﻿1
00:00:57,844 --> 00:01:00,931
‫تمام سرزمین میانه
‫داستان جنگ حلقه را می‌داند

2
00:01:03,433 --> 00:01:05,978
‫ولی داستان‌های قدیمی‌تری هم وجود دارد

3
00:01:10,732 --> 00:01:15,028
‫داستان‌هایی که در شب‌های سرد زمستانی
‫ کنار آتش‌های گرم بازگو می‌شوند

4
00:01:17,030 --> 00:01:19,616
‫داستان‌هایی که سالخوردگان
‫برای جوانان روایت می‌کنند

5
00:01:23,036 --> 00:01:26,081
‫داستان‌هایی که مسیری را
‫در تاریکی پدیدار می‌کنند

6
00:01:26,105 --> 00:01:38,105
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

7
00:01:56,153 --> 00:02:00,323
‫تقریباً 200 سال قبل از اینکه
‫حلقه به دست بیلبو بگینز بیفتد

8
00:02:01,699 --> 00:02:03,301
‫دختری وجود داشت...

9
00:02:04,411 --> 00:02:10,125
‫اسمش "هِـرا"
‫و تنها دختر "هِـلـم"، پادشاه روهان بود

10
00:02:11,709 --> 00:02:13,586
‫زیر بدر پاییزی به دنیا آمده بود

11
00:02:13,586 --> 00:02:16,189
‫ولی مادرش قبل از سپیده‌دم از دنیا رفت

12
00:02:19,217 --> 00:02:22,095
‫وی که در کنار دو برادرش
‫توسط یک پادشاه جنگجو بزرگ شد

13
00:02:23,513 --> 00:02:26,016
‫قبل از راه رفتن، اسب‌سواری را فرا گرفت

14
00:02:29,102 --> 00:02:31,063
‫برخی او را سرکش می‌خواندند

15
00:02:32,022 --> 00:02:35,733
‫پدرش او را بخاطر یک‌دنده بودن توبیخ می‌کرد
‫ولی در حقیقت

16
00:02:36,443 --> 00:02:38,904
‫بسیار به فرزند یاغی خود می‌بالید

17
00:02:51,874 --> 00:02:52,874
‫آروم

18
00:02:52,875 --> 00:02:54,477
‫آروم

19
00:03:59,442 --> 00:04:02,320
‫اعمال بزرگ زیادی به دست وی رقم خوردند

20
00:04:03,863 --> 00:04:06,909
‫ولی در آهنگ‌های قدیمی
‫به دنبال اسمش نگردید

21
00:04:09,702 --> 00:04:11,304
‫چرا که آهنگی برای او سروده نشده

22
00:04:11,304 --> 00:04:17,221
‫« اربـاب حـلـقـه‌هـا »

23
00:04:21,750 --> 00:04:29,758
‫« جنگ مردمان روهان »

24
00:04:29,782 --> 00:04:34,790
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

25
00:04:41,276 --> 00:04:42,877
‫بانوی من

26
00:04:45,447 --> 00:04:47,115
‫اسب کجاست؟

27
00:04:47,865 --> 00:04:49,467
‫سوارش کجاست؟

28
00:04:50,327 --> 00:04:55,207
‫در ظلمتی گم شده‌اند
‫که نمی‌توانم در آن پیدایشان کنم

29
00:04:56,083 --> 00:05:00,378
‫مسیر طولانیست و بسیار از خانه‌اش دور است

30
00:05:00,921 --> 00:05:04,674
‫ولی نترس خواهرم، چرا که هرگز تنها نیستی

31
00:05:06,468 --> 00:05:10,889
‫از نوک قله‌ی کوهستان
‫تا بستر رودخانه‌ی جاری بر دامان آن

32
00:05:11,598 --> 00:05:16,144
‫تا مکان‌های وحشی و افسانه‌ای
‫که آرزوی سفر به آن‌ها را دارد

33
00:05:17,729 --> 00:05:21,942
‫بی‌پروا به دل ناشناخته‌ها می‌تازد

34
00:05:24,361 --> 00:05:25,963
‫هـرا

35
00:05:27,030 --> 00:05:28,740
‫باید می‌دیدیش، هاما

36
00:05:32,494 --> 00:05:34,096
‫جوجه عقاب طعمه رو گرفت

37
00:05:34,704 --> 00:05:35,955
‫هالث می‌گفت جواب نمیده

38
00:05:35,956 --> 00:05:37,665
‫می‌گفت تکه پاره‌ت می‌کنه

39
00:05:37,916 --> 00:05:39,041
‫صبر کن، هرا

40
00:05:39,042 --> 00:05:41,044
‫می‌دونستی عقاب‌های بزرگ
‫زبان مخصوص خودشون رو دارن

41
00:05:41,294 --> 00:05:42,896
‫ولی فقط با جادوگرها صحبت می‌کنن؟

42
00:05:43,463 --> 00:05:45,172
‫میشه یه لحظه گوش کنی چی میگم؟

43
00:05:45,173 --> 00:05:46,883
‫وایسا ببینم، این اسب‌ها مال کیه؟

44
00:05:47,509 --> 00:05:49,219
‫می‌خواستم همینو بهت بگم

45
00:05:49,719 --> 00:05:51,321
‫قاصدها از سرحد غربی اومدن

46
00:05:52,597 --> 00:05:54,306
‫از طرف ارباب فرکا؟

47
00:05:54,307 --> 00:05:55,349
‫چرا؟

48
00:05:55,350 --> 00:05:56,952
‫درخواست شورای سلطنتی کرده

49
00:05:57,602 --> 00:05:59,812
‫فکر کردم فقط پادشاه می‌تونه
‫اربابان رو به شورا احضار کنه

50
00:06:00,772 --> 00:06:04,109
‫این رسمه، نه قانون

51
00:06:04,734 --> 00:06:08,779
‫- اولوین
‫- اینم رسمه که وقتی می‌خوای

52
00:06:08,780 --> 00:06:11,323
‫یواشکی بری و غذای یه جونور پرنده‌ی بزرگ بشی

53
00:06:11,324 --> 00:06:12,926
‫قبلش به ندیمه‌ت خبر بدی

54
00:06:13,618 --> 00:06:18,748
‫بیا بریم، باید لباستو عوض کنی

55
00:06:20,375 --> 00:06:21,977
‫مگه این لباسم چشه؟

56
00:06:23,545 --> 00:06:25,147
‫امیدی بهت نیست

57
00:06:36,975 --> 00:06:38,685
‫ارباب فرکا سال‌هاست به دربار نیومده

58
00:06:39,394 --> 00:06:41,889
‫چرا باید الان بیاد؟

59
00:06:41,890 --> 00:06:44,375
‫فکر که نمی‌کنی بخواد پدر رو
‫برای پادشاهی به چالش بکشه، مگه نه؟

60
00:06:44,376 --> 00:06:46,384
‫دلم می‌خواد ببینم
‫چطور می‌خواد این‌کارو بکنه

61
00:06:47,652 --> 00:06:49,254
‫هالث

62
00:06:51,656 --> 00:06:52,739
‫برادر

63
00:06:52,740 --> 00:06:55,452
‫بعید می‌دونم فرکا اصلاً
‫شمشیرزنی یادش مونده باشه

64
00:06:56,244 --> 00:06:58,413
‫زیادی توی سرحد غربی بیکار نشسته

65
00:06:59,039 --> 00:07:00,958
‫فقط مشغول خوردن و چاپیدن بوده

66
00:07:02,125 --> 00:07:04,877
‫مردهای چاق و ثروتمند، خطرناک‌ترین مردهان

67
00:07:04,877 --> 00:07:05,627
‫ارباب هالث

68
00:07:05,628 --> 00:07:07,839
‫وجودشون رو پر از شجاعت کاذب می‌کنه

69
00:07:08,840 --> 00:07:11,259
‫و شجاعت کاذب
‫باعث ایجاد نارضایتی میشه

70
00:07:11,884 --> 00:07:13,510
‫که یعنی چی؟

71
00:07:13,511 --> 00:07:17,474
‫یعنی لرد فرکا سال‌ها وقت داشته
‫به تمام چیزهایی

72
00:07:17,474 --> 00:07:19,101
‫که نداره فکر کنه

73
00:07:24,272 --> 00:07:27,109
‫فرکا فقط چیزایی رو داره
‫که ما بهش اجازه میدیم، همین و بس

74
00:07:44,550 --> 00:07:47,541
‫لیف، امشب تو مسئول
‫اعلام کردن نشان‌هایی

75
00:07:48,130 --> 00:07:49,731
‫ارباب فریلاف

76
00:07:49,923 --> 00:07:51,524
‫بله، خودمم

77
00:07:52,384 --> 00:07:53,986
‫اولین باره میام شورا

78
00:07:54,719 --> 00:07:56,321
‫فکر می‌کردم تمام نشان‌ها رو یاد گرفتم

79
00:07:57,931 --> 00:07:59,348
‫ولی...

80
00:07:59,349 --> 00:08:01,726
‫این یکی رو نمی‌شناسم

81
00:08:02,127 --> 00:08:04,896
‫نشان سپربانوها

82
00:08:04,897 --> 00:08:06,498
‫بانو هرا

83
00:08:07,024 --> 00:08:08,625
‫دختردایی؟

84
00:08:11,736 --> 00:08:13,112
‫نگاهش کن

85
00:08:13,113 --> 00:08:15,532
‫نه گِلی شدی، نه شاخه‌ای توی موهاته

86
00:08:16,574 --> 00:08:19,744
‫تقریباً میشه با شاه‌دخت روهان اشتباهت گرفت

87
00:08:27,294 --> 00:08:29,379
‫سپربانوها زن‌های سرزمین‌های مرزی بودن

88
00:08:31,173 --> 00:08:32,774
‫وقتی تمام مردها کشته شدن

89
00:08:33,091 --> 00:08:34,692
‫سلاح به دست گرفتن و جنگیدن

90
00:08:35,093 --> 00:08:37,179
‫وقتی هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونست
‫از روهان دفاع کردن

91
00:08:38,180 --> 00:08:39,781
‫اون زمان، دوران تاریک‌تری بود

92
00:08:41,849 --> 00:08:44,895
‫مدت‌هاست در این فکرم
‫که وقتشه این نشان رو کنار بذاریم

93
00:08:46,521 --> 00:08:48,231
‫بعید می‌دونم هیچکدومشون باقی مونده باشن

94
00:08:49,774 --> 00:08:51,376
‫همه‌شون از دنیا رفتن

95
00:08:52,069 --> 00:08:53,670
‫نه همه‌شون

96
00:09:12,255 --> 00:09:14,674
‫هلم، پسر گرم

97
00:09:15,467 --> 00:09:17,302
‫ارباب ائورلینگاس

98
00:09:17,719 --> 00:09:19,321
‫- نهمین...
‫- باشه، باشه!

99
00:09:19,596 --> 00:09:21,974
‫وقتی پادشاهشون رو می‌بینن، می‌شناسنش

100
00:09:22,933 --> 00:09:24,726
‫همه‌تون انگار اومدین مراسم ختم

101
00:09:26,103 --> 00:09:27,704
‫نترسید، سست‌دل‌ها

102
00:09:29,689 --> 00:09:31,524
‫بزودی این شورا رو به پایان می‌رسونیم

103
00:09:38,198 --> 00:09:41,576
‫می‌بینم که بدون من شروع کردین

104
00:09:47,040 --> 00:09:49,626
‫فرکا، ارباب سرحد غربی

105
00:09:50,793 --> 00:09:53,755
‫ارباب وولف، پسر فرکا

106
00:09:55,215 --> 00:09:57,050
‫ژنرال تاگ، از دون‌لند

107
00:10:04,933 --> 00:10:07,602
‫ارباب فرکا، خیلی وقته ندیدمت

108
00:10:08,728 --> 00:10:10,330
‫در شوراهای زیادی حضور نداشتی

109
00:10:10,898 --> 00:10:13,441
‫ولی ظاهراً غذاهای چندانی از دستت در نرفته

110
00:10:14,609 --> 00:10:17,320
‫فرکا... پادشاه شوخی می‌کنه

111
00:10:18,947 --> 00:10:23,826
‫می‌بینم که بالا رفتن سن
‫باعث بالا رفتن ادب‌تون نشده، سرورم

112
00:10:25,037 --> 00:10:27,414
‫آیا در این تالار بزرگ جایی ندارم؟

113
00:10:27,414 --> 00:10:30,083
‫تمام مردان وفادار، در اینجا جا دارن

114
00:10:31,084 --> 00:10:32,794
‫ولی وفادار به کی؟

115
00:10:33,336 --> 00:10:34,503
‫همم؟

116
00:10:34,504 --> 00:10:36,106
‫به روهان؟

117
00:10:36,714 --> 00:10:38,316
‫یا به گاندور؟

118
00:10:39,384 --> 00:10:41,344
‫شایعه‌ای به گوشم رسیده

119
00:10:41,344 --> 00:10:44,681
‫که یک شاهزاده‌ی گاندوری

120
00:10:44,681 --> 00:10:47,059
‫به دخترتون پیشنهاد ازدواج داده

121
00:10:51,354 --> 00:10:52,956
‫انکارش می‌کنی؟

122
00:10:54,232 --> 00:10:57,402
‫به تو ارتباطی نداره
‫دخترم با کی ازدواج می‌کنه

123
00:10:58,070 --> 00:10:59,671
‫بنظر من که مربوطه

124
00:11:00,989 --> 00:11:03,575
‫بنظرم به همه‌مون مربوطه

125
00:11:07,620 --> 00:11:10,582
‫با پیشنهادی به این شورا اومدم
‫که منجر به قدرت یافتن روهان میشه

126
00:11:11,166 --> 00:11:12,767
‫نه تضعیفش

127
00:11:13,585 --> 00:11:15,921
‫سالیان ساله که خاندان‌هامون درگیر نزاع هستن

128
00:11:15,921 --> 00:11:18,256
‫درحالی‌که گاندور عظمت ما رو غصب می‌کنه

129
00:11:19,049 --> 00:11:21,759
‫اگر واقعاً متحد باشیم
‫ برامون احترام قائل میشن

130
00:11:21,759 --> 00:11:23,929
‫و ازمون می‌ترسن

131
00:11:25,180 --> 00:11:29,142
‫وقتش رسیده که روهان
‫دیگه سگ دست‌آموز گاندور نباشه

132
00:11:30,143 --> 00:11:34,064
‫به‌جاش پسری رو از سرحد غربی
‫برای ازدواج در نظر بگیرین

133
00:11:43,156 --> 00:11:47,119
‫من، وولف، پسر فرکا

134
00:11:48,120 --> 00:11:51,123
‫به نزد تو، هـرا، دختر هلم آمده‌ام

135
00:11:52,249 --> 00:11:53,959
‫وولف، این‌کارو نکن

136
00:11:57,646 --> 00:11:59,666
‫که از تو خواستگاری کنم

137
00:12:03,927 --> 00:12:07,055
‫خب، دختر، پاسخت چیه؟

138
00:12:07,890 --> 00:12:09,181
‫همم؟

139
00:12:09,182 --> 00:12:10,783
‫کافیه!

140
00:12:13,220 --> 00:12:16,313
‫حرف از متحد کردن مردممون می‌زنی

141
00:12:16,314 --> 00:12:20,402
‫درحالی‌که من بودم
‫که با مرگ، قحطی و جنگ روبرو شدم

142
00:12:20,903 --> 00:12:22,236
‫که این سرزمین رو یکپارچه نگه دارم

143
00:12:22,237 --> 00:12:25,407
‫می‌دونم چرا اومدی

144
00:12:26,241 --> 00:12:27,993
‫فرکا، پسر دون‌لند

145
00:12:28,994 --> 00:12:30,620
‫به‌دنبال اتحاد نیستی

146
00:12:31,663 --> 00:12:33,456
‫به‌دنبال تاج و تختی

147
00:12:34,457 --> 00:12:37,209
‫پادشاهان پیری که دست دوستی رو پس می‌زنن

148
00:12:37,210 --> 00:12:39,212
‫به زانو درخواهند اومد

149
00:12:39,837 --> 00:12:41,881
‫اونطور که فکر می‌کنی
‫بهت وفادار نیستن

150
00:12:42,966 --> 00:12:44,567
‫فکر می‌کنی هستن

151
00:12:45,635 --> 00:12:47,930
‫سرورم، اینجا جاش نیست

152
00:12:49,222 --> 00:12:51,808
‫خواهرزاده‌م درست میگه

153
00:12:52,893 --> 00:12:55,603
‫یک پادشاه زیر سقف خودش مشاجره نمی‌کنه

154
00:12:57,439 --> 00:12:59,774
‫ولی مردها بیرون دستشون بازتره

155
00:13:00,733 --> 00:13:02,335
‫قبول نداری؟

156
00:13:23,803 --> 00:13:26,296
‫این‌کار عاقلانه‌ست دایی؟

157
00:13:26,718 --> 00:13:28,302
‫من فرکا رو می‌شناسم

158
00:13:28,303 --> 00:13:30,430
‫یک جو شرافت تو وجودش نیست

159
00:13:34,017 --> 00:13:35,810
‫این خط این نشون

160
00:13:36,519 --> 00:13:38,935
‫ازدواج با هـرا راضیش نمی‌کنه

161
00:13:38,936 --> 00:13:43,950
‫تا پسرش روی تخت نشینه
‫و پسرهای من نرن زیر خاک، آروم نمی‌گیره

162
00:13:48,518 --> 00:13:52,521
‫وقتشه جایگاهش رو بهش یادآوری کنم

163
00:13:52,911 --> 00:13:56,331
‫سلسله‌ی هلم به این سادگی شکسته نمیشه

164
00:14:03,909 --> 00:14:05,566
‫بیا بریم، پسرجون

165
00:14:05,567 --> 00:14:07,923
‫بذار به حال خودشون باشن

166
00:14:15,906 --> 00:14:18,389
‫پاسخی به درخواستم ندادی

167
00:14:19,354 --> 00:14:20,771
‫بهتره بریم

168
00:14:20,772 --> 00:14:22,374
‫اینقدر بد میشه؟

169
00:14:23,191 --> 00:14:24,792
‫یه زمانی جدایی‌ناپذیر بودیم

170
00:14:25,402 --> 00:14:27,004
‫اون زمان بچه بودیم

171
00:14:28,738 --> 00:14:30,197
‫پیش اونه؟

172
00:14:30,198 --> 00:14:31,799
‫بله

173
00:14:34,327 --> 00:14:36,579
‫فکر نمی‌کردم اوضاع اینقدر عوض شده

174
00:14:38,916 --> 00:14:40,517
‫وولف، خواهش می‌کنم

175
00:14:41,001 --> 00:14:42,602
‫بهت اهمیت میدم

176
00:14:43,045 --> 00:14:44,646
‫ولی...؟

177
00:14:45,047 --> 00:14:46,798
‫ترجیح میدی با یه غریبه‌ی گاندوری ازدواج کنی

178
00:14:47,925 --> 00:14:49,717
‫من اصلاً به فکر ازدواج نیستم

179
00:14:50,468 --> 00:14:52,804
‫پدرهامون جوری صحبت می‌کنن
‫که انگار من اصلاً اینجا نیستم

180
00:14:53,763 --> 00:14:55,265
‫باید تصمیمش با خودم باشه

181
00:14:55,265 --> 00:14:56,866
‫توام باید خودت بتونی تصمیم بگیری

182
00:14:57,809 --> 00:15:00,020
‫اگر بهت بگم منم همینو می‌خوام چی؟

183
00:15:01,354 --> 00:15:02,956
‫چیزی که همیشه می‌خواستم؟

184
00:15:03,398 --> 00:15:04,941
‫دوستت دارم

185
00:15:04,942 --> 00:15:06,692
‫نه

186
00:15:06,693 --> 00:15:08,653
‫نمی‌خوام باهات ازدواج کنم

187
00:15:09,821 --> 00:15:11,823
‫نمی‌خوام با هیچ مردی ازدواج کنم

188
00:15:13,075 --> 00:15:14,742
‫جوابم رو خواستی

189
00:15:15,077 --> 00:15:16,327
‫جوابم همینه

190
00:15:16,328 --> 00:15:17,930
‫هرا

191
00:15:19,247 --> 00:15:20,848
‫بیا، خواهر

192
00:15:21,124 --> 00:15:22,725
‫وگرنه نمایش رو از دست میدیم

193
00:15:39,428 --> 00:15:41,059
‫خب، دون‌لندی

194
00:15:41,060 --> 00:15:43,747
‫حالا فقط با هلم طرفی

195
00:15:44,169 --> 00:15:47,178
‫خودم و خودت، با دستای خالی

196
00:15:47,558 --> 00:15:51,553
‫از این کارت پشیمون میشی، پیرمرد

197
00:15:52,345 --> 00:15:55,461
‫- هر لباسی می‌خوای تن این دختر کن
‫- نمی‌تونی جلوشون رو بگیری؟

198
00:15:55,462 --> 00:15:57,450
‫ولی دخترت بانو نیست

199
00:15:57,451 --> 00:16:01,993
‫تعجبی نداره اینقدر سرکشه
‫وقتی جونوری مثل تو بزرگش کرده

200
00:16:02,628 --> 00:16:05,282
‫بهش میگن "وحشی"

201
00:16:05,283 --> 00:16:08,619
‫جاش توی طبیعت وحشیه

202
00:16:10,423 --> 00:16:15,303
‫ولی نه، میگی از سر پسرم زیاده

203
00:16:25,438 --> 00:16:29,192
‫تا پایان این قضایا
‫دخترت با عجز و خواهش

204
00:16:29,943 --> 00:16:32,320
‫میاد از پسرم التماس می‌کنه
‫باهاش ازدواج کنه

205
00:16:36,233 --> 00:16:38,215
‫پدر!

206
00:16:40,703 --> 00:16:42,305
‫بلند شو، فرکا!

207
00:16:42,872 --> 00:16:44,474
‫بلند شو و بجنگ!

208
00:16:45,083 --> 00:16:46,684
‫پدر؟

209
00:16:52,553 --> 00:16:54,560
‫مرده!

210
00:16:55,302 --> 00:16:56,904
‫نه

211
00:16:59,890 --> 00:17:01,432
‫غیرممکنه!

212
00:17:01,433 --> 00:17:03,035
‫من فقط یه ضربه بهش زدم

213
00:17:03,518 --> 00:17:06,604
‫خودتون دیدین. همه‌تون دیدین

214
00:17:14,529 --> 00:17:16,131
‫تو کشتیش

215
00:17:16,739 --> 00:17:18,366
‫شمشیر رو بذار کنار، پسرجون

216
00:17:22,704 --> 00:17:24,306
‫نه!

217
00:17:33,924 --> 00:17:38,053
‫جرات می‌کنی روی پادشاه شمشیر بکشی، دون‌لندی

218
00:17:42,515 --> 00:17:44,117
‫پدر، نه!

219
00:17:46,519 --> 00:17:48,121
‫داری می‌کشیش!

220
00:17:58,531 --> 00:18:00,325
‫بقدر کافی خون ریخته شده

221
00:18:03,870 --> 00:18:05,472
‫دیگه خونی ریخته نمیشه

222
00:18:08,500 --> 00:18:10,835
‫تقاص این کار رو با جونت پس میدی

223
00:18:11,920 --> 00:18:13,337
‫قسم می‌خورم

224
00:18:13,338 --> 00:18:14,940
‫نفست رو هدر نده، پسر

225
00:18:15,673 --> 00:18:17,275
‫وگرنه تبدیل به نفس آخرت میشه

226
00:18:19,469 --> 00:18:23,181
‫وولف، پسر فرکا، تو تبعیدی

227
00:18:24,516 --> 00:18:26,894
‫اگر دوباره پا در این سرزمین بذاری

228
00:18:28,436 --> 00:18:30,563
‫سر از تنت جدا می‌کنم

229
00:18:41,574 --> 00:18:43,176
‫اوه، وولف

230
00:18:56,006 --> 00:18:58,258
‫ولش کن

231
00:19:28,914 --> 00:19:30,664
‫فصل‌ها گذشت

232
00:19:30,665 --> 00:19:34,336
‫مرگ فرکا تا مدت‌ها نقل محافل بود

233
00:19:36,629 --> 00:19:41,301
‫برخی زمزمه می‌کردند که کشته شدن یکی از
‫زیردستان پادشاه به دست وی، بدیمن است

234
00:19:48,308 --> 00:19:50,685
‫سرنوشت وولف بر ذهن هـرا سنگینی می‌کرد

235
00:19:51,979 --> 00:19:53,981
‫تبعید و خار و خفیف شده بود

236
00:19:55,857 --> 00:19:58,651
‫ولی هنوز هم همان پسری بود
‫که زمانی او را دوست خود می‌دانست

237
00:20:08,817 --> 00:20:12,812
‫- آماده‌ای، هرا؟
‫- معلومه که آماده‌م

238
00:20:13,580 --> 00:20:15,571
‫بیا جلو، وولف!

239
00:20:29,513 --> 00:20:30,526
‫زدمت!

240
00:20:32,378 --> 00:20:34,374
‫صبر کن! وولف!

241
00:20:43,030 --> 00:20:44,650
‫زخمیت کردم! ببخشید!

242
00:20:44,651 --> 00:20:46,365
‫نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم!

243
00:20:46,366 --> 00:20:47,968
‫- ولم کن
‫- داری خونریزی می‌کنی

244
00:20:48,701 --> 00:20:50,828
‫برو، تا پدرم تو رو ندیده

245
00:20:51,621 --> 00:20:53,223
‫گفتم برو

246
00:21:04,676 --> 00:21:06,678
‫هرا سعی کرد خبری از وولف دریافت کنه

247
00:21:07,759 --> 00:21:09,886
‫ولی اثری ازش پیدا نشد

248
00:21:10,762 --> 00:21:15,475
‫جوری که انگار همانند سایه‌ای
‫ در شب ناپدید شده بود

249
00:21:17,435 --> 00:21:19,037
‫برو!

250
00:21:24,690 --> 00:21:27,909
‫تهدید جدیدی در مرزهای شرقی روهان ظهور کرد

251
00:21:30,856 --> 00:21:34,851
‫صداهای عجیبی در شب شنیده می‌شد...

252
00:21:36,381 --> 00:21:38,895
‫و صبح اجساد درهم شکسته‌ی

253
00:21:38,896 --> 00:21:41,387
‫اسب‌های وحشی پیدا می‌شد

254
00:21:43,528 --> 00:21:48,529
‫پادشاه دیگر اجازه نمی‌داد
‫دختر سرکشش به تنهایی جایی برود

255
00:21:52,497 --> 00:21:55,494
‫کرباین‌های دون‌لندی
‫(کلاغ بومی دون‌لند و جنگل فنگورن)

256
00:21:57,946 --> 00:21:59,682
‫یه جنوبیه

257
00:21:59,683 --> 00:22:02,276
‫از زره‌ش مشخصه مزدور بوده

258
00:22:02,277 --> 00:22:04,845
‫ببین این رد به کجا می‌رسه

259
00:22:11,556 --> 00:22:14,552
‫یه جنوبی چرا اینقدر تا شمال اومده؟

260
00:22:20,769 --> 00:22:22,592
‫چند روزی هست که اینجا افتاده

261
00:22:22,593 --> 00:22:24,781
‫پرنده‌ها چیزی جز استخون ازش نذاشتن

262
00:22:25,155 --> 00:22:27,603
‫نیزه و شیپور

263
00:22:27,604 --> 00:22:31,614
‫- فکر کنم یجور رام‌کننده‌ی جانور بوده
‫- آره، ولی رام‌کننده‌ی چی؟

264
00:22:31,923 --> 00:22:34,206
‫اون شعر قدیمی که توی بچگی

265
00:22:34,207 --> 00:22:36,103
‫برام می‌خوندی چی بود؟

266
00:22:36,925 --> 00:22:39,216
‫در مورد به لرزه درآوردن زمین بود

267
00:22:43,572 --> 00:22:45,565
‫فرار کنین!

268
00:22:47,940 --> 00:22:49,940
‫فرار کنین!

269
00:23:00,682 --> 00:23:01,955
‫جونور وحشی شده!

270
00:23:10,872 --> 00:23:14,344
‫هرا، از اینجا برو!

271
00:23:14,641 --> 00:23:16,641
‫برو!

272
00:23:17,506 --> 00:23:18,520
‫فریلاف!

273
00:24:40,039 --> 00:24:42,050
‫هرا، نه!

274
00:24:55,782 --> 00:24:57,794
‫سریع‌تر برو، آشره! سریع‌تر برو!

275
00:24:59,730 --> 00:25:01,719
‫هـرا!

276
00:25:33,096 --> 00:25:36,146
‫می‌دونه چه موجودی
‫توی اون جنگل زندگی می‌کنه؟

277
00:25:36,147 --> 00:25:39,131
‫معلومه که می‌دونه

278
00:26:25,513 --> 00:26:27,525
‫آروم، آشره، آروم

279
00:26:36,059 --> 00:26:38,061
‫یالا، برو، برو

280
00:26:40,607 --> 00:26:45,665
‫"از آب‌های تاریک برحذر باش
‫که اسرار کهن در آن پنهان است"

281
00:28:44,636 --> 00:28:46,638
‫یه نگهبان آب

282
00:28:48,050 --> 00:28:50,542
‫فکر نمی‌کردم هیچوقت
‫همچین چیزی رو به چشم ببینم

283
00:28:51,604 --> 00:28:53,623
‫ژنرال تارگ

284
00:28:54,700 --> 00:28:57,759
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ شما تبعید شدین

285
00:28:57,760 --> 00:28:59,473
‫به یه ماموریت فرستاده شدم

286
00:28:59,474 --> 00:29:01,775
‫ولی ظاهراً هدف ماموریتم تغییر کرده

287
00:29:02,312 --> 00:29:04,315
‫کی شما رو فرستاده؟

288
00:29:04,932 --> 00:29:07,858
‫من به یه فرمانده‌ی جدید خدمت می‌کنم

289
00:29:07,859 --> 00:29:12,860
‫- ارباب اعظم قبایل تپه
‫- وحشی‌ها که ارباب اعظمی ندارن

290
00:29:13,310 --> 00:29:15,321
‫الان دارن

291
00:29:19,087 --> 00:29:21,094
‫چطور جرات می‌کنین!

292
00:29:22,249 --> 00:29:24,265
‫بهم دست نزن!

293
00:29:24,266 --> 00:29:26,258
‫منو بذار زمین!

294
00:29:27,338 --> 00:29:30,342
‫- اون موماک رو دیده! چرا همینجا نمی‌کشیمش؟
‫- ولم کن!

295
00:29:30,343 --> 00:29:34,331
‫- نه. می‌بریمش پیش ارباب اعظم
‫- نه!

296
00:29:35,063 --> 00:29:37,076
‫گفتم ولم کن!

297
00:30:29,478 --> 00:30:30,741
‫پیداش کردم

298
00:30:30,742 --> 00:30:34,487
‫دارن توی یکی از
‫برج‌های نگهبانی نگهش می‌دارن

299
00:30:37,925 --> 00:30:39,930
‫آشره

300
00:30:40,350 --> 00:30:43,349
‫چطور می‌تونی توی همچین شرایطی غذا بخوری؟

301
00:30:48,368 --> 00:30:50,373
‫حتماً یه راه خروج دیگه هم هست

302
00:30:50,964 --> 00:30:53,971
‫کی جرات کرده آیزنگارد رو تسخیر کنه؟

303
00:30:55,906 --> 00:30:58,701
‫کسی که جرات داره دختر پادشاه رو بدزده

304
00:30:58,702 --> 00:31:00,078
‫من میرم دنبال هرا

305
00:31:00,079 --> 00:31:01,433
‫شما مخفی بمونین

306
00:31:01,434 --> 00:31:04,643
‫اسب‌ها رو آماده نگه دارین
‫اگر تا یک ساعت دیگه برنگشتم...

307
00:31:04,644 --> 00:31:05,658
‫صبر کن

308
00:31:08,034 --> 00:31:10,047
‫یه نقشه دارم

309
00:31:41,476 --> 00:31:44,557
‫همیشه اونقدر کنجکاو بودی
‫که به ضرر خودت تموم می‌شد

310
00:31:44,558 --> 00:31:45,996
‫وولف!

311
00:31:45,997 --> 00:31:48,552
‫زنده‌ای!

312
00:31:53,108 --> 00:31:56,244
‫تو پادشاه اعظمی؟

313
00:31:56,245 --> 00:32:00,939
‫فکر کردی مثل موش فرار می‌کنم
‫و زانوی غم بغل می‌گیرم؟

314
00:32:01,135 --> 00:32:04,125
‫نه، سرم شلوغ بوده

315
00:32:06,735 --> 00:32:11,491
‫تمام عمرم بخاطر خون دون‌لندیم مسخره می‌شدم

316
00:32:11,492 --> 00:32:15,173
‫ولی ببین وقتی نیاز داشتم
‫کیا به کمکم اومدن

317
00:32:15,174 --> 00:32:19,180
‫قبایل تپه با من عهد وفاداری بستن

318
00:32:19,506 --> 00:32:21,257
‫تک‌تکشون

319
00:32:21,258 --> 00:32:25,272
‫فکر که نمی‌کنی می‌تونی
‫جلوی روهان و گاندور بایستی

320
00:32:26,111 --> 00:32:29,126
‫پدرت هرگز از گاندور درخواست کمک نمی‌کنه

321
00:32:29,521 --> 00:32:32,524
‫غرورش همچین اجازه‌ای بهش نمیده

322
00:32:32,525 --> 00:32:35,531
‫نه، گاندور برای کمک نمیاد

323
00:32:42,058 --> 00:32:45,069
‫اول برادرهات رو می‌کشم

324
00:32:45,300 --> 00:32:47,845
‫بعد پدرت رو می‌کشم

325
00:32:48,470 --> 00:32:51,292
‫و بعد، تاج و تخت رو تصاحب می‌کنم

326
00:32:51,531 --> 00:32:53,152
‫و پادشاه چی میشی؟

327
00:32:53,153 --> 00:32:56,548
‫سرزمینی ویران شده با مردمی چندپاره؟

328
00:32:58,092 --> 00:33:01,033
‫فرصت اینو داشتی که روهان رو متحد کنی

329
00:33:01,457 --> 00:33:03,505
‫ولی دست رد به سینه‌م زدی!

330
00:33:03,506 --> 00:33:06,519
‫اینقدر برات تهوع‌آور بودم؟

331
00:33:07,475 --> 00:33:10,487
‫به این سادگی فراموشم کردی؟

332
00:33:14,804 --> 00:33:16,969
‫من هرگز فراموشت نکردم

333
00:33:16,970 --> 00:33:18,803
‫سعی کردم پیدات کنم

334
00:33:43,581 --> 00:33:47,514
‫اون پسری که می‌شناختم
‫هرگز آرزوی جنگ نمی‌کرد

335
00:33:47,515 --> 00:33:49,480
‫این‌کارو نکن، وولف

336
00:33:49,481 --> 00:33:52,508
‫مردم بی‌گناه این وسط می‌میرن

337
00:34:03,799 --> 00:34:07,803
‫اگر هنوزم راهی برای نجات دادنشون داشتی چی؟

338
00:34:13,142 --> 00:34:16,145
‫راهی که هنوزم بتونی
‫مردمت رو نجات بدی؟

339
00:34:17,631 --> 00:34:20,382
‫اگر قبول کنم...

340
00:34:20,383 --> 00:34:22,598
‫اگر قبول کنم همسرت بشم

341
00:34:22,599 --> 00:34:25,393
‫قسم می‌خوری جنگی راه نمیفته؟

342
00:34:25,914 --> 00:34:27,930
‫اگر قبول کنی؟

343
00:34:29,501 --> 00:34:33,202
‫تکبر خاندان شما پایانی نداره؟

344
00:34:33,203 --> 00:34:37,207
‫حتی الانم به‌زحمت می‌تونی
‫فکرشو تحمل کنی، مگه نه؟

345
00:34:38,390 --> 00:34:42,386
‫پسری که می‌شناختی دیگه وجود نداره، هرا

346
00:34:45,129 --> 00:34:49,123
‫من مردیم که پدرت ازم ساخته

347
00:34:52,324 --> 00:34:55,339
‫- اولوین!
‫- همینطوری نشین! تکون بخور!

348
00:35:09,038 --> 00:35:11,764
‫فکر کردی هنوزم سپربانویی، پیرزن؟

349
00:35:11,765 --> 00:35:14,045
‫دوران جنگجوییت به سر اومده!

350
00:35:16,741 --> 00:35:17,742
‫برو!

351
00:35:34,826 --> 00:35:37,825
‫یالا شکمو، داریم میریم

352
00:35:40,229 --> 00:35:42,230
‫بگیرینشون!

353
00:35:42,468 --> 00:35:45,463
‫- برو!
‫- نگهبان‌ها رو خبر کنین!

354
00:35:45,663 --> 00:35:47,680
‫- جلوشو بگیرین!
‫- برو!

355
00:35:49,159 --> 00:35:50,714
‫راهشون رو ببندین!

356
00:35:51,961 --> 00:35:53,974
‫- برو به سمت دروازه!
‫- یالا!

357
00:36:09,048 --> 00:36:14,546
‫- نمی‌تونیم از تیراندازها رد بشیم
‫- بهم اعتماد کن. یه نقشه دارم

358
00:36:31,683 --> 00:36:33,173
‫نقشه‌ت اینه؟

359
00:36:35,199 --> 00:36:37,289
‫من که نگفتم نقشه‌ی خوبیه

360
00:36:48,343 --> 00:36:51,353
‫- سرورم!
‫- خوبم. بزن بریم

361
00:36:56,705 --> 00:36:59,716
‫چابک‌ترین سوارهامون رو می‌فرستم دنبالشون

362
00:37:00,189 --> 00:37:01,731
‫به خودت زحمت نده

363
00:37:01,732 --> 00:37:04,209
‫از همه‌شون سریع‌تر می‌تازه

364
00:37:04,760 --> 00:37:06,760
‫سربازها رو برای نبرد آماده کن

365
00:37:14,836 --> 00:37:16,358
‫لطفاً به حرفم گوش کن

366
00:37:16,359 --> 00:37:19,220
‫توان واقعی ارتش وولف رو نمی‌دونیم

367
00:37:19,221 --> 00:37:21,283
‫دست‌کم نگیرش، پدر

368
00:37:21,284 --> 00:37:24,228
‫نقشه‌ی وولف پیچیده‌تر از این حرفاست. مطمئنم

369
00:37:24,229 --> 00:37:29,191
‫اون موماک و جنوبیه که دیدیم، اتفاقی نیستن

370
00:37:29,192 --> 00:37:32,241
‫اون جونور مریض بود، خودتون گفتین

371
00:37:32,242 --> 00:37:34,567
‫بهمون گزارش داده بودن که گله‌ای از موماک‌ها

372
00:37:34,568 --> 00:37:36,778
‫دارن نزدیک مرز جنوبی‌مون به سمت غرب میرن

373
00:37:36,779 --> 00:37:39,080
‫حتماً یکیشون افسار پاره کرده

374
00:37:39,081 --> 00:37:40,786
‫و وارد سرزمین‌مون شده

375
00:37:41,073 --> 00:37:43,991
‫هیچ ربطی به اون پسر دون‌لندی نداره

376
00:37:43,992 --> 00:37:47,014
‫عاقلانه‌ترین کار اینه که
‫به قلعه‌مون عقب‌نشینی کنیم...

377
00:37:47,574 --> 00:37:50,968
‫آتش‌ها رو روشن کنیم
‫از گاندور کمک بخوایم

378
00:37:50,969 --> 00:37:53,366
‫عاقلانه‌ترین کار؟

379
00:37:53,660 --> 00:37:57,679
‫می‌خوای من ادوراس رو رها کنم؟

380
00:37:58,270 --> 00:38:02,735
‫تا اینکه تمام توان‌مون رو جمع کنیم، بله

381
00:38:02,906 --> 00:38:05,673
‫اینا یه مشت مردان وحشی نیستن

382
00:38:05,674 --> 00:38:09,500
‫این افراد به‌خوبی آموزش دیده
‫و کاملاً مسلح هستن

383
00:38:09,796 --> 00:38:12,818
‫سرورم، جسارت نباشه

384
00:38:12,819 --> 00:38:16,827
‫ارباب فریلاف جوونه

385
00:38:17,147 --> 00:38:22,157
‫مثل من در میدان نبرد کنارتون نجنگیده

386
00:38:26,930 --> 00:38:30,946
‫من متعهد میشم که سیصد سوار برای محافظت
‫از جناح شرقی در اختیارتون بذارم

387
00:38:31,303 --> 00:38:35,301
‫مردان وولد برای نبرد آماده‌ان!

388
00:38:35,664 --> 00:38:37,247
‫تعهدت رو می‌پذیرم

389
00:38:37,248 --> 00:38:41,308
‫فرماندهی جناح شرقی رو
‫به عهده‌ی ارباب ثورن می‌ذارم

390
00:38:41,309 --> 00:38:43,919
‫من هم نیروهای پیش‌قراول رو
‫به سمت شمال رهبری می‌کنم

391
00:38:43,920 --> 00:38:47,017
‫و در دشت با وولف روبرو میشم

392
00:38:47,018 --> 00:38:50,034
‫هرکس که حاضره بجنگه، پا پیش بذاره

393
00:38:50,035 --> 00:38:53,161
‫- مردان فن‌مارچ با شما هستن!
‫- برای روهان می‌جنگیم!

394
00:38:53,162 --> 00:38:56,151
‫خواهش می‌کنم، دایی
‫بهم اعتماد کن

395
00:38:56,657 --> 00:38:58,062
‫بهت اعتماد کنم؟

396
00:38:58,063 --> 00:39:01,673
‫بهت اعتماد کردم که از دخترم محافظت کنی
‫که نذاری اتفاقی براش بیفته

397
00:39:02,272 --> 00:39:06,273
‫و ببین چی شد، توسط یه
‫تازه به دوران رسیده‌ی کثیف ربوده شد

398
00:39:06,500 --> 00:39:07,937
‫تقصیر اون نبود

399
00:39:07,938 --> 00:39:09,938
‫فریلاف منو نجات داد

400
00:39:09,939 --> 00:39:12,942
‫ممکن بود بمیره!

401
00:39:20,888 --> 00:39:23,895
‫برگرد به دان‌هارو، فریلاف هیلدسون

402
00:39:24,110 --> 00:39:28,118
‫چند تا چاله بکن و توشون مخفی شو

403
00:39:28,357 --> 00:39:34,366
‫وقتی آهنگ‌های امروز رو سرودن
‫وقتی نام قهرمانانش بر زبان‌ها جاری شد...

404
00:39:34,900 --> 00:39:38,045
‫نام تو در میان‌شون نخواهد بود

405
00:39:38,046 --> 00:39:43,046
‫- اون خویشاوند‌مونه!
‫- اون خویشاوند من نیست!

406
00:39:43,220 --> 00:39:49,226
‫هیچ نیازی هم به شمشیر
‫همچین آدم بی‌وفایی ندارم

407
00:39:53,382 --> 00:39:55,376
‫سرورم

408
00:39:56,198 --> 00:39:59,209
‫فریلاف، صبر کن

409
00:40:02,391 --> 00:40:05,385
‫پادشاه حرف خودش رو زد

410
00:40:07,395 --> 00:40:10,406
‫شمشیر من همیشه در اختیار شماست، دایی

411
00:40:10,407 --> 00:40:13,394
‫چه ارزشی براش قائل باشین چه نباشین

412
00:40:18,405 --> 00:40:20,402
‫نه...

413
00:40:53,261 --> 00:40:55,279
‫می‌دونن قراره بهشون حمله کنیم

414
00:40:55,280 --> 00:40:57,274
‫از اینجا مسیرمون تا ادوراس بازه

415
00:40:57,855 --> 00:41:00,870
‫هلم انتظار داره توی دشت شمالی اردو بزنیم

416
00:41:01,352 --> 00:41:03,341
‫خوبه

417
00:41:12,362 --> 00:41:14,904
‫جنگی در پیش داریم

418
00:41:14,905 --> 00:41:18,111
‫نظرت چیه، دوست قدیمی؟

419
00:41:18,112 --> 00:41:20,441
‫حاضری یک‌بار دیگه من رو به دوش بکشی؟

420
00:41:27,650 --> 00:41:29,299
‫چیکار داری می‌کنی؟

421
00:41:29,300 --> 00:41:32,654
‫عهد می‌بندم که برای پادشاهم بجنگم

422
00:41:32,853 --> 00:41:36,000
‫حماقت نکن، فرزندم

423
00:41:36,001 --> 00:41:37,603
‫اگر به حرفم گوش نمی‌کنین

424
00:41:37,604 --> 00:41:39,311
‫حداقل بذارین بجنگم

425
00:41:40,485 --> 00:41:44,859
‫- تو هیچی از جنگ سرت نمیشه
‫- من سریع‌ترین سواری هستم که دارین

426
00:41:45,131 --> 00:41:48,133
‫می‌تونم بین فرمانده‌ها پیام رد و بدل کنم

427
00:41:48,293 --> 00:41:50,936
‫گفتم نه

428
00:41:50,937 --> 00:41:54,893
‫حفظ سلسله‌ی هلم بر دوش تو نیست، هرا

429
00:41:54,894 --> 00:41:57,700
‫بر دوش "هالث" و "هاما"ـست

430
00:41:57,861 --> 00:42:00,878
‫برادرهام می‌تونن از سرزمین‌شون
‫دفاع کنن، ولی من نمی‌تونم؟

431
00:42:01,509 --> 00:42:03,800
‫یک روز ازدواج می‌کنی

432
00:42:04,068 --> 00:42:05,220
‫در گاندور زندگی می‌کنی

433
00:42:05,221 --> 00:42:08,776
‫و بچه‌هایی به‌دنیا میاری که هیچی
‫از رسم و رسوم‌های ما نمی‌دونن

434
00:42:09,212 --> 00:42:11,339
‫می‌خواین برم...؟

435
00:42:11,340 --> 00:42:14,294
‫این خوشحالتون می‌کنه؟

436
00:42:14,295 --> 00:42:18,305
‫آره، خوشحالم می‌کنه. شادمان میشم

437
00:42:18,521 --> 00:42:21,315
‫اون‌موقع تو زنده‌ای

438
00:42:21,316 --> 00:42:24,525
‫چون من ازت محافظت کردم

439
00:42:25,196 --> 00:42:27,852
‫ارتش وولف 20 فرسنگ با ادوراس فاصله داره

440
00:42:27,853 --> 00:42:29,998
‫نه اردو می‌زنن، نه استراحت می‌کنن

441
00:42:31,173 --> 00:42:34,873
‫چی؟ دارن به پیشروی‌شون ادامه میدن؟

442
00:42:34,874 --> 00:42:37,993
‫قبایل تپه عادت دارن شبانه حمله کنن

443
00:42:37,994 --> 00:42:39,900
‫می‌خواد امشب حمله کنه

444
00:42:44,551 --> 00:42:47,541
‫مردمان روهان رو فرا بخونید!

445
00:42:54,745 --> 00:42:55,748
‫صبر کنین!

446
00:43:04,731 --> 00:43:08,715
‫اینقدر غمگین نباش، خواهر کوچولو

447
00:43:09,949 --> 00:43:12,964
‫هلم پتک‌مُشت تابحال
‫ در هیچ نبردی شکست نخورده

448
00:43:20,543 --> 00:43:25,053
‫هاما، اسب سریع‌تری لازم داری

449
00:43:25,054 --> 00:43:26,833
‫آشره رو ببر

450
00:43:26,834 --> 00:43:29,626
‫آشره به هیچکس جز تو سواری نمیده

451
00:43:29,627 --> 00:43:32,845
‫بعلاوه، به این پیردختر اعتماد دارم

452
00:43:41,003 --> 00:43:43,125
‫میشه از این مراقبت کنی؟

453
00:43:43,126 --> 00:43:45,128
‫همیشه مراقبشم

454
00:43:52,159 --> 00:43:54,178
‫شاید... یه روزی...

455
00:43:54,729 --> 00:43:57,744
‫یکی در مورد شجاعت من آواز بخونه

456
00:44:09,837 --> 00:44:11,851
‫فردا می‌بینمت، خواهر کوچولو

457
00:44:13,216 --> 00:44:16,214
‫با قدرت بتازید، برادرانم

458
00:44:35,918 --> 00:44:37,771
‫ثورن کجاست؟ دیر کرده

459
00:44:37,772 --> 00:44:40,798
‫افرادش باید جناح راست رو پوشش بدن

460
00:44:50,836 --> 00:44:54,819
‫یه بار دوشادوش پدرت جنگیدم

461
00:44:56,687 --> 00:45:00,692
‫کل دهکده‌م رو از دست
‫مهاجم‌های دون‌لندی نجات داد

462
00:45:01,071 --> 00:45:04,090
‫توی اون نبرد سپرم شکست

463
00:45:04,875 --> 00:45:08,879
‫بعد از اون یه سپر جدید می‌خواستم
‫ولی بهم گفت نه

464
00:45:09,173 --> 00:45:13,177
‫گفت "نشکسته، فقط آبدیده شده"

465
00:45:18,061 --> 00:45:20,075
‫خیلی زیادن

466
00:45:21,709 --> 00:45:24,897
‫پدرت یه آدم معمولی نیست

467
00:45:25,551 --> 00:45:29,562
‫برای به زانو آوردنش
‫چیزی فراتر از یه ارتش دون‌لندی لازمه

468
00:45:31,942 --> 00:45:35,993
‫خون اجداد در رگ‌هاش جاریه...

469
00:45:36,725 --> 00:45:39,723
‫همون خونی که در رگ‌های تو جاریه

470
00:45:50,282 --> 00:45:52,199
‫اوه، تعهدنامه‌ها!

471
00:45:52,200 --> 00:45:54,716
‫وای نه، نه، نه، نه، نه، نه

472
00:45:54,717 --> 00:45:57,211
‫پادشاه این‌ها رو به من سپرد
‫ تا ازشون مراقبت کنم

473
00:45:57,509 --> 00:45:59,151
‫اشکال نداره، نترس پسرجون

474
00:45:59,152 --> 00:46:01,517
‫پادشاه فعلاً مشغله‌های دیگه‌ای داره

475
00:46:06,271 --> 00:46:08,286
‫این نشان کیه؟

476
00:46:09,497 --> 00:46:12,297
‫این؟ این مهر ارباب "ثورن"ـه

477
00:46:12,298 --> 00:46:16,311
‫چیه؟ چی شده؟

478
00:46:16,763 --> 00:46:19,190
‫اینو قبلاً دیدم

479
00:46:19,191 --> 00:46:21,831
‫ارباب ثورن با وولف متحد شده

480
00:46:22,656 --> 00:46:24,696
‫می‌خواد به پدرم خیانت کنه

481
00:46:26,730 --> 00:46:29,241
‫باید مردممون رو از اینجا ببریم

482
00:46:29,242 --> 00:46:31,729
‫فوراً زنگ‌ها رو به صدا دربیار! برو!

483
00:46:33,539 --> 00:46:35,544
‫شهر رو تخلیه کنین!

484
00:46:56,693 --> 00:47:01,716
‫سواران مارک! برادران روهان!
‫(اشاره به ریدرمارک، نام دیگر روهان)

485
00:47:01,717 --> 00:47:03,725
‫برخیزید!

486
00:47:03,726 --> 00:47:05,711
‫هم‌اکنون برخیزید!

487
00:47:06,566 --> 00:47:11,556
‫با خون دشمنان‌مون
‫سپیده‌دم را به رنگ سرخ درمی‌آوریم!

488
00:47:15,556 --> 00:47:18,558
‫سلاح‌هاتون رو بیرون بکشید!

489
00:47:25,259 --> 00:47:28,318
‫به‌پیش، ائورلینگاس!
‫(مردمان ائورل، اولین پادشاه روهان)

490
00:47:28,319 --> 00:47:30,733
‫- برای روهان!
‫- روهان!

491
00:47:46,225 --> 00:47:49,223
‫مرگ!

492
00:47:50,557 --> 00:47:52,567
‫مرگ!

493
00:48:04,955 --> 00:48:06,847
‫کماندارها آماده!

494
00:48:06,848 --> 00:48:08,474
‫هدف بگیرید!

495
00:48:11,274 --> 00:48:14,146
‫پرتاب کنید!

496
00:48:26,641 --> 00:48:28,634
‫حمله!

497
00:48:47,476 --> 00:48:48,481
‫وولف!

498
00:48:49,066 --> 00:48:53,070
‫کجاست؟ فرمانده‌‌شون کجاست؟

499
00:48:54,754 --> 00:48:56,747
‫پیداش کنین!

500
00:48:59,931 --> 00:49:03,361
‫همینطور ادامه بدین!
‫راه درازی در پیش دارین

501
00:49:03,362 --> 00:49:04,302
‫کجا میریم؟

502
00:49:04,303 --> 00:49:05,242
‫بچه‌ها چی؟

503
00:49:05,243 --> 00:49:08,717
‫فقط چیزهایی که نیاز دارین رو بردارین
‫و کنار هم بمونین

504
00:49:08,718 --> 00:49:11,057
‫بچه‌ها رو بین خودتون نگه دارین!

505
00:49:11,058 --> 00:49:12,259
‫راه بیفتین!

506
00:49:15,518 --> 00:49:18,630
‫یالا آشره، وقت رفتنه

507
00:49:18,631 --> 00:49:23,627
‫متاسفانه برای این‌کارا زیادی دیره، بانوی من

508
00:49:29,349 --> 00:49:30,460
‫خائن!

509
00:49:30,461 --> 00:49:33,449
‫پدرم بابت این کار دارت می‌زنه

510
00:49:33,705 --> 00:49:37,706
‫ولی تو زنده نیستی که ببینی، مگه نه؟

511
00:50:24,182 --> 00:50:26,189
‫خط رو حفظ کنین!

512
00:50:27,634 --> 00:50:30,338
‫وولف رو پیدا نمی‌کنیم

513
00:50:30,339 --> 00:50:32,635
‫یه جای کار می‌لنگه

514
00:50:36,752 --> 00:50:38,751
‫موماک‌ها!

515
00:50:39,050 --> 00:50:42,003
‫داره از مزدورهای واریاگی استفاده می‌کنه!

516
00:50:42,004 --> 00:50:44,052
‫هیچی بین اونا و ادوراس نیست!

517
00:50:49,240 --> 00:50:52,243
‫گارد سلطنتی، با من بیاید!

518
00:51:43,844 --> 00:51:45,839
‫هاما!

519
00:51:53,649 --> 00:51:57,653
‫شاید واقعاً در مورد دلاوریت
‫آوازها بخونن، برادر کوچولو

520
00:52:13,549 --> 00:52:16,686
‫از همچین کاری مطمئنین، بانوی من؟

521
00:52:16,687 --> 00:52:18,696
‫انجامش بده

522
00:52:24,632 --> 00:52:26,643
‫شهر رو اشغال کنین!

523
00:52:31,384 --> 00:52:33,515
‫هالث! هاما!

524
00:52:33,516 --> 00:52:35,518
‫شیپور عقب‌نشینی رو بزنین

525
00:52:35,767 --> 00:52:36,714
‫نه!

526
00:52:36,715 --> 00:52:38,544
‫گوش کن چی میگم، هالث

527
00:52:38,545 --> 00:52:41,214
‫باید قبل از وولف به شهر برسی

528
00:52:41,215 --> 00:52:42,621
‫هرا رو پیدا کن

529
00:52:42,622 --> 00:52:43,636
‫برو!

530
00:52:43,637 --> 00:52:44,628
‫برو!

531
00:52:52,605 --> 00:52:57,618
‫- تخریبش کنین! یالا!
‫- نه! از آتیش می‌ترسه!

532
00:53:55,690 --> 00:53:57,702
‫بقیه کجان؟

533
00:53:58,394 --> 00:54:01,399
‫شهر تخلیه شده

534
00:54:01,557 --> 00:54:03,556
‫هرا رو پیدا کن

535
00:54:21,593 --> 00:54:24,897
‫- هرا!
‫- هاما، ارباب ثورن بهمون خیانت کرده

536
00:54:24,898 --> 00:54:28,523
‫- می‌دونیم. خودت شهر رو تخلیه کردی
‫- آره

537
00:54:28,524 --> 00:54:34,100
‫- خوبه. همه رو به دان‌هارو ببر
‫- مسیر منتهی به دان‌هارو پر از مردان وحشیه

538
00:54:34,101 --> 00:54:38,122
‫هورن‌بورگ تنها شانس نجاتمونه
‫ اولوین داره عقب‌نشینی رو رهبری می‌کنه

539
00:54:56,537 --> 00:55:00,545
‫سواران، برگردین! عقب‌نشینی کنین!

540
00:55:02,571 --> 00:55:05,374
‫عقب‌نشینی کنین! عقب‌نشینی کنین!

541
00:55:47,883 --> 00:55:50,877
‫داره به سمت تالار بزرگ میره!

542
00:56:19,117 --> 00:56:22,123
‫برای روهان! برای مردم‌مون!

543
00:56:24,112 --> 00:56:26,106
‫هالث!

544
00:56:31,903 --> 00:56:33,505
‫نه!

545
00:56:37,704 --> 00:56:39,702
‫هالث!

546
00:56:40,199 --> 00:56:43,204
‫کماندارها، آماده‌ی پرتاب!

547
00:56:50,542 --> 00:56:51,550
‫پرتاب کنین!

548
00:56:55,247 --> 00:56:57,246
‫نه!

549
00:57:12,168 --> 00:57:14,160
‫پدر!

550
00:57:15,172 --> 00:57:17,171
‫طاقت بیار

551
00:57:19,735 --> 00:57:21,738
‫از اینجا ببرش!

552
00:57:33,429 --> 00:57:35,440
‫بگیرینشون!

553
00:57:35,992 --> 00:57:39,986
‫برید دنبالشون! برید! زود باشین!

554
00:57:56,955 --> 00:58:00,056
‫گارد پادشاهی، از پادشاه محافظت کنین!

555
00:58:00,057 --> 00:58:02,066
‫- پیش به‌سوی پادشاه!
‫- پیش به‌سوی پادشاه!

556
00:58:11,111 --> 00:58:13,228
‫هاما!

557
00:58:13,229 --> 00:58:19,236
‫برو، هارا! من بهتون می‌رسم!
‫یالا پیردختر! یالا!

558
00:58:55,903 --> 00:58:58,906
‫از دلاوری‌مون آوازها خواهند خوند، پیردختر

559
00:59:07,741 --> 00:59:09,743
‫دیگه آخر راهه

560
00:59:51,331 --> 00:59:55,767
‫افراد آخر، زود باشین!
‫دیگه رسیدین!

561
00:59:55,996 --> 01:00:00,538
‫زود باشین! برین توی قلعه!
‫یالا! سریع‌تر!

562
01:00:00,733 --> 01:00:05,363
‫- طبیب! پادشاه طبیب لازم داره
‫- سرورم!

563
01:00:05,364 --> 01:00:07,355
‫سرورم!

564
01:00:14,504 --> 01:00:16,510
‫هاما...

565
01:00:16,511 --> 01:00:18,493
‫کجاست؟

566
01:00:18,660 --> 01:00:20,680
‫هاما کجاست؟

567
01:00:21,807 --> 01:00:24,311
‫- از این طرف. سرورم...
‫- ولم کنین...

568
01:00:29,789 --> 01:00:30,806
‫نه...

569
01:00:33,366 --> 01:00:35,364
‫هاما!

570
01:00:48,624 --> 01:00:51,619
‫داشت پشت سرمون میومد

571
01:00:53,394 --> 01:00:55,392
‫کافیه!

572
01:01:00,769 --> 01:01:04,919
‫برنده شدی، وولف! من تسلیمم!

573
01:01:04,920 --> 01:01:08,725
‫بذار این غائله خاتمه پیدا کنه، همین الان!

574
01:01:08,726 --> 01:01:11,408
‫جون من در ازای جون پسرم!

575
01:01:11,409 --> 01:01:13,396
‫نه!

576
01:01:34,435 --> 01:01:37,125
‫منو بکش، تاج و تخت رو تصاحب کن!

577
01:01:37,126 --> 01:01:39,792
‫بذار مردمم در صلح و آرامش بمونن!

578
01:01:40,440 --> 01:01:44,066
‫بذار پسرم زنده بمونه!

579
01:01:44,067 --> 01:01:46,074
‫نه، پدر این‌کارو نکن!

580
01:01:46,446 --> 01:01:51,702
‫صلح و آرامش؟ رنگ صلح و آرامش رو هم
‫ نخواهی دید، هلم پتک‌مشت!

581
01:01:51,703 --> 01:01:53,716
‫نه! وولف!

582
01:01:53,717 --> 01:01:55,705
‫خواهش می‌کنم! التماست می‌کنم!

583
01:02:01,462 --> 01:02:05,206
‫تمومش کن بره، تبادل رو بپذیر

584
01:02:05,207 --> 01:02:07,892
‫وقتی پشت اون دیوارها پناه بگیرن

585
01:02:07,893 --> 01:02:10,212
‫دیگه نمی‌تونی بکشیشون بیرون

586
01:02:12,471 --> 01:02:14,459
‫بذار برن پناه بگیرن

587
01:02:20,466 --> 01:02:23,463
‫چیکار کردی؟

588
01:02:27,991 --> 01:02:32,003
‫شما هم مثل من زجر خواهید کشید

589
01:02:32,492 --> 01:02:38,027
‫شما هم مثل من تنهایی رو تجربه خواهید کرد!

590
01:02:38,028 --> 01:02:42,397
‫اون‌موقع، و فقط اون‌موقع
‫اجازه میدم بمیرین

591
01:02:42,610 --> 01:02:44,614
‫قاتل!

592
01:02:46,258 --> 01:02:47,859
‫نه! نه! نه!

593
01:02:51,563 --> 01:02:52,264
‫سرورم!

594
01:02:52,264 --> 01:02:53,265
‫نه!

595
01:02:54,364 --> 01:02:55,945
‫پادشاه رو بیارید!

596
01:02:55,946 --> 01:02:58,363
‫بیاریدش داخل! زود باشین!

597
01:02:58,770 --> 01:03:00,472
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب!

598
01:03:00,472 --> 01:03:02,474
‫بیاید بریم پادشاه من!

599
01:03:03,175 --> 01:03:03,983
‫گرفتم‌تون!

600
01:03:03,984 --> 01:03:05,385
‫بیاید بریم!

601
01:03:15,300 --> 01:03:17,292
‫دروازه رو ببندین!

602
01:03:17,316 --> 01:03:19,308
‫دروازه رو ببندین!

603
01:03:22,693 --> 01:03:25,771
‫افراد رو برای محاصره آماده کن

604
01:03:25,772 --> 01:03:27,689
‫سرورم، زمستان در راهه

605
01:03:28,314 --> 01:03:30,548
‫محاصره برای هر دو طرف هزینه‌بره

606
01:03:30,549 --> 01:03:33,257
‫برام مهم نیست چه هزینه‌ای داره

607
01:03:33,281 --> 01:03:34,992
‫قلعه رو محاصره کنین

608
01:03:34,993 --> 01:03:38,996
‫اگر کسی سعی کرد فرار کنه
‫حتی یه موش، بکشینش

609
01:03:41,158 --> 01:03:43,168
‫جسد پسره چی؟

610
01:03:47,204 --> 01:03:49,210
‫بذار همین‌جا بپوسه

611
01:04:10,508 --> 01:04:12,506
‫بانوی من؟

612
01:04:15,189 --> 01:04:17,200
‫کارتون دارن، بانوی من

613
01:04:45,543 --> 01:04:48,525
‫- خبری نشد؟
‫- متاسفم، سرورم

614
01:04:49,410 --> 01:04:53,852
‫در استحکامات کوهستانی دان‌هارو
‫فریلاف به انتظار نشست

615
01:04:54,553 --> 01:04:58,623
‫ولی از عاقبت خویشاوندانش بی‌خبر باقی ماند

616
01:04:59,154 --> 01:05:01,163
‫آیا نجات پیدا کردند؟

617
01:05:01,659 --> 01:05:05,664
‫یا در میان خاکسترهای ادوراس آرمیده‌اند؟

618
01:05:42,980 --> 01:05:46,554
‫اربابان روهان رو به ادوراس احضار کن

619
01:05:46,578 --> 01:05:49,377
‫وقتشه با من عهد وفاداری ببندن

620
01:05:49,567 --> 01:05:53,912
‫پادشاهی که قبل از شما
‫این تاج رو به سر داشت، هنوز زنده‌ست

621
01:05:54,277 --> 01:06:01,283
‫چیزی جز یه سایه از هلم پتک‌مُشت
‫باقی نمونده. به‌زودی می‌میره

622
01:06:01,677 --> 01:06:04,471
‫نترس، تارگ

623
01:06:04,472 --> 01:06:08,469
‫سایه‌ها نمی‌تونن بهت صدمه بزنن

624
01:06:10,519 --> 01:06:13,515
‫به هورن‌بورگ برمی‌گردیم

625
01:06:17,272 --> 01:06:21,076
‫هرا فکر می‌کنه پشت اون دیوارها در امانه

626
01:06:21,077 --> 01:06:23,089
‫به‌زودی متوجه میشه

627
01:06:23,561 --> 01:06:26,552
‫که اشتباه می‌کنه

628
01:06:29,645 --> 01:06:34,650
‫شانس بقا داریم... فقط کافیه
‫بیشتر از ارتش وولف دووم بیاریم

629
01:06:40,659 --> 01:06:44,194
‫- همه‌ش همینه؟
‫- کافی نیست

630
01:06:44,195 --> 01:06:48,199
‫تمام اتاق‌ها رو بگردین
‫از همه‌چیز فهرست تهیه کنین

631
01:07:21,883 --> 01:07:23,894
‫این چیه؟

632
01:07:24,540 --> 01:07:29,411
‫من 40 ساله که مسئول این تالارها بودم

633
01:07:29,412 --> 01:07:33,421
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫شاید همچین دورانی باشم

634
01:07:35,352 --> 01:07:40,361
‫ذخایر به شدت ته کشیده

635
01:07:40,795 --> 01:07:43,620
‫زمستانی طولانی در پیش داریم

636
01:07:43,644 --> 01:07:46,784
‫می‌تونم توی استخون‌هام حسش کنم

637
01:07:54,145 --> 01:07:58,143
‫به اون دست نزن، بانوی من!

638
01:07:58,733 --> 01:08:02,736
‫این جامه برای عروسی دوخته شده بود

639
01:08:02,737 --> 01:08:05,881
‫که قولش رو به فرمانده‌ی قلعه داده بودن

640
01:08:05,882 --> 01:08:08,887
‫ولی هیچوقت فرصت نکرد بپوشتش

641
01:08:09,243 --> 01:08:15,262
‫شب قبل از عروسیش
‫بخاطر تبی عجیب از دنیا رفت

642
01:08:15,751 --> 01:08:21,030
‫برخی میگن ارواح گم‌شده‌ی زیادی
‫در این تالارها پرسه می‌زنن

643
01:08:21,556 --> 01:08:25,551
‫و همچنین چیزهایی بدتر از اون‌ها

644
01:08:26,762 --> 01:08:28,755
‫کی میگه؟

645
01:08:30,531 --> 01:08:33,522
‫من میگم

646
01:08:33,761 --> 01:08:35,770
‫چرند نگو

647
01:08:38,381 --> 01:08:40,392
‫بیا، بدش به من

648
01:08:46,783 --> 01:08:48,977
‫سعی کردم درخواست کمک بفرستم

649
01:08:49,001 --> 01:08:51,709
‫ولی همه‌ی پرنده‌های
‫پیام‌رسون‌مون رو با تیر می‌زنن!

650
01:08:51,710 --> 01:08:54,423
‫هیچکدوم نمی‌تونه از دست
‫کماندارهاشون فرار کنه

651
01:08:54,447 --> 01:08:56,788
‫جز تسلیم شدن چه چاره‌ی دیگه‌ای داریم؟

652
01:08:56,789 --> 01:08:58,715
‫حماقت نکن!

653
01:08:58,716 --> 01:09:02,721
‫خبری از تسلیم نیست
‫فقط قتل‌عام در انتظارمونه!

654
01:09:04,418 --> 01:09:06,910
‫نه غذای چندانی داریم نه سوخت چندانی

655
01:09:06,934 --> 01:09:10,429
‫بقیه‌ی اربابان روهان
‫به قلعه‌هاشون عقب‌نشینی کردن

656
01:09:10,645 --> 01:09:12,964
‫تمام راه‌ها رو به رومون بستن!

657
01:09:12,989 --> 01:09:14,724
‫چجوری قراره زنده بمونیم؟

658
01:09:14,725 --> 01:09:16,726
‫یه راهی پیدا می‌کنیم

659
01:09:18,431 --> 01:09:20,590
‫نمی‌تونیم با هم درگیر بشیم

660
01:09:20,614 --> 01:09:23,441
‫اون دقیقاً می‌خواد همین‌کارو بکنیم

661
01:09:23,632 --> 01:09:28,627
‫ ناامیدی بزرگ‌ترین سلاح وولف بر علیه ماست
‫نمی‌تونیم تسلیم ناامیدی بشیم

662
01:09:29,160 --> 01:09:32,680
‫یه راهی برای بقا پیدا می‌کنیم
‫و با هم این‌کارو می‌کنیم

663
01:09:47,359 --> 01:09:51,360
‫فقط بلده حرفای قشنگ قشنگ بزنه
‫حرفای قشنگ قشنگ نجات‌مون نمیدن

664
01:10:16,208 --> 01:10:18,210
‫ نفر بعدی. نفر بعدی

665
01:10:18,234 --> 01:10:20,234


666
01:10:25,573 --> 01:10:27,572
‫بیا، بیا یه نگاهی به اینجا بنداز

667
01:10:30,875 --> 01:10:33,885
‫دارن اون پایین چیکار می‌کنن؟

668
01:10:38,890 --> 01:10:40,889
‫دارن چیکار می‌کنن؟

669
01:10:51,707 --> 01:10:54,000
‫داره برج محاصره می‌سازه

670
01:10:54,024 --> 01:10:56,717
‫می‌خواد به دیوارها نفوذ کنه

671
01:11:14,474 --> 01:11:19,492
‫با وجود وزیدن بادی شوم
‫امیدوار موندن آسون نیست

672
01:11:20,215 --> 01:11:22,781
‫زمستان اون سال، طاقت‌فرسا بود

673
01:11:22,805 --> 01:11:25,731
‫هیچکس از گزند سرمای بی‌پایان در امان نبود

674
01:11:25,861 --> 01:11:28,866
‫ولی محاصره ادامه پیدا کرد

675
01:11:29,127 --> 01:11:31,924
‫کاری جز صبر و تماشا
‫ از دست مردمان روهان برنمی‌آمد

676
01:11:31,948 --> 01:11:34,513
‫درحالی‌که مرگ‌شان روز به روز نزدیک‌تر می‌شد

677
01:11:36,312 --> 01:11:39,322
‫- بهتر نشد؟
‫- اصلاً منطقی نیست

678
01:11:39,731 --> 01:11:42,390
‫بدنش داره التیام پیدا می‌کنه

679
01:11:42,414 --> 01:11:43,737
‫ولی بهوش نمیاد

680
01:11:43,937 --> 01:11:47,931
‫نگرانم که شاید روانش درهم شکسته

681
01:12:15,256 --> 01:12:16,752
‫چیکار داری می‌کنی؟

682
01:12:16,776 --> 01:12:18,272
‫اینا برای پادشاهه

683
01:12:24,393 --> 01:12:26,395
‫اون چی؟

684
01:12:27,708 --> 01:12:31,716
‫- چی؟ نه، اون نه
‫- ببرش

685
01:12:32,011 --> 01:12:34,230
‫ولی، بانوی من...

686
01:12:35,255 --> 01:12:37,310
‫اون مال ارباب هاما بود

687
01:12:37,548 --> 01:12:40,554
‫و بدون اون به چه دردی می‌خوره؟

688
01:12:51,145 --> 01:12:56,142
‫می‌دونم این بیماری
‫ناشی از زخم‌های جسمانی نیست

689
01:12:58,433 --> 01:13:01,441
‫بخاطر غم و غصه به این حال افتادی

690
01:13:02,656 --> 01:13:07,648
‫غم و غصه‌ی اینکه
‫دیگه هرگز نمی‌تونی... پسرانت رو ببینی

691
01:13:10,802 --> 01:13:12,815
‫فکر می‌کنی همه‌چیز از دست رفته

692
01:13:15,487 --> 01:13:19,631
‫ولی من اینجام، پدر

693
01:13:19,632 --> 01:13:23,299
‫من هنوزم زنده‌م

694
01:13:23,521 --> 01:13:25,540
‫لطفاً تسلیم نشو

695
01:13:55,082 --> 01:13:57,263
‫کیه؟

696
01:13:57,569 --> 01:13:59,573
‫خودتو نشون بده!

697
01:14:17,823 --> 01:14:21,894
‫چی شده؟ حرف بزن!

698
01:14:21,895 --> 01:14:25,124
‫همه‌شونو کشت! خودم دیدم...

699
01:14:25,148 --> 01:14:27,901
‫با دستای خالی تکه پاره‌شون کرد!

700
01:14:28,118 --> 01:14:31,641
‫- کی این‌کارو کرد؟
‫- هلم پتک‌مُشت

701
01:14:31,884 --> 01:14:36,585
‫اون یه آدم فانی نیست
‫چیزی که دیدم طبیعی نبود

702
01:14:36,586 --> 01:14:38,601
‫داره سراغ همه‌مون میاد!

703
01:14:47,909 --> 01:14:49,915
‫نجات‌مون بده

704
01:15:00,153 --> 01:15:02,156
‫پدر؟

705
01:15:08,159 --> 01:15:10,156
‫پدر؟

706
01:15:13,168 --> 01:15:18,159
‫شبی پس از دیگری، صدای شیپوری خوفناک
‫در قلعه طنین می‌انداخت

707
01:15:19,546 --> 01:15:21,459
‫شیپوری که پیام‌آور مرگ بود

708
01:15:21,483 --> 01:15:23,935
‫وحشت وجود مردان وولف را فرا گرفت

709
01:15:24,180 --> 01:15:29,065
‫شایعه‌ای پیچید
‫که ولف پتک‌مشت دیگر انسان نیست

710
01:15:29,066 --> 01:15:33,680
‫نه سلاحی در دست داشت
‫و نه سلاحی می‌توانست او را از پای درآورد

711
01:15:33,681 --> 01:15:37,694
‫از دل جنون و اندوه
‫موجودی وحشتناک زاده شده بود

712
01:15:38,192 --> 01:15:40,194
‫یک شبح

713
01:15:48,199 --> 01:15:52,209
‫وولف به اردوگاهی بازگشت
‫که طعمه‌ی مرگ شده بود

714
01:15:52,657 --> 01:15:56,179
‫و نقشه‌های زیرکانه‌ش بهم ریخته بود

715
01:15:56,813 --> 01:15:58,812
‫پادشاه هیچ بود

716
01:16:01,953 --> 01:16:06,098
‫ولی وولف، پسر فرکا...

717
01:16:06,099 --> 01:16:11,101
‫هرگز حاضر نبود
‫توسط یک شبح شکست بخورد

718
01:16:13,764 --> 01:16:16,006
‫چیزی که میگن حقیقت داره؟

719
01:16:16,030 --> 01:16:18,740
‫- چی؟
‫- پادشاه تبدیل به یه هیولا شده؟

720
01:16:20,867 --> 01:16:23,237
‫صحنه‌ای وحشتناک و پلیده

721
01:16:23,238 --> 01:16:29,074
‫با چشمانی همانند زغال شعله‌ور
‫با گوشت دشمنانش دلی از عزا درمیاره

722
01:16:29,075 --> 01:16:32,090
‫هلم پتک‌مشت شبح نیست

723
01:16:32,529 --> 01:16:37,174
‫پس چطوری از اتاقی که درش قفل بود
‫و نگهبان داشت، ناپدید شد؟

724
01:16:37,198 --> 01:16:38,937
‫اگر می‌تونی بگو

725
01:16:38,970 --> 01:16:43,351
‫نمی‌دونم، ولی اینو می‌دونم
‫که نمی‌تونه از دیوار رد بشه

726
01:16:43,849 --> 01:16:48,859
‫شاید می‌تونه. شاید می‌تونه
‫کارهای غیرطبیعی زیادی انجام بده

727
01:16:49,036 --> 01:16:50,911
‫عه، واقعاً؟ مثلاً چه کارایی؟

728
01:16:50,912 --> 01:16:54,933
‫اول صدای شیپور میاد که سه بار می‌پیچه

729
01:16:55,274 --> 01:17:01,671
‫و بعد پدیدار میشه، بی‌رحم و وحشتناک
‫و به شکار دشمنانش میره

730
01:17:01,672 --> 01:17:05,204
‫تنها روح خبیثی که توی این تالارها
‫پرسه می‌زنه، خودتی

731
01:17:10,024 --> 01:17:11,582
‫هرا؟

732
01:17:11,606 --> 01:17:13,164
‫هرا؟

733
01:17:13,165 --> 01:17:15,156
‫اولوین، صدامو می‌شنوی؟

734
01:17:16,951 --> 01:17:20,492
‫هرا؟ کجا رفت؟

735
01:17:22,335 --> 01:17:24,333
‫اولوین؟

736
01:18:06,857 --> 01:18:09,001
‫اجساد...

737
01:18:09,002 --> 01:18:12,016
‫اجساد... غیبشون زده!

738
01:18:12,348 --> 01:18:18,334
‫شبح! خوردشون! همه‌شونو خورده!

739
01:18:18,358 --> 01:18:20,348
‫من که گفتم! نباید اینجا بمونیم!

740
01:18:20,372 --> 01:18:22,362
‫ممکنه همین بلا سر ما هم بیاد!

741
01:18:28,430 --> 01:18:30,435
‫بانوی من؟

742
01:18:30,980 --> 01:18:32,997
‫- هرا رو پیدا نکردین؟
‫- نه

743
01:18:46,383 --> 01:18:48,376
‫پدر؟

744
01:18:57,088 --> 01:18:59,081
‫صبر کن!

745
01:19:01,279 --> 01:19:03,277
‫پدر!

746
01:19:28,592 --> 01:19:29,603
‫صبر کن!

747
01:19:53,198 --> 01:19:57,031
‫حالم بهم خورد
‫از این موقرمزها خوشم نمیاد

748
01:19:57,032 --> 01:20:01,044
‫هیچی بدتر از این نیست
‫که این موقرمزها لای دندونات گیر کنن

749
01:20:02,463 --> 01:20:06,948
‫هی، رات! قبل از خوردن یه نگاهی بهشون بنداز!

750
01:20:06,973 --> 01:20:08,660
‫خیکی احمق!

751
01:20:10,800 --> 01:20:12,785
‫اورک‌ها!

752
01:20:14,919 --> 01:20:16,963
‫بهت که گفته بودم

753
01:20:16,988 --> 01:20:19,930
‫از اون بالا دستور اومده

754
01:20:22,227 --> 01:20:27,213
‫اصلاً موردور حلقه می‌خواد چیکار؟

755
01:20:27,427 --> 01:20:31,443
‫هرچی کمتر بدونم، بهتره

756
01:20:34,808 --> 01:20:36,822
‫ بوش رو حس می‌کنی؟

757
01:20:37,632 --> 01:20:40,635
‫بوی توئه که تا خود کوه نابودی هم می‌رسه

758
01:20:41,021 --> 01:20:46,029
‫نه، نه. بوی گوشت تازه به مشامم می‌رسه

759
01:21:00,119 --> 01:21:01,870
‫- اینجا رو باش، شنک
‫- نه!

760
01:21:01,894 --> 01:21:04,166
‫- یه زنده‌‌شو گیر آوردیم
‫- نه!

761
01:21:04,167 --> 01:21:06,159
‫گوشت چندانی به تنش نیست

762
01:21:06,183 --> 01:21:08,175
‫بدیمش به خورد هیولا بهتره

763
01:21:40,681 --> 01:21:42,683
‫این صدای اهریمنی صدای چیه؟

764
01:21:42,882 --> 01:21:46,908
‫صدای شبحه. شبح هلم پتک‌مشت

765
01:21:46,909 --> 01:21:48,923
‫برو ژنرال تارگ رو خبر کن

766
01:22:03,329 --> 01:22:04,330
‫نه!

767
01:22:58,382 --> 01:23:00,376
‫هـرا...

768
01:23:02,376 --> 01:23:03,865
‫متاسفم، فرزندم

769
01:23:03,889 --> 01:23:05,379
‫واقعاً متاسفم

770
01:23:08,859 --> 01:23:11,855
‫فکر کردم از دستت دادم

771
01:23:12,550 --> 01:23:15,556
‫می‌خواستم ازت محافظت کنم

772
01:23:17,003 --> 01:23:21,001
‫نمی‌تونی ارتش وولف رو
‫دونه دونه تکه پاره کنی

773
01:23:23,124 --> 01:23:25,139
‫می‌تونم سعی خودمو بکنم

774
01:23:25,979 --> 01:23:27,997
‫باید به حرفت گوش می‌کردم

775
01:23:28,677 --> 01:23:30,519
‫شجاع و باهوشی

776
01:23:30,543 --> 01:23:33,777
‫و قوی‌تر از چیزی هستی که فکر می‌کردم

777
01:23:33,778 --> 01:23:36,599
‫و من کور بودم و متوجهش نشدم

778
01:23:38,418 --> 01:23:41,420
‫سرافکنده‌ت کردم. همه‌تونو سرافکنده کردم

779
01:23:41,760 --> 01:23:43,755
‫نه

780
01:23:43,989 --> 01:23:47,876
‫تمام کارهایی که تابحال کردی
‫ بخاطر روهان بوده

781
01:23:47,900 --> 01:23:50,990
‫برای کسایی که دوستشون داری

782
01:23:51,151 --> 01:23:56,164
‫وقتی بچه بودم، بهم گفتی
‫"فقط وقتی دست از تلاش برداشتی، شکست خوردی"

783
01:23:56,441 --> 01:23:59,431
‫تو هرگز تسلیم نشدی. هرگز

784
01:24:11,455 --> 01:24:14,446
‫بدنت یخه

785
01:24:22,040 --> 01:24:24,950
‫بیا. باید به سرعت به سمت دروازه‌ها بریم

786
01:24:24,975 --> 01:24:27,062
‫اونجا تنها راه برگشتن داخل قلعه‌ست

787
01:24:35,375 --> 01:24:37,367
‫دستمو ول نکن

788
01:25:16,429 --> 01:25:18,447
‫کمک!

789
01:25:18,448 --> 01:25:21,470
‫- اون چیه؟
‫- دروازه رو باز کنین!

790
01:25:21,471 --> 01:25:24,502
‫دروازه رو باز کنین!

791
01:25:24,503 --> 01:25:29,505
‫پادشاهه! دروازه‌ها رو باز کنین!
‫بازشون کنین!

792
01:25:30,474 --> 01:25:33,462
‫هل بدین!

793
01:25:35,937 --> 01:25:37,539
‫جلوشونو بگیرین!

794
01:26:08,568 --> 01:26:11,570
‫دروازه گیر کرده!

795
01:26:22,257 --> 01:26:24,257
‫برید! برید!

796
01:26:51,611 --> 01:26:55,608
‫دارن میان. زود باش!

797
01:26:56,617 --> 01:26:59,612
‫زود باش!

798
01:27:07,435 --> 01:27:09,117
‫داری چیکار می‌کنی؟

799
01:27:09,141 --> 01:27:12,226
‫نه! نه! لطفاً!

800
01:27:12,227 --> 01:27:16,230
‫بهت نیاز دارم
‫روهان هنوزم بهت نیاز داره

801
01:27:16,600 --> 01:27:20,269
‫نه، هـرا، به تو نیاز دارن

802
01:27:20,293 --> 01:27:22,602
‫حالا دیگه تو باید رهبری‌شون کنی

803
01:27:22,763 --> 01:27:25,753
‫نمی‌تونم

804
01:27:30,214 --> 01:27:32,211
‫چرا می‌تونی

805
01:27:32,372 --> 01:27:35,390
‫تو دختری از نسل پادشاهانی

806
01:27:36,074 --> 01:27:40,098
‫روزی که متولد شدی، به زانو دراومدم

807
01:27:41,063 --> 01:27:45,083
‫مایه‌ی غرور و شادی من

808
01:27:45,712 --> 01:27:49,715
‫تو می‌تونی به دنیا حکمرانی کنی

809
01:27:55,511 --> 01:27:56,528
‫نه!

810
01:28:11,247 --> 01:28:14,114
‫- پدر! پدر!
‫- بیا بریم فرزندم

811
01:28:14,115 --> 01:28:16,626
‫بیا بریم تا از سرما نمردی!

812
01:28:33,707 --> 01:28:36,342
‫کس دیگه‌ای باقی نمونده؟

813
01:28:36,557 --> 01:28:40,561
‫کس دیگه‌ای نمونده که با من روبرو بشه؟

814
01:28:52,736 --> 01:28:55,496
‫عقب‌نشینی کنین!

815
01:28:55,497 --> 01:28:59,500
‫سرورم، بیاید برگردیم! این بیرون نمیرید!

816
01:29:00,325 --> 01:29:02,728
‫نه تا وقتی که من زنده‌م!

817
01:29:02,752 --> 01:29:05,155
‫می‌شنوی چی میگم، وولف؟

818
01:29:05,693 --> 01:29:10,719
‫به جانم قسم، روهان هنوز هم پابرجاست!

819
01:29:11,153 --> 01:29:17,164
‫هلم پتک‌مشت هنوز هم سرپاست!

820
01:30:07,962 --> 01:30:10,967
‫به همان شکل پیداش کردن

821
01:30:12,775 --> 01:30:16,793
‫درحالی‌که ایستاده
‫و درحال محافظت از دروازه‌ی هورن‌بورگ

822
01:30:17,322 --> 01:30:20,036
‫  یخ زده بود

823
01:30:20,284 --> 01:30:22,287
‫با عزمی همچنان استوار...

824
01:30:22,658 --> 01:30:26,639
‫و به‌زانو درنیامده

825
01:31:04,216 --> 01:31:05,226
‫مرده؟

826
01:31:08,366 --> 01:31:10,392
‫دستور پایان محاصره رو میدم

827
01:31:10,416 --> 01:31:14,168
‫می‌تونیم در عرض یک هفته
‫اردوگاه رو جمع کنیم و از اینجا بریم

828
01:31:14,377 --> 01:31:17,608
‫قرار نیست جایی بریم

829
01:31:17,786 --> 01:31:21,583
‫پیروز شدین. جز یه مشت پناهنده‌ی گرسنه

830
01:31:21,607 --> 01:31:24,786
‫چیزی برای شکست دادن باقی نمونده

831
01:31:24,987 --> 01:31:29,993
‫سرورم، باید به فکر مردم خودتون باشین
‫دارن رنج می‌کشن

832
01:31:31,397 --> 01:31:34,955
‫این زمستان سخت
‫هزینه‌ی سنگینی بهمون تحمیل کرده

833
01:31:34,980 --> 01:31:37,981
‫ذخایر طلاتون عملاً ته کشیده

834
01:31:38,444 --> 01:31:42,490
‫ازتون خواهش می‌کنم، اینجا رو رها کنین

835
01:31:42,491 --> 01:31:45,187
‫فکر کردی دلم می‌خواد اینجا باشم؟

836
01:31:45,211 --> 01:31:48,499
‫که گرفتار این دره‌ی کثیف و متروک بمونم؟

837
01:31:49,169 --> 01:31:51,120
‫نمی‌تونم جایی برم!

838
01:31:51,144 --> 01:31:54,185
‫نمی‌فهمی؟ جز این چیزی ندارم!

839
01:31:54,712 --> 01:31:58,720
‫بدون انتقام، تمام این‌ها
‫برای هیچ و پوچ بوده

840
01:32:01,182 --> 01:32:04,189
‫نه، نمی‌تونیم ضعف نشون بدیم

841
01:32:05,964 --> 01:32:07,967
‫نه جلوی اون دختر

842
01:32:09,933 --> 01:32:12,946
‫این قلعه تبدیل به مقبره‌ش خواهد شد

843
01:32:22,445 --> 01:32:24,392
‫بنظرت چقدر وقت داریم؟

844
01:32:24,416 --> 01:32:27,098
‫چند روز مونده تا بتونه به دیوارها نفوذ کنه

845
01:32:27,099 --> 01:32:31,120
‫نمی‌تونیم باهاش بجنگیم
‫نمی‌تونیم درخواست کمک کنیم

846
01:32:33,655 --> 01:32:37,644
‫حتی اگرم می‌تونستیم
‫کی مونده که به درخواست‌مون پاسخ بده؟

847
01:32:38,858 --> 01:32:40,875
‫می‌ترسم، اولوین

848
01:32:41,466 --> 01:32:44,745
‫نمی‌تونم نجاتشون بدم

849
01:32:44,909 --> 01:32:48,915
‫شاید نتونی، ولی یه کاری از دستت برمیاد

850
01:32:49,467 --> 01:32:52,462
‫می‌تونی انتخاب کنی

851
01:32:53,552 --> 01:32:56,810
‫پرسیدی اگر درخواست کمک کنی
‫کی به یاری‌مون میاد؟

852
01:32:57,482 --> 01:33:00,816
‫روهان به درخواست‌مون پاسخ میده

853
01:33:01,424 --> 01:33:04,348
‫مردم به امید نیاز دارن، هـرا

854
01:33:04,349 --> 01:33:07,013
‫به چیزی که بتونن بهش باور داشته باشن

855
01:33:07,037 --> 01:33:09,255
‫حالا هرچقدرم دور از دسترس باشه

856
01:33:09,256 --> 01:33:11,226
‫پس می‌تونی صبر کنی و نگران باشی

857
01:33:11,250 --> 01:33:15,265
‫یا می‌تونی انتخاب کنی. تو می‌تونی
‫پایان این ماجرا رو انتخاب کنی

858
01:34:06,027 --> 01:34:10,031
‫- نقشه‌ت اینه؟
‫- من که نگفتم نقشه‌ی خوبیه

859
01:34:20,360 --> 01:34:24,481
‫البته مشکلی ندارم
‫که 898 پله آوردمش بالا، بانوی من

860
01:34:24,505 --> 01:34:27,361
‫ولی زره پدرتون رو می‌خواین چیکار؟

861
01:34:28,208 --> 01:34:31,225
‫کلاهخود و شیپور پدرم
‫در کل سرزمین‌مون شناخته شده‌ست

862
01:34:32,496 --> 01:34:36,693
‫زره پدرم رو می‌خوام چیکار، لیف؟
‫می‌خوام امید به ارمغان بیارم

863
01:34:39,058 --> 01:34:42,069
‫- امید؟
‫- چیزی نپرس

864
01:34:44,227 --> 01:34:48,541
‫- اگر برنگشتم، میشه مراقب...
‫- نبینم از این حرفا بزنیا. برمی‌گردی

865
01:36:37,591 --> 01:36:43,588
‫در کتاب‌ها خوندم که عقاب‌های بزرگ می‌تونن
‫زبان عامیانه‌ی انسان‌ها رو متوجه بشن

866
01:36:46,292 --> 01:36:49,302
‫لطفاً... التماست می‌کنم

867
01:36:50,751 --> 01:36:53,332
‫به کمکت احتیاج دارم

868
01:36:53,356 --> 01:36:56,754
‫مردمم به کمکت احتیاج دارن

869
01:37:25,329 --> 01:37:29,077
‫دیگه خسته شدیم
‫پولی که بهمون وعده دادین کجاست؟

870
01:37:29,078 --> 01:37:30,568
‫قضیه سر پول نیست

871
01:37:30,592 --> 01:37:35,088
‫ماموریت‌تون اینه که اون قلعه رو تسخیر کنین
‫ تا بتونیم به این جنگ لعنتی خاتمه بدیم

872
01:37:35,636 --> 01:37:38,648
‫برج‌های سنگی‌تون اهمیتی برای ما ندارن

873
01:37:39,160 --> 01:37:41,166
‫باید اهمیت داشته باشه

874
01:37:44,830 --> 01:37:49,839
‫اون قلعه پر از همچین ثروت‌هاییه
‫اتاق به اتاقش

875
01:37:51,772 --> 01:37:55,275
‫اون شورشی‌های بدبختی که داخلن
‫نمی‌تونن ازشون استفاده کنن

876
01:37:55,672 --> 01:37:59,674
‫نه می‌تونن بسوزوننش، نه می‌تونن بخورنش

877
01:38:00,201 --> 01:38:03,525
‫متعلق به شماست... همه‌ش

878
01:38:03,698 --> 01:38:05,712
‫می‌تونین تصاحبش کنین

879
01:38:22,807 --> 01:38:24,812
‫داری چیکار می‌کنی؟

880
01:38:24,813 --> 01:38:29,293
‫تابحال هیچوقت از هورن‌بورگ
‫برای انبار کردن طلا استفاده نشده

881
01:38:29,741 --> 01:38:32,740
‫ولی اونا که اینو نمی‌دونن، می‌دونن؟

882
01:38:38,823 --> 01:38:41,827
‫دیگه نمی‌تونیم صبر کنیم. دستور رو صادر کنین

883
01:38:41,828 --> 01:38:44,828
‫خیلی‌خب، بچه‌ها
‫شنیدین ارباب فریلاف چی گفت

884
01:38:44,829 --> 01:38:49,823
‫وقتشه دان‌هارو رو رها کنیم
‫سپیده‌دم به سمت گاندور حرکت می‌کنیم

885
01:39:18,862 --> 01:39:21,608
‫هیچکس رو زنده نذارین!

886
01:39:21,632 --> 01:39:23,853
‫همه‌شون رو بکشین!

887
01:39:23,854 --> 01:39:27,814
‫داره برج محاصره رو حرکت میده
‫وقتی برامون نمونده

888
01:39:27,815 --> 01:39:31,783
‫- پس دیگه امیدی نیست
‫- کاملاً برعکس...

889
01:39:31,784 --> 01:39:36,794
‫حمله بهمون فرصت میده
‫یک فرصت کوچیک که بتونیم فرار کنیم

890
01:39:38,039 --> 01:39:40,712
‫وولف تمام نیروهاش رو
‫می‌فرسته سراغمون، و این یعنی...

891
01:39:40,736 --> 01:39:43,029
‫اردوگاهش خالیه

892
01:39:43,410 --> 01:39:47,904
‫اگر بتونیم تونل مخفی رو باز کنیم
‫مردممون می‌تونن به گردنه‌ی کوهستان برسن

893
01:39:47,928 --> 01:39:50,233
‫از اونجا، می‌تونن برن به سمت دان‌هارو

894
01:39:50,444 --> 01:39:54,477
‫خیلی خطرناکه. وولف ما رو می‌بینه

895
01:39:54,478 --> 01:39:59,986
‫نه، نمی‌بینه
‫چون قراره چشمش به من دوخته بشه

896
01:40:13,674 --> 01:40:15,738
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

897
01:40:15,739 --> 01:40:17,731
‫خوبه

898
01:40:20,919 --> 01:40:24,919
‫- کجا میریم؟
‫- یه جای امن

899
01:40:27,924 --> 01:40:31,933
‫- سربازهاتون آماده‌ن؟
‫- بله، آماده‌ن

900
01:40:31,934 --> 01:40:35,944
‫- مردم رو به دان‌هارو می‌رسونیم
‫- یا در این راه می‌میریم

901
01:40:35,968 --> 01:40:44,968
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

902
01:40:55,956 --> 01:40:57,953
‫لیف؟

903
01:40:59,757 --> 01:41:02,764
‫نه، اینطوری اصلاً درست نیست

904
01:41:02,964 --> 01:41:07,954
‫من محافظتونم، بانو
‫می‌خوام تا آخرش دوشادوش شما بجنگم

905
01:41:10,976 --> 01:41:14,982
‫ازت می‌خوام از مهم‌ترین چیز محافظت کنی

906
01:41:15,336 --> 01:41:19,340
‫ازت می‌خوام از مردممون محافظت کنی

907
01:41:22,264 --> 01:41:23,754
‫خب دیگه راه بیفت برو

908
01:41:24,779 --> 01:41:28,273
‫ حواست باشه مسیر مستقیمه
‫الکی مردم رو دور خودشون نچرخون

909
01:42:38,043 --> 01:42:43,044
‫دلش یه عروس می‌خواست
‫پس یه عروس بهش میدم

910
01:42:46,068 --> 01:42:48,066
‫وقتش رسیده

911
01:42:49,293 --> 01:42:53,300
‫به پدرت قول دادم
‫از لحظه‌ای که اولین نفست رو کشیدی

912
01:42:53,787 --> 01:42:56,917
‫همیشه در کنارت می‌مونم

913
01:42:56,918 --> 01:43:00,925
‫هنوز هم قول میدم، تا آخرین...

914
01:43:02,560 --> 01:43:05,579
‫کجاش خنده داره؟ چرا می‌خندی؟

915
01:43:10,491 --> 01:43:12,508
‫چون حق انتخاب دارم

916
01:43:13,435 --> 01:43:17,430
‫و انتخاب می‌کنم که نترسم

917
01:43:17,938 --> 01:43:20,948
‫با قدرت بتاز، فرزندم

918
01:43:33,931 --> 01:43:35,934
‫بیاین بریم

919
01:43:36,119 --> 01:43:40,123
‫نمی‌تونیم بریم بیرون. گیرمون می‌اندازن

920
01:43:40,124 --> 01:43:45,364
‫نه، اینطوری نمیشه. یکی موند
‫که مطمئن بشه دستشون بهمون نمی‌رسه

921
01:43:45,388 --> 01:43:47,127
‫که ازمون محافظت کنه

922
01:43:47,128 --> 01:43:49,124
‫کی موند؟

923
01:43:49,125 --> 01:43:52,132
‫تابحال اسم سپربانوها رو شنیدین؟

924
01:43:52,133 --> 01:43:53,141
‫نه

925
01:43:53,142 --> 01:43:57,134
‫زنانی از سرزمین‌های مرزی بودن

926
01:44:00,304 --> 01:44:04,913
‫وقتی تمام سربازها مردن
‫اونا سلاح به دست گرفتن

927
01:44:05,151 --> 01:44:09,700
‫وقتی هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونست
‫از روهان دفاع کردن

928
01:44:09,701 --> 01:44:12,709
‫برخی باور دارن، همه‌شون از دنیا رفتن

929
01:44:13,090 --> 01:44:14,916
‫واقعاً از دنیا رفتن؟

930
01:44:15,862 --> 01:44:17,876
‫نه همه‌شون

931
01:45:39,986 --> 01:45:42,001
‫به‌پیش!

932
01:45:55,252 --> 01:45:57,257
‫ایست!

933
01:46:09,947 --> 01:46:11,962
‫این دیگه چه وضعشه؟

934
01:46:15,250 --> 01:46:17,669
‫به شکل یه عروس اومدی پیش من؟

935
01:46:17,693 --> 01:46:20,581
‫فکر کردی بعد از تمام این قضایا
‫باهات ازدواج می‌کنم؟

936
01:46:20,676 --> 01:46:23,139
‫من عروس هیچکس نیستم

937
01:46:23,424 --> 01:46:27,411
‫پس بگو ببینم، به کی متعهدی؟

938
01:46:31,034 --> 01:46:33,134
‫به مرگ!

939
01:46:33,135 --> 01:46:37,607
‫بیا همونطوری که شروع شد تمومش کنیم، وولف

940
01:46:37,898 --> 01:46:39,914
‫خودمون دو تایی

941
01:46:40,762 --> 01:46:44,980
‫اگر من در مبارزه شکستت دادم
‫اجازه بده مردمم برن

942
01:46:44,981 --> 01:46:47,474
‫چرا باید همچین شروطی رو قبول کنم؟

943
01:46:47,498 --> 01:46:49,992
‫تو هیچی نداری که بخوای بهم بدی!

944
01:46:50,308 --> 01:46:53,302
‫شاید تاج به سر گذاشته باشی...

945
01:46:53,326 --> 01:46:56,320
‫ولی این باعث نمیشه پادشاه باشی

946
01:46:56,321 --> 01:47:00,318
‫من آخرین بازمانده‌ی
‫سلسله‌ی پادشاهان حقیقی روهان هستم

947
01:47:00,319 --> 01:47:04,321
‫بهت یه فرصت میدم
‫که اثبات کنی لایق این تاج و تختی

948
01:47:04,806 --> 01:47:08,370
‫بزدل‌تر از اون بودی که با پدرم روبرو بشی

949
01:47:08,394 --> 01:47:10,349
‫پس حالا با من روبرو شو

950
01:47:12,135 --> 01:47:15,556
‫دختر زیرکیه، حتماً یه نقشه‌ای داره

951
01:47:15,580 --> 01:47:18,134
‫گولش رو نخور

952
01:47:20,600 --> 01:47:23,655
‫دعوت به مبارزه‌ت رو می‌پذیرم!

953
01:47:23,679 --> 01:47:25,887
‫فکر کردی ازت می‌ترسم؟

954
01:47:27,865 --> 01:47:29,878
‫باید بترسی

955
01:47:41,002 --> 01:47:42,860
‫سر جاهاتون بمونین!

956
01:47:53,965 --> 01:47:55,968
‫سریع‌تر! سریع‌تر!

957
01:47:56,368 --> 01:47:57,970
‫از این طرف

958
01:47:58,070 --> 01:48:00,072
‫زود باشین! زود باشین!

959
01:49:11,610 --> 01:49:14,837
‫به افرادت بگو عقب بکشن

960
01:49:14,861 --> 01:49:16,616
‫بهم قول دادی

961
01:49:26,470 --> 01:49:28,472
‫آره قول دادم

962
01:49:35,233 --> 01:49:37,521
‫حمله رو شروع کنین

963
01:49:38,480 --> 01:49:40,611
‫نه

964
01:49:41,002 --> 01:49:43,428
‫دختره درست می‌گفت

965
01:49:43,452 --> 01:49:45,019
‫تو یه بزدلی

966
01:49:45,553 --> 01:49:49,540
‫بزدلی که هیچ شرفی نداره...

967
01:49:56,196 --> 01:50:02,207
‫چه آدم شرف داشته باشه چه نداشته باشه
‫درهرحال فانیه

968
01:50:04,380 --> 01:50:08,499
‫حمله کنین! حمله کنین!

969
01:50:08,500 --> 01:50:11,503
‫دختره رو بسپارین به خودم!

970
01:50:16,518 --> 01:50:19,511
‫موقعیت‌هاتون رو حفظ کنین!

971
01:50:20,505 --> 01:50:24,212
‫دارن نزدیک میشن
‫زود باشین آخرین گروه رو بفرستین برن!

972
01:50:24,236 --> 01:50:26,188
‫برین، زود باشین!

973
01:50:26,508 --> 01:50:29,145
‫مراقب این باش

974
01:50:29,146 --> 01:50:34,145
‫هنوزم یکی دو تا آهنگ ناسروده
‫در وجود مردممون باقی مونده

975
01:50:45,545 --> 01:50:46,555
‫هـرا!

976
01:50:54,559 --> 01:50:57,079
‫پرتاب کنین!

977
01:50:57,080 --> 01:50:58,081
‫پرتاب کنین!

978
01:51:19,582 --> 01:51:22,585
‫شکست خوردی، هـرا

979
01:51:41,867 --> 01:51:43,882
‫هورن‌بورگ‌تون سقوط می‌کنه...

980
01:51:46,071 --> 01:51:48,182
‫درست مثل برادرهات

981
01:51:48,535 --> 01:51:53,544
‫درست مثل هلم پتک‌مشت بزرگ

982
01:52:17,755 --> 01:52:19,743
‫پتک‌مشت؟

983
01:52:31,494 --> 01:52:36,165
‫شبح! شبح! هلم پتک‌مشت اومده سراغمون!

984
01:52:36,430 --> 01:52:38,514
‫مرگ به سراغمون اومده!

985
01:52:38,538 --> 01:52:41,520
‫فرار کنین! جونتونو نجات بدین!

986
01:52:41,521 --> 01:52:44,578
‫برای روهان!

987
01:52:44,579 --> 01:52:48,674
‫به‌پیش، ائورلینگاس!

988
01:52:48,675 --> 01:52:51,659
‫حمله!

989
01:53:04,364 --> 01:53:08,383
‫مردممون دیگه این قلعه رو
‫هورن‌بورگ خطاب نمی‌کنن

990
01:53:09,106 --> 01:53:10,127
‫هـرا!

991
01:53:12,006 --> 01:53:16,790
‫اسم پادشاه حقیقیش رو روش گذاشتن

992
01:53:16,791 --> 01:53:18,794
‫"گودی هـلـم"

993
01:53:52,722 --> 01:53:55,722
‫می‌دونستم

994
01:53:59,603 --> 01:54:04,614
‫از همون لحظه‌ای که دیدمت
‫می‌دونستم نابودیم رو رقم می‌زنی

995
01:54:16,273 --> 01:54:18,282
‫هـرا...

996
01:54:59,100 --> 01:55:01,101
‫هــرا!

997
01:55:54,700 --> 01:55:58,700
‫- جلوی عقب‌نشینی‌شون رو بگیرین!
‫- چشم قربان!

998
01:56:02,763 --> 01:56:05,773
‫هـرا، زخمی شدی

999
01:56:13,713 --> 01:56:15,722
‫بذار برن

1000
01:56:16,946 --> 01:56:21,697
‫بذار به خونه‌هاشون و پیش عزیزانشون برگردن

1001
01:56:22,365 --> 01:56:25,323
‫روهان بقدر کافی شاهد جنگ بوده

1002
01:56:25,347 --> 01:56:27,384
‫بهشون رحم کن، پسرعمه

1003
01:56:28,029 --> 01:56:32,021
‫پس بیا بگذاریم
‫رحم بر این روز حاکم بشه

1004
01:57:32,870 --> 01:57:35,484
‫زمستان طولانی به پایان رسیده بود

1005
01:57:35,508 --> 01:57:38,941
‫گیاهان سبز نوید فرا رسیدن بهار را می‌دادند

1006
01:57:38,942 --> 01:57:41,951
‫و این‌گونه بود که
‫سلسله‌ی دوم پادشاهان آغاز شد

1007
01:57:42,387 --> 01:57:45,394
‫با امید برای دورانی صلح‌آمیزتر

1008
01:57:46,369 --> 01:57:50,730
‫فریلاف هیلدسون، دهمین پادشاه روهان

1009
01:57:50,895 --> 01:57:53,912
‫اولین فرمانروای سلسله‌ی دوم

1010
01:57:54,635 --> 01:57:59,625
‫ارباب جدید آیزنگارد را به شما معرفی می‌کنم

1011
01:58:10,072 --> 01:58:12,094
‫سارومان سفید

1012
01:58:14,176 --> 01:58:18,193
‫اگر زمانی نیازمند کمک بودید
‫در خدمتم، سرورم

1013
01:58:26,732 --> 01:58:30,716
‫باید تو جای من می‌بودی، هـرا

1014
01:58:35,439 --> 01:58:37,480
‫من هیچوقت تاج و تخت رو نمی‌خواستم

1015
01:58:37,504 --> 01:58:39,544
‫تاج و تخت همیشه قسمت دیگران بود

1016
01:58:39,830 --> 01:58:43,846
‫با این‌حال، با شایستگی اونو به سر می‌گذاشتی

1017
01:58:44,531 --> 01:58:47,834
‫شنیدم پیامی دریافت کردی

1018
01:58:48,090 --> 01:58:51,092
‫آره. یه دعوت غیرمنتظره بود

1019
01:58:52,091 --> 01:58:55,112
‫البته. ماجراجویی تو رو فرا می‌خونه

1020
01:59:01,113 --> 01:59:03,127
‫سفر به‌خیر، دختردایی

1021
01:59:10,652 --> 01:59:14,642
‫ولی... اگر زمانی پادشاهت بهت نیاز داشت...

1022
01:59:17,420 --> 01:59:23,418
‫شمشیرم، وفاداریم و عشقم
‫ همیشه در اختیار پادشاهم خواهد بود

1023
01:59:41,690 --> 01:59:44,924
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- بنظر میاد دارم چیکار می‌کنم؟

1024
01:59:45,128 --> 01:59:48,140
‫تو دیگه مجبور نیستی بهم خدمت کنی

1025
01:59:48,776 --> 01:59:50,778
‫می‌دونم

1026
01:59:53,146 --> 01:59:57,141
‫خب... قراره کجا بریم؟

1027
02:00:02,780 --> 02:00:05,953
‫به سمت گدارهای آیزن میریم
‫تا با یه جادوگر ملاقات کنیم

1028
02:00:06,191 --> 02:00:10,196
‫در مورد اورک‌هایی که باهاشون روبرو شدم
‫و حلقه‌هایی که می‌دزدیدن سوالاتی ازم داره

1029
02:00:12,144 --> 02:00:17,146
‫باشه. این جادوگر اسم هم داره؟

1030
02:00:18,017 --> 02:00:20,037
‫اسامی بسیاری داره

1031
02:00:32,675 --> 02:00:37,676
‫ولی در زبان عامیانه، به اسم گاندالف مشهوره

1032
02:00:37,700 --> 02:00:49,700
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1033
02:00:51,830 --> 02:00:57,818
‫اسمش هـرا بود، تنها دختر هـلـم

1034
02:01:00,449 --> 02:01:05,444
‫برخی او را "سرکش
‫ یک‌دنده و آزاده" می‌خواندند

1035
02:01:08,210 --> 02:01:12,226
‫و تا پایان عمرش، همان‌گونه باقی ماند

