﻿1
00:01:30,420 --> 00:01:40,420
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:41,866 --> 00:01:43,866
‫- اینجا واحد امداد و نجاته.
‫- کمک!

3
00:01:43,950 --> 00:01:45,408
‫یه تیم باید همین دور و برا باشه.

4
00:01:45,491 --> 00:01:47,116
‫باد داره هلشون میده
‫سمت پل.

5
00:01:47,200 --> 00:01:48,741
‫یکی بهشون کمک کنه!

6
00:01:48,825 --> 00:01:50,241
‫آمبولانس! آمبولانس!

7
00:01:50,825 --> 00:01:52,991
‫افسر ویدیا جیوتی
‫داره میاد.

8
00:01:53,075 --> 00:01:54,658
‫رسانه ها چطوری انقدر سریع خودشونو رسوندن؟

9
00:01:55,241 --> 00:01:56,866
‫کمک!

10
00:01:58,866 --> 00:02:00,700
‫- کمک!
‫- جون سالم به در بردن.

11
00:02:00,783 --> 00:02:03,491
‫آمبولانس کجاست؟ تو! برو عقب!

12
00:02:03,575 --> 00:02:05,075
‫- خانم!
‫- عجله کنید!

13
00:02:05,158 --> 00:02:06,116
‫برید کنار!

14
00:02:06,741 --> 00:02:09,283
‫جمعیت رو متفرق کنید.

15
00:02:09,366 --> 00:02:11,283
‫- بذارید خانم بیاد.
‫- خانم وی‌جی اینجاست.

16
00:02:18,116 --> 00:02:20,741
‫چه اتفاقی افتاده؟ دارید چیکار می‌کنید؟

17
00:02:20,765 --> 00:02:24,765
تنظیم زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی
‫مترجم : تالاپاتی

18
00:02:33,491 --> 00:02:35,616
‫دارید چیکار می‌کنید؟ ولم کنید!

19
00:02:49,658 --> 00:02:50,866
‫با من حرف بزن، سومیا.

20
00:02:53,783 --> 00:02:56,075
‫دروو سود سعی کرد اون بالا منو بکشه.

21
00:02:56,158 --> 00:02:57,783
‫- چه چرندیاتی! داره دروغ میگه!
‫- ساکت!

22
00:03:12,270 --> 00:03:17,270
‫"دو کارت"

23
00:03:17,294 --> 00:03:20,194
‫"سه ماه قبل "

24
00:03:23,491 --> 00:03:26,491
‫سلام، یه تصادف کامیونی
‫کنار لیمو تاون اتفاق افتاده.

25
00:03:28,283 --> 00:03:31,533
‫بیا، گوپلو. گوپلو، یه چیزی بخور.

26
00:03:32,116 --> 00:03:34,075
‫- نمیخوای قوی بشی؟
‫- چه خبره؟

27
00:03:34,158 --> 00:03:35,075
‫هان؟

28
00:03:35,950 --> 00:03:39,158
‫بدبختی شد. فیوز پریده.

29
00:03:39,241 --> 00:03:41,700
‫حالا کی تو این سرما بره درستش کنه؟

30
00:03:41,783 --> 00:03:42,783
‫من نمیرم.

31
00:03:43,533 --> 00:03:46,033
‫خانم، شما هر روز
‫اون خرگوش بیچاره رو

32
00:03:46,116 --> 00:03:47,450
‫میارید کلانتری.

33
00:03:47,533 --> 00:03:49,116
‫- خب که چی؟
‫- جاش اینجاست؟

34
00:03:50,075 --> 00:03:52,158
‫مادرم حدود یه ماه پیش فوت کرد.

35
00:03:52,241 --> 00:03:53,533
‫و حالا اون یتیم شده.

36
00:03:54,158 --> 00:03:55,533
‫میخوام یکی به فرزندی قبولش کنه.

37
00:03:55,616 --> 00:03:58,866
‫- تو پدرش شو.
‫- من؟ خدای من، چه فکرهای عجیب غریبی میکنی!

38
00:04:01,825 --> 00:04:02,866
‫اونجاست! اونجاست.

39
00:04:02,950 --> 00:04:04,783
‫- این یکی، درسته؟
‫- بله.

40
00:04:05,283 --> 00:04:07,783
‫یه سوال کاری دارم.

41
00:04:09,575 --> 00:04:12,283
‫- چی؟
‫- داستان‌های جالبی درباره شما شنیدم.

42
00:04:13,491 --> 00:04:15,241
‫شما حتی برادر خودتون رو هم انداختید زندان!

43
00:04:16,075 --> 00:04:17,158
‫برای شش ماه، درسته؟

44
00:04:17,241 --> 00:04:19,991
‫اگه این کارو نمیکردم،
‫هیچوقت تغییر نمیکرد.

45
00:04:20,075 --> 00:04:20,950
‫باشه.

46
00:04:21,658 --> 00:04:23,866
‫اما اون گوشت و خون خودته؟ درسته؟ هان؟

47
00:04:23,950 --> 00:04:27,366
‫- خانواده، خانواده‌ست.
‫- قانون هم قانونه.

48
00:04:28,658 --> 00:04:31,450
‫باید دیگه فیلم خانوادگی نگاه کردن رو کنار بذاری.

49
00:04:31,533 --> 00:04:33,741
‫فیلم ترسناک انتخاب بهتریه. هوم؟

50
00:04:33,825 --> 00:04:35,075
‫اونوقت میفهمی زندگی واقعی یعنی چی.

51
00:04:35,158 --> 00:04:37,158
‫خانم، سرکار لالیت با شما کار دارن.

52
00:04:38,575 --> 00:04:41,616
‫- بیا، سیم رو درست کن.
‫- چشم.

53
00:04:43,491 --> 00:04:44,616
‫جناب!

54
00:04:45,533 --> 00:04:47,741
‫هنوز دارید سعی می‌کنید
‫به آب و هوای دیوی‌پور عادت کنید.

55
00:04:47,825 --> 00:04:52,075
‫خب، دارامپور
‫انقدر سرد نمیشه، جناب.

56
00:04:52,866 --> 00:04:56,450
‫ویدیا جیوتی. میدونید که
‫اسم خیلی پرمعنایی دارید.

57
00:04:56,533 --> 00:05:00,116
‫ویدیا یعنی دانش، جیوتی یعنی نور الهی.

58
00:05:02,241 --> 00:05:04,366
‫اما من که نوری نمیبینم، جناب.

59
00:05:04,450 --> 00:05:06,741
‫سه ساله که تو دارامپور
‫توی همین درجه موندم و ترفیع نگرفتم.

60
00:05:08,866 --> 00:05:11,200
‫شما تو کارتون خیلی خوب هستید، وی‌جی.

61
00:05:11,283 --> 00:05:12,575
‫اونقدر خوب

62
00:05:13,408 --> 00:05:15,408
‫که ترفیع دادنت یه چالشه.

63
00:05:16,283 --> 00:05:20,450
‫شما انقدر به قوانین پایبندید
‫که نمیشه باهاتون کنار اومد.

64
00:05:20,533 --> 00:05:24,658
‫حواستون باشه تو مسیر پیدا کردن حقیقت،
‫آدم‌ها رو هم درک کنید

65
00:05:24,741 --> 00:05:26,533
‫و یاد بگیرید سیستم چطوری کار می‌کنه.

66
00:05:27,158 --> 00:05:29,700
‫تا حالا درختایی رو دیدید
‫که کاملاً صاف و مستقیم ایستادن؟

67
00:05:29,783 --> 00:05:31,450
‫صاف و سفت و سخت.

68
00:05:32,825 --> 00:05:35,241
‫وقتی باد شدیدی میوزه،
‫اونا اولین کسایی هستن که میفتن.

69
00:05:35,325 --> 00:05:37,450
‫چون هیچوقت یاد نگرفتن خم بشن.

70
00:05:38,908 --> 00:05:42,366
‫جناب، من معتقدم اگه یه درخت
‫با هر بادی خم بشه،

71
00:05:42,991 --> 00:05:44,825
‫هیچوقت یاد نمیگیره چطور صاف و مستقیم بایسته.

72
00:05:48,116 --> 00:05:49,033
‫ممنون، جناب.

73
00:05:50,366 --> 00:05:52,366
‫فردا شیفت گشت زنی داری.

74
00:05:52,991 --> 00:05:53,825
‫جناب، اما من…

75
00:05:53,908 --> 00:05:56,116
‫من همه جای دیوی‌پور رو گشتم.

76
00:05:56,658 --> 00:05:58,033
‫باید دوباره این کارو بکنم؟

77
00:05:58,575 --> 00:05:59,491
‫پرونده ای هست که...

78
00:06:01,700 --> 00:06:02,825
‫فکر نکنم.

79
00:06:04,450 --> 00:06:06,366
‫باشه.

80
00:06:08,533 --> 00:06:10,866
‫مطمئنم
‫فقط داشت زنشو میزد.

81
00:06:11,491 --> 00:06:14,866
‫تو چه همسایه عجیبی هستی.
‫برو درشونو بزن!

82
00:06:15,450 --> 00:06:16,741
‫برو زنگو بزن. زنگ!

83
00:06:16,825 --> 00:06:19,908
‫بهت میگم همه چی درست میشه.
‫معلومه که درو باز می‌کنن.

84
00:06:19,991 --> 00:06:21,783
‫فقط بگو یه کم شکر لازم داری. همینه!

85
00:06:21,866 --> 00:06:23,825
‫- مشکل حل شد.
‫- اوه!

86
00:06:23,908 --> 00:06:25,283
‫- چی؟ ها؟
‫- خانم.

87
00:06:26,033 --> 00:06:27,200
‫هممم.

88
00:06:29,116 --> 00:06:31,741
‫الو جی؟ آدرس رو بده.

89
00:06:33,741 --> 00:06:35,491
‫- داریم میریم.
‫- داریم میریم؟

90
00:06:35,575 --> 00:06:38,283
‫داریم میریم اونجا؟
‫جدی جدی داری اینو جدی میگیری؟

91
00:06:38,366 --> 00:06:39,408
‫میدونم چی میشه.

92
00:06:39,491 --> 00:06:41,533
‫میرسیم اونجا.
‫زنه طرف شوهرشو میگیره.

93
00:06:41,616 --> 00:06:43,658
‫میگن
‫همدیگه رو دوست دارن و پرونده بسته میشه.

94
00:06:43,741 --> 00:06:45,033
‫بعداً نگی نگفتی ها.

95
00:06:45,116 --> 00:06:46,866
‫وقتمونو هدر میدیم.
‫اینو قبلاً هم دیدم.

96
00:06:46,950 --> 00:06:50,033
‫- کسی با من میاد؟
‫- کسی با خانم میره؟

97
00:06:50,116 --> 00:06:54,200
‫کی باهاش ​​میره؟
‫تو! صدامو میشنوی یا نه؟

98
00:06:54,700 --> 00:06:57,325
‫آره! خانم، انگار
‫اینجا گیر افتادی.

99
00:06:57,408 --> 00:06:59,825
‫- خانم گیر افتاده.
‫- مشکلی نیست.

100
00:06:59,908 --> 00:07:02,200
‫- من اینجا رو درستش میکنم.
‫- گیر افتاد.

101
00:07:02,283 --> 00:07:04,241
‫من به گیر افتادن عادت دارم.

102
00:07:04,325 --> 00:07:06,158
‫میدونی، گیر افتادن تو چارچوب در،

103
00:07:06,241 --> 00:07:08,991
‫گیر افتادن تو کارم، گیر افتادن با وظایف گشت،

104
00:07:09,075 --> 00:07:11,991
‫گیر افتادن با
‫قانون مجازات هند و گیر افتادن

105
00:07:12,991 --> 00:07:14,950
‫در راه عمل به آرمان های پدر و مادرم.

106
00:07:20,116 --> 00:07:21,533
‫پدرم قاضی بود.

107
00:07:21,616 --> 00:07:24,491
‫و به همین خاطر معتقد بود
‫که قانون مقدس است.

108
00:07:25,158 --> 00:07:26,950
‫کلمه قانون.

109
00:07:28,866 --> 00:07:30,075
‫مامانم وکیل بود.

110
00:07:30,575 --> 00:07:34,200
‫او معتقد بود که قانون
‫کاملاً بی معنی است

111
00:07:34,283 --> 00:07:37,033
‫مگر اینکه بتواند
‫به نیازمندان عدالت بدهد.

112
00:07:37,533 --> 00:07:39,033
‫روح قانون.

113
00:07:40,158 --> 00:07:42,241
‫به همین خاطر بود که پدر و مادرم هیچ وقت با هم کنار نمی اومدن.

114
00:07:43,991 --> 00:07:46,450
‫من تصمیم گرفتم راه
‫پدرم رو دنبال کنم.

115
00:07:46,533 --> 00:07:48,616
‫تمام عمرم طبق قوانین بازی کردم،

116
00:07:49,825 --> 00:07:51,241
‫و این من رو به اینجا رسونده

117
00:07:52,700 --> 00:07:53,825
‫که گیر بیفتم.

118
00:08:02,366 --> 00:08:04,408
‫- سلام.
‫- سلام.

119
00:08:04,991 --> 00:08:06,158
‫همه چی اینجا خوبه؟

120
00:08:14,366 --> 00:08:16,825
‫- خانم سود؟
‫- بله.

121
00:08:17,408 --> 00:08:19,241
‫یکی زنگ زد شکایت کرد.

122
00:08:19,325 --> 00:08:21,616
‫صدای کتک خوردن کسی رو
‫از خونه تون شنیدن.

123
00:08:22,658 --> 00:08:25,700
‫- حالتون خوبه؟
‫- بله، کاملاً خوبم.

124
00:08:26,450 --> 00:08:27,950
‫اینجا هیچ مشکلی نیست.

125
00:08:31,325 --> 00:08:32,575
‫صورتت چی شده؟

126
00:08:34,991 --> 00:08:36,783
‫سرم خورد
‫به کابینت آشپزخانه موقع باز کردنش.

127
00:08:41,991 --> 00:08:42,950
‫ممنون.

128
00:08:48,866 --> 00:08:50,908
‫صبح بخیر، خانم!

129
00:08:52,158 --> 00:08:55,033
‫خب، خانم، دیشب چطور بود؟
‫زنه حقیقت رو بهتون گفت؟

130
00:08:55,533 --> 00:08:58,033
‫نه، درسته؟
‫میدونستم این اتفاق میفته.

131
00:08:58,116 --> 00:08:59,241
‫میدونی، تجربه من بهم نشون داده،

132
00:08:59,325 --> 00:09:01,116
‫- همه زنای این شهر--
‫- هی!

133
00:09:01,200 --> 00:09:03,116
‫- ها؟
‫- همین جا بمون!

134
00:09:03,741 --> 00:09:04,658
‫باشه.

135
00:09:05,783 --> 00:09:06,700
‫آه!

136
00:09:07,200 --> 00:09:09,283
‫یه بازرس پلیس و یه وکیل!

137
00:09:09,366 --> 00:09:11,658
‫روش نوشته عدالت.

138
00:09:12,158 --> 00:09:13,533
‫- دردسر دوتا شد.
‫- هممم.

139
00:09:15,366 --> 00:09:17,325
‫شما هم وکیل هستین، خانم جی؟

140
00:09:17,908 --> 00:09:19,533
‫خوبه که آدم سرش گرم باشه.

141
00:09:20,116 --> 00:09:23,908
‫شنیدم آدماي مجرد
‫که وقت خالی دارن آخرش خودکشی میکنن.

142
00:09:24,866 --> 00:09:26,908
‫قسم میخورم، واقعیه. به خدا.

143
00:09:27,533 --> 00:09:29,158
‫ها؟

144
00:09:30,325 --> 00:09:34,408
‫وقتی آدمای عادی
‫حرف چرت و پرت میزنن و مثل احمق ها به نظر میان،

145
00:09:34,491 --> 00:09:36,533
‫میدونی که یه جای کار
‫میلنگه.

146
00:09:37,033 --> 00:09:38,616
‫مغزشون دیگه کار نمیکنه.

147
00:09:38,700 --> 00:09:41,116
‫برای همینه که، وی جی! فقط بذار همش بیاد بیرون.

148
00:09:45,866 --> 00:09:46,783
‫بیا دیگه.

149
00:09:48,325 --> 00:09:49,700
‫این دفتر خاطراتمه، خب؟

150
00:09:49,783 --> 00:09:52,825
‫نامزدم سه روز
‫بعد از فوت مادرم باهام بهم زد.

151
00:09:52,908 --> 00:09:55,908
‫خب که چی؟ سعی کردم تیکه های
‫قلب شکسته ام رو با

152
00:09:55,991 --> 00:09:59,075
‫کوبیدن یه پارچ
‫آب به سر نامزدم…

153
00:09:59,158 --> 00:10:00,158
‫دردسر.

154
00:10:00,241 --> 00:10:02,491
‫…درستش کنم و در نهایت
‫مستقیم سر از پیش تراپیست درآوردم.

155
00:10:03,116 --> 00:10:06,658
‫اون بهم گفت
‫ناامیدیم رو روی کاغذ خالی کنم

156
00:10:06,741 --> 00:10:07,700
‫نه روی آدما.

157
00:10:07,783 --> 00:10:10,033
‫اما راستش،
‫کی این روزا وقت نوشتن داره؟

158
00:10:10,116 --> 00:10:12,991
‫- درسته.
‫- برای همینه که ضبط کردن با گوشی از همه بهتره.

159
00:10:14,033 --> 00:10:15,783
‫و میخوای بدونی
‫چرا این روش برای من جواب میده؟

160
00:10:16,741 --> 00:10:19,658
‫- بله؟
‫- آدما دیگه باهام در نمیفتن.

161
00:10:19,741 --> 00:10:21,991
‫آره، معلومه.

162
00:10:22,575 --> 00:10:23,408
‫هممم.

163
00:10:24,491 --> 00:10:26,325
‫بیا تو برای سوبهاش!

164
00:10:26,408 --> 00:10:28,533
‫یه دعوا تو
‫وادی ویو پوینت راه افتاده.

165
00:10:28,616 --> 00:10:29,991
‫یکی زود بره اونجا.

166
00:10:31,783 --> 00:10:33,950
‫خانم جی، بگیر...
‫اینو بگیر.  کلیدها رو بده.

167
00:10:35,158 --> 00:10:37,700
‫قدرت زنانه حاکمه! بریم.

168
00:10:39,658 --> 00:10:41,491
‫من همینجوری تو هوا معلق بودم.

169
00:10:41,575 --> 00:10:43,741
‫- مثل یه اژدها!
‫- کاتوچ، برو ببین چه خبره.

170
00:10:43,825 --> 00:10:45,616
‫- رئیست کجاست؟
‫- اما خانم...

171
00:10:45,700 --> 00:10:48,616
‫- اگه اون بالا می مردم چی؟
‫- اما خانم، به خاطر وزن شما،

172
00:10:48,700 --> 00:10:51,658
‫- سبد به جلو خم شده بود.
‫- حالا  می‌خوای ایراد انداممم  هم بگیری، آره؟

173
00:10:53,408 --> 00:10:55,158
‫عالیه!
‫درو بھیا اینجاست.

174
00:10:55,241 --> 00:10:56,283
‫همه چیز رو درست می‌کنه.

175
00:11:09,700 --> 00:11:10,658
‫چی شده خانم؟

176
00:11:12,158 --> 00:11:16,825
‫یه جورایی قهرمان محلّه است، درو سود.

177
00:11:16,908 --> 00:11:19,783
‫اهل هاریاناست،
‫اما الان دیوی پور رو گرفته دستش.

178
00:11:19,866 --> 00:11:21,658
‫پسر لوس یه مرد پولدار.

179
00:11:22,658 --> 00:11:25,366
‫۲۵۰ کرور رو به باد داد
‫و یه میدان تیر باز کرد.

180
00:11:25,450 --> 00:11:27,450
‫حالا هم داره
‫این کار و کاسبی "فرش پرنده" رو می‌چرخونه.

181
00:11:27,533 --> 00:11:28,700
‫نگاهش کن.

182
00:11:30,991 --> 00:11:32,908
‫به نظرم زیادی جذابه.

183
00:11:33,616 --> 00:11:34,825
‫خانم جی، اگه نظر منو بخوای،

184
00:11:34,908 --> 00:11:37,116
‫فکر کنم کلا با مردها مشکل داری.

185
00:11:38,741 --> 00:11:42,200
‫اگه "کلا" نظر منو بخوای،
‫من با عوضی‌ها مشکل دارم.

186
00:11:42,700 --> 00:11:43,575
‫واقعا؟

187
00:11:45,366 --> 00:11:48,450
‫راستی،
‫اون تماس خشونت خانگی رو یادته؟

188
00:11:49,533 --> 00:11:50,741
‫از خونه‌ی اون بود.

189
00:11:51,366 --> 00:11:53,075
‫زنش معلمِ.

190
00:11:53,158 --> 00:11:55,116
‫تو مدرسه رقص همین نزدیکی‌ها درس می‌ده.

191
00:12:26,658 --> 00:12:27,575
‫زود برمی‌گردم.

192
00:12:37,616 --> 00:12:39,950
‫بله خانم؟ کاری داشتید؟

193
00:12:41,783 --> 00:12:43,366
‫اوم...

194
00:12:44,450 --> 00:12:45,575
‫عه، عود.

195
00:12:46,158 --> 00:12:48,533
‫کلی عطر مختلف داریم اینجا.
‫الان میارم.

196
00:12:53,700 --> 00:12:56,241
‫دیشب اومدی خونم،
‫حالا هم دنبالم اومدی اینجا؟

197
00:12:57,575 --> 00:13:00,075
‫اگه با عود، یه سینی هم بخرید، تخفیف داره. بفرمایید.

198
00:13:00,950 --> 00:13:02,741
‫حالا می‌خوای سینی بخری؟

199
00:13:02,825 --> 00:13:04,783
‫عه، خواهر دوقلومه.

200
00:13:05,366 --> 00:13:06,616
‫دختر خوب، سومیا؟

201
00:13:08,783 --> 00:13:11,325
‫اینا رو ببین.
‫یاس داریم، موگرا داریم...

202
00:13:11,408 --> 00:13:12,700
‫رز؟ رز دوست داری؟

203
00:13:14,200 --> 00:13:15,241
‫لعنتی!

204
00:13:16,075 --> 00:13:16,991
‫ببخشید؟

205
00:13:21,491 --> 00:13:22,450
‫چه غلطی میکنی !

206
00:13:24,491 --> 00:13:26,033
‫چرا با مشتری‌ام اینقدر بد حرف زدی؟

207
00:13:27,491 --> 00:13:31,075
‫وی‌جی، چرا داری
‫می‌پری وسط این ماجرای سیتا و گیتا؟

208
00:13:31,575 --> 00:13:35,158
‫اگه مشکلی نداره شب باهاش بخوابه
‫و روز کتک بخوره،

209
00:13:35,241 --> 00:13:36,241
‫به خودش مربوطه!

210
00:13:36,741 --> 00:13:38,366
‫دختره و پیرزنه رو ول کن.

211
00:13:40,325 --> 00:13:42,075
‫اون شب به کلانتری زنگ زدم.

212
00:13:43,825 --> 00:13:44,700
‫این مال توئه.

213
00:14:01,408 --> 00:14:05,741
‫- سومیا به شدت به کمکت نیاز داره.
‫- چرا؟

214
00:14:05,825 --> 00:14:09,950
‫چون هیچ‌وقت جلوش واینمیسته.
‫جلوی شوهر خودش.

215
00:14:13,616 --> 00:14:15,533
‫چون می‌خواد زن کاملی باشه؟

216
00:14:16,825 --> 00:14:20,783
‫نمی‌تونه به خواهرش ببازه.

217
00:14:37,825 --> 00:14:41,741
‫فقط پنج سالشون بود
‫که برای اولین بار دیدمشون.

218
00:14:44,991 --> 00:14:49,158
‫عزیزم،
‫من و تو یک روحیم، یک زندگی...

219
00:14:51,783 --> 00:14:55,283
‫و فقط
‫هشت سالشون بود که مادرشون فوت کرد.

220
00:14:55,366 --> 00:14:59,408
‫تو شاهد منی، هویت منی

221
00:14:59,491 --> 00:15:03,991
‫عزیزم، من و تو یک روحیم...

222
00:15:04,575 --> 00:15:05,533
‫سومیا؟

223
00:15:06,450 --> 00:15:09,200
‫چی شده بچه؟ سومیا؟

224
00:15:20,200 --> 00:15:21,033
‫سومیا؟

225
00:15:21,991 --> 00:15:24,825
‫هرچی می‌خوای بردار.
‫فقط بذار ساعت مامان پیش من بمونه.

226
00:15:24,908 --> 00:15:26,491
‫اما ساعت پیش من نیست.

227
00:15:27,033 --> 00:15:28,408
‫می‌دونم قایمش کردی.

228
00:15:28,491 --> 00:15:30,450
‫- ساعت مامان مال منه.
‫- نه، مال منه.

229
00:15:30,533 --> 00:15:32,241
‫- شایلی؟
‫- من نگهش می‌دارم.

230
00:15:32,325 --> 00:15:33,658
‫شایلی، بده بهش.

231
00:15:34,616 --> 00:15:37,783
‫لطفا یه چیز دیگه بردار.
‫می‌دونی که حالش خوب نیست، نه؟

232
00:15:43,283 --> 00:15:45,283
‫مامان، اول موهای منو درست می‌کنی؟

233
00:15:45,366 --> 00:15:47,200
‫نه، الان نوبت منه. باید صبر کنی.

234
00:15:47,283 --> 00:15:49,616
‫که همیشه اول باشی. فهمیدی؟

235
00:15:49,700 --> 00:15:50,741
‫مامان.

236
00:15:52,658 --> 00:15:54,408
‫شایلی، به حرفم گوش کن.

237
00:15:54,491 --> 00:15:56,283
‫لطفا، امروز خودت موهاتو درست می‌کنی؟

238
00:15:57,033 --> 00:15:58,450
‫سومیا حالش خوب نیست.

239
00:15:59,075 --> 00:16:01,991
‫- چه نمایشیه، می‌دونی؟
‫- تو دختر قوی منی، نه؟ لطفا--

240
00:16:04,616 --> 00:16:05,533
‫بیا.

241
00:16:07,533 --> 00:16:09,366
‫چرا اینقدر می‌ترسی؟

242
00:16:09,450 --> 00:16:12,908
‫به عنوان خواهر باید
‫همدیگه رو بالا می‌کشیدن و با هم بزرگ می‌شدن.

243
00:16:12,991 --> 00:16:14,991
‫اما شروع کردن به زمین زدن همدیگه.

244
00:16:18,616 --> 00:16:20,116
‫- شایلی!
‫- بگیرش!

245
00:16:21,700 --> 00:16:23,575
‫- حالا برو پیش مامان بزرگ موهاتو درست کنه.
‫- مامان بزرگ!

246
00:16:23,658 --> 00:16:24,700
‫چه قدر فیلم بازی می‌کنه.

247
00:16:24,783 --> 00:16:26,533
‫برای همه چی گریه می‌کنه.

248
00:16:26,616 --> 00:16:29,450
‫- همیشه می‌خواد نفر اول باشه!
‫- شایلی، تو چیکار کردی؟

249
00:16:29,533 --> 00:16:31,741
‫به خاطر این، هیچ‌کس توی این خونه
‫منو دوست نداره.

250
00:16:31,825 --> 00:16:33,408
‫بس کن! شایلی!

251
00:16:33,491 --> 00:16:35,033
‫نه مامان بزرگ و نه حتی بابا.

252
00:16:35,116 --> 00:16:37,741
‫- بس کن!
‫- هیچ‌کس به حرف من گوش نمی‌ده.

253
00:16:37,825 --> 00:16:40,366
‫مامان بزرگ همیشه طرف اونو می‌گیره.

254
00:16:41,158 --> 00:16:42,616
‫- شایلی، بس--
‫- ازت متنفرم!

255
00:16:43,241 --> 00:16:45,033
‫دیگه از این مسخره بازیات خسته شدم.

256
00:16:45,116 --> 00:16:47,241
‫بیا. می‌فرستمت خوابگاه.

257
00:16:47,325 --> 00:16:48,950
‫شما دوتا دیگه نمی‌تونید با هم زندگی کنید.

258
00:16:49,033 --> 00:16:51,991
‫دارن منو می‌فرستن خوابگاه.
‫همه اش تقصیر توئه!

259
00:16:52,075 --> 00:16:54,075
‫همینو می‌خواستی.
‫آره، سومیا؟

260
00:16:54,158 --> 00:16:56,533
‫تو بردی، ولی این آخرین باریه که
‫از تو می‌بازم.

261
00:16:56,616 --> 00:16:57,450
‫آخرین بار.

262
00:17:03,033 --> 00:17:07,741
‫داستان عاشقانه ما

263
00:17:07,825 --> 00:17:12,783
‫همه می‌دونن…

264
00:17:20,075 --> 00:17:22,491
‫بعد از اینکه نیرن بای صاحب فوت کرد،

265
00:17:22,575 --> 00:17:25,116
‫حال روحی سومیا
‫بدتر شد.

266
00:17:25,616 --> 00:17:29,200
‫مشکلات تنفسی، ترس از ارتفاع.

267
00:17:30,158 --> 00:17:34,158
‫از طرف دیگه، شایلی دیگه
‫حتی موقع تعطیلی مدرسه هم خونه نمیومد.

268
00:17:34,783 --> 00:17:36,491
‫حتی موقع تعطیلی‌های مدرسه هم.

269
00:17:36,575 --> 00:17:38,866
‫فقط جایزه‌هاش به خونه می‌اومدن.

270
00:17:38,950 --> 00:17:41,491
‫و اینجا، من برای سومیا،

271
00:17:42,616 --> 00:17:46,075
‫از طرف مامان بزرگ،
‫مامانش شدم.

272
00:17:47,241 --> 00:17:51,283
‫این دو خواهر از هم دورتر شدن
‫و شایلی تلخ‌تر شد.

273
00:17:51,366 --> 00:17:57,033
‫بعد، حدود یک سال پیش،
‫وقت برگشتن شایلی به خونه رسید.

274
00:17:58,491 --> 00:18:01,450
‫اما قبل از اون یه طوفان به ما زد.

275
00:18:06,408 --> 00:18:07,491
‫کمک میخوای؟

276
00:18:15,366 --> 00:18:16,491
‫آره، بیا.

277
00:18:17,658 --> 00:18:19,158
‫ناز.

278
00:18:19,241 --> 00:18:21,658
‫خب، عوضش کن.

279
00:18:30,033 --> 00:18:31,741
‫می‌خوای ابرها رو واقعاً حس کنی؟

280
00:18:45,700 --> 00:18:48,075
‫سرعت باد حدود ۱۵ کیلومتر بر ساعته.

281
00:18:49,116 --> 00:18:52,116
‫ارتفاع عالیه، و پرواز هم همینطور.

282
00:18:57,325 --> 00:19:00,366
‫واقعاً فکر می‌کنم پاراگلایدر سواری
‫نباید یه ورزش ماجراجویانه باشه.

283
00:19:00,866 --> 00:19:02,325
‫باید یه ورزش برای قرار عاشقانه باشه.

284
00:19:02,825 --> 00:19:07,158
‫۲۴۰۰ متر بالاتر از سطح زمین،
‫دو غریبه کنار هم بسته شدن.

285
00:19:08,408 --> 00:19:09,825
‫مگه قرار عالی نیست؟

286
00:19:10,408 --> 00:19:11,866
‫و این مهار…

287
00:19:11,950 --> 00:19:13,950
‫…هر دوتاشون رو کنار هم نگه می‌داره.

288
00:19:14,533 --> 00:19:17,616
‫اگه می‌خوای ابرها رو حس کنی،
‫به بال نیاز داری، درسته؟

289
00:19:19,450 --> 00:19:21,908
‫برای همین سایبان برای عاشق‌هاست.

290
00:19:27,283 --> 00:19:29,533
‫عه، قبل از پرواز دعا می‌کنی.

291
00:19:29,616 --> 00:19:32,116
‫حداقل برای وقتی که سایبانمون پاره بشه

292
00:19:32,200 --> 00:19:34,408
‫- یا مهارمون پاره بشه نگه دار.
‫- چی می‌گی؟

293
00:19:34,491 --> 00:19:36,116
‫- منظورم…
‫- نه…

294
00:19:36,200 --> 00:19:38,533
‫اصلاً جدی نگفتم. شوخی کردم.

295
00:19:38,616 --> 00:19:40,533
‫- حالت خوب می‌شه.
‫- قول می‌دهی؟

296
00:19:42,075 --> 00:19:43,700
‫قول می‌دم. حالت خوب می‌شه.

297
00:19:45,408 --> 00:19:47,283
‫- آماده‌ای؟
‫- نه.

298
00:19:47,866 --> 00:19:50,075
‫عالیه. بریم.

299
00:19:58,116 --> 00:20:00,450
‫خب، من تموم کردم. بسه دیگه.

300
00:20:00,533 --> 00:20:03,158
‫از ارتفاع می‌ترسم.
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

301
00:20:03,241 --> 00:20:04,658
‫واقعاً از ارتفاع می‌ترسم.

302
00:20:04,741 --> 00:20:07,325
‫- خواهش می‌کنم، من تموم کردم!
‫- عه، تازه بلند شدیم.

303
00:20:07,408 --> 00:20:09,158
‫- سومیا، آروم باش!
‫- نه، خواهش می‌کنم، من تموم کردم!

304
00:20:09,241 --> 00:20:11,491
‫هیچی نمی‌شه.
‫من اینجام پیش تو.

305
00:20:11,575 --> 00:20:13,741
‫- خواهش می‌کنم!
‫- به‌زودی فرود میایم، آروم باش.

306
00:20:13,825 --> 00:20:16,158
‫- می‌خوام همین الان فرود بیایم.
‫- هی، سومیا.

307
00:20:17,908 --> 00:20:20,450
‫- مستقیم به جلو نگاه کن.
‫- نه، خواهش می‌کنم، می‌خوام برگردم.

308
00:20:20,533 --> 00:20:22,491
‫چشماتو باز کن و مستقیم به جلو نگاه کن.

309
00:20:22,575 --> 00:20:24,366
‫اونجا رو نگاه کن.

310
00:20:30,200 --> 00:20:32,991
‫سومیا! شایلی!

311
00:20:39,700 --> 00:20:41,366
‫مامان!

312
00:20:45,200 --> 00:20:46,325
‫مامان.

313
00:21:08,491 --> 00:21:10,116
‫بد نبود، سومیا جی.

314
00:21:12,991 --> 00:21:15,408
‫اون بالا پرواز کردی و
‫ابرها رو هم حس کردی.

315
00:21:16,741 --> 00:21:18,450
‫بهت گفتم حالت خوب می‌شه.

316
00:21:19,950 --> 00:21:21,741
‫بهترین آدم رو پیش خودت داری.

317
00:21:25,241 --> 00:21:27,575
‫سومیا؟ سومیا!

318
00:21:28,783 --> 00:21:29,658
‫الو؟

319
00:21:30,658 --> 00:21:32,616
‫سومیا؟

320
00:21:42,325 --> 00:21:43,366
‫ممنون.

321
00:21:48,908 --> 00:21:53,158
‫از وقتی دیدمت، عاشق تو شدم.

322
00:21:53,241 --> 00:21:58,658
‫قلبم فقط منتظر توئه.

323
00:21:58,741 --> 00:22:01,116
‫دیگه به حرفم گوش نمی‌ده.

324
00:22:01,200 --> 00:22:03,200
‫فقط به حرف تو گوش می‌ده.

325
00:22:03,700 --> 00:22:07,991
‫دلم فقط به تو اعتماد داره

326
00:22:08,075 --> 00:22:13,075
‫جادوت دلمو برده

327
00:22:13,158 --> 00:22:15,408
‫با هر تپش میگه

328
00:22:15,491 --> 00:22:17,783
‫این حتما عشقه

329
00:22:17,866 --> 00:22:22,700
‫جادوت دلمو برده

330
00:22:23,200 --> 00:22:25,116
‫با هر تپش قلبم میگه

331
00:22:25,200 --> 00:22:27,866
‫این حتما عشقه

332
00:22:48,491 --> 00:22:49,325
‫درو

333
00:22:56,033 --> 00:23:00,950
‫تو توی من جریان داری، از من عبور میکنی

334
00:23:01,033 --> 00:23:05,408
‫من آروم آروم توی تو، از تو باز میشم

335
00:23:06,033 --> 00:23:10,658
‫کاش میتونستم توی تو حل بشم و آب بشم

336
00:23:10,741 --> 00:23:15,866
‫خودمو توی تو گم کنم
‫و دیگه هیچوقت پیدام نشه

337
00:23:15,950 --> 00:23:20,866
‫من رودخونه‌ام، تو ساحل منی

338
00:23:25,741 --> 00:23:27,408
‫- سومیا!
‫- مادرجون.

339
00:23:28,200 --> 00:23:30,575
‫- خدا خیرت بده!
‫- سلام عموجون. ام، عموجون،

340
00:23:31,283 --> 00:23:33,575
‫ایشون دوست من هستن، درو.

341
00:23:33,658 --> 00:23:36,241
‫یه شرکت ورزش‌های ماجراجویی داره.
‫تو ولی ویو پوینت.

342
00:23:37,533 --> 00:23:38,866
‫- سلام!
‫- سلام.

343
00:23:38,950 --> 00:23:40,283
‫ورزش‌های ماجراجویی؟

344
00:23:41,450 --> 00:23:42,825
‫چه نترسی هستی. من که نمیتونم انجامش بدم!

345
00:23:42,908 --> 00:23:44,658
‫به نظرم باید امتحانش کنی.

346
00:23:44,741 --> 00:23:45,575
‫باحال میشه.

347
00:23:45,658 --> 00:23:47,658
‫خیلی خوشت میاد.

348
00:24:20,491 --> 00:24:22,200
‫سورپرایز!

349
00:24:23,783 --> 00:24:25,283
‫یا شوک؟

350
00:24:26,450 --> 00:24:28,200
‫بیخیال مادرجون.

351
00:24:30,325 --> 00:24:31,158
‫دلم برات تنگ شده بود؟

352
00:24:31,950 --> 00:24:33,658
‫- سلام آبجی.
‫- سلام.

353
00:24:37,158 --> 00:24:38,991
‫عموجون!

354
00:24:42,950 --> 00:24:44,700
‫سلام! من دوقلوئم.

355
00:24:45,491 --> 00:24:47,908
‫و من دوست جدیدم. درو سود.

356
00:24:48,991 --> 00:24:50,325
‫درو سود…

357
00:24:50,408 --> 00:24:52,241
‫اوه، یه لحظه،
‫تو همون یاروئی، نه؟

358
00:24:52,325 --> 00:24:54,366
‫ام، "سود میگه، اوج بگیر!"

359
00:24:55,325 --> 00:24:58,658
‫وقتی میری سمت دیویپور،
‫همه بیلبوردها تبلیغ خمیردندون دارن

360
00:24:59,658 --> 00:25:01,116
‫یا عکس صورت تو.

361
00:25:02,783 --> 00:25:04,366
‫"اوج بگیر." درسته؟

362
00:25:05,408 --> 00:25:07,283
‫آره، خودمم.

363
00:25:07,366 --> 00:25:09,283
‫"اوج بگیر!"

364
00:25:12,116 --> 00:25:15,658
‫عالیه.

365
00:25:15,741 --> 00:25:16,700
‫پرواز.

366
00:25:18,991 --> 00:25:21,241
‫منم همینطور. عاشقشم.

367
00:25:25,866 --> 00:25:28,200
‫شایلی با یه هدف برگشته بود.

368
00:25:28,950 --> 00:25:31,325
‫اینکه همه چیو از سومیا بگیره.

369
00:25:34,033 --> 00:25:35,658
‫هممم.

370
00:25:39,616 --> 00:25:41,616
‫ببین، این یارو درو خیلی خوشگله، نه؟

371
00:25:46,033 --> 00:25:47,908
‫شما دوتا فقط دوستین، درسته؟

372
00:25:50,033 --> 00:25:53,116
‫امیدوارم که بهش حسی نداشته باشی.

373
00:25:56,825 --> 00:25:59,283
‫ببین، ناراحت نشی،
‫ولی به نظرم خیلی از تو سرتره.

374
00:26:02,033 --> 00:26:03,033
‫اما میتونی امتحان کنی.

375
00:26:06,283 --> 00:26:10,283
‫و به هر حال، مادرجون، عموجون

376
00:26:11,616 --> 00:26:13,325
‫هواخواه سومیا هستن، نه؟

377
00:26:15,533 --> 00:26:18,366
‫پس شاید درو بتونه…

378
00:26:25,408 --> 00:26:26,825
‫میدونی که من عاشق پروازم.

379
00:26:58,408 --> 00:26:59,241
‫ها؟

380
00:27:07,908 --> 00:27:08,741
‫خوبی؟

381
00:27:09,366 --> 00:27:12,033
‫آره، خوبی؟

382
00:27:16,158 --> 00:27:17,075
‫خوبم.

383
00:27:50,616 --> 00:27:51,533
‫سومیا؟

384
00:28:03,825 --> 00:28:09,450
‫شایلی که دقیقا هم تایپ منه، مگه نه؟

385
00:28:11,033 --> 00:28:15,616
‫یعنی، ام، حس میکنم یه جورایی باهاش ارتباط دارم.

386
00:28:17,575 --> 00:28:21,908
‫اون خیلی وحشیه، ماجراجو، ورزشکار.

387
00:28:24,075 --> 00:28:26,908
‫اون فقط… فقط…

388
00:28:26,991 --> 00:28:28,116
‫محشره.

389
00:28:30,491 --> 00:28:31,700
‫آره.

390
00:29:00,783 --> 00:29:02,866
‫نفس‌هام مثل خاکستر داغه

391
00:29:02,950 --> 00:29:05,533
‫فقط تو میتونی خاموشم کنی

392
00:29:05,616 --> 00:29:10,491
‫آرزوی مست کننده
‫همه رگ‌هامو پر کرده

393
00:29:10,575 --> 00:29:12,700
‫تو باعث میشی حس کنم زنده‌ام

394
00:29:12,783 --> 00:29:15,325
‫میتونم برات بمیرم

395
00:29:15,408 --> 00:29:21,366
‫من برده هر هوس توأم

396
00:29:21,450 --> 00:29:23,866
‫با اولین لمست

397
00:29:23,950 --> 00:29:26,241
‫مال تو شدم

398
00:29:26,325 --> 00:29:31,366
‫تو دلمو زدی
‫از وسط

399
00:29:31,450 --> 00:29:35,908
‫بی‌قرارم
‫پر از اشتیاق برای تو

400
00:29:35,991 --> 00:29:40,991
‫تو رو دوباره و دوباره میخوام

401
00:29:44,366 --> 00:29:49,116
‫جادوت دلمو برده

402
00:29:49,200 --> 00:29:51,658
‫با هر تپش میگه

403
00:29:51,741 --> 00:29:54,116
‫این حتما عشقه

404
00:29:54,200 --> 00:29:58,950
‫جادوت دلمو برده

405
00:29:59,033 --> 00:30:01,283
‫با هر تپش میگه

406
00:30:01,366 --> 00:30:03,866
‫این باید عشق باشه

407
00:30:03,950 --> 00:30:06,950
‫اگه دوستت نداشت

408
00:30:07,033 --> 00:30:11,783
‫حتی بعد از اینکه همه چی رو فدا کردی

409
00:30:11,866 --> 00:30:13,825
‫قسمت تو نبود…

410
00:30:13,908 --> 00:30:17,075
‫- طرف رو تور کردی.
‫اوه - لطفا

411
00:30:17,158 --> 00:30:18,908
‫خودت دلت می‌خواست تور بشی.

412
00:30:20,783 --> 00:30:23,366
‫وقتی نتونستی بهش برسی

413
00:30:23,450 --> 00:30:27,283
‫حتی با اینکه همه چی رو فدا کردی

414
00:30:27,366 --> 00:30:31,200
‫قسمت تو نبود

415
00:30:31,283 --> 00:30:37,950
‫تپش قلب وجودت

416
00:30:50,533 --> 00:30:52,741
‫- مرسی.
‫- خواهش.

417
00:30:52,825 --> 00:30:55,575
‫راستی، واسه شام فردا شب میای، دیگه؟

418
00:30:56,200 --> 00:30:57,075
‫اوم…

419
00:30:57,158 --> 00:30:58,116
‫بیا دیگه.

420
00:30:59,950 --> 00:31:00,825
‫باشه.

421
00:31:03,866 --> 00:31:06,241
‫می‌دونم باشگاه تیراندازی یه کم ضرر داده.

422
00:31:06,325 --> 00:31:08,325
‫اما این دفعه، بابا هم هست.

423
00:31:08,408 --> 00:31:10,241
‫فقط یه تایید نهایی از تو لازم دارم.

424
00:31:10,325 --> 00:31:12,491
‫خب بگو. چطوری می‌خوای این کارو بکنی؟

425
00:31:12,575 --> 00:31:15,950
‫همه چی رو امروز نهایی می‌کنیم.
‫من گزارش کامل رو گرفتم.

426
00:31:16,033 --> 00:31:17,658
‫تاجر خیلی خوبی هستی.

427
00:31:17,741 --> 00:31:21,116
‫هر پولی که دولت سرمایه‌گذاری کنه،
‫چند برابر میشه.

428
00:31:25,450 --> 00:31:28,033
‫به سلامتی!

429
00:31:28,116 --> 00:31:29,616
‫به سلامتی!

430
00:31:34,200 --> 00:31:36,200
‫- آره. خب، بگو چیکار کنم.
‫- درو!

431
00:31:36,283 --> 00:31:37,658
‫- بیا تو، یارو!
‫- ها؟

432
00:31:37,741 --> 00:31:38,741
‫خشک نباش.

433
00:31:41,866 --> 00:31:44,366
‫تیاگی جی! به سلامتی!

434
00:31:44,450 --> 00:31:46,283
‫بریم برقصیم.

435
00:31:47,158 --> 00:31:48,825
‫هی، شایلی، بیا.

436
00:31:53,991 --> 00:31:56,075
‫ببخشید، من… الان برمی‌گردم. ببخشید.

437
00:31:56,158 --> 00:31:57,075
‫باشه.

438
00:32:02,658 --> 00:32:04,366
‫هی، اومدی!

439
00:32:09,866 --> 00:32:11,241
‫-چیکار میکنی!
‫- هی!

440
00:32:26,783 --> 00:32:27,908
‫ببخشید.

441
00:32:28,825 --> 00:32:30,450
‫خب، تیاگی جی، درباره تاییدیه‌ها…

442
00:32:30,533 --> 00:32:32,325
‫اینجا خیلی شلوغه که حرف بزنیم.

443
00:32:32,825 --> 00:32:34,033
‫بیا دفتر.

444
00:32:34,116 --> 00:32:35,866
‫اونجا درباره همه چی حرف می‌زنیم.

445
00:32:35,950 --> 00:32:38,491
‫و من با پدرت درباره همه تاییدیه‌ها حرف می‌زنم.

446
00:32:38,575 --> 00:32:41,491
‫البته. هر طور شما بگید. حتما.

447
00:32:43,825 --> 00:32:44,991
‫درو!

448
00:32:45,741 --> 00:32:47,575
‫زیادی خوردم.

449
00:32:48,533 --> 00:32:49,700
‫وای، خیلی مستم.

450
00:32:49,783 --> 00:32:52,991
‫زیاد خوردم. ببخشید، ببخشید، ببخشید.
‫زیادی خوردم. ببخشید.

451
00:33:00,616 --> 00:33:02,325
‫شایلی، یه کم آب بخور.

452
00:33:06,575 --> 00:33:08,616
‫توروخدا، یارو، سومیا، انقدر ضایع بازی در نیار.

453
00:33:09,575 --> 00:33:10,950
‫چه دراماتیک!

454
00:33:11,575 --> 00:33:14,033
‫از بچگیش همینقدر مدوبالا بوده!

455
00:33:15,283 --> 00:33:16,950
‫"یه کم آب بخور!"

456
00:33:17,033 --> 00:33:18,366
‫خودت آب بخور!

457
00:33:21,033 --> 00:33:23,283
‫نگاهش کن،
‫الان بببین چطوری شروع می‌کنه به گریه کردن.

458
00:33:25,408 --> 00:33:27,825
‫فقط دنبال توجهِ!

459
00:33:30,075 --> 00:33:31,200
‫سومیا؟

460
00:33:32,908 --> 00:33:33,991
‫مرسی.

461
00:33:39,575 --> 00:33:41,075
‫همش داره گریه می‌کنه!

462
00:33:44,825 --> 00:33:45,866
‫درو؟

463
00:33:48,200 --> 00:33:50,575
‫مطمئنی
‫انتخاب درست رو می‌کنی؟

464
00:34:05,450 --> 00:34:06,825
‫چی شده؟

465
00:34:07,408 --> 00:34:09,325
‫داشتم درباره انتخاب نوشیدنی حرف می‌زدم.

466
00:34:10,200 --> 00:34:11,741
‫چی فکر کردی؟

467
00:34:31,408 --> 00:34:34,450
‫مرتیکه! یه سرمایه‌گذاری ۵۰۰ کروری رو
‫واسمون خراب کردی!

468
00:34:35,408 --> 00:34:38,158
‫یه وزیر میاد خونت
‫و تو فقط مشغول مهمونی دادنی؟

469
00:34:38,241 --> 00:34:39,950
‫زن‌های مست اونجا بودن؟

470
00:34:40,658 --> 00:34:42,241
‫مادرت درست می‌گفت درباره‌ات.

471
00:34:42,825 --> 00:34:45,325
‫باید یه دختر
‫واست پیدا می‌کردیم و می‌دادیمت بهش.

472
00:34:46,325 --> 00:34:49,200
‫اشتباه کردم. به حرفش گوش ندادم.

473
00:34:49,700 --> 00:34:54,366
‫حالا، فقط یه چی بهم بگو،
‫می‌خوای تو کار باشی یا نه؟

474
00:34:54,450 --> 00:34:57,700
‫و اگه می‌خوای،
‫پس این مهمونی رقصا،

475
00:34:57,783 --> 00:35:00,616
‫این لاس زدن‌ها
‫با زن‌ها باید همین الان تموم بشه!

476
00:35:00,700 --> 00:35:03,075
‫دیگه نمی‌تونم ماست‌مالی‌ات کنم!

477
00:35:04,991 --> 00:35:06,450
‫دیگه بسمه، مرتیکه!

478
00:35:07,075 --> 00:35:10,241
‫مرد باش
‫و با یه دختر خونه‌دار ازدواج کن.

479
00:35:10,950 --> 00:35:13,200
‫یا بی‌خیال تاجر شدن شو.

480
00:35:22,491 --> 00:35:23,783
‫احمقِ بی‌خاصیت.

481
00:35:37,200 --> 00:35:38,991
‫تمام تلاشمو کردم
‫که شایلی رو بیدار کنم.

482
00:35:39,700 --> 00:35:40,866
‫بیدار نمیشه.

483
00:35:40,950 --> 00:35:42,325
‫می‌خوای بیای؟

484
00:35:47,575 --> 00:35:48,408
‫باشه!

485
00:35:49,200 --> 00:35:51,575
‫نترسی که؟

486
00:35:54,075 --> 00:35:55,575
‫با منی دیگه، مگه نه؟

487
00:35:55,658 --> 00:35:58,366
‫یادت هست چی گفتی؟
‫گفتی تو کاردرستی.

488
00:36:02,283 --> 00:36:03,366
‫راست میگن،

489
00:36:03,450 --> 00:36:05,908
‫هر چی برای خوشبختی لازمه

490
00:36:07,408 --> 00:36:09,033
‫جلوی چشممونه، با این حال

491
00:36:09,658 --> 00:36:11,866
‫دنبالش جاهای دیگه میگردیم.

492
00:36:13,741 --> 00:36:14,908
‫با من ازدواج کن.

493
00:36:16,450 --> 00:36:17,325
‫چی؟

494
00:36:17,950 --> 00:36:19,158
‫با من ازدواج کن.

495
00:36:20,158 --> 00:36:23,908
‫اما فکر میکردم از تایپ من خوشت نمیاد.

496
00:36:24,491 --> 00:36:26,366
‫از اون چیزا خبر ندارم.

497
00:36:26,450 --> 00:36:29,325
‫فقط میدونم که، نمیدونم چرا،

498
00:36:29,408 --> 00:36:30,950
‫با تو احساس آرامش میکنم.

499
00:36:34,200 --> 00:36:37,283
‫ماجراجویی زیاد خوب نیست.
‫آدم سکته میکنه.

500
00:36:38,158 --> 00:36:39,283
‫نجاتم بده، سومیا.

501
00:37:05,700 --> 00:37:06,908
‫لعنتی!

502
00:37:07,575 --> 00:37:09,116
‫یکی بخر، دوتا ببر!

503
00:37:09,866 --> 00:37:10,825
‫و شایلی؟

504
00:37:23,491 --> 00:37:24,450
‫شایلی!

505
00:37:29,366 --> 00:37:30,491
‫سود!

506
00:37:32,116 --> 00:37:35,033
‫مبارک باشه، زنِ خونه دار و
‫ساده گیرت اومد.

507
00:38:04,033 --> 00:38:06,200
‫پنج تا شات، دیگه کارت تمومه.

508
00:38:07,866 --> 00:38:10,491
‫اما فکر کنم امروز
‫کل بار رو خالی کنم.

509
00:38:13,783 --> 00:38:18,658
‫چون از باختن به خواهرم
‫متنفرم.

510
00:38:22,200 --> 00:38:27,741
‫اگه فقط یه بازیه برات،
‫پس بهتره باختن رو یاد بگیری.

511
00:38:27,825 --> 00:38:34,033
‫…و پر کشید و رفت، منو تو گل ول کرد

512
00:38:34,700 --> 00:38:37,658
‫حالا دیگه دلم

513
00:38:37,741 --> 00:38:42,075
‫به هیچکس اعتماد نمیکنه

514
00:38:42,158 --> 00:38:46,241
‫عشق رو از من گرفتی

515
00:38:46,825 --> 00:38:51,158
‫عشق من

516
00:38:51,241 --> 00:38:54,158
‫برو، ای رانجها، رانجها، رانجها

517
00:38:54,241 --> 00:38:56,783
‫میدونم برات مهم نیست

518
00:38:56,866 --> 00:39:01,950
‫اما این هیر از تو میگذره

519
00:39:02,033 --> 00:39:04,116
‫برو، ای رانجها، رانجها، رانجها

520
00:39:04,700 --> 00:39:07,366
‫میدونم برات مهم نیست

521
00:39:07,450 --> 00:39:12,200
‫اما این هیر از تو میگذره

522
00:39:23,241 --> 00:39:25,658
‫اینجوری ولم نکن، عشقم

523
00:39:25,741 --> 00:39:28,366
‫اینجوری ولم نکن، عشقم

524
00:39:28,450 --> 00:39:33,533
‫همه ی راه هام به تو میرسه

525
00:39:33,616 --> 00:39:36,408
‫اینجوری ولم نکن، عشقم

526
00:39:36,491 --> 00:39:38,950
‫اینجوری ولم نکن، عشقم

527
00:39:39,033 --> 00:39:43,700
‫همه ی راه هام به تو میرسه

528
00:39:43,783 --> 00:39:45,908
‫برو، ای رانجها، رانجها، رانجها

529
00:39:45,991 --> 00:39:48,450
‫میدونم برات مهم نیست

530
00:39:48,533 --> 00:39:54,158
‫اما این هیر از تو میگذره

531
00:39:54,241 --> 00:39:56,825
‫هر چقدرم تلاش کنم

532
00:39:56,908 --> 00:39:59,325
‫دلم نمیفهمه

533
00:39:59,408 --> 00:40:04,575
‫فقط میخواد با تو باشه

534
00:40:05,200 --> 00:40:10,283
‫مثل زرِ ناب بودی
‫درخشیدی و غیب شدی

535
00:40:10,366 --> 00:40:15,200
‫حالا چطوری فراموشت کنم، عشقم؟

536
00:40:15,283 --> 00:40:17,158
‫برو، ای رانجها، رانجها، رانجها

537
00:40:17,241 --> 00:40:19,700
‫میدونم برات مهم نیست

538
00:40:20,283 --> 00:40:25,200
‫اما این هیر از تو میگذره

539
00:40:26,241 --> 00:40:29,366
‫ای رانجها، رانجها، رانجها

540
00:40:29,450 --> 00:40:34,866
‫میدونم برات مهم نیست

541
00:40:34,950 --> 00:40:41,950
‫اما این هیر از تو میگذره

542
00:40:42,491 --> 00:40:47,325
‫اما این هیر از تو میگذره…

543
00:40:47,408 --> 00:40:49,491
‫عشق بین دو نفره.

544
00:40:49,575 --> 00:40:51,741
‫اما بین سه نفر، جنگه.

545
00:40:51,825 --> 00:40:54,908
‫و شایلی نمیخواست
‫به این راحتی تسلیم بشه.

546
00:41:02,075 --> 00:41:05,575
‫وای خدای من!
‫یه شکل، یه لباس.

547
00:41:05,658 --> 00:41:07,325
‫این چه جور خواهریه؟

548
00:41:09,158 --> 00:41:12,158
‫- نگاش کن.
‫- خیلی ضایعه، بابا.

549
00:41:13,158 --> 00:41:14,658
‫کی این کارو میکنه، یار؟

550
00:41:39,158 --> 00:41:40,033
‫عکس خانوادگی؟

551
00:41:42,200 --> 00:41:44,366
‫بیاین، مامان، زود باشین!

552
00:41:46,533 --> 00:41:49,575
‫- شایلی…
‫- هوم؟ چی؟

553
00:41:50,075 --> 00:41:52,158
‫مامان همیشه لباسای
‫شبیه هم تنمون میکرد.

554
00:41:52,241 --> 00:41:54,908
‫باید یادش رو زنده نگه داریم. نه؟

555
00:42:02,158 --> 00:42:03,241
‫بگیر دیگه.

556
00:42:06,366 --> 00:42:07,575
‫لبخند!

557
00:42:10,491 --> 00:42:11,408
‫اوه!

558
00:42:14,700 --> 00:42:15,866
‫شب بخیر، زن داداش!

559
00:42:15,950 --> 00:42:17,950
‫آره، آره، حالا گمشین.

560
00:42:20,616 --> 00:42:23,366
‫بابا، باید به من اعتماد کنی.
‫فکر کنم سال دیگه تو…

561
00:42:23,450 --> 00:42:24,325
‫چه گهی!

562
00:42:26,200 --> 00:42:28,908
‫زن داداش، اینجایی؟

563
00:42:30,075 --> 00:42:33,241
‫پس به کی تو سوییت ماه عسل
‫شب بخیر گفتیم، داداش؟

564
00:42:40,450 --> 00:42:42,991
‫شایلی! شایلی!

565
00:42:43,075 --> 00:42:44,533
‫شایلی، در رو باز کن!

566
00:42:45,116 --> 00:42:46,075
‫شایلی!

567
00:42:47,950 --> 00:42:49,783
‫سلام آبجی!

568
00:42:53,783 --> 00:42:55,116
‫تو حمومه.

569
00:42:57,283 --> 00:42:58,533
‫ریلکس باش!

570
00:42:59,450 --> 00:43:00,700
‫هیچی بینمون نشده.

571
00:43:01,616 --> 00:43:02,866
‫بابا جدی میگم.

572
00:43:03,783 --> 00:43:05,950
‫قسم می‌خورم، فقط داشتم باهاش حرف می‌زدم.

573
00:43:06,450 --> 00:43:07,283
‫با داداشم.

574
00:43:08,158 --> 00:43:10,158
‫بهش گفتم که خوب مراقب خواهرم باشه.

575
00:43:12,575 --> 00:43:14,741
‫کاملاً یادم رفت.

576
00:43:15,241 --> 00:43:17,075
‫مامان داره میاد پیش شما، درسته؟

577
00:43:17,575 --> 00:43:20,741
‫می‌خوای باهاش زندگی کنی، مگه نه؟
‫که ازش مراقبت کنی؟

578
00:43:22,241 --> 00:43:23,616
‫معلومه!

579
00:43:25,075 --> 00:43:28,158
‫- مثل همیشه--
‫- شایلی، ما الان دیگه ازدواج کردیم.

580
00:43:28,825 --> 00:43:31,450
‫پس سعی نکن بین من و درو  بیای.

581
00:43:31,950 --> 00:43:33,741
‫فهمیدی؟

582
00:43:34,783 --> 00:43:37,158
‫شب عروسیته، یه کم  آروم باش عزیزم!

583
00:43:37,241 --> 00:43:40,200
‫بیا! خوش بگذرون!

584
00:43:40,783 --> 00:43:42,200
‫تا وقتی که  طول می‌کشه.

585
00:43:43,325 --> 00:43:46,908
‫مسئله اینه که، تو ممکنه
‫الان درو رو به دست آورده باشی.

586
00:43:47,658 --> 00:43:50,283
‫اما سوال میلیون دلاری اینه…

587
00:43:53,158 --> 00:43:55,116
‫تا کی می‌تونی نگهش داری؟

588
00:44:25,283 --> 00:44:26,991
‫این همه نفرت بین خواهرا؟

589
00:44:27,950 --> 00:44:30,116
‫بزرگترین جنگ دنیا،

590
00:44:31,450 --> 00:44:34,158
‫مهاباراتا، بین برادرها  اتفاق افتاد، نه؟

591
00:44:35,991 --> 00:44:38,283
‫پس کی همه چی
‫شروع به خراب شدن کرد؟

592
00:44:38,366 --> 00:44:41,950
‫فقط چند ماه بعد از عروسی،

593
00:44:43,116 --> 00:44:44,658
‫درو  عصبانی‌تر شد.

594
00:44:44,741 --> 00:44:48,700
‫اوضاع کارش  خراب شد.
‫و عصبانیتش رو سر اون خالی می‌کرد.

595
00:44:48,783 --> 00:44:52,616
‫خانم، سامیا همه چیزش رو فدا می‌کنه

596
00:44:52,700 --> 00:44:54,450
‫تا زندگیش از هم نپاشه.

597
00:44:56,533 --> 00:44:58,283
‫اون هیچوقت شکایت نمی‌کنه.

598
00:45:00,116 --> 00:45:03,158
‫در این صورت، هیچ دلیلی نداره
‫داستان غم انگیزت رو به من بفروشی.

599
00:45:03,241 --> 00:45:05,241
‫یا شکایت کن یا مدرک بیار.

600
00:45:05,825 --> 00:45:06,741
‫مدرک؟

601
00:45:08,908 --> 00:45:10,658
‫ام… اما شما مدرک پیدا می‌کنید، درسته؟

602
00:45:10,741 --> 00:45:12,908
‫آخه، اینطور نیست که
‫بتونم برم تو خونت

603
00:45:12,991 --> 00:45:14,450
‫و برات مدرک جمع کنم.

604
00:45:14,950 --> 00:45:17,616
‫شاید بهتر باشه
‫به جای  نوشیدن، شروع به گشتن کنی.

605
00:45:23,950 --> 00:45:25,325
‫هممم.

606
00:45:31,075 --> 00:45:32,991
‫خوبه!

607
00:45:37,908 --> 00:45:40,075
‫این چیزای محلی می‌کُشَدت.

608
00:45:40,158 --> 00:45:42,283
‫همه اینا رو فراموش کن، شایلی.

609
00:45:42,366 --> 00:45:45,616
‫بگو ببینم، کی از این خونه میری؟

610
00:45:46,283 --> 00:45:48,616
‫وقتی داداشم بگه.

611
00:45:49,241 --> 00:45:50,741
‫اون ازم خواست که اینجا نقل مکان کنم.

612
00:45:51,491 --> 00:45:53,200
‫گفت: «بیا با من زندگی کن.»

613
00:45:56,991 --> 00:45:59,866
‫- شایلی!
‫- ریلکس باش، مامان.

614
00:45:59,950 --> 00:46:01,241
‫خونم داره بازسازی میشه.

615
00:46:01,325 --> 00:46:02,825
‫به جای اینکه  غرق گرد و خاک بشم،

616
00:46:02,908 --> 00:46:05,700
‫بهتر نیست که
‫پیش خانواده عزیزم بمونم؟

617
00:46:06,533 --> 00:46:09,450
‫با عشق، بیشتر و بیشتر عشق.

618
00:46:10,158 --> 00:46:11,241
‫درسته، آبجی؟

619
00:46:17,366 --> 00:46:18,450
‫خب، پس…

620
00:46:24,700 --> 00:46:28,408
‫آقای تیاگی، این پارک ماجراجویی
‫بزرگترین سرمایه‌گذاری ما تا الان خواهد بود.

621
00:46:28,991 --> 00:46:30,991
‫و بازگشت سرمایه کاملاً تضمین شده است.

622
00:46:31,075 --> 00:46:34,325
‫پس ورزش‌های ماجراجویی و دیویپور،
‫اون رو به سطح بعدی می‌بریم.

623
00:46:34,408 --> 00:46:36,575
‫- هممم.
‫- بابا هم خیلی برای این هیجان زده است.

624
00:46:38,450 --> 00:46:40,950
‫بنابراین، کل هزینه پروژه
‫۱۵۰۰۰ کرور است.

625
00:46:41,783 --> 00:46:45,366
‫اما برای مجوز منطقه بندی،
‫به تأیید ۵۰۰ کرور نیاز داریم.

626
00:46:48,700 --> 00:46:51,158
‫چی شده؟ آقای تیاگی؟

627
00:46:53,200 --> 00:46:55,658
‫تنده! تنده!

628
00:46:57,366 --> 00:46:58,741
‫آروم!

629
00:46:58,825 --> 00:47:00,200
‫- ببخشید.
‫- تنده.

630
00:47:00,283 --> 00:47:03,616
‫لطفاً کمی آب بنوشید.

631
00:47:04,325 --> 00:47:06,991
‫لطفاً دو دقیقه به من وقت بدهید.
‫من درستش می‌کنم.

632
00:47:07,575 --> 00:47:09,700
‫نه!

633
00:47:09,783 --> 00:47:11,491
‫آقای تیاگی، حالتون خوبه؟

634
00:47:11,575 --> 00:47:13,200
‫آآآه!

635
00:47:13,283 --> 00:47:15,825
‫با این غذا، جوانه‌های چشایی من
‫به  مرگ تدریجی دچار شدن.

636
00:47:17,075 --> 00:47:19,783
‫من غذای چینی سفارش میدم. کس دیگه‌ای می‌خواد؟

637
00:47:20,283 --> 00:47:23,658
‫نه، نه، من چیزی نمی‌خوام.
‫چیزی نمی‌خوام.

638
00:47:32,450 --> 00:47:34,991
‫ایشون وزیر گردشگری اوتاراکند هستن.

639
00:47:35,658 --> 00:47:39,075
‫و داشت  ۱۵۰۰۰ کرور برای پروژه‌ام  تصویب می‌کرد.

640
00:47:39,158 --> 00:47:41,366
‫- و تو؟
‫- درو…

641
00:47:41,450 --> 00:47:44,575
‫غذا رو  انقدر تند درست کردی…

642
00:47:45,408 --> 00:47:48,200
‫…که نزدیک بود بکُشَش.

643
00:47:48,283 --> 00:47:51,700
‫خواهش می‌کنم.
‫درد داره، درو. خواهش می‌کنم.

644
00:47:53,741 --> 00:47:57,908
‫و تو داری به کسب و کار من آسیب می‌زنی.

645
00:48:02,950 --> 00:48:04,450
‫بعداً به حسابت میرسم.

646
00:48:11,075 --> 00:48:14,241
‫هی! کی بهت اجازه داده اینجا پارک کنی؟

647
00:48:14,325 --> 00:48:16,325
‫- یالا، ببرش.
‫- باشه خانم، چشم.

648
00:48:20,200 --> 00:48:22,033
‫هی! یالا، از اینجا برو.

649
00:48:22,116 --> 00:48:23,366
‫زود باش. یالا.

650
00:48:23,450 --> 00:48:24,866
‫یه چایی تازه دم برای ما درست کن.

651
00:48:25,866 --> 00:48:29,200
‫بدجوری داری ماست مالی میکنی.
‫همه چی خیلی واضحه.

652
00:48:29,283 --> 00:48:31,491
‫چرا از شوهرت شکایت نمیکنی؟

653
00:48:32,491 --> 00:48:34,366
‫همه میدونن کتکت میزنه.

654
00:48:36,700 --> 00:48:40,491
‫اما کسی نمیدونه که
‫اون واقعاً دوستم هم داره.

655
00:48:43,533 --> 00:48:44,616
‫بریم، مامان.

656
00:48:50,700 --> 00:48:53,241
‫فکر میکنه میتونه به پلیس دروغ بگه.

657
00:48:53,325 --> 00:48:55,200
‫تمام صورتش کبوده،

658
00:48:55,283 --> 00:48:57,158
‫اما میگه،
‫"اون دوستم داره."

659
00:48:58,158 --> 00:48:59,325
‫عشق چیز عجیبیه.

660
00:49:00,075 --> 00:49:02,325
‫خانمِ محترم،
‫تا حالا عاشق شدی؟ ها؟

661
00:49:03,616 --> 00:49:04,450
‫نه.

662
00:49:05,075 --> 00:49:07,075
‫- دستفروش‌ها رو بیرون کنید!
‫- باشه.

663
00:49:09,533 --> 00:49:11,616
‫زندگی برای هیجان به یه کم چاشنی دیوونگی نیاز داره.

664
00:49:11,700 --> 00:49:12,741
‫- کاتوچ!
‫- بله قربان!

665
00:49:12,825 --> 00:49:15,366
‫- اومدم تو چایی خونه؟
‫- بفرمایید چایی داغتون.

666
00:49:15,450 --> 00:49:16,283
‫بفرمایید میل کنید.

667
00:49:16,825 --> 00:49:18,575
‫یه دقیقه صبر کن. این اینجا چیکار میکنه؟

668
00:49:18,658 --> 00:49:21,366
‫از خانواده‌ام دور بمون خانم.
‫این آخرین اخطار منه بهت.

669
00:49:23,075 --> 00:49:24,075
‫صبح بخیر، قربان.

670
00:49:24,158 --> 00:49:26,325
‫شنیدید؟
‫زنمو اذیت میکنه.

671
00:49:26,408 --> 00:49:28,616
‫مجبورش میکنه از من شکایت کنه،
‫علیه‌ام اعلام جرم کنه.

672
00:49:28,700 --> 00:49:31,241
‫قربان، من سعی ندارم
‫پرونده‌ای علیه ایشون درست کنم.

673
00:49:31,325 --> 00:49:34,200
‫پرونده روی صورتشه.
‫یه پرونده خشونت خانگی.

674
00:49:34,283 --> 00:49:36,575
‫وقتی از کوره در میره،
‫زنش تاوانشو میده.

675
00:49:36,658 --> 00:49:38,200
‫ازش بپرسید.

676
00:49:38,283 --> 00:49:41,241
‫آرایشت نمیتونه "داستان عاشقانه‌"تون رو قایم کنه!

677
00:49:41,325 --> 00:49:44,366
‫قبلاً بهتون گفتم
‫به کمد خوردم.

678
00:49:47,616 --> 00:49:48,783
‫جای کبودی روی گردن!

679
00:49:50,658 --> 00:49:51,866
‫میبینی اینو؟

680
00:49:51,950 --> 00:49:52,950
‫اون به ما وسواس داره!

681
00:49:53,033 --> 00:49:54,991
‫به هیچی دیگه نمیتونه فکر کنه!

682
00:49:55,075 --> 00:49:56,866
‫بگو دست از سرمون برداره.

683
00:49:56,950 --> 00:49:59,366
‫وگرنه مجبور میشم
‫پدرمو وارد ماجرا کنم.

684
00:50:32,825 --> 00:50:34,116
‫بچه میخوام.

685
00:50:36,033 --> 00:50:37,616
‫دروو، بچه میخوام.

686
00:50:39,158 --> 00:50:40,866
‫بچه میخوام.

687
00:50:45,616 --> 00:50:46,825
‫همون مزخرفات همیشگی!

688
00:50:59,241 --> 00:51:02,908
‫شایلی، عصبانی میشه،
‫بعدش تبدیل به یه هیولای تمام عیار میشه.

689
00:51:04,200 --> 00:51:06,783
‫همش کتکش میزنه،
‫و اونم هیچی نمیگه.

690
00:51:06,866 --> 00:51:07,950
‫اوه، خواهش میکنم!

691
00:51:08,450 --> 00:51:11,283
‫همه اینا فیلمه.
‫همیشه همینجوری بوده.

692
00:51:11,366 --> 00:51:14,658
‫- اما من خودم چندین بار دیدم که زده‌تش.
‫- پس باید ترکش کنه!

693
00:51:15,575 --> 00:51:17,241
‫از همون اولش میدونستم.

694
00:51:17,325 --> 00:51:19,283
‫یکی مثل اون نمیتونه از پس دروو بربیاد.

695
00:51:20,408 --> 00:51:23,658
‫خودت همینو میخوای، نه؟
‫که ترکش کنه؟

696
00:51:26,325 --> 00:51:30,491
‫جذابیت تو
‫قلبمو طلسم کرده

697
00:51:30,575 --> 00:51:32,783
‫هر تپش قلبم میگه

698
00:51:36,533 --> 00:51:38,825
‫نه! نه! سومیا!

699
00:51:39,408 --> 00:51:42,366
‫اونجاست، سومیا کوچولوی بیچاره تو.

700
00:51:44,575 --> 00:51:45,866
‫داره دو صدایی میخونه.

701
00:52:03,866 --> 00:52:05,908
‫شایلی، باید این خونه رو ترک کنی.

702
00:52:12,575 --> 00:52:15,241
‫یه وقتایی میخوای از اتاق برم بیرون، یه وقتایی از خونه.

703
00:52:15,325 --> 00:52:17,741
‫میخوای برم
‫خوابگاه، و حالا هم این…

704
00:52:17,825 --> 00:52:20,575
‫بیا یه کاری کنیم، مامان بزرگ.
‫چرا از این بالکن هولم نمیدی پایین؟

705
00:52:20,658 --> 00:52:22,533
‫اونوقت از دنیا راحت میشم.

706
00:52:22,616 --> 00:52:23,741
‫اونوقت راضی میشی؟

707
00:52:24,325 --> 00:52:25,366
‫خوشحال میشی؟

708
00:52:27,533 --> 00:52:28,700
‫فکر کنم آره.

709
00:52:42,658 --> 00:52:47,450
‫ببخشید، آب گرم
‫حمامم امروز کار نمیکنه.

710
00:52:59,450 --> 00:53:02,575
‫دروو! دروو!
‫دروو! دروو! بس کن، بس کن، بس کن دیگه، دروو!

711
00:53:04,866 --> 00:53:06,533
‫بس کن، دروو. بس کن!

712
00:53:07,366 --> 00:53:08,366
‫بس کن!

713
00:53:08,866 --> 00:53:11,991
‫بس کن، دروو!

714
00:53:12,616 --> 00:53:14,408
‫بس کن، دروو!

715
00:53:14,491 --> 00:53:16,741
‫آخ! بس کن. آخ!

716
00:53:31,116 --> 00:53:34,075
‫مامان بزرگ، چرا با ما
‫نمیای تو اتاق خوابمون؟

717
00:53:34,158 --> 00:53:35,366
‫نه، نه، خواهش میکنم، اصرار دارم.

718
00:53:35,450 --> 00:53:37,158
‫میتونی بین ما دوتا بخوابی.

719
00:53:37,241 --> 00:53:40,283
‫آره؟ کلی جا هست.
‫بیا تو، مامان بزرگ.

720
00:53:40,783 --> 00:53:41,616
‫مامان بزرگ؟

721
00:53:50,158 --> 00:53:52,366
‫بچه ها!

722
00:53:52,450 --> 00:53:53,991
‫بیا، شایلی!

723
00:53:54,075 --> 00:53:56,283
‫- بیا امشب سومیا رو مست کنیم.
‫- هی!

724
00:53:56,366 --> 00:53:57,825
‫بیا! بیا!

725
00:53:57,908 --> 00:53:59,825
‫- نه، نه!
‫- یه دونه دیگه، بیا.

726
00:53:59,908 --> 00:54:01,783
‫بیا دیگه!

727
00:54:02,366 --> 00:54:03,866
‫شایلی! شایلی!

728
00:54:03,950 --> 00:54:07,158
‫ببخشید بچه ها! من حوصله سر بر رو انتخاب کردم.

729
00:54:39,991 --> 00:54:42,158
‫چرا نمیتونی منو و درو رو تنها بذاری؟

730
00:54:49,200 --> 00:54:50,283
‫و بعدش؟

731
00:54:51,575 --> 00:54:53,700
‫رفتن من همه چی رو درست میکنه برات؟

732
00:54:56,033 --> 00:54:58,116
‫ازدواجت که خیلی خوب داره پیش میره.

733
00:54:58,741 --> 00:55:00,200
‫عالی!

734
00:55:01,741 --> 00:55:03,658
‫میخوایم بچه دار بشیم.

735
00:55:05,158 --> 00:55:07,033
‫میخوایم یه نی نی بیاریم.

736
00:55:15,825 --> 00:55:16,950
‫خیلی خب.

737
00:55:18,408 --> 00:55:19,366
‫و شایلی؟

738
00:55:19,450 --> 00:55:20,658
‫چی؟

739
00:55:22,283 --> 00:55:23,783
‫از خونم برو بیرون.

740
00:55:24,491 --> 00:55:28,366
‫منم داشتم میرفتم.
‫باید یه چیز دیگه می خواستم.

741
00:55:29,075 --> 00:55:31,991
‫میخوام برای کافه خرید کنم.
‫مامان هم میاد.

742
00:55:33,616 --> 00:55:35,325
‫پس وقتی تو بچه درست میکنی،

743
00:55:35,825 --> 00:55:37,033
‫یکی باید کار کنه.

744
00:55:45,991 --> 00:55:48,491
‫- کی برمیگردی؟
‫- فقط یه هفته دیگه.

745
00:55:55,533 --> 00:55:57,033
‫- درو؟
‫- هوم؟

746
00:55:58,908 --> 00:55:59,866
‫بچه میخوام.

747
00:56:03,575 --> 00:56:06,075
‫- وقتی برگشتم حرف میزنیم.
‫- سرت شلوغ میشه با کار.

748
00:56:06,158 --> 00:56:07,700
‫باز همون حرفا؟

749
00:56:07,783 --> 00:56:09,700
‫کلی کار ریخته سرم،
‫پروژه های مهم تو راهه.

750
00:56:09,783 --> 00:56:11,033
‫الان وقت بچه دار شدن نیست.

751
00:56:11,116 --> 00:56:13,408
‫یعنی چی؟
‫من واقعا بچه میخوام.

752
00:56:13,491 --> 00:56:16,158
‫- که نمیشه همیشه هر چی تو میخوای بشه.
‫- یعنی چی هر چی من میخوام؟

753
00:56:16,241 --> 00:56:17,991
‫از وقتی ازدواج کردیم،
‫هرچی تو گفتی شده.

754
00:56:18,075 --> 00:56:19,241
‫تو اون جادوگره رو خواستی تو خونه باشه،

755
00:56:19,325 --> 00:56:20,866
‫- و حالا اون داره رو سرمون رقص و آواز راه انداخته--
‫- «جادوگر؟»

756
00:56:20,950 --> 00:56:22,158
‫درو، اون مثل مادر منه!

757
00:56:22,241 --> 00:56:24,408
‫آ، پس، حالا من باید
‫تمام روز جون بکنم،

758
00:56:24,491 --> 00:56:26,241
‫و وقتی برگشتم خونه،
‫با درام تو سر و کله بزنم.

759
00:56:26,325 --> 00:56:27,783
‫من دارم درام راه میندازم؟

760
00:56:27,866 --> 00:56:30,700
‫تمام روز به حرف تو گوش میدم،
‫ولی اگه به کوچکترین چیزی نه بگم--

761
00:56:30,783 --> 00:56:33,450
‫مرد هر کاری بکنه،
‫زن هیچوقت راضی نمیشه.

762
00:56:33,533 --> 00:56:35,783
‫اگه شوخی کنم،
‫زود ناراحت میشی.

763
00:56:35,866 --> 00:56:37,741
‫اگه بخوام برم بیرون،
‫استرس میگیری!

764
00:56:37,825 --> 00:56:39,741
‫و لیست داروهات هیچوقت تمومی نداره.

765
00:56:40,366 --> 00:56:42,700
‫نمیتونم درست و حسابی زندگی کنم،
‫میدونی که؟

766
00:56:42,783 --> 00:56:46,116
‫احساس خفگی میکنم.
‫لعنتی من بچه نمیخوام!

767
00:56:47,658 --> 00:56:49,491
‫آه، حالا این.

768
00:56:49,575 --> 00:56:51,825
‫گریه! میدونی،
‫من بودم که اشتباه کردم؟

769
00:56:51,908 --> 00:56:53,575
‫با خواهر اشتباهی ازدواج کردم.

770
00:56:53,658 --> 00:56:56,658
‫- شاید باید با شایلی ازدواج میکردم.
‫- آره، باید میکردی.

771
00:56:57,158 --> 00:56:59,658
‫ولی اون موقع تو یه زن خونه دار میخواستی، نه؟ هان؟

772
00:57:01,075 --> 00:57:02,158
‫من فقط یه لیست بودم برات.

773
00:57:02,866 --> 00:57:06,325
‫یکی که از خونه مراقبت کنه،
‫آشپزی بلد باشه، مشروب نخوره.

774
00:57:06,408 --> 00:57:08,991
‫و حالا دقیقا همین چیزا
‫دارن خفت میکنن، هان؟

775
00:57:09,075 --> 00:57:12,075
‫و از چه کاری حرف میزنی؟
‫همه چی رو آماده تحویلت گرفتن.

776
00:57:12,158 --> 00:57:15,575
‫بابا این کار و کاسبی رو برات راه انداخت،
‫و تو حتی نمیتونی درست و حسابی اداره اش کنی.

777
00:57:20,533 --> 00:57:22,116
‫چی گفتی؟ هان؟

778
00:57:25,116 --> 00:57:26,658
‫تو میخوای به من
‫یاد بدی چطوری کارم رو اداره کنم؟

779
00:57:37,575 --> 00:57:43,700
‫خونه، خونه ی شیرین…

780
00:57:49,033 --> 00:57:52,158
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم،
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم.

781
00:58:00,491 --> 00:58:05,158
‫خدایا، چرا من برای یه نفر به دنیا اومدم

782
00:58:05,241 --> 00:58:06,825
‫که یکی دیگه منو ازش بگیره، آه…

783
00:58:06,908 --> 00:58:09,616
‫بچه میخوای، هان؟

784
00:58:36,283 --> 00:58:38,241
‫اینطوری با من حرف نزن!

785
00:58:38,325 --> 00:58:39,866
‫چرا باید هی حرفم رو تکرار کنم؟

786
00:58:39,950 --> 00:58:41,783
‫چرا باید هی
‫دوباره و دوباره بگم؟

787
00:58:41,866 --> 00:58:45,075
‫هان؟ نمیفهمی، نه؟

788
00:58:58,991 --> 00:59:03,741
‫…ای پدر، در خانه ات

789
00:59:03,825 --> 00:59:10,825
‫دختر دلبندت حالا رفته…

790
00:59:15,491 --> 00:59:16,908
‫سومیا!

791
00:59:18,825 --> 00:59:20,575
‫چرا این کارو با من میکنی؟

792
00:59:21,616 --> 00:59:22,450
‫تو…

793
00:59:23,116 --> 00:59:25,491
‫میدونی وقتی از کوره در میرم
‫چی میشه.

794
00:59:25,575 --> 00:59:26,575
‫چرا این کارو میکنی؟

795
00:59:27,450 --> 00:59:29,658
‫چرا منو انقدر عصبانی میکنی؟ هان؟

796
00:59:29,741 --> 00:59:31,283
‫حالا ببین چی کارم کردی.

797
00:59:35,991 --> 00:59:40,241
‫همانطور که مادر
‫و دختر برای آخرین بار همدیگر را در آغوش گرفتند

798
00:59:40,325 --> 00:59:43,200
‫چهار دیوار از غم لرزیدند

799
00:59:49,866 --> 00:59:54,116
‫خدایا، چرا من برای یه نفر به دنیا اومدم

800
00:59:54,200 --> 01:00:01,116
‫که یکی دیگه منو ازش بگیره، آه

801
01:00:03,200 --> 01:00:08,950
‫خونه، خونه ی شیرین

802
01:00:10,366 --> 01:00:15,033
‫ای پدر، در خانه ات

803
01:00:15,116 --> 01:00:21,283
‫یک کبوتر رنگین کمانی با صدای بلند ناله می کند، آه

804
01:00:23,450 --> 01:00:30,366
‫خونه، خونه ی شیرین

805
01:00:31,158 --> 01:00:35,366
‫ای پدر، اون بالا تو خونه‌ات

806
01:00:35,450 --> 01:00:42,241
‫دختر دردونه‌ات دیگه نیست

807
01:00:43,783 --> 01:00:48,991
‫خونه، خونه‌ی شیرینم

808
01:00:49,866 --> 01:00:54,950
‫خونه، خونه‌ی شیرینم

809
01:00:56,533 --> 01:00:58,783
‫- اینجوری نمیشه.
‫- ها؟

810
01:01:00,241 --> 01:01:01,783
‫باید یه کاری بکنیم.

811
01:01:01,866 --> 01:01:06,283
‫خانم، من چیزای بدی
‫درباره گذشته شوهرش شنیدم.

812
01:01:06,366 --> 01:01:08,450
‫پرونده‌های خشونت
‫علیه اون تو هاریانا هست.

813
01:01:08,533 --> 01:01:10,200
‫یکی‌شون "اقدام به قتل"ه.

814
01:01:10,283 --> 01:01:12,325
‫- ماشین رو بیار. میریم هاریانا.
‫- ها؟

815
01:01:13,116 --> 01:01:15,616
‫- واقعا باید یاد بگیرم که خفه خون بگیرم.
‫- بیا، راه بیفت!

816
01:01:16,450 --> 01:01:19,616
‫سونیت‌پت

817
01:01:24,950 --> 01:01:26,450
‫سلام، خانم.

818
01:01:28,450 --> 01:01:30,200
‫پیدا کردن اینجارو سخت بود؟

819
01:01:33,825 --> 01:01:36,533
‫میدونیم چرا اینجایی.
‫منتظرت بودیم.

820
01:01:37,366 --> 01:01:39,366
‫تو بازرس جدید
‫از داویپور هستی، درسته؟

821
01:01:39,950 --> 01:01:43,325
‫ما میدونستیم داری میای اینجا
‫چون از سونیت‌پت رد شدی.

822
01:01:44,033 --> 01:01:47,616
‫عمو وزیرِ.
‫خیلی تو دهلی پارتی داره.

823
01:01:47,700 --> 01:01:51,200
‫و "دی" ما یه شیرِ!
‫فقط یه کم زود از کوره در میره.

824
01:01:51,283 --> 01:01:54,366
‫خب خانم، اومدی
‫با مدیر صحبت کنی، درسته؟

825
01:01:54,866 --> 01:01:58,408
‫آره، اینجا همون بارِ
‫که "دی" توش تیر هوایی شلیک کرد.

826
01:01:58,491 --> 01:02:00,200
‫یه پرونده علیهش تشکیل شد.

827
01:02:00,283 --> 01:02:03,200
‫به من اعتماد کن، زحمت نکش
‫با مدیر ملاقات کنی.

828
01:02:04,075 --> 01:02:08,866
‫هر کاری میخوای بکنی خانم،
‫یه بار دیگه روش فکر کن.

829
01:02:08,950 --> 01:02:10,575
‫ما اینارو نمیگیم

830
01:02:11,075 --> 01:02:13,075
‫که الکی اذیتت کرده باشیم
‫میدونی که خانم.

831
01:02:22,491 --> 01:02:23,950
‫حتی من اینجا نیستم

832
01:02:24,033 --> 01:02:26,658
‫که باهات بازی کنم.

833
01:02:31,408 --> 01:02:33,033
‫میخوام مدیر بار رو ببینم.

834
01:02:38,241 --> 01:02:39,991
‫گویند، چمدون رو از ماشین بیار.

835
01:02:44,616 --> 01:02:45,533
‫میتونست بمیره.

836
01:02:46,116 --> 01:02:49,700
‫اگه یه بار دیگه دست روت بلند کنی،
‫میبرمت کلانتری.

837
01:02:50,283 --> 01:02:52,616
‫این افسر جدید
‫فقط دنبال یه بهونه‌اس

838
01:02:52,700 --> 01:02:54,658
‫که یه پرونده جنایی علیه تو تشکیل بده.

839
01:02:56,325 --> 01:02:58,158
‫جرئت داری یه بار دیگه بهش نزدیک بشی.

840
01:03:06,658 --> 01:03:10,450
‫مامان، برو و شکایت کن.

841
01:03:10,533 --> 01:03:13,908
‫منم بهشون میگم
‫چه داروهایی مصرف میکرده

842
01:03:13,991 --> 01:03:17,491
‫برای استرسش،
‫برای افسردگیش، برای اضطرابش،

843
01:03:17,991 --> 01:03:19,908
‫اینکه چطور غیرقابل پیش‌بینی شده بود.

844
01:03:20,491 --> 01:03:21,866
‫اونا باید بدونن

845
01:03:21,950 --> 01:03:25,283
‫چطور یه مرد بیچاره رو گول زدن تا
‫با یه زن دیوونه ازدواج کنه.

846
01:03:26,116 --> 01:03:29,658
‫اونا میبینن چقدر دوسش دارم،
‫و نسخه‌ها رو هم میبینن.

847
01:03:31,658 --> 01:03:37,575
‫و اگه این همه استرس
‫باعث بشه به خودکشی فکر کنه چی؟

848
01:03:39,116 --> 01:03:40,700
‫اگه خودکشی کنه چی؟

849
01:03:48,283 --> 01:03:49,116
‫مامان!

850
01:04:09,200 --> 01:04:11,033
‫سومیا، کلید خونه رو ندیدی؟

851
01:04:12,658 --> 01:04:13,825
‫اینا چیه دیگه؟

852
01:04:15,200 --> 01:04:17,325
‫- چرا ولش نمیکنی؟
‫- هیس!

853
01:04:30,491 --> 01:04:31,658
‫هر کاری میخوای بکن.

854
01:04:47,158 --> 01:04:47,991
‫بله؟

855
01:04:51,158 --> 01:04:54,866
‫شایلی یار، این بازرس جدید
‫داره حسابی رو مخم راه میره.

856
01:04:54,950 --> 01:04:56,408
‫وقتشه یه سر بهش بزنیم.

857
01:05:02,325 --> 01:05:04,283
‫خب، هاریانا چطور بود خانم؟

858
01:05:04,783 --> 01:05:08,533
‫انگار حسابی خوش گذشته.
‫پرونده‌های قدیمی رو هم درآوردی.

859
01:05:16,908 --> 01:05:17,908
‫خوبه.

860
01:05:17,991 --> 01:05:18,825
‫قشنگه!

861
01:05:20,866 --> 01:05:22,200
‫قشنگه!

862
01:05:28,533 --> 01:05:31,325
‫این کار میکنه یا فقط واسه قشنگیه؟

863
01:05:38,533 --> 01:05:40,658
‫امیدوارم بدونی با کی در افتادی.

864
01:05:42,741 --> 01:05:44,075
‫من همه چیزو میدونم.

865
01:05:45,408 --> 01:05:48,116
‫از همه پرونده‌هایی که
‫علیه تو تو هاریانا هست خبر دارم.

866
01:05:48,950 --> 01:05:50,158
‫مراقب باش.

867
01:05:50,783 --> 01:05:53,075
‫وگرنه به جرم خشونت خانگی دستگیرت میکنم…

868
01:05:53,158 --> 01:05:55,116
‫…و میندازمت زندان.

869
01:05:57,033 --> 01:05:58,658
‫فکر میکنی دستگیر کردنم انقدر راحته؟

870
01:06:00,241 --> 01:06:02,491
‫حتما این جمله رو زیاد شنیدی.

871
01:06:02,991 --> 01:06:04,491
‫تو فیلما چی میگن؟

872
01:06:05,866 --> 01:06:07,366
‫"میدونی بابام کیه؟"

873
01:06:10,116 --> 01:06:13,658
‫تا وقتی که تو بدونی بابات کیه،
‫فرقی نداره.

874
01:06:13,741 --> 01:06:14,950
‫تو!

875
01:06:15,033 --> 01:06:17,450
‫مواظب خودت باش!
‫داری پاتو از گلیمت درازتر میکنی!

876
01:06:47,325 --> 01:06:48,950
‫چه مرگته؟

877
01:06:49,033 --> 01:06:51,283
‫چرا هی عصبانی میشی؟

878
01:06:53,075 --> 01:06:55,908
‫قسم میخوری که سومیا رو نزدی، درسته؟

879
01:06:55,991 --> 01:06:59,241
‫بهت گفتم از پله‌ها افتاد.
‫معلومه که آسیب میبینه.

880
01:07:06,700 --> 01:07:07,991
‫باشه، آروم باش.

881
01:07:08,950 --> 01:07:10,325
‫آروم باش.

882
01:07:15,950 --> 01:07:17,825
‫حقیقت خواهرتو میدونی.

883
01:07:18,325 --> 01:07:19,450
‫میدونی چه کارایی ازش برمیاد.

884
01:07:21,533 --> 01:07:23,950
‫اول منو عصبی میکنه،
‫بعدشم فیلم بازی میکنه.

885
01:07:25,491 --> 01:07:27,783
‫زندگیم جهنمه!

886
01:07:29,241 --> 01:07:31,950
‫هیس! آروم باش. می‌دونم، می‌دونم.

887
01:07:38,908 --> 01:07:40,616
‫دیگه نمی‌تونم با سومیا زندگی کنم.

888
01:07:43,116 --> 01:07:44,116
‫واقعا نمی‌تونم.

889
01:07:53,325 --> 01:07:55,450
‫برای آخرین بار می‌گم،
‫بهش دست نزدم.

890
01:07:55,533 --> 01:07:56,741
‫فقط رفتم اونجا باهاش حرف بزنم.

891
01:07:56,825 --> 01:07:59,783
‫خب، فکر کنم حرف زدن رو با کتک زدن قاطی کردی.

892
01:08:00,658 --> 01:08:02,575
‫می‌دونی که از هاریانا فرار کرده؟

893
01:08:02,658 --> 01:08:04,866
‫یه پرونده علیهش تشکیل شده،
‫"اقدام به قتل".

894
01:08:04,950 --> 01:08:06,491
‫بعدی، قراره تو رو بکشه.

895
01:08:06,575 --> 01:08:09,908
‫خانم، اون پرونده‌ها
‫تحت صلاحیت اون حوزه قضایی هستن

896
01:08:09,991 --> 01:08:11,200
‫و تحت رسیدگی هستن.

897
01:08:11,283 --> 01:08:13,950
‫و به هر حال،
‫موکلم الان آدم دیگه‌ای شده.

898
01:08:14,450 --> 01:08:18,366
‫می‌دونی، خیلی تلاش کرده
‫که خشمش رو کنترل کنه.

899
01:08:18,450 --> 01:08:19,408
‫به‌به!

900
01:08:19,491 --> 01:08:22,241
‫باید بهش بهارات راتنا بدیم
‫بخاطر کنترل خشمش؟

901
01:08:28,116 --> 01:08:29,283
‫وقتشه حرف بزنی.

902
01:08:29,866 --> 01:08:32,658
‫به خودت فکر کن چون
‫اون قرار نیست دست از کتک زدنت برداره.

903
01:08:38,616 --> 01:08:40,116
‫همه چی بین ما خوبه.

904
01:08:44,741 --> 01:08:45,825
‫ما…

905
01:08:46,408 --> 01:08:48,408
‫دیوونه‌وار عاشق همدیگه‌ایم.

906
01:08:50,116 --> 01:08:52,325
‫در واقع، داریم بچه‌دار می‌شیم.

907
01:08:54,033 --> 01:08:55,991
‫می‌خوایم بچه‌دار شیم.

908
01:08:58,325 --> 01:08:59,200
‫مگه نه؟

909
01:09:01,283 --> 01:09:02,366
‫آ… آره.

910
01:09:19,658 --> 01:09:22,450
‫سومیا، ممنونم بابت کاری که کردی.

911
01:09:29,116 --> 01:09:32,950
‫شایلی احتمالا می‌خواد بدونه
‫نقشه‌هامون برای هولی چیه. همینه.

912
01:09:39,741 --> 01:09:41,116
‫هولی رو بی‌خیال.

913
01:09:49,658 --> 01:09:51,866
‫بیا داستان عشقمون رو از اول شروع کنیم.

914
01:09:53,033 --> 01:09:55,075
‫یادت میاد چه‌جوری ازم خواستگاری کردی؟

915
01:09:55,658 --> 01:09:59,491
‫می‌خوام دوباره این کار رو بکنی
‫وقتی داریم تو هوا پرواز می‌کنیم،

916
01:10:00,658 --> 01:10:01,991
‫وسط ابرها.

917
01:10:09,866 --> 01:10:11,241
‫نمی‌ترسی؟

918
01:10:19,200 --> 01:10:20,408
‫تو پیشمی.

919
01:10:28,700 --> 01:10:29,658
‫باشه.

920
01:10:32,033 --> 01:10:35,116
‫اما بعد از جشن هولی می‌ریم.

921
01:10:35,616 --> 01:10:38,158
‫قول میدم. ها؟

922
01:10:40,616 --> 01:10:44,241
‫طبل بزن، سنج بزن

923
01:10:44,325 --> 01:10:48,033
‫بهار امسال دیوونه شده

924
01:10:48,116 --> 01:10:51,116
‫بگو هی هو، هی هو، هی هو

925
01:10:55,033 --> 01:10:57,783
‫هی، این هیجان
‫رفته تو سرم

926
01:10:57,866 --> 01:11:01,075
‫هی، امیدوارم مامان ناراحت نشه

927
01:11:01,158 --> 01:11:03,658
‫وقتی تفنگ آب‌پاش رنگارنگم آب می‌پاشه

928
01:11:03,741 --> 01:11:06,116
‫اگه همه
‫مثل رانویر سینگ بشن چی؟

929
01:11:06,200 --> 01:11:08,908
‫هی، ناراحت نشو، هولی‌یه

930
01:11:08,991 --> 01:11:12,741
‫این دختره می‌خواد لاس بزنه، هی

931
01:11:12,825 --> 01:11:13,991
‫بنگ بنگ!

932
01:11:14,075 --> 01:11:15,616
‫رنگ‌های سایه‌دارم

933
01:11:15,700 --> 01:11:16,783
‫بنگ بنگ!

934
01:11:16,866 --> 01:11:18,408
‫امیدوارم روت نپاشم

935
01:11:18,491 --> 01:11:19,783
‫بنگ بنگ!

936
01:11:19,866 --> 01:11:21,158
‫امیدوارم خیلی بالا نرم

937
01:11:21,241 --> 01:11:23,325
‫بنگ بنگ!

938
01:11:29,950 --> 01:11:34,408
‫اینجا، اونجا، همه جا
‫داره یه کم شلوغ میشه

939
01:11:34,491 --> 01:11:38,200
‫تو و من، من و تو
‫داریم بهم می‌پیچیم

940
01:11:38,283 --> 01:11:41,158
‫آره، آره، آره، آره

941
01:11:41,241 --> 01:11:45,741
‫تو یه ظرف برنجی براقی
‫تو یه بادکنک آبی

942
01:11:45,825 --> 01:11:49,408
‫هرجا نگاه می‌کنم
‫مثل یه کرکره آویزونی

943
01:11:49,491 --> 01:11:51,491
‫من یه گنجم

944
01:11:51,575 --> 01:11:53,450
‫من یه گنجم، تو یه صندوقی

945
01:11:53,533 --> 01:11:57,200
‫چه زوجی، اوه

946
01:11:57,283 --> 01:11:58,533
‫بنگ بنگ!

947
01:11:58,616 --> 01:12:00,158
‫هی، رنگ‌های سایه‌دارم

948
01:12:00,241 --> 01:12:01,283
‫بنگ بنگ!

949
01:12:01,366 --> 01:12:02,908
‫امیدوارم روت نپاشم

950
01:12:02,991 --> 01:12:04,075
‫بنگ بنگ…

951
01:12:05,033 --> 01:12:06,241
‫بله، مادرجان؟

952
01:12:06,825 --> 01:12:08,866
‫دم در معبد وایسادم، باشه؟

953
01:12:10,825 --> 01:12:14,825
‫امیدوارم روت نپاشم
‫روت نپاشم، یه کم رنگ بگیرم

954
01:12:14,908 --> 01:12:16,991
‫امیدوارم روت نپاشم…

955
01:12:17,825 --> 01:12:18,908
‫بله، باشه.

956
01:12:19,408 --> 01:12:23,158
‫امیدوارم خیلی بالا نرم…

957
01:12:26,408 --> 01:12:28,408
‫- بریم؟
‫- بعدا می‌ریم.

958
01:12:29,908 --> 01:12:30,741
‫همین الان.

959
01:12:32,658 --> 01:12:33,491
‫بریم.

960
01:12:43,283 --> 01:12:45,783
‫دنبالت می‌گشتم.
‫مدرک کجاست؟

961
01:12:46,283 --> 01:12:48,033
‫نشونم بده. چی پیدا کردی؟

962
01:12:48,741 --> 01:12:50,200
‫خانم، همه چی تموم شد.

963
01:12:51,366 --> 01:12:53,241
‫شایلی و درو با همن.

964
01:12:53,741 --> 01:12:55,783
‫خیلی نگران سومیام.

965
01:13:01,200 --> 01:13:03,825
‫- این مدرکته؟
‫- به دردت نمی‌خوره؟

966
01:13:03,908 --> 01:13:05,075
‫با این چی کار کنم؟

967
01:13:05,658 --> 01:13:07,616
‫فقط داری منو
‫سرِ کار می‌ذاری.

968
01:13:09,450 --> 01:13:10,325
‫سومیا!

969
01:13:11,325 --> 01:13:12,158
‫الو؟

970
01:13:13,325 --> 01:13:14,283
‫ب… بله، سومیا.

971
01:13:14,783 --> 01:13:16,950
‫الو؟ الو؟

972
01:13:17,033 --> 01:13:18,158
‫چی شده؟

973
01:13:19,408 --> 01:13:20,825
‫خیلی ترسیده به نظر می‌رسید.

974
01:13:21,825 --> 01:13:23,616
‫رفتن به سمت ولی ویو پوینت.

975
01:13:26,241 --> 01:13:27,991
‫الو؟

976
01:13:28,866 --> 01:13:29,950
‫میرم یه سر می‌زنم.

977
01:13:30,033 --> 01:13:31,741
‫- می‌تونم باهات بیام؟
‫- نه!

978
01:13:38,116 --> 01:13:40,366
‫- پلیس اینجاست.
‫- کمکم کنید!

979
01:13:41,825 --> 01:13:44,116
‫- یکی کمکم کنه!
‫- مطمئنم که نجات پیدا نمی‌کنن.

980
01:13:44,200 --> 01:13:45,491
‫حتما سقوط می‌کنن.

981
01:13:45,575 --> 01:13:47,866
‫امیدوارم حالش خوب باشه،
‫داره سعی می‌کنه بکشتش!

982
01:13:48,366 --> 01:13:50,741
‫به اون یارو نگاه کن.
‫داره سعی می‌کنه بکشتش.

983
01:13:50,825 --> 01:13:52,075
‫بدو، بدو! بدو!

984
01:13:54,491 --> 01:13:56,283
‫دارن می‌میرن. من…

985
01:13:56,366 --> 01:13:58,491
‫یه کاری بکن، دارن
‫به ته دره پرت می‌شن.

986
01:13:58,575 --> 01:13:59,658
‫خدای من!

987
01:13:59,741 --> 01:14:02,866
‫- یکی کمکم کنه!
‫- دارن می‌میرن.

988
01:14:02,950 --> 01:14:03,783
‫خانم جی.

989
01:14:03,866 --> 01:14:06,658
‫- یکی کمکم کنه!
‫- نجات پیدا نمی‌کنه.

990
01:14:07,616 --> 01:14:08,616
‫سومیا!

991
01:14:08,700 --> 01:14:10,116
‫درو، خواهش می‌کنم، نه!

992
01:14:10,741 --> 01:14:13,075
‫- کمکم کن!
‫- داری چی کار می‌کنی؟

993
01:14:15,241 --> 01:14:17,366
‫- تیم رو بردار و برو روی پل!
‫- بله.

994
01:14:17,866 --> 01:14:19,783
‫اگه زنده بمونن،
‫اونجا سقوط می‌کنن.

995
01:14:19,866 --> 01:14:20,866
‫بله.

996
01:14:20,950 --> 01:14:22,075
‫و به آمبولانس زنگ بزن.

997
01:14:22,158 --> 01:14:23,283
‫بله، خانم جی.

998
01:14:23,991 --> 01:14:26,491
‫به چی نگاه می‌کنین؟
‫یالا، ماشین رو روشن کن.

999
01:14:26,575 --> 01:14:28,950
‫کمک!

1000
01:14:35,658 --> 01:14:39,200
‫- کمکم کن! یکی کمکم کنه!
‫- سومیا، نه!

1001
01:14:39,283 --> 01:14:40,283
‫داری چی کار می‌کنی؟

1002
01:14:44,200 --> 01:14:45,700
‫کمک!

1003
01:14:45,783 --> 01:14:47,450
‫کمک!

1004
01:14:47,533 --> 01:14:49,741
‫کمک!

1005
01:14:49,825 --> 01:14:51,700
‫چرا اینقدر شلوغه؟

1006
01:14:51,783 --> 01:14:53,158
‫اینجا چه خبره؟ هه؟

1007
01:14:53,241 --> 01:14:55,866
‫برید کمکشون کنید.

1008
01:14:55,950 --> 01:14:58,741
‫مراقب باشید، باشه، مراقب باشید.

1009
01:14:58,825 --> 01:15:02,366
‫- با ما همکاری کن.
‫- حالت خوبه؟

1010
01:15:09,033 --> 01:15:10,825
‫بگو، بگو.

1011
01:15:10,908 --> 01:15:13,200
‫این دفعه گند زدی.
‫می‌خواستی زنت رو بکشی؟

1012
01:15:14,741 --> 01:15:17,658
‫- خودش مهارش رو ول کرد.
‫- چرا باید همچین کاری بکنه؟

1013
01:15:17,741 --> 01:15:20,658
‫آهای، آقا، اون خواهرمه.
‫اون خواهرمه، خواهش می‌کنم.

1014
01:15:20,741 --> 01:15:23,991
‫سومیا، بهم بگو! حرف بزن، سومیا.

1015
01:15:26,325 --> 01:15:28,033
‫- قسر در نمی‌ری.
‫- چی می‌گی؟

1016
01:15:28,116 --> 01:15:30,158
‫- سعی کردم نجاتش بدم.
‫- باشه، باشه.

1017
01:15:30,241 --> 01:15:31,991
‫- می‌دونم تو--
‫- دستگیرش کنید!

1018
01:15:32,075 --> 01:15:33,700
‫- و از سومیا  اظهارات بگیرین.
‫- باشه.

1019
01:15:33,783 --> 01:15:36,450
‫- بجنبید!
‫- چه خبره؟

1020
01:15:36,533 --> 01:15:38,033
‫سومیا، بهشون چی گفتی؟

1021
01:15:38,116 --> 01:15:39,200
‫این چه مسخره‌بازی‌ایه؟

1022
01:15:39,283 --> 01:15:40,866
‫کجا می‌برینم؟ ولم کن!

1023
01:15:40,950 --> 01:15:41,783
‫سومیا! سومیا!

1024
01:15:41,866 --> 01:15:43,658
‫- بهشون چی گفتی؟
‫- عوضی، خفه شو!

1025
01:15:49,908 --> 01:15:52,283
‫سومیا! هی، تو، ولم کن!

1026
01:15:52,366 --> 01:15:55,200
‫من کاری نکردم. سومیا!

1027
01:16:06,658 --> 01:16:07,866
‫می‌تونی با من حرف بزنی، سومیا.

1028
01:16:10,116 --> 01:16:12,325
‫درو سود سعی کرد اون بالا منو بکشه.

1029
01:16:12,408 --> 01:16:14,575
‫- چه مزخرفاتی! داره دروغ می‌گه!
‫- ساکت!

1030
01:16:14,658 --> 01:16:16,616
‫خانم، من کاری نکردم.

1031
01:16:16,700 --> 01:16:17,866
‫شایلی، تو همه چیز رو می‌دونی.

1032
01:16:17,950 --> 01:16:19,200
‫چرا بهشون نمی‌گی؟

1033
01:16:26,908 --> 01:16:28,283
‫الان ازش  اظهارات بگیرین.

1034
01:16:34,783 --> 01:16:35,866
‫آقا!

1035
01:16:35,950 --> 01:16:38,283
‫اوضاع از کنترل خارج شده.
‫ممکنه پای مقامات بالاتر هم وسط کشیده بشه.

1036
01:16:38,366 --> 01:16:40,533
‫از تریپاتی جی بخوایم
‫پرونده درو رو رسیدگی کنه.

1037
01:16:40,616 --> 01:16:42,866
‫اما وی جی، زیاد به خودت امید نده.

1038
01:16:42,950 --> 01:16:44,575
‫امیدم رو از دست نمی‌دم، آقا.

1039
01:16:45,075 --> 01:16:47,533
‫چون تریپاتی جی با این موضوع  مبارزه نمی‌کنه.
‫خودم انجامش می‌دم.

1040
01:16:48,325 --> 01:16:50,158
‫مهم نیست
‫چقدر پارتی داره.

1041
01:16:50,241 --> 01:16:52,575
‫این دفعه، در ملاء عام مرتکب جرم شده.

1042
01:16:52,658 --> 01:16:53,866
‫مردم فیلم گرفتن.

1043
01:16:54,366 --> 01:16:56,366
‫و نمی‌ذارم قسر در بره.

1044
01:16:57,825 --> 01:16:59,658
‫مطمئن شو که این دفعه برنده می‌شی، ویدیا جیوتی.

1045
01:17:00,491 --> 01:17:03,325
‫تمام تلاشمو می‌کنم، جناب.
‫این کارو برای سومیا می‌کنم.

1046
01:17:04,283 --> 01:17:06,783
‫تا حالا ندیدم
‫یه افسر پلیس پرونده‌ای رو وکالت کنه.

1047
01:17:06,866 --> 01:17:08,866
‫می‌دونی،
‫باید درخواست بدی.

1048
01:17:08,950 --> 01:17:11,658
‫به هر حال اون
‫یه مدرک حقوق قاب گرفته تو خونه داره.

1049
01:17:12,158 --> 01:17:14,533
‫واقعاً نمی‌دونم
‫خانم چطوری می‌خواد این کارو بکنه.

1050
01:17:14,616 --> 01:17:16,200
‫- باشه، خانم.
‫- کاتوچ، پرونده؟

1051
01:17:16,283 --> 01:17:17,408
‫اوم، خانم، بفرمایید.

1052
01:17:18,741 --> 01:17:21,950
‫همه مدارک سود رو ثبت کردم.

1053
01:17:28,866 --> 01:17:30,991
‫چرا می‌دوی؟
‫چی شده؟ یواش‌تر.

1054
01:17:31,075 --> 01:17:34,825
‫- جناب، پدرش اینجاست.
‫- پدرش اومده اینجا؟

1055
01:17:41,241 --> 01:17:43,158
‫به نظر می‌رسه وزیر یه کاری کرده.

1056
01:17:43,908 --> 01:17:44,950
‫نگران نباش، کاتوچ.

1057
01:17:45,033 --> 01:17:47,283
‫حتی پدرش هم
‫نمی‌تونه امروز نجاتش بده.

1058
01:17:49,491 --> 01:17:52,408
‫خانم، سلام.

1059
01:17:56,950 --> 01:18:00,658
‫خانم جی، هر غلطی دلت می‌خواد بکن.

1060
01:18:01,491 --> 01:18:03,950
‫اما از من می‌شنوی،

1061
01:18:04,033 --> 01:18:05,991
‫به زودی آزاد می‌شم!

1062
01:18:08,033 --> 01:18:10,033
‫- تو! داری چیکار می‌کنی؟
‫- دی ما کجاست؟

1063
01:18:10,116 --> 01:18:10,950
‫دروو!

1064
01:18:11,991 --> 01:18:14,075
‫گوش کن، داری میای دهلی، درسته؟

1065
01:18:15,450 --> 01:18:19,075
‫جلوی قاضی تو دادگاه بشکن بزن.

1066
01:18:19,158 --> 01:18:20,200
‫وقت ادب کردنته.

1067
01:18:20,283 --> 01:18:22,908
‫هی! بندازینشون بیرون.
‫اینجا کلانتری منه.

1068
01:18:22,991 --> 01:18:25,533
‫- دهلی تو نیست. گمشو بیرون!
‫- به زودی آزاد می‌شی.

1069
01:18:25,616 --> 01:18:27,950
‫جناب،
‫این اتفاق جلوی همه افتاد.

1070
01:18:28,450 --> 01:18:29,408
‫مدرک هست.

1071
01:18:30,408 --> 01:18:33,241
‫- این دفعه باید بریم دادگاه.
‫- قاضی کیه؟

1072
01:18:33,741 --> 01:18:35,783
‫قاضی آروانا گوئل.

1073
01:18:36,366 --> 01:18:37,491
‫یه زن.

1074
01:18:38,700 --> 01:18:40,283
‫لعنتی!

1075
01:18:40,307 --> 01:18:42,307


1076
01:19:35,325 --> 01:19:38,908
‫شماره پرونده ۱۰۴۵،
‫دروو سود علیه سومیا سود.

1077
01:19:38,991 --> 01:19:43,991
‫جناب قاضی، هر سال،
‫۴۰۰۰ زن در کشور ما جونشون رو از دست می‌دن

1078
01:19:44,075 --> 01:19:45,700
‫در پرونده‌های خشونت خانگی.

1079
01:19:46,491 --> 01:19:48,241
‫برای این زنان کشته شده غیرممکنه

1080
01:19:48,325 --> 01:19:51,158
‫که علیه شوهرشون به جرم "تلاش برای قتل" شکایت کنن.

1081
01:19:51,241 --> 01:19:54,075
‫اما موکلم خوش شانس بود
‫که از این ماجرا جون سالم به در برد.

1082
01:19:54,700 --> 01:19:56,950
‫و امروز اینجا برای عدالت خواهی حاضر شده.

1083
01:19:58,575 --> 01:20:00,158
‫نه فقط علیه شوهرش.

1084
01:20:00,991 --> 01:20:04,866
‫بلکه علیه یک مرد بسیار قدرتمند
‫و خانواده‌ی پرنفوذش.

1085
01:20:05,866 --> 01:20:09,616
‫اینها برخی از سوابق پزشکی سومیا سود در چند ماه گذشته است.

1086
01:20:12,658 --> 01:20:14,866
‫شوهرش او را وحشیانه و بی‌رحمانه کتک می‌زنه.

1087
01:20:15,450 --> 01:20:17,825
‫واضحه که
‫نمی‌تونه خشمش رو کنترل کنه.

1088
01:20:18,533 --> 01:20:20,950
‫یک بار، او را کتک زد
‫و از پله‌ها هلش داد پایین،

1089
01:20:21,033 --> 01:20:22,700
‫و بعدش اونجا رهاش کرد تا بمیره.

1090
01:20:22,783 --> 01:20:25,450
‫جناب قاضی، اون پاش لیز خورد
‫و از پله‌ها افتاد پایین--

1091
01:20:25,533 --> 01:20:27,825
‫لطفاً اجازه بدید خانم کانوار حرفش رو کامل کنه.

1092
01:20:27,908 --> 01:20:29,075
‫ممنون، جناب قاضی.

1093
01:20:30,200 --> 01:20:32,491
‫و این خشونت
‫به بخشی از زندگی روزمره‌اش تبدیل شد.

1094
01:20:32,575 --> 01:20:35,283
‫شکستگی انگشت، سوختگی دست‌ها،

1095
01:20:35,366 --> 01:20:38,575
‫جراحات روی پاهاش،
‫همه اینها ثابت می‌کنه که ذاتاً خشن است.

1096
01:20:38,658 --> 01:20:42,450
‫خانم جی، قبلاً هم بهتون گفتم،
‫اون فقط یه آدم خیلی دست و پا چلفتیه.

1097
01:20:43,158 --> 01:20:44,866
‫کلی
‫تصادف تو آشپزخونه داشته

1098
01:20:44,950 --> 01:20:47,283
‫و همیشه به کابینت‌ها می‌خوره.

1099
01:20:48,200 --> 01:20:50,658
‫کابینت‌های آشپزخونه‌تون رو خوب تربیت کردین، آقای سود.

1100
01:20:50,741 --> 01:20:53,408
‫اونقدر باهوشن که
‫یه جوری فقط به زن شما آسیب می‌زنن.

1101
01:20:55,366 --> 01:20:56,825
‫وقتشه حقیقت رو بپذیری.

1102
01:20:58,075 --> 01:21:01,116
‫بگو، تا حالا
‫دست روی زنت بلند کردی؟

1103
01:21:07,741 --> 01:21:11,283
‫خانم جی، بین عاشق و معشوق خیلی چیزا پیش میاد.

1104
01:21:12,033 --> 01:21:13,866
‫درست، غلط،

1105
01:21:14,491 --> 01:21:17,783
‫سوءتفاهم، دعوا، هرج و مرج.

1106
01:21:20,075 --> 01:21:21,741
‫اما عشق هیچ‌وقت از بین نمی‌ره.

1107
01:21:24,408 --> 01:21:26,241
‫از شما انتظار بیشتری نمی‌ره.

1108
01:21:30,991 --> 01:21:32,991
‫سومیا جی، همه چیز رو به دادگاه بگو.

1109
01:21:33,075 --> 01:21:35,241
‫روز جشن هولی چی شد؟

1110
01:21:36,783 --> 01:21:38,325
‫بعد از جشن هولی،

1111
01:21:39,866 --> 01:21:41,658
‫دروو منو برای پاراگلایدر سواری به دره برد.

1112
01:21:42,783 --> 01:21:44,241
‫اون روز خیلی خوشحال بودم.

1113
01:21:45,575 --> 01:21:48,116
‫فکر می‌کردم که بالاخره
‫داریم یه شروع تازه می‌کنیم.

1114
01:21:48,200 --> 01:21:49,033
‫اما بعدش،

1115
01:21:49,116 --> 01:21:51,325
‫بحث بچه دار شدن رو پیش کشیدم

1116
01:21:51,408 --> 01:21:52,741
‫و اون وسط آسمون شروع کرد به بحث کردن.

1117
01:21:52,825 --> 01:21:56,116
‫و بعد یهو،
‫دروو کمربندم رو باز کرد.

1118
01:21:56,200 --> 01:21:57,241
‫- سومیا!
‫- کمک!

1119
01:21:59,408 --> 01:22:02,366
‫- چه مزخرفاتی! داره دروغ میگه.
‫- بذارید حرفش رو کامل کنه، آقای سود.

1120
01:22:07,700 --> 01:22:12,033
‫سومیا جی، روزی که شما رو از پله‌های خونه‌تون
‫هل داد پایین،

1121
01:22:13,033 --> 01:22:14,950
‫سر بچه دار شدن دعوا کردین؟

1122
01:22:22,033 --> 01:22:22,866
‫بله، خانم.

1123
01:22:24,866 --> 01:22:26,700
‫اون خیلی وقت‌ها سومیا رو کتک می‌زد.

1124
01:22:27,408 --> 01:22:29,658
‫چرا قبلاً ازش شکایت نکردی؟

1125
01:22:30,241 --> 01:22:33,658
‫خب، یه موضوع خصوصی بین خودشون بود.

1126
01:22:35,116 --> 01:22:37,200
‫سر هر چیز کوچیکی گیر میداد. همیشه.

1127
01:22:37,283 --> 01:22:40,658
‫- یه بار بادام زمینی ریخت تو پوها و...
‫- خانم، من به بادام زمینی آلرژی دارم.

1128
01:22:41,700 --> 01:22:43,033
‫و اون از آلرژی من خبر داشت.

1129
01:22:43,116 --> 01:22:44,950
‫با این حال خیلی بیخیال بود.
‫هر کسی بود عصبانی میشد.

1130
01:22:45,033 --> 01:22:48,783
‫آقای درو، دیوان عالی کشور تا به امروز
‫حتی یه حکم هم صادر نکرده

1131
01:22:48,866 --> 01:22:52,450
‫که به درو سود اجازه بده هر وقت
‫عصبانی شد هر کاری دلش خواست بکنه.

1132
01:22:53,783 --> 01:22:56,616
‫همه میدونن که پدرت وزیرِ.

1133
01:22:57,533 --> 01:23:00,575
‫بدبختانه، حتی اون هم نتونسته همچین
‫قانونی رو تصویب کنه.

1134
01:23:04,033 --> 01:23:06,450
‫خانم، پای پدرمو وسط نکشید.

1135
01:23:08,116 --> 01:23:09,991
‫من فقط اون روز دستشو پیچوندم.

1136
01:23:10,491 --> 01:23:14,200
‫اگه اون با همچین مسئله‌ای روبرو میشد،
‫فکشو میشکست.

1137
01:23:15,033 --> 01:23:17,158
‫میخوای بدونی قتل چیه، درسته؟

1138
01:23:18,241 --> 01:23:19,158
‫بهت میگم.

1139
01:23:19,658 --> 01:23:22,033
‫یه همسایه داشتیم به اسم آقای هودا.

1140
01:23:22,116 --> 01:23:26,075
‫عروسشو زنده زنده آتیش زد،
‫جلوی همه، تو روز روشن،

1141
01:23:26,158 --> 01:23:27,325
‫در حالی که همه داشتن تماشا میکردن.

1142
01:23:27,908 --> 01:23:29,491
‫این یعنی قتل.

1143
01:23:30,575 --> 01:23:33,408
‫در واقع، پدر و مادر دختره
‫اومدن پیش ما برای کمک.

1144
01:23:34,283 --> 01:23:36,241
‫و ما واقعاً بهشون کمک کردیم.

1145
01:23:37,575 --> 01:23:41,075
‫چون ما به زن‌ها احترام میذاریم. من به زن‌ها احترام میذارم.

1146
01:23:45,950 --> 01:23:47,950
‫سوال دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.

1147
01:23:49,700 --> 01:23:51,783
‫آقای کومار، شما چیزی برای گفتن دارید؟

1148
01:23:52,491 --> 01:23:53,408
‫جناب قاضی...

1149
01:23:56,700 --> 01:23:59,825
‫بله، موکلم مشکل کنترل خشم داره.

1150
01:24:00,408 --> 01:24:03,366
‫چیزایی مثل سیلی زدن به کسی
‫یا پیچوندن دست،

1151
01:24:03,866 --> 01:24:07,158
‫همه این اتفاقات کوچیک و بی‌اهمیت
‫تو هر خونه‌ای پیش میاد.

1152
01:24:07,241 --> 01:24:09,491
‫درسته نیست، نباید اتفاق بیفته.

1153
01:24:09,575 --> 01:24:10,783
‫اما اتفاق میفته.

1154
01:24:10,866 --> 01:24:14,700
‫و به همین دلیله که اینا
‫کاملاً مسائل خصوصین.

1155
01:24:15,408 --> 01:24:17,283
‫حالا بیاید روی مسئله اصلی تمرکز کنیم.

1156
01:24:17,366 --> 01:24:19,658
‫اتهام "تلاش برای قتل".

1157
01:24:19,741 --> 01:24:24,450
‫جناب قاضی، در حال حاضر،
‫مهمه که به این واقعیت توجه کنیم

1158
01:24:24,533 --> 01:24:27,366
‫که موکلم هیچ آسیب یا صدمه جدی‌ای
‫به خانم سومیا وارد نکرده و قصدش رو هم نداشته.

1159
01:24:27,450 --> 01:24:31,408
‫اون پاش لیز خورد و از پله‌ها افتاد.

1160
01:24:31,491 --> 01:24:33,658
‫و موکلم وقتی با هم پاراگلایدر سواری
‫میرفتن، سعی نکرد هلش بده و بکشتش.

1161
01:24:34,241 --> 01:24:38,616
‫و وقتی که رفتن پاراگلایدینگ نه موکل من سعی کرد که اونو هل بده و نه اونو بکشه

1162
01:24:38,700 --> 01:24:40,658
‫به همین دلیله، جناب قاضی،

1163
01:24:40,741 --> 01:24:44,366
‫این اتهام "تلاش برای قتل"
‫کاملاً بی‌اساسه.

1164
01:24:44,450 --> 01:24:45,991
‫و بقیه جراحات چی؟

1165
01:24:46,075 --> 01:24:50,325
‫آخه خانم، شما سرتقانه اصرار داشتید
‫که براش دردسر درست کنید.

1166
01:24:50,408 --> 01:24:52,241
‫"شکایت کن! اتهام بزن."

1167
01:24:52,325 --> 01:24:55,200
‫اما خانم سومیا از شکایت علیه شوهرش
‫خودداری کرد.

1168
01:24:55,283 --> 01:24:57,491
‫چرا؟ چون ته دلش میدونست که

1169
01:24:57,575 --> 01:25:00,325
‫این نه پرونده خشونت خانگی بود

1170
01:25:00,408 --> 01:25:02,075
‫نه پرونده تلاش برای قتل.

1171
01:25:02,158 --> 01:25:07,783
‫اگه اینطور بود، جناب قاضی، سومیا سود
‫حتماً شکایت میکرد.

1172
01:25:10,366 --> 01:25:14,408
‫جناب قاضی، مدارکی که میخوام
‫به دادگاه ارائه بدم

1173
01:25:15,366 --> 01:25:16,658
‫همه چیز رو عوض میکنه.

1174
01:25:17,950 --> 01:25:21,033
‫و ثابت میکنه که این پرونده علیه موکلم

1175
01:25:22,158 --> 01:25:23,741
‫بی‌اساسه.

1176
01:25:23,825 --> 01:25:27,491
‫چون سلامت روان خانم سومیا
‫کاملاً ناپایدار بوده.

1177
01:25:28,408 --> 01:25:33,575
‫اینم نسخه‌ها و قرص‌هاش.

1178
01:25:35,741 --> 01:25:38,950
‫آقای سود، لطفاً بیاید جلو و
‫به دادگاه بگید...

1179
01:25:39,033 --> 01:25:41,783
‫درباره مشکلات روانی همسرتون.

1180
01:25:46,825 --> 01:25:50,033
‫خب، راستش رو بخواید،
‫نمیخواستم این موضوع فاش بشه.

1181
01:25:50,116 --> 01:25:51,325
‫چی؟

1182
01:25:52,075 --> 01:25:54,241
‫اینکه سومیا از نظر روانی ناپایداره.

1183
01:25:56,033 --> 01:25:59,241
‫من بعد از ازدواج متوجه این موضوع شدم.

1184
01:26:02,033 --> 01:26:03,575
‫اون افسردگی شدید داره.

1185
01:26:10,741 --> 01:26:12,616
‫همیشه داره براش دارو مصرف میکنه.

1186
01:26:12,700 --> 01:26:16,075
‫علائم واضحی داره، مثل گریه بی‌دلیل،
‫جیغ زدن،

1187
01:26:16,158 --> 01:26:19,200
‫سر هم کردن داستان‌های عجیب،
‫توهم، فوبیا،

1188
01:26:19,283 --> 01:26:22,200
‫ترس از ارتفاع، افکار خودکشی.

1189
01:26:25,283 --> 01:26:27,991
‫جناب قاضی، من خسته شدم از اینکه
‫هر روز با این موضوع دست و پنجه نرم کنم.

1190
01:26:28,075 --> 01:26:29,741
‫زندگی من جهنمه!

1191
01:26:39,700 --> 01:26:41,575
‫و این چیز جدیدی نیست.

1192
01:26:42,866 --> 01:26:45,116
‫از هشت سالگیش اینطوریه،

1193
01:26:46,241 --> 01:26:47,658
‫از وقتی مادرشو از دست داد.

1194
01:26:51,325 --> 01:26:52,283
‫بگید بهم، جناب قاضی،

1195
01:26:52,366 --> 01:26:54,866
‫چرا مردم همیشه فرض میکنن
‫زن بی‌گناهه؟

1196
01:26:55,908 --> 01:26:58,283
‫ما چی؟ مردها هم دارن زجر میکشن.

1197
01:27:03,283 --> 01:27:05,658
‫سومیا، من واقعاً میخواستم
‫ازت مراقبت کنم.

1198
01:27:08,533 --> 01:27:10,033
‫میخواستم یه شوهر خوب باشم.

1199
01:27:16,450 --> 01:27:17,325
‫اما متاسفم.

1200
01:27:21,116 --> 01:27:21,950
‫جناب قاضی.

1201
01:27:35,616 --> 01:27:38,366
‫دادگاه اظهارات امروز رو شنید.

1202
01:27:39,783 --> 01:27:42,741
‫جلسه هفته آینده از سر گرفته میشه.

1203
01:28:01,866 --> 01:28:05,616
‫شما باید فردا به دادگاه بیایید.
‫اینم ابلاغیه رسمی.

1204
01:28:12,700 --> 01:28:16,283
‫میخوام شاهد بعدی‌مو احضار کنم،
‫شایلی پوندر، بیا جایگاه شاهد.

1205
01:28:16,950 --> 01:28:19,908
‫می‌دونستی که
‫درُو ساومیا رو کتک می‌زد؟

1206
01:28:20,408 --> 01:28:21,366
‫نه، نمیدونم.

1207
01:28:22,575 --> 01:28:23,783
‫اممم، مطمئن نیستم.

1208
01:28:26,241 --> 01:28:28,491
‫و هیچ‌وقت سعی نکردی
‫جلوشو بگیری؟

1209
01:28:28,575 --> 01:28:29,575
‫نه!

1210
01:28:30,325 --> 01:28:33,908
‫چون من هیچ‌وقت چیزی ندیدم
‫و سومیا هم چیزی بهم نگفت.

1211
01:28:34,700 --> 01:28:38,450
‫اصلاً، چرا باید دخالت می‌کردم
‫بینشون؟

1212
01:28:39,283 --> 01:28:40,116
‫"دخالت؟"

1213
01:28:41,991 --> 01:28:43,658
‫شاید چیزی بهت نگفته

1214
01:28:43,741 --> 01:28:47,241
‫چون تو و درو
‫با هم بودین؟

1215
01:28:47,325 --> 01:28:50,533
‫قبل از ازدواجشون، آره.

1216
01:28:54,450 --> 01:28:56,158
‫پس از این رابطه ناراضی بودی.

1217
01:28:56,241 --> 01:28:57,158
‫اعتراض!

1218
01:28:58,116 --> 01:28:59,450
‫حدس و گمانه.

1219
01:29:00,783 --> 01:29:05,241
‫جناب قاضی، این سوالات انگیزه پشت این
‫اقدام به قتل رو آشکار می‌کنه.

1220
01:29:05,325 --> 01:29:07,408
‫نکته اصلی پرونده. رابطه نامشروع.

1221
01:29:07,491 --> 01:29:08,616
‫ادامه بدید.

1222
01:29:08,700 --> 01:29:09,866
‫ممنون.

1223
01:29:11,658 --> 01:29:13,575
‫نمی‌تونستی تحملش کنی، مگه نه؟

1224
01:29:13,658 --> 01:29:15,241
‫اینکه خواهر ساده و مهربونت

1225
01:29:16,116 --> 01:29:18,450
‫دل درو رو برده
‫و از چنگت درآورده.

1226
01:29:22,783 --> 01:29:25,075
‫به خاطر همین،
‫چند روز بعد از عروسی،

1227
01:29:25,158 --> 01:29:27,950
‫وقتی دیدی رابطه‌شون داره خراب می‌شه،

1228
01:29:28,741 --> 01:29:29,783
‫پا گذاشتی وسط،

1229
01:29:30,283 --> 01:29:32,825
‫رفتی تو زندگیشون، حتی تو خونشون.

1230
01:29:32,908 --> 01:29:35,825
‫فقط همین نه.
‫دنبالش رفتی و باهاش رابطه شروع کردی.

1231
01:29:35,908 --> 01:29:36,991
‫اعتراض!

1232
01:29:38,283 --> 01:29:40,366
‫اذیت کردن شاهد.

1233
01:29:40,450 --> 01:29:43,241
‫رابطه‌ت با شایلی پوندار

1234
01:29:43,325 --> 01:29:45,075
‫بعد از عروسیت دوباره شروع شد؟

1235
01:29:46,158 --> 01:29:48,741
‫تمام مکالمات تلفنی‌تون رو داریم.

1236
01:29:50,200 --> 01:29:53,908
‫جناب قاضی، من و شایلی
‫قبل از ازدواجم با هم دوست بودیم.

1237
01:29:54,616 --> 01:29:57,533
‫اما بعد از عروسی، تحمل سومیا
‫واقعاً برام سخت شده بود.

1238
01:29:58,575 --> 01:30:00,533
‫برای کنار اومدن باهاش به کمک نیاز داشتم.

1239
01:30:01,116 --> 01:30:03,950
‫به خاطر همین بیشتر با شایلی حرف می‌زدم.

1240
01:30:10,783 --> 01:30:13,075
‫خانم کانوار، سوالی دارید؟

1241
01:30:13,158 --> 01:30:14,408
‫بله، جناب قاضی.

1242
01:30:16,616 --> 01:30:20,450
‫لطفاً به دادگاه بگید
‫در جشن هولی چه اتفاقی افتاد.

1243
01:30:23,408 --> 01:30:26,491
‫بعد از جشن هولی،
‫سومیا رو برای پاراگلایدر سواری به دره بردم.

1244
01:30:27,700 --> 01:30:29,908
‫یهو، وسط هوا،
‫یه اتفاقی براش افتاد.

1245
01:30:29,991 --> 01:30:32,908
‫کمربند ایمنی‌شو باز کرد
‫و شروع کرد به داد و فریاد.

1246
01:30:33,575 --> 01:30:36,158
‫در واقع، من باید ازش
‫به جرم اقدام به قتل شکایت کنم.

1247
01:30:37,450 --> 01:30:40,866
‫- کنترل رو بهم نمی‌داد.
‫- چرا؟

1248
01:30:42,116 --> 01:30:45,408
‫شاید از اینکه من و شایلی
‫دوباره داشتیم به هم نزدیک می‌شدیم، ناراحت بود.

1249
01:30:46,366 --> 01:30:48,491
‫شاید می‌خواست عمداً منو تو دردسر بندازه.

1250
01:30:50,533 --> 01:30:54,741
‫یعنی جدی جدی داری می‌گی
‫که عمداً کمربندشو باز کرده،

1251
01:30:55,241 --> 01:30:59,075
‫و جون خودشو به خطر انداخته
‫که تو رو گناهکار نشون بده؟

1252
01:30:59,158 --> 01:31:00,950
‫دقیقاً همین رو گفتم.

1253
01:31:01,033 --> 01:31:02,658
‫اون مشکل روانی داره.

1254
01:31:03,783 --> 01:31:06,866
‫یادت رفته
‫چی به دادگاه درباره همسرت گفتی؟

1255
01:31:06,950 --> 01:31:09,158
‫که همیشه از ارتفاع می‌ترسیده؟

1256
01:31:09,241 --> 01:31:11,366
‫و اینکه چیزی از پاراگلایدر سواری نمی‌دونه؟

1257
01:31:18,408 --> 01:31:21,241
‫پس چطوری می‌تونسته
‫کمربند خودشو باز کنه؟

1258
01:31:31,491 --> 01:31:34,741
‫جناب قاضی، می‌خوام شاهد بعدی رو
‫صدا کنم.

1259
01:31:34,825 --> 01:31:36,700
‫کسی که اون روز همه چیز رو ضبط کرده.

1260
01:31:36,783 --> 01:31:39,450
‫روز حادثه در «ولی ویو پوینت» چی دیدی؟

1261
01:31:39,533 --> 01:31:41,200
‫داشت بلند بلند کمک می‌خواست.

1262
01:31:41,283 --> 01:31:43,283
‫و دیدم که
‫کمربند ایمنی‌اش باز بود.

1263
01:31:43,366 --> 01:31:45,950
‫و اون… داشت هلش می‌داد.

1264
01:31:46,616 --> 01:31:47,991
‫از ماجرا فیلم گرفتم،

1265
01:31:48,075 --> 01:31:50,575
‫و بعدش اون رو با مأموران تحقیق
‫به اشتراک گذاشتم.

1266
01:31:50,658 --> 01:31:53,991
‫خیلی ترسیده بود، خانم.
‫کمربندش بسته نبود.

1267
01:31:54,075 --> 01:31:55,533
‫- وسط هوا معلق بود.
‫- کمک!

1268
01:31:55,616 --> 01:31:59,450
‫تمام تلاشش رو کرد که دستشو بگیره،
‫اما اون هی هلش می‌داد.

1269
01:31:59,533 --> 01:32:00,825
‫همه دارن دروغ می‌گن.

1270
01:32:00,908 --> 01:32:02,491
‫سکوت در دادگاه!

1271
01:32:02,991 --> 01:32:06,325
‫جناب قاضی، پرونده کاملاً واضح است.

1272
01:32:07,075 --> 01:32:08,991
‫درو سود نمی‌تونه خشمش رو کنترل کنه.

1273
01:32:09,075 --> 01:32:11,450
‫از دست همسرش خیلی کلافه بود.

1274
01:32:11,533 --> 01:32:13,783
‫دوباره با شایلی برگشته بود.

1275
01:32:13,866 --> 01:32:17,450
‫وقتی داشتن پاراگلایدر سواری می‌کردن و سومیا
‫درباره بچه‌دار شدن حرف زد،

1276
01:32:17,533 --> 01:32:20,783
‫اونقدر عصبانی شد
‫که سعی کرد سومیا رو وسط هوا بکشه.

1277
01:32:20,866 --> 01:32:23,991
‫می‌خواست همه فکر کنن
‫یه تصادف بوده،

1278
01:32:24,075 --> 01:32:26,700
‫و آقای سود از شر همسرش خلاص شه.

1279
01:32:27,741 --> 01:32:31,616
‫اما به ذهنش نرسیده بود
‫که اون مقاومت کنه.

1280
01:32:34,491 --> 01:32:35,950
‫این دفعه مقاومت می‌کرد.

1281
01:32:38,991 --> 01:32:39,991
‫برای اطلاع،

1282
01:32:40,075 --> 01:32:43,866
‫این اولین بار نیست که درو سود
‫به جرم اقدام به قتل متهم می‌شه.

1283
01:32:44,450 --> 01:32:47,700
‫قبلاً یه پرونده علیه این مرد
‫در دادگاه هاریانا تشکیل شده،

1284
01:32:47,783 --> 01:32:50,658
‫که توش،
‫کنترلشو از دست داد و وحشی شد.

1285
01:32:50,741 --> 01:32:53,491
‫به یه نفر شلیک کرد
‫و بعدش ولش کرد تا بمیره

1286
01:32:59,200 --> 01:33:03,741
‫با توجه به همه مدارک و شهادت شهود،

1287
01:33:04,658 --> 01:33:08,075
‫دادگاه آقای درو سُود رو گناهکار اعلام می‌کنه،

1288
01:33:11,325 --> 01:33:14,741
‫و به ده به علاوه‌ی سه سال زندان محکوم میشه

1289
01:33:15,241 --> 01:33:20,408
‫به جرم اقدام به قتل و خشونت خانگی.

1290
01:33:47,283 --> 01:33:50,616
‫- چه خاکی تو سرمون کنیم، کومار؟!
‫- قربان، تو دادگاه تجدید نظر درخواست میدیم.

1291
01:33:50,700 --> 01:33:53,158
‫اونجا با این زن‌ها طرف میشیم.
‫می‌جنگیم.

1292
01:33:54,158 --> 01:33:55,408
‫این پرونده هنوز بسته نشده.

1293
01:34:32,908 --> 01:34:35,450
‫- تبریک میگم خانم.
‫- عالیه، عالیه.

1294
01:34:35,533 --> 01:34:37,366
‫اینو بگیر داداش. بله.

1295
01:34:37,450 --> 01:34:38,491
‫به همه یه تیکه بده.

1296
01:34:39,241 --> 01:34:40,366
‫بیاین، بیاین، بیاین، آقا.

1297
01:34:41,116 --> 01:34:44,075
‫بفرمایید خانم جی،
‫یه خبر خوب براتون دارم.

1298
01:34:45,700 --> 01:34:47,533
‫- برای برنده شدن پرونده؟
‫- نه، نه، نه، نه.

1299
01:34:48,075 --> 01:34:53,033
‫گوپلوتون… بالاخره یه خانواده‌ی
‫مهربون براش پیدا کردیم.

1300
01:34:54,741 --> 01:34:58,075
‫کلی بهش محبت می‌کنم خانم جی،
‫و البته کلی هویج هم بهش میدم.

1301
01:34:59,866 --> 01:35:00,700
‫ممنون.

1302
01:35:03,075 --> 01:35:04,241
‫بیا اینجا عزیزم.

1303
01:35:05,866 --> 01:35:06,908
‫خداحافظ خانم!

1304
01:35:07,408 --> 01:35:09,158
‫- باشه.
‫- خداحافظ خانم!

1305
01:35:11,325 --> 01:35:13,116
‫شما… شما نمیری خونه؟

1306
01:35:13,866 --> 01:35:15,950
‫ده دقیقه دیگه.

1307
01:35:16,658 --> 01:35:19,450
‫باشه.

1308
01:35:19,533 --> 01:35:20,825
‫- من دارم میرم خونه.
‫- آره.

1309
01:35:21,575 --> 01:35:22,783
‫بیا، گوپلو عزیزم.

1310
01:35:23,741 --> 01:35:27,616
‫دیدی؟ خانم تونست یه پرونده‌ی
‫اینقدر پیچیده رو به این راحتی ببره.

1311
01:35:28,116 --> 01:35:28,950
‫مسئله.

1312
01:35:30,533 --> 01:35:33,075
‫راستش، حق با اونه.

1313
01:35:34,033 --> 01:35:36,741
‫این پرونده یه کم زیادی راحت حل نشد؟

1314
01:35:38,283 --> 01:35:39,116
‫نه.

1315
01:35:40,408 --> 01:35:41,366
‫شاید،

1316
01:35:42,908 --> 01:35:45,950
‫از دیدن چیزی که کاملا واضح بود، غافل شدم.

1317
01:35:47,991 --> 01:35:50,408
‫در حین گوش دادن به داستان هیجان‌انگیزش،

1318
01:35:50,908 --> 01:35:53,408
‫اونقدر درگیرش شدم

1319
01:35:53,491 --> 01:35:56,075
‫که اصل موضوع پرونده رو گم کردم،

1320
01:35:56,158 --> 01:35:57,908
‫مدرک، ضبط صدا

1321
01:35:57,991 --> 01:35:59,200
‫و شاهد.

1322
01:35:59,825 --> 01:36:00,741
‫همه چی.

1323
01:36:02,700 --> 01:36:04,908
‫و حتی کوچکترین سرنخی هم نداشتم.

1324
01:36:08,366 --> 01:36:10,283
‫همه چی خیلی بی‌نقص برنامه‌ریزی شده بود.

1325
01:36:13,325 --> 01:36:15,241
‫اما فقط یه اشتباه کردن.

1326
01:36:16,616 --> 01:36:18,533
‫اینکه با افسر اشتباهی در افتادن.

1327
01:36:22,116 --> 01:36:24,866
‫ممکنه از من برای برنده شدن این پرونده استفاده کرده باشن،

1328
01:36:25,908 --> 01:36:30,075
‫اما نمی‌دونن که من تا چه حد

1329
01:36:30,158 --> 01:36:33,741
‫برای کشف کردن عمیق‌ترین رازهاشون
‫و پیدا کردن مدرک علیهشون پیش میرم.

1330
01:36:44,450 --> 01:36:47,325
‫خانم جی، همینطوری می‌پرسم،

1331
01:36:48,116 --> 01:36:50,491
‫دقیقا دو ساعته اینجا چیکار می‌کنیم؟

1332
01:36:51,200 --> 01:36:53,991
‫- دارم می‌فهمم.
‫- چی رو؟

1333
01:36:56,033 --> 01:36:57,408
‫طرز فکرشون رو.

1334
01:36:59,658 --> 01:37:01,616
‫چیزی فهمیدی؟

1335
01:37:02,408 --> 01:37:05,325
‫- یه چیزی درست نیست.
‫- ها؟

1336
01:37:07,575 --> 01:37:09,866
‫راث میدان چقدر از اینجا فاصله داره؟

1337
01:37:11,408 --> 01:37:14,075
‫حدود پنج دقیقه، کمتر یا بیشتر.

1338
01:37:14,950 --> 01:37:16,075
‫و ولی ویو پوینت؟

1339
01:37:16,616 --> 01:37:19,283
‫اون پایین‌تره. از اون طرف.
‫حدود ده دقیقه‌ای میشه.

1340
01:37:21,241 --> 01:37:22,075
‫کاتوک.

1341
01:37:22,866 --> 01:37:25,158
‫می‌خوام تمام فیلم‌های دوربین مداربسته‌ی
‫روز جشن هولی رو داشته باشم.

1342
01:37:25,241 --> 01:37:26,366
‫البته.

1343
01:37:26,450 --> 01:37:28,241
‫از اطراف خونشون،

1344
01:37:28,325 --> 01:37:29,658
‫نزدیک راث میدان،

1345
01:37:29,741 --> 01:37:31,825
‫کوچه‌های پشت مغازه‌شون، همه جا.

1346
01:37:33,700 --> 01:37:37,741
‫هر کوچه‌ی کوچیکی که
‫به سمت ولی ویو پوینت میره.

1347
01:37:40,533 --> 01:37:44,200
‫راستش خانم، ما بیشتر
‫نقاط شهر رو بررسی کردیم.

1348
01:37:44,283 --> 01:37:45,450
‫اما حتما پیداش می‌کنیم.

1349
01:37:45,533 --> 01:37:47,408
‫هرچی که دنبالشین رو پیدا می‌کنیم.

1350
01:37:47,491 --> 01:37:48,408
‫بهتون قول میدم.

1351
01:38:01,033 --> 01:38:02,325
‫این چیزا آدمو می‌کشن.

1352
01:38:03,700 --> 01:38:04,533
‫بردار.

1353
01:38:18,950 --> 01:38:19,908
‫راستشو بگو.

1354
01:38:21,658 --> 01:38:23,825
‫درو واقعا با سومیا بدرفتاری می‌کرد؟

1355
01:38:27,241 --> 01:38:31,325
‫تو که حقیقت رو می‌دونستی، درسته؟
‫اینکه خواهرت یه ملکه‌ی درامه.

1356
01:38:32,450 --> 01:38:35,075
‫ها؟ برای همینه که تو هیچ‌وقت
‫تو این ماجرا ازش حمایت نکردی.

1357
01:38:38,075 --> 01:38:40,241
‫چون از اول می‌دونستی که اون یه دروغگوعه.

1358
01:38:41,325 --> 01:38:42,450
‫ها؟

1359
01:38:45,450 --> 01:38:47,575
‫به نظرم درو راست می‌گفت.

1360
01:38:50,533 --> 01:38:54,033
‫- اینکه سومیا بوده که سعی کرده بکشتش.
‫- نه. اون هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنه.

1361
01:38:56,158 --> 01:39:00,116
‫اون هیچ‌وقت چیزی بهم نگفت،
‫اما فکر کنم درو کتکش می‌زده.

1362
01:39:02,575 --> 01:39:04,491
‫فقط اینو می‌دونم که سومیا
‫ممکنه به خودش آسیب بزنه،

1363
01:39:04,575 --> 01:39:06,200
‫اما هیچ‌وقت به کس دیگه‌ای آسیب نمی‌زنه.

1364
01:39:10,700 --> 01:39:12,241
‫از همون اول شک داشتم.

1365
01:39:14,075 --> 01:39:15,825
‫که تو در واقع یه خواهر خوبی هستی.

1366
01:39:22,158 --> 01:39:23,283
‫خوش گذشت!

1367
01:39:27,200 --> 01:39:28,783
‫یه زوج  آسمونی.

1368
01:39:30,158 --> 01:39:31,616
‫یه بچه یتیم و یه بیچاره.

1369
01:39:39,866 --> 01:39:41,366
‫این دوقلوها منو گول زدن

1370
01:39:41,450 --> 01:39:44,283
‫و یه پرونده‌ی خشونت خانگی رو
‫تبدیل به  قصد به قتل کردن.

1371
01:39:45,325 --> 01:39:48,283
‫به جای سه سال،
‫کاری کردن ۱۳ سال بره زندان.

1372
01:39:48,783 --> 01:39:50,033
‫نمی‌ذارم قسر در برن.

1373
01:39:51,158 --> 01:39:55,491
‫این یه شبکه از هزارتا دروغه.
‫فقط باید یه سرنخ پیدا کنم.

1374
01:39:55,991 --> 01:39:58,200
‫اگه فقط بتونم یه چیزی رو بفهمم.

1375
01:40:00,158 --> 01:40:01,533
‫فکر کن، وی‌جی.

1376
01:40:02,116 --> 01:40:05,991
‫تمام حقیقت‌هاشون،
‫دروغ‌هاشون، همه‌ی فریب‌هاشون

1377
01:40:06,075 --> 01:40:08,741
‫جلوی چشماته.

1378
01:40:09,783 --> 01:40:11,033
‫فقط باید ببینی‌ش.

1379
01:40:11,533 --> 01:40:14,783
‫یادتون نره خانم،
‫شما که  پرونده رو بردید.

1380
01:40:24,866 --> 01:40:29,241
‫بهت نگفتم؟
‫تخصص من گیر کردن تو اینجور چیزاهاست.

1381
01:40:42,408 --> 01:40:43,325
‫چیه؟

1382
01:40:44,908 --> 01:40:46,325
‫کار درست رو کردیم؟

1383
01:40:47,491 --> 01:40:48,491
‫تو بگو.

1384
01:40:49,700 --> 01:40:51,283
‫نظرت چیه، شایلی؟

1385
01:40:57,200 --> 01:40:58,408
‫هیس!

1386
01:40:59,616 --> 01:41:00,741
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن!

1387
01:41:01,408 --> 01:41:06,200
‫می‌خواستم برم،
‫ولی یه حسی بهم گفت یه چیزی درست نیست.

1388
01:41:07,158 --> 01:41:08,783
‫برای همین برگشتم.

1389
01:41:26,991 --> 01:41:27,908
‫داری چیکار می‌کنی؟

1390
01:41:30,575 --> 01:41:31,741
‫بهم نشون بده.

1391
01:41:32,325 --> 01:41:34,700
‫مگه خل شدی؟
‫چت شده؟

1392
01:41:36,658 --> 01:41:37,575
‫سومیا!

1393
01:41:38,366 --> 01:41:42,116
‫همه‌ش تقصیر منه. نتونستم نجاتش بدم.

1394
01:41:42,950 --> 01:41:44,200
‫اون شب مامان رو کشت.

1395
01:41:45,200 --> 01:41:48,158
‫نتونستم نجاتش بدم. همه‌ش تقصیر منه.

1396
01:41:48,658 --> 01:41:52,825
‫بابا باید می‌رفت زندان.
‫همه‌ش تقصیر منه. همه‌ش تقصیر منه.

1397
01:41:52,908 --> 01:41:54,283
‫سومیا؟

1398
01:41:54,366 --> 01:41:56,116
‫بابا باید می‌رفت زندان.

1399
01:41:56,825 --> 01:42:00,908
‫اون شب مامان رو کشت.
‫نتونستم نجاتش بدم.

1400
01:42:00,991 --> 01:42:05,116
‫درُوو هم نمی‌ره زندان.
‫اونم مجازات نمی‌شه.

1401
01:42:05,700 --> 01:42:07,783
‫می‌خواد منو بکشه، نه؟ هان؟

1402
01:42:08,450 --> 01:42:10,325
‫درُوو قسر در می‌ره.
‫می‌خواد منو بکشه.

1403
01:42:10,408 --> 01:42:13,491
‫- من… من… من دارم می‌میرم.
‫- هیچیت نمی‌شه.

1404
01:42:13,575 --> 01:42:14,658
‫با من بیا.

1405
01:42:15,450 --> 01:42:17,116
‫همین الان وسایلت رو جمع کن.

1406
01:42:18,283 --> 01:42:20,366
‫دیگه لازم نیست با
‫درُوو زندگی کنی، باشه؟

1407
01:42:21,575 --> 01:42:23,783
‫یالا. بریم.

1408
01:42:24,366 --> 01:42:26,450
‫اما من دو تا دختر دارم.

1409
01:42:28,075 --> 01:42:30,241
‫دو تا دختر کوچولو.

1410
01:42:33,158 --> 01:42:35,116
‫نمی‌تونم همین‌جوری ولشون کنم و برم.

1411
01:42:35,200 --> 01:42:36,741
‫می‌خوای ببینی‌شون؟

1412
01:42:39,325 --> 01:42:42,366
‫سومیا و شایلی.

1413
01:42:44,450 --> 01:42:46,700
‫من دو تا دختر دارم.

1414
01:42:48,033 --> 01:42:49,575
‫نمی‌تونم همین‌جوری ولشون کنم و برم.

1415
01:42:50,283 --> 01:42:51,700
‫هنوز خیلی کوچیکن.

1416
01:42:52,491 --> 01:42:55,908
‫چطور می‌تونم ولشون کنم و برم؟
‫نمی‌تونم ولشون کنم و برم.

1417
01:42:58,241 --> 01:43:02,283
‫باید اینجا بمونم.
‫نمی‌تونم این خونه رو ترک کنم.

1418
01:43:04,116 --> 01:43:05,700
‫اما درُوو می‌خواد منو بکشه.

1419
01:43:06,575 --> 01:43:09,408
‫درُوو می‌خواد منو بکشه،
‫و مجازات هم نمی‌شه.

1420
01:43:09,491 --> 01:43:12,075
‫مجازات نمی‌شه.
‫مجازات نمی‌شه.

1421
01:43:12,158 --> 01:43:13,533
‫می‌خواد منو بکشه.

1422
01:43:14,200 --> 01:43:15,783
‫مجازات نمی‌شه.

1423
01:43:15,866 --> 01:43:18,033
‫درُوو مجازات نمی‌شه.
‫همه‌ش تقصیر منه.

1424
01:43:18,658 --> 01:43:20,408
‫همه‌ش تقصیر منه! همه‌ش تقصیر منه!

1425
01:43:20,491 --> 01:43:22,825
‫- همه‌ش تقصیر منه.
‫- سومیا! سومیا!

1426
01:43:22,908 --> 01:43:24,866
‫سومیا! سومیا!

1427
01:43:24,950 --> 01:43:26,866
‫همه‌ش تقصیر منه.

1428
01:43:26,950 --> 01:43:27,991
‫به من نگاه کن.

1429
01:43:28,075 --> 01:43:29,741
‫به من نگاه کن. به من نگاه کن.

1430
01:43:30,616 --> 01:43:32,700
‫تقصیر تو نیست، باشه؟

1431
01:43:33,283 --> 01:43:34,866
‫هیچی نمی‌شه. من پیشتم.

1432
01:43:34,950 --> 01:43:36,950
‫درُوو تاوانش رو پس می‌ده.

1433
01:43:37,033 --> 01:43:39,700
‫ما مطمئن می‌شیم که تاوانش رو پس بده. هان؟ باشه؟

1434
01:43:39,783 --> 01:43:43,408
‫اما اون می‌گه
‫که  آدم  خفن و  قدرتمندیه، هان؟

1435
01:43:46,741 --> 01:43:52,158
‫اما هر از گاهی،
‫حتی خفن‌ترین و قدرتمندترین آدما هم  له و لورده می‌شن.

1436
01:44:13,366 --> 01:44:14,575
‫تو ماهابهاراتا،

1437
01:44:16,408 --> 01:44:19,075
‫کریشنا از ارجون خواست
‫که بره بجنگه…

1438
01:44:21,116 --> 01:44:25,325
‫با افتخار و به وظیفه‌ش عمل کنه.

1439
01:44:53,866 --> 01:44:55,408
‫لعنتی! برگشته!

1440
01:44:55,491 --> 01:44:57,700
‫- بدون وکیلم حرف نمی‌زنم.
‫- هی! بشین.

1441
01:44:58,366 --> 01:44:59,200
‫آروم باش.

1442
01:45:00,450 --> 01:45:01,283
‫هممم.

1443
01:45:12,325 --> 01:45:13,658
‫حالا همه چیز رو بگو.

1444
01:45:14,741 --> 01:45:16,700
‫صبح روز تصادف
‫چی شد؟

1445
01:45:18,491 --> 01:45:21,325
‫جفتتون مهمونی هولی رو ترک کردید
‫و مستقیم رفتید ولی ویو پوینت؟

1446
01:45:22,075 --> 01:45:23,533
‫یا جای دیگه ای رفتی؟

1447
01:45:26,866 --> 01:45:30,825
‫چرا ماشینتو نزدیک بازار دیدم
‫در حالی که اون مسیر به سمت دره نیست؟

1448
01:45:31,408 --> 01:45:33,366
‫سومیا اسپریشو تو مغازه جا گذاشته بود.

1449
01:45:33,450 --> 01:45:36,408
‫وایسادیم که برش داریم.
‫من چند دقیقه ای بیرون بودم.

1450
01:45:39,033 --> 01:45:40,825
‫… همیشه از ارتفاع می‌ترسیده؟

1451
01:45:40,908 --> 01:45:43,616
‫و اینکه هیچی از پاراگلایدر سواری نمی‌دونه؟

1452
01:45:43,700 --> 01:45:46,283
‫پس چطوری می‌تونسته
‫کمربند خودشو باز کنه؟

1453
01:45:48,241 --> 01:45:51,075
‫برمی‌گردم.

1454
01:46:55,616 --> 01:46:57,783
‫هی!

1455
01:46:58,366 --> 01:47:00,533
‫کمک! کمک!

1456
01:47:00,616 --> 01:47:02,033
‫- کمک!
‫- زده به سرت؟

1457
01:47:02,116 --> 01:47:03,991
‫- کمک!
‫- خل شدی؟

1458
01:47:04,075 --> 01:47:06,658
‫- کمکم کن، لطفا. کمک!
‫- سومیا!

1459
01:47:25,950 --> 01:47:28,033
‫همیشه می‌دونستم یه کم خل و چلی.

1460
01:47:31,450 --> 01:47:34,950
‫چیزایی که باید به دادگاه می‌گفتی رو
‫هیچ‌وقت نگفتی.

1461
01:47:37,908 --> 01:47:40,075
‫پسر جذابی.

1462
01:47:41,866 --> 01:47:42,866
‫همین‌جا بمون.

1463
01:47:45,325 --> 01:47:48,616
‫ممکنه قبل از آزمایش‌های پزشکیشون
‫تنهاشون گذاشته باشی؟

1464
01:47:48,700 --> 01:47:52,158
‫نه خانم، هر دوشون همینجا بودن.
‫درست روبروی من.

1465
01:47:56,616 --> 01:47:58,491
‫بله خانم،
‫هر دوشون رفتن دستشویی.

1466
01:47:58,575 --> 01:48:00,116
‫اما من باهاشون رفتم اونجا.

1467
01:48:00,741 --> 01:48:01,866
‫هر دو با هم رفتن؟

1468
01:48:02,450 --> 01:48:05,241
‫بله خانم.
‫جفتشون جلوی من رفتن داخل.

1469
01:48:14,616 --> 01:48:17,408
‫پس دوباره تو کلانتری
‫جاشونو با هم عوض کردن

1470
01:48:17,491 --> 01:48:20,616
‫تا از هر مشکلی با گزارش‌های پزشکی
‫و DNA جلوگیری کنن.

1471
01:48:53,825 --> 01:48:55,450
‫عالیه!

1472
01:48:55,533 --> 01:48:58,575
‫یه چند پیک دیگه واسه خودتون بریزید.
‫باور کنین، بهش نیاز دارین.

1473
01:48:58,658 --> 01:49:00,575
‫چه بازی زیرکانه‌ای
‫شما سه تا بازی کردین!

1474
01:49:01,241 --> 01:49:04,575
‫تو مغازه جاشونو عوض کردین
‫و تو کلانتری دوباره برگشتین سر جای اولتون.

1475
01:49:04,658 --> 01:49:07,783
‫و این پیرزن،
‫چه نمایش فوق‌العاده‌ای راه انداخت.

1476
01:49:08,283 --> 01:49:10,616
‫"من مدرک رو میارم. من مدرک رو میارم."

1477
01:49:11,200 --> 01:49:12,283
‫ها؟

1478
01:49:12,366 --> 01:49:14,450
‫از دادگاه می‌خوام این پرونده رو دوباره باز کنه.

1479
01:49:14,950 --> 01:49:18,200
‫و مطمئن می‌شم
‫بابت کاری که کردین تاوانشو بدین.

1480
01:49:20,575 --> 01:49:23,575
‫خانم، خانم،
‫لطفا به حرفم گوش کنین. خا… خانم.

1481
01:49:23,658 --> 01:49:24,700
‫بهم دست نزن!

1482
01:49:26,033 --> 01:49:27,366
‫به برادر خودم رحم نکردم.

1483
01:49:27,450 --> 01:49:30,158
‫چرا باید با تو،
‫خواهرت و اون پیرزن راه بیام؟

1484
01:49:30,241 --> 01:49:33,241
‫خوب می‌دونی که درُو
‫دیر یا زود سومیا رو می‌کشت.

1485
01:49:33,325 --> 01:49:34,825
‫اون به هر کاری قادره.

1486
01:49:34,908 --> 01:49:37,116
‫از ما چی می‌خواستی؟
‫منتظر می‌موندیم اونو بکشه؟

1487
01:49:37,200 --> 01:49:39,200
‫و بعد بریم دادگاه واسه عدالت؟

1488
01:49:40,575 --> 01:49:43,075
‫خانم، اون قطعا
‫تلاش برای قتل بود.

1489
01:49:43,991 --> 01:49:47,491
‫و حتی شما هم می‌دونید که اون لیاقت
‫اون ۱۳ سالی که واسه این کار گرفت رو داره.

1490
01:49:48,491 --> 01:49:50,116
‫و به هر حال، عدالت چیه؟

1491
01:49:50,866 --> 01:49:53,408
‫کورکورانه از قانون پیروی کردن؟
‫مهم نیست چی بشه؟

1492
01:49:53,491 --> 01:49:55,908
‫می‌دونی
‫درُو خیلی وقت پیش به مادربزرگ گفت

1493
01:49:55,991 --> 01:49:59,033
‫که به راحتی به همه ثابت می‌کنه
‫که سومیا دیوونه‌اس.

1494
01:50:00,283 --> 01:50:02,200
‫و تقریبا هم تو دادگاه این کارو کرد.
‫خودت دیدی.

1495
01:50:02,866 --> 01:50:05,325
‫واقعیت اینه که ما نمی‌تونستیم
‫هیچ کاری بکنیم،

1496
01:50:05,408 --> 01:50:07,658
‫چون همه چیز
‫پشت درهای بسته اتفاق افتاد.

1497
01:50:08,241 --> 01:50:10,783
‫و به همین دلیله که مجبور شدیم
‫یه کاری رو تو فضای باز انجام بدیم،

1498
01:50:10,866 --> 01:50:12,158
‫جلوی همه.

1499
01:50:12,991 --> 01:50:14,783
‫چون دادگاه فقط به مدرک نیاز داره.

1500
01:50:14,866 --> 01:50:17,950
‫و من باید اون عوضی رو
‫به خاطر کاری که با خواهرم کرد، گیر می‌آوردم.

1501
01:50:24,616 --> 01:50:26,783
‫من فقط کاری رو کردم که فکر می‌کردم
‫درسته.

1502
01:50:28,825 --> 01:50:31,575
‫حالا ازت می‌خوام کاری رو بکنی
‫که فکر می‌کنی درسته.

1503
01:51:03,033 --> 01:51:06,116
‫پرونده امروز، درخواست تجدیدنظر
‫ثبت شده توسط خانم ویدیا جیوتی هست

1504
01:51:06,200 --> 01:51:10,700
‫برای بازگشایی پرونده درُو سود علیه
‫ایالت اوتاراکند و دیگران.

1505
01:51:11,325 --> 01:51:13,658
‫خانم جیوتی،
‫افسر تحقیقات سابق،

1506
01:51:13,741 --> 01:51:17,283
‫مدارک جدیدی ارائه داده
‫که بررسی مجدد رو ضروری می‌کنه.

1507
01:51:17,366 --> 01:51:20,325
‫دادگاه درخواست ایشون
‫برای جلسه فوری رو پذیرفته.

1508
01:51:23,241 --> 01:51:24,283
‫همه بلند شید.

1509
01:51:45,200 --> 01:51:46,741
‫می‌تونیم دادرسی رو شروع کنیم.

1510
01:51:46,825 --> 01:51:47,866
‫جناب قاضی.

1511
01:51:50,825 --> 01:51:51,741
‫من گناهکارم.

1512
01:51:55,491 --> 01:51:57,908
‫اگه چیزی می‌خواین بگین،
‫برین جایگاه شهود.

1513
01:52:12,033 --> 01:52:14,200
‫من در مرگ مادرم
‫گناهکارم.

1514
01:52:25,908 --> 01:52:30,658
‫عزیزم،
‫تو و من یک روحیم، یک زندگی

1515
01:52:30,741 --> 01:52:35,741
‫عزیزم، تو و من
‫یک روحیم، یک زندگی

1516
01:52:35,825 --> 01:52:39,950
‫تو شاهد منی، هویت منی

1517
01:52:40,450 --> 01:52:47,366
‫عزیزم، تو و من
‫یک روحیم، یک زندگی…

1518
01:52:47,866 --> 01:52:49,991
‫وقتی که
‫خشونت خانگی تو هر خونه‌ای هست،

1519
01:52:50,075 --> 01:52:52,825
‫آیا فقط مرد مقصره؟ نه.

1520
01:52:52,908 --> 01:52:55,783
‫کسایی که می‌بینن
‫و هنوز سکوت می‌کنن

1521
01:52:55,866 --> 01:52:56,825
‫به همین اندازه گناهکارن.

1522
01:53:21,241 --> 01:53:23,908
‫خواهش می‌کنم… خواهش می‌کنم…

1523
01:53:28,200 --> 01:53:29,991
‫عزیزم

1524
01:53:33,366 --> 01:53:36,283
‫پدرم…
‫… تنها کسی نبود که مادرم رو کشت

1525
01:53:36,783 --> 01:53:41,866
‫داستان عشق ما

1526
01:53:41,950 --> 01:53:46,450
‫همه می‌دونن…

1527
01:53:49,200 --> 01:53:51,491
‫سومیا، دخترم،
‫چیزی دیدی؟

1528
01:53:56,075 --> 01:54:00,950
‫خط‌های روی دستت
‫دعاهای روی لبت…

1529
01:54:02,283 --> 01:54:04,241
‫عموم هم گناهکار بود.

1530
01:54:09,825 --> 01:54:10,866
‫منم همینطور.

1531
01:54:13,950 --> 01:54:15,741
‫هیس!

1532
01:54:16,241 --> 01:54:21,116
‫عزیزم،
‫من و تو یه روحیم، یه جونیم

1533
01:54:21,200 --> 01:54:25,408
‫تو شاهد منی، هویت منی

1534
01:54:25,908 --> 01:54:32,616
‫عزیزم،
‫من و تو یه روحیم، یه جونیم…

1535
01:54:40,283 --> 01:54:42,408
‫باید اون روز
‫حرف می‌زدم.

1536
01:54:45,283 --> 01:54:49,075
‫اما حرف زدن، یه جا وامیستادن،

1537
01:54:49,700 --> 01:54:52,741
‫برای حق جنگیدن،
‫خیلی شجاعت می‌خواد.

1538
01:54:53,241 --> 01:54:55,741
‫و این نوع شجاعت
‫خیلی سخت پیدا می‌شه.

1539
01:54:58,450 --> 01:54:59,908
‫از هرکسی برنمیاد.

1540
01:55:02,991 --> 01:55:04,491
‫مادرم نتونست این کارو بکنه.

1541
01:55:08,033 --> 01:55:11,366
‫اما خواهرم سومیا پاش وایساد
‫و من بهش افتخار می‌کنم.

1542
01:55:12,283 --> 01:55:16,408
‫می‌دونم که لجباز و بدعنق بودم
‫و براش مشکل درست کردم.

1543
01:55:22,533 --> 01:55:24,075
‫خیلی متاسفم.

1544
01:55:27,450 --> 01:55:29,158
‫هیچ وقت این شجاعت رو از دست نده.

1545
01:55:39,866 --> 01:55:43,200
‫خانم کانوار، بدون اینکه
‫وقت دادگاه رو بیشتر بگیرین،

1546
01:55:43,283 --> 01:55:44,908
‫لطفا مدارک جدیدی که پیدا کردین رو

1547
01:55:44,991 --> 01:55:47,325
‫ارائه بدین که می‌خواین دادگاه
‫بررسی‌شون کنه تا به درخواست تجدیدنظرتون رسیدگی بشه.

1548
01:55:49,491 --> 01:55:50,450
‫بله، جناب قاضی.

1549
01:56:04,575 --> 01:56:05,575
‫جناب قاضی،

1550
01:56:07,533 --> 01:56:12,783
‫آموزش ما بهمون یاد داده
‫که حقیقت و مدارک تعیین می‌کنن

1551
01:56:13,283 --> 01:56:16,158
‫کی مستحق مجازاته
‫و کی بی‌گناهه.

1552
01:56:16,783 --> 01:56:19,908
‫و همچنین مدت و شدت
‫مجازات چقدر باید باشه.

1553
01:56:20,866 --> 01:56:24,408
‫اما وقتی حقیقت
‫و مدارک، درست و غلط

1554
01:56:25,283 --> 01:56:26,866
‫با هم تضاد دارن

1555
01:56:27,741 --> 01:56:28,866
‫ما باید چیکار کنیم؟

1556
01:56:29,658 --> 01:56:30,908
‫طرف کی رو بگیریم؟

1557
01:56:30,991 --> 01:56:32,575
‫حرف قانون؟

1558
01:56:32,658 --> 01:56:34,241
‫یا روح قانون؟

1559
01:56:36,450 --> 01:56:40,700
‫این پرونده قطعا
‫یه درس مهم بهم یاد داد.

1560
01:56:42,908 --> 01:56:47,533
‫وقتی یه زن خشونت خانگی می‌بینه،
‫فقط به خودش آسیب نمی‌رسه.

1561
01:56:49,158 --> 01:56:50,991
‫کل خانواده آسیب می‌بینه.

1562
01:56:52,033 --> 01:56:53,116
‫و تقریبا همیشه…

1563
01:56:55,491 --> 01:56:57,200
‫بچه‌هاش بیشترین ضربه رو می‌خورن.

1564
01:57:03,866 --> 01:57:05,783
‫یه نسل کامل آسیب می‌بینه.

1565
01:57:12,825 --> 01:57:16,325
‫بنابراین، درخواست بازگشایی
‫این پرونده رو پس می‌گیرم.

1566
01:57:20,200 --> 01:57:21,658
‫و از دادگاه عذرخواهی می‌کنم.

1567
01:57:22,658 --> 01:57:23,950
‫متاسفم، جناب قاضی.

1568
01:57:24,700 --> 01:57:26,200
‫داری شوخی می‌کنی!

1569
01:57:26,283 --> 01:57:27,450
‫مغزت رو از دست دادی؟

1570
01:57:27,533 --> 01:57:29,783
‫تو کی هستی که
‫درخواست تجدیدنظر رو پس می‌گیری؟

1571
01:57:29,866 --> 01:57:31,450
‫برو به درک با اون یونیفرمت.

1572
01:57:32,825 --> 01:57:37,491
‫داستان عشق ما

1573
01:57:37,575 --> 01:57:42,366
‫همه می‌دونن
‫همه می‌دونن

1574
01:57:42,450 --> 01:57:46,991
‫یاد ما

1575
01:57:47,075 --> 01:57:51,825
‫هیچوقت فراموش نکن، هیچوقت فراموش نکن

1576
01:57:51,908 --> 01:57:56,700
‫خط‌های روی دستت
‫دعاهای روی لبت

1577
01:57:56,783 --> 01:58:01,158
‫ما با هم خواهیم بود،
‫خدایا، برای همیشه

1578
01:58:01,241 --> 01:58:05,450
‫عزیزم، من و تو
‫یه روحیم، یه جونیم

1579
01:58:06,033 --> 01:58:10,283
‫عزیزم، من و تو
‫یه روحیم، یه جونیم…

1580
01:58:13,741 --> 01:58:16,116
‫شاید بالاخره عدالت اجرا شد.

1581
01:58:16,200 --> 01:58:18,450
‫گیر افتاده بین روح و حرف قانون،

1582
01:58:18,533 --> 01:58:21,658
‫این دفعه، انتخاب کردم
‫که راه مادرم رو برم.

1583
01:58:32,908 --> 01:58:34,283
‫یه شکایت داریم.

1584
01:58:34,366 --> 01:58:36,408
‫صدای کتک خوردن یه نفر
‫از خونه‌تون میومده.

1585
01:58:36,491 --> 01:58:39,325
‫- همه چی خوبه؟
‫- بله، بله، خانم. همه چی خوبه.

1586
01:58:39,825 --> 01:58:41,408
‫به هر حال، این یه مسئله‌ی خانوادگیه.

1587
01:58:42,158 --> 01:58:43,908
‫بیا، درو ببند و بیا تو.

1588
01:58:45,491 --> 01:58:48,450
‫این یه مسئله‌ی خانوادگی نیست.
‫یه مسئله‌ی جناییه.

1589
01:58:48,474 --> 01:59:00,474
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

