﻿1
00:00:02,976 --> 00:00:25,576
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:25,200 --> 00:00:26,299
‫سلام...

3
00:00:26,300 --> 00:00:29,300
‫من خواهر هلنم. داشتم می‌رفتم کلیسا.

4
00:00:29,600 --> 00:00:31,000
‫سلام.

5
00:00:37,990 --> 00:00:38,999
‫یه لحظه وایسا.

6
00:00:39,000 --> 00:00:41,000
‫پدر، اونا منتظرن.

7
00:00:47,000 --> 00:00:49,888
‫خیلی خسته‌ـم...

8
00:00:50,000 --> 00:00:52,000
‫چی شده؟ مشکل چیه؟

9
00:00:52,300 --> 00:00:56,000
‫خیلی خوشحالم...
‫ولی خیلی حال خوبی ندارم.

10
00:01:05,600 --> 00:01:11,000
‫میشه لطفا خانم با اون بمونید؟

11
00:01:20,000 --> 00:01:21,500
‫احتمالا احساساتم زده بالا.

12
00:01:23,000 --> 00:01:25,000
‫احتمالش هست، درسته؟

13
00:01:28,700 --> 00:01:30,800
‫اسمت چیه؟

14
00:01:31,350 --> 00:01:32,800
‫ژان.

15
00:01:33,350 --> 00:01:37,000
‫ما امروز برای شما اینجا گرد هم آمدیم.
‫هلن و مارک...

16
00:01:37,500 --> 00:01:41,200
‫تا پیوند مقدس زندگی زناشویی رو عملی کنیم.

17
00:01:41,900 --> 00:01:42,900
‫باهام بیا. بجنب!

18
00:01:45,000 --> 00:01:46,000
‫قضیه به خاطر باباست!

19
00:01:46,600 --> 00:01:48,600
‫حالش خوب نیست. راه بیفت.

20
00:01:50,000 --> 00:01:51,800
‫چه خبره؟

21
00:02:08,200 --> 00:02:10,400
‫خوابیده.

22
00:02:17,900 --> 00:02:20,200
‫بیدارش نکنید.

23
00:02:28,500 --> 00:02:30,200
‫حالش خوبه. وایسید.

24
00:02:31,300 --> 00:02:32,300
‫آروم باش.

25
00:02:32,700 --> 00:02:36,700
‫هلن، خواهشا آروم باش.
‫در مورد عروسی هم خیلی شرمندم.

26
00:02:37,500 --> 00:02:41,199
‫بابا حس می‌کرد مریضه. اشکالی نداره.

27
00:02:41,200 --> 00:02:42,900
‫<i>عروسی اون روز برگزار نشد</ i>

28
00:02:45,000 --> 00:02:49,400
‫<i>طِی چند هفته آینده،
‫چارلز بیشتر و بیشتر خسته میشد.</i>

29
00:02:51,000 --> 00:02:53,000
‫<i>یه روز، دیگه بیدار نشد.</i>

30
00:02:53,200 --> 00:02:56,450
‫حالش خوب میشه.
‫فقط یه مقدار هوا احتیاج داره.

31
00:02:57,000 --> 00:02:59,750
‫<i>اونا تا تابستون بعدی،
‫یعنی سال 1939 ازدواج نکردند.</i>

32
00:03:12,200 --> 00:03:16,200
‫زن فرانسوی

33
00:04:12,300 --> 00:04:14,200
‫مثل ماه شدی. -
‫تو هم همینطور. -

34
00:05:12,530 --> 00:05:15,100
‫<i>ایستگاه قطار نانسی. 1944.</i>

35
00:05:36,350 --> 00:05:37,500
‫توجه لطفا.

36
00:05:38,200 --> 00:05:40,999
‫همه مسافران این قطار،

37
00:05:41,000 --> 00:05:44,000
‫اسیر جنگی بوده‌اند.

38
00:05:44,900 --> 00:05:48,300
‫نام و شماره آنها ناشناخته است

39
00:05:48,900 --> 00:05:50,100
‫عقب وایسید.

40
00:06:16,170 --> 00:06:18,300
‫لطفا راه‌های خروجی رو خلوت کنید.

41
00:06:27,100 --> 00:06:29,200
‫بزارید زندانی‌ها پیاده بشن.

42
00:06:31,100 --> 00:06:33,000
‫لطفا توجه کنید.

43
00:06:34,000 --> 00:06:35,800
‫به همه مسافران.

44
00:06:36,200 --> 00:06:39,500
‫به سمت جلوی قطار بروید،

45
00:06:39,860 --> 00:06:42,650
‫سپس به سالن اصلی و خروجی‌ها بروید.

46
00:06:43,200 --> 00:06:48,000
‫شما به پناهگاه‌ها منتقل خواهید شد،
‫جایی که شب را در آنجا خواهید ماند.

47
00:06:51,350 --> 00:06:53,500
‫میشه لطفا دنبالمون بیاید؟

48
00:06:53,570 --> 00:06:54,950
‫<i>روزهای خوش دوباره اینجا هستند!</i>

49
00:06:56,400 --> 00:06:57,980
‫<i>بابا تو آلمان کار می‌کنه</i>

50
00:07:04,550 --> 00:07:05,900
‫باهام بیاید...

51
00:07:18,600 --> 00:07:21,000
‫به لطف این سه مرد،

52
00:07:21,100 --> 00:07:23,950
‫که در کارخونه‌های آلمان کار می‌کردند،

53
00:07:24,000 --> 00:07:26,800
‫شما، یه افسر فرانسوی، الان یه مرد آزاد شدید.

54
00:07:27,000 --> 00:07:28,500
‫لطفا چند کلمه‌ای حرف بزنید.

55
00:07:29,000 --> 00:07:31,300
‫نرید آلمان بچه‌ها، نرید.

56
00:07:32,100 --> 00:07:35,000
‫آلمان به زودی شکست میخوره.

57
00:07:40,500 --> 00:07:42,600
‫برو یکی دیگه رو پیدا کن!

58
00:08:03,800 --> 00:08:06,500
‫شما ژان هستید؟...ژان مولر؟

59
00:08:07,500 --> 00:08:10,100
‫من تو زندان پیشِ شوهرت بودم.

60
00:08:11,950 --> 00:08:12,990
‫حال لویی چطوره؟

61
00:08:14,000 --> 00:08:15,500
‫خوبه.

62
00:08:22,000 --> 00:08:23,500
‫شوک زده شدم...

63
00:08:30,100 --> 00:08:32,200
‫میشه جای منم وایسی؟

64
00:08:51,000 --> 00:08:54,000
‫اون عکسایه شما رو بهم نشون داد.

65
00:08:56,200 --> 00:08:57,900
‫خیلی خوشحال بودم...

66
00:08:57,950 --> 00:09:00,000
‫وقتی نامه‌هاتون میومد.

67
00:09:00,500 --> 00:09:02,500
‫همیشه تو ذهنم بودید.

68
00:09:04,200 --> 00:09:06,000
‫عاشقتون شدم.

69
00:09:08,800 --> 00:09:10,000
‫منو ببخشید.

70
00:09:11,000 --> 00:09:12,500
‫شرمنده نباشید.

71
00:09:14,000 --> 00:09:15,500
‫لویی چی میشه؟

72
00:09:22,500 --> 00:09:25,000
‫خواب دیدم...

73
00:09:27,000 --> 00:09:29,000
‫با هم عشق بازی کردیم.

74
00:09:29,800 --> 00:09:30,300
‫لطفا...

75
00:09:30,800 --> 00:09:32,500
‫دیگه نمی‌بینمتون.

76
00:09:32,800 --> 00:09:33,800
‫نرو.

77
00:10:12,200 --> 00:10:16,000
‫اون گفت، آلمانی‌ها مطمئنن تو جنگ شکست می‌خورن...

78
00:10:16,800 --> 00:10:18,600
‫اونم در عرض یه سال.

79
00:10:18,800 --> 00:10:19,500
‫دیدمت.

80
00:10:20,500 --> 00:10:21,500
‫منظورت چیه؟

81
00:10:22,200 --> 00:10:25,000
‫قبلتر، با اون یارو.

82
00:10:26,000 --> 00:10:27,000
‫دیدمت.

83
00:10:28,100 --> 00:10:30,700
‫حالمو بهم میزنی...
‫اولین بارتم نیست.

84
00:10:31,600 --> 00:10:33,400
‫تا فیها خالدون پوسیدی.

85
00:10:54,850 --> 00:10:57,200
‫حداقل اون زمانای اِشغال،

86
00:10:58,000 --> 00:11:00,500
‫همه‌ـمون کنار هم بودیم.

87
00:11:02,450 --> 00:11:04,100
‫در چه وضعید، بچه‌ها؟

88
00:11:05,200 --> 00:11:06,200
‫چیز دیگه‌ای هم مونده؟

89
00:11:06,900 --> 00:11:07,600
‫بپا!

90
00:11:15,200 --> 00:11:17,400
‫ممنون، آقا!

91
00:11:18,000 --> 00:11:19,000
‫آقا؟

92
00:11:21,200 --> 00:11:22,300
‫لویی!؟

93
00:11:24,000 --> 00:11:26,000
‫وای خدا! اینکه لوییه!

94
00:11:30,300 --> 00:11:32,200
‫نمی‌دونی چقدر خوشحالم.

95
00:11:32,350 --> 00:11:34,100
‫همیشه به تو فکر می‌کردیم.

96
00:11:35,100 --> 00:11:36,500
‫حتی برات دعا کردم.

97
00:11:38,300 --> 00:11:40,300
‫اینجا اوضاع سخت بود...

98
00:11:40,700 --> 00:11:44,000
‫شرمنده این حرفا رو زدم.

99
00:11:45,000 --> 00:11:47,700
‫بزار دوباره یه نگاه بهت بکنم.

100
00:12:03,000 --> 00:12:04,700
‫این بنو هستش.

101
00:12:06,400 --> 00:12:07,990
‫بیا، بگیرش.

102
00:12:16,700 --> 00:12:17,900
‫ژان کجاست؟

103
00:12:18,100 --> 00:12:21,200
‫یه چند وقتی میشه دیگه اینجا زندگی نمی‌کنه.

104
00:12:21,700 --> 00:12:24,000
‫یه آپارتمان کوچیک داره.

105
00:12:24,900 --> 00:12:28,500
‫همه‌ـمون بعد این همه دلتنگ بودن،
‫یکم فضا نیاز داشتیم.

106
00:12:29,000 --> 00:12:31,000
‫می‌بینی؟ همه دارن میرن.

107
00:12:31,700 --> 00:12:34,000
‫یه کم بشین و استراحت کن.

108
00:12:34,400 --> 00:12:35,400
‫گُشنته؟

109
00:12:36,100 --> 00:12:37,100
‫مطمئنی؟

110
00:13:10,350 --> 00:13:12,000
‫میری پیش ژان؟

111
00:13:22,500 --> 00:13:23,600
‫نرو.

112
00:13:24,800 --> 00:13:27,600
‫داره با یکی دیگه زندگی میکنه.

113
00:13:31,300 --> 00:13:32,500
‫می‌شناسیش.

114
00:13:34,000 --> 00:13:36,500
‫همون یارویی که تو زندان باهات بود.

115
00:13:37,400 --> 00:13:38,400
‫هنری.

116
00:13:44,000 --> 00:13:46,000
‫بهتره نری.

117
00:13:50,200 --> 00:13:52,200
‫واقعا دلم برات تنگ شده بود.

118
00:15:08,500 --> 00:15:11,000
‫پنج سال منتظر این لحظه بودم.

119
00:15:14,200 --> 00:15:16,200
‫می‌ترسیدم ببینمت...

120
00:15:18,000 --> 00:15:22,000
‫ترس از فراموش کردن احساس یا اینکه عشق چه جوری بود...

121
00:15:27,500 --> 00:15:28,499
‫تو و هنری...

122
00:15:28,500 --> 00:15:29,500
‫ادامه نده!

123
00:15:32,600 --> 00:15:34,500
‫تو دلم دارن رَخت میشورن!

124
00:15:35,200 --> 00:15:37,900
‫فکر کردم: اشکالی نداره که

125
00:15:38,400 --> 00:15:40,900
‫درد میکنه. ثابت میکنه هنوز یه مَردم.

126
00:15:52,500 --> 00:15:54,500
‫حس پیری و
‫بی مصرف بودن میکنم

127
00:15:55,400 --> 00:15:57,100
‫چندش آوره.

128
00:15:58,400 --> 00:16:02,000
‫اومدم بهت بگم آزادی.

129
00:16:07,200 --> 00:16:09,200
‫من ارزششو ندارم.

130
00:16:10,200 --> 00:16:12,800
‫من قرار بود تو جنگ پیروز بشم و تو هم منتظر بمونی.

131
00:16:13,500 --> 00:16:15,400
‫ولی اشتباه می‌کردیم.

132
00:16:17,500 --> 00:16:19,300
‫ما قهرمان نیستیم.

133
00:16:24,300 --> 00:16:27,100
‫من بُزدلم، تو هم یه فاحشه.

134
00:16:28,000 --> 00:16:30,100
‫هنری هیچ معنی برام نداره.

135
00:16:30,800 --> 00:16:32,500
‫و بقیه چی؟

136
00:16:35,800 --> 00:16:37,500
‫روزایی بود که

137
00:16:38,300 --> 00:16:41,000
‫فکر می‌کردم دیگه برنمی‌گردی.

138
00:16:41,700 --> 00:16:43,200
‫و تو اون روزا،

139
00:16:44,600 --> 00:16:47,100
‫می‌دونستم مردای دیگه بهم زُل میزنن.

140
00:16:48,400 --> 00:16:50,300
‫فکر کردن به اینکه خوشگلم،

141
00:16:51,300 --> 00:16:53,000
‫برام شهوت انگیز بود.

142
00:16:56,300 --> 00:16:59,000
‫بهم قدرت ادامه دادن رو داد.

143
00:17:04,500 --> 00:17:07,500
‫منو کنار خودت نگه دار.

144
00:17:08,500 --> 00:17:10,900
‫هر جا میخوای، منو ببر.

145
00:17:11,600 --> 00:17:14,200
‫من خیلی عشق دارم که تقدیمت کنم.

146
00:17:56,000 --> 00:17:57,000
‫لویی!

147
00:17:59,000 --> 00:18:01,000
‫کجاست؟

148
00:18:13,800 --> 00:18:15,500
‫بس کن بابا، آروم بگیر.

149
00:18:16,000 --> 00:18:19,000
‫الان چند ساعته داره تو این آب یخ شنا میکنه.

150
00:18:19,300 --> 00:18:21,000
‫حتما یه اتفاقی افتاده.

151
00:18:28,000 --> 00:18:29,000
‫اوناهاش!

152
00:18:32,300 --> 00:18:33,700
‫از آب بیا بیرون!

153
00:18:42,100 --> 00:18:46,200
‫داییت می‌تونه هر کاری عشقشه انجام میده.
‫مامانت گفت نرو شنا.

154
00:18:46,500 --> 00:18:49,500
‫خودتو نگاه!
‫قراره ذات الریه بگیری.

155
00:18:49,600 --> 00:18:51,000
‫ولی سردم نیست.

156
00:18:55,600 --> 00:18:56,500
‫مارک...

157
00:18:57,800 --> 00:18:59,000
‫اینو مزه کن.

158
00:19:00,200 --> 00:19:01,700
‫میخوای؟

159
00:19:24,380 --> 00:19:25,200
‫هلن،

160
00:19:26,600 --> 00:19:29,000
‫موقع برگشتن برو خونه و

161
00:19:29,700 --> 00:19:31,800
‫به ژان بگو متاستفی.

162
00:19:36,400 --> 00:19:38,800
‫نه، لویی. این کارو نمی‌کنم.

163
00:19:39,100 --> 00:19:41,800
‫باز شما دو تا دعواتون شده؟

164
00:19:42,500 --> 00:19:44,500
‫فقط بهش گفتم نظرم دربارش چیه.

165
00:19:45,000 --> 00:19:47,000
‫و نظر همه دربارش چیه.

166
00:19:47,600 --> 00:19:50,800
‫اینکه ما دوستش داریم،
‫و نمی‌تونه اینجوری رفتار کنه.

167
00:19:54,000 --> 00:19:55,600
‫ما همه طرفِ توییم.

168
00:19:55,800 --> 00:19:57,600
‫خب، من طرفِ اونم...

169
00:19:59,200 --> 00:20:00,300
‫و خبرای عالی هم دارم:

170
00:20:01,200 --> 00:20:03,100
‫ژان حامله‌ـست.

171
00:20:44,000 --> 00:20:46,100
‫دو قلو...یه دختر و یه پسر.

172
00:20:46,500 --> 00:20:47,600
‫ژان چطوره؟

173
00:20:48,000 --> 00:20:50,000
‫میگن حالش خوبه.

174
00:20:51,000 --> 00:20:55,000
‫دوقلوها... تو شب کریسمس!
‫چقدر باشکوه!

175
00:20:56,200 --> 00:20:57,900
‫تبریک میگم!

176
00:21:02,300 --> 00:21:06,100
‫حتما خیلی ریزن...
‫یه ماه زودتر به دنیا اومدن.

177
00:21:07,200 --> 00:21:09,700
‫وضع دو قلوها همیشه اینطوریه.

178
00:21:11,700 --> 00:21:16,500
‫بچه‌های خودتن، لویی.
‫یه زن همیشه اینا رو میفهمه.

179
00:21:23,500 --> 00:21:24,800
‫داریم میریم.

180
00:21:25,800 --> 00:21:29,000
‫باید بریم، داریم خفه می‌شیم.

181
00:21:29,100 --> 00:21:32,000
‫همه زُل زدن به ما،
‫دارن قضاوتمون می‌کنن.

182
00:21:48,500 --> 00:21:50,500
‫<i>برلین، چند ماه بعد.</i>

183
00:23:03,200 --> 00:23:06,800
‫برید گمشید بیرون!

184
00:23:07,100 --> 00:23:09,200
‫شماها تو جنگ پیروز نشدید!

185
00:23:11,000 --> 00:23:13,000
‫ما پیروزیم!

186
00:23:15,000 --> 00:23:17,000
‫زنده باد آلمان!

187
00:23:17,500 --> 00:23:19,400
‫آلمان شماها رو تحقیر میکنه.

188
00:23:19,600 --> 00:23:21,200
‫برید خونه!

189
00:23:32,000 --> 00:23:33,800
‫اینقدر زود برگشتی؟

190
00:23:35,700 --> 00:23:40,000
‫اینا تو منطقه آمریکایی‌ها پیدا کردم.
‫خیلی چیز خوبیه.

191
00:23:40,100 --> 00:23:41,500
‫تو حراجی خریدمش. -
‫ -چقدر شد؟

192
00:23:41,600 --> 00:23:44,000
‫فقط شش تا بطری مشروب خرج برداشت.

193
00:23:53,200 --> 00:23:54,500
‫یه کم بلنده، مگه نه؟

194
00:23:56,000 --> 00:23:57,500
‫یعنی چی؟ اینجوری خوبه؟

195
00:24:01,000 --> 00:24:01,800
‫اینجا.

196
00:24:02,000 --> 00:24:05,400
‫نه، اینجوری.
‫خیلی بهتر شد، نگاه کن.

197
00:24:09,200 --> 00:24:11,900
‫اولین مَردیه که می‌بینم خیاطی میکنه.

198
00:24:12,000 --> 00:24:13,000
‫سوزن تَه گرد داری؟

199
00:24:13,100 --> 00:24:15,000
‫اونجا...
‫ولی بزار لیزول انجامش بده.

200
00:24:17,000 --> 00:24:18,800
‫ما رو می‌خواستید، خانم؟

201
00:24:19,000 --> 00:24:20,300
‫به بچه‌ها غذا بدید.

202
00:24:20,400 --> 00:24:21,100
‫ممنون.

203
00:24:26,300 --> 00:24:28,600
‫جالبه که می‌تونی خیاطی کنی.

204
00:24:30,900 --> 00:24:32,000
‫بچرخ چپ.

205
00:24:33,000 --> 00:24:34,000
‫وای نه!

206
00:24:34,500 --> 00:24:35,300
‫چیه؟

207
00:24:35,400 --> 00:24:37,900
‫پیرمردِ اون پایینه.

208
00:24:39,600 --> 00:24:41,200
‫خب خونه‌ـش اونجاست دیگه...

209
00:24:41,500 --> 00:24:44,500
‫عجیبه، مگه نه؟
‫هیچ وقت بیرون نمیره.

210
00:24:45,000 --> 00:24:47,500
‫شاید از فرانسوی‌ها خوشش نمیاد.

211
00:24:49,000 --> 00:24:50,300
‫داره نگاه میکنه.

212
00:24:51,000 --> 00:24:52,600
‫تکون نخور.

213
00:24:53,000 --> 00:24:56,000
‫موقع آژیز بمب انداختن،
‫بازم رو صحنه تئاتر می‌موند،

214
00:24:57,000 --> 00:24:59,000
‫کسی هم جلودارش نبود.

215
00:25:00,000 --> 00:25:01,800
‫بقیه وحشت برشون داشته بود،

216
00:25:02,300 --> 00:25:04,200
‫ولی اون به بازیگریش ادامه میداد.

217
00:25:05,000 --> 00:25:07,000
‫برا همین مردم همش میومدن.

218
00:25:07,300 --> 00:25:09,000
‫چون بهشون شهامت میداد.

219
00:25:09,600 --> 00:25:13,000
‫انگاری که بمبا هیچ چی نمی‌تونستن به اونا و بقیه صدمه بزنن.

220
00:25:13,700 --> 00:25:14,700
‫بفرما...

221
00:25:21,300 --> 00:25:24,100
‫بعد یه بمب خورد تو تئاتر.

222
00:25:26,300 --> 00:25:27,800
‫درست بین جمعیت و

223
00:25:29,300 --> 00:25:30,600
‫هنگام اجرا.

224
00:25:33,300 --> 00:25:35,000
‫خون همه چا پخش شده بود.

225
00:25:38,300 --> 00:25:40,200
‫از اون موقع دیگه رو صحنه نرفته.

226
00:25:44,500 --> 00:25:46,000
‫خوشت میاد؟

227
00:25:47,400 --> 00:25:48,000
‫آره.

228
00:25:48,600 --> 00:25:50,600
‫منظورم اندازه لباسته.

229
00:25:51,000 --> 00:25:52,000
‫از هر دوش خوشم میاد.

230
00:26:30,000 --> 00:26:32,000
‫یک، دو، سه...

231
00:27:51,500 --> 00:27:52,500
‫وایسا!

232
00:27:54,200 --> 00:27:55,600
‫دیوونه‌ای؟

233
00:27:55,800 --> 00:27:56,500
‫چی شده؟

234
00:27:57,000 --> 00:27:58,000
‫بهشون بگو!

235
00:27:58,200 --> 00:27:59,100
‫بگو چی اشتباهه!

236
00:27:59,200 --> 00:28:01,100
‫ما به قضیه می‌رسیم.

237
00:28:01,300 --> 00:28:03,000
‫اون حامله‌ـست.

238
00:28:03,100 --> 00:28:05,000
‫و عقل از سرش پریده.

239
00:28:16,000 --> 00:28:18,000
‫این آخرین باره حامله میشم. دیگه بسه.

240
00:28:18,200 --> 00:28:21,100
‫شاید، ولی این یکی مال منه.

241
00:28:22,000 --> 00:28:25,100
‫به افتخار فرمانده مولر!
‫هورا!

242
00:28:36,000 --> 00:28:39,500
‫فرمانده، کِی ارتقای شغلیت رسمی میشه؟

243
00:28:39,600 --> 00:28:40,500
‫ظرف دو ماه آینده.

244
00:28:41,000 --> 00:28:43,500
‫میخوای پُست‌ها رو عوض کنی؟
‫خودتم برگردی فرانسه؟

245
00:28:44,100 --> 00:28:45,500
‫پس برو بادن.

246
00:28:46,000 --> 00:28:49,950
‫تعداد فرانسوی‌های اونجا بیشتر از آلمانیاست و
‫یه عالمه جاسوس هم داره.

247
00:28:50,400 --> 00:28:51,800
‫از برلین بیشتر حال میده.

248
00:28:52,100 --> 00:28:53,800
‫اینجا رو دوست داریم.

249
00:28:54,000 --> 00:28:55,200
‫اونکه معلومه.

250
00:28:55,500 --> 00:28:56,500
‫بیاید جشن بگیریم.

251
00:28:57,000 --> 00:28:58,500
‫تخصصم همین کاره.

252
00:28:59,000 --> 00:29:03,900
‫دستور ساختشو از دوس پاس یاد گرفتم.
‫معجونینه که قهرمانا می‌خورنش.

253
00:29:04,000 --> 00:29:05,500
‫تا دخترا رو اغوا کنن.

254
00:29:05,800 --> 00:29:06,990
‫حالا کار میکنه؟

255
00:29:08,000 --> 00:29:10,000
‫آره...

256
00:29:10,400 --> 00:29:14,000
‫اونا عاشق میشن و هر روز ازش میخورن.

257
00:29:14,800 --> 00:29:17,000
‫کور و دیوونه میشن.

258
00:29:20,000 --> 00:29:22,000
‫اسمش هست: بُن بست.

259
00:29:28,000 --> 00:29:31,000
‫پسر عموی مامانمه،
‫بهش میگم عمو جک.

260
00:29:32,000 --> 00:29:33,500
‫تو برلین کار میکنه؟

261
00:29:33,800 --> 00:29:37,800
‫با امور خارجه‌ـست،
‫منطقه رو بازرسی میکنه.

262
00:29:40,500 --> 00:29:43,000
‫من انجام میدم.
‫تو برگرد پیششون.

263
00:29:45,400 --> 00:29:47,400
‫دیدم داری می‌خندی.

264
00:29:48,000 --> 00:29:50,000
‫خوشم میاد وقتی می‌خندی.

265
00:29:51,000 --> 00:29:52,800
‫جوکشو بعدا به منم میگی؟

266
00:29:54,500 --> 00:29:56,200
‫همش حرفای مردونست...

267
00:29:58,200 --> 00:30:00,000
‫چیزای نظامی...

268
00:30:00,100 --> 00:30:01,500
‫مشکل چیه؟

269
00:30:08,100 --> 00:30:09,300
‫یا خدا!

270
00:30:11,100 --> 00:30:13,500
‫آقای مولر! سریع بیاید...

271
00:30:17,200 --> 00:30:20,000
‫باتریت از کار افتاده،
‫ماشینت روشن نمیشه.

272
00:30:20,100 --> 00:30:22,000
‫بپا، لیز نخوری.

273
00:30:26,000 --> 00:30:26,990
‫بهم تکیه بده.

274
00:30:27,000 --> 00:30:28,600
‫اونا پیرمرده رو بیدار کردن.

275
00:30:29,000 --> 00:30:30,000
‫کدوم پیرمرد؟

276
00:30:30,100 --> 00:30:31,100
‫معذرت میخوام.

277
00:30:33,100 --> 00:30:35,500
‫منم باهاتون میام.

278
00:30:35,900 --> 00:30:38,000
‫خیلی خوبه، خیلی خوبه.

279
00:30:39,000 --> 00:30:40,900
‫نگران نباش.

280
00:30:41,400 --> 00:30:43,200
‫پسرم حواسش بهت هست.

281
00:30:45,000 --> 00:30:46,900
‫بیمارستان انگلیس همین نزدیکی‌هاست.

282
00:30:47,100 --> 00:30:50,000
‫خدا کنه بتونیم از پَسش بربیایم.

283
00:30:58,000 --> 00:31:02,000
‫بزار رد شیم. -
‫بس کن! دیوونه‌ای؟ -

284
00:31:02,200 --> 00:31:05,000
‫باید رد بشیم!
‫مرگ و زندگیه.

285
00:31:05,300 --> 00:31:08,100
‫داره بچه‌ـش تو ماشین به دنیا میاد!

286
00:31:11,000 --> 00:31:14,800
‫ولم کن. من فرانسوی نیستم.
‫آلمانیم.

287
00:31:15,000 --> 00:31:16,800
‫برا خانم مولر کار می‌کنم.

288
00:31:18,100 --> 00:31:21,500
‫حواستونو جمع کنید.
‫ایشون یه افسر فرانسویه.

289
00:31:23,100 --> 00:31:25,100
‫ول کن! بزار برم.

290
00:33:21,900 --> 00:33:23,300
‫الان برمی‌گردم.

291
00:33:47,000 --> 00:33:49,500
‫ریدم بهش، گه تو این وضع.

292
00:33:53,000 --> 00:33:54,800
‫کجاست؟

293
00:33:55,000 --> 00:33:58,000
‫حالش خوبه. پسره.

294
00:34:11,700 --> 00:34:13,500
‫<i>ژوئن 1948</ i>

295
00:35:14,300 --> 00:35:18,699
‫برا چی اومدی اینجا؟
‫چیزی می‌خوای؟

296
00:35:18,700 --> 00:35:19,500
‫هیچی لازم ندارم.

297
00:35:20,000 --> 00:35:23,500
‫فردا،
‫قراره از دنیا سَوا بشیم.

298
00:35:24,000 --> 00:35:25,500
‫شوروی محاصرمون میکنه.

299
00:35:25,600 --> 00:35:28,990
‫و می‌تونه خیلی هم طول بکشه.

300
00:35:29,300 --> 00:35:34,400
‫اونا میخوان بهمون گشنگی بدن.
‫دیگه هیچ دلیلی برا اومدن نیست.

301
00:35:34,500 --> 00:35:36,000
‫اینجا هیچی گیرت نمیاد.

302
00:35:38,200 --> 00:35:40,500
‫داره میادش! بدو در بریم!

303
00:35:54,200 --> 00:35:55,700
‫صدمه دیدی؟

304
00:35:57,200 --> 00:35:59,500
‫آخه به شما میگن آدم؟

305
00:36:35,100 --> 00:36:38,500
‫آرمل، لورانت. برگردید اینجا!

306
00:36:45,300 --> 00:36:48,000
‫من از اونا هیچی نمی‌گیرم.

307
00:36:48,100 --> 00:36:50,000
‫اونا بمبارونمون کردن،

308
00:36:50,100 --> 00:36:52,000
‫تئاترمو با خاک یکسان کردن.

309
00:36:52,300 --> 00:36:54,000
‫بدون اونا گُشنه می‌مونیم.

310
00:36:55,000 --> 00:36:56,900
‫به اندازه کافی عذاب نکشیدیم؟

311
00:36:57,290 --> 00:36:59,000
‫به اندازه کافی تحقیر نشدیم؟

312
00:37:00,100 --> 00:37:02,600
‫آمریکایی‌ها کمکمون می‌کنن.

313
00:37:03,000 --> 00:37:05,700
‫و به نظر تو هم اهمیتی نمیدم.

314
00:37:05,800 --> 00:37:07,800
‫آها، پس اهمیت نمیدی.

315
00:37:08,000 --> 00:37:12,000
‫اونا دارن از بدبختی ما پولدار میشن.
‫این چیزیه که می‌خوای؟

316
00:37:12,200 --> 00:37:14,200
‫پول و ثروت؟

317
00:37:15,000 --> 00:37:20,000
‫تا چی کار کنی؟
‫همش پول رو پول بزاری؟

318
00:37:21,300 --> 00:37:23,000
‫من رویاهای دیگه‌ای دارم.

319
00:37:24,700 --> 00:37:26,600
‫رویاهاتو فراموش کن.

320
00:37:27,400 --> 00:37:30,200
‫اونا مُردن و فاتحه‌ـشونم خونده شده.

321
00:37:32,000 --> 00:37:33,500
‫جنگ همه چیو گرفته:

322
00:37:34,000 --> 00:37:36,100
‫جاه طلبیم، جوونیم.

323
00:37:36,800 --> 00:37:38,200
‫برا همیشه رفتن.

324
00:37:43,000 --> 00:37:46,800
‫باید قبل از جنگ، حرفاتو می‌زدی.

325
00:37:47,000 --> 00:37:50,600
‫اما تو و دوستات نه کاری کردید نه حرفی زدید.

326
00:37:51,000 --> 00:37:55,100
‫اونایی هم که روزه سکوت می‌گیرن،
‫دیگه نمی‌تونن حرف بزنن.

327
00:37:56,000 --> 00:37:57,500
‫تو نمی‌تونی در موردم قضاوت کنی.

328
00:37:57,600 --> 00:37:59,100
‫دیگه نه.

329
00:38:00,000 --> 00:38:02,800
‫دیگه نمی‌خوام کنار بدبخت و بازنده‌ها بمونم.

330
00:38:03,000 --> 00:38:05,100
‫من یه مقدار احترام می‌خوام.

331
00:38:08,000 --> 00:38:10,800
‫بیاید همه بریم طبقه بالا بازی کنیم.

332
00:38:31,000 --> 00:38:33,800
‫همه دنیا ما رو رها کرده.

333
00:38:34,100 --> 00:38:38,800
‫الان شهرمون شده،
‫نماد آزادی و مقاومت.

334
00:38:48,300 --> 00:38:51,000
‫از دیدنت مطمئن نبودم...

335
00:38:52,400 --> 00:38:54,400
‫نمی‌دونستم باید چیکار کنم.

336
00:38:55,800 --> 00:38:59,000
‫ولی تصمیم درستی گرفتم.

337
00:38:59,300 --> 00:39:01,600
‫هر وقت پیشِ بابامم، به تو فکر می‌کنم.

338
00:39:03,000 --> 00:39:05,000
‫می‌دونستم اونجایی.

339
00:39:05,700 --> 00:39:07,500
‫نزدیک بود برم طبقه بالا.

340
00:39:08,500 --> 00:39:10,500
‫میخواستم ببینمت.

341
00:39:11,600 --> 00:39:13,800
‫ولی می‌دونستم، باعث اذیتت میشه.

342
00:39:15,000 --> 00:39:17,000
‫و اینو دوست نداری.

343
00:39:17,800 --> 00:39:19,500
‫پس، تصمیم گرفتم بنویسم.

344
00:39:20,000 --> 00:39:22,000
‫نامه‌هاتو دوباره خوندم.

345
00:39:24,000 --> 00:39:27,800
‫هیچ کی تا حالا چنین نامه‌های زیبایی ننوشته.

346
00:39:33,500 --> 00:39:36,000
‫حرفات توش جدی بود؟

347
00:39:36,800 --> 00:39:37,600
‫آره.

348
00:39:38,000 --> 00:39:39,900
‫اگه ازت بخوام کاری انجام بدی،

349
00:39:40,800 --> 00:39:41,900
‫میکنی؟

350
00:39:42,600 --> 00:39:47,000
‫برام نامه ننویس...
‫دیگه هم نخوا منو ببینی.

351
00:39:48,000 --> 00:39:50,500
‫رسیدن به اینجا برام آسون نبوده،

352
00:39:51,500 --> 00:39:53,000
‫ولی الان احساس،

353
00:39:54,500 --> 00:39:55,500
‫آرامش دارم.

354
00:39:56,800 --> 00:39:58,600
‫فکر می‌کنم خوشحالم.

355
00:39:59,500 --> 00:40:01,800
‫نمی‌خوام همه چیمو از دست بدم.

356
00:40:02,500 --> 00:40:03,800
‫می‌فهمی؟

357
00:40:04,800 --> 00:40:07,000
‫همیشه به تو فکر می‌کنم...

358
00:40:08,750 --> 00:40:09,990
‫و عاشقتم.

359
00:40:13,000 --> 00:40:15,500
‫<i>نیروهای متفقین در آلمان</ i>

360
00:40:15,600 --> 00:40:17,000
‫<i>دعای خِیر خودشان را فرستادند.</i>

361
00:40:18,000 --> 00:40:22,499
‫<i>شما از پشتیبانی کامل انگلیس،</i>

362
00:40:22,500 --> 00:40:24,000
‫<i>و فرماندهی‌ نیروهای هوایی آمریکا برخوردارید.</i>

363
00:40:24,400 --> 00:40:26,800
‫<i>امروز بعضی از شما برلین را ترک می کنین</ i>

364
00:40:27,000 --> 00:40:29,600
‫<i>و در هفته‌های آینده بسیاری دیگر.</i>

365
00:40:30,000 --> 00:40:34,000
‫<i>ما افتخار می‌کنیم که هیچ یک از شما
‫در انجام وظیفه شکست نخورده‌اید.</i>

366
00:40:34,900 --> 00:40:37,800
‫<i>ماموریت شما در هندوچین فرانسه یک عملیات حیاتی است.</i>

367
00:40:38,100 --> 00:40:40,000
‫<i>دنیایی آزاد، در حال تماشای شماست.</i>

368
00:40:40,200 --> 00:40:44,950
‫<i>و  انتظار پیروزی مبارزان آزادی را دارد.</i>

369
00:41:07,200 --> 00:41:09,000
‫نباید گریه کردنمو ببینن.

370
00:41:10,100 --> 00:41:12,300
‫بهشون بگو زیاد طول نمیکشه،

371
00:41:13,000 --> 00:41:16,200
‫بگو نرفته، برمی‌گردی.

372
00:41:24,000 --> 00:41:26,400
‫نگاه، می‌خوام یه چیزیو بهت نشون بدم.

373
00:41:26,700 --> 00:41:30,000
‫اینجا آلمانه و اینم برلینه.

374
00:41:31,000 --> 00:41:34,000
‫و بابات قراره تمام این راهو بره،

375
00:41:34,100 --> 00:41:37,000
‫اینجا و بعدش اینجا.

376
00:41:37,500 --> 00:41:39,800
‫و ما کجا میریم؟

377
00:41:39,900 --> 00:41:42,000
‫به نانسی، پیشِ مامانی.

378
00:41:58,000 --> 00:42:00,000
‫چرا اینقدر صدای اون موسیقی بلنده؟

379
00:42:02,200 --> 00:42:03,800
‫لیزول، برو بهشون بگو...

380
00:42:31,800 --> 00:42:32,900
‫وای خدا!

381
00:42:33,000 --> 00:42:34,800
‫خیلی متاسفم.

382
00:42:42,800 --> 00:42:44,900
‫بابا سحرگاه فوت کرد.

383
00:43:25,700 --> 00:43:27,900
‫<i>چند هفته بعد
‫.نانسی، فرانسه</i>

384
00:43:36,200 --> 00:43:39,000
‫شما دوتا، بجنبید! دیرتون میشه.

385
00:43:39,100 --> 00:43:41,000
‫خاله هلن منتظره.

386
00:43:42,000 --> 00:43:43,800
‫بیا آرمل.

387
00:43:47,000 --> 00:43:49,000
‫آنتوان! بیا بریم.

388
00:44:04,500 --> 00:44:06,500
‫شرمندم. دیگه دیر نمی‌کنن.

389
00:44:07,000 --> 00:44:08,500
‫دستاتونو بدید به من.

390
00:44:10,000 --> 00:44:12,800
‫حوالی ساعت 4:30 میام دنبالشون.

391
00:44:25,300 --> 00:44:27,000
‫دو تا نامه از بابایی.

392
00:44:28,000 --> 00:44:29,300
‫یکیش برا تویه!

393
00:44:46,300 --> 00:44:48,800
‫کِی می‌تونم برم مدرسه؟

394
00:44:50,000 --> 00:44:51,000
‫سال بعد.

395
00:44:51,200 --> 00:44:52,900
‫لیزول منو میبره؟

396
00:44:53,000 --> 00:44:56,800
‫مامان بزرگ عصبانی میشه اگه آلمانی حرف بزنی.

397
00:45:15,500 --> 00:45:17,000
‫دیوونه‌ای؟

398
00:49:11,900 --> 00:49:14,000
‫مامانی اینجاست، عزیزم...

399
00:49:40,500 --> 00:49:41,800
‫نکن.

400
00:49:42,000 --> 00:49:45,300
‫خوراکی‌ها رو می‌برم اون یکی اتاق.

401
00:49:45,400 --> 00:49:49,000
‫بچه‌های با ادبی باشید...

402
00:49:52,100 --> 00:49:55,200
‫بخورید، بعد برید با دختر و پسر عموهات بازی کنید.

403
00:49:57,300 --> 00:49:59,300
‫اینقدر خجالتی نباشید.

404
00:50:02,350 --> 00:50:04,500
‫اونا خجالتی نیستن،
‫مغرورن.

405
00:50:05,200 --> 00:50:07,500
‫تو همون عالمه نی نی بودن موندن.

406
00:50:11,300 --> 00:50:13,300
‫مامان کی برمیگرده؟

407
00:50:13,800 --> 00:50:16,000
‫فرانسوی حرف بزن، تا بهت بگم.

408
00:50:18,200 --> 00:50:20,000
‫مامانی کِی برمی‌گرده؟

409
00:50:30,200 --> 00:50:32,000
‫می‌خوام با خودم ببرمت.

410
00:50:35,600 --> 00:50:37,300
‫تو رو تو زندگیم می‌خوام.

411
00:50:39,500 --> 00:50:41,500
‫قبلا هرگز این حرفو نزدم.

412
00:50:44,000 --> 00:50:46,500
‫فکر می‌کردم تنهایی قدرت میاره.

413
00:50:48,000 --> 00:50:49,300
‫اگه تنها باشم، آزادم.

414
00:50:51,000 --> 00:50:53,000
‫اما با تو احساس قدرت می‌کنم.

415
00:50:54,000 --> 00:50:55,000
‫با تو احساس آزادی می‌کنم.

416
00:50:58,000 --> 00:50:59,081
‫بیا همیشه با هم باشیم...

417
00:51:01,000 --> 00:51:04,000
‫هر روز، هرشب...

418
00:51:06,000 --> 00:51:08,000
‫کنار هم بیدار بشیم...

419
00:51:09,000 --> 00:51:11,000
‫کنار هم بخوابیم.

420
00:51:13,000 --> 00:51:15,000
‫با هم زندگی کنیم.

421
00:51:18,200 --> 00:51:19,900
‫نمی‌تونم باهات زندگی کنم.

422
00:51:20,200 --> 00:51:22,800
‫نمی‌خوام با هم زندگی کنیم.

423
00:51:42,400 --> 00:51:45,400
‫من می‌ترسم، ماتیاس. می‌ترسم.

424
00:51:51,500 --> 00:51:55,100
‫مردا خودشون جنگ راه میندازن،
‫خودشونم صلح می‌کنن.

425
00:51:56,200 --> 00:51:59,300
‫تنها کار ما هم اینه که منتظر بمونیم و حرف نزنیم.

426
00:52:00,800 --> 00:52:02,700
‫برا همین دیوونه می‌شیم.

427
00:52:03,000 --> 00:52:05,000
‫اونا اینو نمی‌فهمن...

428
00:52:06,600 --> 00:52:11,000
‫وقتی بابات تو آخرین مرخصیش برگشت،

429
00:52:11,800 --> 00:52:13,700
‫یه کلمه هم حرف نزد.

430
00:52:15,100 --> 00:52:18,000
‫نمی‌خواست از اتاق خواب بره بیرون.

431
00:52:19,300 --> 00:52:23,800
‫تمام چیزی که می‌خواست این بود که باهام تو رختخواب بمونه.

432
00:52:26,000 --> 00:52:28,200
‫اینجوری تو به دنیا اومدی.

433
00:52:28,500 --> 00:52:29,700
‫مامان، خواهشا بس کن...

434
00:52:29,800 --> 00:52:32,300
‫وقتی بابات مُرد،
‫سه ماهه باردار بودم.

435
00:52:33,400 --> 00:52:36,100
‫دهم نوامبر 1918 بود.

436
00:52:37,100 --> 00:52:38,700
‫روز آخر جنگ.

437
00:52:39,000 --> 00:52:41,000
‫نمی‌تونستم چیزی بخورم،

438
00:52:42,000 --> 00:52:44,000
‫نمی‌تونستم بخوابم.

439
00:52:45,500 --> 00:52:47,500
‫بعد تو شروع کردی به تکون خوردن.

440
00:52:47,510 --> 00:52:50,100
‫می‌خواستی ما زنده بمونیم.

441
00:52:51,200 --> 00:52:54,100
‫برا همینه همیشه بخشیدمت...

442
00:52:56,000 --> 00:52:58,000
‫و شاید به این خاطر، دیوونه‌ای.

443
00:52:58,400 --> 00:53:00,000
‫مامان، من دیوونه نیستم.

444
00:53:00,300 --> 00:53:02,600
‫آخه کجا رو اشتباه کردم؟

445
00:53:07,000 --> 00:53:09,000
‫این کارو نکن عزیزم.

446
00:53:09,800 --> 00:53:13,800
‫زندگیتو نابود می‌کنی،
‫بچه‌هاتم همینطور.

447
00:53:14,200 --> 00:53:15,900
‫لویی رو هم نابود می‌کنی.

448
00:53:16,500 --> 00:53:18,100
‫همه‌ـش به خاطر یه هوی و هوس.

449
00:53:19,000 --> 00:53:22,000
‫همه چیزو بریز دور و از اول شروع کن.

450
00:53:23,000 --> 00:53:25,000
‫این راهش نیست

451
00:53:25,500 --> 00:53:28,300
‫بدبختی همه جا میفته دنبالت.

452
00:53:29,100 --> 00:53:31,000
‫ولت نمی‌کنه.

453
00:53:31,500 --> 00:53:33,000
‫و بچه‌ها چی؟

454
00:53:33,500 --> 00:53:35,800
‫اونا چی میشن؟

455
00:53:37,000 --> 00:53:38,800
‫با خودم می‌برمشون.

456
00:53:39,000 --> 00:53:41,000
‫نمی‌خوام بری.

457
00:53:42,000 --> 00:53:44,000
‫من چی میشم؟

458
00:53:46,000 --> 00:53:47,900
‫آدم به حساب نمیام؟

459
00:53:51,000 --> 00:53:52,700
‫این یه هوی و هوس نیست.

460
00:53:53,000 --> 00:53:54,500
‫زندگیمه.

461
00:53:56,100 --> 00:53:57,900
‫همه زندگیمه.

462
00:54:07,000 --> 00:54:08,999
‫میرم درها رو قفل کنم. ساکت باشید.

463
00:54:09,000 --> 00:54:10,900
‫مردم خوابیدن.

464
00:54:12,000 --> 00:54:16,300
‫اگه یه مرد اومد،
‫بهش بگید الان برمی‌گردم، آدم خوبیه.

465
00:55:02,000 --> 00:55:03,200
‫وایسا!

466
00:55:15,000 --> 00:55:16,600
‫چی تو کَلَته؟

467
00:55:16,700 --> 00:55:19,500
‫که با خودت ببریشون و آلمانی‌های کوچیک بزرگ کنی؟

468
00:55:20,200 --> 00:55:22,000
‫اونا بچه‌های لویین،

469
00:55:22,200 --> 00:55:23,300
‫نه تو.

470
00:55:24,000 --> 00:55:25,300
‫کجان؟

471
00:55:25,700 --> 00:55:26,600
‫جوابمو بده.

472
00:55:28,000 --> 00:55:29,950
‫کجا می‌بریدشون؟

473
00:55:30,000 --> 00:55:31,500
‫حومه شهر...

474
00:55:32,900 --> 00:55:33,800
‫هوای تازه!

475
00:55:34,000 --> 00:55:36,000
‫براشون عالیه.

476
00:55:42,000 --> 00:55:44,000
‫حالا برو سراغ آلمانی جونِت.

477
00:56:10,000 --> 00:56:11,900
‫باز کن! می‌دونم اونجایی!

478
00:56:14,000 --> 00:56:15,800
‫این درو باز کن!

479
00:56:21,000 --> 00:56:23,000
‫خواهشا درو باز کن.

480
00:56:34,000 --> 00:56:36,200
‫التماست می‌کنم.

481
00:57:12,000 --> 00:57:14,000
‫<i>پاریس. بیست ماه بعد</i>

482
00:57:24,000 --> 00:57:29,599
‫پرواز 48 هواپیمایی ایرفرانس از سرنشینان سایگون، پنوم پن، رانگون

483
00:57:29,600 --> 00:57:32,299
‫دهلی نو، بغداد، دمشق،

484
00:57:32,300 --> 00:57:34,000
‫استانبول و وین، وارد می‌شود.

485
00:57:54,500 --> 00:57:56,300
‫خانم! نمی‌تونید این کارو کنید.

486
00:59:13,300 --> 00:59:13,800
‫چه خبرا...

487
00:59:19,200 --> 00:59:20,500
‫سوار هواپیما بودید؟

488
00:59:20,600 --> 00:59:21,600
‫تنهاش بزار.

489
00:59:21,880 --> 00:59:23,980
‫میشه لطفا مدارک شناساییتونو ببینم؟

490
00:59:24,100 --> 00:59:28,000
‫قراره به زودی اعزامت کنن،
‫پس عشق زندگی رو ببر.

491
00:59:28,100 --> 00:59:31,800
‫ولی زنمو تنهاش بزار.
‫ما دو سال از هم دور بودیم.

492
00:59:32,300 --> 00:59:33,800
‫باریکلا لویی!

493
00:59:34,300 --> 00:59:35,800
‫دمت گرم لویی!

494
00:59:40,500 --> 00:59:44,000
‫یکی تو جای من خوابیده بوده،
‫بابا خرسِ اینو گفت.

495
00:59:44,300 --> 00:59:48,000
‫یکی تو جای من خوابیده بوده،
‫مامان خرس اینو گفت.

496
00:59:48,150 --> 00:59:53,000
‫یکی تو جای من خوابیده بوده،
‫بچه خرسِ اینو گفت. هنوز اونجا خوابیده.

497
00:59:53,300 --> 00:59:54,900
‫خرس کوچولو می‌خواست بزنه زیر گریه.

498
00:59:55,000 --> 00:59:57,800
‫ولی همون لحظه،
‫موطلایی از خواب بیدار شد.

499
00:59:57,900 --> 01:00:01,000
‫از پنجره پرید بیرون و فرار کرد.

500
01:00:02,500 --> 01:00:05,000
‫اونم از بابایی، برید پسرا.

501
01:00:51,700 --> 01:00:53,500
‫کدوماشونه؟

502
01:00:55,500 --> 01:00:56,099
‫بیا.

503
01:00:56,100 --> 01:00:58,900
‫یه هدیه از بابایی.

504
01:02:48,100 --> 01:02:52,000
‫جنگ تو هندوچینا فردا یا یک سال دیگه تموم میشه...

505
01:02:53,400 --> 01:02:57,200
‫همه‌ـتون برمی‌گردید،
‫شاید پیروزمندانه و یکم تلخ.

506
01:02:58,480 --> 01:03:01,300
‫و آخر سر شغل دفتری می‌گیری.

507
01:03:02,200 --> 01:03:04,300
‫دقیقا همون چیزی نیست که همیشه خوابشو می‌دیدی.

508
01:03:04,650 --> 01:03:06,500
‫البته من خواب رفتن تو کویر هم نمی‌دیدم.

509
01:03:06,960 --> 01:03:08,580
‫سوریه بیابونی نیست.

510
01:03:09,500 --> 01:03:11,950
‫قدیمی‌ترین تمدن جهان رو داره.

511
01:03:12,500 --> 01:03:17,200
‫ما بهشون استقلال دادیم.
‫اونا ما رو دوست دارن و ما هم همینطور.

512
01:03:18,000 --> 01:03:20,200
‫یه شغل دفتری خوب تو سوریه دارم.

513
01:03:21,660 --> 01:03:23,300
‫مالِ تویه.

514
01:03:23,440 --> 01:03:25,999
‫می‌تونی به هر کدوم از افسرایه اینجا پیشنهادش بدی.

515
01:03:26,000 --> 01:03:28,000
‫هیچ کدومشون قبولش نمی‌کنه.

516
01:03:29,000 --> 01:03:33,000
‫ترجیح میدی خودتو به خاطر هیچی بندازی جلو گلوله؟

517
01:03:34,200 --> 01:03:37,499
‫چی می‌خوای؟ قهرمان بشی؟

518
01:03:37,500 --> 01:03:39,100
‫واقعا که مایه عذابی.

519
01:03:41,470 --> 01:03:42,800
‫یه عذاب واقعی.

520
01:03:43,160 --> 01:03:44,800
‫میشه منو ببخشید؟

521
01:03:45,300 --> 01:03:49,000
‫یه شانش برای زنده موندن بهت دادم.

522
01:03:50,000 --> 01:03:52,500
‫ژان می‌ترسه هر نامه‌ای که ازت میاد آخریش باشه،

523
01:03:53,000 --> 01:03:57,500
‫که توش خبر کُشته شدنتو دادن.

524
01:03:58,000 --> 01:04:01,200
‫به اون فکر کن...به بچه‌هات.

525
01:04:03,000 --> 01:04:06,200
‫پای اونا رو وسط نَکِش.

526
01:04:07,800 --> 01:04:10,000
‫اتفاقا این فکر ژان بود،

527
01:04:10,800 --> 01:04:12,600
‫که برید سوریه.

528
01:04:17,000 --> 01:04:19,000
‫<i>دمشق. سه ماه بعد.</i>

529
01:04:58,500 --> 01:05:01,200
‫امسال 3 بار اینجا بودم.

530
01:05:01,400 --> 01:05:04,500
‫همیشه مطمئن میشم برای بازدیدهایه رسمی،
‫دعوتم کنن.

531
01:05:05,150 --> 01:05:11,000
‫فوق العاده زیباست!
‫این سنگا، چه گذشته‌ای که ندارن.

532
01:05:12,300 --> 01:05:13,900
‫حالت خوبه؟

533
01:05:14,300 --> 01:05:15,700
‫یکم سرم گیج میره.

534
01:05:16,200 --> 01:05:19,800
‫به خاطر بیابونه...
‫نشئه کویری شدی.

535
01:05:20,000 --> 01:05:23,500
‫فلوبر درباره اینجا نوشته.
‫این همه راهو اومده بود اینجا.

536
01:05:24,000 --> 01:05:26,200
‫تو مقاله‌هاش خیلی خوب توصیفش کرده.

537
01:05:27,700 --> 01:05:30,000
‫جمعیت آپامیا 700 هزار نفر بود.

538
01:05:30,500 --> 01:05:33,200
‫قطب سرمایه نظامی و سیاسی رو تو خودش داشت...

539
01:05:33,800 --> 01:05:38,000
‫و معتبرترین مکتب فلسفه در آسیای صغیر بود.

540
01:05:40,400 --> 01:05:42,800
‫بعد، تو قرن 12،

541
01:05:44,000 --> 01:05:47,000
‫زمین لرزه شهر رو با خاک یکسان کرد.

542
01:05:49,900 --> 01:05:53,500
‫ترمیمش ده‌ها سال طول میکشه.

543
01:05:55,000 --> 01:05:58,600
‫باستان شناسان آلمانی و ایتالیایی مشغول کار تو اینجان.

544
01:06:00,850 --> 01:06:04,000
‫سوری ها می‌خوان دره غاب رو تخلیه کنن.

545
01:06:05,000 --> 01:06:06,199
‫اونا برنامه دارن،

546
01:06:06,200 --> 01:06:10,000
‫یه قلمرو تو شمال بسازن.
‫و کمک لازم دارن.

547
01:06:15,800 --> 01:06:20,200
‫بیایید به آمفی تئاتر بریم.
‫منظره دیدنی داره.

548
01:06:54,000 --> 01:06:56,000
‫چی شده؟

549
01:06:57,000 --> 01:06:58,000
‫صدمه دیدی؟

550
01:07:05,000 --> 01:07:08,000
‫دیگه نمیتونم تحمل کنم، لویی.

551
01:07:09,000 --> 01:07:11,000
‫می‌خوام برم.

552
01:07:11,500 --> 01:07:13,000
‫موضوع چیه؟

553
01:07:16,000 --> 01:07:16,999
‫می‌خوام برم.

554
01:07:17,000 --> 01:07:18,500
‫می‌خوام ولت کنم...

555
01:07:21,400 --> 01:07:22,500
‫دیگه تمومه...

556
01:07:32,000 --> 01:07:34,000
‫منظورت چیه؟

557
01:07:36,000 --> 01:07:38,000
‫یکی دیگه رو دوست دارم.

558
01:07:39,000 --> 01:07:43,000
‫برا همین می‌خواستم بیایم اینجا.

559
01:07:44,000 --> 01:07:45,999
‫می‌خواستم با ما زندگی کنی.

560
01:07:46,000 --> 01:07:48,000
‫تا تمام وقت با هم باشیم.

561
01:07:49,000 --> 01:07:52,800
‫تو، من و بچه‌ها.

562
01:08:05,000 --> 01:08:08,000
‫فکر کردم می‌تونم فراموشش کنم.

563
01:08:10,000 --> 01:08:12,000
‫هر کاری تونستم کردم.

564
01:08:16,300 --> 01:08:18,000
‫ولی نمی‌تونم.

565
01:08:31,500 --> 01:08:33,400
‫یه هفته‌ای میشه اینجاست.

566
01:08:36,000 --> 01:08:38,000
‫من بهش گفتم بیاد.

567
01:08:39,000 --> 01:08:43,000
‫الان یه هفته‌ـست می‌خوام باهات حرف بزنم.

568
01:08:46,500 --> 01:08:48,000
‫می‌خوام باهاش برم.

569
01:08:53,000 --> 01:08:54,500
‫منتظرمه.

570
01:09:07,200 --> 01:09:09,000
‫نمیزارم بری!

571
01:09:10,800 --> 01:09:11,700
‫شنیدی؟

572
01:09:11,800 --> 01:09:13,800
‫جایی نمیری. -
‫ولم کن. -

573
01:09:13,900 --> 01:09:14,600
‫هیچ وقت.

574
01:09:14,700 --> 01:09:15,500
‫ولش کن.

575
01:09:16,600 --> 01:09:18,300
‫تو بِکش کنار!

576
01:09:18,350 --> 01:09:20,300
‫فکر نکن عاشق واقعیت شده!

577
01:09:23,000 --> 01:09:24,700
‫بجنب. بیا بریم.

578
01:09:30,000 --> 01:09:31,200
‫دیوونه.

579
01:09:34,300 --> 01:09:35,299
‫بس کن!

580
01:09:35,300 --> 01:09:36,300
‫بس کن!

581
01:09:42,580 --> 01:09:44,300
‫از روم بلند شو!

582
01:09:45,500 --> 01:09:46,500
‫بس کن، لویی!

583
01:09:50,200 --> 01:09:52,200
‫ولش کن.

584
01:09:56,000 --> 01:09:56,999
‫چه مدتِ باهاشی؟

585
01:09:57,000 --> 01:09:59,100
‫بنال ببینم، چه مدته؟

586
01:10:01,200 --> 01:10:03,800
‫بس کن! داری می‌کُشیش.

587
01:11:51,900 --> 01:11:55,700
‫هیچ کی نباید خبردار بشه.

588
01:12:06,000 --> 01:12:08,900
‫اوضاع وخیمه.
‫تکونش ندادیم.

589
01:12:21,300 --> 01:12:23,800
‫اینقدر با ستون فقراتش فاصله داشته.

590
01:12:25,400 --> 01:12:27,800
‫سنگ عمیقا فرو رفته بوده پشتش.

591
01:12:28,000 --> 01:12:30,000
‫می‌تونسته فلج بشه.

592
01:12:31,000 --> 01:12:33,500
‫یه چند هفته‌ای نمی‌تونه حرکت کنه.

593
01:12:34,800 --> 01:12:37,349
‫تا موقعی که بهتر بشه، اینجا می‌مونه.

594
01:12:37,350 --> 01:12:40,500
‫می‌خوام ببینمش.
‫باید ببینمش.

595
01:12:41,300 --> 01:12:43,200
‫نمی‌خواد تو رو ببینه.

596
01:12:44,180 --> 01:12:46,400
‫تو و بچه‌ها برمی‌گردید پاریس.

597
01:12:47,330 --> 01:12:50,400
‫می‌تونی چند شبو تو کلوپ بمونی.

598
01:12:50,450 --> 01:12:52,300
‫بعدش خودتی و خودت.

599
01:12:52,500 --> 01:12:54,300
‫این همه کاریه که از دستم برمیاد.

600
01:12:55,500 --> 01:12:57,800
‫شهوت بازی تو تخصص من نیست.

601
01:13:08,000 --> 01:13:11,899
‫معذرت می‌خوام، می‌خواستم بدونم...

602
01:13:11,900 --> 01:13:12,700
‫خوب میشه.

603
01:13:13,550 --> 01:13:14,250
‫ممنون.

604
01:13:15,500 --> 01:13:16,700
‫حالش خوب میشه.

605
01:13:18,600 --> 01:13:24,000
‫لطفا به ژان بگید،
‫من تا ظهر تو هتل می‌مونم.

606
01:15:10,000 --> 01:15:11,399
‫میشه سوار آسانسور بشیم؟

607
01:15:11,400 --> 01:15:13,300
‫تنهایی نمی‌تونید.

608
01:15:14,000 --> 01:15:18,000
‫برید تو اتاق.
‫میرم آپارتمان رو ببینم

609
01:15:33,000 --> 01:15:35,500
‫از مامانی بخواید ببرتون باغ وحش.

610
01:15:35,900 --> 01:15:38,000
‫می‌تونید همه حیوونایه وحشی رو ببینید.

611
01:15:39,000 --> 01:15:42,000
‫راست میگم. همه‌ـشونو می‌بینید.

612
01:15:42,600 --> 01:15:47,099
‫این بزرگترین باغ وحش جهانه.
‫ببرهایی به این بزرگی داره.

613
01:15:47,100 --> 01:15:47,700
‫ببرا؟

614
01:15:48,000 --> 01:15:49,500
‫و اینا چیَن؟ -
‫زرافه. -

615
01:15:49,650 --> 01:15:51,500
‫زرافه. -
‫آره. -

616
01:15:52,500 --> 01:15:53,499
‫و اینا؟

617
01:15:53,500 --> 01:15:54,100
‫فیل.

618
01:15:54,300 --> 01:15:56,200
‫به اینا چی میگن؟

619
01:15:57,200 --> 01:15:57,980
‫شاخ.

620
01:15:58,200 --> 01:16:00,000
‫نه، عاجه.

621
01:16:00,100 --> 01:16:02,200
‫کفشاتو دربیار.

622
01:16:16,470 --> 01:16:18,300
‫میرم با مامانی حرف بزنم.

623
01:16:19,500 --> 01:16:22,000
‫مودب باشید.
‫الان برمی‌گردم.

624
01:16:32,400 --> 01:16:32,900
‫بیا.

625
01:16:43,500 --> 01:16:45,200
‫دارم میرم هندوچین.

626
01:16:46,000 --> 01:16:47,200
‫ثبت نام کردم.

627
01:16:48,300 --> 01:16:51,000
‫حقوقم بیشتر میشه...
‫به خاطر بچه‌هاست.

628
01:16:51,100 --> 01:16:53,000
‫خواهشا منو ببخش!

629
01:16:53,100 --> 01:16:54,500
‫نمی‌خواستم ببینمت.

630
01:16:56,200 --> 01:16:58,000
‫فقط می‌خواستم بچه‌هامو بغل کنم.

631
01:17:01,900 --> 01:17:05,600
‫می‌خوام یکم پیششون باشم.
‫یه ساعت دیگه برگرد. تا اون موقع رفتم.

632
01:17:32,500 --> 01:17:33,500
‫<i>ژان،</i>

633
01:17:34,000 --> 01:17:35,499
‫<i>من خودمو پرت کردم تو جنگ،</i>

634
01:17:35,500 --> 01:17:37,200
‫<i>شبیه کسایی که از رو صخره می‌پرن.</i>

635
01:17:37,550 --> 01:17:40,250
‫<i>ولی مرگ تا الان امونم داده،</i>

636
01:17:40,600 --> 01:17:45,100
‫<i>و به کسایی یورش میبره که می‌خواستن زنده بمونن.</i>

637
01:17:46,600 --> 01:17:49,500
‫<i>انتظار هیچیو ندارم.
‫از هیچی نمی‌ترسم.</i>

638
01:17:50,000 --> 01:17:53,100
‫<i>ولی زندگی شیفته من شده.</i>

639
01:17:53,800 --> 01:17:55,360
‫<i>ما از روستایی به روستای دیگه میریم</i>

640
01:17:55,600 --> 01:17:58,000
‫<i>بعضی‌ها رو می‌سوزونیم، بقیه رو آزاد می‌کنیم.</i>

641
01:17:58,800 --> 01:18:03,300
‫<i>بچه‌ها برای محافظت از جونشون، به سمت ما میدون،
‫و حتی نمی‌دونن دوستیم یا دشمن.</i>

642
01:18:03,800 --> 01:18:07,100
‫<i>معصومیت اونا،
‫منو یاد بچه‌های خودم میندازه.</i>

643
01:18:07,600 --> 01:18:10,100
‫<i>به خاطر اونا، باید زنده بمونم.</i>

644
01:18:11,000 --> 01:18:12,500
‫<i>از طرف من ببوسشون.</i>

645
01:18:13,000 --> 01:18:14,000
‫<i>لویی.</i>

646
01:18:14,600 --> 01:18:16,500
‫اونجوری بهم نگاه نکن.

647
01:18:17,200 --> 01:18:18,280
‫می‌خوام تنها باشم.

648
01:18:18,300 --> 01:18:21,200
‫هیچ کی هم دور و برم نباشه...
‫حتی تو.

649
01:18:24,000 --> 01:18:26,100
‫یه روز درک می‌کنی.

650
01:18:27,000 --> 01:18:28,200
‫رفتارت خوب نیست.

651
01:18:29,300 --> 01:18:31,300
‫اوضاع رو برا آدم آسون نمیکنی.

652
01:18:31,700 --> 01:18:34,000
‫خواهر و برادرات رفن بیرون و دارن بازی می‌کنن.

653
01:18:41,000 --> 01:18:43,099
‫بمون و هر دوتا فیلمو تماشا کن.

654
01:18:43,100 --> 01:18:46,300
‫وسط دو تا فیلم هم بیرون نیا.

655
01:18:46,400 --> 01:18:48,300
‫ساعت 6 میام دنبالت.

656
01:19:22,000 --> 01:19:23,600
‫تا کِی قراره این وضع ادامه داشته باشه؟

657
01:19:24,500 --> 01:19:26,200
‫از این شیر تو شیری حالم بهم میخوره.

658
01:19:34,380 --> 01:19:35,400
‫بسه دیگه.

659
01:19:46,470 --> 01:19:49,950
‫بهم گیر نده ببینم.
‫دارم مثل چی جون میکَنَم.

660
01:19:50,000 --> 01:19:54,100
‫هم آپارتمان گرفتم.
‫هم بچه‌ها رو بردم بهترین مدرسه.

661
01:19:57,000 --> 01:19:58,500
‫لویی نامه نوشته؟

662
01:20:03,400 --> 01:20:04,800
‫و قضیه طلاق؟

663
01:20:06,500 --> 01:20:08,000
‫جمعش کن دیگه!

664
01:20:09,800 --> 01:20:12,000
‫اسم طلاقو آورده؟

665
01:20:16,450 --> 01:20:20,000
‫حتی یه کلمه.
‫از گفتنش امتناع میکنه.

666
01:20:22,600 --> 01:20:24,500
‫از ما قویتره.

667
01:20:24,800 --> 01:20:28,000
‫اون سر دنیاست،
‫ولی هنوز زندگیمو اداره میکنه.

668
01:20:30,600 --> 01:20:32,200
‫تو هیچ وقت وِلِش نمی‌کنی.

669
01:20:37,000 --> 01:20:37,900
‫کمکم کن.

670
01:20:54,000 --> 01:20:55,500
‫ولم نکن.

671
01:20:56,850 --> 01:20:58,200
‫باهام بمون.

672
01:21:20,600 --> 01:21:22,200
‫منو نگاه!

673
01:21:26,000 --> 01:21:27,900
‫و این چیه؟

674
01:21:28,200 --> 01:21:29,980
‫بزار ببینم؟
‫یه سگ.

675
01:21:30,100 --> 01:21:32,800
‫نه، سگ‌ها عصبین، این اسبه.

676
01:21:40,900 --> 01:21:41,990
‫عزیزم...

677
01:21:43,130 --> 01:21:46,800
‫چی شد؟
‫مگه نگفتم منتظرم بمون؟

678
01:21:49,000 --> 01:21:52,549
‫باید عجله کنم.
‫دو قلوها رو پیش دربون گذاشتم.

679
01:21:52,550 --> 01:21:53,980
‫باشه. اینجا رو امضا کنید.

680
01:22:00,000 --> 01:22:01,500
‫بچه خوبیه.

681
01:22:01,510 --> 01:22:03,800
‫اما بو وحشتناکی میده.
‫خیلی کثیفه.

682
01:22:04,006 --> 01:22:07,000
‫حداقل گهگاهی یه حموم ببریدش.

683
01:22:07,400 --> 01:22:08,800
‫خب، خداحافظ خانم.

684
01:22:25,300 --> 01:22:27,300
‫خسته‌ـم. خواهشا ولم کن...

685
01:22:30,000 --> 01:22:31,300
‫دیگه برنمی‌گردم.

686
01:22:33,800 --> 01:22:37,000
‫هر بار، جدا میشیم و بعد دوباره باید منتظر بمونیم.

687
01:22:38,000 --> 01:22:41,000
‫فقط یه روز خوشی و دوباره هفته‌ها انتظار.

688
01:22:43,000 --> 01:22:45,000
‫نمی‌خوام تنها باشم.

689
01:22:45,900 --> 01:22:47,000
‫من همیشه تنهام...

690
01:22:47,400 --> 01:22:49,300
‫خیلی منتظرت بودم.

691
01:22:50,000 --> 01:22:52,000
‫خیلی امیدوارم بودم...

692
01:22:54,000 --> 01:22:56,000
‫یه بچه می‌خواستم.

693
01:22:59,500 --> 01:23:01,000
‫دوسِت دارم، ژان.

694
01:23:03,300 --> 01:23:05,800
‫ولی می‌دونم که دیگه برنمی‌گردی.

695
01:23:07,000 --> 01:23:09,000
‫قضیه خیلی ساده جمع میشه.

696
01:23:10,500 --> 01:23:12,800
‫الان هیچ حرفی به هم نمی‌نزنیم.

697
01:23:13,300 --> 01:23:16,500
‫تو و پسرت از اینجا دور میشی.

698
01:23:17,000 --> 01:23:19,600
‫منم نگاهت میکنم،

699
01:23:20,200 --> 01:23:23,500
‫و بعدش میرم.

700
01:23:25,000 --> 01:23:27,000
‫خیلی ساده هستش.

701
01:23:31,000 --> 01:23:33,000
‫چی می‌تونم بگم...

702
01:23:37,000 --> 01:23:40,200
‫همه‌ـمون باید تصمیمای خاص خودمونو بگیریم.

703
01:23:56,500 --> 01:24:00,000
‫بیا آنتوان. بریم خونه.

704
01:24:13,000 --> 01:24:15,199
‫ -اون مرد کیه؟
‫ -هیچکی...

705
01:24:15,200 --> 01:24:17,000
‫اصلا هیچ کسی نیست.

706
01:25:17,000 --> 01:25:17,999
‫سلام، جیزل.

707
01:25:18,000 --> 01:25:19,000
‫.سلام بچه ها

708
01:25:55,000 --> 01:25:56,000
‫بجنب، تو می‌تونی.

709
01:26:02,000 --> 01:26:03,500
‫بزار من بکنم.

710
01:26:16,300 --> 01:26:18,600
‫به خاطر یه حمله شبونه تو نزدیکی هایپونگ بود...

711
01:26:19,400 --> 01:26:21,800
‫از پشت تیر خوردم.

712
01:26:22,300 --> 01:26:24,700
‫ویتنامی‌ها ولم کردن تا بمیرم.

713
01:26:25,700 --> 01:26:28,900
‫ولی خدا رو شکر مردم محلی زندم کردن.

714
01:26:30,500 --> 01:26:31,500
‫بریم؟

715
01:26:40,000 --> 01:26:42,300
‫شوهرت یه قهرمان واقعیه.

716
01:26:43,350 --> 01:26:45,300
‫ولی هیچ کی متوجه‌ـش نیست.

717
01:26:50,400 --> 01:26:52,380
‫دوباره قراره بره؟

718
01:26:55,200 --> 01:26:59,990
‫این بار میره الجزایر.
‫مرخصیش چند روز دیگه تموم میشه.

719
01:27:06,400 --> 01:27:07,499
‫کی اول میندازه؟

720
01:27:07,500 --> 01:27:08,500
‫من. -
‫تو؟ -

721
01:27:10,000 --> 01:27:11,000
‫بریم.

722
01:27:14,300 --> 01:27:16,000
‫بیا. نوبت تویه آرمل.

723
01:27:19,500 --> 01:27:21,200
‫نوبت تویه، عزیزم.

724
01:27:21,500 --> 01:27:23,300
‫کِی به دست بابایی میرسه؟

725
01:27:23,350 --> 01:27:25,500
‫یه چند روز دیگه. خیلی دور نیست.

726
01:27:28,100 --> 01:27:29,300
‫خیله خب، بزنید بریم.

727
01:27:34,500 --> 01:27:36,500
‫یه کاری دارم که باید انجام بدم.

728
01:27:37,100 --> 01:27:39,400
‫ژیزل حواسش بهتون هست.
‫اونجاست.

729
01:27:39,420 --> 01:27:40,500
‫بگیرش لورانت.

730
01:27:41,000 --> 01:27:42,400
‫بعدا می‌بینمتون.

731
01:28:24,000 --> 01:28:25,600
‫<i>.زندگی ادامه داشت</ i>

732
01:28:26,000 --> 01:28:29,600
‫<i>ژان معشوقه‌های دیگه‌ای هم داشت،
‫لویی در جنگهای دیگر جنگید.</ i>

733
01:28:35,000 --> 01:28:40,600
‫<i>سپس در یك كریسمس، ژان هنگام خوندن روزنامه به شدت بیمار شد.</ i>

734
01:28:42,000 --> 01:28:44,200
‫<i>اون نمی‌تونست نفس بکشه.</i>

735
01:28:50,500 --> 01:28:53,000
‫<i>یک ماه بعد، اون مُرد.</ i>

736
01:28:54,000 --> 01:28:56,100
‫<i>اون به آهستگی خفه شد و مُرد.</i>

737
01:29:01,000 --> 01:29:04,000
‫این همه چیزی بود که وقتی آوردیمش باهاش بود.

738
01:29:11,000 --> 01:29:16,000
‫<i>دکترا نتونستن نجاتش بدن.
‫هیچ دلیلی برای مرگش اعلام نشد.</i>

739
01:29:27,000 --> 01:29:29,000
‫<i>کارخانه دار، ماتیاس بِهرنز درگذشت.</i>

740
01:30:06,000 --> 01:30:11,000
‫<i>آن روز، لویی فکر کرد،
‫شاید این عشق بوده که ژان رو کُشته.</i>

741
01:30:37,200 --> 01:30:40,000
‫<i>ژان بیش از 20 سال پیش درگذشت.</ i>

742
01:30:40,500 --> 01:30:42,300
‫<i>این فیلم برای اوست.</i>

743
01:30:42,324 --> 01:31:01,524
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

