﻿1
00:02:15,400 --> 00:02:20,400
« لـی »

2
00:02:20,424 --> 00:02:30,424
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:02:41,946 --> 00:02:43,346
‫باید حرکت کنیم. یالا!

4
00:02:44,300 --> 00:02:48,171
‫بمب زدن. سربازها تیر خوردن
[خانۀ روستایی فارلی، انگلستان سال 1977]

5
00:02:49,821 --> 00:02:51,089
‫بله. انتظارش رو داشتـم

6
00:02:51,122 --> 00:02:52,422
‫چنین اتفاقاتی در یک جنگ بیوفته

7
00:02:52,456 --> 00:02:53,623
‫خب اگه خودت می‌دونی

8
00:02:54,357 --> 00:02:55,626
‫دلیلی نمی‌مونه که

9
00:02:55,660 --> 00:02:57,662
‫به سوالاتـت جواب بدم

10
00:02:57,695 --> 00:02:59,764
‫مگه جوابی هم دادید؟
‫حتماً متوجه نشدم

11
00:03:05,570 --> 00:03:07,038
‫انتظار داری از این به چی برسی؟

12
00:03:08,338 --> 00:03:10,174
‫به چی برسم؟

13
00:03:10,208 --> 00:03:11,642
‫اگه فکر می‌کنی سوال سختیـه

14
00:03:11,676 --> 00:03:14,679
‫احتمالاً باید درمورد آینده‌ات
‫در روزنامه نگاری تجدید نظر کنی

15
00:03:15,880 --> 00:03:16,881
‫کنجکاوم

16
00:03:17,882 --> 00:03:19,016
‫این حرف هیچ وقت نشونه خوبی نیست

17
00:03:19,984 --> 00:03:20,952
‫خب، شاید برای شما نیست

18
00:03:26,991 --> 00:03:28,593
داری از کاه کوه می‌سازی

19
00:03:29,392 --> 00:03:30,460
‫اونا فقط چندتا عکسـن

20
00:03:30,494 --> 00:03:32,563
بعید می‌دونم

21
00:03:32,597 --> 00:03:34,065
‫حتماً داستان‌هایی پشت‌شون هست

22
00:03:34,732 --> 00:03:35,733
‫چه اهمیتی داره؟

23
00:03:36,868 --> 00:03:37,869
‫اون داستان‌ها باید شنیده بشن

24
00:03:41,005 --> 00:03:42,439
‫نمی‌خواید دنیا درموردتون بدونـه؟

25
00:03:46,010 --> 00:03:47,410
‫مگه واسه همین نرفتید اونجا؟

26
00:03:51,616 --> 00:03:54,719
‫فکر می‌کنی رفتم جنگ که
‫مردم اسمم رو بشناسن؟

27
00:03:54,752 --> 00:03:57,320
‫- همچین حرفی نزدم
‫- چرا زدی

28
00:03:57,354 --> 00:03:58,823
‫من که نمی‌خوام بازجویی‌تون کنم

29
00:03:58,856 --> 00:04:00,725
‫تمام مصاحبه‌ها بازجویی هستن

30
00:04:01,692 --> 00:04:02,794
‫البته اون خوباش

31
00:04:05,229 --> 00:04:06,664
‫همه این‌ها منتشر شدن؟

32
00:04:07,565 --> 00:04:09,734
‫- بعضی‌هاشون
‫- همه‌شون نشدن؟

33
00:04:15,039 --> 00:04:16,007
‫چی گیر من میاد؟

34
00:04:16,741 --> 00:04:18,441
‫منظورتون چیـه؟

35
00:04:18,475 --> 00:04:19,877
‫فرض کن درمورد این عکس‌ها بهت بگم

36
00:04:19,911 --> 00:04:21,779
‫تمام داستان‌هام رو برات تعریف کنم

37
00:04:22,613 --> 00:04:23,981
‫در ازاش چی می‌گیرم؟

38
00:04:28,653 --> 00:04:30,855
‫باید حتماً بده بستونی در کار باشه؟

39
00:04:30,888 --> 00:04:32,322
‫خب، زندگی همینـه

40
00:04:45,803 --> 00:04:47,305
‫اگه یه داستان درمورد خودت برام تعریف کنی

41
00:04:47,337 --> 00:04:48,940
‫منم یه داستان درمورد خودم
‫برات تعریف می‌کنم

42
00:04:54,612 --> 00:04:56,113
‫قبولـه

43
00:04:58,627 --> 00:05:01,627
 [موژن، فرناسه]
 [سال 1938]

44
00:05:01,652 --> 00:05:03,120
‫من یه زمان مدل بودم

45
00:05:03,154 --> 00:05:06,624
‫الهام‌بخش بودم،
همون دختر ساده‌دل بودم

46
00:05:06,657 --> 00:05:08,292
ولی از یه جا به بعد، دیگه هیچ‌کدوم نبودم

47
00:05:09,426 --> 00:05:11,050
توی مشروب‌خوری، سکس و عکس گرفتن

48
00:05:11,052 --> 00:05:12,563
دست همه رو از پشت بسته بودم

49
00:05:12,597 --> 00:05:14,966
‫و تا جایی که می‌تونستم
‫این سه‌تا کار رو می‌کردم

50
00:05:16,200 --> 00:05:17,201
زندگی بر وفق مراد بود

51
00:05:17,225 --> 00:05:19,225
‫لابستر رو بردار و بکنـش
‫داخل گوش چپـت،

52
00:05:19,249 --> 00:05:23,249
‫طوری که انگار داری با
معشوقه‌ات تلفنی حرف می‌زنی

53
00:05:30,681 --> 00:05:32,717
‫چه قشنگ، چه قشنگ،
‫چه قشنگ

54
00:05:33,985 --> 00:05:35,452
‫عالیـه

55
00:06:15,059 --> 00:06:16,627
‫فکر می‌کنید از وقتی که رفتیم

56
00:06:16,661 --> 00:06:18,129
‫چقد بحث کردن؟

57
00:06:18,162 --> 00:06:20,364
‫بذار ببینیـم اصلاً بیدار شدن یا نه

58
00:06:20,398 --> 00:06:21,766
سلام

59
00:06:23,067 --> 00:06:25,535
نه. اون روانی نیست

60
00:06:25,569 --> 00:06:29,173
‫حساب شده کار می‌کنـه. پلیده.
‫دووم هم نمیاره.

61
00:06:29,206 --> 00:06:31,042
‫اما انگار آلمانی‌ها عاشقـش هستن

62
00:06:31,075 --> 00:06:32,643
‫خب، فرانسوی‌ها نیستن

63
00:06:32,677 --> 00:06:34,412
‫- زنده باد فرانسه، عشق من
‫- ناهار رسید

64
00:06:34,444 --> 00:06:36,814
‫باریکلا. بیا بشین

65
00:06:36,847 --> 00:06:37,982
‫مرسی

66
00:06:38,015 --> 00:06:39,050
‫لطفاً دیگه بحث سیاسی نکنید

67
00:06:40,084 --> 00:06:41,652
‫خب داشتم فکر می‌کردم

68
00:06:41,686 --> 00:06:44,188
‫باید عصری قبل از کوکتل خوردن
‫شنا کنیم

69
00:06:44,221 --> 00:06:46,324
‫عالی میشه. موافقـم

70
00:06:46,357 --> 00:06:47,725
‫اما جداً...

71
00:06:47,758 --> 00:06:50,328
‫فرانسه تحمل ایدئولوژی‌های اون رو نداره

72
00:06:50,361 --> 00:06:52,330
جلوش قد علم می‌کنیم

73
00:06:52,363 --> 00:06:54,398
و وقتی شکست خوردید، انگلستان آماده‌ست که

74
00:06:54,432 --> 00:06:56,167
‫دوباره به دادتون برسه

75
00:06:56,200 --> 00:06:58,736
‫عزیزم، رسیدی!

76
00:06:58,769 --> 00:07:00,705
‫کم کم داشتیم گروه تجسس می‌فرستادیم دنبالـت

77
00:07:00,738 --> 00:07:03,374
‫انگلیسی‌ها همش عاشق اینـن
‫که درمورد نجات دادن بقیه لاف بزنن

78
00:07:03,407 --> 00:07:04,742
‫خب همین باعث میشه که معمولاً@

79
00:07:04,775 --> 00:07:06,509
‫تا لحظه آخر چشم به راه موند

80
00:07:09,780 --> 00:07:11,349
‫- رولند
‫- سلام

81
00:07:11,382 --> 00:07:12,549
‫رولند. خوش اومدی

82
00:07:12,583 --> 00:07:13,818
‫سفر طولانیِ سختی داشتی؟

83
00:07:14,652 --> 00:07:15,753
‫از کاسیس؟

84
00:07:15,786 --> 00:07:17,555
‫از لندن البته

85
00:07:17,588 --> 00:07:18,689
‫پشت یه کشاورز گیر افتادم

86
00:07:18,723 --> 00:07:20,424
‫تو رولند رو می‌شناسی، مگه نه؟

87
00:07:20,458 --> 00:07:21,625
‫اگه می‌شناختم ازش خوشم میومد؟

88
00:07:22,460 --> 00:07:24,195
‫خیلی جذابـه

89
00:07:24,228 --> 00:07:25,296
‫پس اگه این قضیه معرفی و اینا

90
00:07:25,329 --> 00:07:27,298
‫کش پیدا کنـه، حوصله‌ام سر نمیره؟

91
00:07:27,331 --> 00:07:28,766
‫شک دارم

92
00:07:28,799 --> 00:07:30,868
‫عکس‌های کون و سینه‌ها‌ی تو
‫توی گالری اون دارن به فروش میرن

93
00:07:30,901 --> 00:07:33,204
‫به چه قیمتی؟

94
00:07:33,237 --> 00:07:35,606
‫اوه. پس الان می‌تونم خودم صحبت کنم؟

95
00:07:36,741 --> 00:07:38,576
خب تابلوئـه قیمتشون رو زیاد بالا نذاشته بودیم

96
00:07:38,609 --> 00:07:40,011
‫خیلی سریع فروش رفتن

97
00:07:41,345 --> 00:07:43,914
‫دوست داشتم بیشتر پیش خودم نگه‌شون دارم

98
00:07:43,948 --> 00:07:47,585
‫چه بهتر. هیچوقت دوست نداشتم
‫الکی یه جا پلاس بشم

99
00:07:47,618 --> 00:07:50,621
‫مگه نشنیدی؟ همه‌ی مدل‌های سابق
‫همین کار رو می‌کنن

100
00:07:50,654 --> 00:07:51,756
‫دور تا دور دنیا سفر می‌کنن

101
00:07:51,789 --> 00:07:53,024
‫و تظاهر می‌کنن که آدم جالبی هستن

102
00:07:57,962 --> 00:08:00,898
‫تو چی؟ چرا نمی‌شناسمـت؟

103
00:08:00,931 --> 00:08:02,833
‫خب من آنچنان آدم مهمی نیستم

104
00:08:02,867 --> 00:08:04,602
‫من فقط اجناس‌شون رو می‌فروشم

105
00:08:04,635 --> 00:08:06,437
‫خب اگه اونقدا مهم نیستی

106
00:08:06,470 --> 00:08:08,672
‫پس بهتر نیست حق کمیسیون خودت رو کمتر کنی؟

107
00:08:08,706 --> 00:08:10,808
‫خب من شبانه روز بخاطر تو
‫کار می‌کنم، قربونت برم

108
00:08:10,841 --> 00:08:12,176
‫اوه

109
00:08:12,209 --> 00:08:13,511
‫شبیه کسایی که شبانه روز
‫کار می‌کنن نیستی

110
00:08:15,112 --> 00:08:16,147
‫تازه دستات هم رنگی هستن

111
00:08:16,180 --> 00:08:17,581
‫واسه همین فکر کنم
‫توام هنرمند هستی

112
00:08:19,116 --> 00:08:20,584
‫تازه تمیزشون هم نکردی

113
00:08:21,819 --> 00:08:24,255
‫چون می‌خوای مردم بفهمن هنرمندی؟

114
00:08:24,288 --> 00:08:25,523
‫یا گذاشتی همینطوری بمونـه

115
00:08:25,556 --> 00:08:27,091
‫چون باید خودت رو قانع کنی
‫که هنرمندی؟

116
00:08:28,893 --> 00:08:30,027
‫تازه قبل از این که از میزبان اجازه بگیری

117
00:08:30,061 --> 00:08:31,695
‫برای خودت شراب ریختی

118
00:08:33,898 --> 00:08:36,033
‫شرط می‌بندم که اعضای
‫همه‌ی خانواده‌های مهم انگلستان

119
00:08:36,067 --> 00:08:37,735
تو رو از یه کیلومتری می‌شناسن

120
00:08:40,571 --> 00:08:41,772
‫تو عضو طبقهٔ حاکم هستی

121
00:08:41,806 --> 00:08:42,773
‫و ازش متنفری

122
00:08:44,141 --> 00:08:45,109
‫درست میگم؟

123
00:08:47,845 --> 00:08:51,115
‫من از کوئیکرها هستم.
نمیشه گفت طبقه‌ی حاکم.‏

124
00:08:52,750 --> 00:08:54,218
‫اما با این حال...

125
00:08:55,352 --> 00:08:56,854
‫اون می‌تونه دست همه‌مون رو بخونه

126
00:08:58,322 --> 00:08:59,290
‫میشه منم نظرم رو بگم؟

127
00:09:00,491 --> 00:09:03,127
‫راحت باش

128
00:09:03,160 --> 00:09:04,295
‫موفق باشی!

129
00:09:06,063 --> 00:09:07,932
‫اهمم. تو...

130
00:09:08,933 --> 00:09:11,570
‫قطعاً توی طبقه متوسط بزرگ شدی

131
00:09:11,635 --> 00:09:13,204
‫چه این یعنی در مقابل افراد پولدار
‫فقیر بودی

132
00:09:13,237 --> 00:09:15,406
‫و در مقابل افراد فقیر، پولدار

133
00:09:15,439 --> 00:09:19,009
‫واسه همین حس می‌کنی
‫جزء هیچ‌کدوم نیستی

134
00:09:19,043 --> 00:09:20,478
‫عادت کردی که مردم با نیم‌نگاهی بهت

135
00:09:20,511 --> 00:09:22,646
‫هوش و حواسشون بپره

136
00:09:22,680 --> 00:09:24,315
‫تا بالاخره یاد گرفتی ازش استفاده کنی

137
00:09:24,348 --> 00:09:25,983
‫که این یعنی از بیشتر آدما باهوش تری

138
00:09:27,552 --> 00:09:29,787
‫از هرکی که زیر سوال ببرتت خوشت نمیاد

139
00:09:31,856 --> 00:09:34,158
‫مخصوصاً وقتی می‌دونی که
‫داری اشتباه می‌کنی

140
00:09:35,960 --> 00:09:36,961
‫و رازهایی داری

141
00:09:39,396 --> 00:09:40,397
‫اونقدر زیاد...

142
00:09:41,732 --> 00:09:42,800
‫که هیچ وقت به زبون نمیاری‌شون

143
00:09:45,604 --> 00:09:47,671
‫من هیچوقت اشتباه نمی‌کنم

144
00:09:47,705 --> 00:09:48,839
‫لی اینطوریـه

145
00:09:49,874 --> 00:09:51,509
‫تازه منم می‌تونم برای خودم شراب بریزم

146
00:09:53,010 --> 00:09:54,613
‫به سلامتی!

147
00:10:02,786 --> 00:10:05,156
‫تقریباً تو رو اندازه ژان می‌شناسم

148
00:10:06,457 --> 00:10:08,593
‫و تقریباً همونقد هم دوستت دارم

149
00:10:10,427 --> 00:10:11,428
‫دل‌مون برات تنگ میشه

150
00:10:12,663 --> 00:10:13,931
‫برگرد پاریس پیش ما

151
00:10:16,133 --> 00:10:18,435
‫توی پاریس دیگه نمی‌دونم کی هستم

152
00:10:21,238 --> 00:10:22,206
‫سوال اینـه که...

153
00:10:24,308 --> 00:10:26,177
‫الان می‌خوای کی باشی، لی میلر؟

154
00:10:27,478 --> 00:10:31,015
‫و قراره بابتـش چیکار کنی؟

155
00:11:19,129 --> 00:11:20,998
‫می‌دونی که کارات رو دیدم

156
00:11:23,167 --> 00:11:24,168
‫سینه و کون

157
00:11:25,236 --> 00:11:26,237
‫یادمـه

158
00:11:27,204 --> 00:11:28,707
‫نه، منظورم کارای واقعیت هست

159
00:11:30,341 --> 00:11:32,076
‫کار عکاسیـت

160
00:11:33,143 --> 00:11:34,511
‫واقعاً تحسین برانگیز هستی

161
00:11:36,080 --> 00:11:37,081
‫ممنون

162
00:11:38,315 --> 00:11:40,184
‫ترجیح میدم عکس بگیرم تا...

163
00:11:41,418 --> 00:11:42,419
‫یه عکس باشم

164
00:11:49,994 --> 00:11:51,630
‫اشکالی نداره بیام داخل؟

165
00:11:53,330 --> 00:11:55,532
‫فقط چهار ساعتـه که من رو می‌شناسی

166
00:11:57,334 --> 00:11:59,370
‫تصورش رو بکن بعد از پنج ساعت
‫چیا ازت می‌فهمم

167
00:12:26,864 --> 00:12:27,931
‫رولند؟

168
00:12:33,937 --> 00:12:34,938
‫رولند؟

169
00:12:45,000 --> 00:12:50,000
« عزیزم، عزیزم، عزیزم »
« به 69 مدل می‌تونم بهت بگم عزیزم »

170
00:13:14,311 --> 00:13:15,613
‫آه

171
00:13:17,081 --> 00:13:18,148
‫سلام

172
00:13:19,083 --> 00:13:20,150
‫صبح بخیر

173
00:13:25,289 --> 00:13:26,323
‫داشتیم شرط می‌بستیم

174
00:13:26,357 --> 00:13:28,058
‫که امروز چه ساعتی می‌بینیمـت

175
00:13:28,092 --> 00:13:30,260
‫کی برد؟

176
00:13:30,294 --> 00:13:32,496
‫حدس بزن

177
00:13:32,529 --> 00:13:35,099
‫خب، اونقدی که فکر می‌کردم
‫حوصله سربر نیست

178
00:13:39,870 --> 00:13:40,938
‫- زنده‌ست
‫- صبح بخیر

179
00:13:42,439 --> 00:13:43,407
‫به زور

180
00:13:44,174 --> 00:13:45,744
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

181
00:13:51,148 --> 00:13:53,384
‫اجازه هست؟

182
00:13:54,318 --> 00:13:55,319
‫خواهش می‌کنم

183
00:14:01,626 --> 00:14:03,661
‫حالا اینجا رو نگاه کن

184
00:14:11,402 --> 00:14:13,404
‫اگه از این پله‌ها افتادم و مُردم

185
00:14:14,672 --> 00:14:16,440
‫توی مراسمـم چیزای خوبی
‫درموردم بگو

186
00:14:17,742 --> 00:14:20,310
‫نذار «من ری» زیادی حرف بزنـه

187
00:14:20,344 --> 00:14:22,146
‫احتمالاً میگه «او به همان شکلی که بود، زیست

188
00:14:22,179 --> 00:14:23,748
‫حماقت با چاشنی ماجراجویی»

189
00:14:24,515 --> 00:14:25,717
‫من احمق نیستم

190
00:14:26,984 --> 00:14:28,620
‫نیستم

191
00:14:29,587 --> 00:14:30,855
‫از اینجا باید کجا بریم؟

192
00:14:32,256 --> 00:14:33,558
‫خب...

193
00:14:34,692 --> 00:14:36,193
‫قطعاً که نباید برگردیم اون پایین

194
00:14:39,731 --> 00:14:40,732
‫من فردا میرم

195
00:14:43,735 --> 00:14:44,736
‫باهام میای لندن؟

196
00:14:50,274 --> 00:14:51,508
‫آخرین باری که یک سال کامل

197
00:14:51,542 --> 00:14:52,911
‫یک جای ثابت بودی، کی بود؟

198
00:14:55,613 --> 00:14:57,682
‫اگه همیشه توی یک جای ثابت بمونی

199
00:14:57,715 --> 00:14:59,550
‫چطوری می‌خوای تمام چیزایی
‫که وجود دارن رو بشناسی؟

200
00:15:00,785 --> 00:15:02,654
به نظرت این هدف در این حد مهم هست؟

201
00:15:02,687 --> 00:15:05,088
‫شاید هنوز چیزی پیدا نکردم که

202
00:15:05,122 --> 00:15:06,825
‫اونقدر جالب باشه که
‫من رو کنار خودش نگه داره

203
00:15:08,058 --> 00:15:09,761
‫چیزی یا کسی؟

204
00:15:27,712 --> 00:15:29,513
وای خدا

205
00:15:32,382 --> 00:15:34,184
‫یواش برو

206
00:15:35,419 --> 00:15:36,420
‫خب...

207
00:15:42,827 --> 00:15:44,762
‫میشه فقط...

208
00:15:52,135 --> 00:15:53,905
‫این بانوی کوچک در نمایشگاه کفش و چرم

209
00:15:53,938 --> 00:15:56,273
‫درحال به نمایش گذاشتن کفش‌های
‫ظریف برای افسران پلیس است

210
00:15:56,306 --> 00:15:57,709
‫اما در بخش اصلی نمایش

211
00:15:57,742 --> 00:15:59,476
‫خانم‌های زیبایی برای تماشا هستن

212
00:15:59,510 --> 00:16:01,378
‫و در کنار آن‌ها می‌توانید کفش‌ها را نیز
‫تماشا کنید

213
00:16:04,448 --> 00:16:06,216
‫از یک رویداد به سراغ
‫رویداد دیگری برویم

214
00:16:06,250 --> 00:16:08,118
‫یعنی جشن تولد 48 سالگی هیتلر

215
00:16:08,151 --> 00:16:10,120
‫که به همین مناسبت، نمایش بزرگی
‫را برایـش ترتیب داده‌اند

216
00:16:10,153 --> 00:16:11,421
‫درواقع آنجا

217
00:16:11,455 --> 00:16:12,790
‫به نظر می‌رسید که دستورالعمل

218
00:16:12,824 --> 00:16:14,391
‫برای یک مهمانی تولد موفق

219
00:16:14,424 --> 00:16:15,927
‫به رژه فرستادن چند صد مرد

220
00:16:15,960 --> 00:16:17,762
‫و نمایش مقداری رنگ در پرچم‌های به اهتزاز...

221
00:16:17,795 --> 00:16:20,899
‫- ای خدا، نگاه‌شون کن آخه
‫- احمقـن بابا

222
00:16:22,332 --> 00:16:23,801
‫اما خطرناک

223
00:16:23,835 --> 00:16:25,637
‫همه‌شون شستشوی مغزی شدن

224
00:16:25,670 --> 00:16:26,938
همه که باورشون نمیشه

225
00:16:26,971 --> 00:16:29,306
‫قطعاً خیلی‌ها متوجه میشن اون چطور آدمیـه

226
00:16:29,339 --> 00:16:31,308
‫اما متوجه نشدن.
‫نگاه‌شون کن

227
00:16:31,341 --> 00:16:32,944
‫نقش بازی نمی‌کنن

228
00:16:32,977 --> 00:16:34,077
‫تنها جواب عاقلانه

229
00:16:34,111 --> 00:16:36,480
‫به حکومت ستمگرانه، نقاشی کشیدنـه

230
00:16:36,513 --> 00:16:38,482
‫- خلق کردنـه
‫- و مشروب خوردن

231
00:16:38,515 --> 00:16:40,450
‫- و نوشتن!
‫- و رقصیدن!

232
00:17:13,550 --> 00:17:14,819
‫هنوزم درک نمی‌کنم چطوری

233
00:17:14,852 --> 00:17:16,286
هیچ‌کدوم‌تون نفهمیدید چه فاجعه‌ای در پیشـه

234
00:17:17,655 --> 00:17:18,890
‫خیلی آروم‌آروم اتفاق افتاد،

235
00:17:21,525 --> 00:17:23,126
‫و در عین حال یک شبـه

236
00:17:23,160 --> 00:17:25,195
‫یک روز صبح بیدار شدیم

237
00:17:25,228 --> 00:17:27,397
‫و هیتلر قدرتمند ترین مرد
‫اروپا شده بود

238
00:17:29,000 --> 00:17:31,435
‫حتی زمانی که داشت رخ می‌داد،
‫آدم باورش نمیشد که واقعی باشه

239
00:17:34,104 --> 00:17:35,272
‫خب چیکار کردید؟

240
00:17:38,676 --> 00:17:39,644
‫خب...

241
00:17:39,644 --> 00:17:41,012
‫[لندن، انگلستان، سال 1940]

242
00:17:41,012 --> 00:17:43,047
‫من به زندگی عادیـم ادامه دادم

243
00:17:43,081 --> 00:17:45,850
‫اون موقع دیگه اروپا وارد جنگ شده بود

244
00:17:45,883 --> 00:17:48,853
ولی توی لندن، حس می‌کردی
جنگ اون سرِ دنیاست

245
00:17:48,886 --> 00:17:52,356
‫رولند به عنوان یک هنرمند
‫و معترض وظیفه شناس

246
00:17:52,389 --> 00:17:54,424
‫استخدام شده بود که برای کمک به جنگ

247
00:17:54,458 --> 00:17:55,727
‫تکنیک‌های استتار خلق بکنـه

248
00:17:56,694 --> 00:17:58,395
‫حس می‌کردیم جای ما امنـه

249
00:17:58,428 --> 00:18:00,163
‫رولند؟

250
00:18:00,197 --> 00:18:01,398
‫عزیزم، برگشتی

251
00:18:03,200 --> 00:18:04,167
‫لعنت بهش

252
00:18:05,302 --> 00:18:06,638
‫نوبت توئه

253
00:18:08,138 --> 00:18:09,774
‫خواهش می‌کنم بذار شام درست کنم

254
00:18:09,807 --> 00:18:10,908
‫بیخیال، یه پیشرفت داشتم

255
00:18:12,644 --> 00:18:14,912
‫- قول دادی
‫- من قول ندادم

256
00:18:14,946 --> 00:18:16,781
‫حواسم هست که هیچ‌وقت
‫هیچ قولی ندم

257
00:18:18,049 --> 00:18:19,617
‫خیلی خب

258
00:18:20,752 --> 00:18:23,220
‫- شهر چه خبر بود؟
‫- افتضاح

259
00:18:23,253 --> 00:18:25,288
‫مگه تاکسی پیدا میشد

260
00:18:27,925 --> 00:18:30,494
‫- باید کجا وایسم؟
‫- اینجا لطفاً

261
00:18:35,332 --> 00:18:36,333
‫آماده‌ای؟

262
00:18:41,271 --> 00:18:44,142
‫خیلی خب، من رو نامرئی کن

263
00:18:44,174 --> 00:18:46,376
‫اگه بتونم نامرئیـت کنم

264
00:18:46,410 --> 00:18:48,545
‫دیگه می‌تونم هر چیزی رو پنهان کنم

265
00:18:54,752 --> 00:18:56,420
‫زود باش، خیلی گشنمه

266
00:18:56,453 --> 00:18:58,122
‫صف‌ها پدرم رو در آورد

267
00:18:58,156 --> 00:18:59,657
‫اما امروز یخورده کره گیرم اومد

268
00:19:00,858 --> 00:19:02,392
‫و فروشگاه فورتنومز پودر چیلی هم داشت

269
00:19:02,426 --> 00:19:03,895
‫پس حتی اگه مجبور بشیم موش بخوریم

270
00:19:03,928 --> 00:19:05,495
اقلاً حسابی مزه‌دار و تند میشن

271
00:19:17,274 --> 00:19:18,910
‫تمرکز کن

272
00:19:18,943 --> 00:19:21,179
‫تمرکز کردن خیلی سختـه

273
00:19:28,385 --> 00:19:30,021
‫وای خدا

274
00:19:30,054 --> 00:19:31,155
خدایا!‏

275
00:19:38,000 --> 00:19:40,000
 [مجله وگ]

276
00:19:46,904 --> 00:19:48,873
‫قلمروطلب نباش آدری

277
00:19:49,741 --> 00:19:51,475
منظورت اینـه که ویراستاری نکنم؟

278
00:19:52,744 --> 00:19:53,911
‫عذر می‌خوام خانم ویترز

279
00:19:53,945 --> 00:19:55,195
‫یکی به اسم لی میلر
‫می‌خواد شما رو ببینـه

280
00:19:55,213 --> 00:19:56,881
‫لی میلر معروف؟

281
00:19:56,914 --> 00:19:58,616
‫توی لندن چیکار می‌کنـه؟

282
00:19:58,649 --> 00:20:00,450
‫ای خدا. راهنماییـش کن داخل، مود

283
00:20:01,485 --> 00:20:02,519
‫بفرمایید داخل

284
00:20:04,655 --> 00:20:05,723
‫ممنون

285
00:20:08,391 --> 00:20:11,394
‫- سسیل بیتون، سلام
‫- چشمم روشن

286
00:20:13,564 --> 00:20:14,732
‫حرفی داری؟

287
00:20:17,668 --> 00:20:21,038
‫لی میلر هستم. شنیدم شما خانمی هستید
‫که واسه کار باید ملاقاتـش کنم

288
00:20:21,072 --> 00:20:22,472
‫آدری میترز

289
00:20:22,506 --> 00:20:24,541
‫و بله، خودم هستم.
‫خواهش می‌کنم بنشینید

290
00:20:24,575 --> 00:20:25,576
‫ممنون

291
00:20:28,411 --> 00:20:29,479
‫اجازه هست؟

292
00:20:29,513 --> 00:20:31,582
‫ما مدل پیر استخدام نمی‌کنیم.

293
00:20:31,616 --> 00:20:33,483
‫اوه، حالا از کوره در نرو

294
00:20:33,517 --> 00:20:36,319
‫- من دیگه مدل نیستم
‫- وای خدا

295
00:20:36,353 --> 00:20:38,488
‫- خب پس چی هستی؟
‫- سسیل؟

296
00:20:39,389 --> 00:20:40,390
‫میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟

297
00:20:42,059 --> 00:20:43,527
‫خواهش می‌کنم

298
00:20:43,561 --> 00:20:45,930
‫برمیگردم که این فاجعه رو درست کنم

299
00:20:50,467 --> 00:20:52,402
‫بابت سسیل عذر می‌خوام

300
00:20:52,435 --> 00:20:55,338
‫- گاهی یخورده...
‫- هیولا میشه؟

301
00:20:55,372 --> 00:20:57,507
‫نه. هیچ‌وقت نمی‌تونه سرخوردگیش رو از

302
00:20:57,541 --> 00:20:59,277
پیر شدنِ خانم‌ها پنهان کنه

303
00:20:59,309 --> 00:21:01,045
‫درسته

304
00:21:01,078 --> 00:21:03,781
‫و در زمینـه مد، این فقط
‫نظر مرد‌ها نیست

305
00:21:03,815 --> 00:21:07,852
‫اما به شدت با استعداده، واسه همین
‫باهاش کنار میام

306
00:21:15,226 --> 00:21:17,360
‫این عکس کجا گرفته شده؟

307
00:21:17,394 --> 00:21:19,529
‫اونجا... سوریه‌ست

308
00:21:19,564 --> 00:21:23,968
‫کارهای استودیویی‌ام اینجاست

309
00:21:27,504 --> 00:21:30,908
‫اوه، اینا خیلی تماشایی هستن

310
00:21:30,942 --> 00:21:32,375
‫ممنون

311
00:21:32,409 --> 00:21:34,979
‫اما متأسفانه حق با سسیل هست

312
00:21:35,012 --> 00:21:37,048
‫درحال حاضر استخدامی نداریم

313
00:21:37,081 --> 00:21:39,217
‫اگه بخوام صادق باشم باید بگم،
‫قضیه این هست که

314
00:21:39,250 --> 00:21:41,384
‫مطمئن نیستیم که تا کی
‫اجازه میدن که کار کنیم

315
00:21:42,485 --> 00:21:44,989
‫بذار اول این بگذره

316
00:21:45,022 --> 00:21:47,291
‫ببینیم کجای کار هستیم
‫و بعدش دوباره صحبت می‌کنیم

317
00:21:47,959 --> 00:21:49,060
‫چطوره؟

318
00:21:50,261 --> 00:21:51,229
‫نگفته نه

319
00:21:52,029 --> 00:21:54,098
‫بله هم نگفت

320
00:21:54,131 --> 00:21:55,633
‫داری اشتباه به قضیه نگاه می‌کنی

321
00:21:55,666 --> 00:21:59,170
‫اوه بیخیال. تو که اونجا نبودی

322
00:21:59,203 --> 00:22:02,907
‫فقط می‌خوام وظیفه خودم رو انجام بدم،
‫مگه چقد سختـه؟

323
00:22:02,940 --> 00:22:04,275
‫کار پیدا می‌کنی عشقـم

324
00:22:04,308 --> 00:22:06,310
‫خدایا، این خیلی تحقیرآمیزه

325
00:22:12,850 --> 00:22:14,218
‫عزیزم باید یه چیزی بهت بگم

326
00:22:14,886 --> 00:22:16,621
‫چی؟

327
00:22:16,654 --> 00:22:17,788
‫شنیدم که مردم توی پاریس

328
00:22:17,822 --> 00:22:19,023
‫دارن میرن توی زیرزمین‌ها

329
00:22:21,058 --> 00:22:22,425
‫منظورت چیـه؟

330
00:22:22,459 --> 00:22:23,561
‫اوضاع داره خطرناک میشه

331
00:22:25,696 --> 00:22:29,200
‫پل، نوش، سولانژ، ژان،

332
00:22:29,233 --> 00:22:31,335
‫همه‌شون از دست نازی‌ها قایم شدن

333
00:22:33,271 --> 00:22:34,605
‫چرا برنگشتید به پاریس؟

334
00:22:36,406 --> 00:22:39,710
‫اون موقع دیگه نمی‌تونستم

335
00:22:39,744 --> 00:22:42,179
‫پاریس توسط نازی‌ها اشغال شده بود،

336
00:22:42,213 --> 00:22:44,048
‫و بریتانیا تک و تنها مونده بود

337
00:22:44,081 --> 00:22:45,583
‫و هیچ راه ارتباطی نداشتیم

338
00:22:47,517 --> 00:22:50,054
‫دیگه چیا هست که بهم بگید؟

339
00:22:50,688 --> 00:22:52,189
‫خیلی چیزا

340
00:22:52,223 --> 00:22:53,858
‫با اینکه دوستام تو یک مکان
‫اشغال شده بودن

341
00:22:53,891 --> 00:22:56,027
‫بازم داشتن یه کارایی می‌کردن

342
00:22:56,060 --> 00:22:58,963
‫پاول و نوش به گروه مقاومت ملحق شده بودن

343
00:23:00,364 --> 00:23:01,599
‫اما اون موقع این رو نمی‌دونستم

344
00:23:02,934 --> 00:23:04,534
‫و راهی برای دسترسی بهشون نداشتم

345
00:23:06,203 --> 00:23:07,204
‫و...

346
00:23:08,606 --> 00:23:10,241
‫و بعد همه شروع کرده بودن
‫به ایفا کردن نقش خودشون

347
00:23:10,274 --> 00:23:12,410
‫رولند بیشتر شب‌ها می‌رفت بیرون
‫و نگهبان حمله هوایی شده بود

348
00:23:12,442 --> 00:23:14,412
‫داشتم احساس بی فایده بودن می‌کردم

349
00:23:14,444 --> 00:23:16,814
‫و هرچی افسرده‌تر میشدم،
‫کونـمم کوچیک‌تر میشد

350
00:23:16,847 --> 00:23:20,384
‫که معمولاً برعکس اینـه

351
00:23:20,418 --> 00:23:22,485
‫اما در نهایت بهتون استخدام‌تون کرد؟

352
00:23:22,519 --> 00:23:24,422
‫آره، تقریباً خیلی سریع کوتاه اومد

353
00:23:24,454 --> 00:23:27,758
‫فکر می‌کنم متوجه شد که اون
‫سسیل بیتون ِاهلِ جر و بحث

354
00:23:27,792 --> 00:23:30,094
‫وقتی اطراف یه زن باشه
‫خیلی بامزه‌تر میشه

355
00:23:34,432 --> 00:23:35,433
‫سسیل بیتون...

356
00:23:42,306 --> 00:23:44,709
‫- همه خوبـن؟
‫- خداروشکر بله

357
00:23:44,742 --> 00:23:46,010
‫آدری کجاست؟

358
00:23:46,043 --> 00:23:47,745
‫اونجا

359
00:23:47,778 --> 00:23:49,280
‫راستـش اونقد که به نظر میرسه
‫بد نیست

360
00:23:49,313 --> 00:23:50,681
ساختمون هنوز سر پاست

361
00:23:50,715 --> 00:23:52,616
‫اما برا یه مدتی باید بریم
‫داخل زیرزمین

362
00:23:52,650 --> 00:23:53,718
از کار بی‌کار شدیم؟

363
00:23:53,751 --> 00:23:55,753
‫نه، چرا از کار بی‌کار بشیم؟

364
00:23:55,786 --> 00:23:56,887
‫امروز صبح با وزارتخانه صبحت کردم،

365
00:23:56,921 --> 00:23:58,189
‫سهمیه کاغذمون رو داریم

366
00:23:58,222 --> 00:24:00,925
‫- بازم جای شکرش باقیـه
‫- تازه یه ماموریت هم داریم

367
00:24:00,958 --> 00:24:03,594
‫که زن‌های بریتانیا رو تشویق کنیم
‫که وظیفه‌ خودشون رو انجام بدن

368
00:24:05,596 --> 00:24:08,099
‫میشه یه لحظه اینـا رو قرض بگیرم؟

369
00:24:08,132 --> 00:24:09,934
‫- حتماً
‫- ممنون

370
00:24:09,967 --> 00:24:12,103
‫مود، باهام بیا

371
00:24:12,970 --> 00:24:14,772
‫و تو

372
00:24:14,805 --> 00:24:17,775
‫- دوست داری به ما ملحق بشی؟
‫- خیلی خلاقـه

373
00:24:17,808 --> 00:24:19,076
‫با این چیزای بند مانند

374
00:24:19,110 --> 00:24:20,144
‫- باشه.
‫- که مسخره‌ان...

375
00:24:20,177 --> 00:24:21,479
‫ثابت نگهشون دارید

376
00:24:21,511 --> 00:24:23,047
‫- هیچی نمی‌بینم
‫- هیچی نمی‌بینی؟

377
00:24:23,080 --> 00:24:24,582
‫- نمی‌بینم
‫- خدای من

378
00:24:24,615 --> 00:24:27,651
‫بیا، این مال تو...
‫درست اینجا. درسته، اینـم از این

379
00:24:28,352 --> 00:24:29,420
‫اونجا!

380
00:24:31,355 --> 00:24:32,757
‫اونجا، خودشـه

381
00:24:32,790 --> 00:24:34,158
‫اوه خدایا

382
00:24:34,191 --> 00:24:36,660
‫مود، می‌تونی اونجا بشینی.
‫خیلی خب. اینـم از این

383
00:24:36,694 --> 00:24:39,964
‫هیچ توجه‌ای به ساختمان
‫درحال سوختن پشت سر من نکنید

384
00:24:41,632 --> 00:24:44,502
‫حمله هوایی همه خونه‌ها رو زیر و رو کرد

385
00:24:44,534 --> 00:24:46,437
‫خیابون‌ها رو زیر و رو کرد،

386
00:24:46,470 --> 00:24:48,806
‫و برای مردم لندن هرج و مرج بجا گذاشت

387
00:24:51,175 --> 00:24:52,510
‫اما همه دنبال یه کاری رو گرفتن

388
00:24:52,542 --> 00:24:54,912
‫و من تمام تلاشـم رو کردم
‫که ثبتـش کنم

389
00:24:58,115 --> 00:25:00,351
‫مرد‌ها فرستاده شده بودن به جنگ

390
00:25:00,384 --> 00:25:04,321
‫زن‌هاشون رو گذاشته بودن که از بچه‌هاشون
‫مراقب بکنن

391
00:25:04,355 --> 00:25:05,956
‫اگه اون مسئولیت هم نبود

392
00:25:05,990 --> 00:25:07,691
‫می‌تونستیم فقط روی یک چیز تمرکز کنیم

393
00:25:08,392 --> 00:25:10,795
‫همه ساعتـه کار کردیم

394
00:25:10,828 --> 00:25:13,531
‫هرکاری برای حل مشکلات کردیم

395
00:25:16,634 --> 00:25:17,968
بمباران

396
00:25:18,002 --> 00:25:20,304
تا ماه‌ها ادامه داشت

397
00:25:20,337 --> 00:25:22,339
‫بخشی از زندگی روزانه‌مون شده بود.

398
00:25:24,175 --> 00:25:26,010
‫لحظاتی رو گذروندیم
‫که عن توی کون آدم یخ می‌زد

399
00:25:26,043 --> 00:25:28,345
‫اما ما ادامه می‌دادیم

400
00:25:29,480 --> 00:25:31,816
‫آدری یه رئیس فوق العاده بود

401
00:25:31,849 --> 00:25:33,818
‫و ما دوست شدیم

402
00:25:33,851 --> 00:25:35,953
‫دوستی‌مون فقط یک دوستی ساده بود

403
00:25:37,054 --> 00:25:38,289
‫اوه آدری

404
00:25:42,359 --> 00:25:43,461
‫بچه‌ داری؟

405
00:25:43,494 --> 00:25:45,362
‫وای خدا، نه.
‫تو چی؟

406
00:25:46,430 --> 00:25:47,698
‫وای خدا، نه

407
00:25:51,669 --> 00:25:52,636
‫اجازه هست؟

408
00:25:58,209 --> 00:26:00,077
‫پس هیچ وقت دلتون بچه نمی‌خواسته؟

409
00:26:03,781 --> 00:26:05,449
‫هیچ وقت فکر نکردم بتونم مادر باشم

410
00:26:10,555 --> 00:26:12,591
‫من هیچ‌وقت برای مادر بودن ساخته نشده بودم

411
00:26:16,794 --> 00:26:18,696
‫چرا داری یه پیرزن رو انقد سوال پیچ می‌کنی؟

412
00:26:20,231 --> 00:26:23,734
‫- بیخیال، اونقدا هم پیر نیستید
‫- اوه

413
00:26:23,767 --> 00:26:25,936
‫چرا همه مردا اینطوری هستن؟

414
00:26:25,970 --> 00:26:28,405
‫اولـش می‌گید اونقد جوون نیستم،
‫بعد میگید اونقد پیر نیستم

415
00:26:29,707 --> 00:26:31,075
‫فقط دارم سعی می‌کنم درک کنم

416
00:26:32,643 --> 00:26:33,644
‫چی رو؟

417
00:26:34,613 --> 00:26:35,679
‫سعی می‌کنم تو رو درک کنـم

418
00:26:41,285 --> 00:26:42,554
‫هدف...

419
00:26:46,558 --> 00:26:48,092
‫من جاه طلب بودم

420
00:26:48,125 --> 00:26:50,562
‫به تنهایی می‌تونستم عکس‌های خوبی بگیرم

421
00:26:50,595 --> 00:26:51,596
‫آه...

422
00:26:52,564 --> 00:26:53,931
‫به خط بشید

423
00:26:53,964 --> 00:26:55,032
‫طبق تجربه‌ام

424
00:26:55,065 --> 00:26:57,701
گروهی کار کردن دردسرهای خودش رو داشت

425
00:26:57,735 --> 00:26:59,638
‫و فقط یک نفر می‌تونه رئیس باشه

426
00:27:01,573 --> 00:27:03,007
‫عصر بخیر خانم‌ها

427
00:27:03,040 --> 00:27:06,043
‫اما بعد سر و کله دیوی شرمن
‫از مجله لایف پیدا شد

428
00:27:06,076 --> 00:27:07,978
‫- سلام
‫- سلام

429
00:27:09,180 --> 00:27:10,314
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم

430
00:27:10,347 --> 00:27:11,348
‫که اینجا یه آمریکایی دیگه‌ام پیدا کنم

431
00:27:12,016 --> 00:27:13,017
‫آها

432
00:27:14,251 --> 00:27:15,286
‫یکم تاریکـه

433
00:27:16,020 --> 00:27:17,121
‫می‌دونم

434
00:27:17,154 --> 00:27:18,155
‫اجازه هست؟

435
00:27:21,626 --> 00:27:25,062
‫توی یک چشم‌ به‌هم زدن،
دیگه رقابتی وجود نداشت، ما یه تیم بودیم

436
00:27:25,863 --> 00:27:27,031
‫احساس راحتی میداد

437
00:27:28,966 --> 00:27:31,636
‫- یکم به چپ
‫- بله خانم

438
00:27:31,670 --> 00:27:33,837
‫- بگید حمله هوایی
‫- حمله هوایی!

439
00:27:33,871 --> 00:27:35,706
‫ممنون

440
00:27:39,143 --> 00:27:40,911
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

441
00:28:01,832 --> 00:28:04,001
‫متاسفانه جلوتر از این نمی‌تونید بیایید خانم

442
00:28:04,034 --> 00:28:05,836
‫نه من با مجله وگ هستم

443
00:28:05,869 --> 00:28:07,706
‫ایشون با منـه

444
00:28:07,771 --> 00:28:08,973
‫برای جلوتر رفتن نیاز به

445
00:28:09,006 --> 00:28:10,040
‫تاییدیه رسمی نظامی دارید

446
00:28:10,074 --> 00:28:12,176
‫وای خدا

447
00:28:12,209 --> 00:28:13,510
‫به مجلات ابلاغ شده خانم

448
00:28:13,544 --> 00:28:16,013
‫خانم‌ها فقط به مکان‌های
‫غیرنظامی دسترسی دارن

449
00:28:16,046 --> 00:28:18,015
‫خواهش می‌کنم به سمت سالن
‫غذاخوری برید

450
00:28:22,019 --> 00:28:23,354
‫ای خدا

451
00:28:23,387 --> 00:28:25,022
‫فکر می‌کردم بعد از اون همه ساعت که

452
00:28:25,055 --> 00:28:26,190
‫توی ماشین بودم، کوتاه بیان

453
00:28:28,660 --> 00:28:29,628
‫شرمنده

454
00:29:58,949 --> 00:29:59,983
‫اوه

455
00:30:00,017 --> 00:30:01,418
‫- سلام
‫- اوه، ببخشید

456
00:30:01,452 --> 00:30:03,320
‫من لی میلر هستم
‫برای وگ کار می‌کنم

457
00:30:03,354 --> 00:30:06,624
‫اوه! ان داگلس، کمک خلبان

458
00:30:06,658 --> 00:30:08,626
‫واو، شما پرواز می‌کنید

459
00:30:08,660 --> 00:30:10,427
‫فقط بمب افکن‌ها رو بین
‫پایگاه‌ها جابجا می‌کنم. اما درکل...

460
00:30:11,295 --> 00:30:12,463
‫بله، پرواز می‌کنم

461
00:30:12,496 --> 00:30:14,131
‫اشکالی نداره از شما عکس‌ بگیرم؟

462
00:30:14,799 --> 00:30:16,233
‫مشکلی نیست

463
00:30:20,705 --> 00:30:22,674
‫کار شما واقعاً...

464
00:30:22,707 --> 00:30:24,508
‫باعث میشه بفهمیم اون بیرون چه خبره

465
00:30:29,480 --> 00:30:30,447
‫ممنون

466
00:30:32,316 --> 00:30:34,518
‫تا کنار در برو عقب

467
00:30:36,821 --> 00:30:39,056
‫ببینیم این چطوره

468
00:30:40,725 --> 00:30:42,993
‫اینـم از این

469
00:30:43,026 --> 00:30:44,796
‫بذار ببینیم میشه عکسـت رو
‫بزنیم توی مجله یا نه

470
00:30:44,829 --> 00:30:47,030
‫همچین چیزی منتشر میشه؟

471
00:30:47,064 --> 00:30:48,265
‫امیدوارم بشه

472
00:30:50,033 --> 00:30:51,870
‫اشکال نداره کلاهت رو برداری؟

473
00:30:53,337 --> 00:30:55,840
‫معرکه‌ست.
‫خوب شد

474
00:30:57,876 --> 00:30:58,877
اینم از این

475
00:31:00,244 --> 00:31:01,713
‫نمی‌خوام بیشتر وقتـت رو بگیرم

476
00:31:01,746 --> 00:31:02,980
‫از آشنایی باهات خوشوقت شدم

477
00:31:03,013 --> 00:31:04,181
‫منم خوشوقت شدم خانم میلر

478
00:31:09,754 --> 00:31:13,190
‫هنوزم توی همون هتل تخمی
‫اقامت داری؟

479
00:31:13,223 --> 00:31:16,427
‫اگه بازم آینه‌هاشون رو بشکونـم، نه

480
00:31:16,460 --> 00:31:20,497
‫خب اگه بخوای اینجا بمونی
‫قدمت رو چشمـه

481
00:31:20,531 --> 00:31:23,735
‫- اتاق داریم
‫- مطمئنی؟

482
00:31:23,768 --> 00:31:24,869
‫از نظر رولند اشکالی نداره؟

483
00:31:25,670 --> 00:31:26,805
‫تنها آدم‌هایی که اهمیت میدن

484
00:31:26,838 --> 00:31:27,906
‫من با چه مردهایی می‌خوابم

485
00:31:27,971 --> 00:31:29,440
‫اون مردهایی هستن که باهاشون نمی‌خوابـم

486
00:31:39,383 --> 00:31:40,384
‫بری؟

487
00:31:41,485 --> 00:31:42,554
‫کجا؟

488
00:31:42,587 --> 00:31:43,588
‫منطقه ساحلی

489
00:31:44,455 --> 00:31:45,824
‫فقط چند ساعت فاصله داره

490
00:31:46,858 --> 00:31:47,826
‫برای چه مدتی؟

491
00:31:48,693 --> 00:31:50,227
‫فکر می‌کنم یه مدتی بشه

492
00:31:57,735 --> 00:31:59,737
‫داریم آماده می‌شیم، نه؟

493
00:31:59,771 --> 00:32:01,706
‫برای حمله به اروپا

494
00:32:01,739 --> 00:32:03,540
‫متاسفانه منم اندازه تو می‌دونم

495
00:32:04,975 --> 00:32:08,045
‫قراره تانک‌ها رو شبیه به
‫کیوسک بستنی بکنم،

496
00:32:08,078 --> 00:32:09,681
‫اما از من نشنیده بگیرید

497
00:32:09,714 --> 00:32:13,618
‫دیوی، بیا قبل از رفتنـش ازمون عکس بگیریم

498
00:32:16,588 --> 00:32:17,655
‫بله

499
00:32:24,963 --> 00:32:27,498
‫آه

500
00:32:27,531 --> 00:32:29,634
‫- نرو
‫- خیلی طول نمی‌کشـه

501
00:32:31,401 --> 00:32:32,369
‫بس کن

502
00:32:36,473 --> 00:32:38,943
‫نه. نه. نه!

503
00:32:38,977 --> 00:32:42,412
‫عکس لباس زیر چندتا زن بیچاره نه!

504
00:32:42,446 --> 00:32:43,615
‫اگه لی میلر فکر می‌کنـه که می‌تونه...

505
00:32:43,648 --> 00:32:45,516
‫مسئله چیزی که لی میلر فکر می‌کنـه

506
00:32:45,549 --> 00:32:46,951
‫یا نمی‌کنـه نیست، سسیل

507
00:32:46,985 --> 00:32:50,420
‫مسئله وظیفه ما در قبال خواننده‌هامون هست

508
00:32:50,454 --> 00:32:52,891
‫اونایی که مستخدم یا

509
00:32:52,924 --> 00:32:53,992
‫آب گرم ندارن

510
00:32:54,024 --> 00:32:57,227
‫و به چیزای دیگه‌ای بجز
‫دوخت لباس اهمیت میدن

511
00:32:57,261 --> 00:33:00,965
‫- وگ جایی نیست که...
‫- جای تو هم نیست!

512
00:33:00,999 --> 00:33:02,901
‫عکس زیر شلواری‌ها چاپ میشه
‫ممنون

513
00:33:07,872 --> 00:33:08,873
‫لی

514
00:33:11,174 --> 00:33:13,210
‫سسیل

515
00:33:13,243 --> 00:33:14,712
‫فکر کنم این همون چیزی هست

516
00:33:14,746 --> 00:33:16,179
‫که توی زبان‌تون بهش می‌گید
‫سر چیزای الکی عصبانی شدن

517
00:33:18,950 --> 00:33:20,952
‫فقط یه زن می‌تونست همچین عکس‌هایی بگیره

518
00:33:20,985 --> 00:33:22,419
‫خب، ممنون

519
00:33:23,655 --> 00:33:26,290
‫آدری، گوش بده

520
00:33:26,323 --> 00:33:29,326
‫وقتی زمانـش رسید، من رو بفرست اروپا

521
00:33:29,359 --> 00:33:30,828
‫وزارتخونه خیلی واضح اعلام کرده که

522
00:33:30,862 --> 00:33:33,631
‫وقتی زمانش برسه، وظیفه ما خواهد بود که...

523
00:33:33,665 --> 00:33:36,300
‫نقش خودمون رو ایفا کنیم. بله، بله، بله.
‫می‌دونم، می‌دونم

524
00:33:37,702 --> 00:33:40,070
‫اما چرا مردها باید تصمیم بگیرن
‫که اون نقش باید چی باشه؟

525
00:33:40,103 --> 00:33:43,007
‫چرا زن‌ها نمی‌تونن برن به جبهه؟
‫چرا؟

526
00:33:43,041 --> 00:33:45,743
‫لی، با وجود این که من
‫پشتکارت رو تحسین می‌کنم

527
00:33:47,177 --> 00:33:48,378
‫اما فایده‌ای نداره

528
00:33:49,681 --> 00:33:51,181
‫بدون تایید رسمی ارتش، نمی‌تونی هیچی

529
00:33:51,214 --> 00:33:52,549
‫برای ما بفرستی

530
00:33:52,584 --> 00:33:53,918
‫بی فایده ست

531
00:33:54,686 --> 00:33:55,653
‫متاسفم

532
00:33:57,055 --> 00:33:58,255
‫دوباره درخواست بده

533
00:34:02,359 --> 00:34:03,427
‫آره، آره

534
00:34:04,629 --> 00:34:05,630
‫میام

535
00:34:08,098 --> 00:34:09,433
‫خیلی خب، خداحافظ

536
00:34:14,438 --> 00:34:16,574
‫کِی میری؟

537
00:34:18,442 --> 00:34:20,544
‫داکوتا فردا صبح راه میفته

538
00:34:21,545 --> 00:34:22,981
‫تو حتی فرانسوی هم بلد نیستی

539
00:34:39,063 --> 00:34:40,064
‫هی

540
00:34:40,898 --> 00:34:41,933
‫برو اونور

541
00:34:41,966 --> 00:34:43,133
‫چی شده؟ خوبی؟

542
00:34:44,234 --> 00:34:46,638
‫مزخرفه

543
00:34:47,337 --> 00:34:49,073
کسشعره!

544
00:34:49,107 --> 00:34:51,909
‫می‌دونم که تقصیر تو نیست

545
00:34:51,943 --> 00:34:53,711
‫اما منم باید این حق رو داشته باشم
‫که به اندازه تو جلو برم

546
00:34:53,745 --> 00:34:55,013
‫تنها دلیلی که تو می‌تونی هرجا بخوای بری

547
00:34:55,046 --> 00:34:56,714
‫اینه که یه جفت تخم داری

548
00:34:56,748 --> 00:34:59,316
‫لی، خواب بودما

549
00:35:01,052 --> 00:35:02,854
‫ببین، من نمی‌خوام هیچ جایی برم

550
00:35:04,187 --> 00:35:06,323
‫من همینجا روی تخت
‫با تو خوشحالـم

551
00:35:08,325 --> 00:35:10,595
‫متوجه‌ام، واقعاً درک می‌کنم

552
00:35:10,628 --> 00:35:12,030
‫بریتانیایی‌ها قوانین مزخرفی دارن

553
00:35:12,063 --> 00:35:13,798
‫هیچ وقت تو رو نمی‌فرستن

554
00:35:13,831 --> 00:35:15,399
‫تازه اینا به کنار، تو آمریکایی هستی

555
00:35:18,136 --> 00:35:19,169
‫لعنتی

556
00:35:21,304 --> 00:35:22,239
‫لعنتی!

557
00:35:23,641 --> 00:35:24,976
‫درسته، من آمریکایی هستم

558
00:35:26,276 --> 00:35:27,779
‫من آمریکایی هستم

559
00:35:27,812 --> 00:35:30,180
‫تو نابغه‌ای دیوی شرمن

560
00:35:30,213 --> 00:35:33,818
تو نابغه‌ای لامصب!‏

561
00:35:33,851 --> 00:35:36,486
‫کاشف به عمل اومد سر قبری
گریه می‌کردم که مُرده توش نبوده

562
00:35:36,520 --> 00:35:37,922
‫بریتانیایی‌ ها هیچ وقت یک خبرنگار زن رو

563
00:35:37,955 --> 00:35:40,490
‫نمی‌فرستادن به منطقه جنگی

564
00:35:40,524 --> 00:35:42,694
‫اما آمریکایی‌ها فرق داشتن

565
00:35:42,727 --> 00:35:44,327
سنت‌ها و قوانین پا پیچ‌شون نمی‌شدن

566
00:35:44,361 --> 00:35:46,164
‫صد درصد مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

567
00:35:46,196 --> 00:35:48,700
‫بله، بله، بله، بله، بله

568
00:35:50,101 --> 00:35:51,069
‫مشکلی برات پیش نمیاد؟

569
00:35:53,037 --> 00:35:54,237
خدا کنه نیاد

570
00:35:56,674 --> 00:35:57,875
‫خیلی مراقب باش

571
00:35:57,909 --> 00:35:59,177
‫- خواهش می‌کنم
‫- سعیـم رو می‌کنم

572
00:36:17,000 --> 00:36:20,000
[نورماندی، فرانسه، سال 1944]

573
00:36:21,132 --> 00:36:22,867
‫عزم و اراده توی خونـم بود

574
00:36:24,035 --> 00:36:25,937
‫تاحالا انقدر احساس سرزنده بودن
‫نکرده بودم

575
00:36:27,205 --> 00:36:29,741
‫کلـش برای من یه ماجراجویی بود

576
00:36:29,774 --> 00:36:31,408
‫باید می‌رفتم وسط مهلکه

577
00:36:31,441 --> 00:36:32,442
‫که یعنی اروپا

578
00:36:33,177 --> 00:36:34,846
‫و بهش رسیدم

579
00:36:34,879 --> 00:36:37,648
و بالأخره فرصتش رو داشتم که
با چشمای خودم همه چی رو ببینم

580
00:36:40,051 --> 00:36:41,485
‫خانم‌ها اجازه ندارن وارد نشست مطلوعاتی بشن

581
00:36:43,253 --> 00:36:44,287
‫حتماً شوخیـت گرفته

582
00:36:48,893 --> 00:36:50,128
‫این اطراف توالت زنانـه هست؟

583
00:37:07,945 --> 00:37:09,580
‫دشمن به خوبی آموزش دیده،

584
00:37:09,614 --> 00:37:10,715
‫تجهیز شده

585
00:37:11,314 --> 00:37:12,315
‫و سرد و گرم جنگ رو چشیده

586
00:37:13,985 --> 00:37:16,554
‫حمله‌های هوایی ما، قدرت هوایی

587
00:37:16,587 --> 00:37:19,757
‫و توانایی‌شون در جنگ زمینی
‫رو کاهش داده

588
00:37:19,791 --> 00:37:22,727
‫همونطور که شاید بدونید،
‫ما به همراه متحدانمون

589
00:37:22,760 --> 00:37:24,595
‫در طول چند هفته‌ی گذشته

590
00:37:24,629 --> 00:37:27,265
بمباران آلمان رو سنگین‌تر کردیم

591
00:37:27,297 --> 00:37:29,466
‫حالا هرکدوم از شما به
یه یگان به‌‌خصوص اعزام می‌شید

592
00:37:29,499 --> 00:37:31,035
‫در همین حین فشار حملات زمینی رو

593
00:37:31,068 --> 00:37:32,770
‫توی فرانسه بیشتر می‌کنیم

594
00:37:34,138 --> 00:37:35,840
‫اونجا جنب و جوش زیاده

595
00:37:35,873 --> 00:37:38,542
باید کاملاً گوش به زنگ باشید

596
00:37:38,576 --> 00:37:39,610
‫حواس‌تون به مسیر باشه

597
00:37:40,812 --> 00:37:41,879
‫مرخص هستید

598
00:37:55,458 --> 00:37:56,459
‫آهای تو!

599
00:38:03,533 --> 00:38:04,802
‫شما حتما لی میلر هستید

600
00:38:04,836 --> 00:38:07,138
‫اینجا منطقه جنگیـه، سرهنگ

601
00:38:07,171 --> 00:38:08,538
‫همون لی خالی کافیه

602
00:38:08,573 --> 00:38:10,074
‫خب، «لی خالی»، زن‌ها اجازه‌ی ورود

603
00:38:10,107 --> 00:38:11,209
‫به جلسه‌ی توجیهی رو ندارن

604
00:38:11,242 --> 00:38:13,644
‫گمونم دستورالعمل رو بهت گفتن

605
00:38:13,678 --> 00:38:16,147
‫گمونم درست‌حسابی نشنیدم

606
00:38:17,949 --> 00:38:19,083
‫الان خوب صدامو می‌شنوی؟

607
00:38:19,750 --> 00:38:21,252
‫بله، قربان

608
00:38:21,285 --> 00:38:23,486
‫ما زن‌ها رو نمی‌فرستیم جنگ

609
00:38:23,520 --> 00:38:25,122
‫خب، این مشکل‌سازه چون من دیگه اومدم

610
00:38:25,156 --> 00:38:26,257
‫که یعنی...

611
00:38:26,290 --> 00:38:27,925
‫که یعنی وبال گردنِ من شدی

612
00:38:32,196 --> 00:38:33,197
‫دنبالم بیا

613
00:38:39,971 --> 00:38:43,074
‫این دکترها روزانه بیش از صدتا جراحی انجام میدن

614
00:38:43,808 --> 00:38:44,775
‫هر روز

615
00:39:03,661 --> 00:39:05,162
‫تکون نخور

616
00:39:18,276 --> 00:39:19,777
‫ببخشید

617
00:39:22,914 --> 00:39:24,382
‫اینجا قیچی لازم داریم

618
00:39:25,616 --> 00:39:27,585
‫یا خدا! نور بندازید!

619
00:39:28,386 --> 00:39:29,921
‫من اینجا نور لازم دارم

620
00:39:29,954 --> 00:39:32,189
‫- بیا. بیا. بیا
‫- بیارش اینجا

621
00:39:32,223 --> 00:39:33,658
‫- چراغ‌قوه!
‫- اوه

622
00:39:33,691 --> 00:39:34,659
‫بیا اینجا

623
00:40:18,069 --> 00:40:20,037
‫حتی موقعی که می‌خواستم نگاهم بهشون نیفته

624
00:40:23,240 --> 00:40:24,375
‫می‌دونستم که نمی‌تونم

625
00:40:30,448 --> 00:40:32,750
‫رولند هر هفته برام نامه می‌نوشت

626
00:40:32,783 --> 00:40:34,185
‫التماس می‌کرد که برگردم خونه

627
00:40:38,456 --> 00:40:41,325
‫اون علتِ اینکه می‌خواستم
‫اونجا باشم رو درک نمی‌کرد

628
00:40:45,528 --> 00:40:47,565
‫لحظاتی بود که علتش رو
‫خودم هم درک نمی‌کردم

629
00:41:13,523 --> 00:41:16,227
‫- اجازه هست؟
‫- البته

630
00:41:27,204 --> 00:41:29,073
‫باید ادامه بدیم

631
00:42:03,407 --> 00:42:04,408
‫آهای

632
00:42:06,243 --> 00:42:07,311
‫اینجا زیاد دیدمت

633
00:42:08,879 --> 00:42:09,880
‫کی هستی؟

634
00:42:10,548 --> 00:42:12,416
‫من لی هستم

635
00:42:12,450 --> 00:42:15,419
‫- واسه مجله‌ی وگ کار می‌کنم
‫- جدی؟

636
00:42:15,453 --> 00:42:18,389
‫دنبال مدل می‌گردی؟

637
00:42:20,791 --> 00:42:22,460
‫لازم نیست، تو رو پیدا کردم

638
00:42:23,961 --> 00:42:24,962
‫اسمت چیه؟

639
00:42:26,197 --> 00:42:28,199
‫کرت

640
00:42:28,232 --> 00:42:29,834
‫چشمای خوشگلی داری، کرت

641
00:42:30,801 --> 00:42:32,636
‫چشمام به مامانم رفته

642
00:42:34,271 --> 00:42:35,906
‫پسر خوش‌شانس

643
00:42:35,940 --> 00:42:38,442
‫بهم گفتن که برمی‌گردم خونه

644
00:42:42,713 --> 00:42:43,681
‫ببین

645
00:42:45,116 --> 00:42:46,317
‫میشه عکسم رو بگیری؟

646
00:42:48,319 --> 00:42:50,589
‫وقتی برگشتم خونه و خوش‌تیپ کردم

647
00:42:50,621 --> 00:42:52,790
‫می‌خوام دخترم ببینه چقدر شجاع بودم

648
00:42:56,260 --> 00:42:57,661
‫حتماً

649
00:43:06,804 --> 00:43:07,805
‫میلر

650
00:43:11,976 --> 00:43:13,110
‫مطمئن میشی چاپش کنن؟

651
00:43:14,345 --> 00:43:15,346
‫قول میدم

652
00:43:22,453 --> 00:43:25,956
‫وسایلت رو بردار.
‫می‌ریم شهر سن-مالو.

653
00:43:25,990 --> 00:43:27,626
‫می‌تونی سوار ماشین «واحد غیرنظامی‌ها» بشی

654
00:43:27,658 --> 00:43:28,993
‫جدی؟

655
00:43:29,026 --> 00:43:30,427
‫قبل اینکه بری، اعلامیه‌ی
‫ترحیم خودت رو بنویس و

656
00:43:30,461 --> 00:43:31,896
‫برای ویراستارت بفرستش

657
00:43:31,929 --> 00:43:32,897
‫طبق روال ارتش

658
00:43:33,964 --> 00:43:36,000
‫هیجان‌زده نشو.
‫شهر آروم شده.

659
00:44:19,678 --> 00:44:21,912
‫تف توش!
‫از اینجا برو! یالا!

660
00:44:22,413 --> 00:44:23,514
‫چی؟

661
00:44:23,547 --> 00:44:25,482
‫آهای! باید حرکت کنیم، یالا

662
00:44:25,516 --> 00:44:27,384
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

663
00:44:27,418 --> 00:44:29,286
‫گفتن شهر آروم شده

664
00:44:29,320 --> 00:44:31,155
‫نه، نه.
‫نباید اینجا باشی، خانم.

665
00:44:32,823 --> 00:44:34,458
‫همونجا بمون!

666
00:44:34,491 --> 00:44:36,727
‫یالا! همه حواس‌ها به من باشه!

667
00:44:41,165 --> 00:44:42,199
‫چارلی سه!

668
00:44:42,233 --> 00:44:43,734
‫بیکر 1-5 صحبت می‌کنه

669
00:44:43,767 --> 00:44:47,137
‫ما همچنان زیر آتیشِ
‫سنگین دشمن هستیم. تمام!

670
00:45:00,517 --> 00:45:02,052
‫مختصات...

671
00:45:02,086 --> 00:45:03,887
‫مختصات 325...

672
00:45:05,456 --> 00:45:08,058
‫- 364
‫- 364. تمام

673
00:45:09,193 --> 00:45:10,828
‫منو نادیده بگیرید

674
00:45:10,861 --> 00:45:12,196
‫100 درجه‌ به بالا، 200 درجه به چپ

675
00:45:12,229 --> 00:45:14,699
‫100 درجه‌ به بالا، 200 درجه به چپ

676
00:45:14,733 --> 00:45:16,701
‫من بودم نزدیکِ اون پنجره نمی‌شدم

677
00:45:16,735 --> 00:45:17,868
‫تک‌تیرانداز دارن

678
00:45:23,007 --> 00:45:25,209
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

679
00:45:25,242 --> 00:45:27,978
‫- یا خدا، دوباره تو؟
‫- گفتی همینجا بمونم

680
00:45:29,780 --> 00:45:32,783
‫- همین الان برو پایین. حالا!
‫- نه، وایسا

681
00:45:32,816 --> 00:45:34,118
‫می‌خوای به درد بخوری،

682
00:45:34,151 --> 00:45:36,053
‫یه مشت زن فرانسوی توی سرداب هستن

683
00:45:36,086 --> 00:45:37,187
‫گوش کن، رفیق...

684
00:45:37,221 --> 00:45:39,390
‫یکی‌شون رو برام پیدا کن که
‫انگلیسی بلد باشه. اِی خدا!

685
00:45:39,414 --> 00:45:41,414
همون زنه‌ست! خودشـه!‏

686
00:45:41,438 --> 00:45:43,338
خفه شو‍!‏

687
00:45:43,362 --> 00:45:44,862
حرفم هنوز تموم نشده

688
00:45:44,886 --> 00:45:46,586
می‌خوای خفه شم؟

689
00:45:46,610 --> 00:45:48,410
اون همه چی رو لو داده

690
00:45:48,434 --> 00:45:50,234
همه چی رو به آلمان‌ها گفته

691
00:45:50,258 --> 00:45:51,758
بس کن

692
00:45:51,782 --> 00:45:53,782
بس کنید خانم، کافیه

693
00:45:53,806 --> 00:45:55,806
زبون‌تون رو نگه دارید

694
00:45:55,830 --> 00:45:57,830
لطفاً چیزی نگید

695
00:46:01,000 --> 00:46:03,000
دختر خانم، حالت خوبه؟

696
00:46:03,124 --> 00:46:05,624
برام تعریف کن چه اتفاقی افتاده.‏
من سرباز نیستم.‏

697
00:46:05,648 --> 00:46:07,148
خب؟

698
00:46:12,600 --> 00:46:14,300
اون مثل بقیه نبود،‏

699
00:46:14,324 --> 00:46:15,924
قسم می‌خورم

700
00:46:15,948 --> 00:46:17,548
مهربون بود

701
00:46:17,572 --> 00:46:19,572
گفت دوستم داره

702
00:46:20,296 --> 00:46:22,496
و حالا من ترسیدم

703
00:46:26,120 --> 00:46:28,120
من همدست و خائن نیستم، قسم می‌خورم‏

704
00:46:28,344 --> 00:46:30,344
بهم گفت عاشقمـه

705
00:46:30,541 --> 00:46:32,109
‫آره عزیزم، همه‌شون همین رو میگن

706
00:46:32,133 --> 00:46:34,133
همه‌شون همین رو میگن.‏
تقصیر تو نیست.‏

707
00:46:34,157 --> 00:46:36,157
تقصیر تو نیست

708
00:46:36,681 --> 00:46:38,481
اشکات رو پاک کن

709
00:46:40,785 --> 00:46:41,820
‫چی دستگیرت شد؟

710
00:46:43,987 --> 00:46:46,256
‫اون ساحره‌ی پلید میگه همسایه‌اش

711
00:46:46,290 --> 00:46:47,890
‫آمار محموله‌های شبانه‌تون رو به آلمانی‌ها میده

712
00:46:47,891 --> 00:46:48,959
‫و اون بلونده؟

713
00:46:50,227 --> 00:46:52,564
‫فقط دختریـه که ازش سوءاستفاده کردن

714
00:46:53,497 --> 00:46:54,599
‫صد البته

715
00:46:55,165 --> 00:46:56,533
‫چی گفتی؟

716
00:46:56,568 --> 00:46:58,969
‫همه‌شون همین رو میگن

717
00:46:59,002 --> 00:47:00,605
‫- سرباز
‫- چطور روت میشه؟

718
00:47:01,840 --> 00:47:02,973
‫چه غلطی کردی؟

719
00:47:03,006 --> 00:47:03,941
‫پرچم سفید رو برافراشته کردن!

720
00:47:08,011 --> 00:47:09,079
‫عوضی

721
00:47:33,003 --> 00:47:33,971
‫زنده‌باد هیتلر

722
00:48:17,381 --> 00:48:18,348
‫کیر توش

723
00:48:26,050 --> 00:48:27,458
‫اینجا باید با کی بخوابم

724
00:48:27,491 --> 00:48:28,950
‫تا شام گیرم بیاد؟

725
00:48:31,128 --> 00:48:33,631
‫چه عجب اومدی سگ‌مصب!

726
00:48:33,665 --> 00:48:35,733
‫نمی‌خوام احساساتی بشم ولی...

727
00:48:35,767 --> 00:48:37,434
‫خوشحالم که نمُردی

728
00:48:37,468 --> 00:48:39,269
‫از دیدنت خوشحالم

729
00:48:41,739 --> 00:48:42,707
‫بیا

730
00:48:44,141 --> 00:48:45,275
‫خب...

731
00:48:51,749 --> 00:48:52,717
‫خوبی؟

732
00:48:55,587 --> 00:48:56,554
‫آره

733
00:48:57,589 --> 00:48:58,556
‫آره، خوبم

734
00:49:01,091 --> 00:49:03,795
‫این صفحه‌ی خالی لامصب

735
00:49:05,028 --> 00:49:06,330
‫مثل یه نویسنده‌ی واقعی حرف می‌زنی

736
00:49:07,799 --> 00:49:09,500
‫می‌خوام شیوا باشه

737
00:49:09,533 --> 00:49:10,869
‫می‌خوام حقیقی باشه، ولی...

738
00:49:11,669 --> 00:49:12,804
‫می‌خوام خوب باشه

739
00:49:14,471 --> 00:49:15,974
‫اول نگران حقیقی بودنش باش

740
00:49:17,107 --> 00:49:18,141
‫بعداً خوبش کن

741
00:49:26,550 --> 00:49:29,019
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- آره، من هم همینطور

742
00:49:31,789 --> 00:49:34,024
‫بمب آتش‌زا بود، نه؟

743
00:49:34,057 --> 00:49:36,360
‫خب، ما تا مدت‌ها بعدش نمی‌دونستیم که

744
00:49:36,393 --> 00:49:37,695
‫بمب آتش‌زاست

745
00:49:42,299 --> 00:49:43,601
‫آدری هیچوقت نفهمید که

746
00:49:43,635 --> 00:49:45,770
‫چرا ناظرانِ مطبوعات حاضر نشدن چاپش کنن

747
00:49:47,839 --> 00:49:49,239
‫هیچوقت ازش تشکر نکردم

748
00:49:50,008 --> 00:49:51,009
‫بابت چی؟

749
00:49:51,876 --> 00:49:52,877
‫خب...

750
00:49:53,578 --> 00:49:55,145
‫واسه تلاشش

751
00:50:23,875 --> 00:50:24,976
‫اون چیه؟

752
00:50:26,109 --> 00:50:27,444
‫یه شعره

753
00:50:28,178 --> 00:50:29,246
‫از پل الوار

754
00:50:30,782 --> 00:50:31,783
‫کی هست؟

755
00:50:33,851 --> 00:50:35,285
‫اون...اون...

756
00:50:36,219 --> 00:50:37,220
‫اون دوستمـه

757
00:50:41,022 --> 00:50:45,022
«شعر آزادی از پل الوار»

758
00:50:53,705 --> 00:50:54,906
‫«روی کتاب‌های مدرسه‌ام

759
00:50:55,640 --> 00:50:56,674
‫روی میزم

760
00:50:57,441 --> 00:50:58,508
‫و روی درختان

761
00:50:59,543 --> 00:51:00,578
‫روی شن‌ها

762
00:51:01,613 --> 00:51:02,614
‫روی برف

763
00:51:03,815 --> 00:51:05,115
‫اسمت را می‌نویسم»

764
00:52:03,007 --> 00:52:04,142
‫ببخشید

765
00:52:06,309 --> 00:52:07,344
‫یالا!

766
00:52:07,377 --> 00:52:08,780
‫ببخشید

767
00:52:22,960 --> 00:52:24,194
‫چی میگن؟

768
00:52:25,897 --> 00:52:27,031
‫میگن اون جنده‌ست

769
00:52:28,633 --> 00:52:30,601
‫یه جنده‌ی کثیف خائن

770
00:52:51,521 --> 00:52:53,558
‫هیچکس نمی‌تونه بهت بگه چه حسی داره

771
00:52:55,392 --> 00:52:56,393
‫شرمساری رو میگم

772
00:53:00,230 --> 00:53:01,699
‫زخم‌های مختلفی هستن

773
00:53:06,003 --> 00:53:07,437
‫به غیر از اون زخم‌هایی که میشه دید

774
00:53:26,858 --> 00:53:27,992
‫آزادسازی

775
00:53:28,116 --> 00:53:30,266
«فرانسه، پاریس، سال 1944»

776
00:53:30,293 --> 00:53:32,630
‫این کلمه موقع بیان،
‫به همون اندازه شادی‌بخش بود

777
00:53:34,232 --> 00:53:35,900
‫مردم جشن گرفته بودن

778
00:53:38,268 --> 00:53:40,270
‫ولی پاریس فقط یه شهر بود

779
00:53:42,573 --> 00:53:44,474
‫جنگ در سرتاسر اروپا ادامه پیدا کرد

780
00:53:48,579 --> 00:53:51,649
‫نبرد حالا حالاها تموم بشو نبود

781
00:53:53,550 --> 00:53:58,189
‫و برای من، قضیه تازه شروع شده بود

782
00:54:17,842 --> 00:54:19,476
‫دیوید شرمن و لی میلر

783
00:54:26,951 --> 00:54:28,518
‫واسه لی‌ میلر بسته‌ای نیومده؟

784
00:54:34,524 --> 00:54:36,326
‫ممنون

785
00:54:42,033 --> 00:54:43,734
‫اوهوم

786
00:54:48,005 --> 00:54:49,040
‫یه استعاره‌ی عاشقانه‌ی دیگه؟

787
00:54:49,841 --> 00:54:51,408
‫اوهوم

788
00:54:59,851 --> 00:55:03,054
‫اوه! خدا خیرت بده، آدری ویترز

789
00:55:08,525 --> 00:55:11,796
‫اگه قراره بریم بیرون،
‫میشه اول صورتم رو اصلاح کنم؟

790
00:55:11,829 --> 00:55:13,598
‫مشکلی نیست. من...

791
00:55:15,498 --> 00:55:16,701
‫باید برم دیدنِ یه دوست

792
00:55:16,734 --> 00:55:19,003
‫- زیاد طول نمی‌کشه
‫- خیلی‌خب

793
00:55:47,732 --> 00:55:49,532
‫آروم باش. بیخیال.
‫درش بیار.

794
00:55:49,567 --> 00:55:51,702
‫- نه
‫- خودت اینو می‌خواستی

795
00:55:51,736 --> 00:55:53,671
‫نه

796
00:55:53,704 --> 00:55:55,673
‫یالا

797
00:55:55,706 --> 00:55:57,575
‫بس کن. خواهش می‌کنم

798
00:55:57,608 --> 00:56:00,811
‫نه

799
00:56:00,845 --> 00:56:02,980
‫- نه
‫- خودت همینو می‌خوای

800
00:56:06,050 --> 00:56:07,919
‫خفه شو. هیس...هیس!

801
00:56:07,952 --> 00:56:09,186
‫- نه!
‫- خفه شو

802
00:56:09,220 --> 00:56:11,689
‫- ای عوضی لاشی!
‫- چی؟

803
00:56:11,722 --> 00:56:13,490
‫- ولش کن!
‫- ولم کن

804
00:56:13,523 --> 00:56:14,759
‫- جنده‌ی دیوونه
‫- ازش دور شو

805
00:56:14,792 --> 00:56:16,961
‫- کونده، دست از سرش بردار!
‫- یا خدا

806
00:56:18,029 --> 00:56:20,097
‫عوضی!

807
00:56:20,131 --> 00:56:22,366
‫یا خدا

808
00:56:22,400 --> 00:56:24,201
‫آدم خیال می‌کنه از خداشونـه

809
00:56:24,235 --> 00:56:25,236
‫از اینجا برو

810
00:56:27,238 --> 00:56:29,506
‫از اینجا برو! یالا!

811
00:56:31,809 --> 00:56:33,678
‫جنده‌ی احمق

812
00:56:34,477 --> 00:56:35,478
‫کیری...

813
00:56:38,448 --> 00:56:39,817
‫تو خوبی؟

814
00:56:42,386 --> 00:56:43,788
‫بیا

815
00:56:46,257 --> 00:56:47,625
‫دفعه‌ی بعد...

816
00:56:48,726 --> 00:56:49,927
‫کیرش رو قطع کن!

817
00:57:59,930 --> 00:58:01,032
‫ببخشید، خانم

818
00:58:04,000 --> 00:58:05,700
ببخشید، خانم

819
00:58:05,724 --> 00:58:07,724
دنبال یکی می‌گردم که
قبلاً اینجا زندگی می‌کرد

820
00:58:12,143 --> 00:58:13,210
‫خانم

821
00:58:16,147 --> 00:58:17,248
‫سولانژ؟

822
00:58:18,015 --> 00:58:19,283
‫لی

823
00:58:23,754 --> 00:58:25,189
‫سولانژ!

824
00:58:27,158 --> 00:58:28,225
‫سولانژ

825
00:58:34,165 --> 00:58:35,232
‫اوه!

826
00:58:41,105 --> 00:58:43,040
‫وای خدا.
‫پوست و استخون شدی.

827
00:58:45,276 --> 00:58:46,911
‫داری یخ می‌زنی

828
00:58:46,944 --> 00:58:47,945
‫آره

829
00:58:58,122 --> 00:58:59,123
‫بشین

830
00:59:00,057 --> 00:59:02,059
‫بیا بشین. بشین

831
00:59:15,606 --> 00:59:16,607
‫سولانژ...

832
00:59:20,945 --> 00:59:22,313
‫اونا رفتن

833
00:59:24,548 --> 00:59:25,816
‫همگی مُردن

834
00:59:28,385 --> 00:59:29,653
‫پسرم مُرده

835
00:59:31,622 --> 00:59:34,058
‫سعی داشت خودش رو برسونه ورودی پاریس

836
00:59:34,091 --> 00:59:35,594
‫تا از آمریکایی‌ها استقبال کنه

837
00:59:37,962 --> 00:59:38,963
‫الان اینجاییم

838
00:59:40,297 --> 00:59:41,632
‫همه چی درست میشه

839
00:59:42,833 --> 00:59:43,868
‫اونا بهش شلیک کردن

840
00:59:44,935 --> 00:59:46,337
‫- آلمانی‌ها
‫- چی؟

841
00:59:47,738 --> 00:59:50,207
‫ژان ازش قول گرفت که
‫به گروه مقاومت ملحق نشه

842
00:59:50,241 --> 00:59:51,275
‫ولی من...

843
00:59:51,308 --> 00:59:53,612
‫بعد اینکه پدرش رو با خودشون بردن

844
00:59:53,644 --> 00:59:55,980
‫نتونستم جلوش رو بگیرم

845
00:59:56,981 --> 00:59:59,016
‫- اونا ژان رو با خودشون بردن؟
‫- آره

846
00:59:59,783 --> 01:00:01,620
‫کجا بردنش؟

847
01:00:01,652 --> 01:00:04,989
‫بعد اینکه آزادم کردن دنبالش گشتم

848
01:00:05,022 --> 01:00:06,991
‫آزادت کردن از...؟

849
01:00:07,024 --> 01:00:09,493
‫از... از کجا، سولانژ؟
‫متوجه نمیشم

850
01:00:11,028 --> 01:00:13,230
‫مجبوری این سؤالات رو بپرسی

851
01:00:13,264 --> 01:00:14,732
‫چون اینجا نبودی

852
01:00:16,033 --> 01:00:17,535
‫واسه همین خبر نداری

853
01:00:19,370 --> 01:00:20,971
‫نه

854
01:00:21,005 --> 01:00:23,575
‫باهام برگرد هتل

855
01:00:23,608 --> 01:00:26,810
‫اگه ژان برگرده و نتونه پیدام کنه چی؟

856
01:00:26,844 --> 01:00:28,979
‫اگه برگرده و این به‌هم ریختگی رو ببینه چی؟

857
01:00:30,681 --> 01:00:31,882
‫لطفاً باهام بیا

858
01:00:33,184 --> 01:00:34,752
‫قول میدم ازت مراقبت کنم

859
01:00:36,220 --> 01:00:37,221
‫قول میدم

860
01:00:38,623 --> 01:00:41,091
‫قولی نده که نتونی پاش وایستی

861
01:01:28,505 --> 01:01:29,473
‫دیوی!

862
01:01:51,028 --> 01:01:52,396
‫اوه

863
01:02:22,059 --> 01:02:23,027
‫دیوی!

864
01:02:23,728 --> 01:02:25,296
‫دیوی شرمن!

865
01:02:29,601 --> 01:02:30,602
‫لی، چیکار می‌کنی؟

866
01:02:32,903 --> 01:02:33,871
‫در رو...

867
01:02:35,506 --> 01:02:37,207
‫در رو قفل کردن؟

868
01:02:40,811 --> 01:02:41,879
‫زود باش

869
01:02:42,781 --> 01:02:44,214
‫باشه، باشه

870
01:02:48,620 --> 01:02:51,155
‫کجا رفتی؟
‫چه اتفاقی افتاد؟

871
01:03:03,200 --> 01:03:04,301
‫بیا، اینو بخور

872
01:03:12,610 --> 01:03:13,877
‫خیلی‌خب. باشه

873
01:03:17,716 --> 01:03:20,585
‫تو آدم خوبی هستی، دیوی

874
01:03:24,455 --> 01:03:26,624
‫یکی از آدم خوبایی

875
01:03:26,658 --> 01:03:28,693
‫آره. من بدک نیستم

876
01:03:31,462 --> 01:03:33,263
‫واقعاً اتفاقاتِ بدی میفتن

877
01:03:34,298 --> 01:03:35,265
‫می‌دونی؟

878
01:03:39,036 --> 01:03:41,740
‫اتفاقات بدی واسه ما دخترها میفته

879
01:03:46,076 --> 01:03:47,077
‫لی...

880
01:03:53,818 --> 01:03:55,452
‫لی عزیزم، منظورت چی بود؟

881
01:04:01,024 --> 01:04:02,727
‫می‌دونی چیه؟

882
01:04:03,494 --> 01:04:04,461
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم

883
01:04:05,996 --> 01:04:07,565
‫بهتره بخوابی، خب؟

884
01:04:07,599 --> 01:04:09,199
‫تکیه بده

885
01:04:09,233 --> 01:04:11,435
‫بفرما. همینـه

886
01:04:19,109 --> 01:04:20,110
‫طوری نیست

887
01:04:46,370 --> 01:04:47,404
‫خب، گمونم با اطمینان میشه گفت که

888
01:04:47,438 --> 01:04:48,505
‫لِم کار دستت اومده

889
01:04:48,539 --> 01:04:49,574
‫جدی؟

890
01:04:49,607 --> 01:04:51,475
‫حرف نداره

891
01:04:51,499 --> 01:04:53,499


892
01:05:20,572 --> 01:05:23,373
‫«و با قدرتِ کلام

893
01:05:23,407 --> 01:05:24,609
‫دوباره زندگی‌ام را آغاز می‌کنم

894
01:05:24,642 --> 01:05:27,044
‫من زاده شده‌ام که تو را بشناسم.
‫که از تو نام ببرم.»

895
01:05:27,812 --> 01:05:29,781
‫آزادی!

896
01:05:34,084 --> 01:05:35,285
‫اوه

897
01:05:35,319 --> 01:05:36,487
‫کلاه آهنی‌م رو بهش دادم

898
01:05:36,520 --> 01:05:38,957
‫توش شاشید!

899
01:05:38,989 --> 01:05:41,826
‫از پنجره خالیش کرد بیرون.
‫من هم سعی می‌کردم نگاه نکنم.

900
01:05:41,860 --> 01:05:43,928
‫با مشروب ضدعفونیش می‌کرد

901
01:05:43,962 --> 01:05:45,563
‫بعدش کلاه رو بهم پس داد

902
01:05:46,931 --> 01:05:48,398
‫دیوی رو هم که می‌شناسید،
‫بلافاصله دوباره کلاه رو گذاشت سرش

903
01:05:48,432 --> 01:05:49,834
‫آره

904
01:05:49,868 --> 01:05:51,168
‫درسته

905
01:05:51,201 --> 01:05:54,238
‫مردها معمولاً اطرافِ لی
‫کارهای احمقانه می‌کنن

906
01:06:00,277 --> 01:06:01,345
‫انگار...

907
01:06:01,378 --> 01:06:03,013
‫خندیدن حس عجیبی داره

908
01:06:05,884 --> 01:06:08,418
‫موقعی که مخفی می‌شدیم
‫اصلاً نمی‌تونستیم بخندیم

909
01:06:09,486 --> 01:06:10,722
‫به زور نفس می‌کشیدیم

910
01:06:11,488 --> 01:06:12,924
‫پاریس مثل لبخندیـه که

911
01:06:12,957 --> 01:06:15,092
‫نصف دندون‌هاش ریخته

912
01:06:17,896 --> 01:06:19,831
‫سالونژ رو دیدم

913
01:06:23,835 --> 01:06:25,837
‫سه ماه زندانیش کرده بودن

914
01:06:28,006 --> 01:06:29,841
‫نمی‌دونستیم کجا

915
01:06:29,874 --> 01:06:31,241
‫نمی‌دونستیم زنده‌ست یا نه

916
01:06:32,109 --> 01:06:34,478
‫بعدش یه روز یهویی برگشته بود

917
01:06:34,511 --> 01:06:36,781
‫- چرا گرفته بودنش؟
‫- خدا می‌دونه

918
01:06:37,715 --> 01:06:39,116
‫منطقِ نازی‌های پلید

919
01:06:40,718 --> 01:06:42,219
‫چه اتفاقی واسه ژان افتاد؟

920
01:06:42,987 --> 01:06:44,022
‫چیزی...

921
01:06:44,054 --> 01:06:45,389
‫- چیزی می‌دونیم؟
‫- نه

922
01:06:45,422 --> 01:06:46,791
‫ما فقط...

923
01:06:46,824 --> 01:06:48,492
‫نمی‌دونیم. همه دنبال یکی می‌گردن

924
01:06:48,525 --> 01:06:50,527
‫ولی هیچ‌کدوم‌مون جوابی نداریم

925
01:06:52,162 --> 01:06:53,765
‫اون کثافت‌ها بویی از تمدن نبردن

926
01:06:55,065 --> 01:06:56,400
‫تازه گیرشون فقط به یهودی‌ها نیست

927
01:06:57,367 --> 01:07:00,470
‫هنرمندها. کمونیست‌ها. هم‌جنس‌گراها

928
01:07:00,504 --> 01:07:02,306
‫سیاهپوست‌ها. دهاتی‌ها

929
01:07:03,173 --> 01:07:04,909
‫هر کسی که نقطه‌نظری داشته باشه

930
01:07:04,943 --> 01:07:07,645
‫هر کسی که با ایده‌آل‌هاشون هم‌خوانی نداشته باشه

931
01:07:07,679 --> 01:07:10,915
‫همینطوری یهویی غیب‌شون می‌زنه.
‫تازه هیچ هشداری هم نمیدن.

932
01:07:11,749 --> 01:07:13,651
‫فقط می‌دونیم

933
01:07:13,685 --> 01:07:15,385
‫اونا رو به زور سوار قطار می‌کنن

934
01:07:16,386 --> 01:07:17,387
‫پیرزن‌ها

935
01:07:18,255 --> 01:07:19,256
‫بچه‌های کوچیک

936
01:07:20,290 --> 01:07:21,926
‫و موقعی که با اون قطارها میرن،

937
01:07:22,894 --> 01:07:23,895
‫دیگه برنمی‌گردن

938
01:07:24,929 --> 01:07:26,263
‫اونا رو کجا می‌برن؟

939
01:07:27,230 --> 01:07:28,298
‫دیگه رفتن

940
01:07:30,367 --> 01:07:32,235
‫خیلی‌ها دیگه نیستن و رفتن

941
01:07:39,309 --> 01:07:40,745
‫مردم همینطوری غیب نمیشن که

942
01:07:43,280 --> 01:07:45,182
‫نمی‌دونم. نمی...
‫نمی‌دونم.

943
01:07:48,987 --> 01:07:49,988
‫غیب میشن

944
01:08:09,139 --> 01:08:11,643
‫آره. آره!

945
01:08:12,209 --> 01:08:13,310
‫آدری ویترز بفرمایید

946
01:08:13,343 --> 01:08:14,712
‫ممنون بابت بسته‌ی ویژه

947
01:08:14,746 --> 01:08:18,215
‫لی! آزادسازی پاریس چطور پیش میره؟

948
01:08:18,248 --> 01:08:19,449
‫میگن بی‌نظیره

949
01:08:19,483 --> 01:08:20,985
‫لابد جشن بزرگی گرفتن

950
01:08:21,019 --> 01:08:22,787
‫همگی مشتاقیم که خبرش رو ازت بشنویم،

951
01:08:22,820 --> 01:08:23,888
‫البته

952
01:08:23,921 --> 01:08:25,556
‫راستش ما هم اینجا جشن گرفتیم

953
01:08:25,590 --> 01:08:27,058
‫مامانِ مود کیک درست کرده بود

954
01:08:28,492 --> 01:08:30,494
‫با رولند حرف زدی؟
‫چطور می‌گذرونه؟

955
01:08:33,031 --> 01:08:34,032
‫لی؟

956
01:08:35,465 --> 01:08:37,101
‫پشت خطی؟

957
01:08:37,135 --> 01:08:39,503
‫توی اخبار گزارشی از افراد گم‌شده نبوده؟

958
01:08:40,638 --> 01:08:42,305
‫گم‌شده؟

959
01:08:42,339 --> 01:08:44,441
‫نمی‌فهمم

960
01:08:44,474 --> 01:08:46,577
‫هزاران هزار نفر گم شدن

961
01:08:47,544 --> 01:08:49,080
‫هیچی؟

962
01:08:49,113 --> 01:08:51,749
‫شرمنده، زیاد واضح نیست.
‫کی گم شده؟

963
01:08:53,483 --> 01:08:56,087
‫- هنوز ماجرا تموم نشده
‫- می‌دونم

964
01:08:56,120 --> 01:08:58,089
‫ولی وقتی نسخه‌ی بعدی آماده‌ی چاپ بشه

965
01:08:58,122 --> 01:08:59,590
‫مطمئنم کلی خبر خوش هست

966
01:09:04,962 --> 01:09:05,930
‫من باید برم

967
01:09:06,564 --> 01:09:08,032
‫چی...

968
01:09:08,066 --> 01:09:09,701
‫مراقب خودت باش...

969
01:09:41,099 --> 01:09:42,633
‫چیه؟

970
01:09:42,667 --> 01:09:44,135
‫ببین کی از راه رسیده

971
01:10:03,921 --> 01:10:04,922
‫وای خدا!

972
01:10:12,096 --> 01:10:13,097
‫تو خوبی؟

973
01:10:14,264 --> 01:10:15,265
‫اوهوم

974
01:10:18,401 --> 01:10:19,771
‫به نظرم بهتره برگردی خونه

975
01:10:22,372 --> 01:10:24,575
‫نمی‌تونم همینطوری برگردم خونه، رولند

976
01:10:24,609 --> 01:10:26,144
‫بدجور دلم برات تنگ شده بود

977
01:10:28,880 --> 01:10:30,915
‫این جنگ به زودی تموم میشه

978
01:10:30,948 --> 01:10:33,283
‫گمونم باید الان دیگه بذاری
‫من هوات رو داشته باشم

979
01:10:33,316 --> 01:10:34,417
‫هوام رو داشته باشی؟

980
01:10:36,453 --> 01:10:38,355
‫وای خدا

981
01:10:41,259 --> 01:10:44,195
‫- مشکل چیه؟
‫- واسه همین اومدی اینجا؟

982
01:10:44,228 --> 01:10:45,196
‫که تا خونه همراهیم کنی؟

983
01:10:46,063 --> 01:10:47,865
‫نه. نه

984
01:10:47,899 --> 01:10:51,569
‫همه چی تغییر کرده.
‫الان همه چی فرق داره.

985
01:10:51,602 --> 01:10:52,603
‫من همون آدم هستم

986
01:10:53,971 --> 01:10:55,472
‫تو همون آدم هستی

987
01:10:55,505 --> 01:10:57,241
‫همه چی به حالت عادی برمی‌گردی،

988
01:10:57,275 --> 01:10:58,441
‫همه چی درست میشه

989
01:10:58,475 --> 01:10:59,911
‫عادی؟

990
01:11:01,179 --> 01:11:02,980
‫فقط واسه این می‌خوای برگردم خونه که

991
01:11:03,014 --> 01:11:05,583
‫عذاب وجدانِ وسط معرکه نبودن
‫توی جنگ، خفه‌ات نکنه!

992
01:11:05,616 --> 01:11:07,484
‫اینقدر بی‌رحم نباش

993
01:11:07,517 --> 01:11:10,154
‫- چی داری میگی؟
‫- لطفاً صدات رو بیار پایین

994
01:11:10,188 --> 01:11:11,923
‫ملت دارن گم میشن.
‫دوستامون.

995
01:11:11,956 --> 01:11:13,958
‫نمی‌تونم همینطوری برگردم خونه،
‫دست روی دست بذارم و هیچ کاری نکنم

996
01:11:17,527 --> 01:11:18,528
‫لی

997
01:11:19,831 --> 01:11:22,099
‫- چاره‌ای ندارم
‫- اینطور نیست

998
01:11:22,133 --> 01:11:24,001
‫اصلاً گوش دادی چی گفتم؟

999
01:11:25,435 --> 01:11:26,403
‫آره، گوش دادم

1000
01:11:28,606 --> 01:11:30,007
‫فقط نگرانتم

1001
01:11:31,309 --> 01:11:32,310
‫خب، نباش

1002
01:11:33,376 --> 01:11:34,377
‫و دوستت دارم

1003
01:11:36,479 --> 01:11:37,480
‫برگرد خونه

1004
01:11:39,851 --> 01:11:40,852
‫خواهش می‌کنم

1005
01:11:46,824 --> 01:11:47,825
‫من هم دوستت دارم

1006
01:12:18,189 --> 01:12:19,557
‫رولند فکر می‌کنه که من بهتره...

1007
01:12:19,590 --> 01:12:22,193
‫«رولند فکر می‌کنه»
‫جمله‌ای نیست که بخوام

1008
01:12:22,226 --> 01:12:23,928
‫الان واسه وداع بشنوم

1009
01:12:28,032 --> 01:12:29,267
‫من عازم خط مقدم میشم

1010
01:12:35,873 --> 01:12:36,941
‫واسه رفتن حاضری؟

1011
01:12:41,511 --> 01:12:43,147
‫فکر نمی‌کردم قراره اینو بگی

1012
01:12:48,800 --> 01:12:51,800
«مرز آلمان، سال 1945»

1013
01:12:54,524 --> 01:12:56,327
‫چرا برنگشتم خونه؟

1014
01:12:57,795 --> 01:12:59,130
‫گمونم راحت می‌تونستم

1015
01:13:00,932 --> 01:13:03,401
‫ولی من همیشه آخر از همه
‫از مهمونی می‌زدم بیرون

1016
01:13:22,386 --> 01:13:23,421
‫می‌خوای؟

1017
01:13:25,656 --> 01:13:26,657
‫همه استفاده می‌کنن

1018
01:13:27,490 --> 01:13:28,491
‫حال و هوات رو عوض می‌کنه

1019
01:13:29,627 --> 01:13:30,761
‫نمی‌خوام، ممنون

1020
01:13:32,296 --> 01:13:33,297
‫هر طور راحتی

1021
01:13:56,153 --> 01:13:57,688
‫وای خدا

1022
01:13:58,756 --> 01:14:00,391
‫کل بدنم درد می‌کنه

1023
01:14:06,297 --> 01:14:07,298
‫وای!

1024
01:14:18,476 --> 01:14:19,910
‫چند ماه رانندگی کردیم

1025
01:14:22,179 --> 01:14:23,581
‫چندین ماه آب‌تنی نکردیم

1026
01:14:28,319 --> 01:14:30,988
‫800 کیلومتر راه رفتیم که برسیم به اون جهنم

1027
01:14:45,736 --> 01:14:47,838
‫- سرهنگ
‫- میلر

1028
01:14:49,874 --> 01:14:51,008
‫پیمان‌های خودکشی

1029
01:14:51,042 --> 01:14:52,109
‫داریم همه‌جا پیداشون می‌کنیم

1030
01:14:52,143 --> 01:14:54,345
‫کل خانواده‌ها سیانور قورت میدن

1031
01:14:54,378 --> 01:14:55,713
‫قبل ما کسی نیومده اینجا؟

1032
01:14:55,746 --> 01:14:56,881
‫آره، شما اولین نفرید

1033
01:15:00,084 --> 01:15:01,085
‫ممنون

1034
01:15:40,691 --> 01:15:42,893
‫توی چشمای یه شخص
‫یه عالمه زندگی و حیات هست

1035
01:15:44,695 --> 01:15:46,730
‫تا اون لحظه‌ای که دیگه نیست

1036
01:15:59,910 --> 01:16:02,780
‫دیگه چیزی نبود که به گوشم خورده باشه
‫یا تصورش رو کرده باشم

1037
01:16:05,916 --> 01:16:06,917
‫واقعی بود

1038
01:16:30,341 --> 01:16:31,542
‫خیلی‌خب، از این جلوتر نیاید

1039
01:16:33,310 --> 01:16:34,613
‫وقتی به چشم دیدیش...

1040
01:16:36,747 --> 01:16:38,617
‫دیگه از ذهنت پاک شدنی نیست

1041
01:17:16,687 --> 01:17:17,855
‫هیچ اثری از حیات نیست، قربان

1042
01:17:24,862 --> 01:17:26,096
‫هیچ اثری از حیات نیست

1043
01:17:39,076 --> 01:17:40,211
‫هیچ اثری از حیات نیست، قربان

1044
01:17:43,747 --> 01:17:44,748
‫وای خدا

1045
01:18:01,065 --> 01:18:02,299
‫- دیوی؟
‫- بله؟

1046
01:18:03,367 --> 01:18:05,336
‫دیوی، واسم قلاب بگیر

1047
01:18:09,406 --> 01:18:10,874
‫خیلی‌خب

1048
01:18:11,875 --> 01:18:13,712
‫خیلی‌خب

1049
01:21:24,067 --> 01:21:25,068
‫مشکلی نیست

1050
01:21:37,047 --> 01:21:38,182
‫طوری نیست

1051
01:21:40,551 --> 01:21:41,518
‫می‌بینی؟

1052
01:21:46,925 --> 01:21:47,926
‫من صدمه‌ای بهت نمی‌زنم

1053
01:21:50,260 --> 01:21:51,428
‫من صدمه‌ای بهت نمی‌زنم

1054
01:21:55,165 --> 01:21:56,333
‫من صدمه‌ای بهت نمی‌زنم

1055
01:23:15,847 --> 01:23:17,214
‫یا خدا

1056
01:23:26,558 --> 01:23:27,559
‫چیه؟

1057
01:24:02,026 --> 01:24:02,994
‫دیوی

1058
01:24:10,133 --> 01:24:11,501
‫عکس گرفتم

1059
01:24:15,439 --> 01:24:16,608
‫خیلی‌خب، بریم

1060
01:24:19,543 --> 01:24:20,578
‫گرفتیش؟

1061
01:24:21,646 --> 01:24:22,647
‫آره

1062
01:24:24,481 --> 01:24:26,183
‫- خیلی‌خب، یالا
‫- آره

1063
01:25:19,871 --> 01:25:22,573
‫دیوی، آروم‌تر برو. آروم‌تر برو

1064
01:25:24,474 --> 01:25:25,475
‫همینـه؟

1065
01:25:26,309 --> 01:25:27,578
‫آره، چپ. چپ

1066
01:25:31,616 --> 01:25:34,418
‫پرینزرگنتن، آره

1067
01:25:54,471 --> 01:25:56,974
‫- سلام، از مطبوعات اومدیم
‫- اینجا ورود ممنوعـه

1068
01:25:57,008 --> 01:25:58,341
‫فقط افسرها

1069
01:25:59,677 --> 01:26:01,612
‫- سیگار می‌خوای؟
‫- ممنون

1070
01:26:03,181 --> 01:26:05,583
‫- این بیرون یکم سرده، نه؟
‫- صد درصد

1071
01:26:09,654 --> 01:26:10,621
‫من لی میلر هستم

1072
01:26:11,756 --> 01:26:13,223
‫ایشون هم دوستم دیوید شرمنـه

1073
01:26:15,026 --> 01:26:16,561
‫خیلی دوست داریم که چند لحظه

1074
01:26:18,896 --> 01:26:20,263
‫بریم داخل...

1075
01:26:21,733 --> 01:26:22,800
‫اگه مشکلی نیست

1076
01:26:26,003 --> 01:26:27,404
‫ممنون

1077
01:26:32,509 --> 01:26:33,477
‫- شب بخیر
‫- خانم

1078
01:27:21,324 --> 01:27:23,027
‫شماها درخواستی دارید؟

1079
01:27:30,234 --> 01:27:32,003
‫به کُلبه‌ی درویشی هیتلر خوش اومدید

1080
01:27:36,908 --> 01:27:38,976
‫ممنون

1081
01:27:39,010 --> 01:27:41,813
‫- سیگار؟
‫- مرسی

1082
01:27:47,151 --> 01:27:48,518
‫- ممنون
‫- ارادت

1083
01:28:04,602 --> 01:28:06,637
‫- سلام
‫- سلام

1084
01:28:30,561 --> 01:28:31,562
‫دیوی

1085
01:28:43,373 --> 01:28:44,407
‫کیر توش

1086
01:29:05,096 --> 01:29:06,097
‫اول شما بفرمایید

1087
01:29:46,203 --> 01:29:47,638
‫آهای دیوی، آبش گرمـه

1088
01:30:07,892 --> 01:30:08,859
‫دیوی

1089
01:30:09,593 --> 01:30:10,628
‫بیا اینجا

1090
01:30:10,661 --> 01:30:12,430
‫- چیه؟
‫- زود بیا. لازمت دارم

1091
01:30:14,131 --> 01:30:15,766
‫واسه چی؟

1092
01:30:35,619 --> 01:30:37,554
‫- خوبـه؟
‫- چِفت شد

1093
01:30:38,521 --> 01:30:39,522
‫خیلی‌خب

1094
01:30:43,427 --> 01:30:44,395
‫خیلی‌خب

1095
01:30:45,463 --> 01:30:46,464
‫همینجا؟

1096
01:30:47,798 --> 01:30:48,799
‫آره

1097
01:31:00,177 --> 01:31:02,680
‫- حاضری؟
‫- آره. تو چی؟

1098
01:31:06,283 --> 01:31:09,487
‫- اوه. داغـه!
‫- قاب رو تمیز کن

1099
01:31:12,890 --> 01:31:14,892
‫- آره
‫- کوفتی

1100
01:31:15,359 --> 01:31:16,360
‫وایسا

1101
01:31:20,364 --> 01:31:22,433
‫یا خدا!

1102
01:31:26,570 --> 01:31:27,571
‫توی عکس میفته؟

1103
01:31:29,140 --> 01:31:31,842
‫- نگاه کن
‫- خیلی‌خب، هستش. یالا

1104
01:31:31,876 --> 01:31:33,277
‫حواست باشه ممه‌هام دیده نشه،

1105
01:31:33,310 --> 01:31:34,912
‫وگرنه ناظرها محاله تأییدش کنن

1106
01:31:42,353 --> 01:31:43,821
‫بگیر

1107
01:32:12,349 --> 01:32:13,851
‫دیوی؟

1108
01:32:13,884 --> 01:32:15,753
‫من...نمی‌دونم...

1109
01:32:38,409 --> 01:32:39,743
‫اون همه آدم

1110
01:32:44,081 --> 01:32:45,483
‫اون همه آدم

1111
01:32:49,453 --> 01:32:51,155
‫همه‌شون هم‌قطارهای من بودن

1112
01:33:33,130 --> 01:33:35,299
‫وقتی رسیدیم به آپارتمان‌شون

1113
01:33:35,332 --> 01:33:36,967
‫هیتلر و «اوا براون» مُرده بودن

1114
01:33:38,502 --> 01:33:40,572
‫توی برلین خودکشی کرده بودن

1115
01:33:41,839 --> 01:33:42,840
‫ولی ما خبر نداشتیم

1116
01:33:44,008 --> 01:33:45,676
‫این حست رو تغییر نداد؟

1117
01:33:47,646 --> 01:33:49,914
‫رفتن توی وانِ هیتلر کبیر؟

1118
01:33:52,183 --> 01:33:53,817
‫آخه چطوری شد همچین کاری کردی؟

1119
01:33:56,787 --> 01:33:57,821
‫به نظرت اشتباه بوده؟

1120
01:34:00,124 --> 01:34:02,126
‫به نظرم اصلاً ازت بعید نبود

1121
01:34:02,159 --> 01:34:04,094
‫- یعنی چی؟
‫- یهویی تصمیم گرفتی

1122
01:34:04,128 --> 01:34:05,796
‫به عواقب یا ظواهرش

1123
01:34:05,829 --> 01:34:07,831
‫فکر نکردی

1124
01:34:07,865 --> 01:34:09,700
‫چرا باید ظواهرش برام مهم باشه؟

1125
01:34:13,070 --> 01:34:16,040
‫چطوره تو چندتا سؤال جواب بدی؟

1126
01:34:17,374 --> 01:34:18,375
‫قبوله

1127
01:34:21,646 --> 01:34:22,780
‫از مادرت برام بگو

1128
01:34:27,184 --> 01:34:28,419
‫می‌خوای چی بگم؟

1129
01:34:30,689 --> 01:34:31,690
‫به خودت بستگی داره

1130
01:34:42,667 --> 01:34:44,201
‫تمام عمر، تفکرم این بود که

1131
01:34:45,736 --> 01:34:47,204
‫مشکل از منـه

1132
01:34:50,241 --> 01:34:53,377
‫صرفاً نفس کشیدن و بودنم مشکل‌سازه

1133
01:34:57,214 --> 01:34:59,718
‫خیلی طول کشید که بفهمم مشکل
‫از من نبود، مشکل از مادرم بود

1134
01:35:05,050 --> 01:35:06,523
‫حس می‌کردم بابت

1135
01:35:06,558 --> 01:35:09,125
‫تمام مشکلاتِ ریز و درشت زندگیش،
‫منو سرزنش می‌کرد

1136
01:35:11,028 --> 01:35:11,996
‫و...

1137
01:35:19,571 --> 01:35:21,740
‫و این باعث شد حس کنم که
‫من زندگیش رو به گند کشیدم

1138
01:35:30,314 --> 01:35:31,616
‫واقعاً همچین فکری می‌کنی؟

1139
01:35:36,787 --> 01:35:38,422
‫توجیه دیگه‌ای داری؟

1140
01:35:46,163 --> 01:35:47,632
‫ناامید کننده‌ست

1141
01:35:59,943 --> 01:36:00,944
‫وایسا

1142
01:36:09,019 --> 01:36:10,220
‫یا خدا

1143
01:38:19,216 --> 01:38:20,785
‫فکر کنم رسید

1144
01:38:39,136 --> 01:38:40,270
‫کجان؟

1145
01:38:42,973 --> 01:38:45,275
‫- عکس‌هام کجان؟
‫- مگه نیستن؟

1146
01:38:45,309 --> 01:38:47,311
‫- بذار من یه نگاهی بکنم
‫- نه، اینجا نیستن لامصب!

1147
01:39:08,499 --> 01:39:10,969
‫لی؟ سلام، کمکی ازم برمیاد؟

1148
01:39:12,369 --> 01:39:14,004
‫دنبال چیز خاصی هستی؟

1149
01:39:15,472 --> 01:39:16,473
‫عه...

1150
01:39:17,541 --> 01:39:18,576
‫کمکی ازم برمیاد؟

1151
01:39:20,511 --> 01:39:22,412
‫کجان؟

1152
01:39:31,789 --> 01:39:33,791
‫وای خدا!

1153
01:39:33,825 --> 01:39:35,459
‫بس کن! بس کن!
‫خواهش می‌کنم، نکن

1154
01:39:35,492 --> 01:39:36,828
‫اینا واسه خودم هستن

1155
01:39:36,861 --> 01:39:40,497
‫خودم گرفتم‌شون.
‫خودم تصمیم می‌گیرم چه بلایی سرشون بیاد.

1156
01:39:40,531 --> 01:39:42,567
‫لی!

1157
01:39:45,035 --> 01:39:47,605
‫بس کن! بس کن!

1158
01:39:47,639 --> 01:39:50,608
‫بس کن، اونا بایگانی تاریخی هستن

1159
01:39:50,642 --> 01:39:52,376
‫خب، کی براش مهمـه؟
‫هیچکس اونا رو ندید!

1160
01:39:52,409 --> 01:39:53,611
‫چاپ‌شون نکردی

1161
01:39:53,645 --> 01:39:55,947
‫من تلاشم رو کردم، لی.
‫با چنگ و دندون.

1162
01:39:55,980 --> 01:39:57,447
‫- کیر توش!
‫- اینا باید حفظ بشن

1163
01:39:57,481 --> 01:39:59,449
‫که چی؟ همینطوری توی قفسه بایگانی بمونه؟

1164
01:39:59,483 --> 01:40:02,020
‫وزارت فکر کرد که شاید باعث ناراحتی مردم بشه

1165
01:40:02,052 --> 01:40:03,988
‫لعنتی! اینا واقعاً اتفاق افتاده!

1166
01:40:04,022 --> 01:40:05,890
‫- این واقعیـه
‫- لی. لی!

1167
01:40:05,924 --> 01:40:07,491
‫- این اتفاق افتاده
‫- لی، لی

1168
01:40:07,524 --> 01:40:09,493
‫این عکس‌ها مردم رو بیشتر از الان‌شون

1169
01:40:09,526 --> 01:40:10,862
‫آزرده‌خاطر می‌کنه

1170
01:40:10,895 --> 01:40:12,095
‫مردم باید فراموش کنن

1171
01:40:12,730 --> 01:40:14,331
‫فراموش کنن؟ فراموش کنن؟

1172
01:40:14,364 --> 01:40:17,001
‫خیلی‌خب. این دختر کوچولو
‫توی اردوگاه مرگ،

1173
01:40:17,035 --> 01:40:19,202
‫بهش تجاوز شد و کتک خورد!

1174
01:40:19,236 --> 01:40:21,973
‫چطوری فراموش کنه؟
‫چطوری فراموش کنه؟

1175
01:40:22,006 --> 01:40:24,107
‫ها؟ ها؟

1176
01:40:25,442 --> 01:40:27,110
‫اصلاً میشه؟

1177
01:40:37,622 --> 01:40:39,289
‫من فقط می‌خوام...

1178
01:40:49,734 --> 01:40:51,603
‫فرستادمشون نیویورک

1179
01:40:51,636 --> 01:40:54,038
‫و امیدوارم وگ آمریکایی

1180
01:40:54,072 --> 01:40:55,539
‫منتشرشون کنه

1181
01:40:55,573 --> 01:40:58,676
‫واقعاً دارم سعیم رو می‌کنم، لی.
‫واقعاً تلاشم رو می‌کنم.

1182
01:41:03,715 --> 01:41:05,115
‫نه به قدر کافی

1183
01:41:07,551 --> 01:41:09,621
‫صدت رو نمی‌ذاری

1184
01:41:35,847 --> 01:41:37,547
‫می‌دونم خیال می‌کنی ناامیدت کردم

1185
01:41:40,484 --> 01:41:41,485
‫و ای کاش

1186
01:41:42,319 --> 01:41:43,850
‫قبل اینکه شروع کنی به نابود کردن‌شون

1187
01:41:43,851 --> 01:41:45,188
‫می‌ذاشتی توضیح بدم

1188
01:41:50,427 --> 01:41:51,395
‫شرمنده

1189
01:42:04,842 --> 01:42:06,343
‫وقتی هفت سالم بود

1190
01:42:07,779 --> 01:42:09,246
‫مادرم ناخوش بود

1191
01:42:11,683 --> 01:42:14,652
‫پس تا وقتی خوب بشه، منو فرستادن

1192
01:42:16,319 --> 01:42:18,422
‫پیش دوستان خانوادگی که پیش‌شون بمونم

1193
01:42:21,626 --> 01:42:22,593
‫آدمای خوبی بودن

1194
01:42:23,828 --> 01:42:25,295
‫باهام خوب رفتار کردن

1195
01:42:29,232 --> 01:42:31,234
‫ولی یه مرد دیگه بود که اومده بود سر بزنه

1196
01:42:35,539 --> 01:42:37,507
‫موهاش مشکی بود

1197
01:42:42,814 --> 01:42:44,882
‫یه روز وقتی خانواده رفتن شهر

1198
01:42:47,217 --> 01:42:48,953
‫ترتیبم رو داد

1199
01:42:54,424 --> 01:42:56,027
‫منو برد توی اتاق خواب

1200
01:42:59,097 --> 01:43:00,098
‫و بهم گفت:

1201
01:43:01,999 --> 01:43:02,967
‫«دراز بکش»

1202
01:43:07,270 --> 01:43:08,271
‫و اون...

1203
01:43:11,209 --> 01:43:12,777
‫اون...

1204
01:43:19,516 --> 01:43:21,052
‫مامانم گفت نباید به هیچکس بگم

1205
01:43:24,554 --> 01:43:25,555
‫اون...

1206
01:43:26,256 --> 01:43:27,491
‫اون خیلی خجالت‌زده بود

1207
01:43:34,264 --> 01:43:35,432
‫پس من هم هیچ‌وقت به کسی نگفتم

1208
01:43:41,271 --> 01:43:42,840
‫خیلی متأسفم

1209
01:43:50,280 --> 01:43:51,515
‫حتی نمیشه تصورش کرد

1210
01:43:54,952 --> 01:43:56,954
‫ولی همیشه‌ی خدا این اتفاق میفته

1211
01:44:08,431 --> 01:44:09,867
‫و مقصرها ازش قسر در میرن

1212
01:45:31,716 --> 01:45:32,717
‫این یه...

1213
01:45:33,885 --> 01:45:34,886
‫دسته از موهاتـه

1214
01:45:36,153 --> 01:45:37,520
‫واسه اولین باری که موهات رو کوتاه کردی

1215
01:45:45,395 --> 01:45:48,299
‫این اولین کتابیـه که برات خوندم

1216
01:45:54,071 --> 01:45:56,374
‫این اولین تصویریـه که نقاشی کردی

1217
01:46:04,081 --> 01:46:05,383
‫این اولین عکسیـه که

1218
01:46:05,415 --> 01:46:07,550
‫از تو و پدرت گرفتم

1219
01:46:15,626 --> 01:46:17,128
‫می‌دونم اشتباهاتی داشتم

1220
01:46:18,963 --> 01:46:21,732
‫و می‌دونم که شاید مادر خوبی نبودم، تونی

1221
01:46:25,770 --> 01:46:27,104
‫ولی واقعاً سعیم رو کردم

1222
01:46:36,113 --> 01:46:38,149
‫چرا هیچ کدوم از اینا رو بهم نگفتی؟

1223
01:46:48,893 --> 01:46:49,961
‫ای‌کاش می‌دونستم

1224
01:47:35,000 --> 01:47:45,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1225
01:47:55,002 --> 01:48:02,002
» حین تیتراژ ادامه دارد...‏ «

1226
01:48:03,000 --> 01:48:13,000
‏«لی میلر» در سال 1977
در خانه‌ی روستایی فارلی از دنیا رفت

1227
01:48:15,000 --> 01:48:20,000
انتونی هیچ‌گاه نمی‌دانست
مادرش حین جنگ چه کاری کرده

1228
01:48:20,024 --> 01:48:27,024
بعد از مرگش، عکس‌های لی را که
در اتاق زیر شیروانی پنهان کرده بود پیدا کرد

1229
01:48:37,048 --> 01:48:42,548
لی میلر:‏ امروزه، از لی میلر به‌عنوان یکی از
بزرگترین خبرنگاران جنگی دوران یاد می‌شود

1230
01:48:42,572 --> 01:48:48,072
عکس‌های وی از اردوگاه‌های کار اجباری، جزو مهم‌ترین
عکس‌هایی هستند که تابحال از هولوکاست گرفته شده

1231
01:48:50,000 --> 01:48:55,000
رولند پنروس و انتونی پنروس:‏ مدت کوتاهی پس از مرگ لی،‏
خانواده‌اش آرشیو لی میلر را جمع‌آوری و درست کردند‏

1232
01:48:55,024 --> 01:48:57,024
رولند در سال 1984 از دنیا رفت.‏

1233
01:48:57,048 --> 01:49:02,048
از آن موقع،‏ انتونی و نوه‌ی لی، ایمی،‏
زندگی‌شان را وقف حفظ و نگهداری میراث لی کرده‌اند

1234
01:49:04,000 --> 01:49:07,000
دیوید شرمن: بعد از جنگ
دیوی به نیویورک برگشت،‏

1235
01:49:07,024 --> 01:49:12,024
او به فعالیتش در مجله‌ی لایف ادامه داد و
باسابقه‌ترین کارمند این مجله لقب گرفت.‏

1236
01:49:12,048 --> 01:49:16,048
وی تا پایانِ عمر رولند و لی،‏
با آنها دوستِ صمیمی باقی ماند.‏

1237
01:49:18,000 --> 01:49:21,000
آدری ویترز:‏
آدری در سال 2001 و در 96 سالگی درگذشت.‏

1238
01:49:21,024 --> 01:49:26,024
وی همواره بابت چاپ نکردن عکس‌های لی از اردوگاه
کار اجباری در مجله‌ی وگ بریتانیایی حسرت می‌خورد‏

1239
01:49:26,048 --> 01:49:28,048
هرچند، او عکس‌ها را به
مجله‌ی وگ آمریکایی فرستاد و

1240
01:49:28,072 --> 01:49:31,072
در ژوئن 1945 در مقاله‌ای تحت عنوان
‏‏«باورش کن» عکس‌ها به چاپ رسیدند.‏

1241
01:49:31,500 --> 01:49:33,500
نوش و پل الوار:‏

1242
01:49:33,524 --> 01:49:37,524
نوش در چهل سالگی و در سال 1946، یک سال پس از
پایان جنگ، دچار یک سکته شد و درگذشت.‏

1243
01:49:37,548 --> 01:49:41,548
پل از غصه سرخورده شده بود و آخرین
اشعارش را با نام مستعار در وصفِ نوش نوشت

1244
01:49:41,572 --> 01:49:44,572
چرا که «مرگِ نوش، جانِ
پل الوار را نیز گرفته بود»‏

