﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,462
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,200 --> 00:00:16,462


3
00:00:17,000 --> 00:00:27,462


4
00:00:29,729 --> 00:00:34,462
پاکت هاي خاليتون رو بذارين
توي قفسه هاي مشخص شده، بعدش بنشينيد

5
00:00:40,240 --> 00:00:44,540
مدرسه ي ما رتبه ي اول رو در
...بين مدارس سراسر کشور

6
00:00:46,212 --> 00:00:50,410
براي طرح ترويج دادن...
شير ملي بين ديگران، کسب کرده

7
00:00:54,154 --> 00:00:57,317
به زودي ويژگي هاي ثانويه ي جنسيتون افزايش پيدا ميکنه

8
00:00:59,125 --> 00:01:02,925
کلسيمي که در شير وجود داره، نه تنها براي استخوان هايتان مفيد است

9
00:01:03,129 --> 00:01:04,653
بلکه براي سيستم عصبيتان هم مفيد ميباشد

10
00:01:14,340 --> 00:01:19,505
من اين عناوين بزرگسالان رو يک ماه پيش از خانم "کامياما" مصادره کردم
[منظور فيلم هاي نا مشروع جنسي است]

11
00:01:20,346 --> 00:01:23,247
آقاي "شويا واتانابي" فيلم هايي که در مغازه ي
پدرش سانسور شده بودن رو پيچوند

12
00:01:23,450 --> 00:01:27,352
و آقاي "کامياما" هم اونا رو
بين همه ي پسرها پخش کرد

13
00:01:30,790 --> 00:01:34,385
همانطور که ميدانيد، ذهن و جسم
شما در حال پرورش يافتن است

14
00:01:34,594 --> 00:01:35,856
<i>واقعاً بوسش کردي؟</i>

15
00:01:36,062 --> 00:01:37,529
که آن را "بلوغ" مي نامند

16
00:01:39,766 --> 00:01:44,567
مطمئن نيستم که شير اثرات خود را در
سن 13 سالگي بر ذهن و جسم ميگذاره يا نه

17
00:01:46,372 --> 00:01:50,001
اما مطمئنا آزمايش ساليانه اي که در آوريل
انجام ميشه، يک سري نتايجي رو به ما ميده

18
00:01:51,344 --> 00:01:53,642
ولي اون موقع اينجا نيستم

19
00:01:57,016 --> 00:02:01,646
من پايان اين ماه از معلمي استعفا ميدم

20
00:02:01,855 --> 00:02:02,753
واقعاً؟

21
00:02:02,956 --> 00:02:03,820
!ايول

22
00:02:13,900 --> 00:02:15,424
[بيست و پنجم مارچ - سال هفتم - کلاس "ب" - پايان ترم]

23
00:02:15,635 --> 00:02:20,766
نميدونم معلم خوبي بودم يا نه

24
00:02:26,846 --> 00:02:30,441
خفه شو، استاد داره صحبت ميکنه

25
00:02:35,421 --> 00:02:36,615
"ممنونم آقاي "هوشينو

26
00:02:40,894 --> 00:02:43,192
در ضمن، کسي دکتر "ساکوراميا" رو ميشناسه؟

27
00:02:44,864 --> 00:02:46,889
اون اين کتاب رو نوشته، حرف نداره

28
00:02:47,133 --> 00:02:48,760
اون يه آدم باور نکردنيه

29
00:02:48,968 --> 00:02:52,597
از راه کتابش به عنوان يه معلم
...معروف شده، نمايشات تلويزيون

30
00:02:55,608 --> 00:03:00,307
بدون اينکه در کارش غفلت کنه، به دور دنيا
سفر کرد و دوباره برگشت و معلم شد، درسته؟

31
00:03:00,513 --> 00:03:04,108
درسته. سال پيش متوجه اين شد که
فقط يک ماه بيشتر از عمرش باقي نمونده

32
00:03:04,317 --> 00:03:09,016
اما با اين حال معلمي را انتخاب
کرد و تا آخر هم به کارش ادامه داد

33
00:03:13,993 --> 00:03:18,430
اولين جايي که کار کردم، جايي بود که ايشون درس ميدادن

34
00:03:19,032 --> 00:03:20,056
واقعاً؟

35
00:03:20,266 --> 00:03:23,565
"ناتواني قلب، هميشه به علت آرامشي ناتوان تر، آزار ميبيند"
[جملات کتاب دکتر]

36
00:03:23,770 --> 00:03:27,831
"شما انتخابي برتر از پايداري يا مرگ داريد؟"

37
00:03:28,374 --> 00:03:32,435
"خير، شما بچه ها در دنيايي پهناورتر از آن ساکن هستيد"

38
00:03:32,645 --> 00:03:36,843
اگر زندگي در جايي که هستيد ناگوار"
"ميشود، چرا به جاي ديگري پناه نميبريد؟

39
00:03:37,750 --> 00:03:38,546
پناه ببريم

40
00:03:38,751 --> 00:03:40,582
خودش گفت. بياين ديگه

41
00:03:47,727 --> 00:03:52,494
قبلاً هم اين کلمات ارجمند استاد
تأثير گذار بودن. عجب قدرتي

42
00:03:52,832 --> 00:03:53,821
بگذريم

43
00:03:55,702 --> 00:04:00,867
در مقايسه با ايشان، به عنوان
معلم خودم رو هيچ ميبينم

44
00:04:01,174 --> 00:04:04,200
من براي خودم فقط دو قانون وضع کردم

45
00:04:04,744 --> 00:04:06,871
هميشه باهاتون با رسميت سخن ميگم

46
00:04:07,080 --> 00:04:11,540
سعي ميکنم که هميشه مؤدبانه باهاتون صحبت کنم

47
00:04:12,085 --> 00:04:15,885
نه گپ زدن هاي الکي و
نه نصيحت هاي هميشگي

48
00:04:16,089 --> 00:04:19,820
براي آن دسته از کساني که
خواهان معلمي من در تلويزيون هستن

49
00:04:20,026 --> 00:04:22,620
با جرأت ميتونم بگم که کاملاً
نسبت به اين قضيه سرد شدم

50
00:04:23,763 --> 00:04:25,230
"متأسفم خانم "نوگوچي

51
00:04:25,565 --> 00:04:29,467
مسيج هايي که نصف شب ميفرستي توشون نوشتي که
"اي کاش لاغر بودم، من ميخوام بميرم"

52
00:04:29,669 --> 00:04:32,137
که جواب خوبي هم بهت نداده

53
00:04:32,705 --> 00:04:36,732
فقط نميتونم هرچي که ميگين رو باور کنم

54
00:04:37,010 --> 00:04:38,739
...ولي تو معلم مايي

55
00:04:40,613 --> 00:04:42,103
اون يه اتفاق بود

56
00:04:43,883 --> 00:04:46,818
وقتي يه معلم جواني يه مسيج
از يه دختري به دستش ميرسه

57
00:04:47,287 --> 00:04:50,916
که توش نوشته شده ديگه اميدي به زندگي کردن نداره

58
00:04:51,491 --> 00:04:54,551
خودش رو به سرعت رسوند به
اون هتلي که اون دختر توش بوده

59
00:04:55,695 --> 00:04:58,357
دختره از اون عکس ميگيره، به پدر و مادرش نشون ميده

60
00:04:59,399 --> 00:05:01,026
اون کسيه که در کل مدرسه توفان به پا کرده

61
00:05:02,735 --> 00:05:04,032
خيلي مسخره ست

62
00:05:04,671 --> 00:05:08,835
اين فقط يه شوخي بود که يه دختر
بي تربيت در کلاس کرده بود

63
00:05:09,208 --> 00:05:12,075
معلمي که بي تجربه ست نبايد به اون مشکوک بشه

64
00:05:12,278 --> 00:05:14,974
تو معلم مايي، اون وقت بهمون اعتماد نداري؟

65
00:05:15,982 --> 00:05:19,145
نه، چون همتون دروغ گوهاي خوبي هستين

66
00:05:19,352 --> 00:05:21,320
<i>روي پشت بوم ميبينمت</i>

67
00:05:24,424 --> 00:05:27,393
خانم، حالم زياد خوب نيست. ميشه برم درمانگاه؟

68
00:05:27,593 --> 00:05:28,651
البته

69
00:05:31,464 --> 00:05:35,400
از اون اتفاق به بعد، سياست مدرسه مون اينه که

70
00:05:35,635 --> 00:05:41,505
وقتي که دانش آموزي معلمي رو صدا
ميزنه، معلم هم همان گونه بايد جوابش رو بده

71
00:05:42,875 --> 00:05:45,435
اگه پسري در اين کلاس منو صدا بزنه

72
00:05:45,645 --> 00:05:48,375
در عوض، آقاي "توکورا" از کلاس " آ " جوابش رو ميده

73
00:05:48,581 --> 00:05:50,776
به عنوان معلم ما، دارين نسبت به مسئوليتتون شونه خالي ميکنين

74
00:05:50,983 --> 00:05:52,473
"طفره رفتن نسبت به مسئوليت"

75
00:05:52,685 --> 00:05:55,279
ممکنه اينطور به نظر برسه

76
00:05:55,722 --> 00:05:58,384
ولي براي دختري به خود آزاري تو

77
00:05:58,591 --> 00:06:03,153
کسي که نگران ازدواج کردنش با يه ستاره ي موسيقي پاپ هست
[موسيقي مردمي]

78
00:06:03,529 --> 00:06:04,826
کسي که در يک شب بسيار ناراحت شده بود

79
00:06:06,733 --> 00:06:08,928
و ادعا ميکنه که انگيزش رو
براي زنده بودن از دست داده

80
00:06:09,135 --> 00:06:14,163
واسه همين شماها ديگه از آرزو
کردن براي مرگ حرف نميزنين

81
00:06:16,209 --> 00:06:18,370
تا درمورد موضوع مهمي باهاتون صحبت کنم

82
00:06:23,916 --> 00:06:24,610
"زندگي"

83
00:06:35,928 --> 00:06:39,022
همانطور که ميدونين، من مادري مجرد هستم

84
00:06:40,066 --> 00:06:44,730
قرار بود با پدر "مانامي" ازدواج کنم

85
00:06:45,505 --> 00:06:48,804
اون هم معلم و هم مردي بود
که براش احترام قائل بودم

86
00:06:49,842 --> 00:06:53,369
درست قبل از عروسيمون، من حامله شدم

87
00:06:53,746 --> 00:06:58,342
ازم جدا شد "HIV" و به دليل مبتلا شدن به بيماري

88
00:06:58,985 --> 00:07:02,819
ويروس نقص ايمني بدن انسان هست...HIV

89
00:07:03,089 --> 00:07:04,920
و سبب بيماري "ايدز" ميشه

90
00:07:06,592 --> 00:07:09,720
واسه اين بود که ظاهراً به
ماجراجويي خارج از کشور رفته بود

91
00:07:11,063 --> 00:07:15,022
نميخواد نفست رو نگهداري. از طريق هوا انتقال پيدا نميکنه

92
00:07:15,601 --> 00:07:17,694
دست دادن، سرفه، عطسه

93
00:07:17,904 --> 00:07:21,237
حمام هاي عمومي، استخر، اينا هم
همچنين راه انتقال بيماري نيستن

94
00:07:23,209 --> 00:07:26,645
در حال حاضر، زندگي روزمره براي کسي
که مبتلاست هيچ خطري محسوب نميشه

95
00:07:26,846 --> 00:07:28,837
من خودم به شخصه
متوجه اين موضوع نشدم

96
00:07:31,017 --> 00:07:35,317
لزوماً از طريق سکس منتقل نميشه، شايدم بشه "HIV"

97
00:07:36,122 --> 00:07:39,853
چون اين موضوع رو قبول نداشتم، خودم امتحانش کردم

98
00:07:41,160 --> 00:07:44,857
که بچه دار بشم ولي ازدواج نکنم

99
00:07:46,866 --> 00:07:48,925
نتيجش هم اين شد

100
00:07:49,135 --> 00:07:50,602
چرا ازدواج نکردين؟

101
00:07:50,803 --> 00:07:53,397
حتي اگه بچه هم مبتلا نميشد

102
00:07:53,606 --> 00:07:57,303
همين کلمه "مبتلا بودن پدر"، باعث تبعيضي اجنتاب ناپذير ميشد

103
00:07:57,510 --> 00:07:58,499
واقعاً انقدر بد بود؟

104
00:07:58,711 --> 00:08:03,444
صدمه اي که ميزد به مراتب از نبودن پدر بدتر بود

105
00:08:03,716 --> 00:08:09,177
اون تصميم خودش بود و منم موافقت کردم

106
00:08:09,388 --> 00:08:11,322
بچه ي بيچاره

107
00:08:13,726 --> 00:08:16,991
بعد از اولين بچه اي که آروديم، فهميديم که چه کاري کرديم

108
00:08:23,970 --> 00:08:25,164
بيشتر از هر کس ديگه اي

109
00:08:26,506 --> 00:08:29,100
آرزو و رقبت داشت که بهش بگه
[پدر از بيماريش به بچه اش بگه]

110
00:08:31,077 --> 00:08:32,203
دردي که اون ميکشيد

111
00:08:33,779 --> 00:08:35,747
خيلي بيشتر از دردي بود که من ميکشديم

112
00:08:37,884 --> 00:08:41,479
من از اعماق وجودم به " مانامي" مهر ورزيدم

113
00:08:43,289 --> 00:08:46,952
وقتي که "مانامي" يک ساله شد، برگشتم سر کارم

114
00:08:48,027 --> 00:08:50,018
اون تا ساعت 6 بعد از ظهر تحت مراقبت روزانه بود
[مرکز مراقبت از کودکان]

115
00:08:50,229 --> 00:08:53,858
مرکز منابع انساني، آقاي "تاکِناکا" رو به من معرفي کرد

116
00:08:54,066 --> 00:08:56,933
کسي که بعد از اون قضيه دنبال "مانامي" ميگشت

117
00:08:57,770 --> 00:09:00,261
يه سگ داشت که اسمش "موک" بود

118
00:09:01,374 --> 00:09:03,399
مانامي" عاشق اون سگ بود"

119
00:09:03,676 --> 00:09:07,806
غذا دادن به اون سگ، کاري
استثنايي بود که "مانامي" ميکرد

120
00:09:09,749 --> 00:09:12,650
آقاي "تاکِناکا" در سال جديد، در بيمارستان بستري شد

121
00:09:13,052 --> 00:09:16,317
واسه همين منم مجبور بودم که تا
ساعت 6 عصر کارم رو تموم کنم

122
00:09:16,522 --> 00:09:21,255
در روزهايي که مذاکره ي
"معلمين بود، زودتر ميرفتم دنبال "مانامي

123
00:09:21,727 --> 00:09:25,686
و تا پايان جلسه ميذاشتمش توي درمانگاه بمونه

124
00:09:37,777 --> 00:09:42,077
مانامي" عاشق اون خرگوش"
عروسکيه پارچه اي شده بود

125
00:09:43,816 --> 00:09:46,876
اون يه کيف، يه دستمال

126
00:09:48,054 --> 00:09:50,147
...يه پارچه، يه کفش

127
00:09:52,124 --> 00:09:55,890
آقاي "شيمُمورا"، اين کيف رو يادت مياد؟

128
00:09:56,562 --> 00:10:00,225
!خواهش ميکنم، ميخوامش! ميخوامش

129
00:10:00,433 --> 00:10:02,230
ولي همين الان يه ژاکت برات خريم، مگه نه؟

130
00:10:03,035 --> 00:10:06,095
چرا نميخري؟
يه کيفه ديگه

131
00:10:06,839 --> 00:10:10,036
به گذشته که نگاه ميکنم، ميبينم شايد حق با شما بوده

132
00:10:11,410 --> 00:10:12,741
...چون در آخر

133
00:10:14,313 --> 00:10:15,405
"مانامي؟"

134
00:10:22,555 --> 00:10:26,719
اون آخرين کار خودسرانه اي بود که کرد

135
00:10:32,732 --> 00:10:33,824
!خانم

136
00:10:36,636 --> 00:10:38,501
در سيزدهم ماه فوريه

137
00:10:38,871 --> 00:10:44,173
پليس حکم کرد که "مرگش اتفاقي و ناشي از افتادن در آب" است

138
00:10:45,678 --> 00:10:47,976
خورده نان هاي همون ناني که "مانامي" در

139
00:10:48,180 --> 00:10:53,117
مرکز مراقبت هاي روزانه به اون
سگ ميداد، نزديک اون سگ پيدا شد

140
00:10:54,420 --> 00:10:58,789
ظاهراً هر هفته يواشکي ميرفته استخر

141
00:10:59,759 --> 00:11:01,556
تا به "موک" شام بده
[موک: همان سگ]

142
00:11:03,262 --> 00:11:04,251
اونو، داره گريه ميکنه

143
00:11:04,463 --> 00:11:05,896
چرا گريه ميکني؟

144
00:11:07,199 --> 00:11:08,632
چون "مانامي" ديگه پيشمون نبود

145
00:11:12,972 --> 00:11:15,702
اون دست هاي کوچک

146
00:11:16,175 --> 00:11:18,370
ديگه پوستم رو نوازش نميکنن

147
00:11:19,045 --> 00:11:21,570
دست هاي من ديگه

148
00:11:22,682 --> 00:11:25,378
اون صورت و موهاي لطيفش رو نوازش نميکنن

149
00:11:27,153 --> 00:11:28,711
به عنوان مادر او

150
00:11:29,722 --> 00:11:33,852
مرگ "مانمي" بايد به عهده ي من باشه

151
00:11:34,860 --> 00:11:35,656
...هرچند

152
00:11:37,730 --> 00:11:39,925
اجازه ي اين کار رو بهم نميدن...

153
00:11:43,402 --> 00:11:45,131
مانامي" مرده"

154
00:11:47,406 --> 00:11:48,998
اما اتفاقي نبوده

155
00:11:50,876 --> 00:11:52,036
...اون توسط

156
00:11:53,646 --> 00:11:56,137
بچه هاي اين کلاس کشته شده...

157
00:12:09,428 --> 00:12:12,397
<i>باورت نميشه الان "موريگوچي" چي گفت
[معلم کلاس]</i>

158
00:12:22,942 --> 00:12:25,467
بزرگترين محافظ شما چيه؟

159
00:12:26,312 --> 00:12:27,643
والدينتونه؟

160
00:12:28,147 --> 00:12:29,580
سلاحتونه؟

161
00:12:31,817 --> 00:12:35,048
قابل اعتماد ترين دوست و محافظ شما

162
00:12:35,855 --> 00:12:39,256
قانون دوره ي نوجوانيتونه

163
00:12:40,126 --> 00:12:45,689
در بند 41 قانون مجازات آمده که مجازات
قتل کودکان، پذيرفتن مسوليت آن قتل نيست

164
00:12:45,898 --> 00:12:47,195
شما نميتونين دستگير بشين

165
00:12:48,467 --> 00:12:49,729
عجيبه، نه؟

166
00:12:51,470 --> 00:12:54,030
يه دختر 13 ساله مانند شماها

167
00:12:54,240 --> 00:12:58,643
با چيزي که بهش ميگن "آداب و رسوم مقدس"، شام خانوادش رو مسموم کرد

168
00:12:59,145 --> 00:13:02,114
و کم کم علائم بيماري شروع به ظاهر شدن کردن

169
00:13:02,815 --> 00:13:03,645
ديوانگيه؟

170
00:13:03,849 --> 00:13:05,476
بله، يه حادثه ي ديوانه واره

171
00:13:06,152 --> 00:13:08,518
اسمي که در وبلاگش ازش استفاده ميکرد

172
00:13:08,721 --> 00:13:12,054
همون اسمي بود که رسانه ها
برداشته بودن و همه جا پخشش کرده بودن

173
00:13:13,192 --> 00:13:18,289
و در آخر اينکه، در پي دليلي که اون
با "سيانيد" کل خانوادش رو کشت
[يک ترکيب شيميايي است که شامل گروه هاي اسيدي "سيانو" مبياشد]

174
00:13:19,899 --> 00:13:21,526
کلي رمز و راز به جاي گذاشت

175
00:13:21,934 --> 00:13:24,698
که به ايده هاي وحشيانه اي ختم شد

176
00:13:25,704 --> 00:13:29,071
و به چيزايي از جمله لقب شيرزني دست يافت

177
00:13:34,280 --> 00:13:35,042
<i>بهم بگو چه کسي اين کارو کرده</i>

178
00:13:35,247 --> 00:13:40,742
معلم علومي که بهش شيمي درس ميداد

179
00:13:40,953 --> 00:13:42,420
با بيرحمي آزارش ميداد

180
00:13:43,589 --> 00:13:47,286
اون دختر، اظهار به پشيماني به علت
اختلالات رواني نوجوانيش ميکرد

181
00:13:47,493 --> 00:13:49,256
که برميگرده به جامعه، و درست هم هست

182
00:13:50,462 --> 00:13:51,690
شما بچه ها ميتونين دست به قتل بزنين

183
00:13:51,897 --> 00:13:53,489
!و بعدش بزنين به چاک

184
00:13:53,699 --> 00:13:55,929
<i>!دقيقاً واسه ي همينه که اين کار رو کردم</i>

185
00:13:56,135 --> 00:13:57,602
در هر صورت

186
00:13:58,070 --> 00:14:01,130
نميشه جلوي قتل رو گرفت

187
00:14:01,907 --> 00:14:05,638
هروقت حوصلتون سر ميره، يه چوب از تيم بيسبال

188
00:14:06,378 --> 00:14:10,144
يه چاقوي آشپزي، و يه طناب
...براي پرش از کمد ورزشيتون برميدارين

189
00:14:10,850 --> 00:14:12,181
...حتي اين دستان پاک هم

190
00:14:14,420 --> 00:14:15,682
ميتونه همچين کاري بکنه...

191
00:14:16,555 --> 00:14:17,715
درد داره

192
00:14:18,190 --> 00:14:19,487
ببخشيد

193
00:14:20,092 --> 00:14:21,150
...سريع

194
00:14:23,963 --> 00:14:27,524
همتون دارين ميميرن تا بدونين اسم متهم چيه، درسته؟

195
00:14:28,701 --> 00:14:30,032
معذرت ميخوام

196
00:14:30,569 --> 00:14:33,333
اما نميخوام همه بدونن

197
00:14:33,539 --> 00:14:36,007
!اون خيلي موضوع مهميه

198
00:14:38,611 --> 00:14:41,478
پدر "مانامي"، دکتر "ساکوراميا" بود

199
00:14:47,286 --> 00:14:49,720
دليل اينکه يه مراسم محرمانه گرفتيم

200
00:14:49,922 --> 00:14:54,359
اگه آشکار ميشد، خيلي ناراحتش ميکرد
[منظورش پدر "مانامي" است]

201
00:14:55,794 --> 00:14:58,729
اولين باري بود که در آغوش گرفته بودش

202
00:14:59,265 --> 00:15:01,733
با اين حال روحش از بدنش جدا شده بود

203
00:15:02,534 --> 00:15:06,994
بهم گفت ايدزي که داره
از نوع توسعه يافته ست

204
00:15:08,440 --> 00:15:11,500
و فقط چند ماه بيشتر زنده نيست

205
00:15:12,444 --> 00:15:14,378
نميدونستم چي بگم

206
00:15:16,482 --> 00:15:17,642
...فکر ميکنم

207
00:15:18,350 --> 00:15:22,787
...روزي که "مانامي" مرد، چيزاي مهمي در درونم

208
00:15:22,988 --> 00:15:25,183
با اون مردن...

209
00:15:31,864 --> 00:15:35,595
هفته ي پيش به خونه ي خانم "تاکِناکا" رفتم

210
00:15:36,168 --> 00:15:39,262
تا چندتا از وسايل "مانامي" رو بردارم

211
00:15:40,039 --> 00:15:42,735
بين اون وسايل، اين کيف بود

212
00:15:43,275 --> 00:15:46,836
همون کيفي که بهم التماس کرد
براش بخرم، ولي من نخريدم

213
00:15:47,379 --> 00:15:49,176
ولي چرا اونجا بود؟

214
00:15:49,848 --> 00:15:53,215
خانم "تاکِناکا" توي لونه ي "موک" پيداش کرده بود

215
00:15:58,290 --> 00:16:00,781
بعضي اوقات غِل ميخورن ميان اينجا

216
00:16:01,360 --> 00:16:06,263
ميدونين وقتي بچه ها دارن استخر
رو تميز ميکنن چه شعاري ميدن؟

217
00:16:08,200 --> 00:16:13,570
يادمه، يکي از اون مزاجات هايي که
براي شکستن قوانين مدرسه بود، اين بود که

218
00:16:14,206 --> 00:16:18,905
يا بايد کنار استخر رو تميز کنن، يا
کمد وسايل ورزشي رو مرتب کنن

219
00:16:22,748 --> 00:16:23,373
من نبودم

220
00:16:23,582 --> 00:16:25,277
<i>!ولي ميدونم کي اين کار رو کرده</i>

221
00:16:26,452 --> 00:16:27,510
...اون روز

222
00:16:29,521 --> 00:16:31,751
مانامي" تنهايي رفت استخر"...

223
00:16:38,897 --> 00:16:39,921
دوتا قاتل اونجا بودن

224
00:16:53,645 --> 00:16:57,513
از اينجا به بعد، اونارو به عنوان
دانش آموز هاي "الف" و "ب" نام مي برم

225
00:17:12,131 --> 00:17:17,125
دانش آموز "الف" داراي درجه ي
عالي و در ظاهر خالي از مشکل هست

226
00:17:18,070 --> 00:17:23,064
گرچه گاه و بيگاه، شايعاتي
در مورد آشوب به پا کردن ازش ميشنوم

227
00:17:23,275 --> 00:17:26,403
از زمان دبستان تا به الان، اون همه سگ
و گربه ها رو توي تله ميندازه

228
00:17:26,612 --> 00:17:28,978
و بعدش اونا رو توي "ماشين اعدام"ـش ، شکنجه ميده

229
00:17:29,181 --> 00:17:30,910
"ماشين اعدام؟"

230
00:17:31,550 --> 00:17:34,075
اختراع عجيبي کرده

231
00:17:34,286 --> 00:17:37,915
بعد از اون کار عکساش رو توي اينترنت ميذاره

232
00:17:38,123 --> 00:17:40,250
<i>سايت تحقيقات پروفسور نابغه</i>

233
00:17:41,226 --> 00:17:43,285
<i>ماشين جديد تحت توسعه يافتن ميباشد
!فرصت را از دست ندهيد</i>

234
00:17:43,495 --> 00:17:47,056
با دبستانش تماس گرفتم و باهاشون دعوا کردم

235
00:17:47,399 --> 00:17:50,027
ولي اونا فقط گفتن که مشکل، اون معلم نبوده

236
00:17:50,836 --> 00:17:53,737
اندکي پيش وقتي خواستم
...اين موضوع رو فراموش کنم

237
00:17:54,039 --> 00:17:55,336
رشته ي اصليتون چي بود؟

238
00:17:55,541 --> 00:17:57,270
الف" اومد به آزمايشگاهم"

239
00:17:57,476 --> 00:17:58,670
رشتم شيمي بود

240
00:17:59,678 --> 00:18:01,009
کار با وسايل برقي

241
00:18:02,448 --> 00:18:06,282
دانش پدرت از من خيلي بيشتره

242
00:18:07,920 --> 00:18:10,354
بازش کن، يه چيزي خوبي داخلشه

243
00:18:19,331 --> 00:18:20,229
عالي نيست؟

244
00:18:25,270 --> 00:18:27,465
مگه من خوک کثيف توئم؟

245
00:18:28,040 --> 00:18:31,942
اينو درست کردي که حيوانات بيشتري رو بکشي؟

246
00:18:32,144 --> 00:18:34,203
فقط همينو ميتوني بگي؟

247
00:18:39,685 --> 00:18:40,947
انفجار

248
00:18:41,320 --> 00:18:42,480
چي؟

249
00:18:43,021 --> 00:18:44,113
نشنيدي

250
00:18:46,158 --> 00:18:49,059
صداي چيز مهمي که براي هميشه ناپديد ميشه

251
00:18:50,963 --> 00:18:53,158
<i>نمايشگاه علوم دبيرستان مرکزي ملي</i>

252
00:18:53,365 --> 00:18:54,889
<i>فرم درخواست</i>

253
00:19:00,506 --> 00:19:02,736
"يه کيف ضد سرقت"

254
00:19:02,941 --> 00:19:05,842
"پول هاتون رو از شرّ دزد ها حفظ کنيد"

255
00:19:07,146 --> 00:19:09,137
اونوقت اين "ماشين اعدام" نيست؟

256
00:19:10,182 --> 00:19:11,740
حالا هرچي. اينجا رو مهر بزن

257
00:19:12,885 --> 00:19:17,254
اون مدلي که اون آشتي کرد، نگرانيش نسبت به امنيت

258
00:19:17,656 --> 00:19:21,353
گزارش پايان نامه ي پاکي
...که با اشتياق نوشته بودش

259
00:19:21,560 --> 00:19:23,255
منو به وحشت انداخت...

260
00:19:23,462 --> 00:19:25,089
"همکاري و کمک کردن به جامعه؟"

261
00:19:25,864 --> 00:19:28,162
اگه فکر ميکني اينقدر خطرناکه

262
00:19:28,367 --> 00:19:30,961
بسپارش به دست قاضي تا درموردش قضاوت کنه

263
00:19:31,803 --> 00:19:36,638
از مدير پرسيدم، ولي تمام ترس
و وحشتم تبديل به خنده شد

264
00:19:37,309 --> 00:19:40,745
"در آخر، اون "کيف ضد سرقتش

265
00:19:41,013 --> 00:19:44,915
برنده ي برترين جايزه در آخرين سال دبيرستان شد

266
00:19:49,121 --> 00:19:50,645
..."شويا"، "شويا"، "شويا"

267
00:19:55,127 --> 00:19:56,594
<i>"اختتام: "شويا</i>

268
00:19:56,795 --> 00:20:01,061
من حقيقت مرگ "مانامي" رو ازش پرسيدم

269
00:20:12,945 --> 00:20:13,809
شوخي ميکنم

270
00:20:15,514 --> 00:20:18,312
با خوشحالي کامل در مورد بجث کرد و توضيح داد

271
00:20:18,717 --> 00:20:24,417
طوري توضيح ميداد که انگار قبل
از مرگ اون بچه، اون مادرش بوده

272
00:20:26,558 --> 00:20:29,584
"انگيزه ي قتل دانش آموز "الف

273
00:20:29,928 --> 00:20:32,089
واقعاً مسخره و خنده دار بود

274
00:20:32,931 --> 00:20:35,798
براي جهاني که از نابغه بودنش قدرداني کنند

275
00:20:36,001 --> 00:20:39,095
اون ميخواست که ازش به عنوان شخص ارشد قدرداني بشه

276
00:20:39,938 --> 00:20:44,671
هرچند، روزي که پروژه ي علميش
وارد رسانه ها و روزنامه ها شد

277
00:20:45,344 --> 00:20:48,336
اون کسي نبود که ازش قدر داني شد

278
00:20:49,047 --> 00:20:52,112
[دختري دبيرستاني، چهار نفر از اعضاي يک خانواده را به قتل رسانده است]

279
00:20:52,918 --> 00:20:56,445
تو به خاطر کاراي خوبي که کردي ازت
تحسين شده، ولي واقعاً کسي خبر نداره

280
00:20:56,688 --> 00:20:59,657
اون شئ احمقانه چيز خاصي نيست

281
00:21:00,859 --> 00:21:02,952
چرا "سيانور" چيز خاصيه؟
[ماده اي که 3 ثانيه بعد از استفاده موجب خفگي و مرگ ميشه]

282
00:21:03,228 --> 00:21:05,196
...اگه مي خواستم کسي رو بکشم

283
00:21:05,530 --> 00:21:07,521
.مي تونستم به راحتي با دستام اينکارو بکنم

284
00:21:08,033 --> 00:21:09,660
دلم ميخواد بکشمش

285
00:21:13,405 --> 00:21:17,102
اين احساسي بود که داشتم

286
00:21:20,879 --> 00:21:24,246
دانش آموز "ب" مدرسه رو
شروع کرد و خودش رو با ورزش سرگرم کرد

287
00:21:24,449 --> 00:21:27,316
ولي ساختمون، ساختمون قوي اي بود و اون
مجبور نبود هميشه با خودش يه راکت حمل کنه

288
00:21:27,519 --> 00:21:29,646
بمير، بمير، بمير، بمير

289
00:21:29,855 --> 00:21:34,155
به خاطر ناراحتيش، جرأت
نداشت با مشاورش صحبت کنه

290
00:21:34,760 --> 00:21:39,595
مادرش نميذاشت ورزش بکنه تا
خودشو براي امتحانات مدرسه آماده کنه

291
00:21:40,499 --> 00:21:43,832
نمره هاش بهبودي نيافت و نگرانيش شروع شد

292
00:21:44,503 --> 00:21:46,403
ولي اصلاً سخت تر شروع به کار نکرد

293
00:21:53,378 --> 00:21:56,905
بردنش کلانتري

294
00:21:57,783 --> 00:22:02,777
ولي وقتي ديد آقاي "نکورا" اومده دنباش جا خورد

295
00:22:02,988 --> 00:22:05,320
پس چرا خانم "موريگوچي" نيومده؟

296
00:22:07,259 --> 00:22:08,385
خفه شو احمق

297
00:22:08,593 --> 00:22:10,823
...بمير، بمير

298
00:22:11,897 --> 00:22:15,333
براي شکستن قوانين بازي هاي کامپيوتري

299
00:22:15,534 --> 00:22:17,297
جريمش کردن

300
00:22:18,904 --> 00:22:23,307
که به مدت دو هفته کنار استخر و اتاق پُرُو رو تميزه کنه

301
00:22:25,177 --> 00:22:27,008
حتي يه روز خوش هم نداشت

302
00:22:30,515 --> 00:22:34,747
اينو از يه دانش آموزي که
توي خونه ي خودش بود شنيدم

303
00:22:36,588 --> 00:22:41,389
مادرش کنارش مينشست، و وقتي
...صحبت ميکرد، مادرش ميگفت

304
00:22:41,760 --> 00:22:43,250
طفلکي...

305
00:22:44,129 --> 00:22:46,188
و اينو بارها و بارها تکرار ميکرد

306
00:22:47,099 --> 00:22:50,193
نه به خاطر دختره ي مرده من، بلکه به خاطر خودش

307
00:22:54,306 --> 00:22:58,208
طرفاي ماه فوريه بود که
"دانش آموز "الف" رفت پيش دانش آموز "ب

308
00:22:59,111 --> 00:23:02,171
که گولش بزنه و به سمت
نقشه ي ترسناکانه ش بِکِشَدش

309
00:23:13,692 --> 00:23:15,592
برام جالبه که بدونم اون کيه؟

310
00:23:18,029 --> 00:23:19,326
چيه؟

311
00:23:20,932 --> 00:23:23,332
اين همون چيزيه که برنده ي جايزه شد؟

312
00:23:23,802 --> 00:23:26,737
،الان قدرتش خيلي بيشتر شده
واسه همين ميخوام امتحانش بکنم

313
00:23:27,839 --> 00:23:32,606
ميتونه هر کسي باشه، ولي نقشه
اين بود که بچه ها رو له و لورده کنيم

314
00:23:33,211 --> 00:23:34,906
و بعدش روي آدماي بد امتحانش بکنيم

315
00:23:35,247 --> 00:23:38,273
دانش آموز "ب" اولين نفر
رو آقاي "تکورا" پيشنهاد کرد

316
00:23:39,050 --> 00:23:41,143
دانش آموز "الف" جوابي ندادن

317
00:23:42,754 --> 00:23:45,518
دانش آموز "ب" اسم منو پيش انداختن

318
00:23:45,724 --> 00:23:46,918
اين کارشون نابخشودني بود

319
00:23:47,626 --> 00:23:51,926
دانش آموز خودش که همچنان جايگاهش
محکم بود، معلم ديگه اي رو فرستاد
[منظورش "موريگوچي" است]

320
00:23:52,564 --> 00:23:54,828
اون همين الانش هم يه خوک کثيفه

321
00:23:55,033 --> 00:23:57,934
دانش آموز "الف" از قيد اون ايده گذشت

322
00:23:58,537 --> 00:24:01,005
دخترش چي؟

323
00:24:02,174 --> 00:24:07,009
بايد بهش بفهمونيم که نبايد
.توي تدريس بچه اش رو به دانش آموزاش ارجعيَت بده

324
00:24:07,746 --> 00:24:11,011
دانش آموز "ب" سکندري رفتن هاي "مانامي" رو که ميرفته

325
00:24:11,450 --> 00:24:14,749
اسختر تا به اون سگه (موک) غذا بده رو توصيف ميکردن

326
00:24:15,687 --> 00:24:18,747
و همچنين اون کيفي رو خيلي ميخواستش

327
00:24:19,124 --> 00:24:21,524
ولي من توي پاساژ براش
نخريدم هم توصيف ميکردن

328
00:24:28,033 --> 00:24:29,694
اولين کسي رو که مورد هدف قرار دادن

329
00:24:30,535 --> 00:24:33,402
از همه جوان تر و ضعيف تر بود

330
00:24:34,239 --> 00:24:36,139
اون دختر من بود

331
00:24:50,789 --> 00:24:53,781
مادرت اينو برات نخريد، درسته؟

332
00:24:55,760 --> 00:24:57,091
يا قبلاً برات خريده بودش؟

333
00:24:58,763 --> 00:25:02,631
منم همين فکرو ميکردم، چون
خودش بهمون گفت تا بديمش بهت

334
00:25:02,901 --> 00:25:03,765
جدي ؟

335
00:25:05,537 --> 00:25:08,700
يه کادوي "روز ولنتاين" از طرف مادر دوست داشتنيت
[روزي که معمولاً دختر پسرها به يکديگر هديه ميدهند و بيرون ميروند]

336
00:25:09,841 --> 00:25:10,967
بازش کن

337
00:25:11,543 --> 00:25:13,204
يه شکلات توشه

338
00:25:38,737 --> 00:25:42,332
چي شدش؟ ديگه تکون نميخوره

339
00:25:42,541 --> 00:25:43,906
اون مُرده

340
00:25:44,109 --> 00:25:48,273
کاملاً وحشت برش داشته بود...داد ميزد و فحش ميداد
[منظورش دوستشه که باهم پيش "مانامي" رفته بودن]

341
00:25:48,613 --> 00:25:51,707
شما ميتوني به همه بگي که کار من بوده

342
00:25:52,551 --> 00:25:54,985
بعد از اينکه اون حرف رو زدم، رفتم خونه

343
00:25:57,022 --> 00:25:58,250
...بعدش اون احمق

344
00:26:03,495 --> 00:26:06,020
اگه همه ميفهميدن که اون کيف اون بچه رو کشته

345
00:26:06,932 --> 00:26:09,298
همه به من مظنون ميشدن

346
00:26:20,478 --> 00:26:22,673
واسه همين فهميدم که بايد يه کاري کنم که
به نظر بياد که خودش افتاده توش آب

347
00:26:26,751 --> 00:26:28,719
به خاطر يه غفلت لحظه اي و تصميم اشتباه

348
00:26:51,643 --> 00:26:55,079
اينطوري بود که "مانامي" مُرد

349
00:27:10,729 --> 00:27:12,629
همانطور که قبلاً به اون دوتا پسرها گفتم

350
00:27:13,131 --> 00:27:18,296
اگه پليس اون اتفاق رو يه اتفاق اعلام
نميکرد، هرگز دوباره نظرم رو بازگو نميکردم

351
00:27:21,706 --> 00:27:22,832
ولي هنوز يه چيزي مونده

352
00:27:23,041 --> 00:27:26,568
اون کيف نبود که موجب مرگش شد

353
00:27:30,048 --> 00:27:32,915
خودم کاملاً برسسيش کردم

354
00:27:33,118 --> 00:27:37,316
اون کيف توانايي اينکه بتونه قلب يه
بچه ي 4ساله رو از کار بندازه رو نداره

355
00:27:37,722 --> 00:27:39,781
اين يه کار رقت انگيزه

356
00:27:40,592 --> 00:27:41,923
ميخواي امتحانش کني؟

357
00:27:44,496 --> 00:27:48,489
مانامي" خيلي راحت بيهوش شد"

358
00:27:50,502 --> 00:27:53,471
بعد از اينکه دانش آموز "ب" انداختش توي استخر، غرق شد

359
00:27:53,672 --> 00:27:57,403
اين دليل مُسلَم مرگ "مانامي" ـه

360
00:27:59,077 --> 00:28:00,510
خيلي طعنه آميزه

361
00:28:01,479 --> 00:28:05,711
دانش آموز "الف" قصد آدم کشي
داشت، ولي قادر به انجامش نبود

362
00:28:06,518 --> 00:28:11,820
دانش آموز "ب" هم همينطور بود، ولي باعث مرگش شد

363
00:28:12,891 --> 00:28:14,756
حتي اگر هم اظهار به قدرت و تواناييش رو ميکردن

364
00:28:14,959 --> 00:28:19,293
قانون نوجوان ها، نظارت بر اين موضوع
رو به اختيار يه سرايدار ساده سپرد

365
00:28:20,098 --> 00:28:22,157
کسي که کاملاً نسبت به اين
اهداف و نيات بيگناه و معصوم بود

366
00:28:23,134 --> 00:28:26,900
من فتوي دادم که به اين يه نفر بسنده نکنند

367
00:28:28,640 --> 00:28:33,509
معلمين مسئولين که بچه ها
رو به راه راست هدايت کنند

368
00:28:35,213 --> 00:28:40,515
ازشون ميخوام که جرمشون رو بپذيرن و
اينو درک کنن که زندگي چقدر با ارزشه

369
00:28:41,686 --> 00:28:46,783
ميخوام که به ميزان سنگيني جرمشون پي ببرن
و تا آخر عمر با اون سنگيني زندگي کنن

370
00:28:51,096 --> 00:28:53,564
...اون شيري که همتون خوردين

371
00:28:54,299 --> 00:28:58,360
در دوتاشون يه چيزي باهاش مخلوط شده بود...

372
00:29:03,541 --> 00:29:08,240
"دکتر "ساکوراميا HIV خون مبتلا به

373
00:29:20,825 --> 00:29:22,224
!ساکت شين

374
00:29:24,229 --> 00:29:27,130
هردتون به اندازه ي کافي ازش نوشيدين

375
00:29:27,332 --> 00:29:28,299
ممنونم

376
00:29:28,800 --> 00:29:32,497
خواهشاً ميکنم که حتماً در اين
يکي دو ماه آينده آزمايش خون بدين

377
00:29:32,804 --> 00:29:36,968
اگه جواب داده بود، بايد بين 5 تا 10 سال
تا پايان دوره ي نهفتگيش صبر کنين

378
00:29:37,809 --> 00:29:39,777
...فکر ميکنم مدت زياده تا

379
00:29:39,978 --> 00:29:43,345
تا به عمق موضوع پي ببرين و
از ارزش زندگي قدر داني کنين

380
00:29:59,497 --> 00:30:00,555
...در فصل بهار

381
00:30:01,032 --> 00:30:05,435
...زمانيست که گل ها، درختان، چمن ها، پرندگان، مردم

382
00:30:05,737 --> 00:30:08,205
همه با طراوت ميشن و شکوفه ميدن...

383
00:30:15,814 --> 00:30:16,712
از همتون خواهش ميکنم

384
00:30:18,049 --> 00:30:20,540
که بهار پر معنايي داشته باشين

385
00:30:21,719 --> 00:30:23,084
"اعتراف نامه ي "يوکو موريگوچي"

386
00:30:23,288 --> 00:30:24,880
اين پايانش بود

387
00:31:13,271 --> 00:31:14,932
..."خانم "موريگوچي

388
00:31:16,474 --> 00:31:18,738
باورتون ميشه؟

389
00:31:21,346 --> 00:31:25,646
بعد از اينکه شما رفتين و ترم جديد شروع شد

390
00:31:29,287 --> 00:31:32,347
کلاسمون ميتونه هنوز هم پر از
اين صورت هاي خندان باشه؟

391
00:31:33,458 --> 00:31:35,255
[ششم آپريل - کلاس هشتم، کلاس "ب" - شروع ترم جديد]

392
00:31:35,460 --> 00:31:40,989
آپريل شد...يه دفعه کلاس هشتم
رسيديم و يه معلم جديد اومده بود

393
00:31:41,199 --> 00:31:45,101
وِر-دِر"، از زمان دوران مدرسم اين لقبمه"

394
00:31:47,038 --> 00:31:49,097
به اين معني نيست که تمام زندگيم
رو در غم و غصه گذروندم

395
00:31:49,307 --> 00:31:51,502
جوک هايي ميگه اصلاً خنده دار نيستن

396
00:31:54,045 --> 00:31:55,842
براي روز اول خيلي خودموني شده

397
00:31:55,843 --> 00:31:59,943


398
00:31:56,047 --> 00:31:57,241
هاياکاوا" ؟"

399
00:31:57,682 --> 00:31:58,944
نائوکي" ؟"

400
00:31:59,217 --> 00:32:01,583
.اشکال نداره، سرما خورده

401
00:32:01,786 --> 00:32:05,313
همه مي دونستيم که
.نائوکي" به خاطر سرما خوردگي غائب نبود"

402
00:32:06,090 --> 00:32:08,524
...چيزي که خيلي ما رو متعجب کرده بود

403
00:32:09,327 --> 00:32:12,990
.اين بود که "شويا" مرتب به مدرسه ميومد...

404
00:32:13,197 --> 00:32:16,462
.اون زمانا زياد توي درس خوندن جدي نبودم

405
00:32:17,001 --> 00:32:21,563
ولي بعدش يک کتاب خوندم که
.زندگيمو از اين رو به اون رو کرد

406
00:32:24,309 --> 00:32:26,277
...اين جُکش نه تنها بي مزه بود

407
00:32:28,212 --> 00:32:30,809
.بلکه بسيار جُکِ شکنجه دهنده اي بود...

408
00:32:31,316 --> 00:32:35,548
وقتي از شناخت اين هستي درمانده شدم"
".شروع کردم به خواندن انجيل

409
00:32:36,354 --> 00:32:40,347
و آنجا بود که "
".روش صحيح آموزش را ياد گرفتم

410
00:32:41,759 --> 00:32:43,989
،اگر شخصي 100 گوسفند داشته باشد"

411
00:32:44,629 --> 00:32:46,221
،و فقط يکي از آنها گم (منحرف) شد

412
00:32:47,098 --> 00:32:49,362
،در اين صورت صحيح است که آن 1 گوسفند را هدايت کند

413
00:32:50,501 --> 00:32:54,335
"...حتي اگر براي آن 99تاي ديگر ريسک کند

414
00:32:54,639 --> 00:32:56,038
!ادامه بده، شما حرف نداريد

415
00:33:01,079 --> 00:33:04,173
.من مي خوام که شما کاملن با من راحت باشيد

416
00:33:04,916 --> 00:33:07,749
.اونا فقط يه مشت آدم بزدل بودند

417
00:33:08,019 --> 00:33:10,317
.هر مشکلي که داشتيد مي تونيد رو من حساب کنيد

418
00:33:11,823 --> 00:33:15,190
اونا فقط مي خواستند از حقيقتي که
.خانم "موريگوچي" بهشون نشون داد، فرار کنند

419
00:33:15,393 --> 00:33:16,917
!با تمام وجود از شما حمايت خواهم کرد

420
00:33:19,564 --> 00:33:22,226
.همشون خودشون رو به احمقي زده بودند

421
00:33:22,433 --> 00:33:25,561
! منو مثل برادرتون بدونيد

422
00:33:27,905 --> 00:33:31,306
("اعترافياتِ "ميزوکي کيتاهارا)

423
00:33:31,509 --> 00:33:34,842
("نويسنده: دکتر "ساکوراميا)

424
00:33:36,781 --> 00:33:37,372
مي-يو" ؟"

425
00:33:37,915 --> 00:33:38,939
ناتسکي" ؟"

426
00:33:39,250 --> 00:33:40,114
سوگي-جون" ؟"

427
00:33:40,385 --> 00:33:41,443
ميساپون" ؟"

428
00:34:03,508 --> 00:34:04,406
. معذرت مي خوام

429
00:34:08,513 --> 00:34:09,912
. من به شما يه دروغي گفتم

430
00:34:10,982 --> 00:34:14,645
نائوکي" به خاطر سرماخوردگي نيست که نمياد مدرسه؛"

431
00:34:15,086 --> 00:34:17,281
.ولي اون از مدرسه فراري نيست

432
00:34:17,488 --> 00:34:20,946
اون دوست داره بياد
.ولي از يک بيماريِ روحي رنج مي بره

433
00:34:21,159 --> 00:34:26,256
،تنها کسي که اونجا دليل نيومدن "نائوکي" رو نمي دونست
.خوده "وردر" بود

434
00:34:26,464 --> 00:34:28,397
<i>هر کس که حرف هاي "مريگوچي" رو
به "وردر" بگه، باهاش مثل يک دانش آموز "ج" برخورد خواهيم کرد</i>

435
00:34:28,497 --> 00:34:31,397
اون پيغامِ بي نام
...درست بعد از اتمام ترم

436
00:34:32,603 --> 00:34:34,730
.براي تمام بچه هاي کلاس فرستاده شد...

437
00:34:34,939 --> 00:34:39,035
چطوره که همه با هم
يک جوّ خوب براي برگشتنِ "نائوکي" محيّا کنيم ؟

438
00:34:43,581 --> 00:34:47,642
،براي مثال
...چطوره بروشو هايي تهيه کنيم

439
00:34:47,852 --> 00:34:51,913
"و هفته اي يک بار من و "ميزوکي
بريم و تحويلشون بديم ؟

440
00:34:53,057 --> 00:34:55,116
نظر تو چيه، "ميزوکي" ؟

441
00:34:59,163 --> 00:34:59,925
.ممنونم

442
00:35:00,198 --> 00:35:01,995
ميزوکي"، تو لقبي چيزي نداري ؟"

443
00:35:02,667 --> 00:35:03,497
ميزوکيِ چُلاق
(تلفظش شبيه اسمشه و معنيش هم تو همين مايه هاست)

444
00:35:04,902 --> 00:35:09,669
.توي ابتدائي منو به اين اسم صدا ميزدند

445
00:35:09,907 --> 00:35:10,771
! ميزو ِ چلاق

446
00:35:10,975 --> 00:35:12,067
! ميزو ِ چلاق

447
00:35:13,277 --> 00:35:15,904
.تلفظش مثل "ميزوها" بود

448
00:35:16,013 --> 00:35:19,779
ميزوها"، آره ؟"
.منم از اين به بعد تورو به اين اسم صدا ميزنم

449
00:35:24,956 --> 00:35:25,820
! بلندتر

450
00:35:51,382 --> 00:35:52,747
نائوکي" کجاست ؟"

451
00:35:58,890 --> 00:36:01,791
،اگه معلم قبلي هم مثل شما مي بود

452
00:36:01,993 --> 00:36:05,258
.نائوکي" هيچوقت به اين حال و روز نمي افتاد"

453
00:36:05,630 --> 00:36:09,532
اون خانم، يه مادر مجرد بود، درسته ؟

454
00:36:10,201 --> 00:36:13,193
...خب معلومه وقتي بچه ات رو بياري به محل کارت

455
00:36:13,404 --> 00:36:19,070
،براي طفره رفتن از بحث اصلي
.مرتب از خانم "موريگوچي" انتقاد مي کرد

456
00:36:20,244 --> 00:36:25,614
اون همش درگير بچه اش بود
.واسه همين اشتياقي براي درس دادن نداشت

457
00:36:25,816 --> 00:36:27,283
... -
طفلکي "نائوکي" ؛ -

458
00:36:27,718 --> 00:36:31,279
نائوکي" از اون بچه هاست که"
.اگه بخواد هر کاري مي تونه انجام بده

459
00:36:31,689 --> 00:36:34,214
.واسه کمک به "نائوکي" مي تونيد رو من حساب کنيد

460
00:36:34,425 --> 00:36:36,017
.خيلي ممنون از لطفتون

461
00:36:40,498 --> 00:36:41,760
...عزيزم

462
00:36:47,939 --> 00:36:50,373
!سرت به کار خودت باشه

463
00:36:59,150 --> 00:37:01,175
. اينا همش تقصير اون زنيکه ـست

464
00:37:01,385 --> 00:37:03,477
("اعترافياتِ "يوکو شيمُمورا)
[مادرِ نائوکي]

465
00:37:03,721 --> 00:37:07,555
اون "نائوکي"ِ دوست داشتنيِ من
. ...حالا شده اين

466
00:37:07,758 --> 00:37:09,020
.ميرم بشاشم

467
00:37:10,595 --> 00:37:16,090
دوست نداره به چيزايي که خودش دست زده، دست بزنيم

468
00:37:16,434 --> 00:37:19,892
.مرتب همه چي رو تميز مي کنه

469
00:37:25,343 --> 00:37:26,367
...ولي به هر دليلي که هست

470
00:37:27,712 --> 00:37:29,043
،مو هاشو نمي شوره

471
00:37:30,948 --> 00:37:32,006
.و حموم نميره

472
00:37:34,418 --> 00:37:35,442
...زنيکه کثافت

473
00:37:35,686 --> 00:37:37,017
چرا "مانامي" ؟

474
00:37:37,688 --> 00:37:40,248
چرا اون مستحق مُردن بود ؟

475
00:37:40,458 --> 00:37:42,016
چه کس شعري داري ميگي ؟

476
00:37:42,226 --> 00:37:46,253
طوري حرف ميزد که انگار
تقصير "نائوکي" بوده که دخترش مُرده؛

477
00:37:47,732 --> 00:37:54,194
.اون فقط مي خواسته به رفيق ِ نابابش کمک کنه

478
00:37:54,405 --> 00:37:56,202
.پسرک بيچاره ام

479
00:37:58,309 --> 00:37:59,674
...عزيزکم

480
00:38:02,246 --> 00:38:03,076
! گورتو گم کن

481
00:38:26,671 --> 00:38:28,571
اصلن از کاري که کردي پشيمون نيستي، نه ؟

482
00:38:49,026 --> 00:38:51,460
(!شويا واتانابي، بمير)

483
00:38:59,870 --> 00:39:00,859
(قاتل)

484
00:39:01,072 --> 00:39:02,369
...12امتياز، 8 امتياز

485
00:39:04,241 --> 00:39:06,368
(!بمير، اي قاتل)

486
00:39:06,577 --> 00:39:08,511
. دو امتياز به "ماکاوا" اضافه شد

487
00:39:21,492 --> 00:39:24,289
«"جدول امتيازات مسابقه ي " او را اذيت کن»

488
00:39:43,013 --> 00:39:44,844
:اين پيغام براي همه ارسال شد

489
00:39:45,049 --> 00:39:46,812
"!جهاد عليه قاتل! تا مي توني امتياز جمع کن"

490
00:39:47,485 --> 00:39:49,248
.البته بازم معلوم نبود از طرف کي ارسال شده

491
00:39:55,593 --> 00:39:58,084
کي يه نامه براي "نائوکي" مي نويسه
تا حالش بهتر بشه ؟

492
00:40:31,729 --> 00:40:34,129
... ق مثل

493
00:40:34,331 --> 00:40:35,195
! "قوي باش در مقابل سختي ها"

494
00:40:35,399 --> 00:40:36,525
...ا مثل

495
00:40:36,734 --> 00:40:38,599
! "انزوا و گوشه گيري مشکلي رو حل نميکنه"

496
00:40:38,803 --> 00:40:40,600
...ت مثل

497
00:40:40,805 --> 00:40:43,000
! "تلاش کن براي خوش بختي"

498
00:40:43,207 --> 00:40:44,105
...ل مثل

499
00:40:44,308 --> 00:40:46,173
! "لعنت به هرچي غصه ـست"

500
00:40:47,812 --> 00:40:49,609
حالش چطوره ؟

501
00:40:49,814 --> 00:40:51,372
مي تونم فقط دو کلام باهاش حرف بزنم ؟

502
00:41:01,826 --> 00:41:03,157
...آقا

503
00:41:04,695 --> 00:41:05,992
.منو "وردر" صدا کن

504
00:41:07,031 --> 00:41:10,762
.نائوکي" با اين کارا به مدرسه بر نمي گرده"

505
00:41:11,068 --> 00:41:12,262
.به نظر من حتي حالشو بدتر مي کنه

506
00:41:12,470 --> 00:41:15,439
. ميزو"، ما الان در نقطه ي حساسي هستيم"

507
00:41:15,639 --> 00:41:18,506
.چيزي تا موفقيت نمونده

508
00:41:21,178 --> 00:41:22,907
"ما منتظرتيم"

509
00:41:23,747 --> 00:41:25,715
"برگرد پيشمون"

510
00:41:36,994 --> 00:41:38,461
چرا آخه.... ؟

511
00:41:39,463 --> 00:41:41,454
...هر دفعه که اونا سر و کله ـشون پيدا ميشه

512
00:41:41,665 --> 00:41:43,997
..."پسر خوبم، "نائوکي...

513
00:41:46,036 --> 00:41:48,004
.کلّي آشفته و ناراحت ميشه...

514
00:41:51,475 --> 00:41:52,567
،اون معلم احمق

515
00:41:54,545 --> 00:41:56,740
،با اون حرف هاي اميد دهنده اش

516
00:41:59,583 --> 00:42:01,608
.هيچ سودي نداره

517
00:42:09,226 --> 00:42:11,751
.توي غذاش يه قرص خواب آور گذاشتم

518
00:42:16,033 --> 00:42:18,695
.شوهرم هميشه سر کار بود

519
00:42:19,236 --> 00:42:22,034
.دخترم هم در دانشگاه توکيو درس مي خونه

520
00:42:23,140 --> 00:42:24,698
...اون بچه

521
00:42:26,176 --> 00:42:28,371
.فقط من رو داشت...

522
00:42:30,514 --> 00:42:32,414
.بايد ازش محافظت مي کردم

523
00:43:23,701 --> 00:43:24,429
...مامان

524
00:43:26,337 --> 00:43:27,668
.عزيزکم

525
00:43:38,716 --> 00:43:40,445
اين کيه ؟

526
00:43:43,954 --> 00:43:45,421
چرا داره مي خنده ؟

527
00:43:51,228 --> 00:43:52,695
...ماه ژوئن بود

528
00:43:57,534 --> 00:43:59,365
.يه شکايت به دستم رسيده

529
00:44:00,337 --> 00:44:03,966
.از "شويا واتانابي" بخاطر قلدري هاش شکايت شده

530
00:44:07,244 --> 00:44:11,442
اين برگه رو ديروز لاي تکاليفتون پيدا کردم؛

531
00:44:12,650 --> 00:44:17,110
دوست ندارم دانش آموزي
.الکي بياد شکايت بکنه

532
00:44:17,755 --> 00:44:19,985
.اين کار شما از روي حسودي بوده

533
00:44:21,325 --> 00:44:26,388
.شما از اينکه "شويا" پسر زرنگيه حسوديتون ميشه

534
00:44:26,864 --> 00:44:31,164
ولي اينکه دليل نميشه چون اون بچه زرنگيه
!شماها فکر کنيد يه مشت بي مصرفيد

535
00:44:31,368 --> 00:44:34,269
.هيچکس همچين فکري نمي کرد

536
00:44:34,838 --> 00:44:38,103
باهوش بودن بخشي از ويژگي هاي شخصيِ
.شويا" ـست"

537
00:44:38,509 --> 00:44:41,410
مثل خيلي از شما که ممکنه
.ويژگي هايي داشته باشيد که بقيه نداشته باشند

538
00:44:41,612 --> 00:44:43,944
ويژگيِ اذيت کردن افراد ضعيف

539
00:44:44,515 --> 00:44:46,676
ويژگيِ فراموش کردنِ چيزهايي که از رو به رو شدن باهاش مي ترسند

540
00:44:47,151 --> 00:44:49,949
از همتون مي خوام
.سعي در پرورشِ اون قابليت ها داشته باشيد

541
00:44:51,155 --> 00:44:54,488
.من هميشه پشتتون هستم

542
00:45:10,874 --> 00:45:12,705
تو رفته بودي خبرچيني کرده بودي، آره؟

543
00:45:12,910 --> 00:45:14,502
.نخير

544
00:45:14,712 --> 00:45:15,701
.من نبودم

545
00:45:16,113 --> 00:45:20,140
...دليل اين که به من مظنون شده بودند اين بود که

546
00:45:20,350 --> 00:45:22,011
.هيچ امتيازي توي اون مسابقه نياورده بودم...

547
00:45:22,219 --> 00:45:23,243
(ميزوکي: 0  امتياز)

548
00:45:34,565 --> 00:45:36,294
رفتي با يه قاتل متحد شدي ؛

549
00:45:36,734 --> 00:45:38,599
تو اصلن هيچ احساساتي داري ؟

550
00:45:40,771 --> 00:45:43,035
دلت براي خانم "موريگوچي" نمي سوزه ؟

551
00:45:46,710 --> 00:45:47,404
.بذار برم

552
00:45:47,711 --> 00:45:50,145
...ببوسش... ببوسش

553
00:45:54,485 --> 00:45:55,918
...خانم

554
00:45:57,454 --> 00:45:59,445
.اوضاع کلاس بدجور به هم ريخته شده

555
00:46:07,531 --> 00:46:09,294
.نائوکي" داره گريه مي کنه"

556
00:46:10,234 --> 00:46:15,570
.احتمالن داره به اون اتفاق فکر مي کنه

557
00:46:16,907 --> 00:46:22,209
.دلش واسه اون دختر کوچولو مي سوزه

558
00:46:23,514 --> 00:46:24,708
.کاملن اين رو متوجه مي شدم

559
00:46:27,050 --> 00:46:29,484
.اون اصلن عوض نشده

560
00:46:30,220 --> 00:46:32,347
...همون پسر نجيب و مهربون

561
00:46:33,524 --> 00:46:34,456
.پسرک عزيزم

562
00:46:41,565 --> 00:46:42,691
...قـ ... ـا

563
00:46:47,571 --> 00:46:52,008
...تـ ... ـل...

564
00:46:53,610 --> 00:46:54,668
" قاتـل "

565
00:47:32,916 --> 00:47:35,441
(مي توني بياي به پُلِ "کوشو" ؟)

566
00:47:42,159 --> 00:47:44,184
(.ميام)

567
00:47:57,185 --> 00:48:01,185
(جواب آزمايشه ايدز ـه که نوشته منفيه)

568
00:48:02,512 --> 00:48:04,070
.فقط مي خواستم بدوني

569
00:48:07,551 --> 00:48:08,711
.نگران نبودم

570
00:48:11,288 --> 00:48:13,153
. مي دونستم حالت خوبه

571
00:48:27,905 --> 00:48:29,894
بريم يه نوشيدني بزنيم ؟

572
00:48:34,845 --> 00:48:35,834
گفتي که مي دونستي حالم خوبه ؟

573
00:48:39,383 --> 00:48:41,783
.حدس مي زدم که "موريگوچي" دروغ ميگه

574
00:48:43,820 --> 00:48:46,516
. ...قاطي کردنِ خونِ ايدزي توي شير

575
00:48:47,791 --> 00:48:50,521
.بايد خنگ باشي که باور کني

576
00:48:50,928 --> 00:48:51,952
چطور مگه ؟

577
00:48:52,829 --> 00:48:54,091
.بهش فکر کن

578
00:48:54,564 --> 00:48:58,660
اگه اون جدي جدي مي خواست
...تو رو بکشه يا ازت انتقام بگيره

579
00:49:00,637 --> 00:49:03,105
نمي اومد اون چرتو پرت هارو...
.در مورد باارزش بودنِ زندگي بگه

580
00:49:03,373 --> 00:49:04,533
...خودمم حدس مي زدم

581
00:49:04,741 --> 00:49:06,470
.هيچ وقت همچين کاري نميکرد

582
00:49:06,977 --> 00:49:10,743
،فرقي هم نمي کنه که چقدر ازت متنفره

583
00:49:11,648 --> 00:49:13,206
.مي دونستم که اون همچين کاري نمي کنه

584
00:49:14,584 --> 00:49:20,352
اون با اين کار مي خواست
.شما دوتا به کاري که کرديد فکر کنيد

585
00:49:22,059 --> 00:49:23,890
.مطمئنم

586
00:49:24,895 --> 00:49:26,487
...تو از من

587
00:49:27,731 --> 00:49:28,993
نمي ترسي ؟

588
00:49:35,539 --> 00:49:37,473
حتي اگه بهت بگم اون دانش آموزِ "الف" من هستم ؟

589
00:49:40,811 --> 00:49:43,609
چرا نتيجه ي آزمايشت رو به من نشون دادي ؟

590
00:49:46,616 --> 00:49:48,709
زندگيِ من بي ارزشه؛

591
00:49:50,620 --> 00:49:52,713
.ولي مالِ تو نه...

592
00:50:50,647 --> 00:50:55,380
تو بودي که اون پيغام ها رو واسه همه مي فرستادي؛

593
00:50:55,719 --> 00:50:57,050
درست نمي گم آقاي "هوشينو" ؟

594
00:51:07,764 --> 00:51:09,891
...دوباره اگه زر زر کني

595
00:51:10,634 --> 00:51:13,034
.مجبور ميشم از تو هم لب بگيرم

596
00:51:14,771 --> 00:51:15,999
.شوخي کردم

597
00:51:56,480 --> 00:51:59,209
...هر چيزي که بهش دست زده رو

598
00:52:00,317 --> 00:52:01,875
.مي خَرم

599
00:52:23,807 --> 00:52:26,935
.بهتره نخوري، شايد ايدز بگيري

600
00:52:29,713 --> 00:52:31,112
...در آخرين روز از ترمِ آخر

601
00:52:31,615 --> 00:52:34,277
...خانم "موريگوچي" شير ـمو آلوده کرد به

602
00:52:34,484 --> 00:52:40,047
.وحشتناک ترين چيزي بود که تاحالا شنيده بودم

603
00:52:41,725 --> 00:52:43,249
..."اون يارو "موريگوچي

604
00:52:44,261 --> 00:52:45,592
.شيطاني در لباس آدميزاد بود...

605
00:52:46,229 --> 00:52:48,459
،عزيزم
.پاشو؛ بايد ببرمت بيمارستان

606
00:52:50,300 --> 00:52:51,164
.برام زياد مهم نيست

607
00:52:51,368 --> 00:52:54,929
اينقدر احمق نباش؛
اگه بميري بعد من چکار کنم ؟

608
00:52:55,138 --> 00:52:56,537
،من يه قاتل ـم
.خودت که مي دوني

609
00:52:56,740 --> 00:52:57,866
.مزخرف نگو

610
00:52:58,241 --> 00:53:00,835
تو فقط واسه اينکه به دوستت کمک کني
.جسد رو انداختي توي استخر

611
00:53:01,044 --> 00:53:04,445
،اون نمرده بود
.فقط بيهوش شده بود

612
00:53:04,748 --> 00:53:06,773
.من انداختمش توي استخر

613
00:53:09,386 --> 00:53:11,286
...ولي... اونا که مي گفتند

614
00:53:11,488 --> 00:53:15,219
.خب تو که نمي دونستي اون زنده ـست

615
00:53:15,425 --> 00:53:16,824
...اشتباه مي کني مامان

616
00:53:18,862 --> 00:53:22,491
.درست وقتي که توي بغلم بود، به هوش اومد

617
00:53:31,875 --> 00:53:33,206
...و بعدش هم

618
00:53:33,910 --> 00:53:35,275
... من

619
00:53:45,956 --> 00:53:47,355
...در ماه جولاي

620
00:53:52,229 --> 00:53:57,428
.ديگه کسي "شويا" رو اذيت نمي کرد

621
00:53:59,202 --> 00:54:01,363
(ديگه کسي "شويا" رو اذيت نمي کرد)

622
00:54:12,415 --> 00:54:14,076
نخونش؛
.اون يه نامه ـست

623
00:54:14,284 --> 00:54:15,148
به کي ؟

624
00:54:15,352 --> 00:54:17,513
.هيچکس؛ قرار نيست بفرستمش

625
00:54:17,887 --> 00:54:21,448
.فقط دوست دارم احساساتم رو بنويسم

626
00:54:31,001 --> 00:54:32,263
.فوق العاده ـست

627
00:54:33,303 --> 00:54:34,793
."واقعن عاليه، "شويا

628
00:54:37,674 --> 00:54:39,733
.اون تموم چيزي بود که من نياز داشتم

629
00:54:41,978 --> 00:54:45,641
.من فقط يه نفر رو مي خواستم که تمجيد و ستايشم کنه

630
00:54:47,951 --> 00:54:49,782
...مدت زياديه که

631
00:54:50,787 --> 00:54:52,084
.مادر ندارم

632
00:54:52,956 --> 00:54:54,423
...خيلي تنها بودم

633
00:54:55,025 --> 00:54:57,993
در مورد تموم چيزايي که
،تاحالا جرئت نمي کردم در موردش حرف بزنم

634
00:54:58,194 --> 00:55:00,128
.با "شويا" در موردش حرف زدم...

635
00:55:01,031 --> 00:55:02,962
...در مورد اون دختر ديوونه اي که

636
00:55:03,533 --> 00:55:05,467
،در درون من بود...
.و چهره ي ديگه ي من بود

637
00:55:07,237 --> 00:55:13,606
من چهره ي واقعي ـمو بهش نشون دادم؛
.چهره اي که تاحالا هيچکس ديگه اي نديده بود

638
00:55:21,051 --> 00:55:24,384
کسي توي زندگيت هست که دوست داشته باشي بکُشيش ؟

639
00:55:31,661 --> 00:55:32,650
.خواهش مي کنم برو

640
00:55:33,496 --> 00:55:35,623
!نائوکي"، اگه اونجايي گوش کن ببين چي مي گم"

641
00:55:35,832 --> 00:55:39,097
!با انزوا و گوشه گيري هيچ چيزي حل نميشه

642
00:55:44,574 --> 00:55:47,202
.بيا مشکلاتت رو برام بگو

643
00:55:47,811 --> 00:55:52,043
.من تمومش رو برات حل مي کنم
!"حرفم رو باور کن، "نائوکي

644
00:55:52,515 --> 00:55:55,177
.فردا براي مراسم آخرِ ترم مدرسه باشي

645
00:55:55,518 --> 00:55:56,951
!ما منتظرتيم

646
00:56:09,065 --> 00:56:11,761
.ممنون که هميشه همراهم مياي

647
00:56:23,012 --> 00:56:24,036
..."اين "نائوکي

648
00:56:25,115 --> 00:56:26,844
.ديگه اوني که من مي شناختم نيست...

649
00:56:27,951 --> 00:56:29,851
...اون "نائوکي" ِ مهربون و نجيبِ من

650
00:56:31,087 --> 00:56:32,577
.ديگه از بين رفته

651
00:56:37,794 --> 00:56:40,854
،يوشوهيکو" و"ماريکو" ي عزيز"

652
00:56:42,232 --> 00:56:43,722
...بدرود

653
00:56:44,000 --> 00:56:45,331
. و پوزش مي خواهم

654
00:56:47,704 --> 00:56:51,765
...من ميروم و "نائوکي" را نيز با خود به

655
00:57:09,225 --> 00:57:14,458
[به بهشت مي برم...]

656
00:57:28,678 --> 00:57:30,236
.عزيزم

657
00:57:31,948 --> 00:57:35,543
...روز بعد، به خاطر جلسه اي که براي معلم ها برگزار شده بود

658
00:57:36,419 --> 00:57:38,979
.مراسم پايان ترم زودتر تموم شد...

659
00:57:40,757 --> 00:57:41,951
..."به نظر ميرسيد که "نائوکي

660
00:57:44,360 --> 00:57:46,385
.مادرش رو کشته بود...

661
00:58:05,381 --> 00:58:08,578
.دقيقن چيزهايي که مي دوني رو به پليس بگو

662
00:58:10,253 --> 00:58:11,379
.باشه

663
00:58:14,924 --> 00:58:18,325
،"خانمِ... خانم "موريگوچي

664
00:58:19,596 --> 00:58:23,930
.دوست داشتم يه چيزي رو ازتون بپرسم

665
00:58:25,134 --> 00:58:27,932
واقعن زندگي همينقدر ارزش داره ؟

666
00:58:30,473 --> 00:58:33,772
واقعن اينطوريه ؟
زندگيِ همه همينطوره ؟

667
00:58:43,386 --> 00:58:46,787
.من دارو هاي مختلف رو جمع مي کردم

668
00:58:47,857 --> 00:58:49,154
...شايد

669
00:58:49,459 --> 00:58:51,825
.شايد ازونا براي خودکشي استفاده کنم...

670
00:58:53,930 --> 00:58:59,698
و همچنين ميشد بريزمشون توي غذاي "وردِر" ؛

671
00:59:01,271 --> 00:59:04,240
.زندگيِ اون هم چندان با ارزش نبود

672
00:59:04,775 --> 00:59:10,905
شما هم دقيقن همون حسي رو نسبت به "نائوکي" و "شويا" داريد
.که مادر "نائوکي" نسبت به اون داشت

673
00:59:11,648 --> 00:59:15,448
.نه نمي تونم باور کنم که اين حقيقت داره

674
00:59:19,455 --> 00:59:22,253
...ولي خيلي وحشتناکه

675
00:59:23,459 --> 00:59:25,723
...وقتي به اين فکر مي کنم که...

676
00:59:26,829 --> 00:59:29,195
.بخشي از وجودم اهميتي نميده اگه آقاي "وردر" بميره...

677
00:59:32,068 --> 00:59:34,536
.همه چي رو به اونا گفتم

678
00:59:35,572 --> 00:59:37,267
.اونجا، "نائوکي" کلاً فراموش شد

679
00:59:37,473 --> 00:59:40,374
...دليل کاري که کرده بود

680
00:59:41,010 --> 00:59:42,204
...همه ي کارهايي که کرده بود

681
00:59:44,380 --> 00:59:46,348
.تقصير "وردر" بوده

682
01:00:10,807 --> 01:00:15,767
.هيچکس به من نگفته بود (ياد نداده بود) که قتل کار اشتباه ـيه

683
01:00:18,281 --> 01:00:21,581
...وقتي کوچک بودم

684
01:00:22,219 --> 01:00:26,052
.مادرم برام در مورد "قانون اُهم" و "نظريه نورتون" حرف ميزد

685
01:00:26,389 --> 01:00:29,324
.هميشه در مورد چيزهاي مربوط به الکترونيک حرف ميزد

686
01:00:30,727 --> 01:00:33,594
...اون همه ي اسباب بازي هامو خراب مي کرد

687
01:00:39,302 --> 01:00:42,601
.تا طريقه ي کارشون رو بهم ياد بده...

688
01:00:46,809 --> 01:00:50,939
.مادرم در نوع خودش يک پژوهشگر فوق العاده بود

689
01:00:52,749 --> 01:00:56,742
،ولي اون با يه آدم کودن ازدواج کرده بود

690
01:00:57,420 --> 01:00:58,819
...و بعدش هم

691
01:00:59,722 --> 01:01:01,349
.منو به دنيا آوردن

692
01:01:02,992 --> 01:01:05,961
...مادرم بعد از اينکه منو به دنيا آورد

693
01:01:06,496 --> 01:01:10,899
به آينده ي درخشان ـش در پژوهشگري
پشت کرد؛

694
01:01:11,401 --> 01:01:13,767
.تو يک پسر باهوشي

695
01:01:14,504 --> 01:01:17,302
.چون خون مادرت توي رگ هاته

696
01:01:21,978 --> 01:01:25,640
،اون خيلي زود از تصميمي که گرفته بود پشيمون شد

697
01:01:26,115 --> 01:01:28,049
...و به خاطر همين

698
01:01:28,484 --> 01:01:29,143
...از من متنفر شد

699
01:01:29,519 --> 01:01:30,816
چرا نمي فهمي ؟

700
01:01:31,020 --> 01:01:33,352
آخه چطور نمي توني کار به اين راحتي رو انجام بدي ؟

701
01:01:39,162 --> 01:01:40,652
.کاش تو اصلن وجود نمي داشتي

702
01:01:41,064 --> 01:01:42,656
...کاش من اصلن وجود نمي داشتم

703
01:01:45,268 --> 01:01:46,667
.ببخشيد

704
01:01:46,869 --> 01:01:51,067
.ببخشيد، ببخشيد

705
01:01:52,041 --> 01:01:53,338
.کافيه

706
01:01:54,877 --> 01:01:58,005
.پدرم ديگه نمي تونست رفتارش رو تحمل کنه و طلاقش داد

707
01:01:59,248 --> 01:02:03,878
مادرم تصميم گرفت
.دوباره حرفه ي پژوهشگري رو ادامه بده

708
01:02:04,654 --> 01:02:07,020
.و در نتيجه، منو ول کرد

709
01:02:08,558 --> 01:02:11,152
...تنها چيزي که برام گذاشت

710
01:02:11,360 --> 01:02:14,557
اين کتاب هاي فوق العاده
.واقعن تأثير زيادي روي من گذاشتند

711
01:02:15,565 --> 01:02:17,396
.مطمئنم که در آينده برات مفيد خواهند بود

712
01:02:17,600 --> 01:02:20,626
. من کلّي کتاب داشتم، به همراه کلّي جدايي

713
01:02:20,837 --> 01:02:23,237
.تو خونِ منو توي رگ هات داري

714
01:02:24,040 --> 01:02:26,770
.قطعن هوش و نبوغ من رو هم به ارث بردي

715
01:02:31,814 --> 01:02:33,042
.به اميد ديدار

716
01:02:58,608 --> 01:03:02,135
...همينکه اون داشت مي رفت

717
01:03:05,615 --> 01:03:09,483
انگار منم صداي چيزي رو شنيدم
.که داشت براي هميشه ترکم مي کرد

718
01:03:10,286 --> 01:03:13,585
("اعترافياتِ "شويا واتانابي)

719
01:03:14,724 --> 01:03:15,816
.تـَــــق
(:Dصداي ترکيدن چيزي همينطوريه ديگه ؟)

720
01:03:19,328 --> 01:03:20,886
.همه يه روزي مي ميرند

721
01:03:28,271 --> 01:03:29,670
تو هم مي خواي ؟

722
01:03:33,176 --> 01:03:34,666
.من هم خواهم مُرد

723
01:03:36,445 --> 01:03:38,470
...همونطور که تمام دنياي اطرافم

724
01:03:38,915 --> 01:03:40,143
.از بين خواهد رفت

725
01:03:42,485 --> 01:03:44,544
.31ـم آگوست

726
01:03:45,454 --> 01:03:47,888
.همين الان يه بمب توي مدرسه کار گذاشتم

727
01:03:55,298 --> 01:03:58,631
.چاشني ـشو تلفن همراهم قرار دادم

728
01:04:01,437 --> 01:04:06,875
،انشائي که من با موضوع "زندگي" نوشتم
.توسط مدرسه به عنوان بهترين انشاء انتخاب شده

729
01:04:07,243 --> 01:04:10,474
،و فردا در افتتاحيه ي مراسم

730
01:04:10,947 --> 01:04:13,780
.بايد جلوي همه بخونمش

731
01:04:15,351 --> 01:04:17,182
! "قدر زندگيِ با ارزش ـتون رو بدونيد"

732
01:04:19,055 --> 01:04:22,183
من هيچوقت حرفايي که"
"خانم موريگوچي بهم گفت رو فراموش نمي کنم

733
01:04:23,993 --> 01:04:26,894
...اون جملات، حقايقي بودند از دهانِ"

734
01:04:27,663 --> 01:04:28,630
...زني که...

735
01:04:30,867 --> 01:04:32,801
".دختر عزيزش رو از دست داده بود...

736
01:04:47,450 --> 01:04:49,850
.همينکه انشاء تموم شد بمب رو منفجر مي کنم

737
01:04:50,686 --> 01:04:55,521
و خودم و همه ي اون احمق هايي که
.جلوم نشسته اند رو به هزار تيکه تقسيم مي کنم

738
01:04:58,427 --> 01:05:02,329
.قطعن خبرنگارها و رسانه ها از اين اقدام من خيلي خوششون مياد

739
01:05:04,033 --> 01:05:05,193
...اگرچه

740
01:05:05,501 --> 01:05:08,993
شايد اونا دوست نداشته باشند منو بد جلوه بدن
.و خودشون اصل داستان رو دستکاري کنند

741
01:05:09,672 --> 01:05:11,606
...براي همين من آخرين وصيت هامو

742
01:05:12,808 --> 01:05:16,005
.روي وب سايتم قرار ميدم

743
01:05:18,247 --> 01:05:22,149
.پدرم سال بعدش دوباره ازدواج کرد

744
01:05:23,686 --> 01:05:25,881
،بر طبق قانون طبيعت

745
01:05:26,088 --> 01:05:27,953
...وقتي دو تا احمق با هم ازدواج کنند

746
01:05:28,824 --> 01:05:30,018
.بچه ـشون هم ميشه يه احمق

747
01:05:30,226 --> 01:05:31,853
...من و پدرت الان داشتيم در اين مورد صحبت مي کرديم که

748
01:05:32,061 --> 01:05:36,361
شايد براي تو اتاق انباري رو...
.  به يک اتاق مطالعه تبديل کنيم

749
01:05:37,500 --> 01:05:40,367
ما دوست نداريم که گريه هاي بچه
.مزاحم مطالعاتت بشه

750
01:05:52,515 --> 01:05:56,212
.من مدام کتاب هايي که مادرم برام گذاشته بود مي خوندم

751
01:05:57,119 --> 01:06:01,555
مي تونستم خون مادرم
.که توي رگ هام در حال جوش و خروش بود رو حس کنم

752
01:06:02,291 --> 01:06:05,192
ميخواستم از استعداد و نبوغي که
.برام گذاشته بود، استفاده کنم

753
01:06:05,528 --> 01:06:10,958
.اون احمق ها وقتي من اطرافشون نبودم خوشحال تر بودند
،و من هم شروع کردم به گوشه گيري

754
01:06:11,133 --> 01:06:12,828
.همچون يک هيولا

755
01:06:42,965 --> 01:06:44,023
اين چيه ؟

756
01:06:45,334 --> 01:06:46,596
.يه ساعتِ معکوس

757
01:06:46,802 --> 01:06:50,465
اين احمق ها که
...با فيلم هاي پورن و اينطور چيزا حال مي کردن

758
01:06:51,073 --> 01:06:55,806
.اميدي نبود که بخوان هوش و نبوغ منُ درک کنند...

759
01:06:57,913 --> 01:06:58,540
(وب سايت پژوهش هاي پرفسور نابغه)

760
01:06:58,675 --> 01:07:01,675
،ابتدا يک وبسايت درست کردم

761
01:07:02,118 --> 01:07:07,784
يه مکان براي ثبت نبوغيات ـم؛
.و بعد آدرسش رو در سايت دانشگاه مادرم قرار دادم

762
01:07:07,990 --> 01:07:13,121
،دانش آموز نابغه در کارهاي الکترونيکي"
"!با چندين اختراع...؛ حتمن سر بزنيد

763
01:07:13,329 --> 01:07:16,696
.فکر مي کردم شايد مادرم يه سَري بزنه

764
01:07:19,902 --> 01:07:20,664
...ولي

765
01:07:20,870 --> 01:07:22,462
تعداد نظرات: 0

766
01:07:25,474 --> 01:07:26,338
،بعدش ديگه زد به سرم

767
01:07:28,511 --> 01:07:29,773
...و همه جور چرت و پرتي توي سايتم ميذاشتم

768
01:07:29,979 --> 01:07:33,142
"ماشين اعدام"

769
01:07:33,349 --> 01:07:34,816
تعداد نظرات: 181

770
01:07:41,957 --> 01:07:43,185
. "يوشيکازو سيگوچي"

771
01:07:44,593 --> 01:07:49,121
متعجب شدم
.وقتي اسمش رو بين اعضاي هيئت رئيسه ي دانشگاه ديدم

772
01:07:50,099 --> 01:07:54,365
اون مرد، الهام بخشِ مادرم بود؛
.و تأثير خيلي زيادي روي مادرم گذاشته بود

773
01:07:55,304 --> 01:07:57,931
...با خودم گفتم خيلي عالي ميشه اگه اختراعات منو ببينه و

774
01:07:58,274 --> 01:08:02,438
.متوجه هوش و نبوغي که از مادرم به ارث بردم بشه

775
01:08:03,179 --> 01:08:05,113
،اگه مثلن براي دريافت جايزه انتخاب بشم

776
01:08:05,714 --> 01:08:08,945
.اينطوري ممکنه مادرم منو ببينه

777
01:08:10,486 --> 01:08:13,046
.نمونه ي آزمايشيِ اختراعم رو روي معلمم تست کردم

778
01:08:13,589 --> 01:08:14,954
.و نتيجه ي رضايت بخشي هم داد

779
01:08:15,191 --> 01:08:18,456
و جايزه ي بين الملليِ بهترين اختراع رو بردم؛

780
01:08:19,895 --> 01:08:20,759
...ولي

781
01:08:20,963 --> 01:08:22,296
دانش آموزِ دخترِ مقطع راهنمايي)
(4نفر از اعضاي خانواده اش را کشت

782
01:08:22,331 --> 01:08:27,030
...اين دانش آموزِ دختر مظنون اصلي پليس

783
01:08:27,236 --> 01:08:29,727
چيزي مثل اين نمي تونه توجه همه ي دنيا رو
.به خودش جلب کنه

784
01:08:30,172 --> 01:08:31,400
،کسي متوجه همچين واقعه اي نمي شد

785
01:08:31,974 --> 01:08:34,067
.مخصوصاً مادرم

786
01:08:34,877 --> 01:08:38,813
من به يک چيز بزرگتر نياز داشتم؛
.چيزي که همه ي رسانه ها پوشش بدن

787
01:08:39,448 --> 01:08:41,075
.يک واقعه ي عظيم

788
01:08:42,751 --> 01:08:44,150
.يک کشتار

789
01:08:45,688 --> 01:08:48,248
.کشتاري که بايد براش هوش و نبوغم رو به کار مي گرفتم

790
01:08:48,457 --> 01:08:51,426
،يک کشتارِ خاص

791
01:08:52,361 --> 01:08:53,988
.که فقط يک نابغه مي تونسته انجامش بده

792
01:08:55,564 --> 01:08:57,464
.برام مهم نبود که چه کسي رو مي کُشم

793
01:08:57,700 --> 01:09:00,168
.ولي به يک همدست و همراه نياز داشتم

794
01:09:01,570 --> 01:09:04,562
کسي که چندان زرنگ نباشه
.که بتونه بفهمه واقعن چي تو سرمه

795
01:09:05,641 --> 01:09:07,768
،کسي که هرکاري بگم انجام بده

796
01:09:08,544 --> 01:09:13,004
.و بعد جنايت من رو براي همه ي دنيا بازگو کنه

797
01:09:13,749 --> 01:09:15,512
.يک احمق واقعي از بين بقيه احمق ها

798
01:09:16,785 --> 01:09:17,774
.پيداش کردم

799
01:09:22,057 --> 01:09:25,117
.مي توني به همه بگي که اين کارِ من بوده

800
01:09:29,698 --> 01:09:31,689
.نگران نباش، به کسي نمي گم که تو همدستم بودي

801
01:09:32,635 --> 01:09:34,660
.من و تو در يک رتبه نيستيم

802
01:09:36,138 --> 01:09:38,470
.تو يک آدم احمق و بزدل هستي

803
01:09:38,974 --> 01:09:41,238
.يه آدم بي خاصيت و شکست خورده...

804
01:09:41,744 --> 01:09:44,235
...من فقط حقيقت رو بهش گفتم

805
01:09:44,713 --> 01:09:47,011
چرا اون بايد همچين کاري مي کرد ؟

806
01:09:47,216 --> 01:09:49,183
(دختر 4 ساله اي به داخل استخر انداخته شد و مُرد)

807
01:09:49,552 --> 01:09:50,484
چرا خودشو وارد اين قضيه کرد ؟

808
01:09:51,820 --> 01:09:53,947
.من مي خواستم دوستِ تو باشم

809
01:09:54,323 --> 01:09:55,051
...من

810
01:09:55,791 --> 01:09:56,815
...غير از تو

811
01:09:58,561 --> 01:09:59,892
.هيچ دوستِ ديگه اي نداشتم

812
01:10:00,563 --> 01:10:02,531
دوست داري بريم فيلم ببينيم ؟

813
01:10:03,065 --> 01:10:05,499
.من هميشه دوست داشتم با تو صحبت کنم

814
01:10:05,701 --> 01:10:07,931
...تا قبل از اون هيچکس به من توجهي نمي کرد

815
01:10:08,137 --> 01:10:10,230
.تو با اون نُخاله ها فرق داري

816
01:10:10,806 --> 01:10:13,775
.يه آدم آروم... و بالغ

817
01:10:14,109 --> 01:10:17,237
.تا قبل از اون هيچکس منو تصديق نکرده بود

818
01:10:17,446 --> 01:10:20,472
.پس همونطور که خواسته بودي يه هدف انتخاب کردم

819
01:10:21,016 --> 01:10:22,483
دخترِ معلم چطوره ؟

820
01:10:22,685 --> 01:10:23,709
چرا "مانامي" ؟

821
01:10:24,186 --> 01:10:26,381
چرا اون مستحق مُردن بود ؟

822
01:10:26,622 --> 01:10:27,850
خودمم نمي دونم چرا ؛

823
01:10:28,157 --> 01:10:29,715
. هيچي يادم نمياد

824
01:10:30,025 --> 01:10:31,515
.فقط همون کاري رو کردم که گفته بودم

825
01:10:33,162 --> 01:10:35,153
.ابتدا رفتم و اطراف استخر رو ديد زدم که کسي نباشه

826
01:10:36,332 --> 01:10:37,264
...اما بعدش تو

827
01:10:37,466 --> 01:10:40,026
.مي توني به همه بگي که اين کارِ من بوده

828
01:10:40,236 --> 01:10:40,998
...اون آشغال

829
01:10:44,373 --> 01:10:46,933
.اون دوست داشت يه نفر رو بکشه

830
01:10:48,244 --> 01:10:49,211
.ولي نتونست

831
01:10:49,979 --> 01:10:51,606
.بچه هنوز زنده بود

832
01:10:51,947 --> 01:10:53,209
.داشت نفس مي کشيد

833
01:10:54,383 --> 01:10:55,680
.تو يه آدم بي خاصيتي

834
01:10:57,419 --> 01:10:58,818
بي خاصيت، ها ؟

835
01:10:59,388 --> 01:11:01,913
.اون مي خواست يه نفرُ بکشه ولي نتونست

836
01:11:02,124 --> 01:11:03,216
.خودِ آشغالش يه بي خاصيته

837
01:11:03,425 --> 01:11:04,619
. بدبخت بي چاره

838
01:11:04,827 --> 01:11:08,524
...کاري که اون نتونست انجام بده

839
01:11:08,931 --> 01:11:10,694
!من انجام دادم...

840
01:11:14,536 --> 01:11:16,026
چرا همچين گُهي خوردي ؟

841
01:11:16,805 --> 01:11:18,796
.به هرکي مي خواي برو بگو؛ آزادي

842
01:11:27,182 --> 01:11:28,149
تـَــــــق

843
01:11:28,350 --> 01:11:32,047
،بعد از يه ماه
.بالاخره اون معلم احمق فهميد کارِ ما بوده

844
01:11:32,254 --> 01:11:36,247
. نمي خوام قضاوت رو بذارم به عهده ي پليس

845
01:11:36,458 --> 01:11:37,482
لعنتي

846
01:11:37,860 --> 01:11:41,057
.اين کيف نمي تونسته موجب کشته شدنِ دخترم بشه

847
01:11:41,597 --> 01:11:46,091
نيروي اين در اون حد نيست
.که بخواد قلب يک دختر 4 ساله رو متوقف کنه

848
01:11:46,302 --> 01:11:47,132
...خيلي مسخره ـست

849
01:11:47,636 --> 01:11:51,333
.من يه چيزي قاطيِ شيري که اونا خوردند کردم

850
01:11:52,508 --> 01:11:54,738
."خونِ آلوده به ايدز ِ دکتر"ساکوراميا

851
01:12:07,489 --> 01:12:09,616
! "کارِت عالي بود، "موريگوچي

852
01:12:13,429 --> 01:12:14,487
...يک بيماريِ کُشنده

853
01:12:14,930 --> 01:12:17,160
!عاليه
...اگه من به اون بيماري مبتلا بشم

854
01:12:17,366 --> 01:12:20,597
.اونوقت پدرِ احمقم مجبور ميشه به مادرم بگه

855
01:12:21,503 --> 01:12:23,494
.و مي تونم مادرم رو ببينم

856
01:12:24,073 --> 01:12:27,099
در واقع وقتي بفهمه، حتي اگه اونور دنيا هم باشه
.مياد تا منو ببينه

857
01:12:27,776 --> 01:12:30,540
،اون با من آشتي مي کنه
. ...از من بخاطر بيماريم مراقبت مي کنه

858
01:12:31,413 --> 01:12:34,007
. و بعد من مي تونم هوش و نبوغم رو بهش نشون بدم

859
01:12:38,320 --> 01:12:39,514
تـَــــق

860
01:12:41,690 --> 01:12:45,353
.بعد از اون، فقط داشتم وقت ـمو تلف مي کردم

861
01:12:49,565 --> 01:12:50,930
...لبخند هام

862
01:12:51,133 --> 01:12:51,929
...اشک هام

863
01:12:52,835 --> 01:12:54,427
...همه چيز

864
01:12:55,003 --> 01:12:56,868
...حتي زندگي ـمو

865
01:13:00,709 --> 01:13:02,370
...همه ي اون چيز هاي بي معني

866
01:13:03,879 --> 01:13:05,278
.فقط براي وقت تلف کردن بود...

867
01:13:10,886 --> 01:13:14,083
(...اون روز اتفاقي ديدمتون)

868
01:13:16,925 --> 01:13:18,392
چرا "نائوکي" اون کارو کرد ؟

869
01:13:19,361 --> 01:13:20,521
...اون احمق

870
01:13:21,497 --> 01:13:24,864
.کسي که فکر مي کردم يه آدم بي خاصيت و شکست خورده ـست

871
01:13:29,638 --> 01:13:31,196
.همه ي اينا تقصير "موريگوچي" ـه

872
01:13:31,740 --> 01:13:33,731
.اون سعي داشت من رو بکُشه

873
01:13:34,610 --> 01:13:36,908
.حتي يه جاسوس به خونه ام فرستاد

874
01:13:37,112 --> 01:13:40,240
.ولي مادرم مدام جلوي اون مَرده از "موريگوچي" بد مي گفت

875
01:13:40,449 --> 01:13:41,882
.به خاطر همين هم الان مُرده

876
01:13:43,285 --> 01:13:46,015
من همه چي رو تميز مي کردم
.تا نذارم اون هم آلوده بشه

877
01:13:46,221 --> 01:13:48,348
...تا از مُردنش جلوگيري کنم

878
01:13:48,557 --> 01:13:49,888
.من هم به زودي خواهم مُرد

879
01:13:54,997 --> 01:13:56,259
...منظورم اينه که

880
01:13:57,132 --> 01:13:58,895
مگه من اصلن زنده ام ؟

881
01:14:01,771 --> 01:14:03,504
("اعترافياتِ "نائوکي شيمُمورا)

882
01:14:03,539 --> 01:14:05,637
.فکر نمي کنم هنوز اين اتفاق برام رخ داده باشه

883
01:14:09,344 --> 01:14:10,106
.بوي گند مي دم

884
01:14:10,446 --> 01:14:13,006
.ولي حداقل اين ثابت مي کنه که هنوز زنده ام

885
01:14:13,215 --> 01:14:16,548
...دندون هام... مو هام... ناخن هام... اين بوي گندَم

886
01:14:16,752 --> 01:14:18,811
...گرسنه بودنم
.اينا همش ثابت مي کنه که هنوز زنده ام

887
01:14:30,632 --> 01:14:33,032
!دارم مي ميرم... دارم مي ميرم

888
01:14:35,270 --> 01:14:36,066
.دارم مي ميرم

889
01:14:36,271 --> 01:14:37,260
.و هنوز فقط 13 سالمه

890
01:14:37,639 --> 01:14:39,072
.موريگوچي" داره منو مي کشه"

891
01:14:39,274 --> 01:14:40,704
...من هنوز کسي رو نبوسيدم

892
01:14:41,109 --> 01:14:41,803
...هنوز سکس نداشتم

893
01:14:42,010 --> 01:14:43,602
.هنوز هيچ کاري نکردم

894
01:14:44,613 --> 01:14:45,375
آخه چرا ؟

895
01:14:46,114 --> 01:14:47,479
.تو يک شکست خورده يِ بي خاصيتي

896
01:14:47,683 --> 01:14:48,809
!نــــه، نيستم

897
01:14:49,284 --> 01:14:50,012
...من

898
01:14:50,219 --> 01:14:51,811
.تو پسر خوبي هستي

899
01:14:52,020 --> 01:14:53,282
واقعاً ؟

900
01:14:53,489 --> 01:14:55,548
توي ورزش خوب هستي؛
..توي درس خوب هستي

901
01:14:56,458 --> 01:14:57,948
...توي کشتن هم خوبم

902
01:14:59,261 --> 01:15:00,819
.تو به هر چيزي که بخواي مي توني برسي

903
01:15:13,242 --> 01:15:15,176
...متأسفم عزيزم

904
01:15:16,178 --> 01:15:16,974
چرا ؟

905
01:15:18,347 --> 01:15:19,780
...چون تو يک شکست خورده يِ بي خاصيتي

906
01:15:19,982 --> 01:15:21,643
!ببند دهنت رو

907
01:15:25,220 --> 01:15:26,517
.متأسفم

908
01:15:27,422 --> 01:15:28,912
،تقصير منه

909
01:15:29,358 --> 01:15:32,156
.من خوب تربيتت نکردم

910
01:15:32,361 --> 01:15:33,191
بي خاصيت

911
01:15:52,848 --> 01:15:54,611
، طبق گفته ي وکيل ـش

912
01:15:54,816 --> 01:15:59,276
او رأي دادگاه را پذيرفته
.و به جرم خود اعتراف کرده

913
01:15:59,888 --> 01:16:03,289
(...خانم "موريگوچي"، آيا زندگي)

914
01:16:05,661 --> 01:16:07,288
...وقتي فکرش رو مي کنم که اون چقدر مادرش رو دوست داشت

915
01:16:08,530 --> 01:16:09,292
.پسرک احمق

916
01:16:10,899 --> 01:16:11,957
...ديگ به ديگ ميگه

917
01:16:15,037 --> 01:16:16,402
.هيچي

918
01:16:18,240 --> 01:16:19,172
منظورت از اون حرف چي بود ؟

919
01:16:20,175 --> 01:16:20,869
.داري مي ترسونيم

920
01:16:21,076 --> 01:16:22,600
تو چي مي دوني در مورد من ؟

921
01:16:26,715 --> 01:16:29,684
.من همه چي رو در موردت مي دونم

922
01:16:32,588 --> 01:16:36,422
.تو فقط... واسه وقت گذروني بودي

923
01:16:38,694 --> 01:16:39,820
.و حالا ديگه بهت نيازي ندارم

924
01:16:40,796 --> 01:16:43,390
.ديگه حالم داره از اون "دختر ديوانه" ي درونت بهم مي خوره

925
01:16:43,599 --> 01:16:47,057
.و از اين ادا بازي هايي که خودتو شبيه رواني ها نشون ميدي

926
01:16:47,402 --> 01:16:49,063
...و اين آت آشغال هايي که جمع مي کني

927
01:16:52,107 --> 01:16:53,768
اون رويِ ديگه ات يه دختر ديوونه ـست ؟

928
01:16:53,976 --> 01:16:57,537
.خودت رو با اينطور رويا هاي بچه گانه سرگرم مي کني

929
01:16:58,814 --> 01:16:59,803
.تو يه احمقي

930
01:17:00,015 --> 01:17:00,674
... "شويا"

931
01:17:02,250 --> 01:17:04,275
تو خايه ي اينو داري که بخواي کسي رو بکشي ؟

932
01:17:04,720 --> 01:17:07,780
اگه داري پس چرا اينارو نمي خوري و خودت رو راحت کني ؟

933
01:17:14,196 --> 01:17:15,288
.عقده مادري

934
01:17:17,132 --> 01:17:18,759
...تو هيچي نيستي

935
01:17:20,235 --> 01:17:24,695
غير از يه بچه کوچولو...
.که همه ي عمرش چون مادرش ترکش کرده، داره گريه مي کنه

936
01:17:24,906 --> 01:17:26,703
.حتي خايه نداري بري و ببينيش

937
01:17:28,076 --> 01:17:31,341
مي ترسي دوباره پَسِت بزنه، نه ؟

938
01:17:31,546 --> 01:17:33,844
...خوب مي دوني که اون تو رو ترک کرد چون تو رو

939
01:17:44,626 --> 01:17:46,059
..."خانم "موريگوچي

940
01:17:47,396 --> 01:17:51,025
...اون روز اتفاقي ديدمتون

941
01:17:54,936 --> 01:17:56,335
...و من

942
01:18:30,672 --> 01:18:32,537
...شما هيچ خوني

943
01:18:34,076 --> 01:18:36,169
داخل شير ها نريختيد، درسته؟...

944
01:18:38,046 --> 01:18:40,014
.شما هيچوقت همچين کاري نمي کنيد

945
01:18:41,083 --> 01:18:42,516
.همه ي اين مدت داشتم فکر مي کردم

946
01:18:43,518 --> 01:18:45,782
.ديگه واقعن شما رو نمي شناسم

947
01:18:47,756 --> 01:18:49,849
.الان ديگه حتي برام مهم نيست اگه "وردر" بميره

948
01:18:50,058 --> 01:18:54,222
اينطور که بنظر مي رسيد مثل اينکه
.آقاي "تِرادا" (وردر) يه مدت مدرسه نخواهد اومد

949
01:18:55,363 --> 01:18:58,230
. به خاطر اتفاقي که براي "نائوکي" افتاد

950
01:18:58,667 --> 01:19:01,465
...ولي اي تقصير "وردر" بود

951
01:19:01,670 --> 01:19:02,898
.تقصير من بود

952
01:19:04,272 --> 01:19:07,639
. من گهگاهي باهاش ملاقات مي کنم

953
01:19:07,843 --> 01:19:09,367
...اون خيلي در شغلش جدي

954
01:19:09,745 --> 01:19:11,372
.و بي ريا ـست...

955
01:19:11,913 --> 01:19:14,347
.يکي از طرفداراي کتاب هاي "ساکوراميا" ـست

956
01:19:15,884 --> 01:19:20,878
براي همين تصميم گرفتم بهش بگم که
.ساکوراميا" پدرِ "مانامي" بوده"

957
01:19:23,258 --> 01:19:26,056
...من آوردمش توي اين بازي و ازش سوء استفاده کردم

958
01:19:26,394 --> 01:19:28,487
.تا اون پسر هارو زجر بدم...

959
01:19:33,568 --> 01:19:36,867
.البته من بهش نگفتم که "مانامي" چطور مُرد

960
01:19:37,139 --> 01:19:39,972
.اون خيلي خوب به توصيه هام گوش داد

961
01:19:40,542 --> 01:19:42,533
..."که بره به ملاقات "نائوکي

962
01:19:43,111 --> 01:19:47,673
که دلسرد نشه، حتي اگه به خوبي باهاش رفتار نشد؛

963
01:19:48,517 --> 01:19:51,111
که حتي اگه در رو به روش بستند بازم "نائوکي" رو صدا بزنه؛

964
01:19:51,720 --> 01:19:54,188
...بهش گفتم که

965
01:19:55,290 --> 01:19:57,588
.اگه "ساکوراميا" هم جاي تو مي بود همين کارو مي کرد

966
01:19:59,895 --> 01:20:03,058
،وقتي در مورد قُلدُري هاي "شويا" ازم سوال کرد

967
01:20:04,065 --> 01:20:07,034
بهش گفتم که الکي ادعا کنه که
.يه نفر از دانش آموزا شکايتش رو کرده

968
01:20:07,235 --> 01:20:09,726
تا اينطوري بقيه ي دانش آموزا هم
.ترغيب بشن تا جلوي قلدري هاش بايستند

969
01:20:11,773 --> 01:20:16,608
خوب مي دونستم که اينطوري
.اوضاع بدتر خواهد شد

970
01:20:18,046 --> 01:20:20,071
.عمداً بهش گفتم اينکارو بکنه

971
01:20:21,983 --> 01:20:25,077
.وقتي شنيدم که اون دست از قلدري برداشته خيلي نا اميد شدم

972
01:20:25,821 --> 01:20:28,255
فکر مي کردم بهترين راه اينه که
...اون رو با خصومت هاي همکلاسي هاش محاصره کنم

973
01:20:28,824 --> 01:20:32,225
.تا شايد که بکُشنش يا هم خودکشي کنه...

974
01:20:33,361 --> 01:20:35,955
ولي مثل اينکه شماها
.خوش قلب تر از اون چيزي هستيد که من فکر مي کردم

975
01:20:36,164 --> 01:20:37,290
...خانم

976
01:20:39,901 --> 01:20:41,266
.اين واسه شماست

977
01:20:41,469 --> 01:20:42,595
.ممنونم

978
01:20:51,112 --> 01:20:53,603
...اگه خون رو قاطيِ شيرشون مي کردم

979
01:20:57,052 --> 01:20:59,748
"جواب کينه رو با کينه نده"

980
01:21:01,289 --> 01:21:04,816
"اينطوري هيچ وقت به آرامش نمي رسي"

981
01:21:06,528 --> 01:21:08,996
"بالاخره يک روزي سر به راه خواهند شد"

982
01:21:09,297 --> 01:21:11,060
"بهشون ايمان داشته باش"

983
01:21:11,266 --> 01:21:15,635
"و اينطوري تو هم رستگار خواهي شد"

984
01:21:16,972 --> 01:21:19,133
.اينا چيزايي بود که "ساکوراميا" بهم گفت

985
01:21:20,141 --> 01:21:21,971
هميشه مي دونست چي بايد بگه؛

986
01:21:22,377 --> 01:21:25,403
.حتي در آخرين لحظات زندگي ـش...

987
01:21:26,882 --> 01:21:28,509
...ولي

988
01:21:32,621 --> 01:21:35,784
.من الکي بهشون گفتم که شير رو آلوده کردم

989
01:21:45,767 --> 01:21:48,395
...ولي حتي اگه واقعن هم اينکارو مي کردم

990
01:21:49,037 --> 01:21:51,232
.شانس اينکه اون ها بهش آلوده بشن، تقريبن صفر بود...

991
01:21:55,010 --> 01:21:57,740
...امروزه حتي اگه ايدز هم بگيري

992
01:21:58,046 --> 01:22:00,810
.يه حکمِ مرگ حساب نميشه...

993
01:22:01,750 --> 01:22:04,412
.چون دارو ها مي تونند سرعتش رو خيلي کم کنند

994
01:22:05,854 --> 01:22:07,446
..."ساکوراميا"

995
01:22:08,757 --> 01:22:13,592
،اگه زودتر مي فهميد که سرطان داره
.الان نمرده بود

996
01:22:16,865 --> 01:22:18,799
ولي اونا که اينو نمي دونستند؛

997
01:22:20,568 --> 01:22:22,627
.و همينکه اسم "ايدز" رو شنيدند به خودشون لرزيدند

998
01:22:24,372 --> 01:22:26,465
...تبديل شدند به يه مشت آدم رقت انگيز و بيچاره

999
01:22:34,883 --> 01:22:36,111
...خانم

1000
01:22:39,788 --> 01:22:42,313
.من خانواده ـمو از دست دادم

1001
01:22:45,060 --> 01:22:46,527
...شويا" هم همينطور"

1002
01:22:53,101 --> 01:22:54,693
.هيچوقت اونو نمي بخشم

1003
01:22:57,005 --> 01:22:57,994
...خب

1004
01:22:58,673 --> 01:23:01,073
اگه من ميمردم برات مهم بود ؟

1005
01:23:01,476 --> 01:23:02,807
.شما متوجه نمي شيد

1006
01:23:09,317 --> 01:23:11,785
.اون خيلي تنهاست

1007
01:23:12,253 --> 01:23:13,720
...اون فقط مي خواد

1008
01:23:14,055 --> 01:23:15,113
.مادرش بهش توجه کنه...

1009
01:23:17,258 --> 01:23:18,520
...اون فقط مي خواد

1010
01:23:18,960 --> 01:23:20,928
...مادري که اونو ترکش کرد

1011
01:23:21,262 --> 01:23:24,663
...دوباره بهش توجه کنه و

1012
01:23:50,091 --> 01:23:51,353
...خانم

1013
01:23:53,428 --> 01:23:54,986
...آيا زندگي

1014
01:23:57,298 --> 01:23:59,198
.مثل روز روشنه که [زندگي] چيه

1015
01:26:04,159 --> 01:26:05,990
...مسخره ـست

1016
01:26:15,570 --> 01:26:17,299
.بدنش هنوز گرم بود

1017
01:26:18,006 --> 01:26:22,238
،اين باعث مور مورَم ميشد
.براي همين گذاشتمش توي فريزر

1018
01:26:24,245 --> 01:26:26,839
.من فقط يه نفر همسن خودم رو کشتم

1019
01:26:27,115 --> 01:26:29,379
.و قانونِ مربوط به نوجوانان از من محافظت مي کنه

1020
01:26:29,918 --> 01:26:31,579
.نمي تونن حکم اعدام برام صادر کنند

1021
01:26:33,588 --> 01:26:34,555
!چقدر نااميد کننده

1022
01:26:36,157 --> 01:26:40,924
وقتي داشتم درستش مي کردم
.حقيقتاً نمي دونستم چه استفاده اي مي تونم ازش بکنم

1023
01:26:41,896 --> 01:26:42,590
.سه روز قبلش

1024
01:26:42,797 --> 01:26:44,264
("دست يارِ پرفسور "ياساکا)

1025
01:26:44,465 --> 01:26:49,027
.از طرف مادرم بود
.گفته بود که مي خواد منو ببينه

1026
01:26:50,972 --> 01:26:54,169
بي تأمل رفتم به طرف دانشگاهش؛

1027
01:26:55,009 --> 01:26:59,173
،دپارتمان علوم مهندسي
...بخشِ مهندسي الکترونيک، آزمايشگاه سوم

1028
01:27:01,649 --> 01:27:04,914
.در باز شد و من از پشت در ديدمش

1029
01:27:05,987 --> 01:27:08,581
،مي خواستم اسمش رو بلند صدا بزنم و شروع کنم به گريه کردن

1030
01:27:09,591 --> 01:27:11,650
.و بعدش اون منو بغل مي کرد

1031
01:27:12,594 --> 01:27:13,583
...ولي

1032
01:27:15,129 --> 01:27:16,721
.اونجا بود که يه چيزي رو فهميدم...

1033
01:27:17,699 --> 01:27:21,931
چيزي که دوست داشتم اون در آغوش بگيره
،بدن و تن ـم نبود

1034
01:27:22,971 --> 01:27:24,097
،چيزي بزرگ تر از اين بود

1035
01:27:24,573 --> 01:27:28,039
من مي خواستم اون هوش و استعدادم رو
در آغوش بگيره و تصديقش کنه؛

1036
01:27:28,309 --> 01:27:31,039
.تا ببينه من چه ميراث گرانبهايي هستم براي دنيا

1037
01:27:31,980 --> 01:27:33,675
.دانشگاه رو ترک کردم

1038
01:27:34,515 --> 01:27:37,346
...اون موقع بود که فهميدم براي نشان دادن استعدادم به دنيا

1039
01:27:38,553 --> 01:27:41,044
. چه استفاده اي از بمب بکنم

1040
01:27:42,824 --> 01:27:44,689
...اين کشتارِ من

1041
01:27:45,126 --> 01:27:48,653
اين بار فقط يک تماشاگرِ احمق...
،مثل "نائوکي" نخواهد داشت

1042
01:27:49,430 --> 01:27:53,990
بلکه همه ي شما که از اين سايت بازديد کنيد
.باعث و باني اين کار رو خواهيد شناخت

1043
01:27:55,169 --> 01:27:57,364
،وقايع تاريخيِ فردا

1044
01:27:59,574 --> 01:28:00,632
،و همچنين مرگِ من

1045
01:28:01,409 --> 01:28:02,933
،بايد توسط رسانه ها تأييد بشه

1046
01:28:03,711 --> 01:28:06,077
،دوست دارم تمام حرف هايي که ضبط کردم

1047
01:28:07,982 --> 01:28:11,076
،به دست مادرم برسه
.تا بدونه من چکار کردم

1048
01:28:21,763 --> 01:28:26,325
در اين دنيا، آدم هايي هستند
.که مي شود آنها را براي قتلي که انجام داده اند، بخشيد

1049
01:28:27,168 --> 01:28:27,998
...تا براي مردم

1050
01:28:29,570 --> 01:28:30,127
...و همچنين براي خودم

1051
01:28:30,838 --> 01:28:32,999
دنيايي بهتر بنا شود ؛...

1052
01:28:33,441 --> 01:28:36,205
گاهي اوقات بايد
.قدم در مرز هاي معيّن شده (تجاوز به قانون) گذاشت

1053
01:28:37,178 --> 01:28:40,739
...اين ها حرف هايي بود که

1054
01:28:40,948 --> 01:28:44,406
،"راسکُلنيکُف"، قهرمانِ کتاب "جنايت و مکافت"
.قبل از اينکه آن زن پير (همسرش) را بکُشد، گفت
پي نوشت: جنايت و مکافات نام رماني است از نويسنده ي پر آوازه ي روسي، فئودور داستايوسکي؛ راسکلنيکف قهرمان اين کتاب است و او براي آزمودن فرضيات خود درباره وجدان و طبيعتِ انسان مرتکب قتل مي شود

1055
01:28:45,787 --> 01:28:47,414
...ولي من اعتقاد دارم

1056
01:28:47,989 --> 01:28:48,614
...زندگي

1057
01:28:49,357 --> 01:28:50,619
...هر زندگي اي
،با ارزش و مهمه

1058
01:28:52,160 --> 01:28:54,287
،هر زندگي اي زيباست

1059
01:28:55,296 --> 01:28:59,562
،و در اين دنيا
.تمام زندگي ها ارزش و رتبه ي يکسان دارند

1060
01:29:08,242 --> 01:29:10,709
...داشتم باهاتون شوخي مي کردم احمقا

1061
01:29:58,192 --> 01:30:02,822
.عزيزم، منم مادرت
.متأسفم که اين همه مدت تنهات گذاشتم

1062
01:30:03,030 --> 01:30:04,088
کي هستي ؟

1063
01:30:05,199 --> 01:30:06,393
.خيلي وقت ميشه همو نديديم

1064
01:30:06,601 --> 01:30:07,499
! "منم، "موريگوچي

1065
01:30:08,169 --> 01:30:10,569
.بمب ـت پيش منه

1066
01:30:11,005 --> 01:30:14,304
.يه بمبِ ساده بود که توسط يه آدم ساده فکر درست شده بود

1067
01:30:14,575 --> 01:30:16,702
.خنثي کردنش هم خيلي ساده بود

1068
01:30:17,245 --> 01:30:19,304
...اگرچه توئه ساده فکر کمکم کردي پيداش کنم

1069
01:30:19,514 --> 01:30:20,208
!خفه شو

1070
01:30:20,415 --> 01:30:21,177
.نه، خفه نمي شم

1071
01:30:22,683 --> 01:30:24,981
.مي خوام در مورد انتقامم باهات صحبت کنم

1072
01:30:25,420 --> 01:30:27,217
...اگه تو رو خيلي راحت مي کشتم

1073
01:30:27,789 --> 01:30:32,225
اونوقت اين موقعيت پيش نمي اومد
.که تو رو از زنده بودنت پشيمون کنم

1074
01:30:33,027 --> 01:30:37,259
من مرتب سايتت رو چک مي کردم
.تا شايد يک ايده ي خوب به ذهنم برسه

1075
01:30:38,166 --> 01:30:42,398
.تا اينکه اون غزلي که براي مادرت سروده بودي رو ديدم

1076
01:30:43,304 --> 01:30:44,737
.ولي دروگوئي کار اشتباهيه عزيزم

1077
01:30:46,140 --> 01:30:50,804
به عنوان کسي که يه روزي معلمت بوده
.مجبورم يه بار ديگه غلطت رو تصحيح کنم

1078
01:30:51,679 --> 01:30:55,114
...اون ايميلي که حاوي آدرس و مشخصاتِ تماس مادرت بود

1079
01:30:55,583 --> 01:30:58,074
واقعن فکر کردي اون از طرف مادرت بوده ؟

1080
01:30:58,286 --> 01:30:59,184
...مادر

1081
01:31:00,822 --> 01:31:04,087
.روز بعدش با عجله رفتي به طرف دانشگاه مادرت

1082
01:31:04,292 --> 01:31:07,125
...از پشت در ديدمش

1083
01:31:07,328 --> 01:31:09,558
.تو اصلن اونو نديدي

1084
01:31:09,797 --> 01:31:11,822
...از اونجا رفتم تا سرنوشت و تقديرم رو تکميل کنم...

1085
01:31:12,800 --> 01:31:14,791
چطوري مي توني به اين خوبي دروغ بگي ؟

1086
01:31:15,703 --> 01:31:16,897
. اي کثافت

1087
01:31:17,104 --> 01:31:19,902
،تو رفتي داخل آزمايشگاهش

1088
01:31:20,107 --> 01:31:26,377
،و اون آت و آشغال هايي که اختراع کردي رو بردي اونجا
.به اميد اينکه اون يه نگاهي بهش بندازه

1089
01:31:26,914 --> 01:31:30,315
.ولي مادرت اونجا نبود

1090
01:31:30,818 --> 01:31:33,651
درست نمي گم، بچه جون ؟

1091
01:31:40,595 --> 01:31:41,653
.هـــي

1092
01:31:42,597 --> 01:31:43,894
چي مي خواي ؟

1093
01:31:45,199 --> 01:31:48,999
اين زنه دست يارِ پرفسور "ياساکا" ـه، درسته ؟

1094
01:31:50,137 --> 01:31:51,126
مي شناسيش ؟

1095
01:31:51,639 --> 01:31:54,403
.اون کسيه که توي اين دنيا از همه بيشتر تحسينش مي کنم

1096
01:31:55,276 --> 01:31:58,871
."الان فاميلش شده "سيگوچي

1097
01:31:59,213 --> 01:31:59,907
سيگوچي" ؟"

1098
01:32:00,114 --> 01:32:03,675
.آره، الان هم رفتن ماه عسل

1099
01:32:04,185 --> 01:32:07,814
!جالبه نه؟ سن ـشون واسه ازدواج واقعن به هم مي خوره

1100
01:32:08,155 --> 01:32:13,558
تو آت و آشغالايي که آورده بودي رو پرت کردي
.و بعد هم گريه کنان از اونجا زدي بيرون

1101
01:32:14,061 --> 01:32:15,719
تعجب کردي که من اينارو مي دونم ؟

1102
01:32:15,930 --> 01:32:17,659
. من داشتم مي پاييدمت

1103
01:32:20,034 --> 01:32:25,165
.من بودم که آدرس محل کارشو برات فرستاد

1104
01:32:27,308 --> 01:32:28,605
... "کيتاهارا"

1105
01:32:29,443 --> 01:32:31,604
...همون دختري که کُشتيش

1106
01:32:31,812 --> 01:32:34,280
.اون نقطه ضعفت رو بهم گفت

1107
01:32:35,283 --> 01:32:37,080
. اون خيلي تنهاست

1108
01:32:37,852 --> 01:32:39,820
...اون فقط مي خواد که

1109
01:32:40,688 --> 01:32:41,882
.مادرش بهش توجه کنه

1110
01:32:42,690 --> 01:32:44,350
شروع کردم به تحقيق در مورد مادرت؛

1111
01:32:44,759 --> 01:32:46,727
...پيدا کردن زني که

1112
01:32:46,961 --> 01:32:50,658
،تو به خاطر جلب توجهش مرتکب قتل مي شدي...
.کار راحتي بود

1113
01:32:50,865 --> 01:32:53,493
...با کي مي گرده، چه کارا مي کنه و

1114
01:32:53,701 --> 01:32:54,360
! خفــه شو

1115
01:32:57,538 --> 01:33:03,238
مي خواستم وسعت احساساتت نسبت به مادرت رو
.با چشماي خودم ببينم

1116
01:33:06,380 --> 01:33:11,113
آيا اين پسر کوچولوي گريان همون پسرِ قلدر و مصمّمِ
توي اون ويدئو بود ؟

1117
01:33:12,153 --> 01:33:13,381
...اونجا بود که يه چيزي رو فهميدم...

1118
01:33:13,955 --> 01:33:16,355
...آره، فهميدي که يه آدمِ کاملاً متروک شده هستي

1119
01:33:16,557 --> 01:33:18,991
.تازه بدتر؛ فهميدي که کاملن فراموش شدي

1120
01:33:19,193 --> 01:33:20,660
...دانشگاه رو ترک کردم...

1121
01:33:20,861 --> 01:33:24,888
آره، چون کاملن نااميد شده بودي؛
،و مي خواستي خودت رو از همه ي اين مشکلات رها کني

1122
01:33:25,499 --> 01:33:28,798
. و به همراهش چندين نفر ديگه رو هم نابود کني

1123
01:33:30,438 --> 01:33:33,805
.دليل اصليِ بکار گذاشتنِ بمب همين بود

1124
01:33:35,309 --> 01:33:36,139
...اي احمق

1125
01:33:36,777 --> 01:33:39,143
تو چه مي فهمي من چه حسّي دارم ؟

1126
01:33:39,347 --> 01:33:41,474
.تو هيچي نمي دوني

1127
01:33:42,717 --> 01:33:45,515
چرا اون آدماي بي گناه بايد به همراه تو بميرند ؟

1128
01:33:45,886 --> 01:33:49,947
.اين قضيه فقط بين تو و مادرته

1129
01:33:50,157 --> 01:33:53,649
چرا "مانامي" و "کيتاهارا" بايد مي مردند ؟

1130
01:33:53,961 --> 01:33:55,428
...برام مهم نيست که چه کسي رو مي کشم...

1131
01:33:55,630 --> 01:33:57,925
پس چرا مامان جونت رو نمي کشي و همه رو راحت کني ؟

1132
01:33:58,032 --> 01:33:59,192
! خفـــه شو

1133
01:33:59,600 --> 01:34:01,465
.بدش من

1134
01:34:10,611 --> 01:34:13,580
.پليس به زودي مياد اونجا

1135
01:34:14,081 --> 01:34:16,948
.تا الان بايد جسد "کيتاهارا" رو پيدا کرده باشند

1136
01:34:18,519 --> 01:34:19,349
...پسرک بيچاره

1137
01:34:20,521 --> 01:34:22,455
...اون تنها کسي بود که مي دونست

1138
01:34:23,024 --> 01:34:25,117
.تو چه آدم مغرور و ضعيفي هستي

1139
01:34:25,559 --> 01:34:28,255
...من فقط يه نفر همسن خودم رو کشتم...

1140
01:34:28,529 --> 01:34:32,158
.و قانونِ مربوط به نوجوانان از من محافظت مي کنه

1141
01:34:32,466 --> 01:34:34,696
...حتي اگه قانون هم از تو محافظت کنه

1142
01:34:35,302 --> 01:34:37,532
.من هيچوقت نمي بخشمت

1143
01:34:42,209 --> 01:34:44,177
،امروز صبح، بعد از اينکه بمب رو خنثي کردم

1144
01:34:46,347 --> 01:34:48,713
.رفتم به ملاقات يه نفري

1145
01:34:50,217 --> 01:34:52,185
...هديه ات رو هم

1146
01:34:52,486 --> 01:34:54,147
.با خودم بردم...

1147
01:35:12,773 --> 01:35:15,799
...اين شخصي که تو خيلي وقته دوست داري ببينيش

1148
01:35:16,010 --> 01:35:18,808
. من به راحتي رفتم و ديدمش...

1149
01:35:20,281 --> 01:35:23,307
ظاهراً تازه از ماه عسل برگشته بود؛

1150
01:35:28,322 --> 01:35:30,882
. در مورد همه چي با هم صحبت کرديم

1151
01:35:31,158 --> 01:35:33,888
.بهش گفتم که تو چقدر دوستش داري

1152
01:35:34,261 --> 01:35:37,355
.و حتي به خاطر اين چند نفر قرباني شدند

1153
01:35:38,199 --> 01:35:39,860
...اون به هيچ وجه

1154
01:35:40,701 --> 01:35:43,295
.فراموشت نکرده بود...

1155
01:35:44,371 --> 01:35:45,235
.تمومش کن

1156
01:35:48,776 --> 01:35:52,303
.در آخر هم هديه ات رو دادم بهش

1157
01:35:53,848 --> 01:35:56,282
...اختراع عظيمت رو اونجا انداختم

1158
01:35:57,218 --> 01:35:59,618
.و سريع خداحافظي کردم

1159
01:36:29,617 --> 01:36:31,812
مادرت واقعن زنِ دوست داشتني ايه ؛

1160
01:36:32,052 --> 01:36:35,453
.واسه همين دعا مي کردم که دکمه رو فشار ندي

1161
01:36:39,393 --> 01:36:40,485
...ولي

1162
01:36:44,665 --> 01:36:45,859
.تو اين کارو کردي...

1163
01:36:49,470 --> 01:36:50,937
...داشتم باهاتون شوخي مي کردم احمقا

1164
01:36:59,246 --> 01:37:03,546
منم صداي يه چيز مهم که
.داشت براي هميشه مي رفت رو شنيدم

1165
01:37:06,620 --> 01:37:08,485
...البته صداش شبيه "تـــق" نبود

1166
01:37:10,624 --> 01:37:12,023
!بيشتر شبيه "بـــوم" بود...

1167
01:37:20,901 --> 01:37:22,960
!خفه شــــو

1168
01:41:34,855 --> 01:41:35,844
،"آقاي "واتانابي

1169
01:41:36,690 --> 01:41:40,649
...بمب توسط خوده تو ساخته شده بود

1170
01:41:40,861 --> 01:41:43,192
.و توسط خودت هم منفجر شد...

1171
01:42:25,606 --> 01:42:28,040
.اين انتقام منه

1172
01:42:31,945 --> 01:42:33,412
.يک زندگيِ جهنّم وار

1173
01:42:50,030 --> 01:42:51,588
...از الان به بعد

1174
01:42:52,799 --> 01:42:56,860
،رستگاريِ تو شروع ميشه
.ذره ذره

1175
01:43:12,686 --> 01:43:14,313
.شوخي کردم

1176
01:43:14,314 --> 01:43:29,314
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

