﻿1
00:04:45,000 --> 00:04:55,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:04:55,420 --> 00:04:56,795
‫بعضی آدم‌ها به خاطر اسمشون شناخته می‌شن،

3
00:04:56,878 --> 00:04:58,878
‫در حالی که بعضی‌ها به خاطر کاراشون معروفن.

4
00:04:58,961 --> 00:05:00,503
‫اما کسایی هستن

5
00:05:00,586 --> 00:05:03,088
‫که با کارشون برای خودشون اعتبار می‌خرن.

6
00:05:03,168 --> 00:05:06,137
‫امروز ما با یکی از این جنگجوها آشنا می‌شیم،

7
00:05:06,217 --> 00:05:07,520
‫که سه سال پیش،

8
00:05:07,600 --> 00:05:08,931
‫از مهاراشترا به سرینگر اومد

9
00:05:09,011 --> 00:05:11,468
‫تا نقش مجری ارشد پلیس برای اس او جی رو به عهده بگیره.

10
00:05:11,548 --> 00:05:13,230
‫سرپرست ارشد پلیس،

11
00:05:13,310 --> 00:05:14,664
‫باجی‌راو سینگام.

12
00:06:45,461 --> 00:06:49,322
‫لطفاً می‌تونید به بینندگان ما بگید
‫اس او جی چطور کار می‌کنه؟

13
00:06:49,402 --> 00:06:51,361
‫اس او جی در سال 1994 تشکیل شد،

14
00:06:51,444 --> 00:06:53,986
‫در اوج جنبش‌های مسلحانه در منطقه.

15
00:06:54,069 --> 00:06:58,444
‫اون موقع، اس او جی پایگاه مشخصی نداشت.

16
00:06:58,527 --> 00:07:01,361
‫به جای اون، از تأسیسات باربری ایر ایندیا شروع به کار کرد.

17
00:07:01,444 --> 00:07:05,152
‫قرارگاه اس او جی هنوز هم به اسم باربری شناخته می‌شه.

18
00:07:07,152 --> 00:07:09,277
‫بیشتر مردم عادی نمی‌دونن

19
00:07:09,361 --> 00:07:12,861
‫که 80 درصد از کماندوهای اس او جی در واقع بومی هستن.

20
00:07:18,819 --> 00:07:20,486
‫هر وقت حمله‌ای اتفاق می‌افته،

21
00:07:20,984 --> 00:07:23,652
‫اس او جی جامو و کشمیر اول از همه به صحنه می‌رسه.

22
00:07:31,319 --> 00:07:34,694
‫ما شبکه اطلاعاتی خودمون و خودروهای ضدگلوله داریم.

23
00:07:39,736 --> 00:07:41,777
‫یکی از مأموریت‌های اصلی ما الان اینه که

24
00:07:41,861 --> 00:07:43,819
‫جلوی افراطی‌شدن بچه‌ها در منطقه رو بگیریم.

25
00:07:43,944 --> 00:07:45,796
‫شاید باور نکنید که

26
00:07:45,876 --> 00:07:49,402
‫حتی اعضای سابق جنبش‌های مسلحانه توی اس او جی کار می‌کنن،

27
00:07:49,486 --> 00:07:51,402
‫که حالا به کشور خدمت می‌کنن.

28
00:07:53,986 --> 00:07:55,402
‫یه سوال آخر:

29
00:07:55,486 --> 00:07:58,527
‫چرا تصمیم گرفتید افسر پلیس بشید؟

30
00:07:59,365 --> 00:08:02,694
‫خانم، چون ستاره‌ها تو آسمون زیباترن

31
00:08:03,236 --> 00:08:05,152
‫یا وقتی که شونه‌های مردان شجاع رو زینت می‌دن.

32
00:08:05,176 --> 00:08:13,776
‫" دوباره سینگهام "

33
00:08:28,653 --> 00:08:30,152
‫چطوری؟

34
00:08:30,236 --> 00:08:31,694
‫خوبم.

35
00:08:31,777 --> 00:08:33,111
‫شوریا؟

36
00:08:33,194 --> 00:08:34,319
‫اونم خوبه.

37
00:08:34,402 --> 00:08:36,069
‫خیلی دلتنگته.

38
00:08:36,152 --> 00:08:37,569
‫برای تولدش میای، درسته؟

39
00:08:37,649 --> 00:08:39,194
‫آره، میام.

40
00:08:39,277 --> 00:08:40,694
‫اگه نیای، یادت باشه

41
00:08:40,777 --> 00:08:42,611
‫من تو وزارت فرهنگ کار می‌کنم.

42
00:08:42,694 --> 00:08:45,614
‫می‌تونم با وزیر کشور حرف بزنم و شوهرمو منتقل کنم.

43
00:08:45,694 --> 00:08:47,527
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکنید، خانم!

44
00:08:47,611 --> 00:08:49,032
‫من یه پلیس ساده‌ام.

45
00:08:49,112 --> 00:08:51,194
‫بس کن و زود بیا خونه.

46
00:08:51,757 --> 00:08:52,944
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

47
00:12:53,277 --> 00:12:56,813
‫عمر حفیظ، فکر نکنی داستان اینجا تموم می‌شه.

48
00:12:56,893 --> 00:12:59,694
‫می‌دونی من کجا هستم

49
00:12:59,777 --> 00:13:01,527
‫و به چه کارایی قادر هستم؟

50
00:15:37,029 --> 00:15:39,277
‫سنگ‌پراکنی قدیمی شده، آقا.

51
00:15:39,550 --> 00:15:42,111
‫این کشمیر جدیدیه تو یه هند جدید.

52
00:15:42,236 --> 00:15:43,736
‫ما همه پشت شما هستیم.

53
00:16:45,574 --> 00:16:47,113
‫عمر حفیظ.

54
00:16:48,109 --> 00:16:51,652
‫فکر نمی‌کردم سرنوشت این‌قدر با من مهربون باشه.

55
00:16:52,927 --> 00:16:54,477
‫دنبالت بودم

56
00:16:55,321 --> 00:16:56,652
‫و حالا اینجایی.

57
00:16:56,736 --> 00:16:57,902
‫فکر کردی واقعا

58
00:16:58,874 --> 00:17:01,819
‫این‌قدر آسونه که از شر باجی‌راو سینگام خلاص بشی؟

59
00:17:04,887 --> 00:17:07,277
‫دیدن هند جدید چه حسی داره؟

60
00:17:08,202 --> 00:17:12,944
‫مطمئنم داری از تصمیم فرارت از هند پشیمون می‌شی.

61
00:17:13,527 --> 00:17:15,527
‫ولی باید خوشحال باشی

62
00:17:16,794 --> 00:17:19,351
‫بعد از مرگ پسرت،

63
00:17:19,431 --> 00:17:22,257
‫تو هم به افتخار در این خاک دفن می‌شی.

64
00:17:22,337 --> 00:17:23,944
‫تو راست می‌گی.

65
00:17:25,938 --> 00:17:29,569
‫سرنوشت با تو مهربون بوده و به همین دلیله که هنوز زنده‌ای.

66
00:17:29,649 --> 00:17:31,444
‫اما یه چیز رو بهت قول می‌دم:

67
00:17:31,527 --> 00:17:34,735
‫آخرین نفس‌ت رو از تو می‌گیرم.

68
00:17:34,815 --> 00:17:37,736
‫چون مرگ تو و دوستات

69
00:17:39,412 --> 00:17:43,527
‫تنها هدف از دودمان عمر حفیظه.

70
00:17:44,695 --> 00:17:47,362
‫تو این نبرد تنها شدی، عمر.

71
00:17:48,195 --> 00:17:50,737
‫جوانان کشمیر دارن پیشرفت می‌کنن،

72
00:17:51,237 --> 00:17:53,612
‫و جوانان پاکستان دارن آگاه‌تر می‌شن.

73
00:17:54,279 --> 00:17:57,737
‫بچه‌هامون دیگه فریب شماها رو نمی‌خورن.

74
00:17:57,820 --> 00:18:02,945
‫برای همینه که پاکستان رو ترک کردی و به سری‌لانکا فرار کردی

75
00:18:03,071 --> 00:18:04,654
‫جایی که شروع کردی به فروختن مواد.

76
00:18:04,737 --> 00:18:08,814
‫فکر نکن که با دستگیر کردن من این جنگ رو بردی.

77
00:18:08,894 --> 00:18:10,914
‫من تنها نیستم.

78
00:18:11,895 --> 00:18:13,461
‫یه نفر هست...

79
00:18:14,208 --> 00:18:15,914
‫که داره مراسم تشییع تو رو برنامه‌ریزی می‌کنه.

80
00:18:15,994 --> 00:18:17,529
‫حتما میاد.

81
00:18:17,612 --> 00:18:20,487
‫من ایشون رو تو همون تابوت دفن می‌کنم

82
00:18:20,570 --> 00:18:23,779
‫اشتباه نکن و قدرتش رو دست کم نگیر، سینگام.

83
00:18:24,695 --> 00:18:26,925
‫او یه توفان آتشینه.

84
00:18:27,779 --> 00:18:32,362
‫غرور تو و کشورت رو به خاکستر تبدیل می‌کنه.

85
00:18:32,445 --> 00:18:35,237
‫چرا توفانش گیر داده به من؟

86
00:18:35,612 --> 00:18:36,945
‫فقط بگو کجاست.

87
00:18:39,029 --> 00:18:40,721
‫همونطور که می‌دونی،

88
00:18:40,801 --> 00:18:43,445
‫هند حالا وارد می‌شه و نابود می‌کنه.

89
00:18:43,525 --> 00:18:46,029
‫حیرت‌آوره.

90
00:18:56,533 --> 00:18:59,612
‫دستگیر شدن عمر حفیظ یه موفقیت بزرگه، سینگام.

91
00:18:59,695 --> 00:19:02,820
‫اما مهم‌تر اینه که تو سالمی.

92
00:19:02,904 --> 00:19:05,070
‫من ۲۰ ساله که این لباس رو تنم دارم، قربان.

93
00:19:05,237 --> 00:19:06,853
‫دیگه از مرگ نمی‌ترسم.

94
00:19:06,933 --> 00:19:10,723
‫اطلاعات ما سعی داره شبکه عمر رو پیدا کنه.

95
00:19:10,857 --> 00:19:13,029
‫یه بندری تو سری‌لانکا هست

96
00:19:13,109 --> 00:19:16,279
‫که تو یه بخش خصوصی کشتی‌ها رو تعمیر می‌کنن.

97
00:19:16,362 --> 00:19:18,654
‫مالک اونجا جان لوکاس، اصالتا روسیه ایه.

98
00:19:18,737 --> 00:19:20,987
‫اون با عمر حفیظ ارتباط داره.

99
00:19:21,070 --> 00:19:23,737
‫از مقامات سری‌لانکایی درخواست کردیم

100
00:19:23,820 --> 00:19:28,279
‫اما از وضعیت کنونی اونجا مطلع هستی.

101
00:19:31,487 --> 00:19:34,737
‫او تو چند روز شبکه مواد مخدرش رو خیلی سریع گسترش داده.

102
00:19:34,820 --> 00:19:37,529
‫مواد رو از افغانستان سفارش می‌ده که میان سری‌لانکا.

103
00:19:37,612 --> 00:19:41,904
‫از اونجا به مناطق ساحلی تامیل نادو می‌رن.

104
00:19:42,029 --> 00:19:45,154
‫و از اونجا تو کل هند پخش می‌شن.

105
00:19:45,987 --> 00:19:48,737
‫پولی که عمر درمیاره

106
00:19:48,820 --> 00:19:52,612
‫علیه کشور ما استفاده می‌شه.

107
00:19:52,692 --> 00:19:55,695
‫ببخشید، قربان، ولی این شکست شبکه اطلاعات ماست.

108
00:19:55,779 --> 00:19:57,820
‫تو هر ایالتی، افسرانی هستن

109
00:19:57,904 --> 00:20:03,355
‫که اطلاعات رو از پلیس‌های دیگه پنهان می‌کنن تا اعتبار بگیرن.

110
00:20:03,435 --> 00:20:06,820
‫به دلیل کمبود مدارک و محدودیت‌های قضایی،

111
00:20:06,904 --> 00:20:09,487
‫نیروها نمی‌تونن به‌طور مؤثر عمل کنن.

112
00:20:09,570 --> 00:20:13,860
‫به همین دلیله که آدمایی مثل عمر از این وضعیت سو استفاده می‌کنن.

113
00:20:13,940 --> 00:20:15,612
‫می‌دونم، سینگام.

114
00:20:15,808 --> 00:20:18,154
‫به همین خاطر رییس، به ما دستور داده

115
00:20:18,237 --> 00:20:20,987
‫یه نیروی جدید تشکیل بدیم.

116
00:20:21,315 --> 00:20:24,529
‫یه بورو جدید، مشابه CBI, IB, و R&AW.

117
00:20:24,612 --> 00:20:26,989
‫مستقیماً زیر نظر ما عمل می‌کنه

118
00:20:27,069 --> 00:20:31,493
‫و سینگام، تو رو به عنوان رئیس این بورو منصوب می‌کنم.

119
00:20:31,573 --> 00:20:34,612
‫تو تیم خودت و بودجه خودت رو خواهی داشت.

120
00:20:34,692 --> 00:20:36,404
‫برای تو قوه قضاییه‌ای وجود نداره.

121
00:20:36,487 --> 00:20:38,737
‫پلیس هر ایالت با تو کار می‌کنه

122
00:20:38,820 --> 00:20:40,904
‫و فقط به من گزارش می‌دی.

123
00:20:40,987 --> 00:20:42,195
‫اما چرا من، قربان؟

124
00:20:42,279 --> 00:20:43,820
‫خب، چون به خاطر تو

125
00:20:43,904 --> 00:20:48,445
‫افسرانی تو نیرو داریم که به عنوان سینگام بیهار،

126
00:20:48,529 --> 00:20:51,487
‫سینگام پنجاب، تامیل نادو،

127
00:20:51,570 --> 00:20:54,029
‫سینگام گجرات شناخته می‌شن،

128
00:20:54,154 --> 00:20:57,612
‫و همشون تو رو به عنوان قهرمانشون می‌بینن.

129
00:20:57,692 --> 00:20:58,695
‫یعنی هیچ غروری جلوی همکاری رو نمی‌گیره.

130
00:20:58,779 --> 00:21:00,362
‫در راه همکاری مانع نمی‌شود.

131
00:21:02,654 --> 00:21:04,070
‫قربان، نام این تیم چیه؟

132
00:21:05,779 --> 00:21:06,820
‫شیوا.

133
00:21:28,931 --> 00:21:31,806
‫فقط نه روزه برای کاوش در تاریخ کشوری

134
00:21:31,889 --> 00:21:35,389
‫که بیش از ۹۰۰۰ سال قدمت داره؟

135
00:21:35,847 --> 00:21:36,847
‫کافیه،

136
00:21:36,931 --> 00:21:39,222
‫چون این نمایش رام‌لیلا در طول نه روز

137
00:21:39,306 --> 00:21:43,306
‫قراره یه تجربه خیلی خاص و خانوادگی باشه.

138
00:21:43,389 --> 00:21:45,306
‫این جشن بزرگیه...

139
00:21:45,389 --> 00:21:47,347
‫از تاریخ غنی فرهنگ ما.

140
00:21:47,431 --> 00:21:50,139
‫می‌دونم خیلی از مردم هند باور دارن

141
00:21:50,222 --> 00:21:52,514
‫که رامایان صرفاً یه داستانه،

142
00:21:53,431 --> 00:21:54,764
‫و نه جزئی از تاریخ ما.

143
00:21:54,847 --> 00:21:56,306
‫در واقع، بعضی از اون افراد ممکنه

144
00:21:56,389 --> 00:21:58,347
‫الان تو جمع باشن،

145
00:21:58,514 --> 00:22:00,514
‫مثل پسرم، شوریا.

146
00:22:01,889 --> 00:22:03,222
‫سلام، شوریا.

147
00:22:06,139 --> 00:22:07,431
‫اما بهت اطمینان می‌دم،

148
00:22:07,511 --> 00:22:09,181
‫رامایان خاص ما

149
00:22:09,264 --> 00:22:10,889
‫به آیودیا محدود نمی‌شه.

150
00:22:10,972 --> 00:22:12,601
‫ردپاش رو پیدا می‌کنی

151
00:22:12,681 --> 00:22:15,431
‫تو جاهایی مثل پنج‌واتی در ناشیک

152
00:22:15,511 --> 00:22:16,889
‫و حتی در سری‌لانکا.

153
00:22:16,972 --> 00:22:18,389
‫ما شواهد همه چیزهایی که در این سفر اتفاق افتاد رو ارائه می‌دیم.

154
00:22:18,469 --> 00:22:20,431
‫که در این سفر رخ ‌دادن نشان خواهیم داد.

155
00:22:20,556 --> 00:22:22,514
‫از هامپی،

156
00:22:22,597 --> 00:22:24,889
‫جایی که لرد رام و لرد هانومان ملاقات کردن،

157
00:22:24,972 --> 00:22:27,847
‫تا ردپای لرد هانومان در سری‌لانکا.

158
00:22:27,931 --> 00:22:30,889
‫راز گیاهان معجزه‌گر رو که تو کوه‌ها پیدا می‌شن، کشف می‌کنیم،

159
00:22:30,972 --> 00:22:34,847
‫و یه جایی که ماهواره‌ها موقتا از کار می‌افتن به خاطر

160
00:22:34,931 --> 00:22:38,306
‫میدان گرانشی پایین.

161
00:22:38,389 --> 00:22:39,639
‫به شما قول می‌دیم،

162
00:22:39,722 --> 00:22:42,472
‫این یه تجربه‌ای میشه که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنی.

163
00:22:45,713 --> 00:22:47,722
‫امروز با سویامور* (عروسی)
‫رام و سیتا شروع می‌کنیم.

164
00:22:47,806 --> 00:22:50,847
‫رام و سیتا.

165
00:22:50,931 --> 00:22:52,428
‫گوتام.

166
00:22:56,764 --> 00:22:59,056
‫اینجا جاناکپور،
‫قصر میتیلا هست،

167
00:22:59,139 --> 00:23:02,683
‫جایی که سویامور رام و سیتا
‫در اونجا برگزار شد.

168
00:23:02,763 --> 00:23:04,847
‫می‌دونی کجا واقع شده؟

169
00:23:04,931 --> 00:23:05,931
‫تو نپال هستش.

170
00:23:06,014 --> 00:23:08,431
‫مردم از دور و نزدیک میان
‫که این قصرو ببینن.

171
00:23:08,514 --> 00:23:12,431
‫ما هم به همین شکل به شما
‫مدارک جدیدی رو ارائه می‌کنیم.

172
00:23:19,389 --> 00:23:21,222
‫آونی، موفق باشید.

173
00:23:21,306 --> 00:23:22,601
‫سینگام کجاست؟

174
00:23:22,681 --> 00:23:23,972
‫واقعاً از من می‌پرسی؟

175
00:23:24,056 --> 00:23:25,972
‫به لطف تو، از وقتی که
‫تیم شیوا تشکیل شده،

176
00:23:26,056 --> 00:23:28,847
‫بیشتر به مأموریت میره و
‫کمتر خونه هست.

177
00:23:30,306 --> 00:23:31,389
‫- خواهش می‌کنم، بیا.
‫- خب.

178
00:23:31,469 --> 00:23:32,306
‫فقط برو و بهش بگو لیستی تهیه کنه

179
00:23:32,389 --> 00:23:34,097
‫- سوارا، آماده‌ای؟
‫- بله، خانم.

180
00:23:34,181 --> 00:23:35,722
‫شصت ثانیه مونده.

181
00:23:35,806 --> 00:23:38,806
‫خانم، مهمونای ویژه‌ای دارید -

182
00:23:38,889 --> 00:23:40,264
‫افسران تیم شیوا.

183
00:23:40,347 --> 00:23:41,431
‫سلام، خانم.

184
00:23:41,511 --> 00:23:43,056
‫نمایش خیلی عالی به نظر می‌رسه، خانم!

185
00:23:43,181 --> 00:23:44,097
‫موفق باشید.

186
00:23:44,181 --> 00:23:46,014
‫تلاش شما کاملاً نمایانه.

187
00:23:46,097 --> 00:23:48,514
‫آقای سینگام خیلی مشتاق بود بیاد.

188
00:23:49,764 --> 00:23:51,431
‫می‌دونم منظورت چیه.

189
00:23:51,514 --> 00:23:53,681
‫شوهرم رو خیلی خوب می‌شناسم.

190
00:23:53,764 --> 00:23:54,847
‫نتونست بیاد،

191
00:23:54,931 --> 00:23:56,347
‫پس شما دو نفر رو فرستاد
‫که به جاش باشین.

192
00:23:56,431 --> 00:23:57,847
‫نه، نه، خانم، اصلاً این‌طور نیست.

193
00:23:57,931 --> 00:24:01,014
‫خانم، آقا یه چیزی براتون فرستاده.

194
00:24:30,012 --> 00:24:33,578
‫رهبر یک سرزمین مقدس.

195
00:24:40,051 --> 00:24:41,112
‫باهوبالی

196
00:24:41,192 --> 00:24:42,578
‫دانا.

197
00:24:49,202 --> 00:24:50,652
‫غرش شجاعت.

198
00:24:50,732 --> 00:24:52,070
‫غرش فضیلت.

199
00:24:52,208 --> 00:24:53,305
‫یک رهبر.

200
00:24:53,385 --> 00:24:54,357
‫یک جنگجو.

201
00:24:54,437 --> 00:24:56,648
‫قدرتمند.

202
00:25:00,668 --> 00:25:04,353
‫دنیا اونو به نام رام می‌شناسه.

203
00:25:36,181 --> 00:25:37,889
‫پلیس اینجا چیکار می‌کنه؟

204
00:25:38,565 --> 00:25:39,847
‫پلیس نیست.

205
00:25:40,846 --> 00:25:42,222
‫این بابامه.

206
00:25:43,389 --> 00:25:46,889
‫شما دوتا عهد بستید که همیشه
‫منو خجالت بدید؟

207
00:25:47,014 --> 00:25:49,306
‫مامان، اون روز تو مراسم،

208
00:25:49,389 --> 00:25:52,358
‫منو جلوی همه نشون کردی!

209
00:25:52,860 --> 00:25:53,985
‫و امروز، بابا،

210
00:25:54,068 --> 00:25:56,443
‫زود اومدی
‫تو مهمونی مل‌وین بدون اطلاع!

211
00:25:56,526 --> 00:25:58,068
‫می‌دونی دوستام چی فکر می‌کردن؟

212
00:25:58,151 --> 00:26:00,696
‫اونا واقعاً حس کردن که
‫پلیس اینجا رو ریخته‌.

213
00:26:00,776 --> 00:26:02,443
‫خیلی شرم‌آور بود، مامان.

214
00:26:02,943 --> 00:26:04,026
‫عجیبه!

215
00:26:04,485 --> 00:26:07,151
‫حالا والدینت رو خجالت میدی؟

216
00:26:07,276 --> 00:26:08,526
‫خب بابا اومد اونجا، که چی؟

217
00:26:08,610 --> 00:26:10,193
‫نه مامان، این‌طور نیست.

218
00:26:10,318 --> 00:26:12,068
‫قبول دارم بابا واقعاً عالیه.

219
00:26:12,860 --> 00:26:13,901
‫عالی؟

220
00:26:13,985 --> 00:26:15,136
‫بهترین در همه زمانها.

221
00:26:15,268 --> 00:26:17,860
‫ولی بچه‌ها، منم زندگی خودمو دارم، مگه نه؟

222
00:26:17,943 --> 00:26:19,776
‫البته، اونم زندگی خودشو داره.

223
00:26:19,860 --> 00:26:22,526
‫واسه همین داره خانواده‌اش و کشورش
‫رو رها می‌کنه بره لندن!

224
00:26:22,610 --> 00:26:23,860
‫اوه خدایا، مامان!

225
00:26:24,055 --> 00:26:27,223
‫فکر نمی‌کنی کمی زیادی داری مسخره بازی درمیاری؟

226
00:26:27,303 --> 00:26:28,452
‫رامایانا، کشور...

227
00:26:28,532 --> 00:26:31,735
‫مامان، واقعاً باید از اعتقادات قدیمی‌ت
‫دست بکشی لطفاً.

228
00:26:31,815 --> 00:26:34,026
‫هی، شایوریا، درست رفتار کن!

229
00:26:34,211 --> 00:26:35,816
‫این مشکل نسلشه.

230
00:26:35,946 --> 00:26:37,401
‫فکر می‌کنن آداب و رسوم ما

231
00:26:37,485 --> 00:26:39,026
‫و فرهنگمون همه کهنه‌ست.

232
00:26:39,106 --> 00:26:42,205
‫بابت تو وقتی به دنیا اومدی کلی رؤیا داشتم!

233
00:26:42,285 --> 00:26:46,110
‫به پدرت گفتم که تو بزرگ میشی
‫و افسر پلیس میشی.

234
00:26:46,312 --> 00:26:48,026
‫باجیراو سینگام بعدی -

235
00:26:48,172 --> 00:26:51,568
‫پسری با استعداد، شایسته،
‫پسر خوب من، شایوریا!

236
00:26:51,735 --> 00:26:52,860
‫ولی نه،

237
00:26:52,993 --> 00:26:56,068
‫اون می‌خواد خانواده‌اش و کشورش
‫رو ول کنه بره لندن!

238
00:26:56,213 --> 00:26:59,213
‫بابا، می‌بینی چقدر داره نمایشی می‌کنه؟

239
00:26:59,338 --> 00:27:00,255
‫من رفتم.

240
00:27:00,380 --> 00:27:01,172
‫دیدی؟

241
00:27:01,255 --> 00:27:02,088
‫هی...

242
00:27:02,213 --> 00:27:05,088
‫من دارم باهاش حرف می‌زنم،
‫و اون داره راه میره و میره.

243
00:27:05,721 --> 00:27:07,255
‫قرص فشار خون منو می‌خوای؟

244
00:27:07,380 --> 00:27:08,922
‫می‌تونی بگیریش.

245
00:27:09,005 --> 00:27:10,630
‫تو هم بهتر نیستی.

246
00:27:10,713 --> 00:27:13,047
‫این روزا اصلا به خودت نمی‌رسی.

247
00:27:14,533 --> 00:27:17,130
‫چرا عصبانیت رو سر من خالی می‌کنی؟

248
00:27:19,838 --> 00:27:21,213
‫خیلی خجالت‌آوره.

249
00:27:21,297 --> 00:27:23,588
‫دیدی چطوری کل مهمونی جمع شد؟

250
00:27:23,668 --> 00:27:25,213
‫چرا انقدر عصبانی هستی؟

251
00:27:25,338 --> 00:27:27,672
‫راستش اگه بابام سینگام* بود،

252
00:27:27,755 --> 00:27:29,640
‫کاملاً ازش سوءاستفاده می‌کردم.

253
00:27:29,720 --> 00:27:32,463
‫اما چه شخصیت فوق‌العاده‌ای داره!

254
00:27:32,588 --> 00:27:34,755
‫همه تا دیدنش هشدار گرفتن.

255
00:27:36,088 --> 00:27:37,047
‫اُه، سلام عمو!

256
00:27:37,130 --> 00:27:38,255
‫سلام!

257
00:27:39,255 --> 00:27:40,255
‫چطور؟

258
00:27:40,588 --> 00:27:41,797
‫بابا؟ چی؟

259
00:27:41,877 --> 00:27:43,005
‫در زدی؟

260
00:27:49,922 --> 00:27:50,963
‫ببخشید.

261
00:27:54,255 --> 00:27:58,755
‫راستش نباید اینجوری که اومدم، می‌اومدم،

262
00:27:58,880 --> 00:28:00,255
‫اینجا و همچنین توی مهمونی دوستت.

263
00:28:01,797 --> 00:28:03,505
‫می‌دونم که حالا بزرگ شدی

264
00:28:04,130 --> 00:28:05,797
‫و به فضای خودت نیاز داری.

265
00:28:07,172 --> 00:28:08,172
‫اما مدتی بود ندیده بودمت،

266
00:28:08,252 --> 00:28:11,547
‫و تو داری چند روز دیگه میری،

267
00:28:12,445 --> 00:28:14,713
‫فکر کردم می‌تونیم با هم وقت بگذرونیم.

268
00:28:16,588 --> 00:28:18,505
‫ولی الان که من اینجام بابا

269
00:28:18,963 --> 00:28:21,047
‫و همیشه مشغول نجات دادن کشور هستی...

270
00:28:21,130 --> 00:28:22,755
‫برای همین خواستم سوپرایزت کنم.

271
00:28:23,630 --> 00:28:25,797
‫فکر کردم خوشحالت می‌کنم، ولی...

272
00:28:26,675 --> 00:28:28,505
‫ببخشید.

273
00:28:29,463 --> 00:28:30,463
‫ببخشید.

274
00:28:33,463 --> 00:28:34,547
‫اشکالی نداره، بابا.

275
00:28:35,880 --> 00:28:37,088
‫خب...

276
00:28:38,130 --> 00:28:39,213
‫دوست دختر؟

277
00:28:39,880 --> 00:28:41,047
‫نه کاملاً...

278
00:28:42,130 --> 00:28:43,422
‫یه جوراییه.

279
00:28:46,130 --> 00:28:47,422
‫یه جوراییه؟

280
00:28:47,922 --> 00:28:48,838
‫اون چیه؟

281
00:28:48,922 --> 00:28:50,755
‫خیلی سادست بابا.

282
00:28:51,880 --> 00:28:53,820
‫تو می‌دونی رابطه یعنی چی، نه؟

283
00:28:53,900 --> 00:28:55,088
‫- بله.
‫- خوب.

284
00:28:55,172 --> 00:28:56,380
‫توی رابطه،

285
00:28:56,463 --> 00:28:58,838
‫دو نفر درگیر عاطفی هستن و پایبندن.

286
00:28:58,922 --> 00:29:00,505
‫- بله.
‫- ولی توی یه جوراییه،

287
00:29:00,585 --> 00:29:03,463
‫اونجوری پایبند نیستن.

288
00:29:03,547 --> 00:29:04,992
‫پس چرا کلاً با هم هستن؟

289
00:29:05,072 --> 00:29:06,297
‫چون می‌خوان باهم باشن.

290
00:29:06,380 --> 00:29:07,172
‫پس چرا پایبند نیستن؟

291
00:29:07,252 --> 00:29:08,857
‫به خاطر موقعیت، بابا!

292
00:29:08,937 --> 00:29:10,630
‫و اونا می‌خوان که پایبند نباشن

293
00:29:10,713 --> 00:29:12,922
‫ولی به همدیگه علاقه داشته باشن.

294
00:29:16,130 --> 00:29:17,547
‫باورم نمیشه.

295
00:29:19,569 --> 00:29:21,005
‫باید بگم، سینگام*،

296
00:29:21,088 --> 00:29:24,130
‫آونی نمایش راملیلا رو
‫با این عظمت راه انداخته!

297
00:29:24,213 --> 00:29:26,338
‫خیلی ایده جالبیه.

298
00:29:26,422 --> 00:29:30,047
‫این از اون چیزایی نبود که کسی
‫بتونه به تنهایی اداره کنه.

299
00:29:30,130 --> 00:29:31,826
‫به دیدنش رفته‌ای؟

300
00:29:31,906 --> 00:29:33,755
‫نه، قربان، نتونستم.

301
00:29:33,838 --> 00:29:34,797
‫ولی یه روز یا دو روز دیگه میرم.

302
00:29:34,880 --> 00:29:36,755
‫حتماً برو.

303
00:29:36,838 --> 00:29:40,130
‫آونی از غیبتت گردن من انداخت.

304
00:29:40,620 --> 00:29:43,963
‫اونجا شوریا رو دیدم. واقعاً بزرگ شده.

305
00:29:44,047 --> 00:29:45,130
‫بله، قربان.

306
00:29:45,213 --> 00:29:48,838
‫اون داره میره لندن
‫و یه دوست دختر هم داره.

307
00:29:48,922 --> 00:29:50,755
‫اوه، تو رابطه‌ست؟

308
00:29:50,838 --> 00:29:53,630
‫نه کاملاً، قربان. یه جوراییه.

309
00:29:54,505 --> 00:29:55,755
‫یعنی چی؟

310
00:29:56,213 --> 00:29:58,838
‫خب، یه جوراییه یعنی...

311
00:29:59,494 --> 00:30:02,797
‫تو رابطه تعهد بیشتری هست،

312
00:30:02,880 --> 00:30:05,380
‫ولی تو یه جوراییه...

313
00:30:06,088 --> 00:30:07,047
‫بی‌خیال، قربان.

314
00:30:07,130 --> 00:30:09,005
‫ما نمیتونیم بفهمیم
‫که بچه‌ها چجوری فکر می‌کنن.

315
00:30:09,088 --> 00:30:12,047
‫نه، نه، سینگام،
‫تو شبکه‌های اجتماعی دیدم.

316
00:30:12,130 --> 00:30:13,547
‫بهش میگن گوستینگ.

317
00:30:13,630 --> 00:30:14,880
‫- گوستینگ؟
‫- بله.

318
00:30:14,963 --> 00:30:17,422
‫اون وقتی یک پسر و دختر
‫دارن با هم حرف میزنن،

319
00:30:17,505 --> 00:30:19,505
‫و یهو یکی‌شون غیب میشه.

320
00:30:19,588 --> 00:30:21,047
‫- یکی‌شون غیب میشه؟
‫- بله.

321
00:30:21,130 --> 00:30:22,588
‫و یه اصطلاح دیگه‌ای هم شنیدم،

322
00:30:22,672 --> 00:30:24,130
‫بهش میگن "بنچینگ"۱.

323
00:30:24,213 --> 00:30:25,047
‫- "بنچینگ"؟
‫- آره!

324
00:30:25,130 --> 00:30:27,672
‫"بنچینگ" یعنی یه دختر

325
00:30:27,755 --> 00:30:29,088
‫و یه پسر توی رابطه هستن،

326
00:30:29,172 --> 00:30:31,630
‫ولی یه دختر دیگه منتظره روی نیمکت.

327
00:30:31,713 --> 00:30:35,130
‫اگه دختر اول بره، دومی میاد جاگزین میشه.

328
00:30:35,484 --> 00:30:37,844
‫"سینگام" به من نگاه کن،

329
00:30:37,924 --> 00:30:40,963
‫بعد از 30 سال هنوز با همون زنم.

330
00:30:41,047 --> 00:30:42,973
‫دوران دانشجوئیمون عالی بود آقا.

331
00:30:43,053 --> 00:30:44,505
‫نه گوشی داشتیم...

332
00:30:44,588 --> 00:30:45,838
‫نه دوربین!

333
00:30:45,922 --> 00:30:48,755
‫فکر کن اگه داشتیم، سینگام...

334
00:30:52,694 --> 00:30:55,672
‫راستی، تیم شیواتون دوباره سر و صدا کرد.

335
00:30:55,755 --> 00:30:56,922
‫تبریک میگم!

336
00:30:57,002 --> 00:30:59,088
‫تنهایی این کار رو نکردیم آقا.

337
00:30:59,172 --> 00:31:00,588
‫اعتبارش میره به شما.

338
00:31:01,382 --> 00:31:04,172
‫دو ساله "عمر" رو گرفتیم ولی آقا،

339
00:31:04,890 --> 00:31:07,284
‫هنوز احساس میکنم که یکی داره

340
00:31:07,364 --> 00:31:09,206
‫عملیاتش رو مدیریت میکنه.

341
00:31:10,610 --> 00:31:12,672
‫از حرفایی که "عمر" زد،

342
00:31:13,463 --> 00:31:15,919
‫انگار کنترل رو به یکی دیگه سپرده.

343
00:31:16,738 --> 00:31:17,744
‫میدونم "سینگام".

344
00:31:18,763 --> 00:31:21,437
‫تیم اطلاعات خارجی (R&AW) اونجا هم دنبالشه.

345
00:31:21,671 --> 00:31:24,538
‫"سینگام"، از دلال‌هایی که دستگیرشون کردی

346
00:31:24,618 --> 00:31:27,405
‫تو اون یورش اطلاعاتی به دست آوردی؟

347
00:31:27,485 --> 00:31:28,405
‫نه آقا.

348
00:31:28,671 --> 00:31:30,803
‫تیم ما داره بازجویی میکنه،

349
00:31:30,883 --> 00:31:32,578
‫اما هنوز به نتیجه‌ای نرسیدیم.

350
00:31:34,700 --> 00:31:36,511
‫خودت هم بازجویی کردی؟

351
00:31:36,638 --> 00:31:37,634
‫نه آقا.

352
00:31:37,988 --> 00:31:39,030
‫اما امروز این کار رو میکنم.

353
00:31:50,487 --> 00:31:52,921
‫هی... بیاریدشون بیرون.

354
00:32:00,217 --> 00:32:03,212
‫چرا ما رو اینجا آوردید، خانم؟

355
00:32:05,341 --> 00:32:06,879
‫بزودی میفهمید.

356
00:32:21,921 --> 00:32:23,797
‫- "جای هند"، آقا.
‫- "جای هند"، آقا.

357
00:32:24,129 --> 00:32:25,296
‫"جای هند".

358
00:32:27,337 --> 00:32:29,212
‫چند روزه دارید بازجویی میکنید؟

359
00:32:29,296 --> 00:32:30,462
‫شش روزه، آقا.

360
00:32:31,212 --> 00:32:33,591
‫هی میگن از تامیل نادو اومدن

361
00:32:33,671 --> 00:32:35,254
‫و هیچ چی نمیدونن.

362
00:32:35,337 --> 00:32:37,546
‫با مواد مخدره به ارزش ۶۰۰۰ کرور۲ گرفتنشون،

363
00:32:37,629 --> 00:32:39,171
‫با این حال میگن چیزی نمیدونن.

364
00:32:39,587 --> 00:32:40,671
‫بده دست من.

365
00:32:43,504 --> 00:32:44,629
‫جدیدی اینجا؟

366
00:32:45,407 --> 00:32:48,379
‫نمیدونی که از اسلحه رسمی استفاده نمیکنیم واسه این کارا؟

367
00:32:49,921 --> 00:32:51,087
‫بده

368
00:33:01,921 --> 00:33:03,775
‫پس چیزی نمیدونی؟

369
00:33:03,855 --> 00:33:04,921
‫نه.

370
00:33:06,546 --> 00:33:07,504
‫باشه.

371
00:33:07,796 --> 00:33:08,962
‫برو.

372
00:33:11,879 --> 00:33:12,546
‫برو!

373
00:33:12,629 --> 00:33:13,587
‫- نه آقا
‫- لطفا آقا!

374
00:33:13,667 --> 00:33:14,629
‫خواهش میکنیم آقا.

375
00:33:14,709 --> 00:33:15,962
‫ما رو می‌کشید.

376
00:33:16,046 --> 00:33:17,754
‫پس چرا حرف نمیزنی؟

377
00:33:18,254 --> 00:33:19,546
‫برای کی کار میکنی؟

378
00:33:19,629 --> 00:33:21,212
‫اگه بهشون بفروشیم،

379
00:33:21,296 --> 00:33:23,754
‫خانواده‌مون رو نابود میکنه آقا.

380
00:33:24,004 --> 00:33:25,421
‫یه شبحه آقا.

381
00:33:26,629 --> 00:33:29,129
‫هیچ‌کس ندیدتش.

382
00:33:29,212 --> 00:33:32,712
‫کسی نمیدونه از کجا میاد یا کجا میره.

383
00:33:32,796 --> 00:33:35,171
‫اما اگه کسی سعی کنه درباره‌اش بپرسه

384
00:33:35,254 --> 00:33:37,129
‫به قتل میرسه.

385
00:33:37,212 --> 00:33:41,212
‫ما مسئولیت محافظت از شما و خانوادتون رو برعهده میگیریم.

386
00:33:41,296 --> 00:33:43,046
‫نمیتونید ما رو نجات بدید آقا.

387
00:33:43,129 --> 00:33:45,462
‫نه ما و نه خانواده‌هامون. حتی تمام نیروتونم کافی نیست

388
00:33:45,546 --> 00:33:47,796
‫اون یه دیوونه آقا.

389
00:33:49,796 --> 00:33:52,171
‫تنها نمیاد؛

390
00:33:53,004 --> 00:33:56,254
‫با هزاران نفر همراه میشه.

391
00:33:57,629 --> 00:34:00,171
‫خطر... خطر لانکا۳!

392
00:34:00,671 --> 00:34:02,546
‫داری چی کار می‌کنی؟

393
00:34:02,629 --> 00:34:04,504
‫خفه شو!

394
00:34:04,587 --> 00:34:07,712
‫فکر می‌کنی واقعا خانواده هامون زنده ن؟

395
00:34:07,842 --> 00:34:10,207
‫نه، بلافاصله کشتشون

396
00:34:10,287 --> 00:34:12,087
‫وقتی دستگیر شدیم.

397
00:34:12,171 --> 00:34:14,006
‫تجسم مرگه آقا.

398
00:34:14,086 --> 00:34:15,462
‫تجسم مرگه!

399
00:34:15,837 --> 00:34:18,796
‫اشتباهی نکن که دست کم بگیریش، "سینگام".

400
00:34:18,921 --> 00:34:20,629
‫مثل یک طوفان آتیشه.

401
00:34:20,712 --> 00:34:22,800
‫بهش میگن خطر لانکا.

402
00:34:22,880 --> 00:34:24,129
‫حق با اونه.

403
00:34:24,212 --> 00:34:26,046
‫هیچ‌کس تا حالا اونو ندیده.

404
00:34:26,129 --> 00:34:28,921
‫ولی اون سه تا همکار اصلی داره.

405
00:34:29,004 --> 00:34:30,129
‫سارات،

406
00:34:30,587 --> 00:34:32,046
‫رانگا،

407
00:34:32,129 --> 00:34:33,421
‫و بیجو.

408
00:34:34,171 --> 00:34:35,046
‫کجا می‌تونم این سه نفر رو پیدا کنم؟

409
00:34:35,129 --> 00:34:37,087
‫اونا از تامیل نادو نیستن؛

410
00:34:37,212 --> 00:34:39,379
‫اونا از سریلانکا هستن.

411
00:34:39,509 --> 00:34:42,629
‫توی مَدورای،
‫نزدیک معبد میناکشی،

412
00:34:53,546 --> 00:34:54,976
‫یه فالگیر به‌نام آیینگر هست.

413
00:34:55,056 --> 00:34:56,879
‫هر سه تاشون بدون هیچ سوالی
‫به اون ایمان دارن.

414
00:34:56,962 --> 00:34:58,754
‫چون مراسم پوجای دوی شروع میشه

415
00:34:58,834 --> 00:35:01,296
‫اونها میرن که باهاش ملاقات کنن

416
00:35:01,376 --> 00:35:03,149
‫قطعا خواهند رفت.

417
00:35:15,046 --> 00:35:16,504
‫مسئول اون منطقه کیه؟

418
00:35:16,587 --> 00:35:18,029
‫شاکتی شتی.

419
00:35:18,456 --> 00:35:20,278
‫خوب شد.

420
00:35:58,934 --> 00:36:00,254
‫هی افسر،

421
00:36:00,337 --> 00:36:02,212
‫همکارای تو همین چند لحظه پیش
‫رفته‌ان.

422
00:36:02,421 --> 00:36:03,671
‫تنها دلیلی که به تو آسیب نمی‌زنیم
‫اینه که زنی، وگرنه...

423
00:36:03,754 --> 00:36:05,877
‫خفه شو، احمق.

424
00:36:05,957 --> 00:36:08,546
‫دلیلی که تو به این دنیا اومدی یه زن بود،

425
00:36:08,629 --> 00:36:10,852
‫اگه عاقل باشی

426
00:36:10,932 --> 00:36:13,876
‫دلیل خروج تو از این دنیا هم یه زن خواهد بود.

427
00:37:12,850 --> 00:37:13,671
‫بله، قربان.

428
00:37:13,754 --> 00:37:15,046
‫اون خلافکارا رو گرفتم.

429
00:37:15,129 --> 00:37:16,296
‫خوبه.

430
00:37:16,379 --> 00:37:17,754
‫فردا همشونو اینجا بیار.

431
00:37:17,879 --> 00:37:18,754
‫باشه، قربان.

432
00:37:18,885 --> 00:37:22,171
‫و شاکتی، فقط همون کار که گفتم رو انجام بده، باشه؟

433
00:37:22,296 --> 00:37:23,796
‫من اونا رو زنده می‌خوام.

434
00:37:23,921 --> 00:37:26,587
‫همه اینا رو از شما یاد گرفتم، قربان.

435
00:37:26,796 --> 00:37:29,587
‫به خاطر همین گفتم
‫که زنده می‌خوامشون.

436
00:37:31,094 --> 00:37:32,337
‫بله، قربان.

437
00:37:33,379 --> 00:37:34,462
‫خانم شاکتی!

438
00:37:34,752 --> 00:37:36,004
‫ببین کی اینجاست!

439
00:37:36,171 --> 00:37:37,171
‫سلام، خانم!

440
00:37:37,254 --> 00:37:39,087
‫سنیها! اینجا چیکار می‌کنی؟!

441
00:37:39,171 --> 00:37:40,962
‫برای زیارت معبد اومدم.

442
00:37:41,138 --> 00:37:43,379
‫اصلا فکرشو نمی‌کردم همینجا به تون بخورم.

443
00:37:43,462 --> 00:37:46,046
‫مثل یه قهرمان وارد شدی - فوق‌العاده بود!

444
00:37:46,126 --> 00:37:47,337
‫هر دوشون بزرگترین طرفداراتن.

445
00:37:47,421 --> 00:37:49,296
‫سبو همیشه براش از تو داستان می‌گه.

446
00:37:49,379 --> 00:37:51,879
‫ممنون.

447
00:37:51,962 --> 00:37:52,754
‫خانم، باید بیای.

448
00:37:52,834 --> 00:37:54,060
‫فردا تولد کارتیکه.

449
00:37:54,140 --> 00:37:55,171
‫خوشحالمون می‌کنی اگه بیای.

450
00:37:55,254 --> 00:37:56,671
‫حتما میام.

451
00:37:56,837 --> 00:37:58,004
‫حتما میام.

452
00:37:59,421 --> 00:38:00,587
‫- سلام!
‫- سلام!

453
00:38:04,922 --> 00:38:06,546
‫- راوی، یه فنجون قهوه بده.
‫- بریم

454
00:38:06,671 --> 00:38:07,504
‫سبو!

455
00:38:09,754 --> 00:38:11,087
‫هی، شتی،

456
00:38:11,921 --> 00:38:13,379
‫دو راه داری.

457
00:38:13,921 --> 00:38:15,129
‫ولمون کن،

458
00:38:15,629 --> 00:38:16,671
‫و اونقدر پول در میاری

459
00:38:16,754 --> 00:38:19,212
‫که تو این ایستگاه پلیس جاش نمی‌شه.

460
00:38:20,004 --> 00:38:21,462
‫و گزینه دوم:

461
00:38:21,868 --> 00:38:23,962
‫ممکنه هیچ وقت یه ایستگاه پلیس نداشته باشی.

462
00:38:25,282 --> 00:38:26,865
‫اون رو نمی‌شناسی.

463
00:38:31,004 --> 00:38:32,379
‫داری منو تهدید می‌کنی؟

464
00:38:32,462 --> 00:38:34,546
‫داری به خطر لَنکا اشاره می‌کنی، درسته؟

465
00:38:35,379 --> 00:38:36,421
‫کجاست؟

466
00:38:37,962 --> 00:38:40,587
‫بهش بگو، خطر واقعی

467
00:38:40,671 --> 00:38:41,837
‫منتظرته.

468
00:38:41,921 --> 00:38:43,546
‫هر افسری که یونیفرم می‌پوشه فکر می‌کنه

469
00:38:43,629 --> 00:38:44,546
‫اون سینگام هست.

470
00:38:44,629 --> 00:38:47,796
‫بیا،

471
00:38:48,057 --> 00:38:50,629
‫اون مربی ماست.

472
00:38:51,132 --> 00:38:52,546
‫من سینگام نیستم،

473
00:38:53,415 --> 00:38:55,344
‫من لیدی سینگام هستم.

474
00:38:57,455 --> 00:38:59,205
‫این چه جاییه؟

475
00:38:59,288 --> 00:39:01,497
‫آره، این آیودیا هست.

476
00:39:01,580 --> 00:39:03,997
‫این زادگاه لرد رام است.

477
00:39:04,080 --> 00:39:06,205
‫اگه فقط تصمیم می‌گرفت
‫توی این کاخ زندگی کنه،

478
00:39:06,288 --> 00:39:08,497
‫امروز فقط به‌نام کاخ پادشاه شناخته می‌شد.

479
00:39:08,580 --> 00:39:10,205
‫یه جاذبه گردشگری.

480
00:39:10,830 --> 00:39:14,038
‫این زادگاه لرد رام شد

481
00:39:14,122 --> 00:39:16,538
‫چون اون رو رها کرد...

482
00:39:16,622 --> 00:39:18,372
‫برای ۱۴ سال طولانی.

483
00:39:19,261 --> 00:39:22,030
‫چی شد که الان هوس کردی پاو بهاجی از دادار بخوری؟

484
00:39:22,110 --> 00:39:24,247
‫یادآور شبای قرارامون می‌افته.

485
00:39:24,997 --> 00:39:27,330
‫- شو چطور بود؟
‫- عالی بود.

486
00:39:27,413 --> 00:39:29,205
‫فردا، همه درام شروع میشه،

487
00:39:29,288 --> 00:39:31,288
‫برای همینه که داریم آماده میشیم.

488
00:39:31,873 --> 00:39:33,372
‫فردا تو نمایش راملیلا،

489
00:39:33,455 --> 00:39:36,110
‫لرد رام شروع می‌کنه به تبعید ۱۴ ساله.

490
00:39:36,190 --> 00:39:37,747
‫مادر سیتا هم باهاش می‌ره.

491
00:39:37,830 --> 00:39:39,705
‫چه داستان عاشقانه قشنگی، نه؟

492
00:39:39,788 --> 00:39:41,122
‫قشنگ؟

493
00:39:41,205 --> 00:39:44,622
‫مامان، فکر نمی‌کنی
‫همش دراماته؟

494
00:39:44,815 --> 00:39:46,205
‫دراماتیک؟

495
00:39:46,413 --> 00:39:47,372
‫نسل شما حتی

496
00:39:47,455 --> 00:39:49,497
‫مفهوم عشق واقعی رو نمی‌فهمه.

497
00:39:49,580 --> 00:39:51,788
‫اون چی بود... "situationship"؟

498
00:39:52,655 --> 00:39:53,830
‫بابا...

499
00:39:54,663 --> 00:39:56,997
‫اما مامان، واقعاً فکر می‌کنی

500
00:39:57,080 --> 00:39:59,955
‫لرد رام فقط به خاطر مادر سیتا
‫تا لانکا رفت؟

501
00:40:00,038 --> 00:40:01,392
‫۳,۰۰۰ کیلومتر دورتر؟

502
00:40:01,472 --> 00:40:03,538
‫معلومه که این یه واقعیته.

503
00:40:03,705 --> 00:40:04,872
‫واقعیت.

504
00:40:06,080 --> 00:40:07,830
‫بنابراین، اگه یه روزی توسط

505
00:40:07,913 --> 00:40:09,663
‫شخصیتی مثل راوان دزدیده بشین...

506
00:40:09,913 --> 00:40:10,955
‫بابا، آیا می‌ری...

507
00:40:11,038 --> 00:40:11,870
‫که مامان رو نجات بدی؟

508
00:40:11,950 --> 00:40:13,122
‫ببخشید!

509
00:40:13,418 --> 00:40:15,788
‫فقط اسم باجیرو سینگام رو گوگل کن،

510
00:40:16,118 --> 00:40:18,372
‫و می‌فهمی پدرت چه کارایی بلده.

511
00:40:18,913 --> 00:40:21,580
‫او برای کسی که دوستش داره،
‫هرجا می‌ره...

512
00:40:22,023 --> 00:40:23,663
‫و کسی که ازش متنفره.

513
00:40:23,788 --> 00:40:25,537
‫دیالوگ، بابا!

514
00:40:25,830 --> 00:40:27,038
‫خوبه.

515
00:40:30,411 --> 00:40:31,413
‫راوان.

516
00:40:31,788 --> 00:40:34,955
‫مامان، واقعاً فکر می‌کنم راوان
‫خیلی باحاله.

517
00:40:35,830 --> 00:40:37,247
‫اون بیشتر منو متقاعد می‌کنه

518
00:40:37,330 --> 00:40:39,872
‫که رامایانا یه داستان اسطوره‌ایه.

519
00:40:45,640 --> 00:40:47,049
‫به چی نگاه می‌کنی؟

520
00:40:47,205 --> 00:40:49,288
‫آماده شو؛ فردا جلسه با سینگام سِر در مومبایی داری.

521
00:40:50,702 --> 00:40:51,663
‫واقعاً، تو بگو،

522
00:40:51,743 --> 00:40:53,205
‫چطور ممکنه کسی ده تا سر داشته باشه؟

523
00:40:53,288 --> 00:40:55,872
‫هنوز کلی آدم هست که مثل تو فکر می‌کنن.

524
00:40:56,205 --> 00:40:58,455
‫اوه نه، دارم دیر می‌کنم!

525
00:40:58,538 --> 00:41:00,247
‫- چی شده سِر؟
‫- تولّد پسرم همین الآن شروع شد

526
00:41:00,330 --> 00:41:02,038
‫- مواظب باشی، باشه؟
‫- باشه سِر.

527
00:41:03,288 --> 00:41:05,306
‫راوان یه جنگجوی بی‌خوف بود.

528
00:41:05,386 --> 00:41:06,497
‫چه خبره؟

529
00:41:06,957 --> 00:41:08,205
‫کلید اصلی رو چک کن.

530
00:41:08,955 --> 00:41:11,580
‫اون ده تا سر نشون‌دهنده

531
00:41:11,830 --> 00:41:14,913
‫دانش و حکمتش بود.

532
00:41:25,335 --> 00:41:26,705
‫خیلی قدرتمند...

533
00:41:32,163 --> 00:41:33,372
‫خیلی دانا...

534
00:41:34,833 --> 00:41:36,413
‫تسخیرناپذیر...

535
00:41:37,247 --> 00:41:38,372
‫راوان!

536
00:42:00,098 --> 00:42:01,538
‫با کنترل روم تماس بگیرین

537
00:42:01,622 --> 00:42:03,054
‫- همه پنجره‌ها رو سریع ببندین.
‫- بله سِر.

538
00:42:03,134 --> 00:42:04,080
‫تفنگ‌ها!

539
00:42:09,279 --> 00:42:10,830
‫تلفن رو بردار، بانو.

540
00:44:03,678 --> 00:44:09,549
‫لطفاً، سِر. لطفاً منو نکشین، سِر. لطفاً، سِر، لطفاً.

541
00:45:12,069 --> 00:45:14,247
‫شوهرم شما رو به چشم قهرمانش می‌دید.

542
00:45:17,315 --> 00:45:19,691
‫همیشه به پسرمون می‌گفت،

543
00:45:19,821 --> 00:45:23,100
‫"باید بزرگ شی که مثل خانم شاکتی بشی. "

544
00:45:25,610 --> 00:45:27,607
‫امروز تولد پسرمه.

545
00:45:32,330 --> 00:45:35,038
‫به پسر چهار سالم چی بگم؟

546
00:45:36,582 --> 00:45:39,788
‫هی می‌پرسه، "بابا کجاست؟

547
00:45:41,330 --> 00:45:42,822
‫بابام کجا رفته؟

548
00:45:42,902 --> 00:45:44,468
‫چی باید بهش بگم؟

549
00:45:50,050 --> 00:45:51,288
‫تو بهش بگو...

550
00:45:53,036 --> 00:45:55,038
‫تو به پسرم بگو،

551
00:45:55,864 --> 00:45:58,764
‫"پسر، بابات دیگه برنمی‌گرده

552
00:45:58,844 --> 00:46:00,760
‫چون من اونو اونجا تنها گذاشتم تا بمیره. "

553
00:46:00,840 --> 00:46:01,955
‫فقط اینو بگو!

554
00:46:04,838 --> 00:46:06,497
‫چرا... ؟

555
00:46:09,955 --> 00:46:14,247
‫اشکال نداره عزیزم؛ اینم می‌گذره. بیا بریم.

556
00:47:16,288 --> 00:47:18,205
‫ببخشید، سِر. شما رو ناامید کردم.

557
00:47:18,829 --> 00:47:20,205
‫نه، شاکتی.

558
00:47:20,933 --> 00:47:22,288
‫این تقصیر تو نیست.

559
00:47:23,538 --> 00:47:24,788
‫من اونو دست‌کم گرفتم،

560
00:47:24,872 --> 00:47:27,038
‫فکر می‌کردن که اون فقط
‫یه جنایتکار معمولیه.

561
00:47:27,735 --> 00:47:29,111
‫ولی اون خیلی بیشتر از ایناست.

562
00:47:29,191 --> 00:47:30,205
‫آقا.

563
00:47:30,288 --> 00:47:31,650
‫طبق اطلاعات،

564
00:47:31,730 --> 00:47:35,247
‫هر سه‌تاشون نزدیک پانایکولام دیده شدن، آقا.

565
00:47:35,330 --> 00:47:38,955
‫همه بازداشتی‌هایی که گرفتیم هم از همون روستا بودن.

566
00:47:39,538 --> 00:47:43,038
‫آقا، فکر می‌کنم باید نیروهامون رو به اونجا بفرستیم.

567
00:47:44,247 --> 00:47:47,802
‫شاکتی، تیم‌تو بردار

568
00:47:47,882 --> 00:47:49,330
‫و دنبالشون کن برو.

569
00:47:50,052 --> 00:47:51,247
‫آقا، من...؟

570
00:47:53,019 --> 00:47:55,205
‫آقا، هنوز به من اعتماد دارید؟

571
00:47:56,580 --> 00:47:58,872
‫آقا، من لایق اعتمادتون نیستم.

572
00:47:59,327 --> 00:48:01,913
‫تو نمی‌تونی اعتماد منو خراب کنی، شاکتی.

573
00:48:02,455 --> 00:48:04,205
‫تو فقط قهرمان اون افسر نیستی؛

574
00:48:05,205 --> 00:48:06,622
‫تو قهرمان من هم هستی.

575
00:48:06,705 --> 00:48:08,205
‫تو افتخار منی.

576
00:48:08,580 --> 00:48:11,205
‫هر افسر سینگهام
‫افتخار اونه.

577
00:48:11,855 --> 00:48:15,747
‫تاریخ شاهد بوده
‫که سینگهام هیچ‌وقت نباخته.

578
00:48:16,554 --> 00:48:20,205
‫و بانوی سینگهام
‫هم هیچ‌وقت نمی‌بازه.

579
00:48:22,256 --> 00:48:23,330
‫بله آقا.

580
00:48:24,307 --> 00:48:25,538
‫برو بگیرشون.

581
00:48:26,413 --> 00:48:28,205
‫زنده بیارشون اگه می‌تونی؛

582
00:48:28,582 --> 00:48:30,747
‫اگه نشد، اجازه‌اش با منه.

583
00:48:32,352 --> 00:48:33,988
‫یه شیر ترس ایجاد می‌کنه،

584
00:48:35,259 --> 00:48:38,663
‫ولی یه شیر زخمی خرابی به بار میاره.

585
00:48:40,214 --> 00:48:41,997
‫این حرف منه.

586
00:48:42,134 --> 00:48:45,122
‫همه چیزایی که می‌دونم
‫از تو یاد گرفتم.

587
00:48:45,966 --> 00:48:47,398
‫دارما چیه؟

588
00:48:47,478 --> 00:48:49,173
‫چی کارمای یه انسانو تعریف می‌کنه؟

589
00:48:49,253 --> 00:48:52,514
‫دارما اون نیروی نجیبیه که لایق
‫تعهد بی چون و چرای ماست،

590
00:48:52,594 --> 00:48:56,205
‫در حالی که کارما نوریه
‫که ما رو در مسیر مقدسش هدایت می‌کنه.

591
00:48:56,288 --> 00:48:59,118
‫بالاترین دارما اونیه
‫که با شجاعت راه پرخطر حقیقت رو طی می‌کنه.

592
00:48:59,241 --> 00:49:00,497
‫و ایده‌آل واقعی کسیه
‫که بدون ترس

593
00:49:00,580 --> 00:49:02,754
‫در برابر سختی‌ها ایستادگی می‌کنه.

594
00:49:02,834 --> 00:49:05,292
‫در برابر سختی‌ها ایستادگی می‌کنه.

595
00:49:05,372 --> 00:49:06,808
‫چطوری فیلم پاک شده؟

596
00:49:06,888 --> 00:49:08,409
‫نمی‌دونم، خانم.
‫منم نمی‌تونم بفهمم.

597
00:49:08,489 --> 00:49:10,095
‫باید یه نسخه پشتیبان
‫روی هارددیسک باشه.

598
00:49:10,175 --> 00:49:11,413
‫هارددیسک هم گم شده، خانم.

599
00:49:11,497 --> 00:49:13,497
‫باید راهی باشه
‫تا فیلمو برگردوند.

600
00:49:13,580 --> 00:49:15,298
‫متاسفانه، نه، خانم.

601
00:49:15,378 --> 00:49:17,756
‫باید بریم
‫رامشورام و دوباره فیلم بگیریم.

602
00:49:17,836 --> 00:49:20,170
‫خانم، من و گوتام
‫می‌تونیم فردا راه بیفتیم.

603
00:49:20,250 --> 00:49:23,913
‫نه، تو باید اینجا بمونی
‫برای جریان برنامه.

604
00:49:24,622 --> 00:49:25,747
‫من میرم.

605
00:49:26,247 --> 00:49:27,455
‫منم با تو میام.

606
00:49:27,538 --> 00:49:28,848
‫واقعا لازمه که بری؟

607
00:49:28,928 --> 00:49:30,015
‫باید برم.

608
00:49:30,095 --> 00:49:31,336
‫پس کی باهات میاد؟

609
00:49:31,416 --> 00:49:33,288
‫میریگیا داره با من میاد

610
00:49:33,538 --> 00:49:36,122
‫اما حالا فکر می‌کنم این احمق رو هم ببرم.

611
00:49:36,247 --> 00:49:37,205
‫نه!

612
00:49:37,288 --> 00:49:38,622
‫نه، نه، نه، مامان!

613
00:49:38,702 --> 00:49:40,205
‫نمی‌تونم باهات بیام.

614
00:49:40,288 --> 00:49:41,413
‫یکشنبه آخرین مسابقه فوتبال‌امو دارم.

615
00:49:41,497 --> 00:49:43,205
‫نمی‌تونم از دست بدمش.
‫خواهش می‌کنم.

616
00:49:44,288 --> 00:49:45,851
‫وقت برای مادرت نداری، نه؟

617
00:49:45,931 --> 00:49:48,455
‫بیا، پاشو بیا تو کمک کن وسیله جمع کنیم.

618
00:49:48,538 --> 00:49:50,163
‫- مامان...
‫- پاشو!

619
00:49:58,020 --> 00:49:58,976
‫چی شده، آقا؟

620
00:49:59,056 --> 00:50:00,913
‫یه چیزی درست نیست، دایا.

621
00:50:02,108 --> 00:50:04,955
‫رامشورام فقط چهار ساعت
‫با مادورای فاصله داره،

622
00:50:05,684 --> 00:50:08,413
‫و می‌دونی تو مادورای چی شد.

623
00:50:09,666 --> 00:50:13,205
‫هیولایی که می‌تونه
‫۱۵ پلیس رو بکشه

624
00:50:13,621 --> 00:50:16,163
‫و یه ایستگاه پلیس رو بسوزونه...

625
00:50:17,496 --> 00:50:19,122
‫می‌تونه هر کاری بکنه.

626
00:50:22,465 --> 00:50:24,080
‫نمی‌تونیم راحت بگیریمش.

627
00:50:25,723 --> 00:50:28,788
‫یه کاری بکن، با آونی برو.

628
00:50:28,872 --> 00:50:29,580
‫بله، آقا.

629
00:50:29,663 --> 00:50:31,497
‫پراکاش کیفتو پیدا کردی؟

630
00:50:31,577 --> 00:50:32,888
‫کیف بزرگ رو پیدا نمی‌کنم، خانم.

631
00:50:32,968 --> 00:50:34,677
‫باشه من یه نگاه میندازم تو اینو ببر داخل.

632
00:50:34,757 --> 00:50:35,725
‫آونی،

633
00:50:36,247 --> 00:50:37,649
‫دایا هم باهات میاد.

634
00:50:37,729 --> 00:50:39,742
‫دایا؟ چرا؟

635
00:50:43,663 --> 00:50:45,747
‫تو نگرانی به خاطر اونچه که اتفاق افتاده

636
00:50:46,151 --> 00:50:48,205
‫تو ایستگاه پلیس شاکتی، درست میگم؟

637
00:50:48,288 --> 00:50:50,288
‫زیادی به این موضوع فکر نمی‌کنی، سینگهام؟

638
00:50:50,372 --> 00:50:51,622
‫آونی، فقط کاری که می‌گم بکن.

639
00:50:52,247 --> 00:50:53,455
‫دایا رو با خودت ببر.

640
00:50:55,580 --> 00:50:56,497
‫باشه.

641
00:50:57,058 --> 00:50:58,163
‫بریم، دایا.

642
00:50:59,023 --> 00:51:00,021
‫حتما، خانم.

643
00:51:00,101 --> 00:51:01,903
‫فردا صبح تو فرودگاه می‌بینمتون.

644
00:51:01,983 --> 00:51:03,205
‫اوکی.

645
00:51:06,455 --> 00:51:09,122
‫اگه تو رامشورام اتفاق اضطراری افتاد، به ساتیا زنگ بزنید.

646
00:51:09,497 --> 00:51:10,538
‫بله، آقا.

647
00:51:44,056 --> 00:51:46,580
‫یه شهری در ماهاراشترا، نشیک.

648
00:51:46,663 --> 00:51:49,280
‫وقتی اسمش رو می‌شنوی، ممکنه فوراً به معبد شیرودی

649
00:51:49,360 --> 00:51:50,432
‫یا معبد تریمباکشوار فکر کنی—

650
00:51:50,512 --> 00:51:51,788
‫هر دو مکان مذهبی مهم.

651
00:51:51,872 --> 00:51:53,622
‫اما یه جای دیگه نزدیکه

652
00:51:53,702 --> 00:51:55,334
‫که یه اتفاق مهمی در اونجا افتاد،

653
00:51:55,414 --> 00:52:00,205
‫و به داستان شجاعت حضرت رام و تاریخ هند یه فصل جدید اضافه کرد.

654
00:52:00,288 --> 00:52:02,955
‫دارم از پنج‌وتی حرف می‌زنم.

655
00:52:03,372 --> 00:52:05,288
‫می‌دونی اینجا چی شده؟

656
00:52:06,018 --> 00:52:07,416
‫اینجا جاییه که مادر سیتا ربوده شد.

657
00:52:07,496 --> 00:52:09,501
‫هیچ‌فرقی نداره که یه جنگل چقدر زیبا باشه،

658
00:52:09,581 --> 00:52:10,538
‫اون باز هم جنگله.

659
00:52:10,663 --> 00:52:13,205
‫خطر تو هر قدمی کمین کرده؛ بدبیاری تو هر پیچ.

660
00:52:13,330 --> 00:52:15,580
‫گرسنگی، تشنگی، بارون،

661
00:52:15,663 --> 00:52:17,163
‫و گرما فقط چالش‌های کوچیکی بودن،

662
00:52:17,247 --> 00:52:18,580
‫اما اون‌ها نمی‌دونستن

663
00:52:18,663 --> 00:52:20,669
‫که سختی‌های واقعی هنوز در راهه.

664
00:52:20,749 --> 00:52:21,580
‫بله، خانم.

665
00:52:21,663 --> 00:52:23,288
‫همه فایل‌ها رو دانلود کردم.

666
00:52:23,372 --> 00:52:24,497
‫عالیه!

667
00:52:24,577 --> 00:52:26,812
‫فردا ظهر با پرواز برمی‌گردم.

668
00:52:26,892 --> 00:52:29,008
‫- راستی، اونجا اوضاع چطوره؟
‫- خوبه، خانم.

669
00:52:29,088 --> 00:52:31,497
‫داریم نزدیک میشیم به اجرای ربودن مادر سیتا.

670
00:52:31,872 --> 00:52:33,205
‫کاش منم اونجا بودم.

671
00:52:33,580 --> 00:52:34,622
‫موفق باشی!

672
00:52:35,882 --> 00:52:38,455
‫جذابیت حیرت‌انگیز یه آهوی براق،

673
00:52:38,538 --> 00:52:40,697
‫کنجکاوی جاناکی رو با خلوص جلب کرد.

674
00:52:40,777 --> 00:52:43,884
‫"ای خداوندگار، این چیه،
‫که انقدر زیبا و افسون‌کننده‌س؟"

675
00:52:43,964 --> 00:52:46,538
‫"لطفاً اون رو برام بیار، فوراً اونو می‌خوام."

676
00:52:46,988 --> 00:52:49,414
‫اما چیزی که پیدا کرد، صدای گریه آهو نبود؛

677
00:52:49,579 --> 00:52:52,751
‫بلکه صدای حضرت رام بود، یه درخواست که طنین‌انداز بود.

678
00:52:52,831 --> 00:52:54,794
‫برای محافظت از مادر سیتا،

679
00:52:54,874 --> 00:52:56,199
‫لکشمن یه خط محافظتی کشید،

680
00:52:56,279 --> 00:52:58,247
‫بعد بی‌معطلی به جنگل رفت.

681
00:53:00,788 --> 00:53:02,067
‫بله، مریگایا، کجایی؟

682
00:53:02,147 --> 00:53:03,826
‫- منتظریم.
‫- ببخشید، خانم،

683
00:53:03,906 --> 00:53:06,622
‫ولی ماشینم پشت خانه کلام خراب شد.

684
00:53:06,702 --> 00:53:09,455
‫میشه لطفاً دایا رو اینجا بفرستین؟

685
00:53:09,538 --> 00:53:10,622
‫خب باشه.

686
00:53:11,857 --> 00:53:13,696
‫خانم، خانه کلام از اینجا دور نیست.

687
00:53:13,776 --> 00:53:14,759
‫- باسکر.
‫- بله، آقا.

688
00:53:14,839 --> 00:53:16,330
‫تو اینجا با آونی خانم بمون.

689
00:53:16,413 --> 00:53:18,038
‫- زود برمی‌گردیم.
‫- آقا.

690
00:53:19,782 --> 00:53:21,131
‫- باسکر
‫- بله، خانم.

691
00:53:21,266 --> 00:53:22,905
‫میشه یه فنجون قهوه داغ بگیرم؟

692
00:53:23,036 --> 00:53:24,997
‫چرا که نه، خانم؟ همین الان میرم می‌گیرم.

693
00:53:44,455 --> 00:53:46,497
‫آونی باجیراو سینهام.

694
00:53:46,997 --> 00:53:49,455
‫شما برای
‫وزارت فرهنگ کار می‌کنید، درسته؟

695
00:53:49,538 --> 00:53:51,497
‫- بله.
‫- رامایان...

696
00:53:52,413 --> 00:53:54,538
‫منظورم اینه که شما
‫پروژه رام‌لیلا رو انجام می‌دین.

697
00:53:54,960 --> 00:53:56,121
‫تو اخبار دیدمتون.

698
00:53:56,247 --> 00:53:58,872
‫آها، اوکی.

699
00:53:59,455 --> 00:54:01,080
‫حال سینگهام آقا چطوره؟

700
00:54:02,313 --> 00:54:03,622
‫می‌شناسینش؟

701
00:54:03,702 --> 00:54:05,288
‫کی اونو نمی‌شناسه؟

702
00:54:07,116 --> 00:54:09,163
‫باید بهش افتخار کنید.

703
00:54:09,243 --> 00:54:10,455
‫البته که می‌کنم.

704
00:54:11,516 --> 00:54:13,955
‫راستی، شما... ؟

705
00:54:14,038 --> 00:54:18,247
‫میشه گفت منم مثلاً به وظایفم متعهد هستم، درست مثل شوهرتون.

706
00:54:19,899 --> 00:54:22,955
‫ولی اینو اشتباه برداشت نکن، آونی؛

707
00:54:23,080 --> 00:54:24,997
‫سینگهام هم اونقدر کامل نیست.

708
00:54:25,878 --> 00:54:29,955
‫مثل هر کسی دیگه‌ای، اونم نقص‌هایی داره.

709
00:54:31,538 --> 00:54:33,872
‫بزرگ‌ترین نقصش

710
00:54:34,497 --> 00:54:38,247
‫اینه که فکر می‌کنه فقط نظر خودش درسته.

711
00:54:38,913 --> 00:54:41,413
‫اونقدر به صداقت و وفاداری خودش افتخار می‌کنه

712
00:54:42,330 --> 00:54:48,663
‫که معمولاً احساسات دیگران رو نادیده می‌گیره.

713
00:54:49,538 --> 00:54:51,080
‫و می‌دونی چیه، آونی؟

714
00:54:52,205 --> 00:54:54,205
‫گاهی اوقات، غرور اینجور آدم‌های 'پاک'

715
00:54:54,288 --> 00:54:56,122
‫و اخلاقاً درست

716
00:54:56,955 --> 00:54:59,580
‫می‌تونه برای خونواده‌هاشون دردسر ایجاد کنه.

717
00:55:00,830 --> 00:55:05,205
‫راستی،
‫دایا و مریگایا کجا هستن؟

718
00:55:06,214 --> 00:55:09,122
‫آها، فکر کردی
‫مریگایا برای تو کار می‌کنه؟

719
00:55:38,247 --> 00:55:40,372
‫اینجا هیچکس نیست، آقا.

720
00:56:15,955 --> 00:56:17,765
‫آقا، فکر کنم ما رو گول زدن.

721
00:56:17,845 --> 00:56:19,205
‫همه جای پاناایکولام رو گشتیم،

722
00:56:19,285 --> 00:56:20,372
‫ولی اون سه نفر رو اینجا پیدا نکردیم.

723
00:56:20,455 --> 00:56:22,497
‫اونجا پیدا نمی‌کنی؛ این یه تله‌ست.

724
00:56:22,580 --> 00:56:24,247
‫اون‌ها آونی رو دزدیدن.

725
00:56:24,330 --> 00:56:25,250
‫چی؟!

726
00:57:32,171 --> 00:57:34,463
‫دایا، در رو بشکن!

727
01:00:18,994 --> 01:00:20,829
‫آفرین خانم!

728
01:00:21,481 --> 01:00:22,860
‫بهتون شلیک شده.

729
01:00:22,940 --> 01:00:25,041
‫نگران نباش، خوب می‌شم.

730
01:00:25,121 --> 01:00:26,171
‫ولی...

731
01:00:29,860 --> 01:00:31,088
‫خانم...

732
01:00:31,504 --> 01:00:32,713
‫او مادر منه.

733
01:00:33,410 --> 01:00:34,958
‫آشرام کالاری ما این نزدیکیه.

734
01:00:35,038 --> 01:00:36,171
‫آونی، حالت خوبه؟

735
01:00:36,714 --> 01:00:39,546
‫خوبم، ولی بهش شلیک شده.

736
01:00:42,670 --> 01:00:45,336
‫نگران نباش، حالش خوب می‌شه.

737
01:00:46,865 --> 01:00:47,920
‫بریم.

738
01:01:25,774 --> 01:01:27,982
‫اونو سریعاً با هلیکوپتر منتقل کنید.

739
01:01:28,778 --> 01:01:30,527
‫و شما باهاش بمونید.

740
01:01:30,607 --> 01:01:31,649
‫بله آقا.

741
01:02:03,784 --> 01:02:06,568
‫آقا، از طریق بی‌سیم پیامی از ساتیا سِر دریافت کردیم.

742
01:02:06,648 --> 01:02:08,399
‫خانم با اوست.

743
01:02:20,603 --> 01:02:22,904
‫زخمتون تا دو روز دیگه خوب می‌شه.

744
01:02:23,040 --> 01:02:24,852
‫چرا بهتر از خودتون مراقبت نمی‌کنید؟

745
01:02:24,993 --> 01:02:27,393
‫هَمیشه ناراحتتون می‌کنن، ولی باز هم توجه نمی‌کنید.

746
01:02:27,477 --> 01:02:29,393
‫چی کار کنم، روَتی اَما؟

747
01:02:29,477 --> 01:02:31,060
‫زخمام بیشتر به دعواتون نیاز داره

748
01:02:31,143 --> 01:02:32,977
‫تا این مرهم برای خوب شدن.

749
01:02:33,060 --> 01:02:34,560
‫متوجه‌ام.

750
01:02:35,092 --> 01:02:37,435
‫از کی کالاری درس میدی؟

751
01:02:37,560 --> 01:02:38,872
‫از وقتی که دختر کوچیک بودم.

752
01:02:39,006 --> 01:02:40,964
‫این آشرام مال پدرمه.

753
01:02:42,776 --> 01:02:45,381
‫برای همینه که پسرت مثل خودت شجاعه.

754
01:02:46,194 --> 01:02:49,256
‫با این که تیر خورده، هنوز می‌خنده.

755
01:02:50,606 --> 01:02:54,798
‫در واقع، ساتیا رو من به دنیا نیاوردم.

756
01:02:55,464 --> 01:02:56,423
‫چی می‌گی؟

757
01:02:56,725 --> 01:02:58,669
‫خیلی سال پیش،

758
01:02:58,749 --> 01:03:00,621
‫شفابخش آشرام ما،

759
01:03:00,746 --> 01:03:03,214
‫روتی اما،
‫از توی جنگل می‌گذشت

760
01:03:04,006 --> 01:03:07,256
‫که صدای گریه‌ی یه بچه رو دوردست‌ها شنید.

761
01:03:07,339 --> 01:03:08,839
‫وقتی نزدیک‌تر رفت،

762
01:03:08,923 --> 01:03:12,339
‫دید بچه کبود شده.

763
01:03:12,423 --> 01:03:14,839
‫بعد دید یه مار رد می‌شه.

764
01:03:16,268 --> 01:03:18,423
‫بچه رو برداشت،

765
01:03:18,548 --> 01:03:21,923
‫و به صورت یه معجزه بود

766
01:03:22,081 --> 01:03:23,506
‫کاملا حالش خوب بود.

767
01:03:23,631 --> 01:03:25,256
‫هیچ اتفاقی براش نیفتاد.

768
01:03:25,783 --> 01:03:29,298
‫اونو به این آشرام آورد.

769
01:03:29,441 --> 01:03:34,298
‫از اون موقع، بی‌شمار اتفاقات
‫معجزه‌آسا برای ساتیا افتاده

770
01:03:34,961 --> 01:03:37,381
‫که باورش برات ممکن نیست.

771
01:03:37,464 --> 01:03:42,214
‫واقعا باور دارم که تحت
‫حفاظت لرد شیواست.

772
01:03:44,923 --> 01:03:46,203
‫خوبی؟

773
01:03:46,283 --> 01:03:47,381
‫بله، خانم.

774
01:03:48,052 --> 01:03:49,666
‫راستی، اونا کیا بودن؟

775
01:03:49,746 --> 01:03:50,881
‫نمی‌دونم.

776
01:03:51,464 --> 01:03:53,798
‫این‌قدر می‌دونم که هرکی هست،

777
01:03:54,315 --> 01:03:55,693
‫دنبال سینگهامه.

778
01:03:57,156 --> 01:04:00,123
‫خیلی خوب روی این نقشه کار کرده بود.

779
01:04:00,298 --> 01:04:02,756
‫دستیار من، میریگایا هم براش کار می‌کنه...

780
01:04:07,041 --> 01:04:08,798
‫سینگهام درست گفته بود.

781
01:04:09,954 --> 01:04:11,668
‫فقط امیدوارم دایا حالش خوب باشه.

782
01:04:11,819 --> 01:04:13,165
‫اگه تو نیومده بودی...

783
01:04:13,245 --> 01:04:14,994
‫من چطور نمی‌اومدم، خانم؟

784
01:04:15,167 --> 01:04:17,673
‫اون سینگهام رو می‌پرسته، آونی.

785
01:04:17,989 --> 01:04:19,048
‫همیشه آرزوش بوده

786
01:04:19,131 --> 01:04:21,673
‫که باهاش کار کنه به عنوان همکارش.

787
01:04:24,052 --> 01:04:25,381
‫مثل اینکه سینگهام اینجاست.

788
01:08:36,114 --> 01:08:37,533
‫ساتیا!

789
01:10:20,433 --> 01:10:21,796
‫ساتیا!

790
01:10:33,648 --> 01:10:35,314
‫ساتیا!

791
01:12:48,052 --> 01:12:52,605
‫آقا، نیروهامونو توی رامشوارام
‫و در خروجی‌های نزدیک مستقر کردیم.

792
01:12:52,749 --> 01:12:54,887
‫همه ایستگاه‌های بازرسی
‫رو هم مطلع کردیم.

793
01:12:54,967 --> 01:12:56,951
‫تیم‌های ما هم‌اکنون در

794
01:12:57,031 --> 01:12:59,293
‫همه بیمارستان‌های منطقه مستقرن.

795
01:12:59,373 --> 01:13:01,408
‫فقط یه مسیر خروجی از اینجا هست، آقا.

796
01:13:01,488 --> 01:13:03,756
‫که به مادورایی از طریق شیواگانگا میره.

797
01:13:04,470 --> 01:13:05,887
‫شاکتی در کاره، آقا.

798
01:13:05,967 --> 01:13:07,853
‫بهش خبر دادم.

799
01:13:08,770 --> 01:13:10,684
‫خیلی متاسفم که نتونستم
‫متوقفش کنم، آقا.

800
01:13:12,249 --> 01:13:13,839
‫امیدوارم خانم آونی حالش خوب باشه.

801
01:13:20,317 --> 01:13:21,839
‫آونی خوب میشه.

802
01:13:23,422 --> 01:13:24,423
‫نگران نباش.

803
01:13:25,251 --> 01:13:26,339
‫بریم.

804
01:13:32,161 --> 01:13:34,381
‫- الو؟
‫- الو، سینگام.

805
01:13:34,461 --> 01:13:35,631
‫چطوری؟

806
01:13:37,682 --> 01:13:39,589
‫دنبال
‫دنجر لانکا هستی، درسته؟

807
01:13:40,259 --> 01:13:42,683
‫دنجر لانکا نامیه که
‫مردم بهم داده‌ان.

808
01:13:43,904 --> 01:13:46,218
‫می‌خوای بدونی
‫من واقعاً کی هستم؟

809
01:13:46,344 --> 01:13:48,925
‫یادت میاد وقتی عمر حفیظ گفت

810
01:13:49,050 --> 01:13:52,134
‫که این جنگ هدف اصلی
‫نسل اونه؟

811
01:13:52,217 --> 01:13:54,217
‫من همون توفانی‌ام که بهش اشاره کرد، سینگام.

812
01:13:54,300 --> 01:13:59,175
‫من زبیر حفیظم،
‫نوه عمر حفیظ.

813
01:13:59,199 --> 01:14:01,199


814
01:14:05,734 --> 01:14:09,009
‫عمو رضا و من
‫بهترین سال‌های زندگیمون رو

815
01:14:09,092 --> 01:14:10,800
‫در دانشگاه لندن گذروندیم.

816
01:14:10,884 --> 01:14:12,342
‫و حالا تو هم داری میری
‫اونجا درس بخونی.

817
01:14:12,425 --> 01:14:14,884
‫اینجا قراره کلی اتفاق بیفته.

818
01:14:16,467 --> 01:14:18,175
‫اگر اتفاقی برام افتاد،

819
01:14:18,259 --> 01:14:21,175
‫بدون که آتش انتقام من رو به ارث بردی.

820
01:14:21,259 --> 01:14:23,217
‫نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته، بابابزرگ.

821
01:14:23,300 --> 01:14:27,092
‫با چشمای خودت می‌بینی که انتقاممون موفق میشه.

822
01:14:27,175 --> 01:14:28,717
‫قول میدم.

823
01:14:38,940 --> 01:14:42,884
‫من راوان داستان تو ام.

824
01:14:42,967 --> 01:14:45,467
‫می‌دونم آونی صدمه دیده،

825
01:14:46,164 --> 01:14:50,134
‫ولی تو باید بیشتر از من نگران جونش باشی.

826
01:14:50,537 --> 01:14:52,879
‫چون اگه چیزی براش اتفاق بیفته،

827
01:14:53,425 --> 01:14:57,259
‫زمانت شروع به حساب پس دادن می‌کنه.

828
01:14:57,342 --> 01:14:59,092
‫خیلی درباره تو شنیدم.

829
01:14:59,217 --> 01:15:01,762
‫سینگام این، سینگام اون.

830
01:15:01,842 --> 01:15:03,384
‫سینگام یه جنگجوئه.

831
01:15:03,464 --> 01:15:05,467
‫نماینده‌ی وفاداریه.

832
01:15:06,342 --> 01:15:09,467
‫اصول‌های لرد رام رو دنبال می‌کنه.

833
01:15:09,550 --> 01:15:13,050
‫اگه واقعاً شاگرد لرد رام هستی در این کالیوگا،

834
01:15:13,134 --> 01:15:17,300
‫افسرت سیمبا و سوریاوانشی رو با پدربزرگم بیار

835
01:15:17,380 --> 01:15:20,592
‫و بیا سراغ زنت.

836
01:15:20,675 --> 01:15:22,967
‫به جون مادرم، زبیر،

837
01:15:23,050 --> 01:15:25,800
‫اگه برای آونی نیام،

838
01:15:25,884 --> 01:15:28,634
‫اون وقت سینگام یه ماراگای واقعی نیست!

839
01:16:05,234 --> 01:16:06,942
‫حالش بهتر شده.

840
01:16:08,525 --> 01:16:10,817
‫زبیر، حالش بهتر شده.

841
01:16:35,900 --> 01:16:37,775
‫دو سال صبر کردم

842
01:16:37,859 --> 01:16:40,650
‫تا تو رو در این وضعیت ببینم.

843
01:16:40,734 --> 01:16:42,984
‫به نوه‌ام افتخار می‌کنم.

844
01:16:43,067 --> 01:16:45,734
‫اگه واقعاً مرد بود،
‫مستقیم سراغم میومد.

845
01:16:46,234 --> 01:16:48,942
‫فکر کردی تو و نوه‌ات زنده میمونین

846
01:16:49,025 --> 01:16:51,192
‫بعد از اینکه یه زن بی‌گناه رو به‌عنوان سپر استفاده کردید؟

847
01:16:51,275 --> 01:16:53,609
‫این جنگه، سینگام.

848
01:16:53,692 --> 01:16:56,192
‫و تو جنگ همه‌چیز منصفانه‌ست.

849
01:16:56,275 --> 01:16:59,150
‫تو چنگیز خان رو می‌شناسی، مگه نه؟

850
01:16:59,230 --> 01:17:00,984
‫یه بار گفت،

851
01:17:01,067 --> 01:17:06,150
‫"من تنبیه خدا هستم."

852
01:17:06,234 --> 01:17:11,692
‫زبیر همون تنبیهه، برای تو و دوستات.

853
01:17:11,775 --> 01:17:14,859
‫تو باجیراو سینگام رو نمی‌شناسی.

854
01:17:14,942 --> 01:17:18,150
‫باجیرا فقط دو عهد در زندگی‌اش کرده.

855
01:17:18,230 --> 01:17:20,192
‫اولین، وقتی یونیفرم رو پوشید:

856
01:17:20,275 --> 01:17:23,359
‫تا آخر عمرش به کشورش خدمت کنه.

857
01:17:23,442 --> 01:17:26,275
‫دومین، وقتی با اوانی ازدواج کرد:

858
01:17:26,359 --> 01:17:28,609
‫همیشه ازش محافظت کنه.

859
01:17:29,817 --> 01:17:32,400
‫امروز، یه عهد سوم می‌کنم.

860
01:17:32,484 --> 01:17:35,275
‫اگه به زنم آسیبی برسه،

861
01:17:35,400 --> 01:17:37,359
‫جسد نوه‌ات رو نمی‌گیری،

862
01:17:37,442 --> 01:17:40,359
‫همون‌طور که جسد پسرات رو نگرفتی.

863
01:17:44,150 --> 01:17:46,192
‫اون یه توفانه.

864
01:17:47,900 --> 01:17:49,567
‫همه می‌میرن.

865
01:17:51,234 --> 01:17:53,525
‫باید با مامان می‌رفتم.

866
01:17:53,609 --> 01:17:55,442
‫مامانت خوب میشه.

867
01:17:57,861 --> 01:18:01,192
‫دو ساله داره برنامه‌ریزی می‌کنه
‫در حالی که تو تامیل نادو قایم شده،

868
01:18:01,275 --> 01:18:03,525
‫و تیم ما حتی بویی نبرده؟

869
01:18:03,609 --> 01:18:05,192
‫باید اعتراف کنیم، سینگام،

870
01:18:05,275 --> 01:18:09,025
‫این بزرگ‌ترین شکست
‫شبکه اطلاعاتیه ماست.

871
01:18:09,109 --> 01:18:11,775
‫مهم نیست که زبیر کجای هند قایم بشه،

872
01:18:11,859 --> 01:18:13,942
‫نمی‌ذاریم بی‌مجازات بمونه.

873
01:18:14,025 --> 01:18:18,234
‫کل نیرو و منابع‌مون رو برای پیدا کردن آونی به کار می‌گیریم.

874
01:18:18,372 --> 01:18:21,650
‫قربان، اون همچنین خواسته که
‫ما سه‌تا به‌همراه عمر بریم.

875
01:18:21,775 --> 01:18:24,400
‫خیلی باهوشانه این نقشه رو اجرا کرده.

876
01:18:24,484 --> 01:18:27,192
‫مطمئنم اشتباه نمی‌کنه که تو هند بمونه.

877
01:18:27,275 --> 01:18:30,525
‫فکر می‌کنم راهش به طرف سری لانکاست.

878
01:19:04,609 --> 01:19:05,567
‫قربان...

879
01:19:06,859 --> 01:19:08,567
‫هرچی باشه،

880
01:19:08,650 --> 01:19:09,984
‫نمایش رام‌لیلا رو ادامه میدیم.

881
01:19:10,067 --> 01:19:11,609
‫هممون مامانو خوشحال می‌کنیم.

882
01:19:23,485 --> 01:19:24,900
‫ارتباط برقرار کن.

883
01:19:25,942 --> 01:19:28,234
‫پس کی شما سه تا دارید
‫پدربزرگمو میارید؟

884
01:19:28,314 --> 01:19:29,692
‫اول بگو کجا باید بیام

885
01:19:29,775 --> 01:19:31,484
‫بهت خبر میدم، سینگهام.

886
01:19:31,567 --> 01:19:35,154
‫فقط فعلاً ترتیب آزادی
‫پدربزرگمو بده.

887
01:19:35,234 --> 01:19:38,107
‫هیچکدوم از خواسته‌هاتون
‫برآورده نمیشه

888
01:19:38,234 --> 01:19:39,817
‫تا وقتی که مطمئن بشم آونی سالمه.

889
01:19:39,900 --> 01:19:44,609
‫اگه حرف منو گوش نکنی
‫جون زنت ممکنه به خطر بیفته.

890
01:19:48,017 --> 01:19:50,067
‫اگه اتفاقی برای زنم بیفته،

891
01:19:50,525 --> 01:19:52,859
‫سر پدربزرگتو قطع می‌کنم

892
01:19:53,397 --> 01:19:55,067
‫و سرشو می‌زنم به قلعه سرخ.

893
01:19:55,150 --> 01:19:57,897
‫وااای! کسی خیلی عصبانیه!

894
01:19:57,977 --> 01:20:00,029
‫ولی حق داری که عصبانی باشی.

895
01:20:00,109 --> 01:20:01,984
‫بالاخره یه مسئله خانوادگیه.

896
01:20:02,942 --> 01:20:05,307
‫و کی بهتر از ما می‌فهمه
‫درسته؟

897
01:20:05,387 --> 01:20:07,817
‫اول من تنها میام که آونی رو ببینم.

898
01:20:07,900 --> 01:20:09,442
‫سینگهام، می‌دونی اگه اینجا بیای،

899
01:20:09,525 --> 01:20:11,609
‫زنده بیرون نمی‌ری.

900
01:20:12,192 --> 01:20:15,192
‫و بعد دولتت
‫پدربزرگمو آزاد نمی‌کنه.

901
01:20:15,465 --> 01:20:17,067
‫بذار یه کاری بکنیم.

902
01:20:17,150 --> 01:20:19,609
‫محبوبت رو بفرست

903
01:20:20,427 --> 01:20:22,609
‫که ببینه آونی حالش خوبه یا نه.

904
01:20:24,579 --> 01:20:26,192
‫داره راجع به کی حرف می‌زنه آقا؟

905
01:20:44,072 --> 01:20:47,701
‫پلیس!

906
01:23:10,109 --> 01:23:12,109
‫می‌تونید بگید نه اگه نمی‌خواید.

907
01:23:12,900 --> 01:23:14,234
‫این یه ماموریت رسمی نیست؛

908
01:23:14,900 --> 01:23:15,692
‫شخصیه.

909
01:23:15,772 --> 01:23:16,984
‫شخصی؟

910
01:23:17,817 --> 01:23:19,359
‫پس من فقط "غیرشخصی‌ام"؟

911
01:23:19,442 --> 01:23:20,317
‫یعنی من برات هیچی نیستم؟

912
01:23:20,400 --> 01:23:22,109
‫یعنی زنت واسه من هیچی نیست؟

913
01:23:23,025 --> 01:23:24,567
‫منو ناراحت کردی، آقا.

914
01:23:26,525 --> 01:23:28,109
‫اونجوری نیست، سیمبا.

915
01:23:30,484 --> 01:23:31,817
‫فکر نمی‌کنم انصاف باشه.

916
01:23:33,318 --> 01:23:35,984
‫دارم جونت رو به خطر می‌اندازم
‫که آونی رو نجات بدی.

917
01:23:36,859 --> 01:23:38,084
‫یه ماموریت خطرناکه.

918
01:23:38,164 --> 01:23:39,775
‫خب که چی؟

919
01:23:39,859 --> 01:23:40,817
‫منم خطرناکم!

920
01:23:40,900 --> 01:23:42,817
‫تو پلیس فوق‌العاده‌ای؛
‫منم پلیس روباتی.

921
01:23:42,900 --> 01:23:44,817
‫ما اسلحه مرگباریم، آقا.

922
01:23:45,007 --> 01:23:46,650
‫فکر نمی‌کنی امروز زیاد انگلیسی حرف می‌زنی؟

923
01:23:46,734 --> 01:23:50,650
‫آره، چون احساسی به من آسیب می‌زنی، آقا.

924
01:23:50,775 --> 01:23:52,817
‫شخصی، هان؟
‫شخصی!

925
01:23:54,692 --> 01:23:56,192
‫باشه، ناراحت نشو.

926
01:23:57,692 --> 01:23:59,067
‫ولی یه درخواست دارم:

927
01:24:00,650 --> 01:24:02,025
‫انگلیسی رو کمتر کن.

928
01:24:05,067 --> 01:24:08,900
‫این اولین بار که سیمبا
‫فرصت پیدا کرده که به سینگهام کمک کنه، آقا.

929
01:24:08,984 --> 01:24:11,859
‫از جون دادن تا جون گرفتن،

930
01:24:11,942 --> 01:24:13,900
‫هر چی باشه، انجام شده‌.

931
01:24:15,359 --> 01:24:16,484
‫ببخشید.

932
01:24:17,650 --> 01:24:18,900
‫مواظب باش.

933
01:24:20,573 --> 01:24:22,234
‫به نظر میاد دیوانه‌ است.

934
01:24:22,859 --> 01:24:23,984
‫می‌بینیم، آقا.

935
01:24:41,859 --> 01:24:43,405
‫همپی، کارناتاکا

936
01:24:43,485 --> 01:24:47,484
‫جایی که معابد باستانی هنوز
‫شاهد خدایان میمون هستند.

937
01:24:47,609 --> 01:24:48,900
‫می‌دونی چرا؟

938
01:24:48,984 --> 01:24:50,525
‫چون همپی که امروز می‌شناسیم

939
01:24:50,609 --> 01:24:52,366
‫یک زمان به عنوان کیشکین‌ها
‫در ترتا یوگا، عصر نقره‌ای، شناخته می‌شد،

940
01:24:52,446 --> 01:24:54,900
‫قلمرویی که توسط پادشاهان میمون بلی
‫و سوگریوا حکمرانی می‌شد.

941
01:24:54,984 --> 01:24:58,359
‫نه چندان دور از اونجا یکی
‫از پنج دریاچه مقدس هند وجود دارد،

942
01:24:58,442 --> 01:24:59,609
‫پامپا ساروار،

943
01:24:59,692 --> 01:25:00,900
‫جایی که پروردگار رام

944
01:25:00,984 --> 01:25:03,317
‫و پروردگار هانومان برای اولین بار ملاقات کردند،

945
01:25:03,400 --> 01:25:07,567
‫که نشان‌دهنده شروع
‫یک فصل جدید از شجاعت و دلاوری بود.

946
01:25:08,150 --> 01:25:09,775
‫خبر در جنگل پیچیده

947
01:25:09,859 --> 01:25:13,192
‫که سیمبا اومده تا به شیر کمک کنه.

948
01:25:13,734 --> 01:25:15,984
‫سینگهام، پروازش فردا می‌ره.

949
01:25:16,067 --> 01:25:18,234
‫مطمئن شو که سیمبا سوار بشه.

950
01:25:19,192 --> 01:25:22,609
‫آدمای من منتظرش
‫تو فرودگاه خواهند بود.

951
01:25:22,692 --> 01:25:24,025
‫کلمبو.

952
01:25:25,102 --> 01:25:27,752
‫کلمبوس! کلمبوس! کلمبوس!

953
01:25:27,832 --> 01:25:29,337
‫کلمبوس کجا هست خانم؟ آمریکاست نه؟

954
01:25:29,417 --> 01:25:30,206
‫برنامه‌ پروازی طولانیه، درسته؟

955
01:25:30,286 --> 01:25:31,401
‫رئیس، من ترجیح می‌دم
‫در کلاس تجاری سفر کنم.

956
01:25:31,481 --> 01:25:33,463
‫پاهایم توی کلاس اقتصادی خواب می‌ره.

957
01:25:33,543 --> 01:25:34,997
‫نه کلمبوس؛ کلمبو است.

958
01:25:35,077 --> 01:25:36,628
‫کلمبو تو سریلانکاست.

959
01:25:37,859 --> 01:25:40,109
‫آه، فهمیدم - کشور همسایه‌مون،

960
01:25:40,192 --> 01:25:41,817
‫همون که تو جنوبه.

961
01:25:41,900 --> 01:25:42,854
‫خب، باشه،

962
01:25:42,934 --> 01:25:45,192
‫بزنیم بریم سریلانکا یه حالی بکنیم.

963
01:25:45,272 --> 01:25:48,025
‫همه نیروهامون تو سریلانکا رو فعال کن.

964
01:25:48,109 --> 01:25:49,150
‫بله قربان.

965
01:25:55,067 --> 01:25:56,109
‫بله قربان.

966
01:26:08,408 --> 01:26:09,317
‫آره، باشه.

967
01:26:09,400 --> 01:26:10,567
‫- جزئیات رو بگو لطفاً.
‫- بله، خانم.

968
01:26:10,650 --> 01:26:11,317
‫- دیلیپ؟
‫- بله، خانم؟

969
01:26:11,400 --> 01:26:12,840
‫- مختصات رو بررسی کن.
‫- حتماً، خانم.

970
01:26:12,920 --> 01:26:14,416
‫خانم، من دو ساعت و نیم طول می‌کشه تا به کلمبو برسم.

971
01:26:14,496 --> 01:26:16,192
‫بعدش برنامه چیه؟

972
01:26:16,317 --> 01:26:18,525
‫سیمبا، فکر می‌کنم همین که وارد بشی،

973
01:26:18,609 --> 01:26:20,998
‫آدمای زبیر می‌گیرنت و می‌ندازنت تو ماشین.

974
01:26:21,078 --> 01:26:22,484
‫چطور می‌تونین اینو بگین، خانم؟

975
01:26:22,567 --> 01:26:23,400
‫"بگیرنت و بندازنت"؟

976
01:26:23,484 --> 01:26:25,359
‫مگه من یه چمدون تحویل بگیریم؟

977
01:26:25,442 --> 01:26:26,650
‫نه، این نقشه من نیست.

978
01:26:26,734 --> 01:26:27,859
‫اما ممکنه نقشه زبیر باشه.

979
01:26:27,942 --> 01:26:29,566
‫یعنی چی ممکنه باشه؟

980
01:26:29,646 --> 01:26:31,317
‫اگه زبیر دنبال عمره،

981
01:26:31,984 --> 01:26:34,109
‫قطعاً تورو می‌بره پیش آونی.

982
01:26:34,734 --> 01:26:36,650
‫و از طریق مکان تو،

983
01:26:37,146 --> 01:26:38,317
‫می‌تونیم پیداش کنیم.

984
01:26:38,999 --> 01:26:40,012
‫قربان.

985
01:26:40,092 --> 01:26:42,067
‫اینم فید زنده از فرودگاه کلمبو.

986
01:26:42,484 --> 01:26:44,150
‫ماهواره‌هامون همش زیر نظر دارن

987
01:26:45,150 --> 01:26:46,609
‫تو رو هر لحظه از اینجا.

988
01:26:48,105 --> 01:26:49,057
‫تکنولوژی!

989
01:26:49,137 --> 01:26:51,234
‫اینتل هند مثل جیمز بانده، نه؟

990
01:26:51,314 --> 01:26:54,109
‫هند خودکفا! ذهن داره می‌ترکه!

991
01:26:54,525 --> 01:26:55,916
‫رئیس، یه شکی دارم.

992
01:26:55,996 --> 01:26:57,650
‫اگه نیاز به تماس اضطراری داشته باشم

993
01:26:57,734 --> 01:26:59,359
‫و اون خانمی که ماهواره رو مدیریت می‌کنه بگه،

994
01:26:59,442 --> 01:27:01,155
‫"سینگام رو خط دیگه است،"

995
01:27:01,275 --> 01:27:03,859
‫بعد زبیر منو نابود می‌کنه، نه؟

996
01:27:03,942 --> 01:27:04,859
‫نگران نباش، سیمبا.

997
01:27:04,942 --> 01:27:08,775
‫جناب سینگام تا زمانی که تو برسی به کلمبو، تو نگومبو خواهد بود.

998
01:27:09,025 --> 01:27:09,942
‫قربان، گارد ساحلی ما تو رو می‌بره

999
01:27:10,025 --> 01:27:12,609
‫روی یه تریالای نزدیک مرز سریلانکا

1000
01:27:12,692 --> 01:27:13,775
‫که توسط تیم ما ترتیب داده شده.

1001
01:27:13,859 --> 01:27:15,445
‫و تو به نگومبو می‌رسی

1002
01:27:15,525 --> 01:27:18,192
‫جایی که عوامل راو ما منتظرت هستن.

1003
01:27:18,557 --> 01:27:21,984
‫خب، اینم برنامه بازی.

1004
01:27:23,275 --> 01:27:27,567
‫کیلادی کجاست؟

1005
01:27:29,275 --> 01:27:30,889
‫وقت پیدا می‌کنی متوجه می‌شی.

1006
01:27:33,109 --> 01:27:35,317
‫قربان، واقعاً فکر می‌کنین فقط ما سه تا می‌تونیم این کارو انجام بدیم؟

1007
01:27:36,192 --> 01:27:37,984
‫کی گفت فقط سه‌تاییم؟

1008
01:27:39,820 --> 01:27:41,192
‫نه سینگام.

1009
01:27:42,545 --> 01:27:43,880
‫حس خوبی ندارم

1010
01:27:44,984 --> 01:27:47,900
‫این یه ماموریت انتحاریه.

1011
01:27:48,729 --> 01:27:52,192
‫بیام اول با دولت سریلانکا مشورت کنم.

1012
01:27:52,310 --> 01:27:53,609
‫نه قربان.

1013
01:27:53,775 --> 01:27:55,150
‫زبیر خیلی زرنگه.

1014
01:27:55,984 --> 01:27:57,442
‫اگه بفهمه

1015
01:27:57,817 --> 01:28:00,359
‫که دولت سریلانکا هم درگیره،

1016
01:28:00,442 --> 01:28:01,942
‫فرار می‌کنه.

1017
01:28:02,397 --> 01:28:03,900
‫این تنها شانسمونه که دستگیرش کنیم.

1018
01:28:03,984 --> 01:28:06,484
‫و آوینی؟ امنیتش چی؟

1019
01:28:07,817 --> 01:28:12,234
‫زبیر بی‌رحمانه 15 تا افسر پلیس رو تو مَدورایی کشت، قربان.

1020
01:28:12,775 --> 01:28:15,325
‫خانواده‌هاشون فقط بعد از انتقام‌مون آرامش پیدا می‌کنن.

1021
01:28:15,405 --> 01:28:17,442
‫برای آوینی،

1022
01:28:18,328 --> 01:28:20,192
‫اگه اینجا بود، اونم می‌گفت،

1023
01:28:20,317 --> 01:28:22,525
‫"اگه بخوام می‌میرم،

1024
01:28:22,817 --> 01:28:25,667
‫ولی هند با تروریست‌ها معامله نمی‌کنه."

1025
01:28:28,067 --> 01:28:29,984
‫اگه قراره بمیریم،

1026
01:28:30,067 --> 01:28:31,692
‫پس بزار اینطور بشه.

1027
01:28:31,775 --> 01:28:33,817
‫ولی قسم می‌خورم زبیر رو از بین می‌بریم.

1028
01:28:34,817 --> 01:28:37,067
‫پس فقط شما سه‌تا می‌خواین برین؟

1029
01:28:37,150 --> 01:28:39,192
‫کمی زیادی دراماتیک نیست که

1030
01:28:39,317 --> 01:28:40,817
‫فقط سه‌تایی بریم؟

1031
01:28:41,442 --> 01:28:43,694
‫نیاز به پشتیبانی نیروهای دیگه شما داریم.

1032
01:28:43,774 --> 01:28:45,942
‫باید از رییس اجازه بگیرم.

1033
01:28:46,025 --> 01:28:48,109
‫قبلاً دو بار این کارو کردیم.

1034
01:28:48,790 --> 01:28:50,069
‫بزاریم دعای خیر خدای هانومان رو بگیریم

1035
01:28:50,149 --> 01:28:52,025
‫و برای بار سوم این عملیات رو انجام بدیم.

1036
01:29:01,609 --> 01:29:03,609
‫چرا این کارو کردی، مریگیا؟

1037
01:29:04,939 --> 01:29:06,192
‫برای پول؟

1038
01:29:06,369 --> 01:29:07,132
‫چرا؟

1039
01:29:07,212 --> 01:29:08,972
‫آوینی، اسمش مریگیا نیست؛

1040
01:29:09,052 --> 01:29:10,453
‫ایقرا حفیظ هست.

1041
01:29:10,962 --> 01:29:12,224
‫اون خاله منه.

1042
01:29:12,371 --> 01:29:15,900
‫واقعا فکر می‌کنی ما این کار رو برای پول انجام می‌دیم؟

1043
01:29:17,057 --> 01:29:18,400
‫نه، خانم،

1044
01:29:19,112 --> 01:29:22,442
‫ما برای خانوادمون داریم انتقام می‌گیریم.

1045
01:29:23,400 --> 01:29:25,400
‫فقط بدونید،

1046
01:29:25,790 --> 01:29:27,525
‫من زبیر حفیظ هستم،

1047
01:29:28,400 --> 01:29:30,442
‫نوه عمر حفیظ.

1048
01:29:31,484 --> 01:29:33,817
‫اون همسرعموی من رضا هست،

1049
01:29:34,858 --> 01:29:38,067
‫که به دست همسر تو سینگام کشته شد.

1050
01:29:39,458 --> 01:29:44,119
‫فداکاری بلال نباید هدر بره.

1051
01:29:44,199 --> 01:29:45,275
‫باشه، پدر.

1052
01:29:46,929 --> 01:29:48,234
‫ممکنه امروز ما رو از بین ببرید، اما فردا،

1053
01:29:48,317 --> 01:29:49,942
‫صدها مثل ما بلند خواهند شد.

1054
01:29:50,930 --> 01:29:54,609
‫ریاض و رضا هر دو شهید شدند.

1055
01:30:05,650 --> 01:30:06,942
‫راستشو بگم،

1056
01:30:07,022 --> 01:30:10,650
‫یک لحظه وقتی تیر خوردی ترسیدم،

1057
01:30:11,186 --> 01:30:15,663
‫که دو سال برنامه‌ریزی من چی میشه.

1058
01:30:15,818 --> 01:30:17,067
‫اما باید بگم،

1059
01:30:18,028 --> 01:30:20,442
‫تو خیلی زن قوی‌ای هستی،

1060
01:30:21,422 --> 01:30:24,359
‫عین سیتا از رامایان.

1061
01:30:27,053 --> 01:30:28,806
‫راستی، من کاراکتر راوان

1062
01:30:28,886 --> 01:30:31,689
‫تو رامایان رو جالب‌ترین می‌دونم.

1063
01:30:32,994 --> 01:30:34,778
‫چون اون هیچ علاقه‌ای به آیودیا نداشت

1064
01:30:34,895 --> 01:30:36,653
‫و به خاطر دارما نمی‌جنگید.

1065
01:30:37,718 --> 01:30:40,900
‫اون فقط برای خانواده‌اش انتقام می‌خواست.

1066
01:30:42,044 --> 01:30:43,900
‫و من هم دارم همین کار رو می‌کنم.

1067
01:30:45,572 --> 01:30:47,481
‫نمی‌دونم این فقط یه داستانه

1068
01:30:48,653 --> 01:30:50,067
‫یا حقیقته،

1069
01:30:51,586 --> 01:30:53,051
‫ولی یه جایی خوندم

1070
01:30:54,525 --> 01:30:58,525
‫که راوان تو کل‌یوگ برمی‌گرده، دوران تاریکی.

1071
01:30:59,016 --> 01:31:00,666
‫خب، اینجاست.

1072
01:31:01,373 --> 01:31:03,831
‫اگر راوان برگشته، پس رام هم خواهد اومد

1073
01:31:03,948 --> 01:31:06,650
‫تا سیتا رو نجات بده.

1074
01:31:07,231 --> 01:31:09,359
‫تنها تفاوت

1075
01:31:10,255 --> 01:31:14,125
‫این بار اینه که راوان برنده می‌شه.

1076
01:31:16,012 --> 01:31:18,525
‫مهم نیست چند بار رامایان بازنویسی بشه،

1077
01:31:19,519 --> 01:31:21,466
‫همیشه رام برنده می‌شه.

1078
01:31:23,197 --> 01:31:25,300
‫این کل‌یوگ، آوینی، دوران تاریکی.

1079
01:31:25,877 --> 01:31:27,574
‫این بار،
‫راوان پیروز می‌شه.

1080
01:31:27,654 --> 01:31:31,442
‫حقیقت همیشه برنده است، مهم نیست تو چه زمانه‌ای زندگی کنیم.

1081
01:31:32,383 --> 01:31:33,692
‫ببینیم.

1082
01:31:45,050 --> 01:31:46,683
‫حتی اگه من برنگردم،

1083
01:31:46,763 --> 01:31:48,486
‫مامان تو قطعاً برمی‌گرده.

1084
01:31:49,148 --> 01:31:51,692
‫فقط با گوگل کردن اسم باجیراو سینگام، بابا،

1085
01:31:52,137 --> 01:31:54,734
‫می‌فهمید بابای من چه کارایی ازش بر می‌آد.

1086
01:31:54,817 --> 01:31:58,567
‫نه فقط مامان،
‫هر دوی شما باید برگردید.

1087
01:31:59,129 --> 01:32:03,171
‫چون اگه مادر سیتا بدون لرد رام برگرده، دیوالی معنایی نداره.

1088
01:32:13,444 --> 01:32:14,715
‫بابا... !

1089
01:32:16,875 --> 01:32:18,011
‫زنده باد هند!

1090
01:32:21,230 --> 01:32:22,692
‫زنده باد هند!

1091
01:33:25,025 --> 01:33:26,368
‫- زنده باد هند، آقا.
‫- زنده باد هند!

1092
01:33:26,448 --> 01:33:29,057
‫ما سه ساعت وقت داریم تا هواپیمای سیمبا بنشینه.

1093
01:33:29,137 --> 01:33:31,904
‫و تا اون موقع باید تو رو به یه جای امن ببریم.

1094
01:33:31,984 --> 01:33:33,904
‫و امن‌ترین جا

1095
01:33:33,984 --> 01:33:35,824
‫معبد سیتا آمان کوویل هست،

1096
01:33:36,725 --> 01:33:39,275
‫یا همون آشوک وتیکا،
‫همونطور که تو رامایان اومده.

1097
01:33:44,990 --> 01:33:48,611
‫میگن راوان مادر سیتا رو

1098
01:33:48,725 --> 01:33:51,656
‫به مدت یه سال اینجا نگه داشته بود.

1099
01:34:10,534 --> 01:34:12,031
‫اون با ماست.

1100
01:34:13,162 --> 01:34:16,823
‫این تنها معبد
‫در سریلانکاست که به مادر سیتا اختصاص داره.

1101
01:34:16,906 --> 01:34:20,365
‫اینجاست که لرد هانومان اولین بار
‫با مادر سیتا در لنکا ملاقات کرد.

1102
01:34:20,448 --> 01:34:23,073
‫هر جایی که لرد هانومان پا گذاشته،

1103
01:34:23,156 --> 01:34:25,781
‫یه جای پا از خودش گذاشته.

1104
01:34:25,865 --> 01:34:29,031
‫گویند این یکی از همون آثار پای هانومانه.

1105
01:34:50,198 --> 01:34:52,406
‫آقا، سیمبا نشسته.

1106
01:35:27,765 --> 01:35:29,740
‫آقا، سیمبا به کلمبو نشست.

1107
01:35:29,823 --> 01:35:31,278
‫دید ماهواره‌ای بی‌نقصه.

1108
01:35:31,358 --> 01:35:33,156
‫اطلاعات مکان‌یابی سیمبا رو برام بفرستید.

1109
01:35:33,236 --> 01:35:34,323
‫حرکاتش رو تعقیب می‌کنیم.

1110
01:35:34,403 --> 01:35:35,573
‫الان میفرستم، آقا.

1111
01:35:47,281 --> 01:35:48,615
‫چرا اینقدر جدی؟

1112
01:35:48,740 --> 01:35:49,781
‫اسم چیه؟

1113
01:36:07,156 --> 01:36:08,198
‫دوست داری؟

1114
01:36:09,031 --> 01:36:10,156
‫خوبه ...

1115
01:36:13,781 --> 01:36:15,615
‫هی! چه خبره!

1116
01:36:15,740 --> 01:36:18,448
‫اولین بارمه سریلانکا اومدم! بذار از منظره لذت ببرم حداقل!

1117
01:36:26,740 --> 01:36:28,865
‫گروه محافظ داره به سمت گاله حرکت می‌کنه، آقا.

1118
01:36:37,141 --> 01:36:41,073
‫آب، تنقلات، چیزی داری؟

1119
01:36:41,198 --> 01:36:42,448
‫جدی، هیچی؟

1120
01:36:50,156 --> 01:36:53,531
‫فقط خواستم بگم.
‫وقتی به یه فودکورت رسیدیم، میگم وایسی.

1121
01:37:04,315 --> 01:37:05,490
‫اوه هی!

1122
01:37:38,744 --> 01:37:41,365
‫وای خدای من،
‫کدوم یکی از این ماشینا مال سیمباست؟

1123
01:37:41,448 --> 01:37:42,948
‫سریع ماشینا رو ردیابی کن.

1124
01:37:43,031 --> 01:37:44,656
‫این مختصات رو یادداشت کن.

1125
01:37:58,961 --> 01:38:00,711
‫الان کدوم ماشین رو دنبال کنیم، قربان؟

1126
01:38:00,791 --> 01:38:01,823
‫صبر کن.

1127
01:38:17,247 --> 01:38:19,656
‫و اینجا قلعه سیگیریا
‫در سریلانکا رو داریم.

1128
01:38:19,781 --> 01:38:20,740
‫وقتی روش کربن‌سنجی کردن،

1129
01:38:20,823 --> 01:38:23,948
‫فهمیدن که نه تنها تاریخی
‫بلکه پیشاتاریخی هم هست.

1130
01:38:24,031 --> 01:38:25,156
‫ده هزار سال پیش،

1131
01:38:25,236 --> 01:38:27,824
‫اینجا فقط یه امپراتوری بود
‫با این عظمت،

1132
01:38:27,904 --> 01:38:29,540
‫و توسط کسی با ده سر -
‫دشَنَن لانکش حکومت می‌شد.

1133
01:38:29,661 --> 01:38:34,240
‫اینجا همون جاییه که لرد هانومان
‫بعد از دستگیری در اشوک وتیکا آورده شد.

1134
01:38:42,505 --> 01:38:44,031
‫هی، داری ظاهرمو خراب می‌کنی!

1135
01:38:44,115 --> 01:38:45,873
‫این ژاکت مورد علاقه‌مه. می‌خوامش.

1136
01:38:45,953 --> 01:38:47,406
‫همه‌شو پس می‌گیری. بیا بریم داخل.

1137
01:38:47,531 --> 01:38:48,490
‫بیا.

1138
01:38:51,732 --> 01:38:54,031
‫ترسوندمت! ترسوندمت، نه؟

1139
01:38:56,009 --> 01:38:58,026
‫هی، زن داداش!

1140
01:38:58,207 --> 01:38:59,198
‫سیمبا؟!

1141
01:38:59,483 --> 01:39:00,376
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1142
01:39:00,456 --> 01:39:02,083
‫نگران من نباش؛
‫فقط بگو حالت چطوره.

1143
01:39:02,163 --> 01:39:03,163
‫خوبم، ولی تو...

1144
01:39:03,247 --> 01:39:05,372
‫آقای سینگهام منو فرستاد
‫که حالت رو بپرسم.

1145
01:39:05,455 --> 01:39:06,247
‫ممنون، زن داداش!

1146
01:39:06,330 --> 01:39:09,288
‫به خاطر تو، پاسپورت خالیم
‫بالاخره با یه ویزا مهر شد.

1147
01:39:10,830 --> 01:39:11,908
‫نگاه کن!

1148
01:39:11,988 --> 01:39:13,687
‫یه گلوله ۹ میلی‌متری خورد

1149
01:39:13,767 --> 01:39:16,330
‫و هنوز یه لبخند ۲۰۰ واتی داره!

1150
01:39:17,371 --> 01:39:20,038
‫امیدوارم خوب بهت غذا می‌دن.

1151
01:39:21,305 --> 01:39:22,497
‫اون خانم کیه؟

1152
01:39:22,580 --> 01:39:23,538
‫با اوناست؟

1153
01:39:24,955 --> 01:39:26,163
‫سلام، خانم.

1154
01:39:26,580 --> 01:39:29,455
‫سلام، خانم... یا هرچی!

1155
01:39:31,872 --> 01:39:32,955
‫نگران نباش...

1156
01:39:33,038 --> 01:39:34,497
‫سینگهام...

1157
01:39:34,705 --> 01:39:35,997
‫سینگهام...

1158
01:39:36,080 --> 01:39:37,205
‫- هی!
‫- چی؟

1159
01:39:37,285 --> 01:39:39,038
‫خب، بسه دیگه حرف زدن. بریم!

1160
01:39:39,118 --> 01:39:40,288
‫آره، بریم.

1161
01:39:40,372 --> 01:39:41,955
‫امیدوارم یه اتاق جدا برام
‫درست کرده باشی.

1162
01:39:42,038 --> 01:39:43,455
‫با کسی شریک نمی‌شم.

1163
01:39:43,955 --> 01:39:45,872
‫راستی، تو ماراتی بلدی؟

1164
01:39:47,330 --> 01:39:49,205
‫- نه.
‫- خانم، شما چی؟

1165
01:39:49,690 --> 01:39:50,955
‫نه؟

1166
01:39:51,788 --> 01:39:54,997
‫زن داداش، داداش بزرگ
‫و تیممون اینجان.

1167
01:39:55,080 --> 01:39:56,716
‫نگران نباش.

1168
01:39:56,796 --> 01:39:59,017
‫می‌خوایم حسابشونو برسیم.

1169
01:40:04,344 --> 01:40:06,497
‫زنده باد مهاراشترا!

1170
01:40:16,747 --> 01:40:18,335
‫پیرو وفادار سینگهام،

1171
01:40:18,588 --> 01:40:23,622
‫سانگرام بهالراو، معروف به سیمبا!

1172
01:40:24,997 --> 01:40:28,372
‫محبوب هر بچه‌ای در شیواگاد.

1173
01:40:28,452 --> 01:40:30,401
‫یه چیزی بگو که نمی‌دونم!

1174
01:40:30,538 --> 01:40:32,622
‫یه چیزی بگو که نمی‌دونم!

1175
01:40:32,705 --> 01:40:35,288
‫دیگه فقط یه افسانه محلی نیستم،
‫ملی شدم.

1176
01:40:35,372 --> 01:40:36,872
‫نه فقط بچه‌های شیواگاد؛

1177
01:40:36,955 --> 01:40:42,622
‫سیمبا حالا محبوب هر بچه‌ای
‫در هند شده!

1178
01:40:42,705 --> 01:40:46,413
‫وای! گبار سینگ!

1179
01:40:46,497 --> 01:40:48,372
‫یه ظاهر خطرناک داری، خطر.

1180
01:40:48,455 --> 01:40:50,705
‫مثل یه قهرمان از یه فیلم
‫جنوب هند به نظر می‌رسی

1181
01:40:50,788 --> 01:40:52,955
‫تو هم مورد علاقه من بودی

1182
01:40:53,038 --> 01:40:57,580
‫وقتی فکر می‌کردی وظیفه
‫و مسئولیت فقط شوخی‌ان

1183
01:40:57,663 --> 01:41:00,056
‫و فقط پول برات مهم بود.

1184
01:41:00,136 --> 01:41:01,330
‫هوم.

1185
01:41:01,413 --> 01:41:02,872
‫چی تغییر کرد، سیمبا؟

1186
01:41:10,038 --> 01:41:11,830
‫زندگی بهم یاد داد که

1187
01:41:13,318 --> 01:41:16,038
‫روابط و وظیفه از پول
‫مهم‌ترن.

1188
01:41:16,122 --> 01:41:18,330
‫و انتقام حتی مهم‌تره!

1189
01:41:19,125 --> 01:41:22,288
‫اینجا، مفاهیم درست و غلط،
‫خوب و بد واقعاً مهم نیستن.

1190
01:41:22,872 --> 01:41:25,830
‫چیزی که می‌خوای واقعاً مهمه.

1191
01:41:25,997 --> 01:41:30,205
‫راستی، کی یه آدم فاسد

1192
01:41:30,729 --> 01:41:32,872
‫که رشوه می‌گرفت شروع کرد
‫مثل یه شهروند درست‌کار لباس پوشیدن؟

1193
01:41:32,955 --> 01:41:34,203
‫بفرما!

1194
01:41:34,283 --> 01:41:35,985
‫اگه لباس بپوشم، مشکله؛

1195
01:41:36,065 --> 01:41:37,746
‫اگه نپوشم، اونم مشکله.

1196
01:41:37,826 --> 01:41:40,455
‫نمی‌دونم چیکار کنم!

1197
01:41:40,901 --> 01:41:42,747
‫زبیر، واقعاً --

1198
01:41:46,150 --> 01:41:47,955
‫نگاه کن، هان؟

1199
01:41:52,249 --> 01:41:54,872
‫تاریخت رو هم چک کردم.

1200
01:41:55,163 --> 01:41:56,497
‫بزرگ شده تو لندن،

1201
01:41:56,580 --> 01:42:00,163
‫مذهبی نیستی،
‫هیچ ارتباطی با جهاد نداری.

1202
01:42:00,288 --> 01:42:01,580
‫پس چی تغییر کرد؟

1203
01:42:01,705 --> 01:42:03,705
‫چرا وارد کار خانوادگی شدی؟

1204
01:42:05,663 --> 01:42:08,663
‫وقتی سرنوشت یه خانواده
‫با خون نوشته شده،

1205
01:42:10,020 --> 01:42:12,622
‫وارث چاره‌ای نداره
‫جز اینکه شمشیر رو بلند کنه.

1206
01:42:12,705 --> 01:42:18,080
‫آه، پس لنکا برای انتقام
‫خانواده‌ش اومده، هوم؟

1207
01:42:19,038 --> 01:42:22,622
‫ولی داداش، ببخشید که اذیتت کردیم،

1208
01:42:23,037 --> 01:42:26,580
‫این دفعه نه تو و نه
‫پدر بزرگ تروریستت نمی‌تونن در برن.

1209
01:42:26,663 --> 01:42:29,283
‫تو هیچ ایده‌ای نداری که چی داره میاد.

1210
01:42:29,363 --> 01:42:32,747
‫چرا؟ سینگام میاد نجاتت بده؟

1211
01:42:32,830 --> 01:42:35,413
‫سینگام نمیاد؛

1212
01:42:35,497 --> 01:42:38,288
‫اون همینجاست.

1213
01:42:38,981 --> 01:42:41,955
‫هی، ساختمانی، در رو باز کن

1214
01:42:42,098 --> 01:42:44,497
‫و بذار آقای سینگام
‫قبل از اینکه دیر بشه وارد بشه.

1215
01:42:47,663 --> 01:42:49,288
‫هیچکس اینجا نیست.

1216
01:42:50,951 --> 01:42:52,705
‫چی میگی که کسی اینجا نیست؟
‫دوباره چک کن.

1217
01:42:52,788 --> 01:42:54,122
‫گفتم که، هیچکس اینجا نیست.

1218
01:42:54,205 --> 01:42:55,747
‫انگار از اینجا می‌تونی ببینی!

1219
01:42:56,705 --> 01:42:58,122
‫می‌رم یه نگاهی بندازم.

1220
01:43:02,117 --> 01:43:05,538
‫انگار می‌خوام یه ضربه بخورم پشت سرم.

1221
01:43:06,548 --> 01:43:08,335
‫قول داده بود که میاد.

1222
01:43:08,415 --> 01:43:09,830
‫آقای سینگام چی گفت؟

1223
01:43:09,913 --> 01:43:11,288
‫"کی گفته که فقط سه تامون؟"

1224
01:43:11,413 --> 01:43:13,372
‫سه تا رو بی‌خیال؛
‫حتی یه دونه هم اینجا نیست.

1225
01:43:13,505 --> 01:43:15,955
‫بهشون گفتم از یک جممر ماهواره‌ای استفاده می‌کنن،

1226
01:43:16,038 --> 01:43:18,372
‫ولی اونا هیچ‌وقت به سیمبا گوش نمی‌دن!

1227
01:43:18,700 --> 01:43:20,391
‫افسر اطلاعاتیمون، دويكا هم همیشه می‌‌گه،

1228
01:43:20,515 --> 01:43:23,538
‫"بله، آقا. آقای سینگام. باشه، آقا.
‫هر چی شما بخواید، آقا."

1229
01:43:23,983 --> 01:43:26,413
‫می‌خواد از سینگام انتقام بگیره، دشمن سوریاوانشیه،

1230
01:43:26,497 --> 01:43:29,038
‫ولی حدس بزن کی در خطره؟
‫سیمبا!

1231
01:43:29,205 --> 01:43:30,371
‫چرا گفتی هیچکس اینجا نیست؟

1232
01:43:30,451 --> 01:43:32,413
‫- چون هیچکس اینجا نیست.
‫- خوب که چی؟

1233
01:43:32,577 --> 01:43:34,038
‫هی! هی، اون فرار کرد...

1234
01:43:34,934 --> 01:43:35,912
‫هی، ببخشید، ببخشید!

1235
01:43:35,992 --> 01:43:37,455
‫نه، من فقط... تو...

1236
01:44:29,748 --> 01:44:30,765
‫خانم.

1237
01:44:34,228 --> 01:44:35,838
‫وای، وای، سریع به آقا وصل شو

1238
01:44:38,902 --> 01:44:41,580
‫آقا، من یه انفجار تو بندر گال دیدم

1239
01:44:42,063 --> 01:44:43,955
‫و مطمئنم کار سیمباست.

1240
01:45:46,497 --> 01:45:47,799
‫ادامه بده... ادامه بده

1241
01:46:02,652 --> 01:46:03,788
‫این ماشین سیمباست.

1242
01:46:03,872 --> 01:46:05,372
‫امیدوارم حالش خوب باشه.

1243
01:46:05,567 --> 01:46:08,372
‫باید سریعاً این منطقه رو بررسی کنیم.

1244
01:46:08,452 --> 01:46:10,872
‫شما همه به اون سمت برید،
‫من اینجا رو می‌گردم.

1245
01:47:13,413 --> 01:47:17,337
‫تنها قدرت واقعی اینجا
‫باجیراو سینگامه!

1246
01:47:17,417 --> 01:47:18,619
‫مرسی.

1247
01:48:18,374 --> 01:48:19,372
‫این چیه؟

1248
01:48:19,826 --> 01:48:21,648
‫ببخشید برادر. ببخشید خواهر.

1249
01:48:21,728 --> 01:48:23,372
‫ببخشید که خراب کردیم.

1250
01:48:23,452 --> 01:48:25,807
‫بیاید هند،

1251
01:48:25,887 --> 01:48:28,542
‫دو تا پکیج تعطیلات رایگان به شما می‌دیم.

1252
01:48:28,622 --> 01:48:31,398
‫از کشمیر تا کانی‌یاکوماری،
‫هر جا بگید، ما مراقب شما هستیم.

1253
01:48:31,538 --> 01:48:32,608
‫مهمان عزیز خداست.

1254
01:48:32,688 --> 01:48:36,497
‫سیاست ما:
‫خدا... مهمانمون خدای ماست!

1255
01:48:37,913 --> 01:48:40,497
‫آونی؟
‫زن داداش حالشه خوب. نگران نباش.

1256
01:48:40,622 --> 01:48:41,788
‫اینجا تیر خورد،

1257
01:48:41,872 --> 01:48:43,122
‫ولی داره درمان میشه و حالش خوب میشه.

1258
01:48:43,205 --> 01:48:44,830
‫از خطر خارج شده.

1259
01:48:44,910 --> 01:48:46,163
‫حالا که حرف از خطر شد،

1260
01:48:46,247 --> 01:48:47,330
‫اون پسر خطر واقعاً خطرناکه.

1261
01:48:47,413 --> 01:48:49,455
‫یه ارتش عظیم اونجا داره.

1262
01:48:51,190 --> 01:48:52,622
‫- بیا.
‫- بریم.

1263
01:48:52,788 --> 01:48:57,705
‫آقا، بهشون قول دادم که هزینه تعطیلاتشون رو ما پوشش بدیم.

1264
01:48:59,383 --> 01:49:00,551
‫حالت خوبه؟

1265
01:49:00,631 --> 01:49:01,622
‫بله آقا.

1266
01:49:01,747 --> 01:49:03,622
‫سیمبا، تو توی بندر گاله بودی؟

1267
01:49:03,705 --> 01:49:06,160
‫نه، جایی بودم که قایق‌ ها و همه چیز پارک شده.

1268
01:49:06,240 --> 01:49:07,457
‫همون جا رو بهش می‌گن بندر.

1269
01:49:07,537 --> 01:49:09,283
‫پس زن داداش اونجاست.

1270
01:49:10,085 --> 01:49:11,321
‫آقا، پلیس.

1271
01:49:11,401 --> 01:49:12,497
‫شما دو تا باید برید.

1272
01:49:12,580 --> 01:49:13,955
‫ما با اونا برخورد می‌کنیم.

1273
01:49:14,035 --> 01:49:15,228
‫تیم رو آماده کنید

1274
01:49:15,361 --> 01:49:17,029
‫و مختصات برای بندر گال بفرستید.

1275
01:49:17,109 --> 01:49:18,205
‫بله آقا.

1276
01:49:23,253 --> 01:49:24,330
‫بپیچ به چپ.

1277
01:49:30,228 --> 01:49:32,538
‫آقا، ام... بپیچ به راست.

1278
01:49:32,618 --> 01:49:34,372
‫این اولین بارمه اینجا هستم، می‌فهمی.

1279
01:49:38,455 --> 01:49:40,684
‫اون کلی آدم داره، خیلی بیشتر از حد!

1280
01:49:40,764 --> 01:49:42,829
‫پیشنهاد می‌کنم بیرون منتظر بمونیم و یه چای بخوریم.

1281
01:49:42,909 --> 01:49:44,622
‫اون که به هر حال میاد پیشمون، درسته؟

1282
01:49:44,705 --> 01:49:46,663
‫بیرون منتظر می‌مونیم.

1283
01:49:46,747 --> 01:49:48,536
‫اون با هلیکوپتر میاد، مثل همیشه آویزون.

1284
01:49:48,616 --> 01:49:50,115
‫چرا همیشه ما دوتا باید همه کارا رو بکنیم، هان؟

1285
01:49:50,195 --> 01:49:52,455
‫بذار بیاد. بهش زنگ زدی، درسته؟

1286
01:49:52,997 --> 01:49:54,455
‫بهش زنگ زدی، درسته؟

1287
01:49:55,861 --> 01:49:58,122
‫لعنتی...

1288
01:50:03,073 --> 01:50:06,106
‫آقا، واقعاً فکر می‌کنم باید منتظر بمونیم.

1289
01:50:06,186 --> 01:50:08,225
‫نباید اینجوری بریم داخل.

1290
01:50:08,305 --> 01:50:09,628
‫بپیچ به راست.

1291
01:50:14,286 --> 01:50:15,195
‫سینگام!

1292
01:50:21,580 --> 01:50:23,381
‫درم گیر کرده، آقا.

1293
01:50:23,461 --> 01:50:24,393
‫شما برید، آقا.

1294
01:50:24,473 --> 01:50:25,830
‫من بهتون می‌رسم.

1295
01:51:06,413 --> 01:51:07,622
‫حالت خوبه؟

1296
01:51:09,463 --> 01:51:11,913
‫خوش اومدی به لنکا، سینگام.

1297
01:51:12,450 --> 01:51:15,913
‫باید بگم، چه شخصیتیه!

1298
01:51:15,993 --> 01:51:18,497
‫می‌تونم صادق باشم؟ اعتراف صادقانه:

1299
01:51:19,066 --> 01:51:23,998
‫همیشه فکر می‌کردم وقتی بالاخره رو در رو بشیم، چه واکنشی نشون می‌دم.

1300
01:51:24,133 --> 01:51:26,747
‫وقتی مردم برای اولین بار باجیراو سینگام رو می‌بینن،

1301
01:51:26,830 --> 01:51:28,372
‫یا سوت می‌زنن،

1302
01:51:28,618 --> 01:51:30,206
‫یا تشویق می‌کنن

1303
01:51:30,286 --> 01:51:31,935
‫یا بهش سلام نظامی می‌دن.

1304
01:51:32,015 --> 01:51:34,038
‫ولی من یه نقشه دیگه دارم.

1305
01:51:35,694 --> 01:51:37,122
‫می‌خوام بزنمت.

1306
01:51:38,284 --> 01:51:40,372
‫حالا فقط باید تصمیم بگیرم

1307
01:51:40,847 --> 01:51:42,497
‫که الان این کار رو بکنم،

1308
01:51:43,761 --> 01:51:45,913
‫یا صبر کنم تا عمر حفیظ برگرده.

1309
01:51:45,997 --> 01:51:48,913
‫اگه صبر کنی، چند ساعت دیگه زنده می‌مونی.

1310
01:51:51,159 --> 01:51:54,492
‫چی باعث شده اینقدر به خودت افتخار کنی، هان، سینگام؟

1311
01:51:54,622 --> 01:51:57,038
‫نقشه دولتت شکست خورده.

1312
01:51:57,390 --> 01:52:00,497
‫سیمبا اون پایین دراز کشیده.

1313
01:52:01,245 --> 01:52:03,288
‫تو اینجا وایسادی و به مرگ زل زدی.

1314
01:52:04,046 --> 01:52:06,522
‫زنت رو همینجوری دزدیدم،

1315
01:52:06,602 --> 01:52:09,128
‫و تو نتونستی کاری بکنی.

1316
01:52:09,208 --> 01:52:12,327
‫پس آونی، دقیقاً به چی اینقدر افتخار می‌کنه، هان؟

1317
01:52:13,258 --> 01:52:14,986
‫اشتباه بزرگی کردی.

1318
01:52:15,066 --> 01:52:16,413
‫من اشتباه کردم؟

1319
01:52:16,941 --> 01:52:18,913
‫فکر می‌کنی می‌تونی به من درست و غلط یاد بدی؟

1320
01:52:20,629 --> 01:52:23,170
‫ارتش هند پدرم رو کشت،

1321
01:52:23,250 --> 01:52:27,635
‫تو و دوستات خانوادم رو به گلوله بستید،

1322
01:52:27,715 --> 01:52:29,346
‫و جرات داری به من درس اخلاق بدی؟

1323
01:52:29,426 --> 01:52:33,122
‫وقتی پای خانواده وسطه، چیزی به اسم درست و غلط وجود نداره.

1324
01:52:34,080 --> 01:52:36,038
‫تو برای خانوادت اومدی اینجا، نه؟

1325
01:52:36,122 --> 01:52:37,876
‫برای زنت اومدی، نه؟

1326
01:52:38,016 --> 01:52:40,553
‫اونایی که کشتیم تروریست بودن،

1327
01:52:40,633 --> 01:52:42,711
‫و در آینده هم همین کار رو می‌کنیم.

1328
01:52:42,791 --> 01:52:45,163
‫اگه حتی به کشورمون نگاه کنی،

1329
01:52:45,247 --> 01:52:46,916
‫می‌کشیمت!

1330
01:52:46,996 --> 01:52:48,069
‫اگه حتی پات رو تو کشورمون بذاری،

1331
01:52:48,149 --> 01:52:49,426
‫می‌کشیمت!

1332
01:52:49,506 --> 01:52:51,482
‫و اگه سعی کنی فرار کنی و تو کشور دیگه‌ای قایم بشی،

1333
01:52:51,613 --> 01:52:53,514
‫اونجا هم پیدات می‌کنیم و می‌کشیمت!

1334
01:52:53,594 --> 01:52:55,825
‫به پدربزرگت هم همینو گفتم،

1335
01:52:55,905 --> 01:52:58,122
‫ولی پیرمرد نمی‌فهمید!

1336
01:52:58,205 --> 01:53:00,720
‫- هی!
‫- امروز هم به تو می‌گم.

1337
01:53:00,800 --> 01:53:02,830
‫کسی که جلوت وایساده

1338
01:53:02,910 --> 01:53:05,699
‫به مهاتما گاندی احترام می‌ذاره،

1339
01:53:05,779 --> 01:53:08,942
‫ولی کسی که می‌پرسته چاتراپاتی شیواجی مهاراجه!

1340
01:53:09,022 --> 01:53:12,538
‫بهت گفتم، من یه مراته‌ام!

1341
01:53:13,249 --> 01:53:16,618
‫قول دادم برای آونی بیام.

1342
01:53:16,698 --> 01:53:18,632
‫امروز یه قول دیگه بهت می‌دم -

1343
01:53:18,712 --> 01:53:20,257
‫به جون مادرم قسم،

1344
01:53:20,337 --> 01:53:22,497
‫قبل از اینکه برم، تیکه‌پارت می‌کنم.

1345
01:53:23,058 --> 01:53:24,738
‫بیا، دنجر بابا!

1346
01:53:24,818 --> 01:53:27,654
‫چطوری می‌خوای پدربزرگت رو ببینی اگه بری و اونا رو بکشی؟

1347
01:53:27,734 --> 01:53:28,687
‫آروم باش. بذار باهاش حرف بزنم.

1348
01:53:28,767 --> 01:53:29,872
‫باشه، من باهاش حرف می‌زنم.

1349
01:53:29,952 --> 01:53:32,122
‫عقلت رو از دست دادی یا چی؟

1350
01:53:32,205 --> 01:53:33,345
‫زن‌داداش، یه چیزی بهش بگو، باشه؟

1351
01:53:33,425 --> 01:53:35,451
‫آروم باش، مرد. آروم باش.

1352
01:53:35,531 --> 01:53:37,540
‫ببین، فردا آقای سوریاوانشی با پدربزرگت میاد اینجا.

1353
01:53:37,620 --> 01:53:38,795
‫ما سه‌تا می‌تونیم بشینیم و با هم اینو حل کنیم.

1354
01:53:38,875 --> 01:53:39,781
‫بی‌خیال اونا شو، باشه؟

1355
01:53:39,861 --> 01:53:40,667
‫تو... آروم باش.

1356
01:53:40,747 --> 01:53:41,997
‫هی، نوشیدنی سرد می‌خوای

1357
01:53:42,077 --> 01:53:42,975
‫یا بستنی؟

1358
01:53:43,055 --> 01:53:44,355
‫هی بیلدر، برو براش یه بستنی بیار.

1359
01:53:44,435 --> 01:53:45,471
‫خیلی خب، بستنی نخور.
‫نخور.

1360
01:53:45,551 --> 01:53:46,501
‫گفتم نخور.

1361
01:53:46,581 --> 01:53:48,090
‫کلی کالری داره، پس نخور.

1362
01:53:48,170 --> 01:53:48,968
‫گفتم من میرم همه‌چیزو چک کنم،

1363
01:53:49,048 --> 01:53:50,591
‫پس چرا اومدی اینجا؟

1364
01:53:50,671 --> 01:53:51,800
‫آره، منو بگیر و ببر تو.

1365
01:53:51,880 --> 01:53:52,712
‫ما رو هم با خودت ببر.

1366
01:53:52,792 --> 01:53:54,494
‫وای نه، گیر افتادیم!
‫گیر افتادیم!

1367
01:53:54,574 --> 01:53:55,705
‫بیا بریم.

1368
01:54:07,912 --> 01:54:08,704
‫متاسفم...

1369
01:54:10,120 --> 01:54:12,245
‫که به خاطر من باید این سختی‌ها رو تحمل کنی.

1370
01:54:14,597 --> 01:54:16,912
‫من زن باجیراو سینگام هستم.

1371
01:54:16,995 --> 01:54:19,245
‫این زخم‌های جزئی برام چیزی نیست.

1372
01:54:22,870 --> 01:54:24,287
‫تو قوت قلبمی.

1373
01:54:25,162 --> 01:54:26,120
‫و تو قوت قلب منی.

1374
01:54:27,037 --> 01:54:30,263
‫با دیدن خواهرزن، معلومه چرا مثل شیر رفتار می‌کنی.

1375
01:54:30,343 --> 01:54:32,620
‫آره، اگه تو نیرو هستی، اون سوپر نیروته.

1376
01:54:32,704 --> 01:54:34,740
‫اگه تو برگری، اون کتلتته.

1377
01:54:34,820 --> 01:54:37,204
‫اگه تو آیفونی، اون شارژرته.

1378
01:54:37,287 --> 01:54:38,579
‫ببخشید، ادامه بدین.

1379
01:54:39,287 --> 01:54:40,579
‫شوریا چطوره؟

1380
01:54:42,870 --> 01:54:43,787
‫خوبه.

1381
01:54:45,120 --> 01:54:46,162
‫راستش،

1382
01:54:47,270 --> 01:54:49,662
‫نگران بودم چطور توضیح بدم

1383
01:54:50,382 --> 01:54:52,079
‫که چی به مادرش گذشته،

1384
01:54:53,662 --> 01:54:54,995
‫ولی اون به شجاعت رفتار کرد.

1385
01:54:57,204 --> 01:54:58,745
‫واقعا بزرگ شده،

1386
01:54:58,829 --> 01:54:59,745
‫و ما پیر شدیم.

1387
01:54:59,829 --> 01:55:01,704
‫اوه، اینو نگو رئیس.

1388
01:55:01,787 --> 01:55:03,537
‫این روزا نسل قدیمی

1389
01:55:03,620 --> 01:55:05,245
‫داره حسابی سر و صدا می‌کنه.

1390
01:55:05,329 --> 01:55:06,537
‫خفه شو سینگام

1391
01:55:07,620 --> 01:55:09,287
‫سلام آقای باجیراو سینگام،

1392
01:55:10,035 --> 01:55:11,787
‫ما اونقدرا هم پیر نشدیم

1393
01:55:12,995 --> 01:55:16,912
‫راستش، تو لحظه‌های سختی که دیدی
‫خیلی شجاعت نشون دادی

1394
01:55:17,995 --> 01:55:22,412
‫"باید کم‌کم عشق رو بیشتر کنیم!"

1395
01:55:22,537 --> 01:55:26,120
‫"ما باید فراتر بریم."

1396
01:55:26,204 --> 01:55:27,704
‫تو خیلی فیلمی

1397
01:55:27,787 --> 01:55:29,287
‫باید بازیگر می‌شدی.

1398
01:55:29,370 --> 01:55:30,454
‫چطور شد پلیس شدی؟

1399
01:55:30,579 --> 01:55:32,620
‫زن داداش، از بچگی عاشق فیلم بودم.

1400
01:55:32,704 --> 01:55:34,454
‫بلیط‌ها رو با قیمت بالا جلو سینما می‌فروختم.

1401
01:55:34,579 --> 01:55:37,287
‫یه بار رفتم فیلم ببینم،

1402
01:55:37,367 --> 01:55:40,579
‫اما واقعا اکشن اون بیرون سینما اتفاق افتاد.

1403
01:55:45,829 --> 01:55:47,912
‫و حالا حدس بزن کی قهرمانی می‌کنه؟

1404
01:55:47,995 --> 01:55:49,912
‫یکی و تنها سینگام!

1405
01:56:00,079 --> 01:56:01,967
‫اما زن داداش،
‫یه درخواست صمیمانه دارم.

1406
01:56:02,047 --> 01:56:03,964
‫به خانم سوریاوانشی هم میگم.

1407
01:56:04,044 --> 01:56:06,129
‫شما باید مراقب باشید.

1408
01:56:06,209 --> 01:56:07,829
‫وگرنه ممکنه دزدیده بشید،

1409
01:56:07,912 --> 01:56:08,954
‫و بعد همه باید دور هم جمع بشن.

1410
01:56:09,037 --> 01:56:11,707
‫هماهنگ کردن تاریخ‌ها کار سختی میشه.

1411
01:56:11,787 --> 01:56:14,829
‫آره، مردم معمولی تو عروسی و تولد همو می‌بینن.

1412
01:56:14,912 --> 01:56:18,204
‫ما تو بحرانا دور هم جمع میشیم.

1413
01:56:36,954 --> 01:56:40,043
‫اه، اه، چیکار می‌کنی، اه؟

1414
01:56:40,537 --> 01:56:41,412
‫اوه!

1415
01:56:41,579 --> 01:56:44,183
‫- سینگام، ما داریم عمر رو آزاد می‌کنیم.
‫- ولی، رئیس...

1416
01:56:44,300 --> 01:56:45,686
‫این یه دستوره، سینگام.

1417
01:56:45,807 --> 01:56:47,829
‫اما قول بده که:

1418
01:56:48,548 --> 01:56:53,204
‫عمر رو با آونی به هند برگردونی.

1419
01:56:56,408 --> 01:56:58,321
‫از شور و شوقت قدردانی می‌کنم، رئیس.

1420
01:56:58,670 --> 01:57:00,299
‫اما سوریاوانشی رو هم می‌خوام.

1421
01:57:00,379 --> 01:57:02,844
‫آره، آره، اونو هم می‌فرستم.

1422
01:57:02,924 --> 01:57:06,394
‫- آونی، حالت خوبه؟
‫- بله، رئیس.

1423
01:57:06,474 --> 01:57:08,412
‫- منم اینجام!
‫- آره، سیمبا.

1424
01:57:08,550 --> 01:57:10,537
‫عکس تو رو دیدم.

1425
01:57:10,620 --> 01:57:12,287
‫به نظر می‌رسه آماده‌ی جشن گرفتنی.

1426
01:57:12,418 --> 01:57:14,537
‫و آونی، فقط برای اینکه بدونی،

1427
01:57:14,620 --> 01:57:18,037
‫اجرای رام لیلات خیلی خوبه.

1428
01:57:19,329 --> 01:57:23,079
‫سینگهام، جنگ فردا شروع میشه.

1429
01:57:23,787 --> 01:57:25,870
‫جنگجوهای بزرگی می‌ان،

1430
01:57:26,477 --> 01:57:28,829
‫نه فقط لرد رام و لرد هانومان،

1431
01:57:29,472 --> 01:57:32,037
‫بلکه لاکشمن هم میاد،

1432
01:57:32,120 --> 01:57:34,662
‫سوگریو هم میاد،

1433
01:57:35,081 --> 01:57:38,370
‫و گارودا هم می‌پیونده.

1434
01:57:41,796 --> 01:57:43,704
‫بیچاره راوان!

1435
01:57:48,245 --> 01:57:52,954
‫از یه طرف گناه،
‫شر و اهریمنان برای شکست دادن هست،

1436
01:57:54,162 --> 01:57:58,454
‫از طرف دیگه،
‫یه مرد با یه قولی که باید نگه داره.

1437
01:58:01,079 --> 01:58:03,745
‫با این حال شجاعان این راه رو تنها نمی‌رن،

1438
01:58:04,905 --> 01:58:06,806
‫اونا در هر قدم جنگجویان خودشونو پیدا می‌کنن.

1439
01:58:06,886 --> 01:58:08,239
‫ارتش آمادست،

1440
01:58:08,319 --> 01:58:10,037
‫همه چیز داره به آتیش کشیده می‌شه،

1441
01:58:10,117 --> 01:58:12,143
‫فضیلت و رذیلت روبروی هم هستن،

1442
01:58:12,223 --> 01:58:14,787
‫یه نبرد حماسی دیگه داره رخ می‌ده.

1443
01:58:15,023 --> 01:58:17,356
‫هواپیمای عمر حفیظ از هند پرواز کرده.

1444
01:58:17,436 --> 01:58:20,025
‫فکر می‌کردم هند با تروریستا مذاکره نمی‌کنه.

1445
01:58:20,182 --> 01:58:21,447
‫پس چی شد؟

1446
01:58:21,930 --> 01:58:23,537
‫هند بالاخره تسلیم شد؟

1447
01:58:23,820 --> 01:58:25,912
‫در طول ۹۰۰۰ سال گذشته،

1448
01:58:26,362 --> 01:58:28,329
‫خیلی‌ها سعی کردن تاریخ کشور ما رو تغییر بدن.

1449
01:58:29,431 --> 01:58:31,998
‫امروز هیچ‌کس حتی اسم‌هاشون رو به یاد نمی‌آره.

1450
01:58:34,029 --> 01:58:37,001
‫اونایی که می‌خواستن آینده هند رو شکل بدن،

1451
01:58:38,036 --> 01:58:40,036
‫به تاریخ پیوستن.

1452
01:58:40,119 --> 01:58:41,786
‫باید بگم، سینگهام،

1453
01:58:41,869 --> 01:58:43,286
‫با اینکه جونت در خطره،

1454
01:58:43,369 --> 01:58:45,828
‫روحیه‌ی وطن‌پرستیت مثل همیشه قویه.

1455
01:58:45,911 --> 01:58:47,786
‫یه بار دیگه به این دوتا نگاه کن،

1456
01:58:49,453 --> 01:58:52,119
‫چون فقط با جسداشون برمی‌گردن.

1457
01:58:57,411 --> 01:59:00,203
‫می‌دونی چرا لرد رام حاضر نشد راوان رو ببخشه؟

1458
01:59:00,994 --> 01:59:02,911
‫چون لایق درس نبود؛

1459
01:59:02,994 --> 01:59:04,786
‫لایق مجازات بود.

1460
01:59:07,369 --> 01:59:08,494
‫سینگهام...

1461
01:59:09,661 --> 01:59:12,286
‫لطفاً قبل از گرفتن جونش یه فرصت بهش بده.

1462
01:59:14,119 --> 01:59:15,369
‫اون فقط یه بچه‌ست.

1463
01:59:15,449 --> 01:59:17,994
‫- اوه خدای من، توهین!
‫- بریم.

1464
01:59:18,869 --> 01:59:20,331
‫در دوران نقره‌ای (تریتا) یا عصر تاریکی (کالیوگ)،

1465
01:59:20,411 --> 01:59:21,610
‫جنگجویان سرزمین ما،

1466
01:59:21,690 --> 01:59:23,786
‫همون مانترا رو می‌خونن
‫و در جاشون می‌ایستن.

1467
01:59:28,852 --> 01:59:31,967
‫اونا به زنان احترام می‌ذارن،
‫احترامی واقعی.

1468
01:59:38,037 --> 01:59:41,186
‫اما وقتی به یه زن توهین بشه،
‫سر رو هم براش قطع می‌کنن.

1469
01:59:45,692 --> 01:59:48,578
‫همه می‌دونن کی‌ها دارن میان.

1470
01:59:48,661 --> 01:59:49,994
‫نمی‌دونی؟

1471
02:03:13,138 --> 02:03:15,341
‫وقتی ناگپاش خشم شدیدش رو فروکش کرد،

1472
02:03:15,421 --> 02:03:17,499
‫ناامیدی توی همه‌ی راه‌ها پیچید!

1473
02:03:17,579 --> 02:03:19,895
‫لرد هانومان، در وضعیت بدی،

1474
02:03:19,975 --> 02:03:22,098
‫از لرد ویشنو راهنمایی خواست.

1475
02:03:22,178 --> 02:03:25,554
‫هر وقت پیروزی باعث غرور ناحق بشه،

1476
02:03:25,634 --> 02:03:29,102
‫یه جنگجوی قدرتمند و شدید میاد.

1477
02:03:29,182 --> 02:03:32,623
‫همه چیز از بین می‌ره،
‫هیچ‌چیزی باقی نمی‌مونه،

1478
02:03:32,703 --> 02:03:37,494
‫وقتی گارودا دِو ابرها رو کنار می‌زنه
‫و راهش رو می‌گیره!

1479
02:03:56,176 --> 02:03:57,744
‫فقط بلده پز بده

1480
02:05:07,994 --> 02:05:09,684
‫صبح بخیر، زن داداش.

1481
02:07:29,869 --> 02:07:33,036
‫کنترل به اسکار یک
‫ماموریت نجات موفق بود،

1482
02:07:33,274 --> 02:07:34,906
‫برگشت به پایگاه.

1483
02:07:38,356 --> 02:07:40,203
‫آقا نمی‌تونیم اینجا پیداش کنیم.

1484
02:07:40,283 --> 02:07:41,661
‫- برو اون سمت رو چک کن.
‫- باشه آقا.

1485
02:07:46,088 --> 02:07:47,411
‫گلوله‌م تموم شده.

1486
02:07:47,574 --> 02:07:48,953
‫مال منم همینطور.

1487
02:07:49,713 --> 02:07:51,016
‫باید یه جایی همین اطراف باشه.

1488
02:07:51,215 --> 02:07:52,203
‫پیداش کردی؟

1489
02:07:52,369 --> 02:07:53,078
‫نه.

1490
02:07:53,234 --> 02:07:54,768
‫- برو اونجا رو چک کن.
‫- باشه.

1491
02:07:58,628 --> 02:08:00,203
‫- اسلحه رو بده.
‫- اسلحه رو بده.

1492
02:08:07,533 --> 02:08:09,036
‫کاتاپا!

1493
02:08:11,152 --> 02:08:12,953
‫کاتاپا نیست آقا، سیمباست!

1494
02:08:13,678 --> 02:08:15,119
‫می‌دونم.

1495
02:08:16,453 --> 02:08:18,244
‫این رو گفتم چون به من خیانت کردی.

1496
02:08:18,324 --> 02:08:19,203
‫نه، اینطور نیست.

1497
02:08:19,286 --> 02:08:21,994
‫من چپ دستم، برای همین دستم دراز شد
‫وقتی اون پرسید...

1498
02:08:22,078 --> 02:08:23,161
‫بله، دارم میام!

1499
02:08:23,244 --> 02:08:25,536
‫هیچ‌کس صداش نکرده،
‫ولی میگه دارم میام!

1500
02:08:31,378 --> 02:08:32,369
‫آقا!

1501
02:08:33,203 --> 02:08:34,453
‫می‌تونم یه چیزی بگم، آقا؟

1502
02:08:34,578 --> 02:08:37,828
‫سوریاوانشی آقا خیلی
‫"مانیکور" درباره‌ی شماست.

1503
02:08:37,911 --> 02:08:38,703
‫ناامن.

1504
02:08:38,786 --> 02:08:40,229
‫آره، درسته، خیلی "پدیکور"ه.

1505
02:08:40,345 --> 02:08:41,751
‫باید چهره‌شو می‌دیدی

1506
02:08:41,831 --> 02:08:43,203
‫وقتی اسلحه‌م رو به شما دادم.

1507
02:08:43,994 --> 02:08:45,766
‫حسابی داشت نگاه مرگ می‌کرد.

1508
02:08:45,846 --> 02:08:47,369
‫واقعا حسادت می‌کرد، ساده و بدون پیچیدگی.

1509
02:08:47,494 --> 02:08:49,286
‫بهش گفتم، "باشه،
‫شما احتمالا سوریاوانشی آقا هستی، "

1510
02:08:49,369 --> 02:08:52,161
‫"ولی سینگهام مثل داداش بزرگ منه،
‫لعنتی. "

1511
02:08:52,244 --> 02:08:53,078
‫نترس، ادامه بده.

1512
02:08:53,161 --> 02:08:54,661
‫کی ترسیده؟ من که نه، آقا.
‫اصلا نمی‌ترسم.

1513
02:08:54,744 --> 02:08:56,744
‫شاید بخوام بترسم،
‫ولی من ازش نمی‌ترسم.

1514
02:08:56,828 --> 02:08:58,536
‫اون هیچ وقت نمی‌تونه اسم منو درست بگه.

1515
02:08:58,619 --> 02:08:59,703
‫از سمبا، بمبا،

1516
02:08:59,786 --> 02:09:02,703
‫لامبا تا رامبا صدام می‌زنه به جز سیمبا.

1517
02:09:02,786 --> 02:09:06,411
‫وقتی می‌ره به رستوران و می‌خواد
‫'حلوای بادام' بخوره،

1518
02:09:06,494 --> 02:09:08,869
‫به 'جلوه صدام' سفارش می‌ده!

1519
02:09:08,953 --> 02:09:10,536
‫اون کاری که چند روز پیش کرد، واقعاً زیادی بود.

1520
02:09:10,619 --> 02:09:13,203
‫شنیدم بچه‌شو گذاشته دمِ مقرّ فرماندهی

1521
02:09:13,286 --> 02:09:14,619
‫و خودش رفته مدرسه.

1522
02:09:15,578 --> 02:09:17,911
‫چند روز پیش اومد یه جمله از فیلم رو برام گفت.

1523
02:09:17,994 --> 02:09:19,161
‫اونم خراب کرد!

1524
02:09:19,244 --> 02:09:21,953
‫"کسی که شکست بخوره و بعدش کتک بخوره، بهش می‌گن جادوگر. "

1525
02:09:22,578 --> 02:09:23,703
‫دیگه چی گفت؟

1526
02:09:23,786 --> 02:09:25,536
‫چیزی واسه اضافه کردن ندارم.

1527
02:09:25,744 --> 02:09:27,494
‫همیشه از هلیکوپتر آویزونه.

1528
02:09:27,578 --> 02:09:29,411
‫می‌گم چرا بلیت نمی‌خره،

1529
02:09:29,491 --> 02:09:30,994
‫راحت بشینه و از سفر لذت ببره؟

1530
02:09:31,078 --> 02:09:34,119
‫ولی نه، اصرار داره آویزون بشه!

1531
02:09:34,199 --> 02:09:37,369
‫دلم می‌خواد یه گلوله تو مغزت بزنم

1532
02:09:37,453 --> 02:09:38,744
‫و همین جا، همین الان، آویزونت کنم!

1533
02:09:39,494 --> 02:09:41,286
‫نه، یه کار مهم دارم که باید انجام بدم.

1534
02:09:41,369 --> 02:09:42,661
‫می‌رم سراغش.

1535
02:09:42,786 --> 02:09:44,536
‫- منم می‌یام!
‫- کیه اونجا؟

1536
02:09:44,828 --> 02:09:45,786
‫جناب.

1537
02:09:46,328 --> 02:09:47,286
‫چی شده؟

1538
02:09:47,369 --> 02:09:49,453
‫اون کاری که با شما کردن واقعاً اشتباه بود، جناب.

1539
02:09:49,619 --> 02:09:51,453
‫دارم گریه‌م می‌گیره، جناب. ببخشید جناب

1540
02:09:52,610 --> 02:09:55,703
‫بی‌غیرت، یه قطره اشک نریختی

1541
02:09:55,786 --> 02:09:56,994
‫و ادعا می‌کنی گریه‌ت گرفته.

1542
02:09:57,078 --> 02:09:57,994
‫داری از بدبختی من لذت می‌بری.

1543
02:09:58,078 --> 02:10:00,494
‫نه، جناب، من نه، اونا از بدبختی‌تون لذت می‌برن.

1544
02:10:01,743 --> 02:10:03,703
‫هی اسم‌ها رو فراموش می‌کنی، مگه نه، جناب؟

1545
02:10:03,786 --> 02:10:04,828
‫این‌طور نیست، تاتیا.

1546
02:10:04,953 --> 02:10:06,911
‫اسم تاتیا نیست، ساتیا، جناب!

1547
02:11:00,344 --> 02:11:01,512
‫چی شد الان؟

1548
02:11:03,058 --> 02:11:06,989
‫یا جایی مثل اینجا که
‫به خاطر نیروی جاذبه کم

1549
02:11:07,069 --> 02:11:10,335
‫برای مدتی ماهواره‌ها سیگنال‌شون رو از دست می‌دن.

1550
02:11:10,471 --> 02:11:13,102
‫دارم درباره منطقه اونواتونا
‫در سریلانکا صحبت می‌کنم.

1551
02:11:13,182 --> 02:11:16,012
‫طبق افسانه‌ها، زمانی که لرد هانومان
‫کوه دروناگیری رو حمل می‌کرد،

1552
02:11:16,092 --> 02:11:19,221
‫یه قسمتی از کوه اینجا، در اونواتونا، افتاد.

1553
02:11:19,301 --> 02:11:23,627
‫شایعه‌ست که به همین دلیل
‫این منطقه نیروی جاذبه کمتری داره.

1554
02:11:23,707 --> 02:11:26,609
‫در نتیجه، ماهواره‌های عبوری
‫از اینجا ممکنه با

1555
02:11:26,689 --> 02:11:29,923
‫اختلالاتی در ردیابی مواجه بشن.

1556
02:13:40,443 --> 02:13:41,922
‫اون غرورت کجاست حالا، هان؟

1557
02:13:42,810 --> 02:13:44,879
‫ارزشت همینه، بی‌شرف.

1558
02:13:44,959 --> 02:13:47,863
‫چطور جرأت کردی به زن من دست بزنی!

1559
02:13:48,404 --> 02:13:50,420
‫دلم می‌خواد همین جا دفنت کنم،

1560
02:13:51,023 --> 02:13:52,057
‫ولی این کارو نمی‌کنم.

1561
02:13:52,887 --> 02:13:56,767
‫برمی‌گردونمت هند
‫و زنده نگهت می‌دارم

1562
02:13:57,081 --> 02:13:59,570
‫تا همه دنیا ببینن
‫حالت چطوره،

1563
02:14:00,042 --> 02:14:02,981
‫و هیچ‌کس دیگه جرأت نمی‌کنه مثل تو باشه.

1564
02:14:03,391 --> 02:14:08,045
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا زندگی‌ای که داری پیشنهاد میدی رو قبول کنم، سینگهام.

1565
02:14:09,642 --> 02:14:11,919
‫اشتباهتو با غرور قاطی نکن.

1566
02:14:11,999 --> 02:14:14,048
‫هیچی ازش به دست نمیاری.

1567
02:14:14,128 --> 02:14:17,575
‫این جنگ هیچ‌وقت
‫برای میل به چیزی نبود.

1568
02:14:18,370 --> 02:14:21,110
‫هدفم انتقام گرفتن از مردمم بود.

1569
02:14:23,683 --> 02:14:26,795
‫تو هرگز عزیزت رو از دست ندادی، سینگهام.

1570
02:14:27,351 --> 02:14:28,294
‫به خاطر همین...

1571
02:14:28,374 --> 02:14:31,670
‫هندی‌های بی‌گناهی که خانواده‌ات کشتن

1572
02:14:31,843 --> 02:14:33,395
‫همشون عزیزان من بودن.

1573
02:14:34,346 --> 02:14:36,336
‫تمام هند خانواده منه،

1574
02:14:36,420 --> 02:14:39,136
‫و من زبیر حفیظ هندم.

1575
02:14:39,216 --> 02:14:40,994
‫اگه صبرم تمام شه،

1576
02:14:41,115 --> 02:14:44,364
‫کله‌تو می‌برم
‫و با خودم به کشورم برمی‌گردونم.

1577
02:14:45,250 --> 02:14:46,424
‫ببریدش!

1578
02:15:13,972 --> 02:15:21,110
‫باجیراو!

1579
02:15:36,447 --> 02:15:38,627
‫غرور.

1580
02:15:40,202 --> 02:15:42,221
‫غرور.

1581
02:16:13,329 --> 02:16:14,540
‫متشکرم.

1582
02:16:16,822 --> 02:16:17,985
‫ممنون.

1583
02:16:19,992 --> 02:16:21,298
‫نمی‌شنومش.

1584
02:16:21,378 --> 02:16:23,034
‫ممنون که جونم رو نجات دادی.

1585
02:16:24,870 --> 02:16:26,404
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

1586
02:16:26,484 --> 02:16:28,273
‫خب، همون‌ها جونم رو نجات دادن.

1587
02:16:29,179 --> 02:16:30,953
‫کر شدی؟ نمی‌تونی بشنویش؟

1588
02:16:31,410 --> 02:16:33,413
‫حالا می‌فهمی چه حسی داری وقتی
‫بعد از به خطر انداختن جانت،

1589
02:16:33,493 --> 02:16:37,340
‫زنت از کس دیگه‌ای تشکر می‌کنه، نه؟

1590
02:16:39,012 --> 02:16:41,570
‫راستی، اسمش چی بود؟

1591
02:16:44,732 --> 02:16:45,788
‫آونی!

1592
02:16:47,907 --> 02:16:49,208
‫زن داداشم، آونی!

1593
02:16:49,288 --> 02:16:52,474
‫می‌دونی، تو و من دقیقاً مثل همیم.

1594
02:16:52,554 --> 02:16:54,598
‫- واقعاً؟
‫- هر دو یتیمیم.

1595
02:16:55,723 --> 02:16:57,541
‫آدم به خاطر نداشتن رابطه یتیم نمی‌شه،

1596
02:16:57,621 --> 02:16:59,376
‫بلکه به خاطر نداشتن عزیزان.

1597
02:16:59,889 --> 02:17:01,086
‫تو یه برادر بزرگ داری،

1598
02:17:01,236 --> 02:17:04,988
‫یه خواهرشوهر،
‫و دوست‌هایی دور و برت.

1599
02:17:05,333 --> 02:17:07,415
‫بگو ببینم، چرا اومدی نجاتم بدی؟

1600
02:17:08,212 --> 02:17:10,167
‫چون ما یه خانواده‌ایم، قبوله؟

1601
02:17:10,247 --> 02:17:11,653
‫و یه خانواده دیوونه.

1602
02:17:12,023 --> 02:17:12,911
‫فهمیدی؟

1603
02:17:12,991 --> 02:17:14,504
‫آره.
‫و ببین...

1604
02:17:15,090 --> 02:17:16,796
‫خانوادمون داره بزرگ‌تر میشه.

1605
02:17:18,471 --> 02:17:20,213
‫- می‌تونم ببرمش، آقا؟
‫- بله.

1606
02:17:31,620 --> 02:17:34,504
‫اینطور نیست که همه بدی‌های
‫دنیا از بین برن.

1607
02:17:35,617 --> 02:17:38,387
‫دشمنای کشورمون
‫دوباره و دوباره سر بلند می‌کنن.

1608
02:17:38,503 --> 02:17:39,774
‫لحظاتی خواهد بود
‫که به نظر میاد بدی

1609
02:17:39,854 --> 02:17:42,031
‫نزدیک به پیروزیه،

1610
02:17:42,111 --> 02:17:44,625
‫اما هر بار که شب بدی نازل میشه،

1611
02:17:44,705 --> 02:17:47,920
‫خورشید صبح اون شورشی‌ها رو نشون میده
‫که حاضرن

1612
02:17:48,000 --> 02:17:49,906
‫جونشون رو به خطر بندازن

1613
02:17:50,022 --> 02:17:51,944
‫تا خوبی پیروز بشه.

1614
02:17:52,081 --> 02:17:53,822
‫این پیروزی خوبی بر بدی

1615
02:17:53,902 --> 02:17:57,823
‫بخشی از تاریخ و آینده هند هست.

1616
02:17:57,847 --> 02:18:07,847
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1617
02:19:43,243 --> 02:19:49,143
‫منتظر ورود سلمان خان باشید

1618
02:19:54,539 --> 02:19:55,837
‫سینگام!

1619
02:19:58,386 --> 02:20:00,551
‫قرار نیست به استقبالم بیای؟

1620
02:20:02,344 --> 02:20:04,228
‫تفریح تازه داره شروع میشه!

