زدید.

588
00:36:13,792 --> 00:36:17,791
‫بله. واسه این‌که راهی برای صرفه‌جویی در
‫ مصرف انرژی کسب و کارتون پیشنهاد بدم.

589
00:36:17,792 --> 00:36:20,791
‫اشتباه گرفتید. من کسب و کاری ندارم.

590
00:36:20,792 --> 00:36:23,791
‫شماره من رو از کجا آوردید؟

591
00:36:23,792 --> 00:36:26,791
‫من تماس‌های تبلیغاتیم رو مسدود کردم.

592
00:36:28,792 --> 00:36:29,791
‫توی خوابم بهم رسید.

593
00:36:30,792 --> 00:36:31,791
‫جانم؟

594
00:36:31,792 --> 00:36:35,791
‫بله، من چیزی واسه ارائه ندارم.
‫یعنی از لحاظ تبلیغاتی.

595
00:36:35,792 --> 00:36:38,791
‫درواقع اصلا چیزی واسه ارائه ندارم.

596
00:36:38,792 --> 00:36:41,791
‫چندین باری خواب شما رو دیدم.

597
00:36:42,792 --> 00:36:45,791
‫ببخشید، یعنی چندین بار توی
‫خوابم شماره تلفن شما رو دیدم.

598
00:36:46,792 --> 00:36:48,791
‫یه دوستم پیشنهاد کرد که باهاتون تماس بگیرم.

599
00:36:49,792 --> 00:36:51,791
‫من رو سرکار گذاشتید؟

600
00:36:51,792 --> 00:36:57,791
‫نه، صرفا می‌خواستم ببینم
‫ صاحب این شماره تلفن کیه.

601
00:36:57,792 --> 00:36:59,791
‫واقعا ببخشید که مزاحم شدم.

602
00:36:59,792 --> 00:37:02,791
‫خواهش می‌کنم، درک می‌کنم.

603
00:37:04,792 --> 00:37:07,791
‫احتمالا اگه من هم بودم
‫همین‌ کار رو می‌کردم.

604
00:37:10,792 --> 00:37:12,791
‫آیا این هم از اثرات مرگ من بود؟

605
00:37:12,792 --> 00:37:16,791
‫اریک و ربکا جرئت نکردن که مدتی هم رو ببینن.

606
00:37:16,792 --> 00:37:19,791
‫زندگی به نحوی شکننده شده بود.

607
00:37:19,792 --> 00:37:22,791
‫واسه همین سعی کردن از
‫ زمانشون با هم لذت ببرن...

608
00:37:22,792 --> 00:37:26,791
‫انگار که اگر همه‌چیز ناگهان متوقف می‌شد...

609
00:37:26,792 --> 00:37:29,791
‫چیزی واسه خودشون باقی مونده باشه.

610
00:37:30,792 --> 00:37:32,791
‫یه پیشنهاد کاری دریافت کردم.

611
00:37:33,792 --> 00:37:34,791
‫عالیه!

612
00:37:37,792 --> 00:37:39,791
‫خیلی خوشحال به نظر نمیای.

613
00:37:39,792 --> 00:37:42,791
‫آخه باید نقل مکان کنم.

614
00:37:42,792 --> 00:37:43,791
‫داخل دیژونه.

615
00:37:46,792 --> 00:37:47,791
‫اونجا خانواده دارم.

616
00:37:47,792 --> 00:37:50,791
‫حتی یکی از دوستان نزدیک بچگیم اونجاست.

617
00:37:50,792 --> 00:37:53,791
‫و شنیدم شهر خوبیه.

618
00:37:54,792 --> 00:37:55,791
‫پیشنهاد رو قبول کردی؟

619
00:37:56,792 --> 00:37:57,791
‫هنوز نه.

620
00:37:58,792 --> 00:37:59,791
‫چرا؟

621
00:37:59,792 --> 00:38:01,791
‫منتظر بودم که با تو حرف بزنم.

622
00:38:01,792 --> 00:38:03,791
‫که ببینم نظرت چیه.

623
00:38:04,792 --> 00:38:06,791
‫مطمئن نیستم که نظر من مهم باشه.

624
00:38:06,792 --> 00:38:09,791
‫خیلی وقته دنبال چنین چیزی بودی.

625
00:38:09,792 --> 00:38:12,791
‫اگه قبول کنم مشکلی نداری؟

626
00:38:13,792 --> 00:38:15,791
‫آخرهفته‌ها وقتم خالیه، ولی...

627
00:38:15,792 --> 00:38:17,791
‫وقت تو نیست، نه؟

628
00:38:18,792 --> 00:38:21,791
‫تا کی انتظار دارن جواب بدی؟

629
00:38:21,792 --> 00:38:23,791
‫مطمئن نیستم، ولی...

630
00:38:23,792 --> 00:38:25,791
‫فردا یا پس‌فردا.

631
00:38:32,792 --> 00:38:34,791
‫انقدر اخم نکن. قبول نمی‌کنم.

632
00:38:50,792 --> 00:38:52,791
‫نمی‌ترسی ما رو با هم ببینن؟

633
00:38:53,792 --> 00:38:54,791
‫واسم مهم نیست.

634
00:38:57,792 --> 00:38:58,791
‫سلام.

635
00:38:59,792 --> 00:39:00,791
‫من رو می‌شناسی؟

636
00:39:01,792 --> 00:39:03,791
‫آره، توی مدرسه هم رو دیدیم.

637
00:39:04,792 --> 00:39:06,791
‫- اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- آره.

638
00:39:07,792 --> 00:39:09,791
‫من دارم میام طبقه پنجم زندگی کنم.

639
00:39:09,792 --> 00:39:12,791
‫باید زودی یه جایی رو پیدا می‌کردم.
‫جاهای زیادی رو ندیدم.

640
00:39:12,792 --> 00:39:14,791
‫- تازه اومدین لیون؟
‫- آره.

641
00:39:14,792 --> 00:39:17,791
‫خب، بیایید برگردیم اول.

642
00:39:17,792 --> 00:39:21,791
‫خب راستش حالا که اینجاییم،
‫ نیازی نیست برگردیم عقب.

643
00:39:21,792 --> 00:39:25,791
‫می‌تونستم با چیزی به جز
‫ رسیدن توماس شروع کنم.

644
00:39:25,792 --> 00:39:27,791
‫ولی همین مناسب به نظر می‌اومد.

645
00:39:27,792 --> 00:39:30,791
‫می‌دونم سخت به نظر میاد که...

646
00:39:30,792 --> 00:39:32,791
‫برید سراغ یه شاهکار کلاسیک.

647
00:39:33,792 --> 00:39:35,791
‫مخصوصا اگه 446 صفحه باشه.

648
00:39:37,792 --> 00:39:38,791
‫ناهار بخوریم؟

649
00:39:38,792 --> 00:39:41,791
‫دارم با تلفن حرف می‌زنم.
‫یه ده دقیقه دیگه تموم می‌شه.

650
00:39:41,792 --> 00:39:44,791
‫من خیلی وقت ندارم.
‫بعدا ببینمت؟

651
00:39:44,792 --> 00:39:46,791
‫باشه، خوبه. می‌بینمت!

652
00:39:47,792 --> 00:39:51,791
‫ببخشید، دوستم می‌خواست با هم ناهار بخوریم.

653
00:39:51,792 --> 00:39:53,791
‫می‌تونیم بعدا حرف بزنیم.

654
00:39:54,792 --> 00:39:55,791
‫نه، رفت دیگه!

655
00:39:56,792 --> 00:39:58,791
‫و من هم یه ساندویچ خریدم دیگه...

656
00:39:59,792 --> 00:40:02,791
‫خوبه. پس با هم ناهار می‌خوریم.

657
00:40:02,792 --> 00:40:04,791
‫بگو روزت چطوری بود.

658
00:40:04,792 --> 00:40:08,791
‫اول بگو ناهار چی می‌خوری.

659
00:40:08,792 --> 00:40:10,791
‫بیرون می‌خوری یا خونه؟

660
00:40:10,792 --> 00:40:13,791
‫می‌رم توی کلاس بخورم که حرف بزنیم.

661
00:40:13,792 --> 00:40:16,791
‫یکم خوراک که مونده بود رو می‌خورم.

662
00:40:17,792 --> 00:40:19,791
‫توی استودیوم جلوی یه
‫دسته گل کوچیک نشستم که...

663
00:40:19,792 --> 00:40:22,791
‫دیروز چیدمش چون من رو یاد تو می‌انداخت.

664
00:40:45,792 --> 00:40:46,791
‫چطوری عشقم؟

665
00:40:46,792 --> 00:40:48,791
‫تو چی عزیز دلم؟

666
00:40:54,792 --> 00:40:56,791
‫کسی خونه هست؟

667
00:41:00,792 --> 00:41:01,791
‫توماس؟

668
00:41:01,792 --> 00:41:03,791
‫اینجا!

669
00:41:05,792 --> 00:41:08,791
‫این رو پیدا کردم. کافیه؟

670
00:41:08,792 --> 00:41:10,791
‫عالیه.

671
00:41:11,792 --> 00:41:12,791
‫ممنون. می‌شه تا فردا دستم باشه؟

672
00:41:13,792 --> 00:41:14,791
‫آره. لازمش ندارم.

673
00:41:14,792 --> 00:41:16,791
‫خیلی ممنون.

674
00:41:17,792 --> 00:41:18,791
‫بچه داری؟

675
00:41:19,792 --> 00:41:21,791
‫یه دختر هشت ساله.
‫بچه تو چند سالشه؟

676
00:41:21,792 --> 00:41:23,791
‫اون هم تقریبا هشت سالشه.

677
00:41:23,792 --> 00:41:25,791
‫عالیه! شاید با هم دوست شدن.

678
00:41:26,792 --> 00:41:27,791
‫واسه اون اومدم لیون.

679
00:41:28,792 --> 00:41:31,791
‫آره. مامانش سه سال پیش اومد اینجا.

680
00:41:31,792 --> 00:41:35,791
‫من هم می‌خواستم بیشتر ببینمش.
‫قصد حضانت مشترک داشتیم.

681
00:41:35,792 --> 00:41:37,791
‫امیدوارم عادت کنه.

682
00:41:37,792 --> 00:41:40,791
‫باید برم و اتاقش رو حاضر کنم.

683
00:41:40,792 --> 00:41:42,791
‫حتما خیلی وقته ندیدیش.

684
00:41:42,792 --> 00:41:44,791
‫سعی کردم توی زندگیش حضور داشته باشم.

685
00:41:44,792 --> 00:41:46,791
‫ولی از رفت و آمد خسته شدم.

686
00:41:47,792 --> 00:41:50,791
‫و چهار سالی هم می‌شه که جدا شدیم.
‫اون ترکم کرد.

687
00:41:51,792 --> 00:41:55,791
‫واسه عشق اولش.
‫ ظاهرا هم رو فراموش نکرده بودن.

688
00:41:55,792 --> 00:41:56,791
‫متاسفم.

689
00:41:57,792 --> 00:41:58,791
‫اشکالی نداره. ازش گذر کردم.

690
00:41:59,792 --> 00:42:00,791
‫الان با هم کنار میاییم...

691
00:42:00,792 --> 00:42:03,791
‫و خوشحاله که وقت بیشتری داره که تنها باشه.

692
00:42:03,792 --> 00:42:04,791
‫آره، خوبه.

693
00:42:05,792 --> 00:42:10,791
‫تو هم با پدر دخترت زندگی می‌کنی؟
‫اگه دوست نداری جواب نده.

694
00:42:10,792 --> 00:42:11,791
‫نه، اون رفته.

695
00:42:11,792 --> 00:42:12,791
‫یعنی جدا شدین؟

696
00:42:12,792 --> 00:42:14,791
‫نه، فوت شده.

697
00:42:15,792 --> 00:42:18,791
‫همون معلمی بود که تو
‫توی مدرسه جایگزینش شدی.

698
00:42:18,792 --> 00:42:21,791
‫ببخشید. خبر داشتم، ولی نمی‌دونستم که...

699
00:42:22,792 --> 00:42:23,791
‫اشکالی نداره.

700
00:42:25,792 --> 00:42:27,791
‫شنیدم کتاب می‌نویسی و...

701
00:42:27,792 --> 00:42:29,791
‫یکم معروفی.

702
00:42:29,792 --> 00:42:31,791
‫خب، یک کتابی نوشتم و خوش شانس بودم.

703
00:42:31,792 --> 00:42:33,791
‫احتمالا بخاطر عنوانش بود.

704
00:42:33,792 --> 00:42:34,791
‫عنوانش چی بود؟

705
00:42:34,792 --> 00:42:36,791
‫«پیچیدگی خوش‌شانس»

706
00:42:36,792 --> 00:42:39,791
‫گمونم ملت عنوان‌های
‫ پر زرق و برق رو دوست دارن.

707
00:42:39,792 --> 00:42:41,791
‫پرواز کردم!

708
00:42:41,792 --> 00:42:43,791
‫رفتم طبقه سه.

709
00:42:43,792 --> 00:42:45,791
‫من هم پرواز کردم!
‫رفتم طبقه چهار!

710
00:42:45,792 --> 00:42:48,791
‫انگار از بچگی هم رو می‌شناختن.

711
00:42:48,792 --> 00:42:50,791
‫نوشیدنی می‌خوای؟

712
00:42:50,792 --> 00:42:51,791
‫حتما.

713
00:42:51,792 --> 00:42:53,791
‫کتابت رو شروع کردم.

714
00:42:53,792 --> 00:42:55,791
‫حوصله‌ات سر نرفت؟

715
00:42:55,792 --> 00:42:57,791
‫نه، خوندنش راحته.

716
00:42:57,792 --> 00:43:00,791
‫عنوانش خوشایند نبود،
‫ولی لذت‌بخشه.

717
00:43:00,792 --> 00:43:02,791
‫و محتواش؟

718
00:43:02,792 --> 00:43:04,791
‫محتواش...

719
00:43:05,792 --> 00:43:09,791
‫مطمئن نیستم که مثل تو مشتاق باشم.

720
00:43:09,792 --> 00:43:11,791
‫من مشتاقم؟

721
00:43:12,792 --> 00:43:15,791
‫تو ظاهرا از مصیبت‌های زندگی
‫به سادگی گذر می‌کنی.

722
00:43:16,792 --> 00:43:18,791
‫و عنوانش هم هست دیگه.

723
00:43:18,792 --> 00:43:20,791
‫«پیچیدگی خوش‌شانس» اینطوریه
‫که انگار داری می‌گی...

724
00:43:20,792 --> 00:43:22,791
‫«بی‌رحمی خو‌ش‌شانس»

725
00:43:23,792 --> 00:43:27,791
‫حتما لزومی نداره که در مصیبت، مصیبت باشه،
‫یا در درد هم درد باشه.

726
00:43:27,792 --> 00:43:29,791
‫نمی‌دونم.

727
00:43:30,792 --> 00:43:34,791
‫می‌خوای هلوییز اینجا پیش نینا
‫ باشه که به کارهات برسی؟

728
00:43:34,792 --> 00:43:38,791
‫من خیلی پیشش نیستم،
‫اگه تو کاری داری من مواظبشون هستم.

729
00:43:38,792 --> 00:43:41,791
‫آره، کلی برگه هست که باید تصحیح کنم.

730
00:43:56,792 --> 00:43:59,791
‫امیدوارم نظرم در مورد کتابت
‫ ناراحتت نکرده باشه.

731
00:43:59,792 --> 00:44:03,791
‫نه، جالب بود و من رو به فکر فرو برد.

732
00:44:03,792 --> 00:44:07,791
‫واسم سوال شد که آیا می‌نویسم
‫که احساس گناه نکنم؟

733
00:44:07,792 --> 00:44:08,791
‫مگه احساس گناه می‌کنی؟

734
00:44:10,792 --> 00:44:13,791
‫نه، ولی خیلی دوست دارم بکنم.
‫گمونم مثل همه آدم‌ها.

735
00:44:13,792 --> 00:44:15,791
‫حالا شاید یکم بیشتر از آدم‌های معمولی.

736
00:44:16,792 --> 00:44:17,791
‫احساس گناه در مورد چی؟

737
00:44:18,792 --> 00:44:22,791
‫حس می‌کنم می‌تونستم بهتر باشم
‫ و یا این‌که مغرورم.

738
00:44:23,792 --> 00:44:24,791
‫تا حالا چنین حسی داشتی؟

739
00:44:27,792 --> 00:44:29,791
‫من احساس گناه نمی‌کنم.

740
00:44:30,792 --> 00:44:31,791
‫واقعا گناهکارم.

741
00:44:32,792 --> 00:44:34,791
‫منظورت چیه؟

742
00:44:38,792 --> 00:44:43,791
‫روزی که پدر نینا تصادف کرد،
‫من ترکش کرده بودم.

743
00:44:43,792 --> 00:44:45,791
‫و اون مست کرد.

744
00:44:47,792 --> 00:44:49,791
‫خبر نداشتم.

745
00:44:52,792 --> 00:44:53,791
‫متاسفم.

746
00:45:00,792 --> 00:45:03,791
‫به نظرم منصفانه نیست که تو احساس گناه کنی.

747
00:45:05,792 --> 00:45:09,791
‫من مستقیما مقصرم دیگه.
‫همینه.

748
00:45:11,792 --> 00:45:12,791
‫ولی مست بود

749
00:45:14,792 --> 00:45:15,791
‫آره، بخاطر من.

750
00:45:17,792 --> 00:45:20,791
‫ببخشیدها. خودش تصمیم گرفت مشروب بخوره.

751
00:45:21,792 --> 00:45:24,791
‫اگه واقعا گناهکار بودی الان زندان بودی.

752
00:45:25,792 --> 00:45:27,791
‫ترک کردن آدم‌ها که جرم نیست.

753
00:45:28,792 --> 00:45:30,791
‫اگه احساسم عوض نمی‌شد چی؟

754
00:45:31,792 --> 00:45:33,791
‫اگه...

755
00:45:33,792 --> 00:45:35,791
‫دلسرد نمی‌شدم؟

756
00:45:38,792 --> 00:45:40,791
‫یا یکم بیشتر خودم رو وادار میکردم.

757
00:45:43,792 --> 00:45:47,791
‫تعطیلات دیگه تموم شده.
‫وقتشه وسایلمون رو جمع کنیم...

758
00:45:47,792 --> 00:45:49,791
‫و جدا بشیم.

759
00:45:50,792 --> 00:45:54,791
‫قول بده که واسم نامه می‌نویسی و
‫ تابستون سال دیگه هم رو...

760
00:45:54,792 --> 00:45:56,791
‫توی درخت گنده می‌بینیم.

761
00:45:57,792 --> 00:46:00,791
‫می‌خوام خودم بخونمش مامانی.

762
00:46:01,792 --> 00:46:02,791
‫خیلی‌خب.

763
00:46:02,792 --> 00:46:03,791
‫فقط پنج دقیقه.

764
00:46:03,792 --> 00:46:04,791
‫دوستت دارم.

765
00:46:26,792 --> 00:46:31,791
‫از دوستم که سبزیجات گرفتم، خودش پرورش
‫می‌ده. یکم واسه امشب می‌خوای؟

766
00:46:32,792 --> 00:46:35,791
‫ممنون، ولی من و نینا شام خوردیم.

767
00:46:35,792 --> 00:46:37,791
‫پس فردا میام، اشکالی نداره.

768
00:46:38,792 --> 00:46:39,791
‫باشه.

769
00:46:39,792 --> 00:46:41,791
‫نینا چطوره؟

770
00:46:42,792 --> 00:46:45,791
‫الان بردم خوابوندمش.
‫گفت که هلوییز بهترین دوستشه.

771
00:46:46,792 --> 00:46:50,791
‫شانس آوردم. بخاطر دخترت حالا
‫اون هم دوست داره بیاد اونجا.

772
00:46:51,792 --> 00:46:52,791
‫عالیه!

773
00:46:54,792 --> 00:46:56,791
‫و خواستم بگم که...

774
00:46:58,792 --> 00:47:01,791
‫ببخشید اگه بی‌ادبی کردم.

775
00:47:01,792 --> 00:47:04,791
‫بی‌ادبی؟ یادم نیست.

776
00:47:05,792 --> 00:47:09,791
‫کردم دیگه. در مورد پدر دخترت بد حرف زدم.

777
00:47:13,792 --> 00:47:15,791
‫حق با تو بود.

778
00:47:15,792 --> 00:47:18,791
‫خوبه که چنین حرف‌هایی رو بشنوم.

779
00:47:19,792 --> 00:47:21,791
‫پس حالم بهتره.

780
00:47:21,792 --> 00:47:24,791
‫امیدوارم با مسائل شخصیم اذیتت نکرده باشم.

781
00:47:25,792 --> 00:47:30,791
‫نه، فرصتی شد که نظرم رو بگم
‫ و مخاطبم رو جذب کنم.

782
00:47:30,792 --> 00:47:34,791
‫حق هم داری. حرف‌هات من رو جذب می‌کنن!

783
00:47:35,792 --> 00:47:37,791
‫ممنون که تشویقم می‌کنی.

784
00:47:40,792 --> 00:47:41,791
‫پس زودی می‌بینمت دیگه؟

785
00:47:43,792 --> 00:47:44,791
‫آره، می‌بینمت.

786
00:47:44,792 --> 00:47:46,791
‫شب خوبی داشته باشی.

787
00:48:21,792 --> 00:48:25,791
‫یه سری از دوست‌هام مزرعه و حیوانات دارن.
‫واسه قدم زدن خوبه...

788
00:48:26,792 --> 00:48:29,791
‫می‌تونیم آخرهفته بعدی با دخترها بریم.

789
00:48:29,792 --> 00:48:30,791
‫همین آخرهفته؟

790
00:48:32,792 --> 00:48:35,791
‫- نمی‌دونم...
‫- تو رو خدا مامانی! می‌خوام برم!

791
00:48:36,792 --> 00:48:38,791
‫می‌خوایم بریم!

792
00:48:38,792 --> 00:48:39,791
‫یه لحظه صبر کن.

793
00:48:42,792 --> 00:48:43,791
‫خوبی؟

794
00:48:43,792 --> 00:48:45,791
‫- آره، تو چی؟
‫- آره.

795
00:48:46,792 --> 00:48:47,791
‫اریک خونه نیست؟

796
00:48:47,792 --> 00:48:49,791
‫نه، استودیو بود.

797
00:48:50,792 --> 00:48:52,791
‫اوضاع بینتون چطوره؟

798
00:48:52,792 --> 00:48:54,791
‫چرا می‌پرسی؟

799
00:48:54,792 --> 00:48:57,791
‫نمی‌دونم. که ببینم اوضاع چطوره.

800
00:48:57,792 --> 00:48:58,791
‫باشه.

801
00:48:58,792 --> 00:49:01,791
‫از اونجایی که می‌خواستی باهام حرف بزنی.
‫گفتم...

802
00:49:02,792 --> 00:49:04,791
‫نقاشی چیه؟

803
00:49:04,792 --> 00:49:06,791
‫شبیه آثار استفان لوآره!

804
00:49:08,792 --> 00:49:10,791
‫معلومه! شوخی می‌کنی؟

805
00:49:10,792 --> 00:49:11,791
‫از کجا می‌شناسیش؟

806
00:49:12,792 --> 00:49:14,791
‫معروفه. من هم هنر تدریس می‌کنم.

807
00:49:15,792 --> 00:49:16,791
‫توی اینترنت بگردی می‌بینی.

808
00:49:17,792 --> 00:49:19,791
‫گشتم.

809
00:49:19,792 --> 00:49:20,791
‫خوشگل هم هست.

810
00:49:21,792 --> 00:49:23,791
‫واقعا کپی خیلی خوبیه.

811
00:49:23,792 --> 00:49:25,791
‫از کجا آوردیش؟

812
00:49:27,792 --> 00:49:29,791
‫به اریک گفتم که...

813
00:49:29,792 --> 00:49:32,791
‫یه دانش‌آموز سابقم که رفته
‫ هنرستان بهم دادش.

814
00:49:33,792 --> 00:49:36,791
‫ولی راستش مال خود استفان لوآره.

815
00:49:38,792 --> 00:49:39,791
‫امکان نداره. خیلی گرونه.

816
00:49:39,792 --> 00:49:42,791
‫قسم می‌خورم. اصله.

817
00:49:43,792 --> 00:49:45,791
‫پولش رو از کجا آوردی؟

818
00:49:45,792 --> 00:49:47,791
‫نخریدمش. هدیه بود.

819
00:49:47,792 --> 00:49:49,791
‫کی بهت دادش؟

820
00:49:50,792 --> 00:49:52,791
‫همونی که کشیدش.

821
00:49:52,792 --> 00:49:53,791
‫استفان لوآر؟

822
00:49:54,792 --> 00:49:56,791
‫الان گفتی نمی‌شناسیش که.

823
00:49:57,792 --> 00:50:01,791
‫گفتم نمی‌دونستم که معروفه.
‫می‌دونستم که نقاشه.

824
00:50:01,792 --> 00:50:04,791
‫همون مردی بود که توی رویام
‫ شماره‌اش رو داد بهم.

825
00:50:05,792 --> 00:50:07,791
‫و فکر کنم عاشقم شده.

826
00:50:10,792 --> 00:50:11,791
‫عجیبه، نه

827
00:50:11,792 --> 00:50:15,791
‫به جوآن نگفتم و به تو گفتم.
‫چون تو این‌جور چیزها رو درک می‌کنی.

828
00:50:16,792 --> 00:50:17,791
‫حتما...

829
00:50:17,792 --> 00:50:21,791
‫مگه نگفتی اگه تو بودی زنگ می‌زدی؟

830
00:50:21,792 --> 00:50:22,791
‫آره. معلومه!

831
00:50:24,792 --> 00:50:26,791
‫پس کمکم کن یه کاری بکنم.

832
00:50:26,792 --> 00:50:28,791
‫صبر کن. وای...

833
00:50:31,792 --> 00:50:33,791
‫پشت تلفن حرف زدید؟

834
00:50:33,792 --> 00:50:35,791
‫آره. دائما. نویسنده هم هست.

835
00:50:36,792 --> 00:50:39,791
‫و تو هم نسبت بهش حسی داری؟

836
00:50:40,792 --> 00:50:42,791
‫آره، گمونم...

837
00:50:42,792 --> 00:50:44,791
‫خوشم میاد که باهاش حرف بزنم.

838
00:50:44,792 --> 00:50:46,791
‫یه جورهایی می‌خوام ببینمش.

839
00:50:46,792 --> 00:50:48,791
‫اون هم می‌خواد که هم رو ببینیم.

840
00:50:48,792 --> 00:50:50,791
‫آهان. متوجه‌ام.

841
00:50:51,792 --> 00:50:52,791
‫خیلی‌خب.﻿

842
00:50:53,792 --> 00:50:55,791
‫به نظرت فکر خوبیه؟

843
00:50:55,792 --> 00:50:56,791
‫آره، به نظر من که هست.

844
00:50:56,792 --> 00:50:57,791
‫به نظر مطمئن نیستی.

845
00:50:57,792 --> 00:50:59,791
‫هستم، صرفا این که...

846
00:50:59,792 --> 00:51:00,791
‫هستم دیگه.

847
00:51:00,792 --> 00:51:03,791
‫نقاش خیلی بزرگیه.
‫حتما خیلی شگفت‌‌انگیزه.

848
00:51:03,792 --> 00:51:05,791
‫شانس آوردی اگه ببینیش.

849
00:51:05,792 --> 00:51:07,791
‫البته. خوشحال می‌شم.

850
00:51:07,792 --> 00:51:09,791
‫من و ربکا یه فکری داشتیم.

851
00:51:09,792 --> 00:51:14,791
‫می‌خوایم یه آخرهفته بریم تولوز.

852
00:51:14,792 --> 00:51:16,791
‫که دوستم سوفی رو ببینیم.

853
00:51:16,792 --> 00:51:18,791
‫خیلی وقته ندیدمش.

854
00:51:19,792 --> 00:51:23,791
‫اشکالی داره یه آخرهفته تنها باشی؟

855
00:51:23,792 --> 00:51:24,791
‫نه.

856
00:51:25,792 --> 00:51:26,791
‫اصلا.

857
00:51:27,792 --> 00:51:28,791
‫نه، دلم برات تنگ می‌شه.

858
00:51:29,792 --> 00:51:31,791
‫ولی خوشحال می‌شم بری گردش.

859
00:51:32,792 --> 00:51:33,791
‫دوستت دارم.

860
00:51:33,792 --> 00:51:34,791
‫من هم دوستت دارم.

861
00:51:41,792 --> 00:51:42,791
‫این‌طوری؟

862
00:51:47,792 --> 00:51:50,791
‫رازدار خوبی هستی، نه؟

863
00:51:50,792 --> 00:51:51,791
‫منظورت چیه؟

864
00:51:51,792 --> 00:51:53,791
‫آلیس در مورد برنامه‌تون بهم گفت.

865
00:51:54,792 --> 00:51:56,791
‫فرارتون به تولوز آخرهفته دیگه.

866
00:51:56,792 --> 00:51:59,791
‫منتظر بودم که بهت بگه.

867
00:51:59,792 --> 00:52:01,791
‫خیلی وقت بوده که تنها نشدیم.

868
00:52:01,792 --> 00:52:06,791
‫چه حیف. یه بار هم که من تنهام تو نیستی.

869
00:52:07,792 --> 00:52:08,791
‫مطمئن نیستم.

870
00:52:08,792 --> 00:52:11,791
‫شاید روستا واسه من هم خوب باشه.

871
00:52:15,792 --> 00:52:17,791
‫اگه بخوای می‌تونیم هم رو ببینیم.

872
00:52:18,792 --> 00:52:20,791
‫مگه با آلیس نمی‌ری؟

873
00:52:20,792 --> 00:52:23,791
‫قول می‌دی جایی نگی؟

874
00:52:23,792 --> 00:52:25,791
‫داری نگرانم می‌کنی. چی شده؟

875
00:52:25,792 --> 00:52:29,791
‫دارم واسه بار دوم به بهترین
‫ دوستم خیانت می‌کنم.

876
00:52:29,792 --> 00:52:32,791
‫- قول می‌دی تکرارش نکنی؟
‫- البته!

877
00:52:33,792 --> 00:52:36,791
‫با آلیس جایی نمی‌رم.

878
00:52:36,792 --> 00:52:40,791
‫من یه بهانه‌ام. داره می‌ره دیدن یه نفر.

879
00:52:40,792 --> 00:52:42,791
‫چطور؟

880
00:52:42,792 --> 00:52:43,791
‫کی؟

881
00:52:43,792 --> 00:52:45,791
‫یه مرد.

882
00:52:45,792 --> 00:52:48,791
‫یه مردی که باهاش در ارتباط بوده.

883
00:52:49,792 --> 00:52:51,791
‫قصدش با این یارو چیه؟

884
00:52:52,792 --> 00:52:53,791
‫نمی‌دونم.

885
00:52:55,792 --> 00:52:57,791
‫نمی‌دونم! من...

886
00:53:07,792 --> 00:53:09,791
‫بهش حسی داره؟

887
00:53:09,792 --> 00:53:11,791
‫نمی‌دونم.

888
00:53:11,792 --> 00:53:13,791
‫حتما بهت گفته دیگه.

889
00:53:13,792 --> 00:53:15,791
‫نمی‌دونم. دیگه چیزی نمی‌گم.

890
00:53:15,792 --> 00:53:18,791
‫یعنی... چرا واست مهمه؟

891
00:53:18,792 --> 00:53:21,791
‫چیزی که مهمه اینه که ما با همیم.
‫فکر کن!

892
00:53:22,792 --> 00:53:23,791
‫- عالیه!
‫- آره.

893
00:53:25,792 --> 00:53:28,791
‫برو دیگه! خوب می‌شه نینا یه دوری بزنه.

894
00:53:28,792 --> 00:53:29,791
‫اون ممکنه یه فکری بکنه.

895
00:53:30,792 --> 00:53:32,791
‫بذار بکنه! تو که تعهدی نداری.

896
00:53:32,792 --> 00:53:34,791
‫نمی‌خوام سو تفاهمی پیش بیاد.

897
00:53:35,792 --> 00:53:36,791
‫مرد باهوشیه.

898
00:53:36,792 --> 00:53:39,791
‫شاید صرفا دوستانه برخورد می‌کنه،
‫قصد خاصی نداره.

899
00:53:39,792 --> 00:53:41,791
‫شاید ازش خوشت میاد ولی نمیتونی اعتراف کنی.

900
00:53:42,792 --> 00:53:44,791
‫محکوم نیستی که مجرد باشی که.

901
00:53:44,792 --> 00:53:46,791
‫در هر صورت از این توماس خوشم میاد.

902
00:53:46,792 --> 00:53:48,791
‫- من هم میاد.
‫- تو اصلا ندیدیش!

903
00:53:48,792 --> 00:53:52,791
‫همچنان می‌تونم نظر بدم.
‫به نظرم خیلی خوبه.

904
00:53:52,792 --> 00:53:55,791
‫- حس خوبی بهش ندارم.
‫- چرا؟ چون ممکنه چیزی پیش بیاد؟

905
00:53:56,792 --> 00:53:57,791
‫در مورد چی حرف می‌زنین؟

906
00:53:57,792 --> 00:54:01,791
‫اصلا به فکرم هم خطور نکرد.
‫صرفا خوشم میاد باهاش حرف بزنم.

907
00:54:01,792 --> 00:54:03,791
‫می‌تونه این‌طوری شروع بشه.

908
00:54:03,792 --> 00:54:07,791
‫می‌دونم تو به مردها فکر نمی‌کنی...

909
00:54:07,792 --> 00:54:09,791
‫ولی کنار نذارش...

910
00:54:10,792 --> 00:54:13,791
‫- می‌فهمی منظورم چیه؟
‫- معلومه می‌فهمم.

911
00:54:14,792 --> 00:54:16,791
‫ممنون، ولی قصدی ندارم.

912
00:54:16,792 --> 00:54:20,791
‫حتی گفتی که عشق نباید مرکز چیزی باشه.

913
00:54:20,792 --> 00:54:22,791
‫کی در مورد عشق حرفی زد؟

914
00:54:22,792 --> 00:54:25,791
‫ممکنه یه رابطه ساده باشه.

915
00:54:27,792 --> 00:54:29,791
‫حداقل بخاطر دخترت برو.

916
00:54:29,792 --> 00:54:33,791
‫خوشش میاد با مادرش و یه دختر همسنش باشه.

917
00:54:33,792 --> 00:54:37,791
‫چرا شما هم نیایید؟ ما که در هر صورت توی
‫ جنگلیم. می‌تونم بگم شما هم میایین.

918
00:54:37,792 --> 00:54:40,791
‫نه، ما این آخرهفته کار داریم.

919
00:54:40,792 --> 00:54:43,791
‫آره، داریم می‌ریم دیدن دوستمون توی تولوز.

920
00:54:43,792 --> 00:54:44,791
‫جدی؟ کی؟

921
00:54:45,792 --> 00:54:47,791
‫﻿سلام.

922
00:54:47,792 --> 00:54:49,791
‫حاضری؟

923
00:54:49,792 --> 00:54:51,791
‫- آره، تو چی؟
‫- آره. من هم حاضرم.

924
00:54:51,792 --> 00:54:52,791
‫بزن بریم.

925
00:54:52,792 --> 00:54:54,791
‫آخرهفته خوبی داشته باشین.

926
00:54:54,792 --> 00:54:56,791
‫تو اینجا می‌مونی؟

927
00:54:56,792 --> 00:54:59,791
‫نه، من هم می‌رم دیدن یه سری دوستان.

928
00:54:59,792 --> 00:55:00,791
‫عالیه.

929
00:55:02,792 --> 00:55:03,791
‫آخر هفته خوش بگذره عشقم!

930
00:55:24,792 --> 00:55:25,791
‫وای!

931
00:55:28,792 --> 00:55:29,791
‫مثل بهشته!

932
00:55:29,792 --> 00:55:31,791
‫- قشنگه.
‫- خیلی قشنگه!

933
00:55:32,792 --> 00:55:33,791
‫با شکوهه!

934
00:55:33,792 --> 00:55:35,791
‫- آره، خیلی خوبه.
‫- عین بهشته!

935
00:55:36,792 --> 00:55:38,791
‫شانس آوردیم.

936
00:55:38,792 --> 00:55:40,791
‫دوست دارم اینجا عشق‌بازی کنم.
‫تو چی؟

937
00:55:40,792 --> 00:55:41,791
‫من هم آره.

938
00:55:43,792 --> 00:55:46,791
‫واسم سواله که آلیس بهت آدرسی نداد؟

939
00:55:47,792 --> 00:55:50,791
‫نه که بهم بگی. به من مربوط نیست.

940
00:55:50,792 --> 00:55:53,791
‫محض احتیاط. که بدونم کجاست.

941
00:55:54,792 --> 00:55:56,791
‫نگران نباش، گوشیش پیششه.

942
00:55:56,792 --> 00:55:58,791
‫نگران نیستم.

943
00:55:58,792 --> 00:56:00,791
‫این یارو که رفته ببینتش...

944
00:56:01,792 --> 00:56:03,791
‫اسمش رو نمی‌دونم...

945
00:56:03,792 --> 00:56:05,791
‫تو می‌دونی کیه؟

946
00:56:05,792 --> 00:56:06,791
‫خب آره.

947
00:56:06,792 --> 00:56:08,791
‫آدم درستی هست؟

948
00:56:09,792 --> 00:56:11,791
‫آره، آدم خیلی خوبیه.

949
00:56:11,792 --> 00:56:13,791
‫انقدر خوبه؟

950
00:56:13,792 --> 00:56:15,791
‫آره آروم باش. جای بدی نیست.

951
00:56:16,792 --> 00:56:18,791
‫تو از کجا مطمئنی؟

952
00:56:18,792 --> 00:56:19,791
‫بهم اعتماد کن.

953
00:56:19,792 --> 00:56:22,791
‫راستش من خیلی دوست داشتم جاش باشم.

954
00:56:22,792 --> 00:56:24,791
‫خیلی شانس آورده.

955
00:56:25,792 --> 00:56:26,791
‫ما هم شانس آوردیم.

956
00:56:27,792 --> 00:56:29,791
‫همه شانس آوردن.

957
00:56:31,792 --> 00:56:35,791
‫ولی اگه آلیس عاشقم نیست دنبال چیه؟

958
00:56:35,792 --> 00:56:37,791
‫نمی‌دونم شاید ازت خوشش میاد.

959
00:56:37,792 --> 00:56:40,791
‫دنبال یه چیز قوی‌تره. یه چیز جدی‌تر.

960
00:56:40,792 --> 00:56:42,791
‫دائما می‌گه که عاشقمه.

961
00:56:42,792 --> 00:56:44,791
‫شاید می‌خواد خودش رو راضی کنه.

962
00:56:44,792 --> 00:56:47,791
‫شاید حس می‌کنه یه جای کار اشتباهه.

963
00:56:49,792 --> 00:56:51,791
‫همراهم بیایید به اتاق بعدی...

964
00:56:51,792 --> 00:56:54,791
‫تا بریم بقایای تحسین‌برانگیز
‫ دوران گالو-رومی رو ببینیم.

965
00:56:55,792 --> 00:56:58,791
‫اگه دو هزار سال پیش آشنا می‌شدیم
‫ من اینجا زندگی می‌کردم.

966
00:56:59,792 --> 00:57:00,791
‫و تو می‌اومدی پیشم.

967
00:57:00,792 --> 00:57:02,791
‫گوشیم آنتن نداره.

968
00:57:02,792 --> 00:57:07,791
‫شاید بهتر باشه برگردیم هتل محض
‫این‌که اون برگشته باشه.

969
00:57:07,792 --> 00:57:10,791
‫اگه آلیس زنگ بزنه پیام هم می‌ده.

970
00:57:11,792 --> 00:57:13,791
‫و بهش زنگ می‌زنی. به همین سادگی.

971
00:57:13,792 --> 00:57:17,791
‫رفتی پیش دوستت دیگه.
‫دائم که پیش گوشیت نیستی.

972
00:57:18,792 --> 00:57:19,791
‫مشغول کاری!

973
00:57:20,792 --> 00:57:23,791
‫و من هم می‌خوام یه آخر هفته پیشت باشم.

974
00:57:23,792 --> 00:57:26,791
‫اولین آخرهفته‌مون با هم.

975
00:57:26,792 --> 00:57:28,791
‫آره، ببخشید.

976
00:57:29,792 --> 00:57:32,791
‫- خوشحالی که پیش همیم؟
‫- آره، خوشحالم!

977
00:57:33,792 --> 00:57:35,791
‫دیگه در مورد آلیس حرف نمی‌زنم.

978
00:57:35,792 --> 00:57:36,791
‫واقعا خوشحالی؟

979
00:57:36,792 --> 00:57:38,791
‫آره.

980
00:57:38,792 --> 00:57:39,791
‫آره، آره، آره!

981
00:57:58,792 --> 00:58:00,791
‫خیلی بزرگه. چه بامزه!

982
00:58:47,792 --> 00:58:50,791
‫- دخترها کجان؟
‫- با دوستات رفتن توی باغ.

983
00:58:51,792 --> 00:58:52,791
‫عالیه.

984
00:58:55,792 --> 00:58:57,791
‫در هر صورت ممنون.

985
00:58:57,792 --> 00:58:59,791
‫واسه چی؟

986
00:59:00,792 --> 00:59:02,791
‫واسه امروز.

987
00:59:04,792 --> 00:59:05,791
‫از تو هم ممنونم.

988
00:59:05,792 --> 00:59:07,791
‫من که کاری نکردم!

989
00:59:07,792 --> 00:59:09,791
‫تو برنامه‌ریزیش کردی.

990
00:59:09,792 --> 00:59:12,791
‫اگه نمی‌اومدی ازم تشکر نمی‌کردی.

991
00:59:12,792 --> 00:59:15,791
‫پس آخرهفته رو برنامه‌ریزی
‫کردی که ازت تشکر بشه.

992
00:59:15,792 --> 00:59:18,791
‫دقیقا. هر کاری می‌کنم که ازم تشکر بشه.

993
00:59:20,792 --> 00:59:21,791
‫ممنون.

994
00:59:37,792 --> 00:59:39,791
‫- مامانی!
‫- بابایی!

995
00:59:41,792 --> 00:59:42,791
‫بیا ببین!

996
01:00:21,792 --> 01:00:22,791
‫بیا.

997
01:00:22,792 --> 01:00:23,791
‫ممنون.

998
01:00:24,792 --> 01:00:26,791
‫دوست‌هات هم میان؟

999
01:00:27,792 --> 01:00:29,791
‫نه، فردا زود بیدار می‌شن.

1000
01:00:39,792 --> 01:00:41,791
‫- ببخشید.
‫- نه، من شرمنده‌ام.

1001
01:00:46,792 --> 01:00:47,791
‫خوبی؟

1002
01:00:49,792 --> 01:00:50,791
‫ببخشید.

1003
01:00:51,792 --> 01:00:54,791
‫واسه من خیلی یهوییه.

1004
01:00:55,792 --> 01:00:57,791
‫مشکل از تو نیست.

1005
01:00:57,792 --> 01:00:59,791
‫خوشم میاد که پیشت باشم.

1006
01:00:59,792 --> 01:01:01,791
‫خوشم میاد که باهات حرف بزنم.

1007
01:01:01,792 --> 01:01:03,791
‫که با بچه‌ها سرگرم باشیم.

1008
01:01:04,792 --> 01:01:06,791
‫امروز واقعا بهم خوش گذشت.

1009
01:01:06,792 --> 01:01:08,791
‫خیلی وقت بود چنین تجربه‌ای نداشتم.

1010
01:01:09,792 --> 01:01:11,791
‫ولی هنوز آماده...

1011
01:01:11,792 --> 01:01:12,791
‫چیز...

1012
01:01:12,792 --> 01:01:13,791
‫آماده عاشقی؟

1013
01:01:14,792 --> 01:01:15,791
‫آره.

1014
01:01:17,792 --> 01:01:18,791
‫متاسفم.

1015
01:01:19,792 --> 01:01:20,791
‫طبیعیه. نباش.

1016
01:01:20,792 --> 01:01:23,791
‫شاید به وقت بیشتری نیاز داری.

1017
01:01:23,792 --> 01:01:24,791
‫نمی‌دونم.

1018
01:01:26,792 --> 01:01:27,791
‫واقعا نمی‌دونم.

1019
01:01:28,792 --> 01:01:31,791
‫نمی‌خوام که دوستیمون خراب بشه.

1020
01:01:33,792 --> 01:01:35,791
‫اشکالی نداره. حق داریم اشتباه کنیم.

1021
01:01:35,792 --> 01:01:38,791
‫و تو همیشه دوستم می‌مونی.

1022
01:01:39,792 --> 01:01:40,791
‫فکر کن...

1023
01:01:41,792 --> 01:01:46,791
‫توی رابطه‌ای بودی و دختره
‫می‌خواست ترکت کنه.

1024
01:01:46,792 --> 01:01:48,791
‫اذیت نمی‌شدی؟

1025
01:01:49,792 --> 01:01:50,791
‫نه، گمونم درک می‌کردم.

1026
01:01:51,792 --> 01:01:54,791
‫و اگه ناراحت می‌شدم سعی می‌کردم
‫که با آرامش برخورد کنم.

1027
01:01:56,792 --> 01:01:59,791
‫ولی هیچ‌وقت به خودم اجازه نمی‌دادم
‫ که ازش متنفر بشم. هرگز.

1028
01:01:59,792 --> 01:02:00,791
‫به نظرت ممکنه؟

1029
01:02:01,792 --> 01:02:02,791
‫البته.

1030
01:02:03,792 --> 01:02:07,791
‫همه زوج‌ها باید به خاطر داشته باشن
‫ که عشق ابدی نیست.

1031
01:02:07,792 --> 01:02:09,791
‫یا به خودشون این آزادی رو بدن.

1032
01:02:10,792 --> 01:02:11,791
‫شاید...

1033
01:02:15,792 --> 01:02:17,791
‫از دستم عصبانی نیستی؟

1034
01:02:19,792 --> 01:02:21,791
‫معلومه که نه. درکت می‌کنم.

1035
01:02:34,792 --> 01:02:36,791
‫بابت آخرهفته ممنون.

1036
01:02:36,792 --> 01:02:37,791
‫ممنون؟

1037
01:02:37,792 --> 01:02:38,791
‫چرا از من تشکر می‌کنی؟

1038
01:02:39,792 --> 01:02:40,791
‫نمی‌دونم.

1039
01:02:40,792 --> 01:02:43,791
‫طبیعی نیست که دو تا معشوقه
‫آخر هفته با هم برن جایی؟

1040
01:02:43,792 --> 01:02:45,791
‫چرا انقدر مودبی؟

1041
01:02:46,792 --> 01:02:49,791
‫ازم تشکر نکن. لطف که نبود.
‫ما عاشق همیم.

1042
01:02:52,792 --> 01:02:54,791
‫ببخشید. شرمنده.

1043
01:02:54,792 --> 01:02:57,791
‫گمونم یکم خسته‌ام. و ناراحتم که جدا می‌شیم.

1044
01:02:57,792 --> 01:03:00,791
‫نه، راست می‌گی. بد بیانش کردم.

1045
01:03:01,792 --> 01:03:03,791
‫- ببخشید.
‫- من هم خیلی بهم خوش‌ گذشت.

1046
01:03:21,792 --> 01:03:22,791
‫خب؟

1047
01:03:22,792 --> 01:03:24,791
‫خب چی؟

1048
01:03:24,792 --> 01:03:26,791
‫خب چطور بود؟

1049
01:03:26,792 --> 01:03:28,791
‫- اون پایین؟
‫- آره دیگه!

1050
01:03:28,792 --> 01:03:29,791
‫ببین، خیلی...

1051
01:03:30,792 --> 01:03:31,791
‫بی‌نقص بود!

1052
01:03:31,792 --> 01:03:33,791
‫دقیقا همون‌طور که فکرش رو می‌کردی.

1053
01:03:33,792 --> 01:03:35,791
‫فکر خاصی نمی‌کردم.

1054
01:03:35,792 --> 01:03:39,791
‫کردی. گفتی خوب پیش می‌ره و اون محشره.

1055
01:03:39,792 --> 01:03:41,791
‫درسته. و خب؟

1056
01:03:41,792 --> 01:03:43,791
‫عالی بود؟

1057
01:03:43,792 --> 01:03:44,791
‫آره.

1058
01:03:44,792 --> 01:03:45,791
‫آره. بود.

1059
01:03:45,792 --> 01:03:49,791
‫و درست می‌گفتی. اول یکم فشار روم بود.

1060
01:03:49,792 --> 01:03:51,791
‫ولی زودی آروم شدم.

1061
01:03:51,792 --> 01:03:53,791
‫از نقاشی‌هاش حرف زد؟

1062
01:03:53,792 --> 01:03:56,791
‫یکم. و کلی هم در مورد بچه‌ها حرف زد.

1063
01:03:56,792 --> 01:03:59,791
‫- بچه داره؟
‫- سه تا بچه بزرگ.

1064
01:04:00,792 --> 01:04:02,791
‫مکالمه عجیبی واسه شروعه.

1065
01:04:02,792 --> 01:04:04,791
‫نه، به نظر من نیست.

1066
01:04:04,792 --> 01:04:07,791
‫عجیبه که انقدر زود در مورد
‫این مسائل شخصی حرف بزنی.

1067
01:04:07,792 --> 01:04:09,791
‫بد نبود.

1068
01:04:09,792 --> 01:04:10,791
‫فقط حرف زدین؟

1069
01:04:11,792 --> 01:04:13,791
‫نه، واسم آشپزی هم کرد.

1070
01:04:13,792 --> 01:04:14,791
‫خیلی خوشمزه بود.

1071
01:04:14,792 --> 01:04:16,791
‫دیگه پیش نرفت؟

1072
01:04:17,792 --> 01:04:20,791
‫یه اتاق واسم آماده کرد،
‫ولی توی اتاق خودش خوابیدم.

1073
01:04:22,792 --> 01:04:24,791
‫پس محشر بود؟

1074
01:04:24,792 --> 01:04:26,791
‫آره، حرف نداشت. واقعا حرف نداشت.

1075
01:04:27,792 --> 01:04:28,791
‫بی‌نقص بود.

1076
01:04:28,792 --> 01:04:31,791
‫یک‌شنبه خیلی زود گذشت،
‫و یهویی...

1077
01:04:32,792 --> 01:04:34,791
‫سوار قطار شدم و اومدم.

1078
01:04:35,792 --> 01:04:38,791
‫می‌گی عالی بوده، ولی چهره‌‌ات
‫ ناراحت به نظر می‌رسه.

1079
01:04:40,792 --> 01:04:41,791
‫ناراحتی که برگشتی خونه؟

1080
01:04:41,792 --> 01:04:45,791
‫می‌تونی باز هم ببینیش.
‫باز هم بهانه برات جور می‌کنم.

1081
01:04:45,792 --> 01:04:47,791
‫موضوع این نیست ربکا.

1082
01:04:48,792 --> 01:04:51,791
‫یه اتفاقی اتفاد که انتظارش رو نداشتم.

1083
01:04:51,792 --> 01:04:52,791
‫چی؟

1084
01:04:53,792 --> 01:04:56,791
‫توی ایستگاه یادم افتاد که به اریک زنگ نزدم.

1085
01:04:56,792 --> 01:05:00,791
‫گفته بودیم که به هم زنگ می‌زنیم.

1086
01:05:00,792 --> 01:05:03,791
‫زنگ زدم و رفت روی پیغام‌گیر.

1087
01:05:03,792 --> 01:05:05,791
‫جای پیام گذاشتن...

1088
01:05:06,792 --> 01:05:09,791
‫زنگ زدم به گوشی دوستش.

1089
01:05:09,792 --> 01:05:12,791
‫و یه خانمی جواب داد.

1090
01:05:12,792 --> 01:05:15,791
‫گفتم «ببخشید، خیال کردم
‫ شماره برونو رو گرفتم»

1091
01:05:15,792 --> 01:05:17,791
‫اون هم گفت درست گرفتم.

1092
01:05:18,792 --> 01:05:21,791
‫ولی داشت شنا می‌کرد. با هم لب ساحل بودن.

1093
01:05:23,792 --> 01:05:24,791
‫گفتم «ساحل؟»

1094
01:05:24,792 --> 01:05:26,791
‫گفت که رفتن جزایر قناری.

1095
01:05:27,792 --> 01:05:30,791
‫مات و مبهوت مونده بودم.

1096
01:05:30,792 --> 01:05:33,791
‫ازم خواست کارم رو بهش بگم.
‫یه اسمی از خودم درآوردم.

1097
01:05:33,792 --> 01:05:35,791
‫گفتم «لولا هستم و دوباره تماس می‌گیرم.»

1098
01:05:36,792 --> 01:05:38,791
‫متوجه نمی‌شم.

1099
01:05:39,792 --> 01:05:42,791
‫اگه اریک دروغ گفته یعنی
‫ اون هم داره خیانت می‌کنه.

1100
01:05:42,792 --> 01:05:45,791
‫پس رفته دیدن یه نفر دیگه.

1101
01:05:46,792 --> 01:05:47,791
‫مطمئن نیستم.

1102
01:05:48,792 --> 01:05:51,791
‫با کی می‌خواد خیانت کنه؟

1103
01:05:52,792 --> 01:05:55,791
‫اریک رو خوب نمی‌شناسم.

1104
01:05:57,792 --> 01:05:59,791
‫راستش...

1105
01:05:59,792 --> 01:06:02,791
‫نمی‌دونم چطور چنین چیزی رخ داد.

1106
01:06:03,792 --> 01:06:06,791
‫باز هم می‌گم، بین زوج‌ها پیش میاد.

1107
01:06:06,792 --> 01:06:08,791
‫مثلا ببین، خودت هم همین‌ کار رو کردی.

1108
01:06:08,792 --> 01:06:09,791
‫درسته.

1109
01:06:10,792 --> 01:06:14,791
‫درست می‌گی. ولی اون باز هم...

1110
01:06:14,792 --> 01:06:16,791
‫نمی‌دونم. انگار خیلی عاشقم بود.

1111
01:06:19,792 --> 01:06:24,791
‫شاید خوبه که همزمان واسه
‫هر دوتون این اتفاق رخ بده.

1112
01:06:24,792 --> 01:06:28,791
‫با هم مساوی شدین.
‫نیاز نیست احساس گناه کنی.

1113
01:06:28,792 --> 01:06:31,791
‫باید به عنوان خبر خوب ببینیش.

1114
01:06:31,792 --> 01:06:36,791
‫که با آرامش و صداقت در مورد
‫ رابطه جدیدت پیش بری.

1115
01:06:36,792 --> 01:06:37,791
‫متوجه هستی؟

1116
01:06:40,792 --> 01:06:41,791
‫دوستت سوفی خوب بود؟

1117
01:06:42,792 --> 01:06:44,791
‫آره، خیلی خوب بود.

1118
01:06:46,792 --> 01:06:48,791
‫خوشحال شدم پسرش رو دیدم.

1119
01:06:50,792 --> 01:06:51,791
‫برونو چی؟

1120
01:06:53,792 --> 01:06:56,791
‫برونو هم خب...
‫خوب شد که هم رو دیدیم.

1121
01:06:56,792 --> 01:06:58,791
‫سلام رسوند.

1122
01:07:00,792 --> 01:07:01,791
‫بیا.

1123
01:07:02,792 --> 01:07:03,791
‫نه، ممنون عزیزم.

1124
01:07:04,792 --> 01:07:06,791
‫به نظر خوشمزه میاد، ولی گرسنه نیستم.

1125
01:07:07,792 --> 01:07:09,791
‫زیاد خوردی؟

1126
01:07:09,792 --> 01:07:11,791
‫آره، خیلی.

1127
01:07:14,792 --> 01:07:16,791
‫- خوشحالی برگشتی توی تخت خودت می‌خوابی؟
‫- چه جور هم.

1128
01:07:17,792 --> 01:07:19,791
‫کل آخرهفته نتونستم بخوابم.

1129
01:07:27,792 --> 01:07:29,791
‫من هم همین‌طور.

1130
01:07:30,792 --> 01:07:32,791
‫عادت ندارم جای دیگه بخوابم.

1131
01:07:34,792 --> 01:07:36,791
‫گمونم الان خوب بخوابم.

1132
01:07:37,792 --> 01:07:38,791
‫من هم همین‌طور.

1133
01:07:38,815 --> 01:07:40,815


1134
01:07:41,792 --> 01:07:43,791
‫- شب بخیر عزیزم.
‫- شب بخیر خوشگلم.

1135
01:07:47,792 --> 01:07:49,791
‫عروسی کنین! عروسی کنین!

1136
01:07:51,792 --> 01:07:52,791
‫خواهش می‌کنم!

1137
01:07:53,792 --> 01:07:54,791
‫بسه دخترها!

1138
01:07:54,792 --> 01:07:56,791
‫با لباست خیلی خوشگل می‌شی

1139
01:07:57,792 --> 01:07:59,791
‫- می‌رقصیم و می‌رقصیم.
‫- تا ساعت چهار صبح.

1140
01:08:00,792 --> 01:08:01,791
‫لباس‌های خوشگل دارم.

1141
01:08:06,792 --> 01:08:07,791
‫پیتزا اومد.

1142
01:08:07,792 --> 01:08:09,791
‫عروسی کنین! عروسی کنین!

1143
01:08:10,792 --> 01:08:13,791
‫بسه دیگه دخترها.
‫خنده دار نیست.

1144
01:08:13,792 --> 01:08:15,791
‫تو رو خدا بابایی، عروسی کنین.

1145
01:08:16,792 --> 01:08:18,791
‫دستتون رو بشورید وگرنه از پیتزا خبری نیست.

1146
01:08:18,792 --> 01:08:21,791
‫منصفانه نیست.

1147
01:08:22,792 --> 01:08:23,791
‫قضیه ازدواج چیه؟

1148
01:08:23,792 --> 01:08:25,791
‫تصمیم گرفتن خواهر بشن دیگه.

1149
01:08:26,792 --> 01:08:28,791
‫آهان، که این‌طور.

1150
01:08:29,792 --> 01:08:30,791
‫نظر تو چیه؟

1151
01:08:30,792 --> 01:08:31,791
‫چی؟

1152
01:08:31,792 --> 01:08:34,791
‫قاشق و چنگال بیارم یا با دست بخوریم؟

1153
01:08:34,792 --> 01:08:36,791
‫دستمال بیارم؟

1154
01:08:37,792 --> 01:08:38,791
‫هر طور دوست داری.

1155
01:08:39,792 --> 01:08:40,791
‫دستمال میارم.

1156
01:09:06,792 --> 01:09:08,791
‫ببین الان واسم چی فرستاده.

1157
01:09:09,792 --> 01:09:10,791
‫واقعا روانیته.

1158
01:09:11,792 --> 01:09:12,791
‫گمونم.

1159
01:09:13,792 --> 01:09:16,791
‫نمی‌تونم آویزون کنم. ممکنه اریک شک کنه.

1160
01:09:16,792 --> 01:09:18,791
‫اگه دوست داریش بگیرش.

1161
01:09:18,792 --> 01:09:19,791
‫- عمرا.
‫- لطفا بگیر.

1162
01:09:20,792 --> 01:09:23,791
‫این مثل یه نامه عاشقانه‌ست.

1163
01:09:25,792 --> 01:09:27,791
‫البته دوست دارم یکی توی خونه داشته باشم.

1164
01:09:28,792 --> 01:09:31,791
‫واسه چی گفتی که اگه اریک بفهمه...

1165
01:09:31,792 --> 01:09:33,791
‫خیلی ناراحت می‌شه؟

1166
01:09:33,792 --> 01:09:35,791
‫خب مشخص می‌شه دیگه، مگه نه؟

1167
01:09:35,792 --> 01:09:36,791
‫آره خب...

1168
01:09:37,792 --> 01:09:38,791
‫شاید درست می‌گی.

1169
01:09:38,792 --> 01:09:41,791
‫می‌ترسم سریع‌تر بفهمه.

1170
01:09:41,792 --> 01:09:45,791
‫اگه اریک داره خیانت می‌کنه
‫ شاید فورا ترکم کنه.

1171
01:09:46,792 --> 01:09:48,791
‫و نمی‌خوای که بکنه؟

1172
01:09:48,792 --> 01:09:50,791
‫آخه خیلی یهوییه.

1173
01:09:50,792 --> 01:09:53,791
‫من به اریک وابسته‌ام.
‫باهاش خوشحالم.

1174
01:09:53,792 --> 01:09:57,791
‫قضیه استفان پیچیده‌ست.
‫خیلی دور زندگی می‌کنه.

1175
01:09:57,792 --> 01:09:59,791
‫مطمئن نیستم.

1176
01:09:59,792 --> 01:10:01,791
‫آخه وقتی بحث عشق باشه
‫ که دیگه فاصله مهم نیست.

1177
01:10:02,792 --> 01:10:03,791
‫من توی عشق خوب نیستم.

1178
01:10:04,792 --> 01:10:06,791
‫نمی‌دونم چرا. ولی واسه من جواب نمی‌ده.

1179
01:10:06,792 --> 01:10:09,791
‫یعنی به محض این‌که عاشق می‌شم.

1180
01:10:09,792 --> 01:10:11,791
‫بدبخت می‌شم. همین.

1181
01:10:11,792 --> 01:10:15,791
‫می‌تونم بی‌احتیاطی کنم.
‫می‌ترسم.

1182
01:10:15,792 --> 01:10:20,791
‫از همه‌چیز می‌ترسم. از غیاب، خداحافظی...

1183
01:10:20,792 --> 01:10:23,791
‫از این که دوست داشته نشم،
‫تازه باعث حسادتم هم می‌شه.

1184
01:10:23,792 --> 01:10:25,791
‫اذیتم می‌کنه و بدخلق می‌شم.

1185
01:10:25,792 --> 01:10:28,791
‫الان حوصله‌اش رو ندارم.

1186
01:10:28,792 --> 01:10:30,791
‫یکم چای می‌خوای؟

1187
01:10:47,792 --> 01:10:48,791
‫سلام!

1188
01:10:49,792 --> 01:10:50,791
‫چطوری؟

1189
01:10:50,792 --> 01:10:51,791
‫سلام!

1190
01:10:54,792 --> 01:10:55,791
‫نقاشی‌هات کجان؟

1191
01:10:55,792 --> 01:10:57,791
‫نقاشی‌ها؟ یه نقاشیه.

1192
01:10:57,792 --> 01:10:59,791
‫نمایش گروهیه. چهل نفریم.

1193
01:10:59,792 --> 01:11:01,791
‫واسه همین اجازه دادن یه کار بیارم.

1194
01:11:01,792 --> 01:11:03,791
‫این یکیه.

1195
01:11:04,792 --> 01:11:06,791
‫یکم زیادی بالاست، ولی...

1196
01:11:07,792 --> 01:11:08,791
‫قشنگه.

1197
01:11:09,792 --> 01:11:11,791
‫- بالا خوب به نظر می‌رسه.
‫- بد نیست.

1198
01:11:12,792 --> 01:11:13,791
‫سلام!

1199
01:11:13,792 --> 01:11:14,791
‫﻿سلام.

1200
01:11:18,792 --> 01:11:20,791
‫عصربخیر.

1201
01:11:20,792 --> 01:11:23,791
‫ببخشید دیر کردیم. باید می‌رفتم ایستگاه.

1202
01:11:23,792 --> 01:11:25,791
‫مارتین هستش، دوست قدیمیم
‫که داره میاد اینجا زندگی کنه.

1203
01:11:25,792 --> 01:11:26,791
‫سلام.﻿

1204
01:11:27,792 --> 01:11:28,791
‫آبجو می‌خوای؟ من دو تا دارم.

1205
01:11:29,792 --> 01:11:30,791
‫- حتما.
‫- ممنون.

1206
01:11:36,792 --> 01:11:39,791
‫چرا این روزها نمی‌بینمت؟

1207
01:11:40,792 --> 01:11:42,791
‫درست می‌گی. خیلی سرم شلوغه.

1208
01:11:42,792 --> 01:11:43,791
‫ببخشید.

1209
01:11:44,792 --> 01:11:46,791
‫کل هفته بهم زنگ نزدی.

1210
01:11:46,792 --> 01:11:49,791
‫هفته پیش هم بهت زنگ زدم و سرت شلوغ بود.

1211
01:11:49,792 --> 01:11:50,791
‫می‌خواستم زنگ بزنم.

1212
01:11:50,792 --> 01:11:53,791
‫ببخشید. آخه خیلی کار دارم.

1213
01:11:55,792 --> 01:11:56,791
‫همین؟

1214
01:11:59,792 --> 01:12:01,791
‫اعتراف می‌کنم که خیلی راحت نیست...

1215
01:12:03,792 --> 01:12:04,791
‫سرم شلوغه.

1216
01:12:11,792 --> 01:12:13,791
‫سرت با خیانت آلیس شلوغه؟

1217
01:12:13,792 --> 01:12:14,791
‫آره.

1218
01:12:16,792 --> 01:12:17,791
‫آره. ببخشید.

1219
01:12:17,792 --> 01:12:19,791
‫اعصابم رو به هم ریخته.

1220
01:12:19,792 --> 01:12:22,791
‫از چیزی که فکر می‌کردم تاثیرش شدیدتر بود.

1221
01:12:25,792 --> 01:12:28,791
‫- تصمیم نگرفتی کجا زندگی کنی؟
‫- هنوز نه.

1222
01:12:28,792 --> 01:12:30,791
‫توماس گفت از اورلئانز رفتی.

1223
01:12:30,792 --> 01:12:34,791
‫دنبال یه تغییر بودم. اما نمی‌دونستم چی.

1224
01:12:34,792 --> 01:12:36,791
‫گفتم فرصت واسم تصمیم بگیره.

1225
01:12:37,792 --> 01:12:41,791
‫یه فرصت کاری پیش اومد و توماس اینجا بود.
‫گفتم یه دوستی اینجا دارم.

1226
01:12:42,792 --> 01:12:45,791
‫توی کدوم محله دنبال خونه‌ای؟

1227
01:12:45,792 --> 01:12:47,791
‫هنوز نمی‌دونم.

1228
01:12:47,792 --> 01:12:50,791
‫اصلا شهر رو نمی‌شناسم.
‫تازه اومدم اینجا.

1229
01:12:50,792 --> 01:12:53,791
‫اگه کمکی نیاز داشتی بگو.

1230
01:12:54,792 --> 01:12:56,791
‫ممکنه بگم.

1231
01:12:57,792 --> 01:12:58,791
‫چون هیچی نمی‌دونم

1232
01:13:12,792 --> 01:13:14,791
‫تو هم معلمی؟

1233
01:13:14,792 --> 01:13:16,791
‫آره، معلم موسقیم.

1234
01:13:17,792 --> 01:13:19,791
‫ولی صرفا واسه این که خرجم در بیاد.

1235
01:13:19,792 --> 01:13:21,791
‫دیگه چیکار می‌کنی؟

1236
01:13:21,792 --> 01:13:23,791
‫توی کار موسیقیم.

1237
01:13:23,792 --> 01:13:25,791
‫- چه سازی می‌زنی؟
‫- هیچی.

1238
01:13:26,792 --> 01:13:28,791
‫موسیقی می‌نویسم.

1239
01:13:28,792 --> 01:13:30,791
‫پس سازنده‌ای.

1240
01:13:30,792 --> 01:13:31,791
‫چه باحال.

1241
01:14:34,792 --> 01:14:35,791
‫بابت غذا ممنون.

1242
01:14:37,792 --> 01:14:38,791
‫بابت اومدنت ممنون.

1243
01:14:39,792 --> 01:14:40,791
‫بابت موسیقی ممنون.

1244
01:14:42,792 --> 01:14:44,791
‫بابت تعریفاتت ممنون.

1245
01:14:52,792 --> 01:14:53,791
‫شب بخیر.

1246
01:14:54,792 --> 01:14:55,791
‫شب بخیر.

1247
01:15:35,792 --> 01:15:37,791
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1248
01:15:37,792 --> 01:15:39,791
‫خوابیدنت رو تماشا می‌کردم.

1249
01:15:41,792 --> 01:15:42,791
‫خیلی وقته اینجایی؟

1250
01:15:43,792 --> 01:15:44,791
‫همین اطراف بودم.

1251
01:15:48,792 --> 01:15:49,791
‫ویکتور...

1252
01:15:49,792 --> 01:15:51,791
‫واقعا متاسفم.

1253
01:15:52,792 --> 01:15:54,791
‫نباید باشی.

1254
01:15:55,792 --> 01:15:58,791
‫کاش می‌دونستی من چقدر شرمنده‌ام.

1255
01:16:00,792 --> 01:16:03,791
‫من خیلی اذیتت کردم!

1256
01:16:06,792 --> 01:16:07,791
‫حقیقت نداره.

1257
01:16:07,792 --> 01:16:09,791
‫همش تقصیر منه.

1258
01:16:10,792 --> 01:16:12,791
‫خودم حماقت کردم.

1259
01:16:14,792 --> 01:16:16,791
‫ولی الان نگران توئم.

1260
01:16:16,792 --> 01:16:18,791
‫- جدی؟
‫- آره.

1261
01:16:19,792 --> 01:16:20,791
‫الان دیگه همه‌چیز رو می‌بینم.

1262
01:16:22,792 --> 01:16:23,791
‫زندگی من رو تماشا می‌کنی؟

1263
01:16:23,792 --> 01:16:25,791
‫آره، و می‌بینم که خیلی نگرانی.

1264
01:16:25,792 --> 01:16:27,791
‫نگرانی فایده نداره.

1265
01:16:27,792 --> 01:16:31,791
‫می‌ترسم که تصمیمات اشتباه بگیرم
‫ و باعث اذیت بیشتری بشم.

1266
01:16:31,792 --> 01:16:34,791
‫هیچ‌کس نمی‌تونه همه تصمیماتش رو درست بگیره.

1267
01:16:34,792 --> 01:16:35,791
‫هیچ‌کس.

1268
01:16:36,792 --> 01:16:38,791
‫از من بپرس دیگه.

1269
01:16:44,792 --> 01:16:47,791
‫گاهی‌اوقات حس می‌کنم داری تماشام می‌کنی.

1270
01:16:51,792 --> 01:16:53,791
‫درسته. اکثرا تماشات می‌کنم.

1271
01:17:00,792 --> 01:17:04,791
‫اگه با یه مرد دیگه وارد رابطه
‫ بشم عصبانی می‌شی؟

1272
01:17:05,792 --> 01:17:06,791
‫نه.

1273
01:17:06,792 --> 01:17:08,791
‫اصلا حسادت نمی‌کنم.

1274
01:17:09,792 --> 01:17:11,791
‫اگه خوشحال باشی من هم خوشحالم.

1275
01:17:12,792 --> 01:17:14,791
‫حتی با یه مرد دیگه.

1276
01:17:16,792 --> 01:17:18,791
‫پس دیگه دوستم نداری؟

1277
01:17:31,792 --> 01:17:34,791
‫همچنان دوستت دارم.
‫ولی به یه شیوه دیگه.

1278
01:17:37,792 --> 01:17:38,791
‫این‌طوری قشنگ‌تره...

1279
01:17:38,792 --> 01:17:40,791
‫عمیق‌تره.

1280
01:17:42,792 --> 01:17:44,791
‫اتفاقی که با اون تصادف واسم رخ داد...

1281
01:17:44,792 --> 01:17:48,791
‫مثل یه روانکاوی ناگهانی بود. متوجه هستی؟

1282
01:17:49,792 --> 01:17:52,791
‫انگار که ناگهان کامل شدم.

1283
01:17:52,792 --> 01:17:55,791
‫قبلا مالکانه برخورد می‌کردم.

1284
01:17:55,792 --> 01:17:58,791
‫تو رو به هر قیمتی که شده
‫واسه خودم می‌خواستم.

1285
01:17:58,792 --> 01:17:59,791
‫می‌خواستم یا واسه من باشی...

1286
01:17:59,792 --> 01:18:01,791
‫یا هیچ‌کس.

1287
01:18:02,792 --> 01:18:04,791
‫دیگه نمی‌تونم داشته باشمت...

1288
01:18:04,792 --> 01:18:06,791
‫ولی می‌تونم ببینمت.

1289
01:18:07,792 --> 01:18:09,791
‫اگه فقط می‌دونستی...

1290
01:18:09,792 --> 01:18:12,791
‫که چقدر همچنان عاشق خیره شدن بهت هستم.

1291
01:18:12,792 --> 01:18:14,791
‫اگه می‌دونستی...

1292
01:18:15,792 --> 01:18:18,791
‫چقدر دوست دارم خوشحالیت رو ببینم.

1293
01:18:21,792 --> 01:18:24,791
‫من هم معمولا بهت فکر می‌کنم ویکتور.

1294
01:18:25,792 --> 01:18:27,791
‫اون روز داشتم به این فکر می‌کردم که...

1295
01:18:27,792 --> 01:18:30,791
‫با هم رفته بودیم انگلیس. خنده‌ام گرفته بود!

1296
01:18:31,792 --> 01:18:35,791
‫دنده‌ام شکسته بود و لهجه‌ انگلیسیت
‫ من رو می‌خندوند.

1297
01:18:37,792 --> 01:18:39,791
‫خیلی من رو خندوندی...

1298
01:18:39,792 --> 01:18:41,791
‫و در عین حال درد هم داشت.

1299
01:18:42,792 --> 01:18:43,791
‫یادته؟

1300
01:18:45,792 --> 01:18:49,791
‫چون به هتل گفتم واسم مسیج اومده؟

1301
01:18:49,792 --> 01:18:53,791
‫و شماره تلفن ماساژور بهم دادن.

1302
01:18:53,792 --> 01:18:57,791
‫و می‌گفتن ماساژ؟
‫و من هم می‌گفتم آره، مسیج.

1303
01:19:01,792 --> 01:19:02,791
‫بیا نزدیک‌تر.

1304
01:19:44,792 --> 01:19:45,791
‫به همین زودی می‌ری؟

1305
01:19:47,792 --> 01:19:50,791
‫از خودت نگفتی.

1306
01:19:50,792 --> 01:19:52,791
‫خوبم.

1307
01:19:52,792 --> 01:19:54,791
‫نگران من نباش. خوبم.

1308
01:19:55,792 --> 01:19:56,791
‫دلم برات تنگ شده.

1309
01:19:57,792 --> 01:19:59,791
‫نینا هم دلش برات تنگ شده.

1310
01:20:00,792 --> 01:20:01,791
‫بهش بگو دوستش دارم.

1311
01:20:02,792 --> 01:20:04,791
‫و خیلی خیلی دلم براش تنگ شده.

1312
01:20:05,792 --> 01:20:07,791
‫به اون هم خیلی فکر می‌کنم.

1313
01:20:25,792 --> 01:20:28,791
‫شانس آوردید، شما اولین کسی
‫ هستید که ازش بازدید می‌کنه.

1314
01:20:28,792 --> 01:20:30,791
‫یه نگاهی بندازید.

1315
01:20:30,792 --> 01:20:33,791
‫من برم کلیدها رو برگردونم دفتر.

1316
01:20:33,792 --> 01:20:37,791
‫اگه اشکالی نداشته باشه،
‫زود برمی‌گردم، خب؟

1317
01:20:37,792 --> 01:20:42,791
‫در هر صورت یه نگاهی بندازید.
‫واسه زوجی مثل شما خوبه.

1318
01:20:42,792 --> 01:20:44,791
‫اجاره‌اش خوبه.

1319
01:20:46,792 --> 01:20:48,791
‫بسیارخب، می‌بینمتون.

1320
01:21:18,792 --> 01:21:20,791
‫خوشت اومد؟

1321
01:21:20,792 --> 01:21:21,791
‫آره.

1322
01:21:25,792 --> 01:21:27,791
‫به نظرت بگیرمش؟

1323
01:22:19,792 --> 01:22:21,791
‫ازت خوشم میاد.

1324
01:22:23,792 --> 01:22:26,791
‫به نظرت احمقانه‌ست که چنین حرفی بزنم؟

1325
01:22:31,792 --> 01:22:35,791
‫کاش می‌دونستی وقتی پیشت
‫ دراز می‌کشم چقدر خوشحالم.

1326
01:22:37,792 --> 01:22:38,791
‫خب.

1327
01:22:39,792 --> 01:22:41,791
‫من خوش‌شانسم.

1328
01:22:42,792 --> 01:22:43,791
‫نه.

1329
01:22:43,792 --> 01:22:45,791
‫منم که خوش‌شانسم.

1330
01:22:46,792 --> 01:22:47,791
‫اگه می‌دونستی.

1331
01:22:56,792 --> 01:22:58,791
‫زنگ نزدم، ولی یهویی تصمیم گرفتم.

1332
01:22:58,792 --> 01:23:00,791
‫می‌ترسیدم نظرم عوض بشه.

1333
01:23:01,792 --> 01:23:02,791
‫- خوبی؟
‫- آره.

1334
01:23:03,792 --> 01:23:04,791
‫دیگه نمی‌تونم با این‌ها زندگی کنم.

1335
01:23:05,792 --> 01:23:08,791
‫انگار خود استفان پیشمونه.
‫باید از شرشون خلاص بشم.

1336
01:23:08,792 --> 01:23:11,791
‫ارزششون خیلی زیاده!
‫می‌شه باهاشون خونه خرید.

1337
01:23:11,792 --> 01:23:13,791
‫آره، ولی نمی‌تونم نگهشون دارم.

1338
01:23:13,792 --> 01:23:15,791
‫و نمی‌تونم بفروشمشون.
‫هدیه‌ان دیگه.

1339
01:23:17,792 --> 01:23:20,791
‫استفان می‌خواد دوباره من رو ببینه.

1340
01:23:20,792 --> 01:23:22,791
‫دائما پیام می‌ده و زنگ می‌زنه.

1341
01:23:22,792 --> 01:23:24,791
‫اولش قبول کردم، ولی الان...

1342
01:23:25,792 --> 01:23:26,791
‫دوست ندارم که برم.

1343
01:23:27,792 --> 01:23:30,791
‫نمی‌خوام خیانتم رو ادامه بدم.

1344
01:23:30,792 --> 01:23:31,791
‫واقعا؟

1345
01:23:32,792 --> 01:23:35,791
‫اصلا پشیمون نیستم. حق با تو بود.

1346
01:23:35,792 --> 01:23:36,791
‫و باید اعتراف کنم...

1347
01:23:37,792 --> 01:23:39,791
‫که واقعا باهاش بهم خوش می‌گذره.

1348
01:23:39,792 --> 01:23:41,791
‫و ممکن بود که عاشقش بشم...

1349
01:23:41,792 --> 01:23:44,791
‫حتی داشتم عاشقش می‌شدم.

1350
01:23:44,792 --> 01:23:47,791
‫ولی جالبی ماجرا اینه که...

1351
01:23:48,792 --> 01:23:50,791
‫در حقیقت عاشق اریک شدم.

1352
01:23:52,792 --> 01:23:56,791
‫آخه می‌دونی، من اریک رو می‌پسندیدم،
‫ولی عاشقش نبودم.

1353
01:23:56,792 --> 01:23:57,791
‫این قضیه واسم لازم بود...

1354
01:23:57,792 --> 01:24:00,791
‫که متوجه بشم که چقدر بهش وابسته‌ام.

1355
01:24:02,792 --> 01:24:05,791
‫شاید فکر کنی روانی شدم.
‫خیال می‌کردم دوستش ندارم.

1356
01:24:07,792 --> 01:24:09,791
‫ولی حالا که عاشقشم...

1357
01:24:10,792 --> 01:24:12,791
‫با ترس زندگی می‌کنم.

1358
01:24:14,792 --> 01:24:15,791
‫با ترس؟

1359
01:24:16,792 --> 01:24:18,791
‫از ترس این‌که می‌خواد ترکم کنه،
‫ولی جرئتش رو نداره.

1360
01:24:19,792 --> 01:24:22,791
‫که تظاهر می‌کنه که عاشقمه.
‫مثل من که سال‌ها تظاهر می‌کردم.

1361
01:24:22,792 --> 01:24:24,791
‫تازه...

1362
01:24:24,792 --> 01:24:27,791
‫نمی‌دونم در مورد خیانتش چه واکنشی نشون بدم.

1363
01:24:27,792 --> 01:24:31,791
‫اذیتم می‌کنه. نمی‌دونم چیکار کنم.

1364
01:24:33,792 --> 01:24:37,791
‫فکر نمی‌کنم در حال خیانت باشه.

1365
01:24:38,792 --> 01:24:40,791
‫- واقعا؟
‫- نه.

1366
01:24:40,792 --> 01:24:42,791
‫از کجا می‌دونی؟

1367
01:24:43,792 --> 01:24:46,791
‫راستش اون روز حرف زدیم.

1368
01:24:46,792 --> 01:24:47,791
‫در مورد تو حرف زدیم.

1369
01:24:48,792 --> 01:24:50,791
‫گفت خیلی خوش‌شانسه که تو رو داره.

1370
01:24:50,792 --> 01:24:53,791
‫بچه‌ها داشتن همون نزدیکی بازی می‌کردن.

1371
01:24:53,792 --> 01:24:57,791
‫و گفت که
‫«شاید آلیس هم راضی بشه که بچه‌دار بشیم.»

1372
01:24:58,792 --> 01:25:00,791
‫همین رو گفت؟

1373
01:25:01,792 --> 01:25:03,791
‫خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفته بود.

1374
01:25:03,792 --> 01:25:05,791
‫خیلی صادقانه گفت، خیلی...

1375
01:25:05,792 --> 01:25:08,791
‫ولی نگو من گفتم.
‫به من اعتماد کرده بود.

1376
01:25:08,792 --> 01:25:10,791
‫آره، حتما.

1377
01:25:10,792 --> 01:25:11,791
‫باور کن.

1378
01:25:11,792 --> 01:25:13,791
‫واقعا خیلی عاشقته.

1379
01:25:14,792 --> 01:25:18,791
‫یعنی آلیس، خیلی عاشقه.

1380
01:25:23,792 --> 01:25:24,791
‫ممنونم.

1381
01:25:25,792 --> 01:25:27,791
‫دوستت دارم.
‫واقعا لازم بود چنین چیزی رو بشنوم.

1382
01:25:28,792 --> 01:25:30,791
‫به من مربوط نیست. من هم دوستت دارم.

1383
01:25:33,792 --> 01:25:36,791
‫شرمنده. من فقط در مورد خودم حرف می‌زنم.

1384
01:25:36,792 --> 01:25:38,791
‫داستان معشوقه تو چطور پیش می‌ره؟

1385
01:25:39,792 --> 01:25:41,791
‫تموم شد.

1386
01:25:42,792 --> 01:25:43,791
‫چیزی نمونده.

1387
01:25:44,792 --> 01:25:46,791
‫دیگه هم رو نمی‌بینیم.

1388
01:25:47,792 --> 01:25:48,791
‫اصلا!

1389
01:25:49,792 --> 01:25:51,791
‫واقعا؟ چرا؟

1390
01:25:54,792 --> 01:25:56,791
‫- راستش...
‫- بخاطر زنش؟

1391
01:25:56,792 --> 01:25:57,791
‫نه فقط...

1392
01:25:57,792 --> 01:25:59,791
‫بخاطر خودش.

1393
01:25:59,792 --> 01:26:01,791
‫سردرگم بود.

1394
01:26:01,792 --> 01:26:03,791
‫واقعا...

1395
01:26:05,792 --> 01:26:06,791
‫زندگی همینه دیگه.

1396
01:26:06,792 --> 01:26:07,791
‫مهم نیست.

1397
01:26:08,792 --> 01:26:10,791
‫نباید قاطی چنین چیزی می‌شدیم.

1398
01:26:24,792 --> 01:26:25,791
‫خب، چطور بود؟

1399
01:26:25,792 --> 01:26:28,791
‫نمایشگاه کتاب؟
‫حس می‌کردم جام اونجا نیست.

1400
01:26:29,792 --> 01:26:33,791
‫حس می‌کردم یه مورچه پیش بقیه مورچه‌هام.
‫پر نویسنده بود.

1401
01:26:33,792 --> 01:26:35,791
‫تو چی؟ آپارتمانی دیدی؟

1402
01:26:35,792 --> 01:26:37,791
‫یکی هم پیدا کردم.

1403
01:26:37,792 --> 01:26:40,791
‫- واقعا؟ چه خوب.
‫- البته به لطف جوآن.

1404
01:26:40,792 --> 01:26:42,791
‫- کمکت کرد؟
‫- بیشتر از کمک.

1405
01:26:42,792 --> 01:26:44,791
‫عالیه، نه؟

1406
01:26:44,792 --> 01:26:45,791
‫واقعا حرف نداره.

1407
01:26:46,792 --> 01:26:47,791
‫با هم صمیمی‌این؟

1408
01:26:48,792 --> 01:26:49,791
‫خیلی خوب با هم کنار میاییم.

1409
01:26:50,792 --> 01:26:53,791
‫واقعا. دخترهامون هم دوستن.

1410
01:26:56,792 --> 01:26:59,791
‫- جدی؟
‫- آره، دوستش دارم. آره.

1411
01:27:00,792 --> 01:27:02,791
‫حس می‌کنم عاشقشم.

1412
01:27:02,792 --> 01:27:05,791
‫می‌دونی که نزدیک بود با هم باشیم دیگه؟

1413
01:27:07,792 --> 01:27:09,791
‫نه.

1414
01:27:09,792 --> 01:27:11,791
‫حتی هم رو بوسیدیم ولی...

1415
01:27:12,792 --> 01:27:14,791
‫شریک قبلیش متاسفانه فوت کرده بود.

1416
01:27:14,792 --> 01:27:17,791
‫آمادگیش رو نداشت که با کسی باشه.

1417
01:27:18,792 --> 01:27:20,791
‫دلیلش رو نمی‌دونم.

1418
01:27:20,792 --> 01:27:23,791
‫ولی به نظرم یه روزی راضی می‌شه.

1419
01:27:23,792 --> 01:27:25,791
‫یعنی امیدوارم. من صبورم.

1420
01:27:25,792 --> 01:27:27,791
‫ممکنه خواسته عجیبی باشه، ولی...

1421
01:27:28,792 --> 01:27:30,791
‫می‌خوای تمومش کنیم؟

1422
01:27:33,792 --> 01:27:35,791
‫با کسی آشنا شدی؟

1423
01:27:36,792 --> 01:27:38,791
‫جدیده...

1424
01:27:38,792 --> 01:27:41,791
‫ولی چون چیز خوبیه...

1425
01:27:41,792 --> 01:27:43,791
‫گفتم اوضاع بینمون رو روشن کنم.

1426
01:27:43,792 --> 01:27:44,791
‫ناراحت نیستی؟

1427
01:27:44,792 --> 01:27:46,791
‫نه. یکم شوکه شدم، ولی درک می‌کنم.

1428
01:27:47,792 --> 01:27:49,791
‫اخیرا خیلی در دسترس نبودم.

1429
01:27:50,792 --> 01:27:51,791
‫تو ناراحت نشدی؟

1430
01:27:52,792 --> 01:27:54,791
‫یکم شوکه شدم ولی...

1431
01:27:54,792 --> 01:27:57,791
‫یعنی قطعا روم تاثیر داره.

1432
01:27:57,792 --> 01:28:00,791
‫خب پس از الان بابتش عذرخواهی می‌کنم.

1433
01:28:02,792 --> 01:28:05,791
‫می‌دونستم این‌طوری می‌شه.
‫خودم رو آماده کرده بودم.

1434
01:28:07,792 --> 01:28:10,791
‫این‌طوری حس بهتری دارم.

1435
01:28:11,792 --> 01:28:12,791
‫من باید برم.

1436
01:28:18,792 --> 01:28:20,791
‫می‌خواستم یه چیزی در مورد آلیس بهت بگم.

1437
01:28:21,792 --> 01:28:23,791
‫امروز بعدازظهر دیدمش.

1438
01:28:25,792 --> 01:28:26,791
‫خب؟

1439
01:28:26,792 --> 01:28:29,791
‫شنبه قراره بره پیش معشوقه‌اش.

1440
01:28:30,792 --> 01:28:31,791
‫جدا؟

1441
01:28:32,792 --> 01:28:34,791
‫ولی دوست نداره بره.

1442
01:28:35,792 --> 01:28:38,791
‫- دوست نداره که چی؟
‫- که ببینتش.

1443
01:28:39,792 --> 01:28:43,791
‫- مطمئنی؟
‫- می‌خواد بهش بگه که بینشون تمومه.

1444
01:28:44,792 --> 01:28:45,791
‫جدی؟ مطمئنی؟

1445
01:28:46,792 --> 01:28:48,791
‫آره. مطمئنم.

1446
01:28:48,792 --> 01:28:51,791
‫خب دیگه. من واقعا دیرم شده.

1447
01:28:57,792 --> 01:28:58,791
‫صبر کن!

1448
01:29:04,792 --> 01:29:07,791
‫می‌دونی، راستش واقعا روم تاثیر داره.

1449
01:29:09,792 --> 01:29:13,791
‫واقعا واقعا متاسفم.

1450
01:29:14,792 --> 01:29:15,791
‫متاسفم.

1451
01:29:32,792 --> 01:29:33,791
‫شب بخیر عشقم.

1452
01:29:34,792 --> 01:29:35,791
‫شب بخیر فرشته‌ی من.

1453
01:29:40,792 --> 01:29:41,791
‫شب بخیر عزیز دلم.

1454
01:29:42,792 --> 01:29:44,791
‫شب بخیر عزیزم.

1455
01:30:10,792 --> 01:30:12,791
‫نگهشون نداشت؟

1456
01:30:15,792 --> 01:30:16,791
‫متاسفم.

1457
01:30:19,792 --> 01:30:20,791
‫انتظار چنین چیزی نداشتم...

1458
01:30:21,792 --> 01:30:24,791
‫یعنی حتی اگه حس می‌کردم
‫اخیرا کمتر توجه می‌کنه...

1459
01:30:25,792 --> 01:30:30,791
‫ولی وقتی یه چیزی رو حس کنی،
‫ناخودآگاه امیدوار می‌شی، طبیعیه.

1460
01:30:30,792 --> 01:30:33,791
‫حتی اگه امیدی هم نباشه
‫ گاهی‌اوقات یه امیدی پیدا می‌کنی.

1461
01:30:33,792 --> 01:30:35,791
‫این‌طور که... مشخص نیست دیگه.

1462
01:30:36,792 --> 01:30:37,791
‫ولی در این مورد...

1463
01:30:38,792 --> 01:30:39,791
‫برنامه‌ای نداشتم.

1464
01:30:39,792 --> 01:30:42,791
‫صرفا خوشحال بودم که دوباره می‌بینمش.

1465
01:30:45,792 --> 01:30:46,791
‫خیلی خوب با هم کنار می‌اومدیم.

1466
01:30:51,792 --> 01:30:52,791
‫لطف کردی اومدی.

1467
01:30:53,792 --> 01:30:54,791
‫ممنون از تو.

1468
01:30:55,792 --> 01:30:59,791
‫نه که ناامیدش کرده باشی،
‫اتفاقا برعکس.

1469
01:30:59,792 --> 01:31:00,791
‫ولی...

1470
01:31:01,792 --> 01:31:04,791
‫آلیس خواست عکس‌ها رو بیارم
‫ و به جاش حرف بزنم.

1471
01:31:04,792 --> 01:31:05,791
‫ولی...

1472
01:31:05,792 --> 01:31:09,791
‫کل مسیر به این فکر کردم که چی بگم...

1473
01:31:09,792 --> 01:31:11,791
‫که کمی دلداریت بدم.

1474
01:31:12,792 --> 01:31:13,791
‫نمی‌دونم.

1475
01:31:14,792 --> 01:31:15,791
‫متاسفم.

1476
01:31:15,792 --> 01:31:17,791
‫نباش.

1477
01:31:18,792 --> 01:31:22,791
‫مسیر طولانی‌ای اومدی. من میزبان خوبی نیستم.
‫نوشیدنی میل داری؟

1478
01:31:23,792 --> 01:31:24,791
‫حتما.

1479
01:31:24,792 --> 01:31:26,791
‫پس من هم یکی می‌خورم.

1480
01:31:27,792 --> 01:31:30,791
‫چطوری با هم آشنا شدین؟

1481
01:31:31,792 --> 01:31:32,791
‫داستانش طولانیه.

1482
01:31:32,792 --> 01:31:35,791
‫برام تعریف کن. بدم نمیاد بشنومش.

1483
01:31:45,792 --> 01:31:49,791
‫بعد گرفتن مدرک هنرم وارد تاریخ هنر شدم.
‫همچنین عاشق نقاشی کردن بودم.

1484
01:31:49,792 --> 01:31:54,791
‫دوست داشتم که برم مدرسه هنر،
‫ولی اعتماد به نفسش رو نداشتم.

1485
01:31:54,792 --> 01:31:56,791
‫الان چی؟ الان چیکار می‌کنی؟

1486
01:31:56,792 --> 01:31:57,791
‫خیلی کارها!

1487
01:31:58,792 --> 01:31:59,791
‫مثلا همچنان نقاشی می‌کشم.

1488
01:32:00,792 --> 01:32:02,791
‫و هنر تدریس می‌کنم. نقاشی.

1489
01:32:03,792 --> 01:32:05,791
‫در موردت با شاگردهام حرف زدم.

1490
01:32:05,792 --> 01:32:09,791
‫البته وقتی که شاگرد دارم.
‫چون الان مشغول تدریس نیستم.

1491
01:32:09,792 --> 01:32:12,791
‫در هر صورت افتخار بزرگیه که اینجا باشم.

1492
01:32:13,792 --> 01:32:15,791
‫واقعا آثارتون رو دوست دارم.

1493
01:32:15,792 --> 01:32:16,791
‫لطف داری.

1494
01:32:17,792 --> 01:32:18,791
‫این یکی موردعلاقمه.

1495
01:32:19,792 --> 01:32:20,791
‫و اون یکی.

1496
01:32:20,792 --> 01:32:22,791
‫آخه همشون رو دوست دارم.

1497
01:32:22,792 --> 01:32:24,791
‫خیلی خوش شانسم که اینجام.

1498
01:32:24,792 --> 01:32:26,791
‫این یکی هم خیلی خوشگله.

1499
01:32:27,792 --> 01:32:31,791
‫راستش یکم بهم برخورد که
‫ آلیس هدایام رو پس فرستاد.

1500
01:32:31,792 --> 01:32:34,791
‫درک می‌کنم‌.
‫خیلی دوستشون داشت.

1501
01:32:34,792 --> 01:32:35,791
‫مطمئن نیستم.

1502
01:32:35,792 --> 01:32:39,791
‫حس می‌کردم که به نقاشی علاقه‌ای نداره.

1503
01:32:40,792 --> 01:32:44,791
‫ببخشید، شما نباید به قطار برگشت برسید؟

1504
01:32:45,792 --> 01:32:46,791
‫چرا، ولی راستش.

1505
01:32:46,792 --> 01:32:50,791
‫بلیت برگشت نگرفتم.
‫نمی‌دونستم کی برمی‌گردم.

1506
01:32:50,792 --> 01:32:52,791
‫- ولی می‌رم.
‫- صبر کن.

1507
01:32:52,792 --> 01:32:54,791
‫خانواده منتظرتن؟

1508
01:32:54,792 --> 01:32:55,791
‫نه.

1509
01:33:27,792 --> 01:33:29,791
‫اتاق خوبه؟

1510
01:33:29,792 --> 01:33:31,791
‫یه سرویس کوچیک.

1511
01:33:33,792 --> 01:33:34,791
‫چند تا حوله.

1512
01:33:55,792 --> 01:33:56,791
‫ممنون.

1513
01:33:58,792 --> 01:33:59,791
‫شب بخیر ربکا.

1514
01:33:59,792 --> 01:34:00,791
‫شب بخیر.

1515
01:34:02,792 --> 01:34:03,791
‫یادم رفت.

1516
01:34:04,792 --> 01:34:05,791
‫چی؟

1517
01:34:05,792 --> 01:34:07,791
‫ممنون که اومدی.

1518
01:34:09,792 --> 01:34:11,791
‫فردا می‌بینمت.

1519
01:34:12,792 --> 01:34:13,791
‫باشه.

1520
01:34:28,792 --> 01:34:29,791
‫صبح بخیر.

1521
01:34:29,792 --> 01:34:31,791
‫صبح بخیر ربکا، خوب خوابیدی؟

1522
01:34:31,792 --> 01:34:32,791
‫خیلی خوب.

1523
01:34:32,792 --> 01:34:34,791
‫- قهوه؟
‫- آره لطفا.

1524
01:34:34,792 --> 01:34:36,791
‫- شب خوبی داشتیم!
‫- قطعا.

1525
01:34:37,792 --> 01:34:38,791
‫جرئت نداشتم بیدارت کنم.

1526
01:34:38,792 --> 01:34:43,791
‫باید واسه ناهار برم پیش
‫یه دوستم که اومده یه سری بزنه.

1527
01:34:43,792 --> 01:34:46,791
‫یکم مسیرش طولانیه.
‫اشکالی نداره که برسونمت ایستگاه؟

1528
01:34:48,792 --> 01:34:49,791
‫نه.

1529
01:34:49,792 --> 01:34:52,791
‫یه نقاشی ناقابل واسه تو.
‫در مورد آثارم کلی چیز خوب گفتی.

1530
01:34:52,792 --> 01:34:54,791
‫یه سوغاتی از شبی که داشتیم.

1531
01:34:54,792 --> 01:34:57,791
‫و می‌شه این نامه رو بدی به آلیس؟

1532
01:34:57,792 --> 01:34:59,633
‫می‌رم سوییچ ماشین رو بیارم.

1533
01:34:59,714 --> 01:35:02,417
‫باشه.

1534
01:35:43,792 --> 01:35:46,791
‫پیتزا، پیتزا، پیتزا!

1535
01:35:48,792 --> 01:35:50,791
‫بریم پیتزا بخوریم؟

1536
01:35:50,792 --> 01:35:52,791
‫نه، دیر شده.

1537
01:35:53,792 --> 01:35:55,791
‫فردا مدرسه دارین.

1538
01:35:55,792 --> 01:35:57,791
‫نه دیگه!

1539
01:35:57,792 --> 01:36:00,791
‫یه وقت دیگه بچه‌ها.
‫جوآن راست می‌گه، فردا مدرسه دارین.

1540
01:36:11,792 --> 01:36:14,791
‫ببخشید، نینا کتش رو اینجا جا گذاشت؟

1541
01:36:15,792 --> 01:36:17,791
‫آره، اینجاست.

1542
01:36:18,792 --> 01:36:19,791
‫- بیا.
‫- مرسی.

1543
01:36:20,792 --> 01:36:21,791
‫یه نوشیدنی می‌خوای؟

1544
01:36:21,792 --> 01:36:24,791
‫نه ببخشید، کلی کار دارم.

1545
01:36:26,792 --> 01:36:28,791
‫- همه چیز مرتبه؟
‫- آره، حتما.

1546
01:36:29,792 --> 01:36:32,791
‫اخیرا رفتارت عجیب شده.
‫انگار ذهنت مشغوله.

1547
01:36:32,792 --> 01:36:34,791
‫جدا؟

1548
01:36:34,792 --> 01:36:35,791
‫آره.

1549
01:36:38,792 --> 01:36:39,791
‫بخاطر اینه که...

1550
01:36:41,792 --> 01:36:43,791
‫این که...

1551
01:36:44,792 --> 01:36:46,791
‫یه اتفاقی رخ داد...

1552
01:36:47,792 --> 01:36:50,791
‫که واقعا انتظارش رو نداشتم.

1553
01:36:51,792 --> 01:36:55,791
‫انقدر سریع رخ داد که جرئت نکردم
‫ در موردش با تو حرف بزنم.

1554
01:36:55,792 --> 01:36:57,791
‫خیلی غافلگیر شده بودم.

1555
01:36:59,792 --> 01:37:00,791
‫چی شد؟

1556
01:37:03,792 --> 01:37:05,791
‫از واکنشت می‌ترسم.

1557
01:37:05,792 --> 01:37:07,791
‫می‌ترسی؟ دلیلی نداره که بترسی.

1558
01:37:07,792 --> 01:37:09,791
‫متوجه نمی‌شم.

1559
01:37:18,792 --> 01:37:21,791
‫گفتی که می‌تونی بدون قضاوت کردن...

1560
01:37:21,792 --> 01:37:24,791
‫درکم کنی.

1561
01:37:24,792 --> 01:37:26,791
‫حتما.

1562
01:37:29,792 --> 01:37:30,791
‫خب...

1563
01:37:31,792 --> 01:37:33,791
‫یعنی...

1564
01:37:33,792 --> 01:37:35,791
‫اتفاقی که رخ داد اینه.

1565
01:37:39,792 --> 01:37:40,791
‫و حالا نقش بازی می‌کنه که مُرده.

1566
01:37:41,792 --> 01:37:43,791
‫کلی پیام گذاشتم.

1567
01:37:44,792 --> 01:37:47,791
‫متوجه نمی‌شم. زنگ می‌زنم ولی جواب نمی‌ده.

1568
01:37:50,792 --> 01:37:52,791
‫چی باید بگم؟

1569
01:37:53,792 --> 01:37:55,791
‫چیکار بکنم؟

1570
01:37:58,792 --> 01:37:59,791
‫نمی‌دونم.

1571
01:37:59,792 --> 01:38:02,791
‫به عنوان دوستم باهات حرف می‌زنم.

1572
01:38:02,792 --> 01:38:04,791
‫مارتین حرفی نزد؟

1573
01:38:04,792 --> 01:38:06,791
‫نه.

1574
01:38:09,792 --> 01:38:11,791
‫هیچی نگفت؟

1575
01:38:11,792 --> 01:38:14,791
‫واسه چی به من می‌گی؟
‫می‌تونستی مخفیش کنی.

1576
01:38:15,792 --> 01:38:18,791
‫متوجه هستی چه تاثیری روی من داره؟

1577
01:38:18,792 --> 01:38:19,791
‫نه، نیستی.

1578
01:38:21,792 --> 01:38:22,791
‫ببخشید.

1579
01:38:22,792 --> 01:38:27,791
‫می‌گی نمی‌خوای کسی رو ناراحت کنی،
‫ولی فقط به فکر خودتی.

1580
01:38:39,792 --> 01:38:41,791
‫توماس توی راهه؟

1581
01:38:41,792 --> 01:38:42,791
‫نمی‌دونم.

1582
01:38:42,792 --> 01:38:44,791
‫همچنان همسایه‌اید؟

1583
01:38:44,792 --> 01:38:45,791
‫آره.

1584
01:38:45,792 --> 01:38:48,791
‫امروز با هم اومدید؟

1585
01:38:48,792 --> 01:38:49,791
‫امروز صبح نه.

1586
01:38:49,792 --> 01:38:52,791
‫تماس نگرفت و تلفن رو هم جواب نمی‌ده.

1587
01:38:52,792 --> 01:38:54,791
‫می‌فرستمشون سالن مطالعه.

1588
01:38:54,792 --> 01:38:57,791
‫آقای دوال نیومدن. برید اتاق 204.

1589
01:39:09,792 --> 01:39:10,791
‫چه خبر شده؟

1590
01:39:13,792 --> 01:39:14,791
‫خوبی جوآن؟

1591
01:39:18,792 --> 01:39:20,791
‫خوبی؟

1592
01:39:41,792 --> 01:39:42,791
‫ببخشید.

1593
01:39:42,792 --> 01:39:45,791
‫واقعا شرمنده. من اصلا نخوابیدم.

1594
01:39:45,792 --> 01:39:48,791
‫تا صبح خوابم نبرد.

1595
01:39:48,792 --> 01:39:51,791
‫و شارژ گوشیم هم تموم شد.
‫ببخشید.

1596
01:39:52,792 --> 01:39:55,791
‫دیشب خیلی احمقانه و خودخواهانه برخورد کردم.

1597
01:39:55,792 --> 01:39:57,791
‫از حرف‌هایی که زدم منظوری نداشتم.

1598
01:39:58,792 --> 01:40:01,791
‫ناراحت شده بودم. خودخواهانه برخورد کردم.
‫من رو ببخش.

1599
01:40:01,792 --> 01:40:04,791
‫- ببخشید.
‫- به قولی که دادم عمل نکردم.

1600
01:40:04,792 --> 01:40:06,791
‫هیچ قولی ندادی.

1601
01:40:06,792 --> 01:40:07,791
‫چرا، دادم.

1602
01:40:08,792 --> 01:40:12,791
‫قول دادم که ازت متنفر نشم،
‫به آرامی هضم کنم و درک کنم.

1603
01:40:12,792 --> 01:40:13,791
‫نتونستم.

1604
01:40:14,792 --> 01:40:18,791
‫نمی‌خواستم باهات وارد رابطه بشم
‫که بهت آسیب نزنم.

1605
01:40:18,792 --> 01:40:19,791
‫ولی...

1606
01:40:20,792 --> 01:40:21,791
‫شکست خوردم.

1607
01:40:25,792 --> 01:40:28,791
‫شاید مارتین نمی‌خواد ببینت...

1608
01:40:29,792 --> 01:40:31,791
‫چون من بهش گفتم که عاشقتم.

1609
01:40:35,792 --> 01:40:36,791
‫چنین حرفی بهش زدی؟

1610
01:40:37,792 --> 01:40:38,791
‫آره.

1611
01:40:43,792 --> 01:40:45,791
‫می‌خوای بهش زنگ بزنم؟

1612
01:40:46,792 --> 01:40:47,791
‫نه.

1613
01:40:51,792 --> 01:40:52,791
‫ببخشید.

1614
01:41:23,792 --> 01:41:28,791
‫شما با مارتین تماس گرفتید.
‫لطفا پیغام بگذارید.

1615
01:41:32,792 --> 01:41:33,791
‫منم.

1616
01:41:34,792 --> 01:41:36,791
‫خواستم بهت بگم...

1617
01:41:37,792 --> 01:41:39,791
‫که الان می‌دونم چرا جواب نمی‌دی.

1618
01:41:40,792 --> 01:41:42,791
‫با توماس حرف زدم...

1619
01:41:43,792 --> 01:41:45,791
‫و بهم چیزی رو گفت که...

1620
01:41:45,792 --> 01:41:47,791
‫به تو گفته بود.

1621
01:41:48,792 --> 01:41:50,791
‫اگه دلیلت اونه جای نگرانی نیست.

1622
01:41:50,792 --> 01:41:53,791
‫توماس از ما خبر داره...

1623
01:41:54,792 --> 01:41:55,791
‫و درک می‌کنه.

1624
01:41:55,792 --> 01:41:57,791
‫همین.

1625
01:41:58,792 --> 01:42:00,791
‫حیف می‌شه که...

1626
01:42:00,792 --> 01:42:02,791
‫بخاطر این دیگه هم رو نبینیم.

1627
01:42:02,792 --> 01:42:05,791
‫مخصوصا حالا که دیگه مشکلی نیست.

1628
01:42:07,792 --> 01:42:09,791
‫امیدوارم حالت خوب باشه.

1629
01:42:36,034 --> 01:42:39,334
‫در سال 1818 به دنیا اومد و در سال 1848 مرد.

1630
01:42:39,667 --> 01:42:42,687
‫تمام زندگیش رو در
‫یورک‌شایر سپری کرده بود.

1631
01:42:42,711 --> 01:42:43,709
‫یورک‎شر.

1632
01:42:43,864 --> 01:42:44,834
‫یورک‌شر.

1633
01:42:45,292 --> 01:42:49,709
‫یک رمان‌نویس انگلیسی
‫و همچنین نمایش‌نامه‌نویس رمانتیک بود.

1634
01:42:50,001 --> 01:42:55,459
‫از آن‌جایی که آثار زنان منتشر نمی‌شد
‫ وی با نام «الیس بل» فعالیت می‌کرد.

1635
01:42:55,626 --> 01:42:59,501
‫و اسم واقعیش تا سال 1850 منتشر نشده بود.

1636
01:43:00,126 --> 01:43:03,251
‫وی فرزند یکی مانده به آخر از 6 فرزند بود.

1637
01:43:03,501 --> 01:43:06,626
‫خواهرانش آن و شارلوت نیز نویسنده بودند.

1638
01:43:07,042 --> 01:43:10,218
‫وی از سن پایینی با مرگ
‫دست و پنجه نرم می‌کرد زیرا...

1639
01:43:10,242 --> 01:43:13,417
‫که مادرش و خواهرانش
‫ماریا و الیزابت مُرده بودند.

1640
01:43:14,084 --> 01:43:16,903
‫وی خواندن و نوشتن
‫رو توسط عمه‌ها و پدرش...

1641
01:43:16,927 --> 01:43:21,084
‫ببخشید. می‌شه تلفنم رو
‫جواب بدم؟ زود تموم می‌شه.

1642
01:43:21,792 --> 01:43:24,791
‫سلام. پیامت رو دریافت کردم.

1643
01:43:25,792 --> 01:43:27,791
‫تماس نگرفتم چون راحت نبودم.

1644
01:43:27,792 --> 01:43:29,791
‫یعنی بخاطر توماس.

1645
01:43:29,792 --> 01:43:32,791
‫واقعا نمی‌دونستم چی بگم. ولی...

1646
01:43:32,792 --> 01:43:33,791
‫چطوری بگم؟

1647
01:43:33,792 --> 01:43:37,791
‫همچنین راحت نبودم چون
‫ که حس می‌کردم تو خیلی...

1648
01:43:38,792 --> 01:43:41,791
‫یعنی قطعا چیزی بین ما بوده.

1649
01:43:42,792 --> 01:43:44,791
‫در حالی که من کمتر...

1650
01:43:45,792 --> 01:43:47,791
‫نمی‌دونم چطور بهت بگم.

1651
01:43:49,792 --> 01:43:50,791
‫من رو ببخش جوآن.

1652
01:43:51,792 --> 01:43:52,791
‫واقعا.

1653
01:43:53,792 --> 01:43:57,791
‫امیدوارم این توی دوستیمون
‫ خدشه‌ای وارد نکنه.

1654
01:43:59,792 --> 01:44:00,791
‫می‌بوسمت.

1655
01:45:07,792 --> 01:45:09,791
‫اون شب سعی کردم باهاش حرف بزنم.

1656
01:45:11,792 --> 01:45:14,791
‫سعی کردم پیشش ظاهر بشم.
‫ولی نمی‌تونست من رو ببینه.

1657
01:45:17,792 --> 01:45:20,791
‫می‌خواستم دوباره بهش بگم که نگران نباشه.

1658
01:45:22,792 --> 01:45:26,791
‫ولی متوجه شدم که شاید گفتنش
‫ الان برای من آسون باشه.

1659
01:45:28,792 --> 01:45:30,791
‫و این که...

1660
01:45:30,792 --> 01:45:32,791
‫زنده بودن...

1661
01:45:33,792 --> 01:45:35,791
‫خودش به معنی نگران شدنه.

1662
01:45:36,792 --> 01:45:38,791
‫به معنی ناراحت شدن.

1663
01:45:39,792 --> 01:45:41,791
‫به معنی سردرگم بودن.

1664
01:45:48,792 --> 01:45:49,791
‫خوابم نمی‌بره مامانی.

1665
01:45:51,792 --> 01:45:52,791
‫بیا اینجا.

1666
01:45:54,792 --> 01:45:55,791
‫مامانی؟

1667
01:45:55,792 --> 01:45:57,791
‫من عاشق شدم.

1668
01:45:57,792 --> 01:45:59,791
‫- جدی؟
‫- آره.

1669
01:46:00,792 --> 01:46:03,791
‫- عاشق کی؟
‫- نمی‌خوام کسی بدونه.

1670
01:46:05,792 --> 01:46:07,791
‫از کجا می‌دونی عاشق شدی؟

1671
01:46:07,792 --> 01:46:09,791
‫چون بهم حرف‌های خوبی می‌زنه.

1672
01:46:10,792 --> 01:46:11,791
‫چی می‌گه؟

1673
01:46:11,792 --> 01:46:13,791
‫میمون کوچولو...

1674
01:46:13,792 --> 01:46:18,791
‫میمون کوچولوی خرابکار.

1675
01:46:18,792 --> 01:46:19,791
‫چه بامزه.

1676
01:46:24,792 --> 01:46:27,791
‫- می‌خوای امشب پیش من بخوابی؟
‫- آره.

1677
01:46:27,792 --> 01:46:29,791
‫خیلی‌خب.

1678
01:46:53,792 --> 01:46:55,791
‫- بیا.
‫- لطف کردی. ممنون.

1679
01:46:55,792 --> 01:46:56,791
‫قابلی نداره.

1680
01:47:02,792 --> 01:47:03,791
‫ربکا میلارد؟

1681
01:47:03,792 --> 01:47:04,791
‫بله!

1682
01:47:14,792 --> 01:47:15,791
‫تویی که.

1683
01:47:16,792 --> 01:47:18,791
‫آره، منم.

1684
01:47:18,792 --> 01:47:19,791
‫ببخشید، خبر نداشتم.

1685
01:47:19,792 --> 01:47:21,791
‫اگه خبر داشتم لغوش می‌کردم.

1686
01:47:22,792 --> 01:47:24,791
‫رزومه‌ات عکس نداشت.

1687
01:47:24,792 --> 01:47:26,791
‫ربکا... من...

1688
01:47:26,792 --> 01:47:28,791
‫راستش...

1689
01:47:28,792 --> 01:47:31,791
‫به نظرم منصفانه نیست که مردم
‫رو از قیافه‌شون قضاوت کنن.

1690
01:47:31,792 --> 01:47:35,791
‫اگه کارفرما بدون عکس تماس بگیره،
‫ نشانه خوبیه.

1691
01:47:35,792 --> 01:47:37,791
‫- ولی در این مورد...
‫- متوجه‌ام.

1692
01:47:37,792 --> 01:47:39,791
‫حالا می‌خوای مصاحبه بدی؟

1693
01:47:39,792 --> 01:47:41,791
‫رئیسم سرش شلوغه. واسه همین من رو فرستاده.

1694
01:47:41,792 --> 01:47:44,791
‫نه، در هر صورت سابقه خوبی ندارم.

1695
01:47:44,792 --> 01:47:46,791
‫با دروغ به اینجا رسیدم.

1696
01:47:46,792 --> 01:47:49,791
‫یه جا خونده بودم که زن‌ها وقتی...

1697
01:47:49,792 --> 01:47:51,791
‫نود درصد تجربیات لازم رو داشته باشن
‫جرئت ندارن درخواست بدن...

1698
01:47:51,792 --> 01:47:54,791
‫درحالی که مردها با کمتر از
‫ سی درصد هم درخواست می‌دن.

1699
01:47:55,792 --> 01:47:57,791
‫خوشحال می‌شم توی نشریه کار کنم...

1700
01:47:57,792 --> 01:48:01,791
‫حتی اگه تجربه لازمش رو نداشته باشم.

1701
01:48:01,792 --> 01:48:02,791
‫درواقع اصلا تجربه‌ای ندارم.

1702
01:48:03,792 --> 01:48:05,791
‫ولی نقاشی می‌کشی؟

1703
01:48:07,792 --> 01:48:08,791
‫آره، من...

1704
01:48:08,792 --> 01:48:12,791
‫داستان‌های مصور می‌کشم.
‫حالا خیلی خوب نه، ولی باز هم آره.

1705
01:48:19,792 --> 01:48:21,791
‫مجبور نیستی تظاهر کنی خوشت میاد.
‫دروغ نگو.

1706
01:48:22,792 --> 01:48:23,791
‫خیلی خوشم اومد.

1707
01:48:24,792 --> 01:48:25,791
‫بابت دفعه آخر تو داری عذرخواهی می‌کنی...

1708
01:48:26,792 --> 01:48:28,791
‫ولی من بودم که رفتارم بد بود.

1709
01:48:28,792 --> 01:48:33,791
‫تا حالا سر چنین قراری نرفته بودم.
‫راستش مایل نبودم که جواب بده.

1710
01:48:33,792 --> 01:48:35,791
‫ببین، به نظرم کارت خوبه.

1711
01:48:35,792 --> 01:48:39,791
‫یه نگاهی می‌اندازم و
‫با رئیسم حرف می‌زنم که...

1712
01:48:39,792 --> 01:48:40,791
‫جلسه بذاریم و صحبت کنیم.

1713
01:48:42,792 --> 01:48:45,791
‫ببین، من نمی‌خوام خیلی امیدوار بشم.

1714
01:48:45,792 --> 01:48:48,791
‫پس ترجیح می‌دم که...

1715
01:48:48,792 --> 01:48:51,791
‫حقیقت رو بهم بگی.
‫اگه امیدی نیست بهم بگو.

1716
01:48:51,792 --> 01:48:54,791
‫واقعا از کارت خوشم اومده.

1717
01:48:54,792 --> 01:48:56,791
‫اگه وقت داری بمون.

1718
01:48:56,792 --> 01:48:59,791
‫دوباره یه نگاهی می‌اندازم و ببیشتر می‌گم.

1719
01:49:32,792 --> 01:49:34,791
‫گوجه. بابایی؟

1720
01:49:34,792 --> 01:49:36,791
‫آره عزیزم.

1721
01:49:36,792 --> 01:49:38,791
‫- یکم واسه بقیه بذار.
‫- نگران نباش.

1722
01:49:40,792 --> 01:49:41,791
‫سلام!

1723
01:49:41,792 --> 01:49:45,791
‫- تنها اومدی؟
‫- نگران نباش. می‌بینیش.

1724
01:49:45,792 --> 01:49:46,791
‫به نظر نگران میام؟

1725
01:49:46,792 --> 01:49:48,791
‫ببینیش بهتر می‌شی.

1726
01:49:48,792 --> 01:49:50,791
‫خب؟

1727
01:49:50,792 --> 01:49:51,791
‫سلام!

1728
01:49:52,792 --> 01:49:54,791
‫- چطوری؟
‫- بده‌اش من.

1729
01:49:54,792 --> 01:49:55,791
‫گرفتمش.

1730
01:49:55,792 --> 01:49:56,791
‫سلام!

1731
01:49:56,792 --> 01:49:57,791
‫خوبی؟

1732
01:49:58,792 --> 01:50:01,791
‫- خب کجاست؟
‫- بس کنین! خودم کافی نیستم مگه؟

1733
01:50:01,792 --> 01:50:02,791
‫واقعا میاد؟

1734
01:50:02,792 --> 01:50:03,791
‫سلام لئو!

1735
01:50:03,792 --> 01:50:05,791
‫- خوبی؟
‫- آره، تو چی؟

1736
01:50:05,792 --> 01:50:07,791
‫- ممنون که اومدی.
‫- ممنون از شما.

1737
01:50:07,792 --> 01:50:08,791
‫جوآن، این لئوئه.

1738
01:50:09,792 --> 01:50:11,791
‫تازه اومده توی ایستگاه.

1739
01:50:12,792 --> 01:50:17,791
‫زنگ زد که بگه رئیسش خوشش اومده،
‫ولی واسه کاتالوگشون بزرگه.

1740
01:50:17,792 --> 01:50:20,791
‫فرداش باهام قرار ناهار گذاشت
‫ که اطلاعات لازم رو بهم بده.

1741
01:50:21,792 --> 01:50:22,791
‫کلی با هم حرف زدیم.

1742
01:50:22,792 --> 01:50:24,791
‫طرف حرف نداشت!

1743
01:50:24,792 --> 01:50:25,791
‫محشر بود!

1744
01:50:26,792 --> 01:50:30,791
‫کل بعد از ظهر رو با هم بودیم،
‫قدم زدیم، حرف زدیم، شام خوردیم.

1745
01:50:30,792 --> 01:50:34,791
‫طبیعتا یه نوشیدنی پیشنهاد دادم.
‫و از اون موقع جدا نشدیم.

1746
01:50:35,792 --> 01:50:36,791
‫توی یه اتاق کار می‌کنیم.

1747
01:50:36,792 --> 01:50:38,791
‫وقتی می‌ره دست‌هاش رو
‫بشوره دلم براش تنگ می‌شه.

1748
01:50:38,792 --> 01:50:40,791
‫به خدا دلم براش تنگ می‌شه.

1749
01:50:40,792 --> 01:50:41,791
‫بیا.

1750
01:50:42,792 --> 01:50:45,791
‫این دفعه برنامه اشتباه نمی‌کرد.
‫ما اشتباه می‌کردیم.

1751
01:50:45,792 --> 01:50:50,791
‫هوش مصنوعی یه سری چیزها
‫رو خیلی زودتر از ما تشخیص داد.

1752
01:50:50,792 --> 01:50:51,791
‫عجیبه!

1753
01:50:51,792 --> 01:50:52,791
‫ولی شانس آوردم.

1754
01:50:53,792 --> 01:50:55,791
‫شانس آوردم دخترها.

1755
01:50:56,792 --> 01:50:58,791
‫واقعا شانس آوردم.

1756
01:50:58,792 --> 01:50:59,791
‫ببخشید که جار می‌زنم، ولی...

1757
01:51:00,792 --> 01:51:01,791
‫- خیلی واست خوشحالیم.
‫- آره!

1758
01:51:01,792 --> 01:51:03,791
‫واقعا شگفت‌انگیزه.

1759
01:51:03,792 --> 01:51:05,791
‫آرومم می‌کنه.

1760
01:51:05,792 --> 01:51:08,791
‫ربکا؟ یه شخصی به اسم آنتونان جلوی دره.

1761
01:51:11,792 --> 01:51:12,791
‫- اریک.
‫- سلام.

1762
01:51:13,792 --> 01:51:15,791
‫- آلیس.
‫- عصربخیر آنتونان

1763
01:51:15,792 --> 01:51:17,791
‫ببین، این هم جوآنه.

1764
01:51:18,792 --> 01:51:20,791
‫- عصربخیر.
‫- عصربخیر آنتونان هستم.

1765
01:51:20,792 --> 01:51:21,791
‫خوشوقتم.

1766
01:51:21,792 --> 01:51:24,791
‫- عصربخیر. توماس هستم.
‫- آنتونان، خوشوتم.

1767
01:51:36,792 --> 01:51:38,791
‫- دلم برات تنگ شده بود.
‫- من هم.

1768
01:51:39,792 --> 01:51:41,791
‫فهمیدمش آلیس.

1769
01:51:41,792 --> 01:51:43,791
‫چی رو؟

1770
01:51:43,792 --> 01:51:45,791
‫چیزی که خیلی وقت پیش بهم گفتی.

1771
01:51:45,792 --> 01:51:47,791
‫چی بهت گفتم؟

1772
01:51:48,792 --> 01:51:50,791
‫این که عشق واسه همه نیست.

1773
01:51:51,792 --> 01:51:57,791
‫که وقتی یه شخص خوب رو پیدا می‌کنی
‫ باید در کنارش تظاهر کنی.

1774
01:51:57,792 --> 01:51:58,791
‫من گفتم؟

1775
01:51:58,792 --> 01:51:59,791
‫آره، گفتم.

1776
01:51:59,792 --> 01:52:02,791
‫گمونم کمی زیاده‌روی کردم.

1777
01:52:02,792 --> 01:52:05,791
‫نه، به نظرم درست می‌گی.

1778
01:52:06,792 --> 01:52:08,791
‫به نظرم الان...

1779
01:52:08,792 --> 01:52:10,791
‫می‌خوام امتحانش کنم.

1780
01:52:12,792 --> 01:52:14,791
‫آلیس، ببخشید، یخ داری؟

1781
01:52:15,792 --> 01:52:16,791
‫آره، صبر کن.

1782
01:52:17,792 --> 01:52:18,791
‫الان برمی‌گردم.

1783
01:52:18,792 --> 01:52:19,791
‫صبر کن.

1784
01:52:40,792 --> 01:52:42,791
‫یه تیکه کیک می‌خوای؟

1785
01:52:44,792 --> 01:52:45,791
‫حتما.

1786
01:52:48,792 --> 01:52:49,791
‫ممنون.

1787
01:52:51,792 --> 01:52:52,791
‫بریم بشینیم؟

1788
01:52:54,792 --> 01:52:55,791
‫حتما.

1789
01:52:55,815 --> 01:53:07,815
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

