﻿1
00:01:05,370 --> 00:01:15,370
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:16,141 --> 00:01:18,378
هرمن‌ها واقعاً بدترین بچه ها

3
00:01:18,379 --> 00:01:20,581
تو طول تاریخ جهانن.

4
00:01:24,253 --> 00:01:25,523
دروغ می‌گفتن.

5
00:01:30,358 --> 00:01:31,694
دزدی می‌کردن.

6
00:01:34,836 --> 00:01:35,830
برگرد ببینم!

7
00:01:41,305 --> 00:01:43,673
سیگار می‌کشیدن.

8
00:01:47,815 --> 00:01:49,306
حتی دختراشون.

9
00:01:50,580 --> 00:01:52,579
بچه کوچولو ها رو میـزدند.

10
00:01:52,580 --> 00:01:54,486
حتی اگه اونا ازشون بزرگ تر بودَند

11
00:01:55,150 --> 00:01:56,555
هی!

12
00:02:02,429 --> 00:02:04,663
بی احترامی می کردن.
-اوه خدای من!

13
00:02:11,402 --> 00:02:12,968
به معلما فحش میـدادن.

14
00:02:18,778 --> 00:02:20,004
حتی یه انبار قدیمی

15
00:02:20,005 --> 00:02:23,476
فِرد کفش ساز رو آتیش زدن.

16
00:02:23,477 --> 00:02:25,381
البته، واقعا انبار زشتی بود

17
00:02:25,382 --> 00:02:28,054
و به هر حال داشت نابود می شد.

18
00:02:28,055 --> 00:02:30,289
بابام گفت: آتیش زدن اون انبار

19
00:02:30,290 --> 00:02:32,554
تنها کار خوبی بود که هردمن ها انجام دادن

20
00:02:32,555 --> 00:02:34,325
و اگه می‌دونستن کار خوبی بوده

21
00:02:34,326 --> 00:02:37,229
هرگز این کارو نمیکردن.

22
00:02:37,230 --> 00:02:39,759
خیلی بچه های بدی بودن که

23
00:02:39,760 --> 00:02:42,233
باور نمی‌کردی واقعاً وجود دارن.

24
00:02:42,234 --> 00:02:44,369
هیچکس نمی‌دونست چرا اینجوری بودن.

25
00:02:44,370 --> 00:02:47,302
انگار از همون اول بدجنس به دنیا اومده بودن.

26
00:02:47,303 --> 00:02:48,866
حالا که حرف از به دنیا اومدن شد،

27
00:02:48,867 --> 00:02:51,607
ما بچه‌ها هیچ‌وقت والدینشون رو ندیدیم.

28
00:02:51,608 --> 00:02:54,078
بعضیا فکر می‌کردن رها کردن و فرار کردن.

29
00:02:54,079 --> 00:02:55,543
نظریه من اینه که اونا

30
00:02:55,544 --> 00:02:57,447
اولین والدینی بودن که ربوده شدن،

31
00:02:57,448 --> 00:03:00,354
دست و پاشونو بستن و بچه هاشون
ازشون دزدی کردن.

32
00:03:00,853 --> 00:03:02,049
رالف،

33
00:03:02,050 --> 00:03:03,985
لیروی،

34
00:03:03,986 --> 00:03:05,624
کلاود،

35
00:03:05,625 --> 00:03:07,054
آلی،

36
00:03:07,055 --> 00:03:08,591
گلادیس،

37
00:03:08,592 --> 00:03:12,130
و پوست کلفت ترینشون، ایموجین.

38
00:03:12,131 --> 00:03:13,196
همه شبیه هم بودن،

39
00:03:13,197 --> 00:03:14,430
فقط جثه های متفاوتی داشتن

40
00:03:14,431 --> 00:03:15,794
و جای کبودی‌هاشون باهم فرق داشت

41
00:03:15,795 --> 00:03:18,036
جایی که همدیگه رو زده بودند.

42
00:03:18,037 --> 00:03:20,238
خب، همه، برید سر جاتون.

43
00:03:20,239 --> 00:03:22,504
امیدوارم برای "نمایش و تعریف" آماده باشید.

44
00:03:22,505 --> 00:03:25,303
اولین کسی که نمایش و تعریف داره...

45
00:03:25,304 --> 00:03:26,578
منم.

46
00:03:28,116 --> 00:03:30,412
خب. اولی هردمن اول میاد.

47
00:03:30,413 --> 00:03:32,179
منم... صبر کن.

48
00:03:32,180 --> 00:03:33,718
این گربه‌ ی منه.

49
00:03:33,719 --> 00:03:34,681
اسپایک.

50
00:03:58,441 --> 00:03:59,472
نمی‌تونم ببینم.

51
00:03:59,473 --> 00:04:00,744
منم.

52
00:04:02,046 --> 00:04:03,007
هی!

53
00:04:03,008 --> 00:04:04,610
 گفتم گه دزدی هم میکنن؟

54
00:04:10,024 --> 00:04:11,284
چی می‌خوای؟

55
00:04:11,285 --> 00:04:12,690
این گردنبند؟

56
00:04:13,422 --> 00:04:14,857
یا گردنت؟

57
00:04:14,858 --> 00:04:15,720
هوم؟

58
00:04:15,721 --> 00:04:17,021
من گردنم رو انتخاب کردم.

59
00:04:17,022 --> 00:04:19,364
معمولاً از دردسر دوری می‌کردم، اما ظاهراً

60
00:04:19,365 --> 00:04:21,600
گردنبند محبوبم توجه ش رو جلب کرده بود.

61
00:04:22,767 --> 00:04:25,437
ایموجین رهبر بی‌رقیبشون بود.

62
00:04:25,438 --> 00:04:28,533
ترس مرگباری به دل هر کسی که سر راهش بود می‌انداخت،

63
00:04:28,534 --> 00:04:30,539
حتی آدم بزرگ ها.

64
00:04:30,540 --> 00:04:32,671
به‌خصوص از آلیس خوشش نمی‌اومد.

65
00:04:32,672 --> 00:04:34,477
- هی، شپش.
- آخ!

66
00:04:34,478 --> 00:04:35,808
شاید چون آلیس

67
00:04:35,809 --> 00:04:38,310
کاملاً برعکس ایموجین بود.

68
00:04:39,778 --> 00:04:41,086
تا اونجایی که...

69
00:04:41,087 --> 00:04:43,383
دستات دوباره بوی صابون می‌ده.

70
00:04:43,384 --> 00:04:44,549
داری شپش هاتو قایم می‌کنی؟

71
00:04:44,550 --> 00:04:45,686
شپش سر بود،

72
00:04:45,687 --> 00:04:47,722
و فقط یک بار تو کمپ تابستونی بود.

73
00:04:47,723 --> 00:04:50,563
ولی ایموجین هیچ وقت فراموش نمی‌کنه

74
00:04:55,699 --> 00:04:57,867
- هردمن‌ها فقط...
- می‌دونم.

75
00:05:00,101 --> 00:05:02,371
هردمن‌ها واقعاً
بدترین بچه‌ها هستن

76
00:05:02,372 --> 00:05:03,906
در تاریخ جهان.

77
00:05:06,908 --> 00:05:09,548
حالا چیکار کردن عزیزم؟

78
00:05:09,549 --> 00:05:12,278
مامانم اون گردنبند رو بهم داده بود

79
00:05:12,279 --> 00:05:13,553
هیچی.

80
00:05:14,416 --> 00:05:16,087
همون کارای همیشگی.

81
00:05:16,088 --> 00:05:17,289
چیزی رو آتیش زدن؟

82
00:05:17,290 --> 00:05:19,818
آب صابون تو راهرو مدرسه ریختن؟

83
00:05:19,819 --> 00:05:21,455
ناهارت رو دزدیدن و بعدش
کتکت زدن؟

84
00:05:21,456 --> 00:05:23,489
چون آب‌نبات نداری؟

85
00:05:23,490 --> 00:05:25,529
یه چیزی تو همین مایه‌ها.

86
00:05:25,530 --> 00:05:27,630
امشب تکالیفت رو انجام بده.
فردا روز بزرگیه.

87
00:05:27,631 --> 00:05:29,799
- درخت کریسمس رو می‌گیریم.
- عالیه، بابا.

88
00:05:29,800 --> 00:05:33,166
مطمئنم که هردمن‌ها یه راهی پیدا می‌کنن که خرابش کنن.

89
00:05:35,175 --> 00:05:36,235
خیلی خوشحال‌کننده نیست.

90
00:05:37,905 --> 00:05:41,680
خدایا، این یه دعای خودخواهانه‌ست.

91
00:05:42,581 --> 00:05:44,584
می‌دونم
نباید این دعا رو کنم، ولی...

92
00:05:45,916 --> 00:05:47,578
میشه هرد من ها رو
یه جای دور بفرستی

93
00:05:47,579 --> 00:05:48,647
تا وقت که بزرگ بشم؟

94
00:05:51,157 --> 00:05:53,087
یه جایی که آدم زیاد نباشه.

95
00:05:54,121 --> 00:05:56,926
شاید یه جزیره
که اصلاً آدم نداشته باشه.

96
00:05:57,992 --> 00:06:00,160
و موجودات خطرناک و وحشی.

97
00:06:01,134 --> 00:06:02,532
یا این کار رو بکن،

98
00:06:02,533 --> 00:06:04,736
یا من رو تا وقتی که
دانشگاه برم نامرئی کن.

99
00:06:05,667 --> 00:06:07,002
این مشکل رو حل می‌کنه.

100
00:06:08,471 --> 00:06:09,774
مرسی، خدا.

101
00:06:11,542 --> 00:06:13,642
برای این دعای وحشتناک متاسفم.

102
00:06:13,643 --> 00:06:14,806
ما فکر می‌کردیم هردمن‌ها

103
00:06:14,807 --> 00:06:16,281
هردمن ها از طریق زندان های ایالتی

104
00:06:16,282 --> 00:06:18,043
 مستقیم به جهنم میرن

105
00:06:18,044 --> 00:06:20,552
تا وقتی که با مادرم درگیر شدن

106
00:06:20,553 --> 00:06:22,752
کلیسای ما، و نمایش بزرگ کریسمس ما شدن

107
00:06:31,759 --> 00:06:32,892
این خانواده منه

108
00:06:32,893 --> 00:06:35,497
پدرم، باب، حسابدار تمام وقت

109
00:06:35,498 --> 00:06:37,568
مادرم، گریس، مادر تمام وقت

110
00:06:37,569 --> 00:06:39,464
برادرم، چارلی، همیشه زرنگ و باهوش

111
00:06:43,110 --> 00:06:44,209
هر سال وضعیت همینه.

112
00:06:44,210 --> 00:06:46,877
باشه. عزیزم.

113
00:06:49,615 --> 00:06:52,015
یه کم کمکم کن، لطفاً.
عزیزم؟

114
00:06:53,982 --> 00:06:57,052
یه خانواده معمولی
توی یه شهر معمولی

115
00:06:59,293 --> 00:07:00,660
و این شهر ماست

116
00:07:01,328 --> 00:07:03,021
چیز زیادی نداره

117
00:07:03,022 --> 00:07:05,123
تنها چیزی که
شهر ما به خاطرش مشهوره

118
00:07:05,124 --> 00:07:07,560
نمایش سالانه کریسمس کلیسای ما بوده

119
00:07:07,561 --> 00:07:09,426
 یه نکته خیلی مهم بود

120
00:07:09,427 --> 00:07:12,100
امسال حتی مهم‌تر
به خاطر سالگردش

121
00:07:13,807 --> 00:07:15,603
هرچیزی که باید
 در باره ی مراسم امانوئل بدونی

122
00:07:15,604 --> 00:07:17,472
بهت میگم

123
00:07:19,476 --> 00:07:20,776
این اولین سالنامه‌ست

124
00:07:20,777 --> 00:07:23,044
سالی که کلیسا و شهرمون افتتاح شد

125
00:07:23,045 --> 00:07:25,717
افسانه میگه که نمایشنامه
یه زمانی معنی داشت

126
00:07:25,718 --> 00:07:27,879
و همه توی شهر
برای دیدنش هیجان‌زده بودن

127
00:07:27,880 --> 00:07:29,147
می‌خواستن زیبایی داستان کریسمس

128
00:07:29,148 --> 00:07:31,487
یادآوری شه

129
00:07:31,488 --> 00:07:32,687
اما مطمئن نیستم که نمایشنامه

130
00:07:32,688 --> 00:07:34,254
دیگه اونقدر
زیبا باشه.

131
00:07:35,263 --> 00:07:36,593
این ما هستیم سال گذشته.

132
00:07:36,594 --> 00:07:38,463
اون آلیسه،
که قبلاً باهاش آشنا شدین،

133
00:07:38,464 --> 00:07:40,029
تو سال سومش
که نقش مریم رو بازی می‌کرد.

134
00:07:40,796 --> 00:07:42,567
و این خانم آرمسترانگه،

135
00:07:42,568 --> 00:07:44,833
کسی که برای همیشه این نمایش رو کارگردانی کرده

136
00:07:44,834 --> 00:07:48,432
و مطمئن میشه
که هیچ‌چیزی هیچ‌وقت تغییر نکنه.

137
00:07:48,433 --> 00:07:51,206
به نظر من، بعد از هفتاد و چهارمین
نمایش تکراری،

138
00:07:51,207 --> 00:07:54,575
همه‌اش به عمق و شادی
یه کارت کریسمس بازیافتی بود.

139
00:07:54,576 --> 00:07:55,975
اما همون‌طور نگه داشتنش

140
00:07:55,976 --> 00:07:58,410
دقیقاً همون چیزیه که شهر می‌خواست.

141
00:08:00,013 --> 00:08:01,653
چون هفتاد و پنجمین سالگرد بود،

142
00:08:01,654 --> 00:08:03,180
حتی بیشتر از همیشه توجه جلب کرده بود.

143
00:08:03,181 --> 00:08:05,322
آدم‌ها از شهرهای دیگه می‌اومدن.

144
00:08:05,323 --> 00:08:06,588
اعضای سابق گروه بازیگری.

145
00:08:06,589 --> 00:08:08,023
حتی توی روزنامه هم بود.

146
00:08:08,024 --> 00:08:10,055
و انجمن بانوان کمک می‌کردن که لباس‌ها

147
00:08:10,056 --> 00:08:11,929
 از همیشه قشنگ‌تر بشن.

148
00:08:21,071 --> 00:08:23,570
- صافه؟
- به سمت چپ کج شده.

149
00:08:23,571 --> 00:08:24,738
چطور...

150
00:08:24,739 --> 00:08:25,972
- حالا چطور؟
- بدتر شد.

151
00:08:25,973 --> 00:08:27,538
نهایتاً... چی؟

152
00:08:27,539 --> 00:08:29,481
...در اخبار محلی، فصل یادآوریه

153
00:08:29,482 --> 00:08:30,809
نمایش سالانه کریسمس

154
00:08:30,810 --> 00:08:32,411
در شهر امانوئل

155
00:08:32,412 --> 00:08:35,012
که امسال واقعاً در روز کریسمس برگزار می‌شه.

156
00:08:35,013 --> 00:08:36,951
الان دارن تو تلویزیون تبلیغ می‌کنن؟

157
00:08:36,952 --> 00:08:39,158
حضور و کمک‌ها در کلیسا کم شده.

158
00:08:39,159 --> 00:08:40,789
شهر به بازدیدکننده نیاز داره.

159
00:08:40,790 --> 00:08:43,220
فکر کنم خیلی ناامید شدن.

160
00:08:43,221 --> 00:08:44,727
باشه، فقط بهم بگو کی درسته.

161
00:08:44,728 --> 00:08:45,957
تو لازم نیست به من بگی که اشتباهه.

162
00:08:45,958 --> 00:08:47,125
من فقط فرض می‌کنم که اشتباهه،

163
00:08:47,126 --> 00:08:49,298
و هر وقت درست شد بگین کی درست شد.

164
00:08:49,299 --> 00:08:50,363
درسته.

165
00:08:51,439 --> 00:08:52,634
این‌ها یه جورایی داغن.

166
00:08:52,635 --> 00:08:53,905
صبر کن. چی؟

167
00:08:57,204 --> 00:08:58,607
اونجا. اوه! اونا...

168
00:08:58,608 --> 00:08:59,842
پس، وقتشه

169
00:08:59,843 --> 00:09:01,579
که یه چیزی درباره مادرم بهت بگم

170
00:09:01,580 --> 00:09:03,281
سخته که تویه یه جمله بگم دقیقا

171
00:09:03,282 --> 00:09:05,043
 چی کار می‌کنه

172
00:09:05,044 --> 00:09:06,516
چه در حال انجام دادن

173
00:09:06,517 --> 00:09:08,084
تزئینات سالانه کریسمس بودیم

174
00:09:08,085 --> 00:09:10,355
یا مطمئن می‌شدیم که در نمایش کریسمس شرکت می‌کنیم،

175
00:09:10,356 --> 00:09:11,950
حتی اگر نمی‌خواستیم،

176
00:09:11,951 --> 00:09:14,086
اون خانواده ی ما رو در مسیر نگه می‌داشت.

177
00:09:14,087 --> 00:09:16,826
این تمرکز اصلی زندگی‌اش بود،

178
00:09:16,827 --> 00:09:20,628
اما این قرار بود همین الان تغییر کند.

179
00:09:23,264 --> 00:09:25,402
- مواظب باش.
- چه خبره؟

180
00:09:25,403 --> 00:09:26,734
به نظرت آتش سوزی هردمنه ؟

181
00:09:26,735 --> 00:09:28,368
خونه آرمسترانگه.

182
00:09:33,413 --> 00:09:35,040
اوه، نه.

183
00:09:35,041 --> 00:09:37,747
خانم وندلکن.
مامان آلیس،

184
00:09:37,748 --> 00:09:39,947
ملکه زنبورهای شهر

185
00:09:39,948 --> 00:09:41,879
 که با یه نگاه...

186
00:09:41,880 --> 00:09:43,115
همین نگاه

187
00:09:43,116 --> 00:09:44,653
...می‌تونست به مامانم حس حقارت دست بده

188
00:09:44,654 --> 00:09:45,754
پیراهنت رو توی شلوارت بذار.

189
00:09:45,755 --> 00:09:47,321
- زیر کتمه.
 - اوه.

190
00:09:48,891 --> 00:09:50,093
تو حالت خوب میشه.

191
00:09:51,927 --> 00:09:53,360
هلن، خیلی درد داری؟

192
00:09:53,828 --> 00:09:54,993
آره. وحشتناک.

193
00:09:54,994 --> 00:09:56,665
خیلی متاسفم. چی شد؟

194
00:09:56,666 --> 00:09:58,534
افتادم. بی‌خیالش چطوری.

195
00:09:58,535 --> 00:09:59,766
هر دو پاشو شکسته.

196
00:09:59,767 --> 00:10:01,402
هر دو تا؟

197
00:10:01,403 --> 00:10:02,672
آره، هر دو.

198
00:10:02,673 --> 00:10:04,676
به آقای آرمسترانگ
تو کارخونه زنگ بزن.

199
00:10:04,677 --> 00:10:06,478
و اجاق زیر سیب‌زمینی‌هامو خاموش کنین

200
00:10:06,479 --> 00:10:08,473
وگرنه کل خونه
آتش می‌گیره.

201
00:10:08,474 --> 00:10:11,716
لطفاً به خانم‌های خیریه اطلاع بدهید،
من در جلسه حضور نخواهم داشت.

202
00:10:11,717 --> 00:10:13,752
باید یک جایگزین برای بازار پیدا کنیم.

203
00:10:13,753 --> 00:10:15,817
- خب، این خیلی زیاده.
- و کمیته غذای مشترک.

204
00:10:15,818 --> 00:10:17,051
و کمیته زیباسازی.

205
00:10:17,052 --> 00:10:19,892
- البته.
- و نمایش کریسمس.

206
00:10:21,190 --> 00:10:23,291
کسی رو می‌خوام که بتونه طبق برنامه‌ام پیش بره.

207
00:10:24,024 --> 00:10:25,291
- ربکا؟
- بله.

208
00:10:25,292 --> 00:10:27,859
تو می‌تونی این کار رو انجام بدی. مخصوصاً به خاطر آلیس.

209
00:10:27,860 --> 00:10:29,867
من نمی‌تونم، واضحه.

210
00:10:29,868 --> 00:10:32,000
خیلی سرم شلوغه با کارم و کمیته‌های دیگه.

211
00:10:32,001 --> 00:10:34,841
نگران نباش، هلن.
یکی رو پیدا می‌کنیم.

212
00:10:35,508 --> 00:10:36,603
فکر کنم می‌تونم امتحان کنم.

213
00:10:38,002 --> 00:10:39,371
اشکالی نداره، گریس.

214
00:10:39,372 --> 00:10:43,715
امسال نمایش خیلی مهمه.

215
00:10:43,716 --> 00:10:45,482
تو می‌تونی بیسکویت ها رو بیاری. این کار توئه.

216
00:10:45,483 --> 00:10:48,114
ببخشید، "کار من"؟

217
00:10:48,115 --> 00:10:50,021
آوردن بیسکویت ها "کار من"ه؟

218
00:10:50,022 --> 00:10:54,190
خب، اون بیسکویت های آماده‌ای که پارسال آوردی خیلی خوشمزه بودن.

219
00:10:55,692 --> 00:10:57,288
تو عالیی.

220
00:10:57,289 --> 00:10:59,932
یکی رو پیدا می‌کنیم، هلن.

221
00:11:04,037 --> 00:11:05,802
یه چیز دیگه هم درباره مامانم،

222
00:11:05,803 --> 00:11:07,466
اون زندگی ساده رو ترجیح می‌داد.

223
00:11:07,467 --> 00:11:11,068
ولی اگه یکی از مامان‌های قضاوت‌گر شهر به چالش می‌کشیدش،

224
00:11:11,069 --> 00:11:13,144
هر کاری می‌کرد.

225
00:11:13,145 --> 00:11:14,006
حتی...

226
00:11:14,007 --> 00:11:16,512
- خانم آرمسترانگ؟
- چی کار کردی؟

227
00:11:16,513 --> 00:11:18,509
اوه...

228
00:11:18,510 --> 00:11:20,944
تو داوطلب شدی که نمایش کریسمس رو کارگردانی کنی؟

229
00:11:20,945 --> 00:11:22,081
اون نیاز به کمک داشت.

230
00:11:22,082 --> 00:11:24,019
خانم وندلکن می‌خواست پیدا کنه...

231
00:11:24,020 --> 00:11:25,518
خانم وندلکن لازم نیست همه کارها رو خودش انجام بده

232
00:11:25,519 --> 00:11:28,692
و اون خانم‌ها باید بدونن که من کاملاً توانمندم...

233
00:11:28,693 --> 00:11:29,992
می‌دونی اون زن آرمسترانگ

234
00:11:29,993 --> 00:11:32,127
قراره روزی ده بار به این خونه زنگ بزنه؟

235
00:11:32,128 --> 00:11:34,560
شماره تلفنمون رو بهش ندادی، دادی؟

236
00:11:36,033 --> 00:11:37,497
قول دادی که هیچ وقت بهش نمی دی.

237
00:11:37,498 --> 00:11:39,568
بعد از اینکه خانم وندلکن گفت که می‌تونم فقط بیسکویت بیارم،

238
00:11:39,569 --> 00:11:40,802
همه چیز برام تار شد.

239
00:11:40,803 --> 00:11:42,304
حالا فکر کنم باید شرکت کنم.

240
00:11:42,305 --> 00:11:45,443
و دوباره چارلی چوپان رو ببینم که لباس خواب من رو پوشیده.

241
00:11:45,444 --> 00:11:47,940
اوه، نه. کسی مرده؟

242
00:11:47,941 --> 00:11:49,443
از اون بدتره، پسرم.

243
00:11:51,413 --> 00:11:55,253
مامانت داره نمایش کریسمس رو اجرا می‌کنه.

244
00:11:56,382 --> 00:11:58,383
شرط می‌بندم همتون فکر می‌کنید
این خیلی بامزه‌ست

245
00:11:58,384 --> 00:12:01,156
ولی نمایش کریسمس
یه سنت هست،

246
00:12:01,157 --> 00:12:04,155
و مهمه
و من می‌تونم به خوبی از پسش بربیام.

247
00:12:04,156 --> 00:12:06,359
در واقع، به خانم آرمسترانگ گفتم

248
00:12:06,360 --> 00:12:10,095
این بهترین نمایش کریسمس خواهد بود.

249
00:12:10,096 --> 00:12:11,733
اوه!

250
00:12:11,734 --> 00:12:12,965
نمی‌دونم کیه.

251
00:12:16,842 --> 00:12:18,403
این خوب نبود.

252
00:12:18,404 --> 00:12:20,879
نمایش امسال باید عالی می‌بود

253
00:12:20,880 --> 00:12:22,980
و هرچقدر هم که تشویق می‌ کردم که جلو اومده بود و اینو قبول کرد

254
00:12:22,981 --> 00:12:25,082
اما مامان تا حالا هیچ‌وقت همچین کاری نکرده بود

255
00:12:25,083 --> 00:12:27,719
و نمی‌دونست با چی یا کی طرفه.

256
00:12:27,720 --> 00:12:29,114
نمی‌تونستم تحمل کنم ببینم شکست می‌خوره

257
00:12:29,115 --> 00:12:30,720
اونم جلوی کل شهر.

258
00:12:30,721 --> 00:12:32,585
- اما...
- تو می‌تونی مامان.

259
00:12:35,829 --> 00:12:38,892
خدایا، لطفاً نمایش رو موفقیت آمیز کن

260
00:12:38,893 --> 00:12:40,558
تا مامان مقصر نشه.

261
00:12:40,559 --> 00:12:42,800
حالا چرا اینقدر وقت گذاشتم

262
00:12:42,801 --> 00:12:44,531
تا همه چیز رو درباره هردمن‌ها بهتون بگم

263
00:12:44,532 --> 00:12:47,599
و نمایشنامه تکراری کریسمس شهرمون؟

264
00:12:47,600 --> 00:12:50,240
چه ربطی می‌تونه به هم داشته باشن؟

265
00:12:51,478 --> 00:12:53,239
خودتون خواهید دید.

266
00:12:53,240 --> 00:12:55,812
- صبح بخیر.
- صبح بخیر.

267
00:12:55,813 --> 00:12:57,012
همونطور که می‌دونید،

268
00:12:57,013 --> 00:12:59,476
ماه یک بار،

269
00:12:59,477 --> 00:13:01,816
از مدرسه یکشنبه می‌خواهیم

270
00:13:01,817 --> 00:13:04,150
که برای ۱۵ دقیقه اول اینجا حضور داشته باشن

271
00:13:04,151 --> 00:13:06,657
آواز بخونن،
یه داستان تعریف کنن،

272
00:13:06,658 --> 00:13:09,054
یا چند آیه از کتاب مقدس بخون.

273
00:13:09,055 --> 00:13:10,524
قبل از اینکه اونا رو بیاریم،

274
00:13:11,532 --> 00:13:12,830
مطمئنم شنیدید

275
00:13:12,831 --> 00:13:15,998
خانم آرمسترانگ
یه حادثه بد داشت.

276
00:13:15,999 --> 00:13:17,663
داره بهتر میشه.

277
00:13:17,664 --> 00:13:23,601
ولی می‌خوام به گرِیس
یه تشکر ویژه بکنم،

278
00:13:23,602 --> 00:13:27,444
که داوطلب شده
نمایش کریسمس رو کارگردانی کنه.

279
00:13:31,678 --> 00:13:33,377
همه‌مون خیلی قدردانیم،

280
00:13:33,378 --> 00:13:34,951
به‌خصوص با
همه توجهی که

281
00:13:34,952 --> 00:13:36,620
جشنواره امسال برگزار می‌شود.

282
00:13:36,621 --> 00:13:39,082
پس موفق باشی. بدون فشار.

283
00:13:40,490 --> 00:13:41,485
بسیار خب،

284
00:13:41,486 --> 00:13:43,587
این ماه،
خانم وارن از بچه‌ها خواست

285
00:13:43,588 --> 00:13:46,496
بهترین چیزی که در مورد کلیسا دوست دارند را به اشتراک بگذارند.

286
00:13:46,497 --> 00:13:48,260
خانم وارن.

287
00:13:48,261 --> 00:13:49,360
برو جلو عزیزم.

288
00:13:49,361 --> 00:13:52,067
فقط اون بالا. آره، با صدای بلند.

289
00:13:52,068 --> 00:13:54,169
چیزی که من در مورد مدرسه یکشنبه‌ای

290
00:13:54,170 --> 00:13:56,806
بیشتر دوست دارم، حس خوبی ی که وقتی به اونجا می‌رم، می‌گیرم.

291
00:13:56,807 --> 00:13:59,441
آخی.

292
00:14:01,476 --> 00:14:03,348
خوب، مینی، نوبت توئه.
برو جلو.

293
00:14:03,349 --> 00:14:04,377
صدات بلند باشه.

294
00:14:04,378 --> 00:14:07,816
من عاشق سرودهای مذهبی‌ام،
و عاشق عیسی‌ام.

295
00:14:09,818 --> 00:14:11,549
خیلی بامزه‌ست.

296
00:14:11,550 --> 00:14:13,692
چارلی، تو چی میگی؟

297
00:14:16,962 --> 00:14:19,560
چیزی که بیشتر از همه
در مورد کلیسا دوست دارم اینه که

298
00:14:20,362 --> 00:14:23,267
هیچ هردمنی اینجا نیست.

299
00:14:32,972 --> 00:14:36,148
چارلی دفعه بعد چیزهای دیگه‌ای که دوست داره رو میگه.

300
00:14:39,080 --> 00:14:40,746
یکشنبه خوبی داشته باشید.

301
00:14:41,916 --> 00:14:43,122
همم.

302
00:14:44,155 --> 00:14:47,155
چی؟ چیزای دیگه‌ای هم هست که دوست دارم

303
00:14:47,156 --> 00:14:49,454
ولی گفت، "چیزی که بیشتر از همه دوست داری."

304
00:14:49,455 --> 00:14:52,997
و چیزی که بیشتر از همه دوست دارم اینه که هرمن‌ها نباشن.

305
00:14:52,998 --> 00:14:56,563
هی، این خیلی احساس مسیحی نیست.

306
00:14:56,564 --> 00:14:59,765
این حقیقته. و تو میگی، "همیشه حقیقت رو بگو."

307
00:15:03,842 --> 00:15:06,340
وقتی بابات اینو میگه،

308
00:15:06,341 --> 00:15:10,410
منظورش اینه که نه به قیمت مهربونی.

309
00:15:10,411 --> 00:15:12,514
- عالی گفتی.
- از کجا آوردی...

310
00:15:12,515 --> 00:15:14,985
حقیقت این بود، سه روز گذشته پشت سر هم

311
00:15:14,986 --> 00:15:16,721
لروی هردمن از جعبه ناهار چارلی

312
00:15:16,722 --> 00:15:18,091
دسر رو دزدید

313
00:15:19,387 --> 00:15:21,725
بی‌خیال شو، چارلی!

314
00:15:21,726 --> 00:15:22,927
چرا چارلی؟

315
00:15:22,928 --> 00:15:24,559
فکر کنم نوبت اون بود این ماه.

316
00:15:33,867 --> 00:15:37,269
روز سوم محاصره، چارلی تسلیم شد.

317
00:15:37,270 --> 00:15:40,408
باشه، بگیرش. برام مهم نیست.

318
00:15:40,409 --> 00:15:42,944
من همه خوراکی‌هایی که می‌خوام رو از کلیسا می‌گیرم.

319
00:15:42,945 --> 00:15:44,914
چه جور خوراکی‌هایی؟

320
00:15:44,915 --> 00:15:47,249
کیک شکلاتی، شکلات‌های تخته‌ای،

321
00:15:47,250 --> 00:15:51,885
بیسکویت ها، کول‌اید،
بستنی، دونات،

322
00:15:51,886 --> 00:15:53,588
پاپ‌کورن توپی.

323
00:15:54,023 --> 00:15:55,222
پس ادامه بده.

324
00:15:55,223 --> 00:15:57,794
کلیسا به من
همه چیزهایی که نیاز دارم رو میده.

325
00:15:57,795 --> 00:15:59,261
خیلی بد که تو هیچ‌وقت نمی‌فهمی.

326
00:15:59,262 --> 00:16:02,695
اگه یه روزی تو کلیسا ظاهر بشی،
آب میشی.

327
00:16:02,696 --> 00:16:04,829
دروغ چارلی
نمیتونست بدتر از این بشه

328
00:16:04,830 --> 00:16:07,235
 به این شکل فوق‌العاده.

329
00:16:07,236 --> 00:16:09,306
اون یکشنبه
روز جمع‌آوری غذا بود.

330
00:16:09,307 --> 00:16:11,210
صبح بخیر. ممنون که اومدید. خوشحالم که می‌بینمتون.

331
00:16:11,907 --> 00:16:13,077
سلام.

332
00:16:13,078 --> 00:16:14,873
خیلی خوشحالم که می‌بینمت. ممنون که اومدی.

333
00:16:19,183 --> 00:16:21,486
مطمئنی جای درستی اومدیم؟

334
00:16:21,487 --> 00:16:22,584
اونا اینجان.

335
00:16:23,723 --> 00:16:25,257
وای خدای من.

336
00:16:26,187 --> 00:16:27,457
ما می‌تونیم این کار رو انجام بدیم.

337
00:16:28,762 --> 00:16:30,225
فقط لبخند بزن.

338
00:16:30,226 --> 00:16:32,792
- کیک رو از کجا می‌گیری؟
- کیک؟

339
00:16:34,661 --> 00:16:36,034
آره. درست اونجا، همونه.

340
00:16:36,035 --> 00:16:38,463
ایده خوبی بود، لروی. می‌تونیم با این کار کنیم.

341
00:16:38,464 --> 00:16:40,667
تو برای کلاس یکشنبه اینجایی

342
00:16:40,668 --> 00:16:44,908
آها! می‌گه مدرسه بیشتر. می‌دونستم یه کلکی تو کاره.

343
00:16:44,909 --> 00:16:46,343
بیا بریم از اینجا.

344
00:16:46,344 --> 00:16:48,907
نه، نه، نه. این...
مثل مدرسه معمولی نیست.

345
00:16:49,783 --> 00:16:51,245
درباره عیسی یاد می‌گیری

346
00:16:51,246 --> 00:16:53,083
و درباره‌اش آهنگ می‌خونی.

347
00:16:53,084 --> 00:16:55,150
- والدینت اینجا هستن؟
- مامانم سر کاره.

348
00:16:55,151 --> 00:16:57,021
به ما گفتن
که دسر هست.

349
00:16:57,022 --> 00:16:58,848
دسر رایگان برای هر کسی
که بخواد.

350
00:16:58,849 --> 00:17:01,057
مطمئنم می‌تونم
یه چیزی برات پیدا کنم

351
00:17:01,058 --> 00:17:03,321
چیزی خاص بعد از مراسم،

352
00:17:03,322 --> 00:17:04,725
اگه دوست داری بمونی.

353
00:17:06,130 --> 00:17:08,267
نشونت میدم کجاست.

354
00:17:10,331 --> 00:17:12,468
وای، پسر.

355
00:17:12,469 --> 00:17:16,936
♪ عیسی منو دوست داره، اینو می‌دونم ♪

356
00:17:16,937 --> 00:17:20,939
 ♪ چون کتاب مقدس اینو میگه ♪

357
00:17:24,411 --> 00:17:25,812
اوه‌ اوه.

358
00:17:28,454 --> 00:17:31,818
بت، خوشحال میشی اگه کنار تو بشینن، درسته؟

359
00:17:33,727 --> 00:17:35,426
عالیه. بیا حالا.

360
00:17:49,237 --> 00:17:50,903
خب، هنوز آب نشدیم.

361
00:17:52,210 --> 00:17:53,441
اونا موندن.

362
00:17:53,442 --> 00:17:55,212
♪ عیسی منو دوست داره... ♪

363
00:17:55,213 --> 00:17:58,047
اونا هیچ سرودی نخوندن.

364
00:17:58,048 --> 00:17:59,676
♪ چون کتاب مقدس... ♪

365
00:17:59,677 --> 00:18:01,215
ای پدر ما که در آسمانی...

366
00:18:01,216 --> 00:18:02,519
...یا دعا نکردن.

367
00:18:03,889 --> 00:18:05,423
 عیسی بچه ی...

368
00:18:06,790 --> 00:18:09,592
اما مهارت‌های نقاشی‌شون را تمرین کردند.

369
00:18:17,102 --> 00:18:18,799
و یه کمم پول به جیب زدن.

370
00:18:20,106 --> 00:18:21,304
خیلی خب، بچه‌ها.

371
00:18:21,305 --> 00:18:23,302
ما به زودی تمرین‌ها رو شروع می‌کنیم

372
00:18:23,303 --> 00:18:25,143
برای نمایش کریسمس‌مون.

373
00:18:25,144 --> 00:18:27,638
پس لطفاً حتماً به والدینتون بگید

374
00:18:27,639 --> 00:18:29,212
که باید بعد از کلیسا

375
00:18:29,213 --> 00:18:31,546
هفته آینده با شما بمونن

376
00:18:31,547 --> 00:18:34,052
برای تمام جزئیات.

377
00:18:34,053 --> 00:18:36,680
امیدوارم امسال هم توی گروه کر باشی.

378
00:18:36,681 --> 00:18:38,156
- صدات، خیلی...
 - آروم باش، آلیس.

379
00:18:38,157 --> 00:18:40,156
نمی‌خوام نقش مریم رو بازی کنم

380
00:18:40,157 --> 00:18:42,794
فقط به خاطر اینکه مادرم نمایش رو اداره می‌کنه.

381
00:18:42,795 --> 00:18:44,961
سلام، نمایش تاریخی چیه؟

382
00:18:44,962 --> 00:18:46,457
- یه نمایش.
- نمایش؟

383
00:18:46,458 --> 00:18:48,495
می‌دونی، مثل یه فیلم.

384
00:18:48,496 --> 00:18:50,897
- ولی جلوی مردم.
- فیلم، آره؟

385
00:18:52,835 --> 00:18:54,903
هرمن‌ها خیلی اهل فیلم دیدن بودن.

386
00:18:56,272 --> 00:18:57,738
بیا اینجا، نیم وجبی...

387
00:18:57,739 --> 00:18:59,043
هرچند هیچ‌وقت خودشون پول نمی‌دادن.

388
00:18:59,044 --> 00:19:01,211
هی! هی! هی! وایسا! وایسا! وایسا!

389
00:19:01,212 --> 00:19:03,541
آی! آی! هی. نکن... وایسا. وایسا.

390
00:19:03,542 --> 00:19:06,180
دعوا نکنید. هی! باشه. باشه!

391
00:19:06,181 --> 00:19:07,848
هی! بسه دیگه! عزیزم. هی!

392
00:19:19,199 --> 00:19:20,765
همه میان
تا تماشا کنن.

393
00:19:20,766 --> 00:19:22,093
در مورد عیسیه.

394
00:19:25,566 --> 00:19:28,370
همه چیز اینجا همینه.

395
00:19:28,371 --> 00:19:29,970
بعد از اون نظر،

396
00:19:29,971 --> 00:19:31,505
فکر کردم زیاد براش
نمایش کریسمس مهم نیست.

397
00:19:31,506 --> 00:19:33,003
ولی اشتباه می‌کردم.

398
00:19:33,004 --> 00:19:35,144
و توی اردو تابستونی،
یه قایق خیلی سریع دارن.

399
00:19:35,145 --> 00:19:37,114
خیلی سریع‌تر از یه ماشینه.

400
00:19:37,115 --> 00:19:38,348
من فقط تا حالا
توی یه قایق پارویی بودم.

401
00:19:38,349 --> 00:19:40,247
و بعد یه قایق هست که از روش می‌پریم.

402
00:19:40,248 --> 00:19:41,818
می‌تونم شیرجه قو بزنم.

403
00:19:41,819 --> 00:19:42,713
به نظر جالب میاد.

404
00:19:42,714 --> 00:19:44,357
و بعدش یه خرس میاد و می‌خورتت.

405
00:19:45,920 --> 00:19:50,623
خب، شپشو، گوشه گیر، آماده‌اید برای این؟

406
00:19:50,624 --> 00:19:52,431
امسال قراره توی نمایش تون شرکت کنم.

407
00:19:53,431 --> 00:19:55,561
- چی گفتی؟
 -شپشو شنید.

408
00:19:55,562 --> 00:19:57,664
قراره توی نمایش کتاب مقدستون باشم.

409
00:19:57,665 --> 00:20:00,499
چی؟ نمی‌تونی توی نمایش باشی.

410
00:20:00,500 --> 00:20:02,638
قراره مامان بچه عیسی باشم.

411
00:20:02,639 --> 00:20:05,974
ها! تو خیلی کثیفی که بخوای نقش
مریم رو بازی کنی، ایموجین هردمن.

412
00:20:05,975 --> 00:20:07,612
همه می‌دونن.

413
00:20:07,613 --> 00:20:08,711
آلیس!

414
00:20:09,513 --> 00:20:12,710
- مریم کیه؟
- مادر عیسی مسیح.

415
00:20:12,711 --> 00:20:14,548
اینو همه می‌دونن
به جز تو.

416
00:20:14,549 --> 00:20:16,287
و من همیشه مریم هستم
در نمایش

417
00:20:16,288 --> 00:20:18,655
و هیچ کاری نمی‌تونی بکنی.

418
00:20:19,288 --> 00:20:21,424
عزیزم،

419
00:20:21,425 --> 00:20:23,396
بهشون می‌گی
نمی‌خوای این کارو بکنی.

420
00:20:24,030 --> 00:20:25,292
می‌خوای من مریم باشم.

421
00:20:25,293 --> 00:20:26,791
چرا باید این کار رو بکنم؟

422
00:20:26,792 --> 00:20:29,331
چون اگه نکنی،
بهار بعدی،

423
00:20:29,332 --> 00:20:31,332
وقتی که بیدمشک‌ها
بیرون میان،

424
00:20:31,333 --> 00:20:32,764
یه بیدمشک رو

425
00:20:32,765 --> 00:20:35,106
اونقدر توی
گوش خوشگلت فرو می‌کنم،

426
00:20:35,107 --> 00:20:36,933
که نتونن
درش بیارن.

427
00:20:36,934 --> 00:20:40,739
اونجا جوانه می‌زنه
و رشد می‌کنه و رشد می‌کنه.

428
00:20:40,740 --> 00:20:42,573
و بقیه عمرت رو

429
00:20:42,574 --> 00:20:44,181
با یه بوته بیدمشک

430
00:20:44,182 --> 00:20:45,917
که از سرت بیرون زده
می‌گذرونی.

431
00:20:47,212 --> 00:20:49,113
باور کنی یا نه، قبلاً این کار رو کرده بود.

432
00:20:49,114 --> 00:20:52,283
- ولم کن!
- باشه. فقط یه لحظه. یه لحظه.

433
00:20:55,490 --> 00:20:57,496
چی؟

434
00:21:01,264 --> 00:21:02,460
آه...

435
00:21:05,698 --> 00:21:07,404
به چی نگاه می‌کنی؟

436
00:21:07,405 --> 00:21:10,502
چرا اصلاً می‌خوای توی نمایش شرکت کنی؟

437
00:21:10,503 --> 00:21:11,873
به تو ربطی نداره.

438
00:21:22,282 --> 00:21:24,420
وقتی بچه‌های کوچیک همه خسته بودن،

439
00:21:24,421 --> 00:21:25,920
و بچه‌های بزرگ همه گرسنه بودن،

440
00:21:25,921 --> 00:21:28,018
و مامان ها همه می‌خواستن برن خونه و شام درست کنن

441
00:21:28,019 --> 00:21:29,621
بابا ها همه می‌خواستند برن به خونه

442
00:21:29,622 --> 00:21:31,156
و بازی را در تلویزیون ببینند،

443
00:21:31,157 --> 00:21:35,299
هردمن‌ها ساکت نشسته بودند، منتظر بودند مادرم شروع کند.

444
00:21:35,300 --> 00:21:37,563
 من دعا می‌کردم برای یه معجزه

445
00:21:37,564 --> 00:21:39,030
که ایموجین ساکت بشه

446
00:21:39,031 --> 00:21:40,830
و هردمن‌ها چیزی را آتش نزنن

447
00:21:40,831 --> 00:21:42,098
و تمرین مامانم رو خراب نکنن

448
00:21:42,099 --> 00:21:44,136
و جلوی همه ما رو شرمنده نکنن.

449
00:21:45,238 --> 00:21:47,777
 خب، این سه تا معجزه است.

450
00:21:50,677 --> 00:21:52,045
خب، سلام به همه.

451
00:21:53,846 --> 00:21:56,251
این زیاد طول نمی‌کشه.

452
00:21:56,252 --> 00:21:58,454
باشه، فقط یه لحظه.

453
00:21:58,455 --> 00:22:02,256
این از تماس‌های زیادیه که این هفته داشتیم.

454
00:22:02,257 --> 00:22:04,592
باشه.

455
00:22:04,593 --> 00:22:07,861
اول، همونطور که خانم آرمسترانگ همیشه می‌گه،

456
00:22:07,862 --> 00:22:11,636
"هیچ نقش کوچیکی وجود نداره، فقط بازیگرای کوچیک."

457
00:22:15,207 --> 00:22:16,201
این یعنی چی؟

458
00:22:17,374 --> 00:22:18,940
راستش رو بخوای نمی‌دونم.

459
00:22:19,907 --> 00:22:21,743
خب، ما تمرین‌های زیادی نداریم،

460
00:22:21,744 --> 00:22:24,176
پس همه‌تون باید سعی کنید توی هر کدوم حاضر باشید.

461
00:22:25,816 --> 00:22:29,851
- اگه مریض بشیم چی؟
- مریض نمی‌شید.

462
00:22:29,852 --> 00:22:35,085
حالا، شما بچه‌های کوچولو
اینجا، شما فرشته می‌شید.

463
00:22:35,086 --> 00:22:37,253
"پسرها و دخترهای بزرگتر
چوپان می‌شن

464
00:22:37,254 --> 00:22:40,692
"و مهمان‌های مهمانسرا
و اعضای گروه کر.

465
00:22:40,693 --> 00:22:42,566
"و ما به مریم و یوسف نیاز داریم،

466
00:22:42,567 --> 00:22:45,295
"سه مرد دانا،
و فرشته خداوند.

467
00:22:45,296 --> 00:22:49,139
"نقش‌ها سخت نیستن،
ولی نقش‌های مهمی‌ان."

468
00:22:49,140 --> 00:22:50,869
اوه. "پس اون بچه‌ها باید

469
00:22:50,870 --> 00:22:54,045
"حتما به هر تمرین بیان."

470
00:22:54,046 --> 00:22:55,547
اگه مریض بشن چی؟

471
00:22:55,548 --> 00:22:57,841
اونا مریض نمی‌شوند.
اما اگر مریض شدند چی؟

472
00:22:57,842 --> 00:22:59,684
هیچکس مریض نمیشه، دیوید.

473
00:23:00,484 --> 00:23:02,483
"ما همیشه با مریم شروع می‌کنیم.

474
00:23:02,484 --> 00:23:05,015
"باید ماریم را با دقت انتخاب کنیم

475
00:23:05,016 --> 00:23:08,218
"چون ماریم
مادر عیسی ـه.

476
00:23:08,219 --> 00:23:12,664
"اون باید دختری شیرین و
شاد باشد که..."

477
00:23:13,793 --> 00:23:17,064
باشه، بسه دیگه.

478
00:23:17,065 --> 00:23:20,335
می‌دونم خیلی‌هاتون دوست دارید
نقش مریم رو توی نمایش ما بازی کنید،

479
00:23:20,336 --> 00:23:22,569
اما فقط یکی رو نیاز داریم.

480
00:23:22,570 --> 00:23:24,272
ایموجین،
سوالی داری؟

481
00:23:24,273 --> 00:23:27,111
نه. من می‌خوام مریم باشم.

482
00:23:27,112 --> 00:23:29,205
و رالف می‌خواد جو باشه.

483
00:23:29,206 --> 00:23:31,413
مثل یه فیلم کارآگاهی بود

484
00:23:31,414 --> 00:23:32,680
که یه پیرزن مهربون

485
00:23:32,681 --> 00:23:33,946
یه تفنگ رو از شیشه ی پنجره ی بانک میاره تو

486
00:23:33,947 --> 00:23:35,318
و می‌گه، "همه پول‌هاتون رو بدین به من،"

487
00:23:35,319 --> 00:23:36,748
و تو نمی‌تونی باور کنی.

488
00:23:36,749 --> 00:23:38,718
مامانم نمی‌تونست باور کنه.

489
00:23:38,719 --> 00:23:41,723
باید به همه یه فرصت بدیم.

490
00:23:41,724 --> 00:23:44,256
کسی دیگه‌ای هست که بخواد برای نقش یوسف داوطلب بشه؟

491
00:23:46,467 --> 00:23:49,434
المر؟ تو معمولاً دوست داری نقش یوسف رو بازی کنی.

492
00:23:49,435 --> 00:23:51,532
المر از بازی کردن نقش یوسف متنفر بود.

493
00:23:51,533 --> 00:23:52,900
ولی باباش کشیش بود،

494
00:23:52,901 --> 00:23:55,003
وقتی کس دیگه ای داوطلب نشد.
اونو اجبار کرد.

495
00:23:56,541 --> 00:23:59,073
هیچ‌کس دیگه هیچ‌وقت داوطلب نمی‌شد.

496
00:24:00,339 --> 00:24:03,946
خب، این خیلی عجیبه. کسی دیگه‌ای هست؟

497
00:24:06,316 --> 00:24:07,312
خیلی خب.

498
00:24:08,387 --> 00:24:10,313
رالف یوسف ما میشه.

499
00:24:10,314 --> 00:24:14,019
کسی هست که بخواد برای نقش مریم داوطلب بشه؟

500
00:24:14,020 --> 00:24:16,156
آلیس، نمی‌خوای امسال داوطلب بشی؟

501
00:24:18,294 --> 00:24:20,197
نه، نه

502
00:24:23,365 --> 00:24:24,768
کسی هست؟

503
00:24:24,769 --> 00:24:27,431
مامان توی یه وضعیت خیلی بد بود.
تو بد ترین وضعیت ممکن.

504
00:24:27,432 --> 00:24:31,641
والدین، جشنواره، کلیسا، کل شهر،

505
00:24:31,642 --> 00:24:34,772
همه مامان رو مقصر می‌دونستن اگه جشنواره خراب می‌شد.

506
00:24:34,773 --> 00:24:36,407
الان من قدم بر می‌داشتم که کمک کنم؟

507
00:24:37,646 --> 00:24:39,180
کاری که بعدش انجام می‌دادم

508
00:24:39,181 --> 00:24:43,183
سرنوشت جشنواره رو تا به امروز تعیین می‌کرد.

509
00:24:51,360 --> 00:24:52,823
باشه.

510
00:24:52,824 --> 00:24:55,992
ایموجین مریم ما خواهد بود.

511
00:25:00,636 --> 00:25:03,067
ما مردان دانا رو داریم بعدی.

512
00:25:03,068 --> 00:25:05,039
لروی، کلود و اولی
می‌خوان بازی کنن.

513
00:25:05,040 --> 00:25:08,004
باشه، حالا باید به همه
یه فرصت بدیم، ایموجین.

514
00:25:08,005 --> 00:25:10,415
همه فرصت خودشون رو داشتن.

515
00:25:10,416 --> 00:25:13,077
اونا همه جور فرصتی داشتن.

516
00:25:13,078 --> 00:25:15,383
- و فرشته خداوند؟
- گلادیس.

517
00:25:15,384 --> 00:25:17,283
من!

518
00:25:17,985 --> 00:25:21,452
رابی! رابی!

519
00:25:22,590 --> 00:25:24,458
میشل.

520
00:25:24,459 --> 00:25:25,863
دستتو بالا ببر.

521
00:25:27,460 --> 00:25:30,098
فرض کن که همین بود.

522
00:25:31,437 --> 00:25:33,302
اوه، ما به چوپان‌ها نیاز داریم.

523
00:25:33,303 --> 00:25:34,839
چارلی، تو واردی.

524
00:25:35,340 --> 00:25:36,399
دیوید و رابی؟

525
00:25:36,400 --> 00:25:39,675
تازه یادم افتاد،
ما داریم میریم فیلادلفیا.

526
00:25:39,676 --> 00:25:42,172
- ما نمیـریم!
- احتمالاً حالم بد میشه.

527
00:25:42,173 --> 00:25:44,548
هر دوی شما رو می‌نویسم
کار از محکم کاری عیب نمیکنه.

528
00:25:44,549 --> 00:25:46,750
مامان، گلادیس هردمن
خیلی محکم می‌زنه.

529
00:25:46,751 --> 00:25:49,713
خدای من، گلادیس قرار نیست
کسی رو بزنه.

530
00:25:49,714 --> 00:25:50,987
چه حرفیه که میزنی!

531
00:25:51,720 --> 00:25:52,918
فرشته خداوند

532
00:25:52,919 --> 00:25:54,558
به چوپان‌ها در صحرا
سر می‌زند

533
00:25:54,559 --> 00:25:56,621
و به اونا میگه که
که عیسی به دنیا آمده.

534
00:25:56,622 --> 00:25:57,925
و بعد هم اونا رو کتک می‌زنه.

535
00:25:57,926 --> 00:25:59,893
نمی‌خوام دیگه
حرفی دربارش بشنوم.

536
00:25:59,894 --> 00:26:02,398
هیچ چوپانی استعفا نمی‌ده
یا مریض نمی‌شه.

537
00:26:02,399 --> 00:26:03,895
یا به فیلادلفیا نمی‌ره.

538
00:26:03,896 --> 00:26:05,496
آخ!

539
00:26:06,902 --> 00:26:08,333
برای مامانم خیلی ناراحت شدم.

540
00:26:08,334 --> 00:26:10,770
 و بعضی از اونا تقصیر من بود.

541
00:26:10,771 --> 00:26:12,235
پنج دقیقه بود که جای

542
00:26:12,236 --> 00:26:13,910
 خانم آرمسترانگ نشسته بود

543
00:26:13,911 --> 00:26:16,714
و هردمن‌ها کل نمایش را به دست گرفته بودند.

544
00:26:16,715 --> 00:26:19,278
می‌ترسیدم که همون نمایش قدیمی باشه،

545
00:26:19,279 --> 00:26:22,249
و حالا حاضرم هر کاری بکنم که دوباره خسته‌کننده باشد.

546
00:26:24,755 --> 00:26:26,819
خبر اتفاقات خیلی سریع‌تر

547
00:26:26,820 --> 00:26:29,124
از آتیشی که هردمن‌ها تو چمن‌زار به پا کرده بودند دست به دست میشد.

548
00:26:29,125 --> 00:26:31,728
بچه‌ها به والدینشون گفتن، والدین به همسایه‌ها زنگ زدند

549
00:26:31,729 --> 00:26:33,759
و همسایه‌ها به اقوامشان زنگ زدن.

550
00:26:42,468 --> 00:26:45,371
چطور گذاشتی این اتفاق بیـفته؟ چطور...

551
00:26:46,840 --> 00:26:50,307
چطور ممکنه...

552
00:26:50,308 --> 00:26:52,550
کسی یه کیسه کاغذی داره؟

553
00:26:52,551 --> 00:26:53,980
منصفانه نیست که یه خانواده کامل

554
00:26:53,981 --> 00:26:55,213
که حتی به کلیسای ما نمی‌رن

555
00:26:55,214 --> 00:26:56,913
یهویی اومدن و نمایش رو گرفتن.

556
00:26:56,914 --> 00:26:58,588
نامردی شد.

557
00:26:58,589 --> 00:27:02,287
همه‌مون موافقیم که این یه فاجعه بود.

558
00:27:02,288 --> 00:27:04,958
چون هردمن‌ها برای نمایش داوطلب شدن؟

559
00:27:04,959 --> 00:27:07,159
اون داره به حمله شدید

560
00:27:07,160 --> 00:27:09,762
به فرآیند بی‌طرفانه انتخاب بازیگر دیروز اشاره می‌کنه.

561
00:27:09,763 --> 00:27:11,467
با تمام احترامی که قائلم،

562
00:27:11,468 --> 00:27:12,999
هیچ چیزی در این فرآیند

563
00:27:13,000 --> 00:27:15,835
هرگز بی‌طرف نبوده،
خانم آرمسترانگ.

564
00:27:15,836 --> 00:27:18,403
و در مورد حمله شدید،

565
00:27:18,404 --> 00:27:22,072
من واقعاً از بچه‌هاتون خواهش کردم که شرکت کنن.

566
00:27:22,073 --> 00:27:24,476
ما از شوک فلج شدیم.

567
00:27:24,944 --> 00:27:26,148
اما شما صحبت کردید.

568
00:27:26,881 --> 00:27:28,283
این به همین جوری اومد تو دهنم.

569
00:27:30,790 --> 00:27:32,522
ببخشید، اما...

570
00:27:32,523 --> 00:27:33,951
ما از کلمات خیلی بزرگ استفاده می‌کنیم

571
00:27:33,952 --> 00:27:35,320
صحبت کردن درباره یک نمایش

572
00:27:35,321 --> 00:27:38,087
که بچه‌ها فقط باید

573
00:27:38,088 --> 00:27:39,660
همون جای که هر سال بودن وایستن.

574
00:27:39,661 --> 00:27:42,129
ما اینو جدی می‌گیریم.

575
00:27:42,130 --> 00:27:45,903
منم همینطور، خانم اسلوکام،
به همین دلیل داوطلب شدم.

576
00:27:45,904 --> 00:27:49,534
با توجه به اینکه کی رو برای نقش مریم انتخاب کردی، ظاهراً اینطور نیست.

577
00:27:51,071 --> 00:27:52,775
ربکا...

578
00:27:52,776 --> 00:27:55,010
بنظرت ممکنه که به عنوان مادر آلیس،

579
00:27:55,011 --> 00:27:57,547
شخصاً علاقه‌مندم که کی نقش مریم رو بازی کنه؟

580
00:27:57,548 --> 00:28:00,176
این نمایش مقدسه.

581
00:28:00,177 --> 00:28:03,852
وایستا
نمایش مقدسه؟

582
00:28:03,853 --> 00:28:06,019
- معلومه که هست.
- درباره جامعه است.

583
00:28:06,020 --> 00:28:07,818
- و جمع‌آوری کمک.
- و مادر مریم.

584
00:28:07,819 --> 00:28:09,393
و سنت.

585
00:28:09,394 --> 00:28:10,587
شما چی پیشنهاد می‌کنید؟

586
00:28:10,588 --> 00:28:12,959
که هرمن‌ها رو از نمایش کریسمس بندازم بیرون

587
00:28:12,960 --> 00:28:15,032
و نذارم بیان کلیسا؟

588
00:28:15,831 --> 00:28:16,961
بله.

589
00:28:33,783 --> 00:28:36,053
منظورم اینه، نمی‌تونم همین‌جوری بندازمشون بیرون.

590
00:28:36,054 --> 00:28:38,955
ولی حق با اوناست. ممکنه با هرمن‌ها خراب کاری کنن.

591
00:28:38,956 --> 00:28:41,988
حالا، این یه نمایشیه که واقعاً دوست دارم ببینم.

592
00:28:41,989 --> 00:28:43,620
مادر مریم داره سیگار می‌کشه،

593
00:28:43,621 --> 00:28:46,764
چوپان‌ها دارن با چوباشون همدیگه رو می‌زنن.

594
00:28:46,765 --> 00:28:48,961
پنج دلار شرط می‌بندم که طویله رو آتیش می‌زنن.

595
00:28:48,962 --> 00:28:50,062
چرا باید بهشون می‌گفتی

596
00:28:50,063 --> 00:28:52,230
که تو کلیسا غذا می‌دن، احمق؟

597
00:28:52,231 --> 00:28:53,570
چون فکر نمی‌کردم واقعاً

598
00:28:53,571 --> 00:28:55,102
وارد ساختمون کلیسا بشن!

599
00:28:55,103 --> 00:28:57,140
تعجب می‌کنم که اونجا رو آتیش نزدن.

600
00:28:57,907 --> 00:28:59,670
ببخشید که داوطلب نشدم.

601
00:29:01,173 --> 00:29:02,942
به نظرت من نمایش رو خراب کردم؟

602
00:29:02,943 --> 00:29:06,479
وای، نه عزیزم! نه!

603
00:29:08,051 --> 00:29:10,182
بث، بهت میگم
همون چیزی که به

604
00:29:10,183 --> 00:29:12,522
اون آدمای از خود راضی و
کنترل‌گر

605
00:29:12,523 --> 00:29:13,857
از کلیسا گفتم،

606
00:29:13,858 --> 00:29:15,625
که در حالی که هلن آرمسترانگ
ممکنه تعجب کنه

607
00:29:15,626 --> 00:29:16,893
که خورشید هر روز صبح طلوع می‌کنه

608
00:29:16,894 --> 00:29:18,289
حتی اگه اون اونجا نباشه
تا نظارتش کنه،

609
00:29:18,290 --> 00:29:20,026
اون تنها زن این دنیا نیست

610
00:29:20,027 --> 00:29:21,424
که بتونه
یه نمایش کریسمس رو برگزار کنه.

611
00:29:21,425 --> 00:29:23,226
اگر فکر می‌کنند

612
00:29:23,227 --> 00:29:24,896
که من نمی‌تونم انجامش بدم،

613
00:29:24,897 --> 00:29:26,433
اونا یک درس عبرت بزرگ در پیش دارند.

614
00:29:27,133 --> 00:29:28,968
همه اینا رو گفتی؟

615
00:29:28,969 --> 00:29:31,507
خب، نه همه‌اش.

616
00:29:32,769 --> 00:29:34,540
- هیچکدومش؟
- بی‌خیال.

617
00:29:34,541 --> 00:29:37,078
شب اولین تمرین بود.

618
00:29:37,079 --> 00:29:39,511
شب بزرگی برای مامان بود تا ثابت کند که میتونه این کار را انجام بده.

619
00:29:39,512 --> 00:29:41,952
من آماده بودم که به هر طریقی که شده بهش کمک کنم.

620
00:29:41,953 --> 00:29:44,018
اما اول، مثل همیشه، بچه‌ها را فرستادن بیرون

621
00:29:44,019 --> 00:29:45,350
فکر کنم بیشتر از اینکه درباره دعا باشه

622
00:29:45,351 --> 00:29:46,955
می‌خواستن همه‌مون

623
00:29:46,956 --> 00:29:49,425
انرژی‌مون رو تخلیه کنیم که بعداً رفتار خوبی داشته باشیم.

624
00:29:49,426 --> 00:29:50,626
ولی بعدش...

625
00:30:04,277 --> 00:30:05,408
حالا.

626
00:30:22,826 --> 00:30:24,086
بسه.

627
00:30:25,458 --> 00:30:28,763
هی بچه‌ها. تا یه دقیقه دیگه آماده‌تون می‌کنن.

628
00:30:28,764 --> 00:30:29,861
تمرین خوبی داشته باشین.

629
00:30:51,455 --> 00:30:52,848
اولین تمرین معمولاً

630
00:30:52,849 --> 00:30:55,659
به اندازه یه سفر سه ساعته با اتوبوس مدرسه سرگرم‌کننده بود.

631
00:30:55,660 --> 00:30:57,926
شلوغ و پرجمعیت بود.

632
00:30:57,927 --> 00:30:59,893
اما بعد از چیزی که باهاش روبرو شده بودیم،

633
00:30:59,894 --> 00:31:01,095
هیچ‌کس صدایی در نیاورد

634
00:31:01,096 --> 00:31:03,033
و ما فقط ساکت منتظر موندیم ببینیم

635
00:31:03,034 --> 00:31:05,562
چه کار وحشتناکی ممکنه از هردمن‌ها سر بزنه.

636
00:31:05,563 --> 00:31:08,237
به همین دلیله که نباید می‌اومدن.

637
00:31:08,238 --> 00:31:10,138
بنظرتون کشیش هاپکینز درباره وقتی که عیسی گفت،

638
00:31:10,139 --> 00:31:12,240
"بگذارید بچه‌ها نزد من بیایند" صحبت نکرد؟

639
00:31:12,241 --> 00:31:15,107
آره، خب، عیسی هردمن‌ها رو تحمل نمی‌کرد.

640
00:31:15,108 --> 00:31:17,082
- باشه.
- مامان؟

641
00:31:17,916 --> 00:31:19,347
کمک میخوای؟

642
00:31:19,348 --> 00:31:21,581
امروز قراره همه چیز رو نادیده بگیریم
حتی اینکه مامانتم.

643
00:31:22,655 --> 00:31:23,720
قراره زود شروع کنم.

644
00:31:23,721 --> 00:31:25,123
حالا برو بشین کنار ایموجین.

645
00:31:25,789 --> 00:31:26,784
مامان!

646
00:31:28,523 --> 00:31:31,195
شاید سکوتت بهش سرایت کنه.

647
00:31:36,296 --> 00:31:38,466
خب، همه ساکت بشید.

648
00:31:40,837 --> 00:31:42,635
خیلی خوب، پس.

649
00:31:44,003 --> 00:31:45,306
باشه.

650
00:31:45,307 --> 00:31:48,738
خوش آمدید، همه. خوشحالیم که همتون رو می‌بینیم.

651
00:31:48,739 --> 00:31:50,310
این ممکنه بزرگترین دروغی بوده باشه

652
00:31:50,311 --> 00:31:52,550
که تا حالا تو کلیسا بلند گفته شده.

653
00:31:52,551 --> 00:31:53,984
اول، بخش آسونش.

654
00:31:53,985 --> 00:31:55,578
اوه، بیاید همه رو به فرشته‌ها

655
00:31:55,579 --> 00:31:58,219
و چوپان‌ها و مهمان‌های مهمانسرا جدا کنیم.

656
00:31:58,220 --> 00:32:00,485
چوپان‌ها کی بودن؟
 از کجا اومده بودن؟

657
00:32:00,486 --> 00:32:02,189
- مهمانسرا چیه؟
- مثل یه متل

658
00:32:02,190 --> 00:32:04,022
جایی که مردم میرن تا شب رو بگذرونن.

659
00:32:04,023 --> 00:32:05,424
چه مردمی؟ عیسی؟

660
00:32:05,425 --> 00:32:08,292
اوه، واقعاً! عیسی هنوز به دنیا نیومده بود!

661
00:32:08,293 --> 00:32:10,162
مریم و یوسف به آنجا رفتند.

662
00:32:10,163 --> 00:32:12,101
- چرا؟
- اول چه اتفاقی افتاد؟

663
00:32:12,102 --> 00:32:14,766
- از اول شروع کن.
- از همون اول اول؟

664
00:32:14,767 --> 00:32:17,136
این واقعاً همه رو ترسوند چون شروع میشه

665
00:32:17,137 --> 00:32:19,140
 (کتاب پیدایش)

666
00:32:19,141 --> 00:32:20,639
جایی که می‌گه
"در ابتدا."

667
00:32:20,640 --> 00:32:23,477
و اگه از اونجا شروع کنیم،
سال‌ها اینجا خواهیم بود.

668
00:32:23,478 --> 00:32:26,516
بیایید از آغاز داستان کریسمس شروع کنیم.

669
00:32:27,445 --> 00:32:30,753
همه ما اینو میلیون بار شنیدیم.

670
00:32:30,754 --> 00:32:31,855
فکر می‌کنم ایده خوبی هستش.

671
00:32:31,856 --> 00:32:33,685
برای همه‌مون
تا دوباره بشنویمش.

672
00:32:33,686 --> 00:32:36,458
یادآوری خوبیه از اینکه
کریسمس درباره‌ی چیه.

673
00:32:37,393 --> 00:32:39,862
"و یوسف هم از
جلیل رفت،

674
00:32:39,863 --> 00:32:41,357
"از شهر ناصره

675
00:32:41,358 --> 00:32:42,726
"به یهودیه...

676
00:32:42,727 --> 00:32:46,401
"به شهر داوود،
که بهش بیت‌لحم می‌گن،

677
00:32:46,402 --> 00:32:49,237
"چون او از خاندان
و نسل داوود بود،

678
00:32:49,238 --> 00:32:53,303
"تا با مریم،
همسر محبوبش، باشه،

679
00:32:53,304 --> 00:32:55,271
"که باردار بود."

680
00:32:55,272 --> 00:32:56,640
"باردار بود"؟

681
00:32:56,641 --> 00:32:59,149
- حامله بوده، احمق.
- رالف، بسه دیگه.

682
00:32:59,150 --> 00:33:01,349
خیلی خوب نیست بگی
که مریم حامله بود.

683
00:33:01,350 --> 00:33:03,286
مامانم نمی‌خواد ما
در مورد این چیزا حرف بزنیم.

684
00:33:03,287 --> 00:33:05,683
حقیقت داشت.
خانم وندلکن خوشش نمی‌اومد

685
00:33:05,684 --> 00:33:07,551
گربه‌ها بچه‌دار بشن
یا پرنده‌ها تخم بذارن،

686
00:33:07,552 --> 00:33:09,188
و نمی‌ذاشت
آلیس با کسی که دو تا خرگوش داره بازی کنه.

687
00:33:09,189 --> 00:33:11,022
خفه می‌شی؟

688
00:33:11,023 --> 00:33:12,296
می‌خوام بشنوم.

689
00:33:12,962 --> 00:33:14,162
باورم نمی‌شد.

690
00:33:15,563 --> 00:33:18,101
 هردمن‌ها معروف بودن به اینکه هیچ‌وقت آروم نمی‌نشستن

691
00:33:18,102 --> 00:33:20,232
و هیچ‌وقت به کسی توجه نمی‌کردن،

692
00:33:20,233 --> 00:33:22,633
معلم‌ها، والدین، پلیس.

693
00:33:22,634 --> 00:33:25,305
اما یه چیزی توی داستان کریسمس

694
00:33:25,306 --> 00:33:27,143
باعث شده بود که به هر کلمه گوش بدن.

695
00:33:27,144 --> 00:33:29,344
مریم و یوسف مجبور شدن برن توی طویله

696
00:33:29,345 --> 00:33:33,145
چون جایی براشون تو مهمانخانه نبود.

697
00:33:33,146 --> 00:33:34,882
خدایا!

698
00:33:34,883 --> 00:33:36,152
حتی برای عیسی هم جا نبود؟

699
00:33:36,153 --> 00:33:38,852
ما اسم خدا رو اینجوری استفاده نمی‌کنیم، ایموجین.

700
00:33:38,853 --> 00:33:40,286
یک آخور چیه؟

701
00:33:40,287 --> 00:33:42,322
مثل تخت خوابه
برای بچه؟

702
00:33:42,323 --> 00:33:44,126
چرا باید توی طویله
تخت خواب داشته باشن؟

703
00:33:44,127 --> 00:33:46,929
خب، اصل موضوع همینه،
در واقع، لروی.

704
00:33:46,930 --> 00:33:48,658
توی طویله تخت خواب نداشتن.

705
00:33:48,659 --> 00:33:50,265
باید از هرچی که بود استفاده می‌کردن.

706
00:33:50,266 --> 00:33:52,495
تو چیکار می‌کردی
اگه یه بچه تازه به دنیا اومده داشتی

707
00:33:52,496 --> 00:33:54,136
و تخت خوابی برای گذاشتن بچه نداشتی؟

708
00:33:54,137 --> 00:33:55,867
ما گلادیس رو توی کشوی کمد گذاشتیم.

709
00:33:57,776 --> 00:33:59,204
بفرما.

710
00:33:59,205 --> 00:34:00,406
مریم بچه عیسی رو گذاشت

711
00:34:00,407 --> 00:34:02,946
توی یه آخور سنگی
برای حیوانات.

712
00:34:02,947 --> 00:34:05,214
اون لباس‌های مچاله شده چی بودن؟

713
00:34:05,215 --> 00:34:07,750
گفتی که اون رو توی لباس‌های مچاله شده پیچید.

714
00:34:07,751 --> 00:34:09,353
قنداق.

715
00:34:10,156 --> 00:34:11,788
قبلاً بچه‌هاشون رو محکم می‌پیچیدن

716
00:34:11,789 --> 00:34:13,219
توی یه تکه پارچه بزرگ

717
00:34:13,220 --> 00:34:14,420
که نتونن تکون بخورن.

718
00:34:14,421 --> 00:34:17,387
اون رو بستن و گذاشتنش توی یه جعبه؟

719
00:34:17,388 --> 00:34:18,926
سازمان حمایت از کودکان کجا بود؟

720
00:34:22,165 --> 00:34:24,029
و ناگهان، فرشته‌ی خداوند

721
00:34:24,030 --> 00:34:25,400
بر آن‌ها نازل شد

722
00:34:25,401 --> 00:34:27,999
و بزرگی خداوند بر آن‌ها تابید.

723
00:34:28,000 --> 00:34:29,406
شزم!

724
00:34:30,202 --> 00:34:31,438
شزم؟

725
00:34:31,439 --> 00:34:34,106
از دل شب سیاه با انتقامی وحشتناک،

726
00:34:34,107 --> 00:34:36,177
مارو قدرتمند ظاهر شد!

727
00:34:36,178 --> 00:34:38,382
این بیشترین حرفیه که تا حالا زده.

728
00:34:39,478 --> 00:34:41,176
این یه کتاب کمیکه.

729
00:34:41,177 --> 00:34:42,716
آه.

730
00:34:43,217 --> 00:34:45,449
خب، پس، بله.

731
00:34:45,450 --> 00:34:47,089
فکر می‌کنم فرشته خداوند

732
00:34:47,090 --> 00:34:49,426
یه جورایی شبیه
یه قهرمان کتاب‌های کمیکه.

733
00:34:51,456 --> 00:34:52,723
"حالا...

734
00:34:52,724 --> 00:34:55,660
"...وقتی که عیسی در بیت‌لحم یهودیه به دنیا اومد،

735
00:34:55,661 --> 00:34:59,434
"در روزهای هیرود پادشاه، ببین،

736
00:34:59,435 --> 00:35:02,899
"مردان دانا از شرق به اورشلیم آمدند."

737
00:35:02,900 --> 00:35:06,274
اون تویی، لروی. کلود، اولی، توجه کنید.

738
00:35:06,275 --> 00:35:08,771
چطور دانا؟ اونا معلم بودن یا چی؟

739
00:35:08,772 --> 00:35:11,010
نه، کله‌پوک، اونا مثل رئیس‌جمهوران هستن.

740
00:35:11,011 --> 00:35:12,741
بیاین دعوا نکنیم.

741
00:35:12,742 --> 00:35:15,346
تقریبا درسته.
اونا پادشاه بودن.

742
00:35:15,347 --> 00:35:16,579
خب، چه عجب.

743
00:35:16,580 --> 00:35:18,383
شاید بالاخره یکی بگه

744
00:35:18,384 --> 00:35:20,286
به اون مهمانخانه‌دار
بگه

745
00:35:20,287 --> 00:35:22,426
بره اون بچه رو
از طویله بیاره بیرون.

746
00:35:24,890 --> 00:35:26,758
"و وقتی وارد خانه شدند،

747
00:35:26,759 --> 00:35:30,265
"کودک را با مریم، مادرش دیدند،

748
00:35:30,266 --> 00:35:32,598
"و به زمین افتادند
و او را پرستش کردند.

749
00:35:32,599 --> 00:35:34,267
"و وقتی گنجینه‌هایشان را باز کردند،

750
00:35:34,268 --> 00:35:37,238
"آنها به او هدیه دادند،

751
00:35:37,239 --> 00:35:39,910
"طلا، کندر و مر."

752
00:35:39,911 --> 00:35:41,943
صبر کن. اون چیزا چیه؟

753
00:35:41,944 --> 00:35:43,510
روغن و عطر.

754
00:35:43,511 --> 00:35:47,615
روغن؟ چه جور پادشاه بدبختی روغن میده؟

755
00:35:47,616 --> 00:35:50,514
تو پناهگاه آتش‌نشان‌ها هدیه‌های بهتری می‌گیری.

756
00:35:50,515 --> 00:35:53,355
در واقع، اون شاه هیرود بود.

757
00:35:53,356 --> 00:35:56,490
او مردان خردمند را فرستاد تا نوزاد عیسی را پیدا کنند.

758
00:35:56,491 --> 00:35:59,194
 اون بود که هدیه‌های بی‌ارزش فرستاده بود؟

759
00:35:59,195 --> 00:36:00,791
در واقع، بدتر از اون بود.

760
00:36:00,792 --> 00:36:03,525
هیرود تصمیم داشت
بچه عیسی رو بکشه.

761
00:36:03,526 --> 00:36:05,299
- خدای من!
- ایموجین.

762
00:36:05,300 --> 00:36:06,631
اصلاً کی نقش هیرود رو بازی می‌کنه؟

763
00:36:06,632 --> 00:36:08,567
ما هیرود رو تو نمایش‌مون نشون نمی‌دیم.

764
00:36:08,568 --> 00:36:10,599
چی؟

765
00:36:10,600 --> 00:36:12,474
- بیا دیگه!
- نه!

766
00:36:12,475 --> 00:36:14,537
باید نشون بدین که آخرش کتک می‌خوره.

767
00:36:14,538 --> 00:36:15,704
چارلی می‌تونه هیرود باشه.

768
00:36:15,705 --> 00:36:17,510
- نمی‌خوام هیرود باشم.
- نه!

769
00:36:17,511 --> 00:36:19,180
یکی باید اون مهمان‌دار رو هم بگیره.

770
00:36:19,181 --> 00:36:20,480
گلادیس، از قدرت فرشته‌ات استفاده کن.

771
00:36:20,481 --> 00:36:22,585
نه عزیزم،
فکر نمی‌کنم ما...

772
00:36:27,019 --> 00:36:29,586
خیلی خب، کافیه.
کافیه! کافیه.

773
00:36:31,961 --> 00:36:34,257
باشه، باشه.

774
00:36:36,167 --> 00:36:38,861
لطفاً، ازتون می‌خوام
آروم بگیرید.

775
00:36:38,862 --> 00:36:41,538
- شاید عیسی بتونه هیرود رو بکشه.
- شزم!

776
00:37:03,163 --> 00:37:05,925
- نقاشی قشنگیه، نه؟
- حدس می‌زنم.

777
00:37:07,893 --> 00:37:11,635
اون مریم،
خیلی سرسخت بود.

778
00:37:11,636 --> 00:37:13,269
سرسخت؟

779
00:37:13,270 --> 00:37:15,434
آره. خیلی چیزها رو
تحمل کرد.

780
00:37:15,435 --> 00:37:16,765
چالش‌های بزرگی را پشت سر گذاشتند

781
00:37:16,766 --> 00:37:18,608
تا کودکی را به دنیا بیاورند.

782
00:37:20,540 --> 00:37:23,145
هوم. به نظر سخت نیست.

783
00:37:23,146 --> 00:37:25,776
فقط شیرین و زیبا به چشم میاد.

784
00:37:25,777 --> 00:37:28,684
آره. توی اون نقاشی،
فکر کنم، آره.

785
00:37:30,917 --> 00:37:32,450
چرا اسم شهرمون رو

786
00:37:32,451 --> 00:37:33,854
بالای نقاشی گذاشتند؟

787
00:37:34,887 --> 00:37:36,692
می‌دونی امانوئل یعنی چی؟

788
00:37:36,693 --> 00:37:37,759
نه.

789
00:37:39,196 --> 00:37:40,861
یعنی "خدا با ماست."

790
00:37:42,167 --> 00:37:43,666
کودک عیسی همین بود.

791
00:37:44,871 --> 00:37:45,866
و تو...

792
00:37:46,966 --> 00:37:50,171
نقشی که داوطلب شدی بازی کنی

793
00:37:50,172 --> 00:37:51,674
به تحقق اون کمک کرد.

794
00:37:53,011 --> 00:37:54,006
خیلی جالب بود.

795
00:37:56,243 --> 00:37:57,449
فکر کنم.

796
00:38:01,447 --> 00:38:02,652
به هر حال...

797
00:38:03,922 --> 00:38:04,918
ببین، من...

798
00:38:07,691 --> 00:38:11,529
همه شما امشب سوالات خوبی پرسیدید.

799
00:38:13,296 --> 00:38:16,061
و این باعث شد که فکر کنم...

800
00:38:17,230 --> 00:38:20,267
شاید اگر تماشا گر باشی بیشتر لذت میبری

801
00:38:20,268 --> 00:38:21,539
تا اینکه توش ایفای نقش کنی.

802
00:38:22,837 --> 00:38:25,403
می‌دونی، می‌تونی واقعاً
همه چیز رو جذب کنی،

803
00:38:25,404 --> 00:38:26,570
همه جزئیات رو ببینی.

804
00:38:26,571 --> 00:38:28,143
می‌دونی چی می‌گم؟

805
00:38:31,314 --> 00:38:33,716
نه. من این کار رو می‌کنم.

806
00:38:36,881 --> 00:38:37,880
فکر می‌کنم شخصیت من

807
00:38:37,881 --> 00:38:39,389
باید اون مهمان‌خانه رو آتیش می‌زد.

808
00:38:39,390 --> 00:38:40,950
آره. شاید توی نمایش، بتونی

809
00:38:40,951 --> 00:38:42,751
مهمان‌دار رو تا کشور بعدی دنبال کنی.

810
00:38:46,164 --> 00:38:48,593
ایموجین...

811
00:38:48,594 --> 00:38:50,695
واقعا نیاز دارم که اونا خوب رفتار کنن.

812
00:38:50,696 --> 00:38:51,995
اگه بتونی
کمکم کنی تو این مورد،

813
00:38:51,996 --> 00:38:53,502
میتونم مطمئن بشم که
وقتی نمایش تموم شد

814
00:38:53,503 --> 00:38:55,270
هر دسر که بخوای برات فراهم کنم. نظرت چیه؟

815
00:38:55,271 --> 00:38:57,773
قبلاً اینو شنیدم.

816
00:38:59,640 --> 00:39:01,007
ایموجین، بریم!

817
00:39:02,046 --> 00:39:03,042
باید برم.

818
00:39:16,459 --> 00:39:18,228
اوه...

819
00:39:18,229 --> 00:39:21,027
- چی به سرت اومده؟
- هردمن‌ها.

820
00:39:21,028 --> 00:39:21,890
آه.

821
00:39:21,891 --> 00:39:24,599
بازم سعی کردن منو بکشن...

822
00:39:24,600 --> 00:39:26,596
اینم از دنیای نمایش، رفیق.

823
00:39:34,244 --> 00:39:35,808
من گیج شدم.

824
00:39:35,809 --> 00:39:38,675
هیچ کبودی نمی‌بینم. این یه پیروزیه.

825
00:39:38,676 --> 00:39:40,042
ما حتی تمرین هم نکردیم.

826
00:39:40,043 --> 00:39:41,679
اون فقط داستان کریسمس رو تعریف کرد.

827
00:39:41,680 --> 00:39:43,080
هرمن‌ها هیچ‌وقت نشنیده بودنش.

828
00:39:43,081 --> 00:39:45,352
فرض کن که هیچ چیزی دربارش نمی‌دونستی،

829
00:39:45,353 --> 00:39:46,855
و یکی برات تعریفش می‌کرد.

830
00:39:46,856 --> 00:39:48,989
من بیشتر در مورد بابانوئل گیج می‌شدم.

831
00:39:50,690 --> 00:39:52,220
نظر تو چیه؟

832
00:39:52,221 --> 00:39:54,696
خب، کل قضیه یه کابوس مهمان‌نوازیه.

833
00:39:54,697 --> 00:39:56,832
خیلی ضعیفه که یه زن باردار میاد

834
00:39:56,833 --> 00:39:58,797
و تنها جایی که براش پیدا می‌کنی تو طویله‌ست.

835
00:39:58,798 --> 00:40:00,701
دقیقاً همون چیزی که هردمن‌ها گفتن.

836
00:40:00,702 --> 00:40:02,998
تا حالا بهش فکر نکرده بودم. واقعاً بده.

837
00:40:02,999 --> 00:40:05,002
ما همه‌اش درباره این طویله چیز های خوب می‌شنویم

838
00:40:05,003 --> 00:40:07,541
با حیوانات و کاه خوشبو.

839
00:40:07,542 --> 00:40:10,544
اوه. پسرعموهام توی یه مزرعه بزرگ شدن.

840
00:40:10,545 --> 00:40:12,347
بویی که میاد اصلاً خوشایند نیست.

841
00:40:12,348 --> 00:40:15,518
باید اعتراف کنم، ته دلم،

842
00:40:15,519 --> 00:40:17,651
شاید اون بچه‌ها تو دلشون
 آدم های خوبی باشن.

843
00:40:17,652 --> 00:40:20,053
اونا می‌خواستن هیرود رو زنده زنده بسوزونن، مامان.

844
00:40:21,391 --> 00:40:23,627
گفتم "ته دلم."

845
00:40:23,628 --> 00:40:26,496
اونا آدم بد درست رو انتخاب کردن. این خودش یه چیزیه مثبته، نه؟

846
00:40:26,497 --> 00:40:28,893
چی به سر هیرود اومد؟ حتی نمی‌دونم.

847
00:40:30,994 --> 00:40:32,802
کی ممکنه این وقت شب زنگ بزنه...

848
00:40:34,670 --> 00:40:36,371
- خانم آرمسترانگ.
- خانم آرمسترانگ.

849
00:40:36,372 --> 00:40:38,104
این پنجمین باره تو این ساعته.

850
00:40:38,105 --> 00:40:41,104
وندلکن بهش گفت که تو هنوز هردمن‌ها رو ننداختی بیرون.

851
00:40:41,105 --> 00:40:43,210
باید بدونه چرا اینقدر طول کشیده.

852
00:40:44,812 --> 00:40:47,316
عزیزم، بوی این فقط منو یاد

853
00:40:47,317 --> 00:40:48,884
این میندازه که تو... تو مشغولی.

854
00:40:50,615 --> 00:40:51,854
خدایا...

855
00:40:53,056 --> 00:40:56,993
یه حسی دارم که این یه فاجعه واقعی میشه.

856
00:40:59,660 --> 00:41:00,995
بیداری، بچه؟

857
00:41:08,538 --> 00:41:09,902
چطوری با همه اینا کنار میای؟

858
00:41:09,903 --> 00:41:13,003
مطمئنیم که مامان نمی‌تونه هردمن‌ها رو جایگزین کنه؟

859
00:41:13,004 --> 00:41:14,804
فکر کنم یه کم دیر شده برای این کار.

860
00:41:14,805 --> 00:41:15,973
همش تقصیر منه،

861
00:41:15,974 --> 00:41:19,111
چون دست فلج م رو بالا نبردم.

862
00:41:19,112 --> 00:41:22,585
یه مردی بود که خیلی
عاقل‌تر از من بود و یه بار گفت،

863
00:41:22,586 --> 00:41:25,421
"با نگرانی درباره‌ی هر چیزی."

864
00:41:25,422 --> 00:41:27,888
"نمی‌تونی حتی یه ساعت
به عمرت اضافه کنی

865
00:41:27,889 --> 00:41:30,425
و این شامل اجرای نمایش کریسمس هم میشه.

866
00:41:30,426 --> 00:41:31,820
اون هرگز هردمن‌ها رو ندیده بود.

867
00:41:33,228 --> 00:41:35,432
در واقع...

868
00:41:35,433 --> 00:41:37,697
اون اونا رو بهتر از هر کسی می‌شناسه.

869
00:41:37,698 --> 00:41:40,567
به هر حال، با من میای؟

870
00:41:40,568 --> 00:41:41,633
صبح
یه کاری انجام بدیم؟

871
00:41:41,634 --> 00:41:43,103
چه کاری؟

872
00:41:43,704 --> 00:41:46,205
یه جورایی یه ماموریت.

873
00:41:46,206 --> 00:41:49,609
فکر کنم برات خوبه که بری. و کل خانواده.

874
00:41:49,610 --> 00:41:50,946
یه چیزی هست که می‌خوام ببینی.

875
00:41:52,479 --> 00:41:53,443
باشه.

876
00:41:55,154 --> 00:41:56,816
برو بخواب.

877
00:41:56,817 --> 00:41:58,048
- کریسمس مبارک.
- کریسمس مبارک.

878
00:41:58,049 --> 00:42:00,153
اوان. گرفتی؟

879
00:42:00,753 --> 00:42:02,324
آره، آره.

880
00:42:06,397 --> 00:42:07,462
ممنون، باب.

881
00:42:07,463 --> 00:42:08,832
ممنون. کریسمس مبارک.

882
00:42:11,967 --> 00:42:14,464
- اینا چیه؟
- می‌خوای بدونی؟

883
00:42:22,647 --> 00:42:24,447
هیچ وقت نمی‌دونستم که تو یه بابانوئل مخفی هستی.

884
00:42:24,448 --> 00:42:25,812
خب، دقیقاً مخفی نیست.

885
00:42:25,813 --> 00:42:27,549
کمیته کارهای خیریه کلیسا

886
00:42:27,550 --> 00:42:29,116
دهه‌هاست که این کار رو انجام می‌ده.

887
00:42:29,117 --> 00:42:32,751
این یه راه خوبه برای اینکه از منطقه راحتی‌مون بیرون بیایم و قدمی برداریم.

888
00:42:32,752 --> 00:42:34,151
به علاوه، فکر کردم که شماها

889
00:42:34,152 --> 00:42:36,761
به یکی از توقف‌هام به‌خصوص علاقه‌مند می‌شید.

890
00:42:45,804 --> 00:42:47,734
فکر کنم بعضی از همکلاسی‌هات اینجا زندگی می‌کنن.

891
00:42:47,735 --> 00:42:50,970
واقعاً؟ این یکی از ایستگاه‌هاتونه؟

892
00:42:50,971 --> 00:42:53,708
هیچ وقت نگفتی که به هردمن‌ها سر می‌زنی.

893
00:42:53,709 --> 00:42:55,208
تا امسال به نظر مهم نمی‌اومد.

894
00:42:55,908 --> 00:42:56,940
بث، می‌خوای بیای؟

895
00:42:56,941 --> 00:42:58,578
فکر نکنم ایده خوبی باشه.

896
00:42:58,579 --> 00:43:00,246
باشه.

897
00:43:00,247 --> 00:43:04,052
ولی همه باید یادمون باشه که کریسمس برای همه میاد.

898
00:43:24,643 --> 00:43:26,175
- مرد ژامبون اومده! - منم می‌خوام!

899
00:43:26,176 --> 00:43:27,476
روز ژامبونه!

900
00:43:27,477 --> 00:43:28,540
بهم یه تیکه ژامبون بده! بدهش!

901
00:43:28,541 --> 00:43:29,607
روز ژامبونه!

902
00:43:29,608 --> 00:43:31,745
هی! هی! هی!

903
00:43:31,746 --> 00:43:33,650
اون ژامبون
برای کریسمسه

904
00:43:33,651 --> 00:43:35,277
و اگه کسی
قبل از اون دست بزنه،

905
00:43:35,278 --> 00:43:38,120
یه شکنجه مخصوص براتون اختراع می‌کنم!

906
00:43:40,922 --> 00:43:43,355
- مامانت خونه‌ست؟
- وقتی خورشید بالا نیست.

907
00:43:44,894 --> 00:43:46,955
- بابت اون متاسفم.
- اشکالی نداره.

908
00:43:46,956 --> 00:43:48,023
بلدم آشپزی کنم.

909
00:43:48,024 --> 00:43:49,298
مطمئنم بلدی.

910
00:43:52,200 --> 00:43:55,264
خب... اوه، لطفاً بهش بگو که من سر زدم.

911
00:43:55,265 --> 00:43:57,105
بزرگترین ژامبون رو برای شما آوردم.

912
00:44:03,381 --> 00:44:04,849
کریسمس مبارک.

913
00:44:12,448 --> 00:44:13,987
بده به من! من اولین گاز رو می‌خوام!

914
00:44:13,988 --> 00:44:15,522
بده به من!

915
00:44:15,523 --> 00:44:16,755
 برو عقب، ایموجین!

916
00:44:16,756 --> 00:44:18,592
از من دور شو، رالف!

917
00:44:18,593 --> 00:44:20,594
 برو عقب! برو عقب!

918
00:44:24,834 --> 00:44:27,264
نه مامان و نه بابا خونه نیستن.

919
00:44:27,265 --> 00:44:28,835
کشیش هاپکینز می‌گه که نمی‌دونن

920
00:44:28,836 --> 00:44:30,506
جایی که مامانشون هست
نصفه وقت.

921
00:44:30,507 --> 00:44:32,335
شنیدم،
وقتی گلادیس دو سالش شد،

922
00:44:32,336 --> 00:44:34,607
آقای هردمن سوار
قطار شد

923
00:44:34,608 --> 00:44:36,346
و دیگه برنگشت.

924
00:44:36,347 --> 00:44:37,744
هیچ‌کس نمی‌تونه سرزنشش کنه.

925
00:44:37,745 --> 00:44:39,180
باشه، بث،
کافیه.

926
00:44:41,347 --> 00:44:44,020
نمی‌تونم باور کنم
به حرف‌های اون زن‌ها گوش دادم.

927
00:44:45,183 --> 00:44:46,418
چی تو فکرت هست؟

928
00:44:48,821 --> 00:44:50,285
چیزی که تو فکرم هست اینه که

929
00:44:50,286 --> 00:44:52,991
خانم آرمسترانگ
و خانم وندلکن

930
00:44:52,992 --> 00:44:55,526
و بقیه هم می‌تونن برن پی کارشون.

931
00:44:56,630 --> 00:44:57,892
وای.

932
00:44:57,893 --> 00:44:59,835
به هر حال،

933
00:44:59,836 --> 00:45:02,269
اونا دستاشونو بالا بردن،
و هیچ‌کس دیگه این کارو نکرد.

934
00:45:03,034 --> 00:45:04,304
همین و بس.

935
00:45:30,863 --> 00:45:32,131
آخ. چی؟

936
00:45:32,132 --> 00:45:34,363
چطور می‌تونی یه کتاب
از کتابخونه بگیری؟

937
00:45:34,364 --> 00:45:36,803
اوم... خب، باید
یه کارت داشته باشی.

938
00:45:36,804 --> 00:45:38,571
- کارت داری؟
- آره.

939
00:45:38,572 --> 00:45:39,637
بده به من.

940
00:45:40,908 --> 00:45:43,174
اینطوری کار نمی‌کنه.

941
00:45:43,175 --> 00:45:45,147
الان میام پیشت.

942
00:45:46,416 --> 00:45:47,450
وای، خدای من.

943
00:45:48,745 --> 00:45:51,151
اینجا پول نگه نمی‌دارم، اگه دنبال اون هستی.

944
00:45:51,152 --> 00:45:54,057
این کتابخونه‌ست، درسته؟ جایی که کتاب‌ها هستن؟

945
00:45:54,892 --> 00:45:56,356
ما اون یکی رو می‌خوایم که توش عیسی هست.

946
00:45:56,824 --> 00:45:58,189
و مادرش.

947
00:45:58,190 --> 00:46:00,965
- و مردان دانا.
- و هیرودس احمق.

948
00:46:01,833 --> 00:46:03,124
همونیه که تو کلیسا استفاده می‌کنن.

949
00:46:03,125 --> 00:46:04,532
منظورت انجیل هست؟

950
00:46:04,533 --> 00:46:06,469
سلام، خانم گربنر.

951
00:46:06,470 --> 00:46:07,703
ایموجین و برادراش

952
00:46:07,704 --> 00:46:08,864
می‌خوان کارت کتابخونه بگیرن.

953
00:46:08,865 --> 00:46:10,238
منم همینطور!

954
00:46:10,937 --> 00:46:12,000
و خواهرش.

955
00:46:12,001 --> 00:46:14,205
بث! اوه، اوف!

956
00:46:14,206 --> 00:46:16,174
- فکر کردم که...
- آروم باش، خانم.

957
00:46:16,175 --> 00:46:18,015
فقط باید یه سری چیزا رو چک کنیم.

958
00:46:18,981 --> 00:46:20,275
ایموجین و رالف توی نمایش

959
00:46:20,276 --> 00:46:22,043
نقش مریم و یوسف توی نمایش  بازی می‌کنن.

960
00:46:22,044 --> 00:46:23,579
آره، می‌دونم.

961
00:46:23,580 --> 00:46:27,921
بلیط خریدم.
قبل از اینکه بفهمم.

962
00:46:27,922 --> 00:46:29,658
هیچ پولی
پس نمی‌دن.

963
00:46:29,659 --> 00:46:33,492
و حالا،
کارت کتابخونه می‌خوای؟

964
00:46:33,493 --> 00:46:34,724
تو؟

965
00:46:36,062 --> 00:46:37,661
برای قرض گرفتن انجیل؟

966
00:46:39,236 --> 00:46:42,699
حالا دیگه همه چی دیدم.
هرمن‌ها تو کتابخونه.

967
00:46:45,204 --> 00:46:47,737
داستان کریسمس هست.

968
00:46:49,009 --> 00:46:51,444
عکس‌ها کجان؟

969
00:46:52,383 --> 00:46:53,479
اوه.

970
00:47:01,523 --> 00:47:05,454
بعضی از این کلمات عجیب غریبن
ولی این چیزا با ارزش اند.

971
00:47:05,455 --> 00:47:08,896
- رالف، برو یه کتاب هیرود پیدا کن.
- چطوری؟

972
00:47:08,897 --> 00:47:10,125
بهت نشون میدم
کاتالوگ کارت‌ها رو.

973
00:47:10,126 --> 00:47:12,932
چیزی نخر!

974
00:47:12,933 --> 00:47:15,270
این از اون کاتالوگا نیست.

975
00:47:18,209 --> 00:47:21,709
مامان بث راست می‌گفت.
این مریم یه کم سر سخته.

976
00:47:25,578 --> 00:47:27,076
هردمن‌ها
کتاب‌ها رو زیر و رو کردن

977
00:47:27,077 --> 00:47:28,413
کتاب پشت کتاب،

978
00:47:28,414 --> 00:47:30,251
دنبال جواب هر سوالی
که به ذهنشون می‌رسید.

979
00:47:30,252 --> 00:47:33,122
انگشتام مثل یه ساندویچ بوقلمون
بریده بریده شده بود

980
00:47:33,123 --> 00:47:35,120
از بس که به فهرست کتاب ها برگشتم.

981
00:47:46,562 --> 00:47:48,732
- عکس‌ها.
- عکس‌ها تو خیلی از کتاب‌ها.

982
00:47:50,407 --> 00:47:52,435
خیلی مشق  داشتم

983
00:47:52,436 --> 00:47:54,309
که مجبور بودم برم کتابخونه

984
00:47:54,310 --> 00:47:57,308
اما فکر نمی‌کنم هیچ وقت  چیزی

985
00:47:57,309 --> 00:47:59,712
به اندازه ایموجین به داستان کریسمس علاقه‌مند بوده باشم.

986
00:47:59,713 --> 00:48:01,214
صدای منو می‌شنوی؟

987
00:48:01,215 --> 00:48:03,748
چوپان‌ها فقط مشغول کار خودشون بودن،

988
00:48:03,749 --> 00:48:05,921
و بوم!

989
00:48:05,922 --> 00:48:08,550
آره، می‌فهمم.
ولی ما مردان دانا هستیم.

990
00:48:08,551 --> 00:48:10,552
ما فقط با یه جعبه آشغال می‌ریم جلو.

991
00:48:10,553 --> 00:48:12,525
چرا داری ما رو مجبور می‌کنی
همه این کارها رو انجام بدیم؟

992
00:48:16,728 --> 00:48:19,368
آلی، اون فیلمی که دوست داری و توش نهنگه، چیه؟

993
00:48:19,369 --> 00:48:20,397
زمین هو!

994
00:48:20,398 --> 00:48:22,398
فکر می‌کنی اون کاپیتان توی زمین هو!

995
00:48:22,399 --> 00:48:24,300
همین‌طوری از خودش درآورد
که چطور یه قایق بسازه؟

996
00:48:24,301 --> 00:48:25,739
- نه بابا.
- درسته.

997
00:48:25,740 --> 00:48:27,976
باید مطالعه می‌کرد.

998
00:48:27,977 --> 00:48:29,777
فکر کردم این کار رو برای کیک انجام می‌دیم.

999
00:48:29,778 --> 00:48:31,244
موضوع کیک هم هست.

1000
00:48:31,245 --> 00:48:34,316
ولی همچنین، مثل اینکه،
ما می‌تونیم یه فیلم بسازیم.

1001
00:48:35,549 --> 00:48:38,313
توی فیلم‌هایی که می‌بینیم،
بازیگره می‌تونه...

1002
00:48:39,783 --> 00:48:43,518
همه بازیگرها
می‌تونن کسی دیگه باشن.

1003
00:48:43,519 --> 00:48:45,386
اونا می‌تونن تغییر بدن
که کی هستن

1004
00:48:45,387 --> 00:48:46,688
و یه زندگی متفاوت داشته باشن.

1005
00:48:46,689 --> 00:48:49,698
اونا می‌تونن از زندگی بدبختشون فرار کنن

1006
00:48:49,699 --> 00:48:51,597
و آدم جدید بشن.

1007
00:48:52,331 --> 00:48:53,665
این همون کاریه که ما می‌تونیم انجام بدیم.

1008
00:48:56,100 --> 00:48:57,101
آره.

1009
00:48:57,102 --> 00:49:00,039
پس من می‌تونم یه پادشاه باشم.

1010
00:49:00,040 --> 00:49:02,404
آره. شب کریسمس، می‌تونی.

1011
00:49:02,405 --> 00:49:04,744
نه، گلادیس نمی‌تونه فرشته باشه.

1012
00:49:04,745 --> 00:49:06,012
چرا، می‌تونم!

1013
00:49:06,013 --> 00:49:08,614
حداقل می‌تونی امتحان کنی.

1014
00:49:08,615 --> 00:49:12,488
عالیه. و من فقط می‌تونم یه آدم بیچاره باشم که با تو ازدواج کرده.

1015
00:49:14,824 --> 00:49:16,189
اون کسیه که به اندازه کافی مهمه

1016
00:49:16,190 --> 00:49:17,585
که درباره‌اش توی کتاب‌ها نوشتن.

1017
00:49:17,586 --> 00:49:21,891
و من می‌تونم یه دختر شیرین و خوشگل باشم...

1018
00:49:26,269 --> 00:49:28,199
ما می‌تونیم همه ی غذایی که دارن رو بگیریم.

1019
00:49:28,200 --> 00:49:31,440
به علاوه، الان یه مجوز کتاب دارم!

1020
00:49:33,745 --> 00:49:34,904
داری اونجا خفه می‌شی؟

1021
00:49:36,374 --> 00:49:37,438
باید برم خونه.

1022
00:49:37,439 --> 00:49:39,348
هیچ‌کس ازت نخواست بمونی.

1023
00:49:42,117 --> 00:49:43,418
کلود مجوزش رو دوست داره.

1024
00:49:44,587 --> 00:49:46,919
این نزدیک‌ترین چیزی به تشکر بود

1025
00:49:46,920 --> 00:49:48,890
که تا حالا ازش گرفتم.

1026
00:49:51,759 --> 00:49:55,397
ببخشید دیر کردم.

1027
00:49:55,398 --> 00:49:58,433
خیلی خوب، بیایید بریم تو گروه‌هامون. فرشته‌ها، شما...

1028
00:49:59,801 --> 00:50:01,266
اوو...

1029
00:50:01,267 --> 00:50:03,339
باشه، خوبه.
و بقیه...

1030
00:50:05,275 --> 00:50:08,575
خب... ممنون که
سر وقت اومدید.

1031
00:50:09,912 --> 00:50:11,009
بله، کلود؟

1032
00:50:11,010 --> 00:50:12,680
میتونیم هیرود رو دار بزنیم؟

1033
00:50:12,681 --> 00:50:13,745
نه، کلود.

1034
00:50:15,285 --> 00:50:17,320
هیچکس تو این نمایشنامه
نمی‌میره.

1035
00:50:20,257 --> 00:50:21,553
امشب کلی کار داریم،

1036
00:50:21,554 --> 00:50:23,920
- پس بریم سراغش.
-ببخشید.

1037
00:50:25,797 --> 00:50:28,460
چرا هنوز اینجا هستن؟

1038
00:50:28,461 --> 00:50:31,968
چون اونا توی نمایش هستن، ربکا.

1039
00:50:31,969 --> 00:50:33,734
و همین‌طور هم می‌مونه.

1040
00:50:33,735 --> 00:50:34,662
اوه، واقعاً؟

1041
00:50:34,663 --> 00:50:36,305
و دوست داری به من بگی

1042
00:50:36,306 --> 00:50:39,436
خانم آرمسترانگ، خانم اسلوکام و بقیه مادرها چی بگم؟

1043
00:50:39,437 --> 00:50:41,239
می‌تونی بهشون بگی که

1044
00:50:41,240 --> 00:50:43,745
بهترین نمایش کریسمس تا حالا خواهد بود.

1045
00:50:43,746 --> 00:50:44,773
هوم.

1046
00:50:44,774 --> 00:50:46,778
می‌خوام با هردمن‌ها درستش کنم.

1047
00:50:48,116 --> 00:50:49,482
همه آماده باشن.

1048
00:50:50,885 --> 00:50:52,414
♪ آره ♪

1049
00:50:52,415 --> 00:50:55,416
♪ هی، آره ♪

1050
00:50:55,417 --> 00:50:57,261
♪ آره، آره ♪

1051
00:50:58,459 --> 00:51:01,022
♪ اوه، چه راه زیبایی ♪

1052
00:51:01,023 --> 00:51:03,699
مگه فرشته خدا نباید چیزی بگه؟

1053
00:51:03,700 --> 00:51:04,994
هی!

1054
00:51:05,018 --> 00:51:06,838


1055
00:51:06,862 --> 00:51:08,400
آره،
اونا هنوز هردمن بودن

1056
00:51:08,401 --> 00:51:10,301
و بعضی‌ها
نمی‌خواستن

1057
00:51:10,302 --> 00:51:11,939
حتی برای یه لحظه فراموش کنن.

1058
00:51:11,940 --> 00:51:13,371
♪ باشه ♪

1059
00:51:13,372 --> 00:51:16,973
♪ اوه، چه راه زیبایی ♪

1060
00:51:18,610 --> 00:51:21,743
♪ برای بیان خودت ♪

1061
00:51:21,744 --> 00:51:24,620
♪ دونستن اینکه کریسمس عشقه ♪

1062
00:51:24,621 --> 00:51:25,987
برو. برو، برو، برو.

1063
00:51:25,988 --> 00:51:26,987
♪ آره، آره، آره ♪

1064
00:51:26,988 --> 00:51:28,718
از بچه دور شو!

1065
00:51:28,719 --> 00:51:31,620
ایموجین، مردان دانا اینجان
که اون گرامی بدارن

1066
00:51:31,621 --> 00:51:33,756
نه اینکه به اون آسیب بزنن،
به خاطر خدا.

1067
00:51:33,757 --> 00:51:36,297
چی می‌شد اگر به خونه
از یه راه دیگه نمی‌رفتیم؟

1068
00:51:36,298 --> 00:51:38,464
چی می‌شد اگر به پادشاه
می‌گفتیم بچه کجاست؟

1069
00:51:38,465 --> 00:51:42,436
- هیرود پیر می‌خواست اونو بکشه.
- نه نمی‌خواست!

1070
00:51:42,437 --> 00:51:43,831
بعداً بهش فکر کردم،

1071
00:51:43,832 --> 00:51:46,034
و تصمیم گرفتم که اگر هیرود، یک پادشاه،

1072
00:51:46,035 --> 00:51:49,443
تصمیم به کشتن عیسی، پسر بچه یه نجار، بگیره،

1073
00:51:49,444 --> 00:51:51,973
و اون می‌دونست کجاست، این کار رو می‌کرد.

1074
00:51:51,974 --> 00:51:54,248
پس، لروی یه چیزی برای فکر کردن به ما داد.

1075
00:51:54,249 --> 00:51:55,877
- بس کن!
-  عیسی نه. هرگز.

1076
00:51:55,878 --> 00:51:57,648
باشه. بیا یکم آروم‌ترش کنیم، باشه؟

1077
00:51:57,649 --> 00:51:59,680
بلند شید. بلند شید.
نمی‌تونم صداتون رو بشنوم

1078
00:51:59,681 --> 00:52:01,157
وقتی همه‌تون با هم حرف می‌زنید.

1079
00:52:01,158 --> 00:52:02,622
آلیس به وضوح فکر نمی‌کرد

1080
00:52:02,623 --> 00:52:05,060
چیزی از هردمن‌ها ارزش فکر کردن داشته باشد.

1081
00:52:05,061 --> 00:52:07,260
آیا راهی هست که اونو بخندونیم؟

1082
00:52:07,261 --> 00:52:08,761
نه، اون این کار را نمی‌کند.

1083
00:52:08,762 --> 00:52:11,328
اما حداقل به نظر دیگران می‌رسید که تلاش می‌کنند...

1084
00:52:11,329 --> 00:52:13,761
به روش‌های غیرمنتظره.

1085
00:52:13,762 --> 00:52:17,973
♪ بزارید همه تو آرامش باشیم ♪

1086
00:52:17,974 --> 00:52:21,339
♪ و برای همه. ♪

1087
00:52:21,340 --> 00:52:23,043
♪ همه جنگ‌ها تموم شه ♪

1088
00:52:23,044 --> 00:52:25,077
خب. همه در جای خودتون باشید!

1089
00:52:25,078 --> 00:52:26,383
♪ آره ♪

1090
00:52:27,547 --> 00:52:29,646
با کی باید درباره بازنویسی‌ها صحبت کنم؟

1091
00:52:29,647 --> 00:52:31,520
شنیدم توی فیلم‌ها بازنویسی می‌کنن.

1092
00:52:33,621 --> 00:52:36,286
♪ بذار دنیا فکر کنه و در آرامش هم باشه ♪

1093
00:52:36,287 --> 00:52:38,461
باشه، خدایا.

1094
00:52:39,262 --> 00:52:41,159
حالا داره ترسناک‌تر می‌شه.

1095
00:52:42,396 --> 00:52:44,999
پس لطفاً یه کاری کن که به مامان کمک کنی

1096
00:52:45,000 --> 00:52:46,469
و نمایش رو نجات بدی.

1097
00:52:47,201 --> 00:52:48,405
همین.

1098
00:52:49,201 --> 00:52:50,201
آمین.

1099
00:52:54,140 --> 00:52:56,472
تمرین آخر همون شب قبلش بود

1100
00:52:56,473 --> 00:52:57,908
شام دورهمی هم بود.

1101
00:52:57,909 --> 00:53:00,414
کل کلیسا پر از بچه‌ها و والدین بود

1102
00:53:00,415 --> 00:53:02,244
و اعضای کمیته دورهمی.

1103
00:53:02,245 --> 00:53:05,947
یعنی خانم اسلوکام فرصت داشت یه کم جاسوسی کنه

1104
00:53:05,948 --> 00:53:08,385
تا چیزی پیدا کنه که ازش خوشش نیاد.

1105
00:53:12,425 --> 00:53:13,892
سلام، خانم اسلوکام.

1106
00:53:14,358 --> 00:53:15,861
سلام!

1107
00:53:17,067 --> 00:53:18,501
ببخشید بابت این همه شلوغی.

1108
00:53:18,502 --> 00:53:21,095
این... این فقط به خاطر اینه که این موقع سال کار زیاده،

1109
00:53:21,096 --> 00:53:23,202
کمیته غذای تیمی تصمیم گرفت
امشب بیاد

1110
00:53:23,203 --> 00:53:25,106
تا غذا رو آماده کنه.

1111
00:53:25,107 --> 00:53:26,441
امیدوارم مزاحمتون نشیم.

1112
00:53:26,442 --> 00:53:28,638
نه، نمی‌شید. ما حتی نزدیک آشپزخونه هم نمی‌شیم.

1113
00:53:28,639 --> 00:53:30,045
حتی نمی‌فهمید که ما اینجاییم.

1114
00:53:30,046 --> 00:53:31,613
مامان اشتباه می‌کرد.

1115
00:53:31,614 --> 00:53:34,411
همه می‌دونستن که ما اونجا بودیم
قبل از اینکه شب تموم بشه.

1116
00:53:35,781 --> 00:53:39,955
خب، همه، این یه تمرین لباسه.

1117
00:53:39,956 --> 00:53:41,022
کی می‌دونه این یعنی چی؟

1118
00:53:41,023 --> 00:53:42,485
- لباس‌ها.
- لباس پوشیدن.

1119
00:53:42,486 --> 00:53:44,819
بله، برای بعضی‌هاتون.

1120
00:53:44,820 --> 00:53:47,188
من هیچ‌جور لباسی ندارم.

1121
00:53:47,189 --> 00:53:50,858
لباس حمام باباتو بپوش. من همیشه این کارو می‌کنم.

1122
00:53:50,859 --> 00:53:52,532
بابام لباس حمام نداره.

1123
00:53:52,533 --> 00:53:54,297
پس تو خونه چی می‌پوشه؟

1124
00:53:54,298 --> 00:53:55,568
زیرپوشش.

1125
00:53:55,569 --> 00:53:58,207
باشه. اشکالی نداره.

1126
00:53:58,208 --> 00:53:59,671
امسال به خاطر سالگرد،

1127
00:53:59,672 --> 00:54:02,171
خانم‌های کمک‌کننده با لباس‌های قشنگ‌تر کمک کردن.

1128
00:54:22,132 --> 00:54:23,830
می‌تونی مهربون باشی.

1129
00:54:26,665 --> 00:54:28,864
سلام، ایموجین.

1130
00:54:28,865 --> 00:54:30,969
نباید الان لباس پوشیده باشی؟

1131
00:54:31,502 --> 00:54:32,872
می‌پوشم.

1132
00:54:33,275 --> 00:54:34,405
نقش مریم رو بازی می‌کنم.

1133
00:54:34,406 --> 00:54:37,512
اوه... نمی‌تونستم تشخیص بدم.

1134
00:54:37,513 --> 00:54:40,616
شبیه هیچ مریم دیگه‌ای که دیدم نیستی.

1135
00:54:43,884 --> 00:54:46,647
خب، باید برم شام دسته‌جمعی رو آماده کنم.

1136
00:54:46,648 --> 00:54:49,152
برای ۵۰۰ نفره.

1137
00:54:59,271 --> 00:55:01,029
باعث میشه چشم‌هام توی نوری بدرخشه.

1138
00:55:01,030 --> 00:55:04,235
حالا، نکته اصلی تمرین لباس پوشیدن

1139
00:55:04,236 --> 00:55:05,636
لباس نمایش نیست.

1140
00:55:05,637 --> 00:55:07,372
موضوع اینه که نمایش رو

1141
00:55:07,373 --> 00:55:09,341
بدون توقف اجرا کنیم. فهمیدی؟

1142
00:55:09,342 --> 00:55:10,939
- فهمیدم.
- باشه.

1143
00:55:10,940 --> 00:55:12,945
من میرم بالا توی تماشاچی‌ها می‌شینم.

1144
00:55:15,382 --> 00:55:16,510
شروع کن!

1145
00:55:16,511 --> 00:55:17,851
هورا!

1146
00:55:18,284 --> 00:55:19,248
آره.

1147
00:55:22,158 --> 00:55:23,758
لبخند بزنید.

1148
00:55:24,458 --> 00:55:26,024
به نرده‌ها بچسب.

1149
00:55:27,130 --> 00:55:28,089
خوبه.

1150
00:55:29,564 --> 00:55:32,129
اوه. وای خدای من، وقت نمایشه!

1151
00:55:32,903 --> 00:55:33,900
ایموجین.

1152
00:55:34,802 --> 00:55:36,169
چی شده؟ لباس نمایشت کجاست؟

1153
00:55:36,170 --> 00:55:38,571
بچه کجاست؟

1154
00:55:38,572 --> 00:55:40,502
بچه‌ای نیست. داریم از یه عروسک استفاده می‌کنیم.

1155
00:55:40,503 --> 00:55:41,939
آره، می‌دونم.

1156
00:55:41,940 --> 00:55:44,379
چون به خاطر من نتونستید یه واقعی بگیرید.

1157
00:55:44,380 --> 00:55:46,780
- نه.
-درسته

1158
00:55:46,781 --> 00:55:49,010
اولش کلی بچه پیشنهاد شده بود.

1159
00:55:49,011 --> 00:55:50,911
از یوجین اسلوپر،

1160
00:55:50,912 --> 00:55:52,583
که گزینه‌ی امیدوارکننده‌ای بود...

1161
00:55:54,018 --> 00:55:57,557
...تا جونیور کاتل،
که تقریباً چهار ساله بود.

1162
00:55:57,558 --> 00:55:59,493
پدرش گفت
می‌تونه جمع بشه.

1163
00:55:59,494 --> 00:56:01,756
شنیدم به یه بچه نیاز داریم.
می‌تونم کمک کنم.

1164
00:56:01,757 --> 00:56:03,794
واقعاً؟ عالیه. کی؟

1165
00:56:03,795 --> 00:56:05,333
همیشه دو یا سه تا بچه دارن

1166
00:56:05,334 --> 00:56:07,299
توی کالسکه‌ها
توی سوپرمارکت.

1167
00:56:07,300 --> 00:56:08,669
فقط یکی رو برمی‌دارم.

1168
00:56:08,670 --> 00:56:11,805
ایموجین،
امیدوارم شوخی کنی.

1169
00:56:11,806 --> 00:56:14,608
تو می‌دونی که نمی‌تونی همین‌طوری
بچه‌ی یکی رو برداری.

1170
00:56:14,609 --> 00:56:16,642
شک دارم ایموجین
این رو می‌دونست.

1171
00:56:16,643 --> 00:56:18,142
اون همه چیز دیگه رو هم برداشته بود.

1172
00:56:20,818 --> 00:56:23,416
اما وقتی همه‌ی والدین
در مورد هردمن‌ها شنیدن

1173
00:56:23,417 --> 00:56:24,984
بچه‌هاشون رو برداشتن و رفتن.

1174
00:56:32,460 --> 00:56:34,060
- ما امید داشتیم.
- الو؟

1175
00:56:34,061 --> 00:56:36,224
برنیس تول داشت
یه بچه‌ی سه ماهه رو نگه می‌داشت.

1176
00:56:36,225 --> 00:56:38,602
نه، مهم نیست
که اون چینیه!

1177
00:56:39,335 --> 00:56:40,598
مرسی، برنیس!

1178
00:56:40,599 --> 00:56:41,899
بله!

1179
00:56:41,900 --> 00:56:43,438
بچه رو به فرزندی قبول کردن

1180
00:56:43,439 --> 00:56:44,866
و برنیس گفت خیلی زوده

1181
00:56:44,867 --> 00:56:46,034
که بخوایم بچه رو پس بگیریم.

1182
00:56:46,035 --> 00:56:48,307
- خب، همین بود.

1183
00:56:49,743 --> 00:56:51,476
فکر کنم بث از ماشین آوردش.

1184
00:56:51,477 --> 00:56:53,748
بریم ازش بپرسیم.

1185
00:56:53,749 --> 00:56:56,212
برادرای ایموجین عروسک رو قایم کرده بودن

1186
00:56:56,213 --> 00:56:57,614
چون فکر می‌کردن شبیه عیسی نیست،

1187
00:56:57,615 --> 00:56:59,050
هر چی که معنیش بود.

1188
00:56:59,051 --> 00:57:02,091
ولی بعد از یه جستجوی بی‌نتیجه، مجبور شدیم شروع کنیم.

1189
00:57:03,559 --> 00:57:04,724
♪ دور از هیاهو در آخور ♪

1190
00:57:04,725 --> 00:57:07,390
♪ ای شهر کوچک بیت‌لحم... ♪

1191
00:57:07,391 --> 00:57:10,097
- ♪ تختخوابی برای خواب نیست... ♪
- ♪ چقدر آرام می‌بینیم... ♪

1192
00:57:10,098 --> 00:57:11,159
بس کن. بس کن.

1193
00:57:11,160 --> 00:57:14,836
ردیف عقب... "دور از هیاهو در آخور" اول میاد.

1194
00:57:16,108 --> 00:57:17,372
من بچه رو دارم.

1195
00:57:17,373 --> 00:57:20,441
بالاخره. بدون تشکر از شما احمق‌ها.

1196
00:57:20,442 --> 00:57:21,944
بهش دست نزن!

1197
00:57:21,945 --> 00:57:23,106
این بچه عیسیه.

1198
00:57:23,107 --> 00:57:25,273
حالا، ایموجین، نباید چیزی بگی.

1199
00:57:25,274 --> 00:57:29,047
خب، مردان دانا، باید آروم برید بیرون!

1200
00:57:29,048 --> 00:57:31,882
این خیلی مهمه، همه. یادتون میاد چی گفتم؟

1201
00:57:31,883 --> 00:57:35,357
هیچ‌کس تو نمایش ما چیزی نمی‌گه

1202
00:57:35,358 --> 00:57:37,755
به جز فرشته‌ی خداوند

1203
00:57:37,756 --> 00:57:39,492
و البته، گروه کر آوازخوان.

1204
00:57:39,493 --> 00:57:41,662
مریم، یوسف،
و بقیه

1205
00:57:41,663 --> 00:57:43,797
یه تصویر قشنگ برای ما می‌سازن که نگاه کنیم

1206
00:57:43,798 --> 00:57:46,497
وقتی به کریسمس و معنیش فکر می‌کنیم.

1207
00:57:46,498 --> 00:57:47,829
معنیش چیه؟

1208
00:57:47,830 --> 00:57:49,603
یواش یواش داره یادم میره.

1209
00:57:49,604 --> 00:57:51,741
باشه، بیا از اول شروع کنیم...

1210
00:57:52,372 --> 00:57:53,608
ایموجین،

1211
00:57:53,609 --> 00:57:55,004
نمی‌تونی موقع اجرا گوشواره بندازی.

1212
00:57:55,005 --> 00:57:56,676
می‌دونی که مریم گوشواره نمیندازه.

1213
00:57:56,677 --> 00:57:58,576
- باید اینا رو بندازم.
- چرا؟

1214
00:57:58,577 --> 00:57:59,910
گوشامو سوراخ کردم

1215
00:57:59,911 --> 00:58:01,680
و نمی‌خوام به هم بچسبن.

1216
00:58:01,681 --> 00:58:03,047
تو یه ساعت و نیم
به هم نمی‌چسبن.

1217
00:58:03,048 --> 00:58:04,750
- بهتره بذارمشون بمونن.
- دکتر اینو گفت؟
- چه دکتری؟

1218
00:58:07,015 --> 00:58:10,089
- کی گوشتاتو سوراخ کرد؟
- گلادیس.

1219
00:58:12,261 --> 00:58:14,024
باشه.

1220
00:58:14,025 --> 00:58:16,796
یه جفت کوچیک‌تر برای جشن پیدا می‌کنیم.

1221
00:58:16,797 --> 00:58:18,326
از اول شروع کنیم. خب، پس...

1222
00:58:18,327 --> 00:58:20,261
فکر کنم باید بهشون بگم
چه اسمی براش گذاشتم.

1223
00:58:20,262 --> 00:58:22,765
نه. یادت باشه،
مریم اسم بچه رو انتحاب نمیکنه.

1224
00:58:22,766 --> 00:58:24,704
بهت گفتم. من اسمشو گذاشتم!

1225
00:58:24,705 --> 00:58:27,574
نه. نه! یوسف هم
اسمشو انتخاب نمیکنم.

1226
00:58:27,575 --> 00:58:29,706
خدا یه فرشته می‌فرسته
تا به مریم بگه

1227
00:58:29,707 --> 00:58:30,905
اسمش چی باید باشه.

1228
00:58:30,906 --> 00:58:32,478
من اسمش رو بیل می‌ذاشتم.

1229
00:58:32,479 --> 00:58:33,845
صبر کن،

1230
00:58:33,846 --> 00:58:36,581
گلدیس به مریم گفت
بچه‌اش رو چی صدا کنه؟

1231
00:58:36,582 --> 00:58:38,454
نه، گلدیس فرشته‌ست

1232
00:58:38,455 --> 00:58:39,915
که میاد
به چوپان‌ها میگه،

1233
00:58:39,916 --> 00:58:41,619
"برای شما کودکی به دنیا آمده."

1234
00:58:41,620 --> 00:58:44,689
برای من! نه اونا. برای من.

1235
00:58:44,690 --> 00:58:46,595
من کسی‌ام که بچه رو به دنیا آوردم.

1236
00:58:46,596 --> 00:58:49,562
این یعنی که عیسی برای تمام جهانه.

1237
00:58:49,563 --> 00:58:52,829
برای همه‌ی ما کودکی به دنیا آمده،

1238
00:58:52,830 --> 00:58:54,936
حتی آدمای فقیر مثل...

1239
00:58:58,203 --> 00:59:00,774
می‌دونی،
چوپان‌هایی که بازی می‌کنین.

1240
00:59:00,775 --> 00:59:03,645
چرا نذاشتن مریم
خودش اسم بچه‌اش رو بذاره؟

1241
00:59:03,646 --> 00:59:05,840
فرشته چی کار کرد،
فقط اومد و گفت،

1242
00:59:05,841 --> 00:59:07,212
"اسمش رو بذارید 'عیسی'"؟

1243
00:59:08,245 --> 00:59:10,850
- بله.
- این درست نیست.

1244
00:59:10,851 --> 00:59:13,486
فرشته می‌گه،
"اسمش باید باشه

1245
00:59:13,487 --> 00:59:14,819
"شگفت‌انگیز، مشاور...

1246
00:59:14,820 --> 00:59:17,854
"خدای قدرتمند،
پدر جاودان،

1247
00:59:17,855 --> 00:59:20,188
- "شاهزاده صلح."
- وای خدای من!

1248
00:59:20,189 --> 00:59:22,028
اگر مجبور بود همه اینا رو بگه

1249
00:59:22,029 --> 00:59:24,801
اصلا کلاس اول رو تموم نمیکرد.

1250
00:59:26,866 --> 00:59:29,033
خیلی متاسفم.

1251
00:59:29,034 --> 00:59:32,937
داشتم رد می‌شدم و گفتم
یه نگاهی بندازم.

1252
00:59:32,938 --> 00:59:36,211
بهتره برم اون کیک سیب‌زمینی رو چک کنم.

1253
00:59:40,411 --> 00:59:42,510
ایموجین، بهت گفتم که
اسم خدا رو بی‌جا نبری.

1254
00:59:42,511 --> 00:59:45,350
چطور می‌تونی مریم باشی
اگه همه رو ناراحت می‌کنی؟

1255
00:59:46,884 --> 00:59:48,887
فکر کنم باید
یه استراحت کنیم.

1256
00:59:48,888 --> 00:59:51,293
بیایید پنج دقیقه دیگه
اینجا همدیگه رو ببینیم

1257
00:59:51,294 --> 00:59:52,455
و دوباره شروع کنیم.

1258
00:59:54,698 --> 00:59:56,427
گفتم بهت
فاجعه میشه.

1259
01:00:01,806 --> 01:00:03,702
فقط می‌خوام بدونین
 که هر وقت لازم بود می‌تونم

1260
01:00:03,703 --> 01:00:05,402
نقش مریم رو بازی کنم.

1261
01:00:07,005 --> 01:00:08,306
خوبه که گفتی، آلیس.

1262
01:00:10,374 --> 01:00:12,314
ایموجین، می‌تونم...

1263
01:00:12,315 --> 01:00:13,374
دارم میرم دستشویی،

1264
01:00:13,375 --> 01:00:15,412
و این لباس مسخره رو عوض می‌کنم.

1265
01:00:23,954 --> 01:00:26,893
اینم دخترم
. چیزی لازم نداری؟

1266
01:00:26,894 --> 01:00:29,998
یه جورایی... همه چی اشتباهه.

1267
01:00:30,965 --> 01:00:33,429
مثل اینکه،
همه چیز داره از هم می‌پاشه.

1268
01:00:33,430 --> 01:00:36,264
من مطمئن نیستم که اصلاً از اولش
 استوار بود یا نه.

1269
01:00:36,265 --> 01:00:38,266
نمی‌تونیم به جای مری، آلیس رو بذاریم؟

1270
01:00:38,267 --> 01:00:40,806
نمی‌تونیم بذاریم
هردمن‌ها اینو خراب کنن

1271
01:00:40,807 --> 01:00:42,739
برای کلیسا
یا تو رو شرمنده کنن.

1272
01:00:44,110 --> 01:00:47,177
فکر کنم فکر ایموجین داره اذیتش می‌کنه.

1273
01:00:47,178 --> 01:00:48,612
فقط باید این تمرین رو بگذرونیم.

1274
01:00:48,613 --> 01:00:49,679
ما می‌تونیم این کار رو انجام بدیم.

1275
01:00:49,680 --> 01:00:52,251
آتش!

1276
01:00:53,158 --> 01:00:54,316
دوباره چی شده؟

1277
01:00:56,658 --> 01:00:58,022
چرا؟ چرا؟

1278
01:00:58,023 --> 01:01:00,325
دود غلیظی از دستشویی میاد!

1279
01:01:02,065 --> 01:01:04,764
باشه، باشه، باشه. همه دست همدیگه رو بگیرین.

1280
01:01:04,765 --> 01:01:06,162
دست بغل دستی تون رو بگیرین و...

1281
01:01:06,163 --> 01:01:07,996
خیلی خوب، بث، بچه ها رو ببر بیرون.

1282
01:01:07,997 --> 01:01:09,897
همه، کت‌هاتون رو بردارین.

1283
01:01:09,898 --> 01:01:12,306
آلیس؟ آلیس؟

1284
01:01:12,307 --> 01:01:13,673
بث، عزیزم...

1285
01:01:13,674 --> 01:01:15,640
همه، بیاین. بیاین.

1286
01:01:15,641 --> 01:01:17,045
حالت خوبه، عزیزم؟

1287
01:01:18,309 --> 01:01:20,175
وقتی وارد شدم بوی دود حس کردم.

1288
01:01:20,176 --> 01:01:21,776
بوی دود از توی دستشویی اومد؟

1289
01:01:21,777 --> 01:01:22,846
هوم.

1290
01:01:22,847 --> 01:01:25,119
با بابات برو.

1291
01:01:26,518 --> 01:01:29,655
- می‌دونیم چی شده؟
- اتفاقات هردمن‌ها.

1292
01:01:29,656 --> 01:01:31,086
بیاین. بیاین، فرشته‌ها.

1293
01:01:31,087 --> 01:01:33,226
- ایموجین، حالت خوبه؟
- آره.

1294
01:01:34,393 --> 01:01:37,733
 برو کنار.
یه آتش‌سوزی دیگه از هردمن‌ها.

1295
01:01:37,734 --> 01:01:39,867
- من ترسیدم.
- می‌دونم عزیزم. می‌دونم، می‌دونم.

1296
01:01:39,868 --> 01:01:44,538
- هردمن‌ها؟ توی کلیسا؟
- آره. همشون.

1297
01:01:44,539 --> 01:01:46,203
خدا به همه‌مون رحم کنه.

1298
01:01:46,204 --> 01:01:48,938
چه فاجعه‌ای.
فقط دردسر.

1299
01:01:59,155 --> 01:02:01,723
بث، می‌خوام بری
و هردمن‌ها رو پیدا کنی، باشه؟

1300
01:02:01,724 --> 01:02:03,388
- باشه. خیلی خوب.
- باشه، برو بیارشون.

1301
01:02:04,055 --> 01:02:07,557
ایموجین؟ ایموجین؟

1302
01:02:15,599 --> 01:02:18,099
 تو ایموجین هردمن رو
توی دستشویی دیدی؟

1303
01:02:18,100 --> 01:02:19,334
اوهوم. اونجا بود.

1304
01:02:19,335 --> 01:02:21,377
و همه می‌دونن اون بچه‌ها سیگار می‌کشن.

1305
01:02:21,378 --> 01:02:22,270
پس این اتفاق افتاد.

1306
01:02:22,271 --> 01:02:25,176
مامان، نمی‌تونم هردمن‌ها رو پیدا کنم.

1307
01:02:25,177 --> 01:02:27,144
خب، همین‌جا بودن، نبودن؟

1308
01:02:27,145 --> 01:02:29,411
من همه جا رو گشتم.  اونا رفتن.

1309
01:02:29,412 --> 01:02:32,049
و بعد دیانا ایموجین رو می‌بینه
که اونجا وایساده.

1310
01:02:32,050 --> 01:02:34,515
همه جا پر از دود شده.

1311
01:02:34,516 --> 01:02:37,988
سلام؟ اون سیگار کشیده.
اون آتیش رو یه کاری کرد که گُر بگیره .

1312
01:02:37,989 --> 01:02:39,926
این باید آخرین ضربه باشه.

1313
01:02:39,927 --> 01:02:43,026
بیا زود قضاوت نکنیم، ربکا.

1314
01:02:43,027 --> 01:02:44,627
این جوری برات خوشایند نیست؟

1315
01:02:46,471 --> 01:02:48,132
مریم این کار رو کرد!

1316
01:02:48,133 --> 01:02:49,933
و میلیون‌ها کار دیگه، کشیش.

1317
01:02:49,934 --> 01:02:51,235
دوست داری بشنوی؟

1318
01:02:51,236 --> 01:02:55,840
- حالا چی میشه، مامان؟
- راستش رو بخوای، نمی‌دونم.

1319
01:02:55,841 --> 01:02:57,405
حالا اونا کنسلش می‌کنن؟

1320
01:02:58,908 --> 01:03:00,278
ممکنه تلاش کنن.

1321
01:03:00,279 --> 01:03:02,143
گریس گفت: فرشته‌ی خداوند

1322
01:03:02,144 --> 01:03:04,017
مثل یه قهرمان کمیک بوکه.

1323
01:03:04,018 --> 01:03:06,218
این همون چیزیه که فکر می‌کنم؟
یه کار هرمن؟

1324
01:03:06,219 --> 01:03:08,022
شنیدم کل مدت درباره‌ی لباس زیر حرف می‌زنن.

1325
01:03:08,023 --> 01:03:10,691
ببخشید. بچه‌های هرمن
درباره‌ی لباس زیر

1326
01:03:10,692 --> 01:03:12,087
در طول تمرین‌ها حرف نمی‌زنن.

1327
01:03:12,088 --> 01:03:13,490
اون یه پسر دیگه بود.

1328
01:03:13,491 --> 01:03:16,927
آلیس می‌گه که اونا درباره‌ی
کشته شدن عیسی حرف زدن.

1329
01:03:16,928 --> 01:03:19,097
این توی کتاب مقدسه.

1330
01:03:19,098 --> 01:03:20,534
خب، واقعاً نباید اینجا باشن.

1331
01:03:20,535 --> 01:03:21,462
- نه.
- موافقم.

1332
01:03:21,463 --> 01:03:23,070
هر جا دود باشه،
آتش هم هست.

1333
01:03:23,071 --> 01:03:27,406
- یعنی، واقعاً.
- باشه، باشه، همگی. لطفاً.

1334
01:03:29,576 --> 01:03:33,410
تو کسی هستی که همه‌ی کارها رو انجام دادی، نه اونا.

1335
01:03:33,411 --> 01:03:36,583
اگه بتونی بهم بگی که این خوب پیش میره، بهت اعتماد می کنم.

1336
01:03:38,215 --> 01:03:40,650
متاسفم،
نمی‌تونم اینو بهت بگم.

1337
01:03:42,157 --> 01:03:43,489
کشیش هاپکینز،
ما منبع دود رو پیدا کردیم.

1338
01:03:43,490 --> 01:03:44,687
بله، قربان؟

1339
01:03:46,125 --> 01:03:48,491
کیک سیب‌زمینی من!

1340
01:03:48,492 --> 01:03:51,499
اما من دود رو دیدم
که از دستشویی می‌اومد.

1341
01:03:51,500 --> 01:03:53,130
به همین دلیل زنگ زدم.

1342
01:03:53,131 --> 01:03:54,901
هیچ آتیشی توی دستشویی نبود.

1343
01:03:54,902 --> 01:03:56,702
اما وقتی همه اینجا بودن،

1344
01:03:56,703 --> 01:03:58,536
کیک سوخت.

1345
01:03:58,537 --> 01:04:01,675
ممنون، آقایون. برید خونه.

1346
01:04:01,676 --> 01:04:03,075
کارمون اینجا تمومه. باشه؟

1347
01:04:03,076 --> 01:04:06,082
تمرین لباس تموم شد.

1348
01:04:08,447 --> 01:04:11,285
الان درست گفتم؟
"همه چی تمومه"؟

1349
01:04:12,953 --> 01:04:14,387
آره، درست گفتی.

1350
01:04:17,023 --> 01:04:18,787
هیچ‌کس حتی نمیگه ببخشید؟

1351
01:04:20,960 --> 01:04:22,428
بیا بریم خونه.

1352
01:04:34,840 --> 01:04:36,079
اوه...

1353
01:04:37,075 --> 01:04:38,279
سلام عزیزم.

1354
01:04:39,449 --> 01:04:40,446
سلام.

1355
01:04:48,322 --> 01:04:50,423
فکر کنم داری کار فوق‌العاده‌ای می‌کنی، مامان.

1356
01:04:51,992 --> 01:04:55,328
هوم. مرسی عزیزم.

1357
01:04:55,329 --> 01:04:57,826
هرچند فکر نمی‌کنم کسی دیگه با تو موافق باشه.

1358
01:05:02,639 --> 01:05:03,635
احتمالاً نه.

1359
01:05:07,308 --> 01:05:10,505
فقط فکر کردم
می‌تونم یه جوری انجامش بدم.

1360
01:05:10,506 --> 01:05:12,779
و اینکه می‌تونه
بهترین نمایش تا الان باشه،

1361
01:05:12,780 --> 01:05:14,513
حتی با هرمن‌ها.

1362
01:05:16,085 --> 01:05:18,887
الانم خیلی دیر شده که اونا بخوایم رو جایگزین کنیم؟

1363
01:05:18,888 --> 01:05:21,190
فکر نمی‌کنم این کار درست باشه عزیزم.

1364
01:05:22,761 --> 01:05:24,520
همچنین نحوه صـحبت اون زنا

1365
01:05:24,521 --> 01:05:27,229
درباره هردمن ها درست باشه

1366
01:05:30,194 --> 01:05:31,398
فراموش نکن.

1367
01:05:34,905 --> 01:05:37,206
کل نکته داستان اینکه...

1368
01:05:38,669 --> 01:05:41,643
همونقدر که برای ما به دنیا اومد

1369
01:05:41,644 --> 01:05:43,410
همون قدر هم عیسی برای هردمن‌ها به دنیا اومد

1370
01:05:45,643 --> 01:05:47,715
اگه اونا رو دور کنیم

1371
01:05:47,716 --> 01:05:49,146
اصل داستان رو از دست میدیم

1372
01:05:49,147 --> 01:05:51,220
اما اگه اونا همه‌چیز رو برای تو خراب کنن چی؟

1373
01:05:53,284 --> 01:05:55,257
احتمالاً این کار رو می‌کنن.

1374
01:05:58,091 --> 01:05:59,695
اما موضوع من نیستم.

1375
01:06:07,300 --> 01:06:10,338
داری کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دی، مامان.

1376
01:06:14,112 --> 01:06:16,608
بذار اول ببینیم فردا شب چی می‌شه.

1377
01:06:53,883 --> 01:06:55,449
چی شده عزیزم؟

1378
01:07:07,157 --> 01:07:09,229
مامان؟

1379
01:07:09,230 --> 01:07:11,894
در موردش دعا کردم،
و باهات موافقم.

1380
01:07:13,236 --> 01:07:14,766
باید با هردمن‌ها بمونی.

1381
01:07:16,674 --> 01:07:17,834
مرسی عزیزم.

1382
01:07:19,069 --> 01:07:21,703
ولی نمی‌تونم با خونه هردمن‌ها تماس بگیرم.

1383
01:07:21,704 --> 01:07:26,212
- قطع شده؟
- فکر نمی‌کنم.

1384
01:07:26,213 --> 01:07:27,749
امیدوارم نشنیده باشن
که مردم

1385
01:07:27,750 --> 01:07:29,751
چی در موردشون می‌گفتن.

1386
01:07:29,752 --> 01:07:32,321
صبر کن. ایموجین شونه خالی کرده؟

1387
01:07:33,255 --> 01:07:35,455
- نمی‌دونم.
- چطور می‌تونه شونه خالی کنه؟

1388
01:07:35,456 --> 01:07:38,357
- اون نمی‌تونه این کارو با تو بکنه!
- همه چی درست می‌شه، بث.

1389
01:07:38,358 --> 01:07:41,894
آلیس می‌دونه چطور نقش مریم رو بازی کنه.
همه چی خوب می‌شه.

1390
01:07:41,895 --> 01:07:43,492
یا، خب، می‌دونی،

1391
01:07:43,493 --> 01:07:45,429
یا میشه همون چیزی بود که همیشه بود.

1392
01:07:45,430 --> 01:07:47,336
نمی‌تونه همون چیزی باشه
که همیشه بوده!

1393
01:07:49,599 --> 01:07:51,103
بث، کجا داری میری؟

1394
01:07:51,104 --> 01:07:53,437
بث؟

1395
01:07:53,438 --> 01:07:55,639
این یکی رو برام توضیح بده.

1396
01:07:55,640 --> 01:07:58,077
قبلاً، تنها راهی که نمایش جواب میداد

1397
01:07:58,078 --> 01:07:59,478
بدون هردمن‌ها بود.

1398
01:07:59,479 --> 01:08:02,076
حالا، تنها راهی که می‌شد جواب بده، با اونا بود.

1399
01:08:02,077 --> 01:08:04,514
شاید مامانم رئیس کمیته‌ نبود یا کسب و کار نمی‌چرخوند

1400
01:08:04,515 --> 01:08:07,322
یا لباس شیک و مجلسی خرید نمی کرد

1401
01:08:07,323 --> 01:08:10,725
اما وقتی هیچکس دیگه‌ای کار درست رو انجام نمیداد، اون کار درست رو انجام میداد.

1402
01:08:10,726 --> 01:08:12,623
پس حالا، من باید این کار رو می‌کردم.

1403
01:08:12,624 --> 01:08:17,333
و این یعنی باید به تنهایی با ایموجین هردمن روبرو می‌شدم.

1404
01:08:40,956 --> 01:08:42,589
سلام، گلادیس.

1405
01:08:44,456 --> 01:08:46,560
باید با ایموجین صحبت کنم.

1406
01:08:50,669 --> 01:08:53,468
باشه، پس.

1407
01:08:57,369 --> 01:08:58,535
چی می‌خوای؟

1408
01:08:58,536 --> 01:08:59,901
بعد از این همه سواری،

1409
01:08:59,902 --> 01:09:01,773
فکر می‌کردم باید بفهمم چی بگم.

1410
01:09:01,774 --> 01:09:03,940
میلیون‌ها چیز توی سرم می‌چرخید.

1411
01:09:03,941 --> 01:09:06,811
اما وقتی در رو باز کرد، تنها چیزی که تونستم بگم این بود...

1412
01:09:06,812 --> 01:09:07,878
سلام.

1413
01:09:09,917 --> 01:09:10,914
صبر کن!

1414
01:09:12,990 --> 01:09:14,456
چرا دیشب رفتی؟

1415
01:09:15,023 --> 01:09:16,257
هوا سرد بود.

1416
01:09:16,258 --> 01:09:17,387
داشتن سعی می‌کردن بفهمن چی شده.

1417
01:09:17,388 --> 01:09:19,454
یه مشت احمق دور هم وایساده بودن،

1418
01:09:19,455 --> 01:09:20,857
 که خودشونو  می خاروندن.

1419
01:09:20,858 --> 01:09:23,492
فهمیدن که کار ما بوده، بعد شروع کردن به گشتن.

1420
01:09:23,493 --> 01:09:24,894
نه، نه، یه کیک سوزوندن.

1421
01:09:24,895 --> 01:09:27,027
مهم نیست چی شد. می‌دونستن کار من بوده.

1422
01:09:27,028 --> 01:09:29,903
فکر می‌کنن سیگار می‌کشی. فقط فرض کردن...

1423
01:09:29,904 --> 01:09:31,269
البته که این کارو کردن.

1424
01:09:31,270 --> 01:09:34,905
خب، داشتی سیگار برگ می‌کشیدی؟

1425
01:09:34,906 --> 01:09:36,346
آره.

1426
01:09:36,878 --> 01:09:37,875
اوه.

1427
01:09:38,842 --> 01:09:41,509
ام... خب، نباید سیگار بکشی.

1428
01:09:41,510 --> 01:09:44,845
- فهمیدم. خداحافظ.
- صبر کن!

1429
01:09:44,846 --> 01:09:47,252
- می‌خوای توی نمایش شرکت کنی؟
- نه.

1430
01:09:47,253 --> 01:09:48,886
- چی؟
- نمی‌خوام شرکت کنم.

1431
01:09:48,887 --> 01:09:52,420
ولی فکر می‌کردم می‌خوای کس دیگه‌ای باشی. مثل توی فیلم.

1432
01:09:52,421 --> 01:09:55,057
چیزها تغییر کرده. خداحافظ.

1433
01:09:56,664 --> 01:10:00,060
- اشکالی داره؟
- بله. اشکال داره. خیلی هم داره!

1434
01:10:00,061 --> 01:10:05,173
مادرم برای تو ایستاد.
او برای تو جنگید.

1435
01:10:05,174 --> 01:10:07,607
تقریباً همه شهر ازش متنفرن به خاطر این.

1436
01:10:07,608 --> 01:10:11,505
ولی او این کار رو کرد. چون به تو اهمیت می‌ده.

1437
01:10:11,506 --> 01:10:12,742
تو به چی اهمیت می‌دی؟

1438
01:10:12,743 --> 01:10:14,978
شما نمی‌خواستید من توی نمایش باشم.

1439
01:10:15,983 --> 01:10:16,980
درسته؟

1440
01:10:17,714 --> 01:10:20,148
- اوضاع عوض شده.
- واقعاً؟

1441
01:10:21,520 --> 01:10:24,025
مامانم می‌خواد تو مریم باشی.

1442
01:10:25,727 --> 01:10:26,722
باشه؟

1443
01:10:26,723 --> 01:10:29,960
بله، بهش گفتم
اجازه نده تو این کار رو بکنی.

1444
01:10:31,596 --> 01:10:33,403
ولی بهت یه فرصت داد.

1445
01:10:34,271 --> 01:10:35,831
مردم از همه جا دارن میان

1446
01:10:35,832 --> 01:10:37,967
و دیگه خیلی دیره
که همه نقش‌ها رو عوض کنیم

1447
01:10:37,968 --> 01:10:40,071
و امیدوار باشیم که همون
نمایش قدیمی و خسته‌کننده باشه...

1448
01:10:40,072 --> 01:10:41,671
نمی‌تونم انجامش بدم!

1449
01:10:41,672 --> 01:10:43,442
من هیچ‌وقت دختری که توی نقاشیه نخواهم بود.

1450
01:10:43,443 --> 01:10:45,507
اما نمی‌تونیم یه نقاشی روی صحنه داشته باشیم.

1451
01:10:45,508 --> 01:10:46,842
ما به یه آدم واقعی نیاز داریم.

1452
01:10:46,843 --> 01:10:51,017
- آلیس انجامش می‌ده.
- درسته. "آلیس انجامش می‌ده."

1453
01:10:51,018 --> 01:10:52,913
همه مریم رو دوست دارن

1454
01:10:52,914 --> 01:10:55,923
چون مهربونه و خوشگله.

1455
01:10:55,924 --> 01:10:57,517
و من هیچ‌وقت مثل اون نمیشم...

1456
01:11:01,528 --> 01:11:03,360
فکر نمی‌کنی می‌تونی مهربون باشی

1457
01:11:03,361 --> 01:11:05,694
چون خیلی سرسختی.

1458
01:11:05,695 --> 01:11:07,833
 سرسختی بچه ی تو دنیا، درسته؟

1459
01:11:09,134 --> 01:11:13,135
اما اگه از نمایش انصراف بدی،
نه مهربون می‌شی و نه سرسخت.

1460
01:11:14,109 --> 01:11:16,071
علاوه بر این، مریم،

1461
01:11:16,072 --> 01:11:20,976
مریم واقعی، براش مهم نبود
که دیگران چی فکر می‌کنن

1462
01:11:20,977 --> 01:11:24,146
و کار سخت رو انجام داد،
حتی اگه وحشتناک بود.

1463
01:11:27,555 --> 01:11:29,690
تو هم یه جورایی
مثل اون هستی،

1464
01:11:32,963 --> 01:11:34,596
لطفاً بیا نمایش رو اجرا کن.

1465
01:11:36,395 --> 01:11:37,698
برای مامانم؟

1466
01:11:40,569 --> 01:11:43,099
حتی اگه فقط برای اینه که
همه رو عصبانی کنی؟

1467
01:11:44,970 --> 01:11:49,072
متاسفم. من یه هردمنم.
من  اون نیستم. (اشاره به مریم)

1468
01:12:01,722 --> 01:12:04,890
شمع‌هامون حداقل عالی به نظر می‌رسن.

1469
01:12:06,328 --> 01:12:07,530
خب...

1470
01:12:09,032 --> 01:12:10,027
ما اینجاییم.

1471
01:12:12,203 --> 01:12:14,768
تو موفق شدی. بهش افتخار کن.

1472
01:12:15,500 --> 01:12:16,704
درسته، بث؟

1473
01:12:17,838 --> 01:12:20,705
ما هیچ‌وقت کل نمایش رو تمرین نکردیم.

1474
01:12:20,706 --> 01:12:23,374
نمی‌دونم امشب چی میشه.

1475
01:12:23,375 --> 01:12:24,777
اگه هردمن‌ها بیان،

1476
01:12:24,778 --> 01:12:26,073
ممکنه اولین نمایش کریسمس در تاریخ باشه

1477
01:12:26,074 --> 01:12:27,979
که یوسف و مردان دانا با هم دعوا کنن.

1478
01:12:27,980 --> 01:12:30,446
مریم یه سیگار روشن می‌کنه و با بچه فرار می‌کنه.

1479
01:12:31,617 --> 01:12:33,853
- اشکالی نداره؟
- نه.

1480
01:12:35,689 --> 01:12:38,586
- موفق باشی.
- ممنون.

1481
01:12:38,587 --> 01:12:40,228
اون واقعاً اینو نمیگه.

1482
01:12:40,229 --> 01:12:41,662
این چیزی ـه که تو تئاتر می‌گن.

1483
01:12:41,663 --> 01:12:44,027
خانم آرمسترانگ تو کتاب یادداشت‌هاش دربارش نوشته.

1484
01:12:44,028 --> 01:12:46,230
هی، به خودت نگاه کن.

1485
01:12:46,231 --> 01:12:48,098
اوه... خیلی تنگه.

1486
01:12:49,968 --> 01:12:52,069
خیلی خوب به نظر می‌رسی. می‌تونی بری پشت صحنه.

1487
01:12:55,938 --> 01:12:57,206
فکر نکنم بیان.

1488
01:13:06,849 --> 01:13:08,184
فکر کنم به آلیس نیاز دارم.

1489
01:13:11,996 --> 01:13:12,991
فهمیدم.

1490
01:13:13,556 --> 01:13:14,762
آلیس؟

1491
01:13:18,798 --> 01:13:21,065
شاید امشب لازم باشه نقش مریم رو بازی کنی.

1492
01:13:43,588 --> 01:13:45,753
- خب، شروع شد.
- آره.

1493
01:13:45,754 --> 01:13:47,894
بال شرلی به من خورد.

1494
01:13:48,462 --> 01:13:49,495
چیزی نیست، عزیزم.

1495
01:13:49,496 --> 01:13:50,898
وقتی برگشت، فقط خم شو.

1496
01:13:50,899 --> 01:13:52,129
باشه.

1497
01:13:58,543 --> 01:14:01,072
مری و جوزف لباس پوشیدن و آماده رفتن هستن.

1498
01:14:02,575 --> 01:14:03,877
عالیه، آلیس.

1499
01:14:34,903 --> 01:14:37,011
ممنون از همگی که اومدین.

1500
01:14:42,317 --> 01:14:44,848
به مدت ۷۵ سال

1501
01:14:44,849 --> 01:14:49,021
این نمایش فرصتی بوده

1502
01:14:50,894 --> 01:14:54,422
تا به ما یادآوری کنه کریسمس درباره کیه.

1503
01:14:56,661 --> 01:14:59,434
امسال، اوه،

1504
01:14:59,435 --> 01:15:00,765
یه کم متفاوت شده

1505
01:15:00,766 --> 01:15:02,365
از اونچه که برنامه‌ریزی کرده بودیم.

1506
01:15:03,772 --> 01:15:06,766
که باید بگم، برای اولین باره که این جشنواره اینطوری شده.

1507
01:15:12,479 --> 01:15:14,013
راستش،

1508
01:15:16,851 --> 01:15:21,086
خیلی چیزها اتفاق افتاده تا ما به اینجا برسیم،

1509
01:15:22,992 --> 01:15:26,025
که واقعاً نمی‌دونم امشب چی می‌خواد بشه.

1510
01:15:28,929 --> 01:15:30,997
اما شاید این چیز بدی نباشه.

1511
01:15:32,099 --> 01:15:35,232
چون مریم و یوسف هم خیلی مطمئن نبودن.

1512
01:15:39,002 --> 01:15:40,941
ممنون که اومدید.

1513
01:15:42,708 --> 01:15:44,373
و کریسمس مبارک.

1514
01:15:59,859 --> 01:16:02,990
- حالت خوبه؟
- هیچ ایده‌ای ندارم.

1515
01:16:02,991 --> 01:16:05,031
باشه.

1516
01:16:24,584 --> 01:16:27,883
♪ در یک آخور ♪

1517
01:16:27,884 --> 01:16:31,756
♪ بدون گهواره برای خواب ♪

1518
01:16:31,757 --> 01:16:35,628
♪ عیسی کوچولو ♪

1519
01:16:35,629 --> 01:16:38,963
♪ سر شیرینش رو گذاشت ♪

1520
01:16:38,964 --> 01:16:40,927
♪ ستاره‌ها در آسمان روشن... ♪

1521
01:16:40,928 --> 01:16:42,769
اون داره چیکار می‌کنه؟

1522
01:16:42,770 --> 01:16:44,435
♪ نگاه کرد به جایی که خوابیده بود... ♪

1523
01:16:44,436 --> 01:16:46,100
چی شده؟

1524
01:16:46,101 --> 01:16:49,938
♪ عیسی کوچولو ♪

1525
01:16:49,939 --> 01:16:54,112
♪ خوابیده روی کاه ♪

1526
01:16:54,113 --> 01:16:57,913
♪ گاوها دارن صدا میکنن ♪

1527
01:16:57,914 --> 01:17:01,588
♪ بچه بیدار میشه ♪

1528
01:17:01,589 --> 01:17:04,952
♪ اما عیسی کوچولو... ♪

1529
01:17:15,636 --> 01:17:17,571
اون چی پوشیده؟

1530
01:17:17,572 --> 01:17:19,706
یه چیزی از خونه آورده.

1531
01:17:19,707 --> 01:17:21,004
گفت اگه می‌خواد این کارو بکنه،

1532
01:17:21,005 --> 01:17:22,806
می‌خواد شبیه مریم واقعی باشه.

1533
01:17:22,807 --> 01:17:26,244
اونا شبیه پناهنده‌ها به نظر می‌رسن. اوه.

1534
01:17:27,579 --> 01:17:28,851
آره.

1535
01:17:30,252 --> 01:17:31,249
درسته.

1536
01:17:34,351 --> 01:17:36,990
در زمان سزار آگوستوس،

1537
01:17:36,991 --> 01:17:41,159
حکمی صادر شد که همه دنیا باید مالیات بدن.

1538
01:17:41,160 --> 01:17:44,196
و یوسف با مریم، همسرش به بیت‌لحم رفت...

1539
01:17:54,103 --> 01:17:58,140
♪ ای شهر کوچک بیت‌لحم ♪

1540
01:17:58,141 --> 01:18:03,081
♪ چقدر آرام دراز کشیده‌ای ♪

1541
01:18:03,082 --> 01:18:08,017
♪  بالا خواب عمیق و بی‌رویای تو ♪

1542
01:18:08,018 --> 01:18:12,859
♪ ستاره‌های خاموش می‌گذرند ♪

1543
01:18:12,860 --> 01:18:16,230
♪ اما در خیابان‌های تاریک تو می‌درخشد ♪

1544
01:18:18,633 --> 01:18:21,469
♪ نور جاودانه... ♪

1545
01:18:21,470 --> 01:18:22,969
چرا داری عروسک رو آروغ می‌زنی؟

1546
01:18:22,970 --> 01:18:26,106
اینطوری به گلادیس کمک می‌کردم وقتی بچه بود.

1547
01:18:27,678 --> 01:18:30,243
♪ امشب در تو ملاقات می‌کنند... ♪

1548
01:18:30,244 --> 01:18:32,043
واقعا که!

1549
01:18:32,044 --> 01:18:34,814
آروغ گرفتن عیسی نوزاد
انگاریی که باد گلو داشته.

1550
01:18:34,815 --> 01:18:36,811
این قطعاً
توی برنامه نبود.

1551
01:18:36,812 --> 01:18:38,181
خب، من خوشم میاد.

1552
01:18:38,182 --> 01:18:40,652
فکر می‌کنی عیسی کوچولو
نیاز به آروغ نداشت؟

1553
01:18:40,653 --> 01:18:42,485
اون...

1554
01:18:42,486 --> 01:18:45,485
و در آن منطقه، چوپانانی در صحرا بودند،

1555
01:18:45,486 --> 01:18:48,957
که شبانه بر گله‌ هایشان نظارت می‌کردند.

1556
01:18:54,630 --> 01:18:58,298
♪ در حالی که چوپانان شبانه بر گله‌ها نظارت می‌کردند ♪

1557
01:18:58,299 --> 01:19:03,305
♪ همه نشسته بر زمین بودند ♪

1558
01:19:03,306 --> 01:19:08,308
♪ فرشته‌ی خدا فرود آمد ♪

1559
01:19:08,309 --> 01:19:13,450
♪ و بزرگی درخشید ♪

1560
01:19:14,892 --> 01:19:18,488
و فرشته‌ای از خدا بر آن‌ها نازل شد.

1561
01:19:27,366 --> 01:19:30,940
و فرشته‌ای از خدا بر آن‌ها نازل شد.

1562
01:19:38,647 --> 01:19:40,479
هی!

1563
01:19:42,484 --> 01:19:45,517
برای شما کودکی به دنیا آمده!

1564
01:19:48,120 --> 01:19:52,522
منتظر چی هستی؟
برو بچه رو ببین!

1565
01:20:05,342 --> 01:20:06,569
آه.

1566
01:20:13,350 --> 01:20:14,141
زود باشید!

1567
01:20:36,403 --> 01:20:41,007
♪ ما سه پادشاه از شرق هستیم ♪

1568
01:20:41,008 --> 01:20:45,338
♪ با هدیه‌ها از دوردست‌ها می‌آییم ♪

1569
01:20:45,339 --> 01:20:47,912
♪ دشت و چشمه ♪

1570
01:20:47,913 --> 01:20:49,583
♪ دشت و کوه... ♪

1571
01:20:49,584 --> 01:20:51,652
می‌دونستم این اتفاق می‌افته.

1572
01:20:51,653 --> 01:20:53,081
اونا کندر ندارن

1573
01:20:53,082 --> 01:20:54,989
و یا مر و طلا.

1574
01:20:54,990 --> 01:20:56,650
یه چیز دیگه آوردن

1575
01:20:56,651 --> 01:20:59,926
و من بلافاصله فهمیدم از کجا اومده.

1576
01:20:59,927 --> 01:21:02,663
احتمالاً حتی ژامبون هم دوست ندارن.

1577
01:21:02,664 --> 01:21:05,793
چرا، دوست دارن. عاشق ژامبونن.

1578
01:21:09,736 --> 01:21:11,502
ژامبون من توی نمایش ـه.

1579
01:21:14,438 --> 01:21:16,077
و وقتی عیسی به دنیا آمد،

1580
01:21:16,078 --> 01:21:19,641
مردان دانا از شرق آمدند تا او را پرستش کنند،

1581
01:21:19,642 --> 01:21:24,416
و هدایایی از طلا و کندر و مر را آوردند.

1582
01:21:33,829 --> 01:21:35,289
قرار بود برن.

1583
01:21:35,290 --> 01:21:36,897
دارن همه چیزو خراب می‌کنن.

1584
01:21:36,898 --> 01:21:38,896
کاملاً منطقیه که مردان دانا

1585
01:21:38,897 --> 01:21:40,227
بشینن و استراحت کنن.

1586
01:21:40,228 --> 01:21:42,135
راه درازی اومدن.

1587
01:21:42,136 --> 01:21:44,638
انتظار داری ژامبون رو بدن و برن؟

1588
01:21:44,639 --> 01:21:46,537
اونا ژامبون نیاوردن!

1589
01:21:51,480 --> 01:21:56,577
♪ این کودک کیست که آرام گرفته است ♪

1590
01:21:56,578 --> 01:22:01,380
♪ بر زانوی مریم، خوابیده است؟ ♪

1591
01:22:01,381 --> 01:22:02,650
♪ که فرشتگان... ♪

1592
01:22:04,191 --> 01:22:06,224
در مورد خراب کردن همه چیز،

1593
01:22:06,225 --> 01:22:08,828
به نظرم که هردمن‌ها

1594
01:22:08,829 --> 01:22:11,100
نمایش را خیلی بهتر کردند.

1595
01:22:12,398 --> 01:22:14,660
فقط با انجام دادن کاری که طبیعی بود.

1596
01:22:14,661 --> 01:22:17,335
مثل آروغ زدن بچه، مثلاً.

1597
01:22:17,336 --> 01:22:19,905
یا فکر کردن که ژامبون هدیه بهتری می‌شه

1598
01:22:19,906 --> 01:22:21,473
تا خیلی از عطر یا روغن.

1599
01:22:33,190 --> 01:22:35,923
معمولاً وقتی ترانه به «شب خاموش» می‌رسیدیم،

1600
01:22:35,924 --> 01:22:37,419
از کل ماجرا خسته می‌شدم،

1601
01:22:37,420 --> 01:22:40,522
نمی‌تونستم صبر کنم که تموم شه.

1602
01:22:40,523 --> 01:22:43,297
اما این بار اینطور احساس نمی‌کردم.

1603
01:22:46,431 --> 01:22:48,563
تقریباً آرزو داشتم که نمایش

1604
01:22:48,564 --> 01:22:51,433
با هدایت هرمن‌ها ادامه پیدا کند،

1605
01:22:51,434 --> 01:22:53,439
فقط برای اینکه ببینم دیگر چه کار می‌کنند.

1606
01:23:32,149 --> 01:23:34,507
فهمیدم که من واقعاً هرگز

1607
01:23:34,508 --> 01:23:37,450
تولد مسیح را ندیده بودم.

1608
01:23:37,451 --> 01:23:41,718
ولی ایموجین داشت کمکم می‌کرد
که دقیق تر از همیشه ببینم.

1609
01:23:53,597 --> 01:23:57,330
♪ شب خاموش ♪

1610
01:23:57,331 --> 01:24:00,708
♪ شب مقدس ♪

1611
01:24:00,709 --> 01:24:04,206
♪ همه جا آرام ♪

1612
01:24:04,207 --> 01:24:07,479
♪ همه جا روشن ♪

1613
01:24:07,480 --> 01:24:12,613
♪ دور آن مادر و کودک... ♪

1614
01:24:12,614 --> 01:24:15,587
و بعدش
اتفاق افتاد.

1615
01:24:15,588 --> 01:24:18,223
همه این مدت منتظر بودند
تا هردمن‌ها

1616
01:24:18,224 --> 01:24:21,354
یه کار کاملاً غیرمنتظره انجام بدن.

1617
01:24:21,355 --> 01:24:23,464
و واقعاً...

1618
01:24:23,465 --> 01:24:24,530
نگاه کن.

1619
01:24:29,266 --> 01:24:30,767
اون داره گریه می‌کنه.

1620
01:24:32,137 --> 01:24:34,309
مریم داره گریه می‌کنه.

1621
01:24:39,950 --> 01:24:41,382
در اون لحظه...

1622
01:24:41,383 --> 01:24:45,115
ایموجین هردمن داستان واقعی کریسمس رو تجربه کرد

1623
01:24:45,116 --> 01:24:46,820
خودشم برای اولین بار.

1624
01:24:50,893 --> 01:24:52,855
و ما هم همینطور.

1625
01:26:00,857 --> 01:26:04,432
♪ در زمان تولدت ♪

1626
01:26:09,004 --> 01:26:10,600
خب...

1627
01:26:10,601 --> 01:26:13,940
این بهترین نمایش کریسمس بود که تا حالا دیدیم.

1628
01:26:38,032 --> 01:26:39,093
 تعظیم کن.

1629
01:26:41,335 --> 01:26:44,439
تعظیم کن. دارن برات دست می‌زنن.

1630
01:27:47,802 --> 01:27:49,798
همه موافق بودن که بهترین بود

1631
01:27:49,799 --> 01:27:53,633
اما هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دونست چرا.

1632
01:27:53,634 --> 01:27:55,507
یه چیزی که می‌دونستم،

1633
01:27:55,508 --> 01:27:57,373
به خاطر مادرم و درک اون

1634
01:27:57,374 --> 01:27:58,638
از داستان کریسمس،

1635
01:27:58,639 --> 01:28:00,346
هرمن‌ها بالاخره به

1636
01:28:00,347 --> 01:28:02,682
چیزی که همیشه لازم داشتن رو به دست آوردن.

1637
01:28:03,117 --> 01:28:04,815
یه جامعه.

1638
01:28:04,816 --> 01:28:08,720
چیزی به ما دادند که همیشه بهش نیاز داشتیم.

1639
01:28:08,721 --> 01:28:10,851
سال‌ها به شگفتی کریسمس فکر می‌کردم

1640
01:28:10,852 --> 01:28:12,456
و راز تولد عیسی

1641
01:28:12,457 --> 01:28:14,022
و هیچ‌وقت واقعاً درکش نکردم.

1642
01:28:14,023 --> 01:28:19,192
اما حالا، دیگه به نظر نمی‌رسید که خیلی مرموز باشه.

1643
01:28:19,193 --> 01:28:22,135
وقتی ایموجین از من پرسید که نمایش درباره چیه،

1644
01:28:22,136 --> 01:28:24,269
بهش گفتم درباره عیسیه.

1645
01:28:24,270 --> 01:28:26,706
اما این فقط بخشی از ماجرا بود.

1646
01:28:27,473 --> 01:28:28,837
درباره یه نوزاد جدید بود

1647
01:28:28,838 --> 01:28:31,210
و مادر و پدر فقیرش

1648
01:28:31,211 --> 01:28:33,005
در دردسر بزرگی بودند.

1649
01:28:33,006 --> 01:28:35,874
نه پولی، نه جایی برای رفتن،
نه دکتری،

1650
01:28:35,875 --> 01:28:39,252
نه کسی که بشناسند، نه احترامی.

1651
01:28:39,253 --> 01:28:41,748
اما آن‌ها کسانی بودند
که خدا انتخاب کرد

1652
01:28:41,749 --> 01:28:43,624
تا به تغییر دنیا کمک کنند.

1653
01:28:48,261 --> 01:28:49,958
در مورد ایموجین،

1654
01:28:49,959 --> 01:28:53,799
کریسمس به یکباره به سراغش آمد.

1655
01:29:20,330 --> 01:29:22,894
ممنون که برگشتی.

1656
01:29:23,560 --> 01:29:24,830
تو منو مجبور کردی.

1657
01:29:26,663 --> 01:29:28,130
فکر نمیکنم.

1658
01:29:31,174 --> 01:29:33,837
بفرما اینم ژامبون ت
وسیله اجرای عالی بود.

1659
01:29:33,838 --> 01:29:37,744
-وسیله اجرا نبود.
-یه هدیه از طرف پسر ها بود.

1660
01:29:42,151 --> 01:29:43,211
و...

1661
01:29:44,186 --> 01:29:45,653
من یه چیز دیگه هم دارم.

1662
01:29:47,424 --> 01:29:49,624
فهمیدم وقتشه که اینو
بهت برگردونم

1663
01:29:59,099 --> 01:30:00,261
ممنونم

1664
01:30:01,635 --> 01:30:05,167
پس الان که نمایش تموم شد،

1665
01:30:06,543 --> 01:30:09,072
احتمالا تو قصد نداری دوباره اینجا بیای.

1666
01:30:10,039 --> 01:30:12,845
ولی شاید هفته دیگه بتونی بیای؟

1667
01:30:15,482 --> 01:30:17,245
تا وقتی که خوراکی باشه، میام.

1668
01:30:23,522 --> 01:30:25,187
دقیقاً درسته.

1669
01:30:26,225 --> 01:30:27,288
مگه نه؟

1670
01:30:28,163 --> 01:30:29,224
 چی؟

1671
01:30:30,198 --> 01:30:31,193
نقاشی.

1672
01:30:32,800 --> 01:30:35,697
منظورش از "دقیقاً درسته" چی بود؟

1673
01:30:35,698 --> 01:30:37,067
نمی‌دونم.

1674
01:30:40,371 --> 01:30:46,681
فکر کنم ایموجین از ایده مریم توی نقاشی خوشش اومده بود.

1675
01:30:48,448 --> 01:30:50,582
خیلی پاک و معصوم به نظر می‌رسید.

1676
01:30:50,583 --> 01:30:53,145
انگار هیچ کار دیگه‌ای نکرده

1677
01:30:53,146 --> 01:30:56,053
جز اینکه شب کریسمس عیسی رو به دنیا آورده.

1678
01:30:58,524 --> 01:31:00,393
ایموجین یه بار بهم گفت،

1679
01:31:00,394 --> 01:31:03,258
"من اون نیستم."

1680
01:31:05,497 --> 01:31:06,899
اما برای من...

1681
01:31:08,571 --> 01:31:11,904
مریم همیشه شبیه ایموجین هردمن میمونه.

1682
01:31:15,111 --> 01:31:17,337
به همین دلیل...

1683
01:31:17,338 --> 01:31:21,210
ما هنوز هم از این پتو استفاده می‌کنیم
حتی بعد از این همه سال.

1684
01:31:26,453 --> 01:31:30,153
خب، دوستان،

1685
01:31:30,721 --> 01:31:33,119
حالا که می‌دونید چرا

1686
01:31:33,120 --> 01:31:36,223
این نمایش برامون اینقدر مهمه...

1687
01:31:36,224 --> 01:31:40,130
نمی‌دونم، کسی دوست داره نقشی بازی کنه؟

1688
01:31:41,071 --> 01:31:42,228
وای،

1689
01:31:42,229 --> 01:31:43,965
چه دست‌های زیادی!

1690
01:31:43,966 --> 01:31:46,405
خوشبختانه، ما کلی نقش داریم

1691
01:31:46,406 --> 01:31:50,543
و هیچ نقشی کوچیکی نیست.

1692
01:31:50,544 --> 01:31:53,480
خب، والدین عزیز،
اگه می‌خواید،

1693
01:31:53,481 --> 01:31:55,315
همه رو ببرید به سالن اصلی،(سالن محراب)

1694
01:31:55,316 --> 01:31:57,580
همه رو مرتب می‌کنیم.

1695
01:31:57,581 --> 01:31:58,981
نقش‌ها رو بهتون می‌دیم

1696
01:31:58,982 --> 01:32:02,288
و اولین تمرینمون رو شروع می‌کنیم.

1697
01:32:02,289 --> 01:32:03,351
خب، برید بیرون.

1698
01:32:49,965 --> 01:32:51,938
می‌تونم اونو رو تنم کنم؟

1699
01:32:56,841 --> 01:32:59,544
اوه، هوم...

1700
01:32:59,545 --> 01:33:02,813
خب، اونا بال‌های گلادیس بودن.

1701
01:33:02,814 --> 01:33:04,813
اون نمی‌ذاره کسی دیگه اونا رو بپوشه.

1702
01:33:04,814 --> 01:33:07,882
ولی اگه بری پایین،

1703
01:33:07,883 --> 01:33:10,451
یه دست جدید برات پیدا می‌کنیم.

1704
01:33:27,203 --> 01:33:31,010
"هی. نزد شما کودکی متولد شده."

1705
01:33:31,010 --> 01:33:50,550
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1706
01:33:50,600 --> 01:33:55,097
♪ برو بگو روی کوه‌ها ♪

1707
01:33:55,098 --> 01:33:59,473
♪ از تپه‌ها و همه جا ♪

1708
01:33:59,474 --> 01:34:03,775
♪ برو بگو روی کوه‌ها ♪

1709
01:34:03,776 --> 01:34:07,013
♪ که عیسی مسیح به دنیا اومده ♪

1710
01:34:09,619 --> 01:34:14,180
♪ پایین توی آخور فقیرانه ♪

1711
01:34:14,181 --> 01:34:17,826
♪ مسیح فروتن ما به دنیا اومد ♪

1712
01:34:18,958 --> 01:34:22,828
♪ و خدا نجات رو برامون فرستاد ♪

1713
01:34:22,829 --> 01:34:26,866
♪ اون صبح مبارک کریسمس ♪

1714
01:34:26,867 --> 01:34:31,936
♪ و من گفتم برو بگو روی کوه ♪

1715
01:34:31,937 --> 01:34:36,268
♪ بالای تپه‌ها و همه جا ♪

1716
01:34:36,269 --> 01:34:40,174
♪ برو بگو روی کوه ♪

1717
01:34:40,175 --> 01:34:44,883
♪ که عیسی مسیح به دنیا اومده ♪

1718
01:34:44,884 --> 01:34:48,986
♪ وقتی چوپان‌ها نگهبانی می‌دادن ♪

1719
01:34:48,987 --> 01:34:53,727
♪ بر فراز گله‌های خاموش در شب ♪

1720
01:34:53,728 --> 01:34:57,762
♪ ببین در سراسر آسمان‌ها ♪

1721
01:34:57,763 --> 01:35:01,835
♪ نوری مقدس درخشید ♪

1722
01:35:01,836 --> 01:35:06,971
♪ و من گفتم برو بگو بر کوه ♪

1723
01:35:06,972 --> 01:35:11,105
♪ بر فراز تپه‌ها و همه جا ♪

1724
01:35:11,106 --> 01:35:15,077
♪ برو بگو بر کوه ♪

1725
01:35:15,078 --> 01:35:18,612
♪ که عیسی مسیح به دنیا آمد ♪

1726
01:35:35,672 --> 01:35:37,464
♪ حالا گوش کن به من ♪

1727
01:35:37,465 --> 01:35:38,704
- ♪ برو... ♪
- ♪ برو... ♪

1728
01:35:38,705 --> 01:35:40,705
♪ ...بگو بر کوه ♪

1729
01:35:40,706 --> 01:35:41,940
♪ روی کوه ♪

1730
01:35:41,941 --> 01:35:46,275
♪ بر فراز تپه‌ها و همه جا ♪

1731
01:35:46,276 --> 01:35:47,273
- ♪ برو... ♪
- ♪ برو... ♪

1732
01:35:47,274 --> 01:35:50,013
♪ ...بگو روی کوه ♪

1733
01:35:50,014 --> 01:35:54,753
♪ که عیسی مسیح به دنیا آمده ♪

1734
01:35:54,754 --> 01:35:59,155
♪ برو بگو روی کوه ♪

1735
01:35:59,156 --> 01:36:03,729
♪ بر فراز تپه‌ها و همه جا ♪

1736
01:36:03,730 --> 01:36:07,162
♪ برو بگو روی کوه ♪

1737
01:36:07,163 --> 01:36:13,271
♪ که عیسی مسیح به دنیا آمده ♪

1738
01:36:16,039 --> 01:36:17,176
♪ هوو! ♪

1739
01:36:21,179 --> 01:36:25,019
♪ برو بگو به کوه ها ♪

1740
01:36:42,266 --> 01:36:47,399
♪ ای همه وفاداران بیایید ♪

1741
01:36:47,400 --> 01:36:51,810
♪ شاد و پیروز ♪

1742
01:36:51,811 --> 01:36:56,483
♪ بیایید، ای بیایید ♪

1743
01:36:56,484 --> 01:37:00,384
♪ به بیت لحم ♪

1744
01:37:01,757 --> 01:37:06,055
♪ بیایید و او را ببینید ♪

1745
01:37:06,056 --> 01:37:10,389
♪ پادشاه فرشتگان زاده شد ♪

1746
01:37:10,390 --> 01:37:25,040
♪ بیایید او را بپرستیم ♪

1747
01:37:25,041 --> 01:37:28,247
♪ مسیح خداوند ♪

1748
01:37:36,485 --> 01:37:40,957
♪ بخوانید گروه‌های فرشتگان ♪

1749
01:37:40,958 --> 01:37:45,358
♪ با شادی بخوان ♪

1750
01:37:45,359 --> 01:37:50,131
♪ ای همه شهروندان ♪

1751
01:37:50,132 --> 01:37:54,372
♪ از بهشت بالا ♪

1752
01:37:55,370 --> 01:38:00,075
♪ جلال بر خدا ♪

1753
01:38:00,076 --> 01:38:04,080
♪ جلال در بالاترین ♪

1754
01:38:04,081 --> 01:38:18,324
♪ بیا، بیایید او را بپرستیم ♪

1755
01:38:18,325 --> 01:38:22,235
♪ مسیح خداوند ♪

1756
01:38:25,775 --> 01:38:30,370
♪ بیا و او را ببین ♪

1757
01:38:30,371 --> 01:38:34,374
♪ پادشاه فرشتگان زاده شد ♪

1758
01:38:34,375 --> 01:38:48,926
♪ بیا، بیایید او را بپرستیم ♪

1759
01:38:48,927 --> 01:38:52,529
♪ مسیح خداوند ♪

1760
01:38:55,067 --> 01:38:59,602
♪ اوه، مسیح... ♪

1761
01:39:00,643 --> 01:39:02,242
♪ خداوند ♪

