﻿1
00:00:01,186 --> 00:00:03,912
‫این مستند، داستان شیرهای
ماپوگو را روایت می‌کند

2
00:00:03,936 --> 00:00:06,662
‫که در منطقه سابی آفریقای
جنوبی زندگی می‌کنند.

3
00:00:07,570 --> 00:00:11,285
‫البته برای نشان دادن بهتر رفتار شیرها،
‫از تصاویر دیگه‌ای هم استفاده شده است.

4
00:00:12,590 --> 00:00:15,963
‫هشدار می‌دهیم که این برنامه ممکن است
‫برای بعضی از بیننده‌ها تکان‌دهنده باشد.

5
00:00:21,120 --> 00:00:25,841
‫فیلمسازان و راهنماهای محلی 16 سال
‫رو صرف دنبال کردن یه خانواده شیر کردن

6
00:00:25,842 --> 00:00:30,180
‫که توله‌های نرشون بعدها
‫به ماپوگوها معروف شدن.

7
00:00:34,879 --> 00:00:38,415
‫اونا شاهد رفتارهای
‫خارق‌العاده‌ای بودن،

8
00:00:38,419 --> 00:00:42,759
‫وقتی ماپوگوها دست به یه تلاش
‫ویرانگر برای تصرف قلمرو زدن.

9
00:00:46,220 --> 00:00:51,401
‫اون لحظه‌ای که اولین قلمروشون رو
‫تصرف کردن، سرآغاز یه حمام خون بود.

10
00:00:54,400 --> 00:00:59,280
‫این شش نر بیشتر از هر شیر
‫دیگه‌ای در تاریخ، سرزمین فتح کردن.

11
00:01:03,380 --> 00:01:06,140
‫رویکردشون وحشیانه بود.

12
00:01:08,580 --> 00:01:11,210
‫هر تهدیدی برای حکومتشون
‫رو از بین می‌بردن.

13
00:01:12,093 --> 00:01:16,453
‫تخمین زده میشه که تو یه سال
‫بیش از صد شیر دیگه رو کشتن.

14
00:01:19,720 --> 00:01:23,900
‫پرخاشگری و خشونت
‫ماپوگوها بی‌سابقه بود.

15
00:01:26,540 --> 00:01:31,257
‫داستان اونا روی تاریک
‫و کمتر دیده شده‌ی شیرها

16
00:01:31,634 --> 00:01:34,834
‫و تلاش دائمیشون برای بقا رو نشون میده.

17
00:01:38,116 --> 00:01:44,605
‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

18
00:01:44,610 --> 00:01:50,915
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

19
00:01:50,980 --> 00:01:58,214
‫در شمال شرقی آفریقای جنوبی، منطقه‌ی حفاظت
‫شده‌ی سابی سند با پارک ملی کروگر هم‌مرزه.

20
00:02:09,230 --> 00:02:13,670
‫کروگر که بیش از دو برابر یلواستون
‫وسعت داره، زیستگاه انبوهی از

21
00:02:13,671 --> 00:02:16,630
‫حیات وحشه که مستقیماً
‫به سابی سند راه دارن.

22
00:02:16,635 --> 00:02:28,169
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

23
00:02:35,720 --> 00:02:39,020
‫با این همه طعمه، اینجا بهشت شیرهاست.

24
00:02:58,420 --> 00:03:01,773
‫و همین‌جاست که برای
‫بیش از یه دهه، فیلمسازها و

25
00:03:01,774 --> 00:03:07,097
‫راهنماهای محلی شاهد ظهور
‫حماسی شیرهای ماپوگو بودن.

26
00:03:19,100 --> 00:03:23,850
‫نسل‌های متمادی، گله‌ی اسپارتا
‫در قلب سابی سند زندگی کرده.

27
00:03:24,890 --> 00:03:31,470
‫در سال 2002، اونا ده
‫توله داشتن، از جمله پنج نر.

28
00:03:37,590 --> 00:03:45,290
‫این توله‌ها در ابتدا بی‌نام بودن،
‫اما بعدها اسکار، پسر خوشگل،

29
00:03:46,730 --> 00:03:50,930
‫راستا، دم کج و آقای تی نام گرفتن.

30
00:03:55,970 --> 00:04:00,260
‫این برادرهای جوون بعدها
‫به ماپوگوها معروف شدن.

31
00:04:01,160 --> 00:04:04,480
‫اون زمان که اینا توله بودن،
‫من تو سابی سند با شیرها بودم.

32
00:04:04,680 --> 00:04:09,360
‫و خوب یادمه که گله‌ی
‫اسپارتا این همه توله داشت.

33
00:04:09,460 --> 00:04:10,746
‫یادمه پنج تا نر بودن.

34
00:04:14,085 --> 00:04:19,100
‫{\an8}ما شیرها رو از چند ماهگی زیر نظر داشتیم،
‫و اغلب کاملاً مشخص بود که بعضی‌هاشون

35
00:04:17,440 --> 00:04:20,640
‫[پرفسور کریگ پکر] [ اکولوژیست
‫شیر‌ها دانشگاه مینه‌سوتا، ایالت متحده]

36
00:04:19,101 --> 00:04:23,598
‫{\an8}از بقیه جسورترن، و
‫بعضی دیگه یه کم کنجکاوترن.

37
00:04:25,940 --> 00:04:31,880
‫{\an8}اونا ممکنه بیشتر با چیزهای جدید درگیر
‫بشن، سعی کنن چیزهای تازه رو شکار کنن،

38
00:04:27,280 --> 00:04:31,880
‫[دکتر ایمی دیک‌من] [متخصص
‫گربه‌سانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]

39
00:04:32,190 --> 00:04:35,242
‫و بعضی دیگه ممکنه بیشتر عقب بمونن،

40
00:04:35,243 --> 00:04:37,770
‫یه کم خجالتی‌تر باشن، و
‫از کنار بیشتر یاد بگیرن.

41
00:04:47,680 --> 00:04:51,726
‫[دیو سالمونی] [متخصص
‫شکارچی‌های بزرگ]

42
00:04:47,730 --> 00:04:50,136
‫{\an8}مخصوصاً دو تا از کوچکترین‌ها
‫برام خیلی جالب بودن.

43
00:04:50,140 --> 00:04:51,920
‫{\an8}یکیشون مشخصاً رهبر بود.

44
00:04:52,060 --> 00:04:54,790
‫خیلی گستاخ بود،

45
00:04:57,639 --> 00:05:01,437
‫و همیشه درست پشت
‫سرش، برادر کوچیکترش بود.

46
00:05:07,475 --> 00:05:09,970
‫از همون سن کم می‌شد دید که
‫یه همکاری بینشون شکل گرفته.

47
00:05:11,830 --> 00:05:15,559
‫و بعداً معلوم شد که اینا
‫آقای تی و دم کج بودن.

48
00:05:20,860 --> 00:05:25,680
‫فقط پیوند قوی بین دو ماپوگوی
‫کوچکتر نبود که اونا رو از

49
00:05:25,685 --> 00:05:27,608
‫برادرهای بزرگترشون متمایز می‌کرد.

50
00:05:30,866 --> 00:05:33,106
‫این دو توله خاص بودن.

51
00:05:33,840 --> 00:05:35,960
‫از همون نشونه‌های اولیه می‌شد فهمید.

52
00:05:52,597 --> 00:05:57,097
‫چند ماه بعد... یه بار گله
‫یه بوفالو رو شکار کرده بود.

53
00:05:59,840 --> 00:06:08,934
‫یکی از نرهای بزرگ، از پدرهای این
‫ماپوگوها، لاشه رو تصاحب کرده بود.

54
00:06:15,990 --> 00:06:20,259
‫و این توله‌ی نر کوچولو
‫داشت سریع و بی‌سر و صدا

55
00:06:20,260 --> 00:06:23,870
‫گوشت‌ها رو می‌خورد در حالی که
‫اون نر بزرگ فقط اونجا ایستاده بود.

56
00:06:25,120 --> 00:06:29,320
‫این نشون میده که یه توله اینقدر
‫بی‌باک بوده که اینجوری جلو بره.

57
00:06:30,102 --> 00:06:33,758
‫به راحتی می‌تونست یه ضربه‌ی
‫محکم از پنجه‌ی اون نر بخوره.

58
00:06:34,720 --> 00:06:37,980
‫این برای روزهای طفولیت‌شون بود، ولی
‫فکر می‌کنم اون رفتاری که از اون کوچولو دیدم

59
00:06:37,981 --> 00:06:44,321
‫{\an8} نشون میده که احتمالاً یا آقای تی بوده یا
‫دم کج، همون‌طور که بعداً معروف شدن.

60
00:06:39,440 --> 00:06:43,940
‫[لئون ون ویک] [راهنما منطقه
‫حفاظت شده شکار سینگیتا]

61
00:06:47,820 --> 00:06:51,980
‫فکر می‌کنم کسایی که شانس این رو
‫داشتن که ماپوگوها رو وقتی توله بودن ببینن،

62
00:06:52,160 --> 00:06:55,800
‫می‌تونستن پیش‌بینی کنن که اینا قراره
‫یه نیروی قدرتمند در دنیای شیرها بشن.

63
00:07:01,570 --> 00:07:07,071
‫تا وقتی این پنج نر با هم بودن، می‌شد
‫فهمید که سرنوشت بزرگی در انتظارشونه.

64
00:07:22,320 --> 00:07:26,814
‫فقط یک از هر هشت توله‌ی
‫نر تا بزرگسالی زنده می‌مونه.

65
00:07:29,080 --> 00:07:32,324
‫اگه یه توله تو یه گله‌ی سالم به دنیا بیاد

66
00:07:32,761 --> 00:07:36,437
‫که توسط یه گروه قوی از نرها محافظت میشه،

67
00:07:36,704 --> 00:07:42,020
‫این بهترین شانس رو بهش میده که از سال
‫خطرناک اول زندگی جون سالم به در ببره.

68
00:07:46,330 --> 00:07:48,950
‫ما از واژه‌ی «گله» برای
‫اشاره به ماده‌ها استفاده می‌کنیم.

69
00:07:49,670 --> 00:07:53,187
‫ماده‌ها تمام عمرشون رو تو
‫یه منطقه‌ی کلی زندگی می‌کنن،

70
00:07:53,588 --> 00:07:56,570
‫و دخترهاشون ممکنه بزرگ
‫بشن و به اونا تو این گله‌ها بپیوندن.

71
00:07:56,690 --> 00:07:59,710
‫پس یه گله‌ی بزرگ و قوی
‫می‌تونه دهه‌ها دووم بیاره.

72
00:08:02,401 --> 00:08:05,885
‫نرها، برعکس، ائتلاف تشکیل میدن.

73
00:08:05,890 --> 00:08:07,910
‫یعنی یه گروه‌بندی تمام نر.

74
00:08:09,750 --> 00:08:16,291
‫و ممکنه در طول زندگیش چندین بار جابجا بشه و در
‫نهایت خیلی دور از جایی که به دنیا اومده باشه.

75
00:08:17,470 --> 00:08:23,070
‫پدرهای توله‌هایی که بعداً ماپوگو
‫شدن، یه ائتلاف بزرگ بودن.

76
00:08:23,210 --> 00:08:27,364
‫اونا نرهای خیابان غربی بودن
‫و چند تا گله رو کنترل می‌کردن.

77
00:08:28,850 --> 00:08:31,470
‫یادمه نرهای خیابان
‫غربی پدرهای خوبی بودن.

78
00:08:31,670 --> 00:08:32,670
‫خیلی صبور بودن.

79
00:08:39,465 --> 00:08:43,760
‫تصور عمومی از شیرهای
‫نر اینه که کار زیادی نمی‌کنن،

80
00:08:43,840 --> 00:08:48,167
‫فقط دراز می‌کشن، جفت‌گیری
‫می‌کنن و غذا رو از ماده‌ها می‌دزدن.

81
00:08:51,020 --> 00:08:56,191
‫اما واقعیت اینه که نرها نقش‌های
‫جدی و مهمی تو گله دارن.

82
00:08:56,290 --> 00:09:00,730
‫اونا باید از قلمرو محافظت
‫کنن، از توله‌ها و ماده‌ها دفاع کنن.

83
00:09:04,580 --> 00:09:07,577
‫ماده‌ها برای گله فوق‌العاده مهم هستن.

84
00:09:07,585 --> 00:09:09,168
‫اونا هسته‌ی اصلی اجتماعی گله هستن.

85
00:09:09,980 --> 00:09:13,553
‫نرها ممکنه بیان و برن، اما
‫ماده‌ها نسل به نسل باقی می‌مونن.

86
00:09:15,060 --> 00:09:19,200
‫و این واقعاً یه ساختار پایدار برای
‫زندگی اجتماعی شیرها ایجاد می‌کنه.

87
00:09:22,225 --> 00:09:28,180
‫شیرها یکی از معدود گربه‌سانان
‫اجتماعی دنیا هستن و وقتی با هم کار می‌کنن

88
00:09:28,630 --> 00:09:29,630
‫بهتر کنار میان.

89
00:09:30,210 --> 00:09:34,220
‫و هیچ چیز کارآمدتر از
‫یه گله‌ی سالم و فعال نیست.

90
00:09:41,447 --> 00:09:46,667
‫گله‌ی اسپارتا ده توله داشت،
‫از جمله پنج ماپوگوی جوون.

91
00:09:52,310 --> 00:09:55,590
‫یه گله‌ی به این بزرگی باید
‫طعمه‌های بزرگ شکار می‌کرد.

92
00:09:59,085 --> 00:10:03,785
‫اما ماده‌های اسپارتا و پسرهای خیابان
‫غربی شکار رو به سطح دیگه‌ای بردن.

93
00:10:05,220 --> 00:10:09,971
‫نرها وقتی صحبت از شکار طعمه‌های
‫خیلی بزرگ میشه، نقش حیاتی دارن.

94
00:10:10,954 --> 00:10:15,745
‫اونا به گله کمک می‌کنن تا این حیوونای
‫بزرگ و خطرناک رو از پا دربیارن.

95
00:10:19,930 --> 00:10:24,531
‫برای شیرها حمله به حیوونی مثل زرافه
‫خیلی خطرناکه، تا حدی به خاطر اندازه‌شون.

96
00:10:29,130 --> 00:10:31,150
‫یه لگد زرافه می‌تونه یه شیر رو بکشه.

97
00:10:31,410 --> 00:10:33,730
‫یه استراتژی پرخطر اما پرسوده.

98
00:10:51,560 --> 00:10:54,890
‫اگه ماده‌ها جلو باشن و مشغول
‫از پا درآوردن یه حیوون بزرگ،

99
00:10:55,330 --> 00:10:56,521
‫نرها هم میان کمک.

100
00:10:58,070 --> 00:11:00,600
‫و نرهای خیابان غربی هم
‫از این قاعده مستثنی نیستن.

101
00:11:25,630 --> 00:11:30,290
‫یه زرافه‌ی نر بالغ می‌تونه
‫نزدیک 1300 کیلو وزن داشته باشه

102
00:11:30,425 --> 00:11:34,209
‫و برای روزها گله‌ی اسپارتا رو سیر کنه.

103
00:11:37,310 --> 00:11:41,670
‫برای شیرهای جوون، تو جایی مثل
‫سابی سند، خطر همه جا کمین کرده.

104
00:11:44,230 --> 00:11:46,770
‫وقتی آقای تی و دم کج هنوز توله بودن،

105
00:11:49,870 --> 00:11:54,610
‫ظهور ماپوگوهای قدرتمند نزدیک
‫بود به یه پایان تراژیک برسه.

106
00:11:57,168 --> 00:12:02,657
‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

107
00:12:08,567 --> 00:12:17,270
‫در سال 2003، ماپوگوهای جوون، آقای
‫تی، دم کج، راستا، پسر خوشگل و اسکار

108
00:12:17,420 --> 00:12:20,510
‫بین 6 تا 18 ماه سن داشتن.

109
00:12:24,500 --> 00:12:27,337
‫اونا تو یه خانواده‌ی
‫قوی به دنیا اومده بودن،

110
00:12:27,341 --> 00:12:30,481
‫با یه ائتلاف قدرتمند از نرها
‫که ازشون محافظت می‌کردن.

111
00:12:32,800 --> 00:12:36,580
‫مادرهاشون، گله‌ی اسپارتا،
‫شکارچی‌های فوق‌العاده‌ای بودن.

112
00:12:54,760 --> 00:13:00,461
‫ماده‌های اسپارتا کلید کمک به توله‌ها
‫برای غلبه بر بزرگترین چالششون بودن.

113
00:13:01,370 --> 00:13:02,520
‫یادگیری شکار.

114
00:13:06,820 --> 00:13:10,000
‫شیرهای جوون از خیلی زود شروع
‫به تقویت مهارت‌های شکارشون می‌کنن.

115
00:13:10,140 --> 00:13:12,140
‫اونا شروع می‌کنن به تعقیب
‫هر چیزی که تو منطقه هست.

116
00:13:14,165 --> 00:13:17,020
‫{\an8}و بعد شروع می‌کنن به
‫بهبود مهارت‌هاشون و افزایش

117
00:13:15,680 --> 00:13:20,317
‫[دکتر ایمی دیک‌من] [متخصص
‫گربه‌سانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]

118
00:13:17,021 --> 00:13:20,100
‫{\an8}اعتماد به نفسشون با امتحان
‫کردن روی طعمه‌های مختلف.

119
00:13:20,520 --> 00:13:24,680
‫اغلب طعمه‌های کاملاً نامناسب، مثلاً
‫من دیدم که جوجه‌تیغی شکار می‌کنن،

120
00:13:24,800 --> 00:13:26,740
‫که یه گزینه‌ی خیلی خاردار و دردسرسازه.

121
00:13:27,180 --> 00:13:29,539
‫یا چیزهایی مثل گورکن عسل‌خوار که حمله

122
00:13:29,543 --> 00:13:31,901
‫بهش وحشتناکه چون یه
‫حیوون خیلی پرخاشگره.

123
00:13:37,340 --> 00:13:41,780
‫شاید چیزی نباشه که شیرهای
‫جوون، ایده‌آلاً بخوان باهاش درگیر بشن،

124
00:13:41,781 --> 00:13:45,380
‫اما همه‌ی اینا بخشی از ساختن
‫اعتماد به نفس و مهارت‌هایی هست

125
00:13:45,385 --> 00:13:47,971
‫که در آینده اونا رو
‫شکارچی‌های موثری می‌کنه.

126
00:13:59,240 --> 00:14:04,440
‫برای ماپوگوها، اون آینده پر از
‫طعمه‌های بزرگتر و قوی‌تر بود.

127
00:14:05,680 --> 00:14:10,340
‫مخصوصاً یکی از خطرناک‌ترین
‫حیوونای آفریقا، بوفالو.

128
00:14:20,198 --> 00:14:24,098
‫بزرگترین گله‌ای که من اینجا ثبت
‫کردم کمی بیشتر از 1400 تا بود.

129
00:14:25,230 --> 00:14:29,730
‫غیر از اون، گروه‌های کوچک
‫مجردی حدود 15 یا 20 تایی هستن،

130
00:14:30,970 --> 00:14:32,126
‫مخصوصاً در امتداد رودخونه.

131
00:14:32,130 --> 00:14:34,178
‫و معمولاً این گروه‌ها هدف قرار می‌گیرن.

132
00:14:36,500 --> 00:14:39,090
‫یه بوفالوی نر بزرگ 900 کیلو وزن داره.

133
00:14:39,970 --> 00:14:44,590
‫شش برابر یه شیر ماده، یا
‫بیش از چهار برابر یه نره.

134
00:14:52,900 --> 00:14:54,530
‫شاخ‌های بزرگ و قلاب مانند دارن.

135
00:14:55,130 --> 00:14:56,670
‫می‌تونن واقعاً به یه شیر آسیب بزنن.

136
00:15:02,966 --> 00:15:06,182
‫{\an8}تماشای شکار بوفالو توسط
‫شیرها همیشه فوق‌العاده

137
00:15:04,080 --> 00:15:08,080
‫[ترور سوج] [راهنما - منطقه
‫حفاظت شده شکار الوسابا]

138
00:15:06,317 --> 00:15:09,730
‫{\an8}هیجان‌انگیزه، اما اغلب 50-50
‫هست که کدوم یکی آسیب ببینه.

139
00:15:15,310 --> 00:15:18,400
‫ایده‌آل اینه که هر بار فقط به
‫یه بوفالو حمله کنن، اما حتی اگه

140
00:15:18,401 --> 00:15:21,780
‫یه بوفالوی تنها رو بگیرن، اغلب
‫سر و صدای زیادی ایجاد می‌کنن.

141
00:15:23,850 --> 00:15:27,020
‫وقتی بوفالو نر داره از پا
‫درمیاد، کمک جلب می‌کنه.

142
00:15:28,710 --> 00:15:34,061
‫بوفالوهای دیگه میان و سعی می‌کنن به
‫پشت شیرهایی که طعمه رو گرفتن ضربه بزنن.

143
00:15:37,100 --> 00:15:40,833
‫حالا تصور کنید وقتی با یه گله کامل
‫بوفالو روبرو میشن چه اتفاقی می‌افته،

144
00:15:41,188 --> 00:15:45,020
‫{\an8}هزاران هزار کیلو از این حیوونای وحشی.

145
00:15:42,000 --> 00:15:46,800
‫[پرفسور کریگ پکر] [ اکولوژیست
‫شیر‌ها دانشگاه مینه‌سوتا، ایالت متحده]

146
00:15:45,900 --> 00:15:48,840
‫{\an8}مثل یه دیوار عظیم وحشت
‫که مستقیم به سمت شیرها میاد.

147
00:16:04,397 --> 00:16:08,457
‫{\an8}من دیدم یه شیر بالغ به هوا
‫پرتاب شد و دو تا پشتک زد.

148
00:16:06,120 --> 00:16:08,320
‫[دیو سالمونی] [متخصص
‫شکارچی‌های بزرگ]

149
00:16:18,700 --> 00:16:23,100
‫با وجود خطر، اگه قرار بود یاد بگیرن
‫چطور با چنین طعمه‌های عظیمی مقابله کنن،

150
00:16:23,700 --> 00:16:26,840
‫ماپوگوهای جوون باید
‫درست وسط ماجرا می‌بودن.

151
00:16:28,100 --> 00:16:31,340
‫توله‌ها با تماشای شکار بقیه‌ی گله
‫چیزهای خیلی مهمی یاد می‌گیرن.

152
00:16:33,390 --> 00:16:37,140
‫اونا یاد می‌گیرن چطور در آینده
‫طعمه‌های ارزشمند رو به دست بیارن،

153
00:16:37,141 --> 00:16:39,800
‫پس بزرگتر، قوی‌تر و سالم‌تر میشن.

154
00:16:42,694 --> 00:16:46,949
‫گله اغلب توله‌هاشون رو با
‫خودشون به شکار می‌بردن.

155
00:16:46,980 --> 00:16:49,300
‫اونا با فاصله‌ی نه چندان زیادی
‫پشت سر بزرگترها می‌اومدن.

156
00:16:51,820 --> 00:16:57,221
‫همونطور که 90 درصد مواقع اتفاق می‌افته،
‫بوفالوها به شیرها حمله کردن و دنبالشون کردن.

157
00:17:03,090 --> 00:17:05,310
‫بزرگسالای گله سعی کردن عقب‌نشینی کنن.

158
00:17:08,530 --> 00:17:13,290
‫اما ماپوگوهای جوون و خواهر و برادراشون
‫وسط گله‌ی خشمگین بوفالوها گیر افتادن.

159
00:17:20,710 --> 00:17:25,370
‫{\an8}مثل توپ بولینگ که به پین‌ها می‌خوره،
‫وقتی میان شیرها به هر طرف فرار می‌کنن.

160
00:17:21,760 --> 00:17:25,360
‫[رایان جان‌استون] [راهنما -
‫اقامتگاه نورهو 2005 الی 2012 ]

161
00:17:38,190 --> 00:17:43,690
‫گله تا مسافتی اونا رو دنبال کرد
‫و در این حین، این جوون‌ها حتماً

162
00:17:43,990 --> 00:17:45,229
‫تو این هرج و مرج گیر افتادن.

163
00:17:54,300 --> 00:17:57,508
‫یه گله‌ی بزرگ بوفالو
‫دنبال توله‌هایی که تو بوته‌ها

164
00:17:57,512 --> 00:18:01,040
‫قایم شدن می‌گردن و اونا رو
‫پرت می‌کنن، لگدمال می‌کنن.

165
00:18:02,280 --> 00:18:07,280
‫{\an8}سعی می‌کنن با شاخ‌هاشون بهشون ضربه
‫بزنن، یا با پیشونی فشار میدن تا له‌شون کنن.

166
00:18:06,000 --> 00:18:09,100
‫[پدی هیج‌لثورن] [مدیر و محیط‌
‫بان میدانی - اقامتگاه ساوانا]

167
00:18:07,620 --> 00:18:09,360
‫{\an8}و اینجوری در واقع اونا رو می‌کشن.

168
00:18:13,940 --> 00:18:17,808
‫یادمه وقتی چند تا از توله‌های
‫گله‌ی اسپارتا کشته شدن،

169
00:18:18,589 --> 00:18:22,097
‫ غم و اندوه زیادی وجود داشت.

170
00:18:29,660 --> 00:18:32,580
‫تعدادی از شیرهای اسپارتا
‫توسط بوفالوها کشته شدن.

171
00:18:35,020 --> 00:18:38,220
‫پنج ماپوگوی جوون خوش
‫شانس بودن که فرار کردن.

172
00:18:41,677 --> 00:18:44,897
‫به نظر می‌رسید سرنوشت برنامه‌های
‫دیگه‌ای برای این برادرها داشت.

173
00:18:46,280 --> 00:18:48,340
‫اگه اون توله‌ها زنده نمی‌موندن،

174
00:18:48,480 --> 00:18:51,160
‫{\an8}کل ائتلاف ماپوگو هرگز شکل نمی‌گرفت.

175
00:18:49,080 --> 00:18:51,480
‫[لئون ون ویک] [راهنما -
‫منطقه حفاظت شده شکار سینگیتا]

176
00:18:57,130 --> 00:19:01,098
‫آقای تی، دم کج، راستا، اسکار و پسر خوشگل

177
00:19:01,102 --> 00:19:05,070
‫از این مهلکه جون سالم به در بردن
‫و همه از سال اول زندگیشون گذشتن.

178
00:19:07,270 --> 00:19:12,730
‫اما یه تهدید جدید، یه خطر دیگه،
‫درست پشت افق در کمین بود.

179
00:19:15,886 --> 00:19:20,975
‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

180
00:19:26,960 --> 00:19:32,552
‫در سال 2003، یه نر ناشناس
‫وارد قلمرو گله‌ی اسپارتا شد.

181
00:19:35,340 --> 00:19:40,401
‫{\an8}وقتی نرهای جدید وارد یه منطقه میشن،
‫دوره‌ی خیلی خطرناکی برای توله‌های جوونه.

182
00:19:37,800 --> 00:19:40,100
‫[دکتر ایمی دیک‌من] [متخصص
‫گربه‌سانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]

183
00:19:41,720 --> 00:19:44,880
‫شیرهای نر، وقتی یه قلمرو رو
‫تصرف می‌کنن، هر توله‌ای رو می‌کشن.

184
00:19:49,760 --> 00:19:51,680
‫ماپوگوهای جوون خوش شانس بودن.

185
00:19:53,580 --> 00:19:58,261
‫برخلاف انتظار همه، مهاجم
‫برادرهای نوجوون رو نکشت.

186
00:20:01,880 --> 00:20:04,220
‫نر جدید هم از مرگ فرار کرد.

187
00:20:06,005 --> 00:20:10,460
‫در واقع، ماده‌های اسپارتا و پسرهای
‫خیابان غربی اون رو به گله پذیرفتن.

188
00:20:15,130 --> 00:20:18,140
‫فکر کنم اولین باریه که چنین چیزی،
‫تا جایی که ثبت شده، اتفاق افتاده.

189
00:20:28,190 --> 00:20:31,621
‫در ابتدا، فکر می‌کردی نرهای غالب
‫اون زمان، یا می‌کشنش یا فراریش میدن.

190
00:20:31,760 --> 00:20:35,856
‫[ترور سوج] [راهنما - منطقه
‫حفاظت شده شکار الوسابا]

191
00:20:31,860 --> 00:20:37,681
‫{\an8}اما به دلایلی، اون تونست یا مطیع
‫بمونه یا خیلی سریع پذیرفته بشه.

192
00:20:41,920 --> 00:20:48,120
‫به نظر من محتمل‌ترین حالت اینه که
‫اون برادر ناتنی پنج نر جوون‌تر بوده

193
00:20:48,370 --> 00:20:52,960
‫{\an8}چون در اون سن، اگه حدود چهار ساله
‫بوده وقتی اومده و به اون گروه پیوسته،

194
00:20:52,560 --> 00:20:57,257
‫[پرفسور کریگ پکر] [ اکولوژیست
‫شیر‌ها دانشگاه مینه‌سوتا، ایالت متحده]

195
00:20:52,961 --> 00:20:58,740
‫{\an8}پدرها فقط در صورتی تحملش می‌کردن که
‫یکی از پسرهاشون از یه گله‌ی نزدیک بوده باشه.

196
00:21:03,280 --> 00:21:07,163
‫طی سال بعد، نر جدید،
‫که به ماکولو معروف شد،

197
00:21:07,168 --> 00:21:13,363
‫عضو کامل گله‌ی اسپارتا و برادر
‫بزرگ پنج ماپوگوی حالا نوجوون شد.

198
00:21:15,620 --> 00:21:21,575
‫همچنین طی این سال، راهنماهای محلی
‫دیدن که پیوند نزدیک بین آقای تی و دم کج،

199
00:21:21,580 --> 00:21:27,680
‫که از زمان توله بودنشون شروع شده
‫بود، حالا قوی‌تر شده و اونا جدا نشدنی بودن.

200
00:21:34,910 --> 00:21:40,640
‫آقای تی غالب بود و دم
‫کج قطعاً دست راستش بود.

201
00:21:48,690 --> 00:21:51,770
‫{\an8}اون همیشه آماده بود تا در هر
‫شرایطی از آقای تی حمایت کنه.

202
00:21:49,640 --> 00:21:52,140
‫[پدی هیج‌لثورن] [مدیر و محیط‌
‫بان میدانی - اقامتگاه ساوانا]

203
00:21:54,870 --> 00:21:56,900
‫فکر می‌کنم تقریباً مثل دستیارش بود.

204
00:21:59,430 --> 00:22:00,700
‫همیشه پشت آقای تی بود.

205
00:22:01,000 --> 00:22:02,700
‫هر وقت بهش نیاز داشت، اونجا بود.

206
00:22:13,195 --> 00:22:15,340
‫پیوندی که این دو تا
‫داشتن باورنکردنی بود.

207
00:22:17,465 --> 00:22:20,640
‫{\an8}از با هم بودن لذت می‌بردن و این خاص بود.

208
00:22:17,600 --> 00:22:20,864
‫[رایان جان‌استون] [راهنما -
‫اقامتگاه نورهو 2005 الی 2012 ]

209
00:22:26,910 --> 00:22:30,270
‫اما صلح در یه گله‌ی شیر
‫برای نرهای جوون کوتاه‌مدته.

210
00:22:32,810 --> 00:22:36,807
‫وقتی به بلوغ جنسی می‌رسن،
‫مجبور میشن گله رو ترک کنن،

211
00:22:37,050 --> 00:22:38,650
‫تا به تنهایی با دنیا روبرو بشن.

212
00:22:51,420 --> 00:22:56,614
‫در سال 2004، ماپوگوهای جوون، به
‫همراه ماکولو که دو سال ازشون بزرگتر بود،

213
00:22:57,020 --> 00:22:59,200
‫توسط پدرهاشون از گله بیرون رونده شدن.

214
00:23:06,470 --> 00:23:11,227
‫به عنوان نرهای سرگردان، حالا باید
‫کاملاً از خودشون مراقبت می‌کردن،

215
00:23:12,190 --> 00:23:15,930
‫تنها شکار می‌کردن بدون اینکه
‫قلمرویی از خودشون داشته باشن.

216
00:23:16,535 --> 00:23:21,710
‫بدون گله‌های ماده و با تهدید دائمی از
‫طرف نرهای غالبی که گشت می‌زدن.

217
00:23:25,990 --> 00:23:31,991
‫در این دوره‌ی بحرانی سرگردانی، شیرهای
‫نر بیشتر از هر زمان دیگه‌ای کشته میشن.

218
00:23:35,720 --> 00:23:39,920
‫مسئله‌ی اصلی اینه که حالا که به
‫این نقطه از زندگی رسیدن که باید

219
00:23:39,921 --> 00:23:44,720
‫این سفر رو به تنهایی طی کنن، خونه
‫رو ترک کردن، باید روی پای خودشون

220
00:23:44,745 --> 00:23:47,360
‫بایستن یا شکست بخورن، اما شش تا هستن.

221
00:23:47,860 --> 00:23:50,060
‫این مزیت کلیدی اونا تو زندگیه.

222
00:23:56,400 --> 00:24:02,201
‫با کنار هم موندن، این شش نر می‌تونستن
‫شانس بقا رو به نفع خودشون تغییر بدن.

223
00:24:04,210 --> 00:24:06,560
‫ائتلاف ماپوگو شکل گرفت.

224
00:24:08,540 --> 00:24:13,480
‫راه درازی در پیش بود تا به
‫اندازه‌ی کافی بزرگ، قوی و

225
00:24:13,481 --> 00:24:16,580
‫با اعتماد به نفس بشن که بتونن
‫قلمرو خودشون رو ادعا کنن.

226
00:24:20,240 --> 00:24:24,861
‫در ابتدا، شناسایی‌شون سخت بود چون
‫یال‌هاشون تازه شروع به رشد کرده بود.

227
00:24:25,260 --> 00:24:28,840
‫اما اسم‌هایی که به مرور زمان پیدا کردن،
‫اول از همه ماکولو بود، که بزرگتر بود.

228
00:24:32,000 --> 00:24:33,927
‫اون یه شیر خیلی بزرگ بود.

229
00:24:35,360 --> 00:24:37,160
‫یه یال سیاه زیبا داشت.

230
00:24:37,620 --> 00:24:38,940
‫یه حیوون باشکوه بود.

231
00:24:41,780 --> 00:24:43,701
‫یکی شروع کرد به پسر خوشگل معروف شدن.

232
00:24:46,150 --> 00:24:48,560
‫چون یه نر فوق‌العاده خوش‌قیافه بود.

233
00:24:50,140 --> 00:24:52,560
‫ما ستون فقرات کج، یا نر زخمی رو داشتیم.

234
00:24:55,280 --> 00:24:57,640
‫اون یه زخم خیلی مشخص روی
‫پشت، لگن چپ و ستون فقراتش داشت.

235
00:25:00,820 --> 00:25:02,880
‫بعد راستا، یا گیس‌گیسی رو داشتیم.

236
00:25:06,260 --> 00:25:09,500
‫مشخصاً یه چیزی تو یالش گیر کرده بود
‫و شبیه موهای گیس‌گیسی واقعی شده بود.

237
00:25:13,420 --> 00:25:14,420
‫آقای تی.

238
00:25:16,480 --> 00:25:19,180
‫اون یه یال شبیه مدل موی موهاک داشت.

239
00:25:21,440 --> 00:25:23,260
‫و بعد دم کج...

240
00:25:25,180 --> 00:25:26,520
‫این شش تا ماپوگو بودن.

241
00:25:32,860 --> 00:25:38,501
‫کلمه‌ی ماپوگو یه واژه‌ی سوازی برای چیزی شبیه
‫گروه امنیتی یا گروهی که با هم کار می‌کنن هست.

242
00:25:39,840 --> 00:25:44,801
‫اون موقع متوجه نبودیم، اما الان که نگاه
‫می‌کنیم، دقیقاً همینطوری عمل می‌کردن.

243
00:25:49,060 --> 00:25:51,960
‫نرهای جوون، وقتی اول خونه
‫رو ترک می‌کنن، دو تا مشکل دارن.

244
00:25:52,060 --> 00:25:54,400
‫اول اینکه جوونن، پس احمقن.

245
00:25:54,900 --> 00:25:56,567
‫و دوم اینکه نرن، پس دست و پا چلفتی‌ان.

246
00:25:57,235 --> 00:26:00,180
‫پس خیلی براشون سخته که
‫اولین شکارشون رو انجام بدن.

247
00:26:03,340 --> 00:26:06,920
‫ماپوگوها هرگز مجبور نشده بودن به
‫تنهایی طعمه‌های بزرگ رو از پا دربیارن.

248
00:26:08,520 --> 00:26:11,080
‫انجام یه شکار، اولین
‫چالش بقاشون می‌شد.

249
00:26:18,160 --> 00:26:21,860
‫طی چند ماه بعد، ماپوگوها به تقویت
‫مهارت‌های شکارشون ادامه دادن،

250
00:26:22,620 --> 00:26:25,460
‫سعی کردن اعتماد به نفسشون رو
‫در گرفتن طعمه‌های بزرگ بالا ببرن.

251
00:26:26,880 --> 00:26:31,680
‫اما حتی با یه ائتلاف شش تایی
‫از شیرها، این کار زمان می‌برد.

252
00:26:54,530 --> 00:26:59,921
‫اغلب فرصت‌طلب می‌شدن، هر جا
‫که می‌تونستن از لاشه‌ها تغذیه می‌کردن.

253
00:27:03,400 --> 00:27:06,920
‫گاهی ماده‌ها رو کنار می‌زدن تا
‫بتونن سریع شکمشون رو سیر کنن.

254
00:27:08,800 --> 00:27:12,928
‫اما با حضور نرهای غالب همیشه مراقب،

255
00:27:13,331 --> 00:27:17,459
‫این باعث می‌شد ماپوگوها
‫گاهی به سختی فرار کنن.

256
00:27:45,140 --> 00:27:50,130
‫سرانجام ماپوگوهای جوون به شکارچیان
‫حیوانات بزرگی تبدیل شدن که سرنوشتشون بود.

257
00:27:55,790 --> 00:27:57,870
‫بیشتر بوفالوها رو هدف می‌گرفتن.

258
00:28:00,050 --> 00:28:01,930
‫اما اسب آبی هم شکار می‌کردن.

259
00:28:07,900 --> 00:28:09,150
‫کرگدن جوون.

260
00:28:12,080 --> 00:28:15,520
‫و مثل پدرهاشون قبل از
‫اونا، حتی زرافه هم می‌کشتن.

261
00:28:34,017 --> 00:28:35,928
‫چیزی که درباره‌شون
‫خیلی منحصر به فرد بود،

262
00:28:35,933 --> 00:28:38,616
‫این بود که موقع شکار، به عنوان
‫یه گروه با هم حرکت می‌کردن.

263
00:28:49,220 --> 00:28:50,860
‫دم کج مثل یه سگ فاکس تریر بود.

264
00:28:51,040 --> 00:28:52,540
‫برای هر چیزی آماده بود.

265
00:28:54,900 --> 00:28:56,120
‫بیشتر شبیه یه قلچماق بود.

266
00:28:56,380 --> 00:28:57,380
‫کارکارهای یدی زیادی انجام می‌داد.

267
00:28:59,100 --> 00:29:02,515
‫{\an8}ماکولو اغلب کسی بود که
‫تشخیص می‌داد کجا باید رفت

268
00:28:59,120 --> 00:29:02,420
‫[کریس رن‌شاو] [راهنما -
‫منطقه محافظت شده شکار سینگیتا]

269
00:29:02,425 --> 00:29:05,560
‫و اولین کسی بود که می‌پرید
‫تا تقریباً نمایش رو هدایت کنه.

270
00:29:07,280 --> 00:29:11,901
‫و بعد دم کج کسی بود که کار سخت حمله
‫رو انجام می‌داد، مثلاً چسبیدن به یه بوفالو.

271
00:29:15,050 --> 00:29:18,700
‫آقای تی و دم کج همیشه وسط همه چیز بودن.

272
00:29:19,700 --> 00:29:22,620
‫اونا همیشه تو خودِ عمل
‫کشتن کمی تهاجمی‌تر بودن.

273
00:29:32,720 --> 00:29:38,260
‫{\an8}این واقعیت که این نرها یاد گرفتن
‫چطور بوفالو شکار کنن واقعاً کلید

274
00:29:36,800 --> 00:29:40,900
‫[دیو سالمونی] [متخصص
‫شکارچی‌های بزرگ]

275
00:29:38,261 --> 00:29:40,760
‫{\an8}موفقیتشون بود، چون
‫همه‌شون بزرگ و قوی شدن.

276
00:29:45,500 --> 00:29:51,281
‫با افزایش اعتماد به نفسشون، یکی از اونا
‫شروع کرد به نشون دادن رفتار افراطی شیرها.

277
00:29:54,340 --> 00:29:57,466
‫اغلب اوقات موقع تغذیه
‫از شکار، به نظر می‌رسید

278
00:29:57,467 --> 00:30:00,680
‫که در بسیاری موارد آقای
‫تی پرخاشگرتر از بقیه بود.

279
00:30:03,320 --> 00:30:05,960
‫اون کسی بود که برای
‫همه چیز پیش قدم می‌شد.

280
00:30:10,140 --> 00:30:13,660
‫چه درگیری با برادرهای خودش باشه...

281
00:30:14,420 --> 00:30:16,220
‫...هیچ مشکلی با حمله کردن نداشت.

282
00:30:34,850 --> 00:30:40,659
‫آقای تی شاید کوچکترین بود، اما این مانعش
‫نمی‌شد که سعی کنه بر ائتلاف تسلط پیدا کنه.

283
00:30:41,710 --> 00:30:43,900
‫اما یه چیزی سر راهش بود.

284
00:30:45,145 --> 00:30:50,100
‫بین ماپوگوها، ماکولو تیره‌ترین
‫یال رو داشت و نر غالب بود.

285
00:30:52,300 --> 00:30:55,020
‫نرهای یال تیره واقعاً برتری دارن.

286
00:30:55,720 --> 00:30:57,006
‫تستوسترون بالاتری دارن.

287
00:30:57,480 --> 00:31:00,694
‫وقتی دو نر با هم رقابت می‌کنن،

288
00:31:00,695 --> 00:31:03,980
‫انتظار داریم نر یال سیاه،
‫نر یال بلوند رو شکست بده.

289
00:31:04,340 --> 00:31:06,640
‫در ابتدا، ماکولو قطعاً غالب بود.

290
00:31:08,755 --> 00:31:09,775
‫اون رئیس بود.

291
00:31:09,780 --> 00:31:11,640
‫پنج تای دیگه رو سر جاشون می‌نشوند.

292
00:31:19,950 --> 00:31:22,070
‫آقای تی باید منتظر نوبتش می‌موند.

293
00:31:24,890 --> 00:31:28,028
‫حالا، با ماکولو در رأس، این
‫نرهای جوون سرگردان بالاخره به

294
00:31:28,032 --> 00:31:31,170
‫یه گروه ضربت شش نفره‌ی با
‫اعتماد به نفس تبدیل شده بودن.

295
00:31:35,520 --> 00:31:38,700
‫یه ائتلاف آماده برای
‫تصرف قلمرو خودشون.

296
00:31:44,185 --> 00:31:46,244
‫می‌دونستیم تغییرات بزرگی
‫در راهه، اما فکر نمی‌کنم

297
00:31:46,248 --> 00:31:48,560
‫هیچ ایده‌ای داشتیم که سطح
‫خشونت تا چه حد می‌تونه پیش بره.

298
00:31:53,966 --> 00:32:00,445
‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

299
00:32:00,520 --> 00:32:04,298
‫این فیلم حاوی صحنه‌های شکار حیوانات می‌باشد که
‫ممکن است برای بعضی از بینندگان تکان‌دهنده باشد.

300
00:32:11,560 --> 00:32:15,720
‫ماپوگوها بالاخره آماده بودن تا
‫اولین قلمروشون رو تصرف کنن.

301
00:32:21,220 --> 00:32:30,073
‫در سال 2006، به رهبری ماکولو، پنج برادر،
‫پسر خوشگل، اسکار، راستا، دم کج و آقای تی

302
00:32:30,166 --> 00:32:36,171
‫در آستانه‌ی شروع یه دوران وحشت بودن،
‫چیزی که هرگز قبلاً در سابی سند دیده نشده بود.

303
00:32:47,210 --> 00:32:51,970
‫برای اکثر راهنماهای محلی، دیدن شش
‫شیر نر با هم چیزی بود که تا حالا نشنیده بودن.

304
00:32:54,850 --> 00:32:57,920
‫یادمه اولین باری که
‫همه‌شون رو با هم دیدم.

305
00:32:59,400 --> 00:33:02,480
‫وقتی بود که یه صبح برای
‫آب خوردن به یه دریاچه اومدن.

306
00:33:02,620 --> 00:33:05,940
‫حس کردم دارن میرن سمت آب، پس
‫ماشینم رو اون اطراف مستقر کردم.

307
00:33:10,246 --> 00:33:13,859
‫{\an8}و اتفاقاً همه‌شون یکی یکی
‫اومدن پایین تا آب بخورن،

308
00:33:10,440 --> 00:33:13,773
‫[فیلیپ اندرو] [راهنما -
‫منطقه حفاظت شده الوسابا]

309
00:33:13,880 --> 00:33:17,074
‫و پنج تاشون کنار هم ردیف شدن و آب خوردن.

310
00:33:18,672 --> 00:33:19,675
‫باورم نمی‌شد.

311
00:33:19,680 --> 00:33:21,061
‫هنوز یکی از عکس‌های نمادین منه.

312
00:33:27,240 --> 00:33:28,660
‫هرگز انتظار نداشتیم شش تا ببینیم.

313
00:33:28,912 --> 00:33:32,492
‫{\an8}از نظر ما، این چیزی بود که تا حالا
‫نشنیده بودیم، تقریباً غیرطبیعی بود.

314
00:33:30,200 --> 00:33:33,336
‫[رایان جان‌استون] [راهنما -
‫اقامتگاه نورهو 2005 الی 2012 ]

315
00:33:38,560 --> 00:33:41,860
‫نکته‌ی کلیدی درباره‌ی ائتلاف اینه
‫که همه چیز به تعداد بستگی داره.

316
00:33:42,140 --> 00:33:47,760
‫باید حداقل سه یا بیشتر نر داشته باشی تا
‫شانس خوبی برای تصرف یه قلمرو داشته باشی.

317
00:33:48,220 --> 00:33:50,440
‫شش شیر قطعاً یه ائتلاف بزرگ محسوب میشه.

318
00:33:57,090 --> 00:34:01,330
‫تنها راهی که ماپوگوها می‌تونستن قلمرو
‫خودشون رو ادعا کنن، گرفتنش با زور بود.

319
00:34:04,990 --> 00:34:07,167
‫اولین برخوردهاشون حیاتی بود.

320
00:34:09,190 --> 00:34:15,470
‫در سال 2006، ماپوگوها وارد شمال سابی
‫سند شدن که تحت حکومت چهار نر غالب بود.

321
00:34:20,660 --> 00:34:22,851
‫معمولاً وقتی شیرها اول
‫وارد میشن، خیلی آروم هستن.

322
00:34:23,460 --> 00:34:26,080
‫این پسرها مثل یه موج
‫اومدن، و براشون مهم نبود.

323
00:34:30,500 --> 00:34:31,500
‫پر سر و صدا بودن.

324
00:34:31,700 --> 00:34:32,700
‫غرش می‌کردن.

325
00:34:35,270 --> 00:34:37,040
‫از همون اول شروع به
‫علامت‌گذاری قلمرو کردن.

326
00:34:42,900 --> 00:34:46,760
‫نرهای شمالی سعی کردن از
‫سرزمین و گله‌هاشون دفاع کنن.

327
00:34:53,220 --> 00:34:55,560
‫اما ماپوگوها خیلی قوی‌تر بودن.

328
00:34:59,620 --> 00:35:02,340
‫فقط کافی بود یکی از چهار نر رو بکشن.

329
00:35:06,140 --> 00:35:07,960
‫و سه نر باقی‌مونده فرار کردن.

330
00:35:09,040 --> 00:35:10,700
‫نمی‌تونستن مقاومت کنن.

331
00:35:10,960 --> 00:35:12,720
‫اصلاً شانسی نداشتن.

332
00:35:17,820 --> 00:35:21,820
‫بالاخره، ماپوگوها یه قلمرو قابل
‫توجه برای خودشون تصرف کرده بودن.

333
00:35:27,780 --> 00:35:32,220
‫یه جای پا که از اونجا با تسلط و اعتماد
‫به نفس تازه‌یافته‌شون گسترش پیدا کنن.

334
00:35:34,060 --> 00:35:39,021
‫{\an8}اون لحظه‌ای که اولین قلمروشون رو
‫تصرف کردن، سرآغاز حمام خون بود.

335
00:35:34,080 --> 00:35:38,780
‫[دیو سالمونی] [متخصص
‫شکارچی‌های بزرگ]

336
00:35:40,820 --> 00:35:44,280
‫در اون نقطه، می‌دونستن
‫هیچکس سر راهشون نیست.

337
00:35:47,100 --> 00:35:52,161
‫طی سال بعد، شش ماپوگو با هر نر غالبی
‫که سر راهشون قرار می‌گرفت درگیر شدن.

338
00:35:54,780 --> 00:35:57,257
‫غریزه‌ی نر اینه که به
‫محض دیدن اینکه در اقلیته،

339
00:35:57,460 --> 00:35:58,460
‫فرار کنه.

340
00:36:01,420 --> 00:36:04,278
‫دقیقاً همین کار رو می‌کردن، و
‫اگه گیر می‌افتادن، کشته می‌شدن.

341
00:36:10,740 --> 00:36:15,160
‫انگار شش تا گانگستر اومده بودن
‫و شیرهای ما رو قتل عام می‌کردن.

342
00:36:30,500 --> 00:36:33,820
‫{\an8}هر چه اعتماد به نفسشون بیشتر
‫می‌شد، قلمروهاشون گسترش پیدا می‌کرد،

343
00:36:32,080 --> 00:36:36,617
‫[ترور سوج] [راهنما - منطقه
‫حفاظت شده شکار الوسابا]

344
00:36:33,821 --> 00:36:37,989
‫{\an8}چون مدام نرها رو عقب‌تر
‫می‌روندن، به داخل کروگر،

345
00:36:38,165 --> 00:36:41,333
‫و واقعاً یه منطقه‌ی خیلی
‫بزرگ رو تثبیت می‌کردن.

346
00:36:48,120 --> 00:36:53,801
‫بیرون راندن نرهای ساکن فقط
‫اولین قدم در مسیر تسلط بر یه قلمروه.

347
00:37:01,235 --> 00:37:02,235
‫نگران بودیم.

348
00:37:02,240 --> 00:37:04,820
‫گله‌هایی داشتیم که مستقر شده
‫بودن، توله‌های جوون داشتیم.

349
00:37:08,170 --> 00:37:10,598
‫توله‌ها رو دیده بودیم که به دنیا اومدن،

350
00:37:10,602 --> 00:37:12,923
‫و وقتی به شش، هشت ماهگی
‫می‌رسیدن، می‌شناختیمشون،

351
00:37:12,928 --> 00:37:17,010
‫شروع می‌کردن به نشون دادن شخصیت‌های
‫فردیشون، و بعد این پسرها اومدن.

352
00:37:23,630 --> 00:37:26,602
‫وقتی نرهای جدید وارد یه منطقه
‫میشن و یه گله رو تصرف می‌کنن،

353
00:37:26,606 --> 00:37:29,520
‫دوره‌ی خیلی خطرناکی
‫برای توله‌های جوونه.

354
00:37:29,680 --> 00:37:35,360
‫نرها هیچ نیازی ندارن که اساساً نقش
‫ناپدری رو بازی کنن و هیچ منابعی رو صرف

355
00:37:35,460 --> 00:37:37,896
‫بزرگ کردن توله‌های نر دیگه‌ای بکنن.

356
00:37:42,030 --> 00:37:45,030
‫شیرهای نر، وقتی یه قلمرو رو
‫تصرف می‌کنن، هر توله‌ای رو می‌کشن.

357
00:37:45,370 --> 00:37:50,171
‫و هر ماده‌ای که بیش از حد سعی کنه از
‫توله‌هاش محافظت کنه، اونم کشته میشه.

358
00:37:57,330 --> 00:38:01,810
‫ماده‌ها به هر نشونه‌ای از حضور
‫نرهای جدید سریعاً واکنش نشون میدن.

359
00:38:04,080 --> 00:38:07,770
‫اونا به سمت توله‌هاشون عقب‌نشینی
‫می‌کنن و همچنین با هم متحد میشن تا سعی کنن

360
00:38:07,895 --> 00:38:11,210
‫نرهای تازه‌وارد رو دفع کنن و
‫جلوی کشته شدن توله‌ها رو بگیرن.

361
00:38:18,670 --> 00:38:21,701
‫اگه توله‌ها یه کم بزرگتر
‫باشن، ممکنه ماده با اونا دور بشه

362
00:38:21,702 --> 00:38:24,497
‫فقط برای اینکه مجبور نباشه با
‫اون درگیری فیزیکی روبرو بشه.

363
00:38:28,920 --> 00:38:30,600
‫توله‌ها خیلی بی جنبشن.

364
00:38:31,425 --> 00:38:35,060
‫{\an8}اینجوری برای ماده راحت‌تره که
‫مستقیماً با اون تهدید روبرو بشه.

365
00:38:32,400 --> 00:38:35,100
‫[دکتر ایمی دیک‌من] [متخصص
‫گربه‌سانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]

366
00:38:48,900 --> 00:38:55,200
‫{\an8}من داشتم گله‌ی اوتاوا رو تماشا می‌کردم،
‫که یه گله با سه ماده و 11 توله بود.

367
00:38:49,800 --> 00:38:55,200
‫[پدی هیج‌لثورن] [مدیر و محیط‌
‫بان میدانی - اقامتگاه ساوانا]

368
00:39:01,946 --> 00:39:05,986
‫می‌شد دید که ماپوگوها دارن
‫این گله‌ی خاص رو ردیابی می‌کنن.

369
00:39:06,060 --> 00:39:08,480
‫و در واقع با گله درگیر شدن.

370
00:39:12,212 --> 00:39:17,016
‫خیلی بی‌رحمانه‌ست چون ماده‌ها
‫مشخصاً سعی می‌کنن از توله‌ها دفاع کنن.

371
00:39:17,041 --> 00:39:23,525
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

372
00:39:23,550 --> 00:39:26,210
‫پرخاشگری نرها در سطح دیگه‌ایه.

373
00:39:27,870 --> 00:39:31,170
‫ماده‌ها می‌تونن تا سرحد مرگ
‫برای دفاع از توله‌هاشون بجنگن.

374
00:39:37,690 --> 00:39:39,350
‫خیلی هیجان و درگیری بود.

375
00:39:39,470 --> 00:39:40,804
‫خیلی دویدن و فرار بود.

376
00:39:41,170 --> 00:39:43,210
‫اطراف لندروورها درگیری بود.

377
00:39:46,230 --> 00:39:48,658
‫یه لحظه فکر کردم یکی
‫از ماده‌ها می‌خواد از

378
00:39:48,662 --> 00:39:51,090
‫روی لندروور ما بپره تا
‫از دست نرها فرار کنه.

379
00:39:54,640 --> 00:39:58,530
‫در همه‌ی موارد، ماپوگوها
‫شروع به کشتن توله‌ها کردن.

380
00:40:01,870 --> 00:40:06,931
‫{\an8}ماده‌ها سعی کردن از توله‌هاشون محافظت
‫کنن، اما ماپوگوها خیلی قوی‌تر از اونا بودن.

381
00:40:03,720 --> 00:40:06,620
‫[ویلم بوثا] [دستیار نگهبان شکار
‫- سابی سند 2005 - 2009]

382
00:40:08,535 --> 00:40:13,690
‫یه شیر نر خشمگین با مأموریت
‫انجام یه کار، که اونن کشتن توله‌ها بود.

383
00:40:15,390 --> 00:40:17,433
‫اون ماده‌شیرها هیچ شانسی نداشتن.

384
00:40:19,105 --> 00:40:21,285
‫وقتی دفاع مادرها شکسته شد،

385
00:40:23,914 --> 00:40:28,150
‫هیچ چیزی بین ماپوگوها و
‫توله‌های جوون گله‌ی اوتاوا نبود.

386
00:40:45,470 --> 00:40:49,490
‫وقتی یه تیم شش نفره دنبالت
‫می‌گردن، پنهان کردن کوچولوهایی که

387
00:40:49,665 --> 00:40:51,390
‫نمی‌تونن همراهی کنن سخته.

388
00:40:52,310 --> 00:40:55,270
‫و اینطوری بود که آروم آروم شکار شدن.

389
00:40:59,050 --> 00:41:01,810
‫کل گله‌ی اوتاوا، فکر کنم، 11 توله داشت.

390
00:41:02,110 --> 00:41:03,110
‫همه‌شون کشته شدن.

391
00:41:09,060 --> 00:41:11,930
‫وقتی می‌بینی نرها توله‌ها رو می‌کشن،

392
00:41:13,075 --> 00:41:15,300
‫ برای هر کسی خیلی دردناکه.

393
00:41:15,530 --> 00:41:18,514
‫حتی به عنوان یه
‫زیست‌شناس، و با اینکه می‌دونم

394
00:41:18,518 --> 00:41:21,501
‫از نظر تکاملی کارکرد
‫داره، دیدنش خیلی سخته.

395
00:41:25,680 --> 00:41:29,822
‫وقتی توله‌هاشون رو از دست میدن،
‫ماده‌ها به زودی به فحلی می‌رسن،

396
00:41:29,827 --> 00:41:33,094
‫که بهشون اجازه میده
‫دوباره جفت‌گیری کنن.

397
00:41:34,380 --> 00:41:39,080
‫دقیقاً همون چیزی که ماپوگوها برای
‫ادامه‌ی نسل خودشون نیاز داشتن.

398
00:41:48,160 --> 00:41:55,060
‫طی حدود سه ماه، هر توله‌ای که اینجا
‫داشتیم، همه توسط ماپوگوها کشته شدن.

399
00:42:02,225 --> 00:42:05,620
‫آقای تی و دم کج، این دو تا به خصوص،

400
00:42:05,625 --> 00:42:07,920
‫خیلی به شدت در اینکه اون

401
00:42:07,921 --> 00:42:12,280
‫مطمئن بشن توله‌ها رو پیدا
‫کردن و کشتن، مصمم بودن.

402
00:42:16,780 --> 00:42:21,980
‫یک چهارم همه‌ی توله‌هایی که در سال
‫اول می‌میرن، توسط شیرهای نر کشته میشن.

403
00:42:24,320 --> 00:42:26,500
‫این بخش طبیعی تصرف یه گله‌ست.

404
00:42:28,480 --> 00:42:34,361
‫به نظر میاد، از همه‌ی داستان‌هایی که
‫شنیدیم، آقای تی وحشی‌ترین این شیرها بود.

405
00:42:42,070 --> 00:42:45,198
‫خشونت معمولاً با
‫کشتن توله‌ها تموم میشه،

406
00:42:45,202 --> 00:42:48,330
‫اما ائتلاف ماپوگو هر چیزی بود جز عادی.

407
00:43:03,540 --> 00:43:07,120
‫با رفتن نرهای ساکن گله‌ی
‫اوتاوا، و کشته شدن توله‌هاشون،

408
00:43:07,940 --> 00:43:10,780
‫ماده‌های اوتاوا به زودی
‫دوباره بارور می‌شدن.

409
00:43:16,160 --> 00:43:21,120
‫اما با شش ماپوگو که به اوج
‫قدرتشون می‌رسیدن، پر از تستوسترون،

410
00:43:21,121 --> 00:43:23,600
‫رقابت بینشون برای جفت‌گیری شدید بود.

411
00:43:42,045 --> 00:43:45,810
‫به جایی رسید که حتی دیدیم
‫ماده‌شیرهایی رو که در فحلی بودن

412
00:43:46,221 --> 00:43:48,170
‫و مایل به جفت‌گیری با
‫اونا بودن رو می‌کشتن.

413
00:43:58,930 --> 00:44:00,905
‫و چون نمی‌تونستن تصمیم بگیرن،

414
00:44:00,909 --> 00:44:03,290
‫شش تاشون به ماده حمله
‫می‌کردن و اونو تیکه پاره می‌کردن.

415
00:44:11,610 --> 00:44:13,630
‫اولین چیزی که دیدم آقای تی بود.

416
00:44:13,790 --> 00:44:17,210
‫{\an8}اون داشت پشت یه
‫ماده‌شیر رو گاز می‌گرفت.

417
00:44:13,800 --> 00:44:17,200
‫[اندرو شومن] [راهنما -
‫اقامتگاه ایتیر 2004 - 2005]

418
00:44:18,590 --> 00:44:21,670
‫و بعد شروع کرد به خفه کردنش.

419
00:44:28,474 --> 00:44:32,261
‫حدود 10-15 دقیقه طول
‫کشید و در نهایت ماده‌شیر مرد.

420
00:44:32,430 --> 00:44:35,070
‫و بعد از اون، آقای تی شروع به خوردنش کرد.

421
00:44:45,830 --> 00:44:48,400
‫بعضی از رفتارهایی که
‫برای ماپوگوها توصیف شده

422
00:44:48,401 --> 00:44:51,250
‫در مورد کشتن ماده‌ها قطعاً
‫غیرعادی به نظر می‌رسه.

423
00:44:53,390 --> 00:44:57,370
‫کشتن ماده‌ها از داخل گله، ماده‌هایی
‫که قبلاً باهاشون جفت‌گیری کردن

424
00:44:57,371 --> 00:45:00,507
‫و ممکنه توله‌هایی ازشون
‫داشته باشن رفتار خیلی غیرعادیه

425
00:45:00,508 --> 00:45:03,790
‫و چیزیه که من قطعاً در طبیعت ندیدم.

426
00:45:10,065 --> 00:45:12,886
‫طی سال بعد، ماپوگوها گله
‫پشت گله رو تصرف کردن

427
00:45:14,130 --> 00:45:17,421
‫ و هر شیری که تهدید بود رو کشتن.

428
00:45:19,690 --> 00:45:22,634
‫فکر نمی‌کنم هیچ کدوم
‫از ما بتونیم مطمئن باشیم

429
00:45:22,638 --> 00:45:25,581
‫که در نهایت چند تا شیر
‫توسط شش ماپوگو کشته شدن.

430
00:45:26,830 --> 00:45:30,420
‫می‌شد دید که جمعیت به خاطر
‫این پسرها کاهش پیدا کرده.

431
00:45:33,950 --> 00:45:39,511
‫یه زمانی تخمین زدیم که در یک سال بیش
‫از 100 شیر دیگه رو در سابی سند کشتن.

432
00:45:40,980 --> 00:45:42,630
‫این یه عدد فوق‌العاده‌ست.

433
00:45:43,510 --> 00:45:48,530
‫به نظر می‌رسید با قدرت گرفتن ماپوگوها،
‫هیچ شیری در سابی سند در امان نبود.

434
00:45:50,350 --> 00:45:52,530
‫ماپوگوها شکست‌ناپذیر
‫به نظر می‌رسیدن.

435
00:45:56,900 --> 00:46:00,890
‫تنها تهدید برای قدرتشون حالا
‫از درون خود ائتلاف می‌اومد.

436
00:46:02,520 --> 00:46:05,620
‫بزرگترین درگیری که دیدم
‫بین آقای تی و ماکولو بود.

437
00:46:11,457 --> 00:46:16,016
‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

438
00:46:19,066 --> 00:46:24,449
‫تا سال 2008، ائتلاف ماپوگو بسیاری
‫از نرهای غالب رو سرنگون کرده

439
00:46:24,468 --> 00:46:27,375
‫ و منطقه‌ی وسیعی رو فتح کرده بود.

440
00:46:27,380 --> 00:46:31,940
‫منطقه‌ای آنقدر بزرگ که قبلاً به بیش
‫از پنج قلمرو جداگانه تقسیم شده بود.

441
00:46:36,630 --> 00:46:40,781
‫این اولین ائتلافی بود که تا به حال شنیده
‫بودیم چنین قلمرو بزرگی رو ادعا کرده.

442
00:46:45,720 --> 00:46:49,520
‫{\an8}مسافتی که پوشش می‌دادن تقریباً بر بیشتر
‫منطقه‌ی حفاظت شده‌ی سابی سند تسلط داشت،

443
00:46:46,000 --> 00:46:51,500
‫[ترور سوج] [راهنما - منطقه
‫حفاظت شده شکار الوسابا]

444
00:46:49,521 --> 00:46:51,580
‫{\an8} که نزدیک به 70,000 هکتاره.

445
00:46:54,620 --> 00:47:00,180
‫این بیش از 160,000 جریب،
‫هفت برابر بزرگتر از منهتنه.

446
00:47:04,850 --> 00:47:11,110
‫جایی مثل سابی سند، که طعمه‌های
‫فراوون، آب در دسترس و تراکم بالایی از

447
00:47:11,111 --> 00:47:15,310
‫شیرهای دیگه به عنوان رقیب
‫داری، احتمالاً قلمروهای خیلی کوچکتر،

448
00:47:15,315 --> 00:47:16,701
‫و فشرده‌تری خواهی داشت.

449
00:47:20,030 --> 00:47:23,570
‫این واقعیت که ماپوگوها تقریباً کل
‫سابی سند رو به عنوان قلمرو خودشون

450
00:47:23,571 --> 00:47:27,430
‫{\an8}در اختیار گرفتن، واقعاً نشون
‫میده که چقدر ائتلاف قدرتمندی بودن.

451
00:47:24,320 --> 00:47:27,420
‫[دکتر ایمی دیک‌من] [متخصص
‫گربه‌سانان بزرگ دانشگاه آکسفور، انگلستان]

452
00:47:36,750 --> 00:47:42,641
‫با از بین رفتن تمام رقباشون، ماپوگوها
‫حالا بیش از هشت گله رو کنترل می‌کردن.

453
00:47:50,540 --> 00:47:53,976
‫اونا پادشاهان بی‌چون
‫و چرای سابی سند بودن.

454
00:47:59,130 --> 00:48:01,712
‫اما برای بعضی از اونا، این کافی نبود.

455
00:48:05,760 --> 00:48:10,142
‫ما اغلب ائتلاف‌ها رو به عنوان یه
‫واحد با عملکرد روان در نظر می‌گیریم،

456
00:48:10,269 --> 00:48:14,173
‫انگار که هیچ تعارض واقعی
‫درون گروه وجود نداره.

457
00:48:17,710 --> 00:48:21,860
‫پس شاید یک یا دو نر غالب،
‫نرهای تابع، بعد باید تصمیم بگیرن،

458
00:48:22,060 --> 00:48:25,344
‫{\an8}خب، آیا ارزشش رو داره که اینجا
‫به عنوان کمک‌کننده برای این چند تا

459
00:48:24,960 --> 00:48:28,041
‫[پرفسور کریگ پکر] [ اکولوژیست
‫شیر‌ها دانشگاه مینه‌سوتا، ایالت متحده]

460
00:48:25,345 --> 00:48:28,260
‫{\an8}فرد غالب بمونیم، یا شاید
‫بهتره به دو گروه تقسیم بشیم.

461
00:48:36,900 --> 00:48:39,360
‫آقای تی و دم کج برای
‫کمک‌کننده بودن به دنیا نیومده بودن.

462
00:48:40,273 --> 00:48:41,893
‫اونا می‌خواستن رئیس باشن.

463
00:48:46,020 --> 00:48:48,805
‫اما یه شیر سر راهشون بود.

464
00:48:51,980 --> 00:48:54,816
‫ماکولو قطعاً غالب‌ترین ماپوگو بود.

465
00:48:55,060 --> 00:48:56,060
‫اون رئیس بود.

466
00:48:57,230 --> 00:49:00,180
‫{\an8}بزرگترین درگیری که دیدم
‫بین آقای تی و ماکولو بود.

467
00:48:57,760 --> 00:49:02,960
‫[رایان جان‌استون] [راهنما -
‫اقامتگاه نورهو 2005 الی 2012 ]

468
00:49:01,100 --> 00:49:03,220
‫{\an8}و آقای تی بود که تو این دعوا دوم شد.

469
00:49:17,240 --> 00:49:21,000
‫ماکولو موفق شد یکی از پاهاش
‫رو بگیره، و آقای تی زخمی شد.

470
00:49:43,040 --> 00:49:44,183
‫اینجا بود که جدایی اتفاق افتاد.

471
00:49:44,250 --> 00:49:48,891
‫فکر می‌کنم این شاید دلیل، یا یکی از
‫دلایلی بود که اون دو تا گروه رو ترک کردن.

472
00:49:52,440 --> 00:49:57,130
‫برای اکثر راهنماهای محلی، فقط دیدن یه
‫ائتلاف شش نره یه تجربه‌ی بی‌سابقه بود.

473
00:49:59,780 --> 00:50:03,510
‫اما اینکه این ائتلاف به دو گروه تقسیم
‫بشه چیزی بود که تا حالا نشنیده بودن.

474
00:50:04,670 --> 00:50:07,749
‫اما دقیقاً همین اتفاق در سال 2008 افتاد.

475
00:50:11,880 --> 00:50:15,690
‫آقای تی و دم کج شش ساله
‫و در اوج قدرتشون بودن،

476
00:50:15,730 --> 00:50:22,342
‫وقتی از ماکولوی مسن‌تر، پسر
‫خوشگل، راستا و اسکار جدا شدن.

477
00:50:23,105 --> 00:50:27,240
‫{\an8}من هرگز ندیده بودم که
‫ائتلاف‌ها واقعاً از هم جدا بشن و

478
00:50:24,640 --> 00:50:28,640
‫[پدی هیج‌لثورن] [مدیر و محیط‌
‫بان میدانی - اقامتگاه ساوانا]

479
00:50:27,241 --> 00:50:30,280
‫{\an8}دو منطقه‌ی ائتلافی مجاور هم تشکیل بدن.

480
00:50:33,479 --> 00:50:34,945
‫وقتی اون شش تا از هم جدا شدن،

481
00:50:34,950 --> 00:50:40,546
‫ آقای تی و دم کج بخش شمال
‫مرکزی قلمرو رو اداره می‌کردن،

482
00:50:42,850 --> 00:50:48,469
‫در حالی که چهار تای باقی‌مونده
‫بخش غربی رو می‌گردوندن.

483
00:50:50,565 --> 00:50:55,340
‫جایی که من مستقر بودم، دم کج و
‫آقای تی اون منطقه رو اداره می‌کردن.

484
00:50:58,880 --> 00:51:04,433
‫از اینکه در ابتدا به خاطر کارهایی که می‌کردن
‫ازشون متنفر بودیم، تبدیل شدن به نرهای ما.

485
00:51:04,540 --> 00:51:08,066
‫تبدیل شدن به نرهایی که می‌شناختیم،
‫نرهایی که کم کم دوستشون داشتیم.

486
00:51:10,820 --> 00:51:13,980
‫به نظر می‌رسید آقای تی و دم
‫کج از همراهی هم لذت می‌برن.

487
00:51:14,720 --> 00:51:16,400
‫به نظر می‌رسید از با هم بودن لذت می‌برن.

488
00:51:18,600 --> 00:51:20,543
‫شبیه برادرها به نظر می‌رسیدن.

489
00:51:21,530 --> 00:51:25,300
‫از اون به بعد، خیلی به ندرت هر
‫کدوم از پسرهای دیگه رو می‌دیدیم.

490
00:51:28,760 --> 00:51:34,161
‫هنوز گاهی با هم ملاقات می‌کردن،
‫اما قطعاً دو قلمرو متفاوت داشتن.

491
00:51:35,920 --> 00:51:40,460
‫آقای تی و دم کج حالا می‌تونستن تلاششون
‫رو روی داشتن فرزندان خودشون متمرکز کنن.

492
00:51:56,370 --> 00:52:01,030
‫ماده‌ها وقتی یه ائتلاف قوی از توله‌ها
‫مراقبت می‌کنه احساس امنیت می‌کنن،

493
00:52:01,150 --> 00:52:03,430
‫که اجازه نمیده کس دیگه‌ای
‫بیاد و توله‌ها رو بکشه.

494
00:52:03,640 --> 00:52:05,790
‫این زندگیشون رو خیلی راحت‌تر می‌کنه.

495
00:52:16,220 --> 00:52:24,099
‫ما تعداد زیادی توله داشتیم، فکر کنم حداقل
‫15 تا، بین گله‌های اوتاوا و شومونوی پریا.

496
00:52:29,040 --> 00:52:34,522
‫گله‌های زیادی با توله‌های جدید فراوون،
‫قلمروهای جداگانه‌ی ماپوگوها رو پر کرده بودن.

497
00:52:35,130 --> 00:52:38,370
‫این آرام‌ترین دوره از
‫زمان تشکیل ائتلاف بود.

498
00:52:40,950 --> 00:52:43,510
‫با این آرامش، یه چالش جدید اومد.

499
00:52:44,530 --> 00:52:45,530
‫پدر بودن.

500
00:52:48,000 --> 00:52:54,131
‫نرها معمولاً با توله‌ها صبور نیستن، اما به
‫نظر می‌رسید ماکولو صبورترینشون با توله‌ها بود.

501
00:52:56,430 --> 00:52:59,038
‫چندین بار دیدیم که
‫توله‌ها روش می‌پریدن،

502
00:52:59,042 --> 00:53:01,650
‫یالش رو می‌کشیدن، و اون
‫همیشه خیلی تحملشون می‌کرد.

503
00:53:05,891 --> 00:53:10,246
‫{\an8}برای اینکه پدر خوبی باشی، فقط این نیست
‫که به توله‌ت یه ضربه‌ی آروم به سر بزنی.

504
00:53:08,640 --> 00:53:13,540
‫[پرفسور کریگ پکر] [ اکولوژیست
‫شیر‌ها دانشگاه مینه‌سوتا، ایالت متحده]

505
00:53:10,830 --> 00:53:14,400
‫{\an8}اونا در واقع باید منطقه رو گشت
‫بزنن تا غریبه‌ها رو دور نگه دارن.

506
00:53:23,080 --> 00:53:25,630
‫شیرهای نر برای دفاع از قلمرو،
‫مرزهاشون رو گشت می‌زنن.

507
00:53:27,940 --> 00:53:29,870
‫از روش‌های مختلفی استفاده می‌کنن.

508
00:53:29,875 --> 00:53:31,150
‫غرش می‌کنن.

509
00:53:38,950 --> 00:53:40,870
‫علامت‌گذاری بویایی می‌کنن.

510
00:53:43,493 --> 00:53:48,111
‫و فیزیکی هم گشت می‌زنن فقط برای اینکه
‫اساساً حضورشون رو در اون منطقه نشون بدن.

511
00:53:52,288 --> 00:53:58,068
‫{\an8}و همه‌ی اینا برای هشدار دادن به تمام
‫شیرهای نر دیگه در منطقه‌ست که، این گله‌ی منه،

512
00:53:56,600 --> 00:54:01,000
‫[دیو سالمونی] [متخصص
‫شکارچی‌های بزرگ]

513
00:53:58,090 --> 00:53:59,150
‫{\an8}این قلمرو منه.

514
00:53:59,580 --> 00:54:01,200
‫{\an8}اگه بیای اینجا، می‌جنگیم.

515
00:54:04,320 --> 00:54:09,300
‫در نیمه‌ی غربی قلمرو ماپوگوها،
‫یه شیر به خصوص رهبری

516
00:54:09,301 --> 00:54:11,380
‫محافظت از مرزهای
‫ائتلاف رو به عهده گرفت.

517
00:54:21,660 --> 00:54:24,980
‫من اغلب ماکولو رو دور از
‫بقیه‌ی ماپوگوها پیدا می‌کردم.

518
00:54:25,120 --> 00:54:26,120
‫اون کاملاً تنها بود.

519
00:54:26,130 --> 00:54:29,580
‫{\an8}تنها چیزی که می‌تونم حدس بزنم
‫اینه که داشت منطقه‌ش رو گشت می‌زد.

520
00:54:26,160 --> 00:54:29,660
‫[ویلم بوثا] [دستیار نگهبان شکار
‫- سابی سند 2005 - 2009]

521
00:54:36,647 --> 00:54:44,328
‫گاهی اوقات تا یک هفته غایب می‌شد،
‫و بعد برمی‌گشت و به اونا ملحق می‌شد.

522
00:54:56,275 --> 00:54:59,904
‫این به خاطر این بود که قلمرو
‫خیلی وسیعی برای گشت زدن داشتن،

523
00:54:59,909 --> 00:55:02,740
‫و اون بیشتر گشت‌زنی رو انجام می‌داد.

524
00:55:08,500 --> 00:55:13,321
‫اغلب صدای غرش خاص و متمایزش رو
‫می‌شنیدیم که خیلی از ما می‌تونستیم تشخیص بدیم.

525
00:55:18,746 --> 00:55:21,786
‫من هنوز هیچ غرش شیری
‫رو شبیه غرش ماکولو نشنیدم.

526
00:55:25,430 --> 00:55:31,920
‫اون یکی از عجیب‌ترین، اما باورنکردنی‌ترین
‫غرش‌ها رو بین همه‌ی شیرها داشت.

527
00:55:33,260 --> 00:55:38,580
‫وقتی اکثر شیرها شاید 45 ثانیه، یک
‫دقیقه غرش می‌کنن و بعد استراحت می‌کنن،

528
00:55:40,410 --> 00:55:41,640
‫اون ادامه می‌داد.

529
00:56:07,110 --> 00:56:11,940
‫تا سال 2010، چهار سال از اولین
‫تصرف قلمرو توسط ماپوگوها می‌گذشت.

530
00:56:15,570 --> 00:56:18,620
‫در حالی که ماکولو نمایشی از
‫دفاع از مرزهاش به راه انداخته بود،

531
00:56:22,125 --> 00:56:26,580
‫وظیفه‌ش در مقایسه با دفاع آقای
‫تی و دم کج از شرق آسون بود.

532
00:56:28,480 --> 00:56:33,037
‫تمام مرز شرقی اونا به پارک
‫ملی عظیم کروگر متصل بود،

533
00:56:33,042 --> 00:56:35,640
‫خونه‌ی بسیاری از نرهای سرگردانی که

534
00:56:35,644 --> 00:56:39,060
‫قلمرو و گله‌های آقای تی
‫و دم کج رو می‌خواستن.

535
00:56:40,820 --> 00:56:45,020
‫همیشه تهدیدی از جایی هست
‫که یه نر سرگردان یا یه ائتلاف

536
00:56:45,021 --> 00:56:49,320
‫بزرگ دیگه از نرها می‌خوان
‫گله‌ی شما رو کنترل کنن.

537
00:56:52,370 --> 00:56:56,534
‫ما دیده بودیم که چندین نر
‫جوون سرگردان از کروگر اومدن،

538
00:56:56,539 --> 00:56:59,783
‫و آقای تی و دم کج هر بار اونا رو دفع کردن.

539
00:57:01,377 --> 00:57:03,497
‫اونا تقریباً مثل مدافعان بودن.

540
00:57:04,020 --> 00:57:06,150
‫اونا کسایی بودن که
‫ضربه‌ها رو می‌خوردن.

541
00:57:07,690 --> 00:57:11,820
‫تنها راهی که شیرهای دیگه می‌تونستن
‫به ماکولو و اون سه تا برسن از طریق

542
00:57:12,020 --> 00:57:13,550
‫دم کج و آقای تی بود.

543
00:57:16,540 --> 00:57:20,894
‫به مدت دو سال، آقای تی و دم
‫کج مهاجمان رو دفع کرده بودن،

544
00:57:20,899 --> 00:57:25,902
‫نه تنها از قلمرو خودشون، بلکه از
‫برادرهاشون در غرب هم دفاع می‌کردن.

545
00:57:33,500 --> 00:57:37,800
‫اونا نمی‌دونستن که یه ائتلاف
‫پنج نفره که ما حالا بهشون

546
00:57:37,801 --> 00:57:42,140
‫ماجینگالان‌ها می‌گیم، داشتن آروم
‫آروم به سمت جنوب می‌اومدن.

547
00:57:46,050 --> 00:57:51,110
‫دفع کردن سرگردان‌های تکی یه
‫چیز بود، اما اینکه آقای تی و دم کج با

548
00:57:51,111 --> 00:57:56,443
‫یه ائتلاف پنج نفره به تنهایی روبرو
‫بشن چالشی در سطح دیگه‌ای بود.

549
00:57:59,690 --> 00:58:02,730
‫ماجینگالان‌ها بزرگ، جوون و قوی بودن.

550
00:58:02,731 --> 00:58:04,483
‫و می‌دونستن چطور بجنگن.

551
00:58:06,720 --> 00:58:13,395
‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

552
00:58:13,400 --> 00:58:17,266
‫این فیلم حاوی صحنه‌های شکار حیوانات می‌باشد که
‫ممکن است برای بعضی از بینندگان تکان‌دهنده باشد.

553
00:58:23,626 --> 00:58:28,791
‫در 8 ژوئن 2010، یه ائتلاف
‫پنج نفره از شیرهای نر به نام

554
00:58:28,796 --> 00:58:32,550
‫ماجینگالان‌ها وارد بخش
‫شمال شرقی سابی سند شدن.

555
00:58:35,990 --> 00:58:38,632
‫از زمانی که ماپوگوها اول
‫اومده بودن، هیچکس چنین

556
00:58:38,636 --> 00:58:41,560
‫ائتلاف قدرتمندی رو ندیده
‫بود که وارد قلمروشون بشه.

557
00:58:54,973 --> 00:58:58,573
‫به عنوان یه نیروی شش نفره،
‫ماپوگوها شکست‌ناپذیر بودن.

558
00:59:02,092 --> 00:59:08,393
‫اما از زمان جدایی، فقط آقای تی و دم کج
‫مونده بودن تا از قلمرو شرقیشون دفاع کنن.

559
00:59:14,756 --> 00:59:17,396
‫حالا نوبت ماپوگوها
‫بود که در اقلیت باشن.

560
00:59:18,000 --> 00:59:19,820
‫دو تا در برابر پنج تا بود.

561
00:59:21,670 --> 00:59:24,240
‫چون آقای تی بود و چون دم
‫کج بود، چون هرگز قبلاً هیچ

562
00:59:24,241 --> 00:59:29,141
‫جنگی رو نباخته بودن، دلیلی نداشتن باور
‫کنن که نمی‌تونن از پس این تجاوز بربیان.

563
00:59:32,350 --> 00:59:35,960
‫{\an8}اما ماجینگالانی‌ها بزرگ،
‫جوون و قوی بودن.

564
00:59:34,200 --> 00:59:37,200
‫[دیو سالمونی] [متخصص
‫شکارچی‌های بزرگ]

565
00:59:36,160 --> 00:59:37,208
‫{\an8}و می‌دونستن چطور بجنگن.

566
00:59:44,580 --> 00:59:46,340
‫نمی‌دونستم چه انتظاری داشته باشم.

567
00:59:46,580 --> 00:59:49,320
‫{\an8}نمی‌دونستم چه اتفاقی قراره بیفته.

568
00:59:46,680 --> 00:59:50,780
‫[کارین ون در مرو] [مدیر
‫اقامتگاه - اقامتگاه نورهو]

569
00:59:49,840 --> 00:59:50,840
‫{\an8}ترسیده بودم.

570
00:59:56,260 --> 00:59:59,700
‫این شیر نر جوون با سرعت از عرض جاده رد شد.

571
01:00:03,860 --> 01:00:05,241
‫می‌شد دید یه چیزی درست نیست.

572
01:00:10,230 --> 01:00:13,750
‫اما هرگز انتظار نداشتم آقای تی و
‫دم کج رو درست پشت سرش ببینم.

573
01:00:16,190 --> 01:00:20,510
‫از هیچ‌جا بیرون پریدن، و
‫حدود 100 متر دنبالش کردن.

574
01:00:23,950 --> 01:00:30,291
‫بعد از جدا کردن یکی از مهاجمان ماجینگالانی،
‫آقای تی و دم کج حمله رو شروع کردن.

575
01:00:32,070 --> 01:00:34,300
‫{\an8}آقای تی پشت گردنش رو گرفت

576
01:00:33,520 --> 01:00:38,700
‫[رایان جان‌استون] [راهنما -
‫اقامتگاه نورهو 2005 الی 2012 ]

577
01:00:34,304 --> 01:00:37,730
‫{\an8}و چرخوندش، و دم کج به
‫کشاله‌ی رانش حمله کرد.

578
01:00:37,830 --> 01:00:38,830
‫{\an8}بلافاصله.

579
01:00:49,270 --> 01:00:52,930
‫خام و وحشتناک‌ترین صداها بود.

580
01:00:55,150 --> 01:00:56,960
‫دیدنش واقعاً مو به تن آدم سیخ می‌کرد.

581
01:00:58,880 --> 01:01:01,740
‫صورت آقای تی چندین بار خراشیده شد.

582
01:01:02,140 --> 01:01:05,260
‫یادمه رفت جلو و اون نر
‫جوون گوشش رو گاز گرفت.

583
01:01:06,600 --> 01:01:09,540
‫آقای تی مجبور شد اونو تکون بده
‫تا ولش کنه، تقریباً گوشش کنده شد.

584
01:01:11,820 --> 01:01:14,053
‫اما تمام مدتی که اون این کار رو می‌کرد،

585
01:01:14,058 --> 01:01:16,760
‫دم کج داشت به کشاله‌ی ران
‫و پاهای عقبش آسیب می‌زد.

586
01:01:24,570 --> 01:01:25,570
‫و غرید.

587
01:01:25,660 --> 01:01:27,900
‫دم کج موقع آسیب زدن غرش می‌کرد.

588
01:01:31,476 --> 01:01:34,776
‫دهنش پر از گوشت شیر
‫بود و داشت غرش می‌کرد.

589
01:01:36,240 --> 01:01:39,223
‫من هرگز چنین چیزی رو ندیده
‫بودم یا حتی درباره‌ش نشنیده بودم.

590
01:01:44,100 --> 01:01:48,340
‫هرگز چنین خشم، پرخاشگری
‫یا قدرتی رو ندیده بودم.

591
01:01:50,480 --> 01:01:52,200
‫ماجینگالانی همینجوری تسلیم نمی‌شد.

592
01:01:53,940 --> 01:01:56,040
‫اون هم همچنان به مبارزه ادامه می‌داد.

593
01:01:58,400 --> 01:02:01,520
‫دو تا سنگین وزن در برابر
‫یه میان وزن بود و اون باخت.

594
01:02:03,980 --> 01:02:08,497
‫ما شنیدیم که صدای جیغ یه شیر نر

595
01:02:10,403 --> 01:02:11,828
‫ازشدت درد چطوریه.

596
01:02:17,350 --> 01:02:19,930
‫با احساسات مختلطی صحنه رو ترک کردم.

597
01:02:21,580 --> 01:02:24,452
‫در اون لحظه فقط خیالم راحت شد که این

598
01:02:24,453 --> 01:02:28,470
‫دم کج و آقای تی نبودن که
‫قربانی این نبرد وحشیانه شدن.

599
01:02:31,140 --> 01:02:37,330
‫دم کج و آقای تی زخمی روز رو به
‫مداوای زخم‌هاشون گذروندن در حالی که

600
01:02:37,331 --> 01:02:39,750
‫ماجینگالانی کنار جاده رها شد تا بمیره.

601
01:02:44,330 --> 01:02:47,940
‫یک بار دیگه اونا با موفقیت از
‫قلمرو ائتلاف دفاع کرده بودن.

602
01:02:59,390 --> 01:03:00,731
‫اون شب برگشتم.

603
01:03:00,850 --> 01:03:03,650
‫دم کج داشت پنجه‌ی راست به
‫شدت آسیب دیده‌ش رو می‌لیسید.

604
01:03:04,330 --> 01:03:06,850
‫فکر می‌کنم احتمالاً
‫پنجه‌ش گاز گرفته شده بود.

605
01:03:19,720 --> 01:03:25,421
‫بعداً موقع شام، فقط صدای غرش رو
‫تو فضای باز و اطراف اقامتگاه شنیدم.

606
01:03:28,100 --> 01:03:32,620
‫یهو، یکی از محیط‌بان‌ها اومد و در
‫اتاقم رو زد و تنها چیزی که گفت این بود،

607
01:03:32,710 --> 01:03:34,420
‫دوربینت رو بردار و بیا.

608
01:03:40,982 --> 01:03:44,042
‫خیلی طول نکشید تا کارین
‫منبع صدا رو پیدا کنه.

609
01:03:46,740 --> 01:03:48,860
‫مهاجمان ماجینگالانی در حال حرکت بودن.

610
01:03:50,140 --> 01:03:56,580
‫داشتیم ماجینگالان‌ها رو تو جاده دنبال
‫می‌کردیم و فکر کردم، نه، باورم نمیشه.

611
01:03:56,660 --> 01:03:57,760
‫قراره دوباره اتفاق بیفته.

612
01:04:00,168 --> 01:04:03,063
‫انگار ماجینگالانی‌ها
‫برای انتقام می‌اومدن.

613
01:04:09,220 --> 01:04:12,260
‫{\an8}فاصله‌ی زیادی از ما گرفته بودن،
‫پس باید سعی می‌کردیم بهشون برسیم.

614
01:04:10,480 --> 01:04:14,280
‫[پیتر راندل] [راهنما -
‫اقامتگاه نورهو 2005 - 2010]

615
01:04:12,400 --> 01:04:16,360
‫{\an8}و وقتی از یه گودی کوچیک دیگه
‫رد شدیم و به انتهای دیگه رسیدیم...

616
01:04:18,720 --> 01:04:23,360
‫فقط یه ابر گرد و خاک و
‫صدای غرش و خرناس دیدیم.

617
01:04:29,183 --> 01:04:33,103
‫یه جنگ بزرگ شروع شده بود.

618
01:04:35,645 --> 01:04:38,565
‫هنوز مطمئن نبودیم کی به کیه.

619
01:04:38,570 --> 01:04:42,670
‫فقط وقتی نزدیک‌تر شدیم، دیدیم
‫که قطعاً یکی از ماپوگوهاست.

620
01:04:45,483 --> 01:04:47,703
‫با چهار تا از ماجینگالان‌ها روش.

621
01:04:50,750 --> 01:04:55,150
‫خیلی زود مشخص شد که دم کجه که
‫توسط چهار مهاجم به زمین میخکوب شده.

622
01:05:01,683 --> 01:05:04,523
‫زخمی بود، اما برای فرار می‌جنگید.

623
01:05:13,286 --> 01:05:16,146
‫رویکردشون وحشیانه بود.

624
01:05:16,370 --> 01:05:18,790
‫هرگز چیزی به این
‫بی‌رحمی تجربه نکرده بودم.

625
01:05:23,846 --> 01:05:26,506
‫داشتن تکه تکه‌ش می‌کردن.

626
01:05:29,483 --> 01:05:34,544
‫یکی بین پاهای عقبش بود، به ناحیه‌ی
‫تناسلی و شکم نرمش آسیب می‌زد.

627
01:05:37,113 --> 01:05:40,613
‫و بعد یهو صدای شکستنی اومد
‫که شبیه صدای شلیک گلوله بود.

628
01:05:43,250 --> 01:05:45,470
‫می‌شد صدای شکستن ستون فقرات رو شنید.

629
01:05:49,110 --> 01:05:50,346
‫خون زیادی بود.

630
01:05:55,110 --> 01:05:59,291
‫و البته، وقتی می‌بینی درست جلوی
‫چشمت اتفاق می‌افته خیلی واضح‌تره.

631
01:06:06,000 --> 01:06:11,761
‫بو، صدا، دیدن همه‌ی اینا، فکر
‫کنم یه کم زیادی شوکه‌کننده بود.

632
01:06:21,120 --> 01:06:23,200
‫یهو، آقای تی از ناکجاآباد پیداش شد.

633
01:06:23,725 --> 01:06:26,300
‫از کنار اومد و به یکی
‫از ماجینگالان‌ها حمله کرد.

634
01:06:35,220 --> 01:06:37,539
‫دم کج به شدت زخمی
‫شده، اما این مانع آقای تی

635
01:06:37,543 --> 01:06:39,861
‫ نمیشه که سعی کنه برادرش رو نجات بده.

636
01:06:44,920 --> 01:06:46,700
‫با دو تا ماجینگالانی درگیر شد.

637
01:06:48,140 --> 01:06:51,040
‫سعی کرد به برادرش کمک کنه، اما
‫می‌دونست کاری از دستش برنمیاد.

638
01:06:54,829 --> 01:06:57,009
‫دمش رو گذاشت رو کولش و فرار کرد.

639
01:07:00,719 --> 01:07:04,759
‫دو تایی که هنوز روی دم کج بودن، جدا شدن.

640
01:07:08,930 --> 01:07:11,300
‫و دنبال برادرهاشون رفتن
‫و آقای تی رو تعقیب کردن.

641
01:07:19,127 --> 01:07:23,194
‫اگه گیر می‌افتاد، آقای تی هم به
‫سرنوشت برادرش دچار می‌شد.

642
01:07:28,625 --> 01:07:30,760
‫دم کج خیلی خیلی عمیق نفس می‌کشید.

643
01:07:33,040 --> 01:07:34,457
‫هیچکس حرفی نمی‌زد.

644
01:07:35,120 --> 01:07:37,040
‫می‌شد صدای افتادن یه سوزن رو شنید.

645
01:07:42,730 --> 01:07:46,233
‫هر چقدر هم که دوست داشتیم
‫جون یه حیوون رو نجات بدیم،

646
01:07:46,266 --> 01:07:49,855
‫ اما هیچ راهی نبود که دخالت کنیم.

647
01:07:49,860 --> 01:07:51,640
‫هیچ کاری نمی‌شد کرد.

648
01:07:56,476 --> 01:07:58,236
‫آقای تی موفق شد فرار کنه.

649
01:07:59,500 --> 01:08:02,868
‫ماجینگالانی‌ها برگشتن تا کاری
‫رو که شروع کرده بودن تموم کنن.

650
01:08:10,340 --> 01:08:13,520
‫می‌تونستیم صدای اومدنشون رو حداقل
‫10 دقیقه قبل از اینکه واقعاً برسن بشنویم،

651
01:08:13,580 --> 01:08:16,464
‫و بعد از دور می‌تونستیم ببینیم
‫که دارن از جاده پایین میان.

652
01:08:19,440 --> 01:08:22,000
‫می‌دونستن که از نظر تعداد
‫برتری دارن و اون زخمیه.

653
01:08:22,400 --> 01:08:27,160
‫{\an8}هیچ فرصتی برای بهبودی و اینکه
‫دوباره تهدیدی باشه وجود نداشت.

654
01:08:24,480 --> 01:08:28,980
‫[دیو سالمونی] [متخصص
‫شکارچی‌های بزرگ]

655
01:08:27,400 --> 01:08:29,020
‫{\an8}می‌خواستن همون موقع کارش رو تموم کنن.

656
01:08:36,680 --> 01:08:39,520
‫تا اون موقع می‌دونستیم
‫سرنوشت دم کج مهر و موم شده.

657
01:08:39,880 --> 01:08:40,880
‫قرار بود بمیره.

658
01:08:44,620 --> 01:08:52,401
‫دیدن اینکه دم کج داره تیکه تیکه میشه،
‫فکر کنم یکی از بدترین لحظات زندگیم بود.

659
01:09:04,610 --> 01:09:09,888
‫یکی از سخت‌ترین چیزها برای
‫من دیدن واکنش محیط‌بان‌ها بود.

660
01:09:10,200 --> 01:09:11,200
‫ناراحت بودن.

661
01:09:13,600 --> 01:09:18,420
‫اونا به شکل احساسی‌تری
‫تجربه‌ش می‌کردن.

662
01:09:19,490 --> 01:09:25,330
‫اون شب درباره‌ی مرگ
‫دم کج شنیدم و گریه کردم.

663
01:09:26,000 --> 01:09:29,340
‫شیری بود که شیر مورد علاقه‌م بود.

664
01:09:30,890 --> 01:09:33,760
‫واقعاً دوستش داشتم و
‫از این اتفاق ناراحت شدم.

665
01:09:34,910 --> 01:09:39,700
‫صبح روز بعد خبر رو به خیلی
‫از بچه‌ها از طریق بی‌سیم دادم و یه

666
01:09:40,050 --> 01:09:41,050
‫سکوت بهت‌زده حاکم شد.

667
01:09:42,520 --> 01:09:43,935
‫بچه‌ها باورشون نمی‌شد.

668
01:09:43,940 --> 01:09:45,300
‫بچه‌ها نمی‌خواستن باور کنن.

669
01:09:46,220 --> 01:09:47,982
‫و فکر کنم اشک‌های زیادی ریخته شد.

670
01:10:09,420 --> 01:10:11,480
‫صبح روز بعد همه‌مون
‫اقامتگاه رو ترک کردیم.

671
01:10:11,760 --> 01:10:14,500
‫می‌خواستیم ببینیم و
‫بدونیم شب چه اتفاقی افتاده.

672
01:10:17,130 --> 01:10:20,380
‫وقتی به محل رسیدیم، چیزی
‫که اونجا دیدیم تکان‌دهنده بود.

673
01:10:27,246 --> 01:10:33,001
‫یه کفتار و دو تا شغال پشت سیاه رو
‫دیدیم که داشتن بقایای دم کج رو می‌خوردن.

674
01:10:48,250 --> 01:10:49,250
‫مرده بود.

675
01:10:49,410 --> 01:10:51,787
‫چنین شیر بزرگ و مغروری.

676
01:10:51,870 --> 01:10:52,870
‫هیچی ازش نمونده بود.

677
01:10:58,850 --> 01:11:05,240
‫یکی از احساسی‌ترین چیزهایی که
‫دیدم این بود که یه شغال پشت سیاه داشت

678
01:11:05,241 --> 01:11:11,180
‫با یال اونچه که زمانی یه شیر نر
‫بزرگ و باشکوه بود فرار می‌کرد.

679
01:11:20,230 --> 01:11:22,910
‫و این آخرین باری بود که دم کج رو دیدم.

680
01:11:28,060 --> 01:11:34,012
‫کمی بعد از مرگ برادرش، آقای تی به شدت
‫زخمی دیده شد که به سمت غرب می‌رفت.

681
01:11:35,790 --> 01:11:39,680
‫{\an8}آقای تی تصمیم گرفت که دیگه این کار
‫برای اون نیست، نه به عنوان یه گروه تک‌نفره.

682
01:11:36,240 --> 01:11:41,640
‫[پدی هیج‌لثورن] [مدیر و محیط‌
‫بان میدانی - اقامتگاه ساوانا]

683
01:11:40,160 --> 01:11:41,620
‫{\an8}نمی‌تونست اون قلمرو رو حفظ کنه.

684
01:11:47,062 --> 01:11:51,725
‫گمونم آقای تی می‌دونست که
‫نزدیک‌ترین همراهش رو از دست داده.

685
01:11:51,730 --> 01:11:55,050
‫برادرش، دوستش، کسی که
‫حاضر بود هر کاری براش انجام بده.

686
01:11:57,050 --> 01:12:00,650
‫فکر می‌کنم همچنین می‌دونست که
‫از نظر قلمرو زمین از دست داده.

687
01:12:02,890 --> 01:12:07,110
‫غریزه‌ی طبیعی آقای تی این بود
‫که به برادرهای ائتلافش برگرده.

688
01:12:13,240 --> 01:12:14,980
‫تقریباً دو سال بود که ندیده بودیمش.

689
01:12:15,780 --> 01:12:20,160
‫و اون صبح می‌تونستیم آقای تی
‫رو از حدود 80 تا 100 متری ببینیم.

690
01:12:20,560 --> 01:12:21,760
‫فقط داشت نگاهشون می‌کرد.

691
01:12:27,260 --> 01:12:32,460
‫ماکولو و ائتلاف غربی‌ش حالا خانواده داشتن،
‫توله‌هایی که باید ازشون محافظت می‌کردن.

692
01:12:33,760 --> 01:12:36,196
‫از نظر غریزی، ماکولو
‫خیلی خوب می‌دونست وقتی

693
01:12:36,200 --> 01:12:38,901
‫یه نر وارد قلمرو شیر
‫دیگه‌ای میشه چه اتفاقی می‌افته.

694
01:12:40,340 --> 01:12:45,610
‫آقای تی شاید زمانی مثل
‫برادر بود، حالا یه مهاجم بود.

695
01:12:47,406 --> 01:12:54,439
‫« برادران خونی » « شیرهای سابی سند »

696
01:12:54,444 --> 01:12:58,280
‫این فیلم حاوی صحنه‌های شکار حیوانات می‌باشد که
‫ممکن است برای بعضی از بینندگان تکان‌دهنده باشد.

697
01:13:01,760 --> 01:13:07,550
‫آقای تی تونسته بود از ائتلاف ماجینگالانی
‫فرار کنه، که دم کج رو تیکه پاره کرده بودن

698
01:13:07,900 --> 01:13:10,070
‫و قلمرو شرقی برادرها رو تصرف کرده بودن.

699
01:13:14,120 --> 01:13:20,030
‫حالا به سمت غرب می‌رفت، جایی که
‫ماکولو و بقیه‌ی ماپوگوها هنوز پادشاه بودن.

700
01:13:25,760 --> 01:13:29,091
‫آقای تی بی‌ثبات مسئول از
‫هم پاشیدن قوی‌ترین ائتلافی بود

701
01:13:29,095 --> 01:13:32,100
‫که تا به حال در سابی سند حکومت کرده بود.

702
01:13:34,193 --> 01:13:36,273
‫بازگشتش چطور پذیرفته می‌شد؟

703
01:13:40,382 --> 01:13:44,102
‫{\an8}ماکولو ماپوگو از اینکه آقای
‫تی برگشته بود خوشحال نبود.

704
01:13:41,520 --> 01:13:44,120
‫[پدی هیج‌لثورن] [مدیر و محیط‌
‫بان میدانی - اقامتگاه ساوانا]

705
01:13:46,505 --> 01:13:49,550
‫با این حال سه ماپوگوی
‫دیگه که اونجا بودن پذیرفتنش.

706
01:13:57,960 --> 01:14:05,810
‫{\an8}خیلی قابل توجهه که تونست بعد از اون مدت
‫دوباره به چهار همکارش در ائتلاف اصلی بپیونده.

707
01:13:58,040 --> 01:14:03,340
‫[پرفسور کریگ پکر] [ اکولوژیست
‫شیر‌ها دانشگاه مینه‌سوتا، ایالت متحده]

708
01:14:08,530 --> 01:14:12,730
‫راهنماهای محلی خوشحال بودن که
‫آقای تی بدون خونریزی پذیرفته شد.

709
01:14:18,820 --> 01:14:21,059
‫اما آقای تی همون آقای تی بود.

710
01:14:23,250 --> 01:14:27,550
‫اینا گله‌های اون نبودن،
‫و توله‌های اون نبودن.

711
01:14:30,230 --> 01:14:35,590
‫انتظار داشتیم آقای تی توله‌های
‫ائتلاف رو بپذیره، اما نپذیرفت.

712
01:14:40,160 --> 01:14:44,520
‫{\an8}فکر نمی‌کنم هیچ کدوم از ما می‌تونستیم
‫تصور کنیم چه اتفاقی قراره بیفته.

713
01:14:42,040 --> 01:14:46,676
‫[رایان جان‌استون] [راهنما -
‫اقامتگاه نورهو 2005 الی 2012 ]

714
01:14:46,720 --> 01:14:48,340
‫هیچ کدوم از ما آماده‌ش نبودیم.

715
01:15:01,740 --> 01:15:05,300
‫فقط چند روز طول کشید تا
‫شروع به قتل عام همه‌ی توله‌ها کرد.

716
01:15:16,800 --> 01:15:23,410
‫در واقع می‌رفت و توله‌هایی رو که متعلق به
‫ائتلاف بودن پیدا می‌کرد و می‌کشت و می‌خورد.

717
01:15:59,150 --> 01:16:02,824
‫جالب اینجا بود که نرهای دیگه به نظر
‫نمی‌رسید کاری در موردش انجام بدن.

718
01:16:13,980 --> 01:16:18,406
‫خیلی از این بچه‌ها خواهرزاده
‫و برادرزاده‌های آقای تی بودن،

719
01:16:18,411 --> 01:16:21,989
‫اما به نظر می‌رسید برادرهاش تمایلی
‫به متوقف کردن این کشتار نداشتن.

720
01:16:26,070 --> 01:16:30,776
‫آقای تی قصد داشت گله‌ها رو تصرف
‫کنه و با ماده‌شیرها جفت‌گیری کنه،

721
01:16:30,781 --> 01:16:33,360
‫اما توله‌های ائتلاف سر راهش بودن.

722
01:16:34,250 --> 01:16:37,490
‫پس بی‌رحمانه کاری رو کرد که طبیعی بود.

723
01:16:41,420 --> 01:16:43,320
‫قدرت در غرب تغییر کرده بود.

724
01:16:44,860 --> 01:16:46,680
‫آقای تی پادشاه جدید بود.

725
01:17:00,431 --> 01:17:05,666
‫{\an8}وقتی آقای تی برگشت و همه‌ی توله‌ها رو
‫کشت و برتریش رو نسبت به بقیه تثبیت کرد،

726
01:17:01,080 --> 01:17:05,580
‫[ترور سوج] [راهنما - منطقه
‫حفاظت شده شکار الوسابا]

727
01:17:05,671 --> 01:17:08,105
‫از اون به بعد مطمئن
‫نبودیم چه اتفاقی قراره بیفته.

728
01:17:08,110 --> 01:17:11,370
‫فکر می‌کنم بیشتر ما احساس نسبتاً
‫منفی‌ای نسبت به وضعیت داشتیم.

729
01:17:21,840 --> 01:17:27,020
‫طی دو سال بعد، ماجینگالانی‌ها به
‫آرامی قلمرو ماپوگو رو می‌خوردن.

730
01:17:30,050 --> 01:17:34,740
‫مهاجمان بیشتر سرزمین آقای تی و
‫دم کج رو تصرف کردن، گله‌هاشون،

731
01:17:35,260 --> 01:17:38,306
‫و تقریباً مطمئناً توله‌هاشون رو کشتن.

732
01:17:45,400 --> 01:17:48,417
‫در طول این بن‌بست
‫طولانی، بدشانسی بیشتری به

733
01:17:48,421 --> 01:17:52,000
‫ائتلاف ضربه زد وقتی پسر
‫خوشگل و راستا ناپدید شدن.

734
01:17:54,070 --> 01:17:57,100
‫گمان می‌رفت توسط
‫ماجینگالانی‌ها کشته شده باشن.

735
01:18:01,710 --> 01:18:05,880
‫ائتلاف قدرتمند ماپوگو زمانی
‫بر تمام سابی سند حکومت می‌کرد.

736
01:18:07,470 --> 01:18:09,941
‫حالا به سختی قدرت رو حفظ می‌کردن.

737
01:18:12,239 --> 01:18:15,319
‫{\an8}فقط سه تا از ماپوگوها باقی مونده بودن.

738
01:18:12,400 --> 01:18:15,400
‫[پدی هیج‌لثورن] [مدیر و محیط‌
‫بان میدانی - اقامتگاه ساوانا]

739
01:18:17,660 --> 01:18:25,360
‫ماکولو بود، آقای تی، و اسکار

740
01:18:29,625 --> 01:18:33,580
‫به مدت شش سال، ماپوگوها
‫پادشاهان سابی سند بودن.

741
01:18:37,980 --> 01:18:41,320
‫شیرهای نر معمولاً در طبیعت
‫بیشتر از 12 سال زنده نمی‌مونن.

742
01:18:45,170 --> 01:18:50,880
‫آقای تی 10 ساله بود، اسکار 12
‫ساله، و ماکولو حالا 14 ساله بود.

743
01:18:54,120 --> 01:19:00,445
‫داشتن پیرتر می‌شدن، رقبا در نزدیکی در
‫حال قدرت گرفتن بودن، پایان اجتناب‌ناپذیر بود.

744
01:19:07,576 --> 01:19:12,596
‫در 16 مارس 2012، یک ائتلاف دیگر از پنج نر

745
01:19:12,597 --> 01:19:17,999
‫به نام سالیت‌ها از جنوب
‫وارد قلمرو ماپوگو شدن.

746
01:19:24,560 --> 01:19:29,520
‫اوایل گشت صبحگاهی، ماشین رو خاموش
‫کردیم تا فقط گوش کنیم ببینیم چیزی می‌شنویم.

747
01:19:31,960 --> 01:19:35,720
‫صدای غرش شدیدی از نه بیشتر
‫از 100 متری جلومون شنیدیم.

748
01:19:37,380 --> 01:19:38,640
‫و رد پاها رو دنبال کردیم.

749
01:19:43,000 --> 01:19:46,540
‫کاملاً مشخص بود که
‫سالیت‌ها دنبال ماپوگو بودن.

750
01:19:49,945 --> 01:19:52,598
‫اونا جوون و قوی بودن، هنوز داشتن به اوج

751
01:19:52,603 --> 01:19:55,721
‫{\an8}قدرتشون می‌رسیدن، پس
‫فکر کنم آماده‌ی جنگ بودن.

752
01:19:53,840 --> 01:19:57,240
‫[فیلیپ اندرو] [راهنما -
‫منطقه حفاظت شده الوسابا]

753
01:20:01,740 --> 01:20:06,260
‫یکی از ماپوگوها رو جدا کرده
‫بودن، مطمئن نبودیم کدومشون.

754
01:20:10,690 --> 01:20:14,650
‫هر شیر پیری در نبرد با این
‫همه نر جوون به مشکل برمی‌خورد.

755
01:20:17,250 --> 01:20:22,131
‫اما این مانع یکی از ماپوگوها نشد
‫که از آخرین بخش قلمروش دفاع کنه.

756
01:20:26,630 --> 01:20:32,190
‫وقتی به صحنه رسیدم، آقای تی
‫قبلاً مورد حمله قرار گرفته بود.

757
01:20:36,570 --> 01:20:42,376
‫آخرین پادشاه ماپوگو برای
‫زندگیش می‌جنگید، و تنها بود.

758
01:20:48,320 --> 01:20:55,120
‫یه گاز بزرگ به ستون فقراتش،
‫درست بالای پاهای عقبیش خورده بود.

759
01:20:56,460 --> 01:20:59,480
‫و از پاهای عقب به پایین فلج شده بود.

760
01:21:04,345 --> 01:21:07,114
‫این اون رو خیلی
‫آسیب‌پذیر کرده بود در برابر

761
01:21:07,118 --> 01:21:10,210
‫حملات هر چهار شیری که
‫همزمان بهش حمله می‌کردن.

762
01:21:23,310 --> 01:21:28,130
‫تاکتیکی که به شکلی بی‌رحمانه
‫استفاده می‌کردن این بود که حواسش رو

763
01:21:28,131 --> 01:21:30,190
‫پرت کنن تا یه نر دیگه بتونه
‫ستون فقراتش رو گاز بگیره.

764
01:21:35,410 --> 01:21:41,383
‫اونو می‌انداختن و فقط برای 15-20
‫ثانیه بهش حمله می‌کردن و گازش می‌گرفتن.

765
01:21:51,153 --> 01:21:54,113
‫و بعد متوقف می‌شدن و عقب می‌رفتن.

766
01:22:13,545 --> 01:22:18,541
‫بعد دوباره بلند می‌شدن، برمی‌گشتن
‫و حمله دوباره شروع می‌شد.

767
01:22:20,280 --> 01:22:23,040
‫آقای تی در این مرحله
‫دیگه برای زندگیش می‌جنگید.

768
01:22:35,949 --> 01:22:38,689
‫یادمه که به من نگاه کرد.

769
01:22:41,420 --> 01:22:45,758
‫این واقعیت که هنوز
‫می‌تونست بلند شه و سعی کنه با

770
01:22:45,762 --> 01:22:50,100
‫ائتلافی که اونو تیکه
‫پاره کرده بود مقابله کنه،

771
01:22:51,040 --> 01:22:54,586
‫بهت ایده‌ای از قدرت و
‫شخصیت این حیوون باشکوه میده.

772
01:23:09,050 --> 01:23:15,296
‫چهار شیر نری که به آقای تی
‫حمله می‌کردن مدام غرش می‌کردن.

773
01:23:15,780 --> 01:23:18,000
‫این نشانه‌ی یه تصرف قلمرو بود.

774
01:23:18,200 --> 01:23:19,780
‫اونا حالا فرمانروا بودن.

775
01:23:20,160 --> 01:23:25,101
‫و غرش می‌کردن و به کل دنیا
‫می‌فهموندن که اونا حاکم هستن.

776
01:23:33,320 --> 01:23:35,320
‫صحنه‌ی خیلی پر تنشی بود.

777
01:23:35,660 --> 01:23:42,380
‫احساساتی که تجربه می‌کردیم از
‫هیجان تا ناباوری و حیرت متغیر بود.

778
01:23:49,570 --> 01:23:53,180
‫زخم‌های عمیقی که تا ستون
‫فقراتش گاز گرفته شده بود.

779
01:23:53,820 --> 01:23:56,869
‫و فقط یه شیر خیلی ضعیف با سرش روی زمین،

780
01:23:56,873 --> 01:24:01,156
‫پنجه‌های جلوییش به جلو
‫و پاهای عقبش بی‌فایده.

781
01:24:08,700 --> 01:24:10,395
‫راه برگشتی از این وضعیت نبود.

782
01:24:10,400 --> 01:24:13,340
‫آقای تی قرار بود بمیره و
‫قرار بود همون روز بمیره.

783
01:24:22,100 --> 01:24:26,401
‫برادرم و من اونجا بودیم و عملاً
‫دیدیم که آخرین نفسش رو کشید.

784
01:24:32,390 --> 01:24:37,560
‫دیدن پایان یه دوره اینطوری
‫واقعاً روی آدم تأثیر احساسی میذاره.

785
01:24:37,660 --> 01:24:40,516
‫و مطمئن نیستم که دوست داشته
‫باشم دوباره چنین چیزی رو ببینم.

786
01:24:43,740 --> 01:24:47,320
‫پایان خیلی احساسی برای
‫کل داستان ماپوگو بودش.

787
01:24:57,630 --> 01:25:03,350
‫فکر می‌کنم آقای تی، مثل یه شیر نر
‫زندگی کرد و خب مثل یه شیر نر هم مرد.

788
01:25:05,630 --> 01:25:08,290
‫اونطوری که احتمالاً
‫می‌خواست از دنیا رفت.

789
01:25:09,370 --> 01:25:10,990
‫در حال محافظت و جنگیدن برای قلمرو.

790
01:25:13,670 --> 01:25:18,730
‫بعد از شش سال قدرت ماپوگوها،
‫خشن‌ترین حکومتی که مردم به یاد داشتن

791
01:25:18,731 --> 01:25:21,270
‫سرانجام با پایانی به همان
‫اندازه خشن به پایان رسید.

792
01:25:30,389 --> 01:25:33,726
‫ماکولو و اسکار آخرین
‫بازماندگان ماپوگوها بودن.

793
01:25:36,200 --> 01:25:39,800
‫خیلی فراتر از دوران اوجشون و
‫از همه طرف به شدت در اقلیت.

794
01:25:42,240 --> 01:25:44,980
‫تنها گزینه‌شون ترک سابی سند بود.

795
01:25:54,888 --> 01:25:57,523
‫ماپوگوها دیگه هرگز
‫اینجا دیده نخواهند شد.

796
01:26:02,180 --> 01:26:04,765
‫اما امیدی برای نسل‌های آینده‌شون هست.

797
01:26:11,860 --> 01:26:15,600
‫نسل ماپوگو که من می‌دونم هنوز
‫ادامه داره در گله‌ی اوتواست.

798
01:26:15,996 --> 01:26:17,756
‫سه تا ماده‌ی بزرگ بالغ هستن.

799
01:26:18,460 --> 01:26:20,060
‫الان دو تا نیمه بالغ دارن.

800
01:26:24,256 --> 01:26:27,500
‫دوست دارم فکر کنم که
‫ماکولوها پدر اون ماده‌هاست.

801
01:26:32,060 --> 01:26:39,060
‫این واقعیت که توله‌های اون بودن که در
‫واقع از حمله‌ی آقای تی جون سالم به در بردن.

802
01:26:40,560 --> 01:26:43,200
‫و فکر می‌کنم یه جورایی یه
‫نوع عدالت اونجا برقرار شد.

803
01:26:46,060 --> 01:26:50,260
‫هر چی بیشتر درباره‌ی ماپوگوها می‌شنوم،
‫گروه شیرهای فوق‌العاده جالبی هستن.

804
01:26:50,420 --> 01:26:52,400
‫و تا حدی نمونه‌ی کامل یه شیر هستن.

805
01:26:54,830 --> 01:26:59,820
‫ممکنه به نظر برسه که رفتارشون شرورانه‌ست،
‫از دیدگاه انسانی خیلی پرخاشگرانه‌ست.

806
01:27:00,120 --> 01:27:03,680
‫اما در نهایت اونا دارن بهترین
‫شیری که می‌تونن باشن، می‌شن.

807
01:27:05,100 --> 01:27:10,560
‫شش ماپوگو کاری رو کردن که شیرهای
‫نر باید برای بقا و انتقال ژن‌هاشون انجام بدن.

808
01:27:11,580 --> 01:27:12,880
‫اما اونا فراتر رفتن.

809
01:27:16,380 --> 01:27:19,280
‫استانداردهای جدیدی برای
‫تصرف قلمرو تعیین کردن.

810
01:27:22,740 --> 01:27:26,860
‫و سطوحی از خشونت رو نشون دادن
‫که قبلاً هرگز در سابی سند دیده نشده بود.

811
01:27:26,865 --> 01:27:32,501
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

812
01:27:32,563 --> 01:27:37,683
‫یه جنبه‌ی تاریک در شیرها
‫هست که اغلب بهش توجه نمیشه.

813
01:27:39,770 --> 01:27:43,250
‫بامزه و شگفت‌انگیز و باشکوه و زیباست.

814
01:27:44,210 --> 01:27:47,670
‫اما سخت، وحشیانه و خطرناکه.

815
01:27:49,810 --> 01:27:52,470
‫ماپوگوها به ما نشون دادن
‫که شیر بودن یعنی چی.

816
01:27:52,475 --> 01:28:04,957
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

